ابراهیم خدابنده: رجوی مسعود کشمیری را بعنوان عامل انفجار هشت شهریور معرفی کرد

ابراهیم خدابنده: رجوی مسعود کشمیری را بعنوان عامل انفجار هشت شهریور معرفی کرد

Ebrahim_Khodabandeh_Iranian_History_MEK_Rajavi_Cultمرکز اسناد انقلاب اسلامی (و مطبوعات)، سی ام اوت 2017:… مسعود رجوی رسما خودش گفته و صدها شاهد هم هست که سازمان مسئول ترورهای 7 تیر و 8 شهریور است. البته هنوز سازمان زیر بار نرفته و قبول نکرده است ولی صدها عضو سازمان از خود مسعود رجوی شنیده‌اند که قبول کرده است. رجوی در یک نشست مسعود کشمیری را به همه نشان داد و گفت او دفتر نخست‌وزیری را منفجر کرده است … 

رجایی و باهنرIran marks anniversary of 1981 bombing by Washington backed Mojahedin Khalq terrorists

کشمیری کلاهیکالبد شکافی اقدام تروریستی مجاهدین در 8 شهریور 1360

لینک به منبع

لینک به مطلب در برخی از مطبوعات: خبرگزاری مهر، خبرگزاری تسنیم، خبرگزاری مشرق، نماینده، افکار نیوز، فردا نیوز، جوان آنلاین، خبرگزاری اقتصادی ایران، خبرگزاری صراط، خبر آنلاین، رجا نیوز

ابراهیم خدابنده٬ از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در گفتگوی تفصیلی با “پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی”:

کشمیری در سازمان مجاهدین با نام “باقر” شناخته می‌شد/رجوی در نشست اعضای سازمان گفت انفجار 8 شهریور کار ما بود و کشمیری را به عنوان عامل انفجار معرفی کرد

ابراهیم خدابنده مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایرانابراهیم خدابنده می‌گوید:”مسعود رجوی رسما خودش گفته و صدها شاهد هم هست که سازمان مسئول ترورهای 7 تیر و 8 شهریور است. البته هنوز سازمان زیر بار نرفته و قبول نکرده است ولی صدها عضو سازمان از خود مسعود رجوی شنیده‌اند که قبول کرده است. رجوی در یک نشست مسعود کشمیری را به همه نشان داد و گفت او دفتر نخست‌وزیری را منفجر کرده است. در یک نشست که همه اعضای سازمان حضور داشتند. رسمی اعلام نشد ولی در جلسه‌های خصوصی اعلام می‌شد و به آن هم افتخار می‌کردند. آنجا مسعود کشمیری با اسم مستعار “باقر” شناخته می‌شد. خیلی‌ها نمی‌دانستند که باقر چه کسی است و چه کاره است تا اینکه مسعود رجوی او را معرفی کرد و گفت این مسعود کشمیری است.”

تاریخ انتشار: ۱۴:۵۶ – ۰۷ شهريور ۱۳۹۶ – 2017August 29

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ در 31 خرداد 1360، درست سه روز بعد از اعلام مبارزه مسلحانه سازمان مجاهدین خلق (منافقین) علیه نظام جمهوری اسلامی، گروهی از اعضای سازمان که مسلح به اسلحه سرد بودند با ایجاد اغتشاش در تهران، ضمن حمله به مردم عادی و ضرب و شتم آنها، چند پاسدار را هم به شهادت رساندند. این اولین حرکت انتقام‌جویانه آنها بعد از صدور بیانیه سیاسی-نظامی شماره 25 بود.

یک هفته بعد نفوذی سازمان منافقین به نام محمدرضا کلاهی، دفتر حزب جمهوری اسلامی را منفجر کرد که طی آن شهید بهشتی و 72 تن از یاران امام به شهادت رسیدند. دو ماه بعد مسعود کشمیری نفوذ دیگر سازمان منافقین دفتر نخست‌وزیری را منفجر کرد و باعث شهادت محمدجواد باهنر و محمدعلی رجایی شد. البته تا چند روز بعد از این انفجار هنوز مشخص نبود که کشمیری عامل انفجار بوده است تا جایی که حتی در جریان تشییع شهدای 8 شهریور، تابوتی هم برای او در نظر گرفته شده بود.

سازمان منافقین و مسعود رجوی هم هرگز به طور علنی و رسمی اعلام نکردند که سازمان مسئول انفجار دفتر نخست وزیری جمهوری اسلامی در 8 شهریور 60 بوده است. آنها همواره این موضوع را کتمان می‌کردند. اما با توجه به آنچه برخی اعضای جداشده سازمان روایت می‌کنند، در جلسات درونی سازمان به این موضوع اشاره می‌شد و حتی مسعود رجوی با افتخار از دو ترور بزرگ 7تیرماه و 8 شهریورماه 60 یاد می‌کرد.

ابراهیم خدابنده، از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین خلق که از سال 59 تا 82 عضو سازمان منافقین بوده است و در بسیاری از جلسات سازمان حضور داشته است حرف‌های ناگفته فراوانی درباره سازمان منافقین دارد.

از همین رو صبح امروز، سه‌شنبه 7 شهریور به دفتر ابراهیم خدابنده رفتیم. او می‌گوید کتاب خاطرات برادرش یعنی مسعود خدابنده را به تازگی به فارسی ترجمه کرده است که در آن هم حرف‌های ناگفته فراوانی وجود دارد.

از آنجا که بخشی از گفتگوی دو ساعته ابراهیم خدابنده با پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی در رابطه با ترورهای 7 تیر و 8 شهریور 1360 بود، این بخش از گفتگو امروز منتشر می‌شود و مشروح آن طی روزهای آینده از طریق پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر خواهد شد.

ابراهیم خدابنده درباره عملیات “نفوذ” که از سوی سازمان منافقین اعمال می‌شد٬ گفت: مسعود رجوی می‌گفت وقتی انقلاب پیروز شد، همه سازمان‌ها و افراد به دنبال حزب و کار سیاسی رفتند ولی ما دنبال ارتش و سازمان‌دهی نظامی رفتیم. رفتیم و سلاح جمع‌ کردیم و در تمام ارگان‌ها نفوذی فرستادیم. آنها حتی در بیت امام جواد قدیری را داشتند که الان هنوز در سازمان است. خود کشمیری هم که جانشین دبیر شورای عالی امنیت ملی بود.

این عضو جدا شده سازمان منافقین درباره اولین نفوذی سازمان یعنی محمدرضا سعادتی می‌گوید: «سعادتی در دادستانی یک نیرویی داشت که الان اسمش را فراموش کرده‌ام، او اطلاعات را از دادستانی گرفته بود که به سعادتی بدهد تا او آنها را در اختیار کاردار شوروی بگذارد. تا شوری بداند که جاسوسشان در ارتش محمدرضا پهلوی چگونه لو رفته بود. خوب این پرونده در دادستانی بود و او این پرونده را برداشته بود تا به شوروی بدهد و در مقابل از شوروی سلاح و وسایل و تجهیزات نظامی بگیرد. در 6 اردیبهشت 58 یعنی در همان روزی که سعادتی دستگیر شد موسی خیابانی و مسعود رجوی به دیدار امام خمینی رفته بودند.»

ابراهیم خدابنده درباره تحرکات منافقین در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی و تلاش آنها برای تجهیز کردن خود می‌گوید: «22بهمن انقلاب پیروز شد؛ 25 بهمن اعضای سازمان رفتند به سفارت شوروی رفتند و سلاح خواستند. در آنجا از آنها پرسیده بودند که سلاح برای چه می‌خواهید؟ آنها گفته بودند برای انقلاب می‌خواهیم. گفته بودند انقلاب که پیروز شده و همه چیز تمام شده است. اعضای سازمان پاسخ داده بودند که نه؛ انقلاب اصلی در راه است.»

ابراهیم خدابنده در ادامه به موضوع انفجار 7 تیر و 8 شهریور می‌پردازد و می‌گوید که مسعود رجوی در جلسات خصوصی به طور علنی و آشکار گفته بود که عامل انفجارها بوده است.

خدابنده که در همان جلسه حضور داشته است می‌گوید: «مسعود رجوی رسما خودش گفته و صدها شاهد هم هست که سازمان مسئول ترورهای 7 تیر و 8 شهریور است. البته هنوز سازمان زیر بار نرفته و قبول نکرده است ولی صدها عضو سازمان از خود مسعود رجوی شنیده‌اند که قبول کرده است. رجوی در یک نشست مسعود کشمیری را به همه نشان داد و گفت او دفتر نخست‌وزیری را منفجر کرده است. در یک نشست که همه اعضای سازمان حضور داشتند. رسمی اعلام نشد ولی در جلسه‌های خصوصی اعلام می‌شد و به آن هم افتخار می‌کردند. آنجا مسعود کشمیری با اسم مستعار “باقر” شناخته می‌شد. خیلی‌ها نمی‌دانستند که باقر چه کسی است و چه کاره است تا اینکه مسعود رجوی او را معرفی کرد و گفت این مسعود کشمیری است.»

وی ادامه می‌دهد: «چون مسعود کشمیری مسئله‌دار بود و می‌خواست از سازمان برود، رجوی برای اینکه جلوی خروج کشمیری از سازمان را بگیرد و او را بترساند، او را به همه معرفی کرد. به او گفت تو الان زیر چتر سازمان امنیت داری؛ اگر از زیر چتر سازمان خارج شوی، جمهوری اسلامی تو را دستگیر می‌کند و از بین می‌برد. مسعود رجوی این کار را کرد تا کشمیری مجبور بشود و بماند؛ اما آخر سر هم او نماند و دست زن و بچه‌اش را گرفت و به آلمان رفت. زنش هم دختر دایی‌اش بود که سازمان گفته بود باید از او جدا بشود اما کشمیری حاضر نشد او را طلاق بدهد و با هم به آلمان رفتند. دولت جمهوری اسلامی هم بارها از آلمان خواسته که او را تحویل بدهند و به آنها اعلام کرده فردی با این مشخصات، با این اسم مستعار و با این پاسپورت در کشور شماست و او مسئول انفجار 8 شهریور است.»

این عضو سابق سازمان مجاهدین خلق درباره محمدرضا کلاهی، عامل انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری نیز گفت: «کلاهی در اشرف با اسم مستعار مهندس کریم فعالیت می‌کرد. کلاهی و کشمیری بعد از اینکه از ایران فرار کردند به عراق آمدند. هر دوی آنها مهندس بودند. آنها را در رادیو مجاهد مستقر کردند. مسئول برادر من یعنی مسعود خدابنده هم با یکی دیگر از اعضای سازمان به نام مهندس بهمن کار می‌کرد که نمی‌دانست اسم واقعی‌اش چیست. اینها کادر فنی رادیو مجاهد بودند. بعد از اینکه اینها از ایران آمدند، کلاهی ازدواج نکرده بود و در سازمان به او زن دادند. بعد که کلاهی به هلند رفت آن زن هم از او جدا شد. بعد هم که یک نفر در هلند کشته شد و برخی گفتند که کلاهی بود.»

خدابنده همچنین درباره انفجار دفتر حزب جمهوری و نحوه اطلاع خود از آن انفجار می‌گوید: «وقتی که انفجار 7 تیر رخ داد من منچستر بودم و تازه از انجمن اسلامی بیرون آمده بودم. هنوز یک سال نشده بود که من از آنجا خارج شده بودم و هنوز خیلی از بچه‌های انجمن اسلامی را می‌شناختم. من داشتم از جایی رد می‌شدم که دیدم در کنسولگری جمهوری اسلامی در منچستر یک بنر زده‌اند و بچه‌های انجمن اسلامی هم آنجا جمع شده‌اند. پرسیدم چه شده است؟ گفتند که داستان این است و در 7 تیرماه دفتر حزب جمهوری را منفجر کرده‌اند، کنسولگری بسته است و ما هم برنامه عزاداری داریم. تو هم می‌آیی؟ و از این صحبت‌ها. یکی از آنها از من پرسید که فکر می‌کنی این کار، کار چه کسی و چه گروهی بوده است؟ من هم گفتم حتما کار سلطنت‌طلب‌ها و ضد انقلاب و امریکایی‌ها بوده است دیگر. یعنی به مخیله‌ام خطور نمی‌کرد که سازمان مجاهدین چنین کاری کرده باشند. سازمان هم هیچ اطلاعیه‌ای نداد. بعدا که رجوی از پاریس به عراق آمد این موضوع (مسئولیت انفجار 7 تیر و 8 شهریور) را ضمنی پذیرفت و حتی در نشریه هم می‌زدند: “رهنمود قرآنی در هفت تیر” و یک آیه می‌آوردند که سقف بر سرشان فرو ریخت و …»

خدابنده ادامه داد: «من فکر می‌کردم علت اینکه سازمان مسئولیت انفجار را به عهده نمی‌گیرد ترس از فضای بین‌المللی است ولی بعدا دیدم که ترس از خود اعضای سازمان است یعنی هواداران نمی‌پذیرفتند. یک سال بعد از این قضیه آمد جلسه گذاشت رجوی و خواست توجیه کند که ما چرا انفجار 7 تیر را به وجود آوردیم؟ بعد می‌گفت ما با عملیات 7 تیرماه کانال نفوذ امریکا را بستیم. راه وابستگی را کور کردیم. آینده نظام را از بین بردیم. یعنی نظام را بی‌آینده کردیم. طوری تعریف می‌کرد که انگار این یک اقدام ضدامریکایی بود. یعنی انگار قرار بود نفوذ امریکا در ایران از طریق شهید بهشتی باشد و سازمان این قضیه را کور کرد!»

این عضو جدا شده از سازمان مجاهدین خلق با اشاره به اینکه سازمان در بیت امام هم نفوذی داشت ولی برنامه‌ریزی آنها این بود که اول حزب جمهوری اسلامی را منفجر کنند٬ گفت: دقیقا یادم نیست که از خود رجوی یا از شخص دیگری شنیدم که می‌گفت ما در بیت امام نفوذی داشتیم و در همه نهادها هم نفوذی داشتیم. ما بین حزب جمهوری و بیت امام یکی را می‌توانستیم انتخاب کنیم. چون اولاً همزمان نمی‌شد این کار را انجام داد و ثانیاً اگر یکی از آنها را منفجر می‌کردیم٬ آن یکی سوخته بود. ما مجبور بودیم بین این‌ها یکی را انتخاب کنیم. کدام را انتخاب کرد؟ حزب جمهوری. یعنی یا جواد قدیری یا محمدرضا کلاهی؟ کدام را انتخاب کرد؟ کلاهی. چرا؟ بارها می‌گفت که ما نظام را بی‌آینده کردیم. یعنی احساس می کرد که آن سکان اصلی آینده نظام اعضای حزب جمهوری اسلامی و آیت‌الله خامنه‌ای و شهید بهشتی است. یعنی امام٬ “حال” جمهوری اسلامی بود، شهید بهشتی و آیت‌الله خامنه‌ای “آینده” جمهوری اسلامی بود.

وی افزود: مسعود رجوی بین “حال” و “آینده” می‌خواست انتخاب کند؛ خودش هم گفت ما آینده را انتخاب کردیم که بزنیم. “حال” فعلا باشد. خوب این استراتژی غیر از استراتژی امریکاست؟ یعنی امریکا می‌دانست که اگر بعد از امام جانشین قدرتمندش در هر حوزه‌ای آیت‌الله خامنه‌ای و بهشتی است او هم تکلیفش با امریکا معلوم بود. یعنی می‌دانست که با حضور بهشتی این میخ استقلال را نمی‌شد کند. حالا خواست خدا بود یک اتفاقی که افتاد این بود که ان موقع خیلی حواسشان به رهبری فعلی نظام نبود. فرقان آمد قبلش یک ترور انجام داد. آن موقع که ترور اتفاق افتاد آیت‌الله خامنه‌ای در بیمارستان بود. یعنی بالاخره حفظ شد آینده نظام به این شکل وگرنه از نظر مسعود رجوی آینده نظام را نابود کرد٬ “حال” هم می‌گذرد و دیگر تمام می‌شود. همه حساب کتاب‌هایشان در همه زمینه‌ها درست بوده، همه هم همکاری می‌کردند و خوب کار می‌کردند ولی می‌گویند چراغی را که ایزد برفروزد، هر آن کس پوف کند ریشش بسوزد.”

(پایان)

***

ابراهیم خدابنده مشهد مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسم خیانت وطن فروشیMothers, the forgotten victims of ISIS and the MEK (Rajavi cult)

کالکان اینترپل انجمن نجات علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویNejat Society representatives in Interpol’s Project Kalkan meeting

ابراهیم خدابندهEbrahim Khodabandeh: Daesh, MKO (Mojahedin Khalq, Rajavi cult) fed by the same source

ابراهیم خدابنده جشنواره فجرEbrahim Khodabandeh gave an speech about the films talked about the internal situation of the MEK as a terrorist cult

گزارش کمپ لیبرتی 4Iran Interlink Fourth Report from Baghdad

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31056

همایش ” از واکاوی گروهک های انحرافی تا آسیب شناسی فرقه های مخرب” (سخنرانی اعضای انجمن نجات)ا 

ابراهیم خدابنده، زهرا میرباقری، عباس محمدپورانجمن نجات، مرکز یزد، بیست و هفتم اوت ۲۰۱۷:… برگزاری همایش ” از واکاوی گروهک های انحرافی تا آسیب شناسی فرقه های مخرب”  با سخنرانی سه تن از اعضای جدا شده فرقه مجاهدین خلق دردانشگاه یزد با حضورجمعی از مسئولان دانشگاهی و استانی به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه یزد در تالار فرهنگ این دانشگاه.  در ابتدای این مراسم دکتر کاظم ماندگاری معاون … 

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدمروری مختصر بر فرقه های مخرب کنترل ذهن (در ده قسمت)

لینک به منبع

سخنرانی سه تن از اعضای جدا شده فرقه مجاهدین در دانشگاه یــزد

“از واکاوی گروهک های انحرافی تا آسیب شناسی فرقـه های مخرب”

با سخنرانی سه تن از اعضای جدا شده فرقه مجاهدین خلق

انجمن نجات مرکز یزد ـ یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶

برگزاری همایش ” از واکاوی گروهک های انحرافی تا آسیب شناسی فرقه های مخرب”  با سخنرانی سه تن از اعضای جدا شده فرقه مجاهدین خلق دردانشگاه یزد با حضورجمعی از مسئولان دانشگاهی و استانی به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه یزد در تالار فرهنگ این دانشگاه.

ابراهیم خدابنده، زهرا میرباقری، عباس محمدپور

گذشته ،چراغ راه آینده است

در ابتدای این مراسم دکتر کاظم ماندگاری معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه یزد با اشاره به اهمیت نگاه به گذشته در درک شرایط و مقتضیات گفت: برای درک شرایط وجودی، اهداف و آرمانهای یک پدیده درک نحوه و شرایط تکوین آن بسیار ضروری است.

تاریخ انقلاب اسلامی سرشار از حوادث، پیامدها و جریان هایی است که در این چهار دهه اتفاق افتاده است. با مرور رویدادها و بسترهای انقلاب اسلامی می توان علاوه بر درک فلسفه تحقق چنین پدیده ای، انگیزه ها و اهداف ورای آن را نیز فهمید. معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه یزد خاطر نشان کرد: مرور رویدادها و حوادثی که در این چند دهه بر انقلاب اسلامی گذشته است از چند بعد سودبخش است.

نخست اینکه این نوع نگاه علاوه بر بررسی دقیق و موشکافانه پدیده انقلاب اسلامی دلایل وقوع آن را تبیین می کند. دوم اینکه، مرور تحولات مربوط به جمهوری اسلامی می تواند در زنده نگهداشتن آرمانها و اهداف و همچنین جلوگیری از وقوع انحراف ذهنی و فکری مؤثر باشد.

ذکر خاطرات و سرگذشتی که از سوی شاهدان عینی نقل می شود به میزان زیادی می تواند این دو هدف را فراهم کند.

ابراهیم خدابنده، زهرا میرباقری، عباس محمدپور

شیوه منافقانه مجاهدین خلق: فرقه مخرب کنترل ذهن

در ادامه این نشست دکتر ابراهیم خدابنده از اعضای جدا شده سازمان مجاهدین خلق با اشاره به شیوه عضو گیری این فرقه گفت: یکی از مهمترین شگردهایی که فرقه رجوی برای عضوگیری و جذب استفاده می کند شیوه کنترل ذهن یا مغزشویی است. از این طریق که نوعی متدولوژی روانی است افراد اغوا می شوند و به عضویت این فرقه در می آیند. وی با اشاره به تفاوت حزب و سازمان با فرقه گفت: برخی فرقه رجوی را یک حزب یا سازمان می دانند در صورتی که این تشابه اشتباه است. حزب دارای سه رکن است؛ رهبری، ایدئولوژی و سازمان. اما در فرقه این سه تغییر می کنند؛ رهبری جای خدا می نشیند، ایدئولوژی به عنوان مجموعه ایستارها و باورها جای خود را به نوعی متدولوژی روانی می دهد و سازمان نیز به هرم تبدیل می شود.

دکتر خدابنده ادامه داد: اصولا جذب سازمان ها و احزاب بر پایه چهار نیاز صورت می گیرد:

۱- نیازهای اقتصادی، ۲- نیازهای مذهبی، ۳- نیازهای درمانی ۴- نیازهای سیاسی. اما کار فرقه ها این است که مشکلات جامعه را مطرح می کنند و درست هم می گویند چون مشکلات وجود دارد اما به دروغ می گویند کلید این مشکل دست ما است و از این طریق عضو گیری می کنند.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به متناسب بودن صفت منافقین به این فرقه گفت: در تعریف، منافق به کسی اطلاق می شود که از رفتار دوگانه برخوردار است. یعنی استانداردهای رفتاری دوگانه دارد و فرقه رجوی نیز در این استانداردهای دوگانه رفتاری سرآمد است. از سویی شعار اصلی اینها این است که در حال مبارزه با امپریالیزم هستند و از سوی دیگر برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی با امپریالیست بزرگ یعنی آمریکا و سایرین همکاری می کنند.

استفاده ابزاری از مذهب

دکتر خدابنده اظهار داشت: با توجه به مذهبی بودن مردم ایران و پایبندی آنان به مذهب تشیع، این فرقه از مذهب به عنوان ابزاری برای جذب عضو استفاده می کنند. برخی از آنها خیلی خوب قرآن تلاوت می کنند و به نهج البلاغه به میزان زیادی تسلط دارند. هنگامی که ما به عراق رفتیم من از آنها خواستم به زیارت بروم گفتند زیارت چه کسی؟ گفتم کربلا. گفتند: لازم نیست خودش (مسعود رجوی اینجاست)

انقلاب ایدئولوژیک: هژمونی زنان

وی بیان داشت: در سالهای اخیر این فرقه با مسائل و مشکلات عدیده ای روبرو بود و رجوی برای فرار از این مشکلات اقدام به طرح موضوعی به نام انقلاب ایدئولوژیک نمود. بر این اساس او گفت که همه زن ها به من محرم هستند و ناموس من هستند حق ازدواج ندارند و مردان نباید به آنها فکر کنند. بر این مبنا او زن ها را تابع خودش کرد و مردها را نیز تابع زنان. جوانان ما مخصوصاً قشر دانشگاهی باید خیلی هوشیار باشند تا در دام های این فرقه گرفتار نشوند!

ابراهیم خدابنده، زهرا میرباقری، عباس محمدپور

عدالت طلبی و مبارزه با ظلم دروغ بزرگ فرقه رجوی

در ادامه این نشست زهرا السادات میرباقری از دیگر اعضای جداشده فرقه رجوی با اشاره به روحیه ظلم ستیزی و عدالت خواهی انسان ها گفت: یکی از شگردهای این فرقه برای عضوگیری تحریک احساسات و عواطف آنها است. به عنوان نمونه من خودم از خانواده ای مذهبی بودم که در زمان هرج و مرج بعد از انقلاب فعالیت سیاسی داشتم و دارای روحیه ظلم ستیزی و عدالت خواهی بودم. الگو و سرمشق خود را نیز حضرت علی (ع) می دانستم. شعارهای این فرقه مبنی بر عدالت خواهی و ظلم ستیزی موجب تحریک من برای پیوستن به آن ها شد.

وی افزود: مسیر و محل عضوگیری این فرقه درست همانند داعش است. یعنی همان مسیر و مکانی را که اینها در ترکیه عضوگیری می کردند داعش در حال حاضر از همان مسیر و با همان تکنیک ها عضوگیری می کند. من هیچگاه به صورت کامل جذب این گروه نشدم زیرا ظرف ذهنی داشتم و بیشتر بر اساس آن عمل می کردم.

مخالفت های من در برابر آنان نیز به همین دلیل بود.

وی بیان داشت: در زمان جنگ ایران و عراق نیز این فرقه نه تنها مسئله جنگ بر علیه متجاوز را برای اعضا برجسته نمی کرد بلکه همکاری اطلاعاتی نزدیکی نیز با عراقی ها داشت. بسیاری از عملیات های ایرانی ها از طریق فعالیت های این گروه به اطلاع عراقی ها می رسید. حتی زمانی که بنی صدر متوجه شد این فرقه با عراق همکاری می کند خودش را کنار کشید و از این فرقه جدا شد.

شکست عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)

خانم میرباقری اظهار داشت: پس از آتش بسی که بین ایران و عراق انجام شد رجوی به خیال خود سودای تصرف ایران را داشت که در عملیات مرصاد شکست سختی خورد. او بعد از این شکست به جای اینکه به تصمیمات اشتباه خود اعتراف کند گناه را گردن اعضا انداخت و گفت چون شما به رهبرتان پایبند نبودید شکست خوردید. در اینجا بود که انقلاب ایدئولوژیک و هژمونی زنان را مطرح کرد.

وی همچنین گفت: این سازمان که از عدالت اجتماعی دم می زد حتی اجازه نمی داد که من خواهر و برادرانم را ببینم که به علت مخالفت های گاه و بیگاه من در برابر آنان بود. هر عضوی که می خواست از سازمان جدا شود یا او را تحت شکنجه های روحی و روانی قرار می دادند و یا او را می کشتند و اعلام می کردند که در حمله جنگنده های آمریکایی کشته شده است. سرگذشت ما می تواند برای نسل جوان و دانشجو مایه پند و عبرت باشد که فریب این فرقه و فرقه های دیگر را نخورند.

ابراهیم خدابنده، زهرا میرباقری، عباس محمدپور

عضوگیری فرقه رجوی با همکاری بعثی ها در اردوگاههای اسرا

عباس محمدپور که اخیرا در کشور  آلبانی از فرقه جدا شده و به میهن بازگشته یکی دیگر از سخنرانان درادامه با اشاره به انواع تاکتیک های عضوگیری فرقه مجاهدین، همکاری بعثی ها در اردوگاههای اسرا با آنان را یکی از شگردها دانست.

وی افزود: من در زمان جنگ از رزمندگان دفاع مقدس بودم و در دوران اسارت در اردوگاه کلا دو برنامه رادیویی برای ما می گذاشتند یا رادیو عراق که عربی پخش می شد یا رادیو مجاهدین که به زبان فارسی بود و ما چون فارسی زبان بودیم به این رادیو گوش می دادیم!

وی افزود: بعثی ها و مجاهدین به ما القاء می کردند که اگر به این فرقه بپیوندیم از اسارت رها می شویم و خیلی از ما به امید رهایی از اسارت به این فرقه پیوستیم اما نمی دانستیم از چاله وارد چاه بزرگتری شدیم. سران فرقه مرتب به ما وعده می دادند نظام ایران در حال فروپاشی است امروز، فردا، این ماه، ماه بعد و … . به همین صورت اعضا را در اردوگاه ها نگه می داشتند!

وی بیان داشت: عقاب پرنده بلند پروازی است که بالاتر از ابرها پرواز می کند اما همین انسان این پرنده را می گیرد اهلی می کند روی دست خود می نشاند و بعد هم این پرنده برای انسان شکار می آورد. کاری که فرقه رجوی با انسان می کند همین است. انسان های آزاد را از اوج به زیر می کشد و مرید رهبر فرقه می کند به نحوی که اختیار از انسان سلب می شود.

محمدپور تأکید کرد: نوع زندگی دراین فرقه زندگی ماشینی است. شما از خود اختیاری ندارید از صبح ساعت ۵ که از خواب بلند می شوید تا شب یکسره تحت الامر تشکیلات هستید و اگر صبح کمی دیر از خواب بیدار شوید مواخذه می شوید. در آلبانی با هر ایرانی که صحبت می کردیم به ما می گفتند شما با نیروهای اطلاعاتی ایران تماس داشته اید همه را نسبت به یکدیگر بی اعتماد کرده بودند.

در پایان این نشست این سه عضو جدا شده فرقه مجاهدین به سوالات حاضرین پاسخ گفتند.

ابراهیم خدابنده، زهرا میرباقری، عباس محمدپور

(پایان)

***

ابراهیم خدابنده مشهد مرگ فرقه رجوی مجاهدین خلق شورای ملی مقاومت ایرانخدابنده در نشست رویش فرهنگ: امروز گروهک تروریستی منافقین، سازمانی ورشکسته است

مسعود بنی صدر 2014سفر دور و دراز خودشناسیِ مسعود بنی صدر

افشای نقض حقوق بشر توسط مجاهدین خلق فرقه رجوی در ژنوداوود باقروند ارشد: آیا بحث بر سر نوعی استراتژی و شکلی از زندگی است؟

ریزش در شورای ملی مقاومت رجوی

اجلاس میان دوره یا وحشت از فروپاشی شورای دست ساز رجوی

همچنین:

https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29391

دیدارهای عباس محمد پور با خانواده های خوزستانی (+ بیانیه پایانی همایش)ا 

Nejat Families of hustages of Mojahedin khalq rajavi cult in albaniaانجمن نجات، مرکز خوزستان، چهاردهم می ۲۰۱۷:… آقای محمد پور توضیحات مفصلی درمورد وضعیت غم انگیز اعضای اسیر فرقه در دوران حضور آنها درعراق و بخصوص حضور در آلبانی ارائه داد و گفت فرقه رجوی درآلبانی کمپ هایی بنام “اشرف و مژگان ” ایجاد کرده تا بتوانند همچنان اعضای اسیر را همانند دوران عراق زیر چتر فرقه نگاه دارند .خروج ازاین کمپ ها برای اعضا ممنوع است اگر هم ترددی … 

خانواده های اسرای مجاهدین خلق فرقه رجوی چشم انتظارمصاحبه با آقای عباس محمد پور (یکسال هم در آلبانی بودم)

دیدار جداگانه برخی از خانواده های خوزستانی با عباس محمد پور – قسمت اول

لینک به منبع

دو شنبه هجدهم اردیبهشت ۹۶

عباس محمد پور نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی

آقای محمدپور در روزهای هفتم وهشتم اردیبهشت ماه مهمان انجمن نجات شعبه خوزستان بود که درروز اول برخی ازخانواده های اسیران دربند فرقه براساس زمانبندی کاری خود در دو نوبت صبح وعصر با وی در دفتر انجمن نجات استان دیدار کردند. که دراین قسمت دیدار نوبت صبح خانواده ها با آقای محمد پور به اطلاع می رسد.
درابتدای این دیدارمسئول انجمن نجات ضمن خیر مقدم به خانواده ها وتشکر ازحضورآقای محمد پور گفت با بازگشت نفراتی که بعد از جدایی از فرقه در آلبانی به ایران آمدند اکثرا شما خانواده ها درخواست داشتید تا گفتگویی حضوری با این نفرات برای کسب خبر از آخرین وضعیت عزیزانتان داشته باشید برهمین اساس ما هم ازآقای محمد پورکه ازآلبانی به ایران برگشته اند دعوت کردیم تا گفتگویی حضوری با خانواده های استان ما داشته باشند که خوشبختانه دعوت ما را پذیرفته وبه استان ما آمدند وازاین بابت از وی ممنون هستیم.

بعد ازاین آقای محمد پور ضمن معرفی خود گفت خوشحالم که امروزدر جمع شما خانواده های دوستان سابقم هستم، وی با بیان پروسه ایی از وصل و جدایی اش از فرقه گفت من آماده ام تا هرگونه خبری را که از وضعیت فرزندان اسیرتان دارم به اطلاع شما برسانم و باید به این نکته اذهان کنم که تلاش ها وپیگیری های تمام خانواده هایی که طی این مدت افتخار حضور درجمع آنها را داشتم برایم قابل تحسین است .تا وقتی که ما درفرقه رجوی بودیم رجوی وسران فرقه اش تبلیغات دروغین وسیعی علیه خانواده ها و بخصوص تلاش های افشاگرایانه اعضای جداشده درمناسبات می کردند. مثلا در فرقه اساسا ابراز تعلق وعشق به خانواده ممنوع ومرزسرخ بود. سران فرقه بعد ازآمدن خانواده ها جلوی کمپ اشرف و لیبرتی تبلیغات مسموم کننده خود را علیه خانواده ها شروع کردند و به ما می گفتند: خانواده های اعضای مجاهدین درزندان هستند، نه تنها خانواده های اعضا بلکه تمامی مردم ایران به حضورشما درمناسبات مجاهدین به خود می بالند ومی گفتند آنهایی که آمدند جلوی کمپ اشرف ولیبرتی مزدوران اجیرشده رژیم هستند نه خانواده !! وبرای این هم چند تا خبر را جعل می کردند تا مثلا ما این دروغ های آنها را باور کنیم .اما وقتی به ایران برگشتم وبا خیلی ازخانواده ها صحبت داشتم فهمیدم که همه حرف های سران فرقه ازاساس جزدروغ چیزی نبوده .

بعداز این آقای محمد پور توضیحات مفصلی درمورد وضعیت غم انگیز اعضای اسیر فرقه در دوران حضور آنها درعراق و بخصوص حضور در آلبانی ارائه داد و گفت فرقه رجوی درآلبانی کمپ هایی بنام “اشرف و مژگان ” ایجاد کرده تا بتوانند همچنان اعضای اسیر را همانند دوران عراق زیر چتر فرقه نگاه دارند .خروج ازاین کمپ ها برای اعضا ممنوع است اگر هم ترددی صورت بگیرد فقط برای رفتن به مراکز پزشکی است که معمولا چند نفررا به همراه فرد بیمار می فرستند ،به کسی اجازه ورود به آن داده نمی شود حتی خبرنگاران آزاد ، کماکان اعضا از داشتن امکانات ارتباطی و یا دسترسی به اخبار روز دنیا محروم هستند، نشست های سرکوب همچنان برقرار است علاوه براین برای محدود و درکنترل قرار دادن اعضا سران فرقه ازموضوع پرداخت مستمری ماهیانه سوء استفاده می کنند مثلا تا عضو اسیری بخواهد سازجدایی بزند او را تهدید به قطع پرداخت مستمری می کنند . سران فرقه حتی درامورات حقوقی نفراتی که جدا شده و تنها زندگی می کنند با استفاده از ابزارهایی که دارند کارشکنی می کند .اما در ورای همه اقدامات ضدانسانی فرقه رجوی باید گفت که دیگر دوران آگاه شدن و جدایی روز افزون اعضای اسیر در آلبانی فرا رسیده چون آلبانی شرایط متفاوت تری با عراق دارد .بعد ازاین آقای محمد پور به خانواده ها گفت حالا آماده ام تا به سئوالاتی که شما دارید پاسخ دهم ….

دیدار آقای محمدپور با برخی از خانواده های ماهشهری اسیران فرقه رجوی

لینک به منبع

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۹۶

عباس محمد پور نجات یافته از مجاهدین خلق در آلبانی

بعد ازظهر روز جمعه ۸/۲/۹۶ آقای محمد پور دیداری هم با خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی درشهرستان ماهشهر داشت .

دراین دیدارآقای محمد پور ضمن عرض سلام به خانواده ها گفت من ازدیروز تا حالا مهمان خانواده های خوزستانی بودم که واقعا علیرغم پیوسته بودن این دیدارها اصلا احساس خستگی نکردم! چون وقتی هربارشور، اشتیاق و تلاش های شما را برای کسب خبر از عزیزانتان و نجات آنها می بینم انرژی مضاعفی می گیرم. بی جهت نبود که سران فرقه هراقدامی می کردند تا صدای خانواده ها به گوش اعضا نرسد وی دراین رابطه بعنوان نمونه گفت وقتی ما درکمپ اشرف بودیم مسئولین درتمامی مقرها بلندگوهای زیادی  نصب کرده بودند به محض اینکه خانواده ها به اطراف اشرف می آمدند آنها را  با صدای بلند روشن می کردند بطوریکه واقعا اذیت می شدیم وهرکس هم به این کار به نوعی اعتراض می کرد فورا درنشست ها مورد بازخواست قرارمی گرفت .آقای محمد پور در ادامه درمورد وضعیت اسفبار فعلی اعضای اسیر در آلبانی توضیحات مبسوطی داد و گفت: اکثر اعضا  فکر می کردند وقتی به آلبانی منتقل شوند شرایط زندگی کردن بهتر و فشارهای خورد کننده تشکیلاتی هم برداشته خواهد شد اما بعد از استقرار کامل فرقه در آلبانی سران فرقه همان روال سابقی که درعراق برای اعمال فشار بر اعضا داشتند را با شدت بیشتری ادامه دادند درحالیکه بنا به منطق نیازی به اینکارنبود و این را اعضای اسیر کم کم متوجه شدند و به همین دلیل دامنه اعتراضات در درون فرقه نسبت به فشارهای بیهوده سران فرقه بالا گرفت و الان کار بجایی رسیده که خود مریم رجوی برای سرکوب اعتراضات درونی اعضا بیش از ۲ ماه است که در آلبانی مستقر شده است .

آقای محمد پور در ادامه گفت در شرایط جدید تلاش و پیگیری خانواده ها برای نجات عزیزانشان بسیار موثراست و می بایست به هرطریقی که می توانند بدنبال ارتباط خود با فرزندانشان باشند .وی درپایان به سئوالات خانواده های حاضر درهمایش پاسخ داد که شرح کامل آن درگزارش های بعدی به اطلاع خواهد رسید .

جلسه پرسش و پاسخ آقای عباس محمد پور با خانواده های ماهشهری اسیر در فرقه رجوی

لینک به منبع

عباس محمد پور نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی

چهارشنبه بیستم اردیبهشت ۹۶

روز جمعه ۸ اردیبهشت آقای عباس محمد پور که به تازگی از بند اسارت حصارهای تشکیلاتی فرقه تروریستی موسوم به مجاهدین خلق آزاد شده درجلسه پرسش و پاسخ با خانواده های اسیران فرقه درشهرستان ماهشهر شرکت کرد.

آقای محمد پور در ابتدا از اینکه بعد از ۲۵سال خود را درمیان خانواده ها احساس میکند ابراز خوشحالی نمود وگفت برای من تصورش خیلی سخت بود که روزی از بند اسارت حصارهای ذهنی رجوی آزاد و خودم را در جمع شما و دنیای آزاد ببینم شاید برای شما باورش سخت باشد که سران فرقه در طی این سالیان با استفاده از پیچیده ترین شیوه های مغزشویی و تحت کنترل گرفتن مستمر اعضا چگونه سیستم روح و روان و توان تصمیم گیری و انتخاب را از آنها گرفتند. من با یقین به شما می خواهم بگویم حتی یک نفر خواهان ماندن درفرقه رجوی نیست ولی شکستن ذهنیت اعضایی که سالیان هدف سهمگین ترین بمباران های تبلیغاتی و دروغ پردازی عوامل رجوی بوده اند نیاز به تلاش هرچه بیشتر شما و گذر زمان دارد. شما تصور کنید نفراتی که سالیان در یک محل بسته و بدون داشتن کوچک ترین امکان وسایل ارتباط جمعی از جمله تلفن، موبایل، اینترنت، نامه تحت شستشوی مستمر فرقه بوده وحقایق به آنها وارونه القاء میشد و از طرف دیگر مستمرا خبر اعدام خویشاوندان و یا اعدام خودش درصورت بازگشت به ایران به او داده میشد چگونه می توان از او انتظار داشت که تصمیم گیری نماید. خیلی سخت است شما با یک فرقه مهیب و مخرب روبرو هستید.
بعد از توضیحات آقای محمد پور یکی از خانواده ها سوال کرد با توجه به اینکه شما این فرقه را بخوبی می شناسید، توصیه و رهنمود شما برای خانواده ها چیست؟

آقای محمد پور پاسخ داد اگرچه بدلیل اینکه دولت آلبانی رابطه دیپلماتیک فعال با ایران ندارد ولی شما می توانید از طریق نامه نگاری با کمیساریا از وضعیت فرزندانتان با خبر شوید زیرا کمیساریای پناهندگان ملل متحد مسئولیت انتقال اعضا وپاسخ گویی درقبال سرنوشت آنها را دارد. مهم تلاش خانواده هاست . رجوی بشدت از فعالیت خانواده ها وحشت دارد.

چرا به آنها اجازه ملاقات نمیدهد ؟

آیا عقل سلیم حکم نمیکرد بجای خریدن این همه رسوایی درب کمپ های خود را به روی خانواده ها باز میکرد واتفاقا با تبلیغات وبکارگیری فرزندانشان آنها را جذب میکرد. پس مطمئن باشید اگر رجوی یک درصد اعتقاد داشت خانواده ها را می توانست  جذب کند می کرد .

درادامه یکی از خانواده های ماهشهری بعنوان حسن ختام جلسه پرسید : برخی اوقات ما شاهدیم بعضی از وابستگان ما به تلویزیون فرقه آمده وبرعلیه ما فحاشی میکنند وما چنین تصورمیکنیم آنها خواهان پذیرش ما نیستند واقعیت چیست؟

آقای محمد پور درپاسخ گفت اینها همه نمایش وخیمه شب بازی است. برخی از اعضا با این هدف به تلویزیون می آیند تا بار فشار طاقت فرسای سرکردگان فرقه را برخود کمتر کنند. تمامی مطالبی که از طرف آنها گفته میشود درحقیقت تکرار یک سناریوست که از روزهای قبل در اتاق فکر مسئولین امنیتی فرقه با آنها تمرین شده است من با خیلی از بچه هایی که دراین نمایش های مسخره شرکت کرده بودند واکنون جدا شده اند صحبت کردم میگفتند یک هفته رسول خدابنده (از مسئولین اطلاعات فرقه )علی صفوی و حسین مدنی (قبل از مرگ) بهشته شادرو از مسئولین تبلیغات به اضافه تعدادی از خواهران شورای رهبری روی مخ و روح  و روان فرد که قراراست مصاحبه کند کار می کردند . جالب است که شما بدانید خیلی از افراد که به مصاحبه تلویزیونی آورده شدند مدتی بعد از فرقه جدا شدند.

آقای محمد پور اضافه کرد ولی هیچ یک از این شیوه ها دوای درد مسئله داری و ریزش نیروها نبوده ونخواهد بود. آمدن مریم رجوی به آلبانی نشان دهنده وخامت روز افزون اوضاع در فرقه است ایمان دارم که فروپاشی این فرقه جهنمی و آزادی و بازگشت بچه ها به آغوش گرم خانواده هایشان چندان دیر نیست. ‌‌‌موفق باشید.

دیدار جداگانه برخی از خانواده های خوزستانی با آقای محمد پور – قسمت پایانی

لینک به منبع

پنج شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۹۶

بعد از توضیحات آقای محمدپور خانواده های اعضای اسیر به نوبت سئوالات خود را درمورد سرنوشت ونگرانی هایی که دررابطه با عزیزانشان درآلبانی داشتند پرسیدند  .
ابتدا پدر ومادرمنوچهر کوهکی به آقای محمد پور گفتند نجات وبازگشت شما را به آغوش خانواده ات تبریک می گوئیم. مادرمنوچهر کوهکی درحالیکه گریه می کرد گفت خدا از رجوی نگذرد که سالهاست ما را از دیدار با فرزندم منوچهرمحروم کرده فرزندی که سالها برای بزرگ کردن او زحمت کشیدم می خواهم بدانم چرا این همه سال پسرم با ما تماس نگرفته ؟! من وپدرمنوچهر وحتی دیگر فرزندانم هرگزاز بودن پسرم منوچهردرگروه رجوی راضی نیستیم .پدر منوچهرکوهکی نیز گفت اصلا اینطور نیست که ما به بودن فرزندمان منوچهردرگروه رجوی به خودمان ببالیم تازه ما نگران وضعیت او هستیم حالا ازشما خواهش می کنیم هرآنچه را که درمورد وضعیت او می دانید به ما بگوئید همچنین می خواهم بدانم الان که بچه های ما درآلبانی هستند آیا می گذارند نامه ما بدست او برسد ؟ چون ما درتاریخ ۱۴/۱۲/۹۵ نامه ای برای پسرمان منوچهرنوشته و برای کمیساریا فرستادیم تا بدست او برسانند.همچنین شنیدم که منوچهر را چندی پیش به تلویزیون سازمان آوردند وحرف هایی زده که می خواستم دراین باره برایمان توضیح دهید چون ما ازاین بابت نگران شدیم .

آقای محمد پوردرپاسخ گفت متاسفانه مسئله ای که رجوی وسران فرقه اش به آن فکر نکرده ونمی کنند موضوع انسانی است ،رجوی همه چیزرا قربانی اهداف خود وفرقه اش می کند واین توضیح را هم بدهم که قوانین همه فرقه ها وبخصوص فرقه رجوی این است که ابتدا ارتباط  فرد اسیر را از دنیای بیرون و بخصوص با خانواده اش قطع می کند وبعد یک طرفه شبانه روز او را مغزشویی می کنند تا بتوانند ازوی درجهت اهداف فرقه سوء استفاده کنند . درقوانین فرقه رجوی هرگونه ارتباط اعضا با خانواده ممنوع ومرزسرخ است بنابراین درچنین شرایطی درفرقه رجوی اعضا حتی حق بیان اینکه می خواهیم با خانواده ارتباط بگیریم نداشتند .اما درمورد اینکه گفتید منوچهر را آوردند به تلویزیون خودشان تا یکسری حرف ها بزند باید بگویم همیشه درفرقه همینطور بوده زمانی که خطری ازناحیه خانواده ها احساس می کنند سریع برای مخدوش کردن اذهان وبخصوص برای اینکه خانواده فرد اسیر را ازادامه تلاش برای نجات عزیزشان منصرف و دلسرد کنند فرد اسیررا ابتدا با دادن یکسری اطلاعات غلط به او بطور ویژه مغزشویی وبا دیکته کردن یکسری حرف ها به او به تلویزیون خودشان می فرستند اگر نپذیرد باید فشارهای خوردکننده در درون مناسبات را متحمل شود .اصلا نگران نباشید چون بودن نفراتی که به تلویزیون فرقه رفتند اما مدتی بعد ازفرقه جدا شدند .درمورد نامه هم که سئوال کردید کمیساریا نامه را می برد اما اگر مسئولین فرقه بگذارند ولی هربار نامه بنویسید طبعا هیچ تلاشی بی نتیجه نخواهد ماند .

 آقای محمد دلفی ازمحمد پوردرمورد آخرین وضعیت خواهرانشان لیلا ومریم سئوال کرد وگفت ما هم سالهاست که ازخواهرانمان اطلاعی نداریم  مادرمان تا لحظه آخر قبل ازوفات اسم هردوی آنها را صدا می زد که متاسفانه کاری هم ازدست ما ساخته نبود که حالا ازشما می خواهیم درمورد آنها برایمان توضیح دهید .

آقای محمد پور درپاسخ گفت درفرقه رجوی زن ومرد اسیرند برای همه ارتباط با خانواده ودنیای بیرون ممنوع است. البته بنظرمن وضعیت زنان درون فرقه رجوی تا حدود زیادی متفاوت تربود وشرایط سخت تری داشتند. چون رجوی ازسال ۷۲ به بعد با دادن یکسری مسئولیت های کلیدی پوشالی به آنها درمناسبات سعی کرد آنها را درکنترل خود برای سرکوب دیگر اعضا بخصوص مردان درون مناسبات بهره ببرد .وموضوع دیگر اینکه درفرقه رجوی همیشه زنها را بطورخاص ازجدایی ازفرقه می ترساندند واین تصور دروغین برای آنها ایجاد می کنند که درصورت فرار و یا جدایی از فرقه اتفاقات ناگواری برای آنها دربیرون مناسبات پیش خواهد آمد . ولی الان که به کشوری مثل آلبانی رفتند بزودی یخ دروغ های سالیان رجوی برای آنها هم ذوب خواهد شد .

آقای سیف الله زیبا ضمن تبریک وتشکر ازحضورآقای محمد پور گفت برادرمن نصرالله هم سالهای سال است که رفته ولی مدتی پیش وی با ما ازطریق فیسبوک ارتباط برقرارکرد که درمرحله دوم ازمن درخواست پول کرده بود ومن هم حقیقتا ازاینکه پول بدست برادرم برسد شک داشتم من به او گفتم که تو ازسازمان جدا شو وزندگی جدیدی را برای خودت انتخاب کن هرمقدارکه پول لازم داشته باشی برایت می فرستم . اما بعد ازآن تماسش را با ما قطع کرد که واقعا نمی دانم چرا ؟! من هدفم این بود که بتوانم اورا ازمنجلابی که درآن قرارگرفته آگاه کنم واقعا ما برادرمان را دوست داریم حالا می خواستم ازشما بپرسم که جریان چیست بنظرشما چرا برادرم تماس فیسبوکی خودش را با ما قطع کرد ؟

آقای محمد پور گفت قطعا همیشه اینطور بوده که سران فرقه به هرطریقی سعی کردند ازخانواده ها اخاذی کند حتی ازطریق عضو اسیر آنها که بنظر من هرخانواده ای درابتدا باید اول مطمئن شود که برادر و یا خواهرش ازفرقه جدا شده یا نه بعد برایش پول بفرستد همانطورکه می دانید فرقه رجوی به پول من وشما نیازندارد چون قبلا تا توانستند ازسر مزدوری برای صدام والان هم از طرف برخی کشورهای منطقه که با ایران ضدیت دارند و یا ازطرف سازمان های جاسوسی برخی کشورهای اروپایی وحتی اسرائیل تامین مالی می شود اگرچنین پشتوانه مالی نداشت که هرگزنمی توانست این همه آواره های کشورهای مختلف را که درکشورهای اروپایی هستند جمع و به متینگ های خود درفرانسه ببرد الان هم که می بینید ویا می شنوید که درآلبانی هزینه های هنگفتی را صرف می کنند . بنابراین می توان گفت که اگرتماس برادرتان با شما بعد ازاینکه درخواست وی را برای ارسال پول رد کردید قطع شده این احتمال وجود دارد که سازمان متوجه شده که دیگرنمی تواند ازشما اخاذی کند وادامه تماس به صرفه نیست وبه همین دلیل دیگرمانع ارتباط برادرتان با شما شده. متاسفانه افراد درفرقه تحت شرایط مغزشویی شدید هستند به همین دلیل سران فرقه درهربرنامه ای سعی می کنند ازآنها درجهت اهداف فرقه سوء استفاده کنند ولی بازهم به شما می گویم مطمئن باشید که چنین وضعیتی دوام نخواهد یافت چون دوران آگاه شدن اعضای اسیر وجدایی آنها از فرقه فرا رسیده .

آقای سکران باوی هم از آقای محمد پور سئوال کرد وگفت برادر من سلطان تا چند وقت پیش ازطریق واتساپ با ما ارتباط می گرفت واین تماس وی مدتی ادامه داشت ولی بعد ازمدتی تماسش قطع شد البته او از تلفن فرد دیگری تماس می گرفت بهرحال ما ازاین بابت نگران هستیم که چرا تماسش قطع شده  .

آقای محمد پور توضیح داد تا قبل ازاینکه مریم رجوی برای برگزاری یکسری نشست های مغزشویی به آلبانی سفرکند مهارتشکیلات ازدست مسئولان فرقه خارج شده بود وبه همین دلیل نفرات زیادی توانستند به طرق مختلف با خانواده های خود ارتباط برقرارکنند که همین مسئله روزبه روز باعث نگرانی سران فرقه شده که احتمالا با ورود مریم به آلبانی سازمان دست بکار شده  تا به هرطریق ممکن مانع ازادامه روند تماس اعضا با خانواده هایشان شود تا جایی که من اطلاع دارم سران فرقه حتی با تهدید سعی کردند مانع ازارتباط اعضایی که ازفرقه جدا شدند و درآلبانی زندگی می کنند با خانواده هایشان شوند مثلا آنها را تهدید به قطع حقوق ماهیانه ای که می گیرند کردند .همانطورکه گفتم سران فرقه با انواع واقسام توطئه ها وتهدیدها سعی می کنند هرطورشده اعضارا درکنترل فرقه نگه دارند  بنابراین حساب کنید وقتی اعضای اسیر درکشوری غریب که هیچکس وهیچ ارگانی حامی حقوقی آنها نیست چکار باید بکنند طبعا دراین شرایط مجبورهستند بخاطردریافت حقوق بخور و نمیرماهیانه سکوت ویا تماس خودشان را با خانواده قطع کنند  .

آقای محمد پور در پایان این جلسه توضیح داد وگفت : واقعا نگرانی های شما را درمورد سرنوشت فرزندانتان درک می کنم. همانطور که می دانم خانواده من هم نگران بودند . رجوی وسران فرقه اش هر توطئه وترفندی را برای مایوس کردن شما خانواده ها ویا برای بایکوت وبه سکوت کشاندن نفراتی که درآلبانی ازفرقه جداشدند ویا آنهایی که هنوزدرمناسبات هستند بکارمی بندند تا شاید بتوانند چند صباحی به حیات فرقه خود بیفزایند ولی  بشدت ازتلاش های شما خانواده ها وحشت دارند چون خوب می دانند هرعضوی که بتواند اولین ارتباط عاطفی را با خانواده اش برقرارکند تمامی برنامه های آنها به هم خواهد خورد .بنابراین شما باید همچنان به تلاش های خودتان ازهرطریق که می توانید درجهت نجات عزیزانتان ادامه دهید وشک نکنید که نتیجه خواهد داد.

درآخربرخی ازخانواده ها بطور جدگانه با آقای محمد پور صحبت و بطور خاص تر در جریان آخرین وضعیت عزیزان اسیرشان درفرقه قرار گرفتند .

بیانیه پایانی همایش خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی در خوزستان

لینک به منبع

یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۹۶

انجمن نجات مرکز خوزستان خانواده های گروگانهای رجوی در آلبانی

درطی روزهای هفتم وهشتم اردیبهشت ماه ۹۶ همایش خانواده های خوزستانی اسیران دربند فرقه رجوی با حضور اعضای انجمن نجات شعبه خوزستان وآقای عباس محمد پور که اخیرا از دام فرقه رجوی در آلبانی رها و به آغوش خانواده اش درایران بازگشته است در چند شهر استان برگزار شد.
دراین همایش خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی نسبت به آخرین تحولات فرقه و وضعیت اسفبار اسیران دربند آن در کشور آلبانی مطلع گردیده و درپایان  بیانیه ای را درمحکوم کردن اقدامات ضدانسانی سران فرقه بحران زده رجوی تنظیم کردند که به شرح زیر می باشد :

۱-     با توجه به شرایط موجود درعراق انتقال فرزندان اسیرمان درگروه رجوی به کشور آلبانی یکی ازخواسته های ما بود درحالیکه رهبران گروه رجوی درآن زمان تمام تلاش خود را کردند تا شاید این انتقال صورت نگیرد تا بتوانند تعداد بیشتری از فرزندانمان را درجهت اهداف خود قربانی کنند .

۲-    ما خانواده های چشم انتظار اسیران دربند گروه موسوم به مجاهدین خلق به تمامی  اسیران ازجمله آقای عباس محمدپورکه توانستند بعد ازسالیان خود را از دام گروه رجوی نجات داده وزندگی جدیدی را آغاز کنند وهمچنین به خانواده های محترمشان تبریک می گوئیم .

۳-    ما خانواده های اعضای اسیر در گروه رجوی ازاینکه رهبران این گروه درکشورآلبانی هم اقدام به ایجاد کمپ هایی همانند کمپ های سابق خود درعراق نموده تا باز فرزندان ما را در آن محصور و از حق مسلم انتخاب مسیر آینده زندگی محروم سازند عمیقا ابراز نگرانی و انزجار می کنیم .

۴-    ما از ادامه اقدامات ضدانسانی رهبران گروه رجوی در ممنوع کردن خروج فرزندانمان ازکمپ های گروه درتیرانا ، ممانعت از ارتباط آنها با خانواده های خود ،عدم اجازه دسترسی آنها به امکانات ارتباط جمعی وتحت فشارقراردادن آنها برای ماندن به هرقیمت درتشکیلات گروه را بشدت محکوم می کنیم .

۵-    ما ازاینکه موضوع پرداخت مستمری ماهیانه فرزندانمان به گروه رجوی سپرده شده معترض هستیم زیرا که برطبق اخبار و مستندات موجود رهبران گروه رجوی ازاین موضوع برای تحت فشار قرار دادن اعضای اسیرخود برای ماندن آنها در حیطه گروه و یا به سکوت کشاندن اعضایی  که ازآن جدا شدند سوء استفاده می کنند .

۶-    ما معتقدیم که برطبق موازین بین المللی وحقوقی می بایست پرداخت مستمری ماهیانه به اعضای اسیر در گروه رجوی برعهده خود نهاد کمیساریای عالی ملل متحد برای امور پناهندگان باشد .

۷-    ما ازدولت آلبانی می خواهیم که بیش از این به رهبران گروه موسوم به مجاهدین خلق درکشورشان دست بازنداده ونگذارند تا آنها درکشورشان بدیهی ترین  حقوق انسانی اعضای تحت اسارتشان را نقض کنند.

۸-    ما ازدولت آلبانی می خواهیم تا برطبق موازین بین المللی وانسانی شرایطی را فراهم کند تا ما خانواده های چشم انتظار اعضای تحت اسارت گروه مجاهدین خلق بتوانیم آزادنه و بدون هیچگونه محدودیتی  به کشورشان برای ملاقات فرزندانمان سفر نمائیم .

۹-    ما از تمامی نهادهای حقوق بشری بین المللی و از تمامی وجدان های بیدار می خواهیم بخاطر اعتلای انسانیت از هر اقدامی که بتواند فرزندانمان را بعد از سالیان اسارت در گروه رجوی نجات و به ساحل امن زندگی برساند فروگذار ننمایند .

(پایان)

***

خانواده های گروگانهای فرقه رجوی بیرون کمپ لیبرتیکیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

 انجمن نجات، مرکز خوزستان، هشتم مارس ۲۰۱۷:… در جریان نشست اخیر مریم رجوی اعضای ناراضی ضمن ایجاد اغتشاش، جلسه نشست مریم رجوی را برهم زده و از نشست خارج شده اند. اعتراض از نقطه ای شروع شد که مریم رجوی سعی کرده بود همانند نشست های طعمه اعضا را مقصراصلی بن بست کنونی سازمان وعدم تحقق سرنگونی قلمداد نماید ولی … 

Mujahadeen-e-Khalq (MEK). Backgrounders

لینک به منبع

اغتشاش و بهم زدن نشست مریم رجوی در آلبانی

انجمن نجات مرکز خوزستان سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵

بر اساس آخرین خبرهای دریافتی از اعضای جدا شده فرقه موسوم به مجاهدین خلق در کشور آلبانی در جریان نشست اخیر مریم رجوی اعضای ناراضی ضمن ایجاد اغتشاش، جلسه نشست مریم رجوی را برهم زده و از نشست خارج شده اند. اعتراض از نقطه ای شروع شد که مریم رجوی سعی کرده بود همانند نشست های طعمه اعضا را مقصراصلی بن بست کنونی سازمان وعدم تحقق سرنگونی قلمداد نماید ولی دراین هنگام چند نفر به حالت اعتراض خطاب به مریم رجوی گفته اند که دیگردوران تهدید و قدرت نمایی شما گذشته اینجا عراق نیست در ضمن فراموش نکنید که صدام هم سرنگون و بدرک واصل شده است. بدنبال اعتراض به یاوه گویی های مریم رجوی جلسه نشست را ترک کرده اند. لازم به یادآوری است که این اعتراضات درشرایطی صورت میگیرد که از مدتها پیش بدنبال ایجاد تنش و زاویه دارشدن اعضا که بدنبال اخراج از عراق واستقراردرآلبانی شروع شده است مریم رجوی سفریکماهه به کشور آلبانی وبرگزاری نشست های لایه ای را دردستور کارخود قرار داده بود.مریم رجوی درجریان برگزاری این نشست ها سه هدف اساسی را دنبال میکرد.

۱)    برگزاری نشست های لایه ای بمنظور مقابله با اعتراضات و تناقضات اعضا بخصوص بعد از اخراج از عراق وموج جدایی و ریزش آنها درآلبانی که ترس و وحشت آنها را از فروپاشی افزایش داده است.

۲)    برنامه ریزی جهت مقابله با حضور خانوادها در آلبانی که می تواند بعنوان یک پارامتر تعیین کننده به این نارضایتی اعضا دامن بزند. بخصوص اینکه مریم رجوی ودیگرسرکردگان فرقه بدنام موسوم به مجاهدین تجربه تلخ حضور خانوادها در اشرف و لیبرتی را دارند و برایشان واضح است که چگونه خانواده های قهرمان وفداکار با حضورشان باعث عقب نشینی از شعارهای استراتژیکی شان که همان عبوراز مرز سرخ خروج از اشرف بود شدند.

۳)    سفر وزیر خارجه آلبانی به ایران طی ماههای گذشته و بحث بازگشایی سفارت های ایران و آلبانی درتهران و تیرانا که می تواند عرصه را برفعالیت های تروریستی فرقه رجوی درآلبانی تنگ تر ودست خانوادها را برای سفربه آن کشور بازتر نماید و این امرشکستن طلسم اختناق و غل و زنجیرهای کنترل مخرب ذهن و لاجرم آزادی اسیران را درپی خواهد داشت مریم رجوی ودیگرسرکردگان این فرقه را دست پاچه وعصبانی ساخته است.بخصوص اینکه بلحاظ جنبه های روحی و روانی اعضای مستقر در آلبانی مترصد فرصتی برای رهایی از جهنم این فرقه میباشند.
برهمین اساس و طبق آخرین خبرهای دریافتی از آلبانی مریم رجوی برای مهار این بحران ها و جلوگیری از ریزش نیروها و وادار کردنشان به وفاداری به سازمان اقامت خود را تمدید کرده است تا شاید بتواند بنحوی به این نارضایتی ها پایان دهد ولی موج جدایی اعضا در روزهای اخیر که حتی اعضای با سابقه را هم دربر دارد وتلاش بی وقفه خانواده ها جهت برقراری تماس با عزیزان و رفتن به آلبانی جهت ملاقات خود بخوبی گواه این است که تقلاهای مذبوحانه مریم رجوی راه به جابی نخواهد برد و فروپاشی این فرقه ضد انسانی وآزادی تمامی اسیران دربند آن امری محتوم و تردید ناپذیراست.

س.اهوازی

*** 

anne-khodabandeh-singleton-albanian-gazeta-impkt-2017آن سینگلتون: کلید معمای بازپروری گروگان های مجاهدین خلق در آلبانی در دست خانواده هاست

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28204

چرا فرزندان به گروگان گرفته شده مان در آلبانی ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شده اند (خانواده بهمن اکبری)ا 

Akbari_Bahman_Family_2انجمن نجات، مرکز خوزستان، بیست و چهارم ژانویه ۲۰۱۷:… بهمن عزیز پدر و مادرمان که خیلی برای دیدن تو انتظار کشیدند به رحمت خدا رفتند ،عمرما هم دارد تمام می شود اما همچنان ازتو خبری نداریم وموفق به دیدن دوباره تو نشدیم .نمی دانم خبرداری یا نه چندین بار با همسرم فقط برای دیدن تو به اطراف کمپ اشرف ولیبرتی آمدیم اما متاسفانه هربار با بی مهری مسئولین کمپ روبرو … 

احسان بیدی سیاوش رستارCan Albania Meet its Obligations and De-radicalize an Influx of Terrorists into Europe?

چرا فرزندان به گروگان گرفته شده مان در آلبانی ممنوع التماس و ممنوع الملاقات شده اند (خانواده بهمن اکبری)ا

دیدار آقای بهروز اکبری مطلق با اعضای انجمن نجات شعبه خوزستان

انجمن نجات مرکز خوزستان شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۵
لینک به منبع

مورخه ۲۵/۱۰/۹۵ آقای بهروز اکبری مطلق که برادرش بهمن سالهاست اسیر فرقه رجوی است به منظور کسب آخرین خبر از وضعیت برادرش در آلبانی در دفتر انجمن نجات شعبه خوزستان با اعضای آن دیدارکرد .

خانواده بهمن اکبری گروگان فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی

دراین دیداراعضای انجمن نجات ضمن خوش آمدگویی به آقای بهروز اکبری وی را درجریان آخرین خبرها مربوط به وضعیت اسفبار اعضای دربند فرقه ساکن درکشور آلبانی قرارداده و گفتند سرکردگان فرقه رجوی محلی را که برای اسکان اعضا در نظر گرفتند همانند مقر سابق خود درعراق از هر لحاظ محصور کرده و اجازه ورود و خروج را به کسی نمی دهند و کماکان همان سیستم فرقه ای  خود را به منظور کنترل، سرکوب و مغزشویی اعضا دنبال می کنند سرکردگان فرقه علاوه براین اعضا را نیز تهدید می کنند که در صورت جدایی از فرقه حقوق آنها را قطع و یا درمسائل اقامتی و پناهندگی آنها اخلال ایجاد خواهند کرد. بنابراین می توان این نتیجه را گرفت که فقط محل اسکان اعضا عوض شده اما متاسفانه آنها هنوزاسیر و گرفتار فرقه تروریستی و ضد انسانی رجوی هستند که می بایست همه ما به هرطریق ممکن به تلاش های خودمان برای افشای ماهیت فرقه و نجات اعضای دربند آن ادامه دهیم .

آقای اکبری ضمن تشکر از زحمات انجمن نجات با بیان خاطراتی از برخورد ضد انسانی مسئولین فرقه رجوی با خانواده های افراد اسیر در دورانی که دراطراف لیبرتی تحصن کرده بودند گفت واقعا شنیدن آه وناله ها وشرح درد و رنج مادران و پدران و دیگر خانواده های افراد اسیر دل هرانسانی را بدرد می آورد اما دریغ ازیک جو انسانیت درنهاد مسئولین کمپ گروه رجوی . بهرحال ما هم مثل بقیه خانواده ها ازاینکه برادرمان با انتقال به آلبانی جان سالمی بدر برد خوشحال شدیم اما بنظر من این خوشحالی زمانی تکمیل می شود که ببینیم برادرمان آزاد و برای خودش زندگی مستقلی دست و پا کرده است نه اینکه باز درآلبانی هم گرفتارگروه رجوی باشد .برادرمن الان حدود ۶۸ سال سن دارد واقعا چرا نمی گذارند که او بقیه عمرش را لااقل برای خودش باشد؟! بهرحال من و خانواده ام برادرمان بهمن را خیلی دوست داریم امیدواریم که او هم بتواند با درک صحیح ازشرایطی که درآن قراردارد مسیرزندگی جدیدی را برای خودش انتخاب کند و طبعا ما هم بعنوان خانواده وی این را وظیفه دینی و اخلاقی خودمان می دانیم تا هرکاری که برای رسیدن برادرمان بهمن به یک زندگی توام با آرامش و مستقل لازم باشد انجام دهیم زیرا او هم مثل بقیه انسانها حق دارد زندگی کند.

درپایان این دیداراعضای انجمن نجات ضمن تشکر ازحضور و حسن توجه آقای اکبری مطلق خبر جدایی و نجات تعدادی از اعضای اسیر از دست جنایتکاران باند رجوی طی روزهای اخیرا را به فال نیک گرفته و به همراه وی ابراز امید واری کردند تا هرچه زودتر بهمن و امثال وی که سالهاست رنج اسارت در فرقه رجوی را می برند آزاد و به زندگی واقعی برسند .

نامه بهروز اکبری مطلق به برادرش بهمن اسیر در فرقه رجوی

انجمن نجات مرکز خوزستان سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵
لینک به منبع

باسلام به برادر خوبم بهمن اکبری

خانواده بهمن اکبری گروگان فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی

بهمن جان سلام من و بقیه خانواده را از راه دور بپذیر امیدواریم که همیشه خوب و خوش باشی. دراین لحظه که دارم نامه می نویسم تمامی اعضای خانواده درکنارم نشستند هاجر و کیامرث که حتما خبر داری به رحمت خدا رفتند! اما بقیه خواهر و برادرانت به تو سلام می رسانند .بهمن عزیز باورکن دراین سالیان همه ما همواره به یاد تو بودیم .چقدرزود می گذرد ایام یادت هست که وقتی درسد کار می کردی آمدیم پیش تو و با دوستانت می نشستیم بازی شاه دزد را با هم بازی می کردیم الان همان دوستانت مرتب سراغ تو را ازما می گیرند بخصوص باقری که خیلی با تو صمیمی بود هر بار که مرا می بیند می گوید از بهمن چه خبر زنگ نزده ؟ که من فقط با حسرت به او می گویم هیچ خبری ازاو نداریم .

خانواده بهمن اکبری گروگان فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی

بهمن عزیز پدر و مادرمان که خیلی برای دیدن تو انتظار کشیدند به رحمت خدا رفتند ،عمرما هم دارد تمام می شود اما همچنان ازتو خبری نداریم وموفق به دیدن دوباره تو نشدیم .نمی دانم خبرداری یا نه چندین بار با همسرم فقط برای دیدن تو به اطراف کمپ اشرف ولیبرتی آمدیم اما متاسفانه هربار با بی مهری مسئولین کمپ روبرو شدیم . بهمن عزیز به خدا درسالهایی که عراق بودی وقتی خبرهای ناگواری درمورد شما می شنیدیم دلمان می لرزید و دعا می کردیم که تو صحیح و سالم باشی البته با رفتن تو از عراق کمی از بابت امنیت جانی تو آسوده خاطر شدیم اما حیف وقتی که درعراق بودی و ما می توانستیم به راحتی به آن کشور سفر کنیم نگذاشتند تو را ببینیم و الان که تو را به کشوری دور بردند دیدن دوباره تو برای ما یک آرزوی دست نیافتنی شده واقعا چرا باید اینطور باشد؟!.برادرخوبم حتما توهم همیشه به فکر و یاد ما بودی اما می دانم که راه کسب خبری از ما نداشتنی ولی هرچه بود گذشت الان تو  حدودا ۶۸ سال سن داری و می دانم که از نظر روحی خسته ای شاید به همین خاطر نگاه نامیدانه ای به زندگی داشته باشی ولی باورکن این تفکر درستی نیست چراکه هرانسان باید ازلحظه لحظه های زندگی اش استفاده کند خوشبختی و زندگی که درب های خودش را به روی تو نبسته است بنابراین بعنوان برادر کوچکتر تو این نصیحت مرا بپذیر که سالها درد بدری، آوارگی و برای دیگران زندگی و نفس کشیدن بس است، سالها فاصله گرفتن و بی خبری از خانواده وعزیزانت بس است ما به نبودنت عادت نکردیم هرلحظه منتظر نشستیم تا شاید تو را دوباره در کنار خودمان ببینیم یا لااقل صدای تورا بشنویم باورکن  ما برادرمان را که درکشوری غریب و دورافتاده است فراموش نکرده ونخواهیم کرد واگر بدانم که آزاد و زندگی مستقلی برای خودت پیدا کردی درهرکشوری که باشی خودم برای دیدنت خواهم آمد وهرکمکی که ازدستم ساخته باشد برایت دریغ ندارم اما متاسفانه چون ما به تو دسترسی نداریم باید خودت هم تلاش کنی تا بتوانی آزاد زندگی کنی .دیگر عرضی جز آرزوی سلامتی وتندرستی تو ندارم شماره موبایل خودم را درپائین نامه برایت می گذارم وازتو خواهش می کنم که با ما تماس بگیر تا حداقل صدای نازنین تورا بعد ازسالیان بشنویم به امید حق خدا پشت و پناهت باشد .درضمن عکس پدرومادر را برای تجدید خاطرات برایت گذاشتم .

برادرت بهروز – اهواز

شماره موبایل ۰۹۱۶۹۰۴۵۲۱۵

(پایان)

***

Anne Singleton: Key to de-radicalization of MEK hostages in Albania are their families

IMPAKT 55 – Muxhahedinet iraniane ne Shqiperi. Interviste eksluzive me Anne Singleton
https://youtu.be/8v-Q7UWfN3M

Shqipëri: John Kerry sjell terroristët, John Bernnan paralajmëron rrezikun e tyreShqipëri: John Kerry sjell terroristët, John Bernnan paralajmëron rrezikun e tyre

همچنین: