آیا حامیان تروریزم رجوی، زندانیان سیاسی هستند؟! (+ دراین مورد کسی یارای رقابت با رجوی را ندارد!)ا

آیا حامیان تروریزم رجوی، زندانیان سیاسی هستند؟! (+ دراین مورد کسی یارای رقابت با رجوی را ندارد!)ا

 Ahmad Sahoubiانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، دهم می 2016:…  اگر ادعا هایت درست باشد، آنگاه باید بپذیری که برعلیه منافع ملی اقدام کرده وزندانی شده ای که حکم یک تبهکار را داری وزندانی سیاسی بدان شکل کلاسیک اش نمیباشی!! البته اگر مقاله ی مورد شرح، مال خودت باشد که رجوی را با مقدسین محشور ساخته ای ، همگی دال بر وابستگی تو به فرقه ی رجوی است و درهیچ کجای دنیا، بین این نوع فرقه های مخرب و ضد ملی … 

احمد صحوبیمحکوم کردن لفظی تروریزم از طرف این بچه مرشد رجوی، اعتبار بخشیدن به تروریزم است!
عضو سابق منافقین به همراه چهار همدستش در نیکشهر به هلاکت رسیدند

Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult) Our Men in Iran? (Seymour M. Hersh, The New Yorker, April 2012)

روز جهانی کار و کارگربه‌مناسبت روز جهانی کار و کارگر

آیا حامیان تروریزم و فرقه گرایی رجوی، زندانیان سیاسی هستند؟!

لینک به منبع

ما هنوز هم از سیاست های مسئولین قضائی وامنیتی کشور که به این راحتی تسهیلات لازم را برای ارتباط با بیرون از زندان وبرقراری روابط سریع وبی محابا با باند رجوی وانتشار نوشته های ضدملی وزهر آلودشان ، برپا میدارند، ابدا سر درنمیآورم!

مگر اینکه این فرقه ی رجوی باشد که بنام آنها مقاله مینویسد که دراین صورت آیا نباید مسئولین مربوطه به تحقیق وتفحص بپردازند؟

درتداوم این نامه نگاری ها، این بار قرعه بنام افشین بایمانی ازاهالی زندان گوهردشت افتاده که مطالبی بنویسد ویا بنامش نوشته شود!

در مقاله ی منتسب باو ومنتشر شده ازطرف رسانه های رجوی آمده است:

” صد بار فرصت اصلاح داشتید به آن پشت کردید حال محکوم به هلاکتید “!

وبعد از کلی گویی های خاص باند رجوی ، نوشته شده است:

” …حدودا ۱۶ سال قبل بود وقتی برادرم مهدی برای ماموریت از اشرف به ایران آمده بود من که آشنایی زیادی به مسائل سیاسی نداشتم وقتی که دیدم برادرم به هر کسی می رسد با او با محبت برخورد می کند و به تک تک آنها اعتماد می کند از او پرسیدم چرا به مردمی که به تو اعتماد نمی کنند این همه به آنها اعتماد می کنی لبخندی زد و گفت از برادر مسعود جمله ای شنیدم که شاید برای تو راه گشا باشد که … ما باید صد بار در مقابل بی اعتمادی مردم به آنها اعتماد بکنیم تا یر به یر بشود و این قیمت خیانت آخوندهاست که هر کس که می خواهد مردم به او اعتماد کند آن را باید پرداخت کند حالا با این منطق به تک تک مزدوران رژیم از تمام جناح هایش می گویم بیهوده آب در هاون مکوبید. صد بار فرصت اصلاح داشتید به آن پشت کردید حال محکوم به هلاکتید… و تا صدها سال دیگر کسی به افرادی از جنس شما اعتماد نخواهد کرد “.

این برادرت در16 سال پیش ودرایام خمپاره پرانی های سازمان درداخل خاک ایران، چه ماموریتی داشته وسرانجام کارش چه شد؟!

اوبه چه دسته ازمردم اعتماد کرد و چگونه به سخن رجوی که به باوفادارترین یاران خود هم اعتماد نداشت ودربزنگاه های خاص ، حتی آنها را ازبین برد، اعتماد کرده است ؟!

چرا کسی که از کمپ اشرف به ایران آمده ، میتوانسته روابط آشکار با مردم داشته باشد؟!

آقای افشین!

مگر تو چه کاره بودی که این برادرت اینهمه با تو درد دل کند ؟!

وقتی سازمان از سلام وعلیک اعضای خود با خانواده اش اینقدر وحشت داشته ومانع این کاراست ، چگونه بتو اعتماد کرده واینهمه اسرار؟! را با تو درمیان گذاشته وآیا جز اینکه توهم دراین فعالیت های تخریبی وبرضد منافع عمومی کشور شرکت نموده وحامل خرده شیشه های زیاد با خود بودی؟!

مثلا اینکه خودت هم عضو مورد اعتماد سازمان بودی تا برادرت درموقعیت وماموریت این چنین خطرناک ، حرف دلش را با تو ودیگران مطرح کند؟!

اگر ادعا هایت درست باشد، آنگاه باید بپذیری که برعلیه منافع ملی اقدام کرده وزندانی شده ای که حکم یک تبهکار را داری وزندانی سیاسی بدان شکل کلاسیک اش نمیباشی!!
البته اگر مقاله ی مورد شرح، مال خودت باشد که رجوی را با مقدسین محشور ساخته ای ، همگی دال بر وابستگی تو به فرقه ی رجوی است و درهیچ کجای دنیا، بین این نوع فرقه های مخرب وضد ملی حلوا پخش نمیکنند!!

با این توضیح تو با فعالیتی که داری ، یک وابسته ی رجوی بودی وحالا هم دراستمرار ماموریت ات که حمایت از رجوی در ادامه ی اسارت فرزندان ما دست به چنین کارهایی میزنی!
با این حساب ما بعنوان گروهی ازخانواده های اسرای رجوی، توجه دولت جمهوری اسلامی ومقامات جهانی ذیربط را به این مسئله که تو درخدمت تداوم اسارت نکبت بار فرزندان ما قرار داری جلب کرده ، وحق مراجعه به مقامات قضائی را ازاین لحاظ که نویسندگان اینگونه مطالب برحقوق ما وفرزندان اسیرمان تجاوز میکنند، برای خود حفظ میکنیم!

گروهی از خانواده های اسرای رجوی درعراق وآلبانی

آذربایجان شرقی- ایران

دراین مورد کسی یارای رقابت با رجوی را ندارد!

لینک به منبع

مطلب منتشر شده ی آقای بهرامی رجویست ” عصای گیر کرده در سیمان و رجزهای توخالی ” نام یافته وبعلت طولانی بودن آن، لازم دانسته شد که به نقل قول نکات اصلی تر آن پرداخته ونقدی جانانه از آن بشود.

آقای حميدرضا بهرامي مینویسد:

” … دیگر عملا دشمنی در کار نیست که با آن مبارزه کند و رژیم اکنون با شیطان بزرگ و استکبار مشغول قدم زدن است ،از این رو خامنه ای دست به دشمن سازی و …”.

اگر دشمنی درکار نباشد، رجزخوانی های شبانه روزی شما درآلترناتیو بودن هم کشک است!!

اما برخلاف نظر شما ، ما دشمنانی بحد وفور داریم که دولت وحاکمیت ایران به ده ها سال وقت احتیاج دارند که نقش مخرب آنها را خنثی کنند ولازم به وجود دشمن دیگر و … نیست:

جبران عقب ماندگی مزمن 400 ساله وخود کفا کردن صنعتی وکشاورزی کشور که مشکلات اساسی ماست که خود تفرعاتی مانند بیکاری ، افزایش طلاق واعتیاد وافسردگی را بهمراه دارد، ودولت ایران وقتی برای دشمن تراشی خارجی ندارد!!

همچنین:

” رژیم برای سر پانگه داشتن خود به دوعامل دیگر نیازدارد که یکی از آنها سلاح هسته ای است. چندی پیش رفسنجانی گفته بود که ما زمانی بر روی ساخت سلاح هسته ای کار میکردیم اما بعدا از ادامه ی آن منصرف شدیم. برای همگان روشن است که رژیم برای بقای خود به یک عامل بازدارنده ی نظامی نیاز دارد و سران توتالیتر ایران این عامل بازدارنده را یک بمب اتمی دیده و می بینند و رژیم از همان ابتدای کار بر روی ساخت سلاح هسته ای کار کرده بود …”.

از سلاح هسته ای برای سرکوب داخلی استفاده نمیکنند وچه بسا که به کشورهایی مانند ایران باوجود داشتن چنین سلاحی ، میدانی برای استفاده ی خارجی هم نمیدهند!
پس سلاح اتمی ناموجود ایران، هیچ مشکلی را ازدولت ایران حل نخواهد کرد!

دیگر اینکه منصرف شدن ازانجام کاری ، جرم محسوب نمیشود که اگر شود، باید کشورهایی مانند اسرائیل، پاکستان و … را ازبین برد که منصرف هم نشده وبه بمب سازی خود ادامه دادند وچنین حادثه ای هم رخ نداده است و بنابراین این برده ی قلمی رجوی ، هذیان میگوید!!

آقای بهرامی طی سخن آب نکشیده ای مدعی شده است که :

” …تنها گزینه برای رژیم شکست خورده ی ولایت همانا صدور تروریسم و بنیادگرایی در منطقه و جهان است،این گزینه سال هاست که از سوی رژیم دنبال میشود و متاسفانه کشورهای غربی و عربی آنچنان برخورد جدی با این پدیده ی شوم نکرده اند ابته استثناهایی در این زمینه هست مثلا دفاع دولت سعودی از دولت قانونی یمن در مقابل تروریست های صادراتی رژیم به آن کشور صحنه و تعادل قوا را چرخانده وکشورهای منطقه و اسلامی به نقش بی ثبات کننده ی رژیم پی برده و درصدد مقابله با آن هستند،اما دولت های غربی و خصوصا دولت باراک اوباما هنوز هم سیاست کثیف مماشات را پیگیری میکند … “.

آیا ایران صاحب این قدرت است که بتواند چنین کاری انجام دهد؟!

شما که عاشق تروریزم وارتجاع هستید ، تصور میکنید که دیگران هم ناچارند برای حفظ موقعیت خود ، به تروریزم مشغول شوند که البته این گناه دیگران نیست و اشتباه شماست ( کافر همه را به کیش خود پندارد)!

برای دولتی که عزم جزمی برای جبران خسارت های چندین ساله ی استعماری دارد، دست زدن به تروریزم و… هیچ فایده ای ندارد و بلکه نقض غرض است و تنها مغزهای بیماری مانند مغز رجویست ها، چاره ی هردردی را درانجام ترور وخرابکاری میداند !

خواننده ی محترم!

به ابراز ارادت این نوچه ی رجوی به رژیم قرون وسطایی عربستان توجه می فرمایید؟

دولت قانونی یمن ، دولت عبداله صالح بود که عربستان ان را برانداخت ودولت دیگری را سرکار آورد که با اعتراضات مردم مواجه شده واستعفا داد و تنها این عربستان بود که استعفای این دولت را نپذیرفت ودستورداد که رئیس جمهوری برگماشته اش دریمن، استعفای خود را بازپس گیرد تا درسایه ی این دولت قلابی ومستعفی، مردم یمن را که ازگذشته ها چشم طمع به خاک آنها دارد، قتل عام کرده وزیر ساخت هایش را نابود سازد!!

بلی رجوی دموکرات ونشسته برنوک پیکان تکامل بشری؟؟!! ازاین کارها خوشش میآید و اوباما را که با صلاحدید کارشناسان اطلاعاتی- نظامی اش به ایران حمله نکرد، این چنین به باد استهزا ودشنام میگیرد!!

آرزوی ضدبشری و دیرینه ی رجوی، اینگونه از قلم نوچه اش تراوش میکند:

” …اکنون که رژیم ناگزیر از همه ی بحران ها برای بقای بیشتر خود صدور بنیادگرایی را سرعت بخشیده آیا کشورهای غربی به نقش بی ثبات کننده ی رژیم پایان خواهند داد “؟

دعوت به تجاوز نظامی به ایران آشکار تر ازاین هم میشود؟!

چنین وقاحتی را تاریخ کمتر میتواند سراغ داشته باشد که رجوی بنمایش گذاشته است!

نوید

*** 

https://youtu.be/oScrIJO6q0M

فرقه رجوی علیه زندانیان سیاسی بازی کثیف تبلیغاتی فرقه رجوی تحت عنوان نامه نگاری زندانیان

مریم رجوی حقوق بشرآیا نامه های چاپ شده زندانیان سیاسی در سایت های مجاهدین واقعی است؟ 

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسموقتی زندانی سیاسی کشور، صالح کهندل باشد!

زندان ایرانجعل نامه توسط مجاهدین به نام سعید ماسوری

بهزاد معزی مجاهدنی خلق فرقه رجویاز “دریوزگی قلم به مزدان فرقه رجوی” تا “نمونه فریبکاری تبلیغاتی مجاهدین خلق”

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

جلال گنجه ای پسر کشته شده اش در عملیات مهران را بعنوان “اعدامی” در ایران قالب می کند

تازه ترین ابتکار مجاهدین در مبارزه

مریم رجوی و آنجلا

تفاوت آنجلا و خانم رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24793

مجاهدین در لو دادن مکان صبری حسن پور در استانبول نقش داشتند 

sabri_hosseinpourایران دیدبان (و  چند مطلب از منابع دیگر)، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۶:…  به گفته یکی از پناهجویان مقیم در ترکیه که با حسن پور دیدار داشته است، اعضای تشکیلات اطلاعاتی مجاهدین در سرتاسر مسیر مسافرت وی از هلند تا ترکیه وی را تحت نظر داشته و در استانبول گرای وی را به نیروی امنیتی این کشور می دهند که پس از بازداشت وی به ایران مسترد شده است. شایان یادآوری است که بخش اطلاعات باندرجوی یکی از … 

Alleged Iranian spy Ali Mansouri attends a remand hearing in an Israeli court on September 30, 2013.اطلاعیه شورای رجوی: فرد دستگیر شده، علی منصوری، عضو مجاهدین خلق (فرقه رجوی) است

من توسط علی منصوری مامور دستگیر شده رجوی (مجاهدین) در اسرائیل عضو گیری شدم

ایران دیدبان، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۶
لینک به منبع

مجاهدین در لو دادن مکان صبری حسن پور در استانبول نقش داشتند

صبری حسن پور

به گزارش برخی سایتهای داخلی: صبری حسن پور سخنگوی تشکل غیر قانونی کنگره ملی ایرانیان برای نجات ایران و مجری شبکه ضد انقلاب سیمای رهایی (فعال در هلند) که در پوشش دیدار با خانواده خود به ایران عزیمت کرده بود دستگیر شد.

انتشار خبر بازداشت صبری حسن پوردر حالی است که برخی گزارشها حاکی است وی در شهر استانبول ناپدید شده است .

به گفته یکی از پناهجویان مقیم در ترکیه که با حسن پور دیدار داشته است، اعضای تشکیلات اطلاعاتی مجاهدین در سرتاسر مسیر مسافرت وی از هلند تا ترکیه وی را تحت نظر داشته و در استانبول گرای وی را به نیروی امنیتی این کشور می دهند که پس از بازداشت وی به ایران مسترد شده است.

شایان یادآوری است که بخش اطلاعات باندرجوی یکی از اصلی ترین کارهایش زییر نظر گرفتن ایرانیانی است که به کشورهای همجوار و ایران مسافرت می کنند تا برای آنها پرونده سازی کرده و به دستگاههای اطلاعاتی کشورهایی که مقیم آن می باشند بفروشند.

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=7287

اطلاعیه شورای رجوی: علی منصوری عضو مجاهدین خلق (فرقه رجوی) است 

محمد ب، وبلاگ باند رجوی، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۳: …  در اطـلاعه مجاهدین آمده است، این فرد در یک جشن در اورسوراز بدون دعوت شرکت کرده بود و قصد داشت  به بهانه دادن نامه به مریم رجوی به او نزدیک شود که توسط مسئولین حفاظت مانع از آن شد. اینکه این فرد کیست و چه هدفی داشته و آیا اتهامات درست است و یا غلط، نه به این نوشته مربوط است و نه دلیلی هست که به آن بپردازیم. اما آنچه که در این میان مهم است واکنش …

(Massoud and Maryam Rajavi)

لینک به منبع

علی منصوری عضو مجاهدین است.

رسانه های اسرائیلی و غربی هفته گذشته اعلام کردند که یک ایرانی هنگام ورود به فرودگاه تلاویو به جرم جاسوسی دستگیر شده است. مقامات امنیتی اسرائیل این فرد را جزو سیستم امنیتی ایران معرفی کرد. روز گذشته مجاهدین خلق طی یک اطلاعیه رسمی اعلام کردند که «علی منصوری قبل از این سعی می کرده است به مجاهدین نزدیک شود» این در حالی است که تاکنون هیچ خبری در این رابطه که این فرد ممکن است وابسته مجاهدین باشد منتشر نشده است ولی سازمان مجاهدین قبل از اینکه فرد مزبور اعتراف کند، سعی کردند پیش دستی کنند و خود را از این اتهام مبرا جلوه دهند.

در اطـلاعه مجاهدین آمده است، این فرد در یک جشن در اورسوراز بدون دعوت شرکت کرده بود و قصد داشت به بهانه دادن نامه به مریم رجوی به او نزدیک شود که توسط مسئولین حفاظت مانع از آن شد. اینکه این فرد کیست و چه هدفی داشته و آیا اتهامات درست است و یا غلط، نه به این نوشته مربوط است و نه دلیلی هست که به آن بپردازیم. اما آنچه که در این میان مهم است واکنش هراس آلود مجاهدین نسبت به این خبر است در حالی که هیچ جا هنوز نامی از آنها در این داستان برده نشده بود.

آقای سعید جمالی یکی از مسئولین پیشین عالیرتبه سازمان، در مقاله افشاگرانه خود می نویسد: نفرات سازمان با اغلب سرویسهای مخفی و امنیتی غربی در تماس هستند و اطلاعات لازم را به آنها منتقل می کنند.

حال بایستی دید که فرد دستگیر شده در اسرائیل از طرف چه ارگان و سیستمی مامور شده است که به اسرائیل برود. ماموریتی که سازمان بر دوش عنصر فعال خود گذاشته تا به انجام برساند.

بنابه اظهار نظرهای مختلفی که در فیس بوک پیرامون این فرد صورت گرفته برخی نوشته اند که این فرد یکی از افراد فعال سازمان در خارج از کشور بوده است. بارها او را دیده اند که جزو دست اندرکاران و مسئولین راه اندازی مراسم بوده است.

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=7266

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) طی اطلاعیه ای رابطه تشکیلاتی با علی منصوری، دستگیر شده در اسرائیل، را تایید کردند

 
مجاهدین مونیتور، پانزدهم اکتبر ۲۰۱۳: … چندی پیش موساد اعلام کرد که یک ایرانی ساکن بلژیک را به اتهام جاسوسی در داخل اسراییل دستگیر کرده و نامش را هم علی منصوری اعلام کردند. امروز دستگاه تبلیغاتی رجوی اطلاعیه ای داده که هراس و سراسیمگی از آن بخوبی پیداست. موضوع از آنجا آشکار می شود که روزنامه ی لو سوار فاش می سازد که این شخص هوادار فرقه ی رجوی بوده است. و هوادار فرقه ی رجوی هم در این روز ها …
 
 
 
آقای مجاهدین، آقای موساد، لطفا از قبل هماهنگ کنید
 
چندی پیش موساد اعلام کرد که یک ایرانی ساکن بلژیک را به اتهام جاسوسی در داخل اسراییل دستگیر کرده و نامش را هم علی منصوری اعلام کردند.
امروز دستگاه تبلیغاتی رجوی اطلاعیه ای داده که هراس و سراسیمگی از آن بخوبی پیداست.
 
موضوع از آنجا آشکار می شود که روزنامه ی لو سوار فاش می سازد که این شخص هوادار فرقه ی رجوی بوده است. و هوادار فرقه ی رجوی هم در این روز ها که کوس رسوایی این گروه از بامها افتاده، مطمئنا کسی است که عقل و منطق را اجاره داده و حاضر است برای این گروه دست به هر حماقتی هم بزند.
 
از اطلاعیه ی گروه رجوی می شود دریافت که علی منصوری هوادار تشکیلات مجاهدین بوده و به این گروه پول هم پرداخت می نموده است. همچنین و الزاما برای نفی وابستگی این شخص به مجاهدین، تاکید شده است که “او یک مأمور اعزامی به بلژیک به منظور نفوذ در مجاهدین بود»
 
این شکل نفی کردن از سوی مجاهدین رجوی، نه تنها برای هواداران بلکه در خصوص اعضا نیز بکار می رود. مثلا در مورد خانم مرجان صید آبادی این گروه ابتدا وی را شهید اعلام کرد و پس از روشن شدن اینکه وی زنده است و در ایران بسر می برد هرگونه شناختی از او را نفی نمود.
 
در سناریوی حال حاضر موساد می توان اینگونه برداشت نمود که رجوی ها پس از آشکار شدن وابستگی علی منصوری به این گروه در صدد ماستمالی قضیه هستند. باقی داستانهایی هم که در اطلاعیه نگاشته شده حرف مفت و ناشی از کم آوردن است.
 
باید به سرکردگان و رجوی فراری یادآور شد که در زمانه ی اینترنت و آزادی جریان اطلاعات، سوتی های ناشیانه ی شما بخوبی رو و افشا می شوند. پس از این هم حتا اگر با کسانی که افسار را در دست دارند هماهنگ کنید، ماه پشت ابر نمی ماند.
 
 
تنها منبع متهم کردن ایران به بمب گذاری آرژانتین سازمان تروریستی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) بوده (زاکری، روشن روان و دو مزدور دیگر)
 
گرت پورتر، آی پی اس، هشتم اوت ۲۰۱۳: … گرت پورتر» در مقاله‌ای که در پایگاه «آی‌پی‌اس نیوز» منتشر شد نوشت سند ۹۰۰ صفحه‌ای حکم دستگیری مقامات ایرانی که اخیراً برای اولین بار به زبان انگلیسی منتشر شده است نشان می‌دهد که تنها منابع این دادستان آرژانتینی نمایندگان منافقین بودند. این تحلیلگر برجسته آمریکایی با بی‌سروته و تکراری خواندن این گزارش افزود: این گزارش از اظهارات چهار تن از اعضای سازمان شورای ملی …
 
 
دادستان آرژانتینی به اظهارات منافقین استناد کرد
 
یک مورخ و روزنامه نگار پژوهشی آمریکایی گفت دادستان آرژانتینی «آلبرتو نیسمان» حکم بازداشت مقامات ایرانی به اتهام بمب‌گذاری مرکز یهودیان بوینس‌آیرس در سال ۱۹۹۴ را بر اساس ادعاهای اعضای سازمان منافقین صادر کرد.
 
به گزارش سرویس بین‌الملل پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور)، «گرت پورتر» در مقاله‌ای که در پایگاه «آی‌پی‌اس نیوز» منتشر شد نوشت سند ۹۰۰ صفحه‌ای حکم دستگیری مقامات ایرانی که اخیراً برای اولین بار به زبان انگلیسی منتشر شده است نشان می‌دهد که تنها منابع این دادستان آرژانتینی نمایندگان منافقین بودند.
 
این تحلیلگر برجسته آمریکایی با بی‌سروته و تکراری خواندن این گزارش افزود: این گزارش از اظهارات چهار تن از اعضای سازمان شورای ملی مقاومت که شاخه سیاسی مجاهدین خلق است به عنوان منابعی برای اینکه ایران را متهم به بمب‌گذاری آمیا در اوت ۱۹۹۳ کند، استفاده کرده است.
 
وی منبع اصلی این دادستان آرژانتینی را رضا ذاکری کوچکسرایی رئیس کمیته امنیت و اطلاعات شورای مقاومت ملی دانست.
 
پورتر در ادامه به شهادت این فرد در دادگاه شفاهی آرژانتین در سال ۲۰۰۳ اشاره می‌کند: در تاریخ ۱۴ اوت ۱۹۹۳ در یک جلسه‌ای در شورای امنیت ملی تصمیم به انجام این بمب‌گذاری گرفته شد. این جلسه به مدت ۲ ساعت از ساعت ۴:۳۰ تا ۶:۳۰ به طول انجامید.
 
در این گزارش یکی دیگر از اعضای باسابقه شورای به اصطلاح ملی مقاومت به نام «هادی روشن‌روان» برگزاری این جلسه را تأیید می‌کند ولی معتقد است که در ۱۲ اوت برگزار شده و ادعا می‌کند که از دستورکار جلسه هم اطلاع کامل دارد! وی ادعا می‌کند که یکی از محورهای گفتگو «استراتژی صدور بنیادگرایی در سراسر جهان» بوده و ایده حمله به آرژانتین هم در این قسمت مورد بحث قرار گرفت.
 
پورتر با اشاره به دو تن دیگر از اعضای سازمان منافقین به نام‌های احمدی و عشاقی (احتمالاً احمد وشاق از اعضای مرکزیت سازمان منافقین) که شهادت قبلی‌ها را تأیید کردند افزود: نیسمان به هیچ منبعی برای برگزاری چنین جلسه‌ای غیر از اعضای مجاهدین خلق استناد نمی‌کند و مکرراً به همین چهار عضو شورای ملی مقاومت به عنوان سندی برای شرکت هفت تن از مقامات ارشد ایران در این جلسه که حکم بازداشتشان را صادر کرده استناد می‌کند.
 
وی تصریح کرد: نیسمان ۲۹ مرتبه به کوچکسرایی، ۱۶ مرتبه به روشن‌روان و ۱۶ مرتبه به دو تن دیگر استناد می کند.
 
پورتر افزود: نیسمان به هیچ مدرک یا دلیلی که نشان دهد هر یک از اعضای مجاهدین خلق در جایگاهی بوده‌اند که از ملاقاتی در چنین سطح بالایی اطلاع داشته‌اند. گرچه مجاهدین خلق همیشه ادعا کرده است که به اسرار دسترسی دارد، ولی اطلاعاتی که ارائه تاکنون کرده‌اند در بهترین حالت از عوامل سطح پایین نظام بوده است.
 
وی افزود: نیسمان با بهره‌گیری از شهادت خشن‌ترین مخالفان نظام ایران برای متهم کردن مقامات ارشد ایران به تصمیم‌گیری برای بمب‌گذاری تروریستی آمیا، هدف سیاسی آشکار مجاهدین خلق از ارائه اطلاعات که جلب حمایت آمریکا و اروپا برای سرنگونی نظام ایران است را انکار کرد.
 
پورتر خاطرنشان کرد که نیسمان برای اعتبار بخشیدن به شهادت این افراد، اظهارات آنها را با صداقت و دقت و این اشخاص را کاملاً صادق خواند.
 
وی با بیان این مطلب افزود: مسئولین مجاهدین خلق در سالیان گذشته پشت سر هم بیانیه صادر می‌کردند که اطلاعاتی از فعالیت‌های پنهانی ایران بر روی سلاح‌های هسته‌ای، شیمیایی و بیولوژیکی دارند که تقریباً تمام آنها پس از بررسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی غلط از آب درآمد.
 
این روزنامه نگار مشهور آمریکایی ضمن اشاره به به گزارش ۵۰۰ صفحه‌ای نیسمان که اخیراً منتشر شد و در آن ایران را متهم به ایجاد شبکه‌های تروریستی در آمریکای لاتین نمود، تصریح کرد: نیسمان مدت زیادی است که از جریانات سیاسی طرفدار اسرائیل و معاند ایران به عنوان منبع موثق در پرونده بمب‌گذاری آمیا و موضوع گسترده‌تر ایران و تروریسم استفاده کرده است.
 
وی با این مطلب افزود که و نیسمان با انکار غیرقابل‌اعتماد بودن آشکار این افراد نشان داد که به جای کشف حقایق درگیر یک بازی سیاسی در زمین برخی منافع قدرتمند شده است.
——–
 
مجاهدین خلق، فرقه رجوی، مردان ما در ایران؟
 
… مسعود خدابنده یک کارشناس کامپیوتر مقیم انگلستان که مشاور دولت عراق است یکی از مقامات سازمان مجاهدین خلق بود که در سال ۱۹۹۶ آنرا ترک کرد. او در یک مکالمه تلفنی با من تاکید کرد که دشمن آشکار سازمان مجاهدین خلق است و علیه این گروه کار کرده است. خدابنده میگوید او از قبل از سقوط شاه به عنوان متخصص کامپیوتر با سازمان بوده و بعنوان یک متخصص کامپیوتر عمیقا با فعالیت های اطلاعاتی …
 
سیمور هرش (نیویورکر) – مترجم: برهان عظیمی، اخبار روز، شانزدهم آوریل ۲۰۱۲
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=44857
لینک به متن اصلی (انگلیسی)
https://iran-interlink.org/wordpress/?p=2488
 
• سیمور هرش در این مقاله که روز ششم آوریل در نیویورکر منتشر شده، می گوید علیرغم آن که مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریستی دولت آمریکا قرار دارند، اما در صحرای نوادا آموزش دیده و با همکاری موساد و استفاده از اطلاعات آمریکا در عملیات تروریستی در ایران سهیم بوده اند …
 
منطقه ای که سایت امنیت ملی نوادا متعلق به دپارتمان انرژی در آن قرار گرفته، با دشت های خشک بلندش و قله کوه ها در دوردست، از هوا به شمال غربی ایران شبیه است. در این سایت که در ۶۵ مایلی شمال غربی لاس و گاس قرار گرفته است، قبلا آزمایش های هسته ای صورت میگرفت و حالا دارای مرکزی برای آموزش عملیات ضد جاسوسی و یک فرودگاه خصوصی برای جت بوئینگ ۷٣۷ است. این منطقه ای ممنوعه است که در برخی نقاط آن تابلو ها به اشخاص کنجکاو هشدار میدهند پرسنل امنیتی در صورت لزوم اجازه دارند به کسانیکه از خط ممنوع عبور کرده اند، شلیک کنند.
 
در اینجا بود که فرماندهی عملیات ویژه مشترک (Joint Special Operations Command (JSOC از سال ۲۰۰۵ آموزش اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران را آغاز کرد… وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۹۹۷ این سازمان را در لیست گروه های تروریست خود قرار داد.
 
سازمان مجاهدین در سال ۲۰۰۲ با افشای این واقعیت که ایران غنی سازی اورانیوم را بطور محرمانه در یک منطقه زیرزمینی آغاز کرده است، تا حدودی در سطح بین المللی اعتبار کسب کرد. محمد البرادعی که در آن زمان مدیرعامل سازمان انرژی اتمی بود بعدها به من گفت که به او اطلاع داده بودند موساد منبع تامین این اطلاعات بوده است.
 
روابط سازمان مجاهدین خلق با سازمان های اطلاعاتی غرب بعد از سقوط رژیم عراق در سال ۲۰۰٣ تقویت شد و «فرماندهی عملیات ویژه» تحت تاثیر هراس بوش از اینکه ایران در یک یا چند نقطه مخفیانه مشغول بمب سازی است، عملیات در داخل ایران را آغاز کرد. منابعی بطور مخفیانه در اختیار چند سازمان مخالف قرار گرفت تا به جمع آوری اطلاعات و نهایتا عملیات تروریستی علیه رژیم اختصاص یابد. سازمان مجاهدین خلق مستقیما یا غیرمستقیما منابعی از قبیل سلاح یا اطلاعات دریافت کرد. بنا بر گفته مقامات امنیتی و مشاوران نظامی عملیات مخفیانه تحت حمایت آمریکا تا امروز ادامه دارد.
 
علیرغم ارتباطات فزاینده و تلاش های مجدانه و لابیگری فشرده وکلای سازمان مجاهدین خلق، این سازمان همچنین در لیست گروه های تروریست وزارت خارجه آمریکا باقی مانده است. این بدان معناست که آموزش در نوادا باید کاملا محرمانه میماند.
 
یک مقام امنیتی سابق به من گفت ما اینجا آنها را تعلیم میدادیم و از طریق دپارتمان انرژی برای آنها پوشش فراهم میکردیم زیرا همه زمین های جنوب نوادا متعلق به این دپارتمان است. «ما آنهارا در فواصل دور در صحرا و کوه تخلیه میکردیم و ظرفیت تماس گیری آنها را ایجاد میکردیم. هماهنگی ارتباطات مساله بزرگی است.»
 
به گفته مقام امنیتی سابق این تعلیمات اندکی قبل از اینکه اوباما اداره کشور را به دست بگیرد پایان یافت. یک ژنرال چهارستاره ی بازنشسته که مشاور امنیتی ملی در دولت های بوش و اوباما بوده است در گفتگویی جداگانه به من گفت یک آمریکایی که در برنامه ی تعلیم مجاهدین در نوادا شرکت داشت در سال ۲۰۰۵ او را در جریان این برنامه قرار داده بود. او گفت «به آنها آموزش استاندارد در حوزه های تماس گیری «commo»، استفاده از رمز «cryptography»، تاکتیک واحدهای کوچک و تسلیحات آموزش های استاندارد داده شد. این تعلیمات ۶ ماهه بود.»
 
همچنین به او گفته شد که مربیان از «فرماندهی عملیات ویژه» هستند که درسال ۲۰۰۵ به ابزار عمده دولت بوش در جنگ علیه ترور تبدیل شده بود. ژنرال بازنشسته گفت مربیان اعضای درجه اول «فرماندهی عملیات ویژه» نبودند، بلکه تمرین دهنده های دست دوم و سوم و از این قبیل و آنها شروع کردند به بیرون رفتن از پایگاه های خود: «اگر قرار است به شما تاکتیک ها را یاد بدهیم، بگذاریم اندکی چیزهای واقعا سکسی نشان تان بدهم…»
 
به گفته ژنرال بازنشسته همین تعلیمات ویژه بود که باعث افزایش نگرانی ها و تلفن های متعدد به او شد. او ضمن تایید خبرها به آنها گفته بود «این باعث دردسر همه خواهد شد مگر اینکه پایه قانونی برای آن فراهم شود. ایرانی ها در عملیات ضدجاسوسی متبحرند و این را نمیتوان محرمانه نگاه داشت». سایت نوادا در همان زمان برای تعلیمات پیشریفته واحدهای جنگی عراقی هم به کار برده میشد. [ژنرال بازنشسته فقط از آموزش مجاهدین خلق اطلاع داشت. مقام امنیتی ازتعلیماتی که تا سال ۲۰۰۷ ادامه داشت با خبر بود.]
 
آلن گرسون وکیل مدافع سازمان مجاهدین مقیم واشنیگتن به من گفت مجاهدین خلق علنا و مکررا ترور را محکوم کرده اند. گرسون گفت او در مورد آموزش ادعایی در صحرای نوادا اظهارنظر نخواهد کرد. ولی اگر چنین تعلیماتی حقیقت داشته باشد «با تصمیم وزارت خارجه به ادامه حفظ نام مجاهدین خلق در لیست گروه های تروریست هیچ تجانسی ندارد. چطور ایالات متحده میتواند کسانی را تعلیم بدهد که در لیست گروه های تروریست دولت هستند، در حالیکه یکی دیگر تنها به خاطر تهیه یک کلید با خطر کیفر جنایی روبرو میشود.»
 
رابرت بائر یک مامور بازنشسته سیا که زبان عربی را به روانی صحبت میکند و بطور محرمانه در کردستان [عراق] و در خاورمیانه کارکرده است به من گفت در اوایل ۲۰۰۴ یک شرکت خصوصی آمریکایی که به باور او برای دولت آمریکا کار میکرد با او تماس گرفت تا به عراق برگردد. او گفت «آنها میخواستند من به مجاهدین خلق کمک کنم تا در مورد برنامه اتمی ایران اطلاعات جمع کنند. آنها تصور میکردند که من فارسی بلدم که نبودم. من گفتم با آنها تماس خواهم گرفت ولی هرگز این کار را نکردم.»
باوئر که اکنون در کالیفرنیا زندگی میکند به خاطر می آورد آنموقع برای او روشن بود که عملیات دراز مدت بود نه یک کار مقطعی.
 
مسعود خدابنده یک کارشناس کامپیوتر مقیم انگلستان که مشاور دولت عراق است یکی از مقامات سازمان مجاهدین خلق بود که در سال ۱۹۹۶ آنرا ترک کرد. او در یک مکالمه تلفنی با من تاکید کرد که دشمن آشکار سازمان مجاهدین خلق است و علیه این گروه کار کرده است. خدابنده میگوید او از قبل از سقوط شاه به عنوان متخصص کامپیوتر با سازمان بوده و بعنوان یک متخصص کامپیوتر عمیقا با فعالیت های اطلاعاتی و نیز تامین امنیت برای رهبری مجاهدین درگیر بوده است. طی دهه گذشته او و همسر انگلیسی اش یک برنامه حمایتی را برای کمک به سایر کسانی که از سازمان جدا میشوند، اداره میکنند. خدابنده به من گفت او از کسانیکه اخیرا سازمان را ترک کرده اند خبر تعلیمات در صحرای نوادا را شنیده است. به او گفته اند آموزش ارتباطات در نوادا محدود به این نبود که طی حمله چگونه باید تماس را حفظ کرد بلک شامل نفوذ در مخابرات هم بود. به گفته ی او ایالات متحده زمانی موفق شد راهی برای نفوذ در سیستم های عمده ی مخابراتی ایران پیدا کرد. در همان زمان عاملان مجاهد را به ظرفیت نفوذ در مخابرات تلفنی و پیام ها در داخل ایران مجهز کرد. آنها پیام ها را ترجمه کرده و در اختیار متخصصان اطلاعاتی آمریکا قرار میدادند. او از اینکه این کار هنوز هم ادامه دارد یا نه اطلاعی ندارد.
 
پنج دانشمند ایرانی از سال ۲۰۰۷ تاکنون به قتل رسیده اند. سخنگوی مجاهدین خلق شرکت در قتل ها را تکذیب کرده است ولی اوایل ماه گذشته خبرگزاری ان بی سی از قول دو مقام دولت اوباما تایید کرد که حملات توسط واحدهای سازمان مجاهدین خلق صورت گرفته که توسط سرویس مخفی اسرائیل، موساد، تعلیم دیده و تامین مالی شده بودند. ان بی سی از قول یک مقام دولتی مشارکت آمریکا در فعالیت های سازمان مجاهدین خلق را تکذیب کرد.
مقام امنیتی سابق که من با او گفتگو کردم گزارش ان بی سی مبنی بر همکاری مجاهدین خلق با اسرائیل را تایید و اضافه کرد در عملیات از اطلاعات آمریکا استفاده شده است. او گفت که هدف ها «اینشتین» نبودند: «مقصود تاثیر روانی و اخلاقی بر ایرانی هاست» و «خراب کردن روحیه کل سیستم- وسایل نقل و انتقال هسته ای، تسهیلات غنی سازی، نیروگاه ها».حملاتی هم به لوله های نفتی صورت گرفته است.
او اضافه کرد عملیات «ابتدا توسط مجاهدین خلق و در همکاری با اسرائیلی ها صورت گرفت، ولی ایالات متحده اکنون اطلاعات را در اختیار قرار میدهد.» یکی از مشاوران عملیات ویژه به من گفت رابطه بین ایالات متحده و اقدامات مجاهدین در داخل ایران دیرپاست. «همه کارهایی که اکنون در داخل ایران انجام میگیرد توسط بدل های به خدمت گرفته شده است.»
 
منابعی که من با آنها صحبت کردم نمیدانستند آیا کسانی که در نوادا تعلیم دیده اند اکنون در عملیات داخل ایران یا جای دیگر فعالند یا نه.و لی آنها بر تاثیر حمایت آمریکا انگشت گذاردند. مشاور ارشد پنتاگون گفت «مجاهدین یک جوک کامل بودند، حالا یک شبکه واقعی در داخل ایران هستند. چطور توانسته اند به این کارایی دست پیدا کنند؟ علت را بخشا باید در تعلیمات در نوادا جستجو کرد. حمایت لجستیکی بخشا در داخل کردستان [عراق. م] قرار دارد، بخشی هم داخل ایران. مجاهدین خلق اکنون دارای ظرفیت و کارایی هستند که تا به حال سابقه نداشته است.»
 
در اواسط ژانویه، چند روز بعد از قتل یک دانشمند هسته ای ایران بوسیله بمب خودرو در تهران، وزیر دفاع لئون پانته آ در جلسه ای با سربازان مستقر در فورت بلیس تکزاس تاکید کرد دولت آمریکا «در مورد اینکه کی ممکن است این کار را کرده باشد نظر دارد، ولی ما دقیقا نمیدانیم کی اینکار را کرده است.» او اضافه کرد «ولی من میتوانم یک چیز را به شما بگویم: ایالات متحده در اینکارها دست ندارد. این کاری نیست که آمریکا میکند.»
 
نیویورکر. ۶ آوریل ۲۰۱۲
* مقاله کمی خلاصه شده است.
 
————
 
آدم های موساد در ایران
 … آموزش تیم های مجاهدین خلق از سویJSOC با هدایت کارشناسان سیا انجام شده است. سابقه این آمورش ها به سال های پس از سقوط صدام حسین باز می گردد که مجاهدین در عراق با سیا همکاری می کردند. به نوشته سیمون هرش، محمد البرادعی رییس آژانس بین المللی انرژی اتمی به صورت خصوصی به او گفته است که از طریق موساد در جریان فعالیت های اتمی ایران در فوردو قم قرار گرفته است. رابرت بیر کارشناس سابق سیا در خاورمیانه نیز که با هرش گفت و گو کرده در مصاحبه های دیگری یادآور شده که موساد اطلاعات مربوط به فعالیت های جدید اتمی ایران را از طریق مجاهدین خلق به دست آورده است. با تعجب، تعلیم افراد این سازمان در نوادای آمریکا در شرایطی بوده که این سازمان در لیست سیاه سازمان های تروریستی وزارت خارجه آمریکا قرار داشته است …
 
فرزانه روستایی، روز آنلاین، چهاردهم آوریل ۲۰۱۲
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-2c2c1dff70.html
froostaee(at)yahoo.com
 
سیمون هرش روزنامه نگار معروف آمریکایی که طی چند سال گذشته مقاله های بسیار معروفی پیرامون بحران روابط ایران و آمریکا نوشته است با انتشار مقاله ای در مجله معتبر نیویورکر با تیتر آدم های ما در ایران[۱] ابعاد جدیدی از فعالیت های مخفی اسراییل و آمریکا را در ایران افشا کرده است.در این مقاله سیمون هرش به جزییات روابط و همکاری سازمان مجاهدین خلق و فرماندهی مشترک عملیات ویژه آمریکا یا JSOC پرداخته است.
 
سالها بود که گزارش هایی از این نوع همکاری بین این سازمان و سیا و موساد شنیده می شد، اما وقتی سیمون هرش در نیویورکر به جزییات این همکاری می پردازد تردیدی باقی نمی گذارد که اخبار و شایعات قبلی نیز همگی صحت داشته و انقلابیون سه چهار دهه پیش به نیابت از سیا و موساد در ایران جاسوسی می کنند، بمب می گذارند، و ترور انجام می دهند.
 
به نوشته سیمون هرش گروههایی از این سازمان در سالهای آخر ریاست جمهوری بوش پسر در یک پایگاه بسیار سری و چند منظوره در ۸۰ کیلومتری شمال لاس وگاس در ایالت نوادا دوره های آموزشی ۶ ماهه گذرانده اند.از این پایگاه هنوز برای شنود و رصد اطلاعات جاسوسی از ایران استفاده می شود.این پایگاه در وسط یک بیابان چند صد کیلومتری خشک و بد آب و هوا واقع شده و کوههای مرتفعی نیز دارد. پایگاه از سوی نهادهای مرتبط با سازمان های امنیت ملی آمریکا اداره می شود ولی به وزارت انرژی آمریکا تعلق دارد. این سایت زمانی محل آزمایش های اتمی آمریکا بوده، در آن خلبانی بویینگ ۷۳۷ آموزش داده می شده و به علت تجهیزات پیشرفته جاسوسی که دارد مرکزآموزش تکنیک های جاسوسی و ضد جاسوسی بوده و هست. حفاظت از این پایگاه در حدی است که به سوی هر کسی که به آن نزدیک شود شلیک می شود.
 
آموزش تیم های مجاهدین خلق از سویJSOC با هدایت کارشناسان سیا انجام شده است. سابقه این آمورش ها به سال های پس از سقوط صدام حسین باز می گردد که مجاهدین در عراق با سیا همکاری می کردند. به نوشته سیمون هرش، محمد البرادعی رییس آژانس بین المللی انرژی اتمی به صورت خصوصی به او گفته است که از طریق موساد در جریان فعالیت های اتمی ایران در فوردو قم قرار گرفته است. رابرت بیر کارشناس سابق سیا در خاورمیانه نیز که با هرش گفت و گو کرده در مصاحبه های دیگری یادآور شده که موساد اطلاعات مربوط به فعالیت های جدید اتمی ایران را از طریق مجاهدین خلق به دست آورده است.
 
با تعجب، تعلیم افراد این سازمان در نوادای آمریکا در شرایطی بوده که این سازمان در لیست سیاه سازمان های تروریستی وزارت خارجه آمریکا قرار داشته است. یک کارشناس امنیتی به سیمون هرش گفته است که این افراد در شرایط اقلیمی شبیه ایران تعلیم دیده اند آن هم در حالی که حتی مسئولان رده بالای فرماندهی عملیات ویژه اطلاع نداشتند که این افراد چه کسانی و از چه کشوری هستند. در جریان این دوره آموزشی شش ماهه، عملیات جاسوسی و ضد جاسوسی، کار کردن با سلاح های جدید، و جاسوسی مخابراتی به آنها آموزش داده شد. با این حال، به دلیل حساسیت ویژه ای که روی این گروه خاص وجود دارد نه مربیان آنها مربیان درجه یک واحد عملیات ویژه بودند و نه آموزش هایی که به آنها داده شد در بر گیرنده آخرین تکنیک های جاسوسی و ضد جاسوسی بود. عملا ترکیبی از آموزش های درجه دو و سه به تیم های این سازمان داده شد.
 
رابرت بیر که به علت تجربه کاری در خاورمیانه زبان عربی را نیز خوب می داند به سیمون هرش گفته است در جریان ماموریت در عراق موظف بوده تا به افراد مجاهدین خلق آموزش دهد چگونه از تاسیسات هسته ای ایران جاسوسی کنند. وی ازطریق همین ماموریت در جریان روابط گسترده و طولانی مدت این سازمان با سیا قرار گرفته است. به گفته وی افراد این سازمان از طریق آموزش هایی که دریافت کردند چند بار به سیستم مخابرات ایران وارد شدند، تلفن شنود کردند و در مواردی برای کاربران ایرانی پیام ارسال کرده اند.
 
ظاهرا اوج فعالیت های مجاهدین خلق و نقطه نهایی تعلیماتی که دریافت کردند ترور دانشمندان با کارکنان تاسیسات هسته ای ایران بوده است.هر چند NBC پس از ترور مصطفی احمدی روشن معاون بازرگانی سایت فوردو که پنجمین ترور در ایران بوده هرگونه مداخله دولت اوباما در این ترورها را نفی کرده اما یک مقام امنیتی سابق آمریکا به هرش گفته است که ترورها درنتیجه همکاری طولانی مدت مجاهدین خلق و موساد در عراق و کردستان انجام شده است. وی تاکید کرده این افراد سالهاست که برای انجام ماموریت و عملیات نیابتی در ایران ازسوی موساد کمک و تجهیزات دریافت کرده اند. بسیاری از کارشناسان معتقدند که هیچیک از افراد ترور شده در ایران انیشتن نبوده اند، اما تاثیر وجه اخلاقی و روانی این ترورها بر بدنه کارشناسی فعالیت های هسته ای ایران بسیار با اهمیت است. این ترورها امنیت شغلی و روانی همه کارکنان واحدهای هسته ایران را مختل می کند و با انجام هر ترور آشکار می شود که کسی از کارکنان غیر نظامی این تاسیسات حفاظت نمی کند و همه به تدریج قانع می شوند که افراد یا جریانهایی در داخل تاسیسات هسته ای ایران رد افراد را به خارج گزارش می دهند.
 
رابرت بیر که با هرش صحبت کرده است طی مقاله ای در گاردین [۲] یادآور شده به دلیل تشکیلات ضد جاسوسی بسیار قدرتمندی که ایرانی ها دارند انجام عملیات ترور در ایران به این سادگی ها امکان پذیر نمی باشد. به گفته وی، افراد ترور شده به دقت انتخاب و شناسایی شده اند، برای دو سه هفته تحت نظر بوده اند، رفت و آمد آنها به منزل و محل کارشان مورد مطالعه قرار گرفته تا زمان بندی یک ترور موفق انتخاب شود. به گفته بیر بعید به نظر می رسد موساد توانسته باشد از شبکه قدرتمند اطلاعاتی ایران عبور کرده و در ایران مستقر شده باشد. اما مجاهدین خلق با شناخت بومی که از ایران دارند و حمایت هایی که از موساد دریافت می کنند چنین عملیاتی را برای اسراییلی ها انجام می دهند.
 
از سویی، تاسیسات هسته ای ایران از همان ابتدا با این پیش فرض ساخته شده اند که قرار است روزی حتما مورد هجوم آمریکا یا اسراییل قرار گیرند، به همین دلیل بمباران این مراکز یا هر گونه حمله نظامی به ایران عملیات بسیار پر هزینه و پر ریسکی خواهد بود. نگرانی از افزایش افسارگسیخته قیمت نفت، خطر وارد شدن شوک اقتصادی به آمریکا، نگرانی و ترس کشورهای عربی از آینده در حالی که از همین اکنون به دلیل بهار عربی نگران آینده هستند، وحشت از عملیات انتقامی ایران، و در نهایت وارد شدن به چالشی که موازنه با چین در حال ظهور را بر هم می زند همگی عواملی هستند که محاسبه ضریب موفقیت حمله به ایران را با استرس بیشتری مواجه می کند. علاوه بر این، هم دولت اوباما و هم جورج بوش بارها به اسراییلی ها تاکید کرده اند که از عملیات یک جانبه هماهنگ نشده با آمریکا علیه ایران حمایت نخواهند کرد. در شرایطی که هیچکس قادر نیست فردای عملیات نظامی در ایران را پیش بینی کند، شناسایی و ترور افراد نزدیک به تاسیسات هسته ای ایران، آن هم از سوی مجاهدین خلق کم هزینه ترین و عقلانی ترین انتخاب و اقدامی است که موساد در ایران آغاز و هدایت می کند.
 
به رغم دشواری های فوق، حال اگر عوامل ایرانی موساد در ایران توانستند یک درگیری پیش بینی نشده احتمالی به راه اندازند، برای مثال موشکی اشتباهی به سوی اسراییل شلیک شود یا حمله ای به یکی از تاسیسات یا شناورهای آمریکایی درمنطقه خلیج فارس صورت پذیرد، در آن صورت جنگی خود به خودی به راه خواهد افتاد که اسراییلی ها برای آغاز آن، این همه به آمریکایی ها التماس کردند و مجاهدین خلق هم به زعم خود توانسته اند از جمهوری اسلامی یک انتقام تاریخی بگیرند.
 
زیرنویس
۱- Our Men in Iran
۲- Who is responsible for the Iran nuclear scientists attacks
—————-
 
ریچارد سیلورستین: مجاهدین از راه ترور کسب درآمد می کنند
.
… سیلورستین منبع درآمد مجاهدین را ترور هایی خواند که برای سازمان موساد در ایران انجام می دهند و اضافه کرد: بدون شک موساد خوب پول می دهد! من حتی احتمال می دهم ۴۰۰ میلیون دلاری را که بوش برای ایجاد بی ثباتی در ایران در سال ۲۰۰۷ میلادی اختصاص داده بود در اختیار مجاهدین یا موساد یا هر دوی آنها قرار گرفته باشد. این روزنامه نگار یهودی در ادامه ضمن انتقاد شدید از حامیان غربی این گروه گفت: معلوم نیست حمایتهای «آلن درشوویتز» وکیل آمریکایی که در حمایت از اسرائیل زبان زد است از گروه مجاهدین در قبال چه مقدار پول صورت گرفته است؟ من که شوکه می شوم اگر او خود را ارزانتر از ۵۰۰۰۰ دلار فروخته باشد …
 
 
تیکون اولام (ترجمه انجمن نجات)، یازدهم مارس ۲۰۱۱
http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=12215
لینک به متن اصلی (انگلیسی)
https://iran-interlink.org/?mod=view&id=11909
 
روزنامه نگار و وبلاگ نویس مشهور یهودی در مقاله ای که در وبلاگ خود منتشر کرد، گروه مجاهدین را یک فرقه سیاسی خواند که از راه ترور کسب درآمد می کند.
«ریچارد سیلورستین» روزنامه نگار و وبلاگ نویس مشهور یهودی که در شهر سیاتل در ایالت واشنگتون زندگی میکند در مقاله ای که در وبلاگ خود منتشر کرد ضمن تروریست خواندن گروه مجاهدین از حامیان این فرقه به شدت انتقاد کرد.
 
سیلورستین منبع درآمد مجاهدین را ترور هایی خواند که برای سازمان موساد در ایران انجام می دهند و اضافه کرد: بدون شک موساد خوب پول می دهد!
 
من حتی احتمال می دهم ۴۰۰ میلیون دلاری را که بوش برای ایجاد بی ثباتی در ایران در سال ۲۰۰۷ میلادی اختصاص داده بود در اختیار مجاهدین یا موساد یا هر دوی آنها قرار گرفته باشد.
ا
ین روزنامه نگار یهودی در ادامه ضمن انتقاد شدید از حامیان غربی این گروه گفت: معلوم نیست حمایتهای «آلن درشوویتز» وکیل آمریکایی که در حمایت از اسرائیل زبان زد است از گروه مجاهدین در قبال چه مقدار پول صورت گرفته است؟ من که شوکه می شوم اگر او خود را ارزانتر از ۵۰۰۰۰ دلار فروخته باشد.
 
وی همچنین آلن درشوویتز را به واسطه نظراتش در خصوص زباله دان خواندن کمپ لیبرتی(کمپ موقت ترانزیت) و مطرح کردن آنها در کنفرانسی به میزبانی سازمان «طرح جهانی دموکراسی (GID)»، یک افسانه نویس خواند و ادامه داد: تنها حقوق بشری که برای او مهم است حقوق اسرائیل است که هر کاری که می خواهد با فلسطینیان بکند.
 
درشوویتز درباره دیگران نیز مزخرفاتی به هم میبافد که در راستای منافع اسرائیل باشد.
 
سیلورستین همچنین ضمن اشاره به تعابیری که مجاهدین درباره درشوویتز به کار می برند گفت: برایم جالب است وقتی می بینم اوباش خشنی مانند مجاهدین خلق او را مدافع حقوق بشر و برجسته ترین وکیل در پرونده های جنایی در جهان می نامند.
 
وی ضمن انتقاد از کسانی که از مجاهدین پول می گیرند تا آنها را حامی برقراری دموکراسی در ایران معرفی کنند گفت: باید ببینیم مجاهدین قبل و بعد از انقلاب ۱۹۷۹ ایران چه افرادی را کشته اند حتی برخی از این کشته شده ها آمریکایی بوده اند.
 
ریچارد سیلورستین در پایان مقاله اش ضمن تاکید بر اینکه مجاهدین برای رسیدن به اهداف خود حاضر به استفاده از هر وسیله ای هستند افزود: هنگامی که کشتن آمریکایی ها برایشان سود آور بود، آنها را کشتند و هم اکنون که کشتن دانشمندان ایرانی برایشان سودآور و درآمد زاست آنها را می کشند.
———-
 
مسعود خدابنده : مجاهدین به عوامل اسرائیلی در جنگ پنهانی با ایران کمک می کنند
.
… مسعود خدابنده در گفتگوی تلفنی با رادیو اسرائیلی ماآریو، عنوان کرد که از شنیدن نقش تروریست های مجاهدین خلق در ترور دانشمندان هسته ای ایران نباید شگفت زده شد. چندی پیش برخی مقامات امریکایی به شبکه ی ان بی سی گفتند که تروریست های مجاهدین در طی دو سال گذشته در قتل دانشمندان هسته ای ایران دست داشته اند. از ژانویه سال ۲۰۱۰ تاکنون جمعاً شش دانشمند هسته ای ایران توسط عوامل سرویس جاسوسی اسرائیل ، موصاد که تروریست های مجاهدین را برای حملات خود به کار می گیرد، به قتل رسیده اند. خدابنده افزود: “من از افشاگری ها ی اخیر شگفت زده نشدم چرا که کاملاً از روابط اسرائیل با مجاهدین آگاه هستم.” او گفت که مجاهدین روابط گسترده ای با اسرئیل دارد و عاملانش در اروپا با عوامل اسرائیل همکاری می کنند …
 
رادیو ماآریو، تلاویو، هشتم مارس ۲۰۱۲
ترجمه انجمن نجات
http://www.nejatngo.org/fa/post.aspx?id=12190
لینک به متن انگلیسی (پرس تی وی)
https://iran-interlink.org/?mod=view&id=11868شش
 
مسعود خدابنده ، عضو سابق رده بالای سازمان مجاهدین خلق می گوید که این سازمان روابط نزدیکی با عوامل اسرائیلی دارد و در عملیات های مخفیانه آن ها علیه ایران با اسرائیل همکاری می کند.
 
به گزارش پرس تی وی ، مسعود خدابنده در گفتگوی تلفنی با رادیو اسرائیلی ماآریو، عنوان کرد که از شنیدن نقش تروریست های مجاهدین خلق در ترور دانشمندان هسته ای ایران نباید شگفت زده شد.
 
چندی پیش برخی مقامات امریکایی به شبکه ی ان بی سی گفتند که تروریست های مجاهدین در طی دو سال گذشته در قتل دانشمندان هسته ای ایران دست داشته اند.
از ژانویه سال ۲۰۱۰ تاکنون جمعاً شش دانشمند هسته ای ایران توسط عوامل سرویس جاسوسی اسرائیل ، موصاد که تروریست های مجاهدین را برای حملات خود به کار می گیرد، به قتل رسیده اند.
 
خدابنده افزود: “من از افشاگری ها ی اخیر شگفت زده نشدم چرا که کاملاً از روابط اسرائیل با مجاهدین آگاه هستم.”
 
او گفت که مجاهدین روابط گسترده ای با اسرئیل دارد و عاملانش در اروپا با عوامل اسرائیل همکاری می کنند.
 
بنابر اظهارات این مقام سابق مجاهدین ، بیشتر اعضای مجاهدین زن هستند . رهبر آنها مریم رجوی، همسر عضو ارشد سازمان ، مسعود رجوی است که ۱۰ سال پیش ناپدید شد و از مکان کنونی وی هیچ اطلاعی در دست نیست.
 
خدابنده گفت که سازمان دارای ۵ هزار عضو است که از هرگونه تماس با دنیای خارج محروم و تابع محض رجوی ها هستند.
 
آن سینگلتون، همسر خدابنده و همچنین عضو سابق مجاهدین نیز عنوان کرد که سازمان مجاهدین خلق هرگز مستقل نبوده و همواره متکی بر حمایت خارجی بوده است.