اجراى برجام پايان رؤياى رجوى

اجراى برجام پايان رؤياى رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم دسامبر 2015:… اما به رجوى بر ميگرديم كه از اين فتنه هسته اى پيراهن گشادى براى خود و تشكيلاتش دوخته بود و با چشمِ اميد بستن به غرب و اسرائيل در مقابله و منازعه هسته اى با ايران و نهايتا زدن استارت جرقه و جنگ با ايران، بقول معروف ايران را در يك سينى طلايى تقديم رئيس جمهور خود خوانده و باسمه اى اش و تنها رهبر بلامنازع و نماينده خدا بر روى زمين و تنها …

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

لینک به منبع

اجراى برجام پايان رؤياى رجوى

گزارش دبيركل آژانس بين المللى انرژى اتمى در باره برنامه هسته اى ايران و إذعان به عدم انحراف در آن و تأكيد آمريكا بر رأى مثبت دادن به آن در شوراى امنيت عملا برنامه چندين ساله هسته اى و بازيهاى سياسى دول غربى و اسرائيل بخصوص سرمايه گذارى رجوى براى سر پا نگهداشتن تشكيلاتش به انتهاى خود رسيد و شفاف سازى صورت گرفت و راه براى اجراى “برجام” عملا باز شد و طرفين در مسير اجراى توافق وين قرار دارند و چند روز ديگر شاهد اجراى رسمى آن خواهيم بود.

اما به رجوى بر ميگرديم كه از اين فتنه هسته اى پيراهن گشادى براى خود و تشكيلاتش دوخته بود و با چشمِ اميد بستن به غرب و اسرائيل در مقابله و منازعه هسته اى با ايران و نهايتا زدن استارت جرقه و جنگ با ايران، بقول معروف ايران را در يك سينى طلايى تقديم رئيس جمهور خود خوانده و باسمه اى اش و تنها رهبر بلامنازع و نماينده خدا بر روى زمين و تنها مخلوق معصوم خداوندى يعنى مسعود رجوى خواهند كرد و اين پيام بصورت وحى( استغفرااله ) از طرف خداوند بر آقا مسعود نازل شده بود و هيچ شك و شبهه اى براى ما اعضاى تشكيلاتش هم وجود نداشت.

از اين رو تمام عيار خودش رو مزدور و خودفروخته و در معرض فروش قرار دادن يك تمدن و فرهنگ دو هزار و پانصد ساله مردم ايران به اين سياست بازان و قدرتهاى جهانى صحنه رقابت بر سر مصادره ذخائر و ثروت ملى كشورهاى خاورميانه از جمله وطن عزيزمان ايران كرد.

راستى ايام و روزهايى كه شخص رجوى و سران مفلوكش نشستهاى طويل المدت سياسى من باب برنامه هسته اى ايران ميگذاشتند و با وعده و وعيدهاى دروغين سر افراد تشكيلات شيره ماليده و مخ همه رو ميخوردند كه رژيم از زير اين پروژه سالم بيرون نخواهد آمد و قول سرنگونى و شكست ايران را صد در صد ميداديد و نه حتى ٩٩ در صد كه آمريكا و اسرائيل از اين بابت رژيم را سرنگون خواهند كرد، الان چى شد!؟

آن همه هياهو و كُركُرى خواندنهاى سياسى و تبليغاتى و آن هم رو كردن اطلاعات دروغين ات و در شيپور دميدن تبليغاتى ات چى شد!؟

آيا هنوز هم حاضرىد نفس بكشيد و به حيات ننگينت ادامه بدهيد؟

نابود باد سياست مزورانه ات و راه گمراهى كه انتخاب كرده ايد!

نزديك به ده سال رجوى روى اين سياست پست و مزورانه و شيره ماليدن سر افراد تشكيلات، مانور داد و با پيوند زدن اين سياست با ايدئولوژى زمينه به كشته دادن نفرات و مقابله با دولت قانونى عراق را در پيش گرفت و با قلدرى تمام عيار دخالت در روند سياسى عراق را شروع نمود. نكته اى كه بايد روى آن انگشت گذاشت وضعيت بسيار بهم ريخته تشكلات و روند ريزش و فرار و جدايى افراد از سازمان ، روحيه نفرات باقيمانده بسيار پاىين و بسط تشكيلاتى به ضعيف ترين نقطه خود رسيده بود تا جايى كه افراد توان انجام كارهاى يوميه را نداشتند، لذا رجوى و سرانش با جوسازيها و دروغ پردازيها در باره پرونده هسته اى رژيم وعده سرنگونى ميدادند و رجوى در واقع مجددا دست به ترميم تشكيلات زد و با مخ خورى افراد آنها را سر پا كرده و آماده براى اجراى خواسته هاى بعد خود نمود و بر همين اساس و زير اين اهرم عربده اشرف اشرف سر ميداد و با زمان و زمين سر ترك عراق در ستيز بود و كارشكنى داشت و بسيارى از افراد تشكيلات را به همين دليل ساده براى افزودن چند صباحى بر عمر ننگين خود به كشتن داد و جلوى تير و تپانچه فرستاد و هنوز كه هنوز است از اين سياست پفيوزى كوتاه نيامده است، اما بداند كه ديگر هيچ اهرم و دستآوردى براى ماندن در عراق و پر كردن مخ افراد باقيمانده در تشكيلات ندارد و بالاجبار تن به خروج از عراق و نهايت انحلال تشكيلات خواهد داد.

“پایان”

***

جان بولتون مجاهدین خلق تروریسماول قرارشان بود که “مبارزه مسلحانه” شان علیه “امپریالیسم” باشد

همچنین
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22387

قطعیت در انتقال تدریجى و بور شدن رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، سوم دسامبر ۲۰۱۵:…  بعد از سرنگونى اربابتان صدام حسین ،! تا الان افراد را در عراق نگهداشتید و نزدیک دویست نفر را قربانى این سیاست ضد انسانى و مزورانه خود کردید؟ شاید بگوئید که ما در نزدیک مرز کشور خودمان بودیم و اشرف هم ظرف و کانون استراتژیک این هدف بوده است و یا اینکه مجاهدین در کنار مرزهاى ایران خیلى بهتر توان و ظرفیت سرنگونى و رفتن به داخل را دارند …

کمپ لیبرتی عراق به آلبانیاسامی سی نفر بعدی که به آلبانی منتقل میشوند

زندان بود بهشت ومن آنجا چه دلخوشم!! (این مصیبت بر تو تحمیل شده برادر)

لینک به منبع

قطعیت در انتقال تدریجى و بور شدن رجوى

این هفته ها و روزها میبینیم که گروه گروه اسیران لیبرتى به کشور آلبانى منتقل میشوند ، این جاى بسیار خوشحالى و شادباش دارد و نشان میدهد که کمپین حمایت از انتقال اعضاى اسیر در عراق و همچنین فشار خانواده هاى محترم براى دیدار و درخواست ملاقات با عزیزانشان و نیز خواست سازمانها و افراد مدافع حقوق بشر از جمله جداشدگان از این سازمان تروریستى و مخرب ، اثرگذار بوده و رجوى بالاجبار تن به این خواسته داده است که به تدریج و منظم انتقال صورت گیرد هر چند باز هم در مواردى کارشکنى میکند و بهانه گیرى دارد اما آنچه مسلم است ترس و وحشت رجوى از گرفتن دست عدالت ، یقه پلید خود و زنش است که با تغییر و رویکرد سران کشورهاى غربى که تروریسم را به دو دسته خوب و بد تقسیم و منافع تاکتیکى خود را در نظر داشتند ، اما با حمله تروریستى فرانسه به این نتیجه رسیده اند که باید رویکرد خودشان را با تروریسم عوض کرده و گر نه خودشان هم قربانى این پدیده شوم خواهند شد لذا رجوى سخت قافیه را باخته میبیند و چنان در ترس و وحشتى فرو رفته است که عجوزه شیطان صفتش با ادا و اطوارهاى میمون وارش در برگذاریهاى مراسم براى کشته شدگان حملات تروریستى به قول معروف بجاى مردم فرانسه کاسه اى داغ تر از آش شده است .

به هر حال رجوى با تن دادن به خواست کمیساریا و دولت عراق براى انتقال تدریجى افراد به مانند این است که کیسه تشکیلاتش که در آن گوهران بى بدیل را به بند کشیده است با دست خود سوراخ کرده و با تخلیه تدریجى محتواى کیسه در نهایت نه از تاک نشانى میماند و نه از تاک نشان .این افراد هستند که با قدم گذاشتن به دنیاى دیگرى باز هم به صورت تدریجى به جامعه باز گشته و زندگى نوینى همانند بقیه انسانها خواهند داشت چه رجوى بخواهد و چه نخواهد به قول خودش این روند تکامل است و نمیشود تا ابد اسیر تشکیلات او شد . تشکیلات رجوى بعد از حملات تروریستى فرانسه به ضعیف ترین نقطه خود رسیده است و تا این حد مندرس و فرسوده نبوده و در نقطه ضعف و سردرگمى قرار نداشته است.بنابر این این انتقالات تدریجى افراد لیبرتى هر چند هم با مانع تراشى دستگاه جهل و جنایت رجوى مواجهه است ، اما قاطعیت دولت عراق و کمیساریا در اجراى این انتقال ، چشم اندازى روشن براى خارج شدن از سرزمین جنگ و خون عراق را نشان میدهد و تا اینجا هم جاى تبریک و تشکر دارد.

اما اصل سخن من با رهبرى سازمان مجاهدین است و میخواهم مسعود و مریم رجوى را خطاب قرار دهم که به چه دلیل بعد از سرنگونى اربابتان صدام حسین ،! تا الان افراد را در عراق نگهداشتید و نزدیک دویست نفر را قربانى این سیاست ضد انسانى و مزورانه خود کردید؟ شاید بگوئید که ما در نزدیک مرز کشور خودمان بودیم و اشرف هم ظرف و کانون استراتژیک این هدف بوده است و یا اینکه مجاهدین در کنار مرزهاى ایران خیلى بهتر توان و ظرفیت سرنگونى و رفتن به داخل را دارند!!

سوال این است که آیا به این هدف رسیدید؟

آیا واقعى و شدنى بود؟

اینجا یک سؤال و ابهام اساسى پیش مى آید و ذهن را به عقب میبرد ، از روزى که رفتن به عراق و همدستى با بعث و فروختن مردم کشورت و دادن مختصات و اطلاعات به صدام مردم را زیر موشک باران ارتش عراق به کشتن میدادید، را انتخاب کردید و تا روزى که اربابت سرنگون شد! چقدر وعده سرنگونى و دکل سرنگونى را به نیروهاى بدبخت و مغزشوئى شده ات نشان میدادید ؟! و سه ماه و شش ماه و یکسال را براى زمان سرنگونى رسماً در نشستهاى عمومى اعلام میکردید ، آیا این وعده هایت عملى شد؟ و آیا زیر سایه اربابت و کمک و حمایتهاى فراوان نظامى و …… توانستید رژیم را سرنگون کنید؟ براى این چه پاسخى دارید؟!

در این مدت که به عراق رفتید حدود سه هزار به بالا از افراد تشکیلاتت را به کشتن دادى و هیچ دستآوردى براى پیشروى سازمان و سرنگونى رژیم نکردید بلکه با اعمال خودت باعث شدید که رژیم با بهانه داشتن دشمن بیرونى توانش بلحاظ نظامى و علمى در سطح منطقه بالا برده و به یک ابرقدرت منطقه اى تبدیل شود و شما روز بروز ضعیف تر و آلت دست دیگران میشدید تا جایى که خودت هم مفقود شده و به سوراخ موش خزیدید و براى ادامه کشتار افراد تشکیلاتت نسخه میپیچیدى که در زیر این علم مظلوم نمایى کرده و خودت را یک روز بیشتر در مصونیت جانى قرار دهید .

آیا به من حق میدهید که بعنوان کسى که عمرى در تشکیلاتت بوده ام و زندگى ام را نابود کرده بودید ولى الان که از زیر یوغ تشکیلات جهنمى شما بیرون آمده و در یکى از کشورهاى اروپایى زندگى ریلکس و نرمالى بدور از زور و اجبار و تزویر شما دارم این سؤال را داشته باشم و خودت را مسئول و پاسخگو به آن بدانید که چرا بعد از عملیات مروارید وقتى عملیاتهاى نامنظم در داخل میهن شروع کردید و در نشست عمومى گفتید که این عملیاتها زمینه ساز عملیات بزرگ براى خیز به داخل و سرنگونى رژیم است ، آیا به این هدف رسیدید؟

در عملیاتهاى خمپاره زنى داخله که به اسم راهگشایى راه انداختید و در نشست عمومى وعده تسخیر یک استان مثلا خوزستان و ایلام را نام بردید و میگفتید که با در اختیار گرفتن یک استان سازماندهى نیروهاى داخل انجام میدهیم و سپس سرتاسر ایران را میگیریم !، آیا به این قول و وعده ات رسیدید؟

آیا در زمان روى کار آمدن خاتمى که او را جام زهر رژیم میدیدید و میگفتى تا شش ماه آینده سرنگونى محقق میشود و حتى بند به اصطلاح ایدئولوژیکى انقلاب مریم به اسم “بند سین” یعنى بند سرنگونى اختراع کردى و مدتى مارا سرگرم آن کردید که سرنگونى به همین زودى محقق میکنیم ، آیا به این خواسته و وعده ات رسیدید ؟ و بیشتر از اون بند ایدئولوژیک انقلاب مریم چى شد؟

بعد از سرنگونى اربابت وقتى که إسناد جاسوسى شده اتمى رژیم از طرف موساد و سیاه به شما دیکته میشد که باید مطبوعاتى میکردید و شما با آن وعده جرقه و جنگ بین آمریکا و ایران میدادى و روى حتمیت آن اصرار داشتید و به همه آماده باش میدادید که مریم و نیروهایش از فرانسه آماده اند که پرواز مستقیم به تهران داشته باشند و ما هم زمینى از مرز وارد حاک میهن میشویم و قدرت را در دست میگیریم، آیا این قول و وعده و تحلیل ات عملى شد؟

آیا با دخالتهایت بعد از سرنگونى صدام در صحنه سیاسى عراق با خرجهاى هنگفت با حمایت از تروریستها از جمله طارق الهاشمى معروف و محمد دائینى و … و خواستار قدرت یافتن این طیف بودید به اهدافت رسیدید؟

آیا به راه انداختن کارنوالهاى موسوم به “س١٠٠” و دخالت هاى آشکارت در تفرقه اندازى و کشتار مردم عراق راه به جایى برد؟!!

و یا سوال از قبیل اینکه ، ایدئولوژیک توى مخ ما میکردید که سلاح مجاهد خلق ناموس اوست و هیچوقت مجاهد بدون سلاح نیست حتى بعد از سرنگونى ، مگر اینکه مرگ سلاح را از مجاهد جدا کند، ولى خودت دو دستى سلاحها را تقدیم نیروهاى آمریکایى کردى و یا اینکه مخ ما میخوردید که اشرف شرف مجاهد خلق است و ظرف و کانون مبارزه ما با خمینى براى سرنگونى است و اگر اشرف نباشد مجاهد بى معنى است سرنگونى معنى ندارد و میگفتید اشرف را ولو با چنگ و ناخن حفظ خواهیم کرد ، آیا اینطور شد؟چرا این همه بخاطر اشرف که باید به صاحب اصلى اش برسد تعداد زیادى از دوستانم را به کشتن دادید؟ آیا جوابگوى خون بیش از یک صد و پنجاه نفر که بخاطر این خواست و شعار تو خالى شما جان دادن ، هستید؟

و سوال آخر ، آیا این حق را دارم که بگویم آقاى رجوى چه وقت از سوراخ موش ات بیرون خواهید آمد؟

“پایان”

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20905

نامه سرگشاده به نخست وزیر عراق آقای حیدر العبادی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهاردهم سپتامبر ۲۰۱۵:… رجوى با شانتاژ و زیاده خواهى بیش از حد از دولت شما و تسهیلات و امکانات فراوانى که در اختیار این سازمان گذاشته اید اسیرانش را در لیبرتى به بند کشیده است از جمله این امکانات ارتباط بى حد و حصرى است که فقط در اختیار سران تشکیلات است و به هیچ عنوان به افراد تشکیلات چنین تسهیلاتى داده نمیشود، از جمله اینترنت و تماس براى افراد ممنوع …

خانواده های مجاهدین خلق بغداد سپتامبر 2015خانواده ها در لیبرتی: ملاقات با جگرگوشگانمان پایه ای ترین حق انسانی ماست

لینک به منبع

نامه سرگشاده به نخست وزیر عراق آقای حیدر العبادی

پرزیدنت حیدرالعبادى نخست وزیر محترم عراق!

اینجانب عضو جدا شده از سازمان مجاهدین خلق که به مدت بیست و پنج سال در تشکیلات مخوف این سازمان بوده ام و نزدیک به سه سال است که توانستم از چنگال اختاپوس رجوى نجات پیدا کنم و اکنون در یکى از کشورهاى اروپایى زندگى میکنم، به استحضار حضرتعالى میرسانم که رجوى با سیاست تروریستى اش و همپیمان شدن با شقى ترین و خونریزترین گروههاى تروریستى از جمله حمایت علنى از داعش و لقب نیروى انقلابى و مردمى دادن به این وحوش و همکارى مخفى بین آنها که مردم کشور شما را به خاک و خون کشیده است و نیز در دوران دیکتاتور ملعون صدام حسین، اهرم دست او براى سرکوب مردم عراق بود، همچنان بر طبل تروریستى و ماندن در عراق میدمد و تشکیلاتش را نگه داشته و با رنگ عوض کردن روزانه و مزدورى براى سازمانهاى جاسوسى بیگانه و همچنین دخالت مستمر در پروسه سیاسى عراق، با قلدرى تمام خط تروریستى خودش در عراق را پیش میبرد. اما متأسفانه هیچ گونه قاطعیتى براى اخراج این فرقه از عراق و رهایى دوستان در زنجیر تشکیلاتى صورت نگرفته است.

رجوى کسى است که افراد تشکیلاتش را در غل و زنجیر ایدئولوژیکى پرورش داده و مغز شویى نموده است و آنان از خود هیچگونه اراده اى ندارند و مانند رباط هر برنامه اى که براى آنان مشخص میشود کورکورانه همان را انجام میدهند. بنابر این من نگران دوستان أسیرم در کمپ لیبرتى هستم که رجوى هر چند یکبار عده اى از آنها را فداى خواسته هاى نامشروع و تروریستى خود مینماید. لذا بعنوان عضو قدیمى و جدا شده از این تشکیلات و سازمان، توجه حضرتعالى را به نکات زیر جلب مینمایم.

١- رجوى پدرخوانده تروریسم است و تشکیلاتش در عراق اهرم اجرایى سیاستهاى تروریستى او هستند، این سازمان علاوه بر دخالت در روند سیاسى کشور شما در اعمال تروریستى و حمایت مالى و لجستیکى از گروههاى تروریستى حرف اول را میزند و عامل تفرقه و جنگ فرقه اى و دو دستگى و چند دستگى در میان مردم و دولتمردان کشور شما میباشد.

٢- رجوى و سرانش با سوء استفاده از فضاى باز سیاسى و آزادى که بعد از سقوط صدام در عراق بوجود آمده، نهایت استفاده را در پیشبرد اهداف منطقه اى خود برده اند و میبرند و در زیر چتر حمایتى سازمانهاى بیگانه اصلى ترین عامل در بى ثباتى سیاسى و امنیتى در عراق میباشند و تا این تشکیلات در عراق برچیده نشود، کشور شما روى آسایش به خود نخواهد دید.

٣- سران این سازمان علاوه بر ظلم در حق افراد تشکیلات، در عراق مرتکب جنایات زیادى شده و اسناد کُرد کشى و شیعه کشى و اعمال تروریستى و دخالت در روند سیاسى در عراق موجود است. بنابر این قاطعیت دستگاه قضائى کشور شما در محاکمه سران تشکیلات رجوى ضرورى است تا دوستان در بند من بتوانند به راحتى از عراق خارج و به کشورهاى اروپایى بیایند و زندگى خارج از سیطره تشکیلاتى آغاز کنند.

۴- تجربه ربع قرن در این تشکیلات به من آموخته است که رجوى زبانى جز زور و قاطعیت نمیفهمد. لذا براى خلاصى دوستانم از اسارت تشکیلاتى اختاپوس رجوى و همچنین خلاصى کشورتان از شر فتنه این شخص، همت و قاطعیت شما و دولتمردان کشورتان را میطلبد.

۵- خانواده این اسیران بعد از سرنگونى صدام بارها و بارها جهت دیدار با عزیزانشان به کشور شما آمده اند و با بجان خریدن تهدیدات امنیتى این ریسک را پذیرفته تا شاید عزیز خود را ببینند اما سران فرقه رجوى تا الان مانع این دیدارها شده است، لذا ملتمسانه از شما درخواست دارم فشار لازم بر سران تشکیلات رجوى آورده شود تا این دیدارها بعد از سالیان طولانى محقق شود و خانواده ها عزیزان خود را ببیند.

۶- رجوى با شانتاژ و زیاده خواهى بیش از حد از دولت شما و تسهیلات و امکانات فراوانى که در اختیار این سازمان گذاشته اید اسیرانش را در لیبرتى به بند کشیده است از جمله این امکانات ارتباط بى حد و حصرى است که فقط در اختیار سران تشکیلات است و به هیچ عنوان به افراد تشکیلات چنین تسهیلاتى داده نمیشود، از جمله اینترنت و تماس براى افراد ممنوع است. ولى ارتباطات سران تشکیلات براى هماهنگى و دخالت در روند سیاسى عراق با افراد و گروههاى تروریستى زیاد است و کاملا از این موضوع دولتمردان شما خبر دارند. لذا تسهیلاتى فراهم شود دیگر افراد تشکیلات هم بتوانند ارتباط بیرونى داشته باشند و با خانواده خود صحبت کنند.

آقاى نخست وزیر!

با آرزوى موفقیت شما در امر اجراى إصلاحات و پیروزى دولت متبوعتان بر گروه تروریستى داعش و خلاصى از شر نکبت رجوى، براى شما و ملت بزرگ عراق سربلندى و پیشرفت در تمام زمینه ها خواهانم .

عبدالکریم ابراهیمى

(پایان)

خانواده ها کمپ لیبرتی سپتامبر 2015کیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

***

همچنین:

توافق هسته ای اضمحلال فرقه رجوی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس نوزدهم ژوئیه ۲۰۱۵:… ناراحتی مسعود و مریم رجوى از توافق هسته ای به خاطر موجودیت تشکیلاتشان است، چرا که این توافق در کل منطقه اثراتش را خواهد گذاشت و منطقه در تعادل قبلى که رجوى آنرا هوا هوا میکرد و جو ضد رژیم بود، از بین میرود و رابطه ها ا

فلسفه روزه و سوء استفاده رجوی

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، هفتم ژوئیه ۲۰۱۵:…  در فرقه رجوى سوء استفاده از مقدسات و شعائر اسلامى از جمله روزه گرفتن، یک دسیسه و نیرنگ بیش نیست که رجوى بصورت فرمالیستى با اجبار کردن افراد تشکیلات به انجام آن، آنها را برده و بنده خود میکند. سوء استفاده رجوى از روزه ب

خانواده، آنتى تز ایدئولوژى رجوى

عبدالکریم ابراهیمیعبدالکریم ابراهیمی، ایران فانوس، چهارم می ۲۰۱۵:…  راستى چرا رجوى و سران تشکیلاتش اینقدر از خانواده و اسم آن میترسند؟ دلیل این همه رذالت رجوى و سران تشکیلاتش در حق این پدر و مادرهاى پیرى که با بجان خریدن تهدیدات امنیتى به امید دیدار عزیزانشان به عراق میروند، اما با رفتا