آچمز استراتژیک فرقه رجوی

آچمز استراتژیک فرقه رجوی

آچمز استراتژیک فرقه رجویمنصور نظری، ایران اینترلینک، سیزدهم سپتامبر 2021:… خط پررنگ که میگفتیم همینجاست شکست از پی شکست و آچمز استراتژیک فرقه رجوی نتیجه نداشتن اصول و پرنسیب های اخلاقی، انسانی و انقلابی و مردمی و از سوپی دیگر اندیشه “هدف وسیله را توجیه میکند”. این است که نهایتش از سازمان مجاهدین خلق چنین موجودی میسازد که حتی رهبرش را بصورت عمدی گم میکند تا کسی یادش نیاید این سازمان چه مسیری را طی کرده است. آچمز استراتژیک فرقه رجوی 

معامله قرن وحماقت رجویتناقض عملكرد هاى رجوى

آچمز استراتژیک فرقه رجوی

چهل و سه سال از پیروزی انقلاب ایران میگذرد، انقلابی که از همان آغاز و روزهای نخستینش مورد هجوم دشمنان بیرونی ودرونی قرار گرفت.

آچمز استراتژیک فرقه رجوی

منصور نظری

آقای منصور نظری

درخت انقلاب ایران هنوز جوانه نزده بود که دیکتاتور عراق با حمایت مالی  مرتجعین عرب منطقه همچون سعودی و امارات …. که دشمنان قسم خورده ایران بودند جنگ را آغاز کردند. جنگی که هدف یک تا صد آن تجزیه مناطقی از ایران از جمله خوزستان و کردستان بود. در آن روزهای پر تب وتاب اما سازمان مجاهدین خلق از درون فضای جامعه را به تنش میکشاند و مشغول جذب نیرو بود تا خود را برای یک زور آزمائی آماده کند. مجاهدین خلق مدعی بودند که صاحب انقلاب هستند و باید قدرت به آنها واگذار شود. تمام داستان مجاهدین خلق از فردای پیروزی انقلاب ایران همین است و بس. دعوا نه بر سر عدالت و آزادی و نه بر سر حقوق مردم و نه هیچ چیز دیگر. دعوا از روز نخست همین بوده است.

تاریخچه مجاهدین خلق را میتوان به سه سرفصل مهم تقسیم کرد. قبل از پیروزی انقلاب ، بعد از پیروزی انقلاب تا سی خرداد سال شصت و از سی خرداد سال شصت تا همین امروز. برای بازخوانی  هرکدام از این سرفصل ها نیازمند چندین جلد کتاب هستیم تا مسیر مجاهدین خلق از روز نخست تا به امروز را بررسی کنیم. هدف از این نوشته بازخوانی این سه سرفصل نیست اما میتوانیم بطورخلاصه یک خط پررنگ را در هر سه فصل بیابیم خط پر رنگی که در هر سه فصل قابل مشاهده است اما مجاهدین آنرا پنهان میکنند تا حقیقت سازمان مجاهدین خلق آشکار نشود 



بر خلاف آنچه مجاهدین خلق میگویند، پایه و اساس سازمان مجاهدین خلق بدلیل اشتباهات بنیادی در هیچ زمانی، از تاسیس تا به امروز هیچگاه مبتنی بر یک اندیشه مترقی نبوده است و چه بسا هر چه زمان گذشته بیشتر به انحراف کشیده شده است. نتیجه بنا و دیوار کج  قطعا و یقینا فرو ریختن دیوار است.

ـیا تابحال شده از خودتان بپرسید چرا سازمان مجاهدین خلق همیشه شکست میخورند؟ هر انسانی در طول زندگی پیروزی و موفقیت را تجربه میکند و بسیاری سازمان های و جریانها نیز طعم شکست و پیروزی را میچشند اما چرا سازمان مجاهدین خلق همیشه با شکست همراه است وهیچگاه و در هیچ زمینه ای موفقیت کسب نمیکند؟ رمز و راز این همه شکست در چیست؟ ابتدا پاسخ را از زبان مسعود رجوی بشنویم.

مسعود رجوی پس از عملیات فروغ جاویدان در یک نشست بصورت ناخواسته گفت هر بار که میخواهم از روی دیوار بالا برم نمیتوانم اینبار هم میخواستم از دیوار بالا برم اما اقا (منظورش امام علی بود) یقه ام رو گرفت و گفت بیا پائین نمیتونی بری هنوز  صلاحیتش رو نداری ،،،،،،،،،،،

اخراج رجوی از فرانسه . مریم رجوی به کشورهای اتحادیه اروپا، انگلیس و امریکا ممنوع الورود شد

جواب مسعود رجوی تقریبا درست است اما کامل نیست. به باور من جواب واقعی این است که سازمان مجاهدین خلق در تمام پروسه حیات خود هیچگاه دارای اصول و پرنسیب و چهارچوبهای انقلابی و اخلاقی و انسانی و سازمانی نبوده است. خصوصا پس از اعدام بنیانگذاران سازمان شاهد بودیم که چگونه افرادی در درون سازمان دست به کشتار دیگر افراد زدند. نمونه هائی همچون قتل و ترور مجید شریف واقفی و صمدیه لباف در درون سازمان والبته در ادامه این روند مسعود رجوی به عنوان سکاندار این جریان همان روند را با کمی پس و پیش جلو برد. پس از پیروزی انقلاب ایران ، سازمان مجاهدین خلق از نااگاهی و خام بودن نسل جوان ماکزیمم بهره برداری را کرد و بخشی از جوانانی ناپخته همچون مرا نیز جذب کرد و بطور واقعی بخش قابل توجهی از جوانان بدلیل همین ناپختگی و خام بودن جذب این جریان شدند. مهمترین عامل این میزان جذب نیرو ناشی از دروغ بزرگی بود که سازمان مجاهدین به خورد جوانان میداد. شعارهائی مبنی برعدالت و آزادی و شعارهائی برپایه فدا و صداقت در درون سازمان مجاهدین خلق. اما با گذر زمان پس از سی خرداد سال شصت شعارها یکی پس از دیگری فرو ریختند و دروغ بودن آنها برهمگان به اثبات رسید.

اما اوج ماجرا از زمانی آغاز میشود که مسعود رجوی با زد  وبند با صدام حسین به عراق می رود و ظاهرا ارتش آزادیبخش تشکیل میدهد. ارتشی که جیک و پوک آنرا صدام در اختیار سازمان قرار میدهد تا از آن بعنوان نیروی ذخیره در جنگ برعلیه ایران استفاده کند. مسعود رجوی به گمان آنکه صدام حسین جنایتکار همیشه برسرکار است در آن دوران سیاه و نکبت بار دست به هر ظلم و ستمی و هر جنایتی برعلیه نیروهایش میزند. از زندان و شکنجه تا قتل تا نشست های ضدانسانی غسل وعملیات جاری و دهها نکبت دیگر. او فکر میکرد صدای قربانیان به گوش هیچکس نخواهد رسید وهمه آنجا دفن خواهند شد اما دست روزگار آنچنان به گوش مسعود رجوی سیلی نواخت که فقط نزدیک بیست سال است گم شده ومعلوم نیست به کدام سوراخ خزیده است. مسعود رجوی روزگاری که نعشه و مست و دیوانه بود دست به کمر میزد و میگفت جدا شده نداریم و مشتش را گره میکرد و نعره میزد مشت آهنین برای هر آنکس که بخواهد جدا شود. به یاد آن روزهای سیاه و نکبت بار که افراد و قربانیان مظلوم را در میان صدها نفر و بل هزاراران نفر می آوردند و تف باران میکردند، اما دست روزگار و سیلی که خداوند عالمیان برصورت این مردک نواخت آنچنان بود که بیست سال است مفقود الاثر است. آری نفرین هزاران قربانی و هزاران مادر و پدر داغدار این چنین است. هیچ حقی درجهان پامال نخواهد شد.

بیعت گرفتن مکرر رجوی از اسرای کمپ آلبانی . چرا؟

همه اینها را گفتیم تا بگوئیم سازمان مجاهدین خلق هیچگاه انقلابی، مترقی، دارای اصول و چهارچوب و پرنسیب اخلاقی نبوده، نیست و نخواهد بود. مسعود و مریم رجوی بارها گفته اند که تنها سازمانی هستند که انشعاب نداشته اند، اما باید به آنها گفت اگر سازمان مجاهدین خلق هزار پاره و هزار انشعاب در آن صورت میگرفت بهتر از این همه بدنامی و بی آبروئی بود. آنچه این فرقه نمیفهمد این است ، فکر میکنند با بستن درب قرارگاه فرقه واجازه ملاقات ندادن به خانواده قربانیان میتوانند ابرو بخرند ولی کاملا برعکس همه این اتفاقات آبروی نداشته این فرقه را برده وهرگز وهرگز و به تاکید هرگز نخواهند توانست حتی به موقعیت زمان تقی شهرام و بهرام در سال 54 بازگردند. در مقایسه عدد و ارقام همین بس که قاتلینی همچون تقی شهرام و بهرام هزار بار با شرف تر از مسعود رجوی و همدستانش هستند.

خط پررنگ که میگفتیم همینجاست شکست از پی شکست و آچمز استراتژیک فرقه رجوی نتیجه نداشتن اصول و پرنسیب های اخلاقی، انسانی و انقلابی و مردمی و از سوپی دیگر اندیشه “هدف وسیله را توجیه میکند”. این است که نهایتش از سازمان مجاهدین خلق چنین موجودی میسازد که حتی رهبرش را بصورت عمدی گم میکند تا کسی یادش نیاید این سازمان چه مسیری را طی کرده است.

آنچه گفته شد یک در صدهزار آنچه میشود در مورد این سازمان مافیائی گفت که امروز نه راه پس دارد و نه راه پیش.

خشت اول گرنهد معمار کج، تا ثریا میرود دیوار کج

اطاق فکر حمله ارازل و اوباش به ایرانیان خارج کشور چه کسانی بودند؟

آچمز استراتژیک فرقه رجوی 

***

پانزدهم شهریور 1344 و رویکرد فرقه گرایی و تروریستی رجویآنها نه تنها شکست خوردند که سقوط اخلاقی کردند (به مناسبت درگذشت عبدالرضا نیک بین رودسری – عبدی)ا

آچمز استراتژیک فرقه رجویآچمز استراتژیک فرقه رجویسعيد شاهسوندي: ادای دین به مجید شریف‌واقفی یا دسته گل به تقی شهرام

عبدالرضا نیک بین؛ از بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق تا جدایی از آنعبدالرضا نیک بین؛ از بنیانگذاری سازمان مجاهدین خلق تا جدایی از آن

لاف پنجاه سالگی مجاهدین خلق در پی هویت نداشته فرقه رجویلاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مزدوری-رجوی-جدید-نیست-مجاهدین-خلق-سابق/

مزدوری رجوی جدید نیست – مجاهدین خلق سابقه دارند

مزدوری رجوی جدید نیست - سوابق تروریستی مجاهدینمنصور نظری، ایران اینترلینک، بیست و نهم نوامبر 2020:… در طی دوره چهار ساله این شارلاتان، مجاهدین خلق از هیچ دشمنی با مردم ایران کوتاهی نکردند. تحریم های جنایتکاران که اساس آن برای فشار برمردم ایران طرح ریزی شده بود از جمله تحریم داروئی و غذائی که حتی بسیاری از دولت های خارجی و بعضی مقامات امریکا آنرا ضد انسانی میدانستند. مجاهدین خلق مشوق این تحریمها بودند. درد و رنجی که در این سالیان بر مردم ایران گذشت در اثر این تحریم های داروئی و غذائی  که منجر به قتل هزاران ایرانی شده است. مجاهدین خلق یکی از اصلی ترین مشوقان ولابی کنندگان آن بوده اند.  مزدوری رجوی جدید نیست .

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سالخروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مزدوری رجوی جدید نیست – سوابق تروریستی مجاهدین

رجوی آدامس جویده شده صدام در خدمت دشمنان ایران

منصور نظری پاریس

آقای منصور نظری، پاریس

پیروزی انقلاب ایران مسیر ناهمواری را تا به امروز طی کرده است ، در این چهل و چند سال هیچ روزی نبوده است که کشور ایران درگیر دشمنان داخلی وخارجی نبوده باشد. در همان روزهای آغازین یعنی تنها با گذشت یکماه از انقلاب ایران مسعود رجوی در اسفند ماه سال 1357 خواستار انحلال ارتش میشود  وعلاوه بر ان سازمان مجاهدین خلق خواستار اعدام ارتشیان و نظامیان در رده های بالای نظامی میشود. با فشاری که ازطرف سازمان های افراطی همچون مجاهدین خلق و تجزیه طلبان برای تحقق این امر انجام میشود بخشی از کادرهای نظامی به سرعت اعدام میشوند، امری که باعث درهم ریختگی در ارتش شده و ارتش ایران را هر روز ضعیف و ضعیف تر میکند.  در همان ایام عملیات تروریستی تجزیه طلبان در خوزستان توسط دست پرورده های سعودی و صدام حسین آغاز میشود و تا ماهها پس از آن این منطقه سوق الجیشی درگیر تجزیه طلبان است. هنوز ماجرای خوزستان به پایان نرسیده که در کردستان احزاب تجزیه طلب اقدام به تسخیر چند شهر و پادگان میکنند و وارد یک جنگ تمام عیار میشوند تا کشور ایران را تجزیه کنند. با شکست تجزیه طلبان در خوزستان و کردستان  دست وهابی های سعودی خالی میشود. پس از این شکست، وهابی های سعودی  با تحریک صدام حسین و تضمین مالی جنگ علیه ایران، صدام حسین جنگ علیه ایران را اغاز میکند. خسارت های وارده در اثر این جنگ خانمانسوزصدها میلیارد دلار و نابودی زیر ساخت های کهنه دوران سلطنتی بود. همزمان با جنگ ضد میهنی صدام حسین برعلیه مردم ایران و انقلاب نوظهور آن مجاهدین خلق از درون جنگی را علیه مردم ایران و کشور ایران آغاز میکنند که هزاران نفر از هر طرف قربانی آن میشوند.

بعد از سی خرداد سال شصت سازمان مجاهدین خلق بعنوان بازوی دشمنان سرزمین ایران آغازگر عملیات تروریستی میشوند که هزاران نفر در این عملیات های تروریستی به خاک و خون کشیده میشوند. ترور شخصیت های سیاسی و مقامات کشوری ایران ضربه بزرگی به کشور میزند. این درحالیست که صدام حسین وارد شهرهای ایران شده است و بخشی از خوزستان را اشغال کرده. همراهی سازمان مجاهدین خلق در انجام ترورهائی که به آن افتخار میکند بخشی از سناریو دشمنان ایران از ابتدای انقلاب ایران بوده است. علاوه برآن همین اصلاح طلبان امروز آن روزگار که در قدرت بودند با تندروی های ارتجاعی وافراطی در نقش عوامل نفوذی در تلاش بودند تا مردم ایران را به ضدیت با اصل انقلاب ایران بکشاند و مسیر پیشرفت وهدف انقلاب ایران را که عبارت بود از آزادی وعدالت را خنثی  کنند. بخشی از همان افراطیون آن روزگار که پونز در پیشانی زنان میکردند امروز در بغل امریکا و مواجب بگیر همان وهابی های سعودی هستند.

والبته هزاران بلا و مصیبت دیگر که بدلیل تغئیر نکردن بعضی ازساختارها همچنان وجود دارد و در کنار آن  مداومت دشمنی تاریخی وهابی های سعودی و مرتجعین عرب منطقه  و جنگ طلبان امریکائی و اسرائیلی همچنان کشور ما مورد حمله و هجوم تروریستی قرار میگیرد. چند روز پیش نیز در ادامه خط ویران کردن ایران توسط همان ها که نام بردیم دانشمند ایرانی دیگری  را ترور کردند. نقطه مشترک تمام حمله و هجوم ها و ترورهائی که از زمان پیروزی انقلاب ایران تا به امروز در ایران رخ داده نابود کردن کشوری به نام ایران است. سقف خواسته دشمنان ایران تبدیل ایران به یک کشور موازییک شده است و کف آن تبدیل ایران به کشوری ضعیف و وابسته و تحقیر شده ،

بدون تردید سازمان مجاهدین خلق ورجوی چیها  به تفاله های جویده ای شده ای میمانند که امروز نیششان کشیده شده است اما نباید تردید داشت که سازمان مجاهدین خلق ، که از ترور مسئولین ایرانی اینگونه به وجد می آید و میمون وار بالا و پائین میپرد در هر عملی که در ضدیت با کشور ومردم ایران باشد مشارکت دارد. همان ها که شکمشان را صابون زده بودند تا با آمدن دیوانه ای مانند ترامپ جنگ بزرگی آغاز میشود و ایران نابود میشود و مجاهدین را با سلام صلوات به ایران خواهند برد. رویاهائی که با شکست شارلاتانی به نام ترامپ در حال فرو ریختن است.

در طی دوره چهار ساله این شارلاتان، مجاهدین خلق از هیچ دشمنی با مردم ایران کوتاهی نکردند. تحریم های جنایتکاران که اساس آن برای فشار برمردم ایران طرح ریزی شده بود از جمله تحریم داروئی و غذائی که حتی بسیاری از دولت های خارجی و بعضی مقامات امریکا آنرا ضد انسانی میدانستند. مجاهدین خلق مشوق این تحریمها بودند. درد و رنجی که در این سالیان بر مردم ایران گذشت در اثر این تحریم های داروئی و غذائی  که منجر به قتل هزاران ایرانی شده است. مجاهدین خلق یکی از اصلی ترین مشوقان ولابی کنندگان آن بوده اند.

یکی دو ماه پیش تروریستهای افراطی چند نفر از مردم  فرانسه را به طرز فجیعی کشتند. تروریستهائی که سرمنشع ایدئولوژیکی شان افراط گرائی وهابی بود اینکه متعلق به کدام کشور بودند مهم نیست. آنچه که مهم است طرز فکر افراط گرائی وهابیست که همچون بربرها دست به جنایت میزنن.د همان ها که اربابشان سعودی ها بودند سرمنشع ایدئولوژی افراطی وهابی که جهان را به خطر انداخته است و مجاهدین خلق نیز از این امر مثتثنی نیستند. در دیدگاه سازمان مجاهدین خلق هر مخالفی را میشود کشت. همانگونه که مجاهدین آنرا انجام داده اند. سازمانی به غایت خطرناک که امروزه در ارتباط مستقیم و مخفیانه با محمد بن سلمان قاتل شنیع که خاشوقچی را قطعه قطعه کرد و بی دلیل نیست که امروز همچون میمون از ترور ایرانیان بالا و پائین میپرند.

سرزمین ایران چندهزار سال است پابرجا مانده با هزاران حادثه تلخ وشیرین و همچنان پابرجا خواهند ماند و تفاله هایی همچون باند مافیائی رجوی و تروریستها نمیتوانند این سرزمین را ویران کنند. سرزمینی که ریشه در تاریخ کهن دارد ونامش ایران است و همیشه ایران باقی خواهد ماند.

منصور نظری، پاریس

مزدوری رجوی جدید نیست – سوابق تروریستی مجاهدین 

*** 

ترور دانشمندان هسته‌ ای ایران و نقش مریم رجویترور دانشمندان هسته‌ ای ایران و نقش مریم رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مسعود-رجوی،-از-کاندید-شدن-در-انتخابات-ت/

مسعود رجوی، از کاندید شدن در انتخابات تا ترور اساتید دانشگاه (سالگرد ترور دانشمندان ایرانی بدست موساد و فرقه رجوی)ا

 انجمن نجات، مراکز مازندران و البرز، دوازدهم ژانویه 2017:… فرقۀ تروریستی رجوی موسوم به سازمان مجاهدین خلق که هیچ برگی از تقویم را از کشتار و خونریزی خالی نگذاشته با پوشش یک سازمان انقلابی و نیروی مقاومت با دم تکانی به اربابان خود و کسب اطلاعات از دستور کار کشورهای استکبار در مورد ایران ، با سبقت گرفتن از دیگر تروریست ها مجدد مانند سالیان گذشته و با سابقۀ ننگین …

عملیات مشترک موساد و مجاهدین خلق در ترور اساتید دانشگاههای ایرانعملیات مشترک موساد و مجاهدین خلق در ترور اساتید دانشگاههای ایران

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائیاز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

کاندیداتوری رجوی در سال 58 و سوء استفاده وی از فضای باز انقلاب

انجمن نجات مرکز مازندران چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع

رجوی با انقلابی که بنیانگذار آن امام خمینی بود از همان ابتدا با شیادی و حقه بازی سعی داشت به اصطلاح رهبری انقلاب را از آن خود کند و برای اینکه کسی به ماهیت ضد خلقی او اشراف پیدا نکند از همان ابتدا با شیوه حمایت از رهبری انقلاب و زدن عکس های آن در مراسم و میتنگهای خود اینگونه نشان دهند که در راستای انقلاب اسلامی گام بر می دارند ولی هر روز که می گذشت ماهیت پلید رجوی برای  همه روشن می شد که اولین مقطعی که رجوی فریبکار ماهیت خود را نشان داد رای ندادن به قانون اساسی بود که وی در کلیت با نظام اسلامی مشکل دارد و تعریف کردن از انقلاب و رهبری آن دروغی بیش نیست .

هر چقدر که جلوتر می رفتیم ماهیت وی بیشتر نمایان می شد که از آن جمله می توان در مورد شرکت  وهمکاری افراد فرقه در جنگ عراق علیه ایران و … بود و رجوی برای اینکه دید دیگر امکان به قدرت رسیدن را ندارد سعی نمود در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نماید ولی از آنجائیکه وقتی کسی به قانون اساسی کشور اعتقادی ندارد چگونه می تواند حامی قانون اساسی باشد و به همین دلیل تیر وی به خطا رفت و رهبری با شناختی که از ماهیت این فرقه داشت وی را قبول ننموده و مورد تنفر مردم قرار گرفت .

بعد از آن رجوی پلید سعی نمود بلوا دیگری را در جامعه ایران رقم بزند و آن هم تولید کردن اخبار در مورد زدن نیروهایشان در شهرهای مختلف و ترور افراد گروه و … و برگزاری راهپیمایی که کار را به آنجا رساند که رهبری انقلاب بیان نمود وقتی این گروه سلاح خود را تحویل دهد من خودم برای ملاقات به نزدشان خواهم رفت . ولی رجوی از آنجائیکه ماهیت قدرت طلبی در وی بود سعی نمود از این مسئله استفاده کرده و اینکه اگر ما سلاح های خودمان را تحویل دهیم نابود خواهیم شد . در حالیکه پیام رهبری را نگرفت و باز هم فکر می کرد می تواند به قدرت برسد و دست به سلاح ببرد بدون اینکه خیلی از نیروهایش خبر داشته باشند و باعث مرگ تعداد زیادی از افراد فرقه شد . رجوی پلید فکر می کرد همه نفراتی که به سخنرانی وی می آمدند همراه وی بوده و می توانند سلاح بدست بگیرند و به همین خاطر در کله پوک خود فکر می کرد می تواند در مدت شش ماه حکومت نوپای جمهوری اسلامی را سرنگون کند . البته این خوابی است که اکنون به بیش از سه دهه رسیده است .

اکنون تعریف کردن از کاندیداتوری رجوی و اعلام حمایت شخصیت ها و گروه های مختلف چه مسئله ای از فرقه رجوی حل خواهد نمود ؟ مگر همه کسانی که از رجوی حمایت کردند اکنون از شورای دست وی اخراج نشدند ؟ استفاده کردن یک مشت افراد بی خاصیت و بی کار از فرقه رجوی در سیمای خود می تواند شخصیتی برای این جنایت کار بخرد ؟ بهتر است به همه کسانی که اکنون به فکر سفید سازی چهره رجوی ملعون می باشند باید گفت او به حدی دست به جنایت زده که با آب هفت دریا پاک نخواهد شد و تکرار دروغهای سالیان گذشته هم دردی از فرقه رجوی حل نخواهد کرد .

عبدالله افغان

فرقه رجوی و ترور دانشمندان

انجمن نجات مرکز البرز پنجشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵
 لینک به منبع

21 و 22 دیماه سالروز ترور دانشمندان هسته ای ایران توسط ایادی کشورهای حامی تروریست می باشد که می توان ترور دکتر مسعود علی محمدی ، استاد فیزیک تهران و دانشمند هسته ای در 22 دی ماه 1388 را از جمله این جنایت ها دانست که چنین کشورهای امپریالیسم همواره قصد داشتند از پیشرفت کشور و مردم ایران در عرصه های علمی و دیگر عرصه ها جلوگیری کنند و برای رسیدن به هدف شوم خود مزدوران استیجاری استخدام و تنها راه حل را در کمال ناتوانی ترور دانشمندان می پنداشتند از این رو ترور دانشمندان هسته ای ایران را از فعالیت های مداوم و جریان دار برگزیدند که فقط به ترور یک دانشمند خاتمه نداشت و در یک برنامه ریزی دقیق و از قبل سرمایه گذاری شده ترور دانشمندان و استفاده ابزاری از فرقه های تروریستی در دستور کار قرار گرفت که ترور مصطفی احمدی روشن ، دانشمند هسته ای ایران در 21 دی ماه 1390 نیز از دیگر اقدامات کشورهای استکبار و مزدوران آنها بود.

فرقۀ تروریستی رجوی موسوم به سازمان مجاهدین خلق که هیچ برگی از تقویم را از کشتار و خونریزی خالی نگذاشته با پوشش یک سازمان انقلابی و نیروی مقاومت با دم تکانی به اربابان خود و کسب اطلاعات از دستور کار کشورهای استکبار در مورد ایران ، با سبقت گرفتن از دیگر تروریست ها مجدد مانند سالیان گذشته و با سابقۀ ننگین و درخشان در ترور دولتمردان ایرانی نزد اربابان برای این امر مهم که فقط و فقط در منش آنهاست به استخدام در آمده و ترور دانشمندان هسته ای ایران را به اتفاق همراهانشان را بدست گرفت وانجام داد که به خیال خام خود بتواند برای همیشه فرقه را بیمه عمر نماید در صورتیکه نگاه کشورهای مخالف دولت و مردم ایران به چنین فرقه هایی اعتباری و دارای تاریخ مصرف دار می باشد که دردنیای سیاست به چنین سازمان ها و فرقه های تروریستی که فرقۀ رجوی نوک پیکان تروریست ها می باشد فاحشه های سیاسی خطاب میگردد و بدرستیکه لایق آن هستند.

روح شهدای هسته ای شاد و یادشان  گرامی……….

تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ارضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویواز قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

العربیه شیخ نشین سعودی: تروریستهای ما مجاهدین خلق نماینده رجوی در العربیه سعودی: تروریست های توحید و جهاد از اعضای ما بودند

رجوی مجاهدین خلق مزدوری عربستان اسرائیلاین روزهای سیاه فرقه رجوی

همچنین: