آکسیون اعتراضی در مرکز شهر کلن علیه فرقه رجوی

آکسیون اعتراضی در مرکز شهر کلن علیه فرقه رجوی

Supporting families of MEK Germayزنان ایران، کلن آلمان، پانزدهم می 2016:…  این گردهمائی به مدت دو ساعت در مرکز شهر کلن در مقابل کلیسای مشهور دم، برگزار شد، شخصیتهای حقوق بشری خانم حمیرا محمد نژاد، آقای علی جهانی- آقای نادر کشتکار- آقای داوود باقر وند و آقای امیر موثقی-آقای مهدی خوشحال- آقای عبدالکریم محمودی- خانم زهرا معینی و خانم بتول سلطانی با شرکت فعالشان دفاع از آزادیهای اولیه افراد عضو فرقه رجوی را که توسط سیستم تشکیلاتی رجوی سالهاست … 

لینک به منبع

آکسیون اعتراضی در مرکز شهر کلن علیه فرقه رجوی

آکسیون در حمایت از خانواده های مجاهدین خلق

روز گذشته شنبه چهاردهم ماه می شخصیتهای منتقد فرقه رجوی در حمایت از حق مسلم دیدار خانواده ها و هشدار به جامعه بشری گردهم آئی و تظاهرات داشتند این گردهمائی به مدت دو ساعت در مرکز شهر کلن در مقابل کلیسای مشهور دم، برگزار شد، شخصیتهای حقوق بشری خانم حمیرا محمد نژاد، آقای علی جهانی- آقای نادر کشتکار- آقای داوود باقر وند و آقای امیر موثقی-آقای مهدی خوشحال- آقای عبدالکریم محمودی- خانم زهرا معینی و خانم بتول سلطانی با شرکت فعالشان دفاع از آزادیهای اولیه افراد عضو فرقه رجوی را که توسط سیستم تشکیلاتی رجوی سالهاست تحت روانگردانی قرار گرفته اند را خواستار شدند.

در این آکسیون که ساعتها ادامه داشت صدها نسخه از بروشورهای افشاگرانه به زبان آلمانی و انگلیسی در اختیار علاقمندان و شهروندان آلمانی قرار گرفت تا آنها چشمهایشان را باز کنند و نسبت به یک فرقه مافیائی سازمانیافته بی تفاوت نباشند.

براستی ایکاش زمانی که هر یک از ما در دام این فرقه گرفتار و زندگی و احساسات خود را یکی پس از دیگری در سرآب آزادی از دست دادیم کسی بود تا ما را هوشیار می کرد.

این تظاهرات مورد توجه و استقبال بی نظیر مردم و شهروندان قرار گرفت.

همچنین در صحبت کوتاهی هر یک از این شخصیتها انگیزه حضورشان را بیان کردند. نوار ویدئوی این صحبتها با کلیک بر روی هر یک از عکسها قابل دسترسی است.

https://youtu.be/x4brIaz7UcI

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25063

دم زدن مجاهدین از آزادی و دمکراسی خودبخود توهین به حقوق انسانهاست 

 ادوارد درمادو، وبلاگ ترمادو، دوازدهم می ۲۰۱۶:…  شاید بتوان قاطعانه گفت و تآکید کرد که مجاهدین با واژهائی مانند آزادی و دمکراسی بیگانه هستند، همان واژهائی که طی بیش از چهار دهه از زبانشان در هر مقطعی جاری بوده و با همین کلمات هم تا کنون توانسته اند افراد زیادی حتی بعضآ غیر ایرانی را از راه به در کرده و اهداف خود راتا حدودی پیش ببرند، اگر چه امروزه به ته خط رسیده اند و تمامی پروژه هایشان هم شکست … 

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقدر جوامع دموکراتیک ما از تروریستها تقاضا نمی کنیم که ما را نکشند (نامه ای به پرزیدنت اولاند)

لینک به منبع

دم زدن مجاهدین از آزادی و دمکراسی خودبخود توهین به حقوق انسانهاست.

وبلاگ ادوارد
۱۱٫۰۵٫۲۰۱۶

شاید بتوان قاطعانه گفت و تآکید کرد که مجاهدین با واژهائی مانند آزادی و دمکراسی بیگانه هستند، همان واژهائی که طی بیش از چهار دهه از زبانشان در هر مقطعی جاری بوده و با همین کلمات هم تا کنون توانسته اند افراد زیادی حتی بعضآ غیر ایرانی را از راه به در کرده و اهداف خود راتا حدودی پیش ببرند، اگر چه امروزه به ته خط رسیده اند و تمامی پروژه هایشان هم شکست خورده اما هنوز هم این شکستها و بن بستها درس عبرتی برایشان نشده و هنوزهم دراروپا و نه درعراق دوران صدام دست از تهدید و خط و نشان کشیدن ها بر علیه منتقدین سازمانشان برنداشته اند.

همین تهدید ها و همین خط ونشان کشیدن ها در اروپا برعلیه منتقدین و جدا شدگان از سازمانشان خود یکی از دلایل ضد دمکراسی بودن مجاهدین می باشد،چرا که اگر مجاهدین خود را آلترناتیو حکومت ایران می دانند و اگر در اساسنامه شورای خود بر آزادی بیان تآکید کرده اند پس بایستی برابر با قوانینی که خود نوشته اند عمل کنند و انتقاداتی که از سوی هر کسی به آنان می شود را یا بپذیرند یا با برخوردی در چهارچوب همان دمکراسی که خو از آن دم می زنند پاسخ دهند.

اما امان از دروغگویان که برای به قدرت رسیدن خود نه تنها قوانین و اصولی که خود نوشته اند را زیر پا می گذرارند بلکه فراتر از آن رفته و افراد معترض و مخالفین خود را تهدید به مرگ می کنند( البته در اروپا و قبل از اینکه به قدرت برسند) و هم اینکه تمام هم وغمشان این است که در کشورهای اروپائی چگونه برای معترضین خود دسیسه سازی کنند تا مخالف خود را جاسوس رژیم جا بزنند و اگر هم توانستند با پاپوشی حتی پولکی منتقدین خود را به سکوت وادار کنند.

راستی مجاهدین مگر در خارج از کشور چه هستند و چه می کنند که مثلآ رژیم افرادی را برای جاسوسی بر علیه مجاهدین در اروپا بکار بگیرد؟

کرارآ در اخبار خوانده و دیده ایم که امریکا اعلام می کند هکرهای ایرانی به کامپیوترهای وزارت خارجه امریکا یا حتی به کامپیوترهای پنتاگون حمله کرده و برای مدتی مثلآ سایت مزبور را هک کرده، سؤال این است آیا برای رژیمی که به قول امریکا توسط هکرهای خود سایت وزارت امور خارجه امریکا را برای ساعاتی فقل می کند حمله به سیستم کامپیوتری مجاهدین مشکل است؟ البته که کار ساده ای می تواند باشد چرا که بالاترین امنیت برای وزارتخانه ها در نظر گرفته میشود و تازه آنهم وزارت خارجه یک ابر قدرت که حتمآ دارای سیستم ویژه امنیتی می باشد.

پس با این حساب در میابیم که مجاهدین برای خراب کردن منتقد خود اقدام به پخش چرندیاتی از این قبیل می کنند تا برای خود راه گریزی از بن بست خود ساخته پیدا کنند وهم اینکه به هواداران و اعضای گرفتار درتارهای عنکبوتی تشکیلات خود حالی کنند که هر کس هوای جدا شدن از تشکیلات به سرش زد همین کار را با او خواهیم کرد.

همین چند عملکرد و رفتار به دور از انسانیت مجاهدین گویای آن است که مجاهدین حتی قوانین خود نوشته و خود ساخته خود را هم به آسانی زیر پا می گذارند بدون آنکه ککشان هم بگزد، نکته دیگر آزار روحی و روانی است که سالهاست از سوی مجاهدین هم به اعضای اسیر خود و هم به خانواده های آنان که برای دیدار فرزندان خود خود را به آب و اتش می زنند اعمال می شود، عملکرد و حرکات مجاهدین در این چهار دهه نه منطبق با حقوق بشر بوده و نه منطبق با قوانین الهی در ادیان ابراهیمی، قوانینی است که درهر مقطع زمانی برای پیشبرد اهداف خود از طرف رجوی ساخته و پرداخته و به اعضای دربند خود با ترفندهای گوناگون تحمیل گشته، از ازدواج های ایئدولوژیک یعنی ازدواج های اجباری گرفته تا برعکس آن طلاق های اجباری یا مجبورکردن اعضای خود به فردپرستی یا حتی وادار کرن افراد با شستشوی مغزی به خودسوزی در انزار عمومی در قلب اروپا که حرکت بغایت مشمئزکننده ای بود و از نظر مردم اروپا اوج وحشیگری بشمار می اید.

اینها گوشه ای از عملکرد سازمانی است که ادعای آزادی و دمکراسی هم دارد اما برای فریب افکار عمومی هر روز خود را با رنگ های گوناگون وزک می کند تا شاید بتواند چند صباحی خود را سرپا نگه بدارد و از چنگال عضای سابق و منتقدین خود خلاص شود.

با نگاهی کوتاه به عملکرد مجاهدین از دیروز تا امروز می توان به جرآت گفت: دم زدن مجاهدین از آزادی و دمکراسی توهین به حقوق انسان و انسانیت است

*** 
Maryam Rajavi terrorist syriaThe Mojahedin Khalq (Rajavi cult) and Saddam’s daughter support the Islamic State of Iraq and the Levant (ISIS)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24923

مریم رجوی کشتار در سوریه را انقلاب مردم سوریه می داند 

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، چهارم می ۲۰۱۶:… ما در جریان سوریه مجاهدین رجوی چونان قاشق شکسته ای که کارامدی در دنیای سیاسی ندارد و به گوشه ای از زباله دان پرت شده اند،برای نجات خود از همان زباله دان و البته با دریافت پول از سعودی از آدمکشان در سوریه حمایت کرده و برای مردم سوریه اشک تمساح می ریزد و بدون اینکه کمی در گفتار خود تآمل کند آشوب و کشتار در سوریه را انقلاب مردم سوریه می نامند … 

مصاحبه عنایت فانی با ادوارد ترمادو، بی بی سی، به عبارت دیگر

https://youtu.be/3Ll21APj71U

لینک به منبع

مریم رجوی کشتار در سوریه را انقلاب مردم سوریه می داند

وبلاگ ادوارد

۰۴٫۰۶٫۲۰۱۶

ادوارد ترمادوآقای ادوارد ترمادو

 امروزه همه دنیا از آنچه در سوریه گذشته و می گذرد اطلاع دارند، سوریه کشوری تاریخی که در طول پنج سال جنگ توسط مشتی افراطی مزدور فاسد که از سوی امریکا و متحدانش در منطقه مانند سعودی و تلاویو حمایت می شوند تبدل به تلی از خاک و خاکستر گشته و با تحمل بیش از ۲۵۰۰۰۰ کشته و میلیون ها آواره از کشوری زیبا و تاریخی تبدیل به جولانگاهی برای آدم کشان حرفه ای شده، در این راستا قدرت های خارجی هم با شعار پایان دادن به جنگ و کشتار تنها به فکر منفعت خود بوده و برایشان مردم سوریه مهم نیست، درست مانند درگیری های امروزی در مرز ارمنستان و آذربایجان که اکنون باز هم در حال شعله ور شدن است و در این میان روسها برای منافع کثیف خود از طرفی برای پایان دادن به جنگ میان ارمنستان و اذربایجان میانجیگری می کنند و از طرفی هم به هر دو طرف درگیر سلاح می فروشند.

اما در جریان سوریه مجاهدین رجوی چونان قاشق شکسته ای که کارامدی در دنیای سیاسی ندارد و به گوشه ای از زباله دان پرت شده اند،برای نجات خود از همان زباله دان و البته با دریافت پول از سعودی از آدمکشان در سوریه حمایت کرده و برای مردم سوریه اشک تمساح می ریزد و بدون اینکه کمی در گفتار خود تآمل کند آشوب و کشتار در سوریه را انقلاب مردم سوریه می نامند.اگر کمی در موضوع جنگ داخلی سوریه عمیق شویم متوجه میشویم که در این جنگ داخلی خونبار مردم سوریه هیچ نقشی ندارند، نقش مردم در این میان نقش کشته ها و آوارگان است،این یعنی اینکه هر گروهی برای به قدرت رسیدن خود در سوریه تلاش دارد تا بیشتر خون بریزد و در وسط تمامی گروه های مسلح مردم سوریه هستند که متحمل تلفات می شوند، پس در می یابیم که انقلابی در کار نیست و صحنه ای هم که از حضور مردم سوریه برای انقلاب به تصویر بکشد وجود ندارد.

مجاهدین هر از گاهی عده ای از پناهندگان و آوارگان سوریه را با حقه بازی و دوز و کلک در پاریس جمع می کنند و مریم رجوی برای اینکه سازمان خود را از ایزولاسیون خارج کند برای مردم سوریه اشک تمساح می ریزد و با عکس گرفتن با بچه های کوچک پناهنده سوری تلاش می کند تا چهره دیکتاتوری خود و همسر خود و سازمانش را مردمی جا بزند،البته چیزی که در این میان عاید این آوارگان می شود یک وعده غذای خوب است که بایستی گفت خوب ثواب دارد.اگر با چشم باز به مجاهدین و تاکتیک های لو رفته آنان بنگریم متوجه می شویم که مجاهدین نیز برای ریسدن به هدف خود از هیچگونه کشتار و خونریزی و حتی دادن اطلاعات کشور به دشمن شرمی نداشته و ندارند، این را در گذشته با همکاری با صدام ثابت کرده اند، یعنی اینکه از مجاهدینی که سربازان ایرانی را در مرز ایران عراق می کشتند و به اسارت می بردند و اطلاعات منطقه را به دشمن می دادند باید قبول کنیم که دلشان به حال مردم سوریه می سوزد؟

عجبا….در این اواخر باز هم مجاهدین همین کار را انجام داده اند عده ای از پناهجویان سوری را جمع کرده و مریم رجوی هم در میان آنان جنگ و کشتار در سوریه را انقلاب مردم سوریه نامیده است،البته که مریم رجوی خود خوب می داند که چه می گوید،یعنی اگر خونریزی و کشتار و آوارگی و تخریب کشور باستانی سوریه را انقلاب مردم سوریه می نامد منظورش این است که مجاهدین برای به قدرت رسیدن در ایران آماده هستند تا ایران را تبدیل به تلی از خاک کنند، مردم ایران را مانند سوری ها آواره کنند و برای چند صباحی حکومت خفت بار در درون ایران حمام خون راه بیندازند، البته از ابتدای انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ مجاهدین همین عقیده را داشتند و برای رسیده به هدف خود که همانا حکومت بود دست به ترور و کشتار و بمب گذاری در درون ایران زدند، البته این دور از انتظار نیست، تروریست باید از تروریست حمایت کند، کبوتر با کبوتر باز با باز.اما گویا مجاهدین هنوز پس از چهار دهه مردم ایران را به درستی نشناخته اند، باید به آنان گفت: بدانید و بدانید که شما از نظر مردم ایران منفور هستید و از نظر مردم ایران خاری در چشم ایران و ایرانی و باز از نظر مردم ایران طرد شده

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24726

سنت دیرینه مجاهدین، تخریب منتقدین 

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و دوم آوریل ۲۰۱۶:…  ما اکنون مجاهدین سوژه دیگری را مورد حمله و هجوم هیسیریک خود قرار داده اند تا همان سنت دیرینه خود را اجرا نمایند، این البته از سیاست های کثیف رجوی است و در واقع پایه گذار این سیاست بیشرمانه هم کسی به غیر از رجوی نبوده، این بار اما سوژه کمی متفاوت تر از قبلی هاست ایشان خانم فریده هشترودی می باشند که اکثر همیهنان عزیز با نام خانوادگی … 

گزارش انستیتوی تحقیقات دفاع ملی (RAND) (گزارش کامل بعلاوه پیوست ها)

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

لینک به منبع

سنت دیرینه مجاهدین، تخریب منتقدین

براستی برای چه و به چه دلیلی مجاهدین هم شعار آزادی و دمکراسی سر می دهند و هم اینکه هر کسیکه از سازمانشان حمایت نکند و یا اگر از سیاست های سازمان و تشکیلاتشان انتقادی داشته باشد یا حتی به کسی که مدتها با تشکیلات آنان بوده اما امروز به هر دلیلی مایل به ادامه راه با آنان نسیت مارک مزدوری می زنند و تمام تلاش خود را برای تخریب فرد منتقد یا جدا شده بکار می گیرند، این موضوعی است که سالیان سال است در سازمان بعنوان یک سنت دیرینه بکار گرفته می شود و اگر چه در طول این سالیان با تلاش و کوشش و افشاگری های مکرر اعضای سابق و جدا شدگان از تشکیلات مجاهدین این دغلکاری رنگ باخته اما هنوز این سنت در درون تشکیلات از جایگاه محکمی برخوردار است.

برای بکارگری این سنت در هر مقطع و زمان سوژه ای وجود دارد،یک زمان جدا شدگان از اسارت تشکیلاتی یا افرادی که از شورا فاصله می گیرند را هدف قرار می دهند و زمانی تهمت و افترا را متوجه گروه های دیگر در خارج کشور می کنند و یا زمانی حتی به مقامات کشورهای دیگر بند می کنند و وقتی کفگیر به ته دیگ می رسد خانواده هائی را که برای دیدن فرزندان به گروگان گرفته خود که هنوز در تشکیلات سازمان گرفتار هستند مارک مزدوری می زنند.

اما اکنون مجاهدین سوژه دیگری را مورد حمله و هجوم هیسیریک خود قرار داده اند تا همان سنت دیرینه خود را اجرا نمایند، این البته از سیاست های کثیف رجوی است و در واقع پایه گذار این سیاست بیشرمانه هم کسی به غیر از رجوی نبوده، این بار اما سوژه کمی متفاوت تر از قبلی هاست ایشان خانم فریده هشترودی می باشند که اکثر همیهنان عزیز با نام خانوادگی ایشان آشنائی دارند،پدر ایشان یکی از سرشناسترین ریاضی دانان جهان بودند، پروفسور هشترودی به عنوان یک متفکر منتقد و ریاضیدان نامدار ایرانی، دارای اهمیت نمادین و شخصیتی اثرگذار در جامعه علمی معاصر ایران بوده است.

اما برای مجاهدین که در این مقطع زمانی که ورشکسته شده اند اصلآ مهم نیست که طرف مقابل یا مخالفش کیست، در واقع جنگ مجاهدین با خانم هشترودی جنگ انتقاد نیست،بلکه در این میان مجاهدین می خواهند نوعی زندگی را به ایشان تحمیل کنند که خودشان مایلند، اساس حرف مجاهدین چه با کسانی که هنوز گرفتار تشکیلات هستند و چه کسانی که از آنان جدا شده اند همین است، طوری زندگی کنید که ما می گوئیم، وقتی نفس بکشید که ما می گوئیم، جایی بروید که ما می گوئیم، در واقع این همان کنترل تشکیلاتی است که هر کسی که وارد تشکیلات مجاهدین شود برقش او را می گیرد.

بخاطر دارم زمانی را که همین خانم هشترودی به اردوگاه اشرف آورده شده بود، فرمانده هان زن که او را همراهی می کردند چنان هیجان زده به دنبال ایشان می دویدند که عرق از سروکله هاشیان می ریخت و چنان هیجان زده شده بودند و چاپلوسی می کردند که نگو و نپرس، البته خود خانم هشترودی برایشان مهم نبود تنها نام خانوادگی ایشان مهم بود که بتوانند در محافل بین المللی و ایرانی پز بدهند و تبلیغ کنند و به رخ بکشند.

بالاخره ما که نفهمیدیم در دنیای آزادی و دمکراسی که در کشورهای پیشرفته شاهد آن هستیم انسان حق تصمیم گیری دارد که کجا و چگونه زنگی کند یا خیر؟ البته این را می دانم که در دمکراسی از نوع مجاهدین قضیه فرق می کند، طوری که یک روز بایستی ازدواج عقیدتی انجام دهی که انتخاب همسر به عهده تشکیلات است یعنی زوری،یک روز بایستی از همان همسر تشکیلاتی که شاید به وی علاقه مند شدی بزور جدا شوی، همان طلاق های اجباری درون سازمانی، در انتخاب لباس و پوشش هم اختیاری نداری البته به غیر از خانم رجوی، دست دادن مرد و زن هم ممنوع است باز هم به غیر از خانم رجوی، آرایش کردن زنان هم در تشکیلات ممنوع است باز هم به استثنای خانم رجوی، در کجای دنیای باشی و نفس بکشی باز تصمیم سازمان و تشکیلات است.

اگر وارد تشکیلات مجاهدین شدی دیگر حق زندگی به شکل آزاد نداری چون همین که در خواست جدا شدن از سازمان را بدهی ابتدا می گویند اینجا کارخانه نیست که یک روز بیائی و یک روز هم بروی،اگر دوباره درخواست بدهی با نشست های تآیین تکلیف روبرو خواهی شد که در پایان یا بایستی تسلیم شوی یا نفوذی رژیم خواهی شد و بایستی اعتراف نامه بنویسی که بله من نفوذی هستم که این می شود پتکی بر سر که هر گاه هوس جدا شدن کردی در جمع رسوایت کنند، البته از فحش های ناموسی و بعضآ کتک های درون نسشت ها می گذرم.

سنت دیرینه مجاهدین در درون تشکیلات به این شکل است که در پایان باعث تخریب شخصیت فرد معترض یا منتقد در درون سازمان می شود و فرد از ترس اعتراف نامه دروغی خودش تابع تشکیلات اجباری می شود. این گوشه ای از دمکراسی از نوع مجاهدین دردرون تشکیلات است، همان جائی که رهبر سازمان در مقابل افرادی که به زور اعتراف نامه نوشته اند لقز آزادی سر می دهد.

دمکراسی مجاهدین درخارج از تشکیلات به شکل دیگری می باشد، در واقع در بیرون از تشکیلات یا در خارج کشور اگر تن کسی به تن مجاهدین خورد بداند که یا بایستی تا آخر عمر به رهبری مجاهدین کولی بدهد یا اینکه پی مزدور شدن را به تن بمالد، به شکلی که حتی اگر فرد کولی نداد و بی سر و صدا گوشه ای برای خود اختیار کرد یا بایستی در همان گوشه دق مرگ شود و یا مثلآ اگر تصمیم به بازگشت به ایران را گرفت از نظر مجاهدین مزدور رژیم است، پس کارخانه پاپوش سازی مجاهدین که دستگاه هایش همان سنت دیرینه است شروع به کار می کنند و در یک چشم بهم زدن در سایت هایشان می نویسند که فلان فرد فلان روز با فلان مآمور رژیم ملاقات کرده و حالا هم می خواهد به ایران برود،خداوند از دست مجاهدین به داد ایرانیان خارج از کشور که به ایران تردد دارند برسد.

ناگفته نماند که در یکی از نشستهای درونی در اردوگاه باقر زاده که البته پخش بیرونی نشده آقای رجوی می فرمود: بگذارید به ایران برویم آنوقت تمام ایرانیانی که در خارج از ایران هستند باید پاسخ بدهند کجا بودند و چه می کردند،هنوز به ایران نرسیده از ایرانیان خارج از کشور طلبکار است.

خوب این یعنی همان جمهوری دمکراتیک اسلامی،نوعی حکومت خود ساخته که تنها در کارگاه دیکتاتوری رجوی قالب ریزی می شود. حالا هم خانم هشترودی تمایل به ادامه با مجاهدین به هر دلیلی نداشته و به هر دلیلی تصمیم گرفته به زادگاهش برود، برای تخریب خانم هشترودی مدتی است که از چپ و راست در سایت های مجاهدین شاهد چرندیات اضافه علیه ایشان هستیم. این حق قانونی هرفردی در دنیا است که کجا و چگونه زندگی کند و طبق قوانین همین کشورهای اروپائی هم کارغیر قانونی نیست، غیر قانونی بودن این موضوع تنها در قانون خودمحورانه مجاهدین است که تا آنجائی که در توان دارند تلاش می کنند مردم ایران را از هم بپاشند و در خارج از کشور هم با همین سیاست مزدورانه در تلاش هستند که ایرانیان را نسبت به یکدیگر بدبین کنند، بر عهده ایرانیان آزاده و وطنپرست است که با اینگنه تفرقه اندازی مسؤلانه برخورد کنند

*** 

مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمدرخواست مضحک برگرداندن ده در صد سلاح زمینه سازی برای کشتار ساکنان لیبرتی

فریبا هشترودی تلویزیون ایران فردامصاحبه علی لیمونادی با فریبا هشترودی. تلویزیون ایران فردا

فوریه ۲۰۰۸: کتاب خانم هشترودی در پاریس تحت عنوان ” بازگشت از ایران ” به چاپ رسید

https://youtu.be/oScrIJO6q0M

***

همچنین:

نوک پیکان مبارزه مجاهدین با چه کسی است؟

ادوارد ترمادو، کانون آوا، هجدهم فوریه ۲۰۱۶:… در اصل می توان به این شکل برداشت کرد که پس از افشاگری های بی مورد سایت های اتمی که اساسآ وجود خارجی نداشتند که این خود درز اطلاعات کشور هم هست و پس از دولا و راست شدن در برابر جناح جنگ طلب درامریکا و پادوئی برای سازمانهای اطلاعاتی منطقه در واقع بازنده ا
 
 
ادوارد ترمادو، کانون آوا، بیست و هشتم نوامبر ۲۰۱۵:… اما آیا می توان روضه خوانی و سینه زنی مجاهدین را در پاریس یک ابراز همدردی صمیمانه که بیانگر ضد تروریست بودن آنان باشد توصیف کرد در حالیکه برای کشته های یازده سپتامبر که بیش از ۲۹۰۰ نفر بودند جشن گرفته و نقل و نبات تقسیم می کردند؟ همین مجاهدینی که
 
 
ادوارد ترمادو، کانون آوا، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۵:… پرسش اینجاست که چنین افراد جان بر کف چرا در اروپا مفتخوری میکنند و جنگ امام حسین را به رخ افراد گرفتار در لیبرتی می کشند از رهبران سازمان تا همین مقاله نویسان پولکی اگر خود به گفته خودشان معتقد هستند پس چرا از صحنه گریختند؟ حالا در اروپا نشسته و اما