اتحاد زندانیان سیاسی متعهد به سرنگونی، نام دیگر باند رجوی است!

اتحاد زندانیان سیاسی متعهد به سرنگونی، نام دیگر باند رجوی است!

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سی ام سپتامبر 2015:…  فرقه ی رجوی بطور مزورانه ای توصیه میکند که این گره ها را که میتوان بادست گشود، بادندان باید گشود وبنابراین با مذاکراتی که به صلح وآرامش کمک میکند ، بشدت مخالفند وهرکشور وجریانی را که درجهت خلاف میل آنها عمل کرده ومذاکره وسازش را بیشتر بنفع خود بدانند، به اتهام ” مماشات گرایی ” متهم کرده ومورد سرزنش قرار میدهد!!  خواننده …

استراتژی رجویمجاهدین مذاکرات را شوخی حساب میکردند؟ (+ امریکا و سوریه)

Rajavi cult New Yorkگروه رجوی و دستاوردهای نیویورک

لینک به منبع

اتحاد زندانیان سیاسی متعهد به سرنگونی، نام دیگر باند رجوی است!

رویه ی موجود درمناسبات رجوی بر مدار تصاحب همه چیز بنفع خود است!

این تصاحب علاوه براینکه شامل نام ها وعناوین قبلا موجود میباشد، به اختراع نام های دیگر هم تسری داده شده است!

اتحاد زندانیان سیاسی متعهد به سرنگونی یکی دیگر ازاین نام های اختراعی است ومعلوم نیست این تعهد به سرنگونی ازکدام طرف برای این مجهول الهویه ها ایجاد شده است!

به هر ترتیب!

این اتحادیه؟! فراخوانی دررابطه با کارشکنی برعلیه حضورطبیعی و صلح جویانه ی دکتر روحانی درمقر سازمان ملل متحد منتشر نموده که وبسایت های فرقه ی رجوی آنرا بازتاب داده اند.

نام فراخوان ” دستان خون چکان روحانی را پس بزنیم ” بوده ودرآن آمده است:

” اخوند روحانی یکی از مهره های امنیتی رژیم جنایتکار حاکم بر ایران است که در تمامی جنایات 36 ساله ی این رژیم دست داشته و شریک جرم بوده است . او هیچگاه نماینده ملت ایران نبوده و نیست . در دوسال و اندی که کرسی ریاست جمهوری ایران را غصب کرده ، بیش از 2 هزار نفر اعدام شده اند که در میان انها 56 زن دیده میشود ” .

دکتر روحانی ازاول انقلاب و حتی جلوتر ازآن ، درارگان های مختلف جمهوری اسلامی حضور داشته واین مسئله ای نیست که نقطه ی ضعف اوباشد وشما نباید انتظار داشته باشید که یک شخص” آکبند ” و بی تجربه ودور ازمسائل گوناگون انقلاب را به ریاست جمهوری ایران برگزینند!

دکتر روحانی ممکن است که نماینده ی صد درصد مردم ایران نباشد، اما کسی است که درمیان کاندیداتورهای دیگر بیشترین رای مردم را بدست آورده وحتی آرای بیش از18 میلیونی ایشان ، ازتمام آرای ریخته شده وآرایی که تحریمی بود وبه صندوق های رای ریخته نشد، بیشتر بوده است!!

پس نماینده ی مردم ازچه مقدار رای مردم باید برخوردار باشد که شما؟! اورا برسمیت بشناسید؟! آیا منظورتان این است که ایشان محبوبیتی دربین مردم ندارد که نظر سنجی های معتبر این نظر شما را رد میکند؟!

آیا نمایندگان احزاب جمهوریخواه ودموکرات آمریکا که به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده میشوند ، نماینده ی بیش از 20 درصد مردم آمریکا هستند؟!

با این حساب، آیا انتخاب آقای روحانی ، شکل دموکراتیک تری نسبت به کعبه ی آمال شما ندارد؟

فعلا وضع دوستان سعودی شما را دراین بحث مطرح نمیکنیم!

ضمنا ، قوه ی قضائیه ی ایران دردست دکتر روحانی نیست واو حکم اعدام و … را صادر نمیکند وآماراین دوهزار اعدامی تقریبا برابر با کشته شدگان مردمی ازآمریکاست که بدون حکم دادگاه وبدون دستگیری ، توسط پلیس آمریکا وبطور سلیقه ای وخودسرانه به رگبار گلوله بسته میشوند که این امر نشان میدهد که اگر درایران کارهای پیشگیرنده ی این اعدام ها هنوز بصورت مطلوب انجام نگرفته ، وضع دیگر کشورها هم چندان تعریفی ندارد!

بگذریم ازاینکه ایران درچهار راه حمل موادمخدر قرار گرفته واین امر سبب ازدیاد زندانی ها واعدامی ها نیز میشود که ای کاش کاری جهانی در رفع علت های این اعدام ها انجام گیرد.

درادامه ی بیانیه ی این جمعیت موهوم وابسته به باند رجوی میخوانیم:

” اینک سیاست مماشات همواره در حال پاک کردن دستان خونین این اخوند فرومایه است ، غافل از اینکه مردم ایران او را در محکمه خلق با عنوان جنایتکارترین عنصر این رژیم قضاوت میکنند”.

درگشودن گره های زندگی شخصی واجتماعی ، فرقه ی رجوی بطور مزورانه ای توصیه میکند که این گره ها را که میتوان بادست گشود، بادندان باید گشود وبنابراین با مذاکراتی که به صلح وآرامش کمک میکند ، بشدت مخالفند وهرکشور وجریانی را که درجهت خلاف میل آنها عمل کرده ومذاکره وسازش را بیشتر بنفع خود بدانند، به اتهام ” مماشات گرایی ” متهم کرده ومورد سرزنش قرار میدهد!!

خواننده ی محترم!

شما اگر درداخل کشور سکونت دارید ، استقبال وسیع مردم از این مذاکرات را دیده اید !

همچنین شما اظهارات اوباما را شنیده اید که درپاسخ به مخالفین خود گفت، اگر مذاکره نمیکردیم، گزینه ای جزجنگ نداشتیم!

وآیا ازاین دومطلب نتیجه نمیگیرید که راه حل فرقه ی رجوی- فرقی نمیکند که با چه نام وعنوان وارد میدان شود – جنگ وفقط جنگ است؟؟!!

درپایان متن این فراخوان می خوانیم:

” اتحاد زندانیان سیاسی متعهد به سرنگونی ضمن محکوم کردن سفر اخوند روحانی به نیویورک ، از همه ایرانیان ازاده به خصوص هموطنان مقیم آمریکا میخواهد که در تظاهرات 28 سپتامبردر نیویورک مقابل سازمان ملل حضور به هم رسانند و با صدای بلند به جهانیان بگویند که روحانی رئیس جمهور ایران نیست . این فرصتی است که میتوان مظلومیت ملت ایران را در انظار جهانیان به قضاوت گذاشت “.

یعنی میخواستید رئیس جمهور یک کشور 80 میلیونی را به سازمان ملل متحد راه ندهند؟!

اصلا چه کسی میتواند چنین کاری را انجام بدهد وبا کدام قدرتی؟!

مطمئنید که درروی زمین زندگی میکنید؟!

شما درحد واندازه ی رسیدگی کننده به مظلومیت مردم ایران نیستید ، چون میخواهید آنها را بمباران کنند!

آیا بهتر نمیدانید بجای این درشتگویی ولاف زنی ها، به شخص مسعود رجوی فشار بیآورید که دوستان سابق شما را ازلیبرتی به نقاط امن جهان منتقل کرده ومانع جان دادن تدریجی آنها شوید؟!

چرا کاری درحد گنجایش وصلاحیت خود انجام نمیدهید؟!

نوید


Wondering at those Americans who stand under the flag of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to LOBBY for the murderers of their servicemen

Villepinte – the real message behind Maryam Rajavi’s anti-Iran speech

Anne Khodabandeh London Sep 2014    Expert in cultic abuse and terrorism in the MEK speaks in London charity meeting

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20590

آقای مسعود خان رهبر فرقه مجاهدین خلق

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سی و یکم اوت ۲۰۱۵:…  تا چند روز دیگر به سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق می رسیم . سازمانی ضدامپریالیستی که توسط محمد آقا ودیگر دوستان اش در تهران تاسیس شد . اما افسوس که رهبران اولیه این سازمان توسط ساواک دستگیر و مدتی بعد اعدام شدند که ماحصل آن باعث شد که شما در به رهبری این سازمان برسید و با جاه طلبی به فنایش ببرید وبه یکی از فرقه های این …

مجاهدین خلق آلبانی

تمسخر پیام رجوی در آلبانی: یکسری زالو شدیم، یکسری بریده، یکسری هم گزینه سه و یکسری هم که از هتل آمدیم مزدور هستیم

لینک به منبع

آقای مسعود خان رهبر فرقه مجاهدین خلق

تا چند روز دیگر به سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق می رسیم . سازمانی ضدامپریالیستی که توسط محمد آقا ودیگر دوستان اش در تهران تاسیس شد . اما افسوس که رهبران اولیه این سازمان توسط ساواک دستگیر و مدتی بعد اعدام شدند که ماحصل آن باعث شد که شما در به رهبری این سازمان برسید و با جاه طلبی به فنایش ببرید وبه یکی از فرقه های این روزگار تبدیل گردد.

ازشما میپرسم:

۱- آقای مسعود رجوی بعداز پیروزی انقلاب مردم ایران، شما دریک موقعیت خوب درکشور به دست آوردید . چون شما هم خودتان را بچه مسلمان می نامید و درآن شرایط برای شما میدان بیشتراز دیگران داده شده بود چرا درآن موقع از آن فرصت استفاده نکردید وراه “هرکس با ما نیست بر ما ست” را در پیش گرفتید.

۲- چرابعداز مدتی در ۳۰ خردادسال ۶۰به جای اصلاح اشتباهات خود، دستوراقدام مسلحانه و عملیات ها کورکورانه که شامل ترور مردم عادی نیز شد و اعضای خود را به زندانها فرستادی . بله اختلافاتی دربین بود که با وساطت افراد وشخصیت های دلسوز حل می شد چرا از فرصت استفاده نکردی ودست به سلاح بردی؟

۳- دلائل اصرارتان برای ادامه استراتژی شکست خورده که از ایران فرار وبه فرانسه رفتید وبعداز آن با امضاء صلح دوشادوش نیروهای صدام با ملت ایران جنگیدید ودر آخر هم خود به این وجه مصالحه شدن خود را بیان می کردی اما چرا درآن زمان که ارتش بس شد با یک انتقاد از خود برای همشیه وجدان خودرا راحت نکردی؟ ودرعوض دست به زندانی کردن نیروهای کردی که با اعتبار محمد آقا به آن سازمان آمده بودند؟ درس فرقه گری با نام انقلاب مریم برایشان گذاشتی ودر طی سال های ۶۷ الی ۸۲ کردی آنچه باید نمیکردی. دوشا دوش استخبارات در آن جنگ خلیج فارسی در کنار صدام ایستادی وعاقبت آن درست کردن حرمسرا و … در اشرف شد !

دراین ۳۴ سال هنوز هم به این تحلیل های آبکی سرنگونی و … دل خوش کردی و بیشتر به مزدوری روی آوردی؟آن حرکت مسلحانه چه خیری برای رشد فضای دمکراتیک ایران داشته است ودارد ؟

۴- علل شکست مبارزه مسلحانه در شهرها بنظرتان چه بوده است از طرف شما بود یا همان رزمندگان که از سال ۱۳۶۹در اشرف وامروز هم درلیبرتی زندانی هستند ؟

۵- با توجه به اینکه موقعیت سازمان در این برهه بمراتب ضعیف تر از سال ۱۳۶۰ ارزیابی میشود چرا برای اقدام مسلحانه اصرار می ورزید که آن خط را خودتان در مصاحبه ها نفی کردید ومریم هم درفرانسه آن را نفی می کند اما چرا درسیمای به اصطلاح آزادی به مبازره مسلحانه ویا همان ماندن درعراق که خود آنجا را زندان می دانی اصرا ر داری ؟

۶- خانم مریم رجوی طی کمتر از ۱۱ سال اخیر راه حل سوم را در صحبت هایش مطرح می نماید . آیا این اعلام رسما نفی حرکت مسلحانه باید تلقی شود یا اینکه راه حل سوم یک راه بدون نفی مبارزه مسلحانه است ؟

این روزها موضوع تغییر هست ، قبول دارید که تغییر بجز اقدام قهرآمیز میباشد . چرا نمی توانید با صدور بیانیه ای نسبت به این ابهامات پاسخ ارائه کنید ویا این ۳۳ سال را دریک گزارش بگویید درکجا بودیم .الان چه شدیم آیا قبول دارید که الان شما درایران مثل سال ۶۰هوادار ندارید هیچ وآن دسته خانواده ها را که خود تان هوادرا خود می دانستید از دست داده اید ؟

۷- آقای مسعود رجوی به لحاظ ماهیت فرقه ای و ساختار مغزشویی علیرغم جداییهای اعضا ، انشعابی که خارج از هر وابستگی یک جریان و دیدگاه جدیدی را نمایندگی کند در مورد سازمان اتفاق نیفتاده است بنظرتان براساس حداقل ۱۷۰۰ جداشده از سال ۱۳۸۰ تاکنون و احتمال قریب به یقین ۱۲۰۰ نفر از کمپ لیبرتی براساس اظهارنظر جدا شده ها ،و آن نفرات که امروزه در آلبانی زیر نظر UN می باشد واز شما جدا می شوند فکر میکنید پای آنها که در لیبرتی شما زندانی کردید به آلبانی برسد وبا توجه به سن شان، نیرویی قابل حساب برای شما خواهند بود؟

۸- آیا می دانستید روزی صدام سرنگون شود و پته تجاوزات جنسی شما به اعضای ارشد شورای رهبری رو شود ؟ آیا به مصداق باورهای توحیدی و ادعاهای ژیگولی که همیشه به رخ می کشیدید چگونه در برابر خدا و خلق او میتوانید از خود حرفی داشته باشید ؟

سیروس

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20346

مجاهدین در باتلاق آلبانی (+ اینجا قبرستان قربانیان داخلی رجوی است)

انجمن نجات (مراکز آذربایجان شرقی و ایلام)، هفدهم اوت ۲۰۱۵:…  البته رجوی ها خودشان را خیلی بزرگ می کنند ومی گویند رژیم ایران در صدد است که شما را از این کمپ خارج کنند اما به یمن انقلاب مریم نتوانسته است ! رجوی تلقین میکند که من هنوزهم در عراق یک عددی هستم اما واقعیت این است که اگر رژیم بخواهد درشرایط فعلی فرقه رجوی را از عراق خارج کنند، این کار برایش مثل آب خوردن بود واگر نمیکند به این خاطر است …

نجات یافتگان فرقه در دیدار از قبرستان کمپ اشرف، برای شکنجه گر سابق خود از خداوند طلب مغفرت کردند

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی
لینک به منبع

همیشه فرقه رجوی (سازمان مجاهدین) در ایام بعد از شکست های خود یک بند از انقلاب فرقه ای با اعضاء خود مطرح کرده و شروع به انتقاد ازآن ها و وادار کردنشان به نوشتن اقرارنامه می کند. مسئولین همواره دراین موارد می گویند که ما کاری کردیم که سازمان شکست را به پیروزی؟! تبدیل کرد وسپس شیپور پیروزی را می زند واین روند از زمان خروج از اشرف تا به امروز که وقت خروج از لیبرتی است، ادامه دارد.

خروج از اشرف را تشکیل هزار اشرف نام گذاشتند و… درحالی که آن خروج یک شکست بزرگ درتاریخ این سازمان فرقه گون می باشد چرا که از یک ظرف استراتژی خود را از دست داد واز طرف دیگر آن قدرت بادکنکی را نشان داد.

تا آن روز شاید ، این گروه خودش را بالا تراز گروه های دیگر خارج نشین می دانست ولی امروز بعداز خروج از اشرف این بادکنک ترکید وآن ادعای اپوزسیون اصلی بودنش باد هوا شد!

استراتژی جنگ نوین که برای همه دیکته می کرد وآن ها را فریب می داد دیگر وجود ندارد واین را بعد از خروج از جلسه های درونی وهمچنین ازصحبت های سران این فرقه واز زوزه های آن می شود فهمید که این یک شکست تمام عیار بود !

خود رجوی هم که می گوید که لیبرتی یک زندان است اما ما به هزاراشرف تبدیل خواهیم کرد هنوز جواب نگرفته است . البته رجوی ها خودشان را خیلی بزرگ می کنند ومی گویند رژیم ایران در صدد است که شما را از این کمپ خارج کنند اما به یمن انقلاب مریم نتوانسته است !

رجوی تلقین میکند که من هنوزهم در عراق یک عددی هستم اما واقعیت این است که اگر رژیم بخواهد درشرایط فعلی فرقه رجوی را از عراق خارج کنند، این کار برایش مثل آب خوردن بود واگر نمیکند به این خاطر است که این فرقه درعراق اهمیتی ندارد طوری که با ورود دو اکیپ از خانواده ها به جلو درب لیبرتی این فرقه ترس برداشته واعلام کرده هر هفته ما حدود ۱۵ نفربه آلبانی اعزام خواهیم داشت من الان به این اشاره کنم وبعداٌ به ادامه حرف که رجوی شکست را می خواهد به پیروزی تبدیل کنند را پی گیری کنم.

با اعلام این انتقال قطره ای، رجوی می خواهد زمان بدست آورد:

هر هفته ۱۵ نفر ، دریک سال حدود ۷۲۰ نفر خواهد بود واین به معنی فریب خانواده ها وبه خصوص نفرات در لیبرتی است اما نمی داند که این عمل فقط مثل یک مسکن موقتی است و بین نفرات ایجاد تناقض میکند.

بعد از آن در لیبرتی اختلاف رده ای پیش خواهد آمد ومجدداً داستان طعمه که رجوی می گفت ما وهمه نفرات از آن عبور کردند ولی الان خودش طعمه را وارد تشکیلات روبه پایان خود می کند. شاید این هم یک حکمت است که اسرا بدانند که رجوی آزادی آنها را نمی خواهد بلکه مرگ آنها را با این خروج قطره چکانی در عراق دنبال می کنند !

اما اول قرار بود بعد از پایان خروج از اشرف و انتقال به لیبرتی به سوی یک کشور ثالث بروند و این شرایط درلیبرتی(کمپ ترانزیت ) حادتر است…

آن دو شعار که رهبران فرقه مجاهدین سر می دادند واز احساسات بقیه استفاده می نمودند شعار اشرف را هرگز از دست نخواهیم داد واشرف سمبل وشرف فرقه مجاهدین است که عملی نشد.

امروز چون سران فرقه اشرف را با ننگ وخواری از دست داده اند، سمت وسوی شعارشان را به ایجاد کمپ پناهندگی در لیبرتی برده بودند و آن را تکثیراشرف می نامند ولی با فشار واقعیت ها میگویند که هزار اشرف در خارج از عراق است !!!

اینک رهبر فرقه ، فقط به دلیل دریافت امتیاز است که بقیه را درکنار خود با هر دروغ وکلک حفظ کند واین خط تا ورود نفرات به اروپا باید انجام شود چون نفرات لیبرتی پایشان به اروپا برسد سمی برای هواداران است.

تا دیروز می گفتند امپریالیزم با رژیم یکی شده و ما را از همه چیز دور نگه داشته است ولی الان دیگر کسی در لیست سیاه وجود ندارد وهوادار انتظار دارد که سران فرقه اقداماتی انجام بدهند واین را می شد بعداز خروج از لیست تروریستی در آن زمان از صحبت های مریم فهمید که گفت بعداز این انرژی چندین برابری را برای سرنگونی رژیم ایران بکار خواهیم گرفت اما مریم ابزار سرنگونی را نگفت که آیا مجدداً حمله زمینی است یا قبل از حمله ، نیروها باید ۷ سال دیگر برای شناسایی بروند تا ابزار سرنگونی تکمیل شود وخواهر مریم نیروها را نیز توجیه نکرد . من از همان صحبت مریم رجوی فهمیدم که از این پس برای رفع تناقضات هوادار دست خالی هستند وفقط یک شعار تو خالی که بعداز این، انرژی حاصله را برای سرنگونی به کار خواهیم گرفت، باقی میماند.

خروج این چنینی از لیبرتی ، نشانگر باتلاقی دیگر در آلبانی است که رجوی به آن وارد می شود واین باتلاق خط پایان برتشکیلات خواهد بود.

سعید

اینجا قبرستان قربانیان داخلی رجوی است

انجمن نجات، مرکز ایلام
لینک به منبع

قرارگاه اشرف ضلع شمالی. جایی که از کشته های عملیات مروارید ( عملیات کُرد کشی سازمان ) ، قربانیان خودکامگی های رجوی برای ماندن در عراق ، افرادی که به علت فشارهای رجوی خودکشی را انتخاب کردند و دیگر عملیات های تروریستی که خاک سرد ارمغان آنها بود را در بر می گیرد.

رجوی به این قبرستان اکنون متروکه در اشرف مروارید می گفت. این نام از عملیات کُردکشی سازمان در سال ۱۹۹۱ که به آن “عملیات مروارید” می گفتند اقتباس شده است.عملیاتی که در حقیقت رجوی برای دفاع از صدام و جلوگیری از قیام مردم در آن سال ها انجام داد و به آن افتخار می کرد و سعی کرد وانمود کند که برای دفع حمله پاسداران، موضع دفاعی اتخاذ کرده بود.

وقتی رجوی به این کشته ها مروارید می گوید که در برابر آن هرگز یک برنامه و مراسم عزاداری را تحمل نکرد و تا جایی که از گریه و اشک دوستان این کشته شدگان ابا و ترس داشت و مهوش سپهری ( نسرین ) را شبانه به قرارگاه ها می فرستاد تا مانع یک مراسم در سوگ کنار دستی های خود توسط اعضا صورت گیرد و برای آن ها خط و نشان می کشید و می گفت برادر مسعود به شما گفته است این کار حرام است و اگر این کار را می کنید آب به آسیاب دشمن می ریزید!!

آنها به خاطر هیچ، جان خودشان را فنا کردند و سران مجاهدین هم برای حفظ خود هر کاری می کنند و هیچ شرم و حیایی ندارند. چرا که اکنون هم تلاش دارند نفرات را در عراق حفظ کنند و به خاطر مشکلات داخلی عراق و نبود امکانات آن ها را که اکثراً سالخورده و مسن هستند قربانی خود کنند.

این یکی از مهم ترین خصوصیت فرقه ها است که شامل رجوی می شود که افراد گوشت دم توپ هستند و تا موقعی ارزش دارند که در جهت امیال تقدس گرایی رهبران فرقه باشند و در صورت عدول از خط و خطوط تعیین شده سرکوب می گردند و شخصیت آنها لگدمال می شود. در کمال تعجب وقتی همین افراد جان خود را از دست می دهند، یک شبه از آن ها به بهترین وجه یاد می شود و در حقیقت مرگ آن ها نشانه خلوصشان نسبت به رهبری فرقه نشان داده می شود.

وای بر اعمال ننگین تو رجوی ، این طور آسمانت را پر از ستاره کردی!!!

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20223

زیستن در دنیای هپروت هم ، عالمی داشته و ما محروم از تجربه ی آن!

کمپ بدنان اشرف تعطیل شدکمپ بدنان اشرف تعطیل شدانجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، دهم اوت ۲۰۱۵:… گاها داستان های تخیلی را میخوانیم والبته آنرا غیر واقعی دانسته و ازاینکه فرجه ی استراحتی بما داده که ازدنیای سرسخت عینی ساعاتی را دور باشیم ، ازخواندنش چندان هم ناراضی بیرون نمیآییم و معمولا نمیگوییم که وقتی از زمان کم زندگی راازدست دادیم! اما خواندن نوشته ی بی بضاعت آقای محسن معصومی که عنوان پرطمطراق ” جهان شد به داد ش پر از آفرین …

مسعود رجوی و  فروغ جاویدان چرخ و دندهای توافق وین و جیغ های بنفش مسعود رجوی

لینک به منبع

زیستن در دنیای هپروت هم ، عالمی داشته و ما محروم از تجربه ی آن!

گاها داستان های تخیلی را میخوانیم والبته آنرا غیر واقعی دانسته و ازاینکه فرجه ی استراحتی بما داده که ازدنیای سرسخت عینی ساعاتی را دور باشیم ، ازخواندنش چندان هم ناراضی بیرون نمیآییم و معمولا نمیگوییم که وقتی از زمان کم زندگی راازدست دادیم!

اما خواندن نوشته ی بی بضاعت آقای محسن معصومی که عنوان پرطمطراق ” جهان شد به داد ش پر از آفرین “ نام دارد، این ذوق وحتی بی تفاوتی را درمن بر نیانگیخت!

چرا که این بیت حماسی مورد استفاده قرار گرفته ابدا الفت ومناسبتی با گزارش برنامه ی گل‌ریزان همیاری سیمای آزادی ” که طی آن خواسته شده با نمایش تعدادی از زنان مفلوک فرقه ی رجوی که زمانی تعداد قابل توجهی ازآنها به همسری نامشروع وناخواسته ی مسعود رجوی درآمده بودند وحالا هم مثل سابق باتغییر عنوان در شورای مرکزی سازمان قرار گرفته اند که قبلا هم بنام ” شورای رهبری ” بی خاصیت، انجام این مهم؟! را بعهده داشتند ، به بیننده- والبته بیشتر به اسرای لیبرتی- نشان داده شود که واقعا هم تغییری قابل توجه درساختار تشکیلاتی باند رجوی اتفاق افتاده است!

درعمل آنچه تغییر کرده ، تنها نام است درکنار اضافه شدن بر تعداد این سیاهی لشکرهای اصلی رجوی که با هدف راندن مردان همطراز باخودش ازرهبریت است!

مردانی مجرب تر ازرجوی دراین تشکیلات وجود دارد که در مهره چینی های رجوی بدرد اونمیخورد وبلکه ممکن است به مخالفت هایی با کارکرد مسعود کوتوله داشته باشند که نتیجه اش تشکیلات خاص او ومنظم شده برقامت نااستوارش، شکل فعلی خود را ازدست میدهد!

من با مطالعه ی نوشته ی طولانی همشهری ام آقای عباس داوری بمناسبت روزجهانی کارگر، علیرغم اینکه میتوانستم با این یا آن قسمت نوشته ی او موافق یا مخالف باشم، دریغ ام آمد که این شخص مجبور باشد به تراوشات مغز بیمار رجوی عمل کرده وزیر مهمیز زنانی قرار گیرد که سواد وتجربه ای باندازه ی ربع اورا هم ندارند!

معصومی دراین نوشته ی شاهنامه گویی اش آورده است:

” برنامه گل‌ریزان همیاری سیمای آزادی بستری پدید آورد که در آن جلوه‌های نوینی از ارزش‌های خلق‌شده توسط مقاومت سرفراز مردم ایران در معرض عام قرار گرفت، ظهور و حضور قهرمانانی از شورای مرکزی جدید سازمان مجاهدین خلق به‌عنوان میهمانان این برنامه، آتش‌فشانی از غرور و افتخار ملی ایجاد کرد. … پدیده‌ای نو و بی‌سابقه که خلق بدیعی در حیات بشری است، انسان رها از غل و زنجیر «جاه» و «مقام»، …”.

یک شخص دیگر ازاین فرقه نیز درمورد این برنامه که گویا مقدرات جهان راهم بهم خواهد زد وطرحی نو درخواهد افکند، قبلا نوشته بود که هرچه به متن نامبرده دقت شد، کورسویی هم ازاین ادعا ها بدست نیآمد وناچار این مطلب را بحساب رجزخوانی های معمول و ایجاد توفان در فنجان گذاشتیم!

سخنان فوق الاشعار این هموطن دیگر نیز ، همان کپیه برداری از حرف های اولین شخص وارد شده باین داستان بحساب میآید و استنتاجات عظیمی ازیک یاوه گویی ابتدائی بدست میدهد که خواننده را غرق درحیرت میکند که چگونه یک عضو تشکیلاتی که به عبث خود را درنوک پیکان تکامل جامعه ی بشری معرفی میکند، میتواند چنین یاوه بگوید!!

جلوه های نوین چه بود واین قهرمانان کجا بودند که حالا تقدیم حضور ” خلق قهرمان ” میشوند؟!

تبدیل یک شورای بی خاصیت رهبری ۸۰۰نفره به شورای مرکزی ۱۰۰۰نفره بازهم بی خاصیت چه جلوه ای میتواند داشته باشد که ما غافل ازدیدن تلالو آن بودیم؟

شماها درعالم خلسه ی فرقوی چه چیزها را میبینید که ماها قادر به رویت آن نیستیم؟

اگر صحبت های شما تنها مربوط به ساکت نگه داشتن اسرای لیبرتی ، مطلب دیگری است ، اما اگر برای ما انسان های زمینی وغیر فضایی مینویسید ، منظره ی رویت کرده ی خودتان را بخوبی تصویر کنید وگرنه دروغ نگویید ورجز نخوانید!

باز میخوانیم:

” … رسیدن به چنین نقطة کمال و پرورش نسلی رها در این راستا، برخلاف آنچه پیشینیان و عارفان وارسته می‌پنداشتند البته امری نبود که با تهذیب نفس و کناره‌گیری از خلق در دیر و خانقاه به دست آید، این کشف فقط بر یک بستر مبارزه اجتماعی تمام‌عیار با این نظام سرکوبگر و ارتجاعی میسر بود، … مبارزه ای‌که نه‌فقط سرنگونی سیاسی ارتجاع را هدف قرار داده بلکه ریشه‌کنی این جرثومه خباثت در عمیق‌ترین صور اجتماعی آن و درمان دردهای بی‌درمان اجتماعی و فرهنگی هم هست “.

در عرفان مولوی گونه، قرابت های فلسفی ومنطقی با این عرفان انسانی یافت میشد و باندازه ی افکار شما اینقدر فضائی ودرعین حال زمینی وغیر انسانی نبود!

مبارزات تروریستی، جاسوسی گری و وطن فروشی شما ها ابدا ربطی به مبارزات اجتماعی نداشته ودراین مورد طلب خود ازاجتماع ومردم را صفر کنید!

آنچه شماها انجام داده و یادرآرزوی انجامش هستید ، تماما همسو با اهداف مغز بیمار رجوی خود شیفته است وارتباطش با واقعیات، حکم ارتباط جن وبسم اله را دارد!

دعوای رجوی با حکومت، جنگ قدرت با خاصیت ارتجاعی است وبا مبارزات اجتماعی با ارتجاع هیچگونه سنخیتی ندارد!!

ما به نحوه ی رفع مشکلات درحصار کوچک تشکیلاتی رجوی آگاهی داریم واجازه نخواهیم داد که دردهای ما آنگونه درمان شود که مال شما شده است!

سرانجام اینکه:

” تاریخ بشریت در مسیر تعالی این‌سان ورق می خورد، سعادت ملت ایران در این نبرد تضمین بقا و جاودانگی پیدا می‌کند و بسا دردهای لاعلاج اجتماعی در مسیر سرنگونی این نظام منحط و پس‌ازآن راه‌حل ابدی می‌یابد “.

شما فعلا راهتان به ترکستان است وهیچ کمکی برای ملت ایران نمیتوانید بکنید، سنگ بزرگ برداشته اید وکاری نخواهید توانست با آن بکنید واگر با کچل بودن تمام (منظور مناسبات ننگینی است که درتشکیلات وجود دارد) که بازهم اصرار دارید که طبیب هستید ، ابتدا سر کچل خود را درمان کنید !!

سعید

خانواده ها بیرون کمپ لیبرتیکیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

***

همچنین:

ریشه تحلیل های آبکی رجوی کجاست

مسعود و مریم رجوی و جیش العدل ترویستهای اسرائیلیحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم اوت ۲۰۱۴: … وجود چنین شکاف عمیق برای رجوی آنقدر جدی و ملموس است که او را وادار کند تا با تولید بحران های مجازی و یادآوری آن ها، تشکیلات را همچنان در مواجه با پرسش های کلیدی به سکوت

بازار سیاست مجاهدین خلق (فرقه رجوی) همچنان بوی تعفن میدهد

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم اوت ۲۰۱۴: …  بدین ترتیب باید گفت این اطلاعیه بهترین سندی است که نشان میدهد مجاهدین تلاش میکنند جنایات گروه تروریستی داعش و بقایای حزب بعث را تحت عنوان جنگ فرقه یی و جنگ شیعه علیه اهل تسنن که همان

یکی به نعل یکی به میخ

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۱۴: … اسنودن گفت سرویس‌های اطلاعاتی سه کشور، با استفاده از استراتژی که از آن با نام “لانه زنبور سرخ” یاد می‌شود، این سازمان تروریستی را تشکیل دادند تا قادر باشند تمامی‌افراط گرایان جهان را در یک جا جمع و ب

وقاحت و رذالت سیاسی

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سیداسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و دوم ژوئیه ۲۰۱۴: … بنظر میرسد علت این همه تاخیر در انتشار اطلاعیه فوق الذکر ، درگیر بودن شبانه روزی این اوباش و سایت ها و وبلاگهای رسمی و غیر رسمی و برنامه تلویزیونی آنان در انعکاس اخبار مربوط به فعالیت گروههای تروریستی د