آیا رجوی وعضدانلو سیاستمداران ملی هستند – متن کامل

آیا رجوی وعضدانلو سیاستمداران ملی هستند – متن کامل

آیا رجوی وعضدانلو سیاستمداران ملی هستندعلی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، نوزدهم اوت 2019:… درقسمت قبلی سوالات متعددی را مطرح کردم.  میخواهیم ببینیم آیا غیرازحرکت مسلحانه راهها وروشهای دیگری هست و امکان داشت که به نتیجه برسد؟ بنده معتقد هستم راه های متفاوتی وجود داشت و اگر روشهای دیگر چک و آزمایش نشد دلیل اصلی آن دقیقا به این برمیگردد که گروهها و در راس آنها سازمان مجاهدین خودشون ازعلم وعلوم اجتماعی و فرهنگی تهی بودند و تنها علمی که داشتند بدست گرفتن سلاح و ادا و ادوار قهرمان و چریک بازی درآوردن بود.  یعنی انتخاب ساده و ابتدایی ترین روش برای جامعه در نظرگرفتند براساس احساسات زمان شاه و نان خوردن از کیسه گذشتگان حرکت کردند . آیا رجوی وعضدانلو سیاستمداران ملی هستند 

آیا رجوی وعضدانلو سیاستمداران ملی هستندرد پای فرقه رجوی در همه جریانات ضد ایران وایرانی

آیا رجوی وعضدانلو سیاستمداران ملی هستند – متن کامل

1- آیا رجوی وعضدانلو سیاستمداران ملی هستند (قسمت اول )

لینک به منبع

آقای علی شیرزاد

آقای علی شیرزاد

ازاین بابت به سمبلها اشاره میکنم چون هم رجوی وهم خمینی مسلمان هستند وقتی پیامبرفوت کردعلی بن ابیطالب را کنارزدندوعلی طبق گفته خودش 25سال بخاطرحفظ اسلام نوپا سکوت کرد چرا ازیک طرف ابوسفیانها منتظردرگیری های داخلی بودند وازطرف دیگرامپراتوری ایران وروم بیخ گوش انها قرارداشتند پیامبرهم گفته بود فروپاشی ایران وروم را درچشم اندازمی بینم پس امپراتورها میدانستند که قصد اعراب بهم ریختن پایه های حاکمیت انها است بهمین دلیل علی سکوت کرد وکاری هم نداشت که کی درحاکمیت است وقتی عمربه ایران تجاوزکرد علی مشاورارشد عمربود وبه عمرگفت خودت به جنگ نرووازدورفرماندهی کن اگراتفاقی برای تو بی افتد اسلام نابود میشود وعمرهم بارها گفت اگرعلی نبود من هلاک میشدم وعلی  حسن وحسین پسران خودش رابرای لشگرکشی به ایران فرستاد چرا ؟

چون برای علی دوچیزمهم بود اول دین واسلام ودوم منافع ملی عربستان بهمین دلیل این حرکات که ازنظربنده هرگزقبول نداشته وندارم ازاو سرمیزند وچنین مواضعی رادران مقطع میگیرد

برمیگردیم به رفتاررجوی وخمینی ازهمان روز اول که برعلیه همدیگربودند خمینی درعراق وازقدیم مخالف مجاهدین بود ورجوی هم بارها گفت ما میدانستیم که روزی با خمینی جنگ خواهیم کرد واززندان با انها مخالف بودیم وقتی انقلاب شد خمینی دنبال راه اندازی نیروی نظامی خودش که سپاه باشد بود ورجوی هم درزمان انقلاب دنبال جمع اوری سلاح چرایی انهم درحرفهای رجویست سوال اینه چرا انها ازهمان ابتدا رودرروی هم قرارگرفتند ؟ برای اینکه هردو دنبال حکومت دینی خود بودند ونه حکومت سیاسی وملی ومردمی ؛ جنگ ؛ جنگ دودیدگاه مذهبی ست چرا رجوی طبق عملکردعلی رفتارنکرد چرا سکوت نکرد علی ازهمه حق خودش گذشت درزمانی که عمر تجاوزات ولشگرکشی ها را شروع کرد علی تماما دفاع کرد ولی چرا رجوی وقتی صدام به ایران تجاوزکرد جنگ داخلی وبمب گذاری وکشتارراه انداخت ایا حق نبود دست بچنین کاری نمیزد منظوربنده تایید وحمایت ازخمینی نیست بنده معتقدم جنگ تاسال 61 مشروع بود وقتی عراق گفت ازایران خارج وغرامت را میپردازم دیگرجنگ نامشروع شد ولی چرارجوی قبل ازنامشروع شدن جنگ وارد جنگ داخلی شد خود رجوی هم بارها وبارها گفت تا سال 61 جنگ مشروع بود وعراق متجاوز ولی چرا با همین دیدگاه رفتارنکرد وزمانی که طبق گفته خودش جنگ مشروع بود وارد جنگ داخلی شد؟ ایا راه دیگری نبود ؟ ایا نمیشد با شیوه های دیگر؛ سیاسی وفرهنگی واجتماعی واقتصادی با خمینی رودررو شد؟ ایا نمیشد با روشنگری ازاثارمخرب جنگ جلو گیری وخمینی را اچمزکرد ؟ ایا درچنین رفتاری دست خمینی برای کشتاربسته نبود ؟ سوالهای زیادی میشه کرد ولی دریک کلام باید گفت انها نه ملی بودند ونه هستند……

2- آیا رجوی وعضدانلو سیاستمداران ملی هستند (قسمت دوم)

لینک به منبع

درقسمت قبلی سوالات متعددی را مطرح کردم.  میخواهیم ببینیم آیا غیرازحرکت مسلحانه راهها وروشهای دیگری هست و امکان داشت که به نتیجه برسد؟ بنده معتقد هستم راه های متفاوتی وجود داشت و اگر روشهای دیگر چک و آزمایش نشد دلیل اصلی آن دقیقا به این برمیگردد که گروهها و در راس آنها سازمان مجاهدین خودشون ازعلم وعلوم اجتماعی و فرهنگی تهی بودند و تنها علمی که داشتند بدست گرفتن سلاح و ادا و ادوار قهرمان و چریک بازی درآوردن بود.  یعنی انتخاب ساده و ابتدایی ترین روش برای جامعه در نظرگرفتند براساس احساسات زمان شاه و نان خوردن از کیسه گذشتگان حرکت کردند یعنی درایران انقلاب ضد سلطنتی صورت گرفته و هر طورکه محاسبه کنیم جامعه ومردم به ازادی بیشتری اززمان شاه رسیدند ؛ گروهها می بایست ازاین ازادی پاسداری میکردند چرا چون خودرا انسانهای اگاه وپیشتازجامعه وانقلابی میدانستند ومسولیت انها بیشترازهرکس دیگری بود رجوی شرایط اوایل انقلاب رادرک نکرد وتحلیل عینی وذهنی درستی ازجامعه نداشت اگردرست تشخیص میداد میبایست اگرخمینی هم دست به کشتاروزندان وشکنجه میزد رجوی درمیزخمینی بازی نمیکرد ولی بدلیل نداشتن اگاهی وفهم نکردن شرایط دردام خمینی افتاد وروی میزخمینی بازی کرد خمینی دریک سخنرانی رسمی که ازتلویزیون پخش شد گفت اگرمجاهدین سلاح هایشون راتحویل بدهند من به خدمت میرسم ولی رجوی سلاح هاراتحویل نداد وبعدها میگفت اگرسلاح ها راتحویل میدادیم مورد حمله قرارمیگرفتیم اگردنبال جنگ نبود پس چراتحویل نداد ؟ ومیگفت اگرما سلاح ها راتحویل میدادیم وبا خمینی همکاری میکردیم خمینی بما همه چیزمیداد وگفت (یادم نیست اردبیلی گفته بود یا رفسنجانی) عمل کرد ودوری شما ازامام باعث شد ما برویم وازخارج رییس جمهورومدیربیاوریم پس می بینید طبق گفته خود رجوی خمینی حاضربود همه چیزبه رجوی بدهد ولی چرا رجوی وارد این مسایل نشد ؟ میگفت که نمیخواستیم خودرابه خمینی الوده کنیم درصورتی که درانزمان هیچ درگیری وجود نداشت وهرگروه کاروفعالیت خودش راداشت ودوم اینکه ازنظربنده وشناختی که ازرجوی دارم او رهبری را میخواست ونمیخواست زیردست کس دیگری باشد ودرتحلیل فکرمیکرد اگروارد جنگ شود خمینی را بلافاصله سرنگون وخودش رهبری رابدست میگیرد ؛ رجوی فکرمیکرد فقط با رسیدن به قدرت میشود درراه کشورومردم کارکرد این منطق کاملا اشتباه است که درنوشتارهای بعدی مشخص خواهد شد که راههای فراوانی برای کاربرای کشورومردم وجود دارد درمنطق ملی ومردم گرایی الویت با بدست اوردن رهبری نیست بلکه دوری ازهرگونه جنگ داخلی وحرکت مسالمت امیز سیاسی وبستن دست حاکم وقت میشود بهترین خدمت بمردم جلوگیری ازتنش وارام نگه داشتن جامعه است نه با ایجاد جنگ جامعه راازهم فروپاشید وانرژیها را نابود کرد گروههای ایرانی انزمان اگربه مسئولیت خود واقف وعمل میکردند هرگزما گرفتارجنگ داخلی نمیشدیم ازیک طرف جنگ خارجی وازطرف دیگه جنگهای داخلی نیروهای بیرون امده ازانقلاب را به مسلخ برد ونابود کرد وکسان دیگری که امروزمی بینیم برمملکت سوارشدند چرا ما می بایست میگذاشتیم انها به مسلخ بروند واینها حاکمیت رابدست بگیرند راه درست واصولی کارفرهنگی واگاه کردن جامعه ومردم ازهرنظربود طبق اعتقادات شیعه خمینی ورجوی بعد حسین تمامی اماما کارشون روشنگری جامعه بود راستی چرا اینها برخلاف رویه امامانشون رفتارکردند کارفرهنگی صبروبردباری وزمان بسیارطولانی میخواهد ایا رجوی وسایرگروهها چنین ظرفیتی داشتند ؟هرگزانها میخواستند نیامده به حاکمیت برسند رجوی میگفت حاکمیت بدلیل سابقه مبارزاتی ومقاومتها درزندانها حق ماست وخمینی حق مرا خورده است می بینیم دعوا نه دعوای مملکت وملت است ونه فرهنگ ملی ومردمی دعوا سرقدرت ونقطه رهبری سیاسی وجامعه است بهمین دلایل ملی ومردمی نیستند……

3- آیا رجوی وعضدانلو سیاستمداران ملی هستند(قسمت سوم)

لینک به منبع

اشاره مختصری به سیاست ورفتارگروهها ومجاهدین وحاکمیت کردیم نگاهی به سطح اگاهی جامعه بی اندازیم تا با اشراف بهتری مسایل رابررسی کنیم

فرهنگ سیاسی جامعه درزمان شاه روی دوموئلفه سواربود یکی اینکه سیاست پدرومادرندارد وهمه چیززیرسرانگلیس است ودوم ایرانی توان هیچ کاری ندارد وهرچیزی فقط امریکایی وهرقفلی با دستان توانمند امریکا باز میشوداگراسم مگس را میاوردی میگفتند مگس فقط مگسهای امریکا روی هیچ کثافتی نمینشینند اولا فرهنگ مگسها بالاست دوم امریکا تمام خاکش ضدعفونی شده است تمام این تبلیغاتها هم کارخود شاه بود تا همه مزدوری ونوکری وغارت ثروت ملی وورود امریکایها بخصوص مستشاران نظامی را توجیح کند وقتی ملت ایران که یکی ازانها بنده باشم شورش کردیم یک چیزرا خیلی خوب میدونستیم وانهم این بود که شاه باید برود چون دیگرقابل تحمل نبود واشکال اساسی وبنیادین این بود که نمیدانستیم چی باید جایگزین کنیم ؛ ملت مقصرنبودند ؛ مقصرحاکمیت وقت بود که مردم رادرنااگاهی مطلق بخصوص سیاسی نگه داشته وازفرهنگ ایرانی خبری نبود وشب وروزفرهنگ غربی تبلیغ میشد درمسجد سپه سالار اخوندهایی میامدند وصحبت ازفلسفه فروید وبرتراندراسل وشکسپیروامثالهم میکردند ولی یک کلمه ازمولوی وحافظ نویسندگان ایرانی نمی گفتند رادیو تلویزیون که جای خود داشت زن روز مینوشت گوگوش امروز سرما خورد تعدادی شروع به گریه میکردند ایلین ویگن لوازم ارایش مناسب وباب میل نتوانست بخرد میشد بحث روزجامعه  درچنین شرایطی درایران انقلاب ضد سلطنتی شد وگروهها وبقول معروف اگاهترین قشرجامعه اززندانها خارج وبمیان توده ومردم امدند ولی چه امدنی

اخوندها که به حاکمیت رسیده بودند ؛سایرگروهها ی مسلمان ازگردونه خارج شده ونفسی برای خودشون میکشیدند وقوت لایموتی تناول میکردند ؛گروههای مارکسیستی اصلا صحبتش رانکنیم بهتراست زیرا درایران انقلاب شده وشاه سرنگون ولی انها هنوزدردوران برده داری وفئودالی زندگی میکردند یعنی اینکه ازگردونه جامعه خارج بودند ؛ مجاهدین هم که بنده جزیی ازانها بودم را هم نوشتم وقبلا اشاراتی داشتم ؛ این راهم یاد اوری کنم که رجوی خواهان انحلال ارتش بود وخمینی نگذاشت چرا ؟ برای اینکه میخواست با انحلال ارتش کشوررا بی دفاع وخمینی را خلع سلاح کرده تا بتواند باراه اندازی جنگ داخلی خیلی سهل وساده حاکمیت راقبضه کند وشاید هم ازانزمان خط بیگانگان را پیش میبرد الله واعلم ؛ خمینی خیلی هوشیارانه عمل کرد چون اگرارتش ونیروهای نظامی که ازنظررجوی ضد خلقی بودند منحل میشد عراق ایران را اشغال میکرد ؛ سوالی که وجود دارد چه راه حلی میبایست میرفتیم تا جامعه ازحالتی که اشاره کردم خارج میشد ؟ ایا با راه اندازی جنگ وکشتارتوسط قاسملوها وسایرتجزیه طلبان درکردستان وچریک فدایی ها درترکمن صحرا و بابل  وخلق عرب درجنوب وسازمان مجاهدین درسراسرایران وجنگ خارجی میشد به نتیجه رسید اگرمیشد که حال وروز امروزبرمملکت حاکم نبود ؛ چرا همه شکست خوردند ایا حاکمیت نوپا وبدون ارتش قدرت داشت که همه راقلع و قمع کرد ؟ ایا حرکت نظامی وچریکی راه حل بود پس چرابه نتیجه نرسید ؟ ایا خمینی خیلی جراربود ؟ هرچقدرسوال مطرح کنیم جواب خیراست وجواب دریک کلمه است هیچ کدام ازاین راه حلها درست نبود وهمه حرکات ذهنی بود ودرجامعه عینیت وبرد نداشت یعنی اینکه ما گرفتارتحلیلهای ذهنی وغیرواقعی بودیم گرفتارتوهمات واوهامات وخام خیالی بودیم ؛ وضعیت فکری وتوان جامعه وشرایطی که مردم دران زندگی میکردند اجازه پیروزی نمیداد پس می بایست به جامعه فکروشرایط را اول اماده میکردیم انهم حرکتهای مسالمت امیز نه خشونت وجنگ داخلی به همین دلایل ملی نبودیم …..

4- آیا رجوی وعضدانلو سیاستمداران ملی هستند (قسمت چهارم وپایانی )

لینک به منبع

گفتیم که سطح اگاهی جامعه بخصوص سیاسی بسیارعقب مونده وبا این کلمات ومفاهیم بیگانه بود ودلیل انرا هم حاکمیت وقت دانستیم وگروهها هم فاقد فهم این بودند وحرکاتی کردند که مورد پذیرش جامعه نبود وشکست خوردیم

لنین بحثی دارد بنام مرحله سوزانی یعنی اینکه اگردرمرحله خرده بورژوازی هستیم با انقلاب میتوانیم ازروی بورژوازی وسرمایه داری پریده وبه سوسیالیسم برسیم با درستی ونادرستی این کاری نداریم ازانجایی که یکی ازالگوهای رجوی لنین بود فکرمیکرد با جنگ چریکی وداخلی میتواند حاکمیت راسرنگون وازروی نااگاهی مردم پریده وبه رهبری وقدرت سیاسی برسد وبا مرحله سوزانی ؛ بعدا به اگاهی جامعه بپردازد این یکی ازخطاهای اصلی واساسی رجوی بود

راه حل ما دران شرایط اگاهی بخشی به جامعه ومردم بود درچه زمینه هایی می بایست مردم به اگاهی نسبی میرسیدند که بتوانند تشخیص وانتخاب درست راانجام بدهند جامعه امروز ایران ازهمین عدم اگاهی رنج میبرد وتشخیص نمیدهد وهرکسی ازجایش بلند شد با فریب ونیرنگ ملت را میچاچد وبه یغما میبرد ماهم مقصرنااگاهی جامعه کنونی هستیم ونمیتوانیم خود راتبرئه کنیم

یک اگاهی سیاسی : باید انقدربالا باشد تا هرفردی بتواند بفهمد که دشمنان وحاکمیت وگروهها واحزاب درحال چه کاری هستند

اگاهی فرهنگی : یعنی مردم ازتاریخ کشورخود باید خبردارباشند که چه عوامل اقتصادی سیاسی جامعه شناسی وروانشناسانه ونظامی باعث شکستها ونفوذ دشمنان وخیانت داخلی شده است باید اداب ومعاشرت واخلاق یک دست داشته باشند باید اقوام به فرهنگ همدیگراشراف داشته وازدرد همدیگراگاه باشند باید معنی ازادی واستقلال وبرابری وحقوق بشروعدالت اجتماعی را فهم کنند باید بفهمند که قوم گرایی ونژادپرستی وزبان عامل فتنه است باید بفهمند که اس واساس جامعه زبان واحد بعنوان زبان اصلی وعمومی ست باید شعرا واندیشمندان ونویسندگان خود رابشناسند باید بفهمند که محیط زیست وحیوانات جدای ازطبیعت وزندگی ما انسانها نیستندوباید به انها احترام وحق حیات انها رابرسمیت بشناسیم تا بتوانیم درکنارهم وبا هم درارامش وامنیت زندگی کنیم و…..

اگاهی اقتصادی : جایگاه اقتصاد بعنوان زیربنای جامعه باید شناسانده شود وقتی اقتصاد نیست ومردم نان برای خوردن وسیرکردن شکم فرزندان خود ندارند شیرازه جامعه ازهرنظربهم میریزد نه ازتاک نشانی میماند ونه ازتاک نشان تمام ارزشها واخلاق وفرهنگ جامعه درزیرفشارفقر نابود میشود……

اگاهی اجتماعی :باید مردم بدانند زندگی جمعی چیست وچگونه باید باهم ودرکنارهم زندگی کنند ارزش قوانین وحقوق همدیگروحقوق خود رابدانند وبراساس ان تنظیم کنند….

نظامی : مردم باید ارزش نیروی نظامی که برای انها امنیت وارامش میاورد ودشمن راازتجاوزبازمیدارد ونظم عمومی رابرقرارمیکند رابدانند نه اینکه باهم کارد وپنیرباشند ومثل رجوی خواهان انحلال نیروی نظامی باشد….

ایا ما نمی بایست اول روی این مسایل با مردم کارمیکردیم واین اگاهی رابمردم میدادیم یک نیروی ملی انهم درشرایطی که انقلاب میشود واساس جامعه بهم ریخته است اول باید فکرودغدغه این مسایل راداشته باشد وقتی میگوییم نیرویی ملی ومردمی است یعنی اینکه بفکرمردم است واول هم اگاهی مردم را مدنظرقرارمیدهد ودررشد وبالا کشیدن سطح جامعه قدم برمیدارد وبفکرمقام ومنصب واول خودم ؛ نیست ؛ مگرکارفردوسی غیرازاین است کدام یک ازگروهها ودرراس انها سازمان مجاهدین توانسته اند یک هزارم فردوسی روی مردم تاثیربگذارند وبرای اگاهی ملی قدم بردارند کارمولانا بوعلی باباطاهرحافظ وهزاران شاعرواندیشمند کارفرهنگی وملی ست بهمین دلیل درطول تاریخ زنده ودرقلب ملت جا دارند ولی گروههای ما متاسفانه بدلیل نداشتن فهم درست وحرکات اشتباه امروز مورد تنفرونفرت مردم هستند وامروز هم که حرکات ننگین وضد مردمی وضد وطنی جای اشاره ندارد بهمین دلایل بنده معتقدم که نه گروهها ونه حاکمیت ونه رجوی ونه عضدانلوی امروز ملی ومردمی نیستند میبایست اول خود وبعد جامعه رااگاه میکردیم وشک ندارم اگردراین راه حرکت میکردیم خمینی حتی تا سال 65هم دوام نمی اورد ولی چهل سال ازانزمان میگذرد نه ملت اگاه شدند ونه ما به پیروزی رسیدیم ونه جامعه  پیشرفت کرد ایا ما نباید خودرامقصرومسئول ان بدانیم ایا چنین شهامتی دررجوی وعضدانلو وسایرین هست که بگویند ما اشتباه کردیم وخود را تصیح کنند بله ما ملی ومردمی نبودیم وفهمی ازمردم وجامعه ومشکلات ان نداشتیم وجایگاه ووظیفه خود بعنوان قشراگاه وپیشتازرافهم نکردیم وبیراهه رفتیم وقیمت انرا مردم پرداخت کردند امیدوارم مردم اشتباهات وخطاهای مرابه بزرگی وکرامت ومهربانی خود ببخشند  

آیا رجوی وعضدانلو سیاستمداران ملی هستند – متن کامل

*** 

از تایید مرگ مسعود رجوی تا وقاحت هواداران مجاهدینسازمان مجاهدین خلق، منفورترین در طول تاریخ ایران

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سرنوشت-مهدی-افتخاری-آئینه-فلاکت-انقلا/

سرنوشت مهدی افتخاری آئینه فلاکت انقلاب مریم عضدانلو

سرنوشت مهدی افتخاری آئینه فلاکت انقلاب مریم عضدانلوعلی شیرزاد، سایت وطنم ایران، وبلاگ وطنم ایران، سیزدهم اوت 2019:… زیرسوال رفتن تمام عیارانقلاب مریم است شاید درباره مهدی دراینده بنویسم وصحبتها وجوابهای اورا بیان کنم تا ببینید او چگونه مروت ومردانگی دربرابربرخوردهای رجوی وعضدانلو ازخود نشان میداد دریک کلمه داستان وبرخوردهای علی زرکش با مهدی شباهت های زیادی بهم دارند وسرنوشت مهدی هم نشان ازفلاکت وپیسی ودرماندگی وپوچی انقلاب مریم عضدانلو را به اثبات رساند ودردید همگان بنمایش گذاشت این مسایل رانمیشود با نامگذاری مجدد فرمانده فتح الله به مهدی افتخاری جبران کرد. سرنوشت مهدی افتخاری آئینه فلاکت انقلاب مریم عضدانلو 

سرنوشت مهدی افتخاری آئینه فلاکت انقلاب مریم عضدانلوElimination Projects (Mehdi Eftekhari and Mehdi Katiraei)

سرنوشت مهدی افتخاری آئینه فلاکت انقلاب مریم عضدانلو

نمیخواهم سرنوشت مهدی افتخاری رابنویسم جدیدا تلویزیون سیمای ازادی درباره فراررجوی ازایران برنامه ای بنام پروازتاریخ سازساخته که دران ازمهدی افتخاری بعنوان فرمانده فتح الله یاد کرده است میخواهم اشارات مختصری درهمین رابطه داشته باشم

درسال 74 درسلسله نشستهای معروف به حوض دربهارستان که شاهد موضوع بودم رجوی مهدی را فراخواند وبعد ازکلی حرف وحمله وهجوم وریختن سراو وفحش وفضیحت از او خواست بخاطراینکه ازایدئولوژی خمینی کنده شود به خانمها احترام بگذارد مهدی هم با چسباندن پا وسلام نظامی دربرابرجایگاه زنان احترام گذاشت ولی رجوی راضی نشد وگفت باید سجده کنی ومهدی هم مجبورشد به حالت سجده مثل نمازخوندن دربرابرخانمها ادای احترام کند فردی مثل مهدی را اینقدرخواروذلیل دربرابرنفرات حاضرکرد که این عمل توهین وتحقیرمهدی بود وبرای همه ماهم مشخص بود که رجوی ازاوانتقام گرفت سوال ازمریم عضدانلو چراانموقع مهدی فرمانده فتح الله نبود وبعنوان دشمن انقلاب ازاویاد میکردید ؟

درسال 80 درسالن باقرزاده همه گان شاهد بودند که چطوردربرابرنفرات جدید الورود مهدی راپشت بلندگو خواست وهمه رابرعلیه اوشوراند وچه فحش وفضیحتهایی نثاراو کردند فقط خجالت کشید بگوید با مشت ولگد اورا مثل مگس له کنید چراانموقع فرمانده فتح الله نبود ؟

راستی چرااورابه جایی رسانده بودید که بیشتربه کنارخیابونی وکارتن خواب شباهت پیدا کرده بود بخصوص این اواخرکه مریض هم بود به مرحله ای ازفلاکت رسیده بود که اعتراض بنده رادرپی داشت که به یکی ازمسئولین کردم چرا انموقع فرمانده فتح الله نبود ؟

واقعیت اینه که بنده سالها با مهدی زندگی کردم وبارها پنهانی با او صحبت داشتم وحرفهایم درباره اورابه خودش گفته ام وعملها وحرفهایش راهم قبول نداشتم ولی دلیل چنین برخوردهایی بخاطراین بود که مهدی انقلاب مریم راقبول نداشت و رو درروی رجوی وعضدانلو قرارگرفته بود منتهی درپاسیویسم  ودرون خود رفتن عمل میکرد که تاثیرات مخرب شخصیتی روی خودش گذاشته  بود بهمین دلیل  فشارها وتوهینها وتحقیرها رابه او میکردند وعضدانلوهم درنشست فرماندهی فتح الله راازبنیاد انکاروگفت چرا میگویید فرمانده فتح الله خود رجوی طراحی وفرماندهی رابعهده داشت فرماندهی پروازرا مسعود به اوداده درصورتی که واقعیت ندارد مریم عضدانلو ایا این حرفها یادت رفته ؟ چرا الان دوباره انهم بعد سالها ازفوت او فرمانده فتح الله رابه اوبرگرداندی ؟ واقعیت دیگراین است که عضدانلو مجبورشده دوباره به او لقب بدهد زیرا موضوع برخورد با مهدی برایش دردسرشده ومیخواهد ازپاسخگویی فرارکند زیرا سرنوشت او زیرسوال رفتن تمام عیارانقلاب مریم است شاید درباره مهدی دراینده بنویسم وصحبتها وجوابهای اورا بیان کنم تا ببینید او چگونه مروت ومردانگی دربرابربرخوردهای رجوی وعضدانلو ازخود نشان میداد دریک کلمه داستان وبرخوردهای علی زرکش با مهدی شباهت های زیادی بهم دارند وسرنوشت مهدی هم نشان ازفلاکت وپیسی ودرماندگی وپوچی انقلاب مریم عضدانلو را به اثبات رساند ودردید همگان بنمایش گذاشت این مسایل رانمیشود با نامگذاری مجدد فرمانده فتح الله به مهدی افتخاری جبران کرد

سرنوشت مهدی افتخاری آئینه فلاکت انقلاب مریم عضدانلو

لینک به منبع

***

مواضع خائنانه فرقه رجوی در تنش ایران و امریکااز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

Sir_David_Amess_MP__Maryam_Rajavi_Cult_MEK_Mojahedin_Khalq_Saddam_TerrorismSir David Amess MP, paid head lobby for Mojahedin khalq terrorists
(aka Maryam Rajavi cult, MKO, MEK, Saddam’s private army)
in British Parliament

همچنین: