آیا نامه های چاپ شده زندانیان سیاسی در سایت های مجاهدین واقعی است؟

آیا نامه های چاپ شده زندانیان سیاسی در سایت های مجاهدین واقعی است؟

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، سیزدهم آوریل 2016:…  همین امروز نامه ای را از قول یک زندانی سیاسی به نام ابوالقاسم فولادوند از بستگان مجاهدان که در زندان گوهر دشت کرج زندانی است می خواندم، نامه به شیوه ای نوشته شده که انگار نویسنده در خارج از ایران زندگی می کند، چرا که رونوشت نامه را هم برای دفتر نخست‌وزیری ایتالیا در رم وهم برای وزارت امور خارجه ایتالیا و هم سفارت ایتالیا در ایران ارسال کرده. هر چقدر … 

مریم رجوی حقوق بشرسعید ماسوری زندانی چگونه ازبرنامه ی ماهواره ای بی بی سی اطلاع پیدا کرده است؟!

لینک به منبع

آیا نامه های چاپ شده زندانیان سیاسی در سایت های مجاهدین واقعی است؟

هر هفته بطور مستمر در سایت های وابسته به مجاهدین نامه هائی از زبان و زندانیان سیاسی در زندان های مختلف در درون ایران به چشم می خورد که برای مقامات و شخصیت های سیاسی مختلف در تمام دنیا از درون ایران و از درون زندان ارسال می گردد، خواندن چنین نامه هائی برای اینجانب ایجاد تناقض کرده و مدت زیادی است که به این موضوع فکر می کنم اما نتیجه ای برایم در بر نداشته.

همین امروز نامه ای را از قول یک زندانی سیاسی به نام ابوالقاسم فولادوند از بستگان مجاهدان که در زندان گوهر دشت کرج زندانی است می خواندم، نامه به شیوه ای نوشته شده که انگار نویسنده در خارج از ایران زندگی می کند، چرا که رونوشت نامه را هم برای دفتر نخست‌وزیری ایتالیا در رم وهم برای وزارت امور خارجه ایتالیا و هم سفارت ایتالیا در ایران ارسال کرده.

هر چقدر که به این نامه نگاری ها فکر می کنم برایم قابل هضم نیست که چگونه می شود از درون زندان هائی که همین مجاهدین در تمام دنیا در بوغ و کرنا کرده و جار می زنند که ای داد و بیداد برسید که زندان های ایران مخوفترین زندان ها در دنیاست چنین نامه هائی به بیرون آنهم نه به خانواده هایشان بلکه به نهاد های سیاسی خارجی و وزارتخانه های کشورهای خارج و به رهبران دنیا به همین سادگی ارسال شود؟

در ادامه گوشه ای از نامه فرد مزبور را لطفآ بخوانید شاید کسی پیدا شود که اینجانب را از شر این تناقضات رها سازد.

آقای فولادوند چنین می نویسد:

متأسفانه رئیس‌جمهور ایتالیا به استقبال روحانی که در صحنه بین‌المللی به رئیس‌جمهور اعدام معروف است آمد و اینک نخست‌وزیر رنتزی قصد آمدن به ایران تحت حاکمیت رژیم بنیادگرا و قرون‌وسطایی ولایت فقیه را دارد.

خوب شخصآ فکر میکنم با آدرسی که تا کنون مجاهدین از حکومت و رژیم ایران داده و می دهند ارسال چنین نامه هائی از درون زندان های ایران که رئیس جمهور رژیم را به این شکل بیان کرده یا دروغ است و چنین نامه هائی از درون زندان ارسال نمی شود بلکه در اوورسورواز نوشته می شود، یا اینکه اگر واقعی است پس این حکومت بایستی بسیار مدرن و کاملآ دمکراتیک باشد که پس از ارسال چنین نامه های توهین آمیزی باز هم نویسنده زندانی در زندان نفس می کشد.

اگر چنین است و نامه ها واقعی هستند بایستی از مجاهدین پرسید پس با وجود چنین حکومتی که به زندانیان شما اجازه ارسال چنین نامه هائی را می دهد، چرا خودتان را دلقک دنیا کرده اید؟ ارسال چنین نامه هائی به تمام مردم دنیا این پیام را می دهد که در ایران حکومتی حاکم است که حتی به زندانیانی که آنان را تروریست می پندارد اجازه می دهد تا نامه های اینچنینی برای تمام مقامات کشور های جهان از درون زندان ارسال کنند و با دست بازهر آن چیزی را که تمایل دارند حتی توهین به بالاترین مقام حکومتی در نامه هایشان قید کنند، خوب دمکراسی هم همین است.

گوانتانامو هم زندانی بود که تحت کنترل امریکا بود و در آن تروریست های بسیاری از کشورهای تروریست زا مانند سعودی در آن بسر می بردند، آیا امریکا به آنان این امکان را می داد تا نامه ای به بیرون ارسال کنند؟ چه رسد به آنکه مثلآ در نامه هایشان رئیس جمهور امریکا را هم هدف توهین قرار دهند، ابوغریب هم زندانی بود در بغداد که مجاهدین اعضای جدا شده خود را به آنجا تحویل می دادند منجمله خود من را، اما آیا اجازه ملاقات با صلیب سرخ جهانی را داشتیم؟ آیا امکان ارسال نامه داشتیم؟ نه به هیچ عنوان.

پس فرض بر این بگذاریم که این نامه ها دروغ است و در اوورسورواز تهیه و تنظیم می شود بایسی پرسید هدف از چاپ چنین نامه هائی چیست و چرا مجاهدین هر از گاهی چنین نامه های کذائی را در سایت های وابسته به خود چاپ می کنند؟

اگر بطور واقعی در درون ایران کسی با این عناوین که با نام آنان نامه های بسیار تندی بر علیه مقامات رژیم ایران در سایت های مجاهدین چاپ می شود وجود داشته باشد، هدف مجاهدین این است که رژیم و مقامات زندان ها را بر علیه این افراد بشورانند تا نامه نگاران که شاید روحشان هم از چاپ چنین نامه هائی در سایت های مجاهدین خبر ندارد را به پای چوبه دار بکشانند تا با مرگ آنان بتوانند در دنیا مانور سیاسی بر علیه حکومت را اندازی کنند که البته به این حرکت رزیلانه نمی شود حرکت سیاسی نام نهاد، این در نوع خود جنایت است.

*** 

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسموقتی زندانی سیاسی کشور، صالح کهندل باشد!

زندان ایرانجعل نامه توسط مجاهدین به نام سعید ماسوری

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24479

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به وزیر خارجه آلبانی 

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، هفتم آوریل ۲۰۱۶:… متآسفانه اخیرآ اخبار انتشار یافته در دنیای مجازی حکایت از زیر پا گذاشتن حق و حقوق کسانی را دارد که تصمیم به ترک تشکیلات مجاهدین در کشور شما گرفته اند، عده ای از اعضای مجاهدین درآلبانی که تصمیم به ترک تشکیلات را داشته اند با فشار هائی روبرو شده اند و مستمری دولتی شان قطع شده و به آنان گفته شده یا به تشکیلات مجاهدین باز می گردید یا از مستمری خبری نیست … 

احسان بیدی تیرانا سازمان مللتحصن اعتراضی آقای احسان بیدی در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تیرانا (آلبانی)
نماینده سازمان ملل در آلبانی به پناهندگان سیاسی: یا برگردید به فرقه تروریستی رجوی و یا بروید سفارت ایران

لینک به منبع

نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به وزیر خارجه آلبانی

 ادوارد ترمادووزیر خارجه محترم کشور آلبانی جناب آقای دیتمیر بوشاتی،اینجانب یک ایرانی ارمنی مسیحی و یکی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق هستم که در سال ۱۹۸۰ که جنگ ایران و عراق شروع شد سرباز ارتش ایران بودم که پس از مجروح شدن به دست نیروهای عراقی اسیر شدم، تا پایان جنگ در اسارت عراق بودم، پس از آتش بس بین ایرن و عراق متآسفانه از بازگشت به کشورم امتناع کردم و به امید رسیدن به آزادی و دمکراسی که برای مردم خود آرزو می کردم به سازمان مجاهدین پیوستم و ۱۲ سال در تشکیلات فرقه گرایانه مجاهدین بودم اما اکنون مدت ۱۵ سال است که از این سازمان دیکتاتوری جدا شده ام و در دنیای آزاد همراه همسر و فرزندانم در آلمان زندگی می کنم.

آقای دیتمیر بوشاتی، خوشحالم که کشور شما در قبال اعضای سازمان مجاهدین تعهد پذیر بوده و افرادی که اکثر آنان یا به زور و یا با مغزشوئی در تشکیلات مجاهدین به گروگان گرفته شدند را در خود اسکان داده تا هم از عراق بحران زده دور باشند و جانشان در خطر نباشد و هم اینکه دست سران سازمان مجاهدین در عراق آشوب زده از به کشتن دادن آنان برای تبلیقات کوتاه شود.

اما درنظر داشته باشید همانگونه که اشاره کردم به غیر از تعدادی اکثر آنان چه کسانی که در کشور شما پناه گرفته اند و چه کسانی که در عراق بسر می برند و برای رسیدن به دنیای ازاد و زندگی آزادانه لحضه شماری می کنند افرادی هستند که سالیان سال تحت مغز شوئی شدید بوده و انسانیت حکم می کند که برای آنانی که به کشور امنی مانند البانی می رسند شرایطی فراهم سازید تا بتوانند آزادانه زندگی خود را انتخاب نموده و از دستگاه آلوده تشکیلاتی فاصله بگیرند، برایشان مانند دیگر کشورهای اروپائی امکاناتی فراهم کنید تا توان اداره خود و زندگی خود را بدون وابستگی به سازمانی که عمر و هستی آنان را به باد داده داشته باشند، این ابتدائی ترین حق و حقوق کسانی است که به کشور شما به عنوان پناهنده وارد می شوند.

متآسفانه اخیرآ اخبار انتشار یافته در دنیای مجازی حکایت از زیر پا گذاشتن حق و حقوق کسانی را دارد که تصمیم به ترک تشکیلات مجاهدین در کشور شما گرفته اند، عده ای از اعضای مجاهدین درآلبانی که تصمیم به ترک تشکیلات را داشته اند با فشار هائی روبرو شده اند و مستمری دولتی شان قطع شده و به آنان گفته شده یا به تشکیلات مجاهدین باز می گردید یا از مستمری خبری نیست، یک نمونه تحصن آقای احسان بیدی است که تحت همین فشار قرار داشته و بنا به اخباری که اشاره کردم کسانی در کشور شما در پی آنند تا وی را وادار به بازگشت به درون تشکیلات مخوف مجاهدین نمایند، تشکیلاتی که هزار بار بدتر از زندان است.

این اخبار برای ما اعضای سابق و جدا شده از سازمان مجاهدین که در اروپا زندگی می کنیم و از تمامی امکانات برخوردار هستیم بسیار غم انگیز و دردناک است، نمی دانم دقیقآ این فشارها از سوی مقامات دولت شما بوده یا از سوی مسئولین کمیساریای پناهندگی در کشور شما، اما از سوی هر نهاد یا مقامی که باشد مهم آن است که در کشور شما اتفاق افتاده و طبیعتآ مقامات کشوری شما در جریان این واقعه هستند.

جناب آقای دیتمیر بوشاتی،خود شخصآ ۱۲ سال درتشکیلات مجاهدین بوده و از نزدیک شاهد تمامی برخوردهای غیر انسانی فرماندهان و مسئولین سازمان با افراد زیر دست بوده ام و می توانم بخوبی تصور کنم که چرا اعضای سازمان با ورود به کشور شما تلاش می کنند تا از قیدو بند تشکیلاتی رها شوند و به دنبال زندگی عادی و آزاد بروند، این افراد سالیان سال در چهارچوب و حصاری گرفتار بوده اند که از تماس با مردم در بیرون از اردوگاه اشرف محروم بوده اند و هیچگونه دسترسی به اخبار و تحولات بیرون از اردوگاه اشرف نداشته اند، در تشکیلات مجاهدین در اردوگاه اشرف حتی صحبت کردن با زنان هم ممنوع بود و تماس مرد با زن عاقبت خوبی نداشت، افراد در سازمان مجاهدین حق عشق ورزیدن به یکدیگر حتی به نزدیکان درجه یک خود را نداشتند و همه را ودار کرده بودند فقط و فقط رهبری مجاهدین را دوست داشته باشند، دقیقآ همان کاری را که لنین و استالین در دوران دیکتاتوری خود بر سر مردم شوروی سابق آورده بودند، سازمان مجاهدین در اردوگاه اشرف غافله مسخره ای به نام انقلاب ائیدولوژیک معروف به انقلاب مریم به راه انداخته بود و با همین غافله توانسته بود تا مرز بی نهایت بر افراد مسلط شود بطوریکه خود شاهد بودید در سال ۲۰۰۳ در قلب اروپا همین افرادی که با نام انقلاب مریم غسل کرده بودند در برابر چشمان مردم اروپا و در خیابان های اروپا داعش وار خود را به آتش کشیدند و اوج وحشیگری خود را در برابر چشمان جهانیان به نمایش گذاشتند، البته در بین افرادی که به کشور شما منتقل شده اند از همین موجودات بسیار هستند که بایستی شدیدآ مراقب آنان بود چرا که در مواقعی که زمینه ای ایجاد شود در کشور شما هم دست به همین اعمال وحشیانه خواهند زد، بنابراین شما و دولت شما همواره بایستی مدافع کسانی باشید که قصد ترک کردن تشکیلات را دارند تا نیک از بد تشخیص داده شود.

با احترام به کشور و مردم ودولت شما، به عنوان یک فرد آزاده که بیش از پانزده سال است که از سازمان مجاهدین و تشکیلات مخوف آنان رها شده ام و به عنوان یک ایرانی مسیحی که قسمتی از عمر خود را در راه دروغگوئی های همین سازمان از دست داده ام از شما تقاضا می کنم که تلاش خود را برای پایان دادن به فشارهای موجود روی افرادی که به دنبال فرار و جدائی از تشکیلات مجاهدین در کشور شما هستن هستند بکار بگیرید و حامی آنان باشید.

آقای وزیر آزادی قابل احترام است.

موفق باشید

(پایان)

*** 

مصاحبه احسان بیدی با نشریه دیتا در تیرانامصاحبه آقای احسان بیدی با روزنامه دیتا در آلبانی

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultمسعود خدابنده: آیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟

Sali-berisha Mojahedin Khalq Rajavi cultهشدار سفیر آلبانی در سازمان ملل به دولت این کشور: گروه تروریستی مجاهدین خلق را در آلبانی نپذیرید

What does it mean when we say ISIS operates as a mind control cult 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیافشای مزدوران اعزامی ارتش خصوصی صدام، مجاهدین خلق، در کشور البانی (افشین ابراهیمی، علی رئوسان، سید حمید ملکی، عطا حسینی، …. )

همکاری مافیای آلبانی و مجاهدین خلق، فرقه رجوی مافیای آلبانی در تدارک ویزا و همکاری نزدیک تر با رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24340

خوشحالی رجوی از کشتار مردم سوریه

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و هشتم مارس ۲۰۱۶:…  اخیرآ یک تلویزیون مسخره ای به نام اورینت با عنوان تلویزیون اپوزسیون سوریه مصاحبه ای با مریم رجوی انجام داده که در آن مریم رجوی خوشحالی خود را از کشتار مردم سوریه ابراز داشته و آوارگی و مرگ و دربدری مردم سوریه را پایداری و نبرد مردم این کشور نامگذاری کرده و آنرا ستوده. در بحرانی که منجر به کشته شدن بیش از ۲۵۰۰۰۰ انسان گشته و میلیون ها انسان … 

Maryam Rajavi terrorist syriaویکی لیکس افشا کرد: کشتار مردم سوریه توسط منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

تد پو: مجاهدین برای ما و سازمان سیا سنگ تمام گذاشته اند

لینک به منبع

خوشحالی رجوی از کشتار مردم سوریه

 به نظر می رسد که رجوی ها و دارو دسته آنها از آنچه که در سوریه می گذرد آنقدر هم ناراحت نیستند، منظورم کشتار مردم در سوریه است که به نام انقلاب از سوی بعضی قدرت ها به مردم سوریه تحمیل شد و باعث بوجود آمدن جنایتکاران داعش گردید که البته تا چندی پیش هم مجاهدین با عنوان انقلابیون و عشایر غیور از همین داعشی ها حمایت می کردند.

جنگ داخلی در سوریه که از ۲۶ ژانویه ۲۰۱۱ ( ۶ بهمن ۱۳۸۹ ) شروع شده‌است تاکنون بیش از ۲۵۰۰۰۰ هزار نفر کشته و میلیون ها تن آواره در بر داشته که در همین اوروپا شاهد حضور چشمگیر آنان هستیم، شش سال جنگ داخلی سوریه زندگی را به کام مردم نه تنها سوری بلکه مردم منطقه و جهان هم تلخ کرده،این همان چیزی است که مجاهدین و دارودسته رجوی در درون ایران برای رقم زدن آن تلاش می کنند.

اخیرآ یک تلویزیون مسخره ای به نام اورینت با عنوان تلویزیون اپوزسیون سوریه مصاحبه ای با مریم رجوی انجام داده که در آن مریم رجوی خوشحالی خود را از کشتار مردم سوریه ابراز داشته و آوارگی و مرگ و دربدری مردم سوریه را پایداری و نبرد مردم این کشور نامگذاری کرده و آنرا ستوده.

در بحرانی که منجر به کشته شدن بیش از ۲۵۰۰۰۰ انسان گشته و میلیون ها انسان خانه و کاشانه خود را از دست داده و برای یک زندگی به دور از جنگ و خونریزی با به جان خریدن انواع خطر ها خود و فرزندان خود را به آب و آتش می زنند تا به مکانی امن برسند و در این راه هم تا کنون متحمل تلفات بسیاری شده اند، واژه پایداری و نبرد مردم در دنیای سیاسی معنی ساده ای دارد و به زبان سیاسی یعنی مهر تآیید گذاشتن بر تمام آنچه بر سر مردم آن کشور آمده، اما چون بیان کننده خود را اپوزاسین یک حکومتی هم می داند یعنی این خانم و دارودسته شکست خورده ایشان آماده پذیرش همین وضعیتی هستند که بر سر مردم سوریه آمده و این راه کار راهم آخرین راه کار برای به قدرت رسیدن خود می دانند که بیش از سه دهه برای آن خود را دامن هر کس و ناکسی انداختند، این خود می تواند در دنیای سیاسی چراغ سبزی باشد برای آن دسته از جنگ طلبانی مانند بعضی از چهره های سیاسی درامریکا و تلاویو یا عربستان سعودی که چشم دیدن ایران و ایرانی را ندارند، در واقع خانم رجوی وقتی که در مصاحبه خود با تلویزیون خود ساخته اورینت کشتار و خونریزی و جنایت را پایداری و نبرد مردم می داند به معنی اعلام آمادگی برای برپا کردن همان بحران سوریه در ایران است و از اینکه مردم ایران چه بر سرشان خواهد آمد هیچ غمی هم بر دل راه نمی دهد، برای رجوی ها تنها به قدرت رسیدن با هر قیمتی مهم است.

اما اشتباه محاسباتی که این گروه به حاشیه رانده شده دارد این است که مردم ایرن مردم عراق و سوریه نیستند که با سم پاشی و تخم نفاق پراکنی عده ای کشورو مردم خود را به باد فنا بدهند، مردم ایران دارای فرهنگ و شعور بالائی هستند که در برابر تمام حرکت های ضد ملی و میهنی با درک و شعور لازم ایستادگی کرده و خواهند کرد، اینگونه مصاحبه ها نه تنها دردی از میلیونها درد مجاهدین دوا نمی کند بلکه در دیدگاه مردم آگاه ایران منفورتر از قبل می شوند، ای کاش خانم رجوی که تلاش می کند خود را مردمی و انسان نمونه بر دنیا قالب کند به جای خوشحالی از کشتار و خونریزی در سوریه در مناسبات تشکیلاتی خود تحولی ایجاد می کرد که منجر به آزادی بیان و انتخاب آزاد برای ادامه زندگی آزاد و بدون آقا بالا سر می شد، یا درهای آهنین تشکیلات دیکتاتوری را باز می کرد تا خانواده های اعضایش بتوانند با عزیزان خود دیدار کنند نه اینکه تلاش کند کشوری را به اشوب و بلوا بکشاند

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقسازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در عراق و سوریه چه نقشی ایفا می کند؟

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24261

پیام بی رمق نوروزی مریم رجوی

 ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و دوم مارس ۲۰۱۶:… مریم رجوی امسال بر عکس سالهای قبل پیام نوروزی بی رمفی را ارسال کرد که آدمی را به فکر فرو می برد، پیام بر عکس سالهای قبل بسیار کوتاه و بی معنی بود و در متن پیام هم انگیزه ای احساس نمی شد درست مثل اینکه کسی با چماق بالای سرش ایستاده و او را مجبور به نوشتن کرده باشد، البته در گوشه ای تلاش کرده تا با نام بردن از زرتشت که هیچ ربطی به مجاهدین … 

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRI“چه کسی میتواند یک قدیس را دار بزند؟” – اشک تمساح مریم رجوی برای حقوق بشر

لینک به منبع 

لینک به همین مطلب در سایت آوا

پیام بی رمق نوروزی مریم رجوی

مریم رجوی امسال بر عکس سالهای قبل پیام نوروزی بی رمفی را ارسال کرد که آدمی را به فکر فرو می برد، پیام بر عکس سالهای قبل بسیار کوتاه و بی معنی بود و در متن پیام هم انگیزه ای احساس نمی شد درست مثل اینکه کسی با چماق بالای سرش ایستاده و او را مجبور به نوشتن کرده باشد، البته در گوشه ای تلاش کرده تا با نام بردن از زرتشت که هیچ ربطی به مجاهدین ندارد بطور فرصت طلبانه ای وانمود کند که مثلآ مجاهدین برای زرتشتیان هم احترام قائل هستند، که البته به غیر از کشک چیزی دیگری نیست، زیرا در مناسبات و تشکیلات مجاهدین اگر قرار بود که تمام قومیت ها و مذاهب دیگر محترم باشند بایستی اهل حق هم با دیگران برابر باشد در حالیکه یکی از اعضاء سابق به نام شهاب که اهل حق و اهل کردستان بود در قرارگاه اشرف به دستور فرماندهان مجاهدین سبیلهایش تراشیده شد، همین حرکت ضد انسانی کافی است تا آدمی پی به افکار سران مجاهدین در رابطه با دیگر قومیت ها و مذاهب در کشورمان ببرد.

اما شخصآ برداشت دیگری از پیام نوروزی بی رمق ایشان دارم و آن اینکه با تجربیاتی که مجاهدین در این بیش از سه دهه در رابطه با پیام دادن به مردم ایران و دعوت به برپائی آشوب و بلوا و یا حتی در شب های چهارشبه سوری هر سال که بیشرمانه تلاش می کنند تا آتش بازی و شادی مردم را به انفجار و عذا تبدیل کنند و جوانان را به کشتن بدهند و با توجه به بی اعتنائی ملت بزرگ ایران در برابر این گروه منفور، سران مجاهدین دریافته اند که برای پیام هایشان در داخل کشور کسی تره هم خورد نمی کند پس برای چه خود را مسخره خاص و عام کنند.

شخصآ بر این باورم که راه درستی را انتخاب کرده ا ند البته اگر برداشتم درست باشد.

سال نو بر تمام هم میهنان عزیزم در تمام دنیا مبارک باشد.

ادوارد ترمادو

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23742

نوک پیکان مبارزه مجاهدین با چه کسی است؟ 

ادوارد ترمادو، کانون آوا، هجدهم فوریه ۲۰۱۶:… در اصل می توان به این شکل برداشت کرد که پس از افشاگری های بی مورد سایت های اتمی که اساسآ وجود خارجی نداشتند که این خود درز اطلاعات کشور هم هست و پس از دولا و راست شدن در برابر جناح جنگ طلب درامریکا و پادوئی برای سازمانهای اطلاعاتی منطقه در واقع بازنده اصلی این بازی خود مجاهدین بودند که نه تنها موفق نشدند از این نمد برای خود کلاهی بدوزند بلکه … 

مقتولین کمپ لیبرتی اکتبر 2015محمد رضا روحانی: رهبر عقیدتی برادر مسعود می‌ترسد و می‌ترساند

لینک به منبع

نوک پیکان مبارزه مجاهدین با چه کسی است؟

اخیرآ مجاهدین دست به تاخت تاز بی سابقه ای بر علیه اعضای سابق و منتقدین خود زده و از هر ترفندی برای خراب کردن چهره منتقدین خود استفاده می کنند، البته توهین و تهمت زدن به اعضای جدا شده چیز جدیدی نیست چرا که در سازمانی مانند مجاهدین این امر سابقه دیرینه دارد و تا بوده همین بوده.

متاسفانه این حملات و توهین ها در جائی صورت می گرد که اروپا نام دارد و خود مهد آزادی است، اما مجاهدین در قلب همین اروپای آزاد با سردادن شعار آزادی خود آزادی کشی می کنند و البته که همین توهین کردن ها و همین تهدید کردن ها ماهیت درونی سازمان را برای مردم بخوبی افشا کرده و نشان از این دارد که تا اینجا برد با اعضای سابق و منتقد بوده.

اما در این اواخر بطور هیستریک دست به تهاجم گسترده زده و به شکلی می توان گفت نوک پیکان مبارزه خود را تعقییر داده و با تمام قوا به سمت منتقدین آتشباری می کند،دلیل این موضوع چه می تواند باشد؟

به خاطرداریم که تا قبل از جریان توافق هسته ای( برجام) و در بحبوحه شدیدترین فشارهای بین المللی و تحریم های بی سابقه همین مجاهدین تمام انرژی خود را در سرتا سر جهان به کار گرفته بودند تا امریکا و اروپا راوادار کنند به ایران حمله کنند و به همین خاطر هم کاسه لیس جناح جنگ طلب امریکا شده بودند و از سوی دیگر هر هفته یک سایت اتمی دروغی را به قول خودشان افشا می کردنند تا خط اسرائیل و سعودی را هم پیش ببرند،باید گفت با همین پادوئی کردن ها در دنیای سیاسی تعادل خود و سازمان خود را حفظ می کردنند، اما پس از توافق هسته ای ایران با غرب این تعادل در واقع بهم خورده و غربی ها برای بستن قراردادهای تجاری گوی سبقت را از یکدیگر ربوده و هنوز هیچ نشده از سرتاسر دنیا نمایندگان شرکت های بزرگ نفتی و غیره برای بستن قراردادهای گوناگون به ایران سرازیر شده اند.

درهمین مدت کوتاه هم ایران توانست در بازار نفت جایگاه خود را دوباره به دست آورد البته به مرور زمان و هر چه پیش برویم شرایط بهترهم خواهد شد،چرا که ایران کشوری هم ثروتمند و هم قدرتمند در خاومیانه است و بطور طبیعی برای امنیت منطقه ایران نقش بزرگی را دارا است و در ضمن دولت ها مخصوصآ دولت های غربی دولت ها را طرف حساب خود قرار می دهند نه گروه یا جریانی که خود را اپوزاسیون معرفی می کند.

بر همین پایه و اساس هم کشورها و دولت ها رابطه خود با حکومت ایران را پس از برجام هر روز گسترش داده و در واقع به دنبال معاملات بزرگترمیباشند، از جمهوری آذربایجان گرفته تا تمام اروپا که نیازمند رابطه خوب با ایران هستند اقدام به ایجاد رابطه با حکومت ایران کرده اند.

اما در این میان این سازمان مجاهدین است که پس از تمام تلاشهای کذائی خود مابین ایران و کشورهای غربی پرس شده و تحت فشار شدید روابط ایران با کشورهای غربی در حال له شدن است، در اصل می توان به این شکل برداشت کرد که پس از افشاگری های بی مورد سایت های اتمی که اساسآ وجود خارجی نداشتند که این خود درز اطلاعات کشور هم هست و پس از دولا و راست شدن در برابر جناح جنگ طلب درامریکا و پادوئی برای سازمانهای اطلاعاتی منطقه در واقع بازنده اصلی این بازی خود مجاهدین بودند که نه تنها موفق نشدند از این نمد برای خود کلاهی بدوزند بلکه امروز در کل اروپا بی اعتبار هم شدند، به همین دلیل هم چون مبارزه شان با حکومت ایران برای غربی ها فاقد اعتبار است و در غرب کسی برایشان تره خورد نمی کند حملات خود را بر علیه اعضای سابق بیشتر کرده تا در بین هواداران خود صورت خود را با سیلی سرخ نگهدارد.

(پایان)

https://youtu.be/wFBoPhmNyxU

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

***

همچنین:

نوک پیکان مبارزه مجاهدین با چه کسی است؟

ادوارد ترمادو، کانون آوا، هجدهم فوریه ۲۰۱۶:… در اصل می توان به این شکل برداشت کرد که پس از افشاگری های بی مورد سایت های اتمی که اساسآ وجود خارجی نداشتند که این خود درز اطلاعات کشور هم هست و پس از دولا و راست شدن در برابر جناح جنگ طلب درامریکا و پادوئی برای سازمانهای اطلاعاتی منطقه در واقع بازنده ا
 
 
ادوارد ترمادو، کانون آوا، بیست و هشتم نوامبر ۲۰۱۵:… اما آیا می توان روضه خوانی و سینه زنی مجاهدین را در پاریس یک ابراز همدردی صمیمانه که بیانگر ضد تروریست بودن آنان باشد توصیف کرد در حالیکه برای کشته های یازده سپتامبر که بیش از ۲۹۰۰ نفر بودند جشن گرفته و نقل و نبات تقسیم می کردند؟ همین مجاهدینی که
 
 
ادوارد ترمادو، کانون آوا، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۵:… پرسش اینجاست که چنین افراد جان بر کف چرا در اروپا مفتخوری میکنند و جنگ امام حسین را به رخ افراد گرفتار در لیبرتی می کشند از رهبران سازمان تا همین مقاله نویسان پولکی اگر خود به گفته خودشان معتقد هستند پس چرا از صحنه گریختند؟ حالا در اروپا نشسته و اما