احیای ‘جاهلیت صدر اسلام’؛ واکنش ایران به حمله ملک سلمان و ترامپ

احیای ‘جاهلیت صدر اسلام’؛ واکنش ایران به حمله ملک سلمان و ترامپ

بی بی سی، بیست و چهارم می 2017:… محمد جواد ظریف در توییتر خود نوشت: “ایران که تازه یک انتخابات واقعی را پشت سرگذاشته است، توسط رییس جمهورآمریکا در آن ‘مهد دمکراسی و میانه‌روی’ مورد حمله قرار می‌گیرد. آیا این سیاست خارجی است یا صرفا دوشیدن ۴۸۰ میلیارد دلار از عربستان سعودی؟”. اظهارات مقامات آمریکایی و عربستانی … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشجامعه‌شناسی سیاسی اپوزیسیون ایران و عربستان

لینک به منبع

احیای ‘جاهلیت صدر اسلام’؛ واکنش ایران به حمله ملک سلمان و ترامپ

ترامپ شیخ سعودی تروریسم وهابیت فرقه رجوی فساد

دونالد ترامپ و ملک سلمان

بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، از آنچه که “ترویج ایران‌هراسی” از سوی آمریکا خوانده انتقاد کرده، و ستاد کل نیروهای مسلح ایران نیز در بیانیه‌ای درباره آنچه که “شکل‌گیری دوران جاهلیت صدر اسلام” از سوی برخی از کشورهای منطقه خوانده هشدار داده است.

آقای قاسمی گفته است که آمریکا در “تداوم سیاست‌های خصمانه” خود علیه ایران تلاش می‌کند “کشورهای منطقه را به خرید هرچه بیشتر تسلیحات آمریکایی تشویق کند.”

آقای قاسمی در اظهارات امروز دوشنبه ۲۲ مه (اول خرداد) گفت: “متاسفانه برخی کشورهای منطقه به جای اتکا به توان مردمی خود و ظرفیت‌های همکاری منطقه‌ای، دل در گرو حمایت قدرت‌های بزرگ بسته‌اند.”

این مقام وزارت خارجه ایران اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، علیه ایران را “فریبکارانه و مداخله‌جویانه” خوانده است.

آقای قاسمی بدون نام بردن از کشوری خاص در منطقه افزود که “دولت‌های منطقه نیز بهتر است به جای هزینه کردن میلیاردها دلار از ثروت مردم خود در ازای حمایت‌های موهوم آمریکا، به فکر ثبات و رفاه و آرامش و آسایش واقعی مردم از طریق احترام به حق تعیین سرنوشت ملت‌ها و صرف این مبالغ هنگفت در امور توسعه و همکاری سازنده منطقه‌ای باشند.”

اظهارات آقای قاسمی در واکنش به سخنان آقای ترامپ در سفر اخیر خود به ریاض است که از نقش ایران در منطقه انتقاد کرده بود و ایران را متهم به ایجاد “بی‌ثباتی” و “شعله‌ور کردن” جنگهای فرقه‌ای در منطقه کرده بود. ملک سلمان، پادشاه عربستان نیز اظهارات مشابه‌ای کرده بود.

در طول دیدار آقای ترامپ از عربستان سعودی دو کشور میلیاردها دلار توافق تجاری و تسلیحاتی امضا کردند.

شکل‌گیری “دوران جاهلیت صدر اسلام”

هم‌زمان و در میان این تحولات، ستاد کل نیروهای مسلح دربیانیه‌ای از آنچه “شکل‌گیری دوران جاهلیت صدر اسلام” از سوی برخی از کشورهای منطقه خوانده، انتقاد کرده است.

در این بیانیه که به مناسبت سی و پنجمین سالگرد “آزادسازی خرمشهر” (سوم خرداد سال ۱۳۶۱) منتشر شده آمده است: “دوران جاهلیت صدر اسلام بار دیگر توسط برخی حکام مرتجع عرب منطقه در حال شکل‌گیری است” و افزوده است که هدف آن “طرح صلح و دوستی با دشمن اول جهان اسلام که تکرار و بازخوانی اتحاد شوم و ننگین ارتجاع عرب با اسرائیل غاصب است” را دنبال می‌کند.

این بیانیه هشدار داده است که “به فضل الهی و با بیداری اسلامی و نهضت‌های خودجوش و آزادی خواه مردمی، تحقق رویای اسرائیل بزرگ را هیچگاه نخواهند دید.”

توییت ظریف

روز یکشنبه ساعاتی بعد از حمله شدید ملک سلمان، شاه عربستان و دونالد ترامپ به ایران، محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران در توییتی به این سخنان واکنش نشان داد.

او در توییتر خود نوشت: “ایران که تازه یک انتخابات واقعی را پشت سرگذاشته است، توسط رییس جمهورآمریکا در آن ‘مهد دمکراسی و میانه‌روی’ مورد حمله قرار می‌گیرد. آیا این سیاست خارجی است یا صرفا دوشیدن ۴۸۰ میلیارد دلار از عربستان سعودی؟”

تویتر ظریف عربستان سعودی ترامپ فرقه رجوی فساد

اظهارات مقامات آمریکایی و عربستانی علیه ایران درحالی صورت گرفته است که به دنبال انتخابات ریاست جمهوری این کشور و انتخاب مجدد حسن روحانی، او در سخنانی گفت: “پیروزی او به معنی گسترش روابط ایران با دیگر کشورها، بر مبنای منافع و احترام متقابل است.”

آقای روحانی گفت که ایران “مسیر تعامل با جهان به دور از خشونت و افراطی‌گری” را برگزیده است اما افزود که “حاضر به پذیرش تهدید هم نیست.”

آقای ظریف نیز در مقاله‌ای که در یک نشریه عربی منتشر شده است، همسایگان عرب کشورش را فراخواند تا وارد فصلی تازه از روابط خود با ایران شوند.

اظهارات تند ترامپ؛ قراردادهای میلیاردی تسلیحاتی با عربستان

آقای ترامپ روز گذشته (یکشنبه ۳۱ اردیبهشت) در نشستی که با حضور رهبران ۴۰ کشور مسلمان در ریاض برگزار شد، شرکت کرد و در آن به شدت ایران را مورد انتقاد قرار داد.

او گفت: “می‌خواهم درباره ایران صحبت کنم که مسئول بی‌ثباتی درمنطقه بوده ایران به تروریست‌ها آموزش می‌دهد. دهه‌ها هست که ایران آتش جنگ‌های فرقه‌ای را شعله‌ور کرده است.”

آقای ترامپ افزود: “این کشور خواستار نابودی اسرائیل است. ایران خاورمیانه را بی‌ثبات کرده است. در سوریه شاهد آن هستیم. بزرگترین قربانیان رژیم ایران، خود مردم ایران هستند. مردم ایران به خاطر حمایت رژیم ایران از افراط گرایی دچار زحمت شده اند. همه باید کمک کنند تا ایران منزوی شود.”

پادشاه عربستان نیز در اظهاراتی در همین نشست ایران را به صدورافراط گرایی اسلامی به جهان متهم کرد و در بخش دیگری از سخنانش گفت: “رژیم ایران از زمان انقلاب خمینی در سال ۱۹۷۹ به طلایه‌دارتروریسم جهانی بدل شده است.”

پیش از آن دو کشور نیز چند توافق میلیارد دلاری در زمینه‌های مختلف به امضا رساندد از جمله توافقی ۱۱۰ میلیادر دلاری تسلیحاتی.

فروش ۱۱۰ میلیارد دلار جنگ افزار به عربستان سعودی، شامل سامانه ضدموشکی تاد (THAAD)، چهار ناو جنگی، پنجاه فروند بالگرد ترابری شینوک، شصت فروند هلیکوپتر ترابری بلک هاوک، یکصد و پانزده فروند تانک آبرامز، سامانه های رادار، فن آوری مخابراتی و امنیت سایبری و هزاران موشک و بمب هدایت شونده از جمله این قراردادهای تسلیحاتی است.

آقای ترامپ همچنین سی موافقتنامه اقتصادی برای دویست و هشتاد میلیارد دلار فروش کالا و سرمایه گذاری شرکتهای آمریکایی در عربستان سعودی امضا کرد تا گام بزرگی در جهت تحقق وعده کارآفرینی و سودآوری بردارد که به مردم آمریکا داده بود.

آقای ترامپ در اولین سفر خارجی منطقه ای خود پس از ورودش به کاخ سفید ابتدا به عربستان رفت و روز دوشنبه ۲۲ مه (اول خرداد) وارد اسرائیل شد.

*** 

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

از بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدیناز بغداد تا تیرانا، سه دهه دربدری مجاهدین

یادی از مرحوم منفور مسعود رجوی. جوار میهن و بر افروختن آتش ها بر کوهستان ها چه شد؟

یا خودش می آید یا خبرش

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیرضا تقی زاده، کیهان لندن: تمرین مجاهدین نوحه‌خوان و سینه‌زن برای رقص «تانگو» با «عمو ترامپ»!ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29002

بازنمایی زنان مجاهد در فیلم ‘سیانور’ا 

Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_History3مهرک کمالی، بی بی سی، پانزدهم آوریل ۲۰۱۷:… چند سال پیش تراب حق شناس در خارج از کشور و قبل از او لطف الله میثمی در ایران دو متن کلیدی از تاریخ مجاهدین خلق منتشر کردند. حق شناس خاطرات لیلا زمردیان را با عنوان “به داستان زندگی من گوش کنید” در سایت اندیشه و پیکار گذاشت و میثمی تحلیلی خودانتقادی از بهرام آرام را به نام “تحلیل مختصری از انفجار خانه … 

ابراهیم خدابنده مراسم بزرگداشت مجید شریف واقفیبزرگداشت شهید شریف واقفی در دانشگاه صنعتی شریف

لینک به منبع (بی بی سی)
لینک به منبع (سایت ایران قلم)

بازنمایی زنان مجاهد در فیلم ‘سیانور’

مهرک کمالی ـ بی بی سی
استاد ایرانشناسی دانشگاه ایالتی اوهایو

سیانور

سیانور اختلافات میان دو طیف در سازمان مجاهدین خلق و درگیری میان چهره‌های کلیدی این سازمان از جمله تقی شهرام، مرتضی صمدیه لباف و مجید شریف واقفی را در متن یک ماجرای عاشقانه نافرجام به تصویر می‌کشد

تقی شهرام، بهرام آرام، و مجید شریف واقفی سه عضو مرکزیت سازمان مجاهدین خلق ایران در سال های ۵۳ و ۵۴ بودند. دو نفر اول تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین از اسلام به مارکسیسم را اعلام می کنند که نفر سوم، شریف واقفی، و همفکران او مرتضی صمدیه لباف و سعید شاهسوندی تغییر ایدئولوژی را نمی پذیرند. شریف واقفی و صمدیه لباف به دست وحید افراخته و تیم او – که مهم ترین شخصیت زن فیلم سیانور،هنگامه، هم عضو آن است – ترور می شوند. در این ترورها، شریف واقفی کشته می شود و صمدیه به دست ساواک می افتد که دیرتر اعدامش می کنند. کنش و واکنش بین اعضای گروه در آن زمان خط داستانی فیلم سیانور را می سازد.

چند سال پیش تراب حق شناس در خارج از کشور و قبل از او لطف الله میثمی در ایران دو متن کلیدی از تاریخ مجاهدین خلق منتشر کردند. حق شناس خاطرات لیلا زمردیان را با عنوان “به داستان زندگی من گوش کنید” در سایت اندیشه و پیکار گذاشت و میثمی تحلیلی خودانتقادی از بهرام آرام را به نام “تحلیل مختصری از انفجار خانه پایگاهی خیابان شیخ هادی و انفجار بمب در دست رفیق محمد ابراهیم جوهری” در نشریه چشم انداز ایران (۲۹ شهریور ۱۳۸۹) چاپ کرد.

ردپای انتقاد از خود بی رحمانه لیلا زمردیان و بهرام آرام را به روشنی می توان در سناریوی فیلم سیانور به کارگردانی بهروز شعیبی (۱۳۹۴) دید.

شخصیت های اصلی فیلم، تقی شهرام و همخانه اش هما با نام سازمانی هنگامه، مجید شریف واقفی و همسرش لیلا زمردیان، بهرام آرام و همسرش سیمین صالحی، مرتضی صمدیه لباف، و وحید افراخته هستند. می بینید که من هم اسم مردان را اول می آورم چون مشهورترند. داستان فیلم اما حول نقش پررنگ زنان مجاهد، سیمین و لیلا و هما (هنگامه)، به واسطه روابطشان با مردان تاریخساز می چرخد. در این نوشته، تصویری را که فیلم از زنان به دست می دهد با آنچه از این دو سند درمی یابیم مقایسه می کنم.

سیمین را فقط در یک صحنه می بینیم: صحنه ای که همه شخصیت های فیلم به جز شریف واقفی و صمدیه لباف در خانه ای مشغول جمع و جور کردن هستند. تقی شهرام در همان حینی که دارد فرمان قتل شریف واقفی را می دهد با لحنی زننده از آبستنی سیمین که مانعِ انجام وظایف سازمانی اش می شود حرف می زند: “کودکستان وا کردیم. اون از شوهر خانوم (اشاره به لیلا) اینم از وضعیت جنابعالی.” وقتی سیمین می گوید: “من که حرفی ندارم. اگه بگی می تونم تو تیم باشم.” شهرام پاسخ می دهد “شما به فکر سیسمونیت باش. هنگامه هست.”(دقیقه – ۵۹ ۵۸:۵۰ فیلم). این صحنه به احتمال زیاد از بخشی از گزارش بهرام آرام گرفته شده که به آبستنی سیمین صالحی، همسرش، اشاره می کند. بر خلاف روایت فیلم، آبستنی سیمین با همدلی مجاهدین همخانه اش روبروست. چیزی که دست و پای آنها را می بندد دگم های تشکیلاتی و مبارزاتی است و نه کمبود احساسات انسانی. بهرام آرام در متنی که پیش از این به آن اشاره کردم، در مورد برخورد با سیمین شدیدا از خود انتقاد می کند:

“در مورد رفیق سیمین نیز برای این ‌که نشان دهم که با او در گروه، به ویژه از طرف من برخورد عاطفی صورت نمی ‌گیرد، عملاً گاه بیش از حد معمول از او کار می ‌کشیدم. بدون این‌ که سایر رفقای تیمی در این زمینه به من انتقاد فعالی بنمایند و این انتخاب در واقع نهایت و اوج این چپ ‌روی بود. رفیق سیمین خودش نیز با خویش برخوردی چپ‌ روانه داشت و از گرفتن مسئولیتش به علت حاملگی اظهار نارضایتی می‌ کرد و ما به عوض این ‌که او را با استدلال قانع کنیم که تو می‌ بایستی استراحت کنی (و این کار به راحتی برای من امکان ‌پذیر بود) پیش خود استدلال می‌ کردم که او با فشار کارها را انجام دهد، بهتر است، چرا که در این صورت احساس بیهودگی ننموده و روحیه ‌اش مجموعاً بهتر خواهد بود. در حالی که در اینجا نیز نمی ‌بایستی با این برخورد غیراصولی‌ وی با خودش که دقیقاً از من تأثیر پذیرفته بود تن می‌دادم.” (آرام، تحلیل مختصری از …)

آرام صادقانه می پذیرد که چپ روی های مداوم هم مشکلی شخصی و هم مشکلی سازمانی بوده است. برخورد بدون مبنای شهرامِ فیلم سیانور، بدون ارتباط با پیش و پس از آن، انگار فقط فیلمبرداری شده است که بر ضد زن و خانواده بودن فکر مجاهدین تاکید کند. این تاکید، اگر هم روا باشد، به این صحنه ی بخصوص تحمیل شده است، به ویژه آن که بیننده در هیچ صحنه ی دیگری سیمین را نمی بیند.

مجاهدین خلق تقی شهرام فیلم سیانور

تقی شهرام و عبدالمجید معادیخواه در دادگاه انقلاب

در فیلم زن دیگری هم هست: لیلا زمردیان. لیلا را بیشتر از سیمین می بینیم. او مسئول مستقیم هما (هنگامه) و همسر و همخانه ی شریف واقفی است اما با او همراه نیست و برای رقبای او – تقی شهرام و بهرام آرام که مارکسیست شده اند – خبر می برد. تصویر فیلم از شریف واقفی انسان آزاده ای است که وقتی صمدیه لباف از او می پرسد لیلا را چکار می کنی؟ می گوید: “اونم مثل بقیه بچه ها. خودش باید انتخاب کنه. این که دیگه ربطی به زن و شوهریمون نداره.” مرتضی به خبرچینی لیلا اشاره می کند و می گوید: “بی رودربایستی بهت بگم مجید، من از لیلا می ترسم …اگه بره سمت تقی …” وقتی مرتضی از مجید می خواهد با لیلا حرف بزند و از او بخواهد تکلیفش را روشن کند، مجید سکوت می کند (دقیقه ۴۸:۴۹ تا ۴۹:۲۲ فیلم). مشکل فیلم در این صحنه و صحنه های بعدی مربوط به لیلا این است که از بحران فکری – ایدئولوژیک و روحی – روانی او برای مذمتِ سازمان مجاهدین استفاده می کند بدون اینکه عمق این بحران را نشان دهد. سطر به سطر متن نامه یا انتقاد از خود به جا مانده از لیلا نشاندهنده درگیری شدید درونی و بیرونی اوست؛ درگیری که شریف واقفی هم در تشدید آن سهم وافری دارد.

نامه لیلا که گویا سه یا چهار روز قبل از ترور شریف واقفی به دست رهبران وقت سازمان مجاهدین مارکسیست لنینیست، تقی شهرام و بهرام آرام، رسیده انتقاد از خود یا خاطره نویسی ای است که در آن زمان در سازمان های چریکی ایران متداول بوده است. لیلا که تمام دوران اختلافات مجید و رهبران دیگر سازمان با وی زندگی می کرده از برزخی پرده برمی دارد که در آن زیسته؛ گاه حق را به مجید داده گاه به سازمان؛ گاه مجید را نفی کرده و گاه سازمان را؛ و بیشتر خود را سرزنش کرده که چرا نتوانسته جایی در هیچ یک از دو سوی نبرد بیابد. دو سوی نبرد تکلیف انتخابی فوق انسانی بار او کرده اند و به گناه بی تصمیمی، هر دو تنهایش گذاشته اند.

دوره فضای خاکستری و منطق فازی و نگرش طیفی نیست؛ نمی توان بین دو صندلی نشست؛ نمی شود جبهه ها را به هم ریخت. اما لیلا از تشویش هایش می گوید، تشویش هایی که هر دو طرف به وادادگی تعبیرش می کنند. لیلا می نویسد:

“با مطالعه فقط کتاب سیر تحولات فلسفه و فلسفه مارکسیسم تقریبا قبول کرده بودم که ماده بر فکر تقدم داشته ولی مسئله تکامل و جهت دار بودن آن و مسئله وحی و قیامت و یا اینکه ماده چطور نیرویی است و … شک داشتم و اینها مسائلی بود که برایم سوال بود و حل نشده بود. هنوز مسئله قیامت و خدا در اعماق ذهنم بود… به هر جهت در برخورد با مسائلی که مجید مطرح می کرد احساس مسئولیتم نسبت به خدا و قرآن و ترس از خیانت به اسلام … رشد می کرد و رنجم می داد. به همان اندازه که صداقتم به سازمان در نگفتن مسئله رنجم می داد. آرزو می کردم یک مقدار دانش بیشتری می داشتم و حداقل ایدئولوژی می داشتم تا با آن عمل خودم را تحلیل کنم و به سمتی که اعتقاد دارم بروم و عذاب وجدان ناراحتم نکند.” (زمردیان، به داستان زندگی …)

مجاهدین خلق فرقه رجوی مجید شریف واقفی سیانور

گرهگاه آنجاست که لیلا باید بین همسر-رهبرش(مجید شریف واقفی) و سازمانش یکی را به عنوان نماینده مذهب و ایدئولوژی خرده بورژوایی کنار بگذارد و دیگری را به عنوان نیروی پیشاهنگ مارکسیستی برگزیند

