آیا سینه زنی و هوار هوار کردن مجاهدین در پاریس از سر دلسوزی است؟

آیا سینه زنی و هوار هوار کردن مجاهدین در پاریس از سر دلسوزی است؟

ادوارد ترمادو، کانون آوا، بیست و هشتم نوامبر 2015:… اما آیا می توان روضه خوانی و سینه زنی مجاهدین را در پاریس یک ابراز همدردی صمیمانه که بیانگر ضد تروریست بودن آنان باشد توصیف کرد در حالیکه برای کشته های یازده سپتامبر که بیش از 2900 نفر بودند جشن گرفته و نقل و نبات تقسیم می کردند؟ همین مجاهدینی که در هر موقعیتی منتقدین خود را آنهم در اروپا تهدید به مرگ می کنند، آیا این تهدیدات …

مهدی ابریشمچی ابوالقاسم رضا سروناز چیت سازعزاداری مریم قجرعضدانلو برای چی هست ؟ کاسه های داغ تر از آش

محمد سید المحدثین مجاهدین خلق فرقه رجویبازخوانی ارتش اسارت بخش فرقه رجوی – قسمت اول و دوم

لینک به منبع

آیا سینه زنی و هوار هوار کردن مجاهدین در پاریس از سر دلسوزی است؟

ادوارد ترمادودقیقآ به خاطر دارم که در سال 2011 هنگامی که عملیات تروریستی 11 سپتامبر در امریکا انجام شد در بازداشتگاه مجاهدین در اردوگاه بهره کشانه اشرف بودم، تقریبآ ظهر بود دراتاقی که بازداشتگاه من بود نشسته بودم و برای بعد از آزاد شدن از چنگ مجاهدین می اندیشیدم، ناگهان بلندگوهای اشرف با صدای بسیار بلندی شروع به پخش موزیک کردند، پخش موزیک با صدای بلند در اردوگاه اشرف نشانگر این بود که اتفاق مهمی افتاده و چون موزیک شاد هم پخش می شد به این معنی بود که سازمان در یک جائی به پیروزی دست پیدا کرده، البته معمولآ هم وقتی به عملیات درونی برای کشتن و خرابکاری تیمی راهی می شد و از بین می رفت هم برای فریب دادن همین فضا را ایجاد می کردند تا شکست را به جای پیروزی قالب کنند. ابتدا این فکر به ذهنم زد که شاید دوباره دست به عملیات تروریستی در درون ایران زده باشند، در همین فکر بودم که ناگهان صدای رضا ق را شنیدم که فریاد زنان به سمت انفرادی من می امد، رضا ق مسئول بند بود، داخل شد و با شادی فریاد کنان گفت: امریکا از درون منفجر شد، زدند خواهر و مادرش را فلان کردند، تموم شد همه چی تموم شد.

من که از وقوع حادثه خبری نداشتم و نمی دانسنم منظور رضا چیست، اما متوجه شدم که در امریکا اتفاقی افتاده که باب میل مجاهدین بوده برایم مهم بود که بدانم چه اتفاقی افتاده اما رضا تنها فریاد میزد تموم شد ما پیروز شدیم.

کم کم آرام شد و با چهره ای خندان و شاد جریان را تعریف کرد که یک عالمه کشته هم دادهو بعد هم از اتاق من با خوشحالی بیرون رفت، سرو صدای موزیک همچنان ادامه داشت تا اینکه دقایقی بعد رضا وارد اتاق من شد اما این بار با سینی شیرینی، تعارف کرد، پرسیدم برای چیست؟ گفت فلانی هواست نیست چی شده؟ گفنم نمی خورم رضا جان.

رضا را خوب می شناختم، مسئله دار بود اما آن روز تحت تآثیر فضائی قرار گرفته بود که فرماندهان در قررگاه ایجاد کرده بودند و برای کشتار مردم بیگماه در امریکا در اردوگاه اشرف جشن برپا کرده بودند.

عملیات ناجوانمردانه یازده سپتامبر که منجر به کشته شدن بیش از 2900 نفر شد که اکثرآ مردم عادی بودند برای مجاهدین چنان خوشایند بود که در اردوگاه اشرف تا ساعت ها به جشن و شادی پرداختند و این چیزی است که نمی توانند انکار کنند چرا که خود شخصآ در آنجا بودم.

پس از عملیات تروریستی اخیر در فرانسه توسط افراد کثیف و پلید داعش که از شرکای مجاهدین نیز می باشند، سران سازمان در اوورسورواز تعدای از تروریست های خود را برای ابراز همدردی با مردم و دولت فرانسه به اماکنی اعزام کرده بود که مردم برای ادای احترم به کشته شدگان جمع می شدند تا با نثار شاخه گلی با بازماندگان آنان ابراز هم دردی کنند، کسانی که برای این کار راهی شده بودند خود از مسئولینی هستند که یا در سرکوب درونی سازمان نقش داشتند و یا در کار سیاسی بیرون از سازمان جاده صاف کن عملیات تروریستی سازمان بودند، البته خود سر جریان هم سیاهپوش و با چهره ای گرفته مانند هنرپیشه های هالیودی ایفای نقش کرده و برای مردم فرانسه اشک تمساح می ریخت، اما این ابراز همدردی سوری و این نمایش مضحک هیچ استقبال کننده ای نداشت نه از سوی مردم فرانسه و نه از سوی رسانه ها، چرا که هم مردم اروپا و هم دولتهای اروپائی امروز چشمشان به واقعیت ها باز شده و خوب متوجه دقلکاری های افرادی مثل مجاهدین هستند.

از بابت خود از دوستان جدا شده ای که در پاریس با ابراز همدردی با مردم فرانسه شرکت کرده بودند بی نهایت تشکر می کنم و افسوس می خورم که نتوانستم در چنین مراسمی با دوستانم باشم ، و البته تلاش و افشاگری آنان نیز تحسین برانگیز بود.

اما آیا می توان روضه خوانی و سینه زنی مجاهدین را در پاریس یک ابراز همدردی صمیمانه که بیانگر ضد تروریست بودن آنان باشد توصیف کرد در حالیکه برای کشته های یازده سپتامبر که بیش از 2900 نفر بودند جشن گرفته و نقل و نبات تقسیم می کردند؟ همین مجاهدینی که در هر موقعیتی منتقدین خود را آنهم در اروپا تهدید به مرگ می کنند، آیا این تهدیدات که مستقیمآ از دهان مسعود رجوی صادر شده عمل تروریستی و یا زمینه سازی برای عملیات تروریستی داعش وار نیست؟

حمله موشکی که اخیرآ در لیبرتی که جان 24 تن از افراد اسیر را گرفت و 200 تن را نیز مجروح کرد مریم رجوی را بر آن نداشت که دست به عزاداری اینچنینی بزند، البته جان دادن افراد در اردوگاه لیبرتی برای مجاهدین خوراک تبلیقاتی بیش نیست اما برای فرار از سابقه تروریستی هیئت عزاداری خود را راهی خیابان های پاریس می کند تا شاید از این آب گل آلود و موقعیت بوجود آمده ازعمل جنایتکارانه شرکای خود ماهی گرفته باشند در حالیکه کل اروپا متوجه خطرناک بودن مقر اوور در حومه پاریس هستند.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21976

فرار به جلوی مجاهدین با بسیج کردن شورائی ها

ادوارد ترمادو، کانون آوا، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۵:… پرسش اینجاست که چنین افراد جان بر کف چرا در اروپا مفتخوری میکنند و جنگ امام حسین را به رخ افراد گرفتار در لیبرتی می کشند از رهبران سازمان تا همین مقاله نویسان پولکی اگر خود به گفته خودشان معتقد هستند پس چرا از صحنه گریختند؟ حالا در اروپا نشسته و امام حسین را مثال می زنند، او که مثل شما به ژاک شیراک و اولاند پناه نبرد.مجاهدین برای فرار به جلو …

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

لینک به منبع

فرار به جلوی مجاهدین با بسیج کردن شورائی ها

پس از حمله موشکی به اردوگاه لیبرتی در هفتم آبان ۹۴ که منجر به کشته شدن ۲۴ تن و زخمی شدن تن ۲۰۰ از اعضای دراسارت مجاهدین شد تمامی اعضای جدا شده و منتقد سازمان این حمله وحشیانه را محکوم کردند و به درستی رهبران سازمان را در این کشتار و کشتارهای قبلی سهیم دانستند چرا که هم شناخت کاملی از رهبران سازمان دارند و هم اینکه شاهد فرار آنان ازعراق در بحبوحه بهم ریختن اوضاع داخلی عراق بودند، رهبران سازمانی که ادعای مبارزه با حکومتی را دارند چطور می شود که سر بزنگاه و در شرایطی که تمامی افراد به راهبری نیارمند هستند سران و مهره های اصلی آن به ناگهان سر از جزیره امن در آورده و از مکان امن اروپا افراد خود را به ایستادگی و مقاومت تشویق کنند.

برای این حرکت سران و رهبران سازمان مگرکلمه ای غیراز فرار شایسته است؟ حالا همین امن نشینان در اوریورواز وقتی می بینند که توسط اعضای سابق خود افشا می شوند گروه موسوم به شورای ملی خود را در گوشه و کنار جهان بسیج می کنند تا شاید با چرند نویسی هایشان بتوانند برای مدتی هواداران خود را دور بزنند و از زیر بار انتقادات دیگران برای تنها گذاشتن افراد درعراق فرار کرده و از زیر بار چنین جنایتی که در صد زیادی شامل حال سران سازمان است شانه خالی کنند.

اگر به سایت تفرقه (همبستگی) مجاهدین نگاه کنید متوجه می شوید که برای گم کردن ایز چه بسیجی به راه انداخته اند و گویا شورائی ها را وادار به نوشتن مقالاتی نموده اند که خودشان هم شاید متوجه چرندیات درونی نوشتارشان نباشند، از همان کارگردان برنامه های مسخره در درون اشرف که به قول خودش پدر دو زن مجاهدی است که آنان را در عراق رها کرده و خود هم در زمان مناسب فلنگ را بسته گرفته تا کسی که بدترین تهمت ها را نثار خواهر خونی خود کرد.

مقالاتی که توسط اینگونه افراد در سایت های مجاهدین درج می شود کاملآ مشخص است که قبل از نوشتن گویا تقسیم کار شده و هر کسی موظف به نوشتن گوشه ای از پروژه مزبور می باشد، مثلآ آقای کارگردان برای جدا شدگان همان خط و نشان را کشیده که سالیان سال است رجوی آنرا فریاد می زند که در فردای به قدرت رسیدن چنین و چنانتان خواهیم کرد، ویا آن یکی دیگر ابتدا تلاش کرده تا نگهداشتن اجباری افراد در لیبرتی را توجیه کند تا رهبران سازمان را از زیر تیغ اتهاماتی که از سوی جدا شدگان بر گردن آنها نهاده شده برهاند، مدعی شده که این امریکا بود که اجازه نداد مجاهدین از عراق خارج شوند و برای خروج از عراق شرط گذاشت که باید تعهد بدهند که خشونتگرائی نکنند و سلاح به دست نگیرند، و بعد هم میگوید موضوع خروج نیست بلکه ترک مبارزه است که مجاهدین یعنی رهبران و سرانشان نپذیرفتند، بایستی از این بیماران روانی پرسید مگر از زمانی که شروط امریکا را نپذیرفتید و در عراق ماندید مبارزه ای هم کرده یا می کنید یا تنها چیزی که نصیب نه شما بلکه اسیران سیاست های شما شده به غیر از مرگ و نابودی چیز دیگری هم بوده؟

در همین مقاله ایشان حرف آخر را به کسانی که در اردوگاه لیبرتی گرفتار سیاست های قدرت طلبانه سران مجاهدین شده اند زده و آب پاکی را روی دستشان ریخته که خوب جنگ همین است دیگر هر کس که روز اول وارد شد هم مرگ و هم معلوایت را پذیرفته و اشاره ای هم به عکس های حمله اخیر کرده که ببینید در جنگ که حلوا تقسیم نمی کنند، آیا منظور این شورائی بسیج شده به غیر از این است که ای لیبرتی ها همانجا بمانید تا همه کشته شوید این چیزی است که خودتان از اول هم پذیرفته اید.

پرسش اینجاست که چنین افراد جان بر کف چرا در اروپا مفتخوری میکنند و جنگ امام حسین را به رخ افراد گرفتار در لیبرتی می کشند از رهبران سازمان تا همین مقاله نویسان پولکی اگر خود به گفته خودشان معتقد هستند پس چرا از صحنه گریختند؟ حالا در اروپا نشسته و امام حسین را مثال می زنند، او که مثل شما به ژاک شیراک و اولاند پناه نبرد.مجاهدین برای فرار به جلو بسیج شورائی راه انداخته اند تا افکار عمومی را فریب داده و خود از زیر بار مسئولیت این همه خون فرار کنند.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21428

آیا مریم رجوی مخالف اعدام است؟

ادوارد ترمادو، کانون آوا، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۵:… پس ار توافق هسته ای که چنته مجاهدین را در عرصه دروغپردازی خالی کرد،اکنون مجاهدین به دنبال بهانه تراشی های دیگری هستند تا غربی ها را ترغیب به قظع رابطه با ایران نمایند چون خوب می دانند که از حمله نظامی خبری نیست، به همین دلیل هم به هر خس وخاشاکی چنگ می زنند،سر و سامان دادن به موضوع حقوق بشر امر بسیار نیکی است و کسی هم مخالف …

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRI“چه کسی میتواند یک قدیس را دار بزند؟” – اشک تمساح مریم رجوی برای حقوق بشر

لینک به منبع

آیا مریم رجوی مخالف اعدام است؟

مریم رجوی در پاریس بمناسبت روز جهانی علیه اعدام سخنانی را به زبان آورد تا به خیال خود مردمی و جهانی را متعجب کرده باشد و برای غربی ها هم یک شوئی با رنگ و لعاب دمکراسی بر پا کرده باشد، تا شاید بتواند در بازار سیاسی برای خود دکانی دست و پا کرده باشد،چون دکان و دستگاه مجاهدین مدت زیادی است که تقریبآ تعطیل شده.

در کنفرانس مزبور خانم رجوی طوری با اعدام مخالفت می کند و طوری از حقوق بشر دم می زند که اگر کسی مجاهدین و تاریخچه حداقل سه دهه آنها را نشناسد و نداند گمان می کند که در این دنیای نا امن امروزی فلان جای آسمان پاره شده و کسی افتاده که ناجی مردم سراسر دنیاست، اما خوشبختانه هم مردم شریف ایران چه در داخل و چه در خارج از کشور و هم دولتمردان و سیاسیون غربی( البته با قلم گرفتن جیره و مواجب بگیران شرفی و غربی) همه و همه با این عناصر ضد بشری که کاری به غیر از دروغگوئی وفریب و شیره مالی بر سر مردم در خارج از کشور ندارند بطور کامل آشنا هستند و داد و فریادهای بی جای خانم رجوی کار به جائی نمی برد.

هر کس که سه دهه گذشته مجاهدین را مرور کند پی به پوچ بودن تمامی ادعاهای امروزی مجاهدین در باره حقوق بشر و دم زدن از حق و حقوق مردم ایران و از این قبیل صحبتها که مجاهدین در بیان آن استاد هستند می برد، خانم رجوی که امروز از تریبون آزاد در فرانسه ادعای مخالت با اعدام را دارد گویا فراموش کرده که تمامی ترورهائی که در درون ایران توسط سازمانش انجام شده اعدام انقلابی نام گذاری شده، مگر خانم رجوی فراموش کرده که در تمامی نشستها در درون قرارگاه اشرف افرادی که با تشکیلات سازمان مشکل داشتند توسط مسئولین سازمان و فرملنده هان ارتششان تهدید به اعدام می شدند، براستی از چه زمانی خانم رجوی متوجه به گروگان گرفته شدن حقوق بشر شده که خود در اردوگاه لیبرتی هم تعدای را به گروگان گرفته و هم حق و حقوق خانواده همان افراد را به گروگان برده؟

مگر اعدام کردن تنها به این است که فرد را تیرباران یا حلق آویز کنند؟کشتن سرباز ایرانی در مرز، یا ترور و بمب گذاری در درون کشوروبه کشتن دادن تعداد زیادی رهگذر بیگناه به بهانه مبارزه با رژیم و یا اعدام انقلابی چه تفاوتی با اعدام دارد؟

راستی چرا افرادی که با خلوص نیت برای مبارزه به اشرف آمدند و به شما و همسرتان اعتماد کردند امروز بایستی در کمپ لیبرتی زجر کش شوند؟ چرا به پدران و مادران، خواهران و برادران آنان فکر نمی کنید که در چه اضطرابی بسر می برند؟

بهتر بود که خانم رجوی قبل از ادعاهای پوچ و بی اساس درموارد بالا ابتدا خود لب به اعتراف می گشود،صدور فرامین کشتن و ترورهائی که صادر کرده اند را زیر انتقاد میگرفت به نقض شدید حقوق بشر در تشکیلات خود و سرکوب های درون سازمانی اعتراف می کرد و از گذشته خود و همسرش شرمسار می شد، تا صلاحیت برای بیان چنین کلماتی را داشته باشد.

در جای دیگر خانم رجوی ادعا دارد که در پی بر پا کردن قوه قضاییه مستقل است در حالیکه دم زدن از قوه قضاییه مستقل برای کسانی چون مجاهدین زیاده خوری بیش نیست چرا که دراردوگاه اشرف در دورانی که مخالفین و معترضین خود را دادگاهی می کردند متهم اجازه هیچگونه دفاع قانونی نداشت، هم رئیس دادگاه از کادر های بالای خودشان بود هم دادستان و هم وکیل انتصابی، اگر ایشان راست می گوید و به قوه قضاییه مستقل اعتقاد دارد پس چرا در دوران حکومت خود چنین اجازه ای به دیگران داده نمی شد؟ چرا هر کس که در دادگاه مجاهدین محاکمه می شد از او به ضرب و زور اعترافنامه گرفته می شد که عامل رژیم است و سپس هم تحویل زندان ابوغریب می شد؟

پس ار توافق هسته ای که چنته مجاهدین را در عرصه دروغپردازی خالی کرد،اکنون مجاهدین به دنبال بهانه تراشی های دیگری هستند تا غربی ها را ترغیب به قظع رابطه با ایران نمایند چون خوب می دانند که از حمله نظامی خبری نیست، به همین دلیل هم به هر خس وخاشاکی چنگ می زنند،سر و سامان دادن به موضوع حقوق بشر امر بسیار نیکی است و کسی هم مخالف آن نیست، اما بایستی دید چه کسی دم از آن می زند؟ آیا خود حداقل حقوق بشر را رعایت کرده و می کند؟ کسی که هم الان اجازه ملاقات خانواده ها با فرزندان خود در لیبرتی را نمیدهد، کسی که حکم طلاق های اجباری را صادر کرده، کسی که کودکان خردسال را از پدران و مادران جدا کرده و کسی که دراروپا منتقدین حود را علنآ تهدید به مرگ می کند وووو…. مگر می تواند ادعای حقوق بشر کند یا مخالف اعدام باشد و آیا صلاحیت صحبت کردن از حقوق بشر را دارد؟

ادعای مجاهدین در رابطه با مخالف بودنشان با اعدام فریبی بیش نیست تا از این راه بتوانند نظر اربابان خود را به خود جلب کنند در غیر اینصورت چه دلیلی داشت که مسعود رجوی در پیام خود با صدای خودش منتقدین و جدا شدگان از سازمانش را در اروپا تهدید به مرگ کند؟

مهوش سپهری مجاهدین خلق فرقه رجویMujahadeen-e-Khalq (MEK). Backgrounders

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21179

دم خروس یا قسم حضرت عباس؟

ادوارد ترمادو، کانون آوا، اول اکتبر ۲۰۱۵:… آیا بانکی مون از خود نمی پرسد که این چه حکومت دیکتاتور و جباری است که اجازه میدهد چنین نامه های تندی آن هم از سوی زندانیان سیاسی نه تنها به خارج از زندان بلکه به دبیر کل ملل متحد ارسال شود؟آیا حکومت ایران کنترلی بر روی زندانیهای سیاسی خود ندارد؟ مگر این حکومت سرکوبگر نیست پس می تواند پس از انتشار نامه زندانیها را در زندان گوهر دشت به شدت سرکوب …

مریم رجوی حقوق بشردروغ‌های مریم رجوی در یک نگاه

لینک به منبع

دم خروس یا قسم حضرت عباس؟

حضور حسن روحانی در نیویورک و سازمان ملل، سازمان رجوی را به تکاپو انداخته بطوری که دست و پای خود را گم کرده و در سایت های به اصطلاح خبری خود با داد و فغان تلاش نموده تا به خیال خود رهبران جهان که در سازمان ملل حضور دارند روحانی را از سازمان ملل بیرون کنند.

فراموش نکنیم که در دوران ریاست احمدی نژاد هم سازمان رجوی همین ساز و دهل را می نواخت اما سران کشورها در سازمان ملل حتی با احمدی نژاد هم برخوردی مناسب داشتند چرا که رئیس یک کشور هر کسی که باشد چه خوب چه بد رئیس جمهور یک کشور است، اما در رابطه با روحانی مجاهدین سرنا را از سر گشادش می نوازند، چرا که روحانی در موقعیت دیگر ی قرار دارد و از نظر همان کسانی که مجاهدین انتظار دارند که بیرونش کنند توانسته موضوع پیچیده هسته ای را حل کند.

مجاهدین که چنته خود را پس از توافق هسته ای کاملآ خالی می بینند از ظرفی در برابر سازمان ملل دست به راه اندازی تجمع می زنند و مریم رجوی به تجمغ کنندگان پیام میدهد که:

“آخوند روحانی نمایندة مردم ایران نیست. او و رژیمش، قاتل مردم ایران و عامل اصلی بحران در منطقه هستند.”

“این رژیم،غاصب حق حاکمیت مردم ایران است و هیچیک از نمایندگانش، مشروعیت ندارند و باید از مجامع بین‌المللی اخراج شوند.”

از طرفی در سایت ناهمبستگی خود دست به چاپ نامه ای می زند که به قول خودش از سوی زندانیان سیاسی گوهر دشت برای آقای بانکی مون ارسال شده.

لطفآ خودتان را در جایگاه آقای دبیر کل سازمان ملل قرار دهید و قضاوت کنید.

آیا بانکی مون از خود نمی پرسد که این چه حکومت دیکتاتور و جباری است که اجازه میدهد چنین نامه های تندی آن هم از سوی زندانیان سیاسی نه تنها به خارج از زندان بلکه به دبیر کل ملل متحد ارسال شود؟آیا حکومت ایران کنترلی بر روی زندانیهای سیاسی خود ندارد؟ مگر این حکومت سرکوبگر نیست پس می تواند پس از انتشار نامه زندانیها را در زندان گوهر دشت به شدت سرکوب کند پس چرا نمی کند؟

البته آقای دبیر کل طور دیگری هم برداشت می کند مثلآ اینکه خوب حکومتی که اجازه بدهد زندانیان سیاسی برای دبیر کل ملل از درون زندان نامه بفرستند پس بایستی حکومت مطلوبی باشد، پس این گروهی که عربده اش گوش فلک را کر کرده دروغگوئی بیش نیست.

حالاآقای بانکی مون و ایرانیان خارج از کشور کدام را باور کننند دم خروس یا قسم حضرت عباس را؟

البته مجاهدین آنقدر دروغ گفته اند که خودشان هم دروغهای خود را باور دارند و گمان می برند که مردم هم مثل خودشان هستند ( کافر همه را به کیش خود پندارد)

امروز منطقه خاورمیانه در شرایط بحرانی بی سابقه ای قرار دارد که همین بحران دامنگیر کشورهای اروپائی گشته و برای حل این بحران رهبران جهان به این نتیجه رسیده اند که ایران برای حل این بحران می تواند نقشی تعیین کننده داشته باشد، گذشته از آن در حال حاضر ایران با تمام نواقص و مشکلاتی که دارد در منطقه امن ترین کشور بشمار میرود و به همین دلیل هم کشورهای اروپائی و امریکای لاتین برای سرمایه گذاری گوی سبقت را از یکدیگر ربوده اند، پس مجاهدین و تجمعشان جلوی مقر ملل متحد بمانند تا روحانی را از سازمان ملل بیرون کنند.

در این بازی هم مجاهدین سوختند و بور بور شدند.

***

همچنین:

سخنرانی مریم رجوی در مقابل زیرکمیته بین‌المللی حقوق بشر پارلمان کاناداچه نکاتی در بر داشت؟

ادوارد ترمادو، آوا، هفدهم می ۲۰۱۴: …  زیرکمیته بین‌المللی حقوق بشر پارلمان کانادا که مریم رجوی نتوانست در آن شرکت کند که احتمالآ به دلیل عدم صدور ویزا بوده جلسه ای با نام هفته حسابرسی از ایران ترتیب داده بود که مریم رجوی از طریق ویدئو کنفرانس در آن شرکت نموده. در ابتدا به این جماعتی که از سرکرده یک گروه تروریستی خطرناک برای

پرت وپلاگوئی های خانم رئیس جمهور (وضعیت دماغی مریم رجوی پس از مفقود شدن شوهرش مسعود)

ادوارد ترمادو، کانون آوا، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۴: … از اولین روزی که در سال ۱۳۶۸ وارد اردوگاه اشرف درعراق شدم و از اولین نشست مسعود رجوی در همان سال تا آخرین نشست در سال ۱۳۸۱ شاهد پرت پلاگوئی های مسعود رجوی در مورد هر حرکتی که در ایران با هر بهانه ای که رخ میداد بودم، به عنوان مثال اگر قیمت مداد در ایران گران می شد ما بایستی در نشست

حمایت بیشرمانه فرقه رجوی (مجاهدین خلق) از جنایتکاران در سوریه

ادوارد ترمادو، کانون آوا، هشتم آوریل ۲۰۱۴: … اما در این طرف طیف حمایت های بی دریغ فرقه مجاهدین از این جنایتکاران و سفاکان که به جان مردم بی دفاع افتاده و از هیچ جنایتی دریغ نمی کنند جلب توجه می کند، در سایت همبستگی مجاهدین با آب و تاب فراوان از این جانیان به عنوان اپوزاسیون سوریه یاد می شود که مثلآ در فلان جا تعدادی از ارتشیان

زوزه های منصور قدرخواه (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

ادوارد ترمادو، کانون آوا، یازدهم مارس ۲۰۱۴: … اما تو که لالائی بلدی چرا خوابت نمی برد؟ تو که این همه سنگ مجاهدین را به سینه می زنی چرا در اون روزهائی که امثال ماها در اردوگاه اشرف زیر ضرب تشکیلات دیکتاتوری بودیم و جوانی مارا  رجوی در اردوگاه اشرف با دروغهای خود به باد داد به انجا تشریف فرما نشدید؟  چرا همراه همسرت و بچه هات ن

پروژه سفارشی (آیا مستند منصور قدرخواه و رجوی مصاحبه با خانواده قربانیان مجاهدین خلق را هم شامل خواهد شد؟)

ادواردترمادو، کانون آوا، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۴: … در قدم بعدی بایستی خانواده های کسانی که در ایران توسط این فرقه ترور شده اند نیز در نظر گرفته شوند و حق و حقوق آنان ضایع نشود، گذشته از اینکه فرد ترور شده چه کسی یا چه شخصیتی بوده، و یکی از نکات مهمی که لازم الاجراست همانا مد نظر داشتن اعضای پیشین و منتقدین فرقه رجوی است که توس

بندبازی رجوی با بند ف (انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین خلق)

ادواردترمادو، کانون آوا، پانزدهم فوریه ۲۰۱۴: …  درز کردن اخبار از درون اردوگاه لیبرتی حاکی از آن است که اخیرآ در یکی از نشست هائی که رجوی برای تحریک کردن و مغزشوئی افراد برقرار کرده دوباره به بند ف انقلاب کذائی مریم بند کرده و در این میان عکسی را به نمایش گذاشته که دو نفر را در حال کشتی گرفتن نشان می دهد، و اعلام کرده  آن نفری