اخراج از عراق مهرپایان بر استراتژی شکست خورده

اخراج از عراق مهرپایان بر استراتژی شکست خورده

 Issa Azadehعیسی آزاده، روزنه رهایی، یازدهم سپتامبر 2016:… خبرگزاری ها و رسانه های وابسته به فرقه رجوی خبر از انتقال کلیه اسیران از کمپ لیبرتی به البانی را گزارش کرده اند که طی چند پرواز اختصاصی در روزهای پنجشنبه و جمعه باقیمانده اسیران ؛ لیبرتی را ترک کردند.البته این خبر خوشحال کننده ای است که غلیرغم تمام مشکلات و فشار های تشکیلاتی از جانب فرقه اسیران در البانی تامین جانی پیدا کردند.و از جهنم عراق خارج شدند. این واقعا … 

مسعود رجوی و فروغ جاویدان رجوی و پایان سه دهه تحلیل آبکی در عراق

لینک به منبع

اخراج از عراق مهرپایان بر استراتژی شکست خورده

خبرگزاری ها و رسانه های وابسته به فرقه رجوی خبر از انتقال کلیه اسیران از کمپ لیبرتی به البانی را گزارش کرده اند که طی چند پرواز اختصاصی در روزهای پنجشنبه و جمعه باقیمانده اسیران ؛ لیبرتی را ترک کردند.البته این خبر خوشحال کننده ای است که غلیرغم تمام مشکلات و فشار های تشکیلاتی از جانب فرقه اسیران در البانی تامین جانی پیدا کردند.و از جهنم عراق خارج شدند. این واقعا جای خوشحالی و تبریک به خانواده های عزیز دارد.

اطلاعیه و بیانیه های فرقه حکایت از یک پیروزی استراتژیک و یک عملیات بزرگ بوده است. انقدر هیاهو و جاروجنجال را افزایش داده اند که اصل قضیه را لاپوشانی کنند. مگر قرار نبود که در اشرف می مانیم و در اشرف هم می میریم. مگر گفته نشد کوهها اگر زجا بجنبند اشرف زجا نجنبد. بعد از انتقال به لیبرتی مگر گفته نشد لیبرتی پل پیرزوی به سوی ایران بود . مگر گفته نشد فکر کردن به اینکه در لیبرتی موقت هستیم گناه کبیره است و هرکس عیر از این فکر کند همگام با اطلاعات رؤیم است .چه شد که یک شبه کانون استراتژیک نبرد یعنی اشرف و پل پیروزی یعنی لیبرتی دود شدند به هوا رفتند و الان سخن از فصل جدید می شود. کدام فصل جدید .اگر یک وجه این داستان فشار و کشت و کشتار های رژیم بوده است ؟وجه دیگر ان چه شد ؟مگر رجوی تا یک سال قبل بحث یگان ۳۱۳ را مطرح نکرد.که تا اخرین قطره خون در لیبرتی می مانیم و با چنگ و ناخن و دندان دفاع خواهیم کرد.این جار جنجال و هیاهو مقدمه ای برای فراری دادن رجوی از پاسخ گویی است که به چه دلیل بعد از ۲۰۰۳با تاکتیک های واهی اسیران را نگه داشتی و دهها نفر را سپر بلا کردی و به کشتن دادی و انقدر فشار را در تشکیلاتی بالا برد بودی که کسی جرات نکند کلمه خروج از عراق را به زبان بیاورد.به زودی ابها از اسیاب می افتد و اسیران خواهند فهمبد که چه کلاه گشادی سرشان گذاشته شده است و اگر بازهم تن به همان سیستم کنترل ذهن فرقه و مغزشویی بدهند. البانی هم برایشان چهنمی بدتر ار عراق خواهد شد.

زیرا بعد از مدتی {باور کنید} یقه تک تک شما در نشست های جمعی را خواهد گرفت و طلبکار همه می شود که علت خروج فرقه از عراق اسیران بوده اند همان کاری که بعد از شکست در عملیات فروغ سر همه مان اوردند.

باید منتظر بود که تشکیلات فرقه چگونه در این موقعیت جغرافیایی متفاوت در شکل و محتوا با عراق چگونه اسیران را در گرداب البانی تحت تسلط مطلق در خواهد آورد
در پایان هم باید متذکر شوم که بسیار خوشحالم که دوستان و هم رزمان سابقم از عراق نا امن خارج شدند.ارزو مندم که در ددنیای ازاد این دوستان خودشان انتخاب کنند و اجازه ندهند یک مشت شیاد و دروغگو و خوش گذران سرنوشت انها را دوباره بدست بگیرند.

عیسی آزاده

*** 

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26166

شرط بندی عربستان سعودی روی اسب بازنده 

 Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، اول اوت ۲۰۱۶:… نکته مهم در دیدار آقای محمود عباس با ملکه ترور مریم رجوی در مقر اقامت رهبر فلسطین در پاریس این است که این دیدار قطعا بی ربط با حضور ترکی الفیصل در شوی فرقه نیست و بی شک بدون اشاره یا در حقیقت بدون اعمال فشار و درخواست عربستان سعودی (ارباب جدید رجوی) به عنوان واسطۀ این دیدار نمی باشد. عربستان سعودی به دلیل ضدیتش با … 

عیسی آزاده پارلمان اروپاآلبانی و خواب های پنبه دانه ای رجوی

لینک به منبع

شرط بندی عربستان سعودی روی اسب بازنده

واسطگی و فشار سعودی پشت دیدار مریم قجر با محمود عباس

به قلم عیسی آزاده عضو قدیمی و از فرماندهان سابق سازمان مجاهدین خلق

به دنبال حضور جنجالی ترکی الفیصل رئیس پیشین سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی و از شاهزادگان حکومت خاندانی این کشور در شوی فرقه رجوی و اعلام مرگ رجوی توسط وی در این برنامه؛ آقای محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطین با مریم قجر سمبل تروریسم و همدست خطرناک ترین تروریست ها و متکی به انواع لابیهای اسرائیلی در پاریس ملاقات می کند. البته رابطه علنی و مخفی فرقه رجوی از چند دهه قبل با اعضای دفتر سیاسی فتح و مرحوم یاسر عرفات وجود داشته است و در مقاطعی هم در عراق سازمان فتح کمک های لجستیکی به فرقه کرده است که شامل چادر ومنابع آب و پوشاک بوده است.

روی تمام اقلامی که فتح به فرقۀ رجوی در عراق می داد؛ آرم سازمان آزادیبخش فلسطین و جنبش فتح وجود داشت. البته از همه معروف تر در بین اقلام اهدایی اش چادر یا خیمه های بزرگ بود که به آنها چادر فلسطینی می گفتیم و علیرغم گذشت سالیان در تمام مانورها و پراکندگی های فرقه در خارج ار کمپ ها از همان چادر ها استفاده می کردیم.

به خاطر دارم که مسعود رجوی رهبر مفقود الاثر فرقه بارها از قول آقای عرفات نقل می کرد که می توانیم به فلسطین برویم و آنجا قرارگاه ایجاد کنیم و دفتر داشته باشیم. اما به دلایل سیاسی و تضاد کار نکردن با اسرائیل این کار را نمی کنیم چرا که به خوبی مواظب بود که رابطۀ فرقه اش با اسرائیل به هم نخورد چون به طور مداوم تبادل اطلاعات با اسرائیل از جمله در رابطه با فعالیتهای هسته ای رژیم ایران داشتند و همین رابطه شان بارها مورد شک و اعتراض و هشدار صدام و رژیمش و حزب بعث در دیدارهایشان با مسعود رجوی قرار گرفته بود.

بعد از روی کار آمدن آقای محمود عباس به دنبال درگذشت رهبر سابق فلسطین آقای یاسر عرفات، فلسطین دو تکه شد. یکی قسمت غزه و یک قسمت رام الله وفلسطینی ها بجای احقاق حقوق خود از اشغالگر متأسفانه بجان هم افتادند و این ترژادی کماکان ادامه دارد.

نکته مهم در دیدار آقای محمود عباس با ملکه ترور مریم رجوی در مقر اقامت رهبر فلسطین در پاریس این است که این دیدار قطعا بی ربط با حضور ترکی الفیصل در شوی فرقه نیست و بی شک بدون اشاره یا در حقیقت بدون اعمال فشار و درخواست عربستان سعودی (ارباب جدید رجوی) به عنوان واسطۀ این دیدار نمی باشد.

عربستان سعودی به دلیل ضدیتش با حکومت ایران وارد یک قمار سیاسی بسیار خطرناکی در منطقه شده است که تا کنون راه در رویی هم نتوانسته پیدا کند. یمن به باتلاق مرگباری برایش تبدیل شده است و حمایتش از تروریست های داعش در عراق و سوریه هم راه بجایی نبرده است و به دلیل ناکامی های سیاسی اش با تمام قوا جایگزین دیکتاتور سابق عراق شده است و برای گریز از باتلاقی که در ان گیر کرده است عملا پدر خواندۀ فرقه رجوی شد تا شاید بدینوسیله روی دولت ایران به لحاظ سیاسی فشار بیاورد که بنحوی بتواند فرقه رجوی را در برابر حوثی های یمن بعنوان یک برگ در دستش داشته باشد.

لذا بعد از حضور علنی ترکی الفیصل در شوی فرقۀ رجوی رسانه های وابسته به سعودی مانند العربیه و الجزیره و سایرین به انحاء مختلف فرقه رجوی را پشتیبانی رسانه ای میکنند تا با انتشار فیلم های شوی فرقه که با شرکت کنندگان و سخنرانان اجاره ای برگزار شده است فرقه رجوی را بزرگ جلوه داده و بعنوان اپوزیسیون مدره قالب کنند.

با توجه به اعلام کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد مبنی بر خروج اجباری کلیه باقیمانده های عناصر فرقۀ رجوی از عراق و انتقال آنان به آلبانی تا آخر سال جاری میلادی و شکست استراتژی رجوی؛ رهبران فرقه دست به دامان عربستان سعودی شدند تا آنها را از این مهلکۀ مرگبار فروپاشی برهاند و مدتی تا آبها از آسیاب بیافتد اسیران فرقه یک دل خوش کنک داشته باشند وبعد از صدام حسین به آل سعود دل ببندند.

طبعا این دیدار هم در همین راستاست والا به لحاظ سیاسی و خطی هیچ اهمیتی ندارد و دردی هم از مشکلات عدیده و تشکیلاتی فرقه حل نخواهد کرد چرا که عربستان سعودی به خوبی از بی پایگاهی این فرقه در داخل و خارج ایران و نزد ایرانیان که به روشنی در جلوی چشم ترکی فیصل در همان شوی مریم قجر در سالن مملو از خارجی بورژۀ پاریس نمایان بود آگاه است (به گزارش سازمان اطلاعات خود عربستان که سال گذشته توسط ویکی لیکس منتشر شد مبنی بر اینکه سازمان مجاهدین خلق فاقد هر گونه پایگاه و نقش و تأثیر گذاری در داخل ایران می باشد) و مخصوصا که خبر مرگ رجوی هم آنهم اعلام خبر توسط بیگانگان سعودی مشکلات تشکیلاتی این فرقه و تناقضات اعضا و هواداران فرقه را بیشتر و پیچیده تر کرده است.

در حال حاضر تمام هم و غم فرقه حفظ تشکیلات و باقیمانده نیروهاست که به هر قیمت و با هر ترفندی هم که شده سر نیروها را گرم کنند و بنوعی به آنها روحیه بدهند. روشن است که آقای محمود عباس با اشاره و فشار و واسطگی سعودی حاضر به ملاقات با مریم قجر شده و با این کارش از کیسه خلق فلسطین خرج کرده است و اگر به اختیار خودش بود حاضر به این ملاقات نمی شد چون آقای محمود عباس معروف به محافظه کاری است و سعی اش بر این بوده که وارد تنش های سیاسی منطقه نشود. اما سعودی به وابستگان مالی خود خط و ربط می دهد و اگر دولتی یا حزبی رد کند با قطع کمک مالی مواجه خواهد شد.

اما فرقه رجوی علیرغم شکست در خط و استراتژی باز هم از تاریخ درس عبرت نگرفته است و هیزم بیار معرکه شده است و تا جایی که در توان داشت در عراق بر طبل فرقه گرایی و دخالت در امور عراق و حمایت از تروریسم کوبید اما مردم عراق آنها را طرد کردند و تفاوتی بین فرقه رجوی و سران حزب منحله بعث نمی دانند. امسال هم که آخرین سال حضور فرقه در عراق است و باید تا پایان امسال خاک عراق را ترک کنند از این رو به شدت به دامن اربابان سعودیش چسبیده که چاره ای برای خروج از انزوای داخلی و بین المللی اش از جمله با شرکت در برنامه هایشان و ترتیب دادن دیدارهایی از اینگونه بیندیشند.

فرقه رجوی که بنایش بر نیرنگ و فریبکاری است بعد از شکستش در عراق روی تحولات سوریه متمرکز شده است. وضعیت سوریه هم با توجه به اخبار رسیده گواه بر شکست داعش و سایر تروریست هاست. لذا نه از عراق و نه از سوریه و نه از یمن آبی برای فرقه گرم نشد و این شکاف ها هم در حال بسته شدن هستند. لذا باید چاره بیندیشند و آنهم با داشتن یک ارباب و دیدارهای دیپلماتیک رهبرگونه!! برای روحیه دادن به نیروهای فرسوده و از کار افتاده اش که دیگر فشار بی حد و حصر تشکیلات و بیگاری کشیدن مستمر از آنها بی آنکه خبری از تحقق شعارهای پوچ سی سالۀ فرقه از جمله شعار سرنگونی و مبارزۀ مسلحانه و… باشد ؛ نایی برایشان نمانده است و تبدیل به پیرمردان و پیرزنانی شده اند که اکثریت قریب به اتفاقشان توان نگهدای خودرا هم ندارند و باید در خانه سالمندان نگهداری شوند. اما بازهم فرقه دست از سر این افراد بر نمی دارد و با نگهداشتن آنها در شرایط طاقت فرسای کمپ ترازیت لیبرتی می خواهد ارباب جدیدش را با دورغ بفریبد که هنوز ارتشی موهوم و تشکیلاتی منسجم وجود دارد!!.

فرقه به خوبی می داند که سعودی فقط آنها را بعنوان یک کارت دستش دارد و هر زمان شرایط به نفعش بچرخد این کارت را می سوزاند ولی آنها در شرایط بن بست و دشوار کنونی شان به ناچار سیاست فرج از این ستون به آن ستون را در پیش گرفته اند.

درست مانند صدام حسین که برای هرچه دست آموز کردن فرقه از کلیه جلسات مخفی و علنی اش فیلم و سند تهیه می کرد که یک وقت فرقه دچار توهم نشود و همیشه آن را به عنوان برگ در دستش داشته باشد.

(فیلم های مزدوری و گرفتن پاداش رجوی از جانیان عراقی در یوتیوپ موجود است).

من بعنوان کسی که سالیان متمادی در فرقه رجوی بوده ام این دیدار را محکوم کرده و انرا به صلاح دو ملت ایران و فلسطین نمی دانم زیرا ملاقات با تروریست ها مشکلات را افزایش داده و خصومت و دشمنی را بین دو ملت برادر پرورش می دهد زیرا این راه بارها طی سی و اندی سال اخیر با عراق صدام حسین و بسیاری دیگر آزموده و تجربه شده است.

تمام سیاسیونی که با فرقه حشر و نشر دارند بخوبی واقفند که این فرقه فاقد پایگاه اجتماعی در ایران است و علیرغم انبوه مشکلات مردم ایران ناشی از بیکاری و گرانی و فقر و خفقان اما هیچ وقت طی این دهها سال به سمت فرقه گرایشی پیدا نکرده اند و این فرقه به دلیل خیانتش به ملت ایران و خیانت به وطن در همدستی و مزدوری برای صدام حسین در حال جنگ با ایران هیچ وقت از سوی این ملت و وطن بخشوده نشده و نمی شوند و مردم ایران نمی خواهند بلایی دیگر همانند داعش گریبانگیر آنان شود.

اما سخنی کوتاه با اقای محمود عباس:

در محتوا هیچ تفاوتی بین داعش و فرقه رجوی وجود ندارد البته در بعضی زمینه ها فرقه بسیار مرتجع تر از داعش عمل کرده است. فرقه رجوی که تمام درب های دنیای آزاد رابه روی اسیران خود بسته و حتی از اینترنت و تلفن همراه هم آنها را محروم کرده است به احدی از اعضایش اجازه نمی دهد با خانواده اش ارتباط داشته باشد. فرقه ای که با زور واجبار تمام زنان مردان را وادار به متارکه اجباری کرد . فرقه ای که رهبرش مسعود رجوی که اکنون فراری و پنهان می باشد و یا به قولی فوت کرده است دارای حرمسرا بود و در کاخ زندگی می کرد اما اعضایش در حسرت یک خواب راحت بودند. . و در حسرت یک دیدار با خانواده هایشان بوده و هستند.

فرقه ای که در راستای خوشرقصی برای صدام حسین و گرفتن دلار های خونین نفطی عراق، سربازان ایرانی مدافع وطن را کشت و مثله کرد و اسیرشان کرد و تحویل دژخیمان صدام داد آیا شایان ملاقات است؟

فرقه ای که تحمل یک انتقاد ساده را ندارد و با تهدید به قتل اعضای ناراضی اش می خواهد صدای آنان را خفه کند آیا شایان ملاقات است؟

آیا مریم قجر که در کشتار هزاران نفر در ایران و عراق دست داشته و مسئول مستقیم اعزام تیم های تروریستی به داخل ایران و کشتار کردها و عربها در عراق بوده شایستۀ ملاقات است؟ و آیا ملاقات با یک تروریست مشکلی از خلق فلسطین حل خواهد کرد؟

نه خیر آقای محمود عباس!

لطفا از کیسه ملت فلسطین برای راضی کردن حکام سعودی خرج نکنید و خودتان را سنگ روی یخ نسازید. رهبر مفقود الاثر این فرقه علیرغم تجلیلهای های ظاهری و بیرونی از مرحوم عرفات بارها در نشستهای درون تشکیلاتی سازمانش بدترین توهین ها و ناسزاها را نسبت به عرفات فقید مشخصا به علت سفرش به ایران در اثنای جنگ ایران و عراق و تلاشش برای برقراری صلح بین دو کشور (به علت نیاز شدید رجوی به ادامۀ جنگ بین دو کشور) و بعدها هم به علت ازدواجش با خانم سهی روا می داشت و ما بارها شاهد انواع دشنامها و توهینها به شادروان عرفات همچنین توسط مریم رجوی و مهدی ابریشمچی همسر سابق مریم با تمسخر ازدواج آن مرحوم در سنین کهنسالی بودیم که این عین نمک نشناسی و به فراموش سپردن آنهمه کمکهای عرفات به آنان و توهم ابلهانه به خودشان و خودبزرگ بینی شان بود در حالیکه خود مسعود رجوی چندین باز ازدواج علنی داشت (از جمله ازدواج سی سال پیش او با همین مریم رجوی بلافاصله بعد از طلاقش، با معامله با شوهر سابقش مهدی ابریشمچی که هر دو در دیدار با شما حضور داشتند، امری که همان زمان به شدت انزجار مردم ایران را برانگیخت) و بعد هم همین خانم مریم رجوی که شما با او ملاقات کردید برایش حرمسرا تشکیل داد و یک جا تمام زنان فرقه را به عقد رجوی در آورد. در تمامی این زمینه ها شهود عینی وجود دارد و بارها توسط زنان شورای رهبری فرقه رجوی که از این فرقه جدا شده اند افشا و بیان شده است.

من به عنوان یک ایرانی که از بدو کودکی قلبم برای مردم و کودکان فلسطینی می تپیده و بعد از بلوغ هم عاشق آرمان فلسطینها بوده و هستم. این کار شمارا ناپسند و بر خلاف منافع خلق فلسطین می دانم.

بنابراین نه حضور ترکی الفیصل و نه ملاقات با اقای محمود عباس دردی از درد های بی درمان فرقه رجوی را درمان نخواهد کرد و چیزی را در رابطه با این فرقه تغییر نخواهد داد.

لذا سیاسیونی که با انگیزۀ مادی با تروریست های ملاقات می کنند خود را می سوزانند و ضرر آن متوجه خودشان خواهد شد چرا که ملت ایران فرقه رجوی را یک سازمان تروریستی و خطرناک می شناسند و مطلقا این فرقه در داخل ایران پایگاهی ندارد و به شدت مورد تنفر و انزجار مردم ایران می باشد.

پاینده ایران

با ارزوی صلح و امنیت و رفاه برای ملت برادر فلسطین

عیسی ازاده

پاریس ۳۱ ژوئیه ۲۰۱۶

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25529

رجوی و ماه رمضان سالیانمان در قرارگاههای فرقه اش 

 Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، هشتم ژوئن ۲۰۱۶:…  هر ساله با شروع ماه رمضان به دستور مریم قجر تشریفات خاصی در تمام مقرات و پایگاههای فرقه در عراق و اروپا برگزار می شود. در زمانیکه عراق در سایه صدام برای رهبران فرقه امن بود افطار اول ماه رمضان برای تمام افراد مستقر در قرارگاه محل استقرار رجوی به اصطلاح همه میهمان رهبری بودند و مریم قجر دیس های مرغ و پلو را دست به دست می چرخاند وبه پیش … 

شورای رهبری ، بهانه ایی برای شروع تجاوز (بتول سلطانی: سوء استفاده جنسی رجوی از زنان صدای دبیر دوم سفارت امریکا را هم در آورد)

لینک به منبع

رجوی و ماه رمضان سالیانمان در قرارگاههای فرقه اش

نوشتۀ عیسی آزاده عضو قدیمی و از فرماندهان سابق سازمان مجاهدین

عیسی آزادههر ساله با شروع ماه رمضان به دستور مریم قجر تشریفات خاصی در تمام مقرات و پایگاههای فرقه در عراق و اروپا برگزار می شود. در زمانیکه عراق در سایه صدام برای رهبران فرقه امن بود افطار اول ماه رمضان برای تمام افراد مستقر در قرارگاه محل استقرار رجوی به اصطلاح همه میهمان رهبری بودند و مریم قجر دیس های مرغ و پلو را دست به دست می چرخاند وبه پیش خدمتانش می داد تا جلوی افراد قرار دهند. بر همین سیاق در سایر قرارگاهها هم فرماندهان هر بخش و ستاد هم همین کار را می کردند.

در شرایطی این میهمانی ها؛ چند شب طول می کشید. البته یک میهمانیهایی هم بود که معروف به میهمانی لایه ای بود. این ضیافت توسط بالاترین فرماندهان برگزارمیشد که خیلی هم بی محتوا و تصنعی بود. معمولا این ضیافت از پایین ترین لایه یعنی نفرات جدید الورود شروع میشد. در بعضی اوقات که وضعیت به لحاظ امنیتی خوب بود رجوی در قرارگاه سابق اشرف و بعدا در لیبرتی همه ساله نشست های شستشوی مغزی اش را بعد از افطار تا نزدیک سحر با تفسیرهای من در آوردی به شدت خرافی از آیاتی انتخابی و جیره بندی شده از قرآن به صورت هر شب چند آیه ادامه می داد و در مواردی هم افطار بصورت جمعی بود و هر مقری افطاری نفراتش را می آورد و بصورت جمعی سرو میشد که اسمش را گذاشته بودند میهمانی برادر !!!

رجوی هم متناسب با وضعیت تشکیلاتی شبهای طولانی حرف میزد و شبی یک بار رژیم را سرنگون می کرد!! البته بیش از نود درصد افراد بعد از افطاری خواب بودند و خر و پف آنها هوا بود. ما می دانستیم که برای به اصطلاح تعمیق بحث برادر باید چند بار دیگر هم در بازپخش ها گوش کنیم و این نشست ها فرصت خوبی بود که کمبود خوابمان را جبران کنیم و خستگی مفرط بیگاری هارا از بدنمان بزداییم.

چرت زدن نه تنها در نشست رهبری تنبیه داشت که با یک سیخ زدن نفر کناری شروع می شد آنهم با اشاره ناظرین نشست که همه افراد را تحت نظر داشتند و چند متر چند در نقاط مختلف سالن تحت عنوان حفاظت و انتظامات نفرات را می پاییدند تا حمله و ناسزا در نشست تفتیش عقاید موسوم به «عملیات جاری» در مقرات هم اگر چرت می زدی در همان موقع پخش نوار یقه ات را می گرفتند و شب هم در نشست عملیات جاری باید حساب پس می دادی.

این میهمانی دادنها در راه خدا و مفت و مجانی نبود. هدف فرقه حل وفصل مسائل و معضلات تشکیلاتی با سوء استفاده از ماه رمضان و فریضه مذهبی بود که هم با چهره مهربان از نفراتی که دچار مشکل و بحران شده اند دلجویی کند و هم مشکلات و تناقضات ذهنی کلیه اعضا را پیرامون مسائل خطی واستراتژی و سیاسی حل وفصل نماید. این ماه علیرغم اینکه به قول معروف قرار است برای مسلمانان دارای خیرات و برکات باشد اما برای ما که در فرقه رجوی بودیم مایه زجر وبدبختی بود (درست مثل جمعه ها و ایام عید نووز که بیشترین کار و بیگاریها به می دادند!) و همه شب وروز دعا می کردیم که ماه رمضان زودتر تمام شود تا از شر حرفهای تکراری و افسانه سرایی های به غایت خرافی و ارتجاعی رجوی از بعد از افطار تا سحری (از خواب نما شدنهای خود و نوچه هایش و پیش بینی های فلان فال گیر در داغستان!! مبنی بر حتمیت رئیس جمهور شدن یک زن در ایران!! گرفته تا تفسیرهای آنچنانی قرأن و قرأن به سر گرفتن و مرثیه سرایی های ریائی شبهای احیا و بعضی شبها شرح معجزات انبیا و اولیا و کشف شدن کشتی نوح با اسامی پنج تن شیعه!! که هزاران سال بعد از نوح بودند روی کشتی! و تا کشف چگونگی خشک شدن رود نیل در پای قوم موسی و غرق شدن فرعون و… از جمله تفسیر سورۀ احزاب و تشبیه اشرف به مدینه و گذاشتن خودش هم به جای پیغمبر اسلام!!) و بیگاری های آشپزخانه و سرو و پذیرایی در میهمانی های بی محتوا خلاص شویم.

بعد از سرنگونی صدام حسین یک مصیبت دیگر هم اضافه شده بود یعنی میهمانی دادن به هواداران حزب بعث منحله و به اصطلاح شیوخ عشایر عراق وو….. که در هنگام خوردن قوزی( کباب برۀ بریانی با پلو) همراه با نوشابه های دست ساز اشرف وعده می دادند که یک ماهه دولت عراق را سرنگون می کنند و دوباره وضعیت بر می گردد به روال سابق و دیگر غم وغصه سلاح را نداشته باشید!!. حتی بعضی ها می گفتند اگر تعرضی به شما شود ما با تمام عشایر و قبیله مان جلوی درب اشرف چادر زده و بلکه زیر تانکها می خوابیم وبه احدی اجازه تعدی به اشرف را نخواهیم داد!!..

البته همه اینها لاف و گزاف سر سینی ها گوشت و پلو بود!! زیرا در چندین حمله که با آنهمه کشتار به اشرف صورت گرفت و آخرش هم نه از تاک نشان ماند و نه از تاک نشان و اشرف کاملا تخلیه شد خبری از دوستان عرب شکمو که شب تا صبح برایشان غذا طبخ می کردیم و بعد هم باید ریخت پاش آنها را جمع و جورمی کردیم نشد و همه شان غلاف کردند و کلا دوستی های ادعایی را هم فراموش!. بعد از آن هم که دولت عراق حفاظت اشرف را بر عهده گرفت و رفت و آمد به اشرف و از آن ممنوع شد و دیگر از آن مهمانی ها خبری نبود دوباره فرقه از فرط بیکاری افراد یکانی را بنام یکان اجتماعی اینترنتی ایجاد کرد که بصورت مجازی با دوستان سابق ارتباط برقرار می کردند.

در رمضان یکی از سالهای بعد نیز که نیروهای عراقی با صف آرایی شان بیرون درب اشرف برای حمله به قرارگاه آماده می شدند و رجوی نیز گروهی را برای به کشتن دادنشان جلوی آنها دم در اشرف قرار داده بود به عنوان امام و مرجع تقلید! فتوا داد به علت اینکه در حال جنگ و جهاد هستیم و روزها هم طولانی است و روزه گرفتن در این تابستان عراق با گرمای ۵۰ درجه مانع مبارزه و جنگیدن می باشد هیچکس امسال نباید روزه بگیرد چه آنها که در جلوی در (جبهۀ مقدم) هستند و چه آنها که در ستادها جلوی کولر کار سیاسی و نوشتن می کنند و در فتوایش تأکید کرد که همگی قضای آن را در ماه محرم که در زمستان و با روزهای کوتاه می باشد به جا می آوریم! این سومین فتوای وجوب روزه خواری از سوی رجوی و وجوب گرفتن روزه در ماهی دیگر به جای ماه رمضان طی سالیان حضور ما در اشرف بود که پیش از آن یکی در زمان جنگ دوم خلیج یعنی جنگ کویت و دیگری در زمان جنگ آمریکا در عراق و سرنگونی رژیم صدام حسین بود.

در این دورۀ بعد از سقوط صدام یعنی در دوران تماس های اینترنتی، دوستان سابق در عشایر عراق با پر کردن لیستها و زونکنهای امضاهای جعلی میلیونی! تا توانستند از پول های باد صدام آورده! اخاذی کردند و تا خرخره سر فرقه کلاه گذاشتند. البته سران اجتماعی فرقه در ظاهر جلوی افراد چیزی نمی گفتند که امضاها جعلی است اما در نشست های مسئولین مستمرا دعوا بر سر جعل بودن امضاها بود (یک دوست عراقی از این طریق داشتم که وکیل بود و کار وکالتش رونقی نداشت. این فرد از طریقی دوستی دیگر به من معرفی شد و من اورا به ستاد اجتماعی وصل کردم. این فرد بیش از دویست هزار امضای جعلی درست کردو چندین میلیون دینار پول گرفت. از او پرسیدم امضاها راچطوری تهیه کردی گفت به شما دروغ نمی گویم رفتم ۵ قبرستان و اسامی تمام مرده ها را نوشتم و آمدم سه بار اینها را باز نویسی کردم!!) در عراق اسم فامیل وجود ندارد و اسامی به اصطلاح ثلاثی (سه اسمی) است یعنی اسم فرد و اسم پدر فرد و اسم پدر بزرگ فرد را می نویسند مثلا حسن سلمان راشد وو…

بر همین سیاق هم در اورسوراواز فرانسه هر ساله در چند نوبت مریم قجر افطاری می دهد. یک بار مسلمانان استان والدواوواز و یک بار مسلمانان عرب که اساسا بسیاری شان حامیان خطرناک ترین تروریست های عرب از جمله داعشی ها هستند میهمان بانو می شوند و این عربها هم به تبعیت از برادران عرب عراقی خود قول یک ماهه می دهند که رژیم سوریه را سرنگون!! و یمن را از وجود شیعه ها پاکسازی کنند!! و بهترین محل را در این دوکشور برای استقرار ارتش موهوم آزادیبخش! رجوی فراهم کنند!!.

من به خوبی بیاد دارم که در اوج جنگ سوریه در نشستی رجوی مطرح کرد که ظرف شش ماه حکومت سوریه سرنگون خواهد شد و ما در بهترین نقطه سوریه در ساحل مدیترانه اشرف جدیدی برپا خواهیم کرد (البته منظورش دیرالزور بود) که آن موقع ما نمی دانستیم.

الآن بیش از سه سال از آن زمان می گذرد و هنوز دوستان عرب وعده ای را که در پای سینیهای مملو از انواع اطعمه وحلویات (شیرینیجات) رنگارنگ داده بودند خبری نشد و رجوی به جای استقرار در سوریه یا یمن به اصطلاح خودش یواشکی نفرات را به آلبانی ترانسپورت می کند!!.. البته یواشکی که می گویم برای اعضای نگونبخت در لیبرتی می باشد و الا در خارج محیط بستۀ فرقه اسامی منتقل شدگان در سایت های مختلف منتشر می شود.

بله، رجوی اینبار برای رو نشدن دستش در دورغ های قبلی می خواهد اشرف جدیدی را در آلبانی بسازد. البته بحث اسم اشرف برای رجوی مترادف با استراتژی است و برای اینکه اعتراف به خطاها و شکست استراتژیهای گذشته اش نکند اسم تمام پایگاهایش در اروپا را به نام اشرف شماره گذاری کرده است!! تا این پیام را به اعضای نگوبخت بدهد که باید کماکان در همان موهومات ارتش ازادیبخش و با همان یال و کوبال سابق باشید. البته دیگر نه یالی مانده است و نه کوپالی!!….

بر اساس تجربۀ عینی سالیانم و واقعیت های ملموسی که شاهد آنها بودم حتی در یک مورد هم تحلیل های رجوی درست از آب در نیامده و همه اش موهوم بود بگذریم که در تشکیلات فرقه مبتنی بر سرسپاری مطلق به «رهبری عقیدتی»، تحلیل های رجوی را همردیف وحی می دانند و معتقدند که رجوی هیچگاه اشتیاه نکرده و نمی کند بلکه همیشه در همۀ شکستها این اعضا ومسئولین بودند که حرف اورا نفهمیده و درست اجرا نکرده اند!!

ولی کسی نمی پرسد مگر مریم قجر سرسپار مطلق به «رهبری» اش نبود پس چرا او کاری از پیش نبرد؟!. ومسئولین بالای فرقه و مشخصا مسئولین اول فرقه در سالیان گذشته که مطلقا مطیع امر بودند چرا خود مسئله دار شدند و تعدادی از آنها هم در حد آبدارچی تنزل رده پیدا کردند؟؟!!.

عیسی آزاده

پاریس ۷/۶/۲۰۱۶

*** 

Comrades in Arms – Sexual abuse by Massoud and Maryam Rajavi


همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25497

نامۀ آقای عیسی آزاده عضو قدیمی و از فرماندهان سابق سازمان مجاهدین به وزیر کشور فرانسه 

Issa Azadehعیسی آزاده، پیوند رهایی، چهارم ژوئن ۲۰۱۶:…  این فرقه بیشترین ظلم و فشار را در گذشته و در حال حاضر بر اعضای خودش وارد کرده و می کند و مطلقا اجازه نمی دهد هیچیک از اعضا به اینترنت، تلفن و رادیو و تلویزیون دسترسی داشته باشند. افراد فرقه رجوی بطور واقعی ۵۰ سال از انسانهای آزاد فاصله دارند وروزانه تحت شدیدترین شستشوی مغزی وپپماژ افکار فرقه گرایانۀ شخص رجوی هستند. بنابر این چرا باید فرقه ای با سابقۀ …

ارتش خصوصی صدام در فرانسهآقای اولاند، با آرزوی این که فرانسه و هیچ جای جهان اسیر ناامنی و مورد باجخواهی تروریستها نگردد،

لینک به منبع

نامۀ آقای عیسی آزاده عضو قدیمی و از فرماندهان سابق سازمان مجاهدین به وزیر کشور فرانسه

عالیجناب برنارد کازنوو وزیر محترم کشور فرانسه

با سلام و احترام؛

اینجاب عیسی آزاده پناهنده سیاسی کشور فرانسه و عضو قدیمی جدا شده از سکت و فرقه رجوی (سازمان مجاهدین خلق) به استحضار می رساند که به مدت سی سال از بهترین دوران عمرم را در اسارت ذهنی و جسمی فرقه رجوی سپری کرده ام . و قبلا در اردوگاههای فرقه رجوی در عراق تحت حاکمیت صدام حسین بوده ام .رجوی ما جوانان ایرانی را که بخاطر آزادی وطنمان وازادی و برابری جلای وطن کرده بودیم را با سلاحهای اهدایی صدام حسین تسلیح کرده و یک ارتش خصوصی ایجا کرده بود که این ارتش کوچک آلت فعل دیکتاتور عراق بود. و کار این نیروها اساسا کشتن و اسیر گرفتن سربازان ایرانی در جبهه جنگ و هم چنین انفجار خطوط نفتی و بمب گذاری در شهر های ایران بود..این گروه یکی از خطرناک ترین گروه های حرفه ای در زمینه اعمال تروریستی؛ قاچاق انسان؛ پولشویی و جعل اسناد می باشد. در همین رابطه به استحضار می رسانم که:

از طریق شبکه های اجتماعی متوجه شدم فرقه رجوی در تدارک یک گردهمایی بمناسبت سالگرد جنگ مسلحانه و و سالگرد آزادی خانم مریم قجر عضدانلو همسر آقای رجوی از زندان فرانسه می باشد به همین منظور امسال قصد دارد که انبوهی از اتباع عرب سوریه را وارد پاریس کند.در این رابطه بر حسب وظیفه انسانی ام هشدار می دهم که در نقل وانتقال اتباع عرب توسط اتوبوس هایی که فرقه رجوی اجاره می کند ؛تروریست های خطرناک وجانی داعش هم از این فرصت استفاده کرده و وارد فرانسه می شوند؛ توضیح اینکه فرقه رجوی از کمپ های مختلف در اروپا افراد را بدون اسناد هویت و پاسپورت بصورت قاچاق وارد فرانسه می کند و هدفش تشکیل یک سیاهی لشکر برای جلب توجه خبرنگاران و دولت های اروپایی مبنی بر داشتن پایگاه مردمی است در صورتیکه این سکت خطرناک به دلیل ماهیت ضد ایرانی و تروریستی اش هیچ پایگاهی در ایران ندارد به جر تعدادی کاربر اینترنتی که در ازاء پول در فضای مجازی برای فرقه رجوی فعالیت می کنند.

عالیجناب

من سه دهه در این فرقه بودم وبا تمامی شگردهای آنها آشنایی دارم ومی دانم که فرقه رجوی در شرایط فعلی رابطۀ بسیار نزدیکی با تروریستهای خطرناک در سوریه و عراق دارد و با رهبران آنها بصورت مخفی و حتی علنی در مقرشان در حومه پاریس ملاقات می کنند.

این فرقه بیشترین ظلم و فشار را در گذشته و در حال حاضر بر اعضای خودش وارد کرده و می کند و مطلقا اجازه نمی دهد هیچیک از اعضا به اینترنت، تلفن و رادیو و تلویزیون دسترسی داشته باشند. افراد فرقه رجوی بطور واقعی ۵۰ سال از انسانهای آزاد فاصله دارند وروزانه تحت شدیدترین شستشوی مغزی وپپماژ افکار فرقه گرایانۀ شخص رجوی هستند.

بنابر این چرا باید فرقه ای با سابقۀ تروریستی و با کارنامه ای سیاه از نقض حداقل های حقوق انسانی حتی در حق اعضای خودش اجازۀ گردهمایی و آکسیون و تظاهرات در اروپا و مشخصا در فرانسه داشته باشد.

در سال ۲۰۱۶ بیش از ۵ بار خانواده های ایرانی باانبوهی از مشکلات خودشان را به عراق به شدت نا امن رساندند تا با فرزندانشان در کمپ لیبرتی در عراق ملاقات کنند اما این فرقه حتی چند دقیقه نیز به خانواده ها اجازۀ ملاقات با عزیزانشان را نداد در صورتیکه در امنیتی ترین زندانها به زندانی امکان ملاقات داده میشود. لذا فرقه ای با یک کارنامه سیاه از بدرفتاری با اعضا و خانواده ها و مزدوری برای دیکتاتور مخلوع عراق و هم صدا شدن با تروریست های داعش در عراق و سوریه به چه دلیل باید اجازه برگزاری اکسیون و متینگ و تظاهرات داشته باشد.

عالیجناب من بعنوان یک عضو قدیمی این فرقه که بیش از سه سال پیش از آنها جدا شده ودر فرانسه به عنوان پناهنده سیاسی قبول شده ام و زندگی می کنم بنا بر وظیفۀ انسانی خودم هشدار می دهم که گردهمایی فرقه در ژوئیۀ آینده خطری برای امنیت فرانسه می باشد لذا آن را لغو کنید و اجازه ندهید در پوش تظاهرات و گردهمایی فرقه رجوی تروریست های خطرناک وجنایتکار وارد کشورتان و پایتخت آن پاریس شوند.

با آرزوی موفقیت برای شما و صلح و دوستی ملت ها و نابودی تروریسم جهانی.

با تقدیم بهترین احترامات

عیسی آزاده

پاریس – اول ژوئن ۲۰۱۶

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIدرخواست اجازه شرکت و سوال از مریم رجوی در گرد هم آیی بزرگداشت آغاز تروریسم در پاریس

مریم رجوی ویلپنت سالگرد گرامیداشت تروریسم در فرانسه توسط مجاهدین خلقفراخوانهای شوی سالانۀ مریم قجر به خلق قهرمان لهستان!!

*** 

همچنین:

دیدار و گفتگوی سه تن از منشعبین سازمان مجاهدین خلق، اعضای انجمن «نه به تروریسم و فرقه ها» با آقای دکتر بنی صدر

پیوند رهایی، دوم می ۲۰۱۵:… روز سه شنبه ۸ اردیبهشت ۹۴ برابر با ۲۸ آوریل ۲۰۱۵ هیأتی از اعضا و مسئولین قدیمی منشعب از سازمان مجاهدین خلق ایران شامل آقایان قربانعلی حسین نژاد عضو و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین و داوود باقروند ارشد از اعضا و مسئولین قدیمی سازما
 
 
پیوند رهایی، شانزدهم آوریل ۲۰۱۵:…  حقایقی تلخ در مورد سرنوشت سازمان و مسیری که طی میکند. پایگاه مردمی سازمان مجاهدین از ادعا تا واقعیت (حقایقی درمورد جعل اسناد حمایت مردمی). دخالت های آقای رجوی در سیاست داخلی عراق. اعتراضات مردمی و رسمی مقامات عراق نسبت به دخالتهای آقای رجوی در عراق. استخدام
 
 
پیوند رهایی، دوازدهم مارس ۲۰۱۵:…  بیش از سی سال در تشکیلات سازمان مجاهدین خلق ایران (mek) بودم بعد از سرنگون شدن شاه ایران و ایجاد یک فضای باز سیاسی نشاًت گرفته از پتانسیل انقلاب به امید تحقق آزادی و دموکراسی در ایران و ساختن یک کشور جدید مبتنی برعدالت و رفاه اجتماعی و آزادی و برا