گرهگاه آنجاست که لیلا باید بین همسر-رهبرش و سازمانش یکی را به عنوان نماینده مذهب و ایدئولوژی خرده بورژوایی کنار بگذارد و دیگری را به عنوان نیروی پیشاهنگ مارکسیستی برگزیند. “خودسازی انقلابی” و “انتقاد و انتقاد از خود” باید به لیلا کمک می کردند به وظیفه اش در برابر خلق عمل کند. کمونیست های روس، چینی، ویتنامی، و کره ای از این راه رفته و پیروز شده بودند. اگرچه احساس دوگانه اش را خوب می فهمید و می کوشید با خودش و با هر دو طرف درگیری صادق باشد، همه چیز محدود به ذهن و عمل او نبود. در مقابل، مجید و رقبایش انگار برای نابودیش مسابقه گذاشته بودند. خودش ترجیح می داد از شریف واقفی دور شود تا کمتر در جریان کارهای او باشد و مجبور نباشد طبق روال تشکیلاتی، فعالیت های غیرسازمانی یا ضد سازمانی اش را گزارش دهد:

“جریان به اینجا رسید که چون می دیدم درکنار هم ماندن منجر به این می شود که روزبه روز اطلاعات من نسبت به کارهای مجید بیشتر خواهد شد و تقریبا مرا در مقابل شما به همکاری کامل با آنها می کشاند. من از این لحاظ وحشت داشتم… ابتدا ترجیح می دادم که همراه مجید و رفقایش بروم و آنها مرا بپذیرند اما به دروغ وارد شما نشوم. آن را مطرح کردم … و صریحا (مجید) این را گفت که هرگز نمی توانند مرا با خود ببرند زیرا در من گرایش به سمت شما بیشتر است.” (زمردیان، همان)

با تحلیل های القا شده از طرف مجید، لیلا به این نتیجه می رسد که “اینها همه مال این است که در من اصلا ایدئولوژی وجود ندارد یک موجود به تمام معنی بدبخت و متلاشی هستم.” (همان) هر دو طرف درهایشان را به روی او بسته اند و به او قبولانده اند که خودش مقصر است و آنها محق “هم به شما خیانت کردم و هم به مجید و رفقایش و می دانم اگر من هم مثل مجید و رفقایش دارای ایدئولوژی آنها بودم رنج نمی بردم که دارم به شما خیانت می کنم.” (همان)

مجاهدین خلق فرقه رجوی سیانور زمرددیان

در متن نامه، لیلا قربانی ای است که می خواهد هم با سازمان و هم با شریف واقفی صادق باشد اما وقتی از نگرانی ها و مسئولیت هایش با شریف واقفی حرف می زند، سیلی می خورد

از تاریخ ارسال این نامه به رهبران وقت سازمان تا جان باختن لیلا حدود یک سال و هشت ماه فاصله است، فاصله زمانی که با ترور مجید شریف واقفی آغاز می شود. در این مدت می دانیم که لیلا با بی اعتنایی و بایکوت همرزمانش مواجه بوده است. در مقابلِ این تصویر پیچیده که در فیلم سرسری برگزار می شود، سیانور صحنه های سطحی و گذرایی از عشق لیلا و مجید می سازد تا بیش از پیش مجید را تبرئه کند. حیف از آن روان زخم خورده پر احساسِ متن “به داستان زندگی من گوش کنید” که تبدیل شده به حرف کلیشه ای مجید درباره کتابِ هدیه لیلا: “می دانی چند بار این کتاب را خوانده ام؟”. در متن خودش، لیلا قربانی ای است که می خواهد هم با سازمان و هم با شریف واقفی صادق باشد اما وقتی از نگرانی ها و مسئولیت هایش با شریف واقفی حرف می زند، سیلی می خورد:

“… در حالیکه گریه می کردم او ابتدا موضع خشمگینی و عصبانی گرفت و گفت اصلا در تو ظرفیت و صلاحیت هیچ چیزی نیست من فکر می کردم تو می فهمی و تشخیص می دهی که این کار به نفع سازمان و خلق است در صورتی که منافع فردی باعث می شود تو که منافع خلق را مطرح می کنی احساس نکنی. آنقدر عصبانی بود که بصورت من سیلی زد و بسیار عصبانی شد و دیگر با من حرف نزد.” (زمردیان، همان)

در فیلم لیلا قربانی مکر تقی شهرام، گرفتار موازین سخت سازمانی، و درگیر یک ایدئولوژی اختناق آفرین است و مجید شریف واقفی فرشته ای است مسلمان طرفدار رحمت و رافت. در واقعیت، هر دو طرف برای نابودی لیلا مسابقه گذاشته اند.

سومین زن فیلم، هما (هنگامه) داستانی تر از دو تای دیگر است و فیلم تا حد زیادی حول او می گردد. هنگامه ی مجاهد با یک دانشجوی دانشگاه پلیس به نام امیر فخرا نامزدی می کند. هنگامه هنوز از طرف پلیس شناخته نشده و می تواند علنی میان مردم باشد و کار کند. لیلا، مسئول مستقیم هنگامه، از طرف تشکیلات به او می گوید که باید از امیر جدا شود چون او دانشجوی پلیس و غیرقابل اطمینان است. لیلا می گوید مبارزه اقتضا می کند که همه بخصوص در تصمیم حساسی مثل ازدواج مراقب امنیت و تابع سازمان باشند. ازدواج خودش با مجید شریف واقفی را مثال می زند که کاملا بر اساس منویات سازمانی بوده است.

به دستور سازمان، هنگامه از امیر جدا و با کامران، یکی از همرزمانش، ازدواج تشکیلاتی می کند و صاحب دختری به نام پگاه می شود. کامران دوست قدیمی امیر فخرا هم هست. کامران به زندان می افتد، مشی چریکی را رد می کند، از زندان آزاد می شود و به زندگی معمولی برمی گردد. الان یک ساندویچ فروشی دارد که خانه اش هم هست و با پگاه آنجا زندگی می کند. با کنار کشیدن کامران از کار سیاسی-نظامی، سازمان به هنگامه دستور می دهد کامران و پگاه را کاملا فراموش کند. کامران هم نمی گذارد پگاه بفهمد مادری دارد. هنگامه به تدریج در تشکیلات مجاهدین بالا و تا همخانگی تقی شهرام پیش می رود. تا اینجا، هنگامه از همسرش، دخترش، و عشقش به خاطر سازمان و مبارزه گذشته است.

مجاهدین خلق فرقه رجوی فیلم سیانور

فیلم موفق بود اگر نشان می داد که زنان چریک فقط با تنفر از سرمایه داری، امپریالیسم، و رژیم شاه شناخته نمی شدند، آنها علیه توقعاتی که جامعه از زن خوب – همسر، مادر، خواهر در خدمت خانواده – داشت برمی خاستند. لیلا و سیمین و هنگامه واقعی دانسته یا ندانسته درگیر نبرد برای تعریف جدیدی از زن ایرانی بر اساس مسئولیت های اجتماعی اش بودند

با حمله پلیس به خانه تیمی، هنگامه زخمی و آواره به آپارتمان امیر پناه می برد و امیر زخمش را درمان می کند. در خانه امن، هنگامه کم کم زندگی معمولی با دغدغه های عادی را به خاطر می آورد. امیر برایش پیراهنی زنانه و زیبا می خرد. هنگامه به یاد دخترش می افتد که برای او مادری نکرده است. امیرکه حالا افسر پلیسی است که در پرونده مجاهدین مارکسیست لنینیست و قتل شریف واقفی درگیر است، می کوشد هنگامه را از فضای بسته مبارزه مخفی دور و ضعف هایش را به او یادآوری کند: “تو وقتی بازی رو باختی که فکر کردی همه چیز زندگیتو باید تقی شهرام بهت بگه. بهت گفت عشق نداشته باش، گفتی چشم. بهت گفت شوهر نداشته باش، گفتی چشم. بهت گفت بچه نداشته باش، گفتی چشم. بهت گفت حتی خدا هم نداشته باش، بهش گفتی چشم.”

هنگامه با صدای بلند از خودش و زنان مبارز دیگر دفاع می کند: “من می خواستم بچه ام تو یه جامعه سالم بزرگ شه. … تو چی فکر می کنی راجع به ما؟ فکر می کنی نمی تونستیم راحت زندگی کنیم؟ فکر می کنی من نمی خواستم مادر باشم؟ لیلا نمی تونست یه زن عادی باشه؟” با این همه، فکر دیدن پگاه، دخترش، رهایش نمی کند. جلوی مغازه ی کامران می رود که پگاه را ببیند. کامران مانع می شود. امیر از کامران می خواهد تا بگذارد هنگامه دخترش را ببیند و وقتی با امتناع او روبه رو می شود می پرسد: “اگه یه روز ازت بپرسه مادر یعنی چی، چی داری بهش بگی؟” و کامران با کمال بی رحمی جواب می دهد: “این قدر مادر زیر این خاک هست که دستش رو بگیرم ببرم سر قبر یکی شون.” و پلانی از پگاه می بینیم که در درگاه مغازه ظاهر می شود، هنگامه رو به روی مغازه ایستاده است اما پگاه نمی داند او مادرش است.

فیلم در فرصتی که به ما می دهد تا هنگامه را ببینیم به ما القا می کند که او بیشتر پادوی سازمان است تا عضوی تعیین کننده، شبیه بیماری روانی که امنیت را در تابعیت می جوید. فیلم به ما می گوید که او می توانسته مادر، همسر، و عاشق باشد اما همه را گذاشته و مجاهد شده است و این گناه اوست.

لیلا را به خاطر بیاورید که در منگنه تقی شهرام و مجید شریف واقفی مانده بود؛ اینجا هم هنگامه در منگنه تقی شهرام و کامران مانده است: نقش کامران در نابودی هنگامه کم از شهرام نیست. فیلم، اما تصویری مسیح وار از شریف واقفی و کامران می سازد و لیلا و هنگامه را گناهکار جلوه می دهد. فیلم گرفتار توالی حوادث، ریتم سرگرم کننده، و روایت سازی خود است.

تسلیم دردناک لیلا و سیمین و هنگامه به فضای سرکوبگر ایدئولوژیک و مردانه پیچیده تر از آن است که یک فیلم شبه پلیسیِ شبه اکشن بتواند آن را ترسیم کند. فیلم موفق بود اگر نشان می داد که زنان چریک فقط با تنفر از سرمایه داری، امپریالیسم، و رژیم شاه شناخته نمی شدند، آنها علیه توقعاتی که جامعه از زن خوب – همسر، مادر، خواهر در خدمت خانواده – داشت برمی خاستند. لیلا و سیمین و هنگامه واقعی دانسته یا ندانسته درگیر نبرد برای تعریف جدیدی از زن ایرانی بر اساس مسئولیت های اجتماعی اش بودند.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26788

مجاهدین خلق: پایان سی سال حضور در عراق 

end-of-mojahedin-khalq-in-iraq-bbc-8شهاب میرزایی، بی بی سی، سیزدهم سپتامبر ۲۰۱۶:… یکی از بحث برانگیز ترین موضوعاتی که درباره حضور مجاهدین در عراق بیان می شود همراهی آن ها با ارتش عراق در سرکوب نیروهای کرد و شیعه پس از جنگ اول خلیج فارس است. اتهامی که مجاهدین خلق همواره آن را رد کرده اند. در سال ۱۹۹۱ پس از جنگ خلیج فارس شورش هایی علیه صدام حسین در شمال و جنوب عراق توسط کردها و شیعیان انجام گرفت که با شدت هر چه تمامتر … 

مسعود خدابنده بی بی سیگزارش ویدئویی بی بی سی: خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

لینک به منبع

مجاهدین خلق: پایان سی سال حضور در عراق

پایان مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراق

پرونده سی ساله حضور اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق که با استقبال صدام حسین از مسعود رجوی باز شده بود با خروج آخرین اعضای سازمان از این کشور و در غیاب رجوی بسته شد.

این پرونده فراز و نشیب زیادی داشت که از حمله به خاک ایران با پشتیبانی نیروهای عراقی و ناپدید شدن مسعود رجوی پس از حمله آمریکا به عراق تا انتقال مجاهدین از پایگاه اشرف به اردوگاه لیبرتی و درگیری های متعدد مجاهدین با ارتش و شبه نظامیان عراقی و کشته شدن تعدادی از اعضای این سازمان را شامل می شود.

پایان مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراقملاقات مسعود رجوی با صدام حسین در بغداد

از پاریس تا بغداد

در سال ۱۳۶۵ و پس از فشار دولت فرانسه و عدم پذیرش دیگر کشورهای اروپایی، سازمان مجاهدین خلق مقر خود را از پاریس به بغداد منتقل کرد. صدام حسین که در آن زمان درگیر جنگ با ایران بود از مسعود رجوی استقبال گرمی کرد و قرار شد تمامی اعضای این سازمان به قرارگاهی در هشتاد کیلومتری مرز ایران در استان دیاله مستقر شوند.

این قرارگاه به یاد اشرف ربیعی، همسر اول مسعود رجوی نامگذاری شد که در حمله به خانه تیمی سازمان مجاهدین در ۱۹بهمن ۱۳۶۰ به همراه موسی خیابانی نفر دوم سازمان و بیش از بیست نفر دیگر کشته شده بود.

در ویدیوهای سازمان مجاهدین خلق درباره زندگی در قرارگاه اشرف، این قرارگاه شهری مدرن معرفی می‌شد که دارای مجموعه‌های مسکونی با خیابانهای تمیز و امکانات آموزشی و ورزشی است و موزه، مسجد، دانشگاه و قبرستان خود را هم دارد.

اما تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران که از قرارگاه اشرف خارج شده یا به تعبیری فرار کرده بودند از اعمال فشار فرماندهانشان بر نیروها گفتند. آنها همچنین از عدم ارتباط با بیرون از پایگاه سخن گفتند و اینکه از دسترسی به موبایل، اینترنت و رسانه ها به غیر از تلویزیون سازمان محروم بوده اند. آن ها همچنین خروج از قرارگاه را کاری سخت و پرهزینه خواندند.

پایان مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراق

از ارتش آزادی بخش تا فروغ جاویدان

اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران که از اوایل دهه ۶۰ وارد عراق شده بودند در “ارتش آزادی بخش ایران” سازماندهی شدند.

در اواخر جنگ ایران و عراق پس از ضعف و شکست های پی در پی نیروهای نظامی ایران، مجاهدین خلق با پشتیبانی عراقی ها دو عملیات آفتاب، چلچراغ را در اوایل سال ۶۷ انجام دادند که با موفقیت هایی همچون تصرف شهر مهران همراه بود.

سازمان مجاهدین خلق ایران پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی ایران و پیش از اجرایی شدن آتش بس، آخرین عملیات گسترده خود با نام فروغ جاویدان را علیه ایران آغاز کرد.

در این عملیات اعضای مجاهدین خلق توانستند به سرعت شهرهای قصر شیرین، سرپل ذهاب، کرند غرب و اسلام‌آباد غرب را به تصرف خود در آورند و به طرف کرمانشاه حرکت کنند. اما پیش از رسیدن به کرمانشاه و در گردنه چارزبر با پاتک نیروهای ایرانی، (عملیات مرصاد) و حملات نیروی هوایی ایران روبرو شدند و شکست خوردند.

تعقیب نیروهای بازمانده تا چند روز بعد نیز ادامه داشت. بر اساس اعلام منابع حکومتی ایران، در جریان عملیات مرصاد بیش از ۲۵۰۰ نفر از مجاهدین کشته شدند. سازمان مجاهدین این تعداد را ۱۳۰۰ نفر اعلام کرده است.

شکست عملیات فروغ جاویدان، پایان بخش عملیات نظامی “ارتش آزادیبخش” وابسته به مجاهدین خلق بود. در واقع با اجرای آتش بس میان ایران و عراق با نظارت سازمان ملل متحد از ۲۹ مرداد ۱۳۶۷، امکان استفاده مجاهدین از خاک عراق برای حمله به ایران به طور کلی منتفی شد.

یکی از بحث برانگیز ترین موضوعاتی که درباره حضور مجاهدین در عراق بیان می شود همراهی آن ها با ارتش عراق در سرکوب نیروهای کرد و شیعه پس از جنگ اول خلیج فارس است. اتهامی که مجاهدین خلق همواره آن را رد کرده اند.

در سال ۱۹۹۱ پس از جنگ خلیج فارس شورش هایی علیه صدام حسین در شمال و جنوب عراق توسط کردها و شیعیان انجام گرفت که با شدت هر چه تمامتر سرکوب شد. بنابر آمارهای مختلف، بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار نفر در این سرکوب ها کشته و بیش از ۲ میلیون نفر آواره شدند.

دادگاه عالی عراق در تیر ماه ۱۳۹۱ حکم دستگیری مریم رجوی و ۳۹ تن از اعضای سازمان مجاهدین خلق را به اتهام جنایت علیه بشریت در این ارتباط صادر کرد، اما سازمان مجاهدین خلق در واکنش به این حکم، دادگاه را “تحت نفوذ دولت نوری مالکی” نخست وزیر وقت عراق و حکم آن را “هدیه ای از جانب دولت عراق برای ایران” عنوان کرد.

درباره همکاری سازمان مجاهدین خلق با حکومت صدام در کشتار شیعیان هنوز سند و ادله محکمه پسندی یافت یا جمع آوری نشده است. به طور مثال دادگاه رسیدگی به اتهامات صدام حسین در عراق، به اتهام او در کشتار شیعیان در شهرک دجیل که در سال ۱۹۸۲ رخ داد به علت کافی بودن مدارک رسیدگی کرد اما در آن زمان شواهد قابل ارائه ای که مبنی بر همکاری صدام و مجاهدین در دیگر جنایات علیه شیعیان باشد در دست نبوده است.

پایان مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراقمهدی ابریشمچی و مسعود رجوی در پایگاه اشرف

حمله آمریکا به عراق و ناپدید شدن رجوی

پس از حمله نیروهای ائتلافی به رهبری آمریکا و سقوط حکومت صدام حسین در سال ۲۰۰۳ میلادی، اعضای سازمان مجاهدان که در کمپ اشرف اقامت داشتند، در چارچوب کنوانسیون ژنو تحت حفاظت نیروهای آمریکایی قرار گرفتند و بعدا خلع سلاح شدند.

مسعود رجوی پس از اشغال عراق در جایی دیده نشده است. بعضی گمانه زنی ها حکایت از مرگ او دارند. در این دوران مریم رجوی عملا رهبری سازمان را بر عهده گرفت.
بیشتر بخوانید: مسعود رجوی کجاست؟
مریم قجر عضدانلو (رجوی)، همسر سوم مسعود رجوی پس از اشرف ربیعی و فیروزه بنی صدر است که پس از انقلاب ایدئولوژیک و تغییر و تحولات درونی سازمان مجاهدین از همسرش مهدی ابریشمچی جدا شد و با مسعود رجوی ازدواج کرد. او در دهه ۱۳۷۰ از عراق به فرانسه رفت و در حال حاضر سازمان مجاهدین را از آنجا رهبری می کند.

پس از سقوط صدام، پایگاه اشرف به معضلی برای دولت های عراق و آمریکا تبدیل شد و بارها بین آمریکایی ها، عراقی ها، مجاهدین و سازمان ملل بر سر حفاظت اشرف و خروج نیروهای مجاهدین از آن مذاکره شد.

تا اواخر سال ۲۰۰۸ حفاظت از پایگاه اشرف با نیروهای آمریکایی بود و از اول ژانویه ۲۰۰۹ به نیروهای عراقی سپرده شد.

حکومت جدید عراق که رابطه خوبی با دولت ایران دارد بارها سعی کرد تا اشرف را به کنترل خود درآورد.

نوری مالکی، نخست وزیر وقت عراق در روز اولی که عراقی ها حفاظت از اشرف را بعهده گرفتند سازمان مجاهدین خلق را “گروهی تروریستی” اعلام کرد و فعالیت آن را در خاک عراق “با قانون اساسی این کشور مغایر دانست.”

با این حال آقای مالکی اطمینان داد که ساکنان اردوگاه اشرف را “وادار به بازگشت به ایران” نخواهد کرد و این فرصت را در اختیارشان خواهد گذاشت که به کشوری دیگر بروند.

اما بیست روز بعد مشاور امنیت ملی عراق در سفر به تهران از احتمال محاکمه عده ای از اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق و تحویل عده دیگری از آنها به دولت ایران سخن گفت.

چند ماه بعد و در بحبوحه رخدادهای پس از انتخابات مناقشه برانگیز سال ۱۳۸۸ ایران، مریم رجوی با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که تحت شرایطی اعضای سازمان حاضر هستند که به ایران بازگردند.

بر اساس بیانیه خانم رجوی، چنانچه حکومت ایران در “نامه ای رسمی” خطاب به [سازمان] ملل متحد، صلیب سرخ بین المللی و دولت های آمریکا و عراق، متعهد شود که اعضای سازمان مجاهدین خلق در صورت بازگشت به ایران “از دستگیرى و تعقیب و شکنجه و اعدام و هرگونه پیگرد و پرونده سازى قضایى مصون هستند و از آزادى بیان برخوردارند”، ساکنان اردوگاه اشرف به ایران بازخواهند گشت.

پایان مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراقدرگیری نیروهای مجاهدین خلق با ارتش عراق

اشرف: پایانی خونبار

از زمانی که نیروهای آمریکایی کنترل پایگاه اشرف را به نیروهای عراقی سپردند، این قرارگاه بارها مورد تهاجم قرار گرفت. این تهاجم ها از حمله با راکت تا حمله مستقیم ارتش عراق را شامل می شد.

در این حملات ارتش عراق برای تصرف این پایگاه، ده ها نفر از سازمان مجاهدین کشته شده و تعداد بیشتری زخمی شدند.

پس از این درگیری ها بود که دولت عراق خواهان تخلیه مجاهدین از پایگاه اشرف تا پایان سال ۲۰۱۱ شد، اما با فشارهای بین المللی این تاریخ تا آوریل ۲۰۱۲ عقب افتاد.

پس از آن و در یک دوره یک و نیم ساله و به مرور در حدود ۲۷۰۰ نفر از اعضای سازمان مجاهدین قرارگاه اشرف را تخلیه کردند.

تنها یک گروه صد نفره در قرارگاه اشرف برای حفاظت از اموال مجاهدین که همواره مورد مناقشه بین آنها و دولت عراق بود باقی ماندند که در سپتامبر ۲۰۱۳ مورد حمله مهاجمان ناشناس قرار گرفتند. در این حمله ۵۲ نفر از مجاهدین کشته و هفت نفر هم به اسارت برده شدند.

با اینکه هیچ گروهی مسئولیت این حمله را برعهده نگرفت سپاه پاسداران حمله با صدور بیانیه ای این رخداد را عامل “تشفی خاطر” مردم دانست و آن را به “فرزندان مجاهدان عراقی” نسبت داد. احمد خاتمی، از امامان جمعه موقت تهران و محمد رضا نقدی، فرمانده بسیج نیز ضمن تقدیر از این حمله، آن را “مهم تر از عملیات مرصاد” عنوان کرده اند.
بیشتر بخوانید: گزارش سفر به کمپ اشرف

پایان مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراقمریم رجوی از هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، به خاطر “جسارتش” در حذف نام این سازمان از فهرست تروریستی قدردانی کرد

ورود و خروج به فهرست تروریستی

سازمان مجاهدین خلق ایران پس از حمله آمریکا به عراق خلع سلاح شده بود.

در سپتامبر ۲۰۱۲ آمریکا اعلام کرد که نام این سازمان را از فهرست سازمان‌هایی که تروریستی می‌داند حذف کرده است. در اطلاعیه وزارت امور خارجه آمریکا آمده بود که سازمان مجاهدین در ۱۰ سال گذشته مرتکب عمل تروریستی نشده است. علاوه بر این، اعلام علنی سازمان مجاهدین خلق برای کناره گیری از فعالیت های مسلحانه و همکاری اعضای این گروه در تخلیه اردوگاه اشرف عراق، دیگر مواردی است که دولت آمریکا را برای حذف نام این گروه از لیست سازمان‌های تروریستی مجاب کرده است.

در بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا با اشاره به سابقه فعالیت مجاهدین در دهه هفتاد میلادی که به کشتن شهروندان آمریکایی منجر شد از بدرفتاری این سازمان با اعضایش انتقاد شده بود.

بیش از آن هم نام این سازمان از فهرست تروریستی اتحادیه اروپا حذف شده بود.

خارج شدن نام این سازمان از فهرست تروریستی آمریکا علاوه بر اینکه به فعالیت‌های این سازمان در غرب جنبه قانونی بخشید، به انتقال اعضای آن از عراق و سفر و اقامت قانونی در کشورهای دیگر کمک کرد.

مریم رجوی قرار دادن نام این سازمان در لیست تروریستی را “هدیه‌ای به رژیم ملاها” خوانده و خروج مجاهدین از این لیست را دلیلی بر نادرستی ادعاهای پیشین علیه مجاهدین خلق دانست.

بدین ترتیب فعالیت بیش از یک دهه سازمان مجاهدین برای خروج از فهرست تروریستی نتیجه داد.

پایان مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراقاز اشرف تا لیبرتی: انتقالی پرکشمکش

اردوگاه لیبرتی در غرب بغداد و در نزدیکی فرودگاه بین المللی این شهر قرار دارد. اردوگاهی که قبلا محل استقرار واحدهایی از نیروهای آمریکایی بود. پس از به توافق رسیدن آمریکایی ها و عراقی ها قرار شد اعضای سازمان مجاهدین خلق، اردوگاه اشرف را به سمت اردوگاه لیبرتی (این اردوگاه به نام های حریه و آزادی هم شناخته می شود) ترک کنند.

پس از مقاومت های اولیه مجاهدین، مریم رجوی در بهمن ۱۳۹۰ اعلام کرد در پی “اطلاع از توصیه و اطمینان های خانم [هیلاری] کلینتون، وزیر امور خارجه (وقت) آمریکا” از حدود ۴۰۰ نفر از اعضای سازمان خواسته است که به اردوگاه لیبرتی بروند.

در میانه این نقل و انتقال مجاهدین اعلام کردند اگر به آنها تضمین های حداقلی داده نشود ساکنان اشرف و لیبرتی حاضرند که موقتا به اردوگاه پناهجویان در نزدیکی مرز اردن بروند.

در نهایت و به مرور حدود ۲ هزار و ۷۰۰ نفر از مجاهدین با تخلیه اشرف در لیبرتی مستقر شدند. نقل و انتقالاتی که گاه به درگیری بین نیروهای مجاهدین و نیروهای عراقی هم منجر شد.

آنها در قرارگاه جدید با مشکلاتی روبرو بودند و ادعا می کردند که دولت عراق “تحویل غذا، آب و سوخت به اردوگاه را مسدود کرده و تلاش ساکنان برای دسترسی به مراقبت های پزشکی را دشوار کرده است”. در این دوران ساکنان لیبرتی همچنین با حملات گاه و بیگاه به محل سکونت خود نیز روبرو بودند.

از جمله می توان به دو حمله مرگبار در سال های ۹۲ و ۹۴ اشاره کرد که در یکی از آنها حسین ابریشمچی، از مسئولان بلندپایه سازمان کشته شد. مسئولیت این حملات را “ارتش مختار” بر عهده گرفت که شاخه نظامی گردان های حزب الله عراق است. این گروه مورد حمایت ایران شناخته می‌شود، اما تهران هیچ‌گاه رسما چنین ارتباطی را تایید نکرده است.
بیشتر بخوانید: عکس‌های سه در چهار؛ درباره حمله به اردوگاه مجاهدین

پایان مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراقتعدادی از کشته شدگان سازمان مجاهدین خلق در عراق

تیرانا: ایستگاه آخر

در اوایل سال ۱۳۹۲ و با پذیرش چهارده نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران توسط دولت آلبانی، روند خروج مجاهدین از عراق آغاز شد. این در حالی بود که پیش از آن مریم رجوی اعلام کرده بود یا همه مجاهدین باید به آمریکا بروند یا به اردوگاه اشرف باز گردانده شوند. اما آمریکایی ها با تشکر از دولت آلبانی از سازمان مجاهدین خواستند این فرصت را مغتنم بشمارد.

آمریکایی ها هم چنین اعلام کردند که: “رهبری سازمان مجاهدین خلق موظف است که دسترسی آزاد و بدون قید افراد مقیم در اردوگاه آزادی را به ناظران حقوق بشری سازمان ملل متحد تسهیل کند.”

در سال ۹۳ اعلام شد که ۶۰۰ نفر از اعضای این سازمان به آلبانی منتقل شده اند و سرانجام یک ماه پس از آن سفیر ایران در بغداد اعلام کرد که تا آخر تابستان امسال تمامی مجاهدین از عراق خارج می شوند. در روز جمعه ۹ شهریور و با انتقال ۲۸۰ نفر از اعضای باقی مانده در لیبرتی این پایگاه نیز کاملا تخلیه شد.

بنا به گفته وزارت امور خارجه آمریکا، سازمان ملل موفق شده است که بیش از ۳ هزار نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق را از عراق منتقل کند. تعدادی از سران سازمان مجاهدین هم به کشورهای آلمان و فرانسه انتقال داده شده‌اند.

سازمان مجاهدین خلق ایران می گوید که در دوران پس از حمله آمریکا به عراق، ۱۴۱ نفر از اعضای خود را در حملات و ۲۷ نفر را به دلیل “شرایط محاصره” از دست داده است.

به گفته این سازمان، “توطئه‌ها، شانتاژها و تهدیدهای” حکومت ایران و متحدانش در عراق، باعث شد روند انتقال اعضای این سازمان بیشتر از چهار سال طول بکشد.

مجاهدین در حالی از عراق خارج و راهی کشورهای اروپایی شدند که در این میان نامی از مسعود رجوی شنیده نمی شود.

پایان مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراقخانواده های اعضای مجاهدین خلق در اطراف پایگاه اشرف

خانواده‌های منتظر و جداشدگان باقی مانده در عراق

در این سال ها خانواده ها برای دیدار با بستگانشان در عراق با مشکلات و سختی های فراوانی روبرو بوده اند.

سازمان مجاهدین خلق، عده ای از کسانی را که به عنوان خانواده اعضای سازمان برای ملاقات با آنها به عراق می رفتند عامل جمهوری اسلامی می دانست و اجازه ملاقات نمی داد. از سوی دیگر تعدادی از خانواده های ایرانی که موفق به ملاقات با فرزندانشان می شدند پس از بازگشت با حبس و زندان و حتی حکم اعدام در ایران روبرو شدند.

به گفته عاطفه اقبال، از کمپین خروج مجاهدین از لیبرتی، هنوز تعدادی از اعضای سابق سازمان مجاهدین که از این سازمان جدا شده اند در کردستان عراق یا هتل های بغداد زندگی می کنند و با اینکه کمیساریای پناهندگی قول انتقال آنها را داده بود، به حال خود رها شده اند.

پایان مجاهدین خلق فرقه رجوی در عراقمریم رجوی در گردهمایی سازمان مجاهدین خلق در فرانسه

بن بست آلبانی یا بزرگراه پاریس؟

پیش از این بسیاری از منتقدان و مخالفان سازمان مجاهدین، این سازمان را متهم می کردند که با کارشکنی جلوی خروج نیروهایش از اشرف و لیبرتی را می گیرد تا با توجه به موقعیت سخت آنها در عراق توجه سیاستمداران و رسانه های غربی را به خود جلب کنند. حال باید دید که این سازمان در موقعیت جدید چه سیاستی را در پیش می گیرد. نظر می رسد که حفظ انسجام نیروهای مجاهدین در کشورهای غربی سخت تر از اردوگاه های اشرف و لیبرتی باشد.

در این میان این سازمان دست به تحرکات جدیدی زده است. سازمان مجاهدین خلق ایران چندی پیش با حضور تعدادی از چهره‌های سیاسی خارجی، از جمله امیر ترکی فیصل، فرزند پادشاه پیشین عربستان سعودی و رئیس سابق اداره اطلاعات این کشور، همایشی را در فرانسه برگزار کرد. پس از آن هم محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین با مریم رجوی در پاریس دیدار کرد. ملاقات هایی که در اوج تنش های بین جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی و بروز اختلافات بین آن ها با واکنش تند ایران روبرو شد.

به نظر می رسد که خروج کامل مجاهدین از عراق کمی پس از حضور ترکی الفیصل در گردهمایی آنها و ملاقات محمود عباس با مریم رجوی در پاریس حامل یک معنا هستند: بادها خبر از تغییر فصل می دهند.

http://ichef.bbci.co.uk/news/ws/624/amz/worldservice/live/assets/images/2016/09/13/160913153052_mujahedin_640x360_ap.jpg

(پایان)

*** 

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23577

یافتن بهانه برای اضمحلال تاریخی مجاهدین؛ چوب‌های زیر بغل رجوی چه می گویند؟ 

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هشتم فوریه ۲۰۱۶:…  بدین ترتیب رجوی سعی کرد با پاک کردن صورت مسئله بر اشتباهات تاریخی اش سرپوش بگذارد.البته کار بدین جا ختم نشده، تازه به دوران رسیده‌هایی هستند که می خواهند بعنوان چوب زیر بغل رجوی عمل کنند و خطاهای دهه‌های گذشته … 

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003منت بر “آزادی” نگذارید. خون شما بخاطر “رجوی” ریخته می شود

لینک به منبع

یافتن بهانه برای اضمحلال تاریخی مجاهدین؛
چوب‌های زیر بغل رجوی چه می گویند؟

سیدحجت سیداسماعیلی
عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

در تاریخ ۱۵/۱۱/۹۴ در سایت آفتابکاران،از سایت‌های وابسته به مجاهدین، مقاله‌ای تحت عنوان «دموکراسی منجمد» به قلم اسماعیل محدت به چاپ رسید. در ارتباط با این مقاله ذکر چند نکته ضروری است:

در این مقاله غرب را به دلیل نزدیکی به جمهوری اسلامی ایران و یا آنچه که ایشان آنرا « . . . روحیاتِ کنونی کشورهای دمکراتیک غربی؛ همزیستی مطبوعات غربی با قدرتهای حاکم؛ زورگوئی رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه به دولتهای غربی و اجابت آن از طرف این دولتها . . . » می خواند مورد انتقاد قرار داده است.

در جای دیگری نیز آقای محدث با شماتت غرب بدلیل بی وفایی در حق آنچه که ایشان آنرا «جنبش مقاومت» میخواند میگوید:

« . . . مطبوعات بزرگ غربی در مورد اپوزیسیون رژیم سرکوبگر حاکم تقریباً به اجماع سکوت می کنند. در مورد نقص حقوق بشر نیز هر از گاهی مطالبی می نویسند و نقض آن را با رندی به طرف خبیث رژیم نسبت می دهند و به این ترتیب طرف “خوب” را به دربرده و با آن تمامیت رژیم را به درمی برند. دولتهای دمکراتیک غربی جنبش مقاومت را در لیست گروه های تروریستی قرار داده بودند و مطبوعات غرب وجود مقاومت را انکار کرده و آن را نادیده می گیرند…»

بنظر میرسد نویسنده تلاش میکند هرم را با نوک آن و نه بر قاعده آن نگه دارند یعنی همان کاری که بیش از سه دهه رجوی تلاش کرد انجام دهد. ولی نشد. ایشان از این موضوع غفلت میکند که اگر این دولت های غربی بودند که به خاطر منافعشان به جمهوری اسلامی نزدیک شدند و باب تجارت با آن را گشودند، در آن سر طیف، این مجاهدین بودند که با زیر پا گذاشتن اصول اساسی مبارزه یعنی استقلال فکری ، سیاسی و حب به وطن و مردم و دوری از بیگانگان و تنها برای رسیدن به اهداف سیاسی، تحت پوشش «مبارزه» و «آزادی خلق» آن خطای استراتژیک و بی بازگشت را مرتکب شدند.

مجاهدین با چنین خطایی ابتدا با سر به دامن صدام حسین بعنوان ارباب دست چندم منطقه ای و سپس در فاز تکاملی به دامن آمریکا بعنوان یک ابر قدرت در غلتیدند و در این مسیر چه جنایات بی شماری را که در حق مردم ایران و اعضای تشکیلات خود مرتکب نشدند.

اسماعیل محدث در این مطلب در رابطه با علت و چرایی بی اثر بودن تبلیغات گسترده و سنگین و خرج پولهای کلان برای پیداکردن موقعیت اجتماعی شان در داخل کشور و موقعیت سیاسی شان در سطح بین الملی کاملا سکوت کرده و چیزی را بیان نمی‌کنند. مجاهدینی که روزی با اتکاء به صدام حسین، در بغداد شاخ و شانه می‌کشیدند، حال چگونه به وطن فروشی در تمامی ابعاد نظامی – سیاسی و اطلاعاتی آن روی آوردند.

من باب یادآوری به اسماعیل محدث، که بنظر میرسد از تاریخچه مجاهدین در دوران حضور این گروه در خاک عراق و خط و خطوط درون سازمانی مجاهدین بی خبر است باید گفت : در سی خرداد سال ۱۳۶۰ رجوی اعلام جنگ مسلحانه کرد و گفت: جمهوری اسلامی ایران را شش ماهه ساقط خواهد کرد! بعد هم به بهانه های دیگر و با کمک جُستن از ضرب المثل؛ از ستون به ستون فرجی است روزگار سپری کرد.

جنگ عراق علیه ایران بهترین بهانه را بدست رجوی داد تا بگوید: «. . . حیات رژیم بر دو پایه استوار است؛ سرکوب داخلی و جنگ. که هرکدام را از دست بدهد سرنگون خواهد شد . . . » . جنگ هم تمام شد ولی از سرنگونی خبری نشد.

بدین ترتیب رجوی سعی کرد با پاک کردن صورت مسئله بر اشتباهات تاریخی اش سرپوش بگذارد.البته کار بدین جا ختم نشده، تازه به دوران رسیده‌هایی هستند که می خواهند بعنوان چوب زیر بغل رجوی عمل کنند و خطاهای دهه‌های گذشته ایشان را توجیه کنند.

بنابراین باید گفت : تمامی مقدمه چینی های آقای محدث در ابتدای مقاله شان برای همین نتیجه گیری دو خط آخر مقاله شان باشد. ایشان میگوید: « . . . حیات این رژیم پوسیده و فاسد بر روی دو پایه سوار می باشد: سرکوب خشن و عریان در داخل ایران و سیاست لعنتی مماشات دولتهای غربی . . . »

حال باید از وی پرسید: آیا بهتر نیست متهم کردن کشورهای غربی، که اولویت دادن به منافع شان امری طبیعی است را کنار گذاشت و بجای توجیه شکست های مجاهدین روی به سوی تجزیه و تحلیل علل و چرایی شکست آنچه که شما آنرا «جنبش آزادیخواهی مردم ایران» می خوانید، پرداخت؟

نتیجه اینکه این نوع تفکر و دادن ایده و خط و استراتژی به خلق الله به سان گربه‌ای می‌ماند که بدنبال گرفتن دم خویش است، که هرگز موفق نمی شود.

***

افشای دروغ بزرگ باندرجوی در باره لایحه دفاعی کنگره آمریکا

پارلمان بریتانیا علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتابلوی ورود ممنوع پارلمان انگلیس مقابل منافقین

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا تقاضای لرد لابی گر برای ویزای رجوی را رد کرد.
چرا مریم قجررجوی دروغگو ی شیاد و متخصص برگزاری کنفرانس های تقلبی را به انگلیس وامریکا راه نمی دهند؟

پارلمان عراق در حمایت از خانواده های گروگانهای رجوی در کمپ لیبرتیIraqi Parliament take action to aid families of Liberty residents Iraq

رحوی اعضای مجاهدین خلقرهبری مجاهدین و اعضا- دشمنانش (خیانت همیشه در اوج اعتماد اتفاق می افتد؛)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22511

روز دانشجو و وضعیت فلاکت بار مجاهدین

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، نهم دسامبر ۲۰۱۵:…  و بالاخره روز ۱۶ آذر هم رسید و کسی به فریب کاریهای مجاهدین گوش فرا نداد و هیچ اتفاق خاصی هم که مجاهدین وعده آنرا می دادند نیفتاد و یک بار دیگر رهبری مجاهدین بور شد. وضعیت مجاهدین به مثابه آن کبکی است که سرش را زیر برف کرده و فکر میکند کسی او را نمی بیند. اگر به اطلاعیه های آتشینی که تحت نام دانشجویان طرفدار مجاهدین در دانشگاههای …

شهدای 16 آذرشانزده آذر نقطه ی سردرگمی مجاهدین

لینک به منبع

روز دانشجو و وضعیت فلاکت بار مجاهدین

بورشدگی فرقه رجوی در ۱۶ آذر

سیدحجت سیداسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

روزهایی مثل ۱۶ آذر – روز دانشجو و یا هر مناسبت دیگری در ایران فرصتی برای سنجش اعتبار و پایگاه اجتماعی نداشته گروه فرقه ای رجوی است. مجاهدین از همان اوایل آذر ماه با دهها اسم رسمی و غیر رسمی و جعلی و مستعار سعی کردند تا از روز ۱۶ آذر نهایت سواستفاده را در مسیر اهداف فرقه ای خود بکنند.

چه اطلاعیه هایی را که بنام دانشجویان دانشگاه این شهر و آن استان و . . . جعل نکردند چه شعر و شعرهایی را که نسرودند و چه اطلاعیه هایی را که صادر نکردند و چه صفحاتی را که در فیسبوک و . . . به دروغ های آنچنانی آراسته نکردندو چه لفاظی هایی را که به دروغ به این و آن نسبت ندادند.

در تلگرام کانال خبری ساختند تا مردم خبرهایشون را برای آنها بفرستد. «شلعه های آذر» راه انداختند تا دانشجویان را تحریک و تهیج کنند و خلاصه به هزار ترفند دست زدند تا شاید از این نمد کلاهی برای مجاهدین دوخته شود ولی نشد که نشد.

و بالاخره روز ۱۶ آذر هم رسید و کسی به فریب کاریهای مجاهدین گوش فرا نداد و هیچ اتفاق خاصی هم که مجاهدین وعده آنرا می دادند نیفتاد و یک بار دیگر رهبری مجاهدین بور شد.

وضعیت مجاهدین به مثابه آن کبکی است که سرش را زیر برف کرده و فکر میکند کسی او را نمی بیند.

اگر به اطلاعیه های آتشینی که تحت نام دانشجویان طرفدار مجاهدین در دانشگاههای سراسر کشور که توسط این گروه هر روز و شب صادر میشد نگاه کنیم تصور این بود که باید در روز دانشجو سیلی از طرفداران مجاهدین در دانشگاهها راه می افتاد ولی آنچه که از آن خبری نبود دانشجوی طرفدار این گروه فرقه ای بود.

واقعیت این است که اینگونه حرکات مشمئز کننده از سوی مجاهدین نوعی توهین به شعور دانشجو است. چرا که آنچه که دانشجو را از بقیه اقشار جامعه جدا میکند آگاهی و شعور سیاسی آنهاست که براحتی میتوانند گروههای سیاسی و میهن پرست را از گروههای فرقه ای و وطن فرروشی مثل مجاهدین تشخیص داده و از آنان تبری جویند.

ولی رهبران کوته بین مجاهدین همیشه تلاش میکنند با پاک کردن صورت مسئله از هر شرایطی برای پیشبرد اهداف شوم شان نهایت سواستفاده را بکنند.

امسال نیز مجاهدین بخت شان را در روز دانشجو به آزمایش گذاشتند و جز روسیاهی برای رهبران این گروه چیز دیگری نماند و باید گفت : هر سال دریغ از پارسال.

***

لاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

محمد حنیف نژادآیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21459

هیولایی که در مکتب مجاهدین پرورش یافت

سید حجت سید اسماعیلی، ایران اینترلینک، هجدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  اگر آنچه را که مجاهدین در این اطلاعیه مدعی اند، رژیم بر سر خانواده مثنی آورده است باید دید خود مجاهدین چه بلایی بر سر تنها عضو حاضر از این خانواده در تشکیلات مجاهدین آورده اند.  البته ممکن است خانواده این فرد هنوز ندانند که رجوی با تنها عضو این خانواده که روزی با عنوان مبارزه به این تشکیلات پیوست چه کرده اند. و چگونه از این فرد …

شکنجه گران تحت تعقیب فرقه رجوی مجاهدین خلقتلاش برای بدر بردن افراد وانتد (تحت تعقیب) به جایی نخواهد رسید

https://iran-interlink.org

هیولایی که در مکتب مجاهدین پرورش یافت

در تاریخ ۲۴/۰۷/۹۴ سازمان مجاهدین اطلاعیه ای تحت عنوان «دستگیری خانواده‌های مجاهدین و ساکنان لیبرتی و زندانیان سیاسی آزاد شده» صادر نمود و اعلام کرد: ” . . . طی روزهای اخیر وزارت اطلاعات رژیم آخوندی شماری از خانواده‌های مجاهدین و ساکنان لیبرتی و زندانیان سیاسی آزاد شده را دستگیر کرده است . . . “.

ولی هرچه در متن اطلاعیه گشتیم هیچ نام و نشانی از دستگیر شدگان ساکنان لیبرتی در ایران یافت نکردیم که این هم یکی از شگردها و فریبکاریهای مجاهدین برای جلب مخاطب برای اطلاعیه های بی خاصیت این گروه است.

ولی آنچه مرا وا داشت تا چند کلمه ای در رابطه با این اطلاعیه بنویسم موضوع دیگری است. در بخشی از این طلاعیه آمده است:

” خانم فاطمه مثنی، مادر دو فرزند، در روز ۱۳مهر، توسط عوامل اطلاعاتی رژیم در منزل مسکونی‌اش در تهران بازداشت شد . . . مرتضی، علی و مصطفی مثنی سه برادر خانم مثنی در سالهای ۶۰ و ۶۱ توسط رژیم آخوندی به‌شهادت رسیدند. مرتضی مثنی در زمان شاه نیز زندانی سیاسی بود و تحت شکنجه قرار داشت. برادر دیگر خانم مثنی در زندان لیبرتی است.

ولی سوال این است که چرا مجاهدین در این اطلاعیه از نوشتن نام کوچک آقای مثنی – یعنی اسدالله امتناع کرده است.

باید گفت این کار تنها یک دلیل دارد و آن اینکه این فرد یکی از شقی ترین شکنجه گران و دست پرورده ایدئولوژی رجوی در تشکیلات مجاهدین است. هیولایی که در مکتب مجاهدین پرورش یافت. به این دلیل مجاهدین نمی خواهند زیاد نام این مزدور که وجهه خوبی در بین ایرانیان و اعضای جدا شده ندارد برجسته شود.

سازمان در چندین مرحله و به بهانه های مختلف سعی کرد با بزک کردن چهره کریه این شکنجه گر و آوردن وی به برنامه تلویزیونی این گروه در «سیمای آزادی» ، باصطلاح از وی اعاده حیثیت کرده و سابقه شکنجه گری او را ذهن مخاطبین خود پاک کند.

البته در رابطه با اسدالله مثنی حرف های زیادی توسط جداشدگان و کسانی که مستقیم و غیر مستقیم تحت شکنجه و بازجوییِ این فرد بوده اند گفته شده است ولی جای دارد برخی سوابق و اعمال کثیف این شکنجه گر مجددا یادآوری شود.

اسدالله مثنیاسدالله مثنی

اسدالله مثنی از دانشجویان دوران قبل از انقلاب است که مدتی در صفوف دانشجویان خط امام نیز فعالیت داشته و در اواخر سال۱۳۵۸توسط تعدادی از دوستانش با سازمان آشنا می گردد و بدلیل جو سیاسی خانواده و همچنین سر سپردگی مفرط و اطاعت کور کورانه اش از سازمان بسرعت مسیر رشد را طی میکند و بنا به گفته خودش با تعدادی از مسئولین امروزه از جمله ژیلا دیهیم و مهدی براعی موسوم به احمد وا قف و تعدادی دیگر در خانه های تیمی فعالیت مشترک داشته اند و مجددا بنا به گفته خود او در بسیاری از ملاقات های شخص رجوی در سمت پیش خدمت و یا گارد حفاظتی شرکت داشته است و در سال ۱۳۶۰ در تیم های عملیات شهری سازمان داده شده و در چند رشته عملیات نیز شرکت داشت و پس از ۳۰ خرداد ۶۰ به کردستان اعزام میگردد. در آنجا نیز مدتی نقش پشتیبانی و پس از آن در گردان های عملیاتی برای خرابکاری در داخل کشور و کشتار مردم بی گناه سازمان داده می شود نامبرده برای مدت کوتاهی نیز به فرانسه اعزام میشود و بعد از آن مجددا به عراق آمده و در بخش اطلاعات و افسر عملیات فعالیت داشته و همچنین با جلال منتظمی معروف به کاک جعفر و حسین ادیب تحت فرماندهی مهری حاجی نژاد با امرای ارتش عراق از جمله ژنرال ماهر عبدالرشید و لواء کریم محمد ناصر و فرمانده فیلق ۴ در جنوب و ۲فیلق در جلولا و فیلق ۵ در بصره ارتباط نزدیکی جهت هماهنگی برای جمع آوری اطلاعات و طراحی و اجرای عملیات که تماما توسط نیروهای مرزی ارتش بعث پشتیبانی میشدند ارتباطات نزدیکی داشتند.

نامبرده همچنین در سال ۱۳۷۳ که حدود ۴۰۰ تن از اعضای سازمان تحت اتهام دروغین نفوذی به زندان های مخوف سازمان برده شدند از سربازجوها و شکنجه گران اصلی این زندان ها بود که نام او در کنار نام سیدالسادات دربندی (عادل شکنجه گر) و مجید عالمیان و نقی اروانی – محمدرضا محدث در اذهان صدها عضو شکنجه شده در نقش کابوس عمل میکند و آن عده از زندانیان سال ۷۳ که موفق به رهایی از چنگال سازمان شده اند و هم اکنون در ایران و یا خارج کشور بسر میبرند شاکیان خصوصی اسدالله مثنی و سایر شکنجه گران می باشند مثنی که نقش آفرینی های فراوانی داشته مدتی نیز در موضع اطلاعات پذیرش و ورودی اعضای جدیدالورود را مجبور به اعتراف مینمود و از آنها کتبا و یا توسط فیلم اعتراف می گرفت که آنها نفوذی اطلاعات ایران و یا معتاد یا دزد و خرابکار بوده اند که این اعتراف نقطه ضعفی در پرونده آنها باقی بماند تا در فردای روزگار جرات عرض اندام در مقابل سازمان را نداشته باشند.

حال باید گفت: اگر آنچه را که مجاهدین در این اطلاعیه مدعی اند، رژیم بر سر خانواده مثنی آورده است باید دید خود مجاهدین چه بلایی بر سر تنها عضو حاضر از این خانواده در تشکیلات مجاهدین آورده اند.

البته ممکن است خانواده این فرد هنوز ندانند که رجوی با تنها عضو این خانواده که روزی با عنوان مبارزه به این تشکیلات پیوست چه کرده اند. و چگونه از این فرد مبارز یک جانی و شکنجه گر قهار و بی رحم ساخته اند که کارش در تشکیلات مجاهدین، زندانی و شکنجه کردن انسانهای بی گناهی بود که با خط و مشی رجوی مخالفت میکردند.

نتیجه اینکه: کارکرد ایدئولوژی رجوی که طی دههای گذشته نیز بخوبی اثبات شده همین است که میتواند انسانهای بیگناه را در راه اهداف فرقه ای و خشونت طلب خود که جز به قدرت به چیز دیگری فکر نمی کند تباه سازد. عده ای را تحت عنوان عملیات در جبهه های مرگ به کشتن دهد، عده ای را بعنوان مزدور و خائن به زندان و شکنجه گاه بفرستد. به عده ای تجاوز جنسی کند و عده ای را بعنوان شکنجه گر و بازجو تربیت کند و الباقی را در گورستانی به نام لیبرتی گرد هم آورد.

حجت سیداسماعیلی – ۲۶/۰۷/۹۴

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

حجت سید اسماعیلی: مجاهدین در گذر تاریخ، مروری بر سی سال استراتژی نبرد مسلحانه

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16779

افشاگری یا افتضاح جدید مجاهدین. رشته هایی که خیلی زود پنبه شد (دولت امریکا: هیچ مدرکی وجود ندارد)

سید حچت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۵:…  اولین واکنش به اظهارات سخنگوی مجاهدین ؛ موضعگیری سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بود. خانم جن ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز چهارشنبه ۰۶/۱۲/۹۳ ادعای مجاهدین درباره برنامه هسته‌ای ایران را رد کرد. خانم ساکی گفت آمریکا در حال حاضر هیچ اطلاعاتی برای تأیید گزارش روز گذشته این گروه درباره برنامه مخفیانه …

BREAKING: Amateur hour at the pro-war media, latest allegations by Mojahedin Khalq (Rajavi cult) FABRICATED.

لینک به منبع

افشاگری یا افتضاح جدید مجاهدین. رشته هایی که خیلی زود پنبه شد

پایگاه دیلی‌کاس در آخر گزارش خود می‌نویسد مشخص نیست چرا دری که قرار است در برابر تشعشعات هسته‌ای مقاوم باشد از فولاد ضد زنگ ساخته شده است. چنین درب هایی بایدس سرب باشند!

سیدحجت سیداسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

روز سه شنبه مورخه ۰۵/۱۲/۹۳ سازمان بد نام مجاهدین در پایان دور اخیر مذاکرات ژنو بار دیگر بخت خود را به آزمایش گذاشت تا باصطلاح با یک افشاگری اتمی جدید و همسو با تقلاهای نتانیاهو موضوع ایران هراسی را پیش برده و به زغم خود مانعی در مسیر پیشرفت مذاکرات ایران و ۱+۵ ایجاد کند.

در همین رابطه در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۵ روجعل رجوی اتمی مزدور مجاهدین خلقزنامه های واشنگتن پست، نیویورک تایمز، خبرگزاری فرانسه و تلویزیون الحره آنطور که در سایت مجاهدین انعکاس داده شده است افشاگری جدید اتمی این گروه را انعکاس داده اند.

بنا‌ به ادعای مجاهدین ، وجود این تاسیسات و اقدامات جمهوری اسلامی هرگز برای مقامات بین‌المللی فاش نشده است، این تأسیسات که “لویزان ۳″ نام دارد، برای تحقیقات و توسعه مخفیانه برنامه هسته‌ای و همچنین غنی‌سازی با دستگاههای پیشرفته سانتریفوژ IR-2m و IR-4 به‌کار گرفته شده است.

مجاهدین در این کنفرانس بریف متن تنظیم شده ای را در اختیار خبرنگاران دعوت شده قرار دادند که به ادعای آنان حاوی اطلاعات و تصاویر فوق سری از سایت لویزان ۳ میباشد.

در این کنغرانس تأکید شد افشاگری جدید، حاصل “ده سال گردآوری جزئی، پر خطر و پیچیده” اطلاعات توسط اعضای مجاهدین خلق بوده است ؟!

اما گرد و خاکی که مجاهدین راه انداخته بودند خیلی زود و بعد از تنها ۲۴ ساعت فرو نشست و دست مجاهدین رو و دروغگویی این جماعت مزدور و بی وطن بر همگان آشکار گشت.

اولین واکنش به اظهارات سخنگوی مجاهدین ؛ موضعگیری سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بود. خانم جن ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز چهارشنبه ۰۶/۱۲/۹۳ ادعای مجاهدین درباره برنامه هسته‌ای ایران را رد کرد.

خانم ساکی گفت آمریکا در حال حاضر هیچ اطلاعاتی برای تأیید گزارش روز گذشته این گروه درباره برنامه مخفیانه هسته‌ای ایران ندارد.

در این میان جالب تر از همه افشاگری وبگاه خبری «واشنگتن فری بیکن» بود.

این وبگاه گزارش داد: شورای ملی مقاومت (وابسته به مجاهدین) سه‌شنبه اعلام کرد مدارک مستندی را یافته که بر اساس آن مکان فوق سری هسته‌ای تحقیقاتی ایران با سانتریفیوژهای پیشرفته در آنجا قرار گرفته است.

سایت جدید کشف شده بنا به ادعای مجاهدین «لویزان ۳» نام دارد که در شمال شرقی تهران و در اطراف این شهر واقع است.

عکس زیر در صفحه ۱۰ گزارشی که مجاهدین منتشر کرده اند ادعا شده مربوط به درب‌های ضدانفجاری در سایت ادعایی «لویزان ۳» است.

شورای ملی مقاومت دورغ اتمی فوریه 2015

مجاهدین مدعی است این عکس درب یک سایت هسته‌ای تازه کشف‌شده است

اما پایگاه «دیلی‌کاس» می‌نویسد این عکس مربوط به یک شرکت تولیدکننده درب‌های نسوز در ایران است. بنا بر این گزارش، تصویر بالا دقیقاً همان عکسی است که در وب‌سایت شرکت «جی‌ام‌پی» ایران قرار گرفته است که ذیلا آنرا می بینید.

شورای ملی مقاومت دروغ هسته ای اتمی فوریه 2015

عکس مربوط به شرکت جی‌ام‌پی

دیلی‌کاس این گاف را «بسیار ناشیانه» خوانده چرا که تنها یک «جستجو با تصویر» در موتور جستجوی گوگل برای پیدا کردن اصل عکس کافی است.

پایگاه دیلی‌کاس در آخر گزارش خود می‌نویسد مشخص نیست چرا دری که قرار است در برابر تشعشعات هسته‌ای مقاوم باشد از فولاد ضد زنگ ساخته شده است. چنین درب هایی باید کاملاً از جنس سرب باشند.

بدین ترتیب باید گفت: این افتضاح و دروغگویی آشکار برگ دیگری بر پرونده قطور فریبکاری رهبران مجاهدین اضافه کرد و نشان داد که تا کجا دست رهبران این گروه حتی در وطن فروشی هم خالی است و حاضرند برای بقای ناپاک شان به هر عمل شنیع و ضد انسانی حتی اگر حمایت از بدترین گروههای تروریستی جهان از جمله داعش هم باشد دست بزنند.

 Massoud Khodabandeh Article first published online: 27 JAN 2015 DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164
Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

***

همچنین:

ریشه تحلیل های آبکی رجوی کجاست

مسعود و مریم رجوی و جیش العدل ترویستهای اسرائیلیحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم اوت ۲۰۱۴: … وجود چنین شکاف عمیق برای رجوی آنقدر جدی و ملموس است که او را وادار کند تا با تولید بحران های مجازی و یادآوری آن ها، تشکیلات را همچنان در مواجه با پرسش های کلیدی به سکوت
 
 
ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم اوت ۲۰۱۴: …  بدین ترتیب باید گفت این اطلاعیه بهترین سندی است که نشان میدهد مجاهدین تلاش میکنند جنایات گروه تروریستی داعش و بقایای حزب بعث را تحت عنوان جنگ فرقه یی و جنگ شیعه علیه اهل تسنن که همان
 
 
رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۱۴: … اسنودن گفت سرویس‌های اطلاعاتی سه کشور، با استفاده از استراتژی که از آن با نام “لانه زنبور سرخ” یاد می‌شود، این سازمان تروریستی را تشکیل دادند تا قادر باشند تمامی‌افراط گرایان جهان را در یک جا جمع و ب
 
 
رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سیداسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و دوم ژوئیه ۲۰۱۴: … بنظر میرسد علت این همه تاخیر در انتشار اطلاعیه فوق الذکر ، درگیر بودن شبانه روزی این اوباش و سایت ها و وبلاگهای رسمی و غیر رسمی و برنامه تلویزیونی آنان در انعکاس اخبار مربوط به فعالیت گروههای تروریستی د