آیا فریاد خانواده های قربانیان فرقه مجاهدین را می شنوید؟

آیا فریاد خانواده های قربانیان فرقه مجاهدین را می شنوید؟

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، نوزدهم فوریه 2016:… سومین سری از خانواده های قربانیان اسیر در لیبرتی تلاش فراوانی کردند که بتوانند چند دقیقه با فرزندانشان در کمپ لیبرتی عراق ملاقات کنند اما متاسفانه مسعودر جوی رهبر مجاهدین خلق این اجازه را در مقابل چشمان مسئولین کمیساریای عالی پناهندگان و سایر مدعیان حقوق بشر نداد . اما این خانواده ها اگر جه فرزندان خود را ندیدند اما موفق بودند و توانستند فریاد خود را به گوش … 

خانواده های گروگانهای مجاهدین خلق (فرقه رجوی) خواستار ملاقات با فرزندانشان در کمپ لیبرتی عراق

https://youtu.be/bX9hO885Oj4

لینک به منبع

آیا وجدان های به خواب رفته روزی بیدار می شوند؟

آیا فریاد خانواده های قربانیان فرقه مجاهدین را می شنوید؟

سومین سری از خانواده های قربانیان اسیر در لیبرتی تلاش فراوانی کردند که بتوانند چند دقیقه با فرزندانشان در کمپ لیبرتی عراق ملاقات کنند اما متاسفانه مسعودر جوی رهبر مجاهدین خلق این اجازه را در مقابل چشمان مسئولین کمیساریای عالی پناهندگان و سایر مدعیان حقوق بشر نداد . اما این خانواده ها اگر جه فرزندان خود را ندیدند اما موفق بودند و توانستند فریاد خود را به گوش وجدان های بیدار برسانند. اما وجدان های به خواب رفته هم می توانند روزی بشنوند؟

ندایی مادر فریدون نداییآیا فریاد خانواده های قربانیان فرقه مجاهدین را رهبری این فرقه و آنهایی که در شورای دست ساز رجوی ” پول خون ” می گیرند، می شنوند؟ روشن است که تنها درخواست خانواده ها ملاقات و دیدار حضوری کوتاهی با عزیزانشان است اما سران فرقه با مخالفت با این حق اولیه انسانی به فرافکنی پرداخته و برای پوشاندن صورت مسئله با مارک وابستگی به رژیم زدن به این خانواده ها که با تحمل سختی های فراوان خود را به شوق دیدار عزیزانشان به عراق رسانده اند سعی دارند توجه را از موضوع اصلی که همانا حق اولیه و پایه ای افراد ساکن در لیبرتی برای ملاقات با خانواده هایشان است منحرف کنند .

در سال های اخیر و به دنبال سرنگونی حکومت صدام حسین ، این امید در دل خانواده ها بوجود آمد که در شرایط جدید میتوانند عزیزانشان را در سازمان مجاهدین در عراق ملاقات نمایند. بعد از سرنگونی صدام حسین صدها تن اعضای سازمان این فرصت را بدست آوردند تا جدا شده و به ایران بازگردند و از این طریق برخی خانواده ها که هیچ اطلاعی از بستگان خود نداشتند پی به حضور آنان در پادگان اشرف برده و عازم عراق گردیدند. سازمان ابتدا به این امید که اعضایش روی خانواده هایشان اثر گذاشته و با اعتمادی که بینشان وجود دارد آنان را جذب نمایند با این دیدارها موافقت کرد اما به تدریج معلوم گردید که علیرغم تمامی تمهیدات کنترلی که خلال دیدارها صورت میگرفت این خانواده ها بودند که بر اعضا تأثیر گذاشته و آنان ترغیب به فرار می شدند.

جلوگیری از دیدار اعضا با خانواده هایشان تا جائی که به فرقه های مخرب کنترل ذهن برمیگردد امر تازه ای نیست. تمامی فرقه ها از دیدار و ارتباط اعضای خود با خانواده هایشان، یعنی کسانی که با آنها پیوند عاطفی داشته اند، وحشت دارند و از این بیمناکند که عواطف خانوادگی گذشته، که باطل السحر جادوی مغزشوئی است، زنده شده و آثار ناپایدار کنترل ذهن مخرب را از بین ببرد .Rahele Iranpor-photo_2016-01-27_06-31-02

Rahele Iranpor-photo_2016-01-27_06-31-02هراس رجوی از خانواده ها به خوبی بیانگر این است که آنها جای درستی را برای رهایی عزیزانشان نشانه گرفته اند .تا زمانی که صدام پشتیبان مسعود رجوی و تشکیلات تحت امرش بود کسی قادر به خروج از فرقه رجوی نبوده و مسعود رجوی یکه تاز اردوگاه کار اجباری اشرف سابق بود. پس از سرنگونی یار دهه های گذشته رجوی، ناقوس مرگ تشکیلات ضد بشری مجاهدین به صدا در آمده و گردباد حوادث مرگ زودرس و گریزناپذیر را به سراغ یکی از پلیدترین فرقه های تاریخ بشریت آورده است.

رهبران فرقه رجوی دیر یا زود باید این واقعیت محض را بپذیرند که راهی جز انحلال و تن دادن به فروپاشی فرقه تحت امرشان ندارند. دوران تسلط بر انسان‌ها و به برده گی کشانیدن آن‌ها به پایان رسیده و دیگر با وجود عصر انقلاب اطلاعات و دسترسی همگانی به وسایل ارتباط جمعی، نمیتوان انسان‌ها را در جهالت نگه داشته و در مسیر اهداف شوم و ضد انسانی به بهره کشی وادار نمود.

بنابراین همانطور که حضور خانوآده ها پشت سیم خاردارهای اشرف به فروپاشی آن اردوگاه و فرار و رهایی بسیاری از اسیران تشکیلات منجر شد ، امروز نیز آمدن خانواده ها پشت دیوارهای لیبرتی نوید بخش امید و رهایی برای کسانی است که در حصارهای ذهنی و فیزیکی فرقه مجاهدین قرار دارند کما اینکه پس از حضور خانواده ها شاهد فرار تعدادی از این اسیران نیز در ماه های گذشته بودیم

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23331

سرانجام مسعود رجوی با خانواده قربانیان در لیبرتی عراق چه خواهد کرد؟

مهدی سجودی

مهدی سجودی، ایران قلم، بیست و هفتم ژانویه ۲۰۱۶:… این فشار بحدی بود که در طول سال دو پسرخاله ایی که همانجا داشتم که در چند صد متری خودم بودند ولی اجازه دیدن آنها را نداشتم و هر کدام می ترسیدیم که بگوییم می خواهیم دوست، همشهری یا فامیل خودمان را ببینیم. در واقع احساس وع اطفه در درون هر کسی مرده بود ، یا بهتر بگویم ذره دره میکشتند. گاها حتی افرادی بودند سال ها در یک فاصله ۲۰۰ الی ۳۰۰ …

مجاهدین خلق فرقه رجوی گروگانها را مجبور به فحاشی به خانواده ها می کنندکیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

لینک به منبع

سرانجام مسعود رجوی با خانواده قربانیان در لیبرتی عراق چه خواهد کرد؟

اخبار منتشر شده توسط سایت های اینترنتی حاکیست که سری سوم از خانواده های اعضای سازمان مجاهدین به کمپ لیبرتی واقع در بغداد ـ عراق رفته اند تا شاید بتوانند چند دقیقه ای فرزندان خود را ملاقات کنند. اما یا رهبری سازمان مجاهدین این اجازه را به اعضای خود می دهد؟ همگان می دانند که دشمنی کینه توزانه و هیستریک فرقه رجوی و بطور خاص رهبری سازمان با کانون گرم خانواده قصه درازی دارد . سازمان مجاهدین هیچگاه به نیروهای سازمان اجازه تماس با خانواده را نمی دهد و از طرف دیگر خانواده ها همچنان در تلاش هستند که با عزیزان شان یک ملاقاتی بکنند. ولی در زمان صدام حسین این کار امکان پذیر نبود. لذا بعد از سرنگونی رژیم صدام حسین و روی کار آمدن دولت منتخب مردم عراق خانواده ها از این فرصت استفاده کرده و برای ملاقات با فرزندان خود راهی عراق شدند. رجوی ابتدا به دو دلیل سعی کرد حساب شده و با کنترل اجازه ملاقات با خانواده ها را بدهد. یکی اینکه از خانواده ها بطور خاص آنهایی که جوانتر بودند عضو گیری کند و علت دیگر اینکه به اخاذی از خانواده ها بپردازد. ولی نه تنها خواب های رجوی در این مورد پنبه دانه شد بلکه علی رغم اینکه با کنترل و حساب شده نیروهای سازمان را برای ملاقات می فرستاد . یادم هست در اولین سال حضورم در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق در عراق هر شب بیاد خانواده ام ساعتها دل تنگ میشدم و گریه میکردم ، آره واقعا گریه می کردم، بویژه وقتی که ایام عید و نوروز و سیزده بدر می شد. ولی بعدها از ترس بیان این لحظات دلتنگی و شنیده شدن صدای گریه هام یا دیده شدن چشمهای خیسم از عواطف و احساسات خودم فراری بودم و مجبور بودم با تمام فشارهای کاری و این نشست و آن نشست رفتن حتی در همان زمانهای خیلی کوتاه استراحت هم از لحظات احساسی و عاطفی گریزان شده بودم.

khanevade-photo_2016-01-26_10-12-36این فشار بحدی بود که در طول سال دو پسرخاله ایی که همانجا داشتم که در چند صد متری خودم بودند ولی اجازه دیدن آنها را نداشتم و هر کدام می ترسیدیم که بگوییم می خواهیم دوست، همشهری یا فامیل خودمان را ببینیم. در واقع احساس وع اطفه در درون هر کسی مرده بود ، یا بهتر بگویم ذره دره میکشتند. گاها حتی افرادی بودند سال ها در یک فاصله ۲۰۰ الی ۳۰۰ متری از یکدیگر بودند ، ولی نمی توانستند همدیگر را ببینند. منظورم خانواده ها یا زن و شوهر ها نیستند، دو تا برادر ، یا دو تا خواهر هم نمی توانستند همدیگر را ببینند، نه اینکه نخواهند ، بلکه از اینکه مجبور بودند فردایش باید در جمع و نشست های تفتیش عقیده و مغزشویی حاضر شده و تک تک لحظات خود را بیان کند و فحش و دشنام هم خودشان به خودشان بدهند و هم دشنام و ناسزاهای مسئولین فرقه را گوش کنند.

خیلی واضح وروشن بود که همه جا چشم و گوش های رجوی در لباس مسئولین حضور داشتند و میباید هر فرد نقشی را بازی کند که فرماندهان از فرد میخواهند برای همه اینها هم که شده راحتترین کار ندیدن و راندن خانواده وعزیزان بود.

Khanevade-families-mojahedin-khalq-camp-liberty-jan24-2016-1024x768در همین حس و حال بودم که یادی ازپدر و مادر خودم کردم که باعث و بانی فوت زودرسشان همان ترس و عدم جسارت من از یکسو و خفقان و سرکوب تشکیلاتی در درون فرقه بود. پدر و مادر من مگر چی می خواستند؟ می خواستند چند کلامی تلفنی حضوری صحبت کنند. همین نه یک ذره بیشتر ولی چه کسی باور می کند که همین را هم رجوی دریغ می کرد. رجوی ها، خودفروشهای آدم فروشی بودند که نه فقط مادر و پدر من بلکه خانواده های خیلی های دیگر که با بیخبری و دلتنگی برای عزیزان خود چشم ازدنیا فرو بسته اند.

اینها هم جزو همان ظلم و ستم و خونهایی هستند ومحسوب میشوند که رهبری جانی سازمان جدای از انهمه خونهایی که درون فرقه کذاییش ریخته واستفاده سیاسی برده بیرون فرقه اش هم دستش به خیلی کثافتها الوده است.

براستی چقدر قیمت انسان وانسانیت و وجدان در بین فرماندهان و اعضای بالا رتبه رجوی نازل شده و پایین امده است که هنوز هم دست از ظلم و ستم بر نداشته و به کارشان ادامه میدهند انهم با شدت و قدرت بیشتر.

چه فکرهای شوم و احمقانه ایی در سر رجویها هست هنوز که با اینکه اینهمه در کل دنیا گند بالا اورده اند دست بردار نیستند.

چرا رجوی هنوز خیلی از قربانیان را در عراق نگه داشته ، با اینکه می داند و می فهمد که این افراد دیگر قابل کنترل تشکیلاتی نیستند؟

khanevade-photo_2016-01-25_14-16-44آیا واقعا فقط بخاطر این نیست که در نوندونیش گل گرفته نشود؟

آیا فقط به این دلیل نیست که به پشتوانه حضور آنها در عراق و کمپ لیبرتی برا دولتهای ارباب خوش رقصی کند و شاباش بگیرد؟

آیا به این دلیل نیست که هنوز بگوید او و فرقه اش متلاشی نشده اند؟

البته باید اذعان کرد که رجوی با همه با هوشی اش، خیلی احمق تر و مفت باز تر است، چون جوهر و سرمایه اصلی که اعتماد نیروهایش بود را از آنها گرفت تا در عوض از اربابان پول بگیرد.

حرف اصلی این هست که دنیا بداند که آنچه رجوی عیان می کند، همه اینها به قیمت خون، جان پدران و مادران، و کشتن روح و روان افراد بیگناه اسیر است. وجدانهای بیدار باید از موضع حقوق بشر به افراد جامانده در فرقه رجوی نگاه کنند و آنها را نجات دهند.

***

کمپ لیبرتی خانواده گروگانهای مجاهدین خلق فرقه رجویلیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

خانواده های گروگانهای رجوی در بیرون کمپ لیبرتی مجاهدین خلقسفرنامه رنج و دلتنگی (قسمتهای چهام و پایانی)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22824

نگاهی به پیام مریم عضدانلو به مناسبت میلاد عیسی مسیح‏ ـ تناقض در گفتار و رفتار

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۵:… مریم عضدانلو و سازمان فرقه گرایش که مروج ترور و خشونت است و دقیقا صد و هشتاد درجه عکس اهداف و مقاصد عیسی مسیح حرکت می کند ؛ چطوری خود را به دروغ طرفدار عیسی مسیح نشان می دهد؟ مگر میشود بر استراتژی ترور و خشونت اصرار ورزید و از گروههای تروریستی نظیر داعش تحت عنوان عشایر انقلابی عراق حمایت کرد و خود را طرفدار …

مسعود رجوی و فروغ جاویدان علت اصلی دشمنی هیستریک رجوی با خانواده ها چیست؟

لینک به منبع

نگاهی به پیام مریم عضدانلو به مناسبت میلاد عیسی مسیح‏ ـ تناقض در گفتار و رفتار

مریم عضدانلو رییس جمهور مادام العمر و برگزیده شوهر فراری اش به مناسبت میلاد عیسی مسیح در کلیسایی در شهر پاریس شرکت کرده و برای فریب افکار عمومی مردم فرانسه پیامی فرستاده است.

خوب همه می دانند که عیسی مسیح پیامبر صلح و آرامش و آزادی هست و به همین دلیل همه ساله پیروانش روز تولدش را جشن می گیرند و همچنین تولدش مبنای تاریخ کشورهای غربی شده است. لذا جا دارد که به همه مسیحیان و جامعه بشری میلاد فرخنده عیسی مسیح را تبریک بگوییم .

اما در اینجا سوالی به ذهنم رسید که خانم مریم عضدانلو و سازمان فرقه گرایش که مروج ترور و خشونت است و دقیقا صد و هشتاد درجه عکس اهداف و مقاصد عیسی مسیح حرکت می کند ؛ چطوری خود را به دروغ طرفدار عیسی مسیح نشان می دهد؟ مگر میشود بر استراتژی ترور و خشونت اصرار ورزید و از گروههای تروریستی نظیر داعش تحت عنوان عشایر انقلابی عراق حمایت کرد و خود را طرفدار عیسی مسیح نشان داد؟ و مگر میشود که یک گروه فرقه گرا که با شرکت در جنگ ایران و عراق و سرباز کشی و عملیات خمپاره باران مناطق مسکونی و کشتن افراد غیر نظامی در داخل ایران و شرکت در عملیات کردکشی در زمان صدام حسین خود را طرفدار سینه چاک عیسی مسیح که مبشر صلح و آرامش هست ؛ بداند؟ و مگر میشود که در حالیکه در شب میلاد مسیح که همه خانواده های مسیحی کنار هم جمع شده و تولد عیسی مسیح را جشن می گیرند سازمان فرقه گرای مجاهدین از دیدار خانواده های شریف نیروهای گرفتار در کمپ لیبرتی عراق جلوگیری کند و رجوی آنها را خانواده الدنگ خطاب کند و بعد خانم رجوی برای فریب افکار عمومی و پوشاندن نقض فاحش حقوق بشر در داخل مناسبات استالینی اش در مراسم جشن میلاد مسیح شرکت کند؟و مگر میشود در حالیکه عیسی مسیح خون پاک خود را نثار کرد تا به جامعه جهانی درس محبت و عشق و درست زندگی کردن را بیاموزد و به آنها زندگی همراه با صلح و آرامش را بشارت دهد، ولی سازمان فرقه گرای مجاهدین نه تنها از راه حل خشونت و ترور حمایت می کند و با اقدامات تروریستی اش خون بیگناهان را بر زمین ریخته است و برای رسیدن به اهداف شوم خود بر استراتژی ترور و خشونت اصرار می ورزد ؛ بلکه کسانی را که دنبال راه حلهای مسالمت آمیز و صلح جویانه هستند را مارک خیانت می زند و آنها را تهدید به قتل کرده است.

حالا با این اوصاف سوال اینجاست که خانم مریم عضدانلو که نه تنها هیچ اعتقادی به عیسی مسیح ندارد بلکه کاملا صد و هشتاد درجه عکس اهداف عیسی مسیح حرکت می کند ؛ چرا خود را طرفدار سینه چاک عیسی مسیح نشان می دهد؟

خوب جواب کاملا واضح است چون این سازمان فرقه گرا و تروریستی بر اثر روشنگری های جدا شدگان و منتقدان سازمان به شدت مورد تنفر و انزجار آحاد جامعه هست. لذا سعی می کند که با مدره نمایی و وانمود کردن اینکه طرفدار سینه چاک آزادی هست و دنبال صلح و دوستی می باشد و مدافع سرسخت حقوق بشر است ؛ تا بلکه بتواند بدین وسیله چهره سیاه خود را بپوشاند و جامعه جهانی را فریب دهد. اما این اقدامات نه تنها دیگر هیچ فایده ای ندارد بلکه بیش از پیش چهره منفور سازمان فرقه گرای مجاهدین را افشا می کند.

What does it mean when we say ISIS operates as a mind control cult?

نرگس قجر عضدانلو فرقه رجوی مجاهدین خلق“مردی که می گریست!… سالگرد تأسیس سازمان مجاهدین خلق!”

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20991

دستاوردهای فرقه رجوی !؟

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، هفدهم سپتامبر ۲۰۱۵:… رجوی با اندیشه فرقه گرا یا نه اش سازمان مجاهدین خلق را از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی خارج کرده و آنرا تبدیل به یک فرقه تروریستی و باند مافیایی خطرناک نموده است و الان به سازمان مسعود و مریم تغییر نام داده است که با عملکرد فرقه گرا یا نه اش سانسور شدید و خفقان شدید و نقض فاحش حقوق بشر در داخل مناسبات قرون وسطایی و استالینی اش و …

به بهانه سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین – قسمتهای اول و پایانی

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسمتاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

لینک به منبع

دستاوردهای فرقه رجوی !؟

رجوی با خیانت به بنیان گزاران سازمان مجاهدین رهبری سازمان را مصادره کرد و هیچگاه هم مسولیت اشتباهات خود را نپذیرفته و پاسخگو نبوده است و همواره هم در سر بزنگاه ها نیروهای سازمان را به کشتن داده و خودش فرار کرده است و اکنون هم بیش از یک دهه است که در مخفیگاه بسر میبرند .

رجوی همواره نیروهای سازمان را سپر بلای جان خود کرده است و در سر فصل های مختلف آنها را به کشتن داده است و بقول خودش تا کنون صد و بیست هزار کشته داده است ولی نه تنها هیچ قدمی رو به جلو در راستای سرنگونی نرفته است بلکه اکنون در وضعیت بسیار اسف باری قرار دارد و در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است. و این خودش دلیل محکمی است برای اینکه ثابت کند که این استراتژی شکست خورده و جواب ندارد .

رجوی با اندیشه فرقه گرا یا نه اش سازمان مجاهدین خلق را از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی خارج کرده و آنرا تبدیل به یک فرقه تروریستی و باند مافیایی خطرناک نموده است و الان به سازمان مسعود و مریم تغییر نام داده است که با عملکرد فرقه گرا یا نه اش سانسور شدید و خفقان شدید و نقض فاحش حقوق بشر در داخل مناسبات قرون وسطایی و استالینی اش و سرکوب شدید بیداد می‌کند .

رجوی به خاطر رفتن به عراق و مزدوری برای حکومت صدام حسین و سوار کردن استراتژی ترور و خشونت خودش روی جنگ ایران و عراق و شرکت در جنگ ایران و عراق و سرباز کشی و عملیات خمپاره باران مناطق مسکونی و کشتن افراد غیر نظامی در داخل ایران بیشترین خیانت را نسبت به مردم ایران و جنبش آزادی خواهی مردم ایران وارد کرده است. لذا به همین خاطر نه تنها از هیچ پایگاه مردمی برخوردار نیست بلکه به شدت مورد تنفر آحاد مردم ایران قرار دارد. بنابراین رجوی چون از حمایتهای مردمی برخوردار نیست به قدرتهای خارجی آویزان گشته و هم سو با سیاست های اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا و کشورهای عربی نظیر عربستان سعودی علیه منافع ملی مردم ایران حرکت می کند و در حقیقت آن خلق قهرمانی که به دروغ سنگ حمایت از آنرا به سینه می زند، شامل کسانی نظیر شیوخ عربستان سعودی و نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل و ورشکستگان سیاسی در آمریکا و گروههای تروریستی در کشور سوریه و گروه تروریستی داعش در عراق تحت عنوان عشایر انقلابی می باشد. و همچنین به خاطر خیانت به اعتماد مردم به سازمان مجاهدین خلقی که بنیان گزاران سازمان آنرا تاسیس کرده بودند و عدم برخورداری از حمایتهای همه جانبه مردم ایران ؛ خانم مریم رجوی مجبور هستند که برای راه اندازی خیمه شب بازی ها یی نظیر سالروز خشونت و ترور ؛ با خرجهای کلان از شهروند ان افغانی مقیم خارج کشور و آفریقایی ها و دانشجویان بلوک شرق استفاده کرده و سخنران هایش را هم از بین ورشکستگان و بازنشستگان سیاسی در آمریکا و کشورهای اروپایی اجاره کنند. و خلاصه اینکه این سازمان فرقه گرا به برکت رهبری عقیدتی آقای رجوی از هیچگونه استقلال سیاسی برخوردار نبوده و نیست .

رجوی با راه اندازی طلاقهای اجباری تحت عنوان انقلاب کذایی مریم و راه اندازی حرمسرا برای خودش از زنانی که مجبور به طلاق اجباری شده بودند تحت عنوان شورای مرکزی و شورای رهبری بیشترین ضربه را به جنبش آزادی خواهی زنان ایران وارد نموده است .

رجوی بخاطر خود خواهی و قدرت طلبی مفرطی که دارد و نظرات خودش را کامل می داند و مدعی هست که تنها آلترناتیو هست و خود را رهبر عقیدتی مادام العمر و زنش را هم رییس جمهور مادام العمر برگزید ه است و نه تنها هیچ نظری خلاف نظر خودش را نمی پذیرد بلکه منتقدان و مخالفان خودش را متهم به سازشکاری می کند و آنها را تهدید به قتل می کند. لذا به همین دلیل از هیچگونه جایگاهی در بین اپوزیسیون داخل و خارج کشور برخوردار نیست .

رجوی نه تنها استراتژی ترور و خشونت را بهترین راه حل برای مبارزه می داند بلکه بقیه راه حل های مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه را قبول ندارد و طرفدار ان راه حلهای مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه را متهم به مزدوری و سازشکاری می کند و با اصرار بر استراتژی ترور و خشونت عملا در مقابل جنبش آزادی خواهی مردم ایران قرار گرفته است .

با اصرار رجوی بر استراتژی ترور و خشونت و عملکرد فرقه گرا یا نه اش؛ اکنون از این سازمان مجاهدین خلق حدود هزار و خرده ای نیرو باقی مانده است که اکثریت شان سالخورده و بیمار هستند و تعداد زیادی از آنها هم به کشور آلبانی منتقل شده اند و بقیه هم در کمپ لیبرتی در کشور ناامن عراق گرفتار هستند و در انتظار انتقال به کشورهای امن ثالث بسر میبرند و همچنین اکثریت این نیروها هم بخاطر دیکتاتوری و عدم پاسخگویی رجوی دچار تناقض می باشند.

حالا سازمان مجاهدین با این کارنامه سیاهی که به برکت رهبری عقیدتی آقای رجوی دارد ؛ جواب سوال بسیار واضح و روشن است که رجوی با تبدیل سازمان مجاهدین خلق به یک فرقه تروریستی نه تنها هیچ دستاورد ی برای جنبش آزادی خواهی مردم ایران نداشته است بلکه با عملکرد فرقه گرا یا نه اش عملا در مقابل جنبش آزادی خواهی مردم ایران قرار گرفته است و بیشترین ضربه را به جنبش مبارزاتی مردم ایران وارد کرده است که به سادگی قابل جبران نیست و رجوی باید پاسخگوی این خیانتش به جنبش مبارزاتی مردم ایران باشد و نمی تواند تا ابد در مخفیگاه بسر برده و از پاسخگویی طفره برود.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20576

وضعیت اسف بار سازمان مجاهدین خلق در آستانه پنجاهمین سالگرد تاسیس ناشی از چیست؟

مهدی سجودی، ایران قلم، بیست و نهم اوت ۲۰۱۵:… رجوی بخاطر خود خواهی و قدرت طلبی و کیش شخصیت مفرطی که دارد ؛ نه تنها بر خلاف اصل انتقاد و انتقاد از خود که جزو اصول اولیه سازمان مجاهدین خلق بود ؛ هیچ انتقاد و نظر مخالفی را نمی پذیرد بلکه منتقدان و مخالفان خودش را به قتل تهدید می کند و فرمان قتل آنها را صادر می کند و همچنین خودش را رهبر …

محمد حنیف نژادشما همان مجاهدین دوران شاه نیستید ،خودتان را قاطی ماجرا نکنید!

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

لینک به منبع

وضعیت اسف بار سازمان مجاهدین خلق در آستانه پنجاهمین سالگرد تاسیس ناشی از چیست؟

در سال چهل و چهار محمد حنیف نژاد و دو تن از یارانش که دانشجو بودند و از نهضت آزادی انشعاب کرده بودند سازمان مجاهدین خلق را با هدف مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا و حکومت دست نشانده شاه تاسیس نمودند این سازمان ایدیولوژی اسلام را مشی خود قرار داد و به همین دلیل از حمایتهای مالی و تبلیغاتی و معنوی عامه مردم و علمای سرشناس قرار گرفته بود.

ولی در سال پنجاه بدون اینکه وارد عمل شوند ضربه نظامی خورده و سران سازمان توسط ساواک دستگیر شدند و بعد هم بنیان گزاران سازمان اعدام گشتند و در سال پنجاه و چهار بدلیل ضعف ایدیولوژیکی دچار انشعاب شد و ضربه ایدیولوژیکی خورد. اما جدا از ضربه نظامی در سال پنجاه و ضربه ایدیولوژیکی در سال پنجاه و چهار ؛ مهمترین و بزرگترین ضربه ای که سازمان مجاهدین خلق خورد ؛ خیانت رجوی به بنیان گزاران سازمان بود که منجر به اعدام آنها گشت و رجوی با فرصت طلبی و شیادی خاص خودش از فقدان رهبری سوءاستفاده کرده و ایشان در حالیکه بخاطر ترسو بودن و داشتن خود خواهی و قدرت طلبی مفرط ؛به هیچ وجه از صلاحیت رهبری سازمان برخوردار نبود ؛ خود را به عنوان رهبر سازمان مجاهدین خلق آن هم از نوع عقیدتی اش به نیروهای سازمان قالب کرد و این شروع انحراف از مسیر اصلی و اهداف و آرمان هایی که بنیان گزاران بخاطر آن سازمان را تاسیس کرده بودند گردید و همچنین شروع سیر نزولی و افت محبوبیت سازمان در بین مردم ایران گشت.

بله رجوی در این سالیان با خیانت ها و جنایاتیکه علیه مردم ایران مرتکب شده است وضعیت سازمان مجاهدین را به نقطه اسف بار کنونی رسانده است و مهمترین خیانتها یی که رجوی تاکنون مرتکب شده است به قرار زیر می باشد:

یکم: خیانت به بنیان گزاران سازمان :

رجوی در زندان رژیم شاه بدون اینکه یک سیلی بخورد به رهبری سازمان خیانت کرده و آنها را لو داد و باعث اعدام آنها گشت و بعدش هم بخاطر دو ویژگی اصلی که دارد؛ یعنی قدرت طلبی مفرط و هوس رانی ؛ با شیادی خاص خودش رهبری سازمان را مصادره کرد و سازمان را نه تنها از اهدافش دور کرد بلکه صد و هشتاد درجه عکس آن اهداف و آرمان ها حرکت کرد. بطور مثال سازمان مجاهدین خلق برای مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا تاسیس شده بود و امریکا را ببر کاغذی می دانست و از استقلال سیاسی برخوردار بود و تکیه گاه آن مردم ایران بود ولی رجوی بجای مبارزه با امپریالیسم و آمریکا بقول خودش سیاست موازی با آمریکا را در پیش گرفته و یا بقول مریم رجوی که گفته بود به توصیه خانم هیلاری کلینتون وزیر خارجه وقت آمریکا حاضر شده اند که با انتقال نیروهای سازمان از کمپ اشرف به کمپ لیبرتی موافقت کنند و همچنین رجوی بجای اینکه تکیه بر مردم ایران داشته باشد. آویزان قدرتهای بیگانه و دشمنان ایران نظیر صدام حسین وافراطی ترین جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا و کشورهای عربی نظیر عربستان سعودی و اسراییل گردید و هم سو با سیاست های آنها علیه مردم ایران موضع‌گیری کرده و عمل می کند و از هیچگونه استقلال سیاسی برخوردار نبوده و نیست

دوم: خیانت به مردم ایران:

رجوی وقتی در فرانسه اوضاع را بر وفق مرادش ندید با صدام حسین علیه مردم ایران پیمان صلح و دوستی امضاء کرده و به عراق رفت و استراتژی خودش را سوار جنگ ایران و عراق نمود و با تشکیل ارتش به اصطلاح آزادی بخش که در حقیقت ارتش کوچکی برای صدام حسین بود به مزدوری برای صدام حسین پرداخت و در مناطق مرزی مشغول سرباز کشی گردید و یا اینکه در زمان خاتمی با اعزام تیم های عملیات تروریستی به داخل کشور مشغول خمپاره باران مناطق مسکونی و غیر نظامی و کشتن افراد غیر نظامی گردید و لذا به همین دلیل نه تنها از پایگاه مردمی برخوردار نیست بلکه به شدت مورد تنفر و انزجار آحاد ملت ایران قرار دارد

سوم: خیانت به مردم عراق :

رجوی برای اثبات نوکری و مزدوری تمام عیار ش به صدام حسین از هیچ جنایتی علیه مردم عراق کوتاهی نکرده است. این خیانت ها و جنایت ها علیه مردم عراق از اشغال زمین های کشاورزی اهالی استان دیالی عراق شروع شد تا شرکت در عملیات کردکشی و سرکوب شیعیان جنوب عراق و تا بعد از سرنگونی حکومت صدام حسین هم با حمایت از بقایای حزب بعث عراق و گروه تروریستی داعش تحت عنوان عشایر انقلابی در امور داخلی و سیاسی عراق دخالت می‌کند و در جهت عکس مردم عراق و دولت منتخب شان موضع‌گیری کرده و حرکت می‌کند. لذا به همین دلیل مورد تنفر شدید اکثریت مردم شریف عراق و دولت منتخب شان قرار دارد و مردم عراق و دولت منتخب شان خواستار خروج کامل سازمان از عراق می باشند

چهارم: خیانت به جنبش مبارزاتی مردم ایران :

رجوی بخاطر خود خواهی و قدرت طلبی و کیش شخصیت مفرطی که دارد ؛ نه تنها بر خلاف اصل انتقاد و انتقاد از خود که جزو اصول اولیه سازمان مجاهدین خلق بود ؛ هیچ انتقاد و نظر مخالفی را نمی پذیرد بلکه منتقدان و مخالفان خودش را به قتل تهدید می کند و فرمان قتل آنها را صادر می کند و همچنین خودش را رهبر عقیدتی مادام العمر و زنش را هم رییس جمهور مادام العمر می داند و مدعی هست که تنها آلترناتیو هست. لذا به همین دلیل نه تنها از هیچ جایگاهی در بین اپوزیسیون داخل و خارج کشور برخوردار نیست بلکه بخاطر خیانت به جنبش آزادی خواهی زنان و مردان در ایران مورد تنفر جنبش آزادی خواهی و اپوزیسیون داخل و خارج کشور قرار دارد .

پنجم: خیانت به نیروهای سازمان :

رجوی در طول این سالیان فقط به فکر قدرت طلبی بوده است و هر جا هم که احساس خطر جانی کرده است فرار را بر قرار ترجیح داده است و نیروهای سازمان را ملک شخصی خود می داند و هیچ ارزشی برای جان نیروهای سازمان قایل نبوده و نیست و برای پیشبرد اهداف سیاسی و مقاصد خود همواره آنها را گوشت دم توپ کرده و به کشتن داده است. بنابراین در این رابطه ما شاهد بودیم که رجوی در سال شصت با اعلام مبارزه مسلحانه نیروهای بی دفاع سازمان را رها کرده و به پاریس گریخت و در آنجا خیانت به نیروهای سازمان را استارت زد و بعدش هم در عملیات به اصطلاح فروغ جاویدان تعداد زیادی را به کشتن داد و بعدش هم با راه اندازی طلاقهای اجباری تحت عنوان انقلاب کذایی مریم زنان و مردان را تحت شدیدترین فشار های روحی و جسمی قرار داد و بعدش هم وقتی که صدام حسین سرنگون شد رجوی احساس خطر جانی کرد و به مخفیگاه رفته و رییس‌جمهور بر گزیده اش را هم به همراه چهار صد تن از سو گلی هایش به فرانسه فرستاد و نیروهای سازمان را در زیر مهیب ترین بمباران هوایی در جنگ عراق و آمریکا در بیابان های عراق تنها گذاشت که بر اثر این بمباران هوایی عده زیادی کشته و زخمی شدند و بعد هم که خلع سلاح شد به بهانه حفظ اشرف و حفظ اموال اشرف و اصرار بر ماندریستی در عراق پرداخت و زمینه عملیات تروریستی را فراهم کرده و تعداد زیادی از نیروهای گرفتار سازمان را به کشتن داد. همچنین رجوی نه تنها حاضر نیست تا بین این نیروها با خانواده های شان دیداری صورت بگیرد بلکه با زبان چاله میدانی خاص خود ش خانواده را خانواده الدنگ خطاب می کند و بر علیه خانواده ها کتاب نوشته است. بنابراین بخاطر همین کلی از نیروهای سازمان ناراضی هستند و تعدادی جدا شده اند و عده‌ای هم فرار کرده اند و اکنون از این سازمان به اصطلاح مجاهدین و تنها آلترناتیو و ارتش به اصطلاح آزادی بخشش هزار و خرده ای نیرو باقی مانده است که اکثریت شان سالخورده و بیمار هستند و تعداد زیادی هم تا کنون به کشور آلبانی منتقل شده اند و بقیه هم در کمپ لیبرتی در کشور ناامن عراق در انتظار انتقال به کشورهای امن ثالث هستند.

بله خوانندگان محترم ؛ بعد از نیم قرن در آستانه سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق وضعیت سازمان مجاهدین بطور همه جانبه اسف بار هست و اکنون در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است و مسبب اصلی این وضعیت اسف بار کسی جز آقای رجوی نیست که با توهمات ابلهانه اش و با قدرت طلبی مفرطی که دارد سازمان مجاهدین را به سازمان مسعود و مریم تبدیل کرده است و از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی خارج شده و کاملا بصورت فرقه ای اداره می شود و با اقدامات تروریستی اش و اصرار بر ادامه استراتژی شکست خورده و به بن بست رسیده خشونت و ترور سازمان را به این نقطه بر گشت ناپذیر رسانده است که هیچ آینده روشنی ندارد و به سمت نابودی کامل پیش می رود.

***

همچنین:

آهای مسعود رجوی! ما پول خون فرزندانمان را می دهیم

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، بیست و هشتم آوریل ۲۰۱۵:… تصور من این است که باید فعالان حقوق بشر بیش از گذشته بر روی زندان لیبرتی و همچنین قرنطینه های این فرقه در تیرانا ـ آلبانی متمرکز شوند. این شازده پسر که خودش در مخفگاههای کشورهای عربی یا اروپایی زندگی میکند هدفش از نگه داری این افراد در عراق چیست ؟ آیا مسعود رجوی قر
مهدی سجودیمهدی سجودی، یازدهم آوریل ۲۰۱۵:… البته مشخص است که شما هیچ پاسخی برای این تناقض آشکار و این همه سردرگمی شدید که دچارش شده اید ندارید. ولی برای همه بسیار واضح و آشکار است که گروه تروریستی رجوی دو فرق اساسی با سایر گروههای سیاسی دارد. یکی اینکه بدلیل عملکرد فرقه گرا یا نه اش از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی خارج شده
مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، سی ام مارس ۲۰۱۵: … فرقه جنایتکار و ضدایرانی رجوی ، سالهاست هزاران خانواده را از دیدار بستگان ،عزیزان وخویشاوندان محروم نموده است ؛ قوانین ضدانسانی حاکم برمناسبات این فرقه حتی افراد اسیر را از دراختیار داشتن عکس افراد خانواده و بستگان منع نموده است تا بتواند هرآنچه این غفلت
مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، چهاردهم مارس ۲۰۱۵:… چرا رجوی هنوز خیلی از قربانیان را در عراق نگه داشته ، با اینکه می داند و می فهمد که این افراد دیگر قابل کنترل تشکیلاتی نیستند؟ آیا واقعا فقط بخاطر این نیست که درب نوندونیش گل گرفته نشود؟ آیا فقط به این دلیل نیست که به پشتوانه حضور آنها در عراق و کمپ لیبرتی برا دولتهای