ابراهیم خدابنده در همایش خانواده های استان خراسان رضوی (قسمتهای اول و دوم – از اشرف تا آلبانی)ا

ابراهیم خدابنده در همایش خانواده های استان خراسان رضوی (قسمتهای اول و دوم – از اشرف تا آلبانی)ا

Ebrahim_Khodabandeh_Mashad_1انجمن نجات، مشهد، هفتم اوت ۲۰۱۷:… از مزیت های انتقال اسیران به آلبانی می توان به مسئله امنیت جانی آنها اشاره کرد زیرا دیگر از موشک و خمپاره خبری نیست و اینکه رجوی نمی تواند از خون(جان) این عزیزان برای فرقه خود سوءاستفاده کند. دومین مزیت انتقال به آلبانی، ارتباط و آشنایی اسیران با دنیای آزاد می باشد. در حالیکه در عراق چنین شرایطی وجود نداشت. اکثر افرادی که در آلبانی از … 

ابراهیم خدابنده مشهد مقدس 2017مروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (در ده قسمت)

همایش خانواده های چشم انتظار استان خراسان رضوی با ابراهیم خدابنده – قسمت اول

انجمن نجات مرکز خراسان رضوی ۱۲ مرداد ۱۳۹۶
لینک به منبع

ابراهیم خدابنده انجمن نجات مشهد مقدس. خانواده های قربانیان درونی مجاهین خلق فرقه رجوی

خانواده های استان خراسان رضوی که عزیزانشان در کشور آلبانی گرفتار فرقه رجوی هستند طی نشستی صمیمی با آقای ابراهیم خدابنده دبیر انجمن نجات پیرامون آخرین وضعیت افراد تحت اسارت فرقه رجوی در آلبانی به بحث و گفتگو پرداختند. آقای خدابنده در ابتدا با تشکر از حضور خانواده هایی که عزیزانشان در فرقه رجوی سالیان درازی گرفتارند به نقش تعیین کننده و پر رنگ خانواده ها در متلاشی شدن فرقه و ریزش نیروها اشاره کرد و در ادامه روند شکل گیری حضور خانواده ها در آمدن به اشرف بعداز سقوط صدام را تشریح کرد ، وی اظهار داشت رجوی با این استدلال که با آمدن خانواده ها ما آنها را جذب می کنیم که در اشرف بمانند و هم چنین ابزار تبلیغات و کسب خبر برای ما در داخل ایران شوند ولی بعد دید داستان بر عکس شد نه تنها او نتوانست کسی را جذب کند بلکه این افراد در اشرف بودند که جذب خانواده ها شدند و نیروهای فرقه رجوی شروع به جدا شدن از فرقه کردند بطوریکه رجوی مجبور شد دیگر اجازه دیدار به خانواده ها را ندهد و حتی علیه خانواده ها کتاب بنویسد و خانواده ها را الدنگ خطاب کند. مورد دیگر که باعث جدا شدن افراد از فرقه رجوی شد ، تیف(کمپ پناهنده گی که توسط امریکا در کنار اشرف برای کسانیکه از سازمان قصد جدا می شدند ایجاد کرده بود) بود این کمپ پناهنده گی روزنه امیدی شده بود برای افرادیکه قصد جدا شدن داشتند و روزی نبود که از اشرف فرار نکنند و خود را به تیف نرسانند و این باعث شد که رجوی به کمک لابی خودش در ارتش امریکا تیف را تعطیل کند و افراد را مجبور کرد به کردستان عراق بروند.

 ابراهیم خدابنده انجمن نجات مشهد توضیحات در مورد آلبانی فرقه رجوی و مجاهدین خلق

همانطوریکه دیدی حضور و تلاش شما خانواده ها در مقابل اشرف که با یک تحصن آغاز شد باعث شد رجوی به سختی مجبور شود اشرف را ترک کند چون اشرف ظرف استراتژیک و ایدئولوژیک رجوی بود . رجوی می دانست که ترک اشرف نقطه آغاز پایان فرقه اش است و هیچ مکانی مانند اشرف پیدا نخواهد شد. اصلی ترین شرط رجوی برای ترک اشرف این بود که خانواده ها دیگر در مقابل لیبرتی حضور نداشته باشند.

وقتی من با بعضی از جدا شده ها در البانی صحبت کردم می گفتند نقطه شروع جدا شدن آنها در اشرف موقعی که خانواده ها با بلندگوها پیام می دادند بوده. وقتی صدای خانواده هارا می شنیدند در درونشان چیزی شروع به تغییر می کرده . ولی هنوز جرات اینکه تصمیم به جدا شدن بگیرند را نداشتند. یعنی صدای خانواده یک امیدی در آنها ایجاد کرده بود که کسی هست تا از آنها حمایت کند.
آقای خدابنده دبیر انجمن نجات اظهار داشت خانواده ها ستون و پایه اصلی انجمن نجات می باشند زیرا بدون کمک و همکاری شما خانواده ها این نتیجه حاصل نمی شد.

 ابراهیم خدابنده انجمن نجات مشهد توضیحات در مورد آلبانی فرقه رجوی و مجاهدین خلق

ادامه دارد…

قسمت دوم سخنرانی آقای خدابنده در همایش خانواده های خراسان رضوی

انجمن نجات، ۱۵ مرداد ۱۹۹۶
لینک به منبع

خروج فرقه رجوی از عراق نقطه آغاز پایان فرقه رجوی

آقای خدابنده دبیر انجمن نجات در ادامه صحبت هایشان اظهار داشتند همانطوریکه می دانید در حالیکه رجوی اصرار بر ماندن در عراق داشت و حتی می گفت سلاحهایمان را برگردانید و خروج از لیبرتی را به صورت قطره ای انجام می داد در نهایت دولت عراق با این استدلال که رجوی به قولش برای خروج از عراق عمل نکرده اجازه حضور خانواده ها در مقابل لیبرتی را داد. با حضور خانواده ها مقابل لیبرتی رجوی مجبور شد لیبرتی را کاملا در شهریور ۹۵ تخلیه کند ، و این  نقطه آغاز پایان فرقه رجوی بود.

نکات مثبت آلبانی نسبت به عراق برای افراد گرفتار در فرقه رجوی

وقتی افراد به آلبانی منتقل شدند، از نظر بُعد مسافت به مراتب نسبت به عراق دورتر شده اند و اگر قبلا براحتی میشد به عراق سفر کرد (اگرچه هیچ زمان امکان دیدار با افراد را رجوی نداد . ) اما در حال حاضر دسترسی به آلبانی سختتر است. از مزیت های انتقال اسیران به آلبانی می توان به مسئله امنیت جانی آنها اشاره کرد زیرا دیگر از موشک و خمپاره خبری نیست و اینکه رجوی نمی تواند از خون(جان) این عزیزان برای فرقه خود سوءاستفاده کند. دومین مزیت انتقال به آلبانی، ارتباط و آشنایی اسیران با دنیای آزاد می باشد. در حالیکه در عراق چنین شرایطی وجود نداشت. اکثر افرادی که در آلبانی از فرقه رجوی جدا شدند به این نکته اشاره کردند که مدت سی سال است نه بچه ای را دیده و نه صدای آن را شنیده بودند اولین باری که در خیابان های آلبانی یک خانم و آقا بهمراه کودکشان در حال راه رفتن مشاهده کردند از فرط ذوق دچار بهت زدگی شده و اشک از چشمانشان جاری شده است.

شرایط آنها در عراق طوری بوده که زن و مرد حق هیچ گونه ارتباطی با یکدیگر نداشتند. حتی در خیابان و پمپ بنزین های پادگان اشرف آنها باید طوری رفت و آمد می کردند که باهم کمترین رودررویی را می داشتند. اما بعد از سی سال به خیابانی آمده اند که زن و مرد با هم قدم می زنند، دیدن این شرایط دگرگونی عظیمی در اسیران به وجود آورده است با این حال روند جداشدن از فرقه شدت زیادی به خود گرفته است.

شرایط جسمانی اعضای فرقه در آلبانی

اما به لحاظ جسمی اعضای فرقه بر اثر بیگاری کشیدن  از آنها و گمارده شدن به کارهای سخت و طاقت فرسا مانند کندن زمین و سنگرسازی، نگهداری از ادوات نظامی(قبل از خلع سلاح شدن) ساخت کانکس و … در گرمای شدید عراق طی سالیان طولانی، هم اکنون با توجه به سن و سال بالا دچار دردهای مفصلی و آرتروز (ضعف شدید استخوان) هستند. مسئولان فرقه رجوی حتی حاضر نبودند ابزار آلات به اعضای خود بدهند، آنها می بایست با کمترین امکانات موجود به کارهای سخت و طاقت فرسای روزانه خود ادامه می دادند. اما فرقه رجوی بعد از آمدن به البانی باز هم برای پر کردن وقت اعضای فرقه آنها را به بیگاری مجبور می کند

جدا شدن افراد بعد از ویلپنت

جریان ریزش نیروها در فرقه حتی بعد از  سخنرانی مریم رجوی در مراسم سالانه در پاریس«ویلپنت» بیشتر هم شده است به طوریکه بلافاصله چندین نفر توانستند با تغییر در افکار و عقاید خود از فرقه جداشوند . از این تعداد بعضی شان از فرماندهان و اعضای رده بالا بودند، افراد جدا شده دارای شرایط عادی نیستند بدین صورت که کمی طول می کشد تا خود را با جامعه آزاد وفق دهند و با ترس و فشاری که از طرف فرقه به آنها القا شده بود فکر می کنند دائم زیر نظر هستند و حرکات و رفتار آنها کنترل می شود بعد از سی سال اسیری در فرقه رجوی حال باور نمی کنند که زندگی عادی در جریان است و هیچ کس دیگری را کنترل نمی کند، باور اینکه وقتی با خانواده هاشان تلفنی صحبت می کنند خیلی سخت است با این اوصاف افراد بعد از انتقال به آلبانی به دربهای خروجی فرقه نزدیک تر شده اند.

مشکلات افراد جداشده در آلبانی و ترفندهای فرقه علیه جدا شده ها

اعضای فرقه رجوی در البانی موانع و مشکلاتی هم دارند. با اینکه به عنوان پناهنده از طرف سازمان ملل متحد به آلبانی منتقل شده اند ولی سازمان مجاهدین از تمام اسیران زمانیکه در عراق حضور داشتند وکالت نامه گرفته تا امور پناهندگی و حق حقوقشان در اختیار سازمان باشد و برای اولین بار در تاریخ تخلفی در سازمان ملل متحد شکل گرفته که افراد بصورت گروهی پناهنده شده اند. در حالیکه حق پناهندگی فردی است ، نه جمعی. سازمان برای اعضای خود از سازمان ملل که پناهنده محسوب می شوند وجه نقد(حقوق) دریافت می کند.

پرداخت حقوق به اعضا در آلبانی اینگونه است که آنها باید به دفتری مراجعه کرده که افراد فرقه در ابتدا از آنها سوال می کنند که شما بعد از جداشدن در آلبانی به چه کاری مشغول هستی؟ بقیه جداشده ها چطور؟ رابطه تان با سفارت ایران چگونه است؟ چه کسانی به سفارت مراجعه می کنند؟ چه کسانی به خانواده هایشان وصل شده اند؟ و … بعد از پرسیدن این سوالات اگر جوابی از فرد مذکور پاسخ داده شود تازه به نصف حقوق خود می رسد!

طبق خبرها قبل از مراسم سالانه فرقه در پاریس مقداری از حقوق تمام افراد کثر و مصادره شد، اعلام شد این پول صرف ویلپنت میشود بعد از مراسم تعدادی از نفرات به بیان این امر در رسانه ها پرداختند و گفتند فرقه با مصادره حقوق ما برای مراسمات پوشالی خود هزینه می کند. بعد از این افتضاح از طرف فرقه حقوق تمام افرادی که به این موضوع اشاره کرده و دست سازمان را رو کرده بودند به کل قطع شد .

ایجاد و ترویج فضای بی اعتمادی بین افراد جدا شده در آلبانی

سازمان بعد از جداشدن افراد دست از سرشان برنداشته و همچنان تلاش می کند تا فضای بی اعتمادی را برای آنها فراهم سازد طوریکه همه نسبت به هم شک و تردید داشته باشند. اما سازمان با گماردن جاسوسان خود در بین افراد جداشده و محل تردد آنها پی به این کار برد و حقوق آن دسته از عزیزان را قطع کرد. پیشنهاد فرقه به کسانی که حقوقشان قطع شده این است که علیه چند نفر مطلب نوشته و بدگویی کنند تا شاید حقوقشان دوباره ابقا شود! با این کار فضای تنش بین برخی از جداشدگان در آلبانی بوجود آمده است. سایت انجمن نجات و خانواده بنیاد سحر ضمن تذکر فراوان به اعضای جداشده در آلبانی هشدار می دهد تا گول ترفندهای فرقه را نخورند و از تنش و درگیری دوری کنند!

ادامه دارد…

*** 

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ترجمه کتاب فرقه ها درمیان ما
(مهندس ابراهیم خدابنده، انتشارات دانشگاه اصفهان)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30705

ابراهیم خدابنده، مشهد، همایش بررسی آخرین وضعیت فرقه رجوی در آلبانی 

Khodabandeh_Nejat_Mashad_2017انجمن نجات، مرکز خراسان رضوی، سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… در این همایش آقای خدابنده طبق آخرین خبرهای کسب شده از فرقه رجوی در آلبانی گفت: خانواده ها از طریق ارتباط تلفنی ، شبکه های اجتماعی مثل تلگرام، و… نامه نگاری با عزیزانشان در آلبانی دارند، باعث شده اند که تناقضات بین اعضا روزبروز بیشتر از گذشته شود و سوالات و ابهامات زیادی در ذهن افراد ایجاد شود. اعضا از خود سوال … 

کالکان اینترپل انجمن نجات علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوینشست کالکان (پلیس بین الملل)، تهران، ژوئن ۲۰۱۷ (استرداد استرداد سران فرقه تروریستی رجوی)

سفر آقای ابراهیم خدابنده دبیر انجمن نجات به مشهد مقدس

انجمن نجات مرکز خراسان رضوی ۸ مرداد ۱۳۹۶
لینک به منبع

ابراهیم خدابنده مشهد همایش بررسی وضعیت فرقه رجو ی در آلبانی

در سفری که آقای خدابنده مدیرانجمن نجات، به مشهدمقدس داشتند ضمن شرکت در چندین همایش که بصورت جداگانه با خانواده ها، جداشده ها و اعضای انجمن نجات داشتند نقطه نظرات خود را در خصوص وضعیت فرقه در آلبانی، بحث و گفتمان با خانواده ها جهت ارتباط با عزیزانشان در فرقه رجوی که با وجود تحت حمایت کمیساریا عالی پناهندگان سازمان ملل در آلبانی اما متاسفانه هم چنان گرفتار ترفندها و تزویرهای فرقه رجوی هستند.

همچنین آقای خدابنده در جلسه ای با مسئول انجمن نجات مشهد ، به بررسی مشکلات ، کمبودها، و پیشنهادات در راستای ارتقای کار انجمن نجات مشهد و هرچه فعالتر و امیدوار نگهداشتن خانواده ها جهت ارتباط پیدا کردن با عزیزانشان در آلبانی پرداختند.

در روزهای آینده گزارش هر یک از این همایش ها از طریق سایت انجمن نجات به سمع و نظر خوانندگان گرامی خواهد رسید.

همایش بررسی آخرین وضعیت فرقه رجوی در آلبانی

انجمن نجات مرکز خراسان رضوی ۱۲ مرداد ۱۳۹۶
لینک به منبع
 
آقای ابراهیم خدابنده دبیر انجمن نجات در همایشی که توسط انجمن نجات خراسان رضوی ترتیب داده شده بود شرکت کردند در این همایش علاوه بر مسئول انجمن نجات خراسان رضوی جمعی از اعضای جداشده از فرقه رجوی که به ایران بازگشتند و مشغول کار و زندگی هستند نیز شرکت داشتند.

در این همایش آقای خدابنده طبق آخرین خبرهای کسب شده از فرقه رجوی در آلبانی گفت: خانواده ها از طریق ارتباط تلفنی ، شبکه های اجتماعی مثل تلگرام، و… نامه نگاری با عزیزانشان در آلبانی دارند، باعث شده اند که تناقضات بین اعضا روزبروز بیشتر از گذشته شود و سوالات و ابهامات زیادی در ذهن افراد ایجاد شود. اعضا از خود سوال می کنند که چگونه ما می خواهیم از آلبانی به ایران برسیم؟ بین ما و ایران که فرسنگ ها فاصله است! وعده سرنگونی چگونه و چطور محقق خواهد شد؟ چرا دیگر ما صدایی از مسعود نمی شنویم؟ و …حتی این تناقضات و سئوال ها در نشست هایی که با خود مریم رجوی در آلبانی داشتند کشیده شده که بعضی از اعضا با حالتی اعتراضی و عصبی این تناقضات و سئوالات را مطرح کردند.

از طرفی سران فرقه همچنان اصرار دارند تا فشارهای روحی و روانی و مناسبات بسته و فضای بد بینی را بین اعضا حاکم کنند و به مغزشویی و کنترل فکر و ذهن افراد ادامه دهند اما به دلیل باز بودن فضای آلبانی و دسترسی افراد به دنیای آزاد فرقه دیگر نمی تواند مثل اشرف و لیبرتی به اعضایش فشار بیاورد و این باعث شکسته شدن ذهنیت غلط آنها که تحت تاثیر تبلیغات فریبنده و یک طرفه سالیان فرقه رجوی در عراق شکل گرفته بود شده است.

در پایان اعضای جداشده هر یک ضمن بازگو کردن شمه ای از زندگی طاقت فرسا خود در فرقه رجوی و زندگی شان بعداز بازگشت به ایران از بودن در جمع خانواده هایشان و از شیرینی ها و آرامش در کنار همسر و فرزندانشان گفتند ، هر چند روزانه با مشکلات و سختی های زیادی دست و پنجه نرم می کنند اما خدا را شاکرند که از باتلاق و مرداب فرقه رجوی نجات پیدا کردند و در وطن خود زندگی شرافتمندانه ای دارند.

جداشده ها ضمن ابراز رضایت و امید به آینده و درخواست رسیدگی به بعضی از مشکلاتشان که در حیطه مسئولیت مسئولین جمهوری اسلامی می باشد. از روند جداشدن دوستانشان از فرقه رجوی ابراز خوشحالی کردند و متفق القول شدند تا دوشادوش خانواده ها به روشنگری علیه فرقه رجوی بپردازند و از خداوند منان خواستار شدند تا هرچه زودتر بقیه اسیران با رهایی از فرقه رجوی ، به آغوش وطن خود بازگردند و طعم آزادی در کنار خانواده را بچشند.

*** 

ابراهیم خدابنده مشهد مقدس 2017ابراهیم خدابنده: عملیات داعش در موصل شبیه سازی کار منافقین در مرصاد بود

https://youtu.be/iFjX9n6ZDVE

رضا بهروزی 2رضا بهروزی، انجمن نجات، مرکز خراسان رضوی: چرا رجوی از خانواده ها می ترسد؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27731

ابراهیم خدابنده، مدیرعامل انجمن نجات: شرایط آلبانی با عراق متفاوت است و آلبانی با اسرائیل روابط بسیار نزدیکی دارد 

 خبرگزاری تسنیم و فارس، یزد، دوازدهم دسامبر ۲۰۱۶:…  عضو سابق گروهک منافقین با اشاره به اینکه خیلی از اعضای سازمان تروریستی منافقین در زندان‌های انفرادی سازمان بودند، گفت: حتی بعداً بیان شد که ۷۰۰ نفر در این زندان‌ها بودند و خیلی از آن‌ها اقدام به خودکشی کردند. خدابنده با اشاره به اینکه این سازمان براساس آمارهایی که در ایران منتشر شده ۱۲ هزار نفر را ترور … 

ابراهیم خدابنده جشنواره فجرEbrahim Khodabandeh gave an speech about the films talked about the internal situation of the MEK as a terrorist cult (Persian)

ابراهیم خدابنده الجعفری عراقابراهیم خدابنده: وحشت فرقه رجوی از عواقب روند جدائی ها

خبرگزاری فارس:
لینک به منبع

افشاگری مسئول سابق روابط بین‌الملل گروهک منافقین

احتمال ضعیف هلاکت رجوی/ تبدیل منافقین به یک فرقه/ حمایت‌های مالی اسرائیل از منافقین/ تمرکز منافقین روی دانشجویان/ اجرای شهروند خبرنگار پروژه‌ای از سوی اسرائیل

 ابراهیم خدابنده انجمن نجات برای کمک به آزادی اسرای سازمان مجاهدین خلق مسئول سابق روابط بین‌الملل گروهک منافقین با اشاره به فعالیت ۲۳ ساله خود در این گروهک برخی فعالیت‌های این گروهک را افشا کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس از یزد، ابراهیم خدابنده پیش از ظهر امروز در نشست خبری با اصحاب رسانه استان یزد با اشاره به سابقه فعالیت خود در گروهک تروریستی منافقین اظهار داشت: در سال ۵۹ به عضویت گروهک تروریستی منافقین درآمدم و تا سال ۸۲ در این گروهک فعالیت می‌کردم و پس از سال ۸۲ از این گروه جدا شدم.

وی با اشاره به اینکه گروه تروریستی منافقین در زمینه مغزشویی اقدامات جالب توجهی انجام می‌داد، افزود: اینها حتی در زمینه نهج‌البلاغه نیز بسیار خوب صحبت می‌کردند یا زمانی که جوانان انقلابی دغدغه استقلال از آمریکا و استکبارستیزی داشتند، گروهک منافقین ژست آمریکاستیزی می‌گرفت و در این زمینه تلاش می‌کرد جلوتر از جمهوری اسلامی قدم بردارد.

خدابنده با بیان اینکه منافقین حتی در مواردی جمهوری اسلامی را متهم به مماشات در برابر آمریکا می‌کرد، عنوان کرد: در جریان تسخیر لانه جاسوسی و سفارت آمریکا، منافقین جمهوری اسلامی را متهم به مماشات با گروگان‌های آمریکایی می‌کرد.

مسئول سابق روابط بین‌الملل گروهک تروریستی منافقین با اشاره به تغییرات این سازمان بیان کرد: منافقین به هیچ چیز معتقد و پای‌بند نیستند و نمی‌توان آنها را به عنوان یک سازمان سیاسی مورد تحلیل قرار داد، آنها فقط رجوی و صحبت‌های او را می‌فهمند و اعتقادی به هیچ چیز یا فرد دیگری ندارند.

* منافقین به یک فرقه تبدیل شده و ویژگی سازمانی ندارند

وی خاطرنشان کرد: منافقین درگذشته سازمان داشتند اما اکنون به یک فرقه تبدیل شده‌اند، فرقه‌ای که رهبر خود را با خدا برابر می‌دانند ضمن اینکه باید این گروهک را در چارچوب سازمان‌های مافیایی بررسی کرد زیرا اینها کار مغزشویی انجام می‌دهند و کنترل روانی افراد را به دست می‌گیرند.

خدابنده تصریح کرد: رجوی، جان و مال افراد را متعلق به خود می‌دانست و هیچکس نمی‌توانست در مورد ایدئولوژی سازمان صحبت کند زیرا همه چیز در نهایت به این موضوع باز می‌گشت که هرچه مسعود رجوی بگوید همان است و اعضای این گروه حتی اگر خود را شیعه می‌دانستند به خاطر صحبت‌های رجوی بود و خود در این زمینه اطلاعات یا اختیاری نداشتند.

وی یادآور شد: هیچ‌یک از اقدامات این گروهک قابل توجیه و حمایت نبود اما موضوعی که دیگر هیچکس نمی‌توانست آن را توجیه کرده و موجه نشان دهد، همکاری منافقان با رژیم بعثی عراق در زمانی بود که با کشور ما در حال جنگ بود.

خدابنده ادامه داد: کسانی که به رژیم بعثی عراق کمک می‌کردند به دنبال مغزشویی‌های رجوی بر این عقیده بودند که دارند برای انقلاب حرکت می‌کنند در حالی که همه هستی خود را داده بودند تا به خاطر تامین منافع رجوی، به عراق کمک کنند.

مدیرعامل انجمن نجات ایران خاطرنشان کرد: یکی از ادعاهای سازمان مجاهدین که حتی روی آن ژست هم می‌گرفت، بحث زنان بود در حالی که یکی از ادعای مسعود رجوی این بود که تمام زنان دنیا با وی محرم هستند و به همین دلیل همه اعضا زنان خود را طلاق دادند چرا که این زنان ابتدا با مسعود رجوی محرم بوده‌اند و این ادعای باطل زندگی بسیاری از اعضا را به باد داد.

* بسیاری از زنان عضو گروهک منافقین اقدام به خودکشی یا عقیم کردن خود کردند

خدابنده ادامه داد: قبل از جدا شدن از گروهک منافقین گمان می‌کردم این موضوع یک بحث روانی برای رها شدن از زندگی برای رسیدن به اهداف است اما به عینه دیدیم که بسیاری از زنان به دلیل اتفاقاتی که برای آنها رخ داده بود، دست به خودکشی زدند یا بسیاری از آنها به خاطر سخنان رجوی مبنی بر رسیدن به قله رهایی، ناچار به خارج کردن رحم و عقیم شدن خود شدند.

مسئول سابق روابط بین‌الملل گروهک تروریستی منافقین ادامه داد: سازمان سال‌های سال است که تحت عنوان مجاهدین خلق عضو نمی‌گیرد و افرادی هستند که دو سال است با سازمان فعالیت دارند ولی نمی‌دانند که در حال فعالیت برای این سازمان هستند و بسیاری از افرادی که از آنها برای سازمان حمایت می‌گرفتیم هم اصلا نمی‌دانستند که در حال حمایت از این سازمان هستند اما به دلیل اینکه بدون مطالعه متون اقدام به امضای آن می‌کردند، ناخواسته به حمایت می‌پرداختند.

وی، استخدام خبرنگار اینترنتی را یکی دیگر از تلاش‌های این گروهک دانست و عنوان کرد: برخی افراد برای این سازمان فعالیت می‌کردند در حالی که اصلا از موضوع مطلع نبودند و زمانی متوجه جاسوس بودن خود شدند که دستگیر شدند.

خدابنده در مورد مطالب مطرح شده در مورد مرگ مسعود رجوی بیان کرد: بعید است این موضوع صحت داشته باشد زیرا زنده بودن رجوی برای او تبعات دارد و باید به بسیاری از دروغ‌های خود پاسخ بدهد.

*‌اسرائیل حمایت‌های مالی خوبی از منافقین می‌کند

مدیرعامل انجمن نجات ایران در مورد ارتباطات سازمان با اسرائیل نیز اظهار داشت: ارتباط بسیار خوبی بین سازمان و اسرائیل وجود دارد و حمایت‌های مالی خوبی نیز از سازمان صورت می‌گیرد.

وی در مورد فرار برخی از اعضا نیز بیان کرد: در مقطعی بیش از هزار نفر فرار کردند اما بعد از مدتی به طور جدی از فرارها جلوگیری شد و فرار این افراد سبب شد بسیاری از خانواده‌ها از محل حضور فرزندان و همسران خود مطلع شوند و رجوی نیز که در ابتدا گمان می‌کرد دیدار با خانواده‌ها سبب جذب بیشتر می‌شود، از ملاقات‌ها جلوگیری نمی‌کرد اما واقعیت این بود که افرادی که با خانواده‌های خود دیدار می‌کردند بعد از مدتی دست به فرار می‌زدند.

خدابنده همچنین با اشاره به استقرار گروهک منافقین در آلبانی بیان کرد: شرایط آلبانی با عراق متفاوت است و محدودیت‌های موجود در عراق در آلبانی نیست ضمن اینکه آلبانی ارتباط نزدیکی با اسرائیل و آمریکا دارد اما در عین حال مخالفت‌های درونی با سازمان بسیار است و در نهایت نیز به خاطر پولی که به آلبانی پیشنهاد شد، استقرار این گروهک در آنجا مورد پذیرش قرار گرفت ضمن اینکه انتقال اعضای این گروهک به آلبانی توسط آمریکایی‌ها صورت گرفت.

تمرکز منافقین روی دانشجویان

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه سازمان منافقین تمرکز بسیاری روی دانشجویان دارد،‌ افزود: در یکی از دانشگاه‌ها دانشجویی استخدام شده تا برای ارسال خبر اقدام کند اما پس از ارسال یک سال خبر، به دانشجو اعلام می‌شد که تو یک سال در حال جاسوسی بودی و اگر همکاری خود را ادامه ندهی، تو را لو می‌دهیم و به همین دلیل یک سال هم فرد با ترس و لرز لو رفتن به همکاری خود ادامه داده است.

خدابنده، شهروند خبرنگار را نیز از پروژه‌هایی دانست که توسط منافقین اجرا شد و در این زمینه افزود: پروژه شهروند خبرنگار یک پروژه‌ اسرائیلی است و پایگاه آن ساختمانی با ۱۲۷ خط تلفن در پاریس بود که مدام با تهران در تماس بود و خبرهای مختلفی را دریافت می‌کرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه طبق آمارهای منتشر شده، گروهک منافقین ۱۲ هزار نفر را ترور کرده است، افزود: این سازمان در مجموع حدود ۳ هزار و ۵۰۰ عضو داشته که پس از سقوط صدام، بالای ۷۰۰ نفر از عفو ایران استفاده کردند و ایران نیز تاکنون هیچ‌یک از آنها را محاکمه نکرده است.

انتهای پیام/۲۴۶۴/صا۴۰

— 

خبرگزاری تسنیم:
لینک به منبع

عضو سابق گروهک منافقین در یزد:

منافقین به “هیچ چیز”معتقد نیستند؛ ارتباط کامل منافقین با اسرائیل/ “انتقال منافقین” از عراق به آلبانی توسط “آمریکا”

ابراهیم خدابنده خبرگزاری تسنیم عضو سابق گروهک منافقین با بیان اینکه افرادی که در این سازمان هستند به هیچ چیزی معتقد نیستند و تنها چیزی که می‌فهمند این است که “رجوی چه می‌گوید”، گفت: از سرنوشت مسعود رجوی خبری نیست اما بعید است وی مرده باشد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از یزد، ابراهیم خدابنده در نشست خبری با اصحاب رسانه استان یزد با اشاره به اینکه دغدغه جوانان آن زمان انقلاب بحث استقلال بود، اظهار داشت: در مخیله آن موقع دانشجویان ایران این موضوع نمی‌گنجید که ایران بتواند به‌صورت مستقل از آمریکا به حیات خود ادامه دهد.

وی افزود:‌ منافقین در آن زمان خیلی تندتر از جمهوری اسلامی، ژست آمریکا‌ستیزی و استکبارستیزی می‌گرفت و همیشه شعار محاکمه آمریکایی‌ها و اعدام آن‌ها را مطرح و جمهوری اسلامی را متهم می‌کرد که چرا با گروگان‌های آمریکایی مماشات می‌کند.

این مسئول اسبق روابط بین‌الملل سازمان تروریستی منافقین تاکید کرد: امروز می‌توان به راحتی فهمید که این سازمان نسبت به آن زمان یک چرخش ۱۸۰ درجه‌ای داشته که این موضوع از ویژگی‌های گروهک‌های تروریستی است. افرادی که در این سازمان هستند به هیچ چیزی معتقد نیستند و تنها چیزی که می‌فهمند این است که “رجوی چه می‌گوید.”

وی ادامه داد: این سازمان را باید در چارچوب سازمان‌های مافیایی بررسی کرد که در آن کنترل روانی عمل می‌کند، هر سازمانی با سه شاخصه رهبری، ایدئولوژی و ساختار تشکیلاتی شناخته می‌شود ولی در فرقه‌ها و گروهک‌ها، “رهبر فرقه” خود را با خدا برابر می‌کرد.

خدابنده خاطرنشان کرد: در گروهک منافقین هم رجوی جان و مال افراد را مربوط به خود می‌دانست و اینکه افراد در این گروهک خود را شیعه می‌دانستند، به اعتبار صحبت‌های رجوی بود و هیچ کسی در این سازمان نمی‌توانست در ارتباط با ایدئولوژی سازمان صحبت کند و در نهایت حرف‌های آن‌ها به این موضوع برمی‌گشت که “هرچه مسعود رجوی بگوید درست است.”

وی خاطرنشان کرد: انگیزه‌ای که ما برای کمک به عراق داشتیم، این بود که داریم برای انقلاب حرکت می‌کنیم و می‌خواهیم برای کشور خود تلاش کنیم، در حالی که این افراد تمام هستی خود را داده بودند و با دشمن همکاری می‌کردند، تا منافع رجوی را تامین کنند.

عضو سابق گروهک منافقین تصریح کرد: یکی از ادعاهای سازمان که حتی روی آن ژست هم می‌گرفت، بحث زنان بود در حالی که یکی از ادعای مسعود رجوی این بود که تمام زنان دنیا با وی محرم هستند و همین دلیل همه اعضا زنان خود را طلاق دادند چراکه این زنان ابتدا با مسعود رجوی محرم بوده‌اند.

خدابنده ادامه داد: تا قبل از اینکه از گروهک جدا شدم، فکر می‌کردم این موضوع یک بحث ذهنی برای رها‌بودن ذهن افراد بود ولی بعداً متوجه شدیم که بحث رجوی در ارتباط با اینکه شوهر زنان است، عینی هم بوده و سبب شده بود که خیلی از زنان دست به خودکشی بزنند یا اینکه زنان را با عنوان رسیدن به قله رهایی، مجبور به خارج کردن رحم و عقیم شدن خود می‌کردند.

این مسئول اسبق روابط بین‌الملل سازمان تروریستی منافقین اضافه کرد: منافقین سال‌های سال است که تحت عنوان مجاهدین خلق عضو نمی‌گیرد و افرادی هستند که دو سال است با سازمان فعالیت دارند، ولی نمی‌دانند که در حال فعالیت برای این سازمان هستند. خیلی از افرادی که از آن‌ها برای سازمان حمایت می‌گرفتیم، هم اصلاً نمی‌دانستند که در حال حمایت از این سازمان هستند ولی به دلیل اینکه بدون مطالعه متون، اقدام به امضای آن می‌کردند، ناخواسته به حمایت می‌پرداختند.

وی در ادامه سخنانش استخدام خبرنگار اینترنتی را یکی دیگر از تلاش‌های این گروهک دانست و گفت: افرادی بودند که برای این سازمان فعالیت می‌کردند، ولی اصلاً اطلاع نداشتند و حتی پس از اینکه دستگیر شدند، متوجه شدند که در حال جاسوسی بوده‌اند.

خدابنده با اشاره به اینکه در ارتباط با سرنوشت مسعود رجوی خبری نیست، گفت: در عین حال بعید است مسعود رجوی مرده باشد ولی شرایط سازمان به صورتی است که اگر خود را نشان دهد باید در ارتباط با خیلی از موارد از جمله بیش از ۳۰ سال دروغگویی خود به ملت پاسخ دهد.

وی خاطرنشان کرد: برادر من به همراه مسعود رجوی به حج رفته بود و مسعود رجوی دو آتیشه، در عربستان برای استقبال امیرعبدالله، احرام خود را به روش سنی‌ها بست و به همین دلیل پس از برگشت، میزان طلایی که امیرعبدالله به رجوی داده بود را نمی‌توانستیم با هواپیما بیاوریم و تا سال‌ها این طلاها را به کشورهای همسایه می‌بردیم که بفروشیم.

خدابنده با اشاره به اینکه این سازمان با اسرائیل ارتباط کامل دارد، گفت: دست سازمان به لحاظ مالی بسیار باز است ولی نمی‌تواند به جایی دست پیدا کند. پس از سقوط صدام، حدود ۱۰۰۰ نفر توانستند از سازمان فرار کنند ولی بعد از آن دوباره اختیار به سازمان برگشت و جلوی فرارها گرفته شد.

این مسئول اسبق روابط بین‌الملل سازمان تروریستی منافقین عنوان کرد: فرار کرده‌ها سال ۸۳ اقدام به تشکیل انجمن نجات کردند و به این دلیل خانواده‌ها در سال ۶۳ متوجه محل حضور اعضای خانواده خود در گروهک شدند و برای دیدار آن‌ها به عراق رفتند.

وی تصریح کرد: ابتدا رجوی گمان می‌کرد که دیدار خانواده‌ها سبب جذب بیشتر می‌شود ولی هرکسی با خانواده خود دیدار می‌کرد پس از مدتی دست به فرار می‌زد و همین موضوع سبب شد که به هیچ عنوان بعد از آن دیگر اجازه دیدار با خانواده‌ها را نداد.

مدیرعامل انجمن نجات ایران با اشاره به اینکه شرایط آلبانی با عراق بسیار متفاوت است، گفت: محدودیت‌های موجود در عراق در آلبانی نیست و آلبانی ارتباط نزدیکی با اسرائیل و آمریکا دارند.

خدابنده با بیان اینکه مخالفت درونی با سازمان در آلبانی بسیار زیاد است، افزود: آلبانی یک کشور فقیر است و پذیرفتن این سازمان هم به دلیل پولی بود که به آنها پیشنهاد شد و دوباره این مبلغ هم افزایش پیدا کرد. خانواده‌ها بسیار مشتاق هستند که به آلبانی بروند ولی ما فعلاً به صلاح ندانستیم که این اقدام انجام شود.

وی با بیان اینکه سازمان تروریستی منافقین سال‌هاست که به دنبال عضوگیری اجتماعی نیست و قصد آن‌ها عضوگیری عنصری است، تصریح کرد: مخاطب این سازمان مردم ایران نیستند بلکه برنامه‌های سازمان برای اروپایی‌ها و اعضای خودش است، از ابتدا هم تکیه این سازمان به مردم ایران نبود و به‌دنبال کمک گرفتن از خارج ایران بودند.

عضو سابق گروهک منافقین با اشاره به اینکه این سازمان صدام را برای حمله به ایران بسیار تشویق کرده بود، گفت: خوشبختانه دستگاه اطلاعات امنیتی در ایران آنقدر هوشیار هستند که به موقع جلوی اقدامات این گروهک منافقین را می‌گیرد. 

مدیرعامل انجمن نجات ایران خاطرنشان کرد: در زمان جنگ هم با ترفندهای بسیار زیادی، افراد را فریب می‌دادند که با خانواده‌های خود ارتباط بگیرند و از احوال آ‌ن‌ها جویا شوند. در این ارتباط‌ها، اطلاعاتی که رد و بدل می‌شد را گروهک می‌گرفت و در اختیار عراق می‌داد و عراق هم با استفاده از این اطلاعات سعی می‌کرد با تاثیر بهتری به ایران حمله کند.

وی در ادامه با بیان اینکه قرارگاه اشرف تنها محل عراق بود که به دست عراقی‌ها نیفتاده بود و در اختیار آمریکایی‌ها قرار داشت، گفت: انتقال اعضای این گروهک به آلبانی هم توسط آمریکایی‌ها صورت گرفت و به همین دلیل آنها در اختیار ایران قرار نگرفتند. از طرف دیگر ایران هم نمی‌خواست اعضای این گروه کشته شوند چرا‌که این خواسته رجوی بود که خون بیشتری ریخته شود.

عضو سابق گروهک منافقین با اشاره به اینکه خیلی از اعضای سازمان تروریستی منافقین در زندان‌های انفرادی سازمان بودند، گفت: حتی بعداً بیان شد که ۷۰۰ نفر در این زندان‌ها بودند و خیلی از آن‌ها اقدام به خودکشی کردند.

خدابنده با اشاره به اینکه این سازمان براساس آمارهایی که در ایران منتشر شده ۱۲ هزار نفر را ترور کرده است، گفت: آخرین آماری که از این سازمان وجود داشته در لیبرتی نهایتاً ۳ هزار نفر بوده و در اروپا هم اعضای این سازمان نهایتاً ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر است. پس از سقوط صدام، افرادی که از عفو ایران استفاده کردند، بالای ۷۰۰ نفر هستند و جمهوری اسلامی هم تا به الان هیچ یک از این افراد را محاکمه نکرده است.

انتهای پیام/

*** 

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت چهارم (مرگ عضو ربطی به مریم ندارد ولی خواب عضو را باید گزارش کرد؟)

سگولن رویال ایراهیم خدابندهدیدار با خانم سگولن رویال در تهران

کل الاخباردیدارها و مصاحبه های ابراهیم خدابنده در بغداد

The Secrets Behind Auvers-sur-Oise

https://youtu.be/P4Vg3C_lcTo

مرحوم همیشه بیدار – قسمت اول و دوم

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26386

فرقه رجوی و عاقبت کار

 ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، شانزدهم اوت ۲۰۱۶:…  ابتدا سه خبر از آخرین اخبار در خصوص فرقه رجوی را مرور می کنیم: – فرار عباس داوری، معصومه ملک محمدی، زهره اخیانی و دیگر سران فرقه رجوی از عراق به اروپا – جابجایی صدها نفر از افراد اردوگاه لیبرتی عراق به آلبانی و نشانه های تخلیه قریب الوقوع این اردوگاه – تسلیت مریم رجوی به مناسبت اعدام تروریست های فرقه “توحید و جهاد” در ایران در خبرها آمده است چند تن   … 

تروریستهای مجاهدین خلق در آلبانیفرار بزدلانه سران فرقه رجوی به سبک رجوی و مریم قجر داعشی

نام تقلبی مژگان مهدوی رادادامه فرار سران رده بالای فرقه رجوی از کمپ لیبرتی (+ اسامی صد تن دیگر از انتقالی ها)

لینک به منبع

فرقه رجوی و عاقبت کار

ابتدا سه خبر از آخرین اخبار در خصوص فرقه رجوی را مرور می کنیم:

– فرار عباس داوری، معصومه ملک محمدی، زهره اخیانی و دیگر سران فرقه رجوی از عراق به اروپا

– جابجایی صدها نفر از افراد اردوگاه لیبرتی عراق به آلبانی و نشانه های تخلیه قریب الوقوع این اردوگاه

– تسلیت مریم رجوی به مناسبت اعدام تروریست های فرقه “توحید و جهاد” در ایران

در خبرها آمده است چند تن از مسئولین رده بالای فرقه رجوی که در کشتار مردم عراق در زمان حاکمیت صدام حسین نقش داشتند و در دادگاه های این کشور دارای پرونده های اتهامی بوده و تحت پیگرد قضایی می باشند با نام های جعلی از عراق گریختند.

خبر قابل توجه در همین رابطه تسریع در جابجایی نفرات فرقه رجوی از عراق به آلبانی است. وضعیت بسیار کند قبلی تغییر کرده و ظاهرا انتقال سریعتر شده است. این تسریع نشانگر آنست که تخلیه اردوگاه لیبرتی تا آخر سال جاری، آن طور که در بیانیه نماینده ملل متحد آمده است، قطعیست.

همچنین مریم رجوی در واکنش به اعدام تروریست های وهابی و تکفیری وابسته به فرقه های القاعده و داعش که بسیاری از شهروندان سنی مذهب از جمله امام جمعه اهل تسنن سنندج را به قتل رسانده، و البته به دریافت کمک های بی دریغ از منابع خارجی اعتراف نموده اند؛ پیام تسلیت داد و همزبان با اسراییل، عربستان، بی بی سی و صدای آمریکا به سوز و گداز پرداخت و تلاش نمود تا موضوع را جنگ بین سنی و شیعه در ایران قلمداد نماید.

وضعیت فعلی فرقه رجوی

سازمان مجاهدین خلق دارای دو بال نظامی (ارتش آزادیبخش ملی) و سیاسی (شورای ملی مقاومت) بود. حرکت به سمت سرنگونی نظام جمهوری اسلامی با استفاده از این دو بال، استراتژی سازمان را تشکیل می داد. همیشه پادگان اشرف و قرارگاه های ارتش آزادیبخش ملی در مجاورت مرزهای میهن ظرف بال نظامی، و پادگان مریم در پاریس ظرف بال سیاسی سازمان به شمار می آمد.
به خوبی مشهود است بال نظامی شکسته و آخرین مراحل جمع شدن آن هم در حال تکوین است و سازمان مجاهدین خلق دیگر روی ارتش آزادیبخش ملی و قرارگاه های مستقر در طول مرز عراق با ایران نمی تواند حساب باز کند. با سرنگونی صدام حسین و از دست رفتن تنها حامی دولتی و خلع سلاح نیروهای ارتش آزادیبخش ملی، مسعود رجوی به دنبال جایگزینی بود. این جایگزین علی رغم خوش خدمتی های مداوم برای اسراییل و عربستان بوجود نیامده و نخواهد آمد. مهمترین امکان استراتژیک که صدام حسین در اختیار رجوی قرار داده بود خاک و مرز بود که هیچ یک از کشورهای همسایه حاضر به دادن چنین امکانی نیستند و دشمنان هم مرز مشترک با ایران ندارند.

اما از بال سیاسی، که این سالیان با عمیق تر شدن مسئله داری با ریزش نفرات مواجه بود، به غیر از یک ویترین خالی چیز دیگری باقی نمانده است. وقتی مسئله داری در درون تشکیلات فرقه رجوی حتی در بالاترین سطوح به اوج خود رسیده است، تکلیف به اصطلاح ائتلاف سیاسی شورای ملی مقاومت روشن است. آیا در این شورا که قرار بود ترکیبی از جریانات و تاندانس های مختلف و متعدد داخل ایران باشد کسی به غیر از سرسپردگان رجوی که حتی آن ها هم بغایت مسئله دار هستند کس دیگری باقی مانده است؟

ورشکستگی بال سیاسی را می توان از مزدوری تمام عیار سازمان تروریستی مجاهدین خلق در واکنش های سیاسی مشاهده نمود. این سازمان دیگر حرفی به غیر از رله کردن بیانات و اظهارات دشمنان منطقه ای و بین المللی ایران ندارد و ابتکار عمل را کاملا از دست داده است. تنها حرف این فرقه اینست که به تمامی دشمنان ملت ایران پیام بدهد که جهت اجاره آماده است و حضور نیروهای تروریستی اش در مناطق درگیری و بحران امکان پذیر می باشد و می تواند هرکجا که لازم باشد مزدوری کند.

عاقبت کار

روشن است که کسی شعار “تغییر رژیم” فرقه رجوی را جدی نمی گیرد اما جنگ طلبان در غرب و شکست خوردگان منطقه ای که تیرشان در سوریه و عراق به سنگ خورده، شاید بر این باورند که می شود با استفاده از این فرقه ورشکسته قدری مزاحمت و جنگ روانی برای جمهوری اسلامی فراهم نمود و به این ترتیب عقده گشایی کرد.

هدف فرقه رجوی آنطور که از منابع داخلی سازمان کسب اطلاع شده در حال حاضر تنها فایق آمدن بر جریان مسئله داری عمیق و حفظ نیروهاست. سازمان به مسئولین خود تأکید کرده است که وظیفه اول و آخر همه آنان کار تشکیلاتی است. کار تشکیلاتی هم به معنی مقابله با جریان گسترده و رو به رشد مسئله داری در داخل سازمان می باشد که به تعبیر مسئولین رده بالا مانند خوره سازمان را از درون می خورد.

با فرار زبونانه سران فرقه رجوی از عراق و تسریع در انتقال ساکنان لیبرتی و حمایت از تروریست های منطقه ای کاملا روشن است که فرقه رجوی به پایان راه خود رسیده و دیگر حرفی برای گفتن و چیزی برای ارایه ندارد. گویا قرار است اعضای باقی مانده فرقه ای که در خدمت دشمنان ایران قرار گرفته دوران بازنشستگی خود را در غیاب یا فقدان رهبر در آلبانی سپری نمایند.

*** 

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (۱۰) – قسمت پایانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26045

چرا مسعود رجوی ممنوع التصویر و ممنوع الصدا شده است؟ (اوج مسئله داری در فرقه رجوی) 

 ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیستم ژوئیه ۲۰۱۶:…  در زیر بخشی از نامه یکی از کسانی که در برنامه بورژه حضور داشت را عینا می آورم: “تصویر ۱۵ سال پیش مسعود رجوی بر روی صفحات تلویزیونی بزرگ سالن ظاهر شد. شعار “شیر همیشه بیدار – خدا ترا نگهدار” توسط جمعیت و مشخصا خود مریم رجوی مکررا داده می شد. این حرکت شور بالایی در … 

جنجال بزرگ برای اینکه مجاهدین خلق نمیتوانند ثابت کنند رهبرشان مسعود رجوی زنده است

لینک به منبع

چرا مسعود رجوی ممنوع التصویر و ممنوع الصدا شده است؟

اوج مسئله داری در فرقه رجوی:

به قرار اطلاعات رسیده از درون فرقه رجوی در پاریس، جریان مسئله داری در این فرقه که طی این سالیان همیشه حتی در بالاترین سطوح تشکیلاتی و شورای رهبری مطرح بوده این روزها به بالاترین نقطه و اوج خود رسیده است به طوری که مسئولین فرقه آن را “فلج کننده” توصیف کرده اند که باید “اقدام عاجل” در خصوص آن صورت گیرد.

همان طور که مطلع هستید فرقه رجوی گردهمایی بزرگی را با حضور مریم رجوی در بورژه پاریس در ۱۹ تیرماه سال جاری با صرف هزینه ای سنگین تدارک دید. هدف اصلی این گردهمایی، که مسئولین هم نسبت به آن توجیه شده اند، خنثی نمودن جریان فزاینده مسأله داری در درون فرقه و سؤالات بی شماری که مطرح می شود بود. مسئولین فرقه پیش بینی می کردند که بعد از این برنامه، حداقل تا مدتی بتوانند افراد مسأله دار و ناراضی را ساکت نگاه دارند.

مهم ترین میهمان این برنامه که مریم رجوی خیلی به آن می بالید و حساب جدی روی وی حساب باز کرده بود شیخ بازنشسته سعودی ترکی الفیصل بود که قرار بود امید حمایت عربستان از فرقه رجوی را در دل هواداران زنده کرده و به آنان روحیه بدهد و قدری از سرخوردگی های سالیان گذشته آنان بکاهد. دستگاه رجوی قبل از این که روی کمک های مادی عربستان برنامه ریزی جدی کند روی ارتقای روحیه نفرات در این رابطه حساب باز کرده بود.

اما ماجرا خلاف تصور سازمان مجاهدین خلق و مریم رجوی رقم خورد و درست عکس آنچه برنامه ریزی شده بود اتفاق افتاد و نه تنها از مسأله داری ها کم نشد بلکه بر ابعاد گسترده آن افزوده گردید. در زیر بخشی از نامه یکی از کسانی که در برنامه بورژه حضور داشت را عینا می آورم:

“تصویر ۱۵ سال پیش مسعود رجوی بر روی صفحات تلویزیونی بزرگ سالن ظاهر شد. شعار “شیر همیشه بیدار – خدا ترا نگهدار” توسط جمعیت و مشخصا خود مریم رجوی مکررا داده می شد. این حرکت شور بالایی در میان هواداران سازمان بوجود آورده بود. مریم در اوج به نظر می رسید و ژست پیروزمندانه ای گرفته بود. تصور می شد که با این برنامه و با این حرکات به تمامی سؤالات پاسخ داده نشده این مدت جواب داده شده باشد. لبخند از لبان مریم رجوی محو نمی شد و غرور فوق العاده ای از چهره اش مشهود بود.

حدود یک ساعت بعد ترکی الفیصل که مهمان ویژه و برگ کیفی گردهمایی بود پشت میکرفن رفت و حمایت خود از مجاهدین خلق را اعلام نمود. حضور و حمایت او می توانست بسیاری از سرخوردگی ها و مسأله داری ها را در درون سازمان حل نماید. اما غفلتا او برای مسعود رجوی از واژه “مرحوم” استفاده کرد. جمعیت و خود مریم ابتدا متوجه موضوع نشدند و کف زدند و ابراز احساسات کردند. او که دید گویا واژه “مرحوم” را نگرفته اند مجددا جمله اش را با همان واژه و با صدای رساتر تکرار نمود. مریم که بار اول متوجه موضوع نشده بود این بار درست متوجه قضیه شد و خنده از لبانش محو گردید و قیافه اش در هم رفت.

بعد از این موضوع، همهمه در میان هواداران سازمان در گرفت. همه به سراغ مسئولین رفته و موضوع را سؤال می کردند. مسئولین هم درست مثل مریم بهت زده شده بودند. عبارت «مرحوم مسعود رجوی» که در سخنرانی الفیصل به عربی بیان شد برای تمامی ایرانیان به خوبی قابل فهم بود.”

ظاهرا برنامه ای که قرار بود با ظاهر شدن شیخ بازنشسته سعودی و وعده کمک های عربستان، مسئله داری اعضا و هواداران را فروکش نموده و نور امیدی در دل آنان بتاباند، برعکس موجب تشدید مسئله داری شد و سؤال همیشگی “مسعود رجوی کجاست؟” را بیش از پیش مطرح نمود.

بر اساس اطلاعات واصله، مسئولین سازمان در خصوص حضور و اظهارات شیخ سعودی عبارت “گاوِ نُه مَن شیر” را استفاده کرده اند. در اصطلاح “گاو نه من” به گاوی می گویند که شیر زیادی تولید می کند، اما وقتی شیرش را دوشیدند با یک لگد همه شیرها را روی زمین می ریزد. یعنی طرف مربوطه هرچه فایده قرار بود به فرقه رجوی برساند را به دست خودش از بین برد.

هواداران می پرسند که چرا مسعود رجوی طی ۱۵ سال گذشته ممنوع التصویر و در سال های اخیر ممنوع الصدا و همچنین ممنوع از نشان دادن هرگونه علایم حیاتی شده است؟ چرا تکذیبیه سخن ترکی الفیصل طی یک اطلاعیه رسمی و از رسانه های رسمی سازمان داده نمی شود و چرا خود شیخ در این خصوص سکوت کرده است؟

پاسخ به این سؤالات و سؤالات بی شمار دیگر از جانب مسئولین به گونه ای بوده است که بر ابهامات افزوده است. نه سازمان، نه مریم رجوی، و نه شیخ سعودی به صورت مشخص و رسما تعیین تکلیف نمی کنند که آیا مسعود رجوی زنده است یا خیر و کاملا قابل تصور است که همین موضوع چه میزان مسئله داری را در میان اعضا و هواداران سازمان دامن زده است.

سازمان مجاهدین خلق فقط دو راه منطقی پیش رو دارد. یا باید مرگ مسعود رجوی را تأیید نماید یا به صورتی کاملا رسمی و مشخص، زنده بودن وی را اعلام کند. اما گویا سازمان راه غیر منطقی یعنی در ابهام باقی گذاشتن موضوع را انتخاب کرده است که مضرات هر دو راه و تشدید مسئله داری و فروپاشی محتوم درونی را به دنبال خواهد داشت. البته مسئولین به صور غیر رسمی حرف شیخ را رد کرده اند اما سؤال اینست که چرا رسما این کار را نمی کنند و از چه می ترسند؟

در یکی دیگر از نامه ها در این خصوص آمده بود: “به نظر من مسعود مرده است و الفیصل هم این را می دانسته و تصور نمی کرده که سازمان آن را مخفی نگاه داشته باشد. سازمان نمی تواند موضع رسمی بگیرد چون به گوش الفیصل می رسد و بعد او شاکی می شود و می پرسد که چرا دروغ می گویند. همچنین نمی توانند از ترکی الفیصل بخواهند بیاید و خلاف حرف قبلی اش دروغ بگوید. به همین دلیل در بن بست گیر کرده اند”.

*** 

خبر مرگ مزدور مسعود رجوی توسط قلاده بدستان سعودیحدیث مریم قجر- ترکی الفیصل، و مرحوم مسعود رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25951

یا خودش می آید یا خبرش 

 ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۶:… اگر منصف باشیم باید بپذیریم که شیخ بازنشسته سعودی حق دارد اینطور تلقی کند که مسعود رجوی مرده است چرا که او واقعا طی این سالها هیچگونه علامت حیاتی در دنیای سیاست یا حداقل در میان اعضای فرقه اش از خود نشان نداده است. البته سؤال اصلی از مریم رجوی و دیگر مسئولین فرقه، حالا … 

Grand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

لینک به منبع

یا خودش می آید یا خبرش

یک روز در محضر یکی از مادران دردمند و رنج کشیده بودیم؛ همان قربانیان فراموش شده فرقه رجوی که سالیان سال است از دیدار با فرزندان خود محروم هستند. صحبت از مسعود رجوی شد که بالاخره کجاست و چه میکند. مادر گفت: “امیدوارم همین روزها خبرش را بیاورند”.

بیش از ۱۳ سال از اشغال عراق توسط نیروهای ائتلاف و سرنگونی صدام حسین و خلع سلاح ارتش آزادیبخش ملی که قرار بود مریم را به تهران ببرد میگذرد. از آن زمان تاکنون مسعود رجوی تقریبا با میت تفاوت چندانی نداشته و کلا از صحنه غایب بوده است.

اگر منصف باشیم باید بپذیریم که شیخ بازنشسته سعودی حق دارد اینطور تلقی کند که مسعود رجوی مرده است چرا که او واقعا طی این سالها هیچگونه علامت حیاتی در دنیای سیاست یا حداقل در میان اعضای فرقه اش از خود نشان نداده است.

البته سؤال اصلی از مریم رجوی و دیگر مسئولین فرقه، حالا که خبری از مسعود رجوی نیست، اینست که چه کسی پاسخگوی عملکرد سازمان تحت رهبری مسعود رجوی طی قریب به ۴۰ سال گذشته است و این سازمان طی این مدت با پرداخت بهائی فوق العاده سنگین به چه نتیجه ای رسیده و چه چیزی دارد تا در برابر مردم ایران عرضه نماید.

خبر پایان حیات فیزیکی مسعود رجوی درست باشد یا نادرست در اصل موضوع که مسعود رجوی دیگر در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران و حتی به عنوان رهبر مجاهدین خلق حضور و حیات ندارد تفاوتی ایجاد نمیکند. اما بهرحال الان سؤال این سالیان یعنی “مسعود رجوی کجاست؟” که همیشه ذهن هواداران را به خود مشغول کرده بیش از پیش مطرح است.

افرادی که به حمایت از این فرقه می پردازند باید در نظر داشته باشند که مسعود رجوی به هر میزان که زنده باشد حتی آنقدر رمق ندارد که خبر مرگ خودش را که همه جا منعکس شده تکذیب کند و به شایعات مطرح شده طی این روزها پایان دهد. آنان که روی این فرقه سرمایه گذاری کرده اند باید یک بار دیگر مرور کنند که به چه چیزی دل خوش کرده اند.

آنچه مسلم است اینست که سازمان مجاهدین خلق در شرایط فوق العاده مرگباری قرار دارد. این سازمان طی چند روز گذشته حتی در دادن یک اطلاعیه رسمی در خصوص زنده بودن رهبرش عاجز مانده است.

فرقه رجوی که قائم به شخص رجوی است مجبور است تعیین تکلیف کند که یا خبر مرگ مسعود رجوی را تأیید نماید یا به شکلی مستند و مستدل علامتی از زنده بودن او نشان دهد وگرنه ادامه دادن این شرایط و روگرداندن از سؤالی که هم جا مطرح است بیش از پیش هواداران و حامیان این سازمان را سرخورده و متواری خواهد کرد.

*** 

تاریخچه ۵۰ ساله سازمان مجاهدین خلق

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25576

مجاهدین خلق – از تقی شهرام تا مسعود رجوی 

Massoud_Rajavi_Taghi_hahramابراهیم خدابنده، انجمن نجات، دوازدهم ژوئن ۲۰۱۶:…  تقی شهرام موفق شد این تغییر ایدئولوژی را به اغلب کادرهای سازمان تحمیل کند و آنان را که نیروهای مذهبی و مسلمان بودند به افرادی با بینش مارکسیستی تبدیل نماید و اقلیتی که در مقابل این انقلاب ایدئولوژیک ایستادند را به شیوه های گوناگون از سر راه بردارد. برخی همچون مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف ترور و عده ای نیز حتی عملا به ساواک شاه لو داده … 

ابراهیم خدابنده مراسم بزرگداشت مجید شریف واقفیبزرگداشت شهید شریف واقفی در دانشگاه صنعتی شریف

لینک به منبع

مجاهدین خلق – از تقی شهرام تا مسعود رجوی

سازمان مجاهدین خلق در طی بیش از نیم قرن حیات خود از سال ۱۳۴۴، دو انقلاب ایدئولوژیک را به فاصله ۱۰ سال از یکدیگر تجربه نموده که هر یک در وضعیت و شرایط سازمان تغییرات بنیادینی را رقم زده اند.

در سال ۱۳۵۴، یعنی درست ۱۰ سال پس از بنیانگذاری سازمان، تقی شهرام که آن زمان رهبری عقیدتی مجاهدین خلق را برعهده داشت اولین انقلاب ایدئولوژیک را اعلام نمود که بر آن اساس سازمان که بر مبنای ایدئولوژی اسلامی تأسیس شده بود رسما مارکسیست گردید.

تقی شهرام موفق شد این تغییر ایدئولوژی را به اغلب کادرهای سازمان تحمیل کند و آنان را که نیروهای مذهبی و مسلمان بودند به افرادی با بینش مارکسیستی تبدیل نماید و اقلیتی که در مقابل این انقلاب ایدئولوژیک ایستادند را به شیوه های گوناگون از سر راه بردارد. برخی همچون مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف ترور و عده ای نیز حتی عملا به ساواک شاه لو داده شدند.

و اما ۱۰ سال بعد از آن، یعنی در سال ۱۳۶۴، مسعود رجوی دومین انقلاب ایدئولوژیک را این بار در پاریس اعلام نمود. بسیاری که این دو را می شناسند تشابهات بسیار زیادی بین خصوصیات و شخصیت این دو نفر و نحوه کارشان در تشکیلات و نگرششان نسبت به نیروهای زیر دست خود دیده اند. ویژگی های این دو کاملا منطبق بر یک رهبر فرقه ای است که از روش ها و شگردهای مانیپولاسیون ذهن برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکند.

واقعیت اینست که در سازمان مجاهدین خلق، همچون تمامی فرقه های مخرب کنترل ذهن، تشکیلات به جای اعتقادات اصل قرار گرفته و یک نفر به جای همه فکر میکند و تصمیم میگیرد و در واقع هیچ محتوای ایدئولوژیکی و اعتقادی وجود ندارد. رهبری فرقه، با عنوان رهبر عقیدتی، مشخص میکند که اعضا چه تفکر و چه اعتقادی داشته باشند.

عملکرد و سلطه رهبرانی همچون تقی شهرام و مسعود رجوی تنها در چهارچوب مطالعات فرقه ای قابل ارزیابی و بررسی است. تمامی رهبران فرقه ای خصوصیات مشابه داشته و مانند هم عمل میکنند. آنان خود را در هر امری محق دانسته و برتر از انسان های معمولی میدانند که گویا به کشف عظیمی نایل آمده اند.

در این مقاله به شخصیت این دو نفر و عملکرد آنان و انقلاب ایدئولوژیکی شان پرداخته میشود.

مسعود رجوی تقی شهرام

***

محمدتقی شهرام در سال ۱۳۲۶ در تهران به دنیا آمد و به یکی از رهبران سازمان مجاهدین خلق بعد از شهادت رضا رضائی تبدیل گردید. او در تیر ماه ۵۸، یعنی بعد از انقلاب اسلامی، دستگیر و در مرداد ۵۹ به اتهام صدور دستور قتل مجید شریف واقفی و مرتضی صمدیه لباف محاکمه و اعدام شد.

شهرام فارغ‌التحصیل رشته ریاضی از دانشگاه تهران بود و در اواسط سال ۱۳۴۸ در زمان دانشجویی به گروه متشکلی از انقلابیون مسلمان، که بعدها سازمان مجاهدین خلق نامیده شد، پیوست. دو سال بعد، در پی تدارک گروه برای شروع عملیات مسلحانه و انهدام دکل‌های برق شهر تهران پیش از جشن‌های موسوم به ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، در شهریور ۱۳۵۰ که نزدیک به ۸۰ درصد گروه گرفتار پلیس شاه شدند، تقی شهرام نیز دستگیر و در دادگاه رژیم شاه محاکمه گردید.

تقی شهرام در میان ۱۱ نفری بود که در ۲۵ بهمن ۱۳۵۰ محاکمه شدند. او پس از دفاع از اعتقاداتش و فعالیت‌های سازمان به ۱۰ سال حبس محکوم شد.

در پی اعتراض زندانیان در زندان قصر به شرایط زندان، از سوی ساواک تعدادی به زندان‌های مختلف فرستاده شدند که تقی شهرام به زندان ساری تبعید گردید. در اواسط اردیبهشت ماه ۱۳۵۲ محمد تقی شهرام که از شش ماه پیشتر، محکومیتش را در زندان ساری و در حال تبعید می‌گذراند، موفق به جذب زندانبان خود ستوان دوم «امیر حسین احمدیان» به مجاهدین خلق شد. او با مقدار زیادی اسلحه و مهمات همراه با وی گریخت و دوباره به مجاهدین خلق پیوست. موضوع فرار شهرام از زندان و همراهی ستوان احمدیان با او در تمامی مراحل بعدی، یکی از ابهامات جدی در تاریخچه سازمان مجاهدین خلق است.

مرکزیت سازمان در آن زمان متشکل از رضا رضایی، بهرام آرام و سید مجید شریف واقفی بود. در نیمه شب ۲۵ خرداد ۱۳۵۲ رضا رضایی در یک حادثه تصادفی در خانه یکی از آشنایانش در حالیکه ساواک ظاهرا برای دستگیری فرد دیگری به خانه مجاور حمله کرده بود، مورد حمله ساواک قرار گرفته و از طبقه دوم ساختمان به پایین پرید.

رضائی با وجودی که پایش شکست اما با نیروهای ساواک تا ۲ ساعت به درگیری مسلحانه پرداخت و سرانجام کشته شد. جالب است که تقی شهرام و ستوان احمدیان هم در همان خانه همراه با رضائی بودند اما گریخته و به‌جای دیگری نقل مکان کردند. احمدیان هم بعدها همراه با شهرام مارکسیست شد.

برای پر کردن جای رضایی، بهرام آرام که در آن زمان مسئول اصلی تمام کارهای اجرایی سازمان مجاهدین خلق بود مجدداً به سازماندهی تشکیلات پرداخته و با جذب اعضای جدید خود را تقویت نمود و شهرام را وارد مرکزیت سه نفره کرد. البته تا زمان زنده بودن رضا رضایی، شهرام در مرکزیت جایی نداشت و رضائی در مورد رهبری طلبی و ویژگی‌های منفی شهرام به دیگران هشدار داده بود.

محمد تقی شهرام مسئول شاخه سیاسی تئوریک، مجید شریف واقفی مسئول شاخه کارگری و بهرام آرام مسئول شاخه نظامی شدند. شهرام در مسئولیت جدید خود به این نتیجه رسید که اندیشه مذهبی سازمان در تناقض با اهداف آن برای به ‌وجود آوردن یک جامعه بی طبقه توحیدی قرار دارد و اندیشه مارکسیستی را جوابگوی رسیدن به اهداف برابری طلبانه سازمان ارزیابی کرد. در دوران مرکزیت جدید، سازمان مجدداً شروع به عملیات مسلحانه نمود.

از اوایل پاییز سال ۱۳۵۲ محمد تقی شهرام به‌همراه عده ای دیگر از نزدیکانش به مارکسیسم گرائیدند. بهرام آرام که در واقع مسئول اول و مغز عملیاتی مجاهدین خلق بود هنوز مارکسیست نشده بود و تفکرات مارکسیستی هنوز در سازمان گسترش نیافته بود. تقی شهرام باورهای جدید خود را با دو کادر مرکزی دیگر در میان گذاشت. مجید شریف واقفی از همان آغاز مخالفت کرد، اما بهرام آرام معتقد به مطالعه و یافتن راه درست بود. بنابر این تصمیم گرفته شد تا بحث‌ها تنها در سطح کادرهای مرکزی و مسئولین شاخه‌ها انجام گیرد.
در مرکزیت قرار بر این گذاشته شد تا بحث‌ها به پایین نرود تا کسی بی جهت مسئله دار نشود و افراد جدید و رده پایین‌تر دچار سردرگمی نشوند، قراری که بعداً زیر پا گذاشته شد. ۹ ماه در جلسات درونی سازمان پیرامون تغییر ایدئولوژی بحث شد. در زمستان سال ۱۳۵۲ بهرام آرام نیز مارکسیست گردید. تا پایان زمستان ۱۳۵۲، عمده اعضا، غیر از شاخه شریف واقفی، مارکسیسم را پذیرفتند.

تقی شهرام همچنین افراد شاخه اش را به دو گروه “با راندمان و رشد یابنده” و “بی راندمان و مسئله دار” تقسیم کرد، پس از چندی افراد معترض را به شاخه‌های دیگر فرستاد. مرتضی صمدیه لباف یکی از این افراد بود که ابتدا خلع سلاح و بعد به شاخه شریف واقفی فرستاده شد.

پس از تصمیم نهایی در مرکزیت برای تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان، مجید شریف واقفی که منتقد و معترض به تغییر ایدئولوژی سازمان بود عملاً خط خود را از جریان جدید جدا کرده و خطاب به تقی شهرام گفت: »تو همه را به تحلیل از خود و انتقاد از خود واداشته‌ای، اما خودت تا به حال، یکبار هم که شده تحلیل و انتقاد از خود کوچکی نکرده‌ای، مگر انسان بی‌عیب و نقص هم، قابل تصور است و اصلاً وجود دارد؟ نکند تو انسان مطلقی؟«

جاه طلبی، انتقاد ناپذیری، و خودکامگی از ویژگی های بارز تقی شهرام بود. او عادت داشت نظراتش را به دیگران تحمیل نماید. او تحمل نظرات مخالف خود را نداشت و خود را محق میدانست تا آنان را به هر شیوه ممکن از سر راه بردارد. او همچون بسیاری از رهبران فرقه ای اگر چه در تاکتیک نابغه اما در استراتژی کودن بود و فراتر از نوک بینی خود را نمیتوانست ببیند. او در امورات نظامی و اجرائی بعضا شگفتی می آفرید. شهرام هرگز بعد از فرارش از زندان ساری، با وجودی که ساواک عکس او را حتی به مامورین راهنمائی و رانندگی هم داده بود، دستگیر نشد و عملیات علیه رژیم شاه را همچنان به پیش برد اما آنقدر بصیرت نداشت تا عاقبت کار سازمانش را پیش بینی کند.

او مشاهده کرده بود که سازمان مجاهدین خلق از سازمان چریک های فدائی خلق عقب افتاده است و علت را در ایدئولوژی سازمان میدید. در زمان او واقعا مارکسیسم در میان جوانان و روشنفکران در سراسر جهان وجهه بالائی داشت و بسیاری از انقلابات جهان با این ایدئولوژی پیوند خورده و شناخته میشدند. شهرام با خصیصه فرصت طلبی که داشت گمان میکرد با اعلام مارکسیست شدن، نیروهای بیشتری از میان جوانان و روشنفکران جذب خواهند شد.

او با به شهادت رساندن مجید شریف واقفی و مجروح نمودن مرتضی صمدیه لباف که به دستگیری و شهادت وی منجر گردید به خیال خام خود موانع به قدرت رسیدنش را از پیش رو برداشت و رهبری بلامنازع سازمان را بدست آورد و در ظاهر سازمان را قدرت بخشید. او بعد از انقلاب اسلامی ایران شناسائی و دستگیر و محاکمه و اعدام شد.

تقی شهرام صراحتا تضاد اصلی جنبش را جریان های مذهبی مخالف شاه میدانست و معتقد بود که باید به هر صورت ممکن، حتی با ترور و حذف فیزیکی، با آنها مبارزه کرد. او ابتدا با تخطئه مجید شریف واقعی و “خائن شماره یک” خواندن وی به ترور شخصیتی او پرداخت و زمینه های لازم را برای ترور فیزیکی او فراهم نمود.

***

مسعود رجوی در سال ۱۳۲۷ در طبس متولد شد. او در سال ۱۳۴۶ یعنی در ۱۹ سالگی در حالیکه دانشجوی حقوق سیاسی دانشگاه تهران بود به عضویت سازمان مجاهدین خلق در آمد. او در مشهد دیپلم ریاضی گرفت و در خرداد ماه سال ۱۳۵۰ موفق به اخذ لیسانس گردید. او که به تازگی وارد کادر مرکزی سازمان شده بود در سال ۱۳۵۰ توسط ساواک همراه با تعداد زیادی از مسئولین و کادرهای سازمان دستگیر و محاکمه شد. افرادی که او را می شناسند و با او در زندان بودند معتقدند که او هرگز تن به کارهای سخت نمی داد و همچنین بسیار انتقاد ناپذیر بود و در برابر مخالفت با نظراتش بسیار عصبی برخورد میکرد.

مسعود رجوی در سال ۱۳۵۰ دستگیر و محاکمه شد. او تنها عضو مرکزیت ۱۲ نفره سازمان بود که زنده ماند و حکم اعدام وی به ابد تقلیل یافت. بعد از انقلاب اسلامی اسناد و مدارکی دال بر تعامل وی با ساواک منتشر گردید که سازمان هرگز در این خصوص توضیحی نداد. اعدام نشدن مسعود رجوی، که ظاهرا بر سر مواضع خود و مبارزه مسلحانه با شاه ایستاده بود، نیز از موارد دارای ابهام در تاریخچه سازمان است.

مسعود رجوی در ۲۷ بهمن ۱۳۵۰ آخرین دفاع خود را در دادگاه نظامی شاه قرائت نمود و از مواضع خود و سازمان دفاع کرد. او ابتدا به اعدام و سپس با یک درجه تخفیف از جانب شاه به حبس ابد محکوم گردید و به مدت ۷ سال تا زمانیکه در سال ۵۷ از زندان آزاد شد در زندان بود. وی تاریخ دستگیری خود را ۴ شهریور اعلام کرده است، اما در کارت بازداشتگاه متهمین، تاریخ بازداشت وی اول مرداد یعنی بیش از یک ماه قبل از ضربه شهریور ذکر شده ‌است. بنا بر نوشته روزنامه کیهان که همان زمان منتشر شد، وی اطلاعات مفصلی در مورد کادرها و اعضای بازداشت شده و نشده و نیز کروکی محل اقامت آنها در اختیار ساواک قرار داد تا جایی که ارتشبد نعمت‌الله نصیری، رئیس وقت سازمان امنیت و اطلاعات کشور، وی را از همکاران ساواک معرفی کرد.

در کتب و نشریات رسمی سازمان مجاهدین خلق پس از انقلاب، همواره تأکید می‌شود که دلیل اینکه وی بر خلاف سایر سران سازمان اعدام نشد فشارهای بین‌المللی و اقدامات برادرش کاظم رجوی (ساکن سوئیس) بوده است. اما روزنامه کیهان آن موقع از قول نصیری بیان داشت که: «چون در جریان تعقیب، کمال همکاری را در معرفی اعضای جمعیت به عمل آورده و در داخل سازمان نیز برای کشف کامل شبکه با مأمورین همکاری نموده، به فرموده مبارک شاهانه، کیفر اعدام او با یک درجه تخفیف به زندان دائم با اعمال شاقه تبدیل گردیده‌است.»
بر طبق روایت حکومتی فوق و اسنادی که وزارت اطلاعات بعدا منتشر کرد، وی مسئول ضربه شهریور سازمان، که در واقع موجبات ایجاد چالش بزرگ و دستگیری و شهادت رهبران و اعضای سازمان را فراهم نمود، شناخته میشود.

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق یکی از اسناد همکاری مسعود رجوی با ساواک

در سندی از ساواک اینچنین آمده است: «نامبرده بالا [مسعود رجوی] که از محکومین سازمان باصطلاح آزادیبخش ایران وابسته به نهضت آزادی است و در دادگاه تجدید نظر نظامی به اعدام محکوم گردیده بعد از دستگیری در جریان تحقیقات کمال همکاری را در معرفی اعضاء سازمان مکشوفه بعمل آورده و اطلاعاتی که در اختیار گذارده از هر جهت در روشن شدن وضعیت شبکه مزبور مؤثر و مفید بوده و پس از خاتمه تحقیقات نیز در داخل بازداشتگاه همکاری‌های صمیمانه‌ای با مأمورین بعمل آورده لذا به نظر این سازمان استحقاق ارفاق و تخفیف در مجازات را دارد.»

نکته قابل توجه در خصوص مسعود رجوی اینست که وی بعد از آزادی از زندان و احیای مجدد سازمان مجاهدین خلق هرگز کسانی که در مقابل تقی شهرام ایستاده و تن به انقلاب ایدئولوژیکی او و رهبری عقیدتیش ندادند را وارد سازمان نکرد و بالعکس کسانی که در برابر او تمکین نموده و مارکسیست شده بودند را جذب نمود چرا که او نیز مانند تقی شهرام میخواست تا تشکیلات بر اعتقادات اولویت داشته و مناسبات فرقه ای همچنان جاری و حاکم باشد.

گفته میشود که مسعود رجوی ابتدا در قبال مارکسیست شدن سازمان توسط تقی شهرام سکوت کرد اما زود متوجه شد که سازمان به این ترتیب بسیاری از حمایت ها و امکانات خود را از دست داده و پیش بینی های شهرام محقق نشده است. لذا با صدور یک بیانیه ۱۲ ماده ای، جریان مارکسیستی را محکوم کرد. اما جالب است که وی در بند ۱۰ این بیانیه بر تئوری شهرام که تضاد اصلی جنبش را جریان مذهبی مخالف شاه میدانست صحه گذاشت. رجوی در این بند به ضرورت مبارزه با به زعم خودش “جریان راست ارتجاعی” که آنرا تهدید اصلی میدانست تآکید داشت.

مسعود رجوی همرا با یارانش در ۳۰ دی ماه ۱۳۵۷ بر اساس طرح مشترک بختیار و ساواک،‌ که از عناد رجوی با انقلاب اسلامی مطلع بودند، از زندان آزاد شد. طرح این بود که مسعود رجوی وارد جریان مبارزات مردم شود و در تضاد با جریان اصلی انقلاب آنرا خنثی نماید. فعالیت های رجوی بعد از خارج شدن از زندان تماما در جهت به عقب انداختن انقلاب اسلامی بود که شواهد آن موجود است، اما جریان انقلاب قوی تر از آن بود که امثال رجوی بتوانند مانع آن شوند.

رجوی در ۳۰ خرداد ۶۰ مبارزه مسلحانه علیه جمهوری اسلامی را آغاز نمود و بعد از انجام ترور های متعدد به پاریس گریخت. در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ موسی خیابانی جانشین رجوی و همچنین اشرف ربیعی همسرش و تعداد دیگری از کادرهای سازمان در یک تهاجم به خانه تیمی آنان در زعفرانیه کشته شدند. شایان ذکر است که مهدی ابریشم چی مسئول حفاظت این منزل بود که خود همراه با همسرش مریم قجر عضدانلو توانستند گریخته و به خارج از کشور بروند.

در سال ۱۳۶۴، یعنی درست ۱۰ سال پس از انقلاب ایدئولوژیک تقی شهرام، مسعود رجوی انقلاب ایدئولوژیک درونی دوم را اعلام نمود و خود را همچون شهرام رهبر عقیدتی نامید که می بایست به جای همه فکر کرده و تصمیم بگیرد. او تمامی کسانی که بر سر راه انقلاب ایدئولوژیکش قرار گرفتند را از سر راه برداشت. از جمله علی زرکش که بعد از موسی خیابانی در مقام جانشین مسعود رجوی در داخل کشور قرار گرفت. از آنجا که او مخالف انقلاب ایدئولوژیکی رجوی بود در پاریس در درون تشکیلات محاکمه و به اعدام محکوم شد. وی سپس به عراق فرستاده شد که عملا در بازداشت بود. زرکش در جریان عملیات موسوم به فروغ جاویدان کشته شد. بعد از سقوط صدام راننده وی از پادگان اشرف در عراق گریخت و به ایران رفت و اعتراف نمود که از جانب رجوی مآمور قتل وی در حین عملیات بوده است.

ایرج مصداقی،‌ از اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، در مقاله ای با عنوان “چهل سال پس از ترور شریف واقفی؛ شباهت‌های رفتاری مسعود رجوی و تقی‌ شهرام” که سال گذشته به مناسبت چهلمین سالگرد شهادت مجید شریف واقفی منتشر شد به شباهت های بی نظیر این دو رهبر فرقه ای در عملکردها و سیاست ها و نحوه اداره تشکیلات و انقلاب ایدئولوژیکی که هر یک مبتکر آن بودند پرداخت. او در سایت پژواک ایران به تاریخ ۵ مه ۲۰۱۵ آورده است: “… تقی شهرام و مسعود رجوی سردمداران این تغییر و تحولات بودند و هر دو خود را نیروی بالنده می‌خواندند که به کشف عظیمی نائل آمده‌اند.”

*** 

خانواده های مجاهدین خلق بغداد 2016ابراهیم خدابنده: مادران، قربانیان فراموش شده 

ابراهیم خدابنده الجعفریEbrahim Khodabandeh asks Iraq’s FM Ebrahim Jafari to facilitate family visits for residents of Camp Liberty

شحمانی خدابندهEbahim Khodabandeh in Baghdad

***

  • Khodabandeh_Nejat_Mashad_2017انجمن نجات، مرکز خراسان رضوی، سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… در این همایش آقای خدابنده طبق آخرین خبرهای کسب شده از فرقه رجوی در آلبانی گفت: خانواده ها از طریق ارتباط تلفنی ، شبکه های اجتماعی مثل تلگرام، و… نامه نگاری با عزیزانشان در آلبانی دارند، باعث شده اند که تناقضات بین اعضا روزبروز

    Massoud Rajavi terrorist foroughتاریخ ایرانی، دوم ژوئیه ۲۰۱۷:… عملیات مرصاد به روایت یک شاهد عینی. تاریخ ایرانی: عملیات مرصاد (فروغ جاویدان) به روایت ابراهیم خدابنده، عضو سابق فرقه رجوی. او در این مستند که شبکه خبر سیما پخش کرده، جلسه توجیهی مسعود رجوی در اواخر تیرماه ۱۳۶۷ را شرح داده که در آن سرکرده فرق

    ایرنا، مشهد، اول ژوئیه ۲۰۱۷:… ابراهیم خدابنده مدیرعامل انجمن نجات گفت: سازمان منافقین دست به هر کاری زد و با هر دشمن ایران همدست شد تا قدرت کسب کند اما همه تیرهایش به سنگ خورد. وی افزود: رجوی در نشستی با بنی صدر اعلام کرد که دیگر فعالیت های ترو

    Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_3گروهی از خانواده های اسرای رجوی در آلبانی، ایران اینترلینک، تبریز، بیست و چهارم ژوئیه ۲۰۱۷:…  این باصطلاح رزمندگان ، مانند عروسک های خیمه شب بازی وفقط درزمانی که درجوار مرزهای کشور ودر کمپ اشرف بودند ، آلت دست کم وبیش موثر رجوی شمرده می شدند ،حال که با تلاش طاقت ف

    Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_3انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و سوم ژوئیه ۲۰۱۷:… همچنان که به این ترتیب در سال های گذشته نزدیک به ۱۰۰۰ نفر تحت نظارت صلیب سرخ جهانی به ایران بازگشته و توانسته اند بدون مشکل قضایی از امکان زندگی در ایران برخوردار شوند و بارها در رسانه ها شرح زندگی خود را بیان داشته اند.

    Ebrahim_Khodabandeh_Khozestan_against_MEK_Rajavi_Cultانجمن نجات، مرکز خوزستان، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… روز پنجشنبه مورخه ۲۲ تیرماه تعدادی از خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی از شهرهای اندیمشک، مسجدسلیمان، شوشتر، آبادان ، شوش و اهواز در دفترانجمن نجات شعبه خوزستان با آقای ابراهیم خدابنده محقق، پژو

    Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_1انجمن نجات، مرکز تهران، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… خدابنده از جانب خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای فرقه رجوی که در آلبانی در اردوگاه این فرقه، منزوی از دنیای آزاد و محبوس هستند گفت: “خانواده ها هرگز برای عزیزان خود عاقبت بدی نمی خواهند. وقتی آنان موضوع استرداد اعضا

    عصر هامون، تهران، ششم ژوئن ۲۰۱۷:… خدابنده مسئولیت اعدام های سال ۶۷ را به مسعود رجوی منتسب کرد و افزود: در سال ۶۷ مسعود رجوی در عراق بود و نیروهایش ضمن تجاوز به خاک ایران، مرزبانان و مدافعان ایرانی را به قتل رساندند، وقتی همین افراد در زندان ادعا می کنند ما سرموضع خود هستیم یعنی صحه می گذارند ب

    انجمن نجات، مرکز سیستان و بلوچستان، بیست و دوم می ۲۰۱۷:…  برپایی همایش و نمایشگاه “نقد درون گفتمانی جریان فرقه رجوی” به همراه اکران فیلم سینمایی ماجرای نیمروز با همکاری انجمن نجات سیستان و بلوچستان و دانشگاه سیستان و بلوچستان. همایش در روزهای ۱۹ و ۲۰ اردیبهشت با سخنرا

    ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و یکم می ۲۰۱۷:…مطلع شدم که جان بولتون، لابی شناخته شده فرقه تروریستی رجوی در آمریکا، پیش بینی کرده است که قطعاً سید ابراهیم رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری ایران پیروز خواهد شد. چند روز قبل از طریق دوستان در اروپا مطلع شدم که گویا مریم رجوی در برابر کسانی که 

     ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و ششم آوریل ۲۰۱۷:… یکی از اعضای فرقه رجوی در ارتباطی غیر مستقیم که با من داشت مطرح نمود که مریم رجوی در نشست های درون تشکیلاتی در آلبانی که به منظور ممانعت از ریزش شدید نیرو و فائق آمدن بر جو مسئله داری برگزار می نمود به بحث “انتقال بزرگ” رسید و آنرا تحولی بزرگ در مبارزات سازمان مجاهدین خل

     massoud rajavi iranابراهیم خدابنده، انجمن نجات، یازدهم فوریه ۲۰۱۷:…  مسعود رجوی به خوبی از میزان ناتوانی خود در برابر جریان اصلی انقلاب اسلامی آگاهی داشت و بر این باور بود که برای کسب قدرت نیاز به کمک و حمایت خارجی دارد. اولین گزینه او اتحاد جماهیر شوروی سابق بود. هنوز چند روزی از پیروزی انقلاب اسلامی ن

    exposing-mojahedin-khalq-rajavi-cult-in-meybod-uni-1سایت دانشگاه میبد (و صدا و سیما)، یزد، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۶:… سپس یغمایی مسئول انجمن نجات استان یزد به تشریح سابقه تشکیل انجمن ، برنامه ها و فعالیت های آن پرداخت. در ادامه دکتر ابراهیم خدابنده، کارشناس مسائل فرقه شناسی و مدیر عامل انجمن نجات تهران که

     خبرگزاری تسنیم و فارس، یزد، دوازدهم دسامبر ۲۰۱۶:…  عضو سابق گروهک منافقین با اشاره به اینکه خیلی از اعضای سازمان تروریستی منافقین در زندان‌های انفرادی سازمان بودند، گفت: حتی بعداً بیان شد که ۷۰۰ نفر در این زندان‌ها بودند و خیلی از آن‌ها اقدام به خودکشی کردند. خدابنده با اشاره به اینکه این سا

     massoud-rajavi-written-by-ebrahim-khodabandehانجمن نجات، مرکز تهران، بیست و ششم سپتامبر ۲۰۱۶:… این یافته ها مشخص می سازد که عضوگیری در سازمان مجاهدین خلق از سال ۱۹۸۶ واقعا داوطلبانه نبوده و این افراد تحت اجبار در اردوگاه های سازمان در عراق نگاه داشته شده اند. ماه ژوئن سال ۲۰۰۴، JIATF (ستاد مرکزی نیروهای آمر

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، ششم سپتامبر ۲۰۱۶:…  مشکل عربستان برای نزدیک شدن به سازمان مجاهدین خلق و حمایت علنی از آن سابقه تروریستی و خصوصا همکاری با صدام حسین و همچنین سابقه نقض حقوق بشر در خصوص اعضای خودش است. عربستان سعودی مایل است که با سازمان مجاهدین خلق بدون مسعود

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، اول سپتامبر ۲۰۱۶:…  اخیرا با یک دوست قدیمی انگلیسی صحبت میکردم. در خصوص میتینگ مریم رجوی در بورژه پاریس در ۱۹ تیر امسال توضیح میدادم که مریم رجوی شعار “شیر همیشه بیدار” میداد و کمتر از نیم ساعت بعد ترکی فیصل مسعود رجوی را به “مرحوم” موصوف نمود. و

     ایران اینترلینک، بیست و نهم اوت ۲۰۱۶:… گروهی از جداشدگان، خانواده ها، و قربانیان ترور در آخرین لحظات روز یکشنبه ۷ شهریور دیداری کوتاه با خانم رویال داشتند. خانم رویال علیرغم اینکه روزی طولانی با برنامه های سخت و فشرده را پشت سر گذاشته و صبح زود روز بعد عازم ارومیه بود، با گشاد

    بی بی سی، صدای امریکا و مطبوعات دیگر، بیست و نهم اوت ۲۰۱۶:…  بیانیه رجوی:از همه یارانمان، بویژه مسلمانان فرانسه می خواهیم به خانم روایال رأی بدهند” در این بیانیه همچنین آمده است: “مطمئنیم با این انتخاب، فرانسه ارزشهای خود را بازخواهد یافت و در کنار ملتهای سرکوب شده عراق و ایران علیه بنیادگرایی

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، شانزدهم اوت ۲۰۱۶:…  ابتدا سه خبر از آخرین اخبار در خصوص فرقه رجوی را مرور می کنیم: – فرار عباس داوری، معصومه ملک محمدی، زهره اخیانی و دیگر سران فرقه رجوی از عراق به اروپا – جابجایی صدها نفر از افراد اردوگاه لیبرتی عراق به آلبانی و نشانه های تخ

     فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقباشگاه خبرنگاران، تهران، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۶:… روایتی مستند از بیست و هشت سال پیش. یعنی آخرین روزهای جنگ تحمیلی. یک گردنه معمولی که نقطه کمینگاه غرب شد و نقطه پایان همه توهم ها… عراق ترجیح میداد که با ایران آتش بس داشته باشد تا این که بخواهد تهاجمی صورت بگ

     ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیستم ژوئیه ۲۰۱۶:…  در زیر بخشی از نامه یکی از کسانی که در برنامه بورژه حضور داشت را عینا می آورم: “تصویر ۱۵ سال پیش مسعود رجوی بر روی صفحات تلویزیونی بزرگ سالن ظاهر شد. شعار “شیر همیشه بیدار – خدا ترا نگهدار” توسط جمعیت و مشخصا خود مریم رجوی مکر