احمد انتظاری شکنجه گر رجوی مُرد

احمد انتظاری شکنجه گر رجوی مُرد

احمد انتظاری شکنجه گر رجوی مُرد - غفور فتاحیانغفور فتاحیان، انجمن نجات از فرقه ها، پاریس، بیست و دوم می 2021:… مزدور مریم رجوی در یک فریبکاری آشکار دیگر و توهین به شعور حتی اندک مراجعان به سایتش از جمله افراد تشکیلات خودش که همه شان باچهرۀ واقعی احمد انتظار آشنا بودند،عکس سی سال پیش احمد انتظاری را منتشر کرده و در چند خط او را مجاهدی صدّیق توصیف کرده است. تا آنجا که من احمد انتظاری را می شناسم او یکی از شکنجه گران و فالانزهای رجوی در داخل تشکیلات بود که در سرکوب و سربه نیست کردن افراد نقش اساسی داشت. احمد انتظاری شکنجه گر رجوی مُرد 

شکنجه گران فرقه رجوی در آلبانی را محاکمه کنید - غفور فتاحیانشکنجه گران فرقه رجوی در آلبانی را محاکمه کنید

احمد انتظاری شکنجه گر رجوی مُرد

نوشتۀ غفور فتاحیان عضو قدیمی جداشده از فرقۀ رجوی

غفور فتاحیان پاریس

آقای غفور فتاحیان

فرقه رجوی در ردیف مرگ و میرهای مکرر ماههای گذشته خبر از مرگ یکی دیگر از افرادش و این بار یکی از سردمداران شکنجه گرش داد که احمد انتظاری نام داشت. اما این فرقه همانند عادت همیشگی اش از جمله انتشار عکسهای سی سال پیش رجوی روی پیامهای جدیدش، در یک فریبکاری آشکار دیگر و توهین به شعور حتی اندک مراجعان به سایتش از جمله افراد تشکیلات خودش که همه شان باچهرۀ واقعی احمد انتظار آشنا بودند،عکس سی سال پیش احمد انتظاری را منتشر کرده و در چند خط او را مجاهدی صدّیق توصیف کرده است.

تا آنجا که من احمد انتظاری را می شناسم او یکی از شکنجه گران و فالانزهای رجوی در داخل تشکیلات بود که در سرکوب و سربه نیست کردن افراد نقش اساسی داشت.

احمد انتظاری در داخل مناسبات فرقه فرد بسیار بدنامی بود بطوریکه اکثر افراد و اعضای آن و حتی افراد تشکیلاتی و وفادار فرقه هم از او بی نهایت متنفر بودند زیرا دارای شخصیت لمپنی و شروری بود و در تمام نشست هایی که مسئولین فرقه برگزار می کردند این یکی از چماقداران رجوی در نشست بود که به احدی رحم نمی کرد.

تبدیل مجاهد به شکنجه گر و مزدور . نقش مریم و مسعود رجوی

من به خاطر دارم زمانی که در پادگان بدنام اشرف بودم یکی از سر به نیست شدگان این فرقه به نام جلیل بزرگمهر که تا بحال هیچ نشانی از زنده یا مرده بودن او در دست نیست در اعتراض به نشست زهره اخیانی که در آن پیرامون  بورژوازی صحبت می کرد و می گفت که انقلاب مریم همانند  سلاحی رودروی  بورژوازی است بلند شد و کل انقلاب مریم قجر را زیر علامت سوال برد و گفت انقلاب را قبول ندارد چون مربوط به این دوران نیست و هیچ کارایی و فایده ای هم برای ما ندارد و سرنگونی با این سلاح اصلا امکان ندارد و تنها کارکرد این انقلاب ایجاد خفقان و سرکوب داخل تشکیلات است.

در این میان که همه مات و وحشت زده شده بودند احمد انتظاری که از مسئولان  قرارگاه دیگری بود نعره کشان آنچنان خودش را به دیوار کوبید که همه فکرکردیم دیوانه شده بعد از آن به سمت خلیل بزرگمهر حمله کرد و می گفت من تا گلوی این مزدور خائن را نجوم آرام نمی گیرم!!!.

من در همان موقع از یکی از مسئولین امنیت قرارگاه که با من دوست بود سؤال کردم که این مردک چرا اینطوری کرد؟ در جوابم گفت که این محصول انقلاب مریم است!! و تازه این که چیزی نیست در نشستهای ما بدتر از این هم بارها روی داده و می دهد و اصلا اینگونه افراد را برای چنین نشستهایی تربیت کرده اند.

بعدازمدتی که زندان و شکنجه گاههای رجوی در سال ۷۴ برپا شد جلیل بزرگمهر هم سربه نیست شد که هنوز هم خبری از سرنوشت او و اینکه چگونه سر به نیست شده به دست نیامده است.

آری، این احمد انتظاری که دیروز توسط عزرائیل در قلعۀ رجوی در آلبانی ردیابی و برده شده از شکنجه گران و آدم کشان رجوی و از تربیت شدگان مکتب سرکوب و جنایت او بود که همچون مرجع تقلید واستادش رجوی بویی از انسانیت و اخلاق و عواطف انسانی نبرده بود.

احمد انتظاری شکنجه گر رجوی مُرد

***

باز هم مرگ مشکوکی دیگر در تشکیلات رجوی در آلبانیباز هم مرگ مشکوکی دیگر در تشکیلات رجوی در آلبانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/سعیده-شاهرخی-شکنجه-گر/

سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مرد

سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مردایران اینترلینک، هشتم ژانویه 2021:… سعیده شاهرخی زن محسن رضایی دبیر شورای پوشالی رجوی است و خواهرش حمیده شاهرخی جنایت کار جنگی در کرد کشی سال 69-70 و همچنین ترورهای چند دهه گذشته داخله می باشد. سعیده خودش رئیس ستاد مرکز دوازده در سالهای متمادی در اسارتگاه اشرف بود او کسی بود که تیم های عملیاتی تروریستی را تا آخرین لحظات اعزام پیگیری و رصد میکرد و نهایتأ تا نقطه مرز با افسران ارشد استخبارات عراق (صدام) هماهنگی ها را انجام میداد تا آن تیم ها بروند و چند سرباز را بکشند و یا منافع ملی و یا لوله های نفتی خلق قهرمان را منفجر نمایند… یک روز نیز شهین حائری و سعیده شاهرخی و چند نفر دیگر که نتوانستم مشاهده کنم مرا کشان کشان به محلی برده و دست و پای مرا بسته و به شیوه رایج شلاق زدن/ به کف پایم و تمام بدنم با یک وسیله پلاستیکی شلاق میزدند تا جاییکه از هوش رفتم که بعد از ان اب بر روی سروصورتم ریخته و مجددا مرا به هوش اورده و دوباره شروع به زدن میکردند. سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مرد 

سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مرد

 

سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مرد

سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مرد

1- آقای حامد صرافپور، هشتم مارس 2019:

“هشتم مارس، روز زن، زنان مجاهدین خلق و مریم رجوی!”

لینک به منبع

… در واقع از همین الان می توان ادعای مریم رجوی برای “ایران آزاد فردا” را به عینه در چشمان غمزده زنان مجاهد مشاهده کرد!. آنچه طی دهها سال در قرارگاههای مجاهدین بر زنان وارد شد، نمونه ای از دنیای آزاد مریم رجوی برای ایران فرداست!. سال 1371 نشستی با مسئولیت سعیده شاهرخی رئیس ستاد مرکز 12 ارتش رجوی برگزار شد که خاص فرماندهان همان مقر بود. یکی از فرماندهان که به نظر می رسید از مناسبات مجاهدین در حال بریدن باشد سوژه نشست بود. سعیده خطاب به وی گفت: آیا اگر پیام خواهر مریم به زنان ایران برسد دیگر کسی ازدواج می کند؟ جواب وی منفی بود… سعیده شاهرخی مجددا پرسید: اگر این پیام به تمام زنان جهان برسد آیا کسی ازدواج خواهد کرد؟ دوباره جواب منفی بود… بعد سعیده گفت: در اینصورت شما هرکجا هم که بروید، همین ماجرا هست و قادر به ازدواج نخواهید بود… منظور سعیده شاهرخی از پیام مریم، همان طلاق های اجباری بود، وی می خواست به مردان حاضر در نشست بفهماند که اگر بخاطر ازدواج و زن گرفتن از مناسبات مجاهدین جداشوید، فردا هرکجا که باشید زنان از شما رویگردان خواهند بود و همه زنان جهان نهایتاً با شنیدن پیام انقلاب ایدئولوژیک مریم از همسرانشان جدا خواهند شد و به ازدواج مسعود درخواهند آمد… در واقع هم این ایده مسعود رجوی برای کل زنان جهان بود …

مریم رجوی خشونت علیه زنان سعیده شاهرخی شکنجه گر هشتم مارس، روز زن، زنان مجاهدین خلق و مریم رجوی!

2- خانم بتول سلطانی، چهاردهم ژوئن 2008

“عدالت ؛ در دستگاه فرقه – انقلاب طلاق الی الابد ؛ برای همه ؟!”

لینک 

در فرقه مسعود رجوی ، مریم قجر عضدانلو تنها زن شوهرداری است که حق دارد نام فامیل شوهرش را یدک بکشد و مریم رجوی باشد. اما سایر زنان این فرقه از قانون دیگری تبعیت می کنند و آنها نه تنها حق صحبت کردن ، دیدار کردن و حتی فکر کردن درباره همسران سابق خود را ندارند بلکه باید آنها را برای همیشه از ذهن خود خارج کرده و اجازه ندهند تا عشق ورزیدن به رئیس فرقه با عشق دومی تقسیم گردد ! در چنین دستگاهی ، پر واضح است که اجازه داده نمیشود زنان با نام فامیل شوهران خود معرفی گردند و باید با فامیل پدری خودشان شناخته شوند. بطور مثال آیا شنیده اید که خانم سروناز چیت ساز را با نام سروناز میناچی معرفی نمایند و یا ربابه صادق پور را تحت عنوان ربابه جعفرزاده بشناسید ؟ و آیا اساسا می دانید کلیه نفرات در دستگاه رجوی حق ندارند از وضعیت هسرانشان مطلع بوده و حتی سئوالی در خصوص حال آنان بنمایند. اعضای سازمان تعهد تشکیلاتی سپرده اند که اگر چنانچه به همسرانشان فکر کردند بایستی در آن خصوص گزارش نوشته و در جریان نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی بخوانند و توبه نمایند !

به این موارد توجه کنید :
شهرزاد صدر حاج سید جوادی همسر محمود عضدانلو
سهیلا صادق همسر محمدعلی جابرزاده
قدسی خرازی همسر محمدعلی توحیدی خانیکی
مینا خیابانی همسر مهدی ابریشم چی
فاطمه رمضانی همسر محمد محدثین
صدیقه خدائی صفت همسر حسین داعی الاسلام (علی قادری)
مهری شادباش همسر احمد افشار
سعیده شاهرخی همسر ابوالقاسم رضایی
دولت نوروزی همسر یدالله زارعی
فاطمه همافر همسر کمال نیکنامی
راضیه کرمانشاهی همسر عباس داوری
مرضیه غفاری همسر مهدی براعی
فائزه محبت کارهمسر هادی افشار (سعید جمالی)
هاجر ریحانی همسر جمیل بصام
الهه عظیم فر همسر ابراهیم خدابنده
بتول رجایی همسر اکبر عباسیان
سونا صمصمامی همسر امیر طاقتی
فریده کریمی همسر جلیل فقیه دزفولی
آزاده خرسند همسر علیرضا باباخانی
حمیده شاهرخی همسر مسعود کلانی
و الی آخر . . .

این افراد می بایست طبق قاعده حاکم بر مریم مثلا شهرزاد عضدانلو، سهیلا جابرزاده، مینا ابریشم چی، فاطمه محدثین، سونا طاقتی و . . . نامیده شوند.

البته این تنها تفاوت مریم با سایر زنان سازمان نیست. شما فقط کافی است نگاهی به زندگی اشرافی و ملوکانه وی بیندازید و با زندگی سایر زنان عضو فرقه خصوصا در عراق مقایسه نمائید. وقتی مریم رجوی ( قجر عضدانلو ) در عراق هم بود با مسعود رجوی در خانه های مجلل با امکانات مکفی رفاهی و آشپز و باغبان و خدمتکار مخصوص و وسایل مختلف آرایش و زیبایی و صدها مدل لباس زندگی میکرد اما هیچکدام از زنان دیگر فرقه حق برخورداری از یک صدم چنین امکاناتی را نداشتند.

الان هم او در پاریس فقط چند بار صورتش را جراحی پلاستیک کرده و روزانه بنا به یک گزارش دفتر، هزار دلار خرج فردی دارد. این سازمان همیشه می گفت خودکشی بالاترین گناه کبیره است ولی بخاطر مریم رجوی حلال می شود. معلوم نیست با چه منطقی به راحتی به تیم های عملیاتی سیانور می دادند که بخورند و خودکشی کنند و آن موقع که مریم دستگیر شده بود افراد به شیوه های مختلف تهییج می شدند که بایستی خود را آتش بزنند.

در فرقه رجوی حتی حلال و حرام هم بر اساس منافع رهبری تعیین میشود. آن چیزی حرام است که او منع میکند و آن چیزی حلال است که او مجاز میشمارد. البته این حرام و حلال بسته به شرایط روز و منافع مقطعی رهبری مدام در حال تغییر است و خود او و همسرش از تمامی قواعد سازمان مستثنی هستند.

انقلاب ایدئولوژیک سعیده شاهرخی شکنجه گر عدالت ؛ در دستگاه فرقه. انقلاب طلاق الی الابد برای همه 

3- انجمن نجات، مرکز کرمانشاه، دوم اردیبهشت 94

“گذشته و حال برخی حقوق بشریست های فرقه مجاهدین”

لینک

چند روز پیش در سایت مجاهدین روی یکی از پیوندهای آن کلیک کردم نهایتأ برنامه ای بنام “ریشه ها” ای این پیوند پخش می شد پیوند مربوطه سیمای آزادی نام داشت اما نکته جالبی که شخصأ به آن برخوردم مجری و تئوریسین این برنامه بود.

برنامه ریشه ها مجموعه ای از خزئبلاتی است که در خصوص فقر و فساد در جامعه و مرتبط کردن آن با مذاکرات هسته ای و اساسأ به قضیه هسته ای می پردازد. اما جالب تر اینکه زنی به نام سعیده شاهرخی تئوریسین و حافظ منافع ملت ایران شده. سعیده شاهرخی زن محسن رضایی دبیر شورای پوشالی رجوی است و خواهرش حمیده شاهرخی جنایت کار جنگی در کرد کشی سال 69-70 و همچنین ترورهای چند دهه گذشته داخله می باشد.

سعیده خودش رئیس ستاد مرکز دوازده در سالهای متمادی در اسارتگاه اشرف بود او کسی بود که تیم های عملیاتی تروریستی را تا آخرین لحظات اعزام پیگیری و رصد میکرد و نهایتأ تا نقطه مرز با افسران ارشد استخبارات عراق (صدام) هماهنگی ها را انجام میداد تا آن تیم ها بروند و چند سرباز را بکشند و یا منافع ملی و یا لوله های نفتی خلق قهرمان را منفجر نمایند.

این تئوریسین آنموقع ریشه های فقر و بدبختی  ملت ایران را نمی شناخت وبرایش مهم نبود بلکه به تیم ها دستور می داد که به تر و خشک رحم نکنند و لوله های نفتی زیرساخت های اقتصادی مردم ایران را ویران کنند و حتی دستور می داد که به احشام و دارایی های شخصی مردم بی دفاع هم رحم نکنند. حالا مدافع دو آتشه و تئوریسین و روشنگر در زمینه دفاع از حق مردم ایران شده است و با سفسطه هایش وانمود می کند که گویی اصلا اونبوده که در خدمت صدام خوش خدمتی کرده است.علیه مردم ایران دست به هزاران جنایت زده.

یادم هست روزی همین سعیده شاهرخی که اکنون ریشه های فقر  وفساد درایران را ریشه یابی می کند وبرای آن اشک تمساح می ریزد دو تیم را آماده کرده و در توجیه گفت شما اسکورت یک محموله از قرارگاه مروارید در جلولای عراق به بغداد و یا بلعکس می باشید بنده هم راننده فرمانده اکیپ بنام مرتضی رضوی از افسران ارشد حفاظت اطلاعات اشرف بودم.

رجوی با شیادی خود قرارگاه مروارید را با درخواست از بازرسان سازمان ملل پاک اعلام کرد و پرچم فرقه و بازرسان را بر سردرآن آویخته بود و لذا چون مکان عادی شده بود صدام برخی موشک های ممنوعه را در آن قرارگاه که زاغه زیرزمینی بود مخفی می نمود. در برگشت دوخودرو گویا از معارضین عراقی قصد شناسایی و اطلاع رسانی با بازرسان سازمان ملل را داشتند

که به دستور سعیده شاهرخی مرتضی رضوی در هماهنگی با استخبارات صدام آن افراد را دستگیر و نهایتأ به احتمال صد درصد باعث مرگ آنها شد.
منظور از بیان یک چنین فاکت قدیمی این بود که همه بدانند که چنین موجودی که در گذشته آنقدر وحشی و درنده بوده حال چگونه می توان به تحلیل وتفسیروتئوری های پوشالی وی گوش داد؟

مجاهدین خلق مریم رجوی سعیده شاهرخی شکنجه گر گذشته و حال برخی حقوق بشریست های فرقه مجاهدین

4- خانم مریم سنجابی، سوم اوت 2016

“شرح زندان و شکنجه در فرقۀ رجوی از زبان یکی از قربانیان و شاهدان عینی”

لینک 

درطی روزها نیز مرا به محلی دیگربرده و وادارم میکردند رو به دیوار ایستاده و یا تا کمر برای ساعت ها خم شوم تا جاییکه حالم بهم خورده و بالا می اوردم و مرا سپس برمیگرداندند.

یک روز نیز شهین حائری و سعیده شاهرخی و چند نفر دیگر که نتوانستم مشاهده کنم مرا کشان کشان به محلی برده و دست و پای مرا بسته و به شیوه رایج شلاق زدن/ به کف پایم و تمام بدنم با یک وسیله پلاستیکی شلاق میزدند تا جاییکه از هوش رفتم که بعد از ان اب بر روی سروصورتم ریخته و مجددا مرا به هوش اورده و دوباره شروع به زدن میکردند تا اینکه مجدد بیهوش شدم و وقتی به هوش امدم خودم را در همان سلول دیدم پس از این ده الی دوازده روز طاقت فرسا و شکنجه های متوالی دیگر مرا به نزد بقیه نبرده و مجددا به همان محل قدیمی واقع در خیابان ۴۰۰ برگرداندند.

در انجا در اتاقی تنها بودم حوالی غروب بود که بتول یوسفی که فکر میکنم کمی به مسائل پزشکی وارد بود را آوردند که مرا معاینه کند در ان لحظه که خودم نیز از مشاهده بدنم به وحشت افتادم متوجه شدم تمام بدنم از جمله پاها و دستانم کبود و سیاه و ورم کرده و زخمی بود که البته بدون هیچ گونه مداوایی اتاق را ترک کرده و رفت بعد از گدشت چند روز دیگر یک روز لیلا سعادت به اتاق امده وبرای من یک دست لباس تمیز اورد و ماشینی اورده و با اسکورت ۴- ۵ نفر مسلح و همرا با یکی دیگر از خواهران بنام انسیه نوید مرا به بغداد بردند

شرح زندان و شکنجه در فرقۀ رجوی سعیده شاهرخی شکنجه گر شرح زندان و شکنجه در فرقۀ رجوی از زبان یکی از قربانیان و شاهدان عینی

5- ایران اینترلینک، پنجم سپتامبر 2016

“نام 60 عنصر خطرناک باقیماندۀ منافقین در کمپ آمریکایی”

لینک

بنابر برگزارش های رسیده، اسامی برخی از 60 عناصر مهم تشکیلات منافقین که در بین عناصر فریب خورده آنان در لیبرتی قرار دارند، به این شرح است:

فاطمه همدانی
مرضیه حسینی
شهین حائری
مژگان مهدوی
کبری طهماسبی
سعیده شاهرخی
محبوبه عالی
سیما حسامی
پریچهر نکو گویان
بتول یوسفی
مهرانه مستانی
مریم باغبان خطیبی
فریبا خداپرستی
سهیلا طریقی
مهین حبیب پور
گوهر صالحی
مهناز صمدی
مهین قبادی
معصومه (گلناز) نظری

حسین ربوبی(فضلی)
پرویز کریمیان(جهانگیر)
محمدرضا بوغداچی(احد)
محمدرضا منانی(فرهاد)
علی اکبر انباز(یوسف)
مشهود دیانتی(سیامک)
حجت بنی عامری
محمدرضا مرادی نسب(رسول)
اسماعیل مرتضایی(منصور)
مسعود خدابنده(رسول ای تی _ اطلاعات)
صمد کلانتری
جلال پراش منزه
تقی شیاسی ارانی
حسین طیارزاده
سجاد شکوفی
علیرضا عرب خزائلی
کریم رشیدی(محراب)
مجتبی سارنچه
احمد شاعری
محمد الهی
مسعود پویان مهر
علیرضا پناهی
محمود رضا قلی
بهرام حسن زاده
مسعود اصولی
سعید خبیری
مهدی خدایی صفت
مالک مرتضوی
علی نفیسی
بیژن معدنی

فرار مزدوران صدام رجوی از عراق سعیده شاهرخی شکنجه گر نام 60 عنصر خطرناک باقیماندۀ منافقین در کمپ آمریکایی

(پایان) 

سعیده شاهرخی شکنجه گر صدام و رجوی در آلبانی مرد

***

مرگهای خاموش در فرقه رجوی سعیده شاهرخی شکنجه گر مرگهای خاموش در فرقه رجوی

همچنین: