ادعای حقوق بشر، پارادوکس ماهیتی فرقه رجوی

ادعای حقوق بشر، پارادوکس ماهیتی فرقه رجوی

مزدا پارسی، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و دوم اکتبر 2015:… به محض اینکه، مسئولانش روی خود را برگرداندند، او دری را که در کنار در اتاق دکتر بود باز کرد . در به راهرویی باز می شد. تمام طول راهرو را دوید. در انتهای راهرو در دیگری بود که به سالنی باز می شد، باز هم دوید ، به سوی پنجره ای ، خوش شانس بود که پنجره توری و نرده نداشت.  بدن خود را از پنجره بیرون کشید و یک نفس دوید و دوید تا به …

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده : مریم رجوی رهبر فرقه مجاهدین خلق بغایت ضد بشر و ضد زن است

لینک به منبع

ادعای حقوق بشر، پارادوکس ماهیتی فرقه رجوی

زهرا میرباقری، عضو سابق مجاهدین خلق ، دو خواهر و یک برادرش را در پادگان اشرف پشت سر گذاشت و خود را از زیر بار شکنجه های روانی و جسمی فرقه ای مسعود رجوی بیرون کشید.

او اکنون در ایران آزادانه زندگی می کند، ازدواج کرده است اما هنوز چشم به راه است تا آزادی یگانه برادر و دو خواهرش را ببیند . آن ها هنوز گروگان سران مجاهدین خلق هستند . بنابر مصاحبه ها و خاطرات خانم میرباقری، وی و برادر و خواهرانش در قرارگاه اشرف هیچ ارتباط خانوادگی نداشتند. در آن جا زندگی طبق برنامه ریزی سخت گیرانه سازمان ، بدون ذره ای عشق و عاطفه در جریان بود. هیچ کس حق فکر کردن به عشق و خانواده و دوست .. نداشت. امروز زهرا و مادر پیرش ، چشم انتظار عزیزانشان هستند و امید به روزی دارند که آن ها نیز راه خود را به بیرون فرقه پیدا کنند.

در حقیقت، اعضای مجاهدین خلق باید همه ی زندگی خود را ، تحت یک فرایند مغزشویی دقیق و فشرده ، وقف رهبران یعنی مریم و مسعود رجوی کنند. این فرایند مستلزم شرکت اعضا در جلسات مغزشویی فرقه ای و خودانتقادی هر روزه است. خانم میرباقری به خاطر می آورد که در حالیکه از درد گردن و عفونت گوش رنج می برد، مسئولانش او را از تخت به زمین می کشیدند و کشان کشان و با زور به نشست ها می بردند!

زهرا و خانواده اش یکی از هزاران قربانی مجاهدین خلق هستند . فینیان کانینگهام ، کارشناس سرشناس امور بین الملل آخرین مقاله اش درباره ی تروریست های تحت الحمایه ی امریکا ، مجاهدین خلق ، را با داستان غم انگیز قربانی دیگری از این فرقه آغاز می کند: معصومه . او فقط شش سال داشت وقتی که مهاجمین اعضای خانواده اش را در خانه شان به قتل رساندند. کانینگهام می نویسد:” معصومه و بچه های دیگر در خانه ، جان سالم به در بردند اما از پس آن فاجعه هر روز عمرش را با کابوس آن روز صبح بیدار می شود.”

وی می گوید:” مادرم بی گناه بود.” او ظالمانه و به دهشتناکترین وضع از زندگی ساقط شد. خانواده های بسیار دیگری از هم پاشیدند چه در نتیجه ی حملات تروریستی مجاهدین خلق و چه در پی ساز و کار فرقه ای و استبدادی سران آن . در مقابل، امروز مریم رجوی را می بینیم که زیر عنوان “رئیس جمهور برگزیده “، دم از حقوق بشر و دمکراسی ای می زند که می خواهد برای ملت ایران به ارمغان بیاورد.

بیش از یک دهه، کمپین دروغ گسترانی مجاهدین خلق، سعی کرد غرب را درباره ی برنامه ی هسته ای ایران فریب دهد و گمراه کند، بااین همه، نهایتاً میان ایران و غرب توافق حاصل شد. این تاکتیک شکست خورده مجاهدین را مجبور به بکارگرفتن حقه کرد. آن ها اقدام به راه اندازی تبلیغاتی تازه، به نحو گسترده تر از همیشه کردند: حقوق بشر در ایران.

مریم رجوی به غرب امر می کند که فرقه اش را به عنوان مخالفان جمهوری اسلامی تقویت کند – لابد مانند آن چه در عراق و سوریه در حال رخ دادن است و فتنه ی داعش را به جان مردم این مناطق انداخته است – او جمهوری اسلامی را متهم می کند که با ” اعدام و زندان و ارعاب و سرکوب جنگی علیه مردم خودش ” به راه انداخته است.

مریم رجوی ادعا می کند که فرقه اش می تواند آن چه آروزی مردم ایران برای تغییر دمکراتیک می خواند را، برآورده کند، در حالی که شمار قربانیان مجاهدین خلق هزاران نفر است که هرگز خاطره خشونت ها و جنایات مجاهدین ” علیه مردم خودش ” از یادشان پاک نمی شود. چنانچه فینیان کانینگهام مجاهدین را توصیف می کند این گروه ” بدنام ترین گروهی است که با اعمال تروریستی خانواده های ایرانی را تباه کرده است.”

روزنامه نگار امریکایی ، کلب موپین مجاهدین خلق را ” گروهی متعصب ” می نامد که ” از زمان انقلاب ایران در سال 1357 ، ده ها هزار انسان بی گناه را کشته است.”

او شرح می دهد که مجاهدین خلق پس از همکاری با صدام حسین علیه مردم کشورش تبدیل به فرقه ای مخرب و ناقض حقوق بشر شد. او مجاهدین در جنگ عراق را با عنوان ” جوخه چاقو کش های شخصی صدام ” توصیف می کند که کردهای عراق را سلاخی کردند. او در بخش بندی های مقاله اش تیتر طعنه آمیز زیر را به کار می برد:” قتل عام گران به عنوان فعالان حقوق بشر”.

درهمین راستا ، عوامل مریم رجوی ، به هنگام برگزاری مجمع سالانه سازمان ملل ، در مقابل ساختمان آن نمایشی به راه انداختند که موپین چنین توصیف می کند،” گروهی ایرانی مسن تحریک شده” که سعی می کنند خود را ” فعال حقوق بشر” جا بزنند.

او این نمایش را نشانی از ” جنون “می داند که خواهان خصومت بیشتر میان امریکا و جمهوری اسلامی است. او نقش مجاهدین در حمایت از حزب لیکود اسرائیل و نتانیاهو را با اشاره به همکاری ها آن ها با موساد برای قتل دانشمندان هسته ای ایران ، افشا میکند.

با در نظر گرفتن سوابق تاریک مجاهدین خلق در نقض آشکار حقوق بشر ، ادعای مریم رجوی برای دمکراسی و حقوق بشر – که قول می دهد با قدرت گرفتن مجاهدین در ایران به ثمر بنشیند – مطلقاً پوچ و مضحک است.

مزدا پارسی

زهرا سادات میرباقریزهرا سادات میرباقری: مناسبت ۸ مارس (روز جهانی زن) و خشونت طلبی های مریم رجوی

Judit Neurink: Iranian resistance group MKO to move to Albania

ستارگان سپتامبر 2014حضور انجمن ستارگان در جلسات مختلف حقوق بشر در ژنو , شرکت خانم نسرین ابراهیمی در کنفرانس خشونت علیه زنان و آکسیون اعتراضی

ابولحسن بنی صدر زنان دیدار و گفتگوی اعضای انجمن زنان با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر

Anne Khodabandeh London Sep 2014Expert in cultic abuse and terrorism in the MEK speaks in London charity meeting  

زنان ایران ملاقات انجمن زنان با خانم یولیا گلوکنر معاون حزب CDU در آلمان

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20505

قربانیان مجاهدین خلق نیازمند کمک از بیرون هستند

مزدا پارسی، انجمن نجات، مرکز فارس، بیست و چهارم اوت ۲۰۱۵:… مصطفی در حوالی مقر سازمان مجاهدین خلق در اورسوردواز پاریس بود که مورد ضرب و شتم عوامل گروه قرار گرفت. او مورد خشونت ورزی همیشگی مجاهدین قرار گرفت چرا که می خواست از رهبر سازمان که در اوور مستقر است اجازه ملاقات با دخترش را بگیرد. او نهایتاً پس از سفرهای بسیار به کمپ اشرف و سپس کمپ لیبرتی در عراق وقتی موفق به …

محمدی و حسین نژاد قربانیان فرقه رجوی مجاهدین خلقOur story thus far: Another Mojahedin attack on two fathers and the sister of MEK’s captives

لینک به منبع

لینک به متن انگلیسی

قربانیان مجاهدین خلق نیازمند کمک از بیرون هستند

مصطفی در حوالی مقر سازمان مجاهدین خلق در اورسوردواز پاریس بود که مورد ضرب و شتم عوامل گروه قرار گرفت. او مورد خشونت ورزی همیشگی مجاهدین قرار گرفت چرا که می خواست از رهبر سازمان که در اوور مستقر است اجازه ملاقات با دخترش را بگیرد. او نهایتاً پس از سفرهای بسیار به کمپ اشرف و سپس کمپ لیبرتی در عراق وقتی موفق به دیدار با فرزندش نشد ، تقاضای خود را در مقر رهبر فرقه در اوور مطرح کرد. در این سفر دختر دیگرش حوریه نیز با پدر همراه بود که وی نیز توسط عوامل مجاهدین مجروح شد .

سمیه نمونه ای از بسیاری است که فرقه ی مجاهدین خلق در کمپ هایش اسیر کرده و دور از خانواده و دوستان و جامعه نگه داشته است.

“اعتماد بقای خانواده ” بنیادی ست در انگلستان که از داوطلبانی تشکیل شده که نگران افراد ، جوامع و خانواده هایی ست که مورد سوء استفاده فرقه های دیکتاتوری قرار گرفته اند. برخی از اعضای این بنیاد داوطلبانی هستند که فرزندان ، والدین ، خواهران و برادران یا دوستان وهمکارانی دارند که توسط فرقه ها فریب خورده اند و به عضویت آن ها در آمده اند. وظایف این بنیاد بسیار شبیه به کار خود ما در انجمن نجات است که منحصراً به بحث رهایی قربانیان فرقه ی رجوی می پردازد.

در این مقاله به بنیاد اعتماد بقای خانواده (FST ( به عنوان منبعی آگاه و معتبر در زمینه ی فرقه ها می پردازیم که به طور حرفه ای با شمار زیادی از کیس های مطالعاتی که مورد سوءاستفاده فرقه ها قرار گرفته اند ، سرو کار داشته است. در وب سایت این بنیاد آمده است : “وجه مشترک فرقه های مخرب سوءرفتارهای کینه جویانه و دیکتاتور مآبی منزوی کننده شان است.” شمار زیاد اعضای فرقه ی رجوی وجهی که در بالا ذکر شد را با گوشت و خون خود لمس کرده اند.

قربان علی حسین نژاد عضو سابق رده بالاو از مترجمان سابق مجاهدین خلق است. او نیز دختری دارد که مجاهدین در کمپ لیبرتی به گروگان گرفته اند. به عنوان یک عضو جدا شده وی اجازه ندارد که با دختر خود زینب دیدار کند. ” اعتماد به بقای خانواده” در این باره می گوید:” فرقه ها جدا کننده و قطع کننده ی ارتباط اعضا با خانواده دوستان و همکاران هستند.”

حوادث هولناکی که در فرقه ها رخ می دهند دلیل اصلی آن است که رهبران فرقه قادر هستند اعضا را برای مدت طولانی دور از دسترس جامعه نگه دارند. ابراهیم خدابنده، عضو سابق سازمان که اکنون کارشناس حرفه ای درباره ی فرقه های مخرب است در مصاحبه ای شرح می دهد که چگونه سازو کار فرقه قربانی خود را شستشوی مغزی می دهد.

“فرقه ها دارای هیچ اصل غیرقابل تغییری نیستند و تنها یک اصل در آن ها پایدار است و آن این است که همه چیز باید بر اساس منافع و میل رهبر فرقه صورت گیرد. مریم رجوی می گفت هنر شما این است که اول تمایلات مسعود را خوب تشخیص دهید و دوم آن ها را به طور کامل برآورده نمایید. “

بنابر مطالعات محققان FST ، فرقه ها به وسیله ی روش های گوناگون فریب و اغواگری اعضا را به خدمت می گیرند و از آن ها اطاعت تام و پذیرش محض می خواهند. تفکر آزادانه ممنوع است.

اظهارات آقای خدابنده ، خصوصیتی که در بالا ذکر شد را کاملاً تأیید میکند: “در فرقه ها دروغ گفتن و فریب دادن تئوریزه و نهادینه شده و همه چیز بر اساس دروغ و دغل استوار است . سلسله مراتب از بالا و به پایین دروغ میگویند.”

وی می پذیرد که خود نیز فریب مجاهدین خلق را خورد که عضو آن شد. او می گوید:” سازمان به من دروغ گفت که مسلمان و ضد امپریالیست است و به این صورت مرا جذب نمود و وارد چرخه ی روانی کنترل ذهن کرد و بعد از من خواست به دروغ بگویم که سازمان سکولار و طرفدار غرب است تا غربی ها را جذب کنم.”

ژست غرب گرا و دمکراسی خواه مجاهدین خلق برای سرانش کار کرد بیرونی دارد بدین طریق آنها می توانند حمایت سیاستمداران غربی به ویژه جنگ طلبان صهیونیست در کنگره امریکا را جلب کنند. جالب است که FST درباره این ویژگی فرقه ها نیزمی نویسد:” در عین حال ، فرقه ها برای به دست آوردن مقبولیت در جامعه ی بزرگ تر از خود فرقه و لابی کردن در میان سیاستمداران و افکار عمومی ، از همان نظریه های آزادی بیانی که اعضای خود را از آن محروم می کنند ، بهره می برند.”

در تناقض آشکار با ادعاها و شعارهای دمکراسی خواهانه و حقوق بشری فرقه ی رجوی دیدبان حقوق بشر در سال ۲۰۰۵ گزارشی مفصل با عنوان ” خروج ممنوع” از موارد بسیار نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی منتشر کرد. علاوه بر این گزارش ، بسیاری گزارش ها و مصاحبه ها و خاطرات اعضای جدا شده از این گروه که قربانی سازوکار فرقه ای آن بوده اند در رسانه های دیگر منتشر شده است.( که بیشتر آن ها در سایت انجمن نجات در دسترس است)

FST در توصیف خصوصیات فرقه های مخرب شرح می دهد که فرقه ها تمایل دارند که به لحاظ روانی اغوا کننده و سوءاستفاده کننده باشند تا به لحاظ اقتصادی و جنسی اعضا را تحت کنترل در آورده و از آن ها بهره کشی کنند. به نوشته ی این سایت برخی فرقه ها می توانند به لحاظ جسمی نیز سوءاستفاده گر باشند. گزارش ” خروج ممنوع” نیز تصدیق میکند که اعضای مجاهدین خلق تحت شکنجه های جسمی و روانی قرار می گیرند و دست کم در یک مورد شکنجه های فیزیکی منجر به مرگ فردی به نام پرویز احمدی شده است که در زندان فرقه در کمپ اشرف بوده است. کیس پرویز را برخی دیگر از جداشده ها نیز تایید کردند.

FST همچنین اشاره می کند که از آن جاییکه فرقه ها بسیار فراوان و فریبکار هستند ، دلیل نگرانی درباره ی خطر آن ها روشن است: “جدایی از عزیزان که پس از عضویت در فرقه شخصیتشان برای اعضای خانواده غیرقابل شناسایی می شود، باعث درد و رنج فراوانی برای آنها است. آن ها شاهد تغییرات عزیزان خود و رنجی که از سوء استفاده ها می کشند، هستند. گاهی باید شاهد ناپدید شدن عزیز خود باشند که باعث رنج و تنش و خشم فراوان می شود. “

رنج مشترک دو پدری که این مطلب به آن ها اشاره شد ، آن دو را بر آن داشت که در نزدیکی مقر سازمان در اورسوردواز پاریس دست به اقدامات افشاگرانه درباره ی ماهیت فرقه مجاهدین خلق بزنند. آن ها با پخش بروشور و تصویر و سی دی به آگاهی ساکنان اورسوردواز رساندند که دخترانشان از سوی مجاهدین خلق ربوده شدند و این سازمان ماهیتی غیر دمکراتیک دارد. چنانچه مهندس ابراهیم خدابنده بر این باور است که برای خانواده ی قربانیان ضروری است که در جهت تسریع فرایند رهایی عزیزانشان درگیر شوند. به عقیده ی وی رهایی گروگان های دربند مجاهدین خلق تنها زمانی امکان پذیر است که از دنیای بیرون فرقه برای نمونه از سوی خانواده یا دیگر افراد و نهادهای انسان دوستانه ، مورد حمایت قرار بگیرند. وی می گوید:” به همین دلیل است که فرقه ی رجوی ارتباط با بیرون خصوصاً باخانواده ها را شدیداً کنترل و منع می کند.”

بنا به تحقیقات FST فارغ از اینکه افراد چگونه درگیر حصار های فرقه شده اند، همه قربانیان فرقه نیاز به کمک بیرونی دارند.

مزدا پارسی

ابراهیمی نیکبخت صداقینامه خانم ابراهیمی به آقای محمدی، پدر سمیه محمدی گروگان رجوی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20355

نامه ای به دخترم سمیه در هفدهمین سال اسارتش ( پخش فیلم اعترافات اجباری اسیر سمیه محمدی)

مصطفی محمدی، ریچموند هیل، کانادا، هفدهم اوت ۲۰۱۵:… فیلم ۴ دقیقه ایت را با مادرت محبوبه و مرتضی و محمد و حوریه دسته جمعی تماشا کردیم . خوشحال شدیم . راستی در ان لباس زیبا تر شده بودی . عین لباسی بود که مریم رجوی از بوتیک های شانزه لیره برای خودش می خرد. یعنی نشان می دهد که رجوی چقدر از خروج تو از سازمان و زندان لیبرتی در عراق نگران هست که لباس های نظامی را از تن تو در می اورد …

حمله تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در پاریس 2015قربانعلی حسین نژاد:  سخنی با منتقدین رجوی. چرا در برابر شکنجۀ یک پدر و دختر جلوی مقر مریم رجوی سکوت کرده اید؟

لینک به منبع

نامه ای به دخترم سمیه در هفدهمین سال اسارتش در عراق توسط مسعود رجوی

سلام دخترم

فیلم ۴ دقیقه ایت را با مادرت محبوبه و مرتضی و محمد و حوریه دسته جمعی تماشا کردیم .

خوشحال شدیم . راستی در ان لباس زیبا تر شده بودی . عین لباسی بود که مریم رجوی از بوتیک های شانزه لیره برای خودش می خرد. یعنی نشان می دهد که رجوی چقدر از خروج تو از سازمان و زندان لیبرتی در عراق نگران هست که لباس های نظامی را از تن تو در می اورد و با لباس تلویزیونی و محفلی ، به تلویزیون می اورد که یکی از شیوه ها برای فریب افکار عمومی فرانسه هست .

**

گفتی: شنیده ای که من به اور امده بودم و در انجا فحاشی کرده ام

سمیه جان شنیدن کی بود مانند دیدن . من و خواهرت حوریه به اورسوراز پاریس امده بودیم که چشمت روز بد نبیند ده ها چماقدار رجوی مانند مور وملخ بر سر من و حوریه و وکیل ما ریختند . جرم ما این بود که یک پلاکارد در خواست دیدار و ازادی تو را داشتیم .

الف

ایکاش بجای شنیدن از راه دور و از طریق مسولین که دروغگو هستند ، تقاضا کنی فیلمهای ان روز و ان حمله غیر انسانی و غیر سیاسی مجاهدین را که با دهها دوربین مداربسته پایگاه مریم رجوی ضبط شده است ، به تو و همه نشان بدهند تا مشخص شود چه کسی دروغ می گوید . ؟

میزان تحمل و ازادی خواهی رجوی چقدر است ؟

و اگر ژاندارمها نرسیده بودند معلوم نبود چه بلایی سر ما می آوردند .

سمیه جا ن ، با مقامات کشور فرانسه و پلیس در این زمینه سوال کرده بودم و انها گفته بودند داشتن پلاکارد و اعتراض مدنی حق تضمین شده یک شهروندهست . چیزی که در تشکل مجاهدین و رجوی مفهوم ندارد .

بنابران ما کار غیر قانونی نکرده بودیم . کسانی که تورا در گروگان دارند ، به ما حمله کردند .

بابا جان

در ضمن اگر فحاشی کردم ، که نکردم ، منهم سالها د رمجاهدین بودم و اتفاقا هم صحبت جلال گنجه ای

و مجاهدین از زمان شاه تا امروز بوده ام . بنابراین معلم های خوبی نداشته ام . تو سعی کنی از اینها یاد نگیری.

ب – گفتی : خودت نمی خواهی از پیش مجاهدین درپایگاه لیبرتی بغداد بروی

سمیه جان ، مگر پاسپورت برات صادر شده است ؟ مگر برگه عبور سازمان ملل به توداده اند

دخترم اگر مدرک داشتید و رجوی در روند صدور مجوز برای برگشت به کانادا در سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ کارشکنی نکرده بود که تو هم الان مانند محمد در کنار ما بودی ومانند گذشته اخر هفته ها با هم توی حیاط و یا پارکی جمعمان جمع بود و نه ما نگران تو و سلامتی ات بودیم و نه تو زیر فشار زیاد مسولان برای تلویزیون امدن قرار می گرفتی . مصاحبه های تکراری که توسط مسولین نوشته شده و تو مجبوری انرا بخوانی و چه دلیلی بر درستی حرف ما که هیچ کدام از این برنامه ها زنده نیست .

دفعه بعد که تورا خواستند به تلویزیون بیاورند حتما درخواست کن که اولا برنامه زنده باشد

دوما -شماره تلفن همراهت را روی صفه تلویزیون بنویس که اگر کسی خواست با تو تماس بگیرد بتواند .

سوما – یک ای میلی از خودت بگو که اگر خبرنگار مستقلی یا سازمان صلیب سرخی و یا نهاد حقوق بشری مستقلی خواست با تو تماس بگیرد مجبور نشود از طریق مجاهدین تماس بگیرد و انها از طرف تو جواب بدهند . در مصاحبه ات گفتی که ۳۵ سالت شده است و خودت تصمیم می گیری . . حیف که سالهای جوانی تورا ندیدیم ولی چطوری این زن ۳۵ ساله نه تلفن همراه دارد نه ای میل نه به اینترنت دسترسی دارد و نه کسی می تواند وی را خارج از مقرهای مجاهدین بدون همراه تشکیلاتی ملاقات و گفتگو کند .

اینها هست که هر کسی می فهمد نگاه تو در ان مصاحبه ها نشا ن از اجبار تشکیلات به مصاحبه ها علیه من و مادرت هست .

دخترم سمیه

یک بار از خودت پرسیده ای که برای رجوی که میلیونها دلار برای تظاهرات در پاریس و اوردن سیاستمدارانی که همه قبلا کاره ای بوده اند و حالا مثل رجوی هیچ کاره هستند ، هزینه می کند چرا از بردن تو به فرانسه وحشت دارد ؟ چرا ؟ اگر تو واقعا ادمی هستی که به این تشکیلات غیر انسانی مافیایی رجوی باورداری ، خوب در پاریس و یا اروپا و یا در کانادا هم می توانی برای انها عضو باشی

جواب ساده هست . رجوی می داند هر کس از اعضای اسیر نگهداشته شده مجاهدین و بقول رجوی اشرفی ها با دنیای ازاد تماس داشته است ، از رجوی جدا شده است . زیرا یک انسان مسول و با شرف می فهمد که نگاه داشتن شما ها در اشرف و لیبرتی یک بازی ضد ایرانی رجوی برای گرفتن پول ازخارجی ها هست .

دخترم سمیه

من ۲ سال دم در پایگاه اشرف بودم برای ازادی تو و دیگر اسرا تلاش کردم . تو می گویی که وزارت اطلاعات دم در اشرف بوده است .آیا از رجوی پرسید ه ای که مگر قرار نبود رجوی ایران را ازاد کند و رژیم اخوندی را سرنگون ؟

پس چه اتفاقی افتاده است که در سال ۲۰۱۴ پادگان اشرف که قرار بود از انجا به ایران حمله شود ، ازاد شد ه است ومسعود رجوی سرنگون شده و هیچ اثری از وی در این ۱۲ سال نیست . یعنی من اینقدر سوپر من هستم . یا اینکه همین سیاست های ضد خانواده ضد مردمی ضد ایرانی و قدرت پرستی رجوی بود که باعث بسته شدن اشرف شود. خون ان افرادی که هم دراشرف کشته شدند گردن رجوی هست .

ادمی که رهبر هست و نمی تواند از نیروهایش حفاظت کند شکر زیادی می خورد که چنین ادعایی را در ۳۷ سال بعد از انقلاب می کند .

دخترم یک روزی ازاد خواهی شد و به نزد ما و مردم ایران بر خواهی گشت . د رکانادا به فرزندت خواهی گفت که پدربزرگ مصطفی برای نجات تو و دیگر جوانانی که خودش با دست خودش و بخاطر اعتمادش به رجوی به عراق فرستاده بود ، در بیابانهای نا امن اشرف و عراق چه شبهایی را تا صبح چشم به هم نگذاشت .

سمیه وقت ان رسید ه است که یک بار در خلوت خود فکر کنی اگر پدر خونیت مصطفی اینقدر قدرت دارد که اشرفی را که قرار بوده کوه ها بجنبد نجبند را با چند تا بلندگو مانند منارجنبان اصفهان خودمان به لرزه و جنبیدن واداشته است . بنابراین لیبرتی که مانند نواختن رقص بابا کرم هست .

دخترم

من با حوریه حتما به فرانسه بر خواهیم گشت و تا وقتی تو را به اورسوراز نیاورند در انجا خواهم بود .

اگر می بیینی داداشهایت و مامانت هم به اینجا نمی ایند بر ای این است که ما مانند رجوی کسی به ما پول یا مفتی نمی دهد . انها باید در کانادا زندگی را اداره کنند تا ما بتوانیم در عراق و فرانسه برای ازادی تو تلاش کنیم .

در ضمن به رجوی ۳ دلیلی که چرا رجوی و مجاهدین شکست خورده اند را یاداوری می کنم زیرا انها با ادب و فرهنگ ما بیگانه شده اند .

.۱- -این تنها مسعود رجوی هست که بر خلاف سنت کهن ایرانی که احترام به پدرو مادر و بزرگترها واجب است ، به شما ها بی احترامی به پدر و مادر ها را یاد می دهد . این پسندیده یک دختر ایرانی نیست

۲- رجوی در عراق شما ها را دور از مردم عراق نگهداشت زیرا اعراب هم به پدر و مادر خود احترام شدید می گذارند . بنابرای

۳- این چه ادعای مسلمانی هست که رجوی می کند که تورا و شما ها را وادار می کند بر خلاف قران و سنت حضرت محمد به پدر و مادر خود بی ادبی و بی حرمتی کنید . پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید؛ هرگاه یکی از آنها یا هر دوی آنها نزد تو به پیری برسند، کم ترین اهانتی به آنها روامکن و بر سر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف، سنجیده و بزرگوارانه به آنها بگو. بال های تواضع خویش را در برابرشان از محبت و لطف فرد آر، و بگو پروردگارا! همان گونه که آنها مرا در کودکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده. پروردگار شما آگاه است. هرگاه صالح باشید، او توبه کنندگان را می بخشد

سوره اسرا -ایه ۲۳٫

رضایت خدا با رضایت والدین است.

حضرت محمد

سمیه جان

من و مادرت ازتوراضی هستیم زیرا تو در اسارت هستی ودر اسارتگاه گفتار و کردارش ازادی عمل وجود ندارد .

برای دیدن و در اغوش کشیدن تو در کانادا همچنان منتظر فعال خواهیم بود .

پدر و مادرها می فهمند چرا من و مادرت برای ازادی تو به هر کاری دست می زنیم . اگر رجوی کمی انسانیت داشت حاضر نبود هیچ پدر ومادری چشم براه فرزندانش باشد .

ای نامه که می روی به سویش از جانب ما ببوس رویش

پدرت مصطفی محمدی

۱۶ اگوست ۲۰۱۵ – ریچموندهیل – کانادا

لینک فیلم که در سایتهای مجاهدین نیامده است و با زیر نویس فرانسه توسط شورای ضد خلق ایران رجوی تولید شده است اوت ۳ -۲۰۱۵

(پایان)

اور سور اواز مریم رجوی گزارش ویدئویی از تحصن آقایان محمدی و حسین نژاد. شهرک اور سور اواز، مقر فرماندهی مجاهدین خلق

مصطفی محمدی لینک به مجموعه مطالبی از خانواده محمد در مورد سمیه محمدی که توسط رجوی در عراق بعنوان گروگان ممنوع الملاقات است

سمیه محمدی

LET SOMAYEH CHOOSE IN A FREE COUNTRY

مستندی ناتمام برای دختر سمیه (گرفتار در مجاهدین خلق، فرقه رجوی)Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

محموبه حمزه محمدی دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه (محبوبه: همیشه دلهره با من است)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19508

دکتر بنی صدر ضرب و شتم آقای محمدی ، دختر و وکیلش توسط مجاهدین خلق را محکوم کرد

پیوند رهایی، پاریس، بیست و هشتم ژوئن ۲۰۱۵:… آقای دکتر بنی صدر ضمن محکوم کردن ضرب و شتم آقای مصطفی محمدی و دخترش و وکیلش توسط افراد مریم رجوی در جلوی مقر او در حومۀ پاریس و توصیه به پیگیری اقدامات قضائی و قانونی در رابطه با آن رهنمودهای لازم حقوقی و قانونی برای پیگیری موضوع اسارت فرزندان این دو پدر در چنگال فرقۀ رجوی را به آنان ارائه داد و گفت: من نیز مثل شما پدری …

دیدار آقای مصطفی محمدی با مشاور ارشد رئیس جمهور فرانسه در کاخ الیزه در پاریس

لینک به منبع

دیدار دو پدری که فرزندانشان اسیر فرقۀ رجوی هستند با آقای دکتر بنی صدر

مصطفی محمدی حسین نژاد ابولحسن بنی صدر

روز جمعه ۵ تیر ۹۴ برابر با ۲۶ ژوئن ۲۰۱۵ آقای مصطفی محمدی از فعالان و هواداران سابق سازمان مجاهدین به همراه دختر کوچکترش حوریه محمدی و آقای قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین که هر دوی آنها فرزندانشان اسیر فرقۀ رجوی و هم اکنون در زندان لیبرتی در بغداد می باشند با آقای دکتر ابو الحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور منتخب مردم ایران در محل اقامت ایشان در حومۀ پاریس دیدار کردند.

در این دیدار آقای مصطفی محمدی ضمن بیان تاریخچۀ کوتاهی از فعالیتهایش در کانادا و عراق و فرانسه برای آزاد کردن دختر بزرگترش سمیه محمدی از چنگال فرقۀ رجوی در عراق و اعتراضها و شکایتهایش علیه رهبری این فرقه که دخترش را در حالیکه به سن قانونی نرسیده بود از کانادا به پادگان نظامیشان در عراق کشانده و در آنجا نگهداشتند، چگونگی حملۀ قلچماقهای مریم رجوی در نزدیکی مقر او در اورسوراواز فرانسه به او و دخترش و وکیلش و زخمی کردن شدید آنها در حال اعتراض به نگهداشتن سمیه در عراق را برای آقای بنی صدر تشریح کرد و گفت که تحقیقات و تکمیل پرونده در این مورد توسط پلیس و قضائیۀ فرانسه جریان دارد.

وی همچنین دیدار و گفتگویش با آقای برنارد پواگنان مشاور ارشد ریاست جمهوری فرانسه و نتایج بسیار مثبت این دیدار در رابطه با پروندۀ شکایت آقای محمدی در دستگاه قضائیۀ فرانسه علیه رهبران فرقۀ رجوی که مقیم فرانسه هستند را برای آقای بنی صدر بازگو کرد.

آقای قربانعلی حسین نژاد نیز ضمن شرح سوابق اخذ پناهندگی و اقامت خود و خانواده اش از جمله دختر بزرگترش نزدیک سی سال پیش در فرانسه و چگونگی بردن دخترش زینب حسین نژاد بیست سال پیش توسط رهبری فرقۀ رجوی از همین مقر امروزی مریم رجوی در حومۀ پاریس به قرارگاه نظامی سازمان مجاهدین در عراق بدون اجازۀ او به عنوان پدرش در حالیکه هنوز ۱۷ سالش هم نشده بود گفت: رهبران فرقۀ رجوی علیرغم تلاشهای کمیساریا و یونامی و وزارت حقوق بشر عراق مانع خروج دخترم از عراق و حتی تماس او با من و خواهر کوچکترش می شوند و نمی گذارند حتی این دو خواهر که در عمرشان همدیگر را ندیده اند با همدیگر دیدار کنند.

آقای حسین نژاد که خودش از ساکنان کمپ لیبرتی بود و از آنجا توسط هیأت بازدید کنندۀ یونامی بیرون آمده است به شرح مشاهدات خود در درون فرقۀ رجوی و چگونگی و علت قطع ارتباط افراد توسط رهبران فرقه با دنیای بیرون مخصوصا با افراد خانواده شان حتی در داخل تشکیلات سازمان پرداخت.

آقای دکتر بنی صدر ضمن محکوم کردن ضرب و شتم آقای مصطفی محمدی و دخترش و وکیلش توسط افراد مریم رجوی در جلوی مقر او در حومۀ پاریس و توصیه به پیگیری اقدامات قضائی و قانونی در رابطه با آن رهنمودهای لازم حقوقی و قانونی برای پیگیری موضوع اسارت فرزندان این دو پدر در چنگال فرقۀ رجوی را به آنان ارائه داد و گفت: من نیز مثل شما پدری هستم که دخترم بیش از سی سال پیش در چنگال رهبر این فرقه که تعهدش در قبال او یعنی استقلال و آزادی را نقض کرده بود گرفتار شد ولی توانست به توصیۀ من خودش را با آگاهی و اندیشۀ خودش از بند او که خودش را به بیگانه فروخته بود رها سازد و در نتیجۀ این رهایی بود که امروز بعد از طی مدارج عالیۀ تحصیلی یک دکتر و استاد دانشگاه می باشد در حالیکه مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین که همسرش بود وی را از درس خواندن و مطالعه و تحصیل دانش منع می کرد و می گفت: برای چه دنبال درس و تحصیل هستی؟ صبر کن چند ماه دیگر رژیم را سرنگون می کنیم و من می شوم رهبر ایران و تو می شوی بانوی اول کشور!!… و رجوی به این توصیه اش به ترک تحصیل و درس، اول از همه خودش عمل کرده بود! یعنی مطلقا دنبال یادگیری و مطالعه نبود و سواد و معلومات چندانی نداشت.

در پایان، دیدار کنندگان از آقای بنی صدر به علت دادن این وقت و افتخار دیدار با ایشان و از حمایتها و رهنمودهایشان برای آنان و خانواده های اسیران فرقۀ رجوی سپاسگزاری کردند و آقای مصطفی محمدی چند سی دی حاوی فیلم «فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه» را که به فرانسه نیز ترجمه شده است برای آقای بنی صدر و دفترشان اهدا کرد.

حمله تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در پاریس 2015عملیات ناموفق تروریستی فرقه رجوی علیه آقای مصطفی محمدی و دخترش در اور سور اواز فرانسه.

***

همچنین:

والنون والقلم …… (تقاضای دیدار مادر “نقشه”ای علیه مجاهدین خلق؟)

برای دخترم سمیه محمدیمصطفی محمدی، هفتم می ۲۰۱۵:… واما بی بوته هایی که خانواده را نقض و پدران و مادران را دشمن نامیده و خائن و مزدور خوانده اند نه تنها جایگاهی در ایران بلکه در هیچ کجای دنیا نداشته و نخواهند داشت زندان مجاهدین را خائن هایی زندان بانند که خون پدران و مادران را مباح دانسته و تنها پدران و مادران مرده را خانواده ی خویش دانسته که این خون آشامان تاریخ این زمان نه چند رنگ که هزار رنگ و هزار تویند که …

والنون و القلم …

مصطفی محمدی، پنجم می ۲۰۱۵:…  ساکت نبودم و نیستم از پای ننشسته و نخواهم نشست آرام نبوده و نیستم خسته نبودم و نیستم تا پای جان هستم فریاد پدران و مادرانی هستم که سال هاست قربانی فریب و نیرنگ مسعود و مریم رجوی شده اند راه نجات ایران ترور و قتل و غارت و دست در دست شیاطین دنیا و ابر جنایت کارا

والنون و القلم . پیروی از سازمان مجاهدین یعنی پیش به سوی ناکجا آباد ….

مصطفی محمدی، چهارم می ۲۰۱۵: …  و روز پدر دیگری از راه رسید و نه تنها سمیه محمدی بلکه تعداد بی شماری از عزیزان اسیر در چنگال فرقه ی ضد بشری مجاهدین هم چنان دور از خانه و خانواده و دور از سرزمین و کاشانه در آرزوی خانواده و دیدن عزیزانشان هستند و این حقیقتی ست آشکار و غیر قابل انکار. چرا که بارها و بارها دیده شده که عزیزانی پس از