آیا نژاد پرستی عامل حمله به دو مسجد در نیوزلند است؟

آیا نژاد پرستی عامل حمله به دو مسجد در نیوزلند است؟

فرقه تروریستی مجاهدین خلق مریم رجوی قتل و جنایت در ایران عراق آلبانیکریم غلامی، ایران فانوس، سی و یکم مارس 2019:… مجاهدین خلق هم بخشی از فعالیت های آمریکا برای بر هم زدن آرامش در ایران است. بیایید یک مورد به روز را مرور بکنیم. طی چند هفته گذشته، با تغییر فصل هوا شاهد سیل در بسیاری از نقاط جهان بودیم. در ایران ما شاهد سیل و خرابی های گسترده آن بودیم، نقش مجاهدین در این میان چه بود؟ مجاهدین که مدعی هستند دلسوز مردم ایران هستند، کوچکترین کمکی به مردم سیل زده نکرده اند. آن ها بجز غر زدن و نمک پاشیدن بر روی زخم های مردم و تلاش برای ایجاد اغتشاش، کار دیگری نکرده اند. 

فرقه تروریستی مجاهدین خلق مریم رجوی قتل و جنایت در ایران عراق آلبانیمجاهدین خلق (فرقه رجوی)؛ دوستان پرسش‌برانگیز واشینگتن

لینک به منبع

تئوری توطئه

آیا نژاد پرستی عامل حمله به دو مسجد در نیوزلند است؟

 کریم غلامی، ایران فانوس، 30.03.2019

قبل از هر سخنی باید انزجار خودم را از کشتار مردم بی دفاع ابراز بکنم. مردم عامه و بی دفاع، همواره اولین قربانیان سیاست های دولت ها و گروه های تروریستی و نژادپرستانه هستند. همواره این باور را داشتم که راه حل مشکلات از هر نوعی هرگز راه خشونت بار نیست، حتی می توان با بدترین دیکتاتورها به شیوه مسالمت آمیز مبارزه کرد و به پیروزی رسید.

مهاجرت گسترده مردم طی چند سال گذشته باعث تغییرات بسیار زیادی در سایر جوامع شده است. قطعا این مهاجرت گسترده باعث نارضایتی های مردم آن کشور می شود و قطعا آن ها با مشکلات بیشتری رو به رو می شوند. اما فکر نمی کنم این باعث شود که فرد و یا گروهی دست به کشتار بزنند. اما پرسش آن است که دلیل اصلی این خشونت ها چیست؟

یاد یکی از فیلم های مل گیبسون به نام Conspiracy Theory (تئوری توطئه) افتادم. جری فلچر(مل گیبسون) راننده تاکسی در شهر نیویورک است، از نظر او همه تحرک ها و حادثه ها از پرواز هیلیکوپتر بر فراز شهر تا بسته شدن محدوده ای برای تعمیرات، یک توطئه از طرف دولت در سایه است. بطور مثال، خرابی لوله آب در یک مترو یک پوشش برای قتل یک فرد سرشناس می باشد. البته از نظر من تئوری جری فلچر بدور از واقعیت نیست.

بیایید با هم یک سناریو را بررسی بکنیم، در سال 2003 آمریکا به عراق حمله نمی کند و بجای آن بدون دخالت در امور داخلی عراق از آزادی و دمکراسی برای مردم عراق حمایت می کند. در این سناریو، عراق از هم نمی پاشد و درگیر یک جنگ داخلی 15 ساله با میلیون ها کشته نمی شود، زمینه فرار میلیون ها انسان از عراق نمی شود. زمینه ای برای رشد افراطی گرایی اسلامی مانند داعش، نمی شود. سوریه وارد جنگ داخلی نمی شود، میلیون ها انسان از سوریه فرار نمی کنند. موج عظیم پناهنده ها به اروپا سرازیر نمی شوند، خارجی و بخصوص پناهنده ستیزی در غرب رشد نمی کند و زمینه ای برای رشد و قدرت گرفتن راسیسم و نژادپرستی ایجاد نمی شود و صد البته فردی مثل دونالد ترامپ با افکار راست و نژادپرستانه، به قدرت نمی رسد. منطقه در یک آرامش نسبی باقی می ماند. صلح و آرامش در کشورها و منطقه خاورمیانه، باعث رشد جنبش ها و اعتراض های مردمی برای تغییرات دمکراتیک می شود. اما جنگ و خشونت، مسیر مبارزه مسالمت آمیز را می بندد و زمینه رشد خشونت و تروریسم را باز و هموار می کند.

اگر همین سناریو را در رابطه با ایران بررسی بکنیم، خواهیم دید که ما با شرایط بسیار متفاوتی نسبت به امروز ایران رو به رو بودیم. بهمن ماه 1357 شاه از ایران فرار می کند و یک انقلاب در ایران شکل می گیرد، یک انقلاب مسالمت آمیز(البته که این انقلاب حاصل صلح و آرامش در منطقه و بخصوص در ایران بود). طی کمتر از دو سال بعد از انقلاب، یعنی در شهریور 1359 صدام حسین(عراق) به ایران حمله نظامی می کند. این جنگ زمینه ای برای رشد افراطی گری در ایران می شود. سازمان مجاهدین به رهبری مسعود رجوی با تفکر عقب مانده و بسیار افراطی نتوانسته بود در دوران فضای باز سیاسی و دمکراتیک در ایران به قدرت و تمایلات خود برسد، جنگ ایران و عراق زمینه بسیار خوبی برای مجاهدین فراهم کرد که آن ها ماهیت افراطی و خشونت طلب خود را نشان بدهند و رشد بکنند. عراق، در حال جنگ با ایران، زمین مساعدی برای مجاهدین شد و آن ها توانستند به عراق بروند، تجمع نیرو بکنند و عملیات های تروریستی و خشونت طلبانه خود در ایران را گسترش بدهند. افکار راست و عقب مانده در ایران وجود داشته و وجود خواهد داشت، جنگ ایران و عراق و عملیات های تروریستی مجاهدین در داخل خاک ایران فضای ایران را خشن کرد. طی سالیان، هر گاه مردم ایران وارد دوران مبارزات مسالمت آمیز برای احقاق حقوق خود می شوند دشمنان ایران زمین مانند آمریکا و سایرین، این راه را می بندند. بطور مثال، تحریم های اقتصادی شدید علیه ایران، حاصل این تحریم ها، چیزی نیست جز فشار اقتصادی بسیار زیاد بر اکثریت مردم ایران، قشری که همواره در صف مقدم اعتراضات مسالمت آمیز است، این اعتراضات بعد از تحریم ها به کجا رسید؟ هیچ، همه چیز در ایران خاموش شد.

حال دوباره برگردیم به نیوزلند، بعد از گذشت سالیان، اسناد افشا شده نشان دادند که حمایت „سیا“ از فردی به اسم „شعبان بی مخ“(در زمان و مکان او فردی مناسب برای برهم زدن پیشرفت ایران بود)، بگذارید زمان بگذرد و روزی خواهیم دید که برنتون ترنت عامل حمله به دو مسجد در نیوزیلند، با 50 کشته یک „شعبان بی مخ“ است که برای برهم زدن تعادل و آرامش در نیوزیلند بکار گرفته شده است. نتایج از امروز دیده می شود. فردی مثل اردوغان خواهان اعدام برنتون ترنت می شود. نخست وزیر نیوزیلند و بسیاری از زنان در نیوزیلند در حمایت از مسلمانان، روسری به سر کرده اند. شاید این ها مسائل ساده و پیش پا افتاده ای باشد. دولت نیوزیلند، مجبور است برای همبستگی با مسلمانان به آن ها امتیازات بیشتری بدهد(البته که این چیز منفی نیست) اما از طرف دیگر دولت مجبور می شود چشم خود را به رشد بنیادگرایی ببندد. نمی دانم چقدر زمان خواهد گذشت که ما به داعش جدید در نیوزیلند رو به رو شویم.

به چند نکته جالب اشاره می کنم. دولت آمریکا از روسیه خواسته است که نیروهای نظامی خود را از ونزوئلا خارج کنند زیرا آنها فکر می کنند که این رفتار روسیه غیر سازنده است. اما محاصره اقتصادی ونزوئلا و از هم گسستن اقتصاد این کشور و دخالت در امور داخلی آن کشور و ماموریت های مخفی سیا در ایجاد اغتشاش در این کشور، کاملا سازنده است!

ما شاهد آن بودیم که طی چند سال گذشته، جنگ میان فلسطین و اسرائیل به آتش بس منجر شد و آرامش نسبی در این منطقه وجود داشت اما با دخالت های آمریکا این منطقه وارد جنگی دوباره شد. بطور مثال، تشویق اسرائیل برای درگیری با ایران، به رسمیت شناخته شدن بلندی های جولان به عنوان بخشی از خاک اسرائیل.

مجاهدین خلق هم بخشی از فعالیت های آمریکا برای بر هم زدن آرامش در ایران است. بیایید یک مورد به روز را مرور بکنیم. طی چند هفته گذشته، با تغییر فصل هوا شاهد سیل در بسیاری از نقاط جهان بودیم. در ایران ما شاهد سیل و خرابی های گسترده آن بودیم، نقش مجاهدین در این میان چه بود؟ مجاهدین که مدعی هستند دلسوز مردم ایران هستند، کوچکترین کمکی به مردم سیل زده نکرده اند. آن ها بجز غر زدن و نمک پاشیدن بر روی زخم های مردم و تلاش برای ایجاد اغتشاش، کار دیگری نکرده اند. می بینید که نقش مجاهدین خلق، چیزی نیست جزء عامل دست دشمنان ایران زمین برای از هم گسستن صفوف مردم.

„پایان“

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/روانشناسی-خود-شیفتگی-رجوی-ها-واکنش-عصب/

روانشناسی خود شیفتگی رجوی ها (واکنش عصبی مریم رجوی به کتاب عکس)ا

واکنش عصبی مریم رجوی آفتابکاران مجاهدین خلق جمشید پیمان به کتاب عکس کریم غلامیکریم غلامی، ایران فانوس، هشتم مارس ۲۰۱۹:… یکی از دوستان، حرف جالبی زد. او توضیح داد از آنجایی که این کتاب و اثر هنری توسط یک جدا شده تهیه شده و در آن نامی از مجاهدین نیست، آن ها را بد جوری سوزانده است. زیرا مجاهدین به شدت دنبال جلب توجه هستند و به هر نحوی شده حرفی از آن ها زده شود. البته این موضوع همان روانشناسی خود شیفتگی سران مجاهدین، بخصوص رجوی ها است. 

کریم غلامی، بر بال های رویابر بال های رویا. اثری از آقای کریم غلامی در آلمان

لینک به منبع

روانشناسی خود شیفتگی رجوی ها

کریم غلامی، ایران فانوس، ۰۸٫۰۳٫۲۰۱۹

ابتدا باید تشکر خودم را از تمامی دوستان ایرانی و غیر ایرانی بخصوص دوستان جدا شده که از کتاب „بر بال های رویا“ استقبال کرده و مرا تشویق به ادامه کارکرده اند را ادا نمایم.

بعضی وقت ها دلم به حال مجاهدین و بخصوص به حال رجوی ها، می سوزد که چقدر این موجودات بدبخت و بیچاره و درمانده هستند. طی هشت سال گذشته، من مقالات زیادی در رابطه با مجاهدین و رجوی ها نوشته ام. آن ها فقط دو بار بر علیه من موضع گرفته اند. یکبار که من در رابطه با وضعیت بیماران در مجاهدین افشاگری کردم که آن ها با پنهان نگه داشتن بیماری افراد و درمان نکردن آن ها موجب مرگ شان می شوند. قطعا واکنش مجاهدین از این افشاگری، طبیعی بود چون بد جوری آنجای مجاهدین را سوزانده بودم. اما واکنش و یا دیوانگی جدید مجاهدین، برای من بسیار تعجب برانگیز بود. اخیرا من کتابی تحت عنوان „بر بال های رویا“ منتشر کردم که این کتاب مجموعه بیش از ۹۰۰ عکس از عکس هایی که طی چند سال گذشته در آلمان گرفته بودم تشکیل شده است. این کتاب، از طرف دوستان چه جدا شده و چه دوستان آلمانی و ایرانی مورد استقبال قرار گرفته و خیلی ها من را به ادامه کارم تشویق کرده اند.

جای تعجب اینجا است که چرا مجاهدین به این کتاب واکنش نشان داده اند. زیرا این کتاب عکس هایی است از شهرها و طبیعت زیبای آلمان و یک کار هنری و فرهنگی است و حتی کوچکترین اثری از سیاست در این کتاب نیست. حال باید پرسید که کجای مجاهدین سوخته است که از یک بدبخت مزدور خواسته اند برای واکنش نشان دادن „شعر“! بسراید.

واکنش عصبی مریم رجوی آفتابکاران مجاهدین خلق جمشید پیمان به کتاب عکس کریم غلامیهرگز نزدی بال در این پهنه ی آبی! :جمشید پیمان،

یکی از دوستان، حرف جالبی زد. او توضیح داد از آنجایی که این کتاب و اثر هنری توسط یک جدا شده تهیه شده و در آن نامی از مجاهدین نیست، آن ها را بد جوری سوزانده است. زیرا مجاهدین به شدت دنبال جلب توجه هستند و به هر نحوی شده حرفی از آن ها زده شود. البته این موضوع همان روانشناسی خود شیفتگی سران مجاهدین، بخصوص رجوی ها است. روزهای ابتدایی که وارد مناسبات مجاهدین شدم، اولین موضوع که متوجه آن شدم واکنش شدید مسعود رجوی نسبت به کیش شخصیت بود. اوایل زیاد متوجه آن موضوع نبودم اما با گذشت زمان این دیدگاه عوض شد. وقتی برای اولین بار در جلسه عمومی مجاهدین که آن زمان معروف به „نشست سه روزه“ در زمستان سال ۱۳۶۶ برگزار شد، بازرسی بدنی بیش از حد برای من سوال برانگیز شد که چرا باید چنین بازرسی وجود داشته باشد؟

شعارهای مسخره ای که مسعود و مریم رجوی برای خودشان ساخته بودند مثل „ایران رجوی، رجوی ایران“ و یا „مریم مهر تابان“ و یا ترانه هایی که برای مسعود و مریم رجوی ساخته شده بود تنها چیزی که در آن یافت نمی شد، مردم ایران و ایران و آزادی و دمکراسی برای مردم و پیشرفت و شکوفایی ایران بود. طی سالیان، بخصوص بعد از سال های ۱۳۶۷ تنها چیزی که در مجاهدین دیده نمی شد، مبارزه بود. البته سران مجاهدین با همه در جنگ بودند. چه با اعضای خودشان و چه هر شخصیت و حزب دیگر. البته این را باید مطرح بکنم که مجاهدین هرگز نسبت به اربابان خودشان مثل عربستان و غیره، کمترین انتقاد را هم نکردند.

رجوی ها، چنان در خود شیفتگی خود فرو رفته بودند که از نظر آن ها همه بد بودند و فقط آن ها بودند که بی عیب و بی نقص بودند. مسعود رجوی، چنان در توهمات خود فرو رفته بود که فکر می کرد رهبر بی بدیل تمام مبارزان و مردم جهان است. همه عاشق او هستند و برای دیدن او دست و پا می شکنند. برای همین، همواره فکر می کرد که او روز به روز در حال پیش روی و شکوفایی است و رژیم ایران در حال فروپاشی و سرنگونی است. او همواره فکر می کرد که در حال پیش روی و حرکت است، اما او حتی درجا هم نمی زد بلکه در حالت لمیده در اعماق فساد و تباهی خود فرو می رفت.

 رجوی ها، چنان به دنبال جلب توجه خود بودند که حتی وقتی توسط رژیم ایران مورد حمله موشکی قرار می گرفتند جشن می گرفتند و آن را „بهار“ می نامیدند زیرا توسط خبرگزاری ها نامی از مجاهدین برده می شد. باور کنید که مسعود رجوی حتی وقتی که نام سازمان مجاهدین در لیست تروریستی آمریکا قرار گرفت، خوشحال شد چرا که نامی از او توسط آمریکا برده می شد.

بگذریم. من یکبار دیگر از همه دوستان چه ایرانی و چه غیر ایرانی که از کتاب من استقبال کردند تشکر می کنم و امیدوارم که بتوانم بزودی کتاب دوم „بر بال های رویا“ را منتشر نمایم.

„پایان“

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/آب-گل-آلود-نشست-ورشو-و-امید-مریم-رجوی-به/

آب گل آلود نشست ورشو و امید مریم رجوی به گرفتن ماهی

 کریم غلامی، ایران فانوس، یازدهم فوریه ۲۰۱۹:… انتخاب لهستان برای میزبانی نشست ورشو نیز جای تامل دارد. آمریکا، به دنبال ایجاد شکاف میان کشورهای اروپایی است. البته با سرکار آمدن دولت راستگرا در لهستان، زیاد عجیب نیست زیرا دولت لهستان به دنبال اتحاد و نزدیکی به ایالات متحده آمریکا است. با این حال، باید منتظر ماند و دید  کنفرانس ورشو به چه نتیجه ای دست پیدا خواهد کرد. بسیاری از „اپوزسیون“ های مزدور و خائن مثل مجاهدین خلق و بچه شاه(رضا پهلوی)، چشم امید به این نشست بسته اند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند.

مجاهدین خلق از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (57-97)مجاهدین خلق و مریم رجوی از تسخیر سفارت آمریکا تا لهستان (۵۷-۹۷)ا

لینک به منبع

نشست ورشو

کریم غلامی، ایران فانوس، ۱۱٫۰۲٫۲۰۱۹

در روزهای ۲۴ و ۲۵ بهمن ماه، لهستان میزبان نشستی خواهد شد که پیشاپیش به آن نشست ضد ایرانی نام نهاده اند. این نشست که به ابتکار آمریکا برگزار خواهد شد، بر اساس اعلام قبلی عنوان این نشست „آینده خاورمیانه“ قرار داده شده است. این نشست، با حضور وزیران خارجه کشور ‌های آسیایی، آفریقایی، غربی، اروپایی و خاورمیانه‌ برگزار خواهد شد. آمریکا از اردن و مصر به عنوان دو کشور عربی که روابط خوبی با اسرائیل دارند نیز دعوت کرده است. علاوه بر آنها، از وزیرهای خارجه کشورهای مراکش، عربستان، بحرین و امارات دعوت به عمل آمده است. همچنین، از بینامین ناتانیاهو نیز دعوت به عمل آمده است.

نتیجه این نشست هر چه که باشد تاثیر بسیار کیفی در آینده ایران و معادلات منطقه ایجاد خواهد کرد.

آمریکا به دنبال یک ناتوی عربی(خاورمیانه) برای مقابله با ایران است. آمریکا مدعی است که دولت ایران به دنبال تولید سلاح اتمی و حامی گروه های تروریستی است. بنابراین ایران باعث نا امنی و اغتشاش در منطقه می شود. خروج آمریکا از قرارداد برجام، قدم اول برای رو در رویی با دولت ایران است. تحریم های اقتصادی و ایجاد ناتوی عربی، قدم های بعدی این رو در رویی است. قابل توجه آن است که دولت آمریکا در تعطیلی بی سابقه در طول تاریخ آمریکا قرار دارد. این تعطیلی، به دلیل عدم توافق بر سر لایحه بودجه حکومت فدرال در سال مالی ۲۰۱۹ صورت گرفته است، این به این معنی است که حدود ۸۰۰ هزار کارمند دولت مجبور به تعطیلی کامل یا جزیی شده اند. بجز نهادهای ضروری مثل آتشنشانی، پلیس و غیره باقی نهادها تعطیل هستند. از طرفی هم عدم یک دستی در دولت آمریکا وجود دارد به عنوان مثال، برکناری و یا استعفاء بی سابقه ای در دولت آمریکا که به لیست رکوردهای دولت ترامپ می توان اضافه کرد:

برکناری سالی یاتیس، دادستان کل آمریکا

استعفا مایکل فلین، مشاور امنیت ملی آمریکا

استعفاء یا برکناری چند تن از کارکنان کاخ سفید پس از آنکه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) اقدام به تحقیق دربارۀ پیشینه آنها کرد. برخی از این افراد عبارتند از کارولین ویلز مدیر برنامه‌ ریزی، رابین تانلی از معاونین ارشد مایکل فلین و مدیر بخش آفریقای شورای امنیت ملی آمریکا(NSC)، گرت لانسینگ مدیر دفتر دیجیتال کاخ سفید.

برکناری جیمز کومی، مدیر اف ‌بی ‌آی. او در میانه تحقیق در موضوع احتمال دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، از مقام خود به عنوان رئیس اداره تحقیقات فدرال آمریکا(اف ‌بی‌ آی) برکنار شد.

استعفای تام پرایس، وزیر بهداشت آمریکا

استعفای هوپ هیکس، مدیر ارتباطات کاخ سفید

استعفای شان اسپایسر، معاون مطبوعاتی دونالد ترامپ

استعفای استیو بنون، مشاور و استراتژیست کاخ سفید

استعفای گری کوهن، مشاور اقتصادی دونالد ترامپ

برکناری جان مک انتی، دستیار شخصی دونالد ترامپ

برکناری رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا

برکناری استیو گلدشتین، معاون رکس تیلرسون

برکناری اندرو مک کیب، قائم مقام پلیس فدرال آمریکا

استعفای جان داود، یکی از اصلی‌ ترین وکلای تیم حقوقی دونالد ترامپ در موضوع دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری این کشور

استعفای آر مک ‌مستر، مشاور امنیت ملی رئیس جمهوری آمریکا

استعفای بوریس اپشتین، مشاور تبلیغاتی دونالد ترامپ

اخراج دیوید شولکین، وزیر امور کهنه سربازان

استعفای کتی والش، معاون رئیس ستاد کارکنان کاخ سفید

استعفای مایکل انتون، سخنگوی شورای امنیت ملی دونالد ترامپ

استعفای تام بوسرت، مشاور امنیت داخلی دونالد ترامپ

استعفای اسکات پریوت، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست

استعفای دون مک کوهن، وکیل کمپین انتخاباتی دونالد ترامپ و مشاور کاخ سفید

استعفای نیکی هیلی، نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد

ماه گذشته، در گزارش مفصل توسط جینا هسیل، رییس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و گروه همراه او دن کوتز، رییس کل تشکیلات اطلاعاتی به سناتور های کنگره ارایه شد. در این گزارش، تاکید شده است که دولت ایران به قرارداد „برجام“ پایبند بوده است. در واکنشی دونالد ترامپ درباره موضع ‌گیری مدیران اطلاعاتی آمریکا درباره ایران، در توئیتی نوشت „به نظر می‌آید که افراد اطلاعاتی در برابر خطرهای ایران بسیار منفعل و ساده‌ اندیش هستند. آنها اشتباه می‌کنند“.

از طرفی هم شاهد آن هستیم که اروپا با سیاست های دونالد ترامپ به دلیل سیاست های اقتصادی و تحریم ها، در تضاد و ناهماهنگی است. همچنین، تحلیل ها بر این است که انتخاب ورشو (لهستان) برای ایجاد شکاف در کشورهای اروپایی است که اروپایی ها در تلاش هستند تا بر قرارداد برجام باقی بمانند.

همچنین، انتخاب لهستان برای میزبانی نشست ورشو نیز جای تامل دارد. آمریکا، به دنبال ایجاد شکاف میان کشورهای اروپایی است. البته با سرکار آمدن دولت راستگرا در لهستان، زیاد عجیب نیست زیرا دولت لهستان به دنبال اتحاد و نزدیکی به ایالات متحده آمریکا است. با این حال، باید منتظر ماند و دید که طی چند روز آینده نشست و یا کنفرانس ورشو با حضور نمایندگان ۷۰ کشور از آسیا و آفریقا و اروپا، به چه نتیجه ای دست پیدا خواهد کرد.

نتیجه این نشست به بسیاری از مسائل پاسخ نهایی خواهد داد، بسیاری از „اپوزسیون“ های مزدور و خائن مثل مجاهدین خلق و بچه شاه(رضا پهلوی)، چشم امید به این نشست بسته اند تا از آب گل آلود ماهی بگیرند.

„پایان“

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/بر-بال-های-رویا-اثری-از-آقای-کریم-غلامی/

بر بال های رویا. اثری از آقای کریم غلامی در آلمان

کریم غلامی، بر بال های رویامهدی خوشحال، ایران فانوس، دوم فوریه ۲۰۱۹:…  اثری که مشاهده می کنید و موضوع این گفتار کوتاه شده است، کاری بی نظیر و شگفت انگیز از آقای کریم غلامی است. کریم غلامی، بر روی صندلی چرخ دار زندگی و کار و مبارزه می کند. او اثر تصویری „بر بال های رویا“ را از شهرهای مختلف آلمان عکسبرداری کرده است. کشور آلمان، تنها مدیریت و اقتصاد و صنعت و غیره نیست، بلکه … 

کریم غلامی، بر بال های رویابر بال های رویا، فایل پی دی اف

لینک به منبع

بر بال های رویا. اثری از آقای کریم غلامی در آلمان

مهدی خوشحال، ایران فانوس، ۰۲٫۰۲٫۲۰۱۹

اثری که مشاهده می کنید و موضوع این گفتار کوتاه شده است، کاری بی نظیر و شگفت انگیز از آقای کریم غلامی است. کریم غلامی، بر روی صندلی چرخ دار زندگی و کار و مبارزه می کند. او اثر تصویری „بر بال های رویا“ را از شهرهای مختلف آلمان عکسبرداری کرده است. کشور آلمان، تنها مدیریت و اقتصاد و صنعت و غیره نیست، بلکه طبیعتی بغایت زیبا دارد به ویژه زمانی که از دریچه دوربینی درد آشنا به تصویر در آید.

قبل از پرداختن به „بر بال های رویا“، باید اعتراف کنم که من طی سال های زیادی که با جداشدگان مختلف از فرقه مجاهدین حشر و نشر و همکاری داشتم، به عینه دیدم که بعضاً مسایل و مصیبت های دوران گذشته را با خود حمل می کنند اما کریم غلامی، در این رابطه استثناء است و او کمتر مسایل و رنج های گذشته را با خود حمل می کند علیرغم این که او در این راه سراسر دام و فریب، برادر و سلامتی خود را از دست داد اما مقاومت و زیبا اندیشی را از دست نداد و همچنین، باید اعتراف کنم که او مقاوم ترینی است که من مابین دیگران سراغ دارم. کریم غلامی، روحسی زیبا دارد، خونسرد و ملایم، متواضع و بردبار است. دوستدار خانواده و کودکان و طبیعت است. با این حال، من که به دلایل گذشته سراسر رنج و حرمان خود را جزو افراد نیمه مقاوم می پنداشتم وقتی نزد کسانی چون کریم غلامی قرار می گیرم اهل مقاومت نیستم.

ای کاش، زندگی مقاومت نبود. یعنی چیزی نبود تا کسی مقاومت کند. بلکه زندگی مانند رویش برگ و گل و سبزه و چمن یا بارش برف و باران، بی زحمت و بی دردسر و سراسر زیبایی بود.

وقتی به زیبایی و روح زیبا فکر می کنم، یاد روایتی از آلمانی ها می افتم که می گویند، اگر کسی در درونش روشنایی داشته باشد عنداللزوم آن روشنایی به بیرون ساطع خواهد شد. ما، از ابتدا تا اکنون، خود را در تقابل با تاریکی، تعریف نمی کنیم و جداشده ی جهل و جنون نیستیم، بلکه از ابتدا، هویت مستقل خود را داشتیم و خواهیم داشت. چون همه چیز در درون ماست و بیرون، بهانه و خلق درون ماست. اثر زیر، خود گویای این مدعاست.

یادم است و به گوش شنیدم که مسعود رجوی کشفی از کشفیات خود را تبلیغ می کرد. او جهت ترساندن نیروهای باقیمانده و نیروهای رهاشده، می گفت، متابولیسم زنده، سوخت و ساز دارد و بریده جزو فضولات متابولیسم زنده است. او سپس با فرافکنی ابلهانه، سعی می کرد تا اعضاء را ویران و پرتاب کند. پرتاب کند به ناکجاآباد و بعد بگوید که ببینید، جداشده کنار خیابان، معتاد و گرسنه و در به در است. او خشم خود را پنهان نمی کرد وقتی می دید که با همه ترفندها و ویرانسازی تن و روان و پرتاب کردن اعضاء به ناکجاآباد، جداشده در اثر مبارزه دوباره به روح زیبا دست یافته و ققنوس وار از خاکسترش بلند شده و به پرواز در آمده است. او نفی خود را در همین می دید. زمانی که کسی همچون روح از کالبد مرده و پوسیده، جدا شده و به پرواز در آمده است.

اولین کتاب این اثر خارق العاده شامل بر ۹۱۰ عکس از شهرها و مکان های مختلف آلمان است. دیدن اثر زیبا و شگفت انگیز „بر بال های رویا“ را که از آقای کریم غلامی است، به دوستداران طبیعت و زیبایی پیشنهاد می کنم و برای صاحب اثر آینده ای روشن و پر بار آرزو دارم.

http://www.iran-fanous.de/books/BarBalihdieRoya.pdf

(پایان)

*** 

مهدی خوشحالمهدی خوشحال: بی تبر مردگان این جنگل

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/تحلیلی-از-وضعیت-روز-مجاهدین-خلق-در-آلبا/

تحلیلی از وضعیت روز مجاهدین خلق در آلبانی

ایران فانوس، هفتم ژانویه ۲۰۱۹:… در این دیدار دوستانه ی اعضای ایران فانوس که از نقاط مختلف آلمان گرد هم جمع شدند در باب مسایلی همچون جنگ و تحریم و نقش مجاهدین خلق در ایران ستیزی و کاسبی از تحریم و جنگ و جاسوسی و مزدوری برای کشورهای بیگانه تحلیل ارائه شد، همچنین به ریزش پر شتاب نیرو و روش های جلوگیری از ریزش نیرو در پادگان اشرف سه در آلبانی، بحث و گفت و گو … 

وضعیت امروز مجاهدین خلق مریم رجوی در آلبانیتروریست، فرقه، یا قهرمانان دموکراسی ایران؟ داستان وحشی وحشی مجاهدین خلق

لینک به منبع

تحلیلی از وضعیت روز مجاهدین خلق در آلبانی

ایران فانوس، ۰۶٫۰۱٫۲۰۱۹

روز شنبه به تاریخ پنجم ماه ژانویه برابر با پانزدهم ماه دی، در یک دیدار دوستانه مابین تعدادی از اعضای ایران فانوس، بر سر موضوعات مهم جهان و منطقه و به خصوص وضعیت وخیم مجاهدین خلق در آلبانی، گفت و گو صورت گرفت.

در این دیدار دوستانه ی اعضای ایران فانوس که از نقاط مختلف آلمان گرد هم جمع شدند در ابتدا سال نو مسیحی به عموم مسیحیان جهان تبریک گفته شد و سپس در باب مسایلی همچون جنگ و تحریم و نقش مجاهدین خلق در ایران ستیزی و کاسبی از تحریم و جنگ و جاسوسی و مزدوری برای کشورهای بیگانه تحلیل ارائه شد، همچنین به ریزش پر شتاب نیرو و روش های جلوگیری از ریزش نیرو در پادگان اشرف سه در آلبانی، بحث و گفت و گو انجام گرفت که چگونه معضلات و شورش های درون تشکیلاتی باعث حضور بالاترین مقامات مجاهدین خلق از فرانسه به آلبانی شده است.

در این گفت و گوی یک ساعته، همچنین به پیام مسخره آمیز و جعلی و منتسب به مسعود رجوی که کارش از غیبت کبری نیز گذشته است و تشکیلات قادر به تعیین تکلیف رهبرش نیست و در فرار به پیش بحث کانون های شورشی و سرنگونی در بهمن ماه، را پیش کشیده تا تتمه نیروهای روحیه باخته را همچنان در عالم بردگی حفظ کند.

با آرزوی جهانی بدون جنگ و تروریسم

کانون سیاسی/ فرهنگی ایران فانوس

(پایان)

***

ترجمه مقاله تحقیقی گاردین مجاهدین خلق مریم رجوی فرقه رجوی آلبانیEx members accuse Maryam Rajavi of coordinating routine sexual abuse

Roald Sturla NæssSad that Trump chooses confrontation rather than dialogue and cooperation, and the rearmament rather than disarmament in the Middle East 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/نقدی-بر-کتاب-بی-تبر-مردگان-این-جنگل-مهدی/

نقدی بر کتاب “بی تبر مردگان این جنگل” نوشته مهدی خوشحال

کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۹:… ذات بد و خوب وجود ندارد. بلکه این زمانه و جامعه است که به ما یاد می دهد که چه روشی برای زندگی و ارتباط با جامعه انتخاب کنیم. جامعه ایرانی ها در خارج از ایران، یک فاجعه است. کمتر کسی پیدا می شود که قصد کمک به دیگران را بدون چشم داشت داشته باشد. دروغ گفتن و دزدی کردن و کلاه برداری و سوء استفاده کردن از انواع …  

بتی تبر مردگان مهدی خوشحالخوب، بد، زشت سال ۲۰۱۸

لینک به منبع

نقدی بر کتاب “بی تبر مردگان این جنگل” نوشته مهدی خوشحال

 کریم غلامی، ایران فانوس، ۲۴٫۰۱٫۲۰۱۹

کریم غلامی

آقای کریم غلامی

خیلی وقت ها این آرزو را می کنم که ای کاش هزار سال پیش زندگی می کردم یا حد اقل چند صد سال پیش، زمانی که همه چیز در حالت طبیعی خود بود. در آن زمان ها هر چند کامپیوتر و موبایل و تکنولوژی امروزی وجود نداشت و یا بخاطر یک بیماری ساده مثل سرما خوردگی میلیون ها انسان می مردند و با این حال به نظر من باز هم ارزش آن را داشت که در آن دوران حتی چند روزی زندگی کرد. در آن زمان ها، طبیعت دست نخورده باقی مانده بود، سرزمین های سرد مثل قطب شمال، سرد و پر از برف بود، صحرا ها و کویر ها، خشک و زیبایی خودش را داشت و جنگل ها پر از درخت و رودخانه ها پر آب و دریاها تمیز و سرشار از ذلالیت. ما انسان ها، هنوز موفق نشده بودیم که نسل بسیاری از حیوانات را از بین ببریم و یا جنگل ها را بی درخت و دریاها را خشک و کثیف بکنیم. دوست داشتم، در آن زمان زندگی می کردم زیرا هنوز جوان مردی، جوان مردی بود، شجاعت و از خودگذشتی با ارزش بود و اگر کسی به یاری کسی می شتافت از او تقدیر می شد. زمانی که زنان، زن بودن و مردان، مرد.

شاید بپرسید که چرا من چنین آرزویی دارم؟ می توانم صدها دلیل برای شما بیاورم مثل مواردی که در بالا به آن اشاره کرده ام. در صفحه اینترنتی شخصی خودم، مطلبی را نوشته بودم هر چند بسیار کوتاه بعضی ها آن را به اصطلاح „لایک“ کرده بودند و یا یک „کامنت“ برای آن نوشته بودند. یک نفر که این مطلب کوتاه من چندان به مزاجش خوش نیامده بود، تلاش کرده بود که به من توهین بکند. فکر می کنید که چه توهینی به من کرده بود؟ او بدترین فحش و توهینی که به ذهنش می رسید، برای من „کامنت“ کرده بود. او مرا „روشنفکر“ نامیده بود. بطور واقع، روشنفکر بودن چیز خوبی است. متاسفانه، در دنیای امروزی روشنفکر بودن جرم است و جایش در زندان و بدترین توهین و فحشی که یک نفر می تواند به فرد دیگری بگوید، اصطلاح „روشنفکر“ است. روشنفکر ها، در زندان و یا رانده شده از جامعه و گوشه گیر هستند، اما دزدها و شیادها در راس قدرت و در راس امور هستند. افراد متخصص و کارآمد، بیکار و فقیر و افراد بیسواد و کلاه بردار صاحبان کار و بازار کار هستند.

شاید فکر کنید که انتقاد من به ایران و ایرانی ها و حکومت ایران است نه، هر کجای این زمین که بروید همین است. اروپانیوز(ارگان خبری اروپا) خبری در رابطه با اکتشافات کهکشانی داده بود، فردی یک کامنت بسیار جالب نوشته بود که اگر روزی فرا زمینی ها به زمین بیایند و دونالد ترامپ از طرف جامعه انسانی به عنوان نماینده با آن ها دیدار کند، پیشاپیش ما آبرو باخته کل کهکشان ها هستیم. رییس جمهور قویترین کشور دنیا(آقای جهان) یعنی آمریکا، فردی است بی سواد و لومپن و کمترین دانش سیاسی و اجتماعی و اخلاقی ندارد. درد که یکی نیست.

در روزهای تعطیلی نورروزی(سال نوی میلادی) فرصتی شد که سه عدد کتاب بخوانم. یکی از این کتاب ها، کتاب „بی تبر مردگان این جنگل“ نوشته آقای مهدی خوشحال است. این کتاب، نوشتاری ساده و روان دارد و از طرفی پیچیدگی خاص خودش که فرد را مجبور می کند داستان را دنبال کند تا نتیجه و یا به اصطلاح پیروزی قهرمان داستان را ببیند، اما اینگونه نیست، قهرمان داستان ما سوار بر اسب سفید به همراه شاهزاده زیبا تا پایان عمر زندگی نمی کند. زیبایی این کتاب، هم در این است هر چه که بیشتر می خوانی، شکست و ناکامی بیشتر است و انگار سراشیبی است که شیب آن تندتر و عمیق تر می شود. من این کتاب را به سه فصل تقسیم می کنم، فصل „روشن“ فصل „نمیه تاریک“ و فصل „تاریک“

در ابتدای داستان، با خجسته خانم آشنا می شویم، زنی ۶۰ ساله که تنها و بی کس و بیمار، در غربت زندگی می کند و شاید می توان گفت که او جزو معدود کسانی است که هویت و ارزش های خود را با روند جامعه تغییر نداده است. او با بیماری و درد پایی که دارد، تلاش می کند که به هم نوع های خود کمک کند در حالی که از دید بسیاری بخصوص ایرانی ها، کمک به دیگران یک کار احمقانه است و هر فرد باید به فکر خودش باشد و با پا گذاشتن بر روی دیگران، بالا رفت. در ادامه، می بینیم که وقتی همه چیز در حالت طبیعی خود بود، یعنی „زندگی طبیعی بود. غذاها، آدم ها، گیاهان و حیوانات طبیعی و بومی بودند“ همه چیز ساده و زیبا بود، اما با گذشت زمان و آموختن پدیده های نو، دنیا را به پیچیدگی و یا بهتر بگویم، تیره تر می گردد. بطور مثال، وقتی که در زمین آن ها کوزه ای پر از سکه طلا پیدا شد. قهرمان داستان ما یاد گرفت که اگر گنجی پیدا کرد، نباید با کسی در میان گذاشت و بخصوص از دولت. او که برای پیدا کردن گنج، زمین را می کند، نهایتا گورکن می شود.

„ذات“ بد و خوب وجود ندارد. بلکه این زمانه و جامعه است که به ما یاد می دهد که چه روشی برای زندگی و ارتباط با جامعه انتخاب کنیم. جامعه ایرانی ها در خارج از ایران، یک فاجعه است. کمتر کسی پیدا می شود که قصد کمک به دیگران را بدون چشم داشت داشته باشد. دروغ گفتن و دزدی کردن و کلاه برداری و سوء استفاده کردن از انواع مختلف آن. این ها، تماماً حاصل دست آورد جامعه و حکومت هاست. یادم است که در دوران کودکی، یک فیلم ایرانی دیدم، این فیلم در ایران بسیار مشهور شد و بسیاری آن را دیدند، نام فیلم یادم نیست، فیلم در رابطه با مردی بود که یک روزنامه مربوط به آینده را می خواند که خبر شروع جنگ را می دهد و این مرد با احتکار و سایر کارها، ثروتمند می شود. نتیجه اخلاقی این فیلم، این بود که از شرایط بد و سخت مردم می توان استفاده کرد تا زندگی بهتری داشت. این یک نمونه از آموزه های بد در جامعه ما است. فکر می کنید که چرا در جامعه امروز ایران، دزدی و کلاه برداری و اختلاس بسیار زیاد شده است؟

در فصل دوم این کتاب، به دوران نیمه تاریک وارد می شویم، قمار بازی یا همان „سیاست“ بازی است. سیاست، قواعد یکسانی مثل قمار دارد. اگر یک سیاست باز به مانند قمار باز حرفه ای کار کند و قواعد بازی را بداند، برنده خواهد شد. در سیاست به مانند قمار، جایی برای صداقت، راستی و درستکاری و از خود گذشتی وجود ندارد، بلکه تماماً حقه بازی و تر دستی و فریب دادن و شیادی و حیله گری است.

در فصل سوم، ما وارد دوران تاریک می شویم. دورانی که کاملا تاریک است و چیزی جزء سیاهی و خون نیست. آقای خوشحال، به خوبی در این فصل به مناسبات درونی و بیرونی مجاهدین پرداخته است. چهره واقعی سید(صدام حسین) و آقا جمال(مسعود رجوی) به خوبی ترسیم شده است و نیازی به توضیح نیست و فقط باید آن را خواند.

در این کتاب، در هر فصل، با شیوه نوشتاری متفاوتی رو به رو هستیم، شاید برای بعضی ها فهم آن سخت باشد، اما برای کسانی که در دنیای „سیاست“ به دام „بازی“ افتاده اند، درک روشن تری خواهند داشت. این کتاب، نوشتاری روان دارد که آدم را مجبور می کند تا انتها آن را بخواند. با تشکر و سپاس فراوان از این کار آقای مهدی خوشحال.

http://www.iran-fanous.de/wp-content/uploads/2019/01/toetenohneaxt.pdf

(پایان)

***

قتل خاشقچی قاشقچی مجاهدین خلق مریم رجوی عربستان سعودی جنایت قتل خاشقجی، معیاری جهت سنجش ارزش ها

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/پیام-منتسب-به-مسعود-رجوی-و-آماده-باش-خیا/

نگاهی به پیام ساختگی منتسب به مسعود رجوی

کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و سوم دسامبر ۲۰۱۸:… ۳۰ سال است که مجاهدین و رهبران آنها مسعود و مریم رجوی به حالت “آمده باش” وارد شده اند و در آن حالت باقی مانده و از آن خارج نشده اند. سران مجاهدین، سالیان است که با پول های کشورهای عربی در رفاه  زندگی کرده اند و این آن ها را به افرادی بی خاصیت و غیر فعال، تبدیل کرده است که همواره در حالت آماده باش (خواب) هستند … 

پیامهای منتسب به جنازه مسعود رجوی مرحوم مجاهدین خلق ایرانپیام “مرحوم” مسعود رجوی به لشگر های ارتش آزادیبخش

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi

https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

لینک به منبع

نگاهی به پیام ساختگی منتسب به مسعود رجوی

کریم غلامی، ایران فانوس، ۲۲٫۱۲٫۲۰۱۸

ایران زیر سنگین ترین تحریم ها و فشارهای جهانی قرار دارد اما چرا رجوی ها در بحران نا برون رفت فرو رفته اند.

چند روز پیش بود در فیس بوک فردی یک پست گذاشته بود با این محتوی که هر کس بر علیه „شاه زاده رضا پهلوی“ (بچه شاه) حرف منفی بزند نه تنها یک ایرانی نیست بلکه یک خائن است. البته افراد نادان هم بودند که این پست آن فرد را تایید می کردند. شاید برخی بگویند که مهم نیست او یک هوادار آتشین بچه شاه است، اما موضوع بسیار عمیق تر و دردناکتر است. اگر کسی صحبت از آزادی بکند و به پایه ای ترین مبنای آزادی یعنی آزادی بیان، اعتقاد نداشته باشد از اساس صحبت از آزادی لاف گویی بیش نیست. بیایید یک فرض غیر محال را در نظر بگیریم، فرض بر اینکه آمریکا جمهوری اسلامی را با قدرت نظامی و یا کودتا سرنگون بکند و بچه شاه را به قدرت بنشاند، اگر در این حکومت جدید من به شاه جدید یعنی رضا پهلوی، انتقاد بکنم و بر علیه عمل کردهای او یک مقاله درج بکنم، آن وقت من یک خائن و مرتد و ضد نظام و غیره، هستم و باید زندانی و شکنجه و اعدام شوم. مگر ما دیوانه هستیم و یا عقل خود را از دست داده ایم که یک انقلاب جدید بکنیم و یک دیکتاتور را جایگزین بکنیم.

همواره گفته ام که اعتراض کردن حق هر فرد و گروه و تفکر است، این حق شامل همه مردم دنیا می شود. بنابراین، من همواره از اعتراض های اجتماعی و فرهنگی و کارگری، حمایت کرده ام و خواهم کرد. چه بسیار نادان مردمی هستند که در کنار شعار آزادی و دمکراسی و حقوق بشر، شعار مرگ بر دیگران سر می دادند. شعار آزادی و شعار مرگ دو قطب متضاد هستند و در کنار هم جای نمی گیرند.

بخش بزرگی از این مردمان نادان، مجاهدین و رهبران بی مایه و خودفروخته آن ها هستند. از ساختگی بودن و بغایت تهوع آور بودن پیام شماره ۱۱ منتسب به مسعود رجوی که بگذریم، این پیام چیزی نیست جز یک تفکر عقب مانده و چپاولگر و خون ریز. کمی به آمار که در زیر می آورم، توجه کنید و نهایتا نتیجه را خواهم گفت.

در کل دوران حکومت محمدرضا شاه پهلوی، کلا ۳۵ نفر که نام آن ها ثبت شده است اعدام شده اند.

در دوران حکومت خمینی تعداد اعدام های سیاسی بین ۵ تا ۱۰ هزار نفر تخمین زده می شود که هر چند عدد دقیق وجود ندارد. به عنوان مثال، مجاهدین عدد اعدام های سال ۶۷ را ۲۵ هزار نفر اعلام کرده اند اما گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد عدد اعدام شده گان را ۱۸۷۹ نفر اعلام کرده است.

آماری که مجاهدین می دهند، عاری از هرگونه تحقیق و واقعیت است، آن اوایل که وارد سازمان مجاهدین شده بودم، عدد اعدام شده گان از اعضای مجاهدین را بیش از ۱۰۰ هزار نفر اعلام کرده بودند. چند سال بعد، این عدد به ۱۲۰ هزار نفر رسید و در مدت کوتاهی این عدد با معرفی کتاب جدید از لیست شهدای مجاهدین به ۱۴۰ هزار نفر رسید. خیلی ها از جمله من سوال کردیم که این عدد ۱۴۰ هزار نفر چگونه به دست آمده. مسعود رجوی در یکی از جلسات درونی مجاهدین اعلام کرد که مجاهدین طبق سنت سالانه ۱۰ هزار نفر به عدد اعدام ها اضافه می کنند. ولی چند سالی بود که این کار را نکرده بودند. اول می خواستند که عدد ۱۶۰ هزار نفر را اعلام کنند، ولی بعدا به ۱۴۰ هزار نفر رضایت دادند. پر واضح است که اعداد اعلام شده توسط مجاهدین تهی از هر گونه اعتبار است.

هر چند که من هیچ عدد دقیقی از اعدام های سیاسی ندارم و امیدوارم که روزی این تحقیق بطور جامع انجام گیرد، فرض را بر همان ۱۰ هزار اعدام زندانی سیاسی در دوران حکومت خمینی می گیرم. حال دوباره به اعداد نگاه کنیم.

۳۵ نفر در دوران حکومت محمد رضا شاه و ۱۰ هزار نفر در دوران حکومت خمینی، می توان نتیجه گرفت که در دوران به قدرت رسیدن بچه شاه و یا مجاهدین، ما با قتل عام میلیونی رو به رو خواهیم شد. باور کنید که اگر مجاهدین به قدرت برسند، آن ها این کار را خواهند کرد. زیرا از هم کنون آن ها اعلام کرده اند که هر کس که دست در حکومت جمهوری اسلامی داشته باشد، از دم تیغ خواهد گذشت چه افراد سیاسی و چه نظامی. پیام شماره ۱۱ منصوب به مسعود رجوی را آیا ندیده اید؟ او خواهان „آماده باش“ برای „سرنگونی“ با „شمشیرها را باید جلا و صیقل داد“ داده است. قطعا شمشیر ها را برای کندن پوست موز نمی خواهد. او خواهان قتل عام و خون ریزی است.

همه اینها فقط یک فرضیه محال بود، حال کمی به واقعیت ها بپردازیم.

من به عنوان یک فرد جداشده از مجاهدین که سالیان در تشکیلات آن ها بودم آشنایی بسیار دقیقی از فرهنگ گفتار سران مجاهدین دارم. لحن صحبت های مسعود رجوی، لحن یک لومپن است که تلاش می کند به مانند یک فرد سیاست مدار و فهمیده صحبت بکند. پیام اخیر منتسب به مسعود رجوی، بسیار متفاوت با لحن و گفتار مسعود رجوی دارد. اگر کمی با دقت به این پیام گوش داده باشید، خواهید دید که مجاهدین تا کجا درمانده و عاجز از روند اجتماعی و سیاسی ایران هستند. اوج درماندگی مجاهدین، در اینجا است که می گویند „هر چند طول بکشد و هر چند نشیب و فراز داشته باشد“ نهایتا جمهوری اسلامی سرنگون خواهد شد. یعنی مجاهدین از „می توان و باید“ دست کشیده و به “ هر چند طول بکشد و هر چند نشیب و فراز داشته باشد“ عقب نشینی کرده اند. دم خروس وا داده گی مجاهدین در جایی دیگر خود را نشان می دهد، مجاهدین مدعی هستند که رژیم ایران در قبال تحریم ها و فشارها و باجگیری های آمریکا کوتاه خواهد آمد(تا به امروز که دولت ایران در قبال زورگویی و باجگیری دونالد ترامپ کوتاه نیامده است) و عقب نشینی خواهد کرد و مجاهدین با وضعیت جدید „انطباق“ پیدا خواهند کرد. البته منظور مجاهدین از انطباق، همان فرصت طلبی است.

مجاهدین بی مایه و بی عمل، برای پوشاندن وا داده گی شان همواره „وارد دوران آماده باش“ می شوند. از سال ۱۳۶۷ آتش بس اعلام شد و مجاهدین بستر حیاتی جنگ را از دست دادند همواره به حالت „آماده باش“ وارد می شوند. ۳۰ سال است که مجاهدین و رهبران آنها به حالت „آمده باش“ وارد شده اند و در آن حالت باقی مانده و از آن خارج نشده اند. سران مجاهدین، سالیان است که با پول های کشورهای عربی در رفاه و آسایش زندگی کرده اند و این آن ها را به افرادی بی خاصیت و غیر فعال، تبدیل کرده است که همواره در حالت آماده باش (خواب) هستند. این مفت خوری مجاهدین، به جایی رسیده است که جنبش های اعتراضی مردم ایران را به حساب خود می گذارند. آن ها مدعی هستند که اگر مبارزه!!! آنها نبود، مردم ایران امروزه دست به اعتصاب و اعتراض نمی زدند. در واقع مجاهدین عامل اصلی عقب افتادن جنبش های اجتماعی هستند. آن ها همواره با ترور و خمپاره زدن در شهرهای ایران جامعه ایران را بسته و خشن کردند.

در پایان سخن، باید به این نکته اشاره بکنم که حمایت و همراهی نشان دادن با تحریم های گسترده آمریکا علیه ایران، چیزی جز نمک پاشیدن به زخم ها و درد و رنج های مردم ایران نیست. این مردم ایران هستند که از تحریم ها بیشترین آسیب و محرومیت را می بینند. رجوی ها که با شروع تحریم ها شادمانی کردند، باید گفت که شادی آن ها برای گرسنگی مردم و اشک کودکان و فقر آنان است.

„پایان“

*** 

Camp Ashraf Iraq January 13 2014


http://youtu.be/zrl9D14Wlw8?list=UU0l93Nsn8szy9D4G7mhvfEQ

زهره اخیانی شکنجه گر رجوی
مسعود خدابنده، نشریه سیاست آسیا: مجاهدین خلق و روش های تولید و انتشار اخبار جعلی در مطبوعات
Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015

همچنین: