ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق (قسمت سوم)ا

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق (قسمت سوم)ا

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلقحسن حیرانی، نجات یافتگان در آلبانی، پانزدهم ژوئن 2019:… تقریبا همه نفرات در سازمان حتی آنهایی که در کار فضای مجازی نبودند و کارهای جاری اعم از آشپزخانه یا غیره انجام می دادند حساب توییتر داشتند که هر شب دو ساعت با آن کار کنند و آنطور كه گفته مي شد شليك خودشان را در فضای مجازی به دشمن خدا وخلق داشته باشند. به طور کلي تقریباً میتوان گفت که در کل فرقه رجوی فقط در آلبانی چندین هزار حساب توییتر وجود دارد. ولی جالب اینجاست که علیرغم اینکه هر روز در دستور روزانه آمده بود که حساب های خواهر مریم را در فارسی ،انگلیسی، عربی و فرانسه بروید لایک بزنید و ريتويت کنید و کامنت بگذارید. ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق (قسمت سوم) 

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلقThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق (قسمت سوم)

حسن حیرانی ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق  در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 15.04.2019

6- تاثيرات اينترنت برارتش سايبری بلای جان فرقه رجوی شد
اگرچه بساط كار در اينترنت از آن وضعيت عجيب و غريب كه مثل زمان هوا خوری زندان، همه در بين آپارتمانها ول مي چرخيدند جلوگيری ميكرد و افراد سرشان گرم ميشد ولی اينترنت از بابتی چشم و گوش افراد را كه ساليان در يك مناسبات بسته و به اصطلاح استريل بودند را باز ميكرد و آنها چشمشان به تصاويری بطورخاص از ايران باز ميشد كه هرگز فرقه به آنها نشان نداده بود و تعاريف ديگری كرده بود و ذهنيت افرادش را آنطوری كه خواسته بود ساخته بود.
به هر حال ضوابط فرقه ای بر سيستم های كاری ساری و جاری ميشد. هر روز ضابطه ای و ….. از جمله گذاشتن یک اتاق مانیتورینگ که یک “افسر مانیتورینگ” صفحه نفرات را چک می کرد. گفته میشد این موضوع یک موضوع امنیتی است تا کسی حين كار “گاف” امنیتی ندهد تا مورد سوءاستفاده رژیم قرار بگيرد. در حالی که ما به انگلیسی چت می کرديم یا برخی به عربی و جالب اينكه آن نفری که در داخل اتاق مانیتورینگ بود که البته به صورت شیفتی بود، گاهی آنقدر بی سواد بود که حتی يك کلمه انگلیسی و عربی بلد نبود که بخواهد چك کند و نظر بدهد. خیلی وقت ها هم ديده بودم نفر يا همان به اصطلاح افسر مانيتورينگ چرت میزند. در یک اتاق که روی صفحه مانیتور 10 و يا 12 مانیتور باید چک بشه. من چند مورد برخورد کرده بودم با گزارش افسران اتاق مانیتورینگ که یک برگه خط کشی شده واسم نفرات برروی آن نوشته شده بود و اسم فلان نفر نوشته شده بود که مثلاً به دو عکس مبتذل داشته نگاه می کرده یا اینکه به یک کلیپ نامناسب نگاه می کرده یا اینکه یک آهنگ لس آنجلسی داشته گوش میکرده. گزارش های بسیار ارتجاعی و عقب مانده در اين فرمها پر ميشد. به هر حال هر چه جلوتر می رفتیم دستگاه شکل می گرفت و یک چهارچوب ارتجاعی تری ايجاد میشد.
کار در فضای مجازی از یک حالت گسترده به یك حالت كاملا تحت كنترل سران فرقه تبدیل میشد تا فرقه هم بتواند سودش را ببرد و مثلا نفراتش را سركار بگذارد و هم اينكه بتواند مانع از رشد فكری نفراتش بشود و خدای نكرده در فضای مجازی چشم وگوششان باز بشه. البته خودشان آنرا به “جيم” (مخفف جنسیت) يا همان مسائل جنسی ربط ميدادند و ميگفتند ضوابط ما همه از انقلاب برادران چيده شده برای سلامت ايدئولوژيكی خودشان لازم است اما كی بود كه نفهمه يا ندونه هدف تنها يك چيز بود و اون هم استمرار كودنيسم تشكيلاتي.
7- برنامه روزانه ارتش سايبری

سيستم فرماندهي فرقه روزانه دستور صبحگاهی در رابطه با شیوه کار ميداد. دستورهای صبحگاهی یک بخش ثابت و یه بخش متغیرداشت. بخش ثابت عبارت بود از لايک زدن تویيت کردن و ریتوييت کردن و کامنت گذاشتن بر روی حساب های فارسی، انگلیسی ،عربی و فرانسه مریم رجوی بود تا شماره ریتوييتها و كامنتهای مثبت به نفع مريم رجوی بالا بره. گفته ميشد هرکس با حسابهای خودش کامنت های احساساتی بگذارد که اینطور نشان بدهیم اینها انعکاسات و احساسات و عواطف مردم ایران نسبت به رئیس جمهور برگزیده!!! مقاومت ایران!!! است. اكانتها و يا حساب هایی که درست می شدند با عکسهای نفرات سازمان که قبلا کشته شده اند، یا سازمان آنها را به کشتن داده بود، درست میشد و هیچکس تقریباً حساب شخصی از خودش نداشت که با اسم و رسم خودش باشد.
بخش دیگر دستور که هر روز صبح می آمد، بخش متغیر آن بود که عبارت بود از یکسری لينك خبرهایی در سایتها توسط اسپانسرها یا دوستان به اصطلاح مقاومت علیه حکومت ایران مقاله نوشته شده بود یا در مطبوعات عربی یا در مطبوعات انگلیسی و نفراتی که عربی بلد بودند باید میرفتن روی آن ها به زبان عربی كامنت می گذاشتند و تعریف و تمجید میکردند. کسانی که انگلیسی بلد بودن همینطورباحساب هایشان بايد بر روی آدرس های انگلیسی رفته و براي مقاله هاي انگليسي کامنت انگلیسی می گذاشتند و به تعریف و تمجید از آن شخص نویسنده. به طور مثال اگر نویسنده مقاله جان بولتن يا توريسلی ويا مك كين ويا هر کسی دیگری كه بود. کسانی که هر دو زبان را مسلط بودند بر روی هر دو اینها می رفتند و كامنت ميگذاشتند. گاها اگر رادیو فردا خبری مثبت می زد یا خبری علیه حکومت ایران، همه باید می رفتند و کامنت مثبت میگذاشتند و اگر خبری علیه سازمان بود همه باید می رفتم و با جملات اعتراضی و بد و بیراه به رادیو فردا ابراز انزجار می كرديم.
خلاصه این یک بخش سازمان یافته بود که اين كار ها را میکردند. نفرات چندین جیمیل بايد باز میکردند باهر حساب جیمیل یک کامنت برای آن خبر که در دستور آمده بود چه مثبت چه منفی باید میگذاشتند.علاوه بر این لیستی از حساب ها داده می شد که گفته می شد اینها حساب های مزدوران رژیم و خیلی از این حساب گاها انگلیسی یا عربی بودند. در هر حال ما باید میرفتیم و همه آنها را با تمام حساب های توییتر که داشتیم ریپورت و بلاک می کردیم تقریباً هر کس چند حساب توییتری داشت که به این صورت این کار را انجام میدادیم.

8- چند حاشيه جالب توجه در رابطه با ارتش سايبری
یک موضوع دیگر در اینجا جالب است كه در رابطه با آن صحبت کنم این است که تقریبا همه نفرات در سازمان حتی آنهایی که در کار فضای مجازی نبودند و کارهای جاری اعم از آشپزخانه یا غیره انجام می دادند حساب توییتر داشتند که هر شب دو ساعت با آن کار کنند و آنطور كه گفته مي شد شليك خودشان را در فضای مجازی به دشمن خدا وخلق داشته باشند. به طور کلي تقریباً میتوان گفت که در کل فرقه رجوی فقط در آلبانی چندین هزار حساب توییتر وجود دارد. ولی جالب اینجاست که علیرغم اینکه هر روز در دستور روزانه آمده بود که حساب های خواهر مریم را در فارسی ،انگلیسی، عربی و فرانسه بروید لایک بزنید و ريتويت کنید و کامنت بگذارید به این حسابها که مراجعه می کردیم ماکسیمم در حد چند صد ریتوییت داشت حتی یک دفعه به فرمانده مقرمان كه واقعا یک پست فطرت بی شرمی به نام “افشین ابراهیمی” بود گفتم و او سرش را از خجالت پایین انداخته بود و گفت که چه کار کنیم آدما حساب های خواهر مریم را لايك و ريتويت نمیکنند. یا حتی علیرغم اینکه گفته می شد که مثلا پیام رهبر مقاومت به مناسبت قیام در یوتیوب را بروید “شیر” کنید یا اینکه آن را لايک بزنید، از چند ده لايك بالاتر نميرفت يا حتي ویدئوی پيامهای رجوی واقعا عدد افتضاحی در حد يك رقم و دو رقم داشت. یک سرگرمی جالب تری هم که داشتیم این بود كه ميرفتیم و در حساب مریم رجوی در حساب فارسی كامنت های آنرا را چک میکردیم کامنتهای منفی زیادی وجود داشت كه نشان از انعکاسات اجتماعی جامعه ایران و قضاوتی که در رابطه با این فرقه کرده اند را نمايانگر بود. به آن حساب ها هم که مراجعه می کردیم حساب های “فیک” (تقلبی) نبودند. با اسم و رسم مشخص كه معلوم بود نفر صاحب سبک و ایده است و یک حساب مجازی و ربات نیست.

ما در حین کار در اینترنت حق نداشتیم کار دیگری انجام بدهیم کما اینکه گفته می شد که این امکانی که سازمان برای شما تهیه کرده برای جنگ شما است. این همان کلاش شماست که دارید به دشمن شلیک می کنید که مدام باید روی همین صفحه سازمان کار کنید. رفتن شما به هر صفحه دیگر مثل این است که لوله سلاح را چرخانده ای به سمت دیگری و داری به جای ديگری شلیک می کنی. یا اگر به صفحه یا آهنگی گوش کنید که در دستگاه جامعه عادی باشد شما دارید به انقلاب خواهر مریم شلیک میکند. به هرحال اين فضای مجازی هم شده بود هم بلای جان ما که مدام باید حرف می شنيدیم از فرمانده ها و هم شده بود بلای جان سران فرقه چون افرادی که در احمقانه ترين فضای فكري و كودنيسم تشکیلاتی سازمان مجاهدین نگه داشته شده بودند در فضای مجازی کم کم داشتند دارای شعورو اندیشه میشدند و همین برای فرقه رجوی بلای جان شده بود.

این اینترنت و فضای مجازی شده توپ وتفنگی بی سمت و سو که مدام به در و ديوار و زمين وزمان تشكيلات داشت شليك ميكرد و يك جورايی بيشتر داشت به انقلاب ايدوئولوژيك مريم پاك رهايی و ارزشهاي سازمان پر افتخار!!! مجاهدين شليك ميكرد تا به دشمن خدا و خلق. در هر حال آینده دور و نزدیک نشان خواهد داد که آیا واقعاً با این تروریسم اینترنتی و پشت کردن به واقعیتهای اجتماعی ایران و به رسمیت نشناختن نسل جدید و اندیشه جدید نسل ایران و صاحبان این اندیشه میتوان به قدرت رسید یا نه.

من شخصا به عینه دیده ام که تمام تحلیل هایی که رهبران این فرقه ازحكومت ایران در رابطه با این که اين حاکمیت حاکمیتی است که هیچ اصلاحاتی و كوچكترين تغييري را در درون خود نمیتواند داشته باشد و بپذیرد و یا اینکه این حاکمیت حاکمیتی ارتجاع و اصلاح ناپذیر و غیره وقتی که دهه شصت ایران را با دهه ۷۰ و دهه هفتاد را با دهه ۸۰ دهه وهشتاد را با دهه نود قیاس می کنم می بینم که اگرچه که اشکالات بسیار زیادی در ایران هست که باید اصلاح شود اما آنچه را که این فرقه در رابطه با حاکمیت ایران تحليل و خط مشي نظامي خودش را برروي آن سوار ميكند دقیقا آيينه تمام نما و تعریفی از وجه درونی خود این سازمان است كه آن را به بیرون خودش نسبت میدهد گواه این حرف من این است که از روزی که وارد این فرقه شدم تا به امروز نزدیک به ۴۰ تا ۵۰ درصد ریزش داشته و کسی به آن اضافه نشده. نه تنها چهره ای از جامعه ایران چه ورزشی چه سیاسی چه اجتماعی و يا حقوق بشری به این سازمان اضافه نشده، بلکه حتی چندین نفر از چهرههای خودش در شورای به اصطلاح ملی!!! مقاومت و یا در درون مناسبات، تشكيلات فرقه را ترک کرده اند.

باشد تا با زمان بگذرد هر روز رسوا تر شوند و باشد تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد.

پايان
با تشكر حسن حيراني

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق (قسمت سوم)

لینک به منبع

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ارتش-سایبری-مریم-پاک-رهایی-ـ-فرقه-مجاهد/

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق (قسمت دوم)

حسن حیرانی، نجات یافتگان در آلبانی، دوم آوریل ۲۰۱۹:… بعد از چند روز هم میزان زیادی که آن موقع من شنیدم ۲۵۰۰ کامپیوتر pc به صورت دست دوم که البته گفته میشد که از وزارت دفاع خریداری شده به داخل مناسبات آورده شد. به دستور مسئولین شروع به باز کردن حساب های توییتری با شماره تلفن ها و موبایل های بسیار ساده ای که نسل آن مال ۱۰ سال پیش بود که به هر کس داده شده بود کردیم. پروژه تسخیر آسمان فضای مجازی ایران گام به گام شروع شد و بر روی آن کار شد.

حسن_حیرانی_تلویزیون_الجزیره_مصاحبه_مجاهدین_خلق_،فرقه_رجوی_آلبانیMojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

 

لینک به قسمت اول

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق (قسمت دوم)

حسن حیرانی ، تیرانا، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۰۱٫۰۴٫۲۰۱۹

در مطلب گذشته ، به پیش گفتار ، و زمینه های شکل گیری  تشکیل ارتش سایبری اشاره کردم.
۳- ارتش سایبری مریم پاک رهایی در لیبرتی
بعد از ضرب العجل دولت مالکی مبنی تخلیه اشرف و به دنبال آن حضور در کمپ موقت عبور قبل از اخراج از عراق در کمپی که لیبرتی شناخته میشد به طور محدود و پراکنده در فصولی از سال مانند کمی قبل و بعد از سیرک سالانه ویلپنت در پاریس در حمایت از رهبری فرقه و خط و خطوط سیاسی فرقه و انتشار اخبار باصطلاح مقاومت تعدادی از نفرات که البته عمدتا نفراتی دستچین شده شامل آقازاده ها و کلا کسانی که در حاشیه امن به سر میبرند به این کار اختصاص داده میشدند.
ما در حالی روی صفحه فیسبوک کار میکردیم که هیچ تصویری از صفحه فیسبوک و یا توییتر را نمی دیدیم. حتی خودمان نمی دیدیم داریم چکار میکنیم و نفراتی که مثلاً فرند و یا دوست ما هستند در این صفحه چه چیزی را برای ما ارسال کرده اند. چون طوری تنظیم کرده بودند که صفحه دیده نمیشد وبه ما میگفتند شما نیازی هم ندارید که چیزی را ببینید چون یک خواهر مسئول که حرز (محافظ) انقلاب شما می باشد که منظور همان انقلاب ایدوئولوژیک “مریم پاک رهایی!” بود. که این “حرز” در اتاق کناری نشسته و صفحه را چک میکند اگر نکته خاصی باشد ایشان به برادر مسئول می گوید او هم به شما بگوید که چکار کنید. البته ما هیچ وقت مکانیزم این “محرمیت” بین خواهران و برادران مسئول با یکدیگر را نفهمیدیم!؟!؟
۴- ارتش سایبری مریم پاک رهایی در ورود به تیرانا
وضعیت گذشت تا اینکه با دخالت و پا در میانی آمریکا و آمدن شخص جان کری به آلبانی و درخواست او از دولت اینجا برای پذیرفتن فرقه رجوی، النهایه ما هم همگی به اینجا آمدیم. در ابتدای امر در آپارتمان هایی در منطقه ای به نام “کشار” در تیرانا اسکان داده شدیم که توسط کمیساریای عالی پناهندگان کرایه شده بود. در ابتدا و روزهای اول وضعیت زیاد جالب نبود چون شروع مشکلاتی بود که قبلا در وضعیتی که از نظر ناامنی در عراق وجود داشت به چشم نمی آمد. در زندگی آپارتمان نشینی مشکلاتی شروع شد که خود رهبران فرقه هم پیش بینی آنرا نکرده بودند. مثلاً ازآنجایی که میدانید در درون مناسبات فرقه هیچ تلویزیونی وجود ندارد و هیچ کانالی که افراد آن را ببینند و یا حتی کامپیوتر شخصی یا حتی یک گوشی اندروید و اینها، همه جزو حرامات یک فرد انقلابی، که البته فرقه رجوی آن را اینگونه توصیف میکرد، بود.
در آپارتمان ها تلویزیون وجود نداشت یا کسی وسیله سرگرمی نداشت. این باعث شده بود که بعد از شام هر روز غروب در خیابان جلوی بین آپارتمان ها افراد قدم بزنند چون داخل آپارتمانها گرم و وسیله خنک کننده ای هم نداشت و یا حتی وسیله سرگرمی مثل تلویزیون. افراد داخل خیابان قدم می زدند و با هم صحبت می کردند. وضعیت زیاد جالب نبود برای اینکه بیش از هزار مرد در داخل محوطه این آپارتمان ها همه بیکار سیگار به دست، دو نفر دو نفر، سه نفر سه نفر، با هم در حال صحبت بودند. صحنه ای بود که خیلی خیلی مسئولین فرقه را عذاب میداد.
وضعیتی راه افتاده بود بی شباهت به گذشته. چونکه قبلاً در اشرف صحبت دو نفر “شعبه ای از سپاه پاسداران” و “وزارت اطلاعات” محسوب می شد و بسیارتیز و تند با آن برخورد می شد. اما الان هر شب همه با این وضعیتی که به وجود آمده بود داشتند با هم گپ میزدند. هر روز در بریف های روزانه که صبح بعد از صبحانه خوانده میشد در رابطه با آن تذکر داده میشد که بعد از شام در واحدهای آپارتمان بمانید و در داخل خیابان قدم نزنید چون از همسایه ها و بلوک های آپارتمانی مجاور دارند این وضعیت را نگاه می کنند و این وضعیت خیلی عجیبی است برای آنها که این همه مرد از غروب تا یازده دوازده شب دارند تو خیابان کوچک از این سو به آن سو با هم قدم می زنند. واقعا هم که مثل حیاط زندان شده بود که افراد برای هواخوری بیرون می آیند.
چندی از این گذشت و مسئولین هم به شدت در حال نشست و برنامه ریزی برای اینکه چه کنیم افراد همه بیکار هستند و طبیعی است که این وضعیت پیش آمده پیامدهای ناگواری از نظر ایدوئولوژیک تشکلیلاتی خواهد داشت چون درآن روزها افرادی بودند که مناسبات را ترک میکردند یا فرار می کردند و خودشان را به کمیساریای عالی پناهندگان معرفی میکردند ودیگه سران فرقه نمیتونستند انواع کاغذهایی که خودشان تهیه کرده بودند وکلی امضا های دروغی که البته هیچ ارزش قضایی هم نداره از آنها بگیرند.
به هرحال این موضوعات نقل بحث افراد بود که فلانی هم رفت یا فلانی در رفت یا اینکه خوش به حال فلانی که خانوادهاش از خارج آمده و او را بردن هتل و دیگه برنگشت. به هر حال از این صحبت ها و موضوعات و رد و بدل شدن چنین حرفهایی در بین نفرات که اصطلاحاً به آن گفته میشه صحبت های ضد تشکیلاتی برای مسئولین و رهبران این فرقه بسیار آزار دهنده بود.
۵- استارت کار ارتش سایبری در تیرانا
یک روز در نشست صوتی که توسط “مریم پاک رهایی” از پاریس برگزار می شد وی گفت که ما باید فضای مجازی ایران را تسخیر کنیم و کل ارتش آزادیبخش در هیبت ارتش سایبری وظیفه رهبری قیام را در ایران به عهده خواهد گرفت و آسمان فضای مجازی ایران را در خواهد نوردید. که این نشست بسیار با شور وفتور نفرات مواجه شد و مسئولینی که کما فی السابق کارشان باد زدن کباب بحثهای خواهر مریم بود در وصف این فرمان جدید نغمه ها سرودند که چنین خواهد شد و چنان خواهد شد. بعد از چند روز هم میزان زیادی که آن موقع من شنیدم ۲۵۰۰ کامپیوتر pc به صورت دست دوم که البته گفته میشد که از وزارت دفاع خریداری شده به داخل مناسبات آورده شد.
به دستور مسئولین شروع به باز کردن حساب های توییتری با شماره تلفن ها و موبایل های بسیار ساده ای که نسل آن مال ۱۰ سال پیش بود که به هر کس داده شده بود کردیم. پروژه تسخیر آسمان فضای مجازی ایران گام به گام شروع شد و بر روی آن کار شد. از روی توانمندی های افراد تعدادی در حسابهای عربی و تعدادی در حساب های انگلیسی و بخشی هم در حسابهای فارسی سازماندهی شدند تا در رابطه با انتشار اخبار مقاومت ایران!! کار کنند. این کار کم کم شکل گرفت تا اینکه پس از مدتی در رابطه با قسمت مربوط به داخل ایران چون اکثر جوان ها در فضای تلگرام کار می کردند یک سری حساب های تلگرامی صرفاً برای نفراتی که درقسمت داخل کار میکردند باز شد تا آنها بتوانند از طریق تلگرام هم اخبار مقاومت را مثلاً “پروموت” کنند یا همان انتشار دهند و هم این که با استفاده از فضای “چت پرایوت” که در تلگرام وجود دارد بتوانند با نفر چت کنند و در صورت امکان وی را عضو گیری و جهت کارهای تبلیغاتی به نفع فرقه رجوی در داخل ایران استفاده کنند. این کار باعث شد که برای نفراتی که به هرحال سالیان اینترنت ندیده بودند و یا حتی دفعه اولشان بود که صفحه اینترنت و گوگل را می دیدند جذاب باشد مخصوصا اینکه دیگه مثل اشرف و لیبرتی اینطور نبود که افراد نتوانند صفحه اینترنت را ببینند و سانسور باشد. به هرحال تا مدتی این وضعیت ادامه داشت تا اینکه کم کم ضوابط فرقه ای بر روی کار افراد ساری و جاری شد.

حسن_حیرانی_تلویزیون_4_انگلستان_مصاحبه_مجاهدین_خلق_،فرقه_رجوی_آلبانیThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

(ادامه دارد)

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/حسن-حیرانی-ارتش-سایبری-مریم-پاک-رهایی/

حسن حیرانی: ارتش سایبری مریم پاک رهایی (قسمت اول)ا

حسن حیرانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، پانزدهم دسامبر ۲۰۱۸:… این دو عامل باعث شد که به طور محدود و بسیار مانیتور شده بدون دیدن خود صفحه فیسبوک افراد صفحاتی که برایشان درست شده بود به طور مکانیکی یا همان ربات یکسری اخبارها را در حمایت از مقاومت خونبار!! برای خلق قهرمان انتشار بدهند!!. گفته می شد که هدف از این کار شکستن بایکوت رسانه ای است … 

حسن_حیرانی_تلویزیون_الجزیره_مصاحبه_مجاهدین_خلق_،فرقه_رجوی_آلبانیMojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

حسن حیرانی: ارتش سایبری مریم پاک رهایی (قسمت اول)

حسن حیرانی، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

ارتش سایبری مریم پاک رهایی (قسمت اول)

۱- پیش گفتار

با سلام دوستان

پس از این که بالاخره در آلبانی توفیق حاصل شد و توانستم خودم را از فرقه رجوی نجات بدهم و پس از مدتی که طول کشید تا بتوانم روی پای خودم بایستم و تا حدودی ضربات ناشی از اسارت در فرقه مجاهدین را پشت سر بگذارم ، در هفته های اخیر مصاحبه هایی با شبکه های مختلف از جمله “تلویزیون کانال چهار انگلستان” ، “شبکه تلویزیونی الجزیره” ، “شبکه تلویزیونی تی آر تی ترکیه” ، “نشریه گاردین” ، “نشریه ایندیپندنت” و تعدادی دیگر انجام دادم که به وضعیت سازمان مجاهدین خلق ایران، سابقه و وضعیت کنونی آنها در آلبانی پراخته ایم و پرداخته اند.

در رابطه با خلاصه ای از آنچه که در شبکه الجزیره انگلیسی از افشاگری اینجانب میخواستم نکاتی را به سمع و نظر محترم شما برسانم. من باب اطلاع شما دوستان، مطالبی که درشبکه الجزیره در رابطه با تروریسم اینترنتی فرقه رجوی پخش شد به دلیل فشردگی برنامه بسیار کوتاه بود. از این رو دیدم آنچه که در الجزیره گفته ام را به سمع و نظر شما دوستان و خوانندگان عزیز میرسانم.

۲- بیوگرافی تشکیل ارتش سایبری

اینکه چطور و چگونه و در پی چه حوادث و اتفاقاتی این به اصطلاح ارتش سایبری مریم پاک رهایی شکل گرفت سعی میکنم که درحد آنچه که در حد توان و قلم اینجانب باشد را از نطفه تا بلوغ هرچند با کم وکاست برایتان عنوان کنم.

وقتی که ما در عراق بودیم چه در اشرف و چه در کمپ لیبرتی از همه دنیا کلا قطع و در یک فضای بسیار “انقلابی!!” و آکنده از”عطوفتهای انسانی!!” و “استریل!!”، البته به قول “رهبران پاکباز و پاکباخته آن مقاومت خونبار” بودیم. ولی بعد از اعتراضاتی که در پی انتخابات سال ۸۸ در ایران شکل گرفت و اسم رهبران اصلاح طلب ایران بر سر زبانها و شبکه های خارجی افتاد این موضوع خیلی بر تشکیلات بی همتای “سازمان پرافتخار مجاهدین!!!” گران آمد و ایجاد اما و اگرها و ابتلائات سیاسی برای اعضاء به وجود آورد که اصطلاحا در درون مناسبات فرقه به آن “لب پر سیاسی” می گفتند. تا جایی که خود رهبر فرقه مجبور به نشستهای چندین روزه در رابطه با حوادث آن روزها شد که برای بسیاری از افراد قانع کننده نبود که البته به آنها با لحن محترمانه وگاها تندتر گفته میشد این چیزهایی که تو میگی و استدلال میکنی چیزی جز ولگردی سیاسی نیست واین اعتراضات چیزی جز کف روی آب نیست و در ادامه هم آیه معروف کف روی آب به کناری میرود و …. را میخواندند. (فَاَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَاَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الاْرْضِ)

آنهایی هم که تظاهر می کردند که قانع شده اند عمدتا صاحبان منصب و کرسی هایی در داخل مناسبات فرقه بودند که البته این بیچاره ها یاد آور همان گوسفندهای مزرعه حیوانات بودند که تا اسنوبال می گفت گود (Good) همه میگفتن گود گود گود و تا میگفت بد (Bad) همشان میگفتند بد بد بد .

به هر حال نفراتی که در بالای فرقه رجوی مشرف و مطلع ازموضوعات و شرایط بودند میدانستند که علت این عقب ماندگی در صحنه سیاسی اوضاع و تحولاتی که در ایران به وجود آمده، و اینکه نتوانستند حتی کوچکترین اسمی و یا موج سواری بر روی آن اعتراضات اجتماعی بکنند، ناشی از عقب ماندگی فکری و پس ماندگی ذهنی خودشان بوده که خودشان و نفراتشان را در همان فضای به اصطلاح استریل و پاک و به دور از هرگونه ارتباطات با فضای جامعه عادی نگه داشته بودند.

از آن پس که همزمان شده بود با بسته شدن درب قلعه اشرف توسط دولت عراق و دیگر تشکیلات نمیتوانست نفرات را به اسم کارانتفاعی به سوله های بسیار غیر استاندارد به نام مسقفات که قبلاً انبارهای مهمات بوده ببرد و در آن کانکس برای فروش تولید کند. بنابراین این دو عامل باعث شد که به طور محدود و بسیار مانیتور شده بدون دیدن خود صفحه فیسبوک افراد صفحاتی که برایشان درست شده بود به طور مکانیکی یا همان ربات یکسری اخبارها را در حمایت از مقاومت خونبار!! برای خلق قهرمان انتشار بدهند!!. همان موقع هم گفته می شد که هدف از این کار شکستن بایکوت رسانه ای است که رسانه های استعماری در همبستگی با ارتجاع حاکم در ایران علیه مقاومت!! ایجاد کرده اند. به هر حال این وضعیت که بسیار متعفن و شرم آور و خیلی توهین آمیزو تحقیرآمیزی بود که بر ما گذشت.

حسن_حیرانی_تلویزیون_4_انگلستان_مصاحبه_مجاهدین_خلق_،فرقه_رجوی_آلبانیThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

(ادامه دارد)

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق

نقض حقوق بشر توسط مچاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیMeet Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult): the Terrorist Cult Supported by Trump Administration

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/هیچ-آرایشی-شخصیت-زشت-رجوی-را-نمی-پوشاند/

هیچ آرایشی شخصیت زشت رجوی را نمی پوشاند

حسن حیرانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، چهاردهم نوامبر ۲۰۱۸:… آیا به کشتن دادن افراد دراشرف که خود ما زمانی آلت دست شما بودیم وبه دستور تشکیلاتی عراقی ها را تحریک می‌کردیم که شلیک کنند و بالطبع نفرات کشته شوند آیا اینها اعدام نیست؟ آیا نفراتی که به دلیل اهمال های پزشکی و بعضاً تبعیض آمیز شما در رسیدگی به آنها فوت شدند یا نقص عضو شدند آیا اینها … 

تلویزیون انگلستان اردوگاه تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی تیرانا آلبانی 3گزارش کانال ۴ تلویزیون انگلستان از اردوگاه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در حومه تیرانا-آلبانی

هیچ آرایشی شخصیت زشت رجوی را نمی پوشاند

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق

حسن حیرانی ـ تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

با سلام دوستان

من باب اطلاع شما جلسه پر طمطراقی در ۱۱ اکتبر در سالن کنفرانس هتل اینترنشنال توسط سازمان پر افتخار و مزدور پرور مجاهدین برگزار شد که در آن شخصیت های بسیار بسیار مهمی از جمله یک کمونیست بریده آلبانیایی ازحزب مسقوطه انورخوجه دیکتاتورسابق کشورآلبانی که اکنون جیره خوار رجویست هاست و چطور همین فرد در نقش بازجوی تشکیلاتی در یک شوی مسخره از سمیه محمدی سوالات دیکته شده می پرسید و جواب های دیکته شده را میگرفت. این فرد به عنوان مجری جلسه و آقای بومدرا که یکی از شخصیت های بسیار انسانی در سازمان ملل بودند که البته ایشان هم به جرگه مزد بگیران و پول بگیران فرقه رجوی همانند مقامات آمریکایی پیوسته است و غیر از این هم چند برنامه هنری به سیاق همه جلسات مهم و بسیار نقش آفرین در فلک سیاسی آینده ایران و چند صحبت کلیشه ای و پذیرایی از میهمانان.

ناگفته نماند که مهمتر از همه اینکه موضوع جلسه به مناسبت روز جهانی نه به اعدام در رابطه با مسئله اعدام در ایران بود. البته نگارنده قصد دفاع از اعدام در ایران را ندارد چرا که به اعتقاد خود من در آینده نزدیک شاهد حذف اعدام در بسیاری از زمینه ها خواهیم بود چرا که رشد اجتماعی و شور تک تک افراد و بالا رفتن سواد و آگاهی و شعور اجتماعی از پایه های اصلی حذف اعدام است و تا وقتی که در افکارعمومی جامعه انتقام و یا حذف فیزیکی عنصر موثر در کاهش جرائم است صرفا قانون چاره ساز نیست. کما اینکه به آمار اعدام ها در ایران هم که نگاه میکنیم به طور مثال در یک سال گذشته تعداد خانواده های مقتول که قاتل را بخشیده‌اند و از درخواست قصاص صرف نظر کرده اند ۹۰ درصد قتلهای عمد درایران بوده است در حالیکه همین آمار در سی سال پیش یعنی در سال ۱۳۶۶ برعکس و تعداد خانواده های که تقاضای قصاص می‌کرده‌اند ۹۰ درصد بوده و تنها ۱۰ درصد بخشش. به هر حال همین دو آمار وجهت فلش این دو نقطه زمانی در یک مکان واحد به ما نشان می دهد حذف اعدام در ایران چه دراعدام هایی که خاستگاه اجتماعی دارد مثل قصاص و چه اعدام هایی که خاستگاه حکومتی دارد که البته حتما استقبال افکار عمومی بخشی از جامعه را با خود دارد و الا که به هیچ وجه قابل اجرا نبود کما اینکه وقتی به مسئله پدافیل در ایران نگاه میکنیم این اصلا موضوعی نیست که در این نقطه زمانی برای جامعه ای مثل ایران قابل پذیرش باشد و درچند حادثه ای هم که دریک سال گذشته متاسفانه رخ داد چه اجتماعات بزرگی بوجود آمد بطوری که قوه قضاییه قول داد که در اسرع وقت و خارج ازنوبت به این پرونده رسیدگی شود تا با مجازات هرچه سریعتر فرد جانی مرهمی بردل خانواده و بستگان داغدار باشد و….

اما الان روی سخن من با قاتلان فردیت و شخصیت و انسانیت و مجموعه ای از ارزش‌ها که کرامت انسانی نامیده می شود می باشد کسانی که خودشان سالیان سال است که بدون ذره معرفت و شناخت تلاش در سر بریدن فردیت انسان ها کرده اند. شما را چه به نه به اعدام. شما که اعدام های بدتری را دارید روزانه انجام می دهید. شما که بخاطر عقاید پوسیده خودتان افراد تان را به دور از چشم دیگران به یک مرداب برای شنا می برید به طوری که حتی مردم عادی و بومی منطقه از آن مرداب برای شنا استفاده نمی کنند و مالک شراعی را به کشتن می دهید آیا این اعدام نیست؟

آیا به خاطر خط و خطوط های نه اشتباه بلکه عامدانه شما برای اینکه پروژه شهید سازی خودتان را تکمیل کنید تا بهره سیاسی آن را مریم خانم در پاریس ببرد و کشته شدن آن افراد آیا این اعدام نیست؟

آیا به کشتن دادن افراد دراشرف که خود ما زمانی آلت دست شما بودیم وبه دستور تشکیلاتی عراقی ها را تحریک می‌کردیم که شلیک کنند و بالطبع نفرات کشته شوند آیا اینها اعدام نیست؟

آیا نفراتی که به دلیل اهمال های پزشکی و بعضاً تبعیض آمیز شما در رسیدگی به آنها فوت شدند یا نقص عضو شدند آیا اینها اعدام نیست؟

اما روی سخن من در اینجا بیشتر رو به اعدامهای شخصیتی و روانی شماست که چگونه شخصیت و هویت افراد را سعودی وار گردن زدید.

آیا غیر از این است فردیت ایدئولوژی یا مرام اجتماعی است که بر ارزش اخلاقی فرد تأکید می‌کند یعنی که هر آدمیزاد دارای خلوت و حریم خصوصیِ فیزیکی و روانی، و عقیده فردی و دیگر حقوق اساسی است که در هر شرایطی می‌بایست محترم شمرده شوند و هر انسان ادراکی از وجود خویشتن دارد که آن را می‌توان هویت شخصی یا خود نام نهاد. درحالیکه شما با تغیر مفاهیم و دریک رمال بازی منحصر به فردتان با گذاشتن یک نام فردیت فروبرنده برای خودتان حکم شرعی هر کاری را صادر نمودید و در یک گردش به عقب تاریخی چنان خود پنداشتهای درونی و برونی افراد را که پایه هویت فردی وجمعی است را در کارخانه انقلاب مریم پاک رهایی لعابیزه کردید که افراد به جای رسیدن ازخودپنداشت فردی به خودپنداشت جمعی که یک هویت ملی و فرهنگی را نمایندگی کند همگی شدن بازجو وشکنجه گر روانی یکدیگر ازخودبازجویی و تا روانپریشی و دیگرپریشی تا …..

کیست که نداند در اجتماعی که فردیت اشخاص شکل نگرفته افراد از نظر روانی و احساسات و افکار و واکنشها و سرنوشت منبعث از مفاهیم مبهمی از قبیل «نظر جمع» یا رسم و رسوم ویا قول شما ارزشهای خواهرمریم و….

درآن هاله ارزشها افراد نه تنها تشویق نمیشدند که از خود نظری داشته باشند بلکه اغلب فقط تنها هنگامی تأیید می شدند که به نظر جمع اقتدا میکردند و همرنگ جماعت میشدند ویا به قول خودتان ارزش در اثبات ارزشهای خواهر مریم بود. طبیعست که در چنین جمعی حتی در مواردی کاملاً شخصی و فردی نیز تصمیمات به صلاحدید یا دستور بزرگان!؟!؟!؟ گرفته میشد. در چنین جمعی افراد شعورمندی و تعقل و پنداشتهای فکری ومهمتر از همه استقلال خود را باید به بهای جلب محبت و رضایت اطرافیان فدا میکردند. نتیجه این فرایند مزورانه آنچیزی شد که شما میخواستید که نقش احساسات و عواطف در تعاملات جمعی بسی و چه بسیار بیشتربرجسته ‌تر از نقش عقلانیت و اندیشه شد و به جای شایسته سالاری خروجی آن یک حاشیه امن تشکیلاتی برای خودتان و نورچشمی های خودتان و تربیت مشتی بیشعور که تنها باید در پشت میکروفن شما را اثبات کنند و مدام احساس وعاطفه نثار مریم خانم و سید الرجال العالمین مسعود موعود کنند. یک جمع روانی که تنها خود سران میدانند چه ساخته اند در این سالیان. اینها را از سر بدگویی نمیگویم ما خودمان هم نمیدانستیم روانی هستیم و اشکالاتی داریم. گواه این گفتار هزینه ای است که سازمان ملل توسط سازمان رمسا در تیرانا کرده و تمام افرادی که از سازمان جدا شده اند همگی تحت درمان روانی توسط روانپزشکانی هستند که توسط سازمان ملل استخدام شده اند تا به وضعیت نرمال برگردند. در ابتدا برای خود ما کمی سخت بود که برویم وتحت نظر روانپزشک قرار بگیریم و فکر میکردیم نه ما مشکلی نداریم اما بعد فهمیدیم که در طی این سالیان چه به سرما آمده که البته در این مختصر نمیگنجد و باشد درجایی و وقتی دیگر.

به قول کارل کسی که به بیرون نگاه می کند رویاپردازی می کند اما کسی که به درون نگاه می کند بیدار می شود کاری که شما هرگز نکردید و از انجام آن واهمه دارید برای همین هم خودتان بیدارنمیشوید و هم همه تلاشتان را میکنید که افراد تحت سیطره تان هرگز بیدار نشوند برای همین است که شما مدام اعدامهای بیرون را میبیند وهرگز تمایلی به دیدن اعدامهای شخصیتی در درون خودتان ولودرحد نیم نگاهی نداشتید. کما اینکه تاریخ نشان داده که چیزی هولناک تر از آن نیست که انسان خود را تمام و کمال قبول داشته باشد که متاسفانه شما خودتان را نوک پیکان تکامل میدانید و این راهم چقدر به گوش ما میخواندید و ماهم در مقاطعی چه احمقانه باورمان شده بود که عضویت درسازمان پرافتخاری را داریم که نوک پیکان تکامل است و …

خلاصه کلام بدون آزادی اخلاقی نمی تواند وجود داشته باشد حال این چه خاورمیانه باشد که دارد از قرون وسطای خودش عبور میکند که البته ایران ما در انتهای مسیرآن است چه میخواهد سازمان پرمدعای شما باشد.

کما اینکه هیچ آرایشی شخصیت زشت را نمیپوشاند پس با این همه آرایشها وژست و پوزیشن های سیاسی و دموکراتیک که همه اش با پول سعودی درحال انجام است خوتان را خسته نکنید چون کسی را نمیفریبد.

در انتها من باب طنز هم که شده یادآوری می کنم که انعکاس این کنفرانس که در یوتیوب توسط سازمان پرافتخار که مدعی داشتن دهها میلیون هوادار در ایران وسرتاسر گیتی است گذاشته شده است و جالب است که بینندگان از ده ها نفر هم تجاوز نمی کند.لطفا به عدد ویوی این ویدیو و همچنین تعداد صفر کامنتهایی که در زیر این کلیپ گذاشته شده آن هم بعد از ۱۲ روز از پخش آن توجه کنید وقضاوت باخودتان.

با تشکر
حسن حیرانی

(پایان)

*** 

Guardian_MEK_MKO_ALbania_Terrorism_Maryam_Rajavi_1Terrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/پرسه-زنی-چند-قلاده-از-آدمکشهای-فرقه-رجو/

پرسه زنی چند قلاده از آدمکشهای فرقه رجوی در آلبانی دراطراف محل اسکان افراد جدا شده (+ ویدئوی جشن تولد سمیه محمدی)ا

Hassan_Heyrani_4_Newsحسن حیرانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، تیرانا، هشتم سپتامبر ۲۰۱۸:… از طرفی هم فرقه رجوی تمام اعضای خود را به استثنای افرادی که در خانه های امن و سکرت این فرقه موسوم به سرپل در شهر تیرانا هستند بقیه آنها در مزرعه حیواناتی بنام اشرف ۳ یا همان آرمان شهرکه مریم پاک رهایی این نام را برا آن نهادند در حوالی روستای مانز از توابع شهرستان … 

حسن حیرانی تلویزیون کانال چهار انگلستان The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

هشدار نسبت به پرسه زنی چند قلاده از آدمکش های فرقه رجوی در محل اسکان افراد جداشده در آلبانی

پرسه زنی چند قلاده از آدمکشهای فرقه رجوی در آلبانی دراطراف محل اسکان افراد جدا شده جهت شناسایی و …

فرقه مجاهدین خلق در آلبانی تحت مانیتورینگ همه جانبه قرار دارد

حسن جیرانی ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۰۸٫۰۹٫۲۰۱۸

MEK_Rajavi_Cult_Saddam_Private_Army_In_Albania_To_Assassin_Critics

سلام دوستان

چند روز پیش حوالی بعدازظهر چند قلاده از آدمکش های فرقه رجوی در اطراف ساختمانی که تعدادی از افراد جدا شده توسط رمسا و کمیساریای عالی پناهندگان در آنجا اسکان داده شده بودند دیده شدند. آنها  مشغول پرسه زنی و شناسایی در اطراف این ساختمان بودند. من باب اطلاع خوانندگان عزیز این سطور، این ساختمان واقع در یک مجموعه ساختمانی که در انتهای خیابان شاتون لینزا در شرق تیرانا که به کوه منتهی می‌شود می‌باشد. از طرفی هم فرقه رجوی تمام اعضای خود را به استثنای افرادی که در خانه های امن و سکرت این فرقه موسوم به سرپل در شهر تیرانا هستند بقیه آنها در مزرعه حیواناتی بنام اشرف ۳ یا همان آرمان شهرکه مریم پاک رهایی این نام را برا آن نهادند در حوالی روستای مانز از توابع شهرستان دورس میباشند.بنابر این وجود این سه جانی آدمکش در این محلی که ساختمان ما وجود داشت هیچ بهانه ای نداشت آنهم در حالی که این ساختمان ها در انتهای یک خیابان فرعی می باشد و بهانه اینکه ما از اینجا عبور کرده ایم بسیار مسخره تر از آن است که بتواند مورد دستاویزشان قرار بگیرد. کما اینکه منطقه ما در انتهای شهر نزدیک به کوه و مسیرآن هیچ گونه ارتباطی به ترددات فرقه مجاهدین نمیتواند داشته باشد. از این هم که بگذریم موضوع آنجا جالبتر می‌شود که به بیوگرافی این سه نفر توجه کنیم .این سه نفر از آدمکش های قدیمی و شکنجه گر این فرقه میباشند که در درون فرقه هم اهن وتلپی برای خودشان مثلا دارند از جمله اینکه درشروع فاز نظامی در کردستان بوده اند وکلی سر بریده اند و….. فلان وبهمان کرده اند. دو نفر از آنها بنام حسن عزتی که با نام مستعار نریمان شناخته می شد و نفر دوم بهرام جنت صادقی که به نام مستعار مختار شناخته می‌شد که هر دوی آنها شکنجه گران و بازجویان سال ۷۳ در اشرف درعراق می باشند و حتی یکی از نفراتی که جدا شده از آلمان برایم تعریف کرده بود که در سال ۷۳ که مورد شکنجه و بازجویی در پروسه باصطلاح ابهام‌زدایی در فرقه رجوی قرار گرفته بود چطور مختاریاهمان بهرام جنت صادقی چگونه با ضرب و شتم او را در نزدیکی محله اسکان در اشرف دستگیرو به زور سوار خودرویی کرده بوده و مورد ضرب وشتم قرار میداده است .او درحالی که خودش از آن خاطرات تلخ مضطرب و صدایش میلرزید برایم می گفت که مختار چشمهایم را بست و دستهایم را از پشت تابانده و گرفته بود و به محلی که من نفهمیدم کجاست که البته من بعدا فهمیدم که در نزدیکی مسقفات اشرف بوده بردن برای بازجویی و….. نفر سوم هم که فرهنگ میباشد از نفرات قسمت امنیت و ف اشرف سابق بود که این فرد احتمالا اسم اصلی او خسرو صادقی میباشد. این فرد هم فردی معلوم الحال و یک تقریبا جانوری تمام عیار میباشد .

به طوری که یکی از فرماندهانم قبلاً برایم می گفت که یک نفر کرد که اورا مثل سایرین از اردوگاه اسرای عراقی با زبان بازی های دلقک رمال مهدی ابریشمچی به داخل سازمان کشیده شده بود و پس از مدتی متوجه شده بود که چه کلاهی سرش رفته بنده خدا میخواسته از طریق بیابان فرار کنه و بعد که او را گرفته و آورده بودند در قسمت ف اشرف در قسمت ورودی اردوگاه اشرف و وی را به داخل بنگال برده بودند و یک سری رفته بودند وبا مشت و لگد به زدن وی پرداخته بودند. درانتها فرهنگ که دارای هیکلی درشت و دست و پای بزرگ میباشد به داخل بنگال میره و اون کرد بدبخت و بینوا رو را آنقدر با پوتین تو سر و صورت و شکم و بدن آن مرد ببچاره میزد که وی مثل بچه ها گریه می کرد و وقتی که از فرهنگ از بنگال بیرون آمد صورتش عرق کرده بود و خسته وکوفته نفس نفس میزد که در همین هنگام افسانه یکی افراد ارشد شورای رهبری از آنجا رد می شود و فرهنگ را می بیند و می گوید دستت درد نکنه خسته نباشی میزدی له ولورده اش میکردی این مرتیکه کرد خائن کثیف رو. فرمانده ام که خودش راوی این موضوع بود برایم گفت من بعدا گزارشی نوشتم و اعتراض خودم رو نسبت به این موضوع گفتم که به هرحال این بنده خدا یک هموطن روستایی از روستاهای مرزی که نه سوادی داره ونه چیزی که ارتش صدام به صورت اسیر اینا رو جمع کرده آورده تو اردوگاه اسرای عراقی و بعدش هم ما رفتیم آوردیمش آیا باید چنین رفتاری داشت و آیا سزاوراست که این موضوعات را در رابطه با نفر در نظر نگیریم و چنین رفتاری داشته باشیم. که من از او سوال کردم آیا در رابطه با این موضوع بهت توضیحی دادند که گفت بله توبیخم کردند و همچنین بهم گفتن وقتی تو مبارزه پاشل و با دشمن بی مرز باشی سر چنین موضوعاتی بجای اینکه موضع انقلابی داشته باشی اینجوری ژست های احمقانه روشنفکری هم میگیری.

درهر صورت ازاین موضوع گذشته از اینکه این فرقه ورشکسته بخواهد کاری بکند یا آسیبی به ما برساند یا نه حتی از این ادا اطفار های بچه ترسان هم که بخواهد در بیاورد به هر حال ما همانند تهدیدهای سابق ازجمله مسیج های تهدید آمیز و یا تلفن های تهدید آمیز پرایوت و …. موضوع را به مراجع ذیربط اطلاع دادیم. بنده خودم شخصا چندین ملاقات داشتم و موضوع را شخصا به مسئولین سازمان رمسا و کمیساریای عالی پناهندگان تیرانا و وزارت کشور و مراجع قضایی و حقوقی و…. اطلاع دادم و در همه اینها نام و عکس این سه آدم کش ثبت شده آنها شخصا من گفتند که اول اینکه شما ایرانی هایی که در اینجا هستید کاملاً زیر نظر هستید و دولت ما کاملاً به اعمال شما نظارت دارد مخصوصا خود سازمان مربوطه که متأسفانه نجابت و مهمان‌نوازی دولت ما سوء استفاده هایی هم می کند و شما قبلا در آن عضویت داشته اید و بنا به دلایلی که فردی است و به ما ربطی ندارد تصمیم به جدایی از آن را گرفته اید ما کاملاً نظارت داریم و همچنین اینجا دیگر عراق نیست که این سازمان کارهایی را که به کرات شنیده ایم که در عراق با افراد خود انجام داده اینجا بتواند انجام بدهد و از این بابت ما به شما اطمینان خاطر میدهیم که ما کاملا در رابطه با امنیت و آسایش ما خودمان را مسئول میدانیم. سوای این هم در چندین نوبت به ماگفته شد جدای اینکه آنها دیگر نمیتوانند چنین انتقام کشی هایی از شما بکنند از نظر سیاسی هم آنها به نفعشان نیست که دست به چنین اقداماتی بزنند چون به لحاظ سیاسی و اجتماعی و بطورخاص افکار عمومی از وضعیت جالبی در فضای مجازی و مدیاها و رسانه ها در آلبانی برخوردار نیستند و اینجور اعمال صد بار بیشتر به ضررشان خواهد بود چه خودشان و یا حتی اینکه بخواهند کسی را اجیر کنند که دست به چنین اقدامات شریرانه ای بزنند چون با توجه به گستردگی و کار آزمودگی سکرت سرویس ما که درواقع میراث دوران حکومت سابق وانورخوجه میباشد تقریبا هیچ کار مخفیانه ای در این کشور امکان انجامش وجود ندارد آنهم چه برسد به گروهی انگشت نما که تحت مانیتورینگ همه جانبه میباشد.

علاوه بر این هم نیز توصیه هایی به ما شد که در تردداتمان بیشتر از یک نفر به طور خاص در شب باشیم. از خیابان‌های اصلی تردد کنیم و به خیابان های خلوت و فرعی تردد نداشته باشیم. همچنین شماره تلفن‌های به ما داده شد که چنانچه احساس خطری ازجانب هر کسی و چیزی داشتیم سریعاً با مقامات ذیربط در ارتباط باشیم و علاوه براین هم هر از گاهی هم از ما در این رابطه سوال میشود و از وضعیت امنیت و آسایش ما اطمینان حاصل میشود.

اما در آخر حرف خودم و خیلی نفرات دیگر را در رابطه با این دندان نشان دادنها و……. در این جمله خلاصه میکنم که آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.

پدر و مادر محمدی در جشن تولد سمیه فرزند اسیرشان در فرقه مجاهدین : فرزند خوبمان امروز برایت اینگونه دعاکردیم

سخت ترین لحظات برای پدر و مادران لحظه ای است که فرزندات در چند قدمی تو باشد ولی عده ای از خدا بی خبر و بی عاطفه نگذارند تا تو او را ببینی

آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه پدر و مادر سمیه محمدی اسیر فرقۀ رجوی در آلبانی مراسم سالگرد تولد برای سمیه محمدی در محل اقامتشان در هتل در تیرانا پایتخت آلبانی برگزار کردند بدون حضور فرزند عزیزشان سمیه و به امید تلاش مقامات آلبانی و آمریکایی و کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد و رسانه ها و سازمانهای حقوق بشری آلبانی و بین المللی برای برآورده کردن آرزوی این پدر و مادر که جز دیدار فرزندشان بعد از ۱۵ سال چیز دیگر نیست.

فرزند خوبم
امروز برایت اینگونه دعاکردم! خدایا !
بجز خودت به دیگری واگذارش نکن! تویی پروردگار او!
پس قرارده بی نیازی درنفسش ! یقین دردلش !
اخلاص درکردارش! روشنی دردیده اش! بصیرت درقلبش !
و روزى پر برکت در زندگیش. آمین
سخت ترین لحظات برای پدر و مادران لحظه ای است که فرزندات در چند قدمی تو باشد ولی عده ای از خدا بی خبر و بی عاطفه نگذارند تا تو او را ببینی

آقای مصطفی محمدی و خانم محبوبه حمزه پدر و مادر سمیه محمدی اسیر فرقۀ رجوی در آلبانی مراسم سالگرد تولد برای سمیه محمدی در محل اقامتشان در هتل در تیرانا پایتخت آلبانی برگزار کردند بدون حضور فرزند عزیزشان سمیه و به امید تلاش مقامات آلبانی و آمریکایی و کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد و رسانه ها و سازمانهای حقوق بشری آلبانی و بین المللی برای برآورده کردن آرزوی این پدر و مادر که جز دیدار فرزندشان بعد از ۱۵ سال چیز دیگر نیست.

(پایان)

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق

***

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32748

پاگنده های فرقه مجاهدین و اخلال در کار کمیساریای پناهندگان در آلبانی 

hassan_heyrani_1حسن حیرانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، چهاردهم ژوئیه ۲۰۱۸:… ازحدود سه چندماه پیش که نفرات به دلیل فشارهای روحی روانی توسط تشکیلات فرقه مجاهدین و کارهایی که از آنها خواسته میشد و مجموعه مشکلات که اعتراضاتی را به دنبال داشت و النهایه تجمع افراد منجر به تقبل پرداخت کمک هزینه توسط کمیساریای عالی پناهندگان شد . از اینجا نیرنگ و کینه فرقه مجاهدین توسط … 

کمپ اشرف 3 زندان گروگانهای مریم رجوی در تیرانا آلبانیFootage of the MEK’s secret base in Albania
(Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Saddam’s private army, Rajavi cult …)

لینک به منبع

پاگنده های فرقه مجاهدین و اخلال در کار کمیساریای پناهندگان در آلبانی

سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی ـ حسن حیرانی ـ ۱۴٫۰۷٫۲۰۱۸

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق

حسن حیرانی آلبانیبا سلام به همه دوستان چه آنهایی که در آلبانی و  چه کسانی که در خارج از آلبانی هستید و یا حتی شما هموطنان شریف و آزاده ای که به دلایلی مسائل مربوط به مجاهدین و به طور خاص جدا شدگان را دنبال میکنید . و به هر حال برایتان از در جه اهمیتی برخوردار است. می خواهم به اطلاع برسانم که در چند روز اخیر مشکل جدیدی به وجود آمده البته دقیقتر بگویم این مشکل را به وجود آورده اند و کاملا مهندسی شده است.  اینکه در چند روز اخیر تعدادی از پاگنده های تشکیلات سازمان پر افتخار مجاهدین !!!! در قالب هیئت عزاداران رجوی با شایعه سازی و به بهانه اینکه از طرف مسئولین ذی ربط در کمیساریا و یا رمسا گفته شده که کمک هزینه پناهندگی شما از ماه آینده قطع خواهدشد و علی رغم اینکه به لحاظ اداری و قانونی در کشور آلبانی افراد هنوز نه پاسپورت و نه اجازه کار و بیزینس و ….. را ندارند و حتی خانواده های آنها به آلبانی برای دید وبازدید نمیتوانند بیایند گفته شده که بازهم این اتفاق خواهد افتاد!!! و با این حرفها  اقدام به دامن زدن نگرانی افراد و تحریک و تهیج نفرات علیه مسئولین کمیساریا و رمسا در تیرانا کرده اند که باید مثلا یک آکسیون خشن اعتراضی و یا اینکه فلان و بهمان کرد و یا با الفاظ نامناسب مسئولین رمسا و کمیساریا را مورد خطاب قرار داد.

اما حقیقت صحنه چیست و اینکه این موضوع از چه میزان صحت وسقم برخوردار است واز چه نقطه ای شروع شد وبه طور دقیقتر از کجا مهندسی شده، نگارنده رو برآن داشت که مطالبی رو که در این مدت در جریان بوده درحدی که اینجانب باخبرم رو جهت آگاهی دوستان اطلاع رسانی کنم.

ازحدود سه چندماه پیش که نفرات به دلیل فشارهای روحی روانی توسط تشکیلات فرقه مجاهدین و کارهایی که از آنها خواسته میشد و مجموعه مشکلات که اعتراضاتی را به دنبال داشت و النهایه تجمع افراد منجر به تقبل پرداخت کمک هزینه توسط کمیساریای عالی پناهندگان شد . از اینجا نیرنگ و کینه فرقه مجاهدین توسط “پاگنده های” خود آغاز شد تا  از یک سری افراد و رمسا و کمیساریا انتقام بگیرند که چرا راهی برای نجات افراد جداشده با شده است  و به این ترتیب  دیگه تشکیلات نتواند از اهرم نیازمندیهای صنفی افراد سوءاستفاده کند و مطامع و منافع خودش رو به نفرات تحمیل کند.

از اینجا بود که به هر حیله ای متوسل شد تا در کار جدید کمیساریای عالی پناهندگان اخلال ایجاد کند. توطئه های زیادی انجام شده که چند تاش رو بنده بیشتر به طور تام و تمام نمیدونم و چون در این مختصر نمیگنجد میگذارم برای یک فرصت دیگه ولی یکی از همین مکر وحیله هایی که تشکیلات بکار بست در این مدت اخیر تماس به صورت مستقیم و غیر مستقیم به افرادی که از رمسا پول میگیرند که بیایند دفتر سازمان و ماهیانه از سازمان هم همونقدر که رمسا پول پرداخت میکنه از دفتر سازمان هم بگیریند که در این میان به خود من هم و دوستم مراجعه شد که ما گفتیم نه ما از رمسا داریم پول میگیریم که اتفاقا خیلی هم اصرار شد که نه اشکالی نداره از هر دو طرف بگیرید و فلانی هم رو هم دو روز پیش بردیم و براش پول گرفتیم و او هم از سازمان پول میگیره و هم از رمسا که البته فرد مزبور بعدا توسط سازمان به اسمش مقاله ای علیه اینجانب با کلی دروغ و دبنگ چاپ شد که البته طبیعی هم بود چون دفتر سازمان پر افتخار مجاهدین !!! محض رضای خدا و انسانیت واینکه به هر حال شما سی سال چهل سال یا بیست سال تو سازمان ما بودی با سخت ترین شرایط و کارهای سخت جسمی الان که باز نشسته شدید یا نه انتخاب کردید خارج از تشکیلات باشید پولی خیرات نکرده و به کسی نداده گرچه خود اون پول خیرات سعودی به سازمانه به همین بسنده میکنم که بحث به حاشیه نره .

این وضعیت ادامه پیدا کرد تا اینکه نفراتی به دلایل مختلف از نیاز مالی گرفته تا طمع به دریافت پول بیشتر به سراغ حلوای خیراتی مجاهدین رفتند و به جماعت پاگنده های فرقه مجاهدین پیوستند درحالی که از رمسا هم پول میگرفتند من شخصا به خیلی از آنها گفتم که این کاری که شما میکنید خلاف مقررات کمیساریا و رمساست چون شما آنجا برگه و سند امضاء کردید که از تشکیلات سازمان پولی نمیگیرید و کمکی دریافت نمی کنید. آنها به من میگفتند خود سازمان گفته که ما به کمیساریا نمیگیم و اسم شما رو نمیدیم که البته به من هم همین راگفته بودند. من ادامه این روند را به مسئولین ذی ربط گوشزد کردم که چنین کثافت کاری و توطئه ای از جانب تشکیلات سازمان النهایه منجر به عدم اعتماد کمیساریا به همه افراد خواهد شد وپیامدهایی خواهد داشت که همه ضرر کنند و بطورخاص کسانی که حاضر به پذیرش دریافت مستمری  تحقیر آمیز سازمان نشدند که شخصا به اینجانب گفته شد که نگران نباشید ما دیگه فریب آنها رانخواهیم خورد سه سال پیش هم همین سناریو را رفتند و با دادن پول بیشتر نفرات را به سمت خودشان کشاندند و بعد به کمساریای عالی گفتند که ما هزینه نفراتمان را خودمان میدهیم و به لحاظ اخلاقی درست نیست که سازمان ملل هزینه کند که البته بقیه اش را همه میدانند که پس از قطع هزینه کمکی رمسا چطور تشکیلات شروع به نشان دادن اون روی هاپوی خودش کرد و وضعیتی شد که دیگه نفرات تحمل نداشتند و کاربه اونجا کشید که دوباره نفرات رفتند پیش کمیساریا تا کمک هزینه دریافت کنند.

شاید خوانندگان این افشاگری احساس تاسف کنند از چنین کارهای سخیف و بدسگالی یا اینکه تعجب و یاحتی تف لعنت کنند به تشکیلاتی که به چنین سادیسم عجیب و غریبی مبتلا شده که جنگ با جمهوری اسلامی و به ارمغان بردن آزادی و دموکراسی در پرتوی پاگنده های انقلاب مریم پاک رهایی !!!!! به کناری گذاشته و به جون افراد جداشده و انتقام کشی آن هم به چنین شیوهای کثیفی افتاده ولی واقعیت امر مقداری فراترسراصلی این قضیه نه افراد جدا شده و کسانی که در خارج تشکیلات هستند . بلکه سوژه اصلی این موضوع افراد ناراضی درون تشکیلات هستند که هرآن احتمال بیرون زدن دارند مخصوصا که به زمانبندی پایان دوساله سرنگونی هم چند ماهی بیشتر نمانده و از حلوای خیرات ترامپ هم چیزی نصیب جماعت دو رو و دغل باز نشد.

از همه خوانندگان خواهشمندم جهت انتشاربیشتردر نشر این سطور هرطور که میتوانند و به هرجایی که دسترسی دارند و هر اقدامی که قادر به انجام آن هستند فروگذار نکنند.

ارادتمند حسن حیرانی (آزاد)

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق

*** 

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

European_Parliament_Against_Maryam_Rajavi_Mojahedin_Khalq_MEK_MKO_TerroristsMEPs discuss Mojahedine-E Khalq (MEK) Threat in #Albania

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32710

اعلام جدایی حسن حیرانی از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی 

Hasan_Heyran_MEK_Survivor_Tirana_Albaniaسایت نجات یافتگان در آلبانی، یازدهم ژوئیه ۲۰۱۸:… طی این یک هفته که من این موضوع رو برای نفرات میگفتم و به گوش تشکیلات میرسید خب برایشان قابل تحمل نبود که النهایه در غروب بیست فروردین منو صدازدند که جواد خراسان و فائزه و افشین اف مقرمان بود که گفتند در رابطه با اودوست خائنت موضع ات چیه ؟ که من گفتم خائن شما هستید خیانت رو شما کردید که نشست بهم … ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق

Tirana_today_Mafia_shqiptare_ndihmon_muxhehedinëtSCANDAL! Albanian Mafia Helps Mojahedin Khalq (MEK, Rajavi cult) Recruit Our Youth, Fears The EU

لینک به منبع

اعلام جدایی حسن حیرانی از فرقه مجاهدین خلق در آلبانی

حسن حیرانی نجات یافتگان فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی

حسن حیرانی تیرانا آلبانی

من حسن حیرانی دانشجوی ترم آخرمهندسی عمران کارشناسی ناپیوسته در سال ۱۳۸۲ با دوستم حسن شهباز در سفری به عراق با سازمان موسوم به مجاهدین برخورد کردیم که البته به دلیل اینکه آن زمان شبکه های خبری و اجتماعی اینجور ماهیت این سازمان را برای مردم ایران افشا نکرده بود ، شناخت کافی از آن دنداشتیم اما با تشویق دوستم که از من بزرگتر بود و در دوران نوجوانی در فاز سیاسی سازمان مجاهدین را  کمی میشناخت  به اشرف رفتیم . در برخورد اول با محمد سادات دربندی و  رفتن به موزه و غیره و صحبتهای رنگا رنگی که میکردند و تهییج حس وطن پرستی و …… خلاصه تصمیم به ماندن گرفتیم مخصوصا که آن اوایل بسیار کم تجربه بویدم و  سازمان با اعلام  زمانبندیهای کوتاه برای سرنگونی   و نشان دادن در باغ باغ سبز و … و اوهام سازی هایی ازجمله جذابیتهای آموزشهای سیاسی و چریکی و شعر و شعار و غیره چند سالی به همین منوال به کارهای بیگاری از جمله بنگال سازی و غیره گذشت تا شیش و هفت مرداد و غیره همین طور که بحث خروج معرفتی شد که انگار رفتن نامردی و تنها گذاشتن هموطن ایرانی است و …. که این بحثها بی تاثیر هم نبود تا اینکه لیبرتی والنهایه آلبانی بعد از اعتصاب غذای صد روزه در لیبرتی من به قسمت سیاسی سازمان منتقل شدم و حدود کمتر از پنج سالی را در ستاد سیاسی که توسط احمد واقب اداره میشد تحت امربودم.

در طی چند سال اشرف و لیبرتی همیشه ابهامات پایه ای این دستگاه فکری که نمود آن در تشکیلات خودش را نشان میداد که نگاه به انسان علی رغم شعارها بیرون پسند تناقض بود و به مسئولین میگفتم ولی هردفعه بهم گفته میشد که شما خواهر مریم و برادر مسعود را نمی شناسید که چگونه هرگونه محدودیت فکری و روحی و روانی رو برای انسان ناقض ذات آفرینش میدونند و سازمان تو خارج اصلا اینجوری نیست این تنها و تنها به دلیل شرایط عراق که باعث بوجود اومدن این شرایط شده و تشکیلات  به این شکل شده و اشل وظرفیت پایین افرادی از جمله لایه ام جدید که اردوگاهی هستند هم بی تاثیر نبوده و در خارج دیگه نیازی به این وضعیت نیست.

با مصامحه این را پذیرفتم گرچه این استدلال پر از تناقض بود به هرحال امید به آینده بهتر داشتم که این اشکالات نخواهد بود تا اینکه به آلبانی آمدیم که به مرور فهمیدیم که آن حرفها و استدلالها پوچ و بیهوده بوده  و ذات استبدادی این دستگاه به واقع برای همه مشخص شد از طرفی هم موضوع دیگر ی هم برای ما پیش آمد .حسن شهباز دوست من که با هم اومدیم در آلبانی توسط من به خانواده اش وصل شد ما در طی سالیان گذشته تماسی با داخله نداشتیم چون هر دفعه بهانه ای آورده میشد یا ما را میترساندند که رژیم اینکار را میکنه و اونکار رو میکنه . خلاصه ما در اثر این تماس با خانواده متوجه شدیم که حسن شهباز که در زمستان ۸۶ بهش گفته بودند تشکیلاتا که بیا زنگ بزن و خانواده خودت رو به اشرف دعوت کن خانواده اش در بهار ۸۷ به اشرف آمده ولی درجلوی درب اشرف هم تهدید شده اند که آمریکاییها میان دستگیرتون کنند از اینجا برین هر چه آنها قسم و آیه خوردند که حسن از اینجا زنگ زده و خودش مارو دعوت کرده که بهشون گفتند که اگر هم بوده الان بریده رفته و خانواده حسن میروند و فردا برمیگردند و عکس منو نشون میدهند که اینها باهم اومدند اگه پسر ما نیست لااقل به حسن حیرانی بگویید بیاد ما ببینیمش که باز هم اونا میگویند نه اون هم نیست رفته که اینا برمیگردند و به ما هم چیزی گفته نمیشه. مااین موضوع رو به تشکیلات گفتم به جواد خراسان حبیب رضایی اف مقر یوسف و… که همه خودشان اول به بی اطلاعی و اون راه میزدند و چند ماهی ما را چرخاندند که باید چک کنیم . بعد هم که ما خیلی پا فشاری کردیم و اینها بهانه ای نداشتند گفتند حالا مگه چی شده موضوعی که مال ده سال پیش بوده که من به حبیب رضایی گفتم که اینقدر بحث ف و فردیت میکنید چرا یک عذرخواهی از شما درنمیاد ؟ خلاصه این موضوع و به موازات آنهم زندان هارون الرشید که بنام اشرف سه که تمام این سازمان برای من زیر سوال رفت و مخصوصا امید به آینده روشن و رو گسترش و نه انقباض.

حسن از فرصت سیزده به در استفاده کرد و فرار کرد و به کمیساریا خودش رو معرفی کرد که کل طرح این موضوع با مشورت و کمک خودم بود  . بعد از رفتن حسن طبیعی بود که من رفتم زیر مانیتورینگ خیلی از بچه ها میومدند از من سوال میکردند که چی شد حسن شهباز فرار کرد که من واقعیت رو براشون میگفتم که در طی این یک هفته که من این موضوع رو برای نفرات میگفتم و به گوش تشکیلات میرسید خب برایشان قابل تحمل نبود که النهایه در غروب بیست فروردین منو صدازدند که جواد خراسان و فائزه و افشین اف مقرمان بود که گفتند در رابطه با اودوست خائنت موضع ات چیه ؟ که من گفتم خائن شما هستید خیانت رو شما کردید که نشست بهم ریخت و تهدید کردند. در عرض کمتر از ده دقیقه کار به جای باریک کشید که گفتم دیگر نمیخواهم اینجا بمانم  و شما می خواهید  من بین شرافتم و تشکیلات شما ، شما رو انتخاب کنم هرگز من شرفم رو نمیفروشم خلاصه در عرض بیست دقیقه نشست تعطیل شد خودشان هم فکر نمیکردند یک دفعگی بحث به اینجا بکشد.

فردا صبح هم ساعت نه صدایم زدن احمد واقف بود که یک حکم اخراج به دلیل شک امنیتی وتبانی درفرار یک خائن !! جلوی من گذاشتند . بعن هم وسایلم رو جمع کردند و دوساعت بازرسی کردند شب ساعت نه جلوی میدان اسکندر بیک مرا پیاده کردند که رفتم هتل و صبح هم اومدم رمسا.

من از مدتی که بیرون اومدم درد دلهایی که افراد برام کردن در واقع روز به روز بیشتر وبیشتر به ذات کثیف و رذل این دستگاه فکری فاسد دارم پی میبرم و به عیان خیانت و بیشرافتی این جماعت تاجرهویت  برایم آشکار شده است.

من حسن حیرانی جدایی خودم را از فرقه مجاهدین خلق اعلام میکنم و در راه افشای ماهیت این سازمان ضد ایرانی از هیچ تلاشی فرو گذار نخواهم کرد.

حسن حیرانی

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق

رمانیکه حسن حیرانی در اشرف ـ عراق بوده است. سایت نجات یافتگان در آلبانی از از آریا ایران برای پیدا کردن ویدئو تشکر می کند

(پایان)

ارتش سایبری مریم پاک رهایی ـ فرقه مجاهدین خلق

***

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

مسعود خدابنده تلویزیون ایران اینترنشنال ژوئن 2018گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین در پاریس با ایرج مصداقی و مسعود خدابنده و علیرضا نامور حقیقی

Me Presidentin Macron, Franca mund të luajë një rol të rëndësishëm në marrëdhëniet perëndimore me Iranin
Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran


مرگ مسعود رجوی

The death of Massoud Rajavi

https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/فرقه-مجاهدین-و-سفید-سازی-کارنامه-ننگین/

فرقه مجاهدین و سفید سازی کارنامه ننگین خود درآلبانی

Maryam Rajavi MEK MKO NCRI keyboard warriors trolls Albaniaمنوچهر عبدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، هفتم نوامبر ۲۰۱۸:… میخواهید نشان بدهید که زندگی عادی دارید و دیگر نظامی نیستید ولی درزندان اشرف ۳ اردوگاه شبه نظامی درست کرده اید تلاش فرقه رجوی برای سفید نمایی گذشته تاریک خود در آلبانی راه به جایی نمی برد اینجا عراق نیست ، گذشته تاریک و تاسف بار این فرقه تروریستی طی چهل سال گذشته بر مردم … 

سفید سازی تاریخچه مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیکانونهای فروپاشی درون فرقه رجوی

لینک به منبع

فرقه مجاهدین و سفید سازی کارنامه ننگین خود درآلبانی

منوچهر عبدی ـ تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی

با سلام خدمت هموطنان و خوانندگان گرامی من منوچهر عبدی یکی از اعضای نجات یافته از فرقه رجوی در آلبانی هستم که مدت ۱۵ سال دراین فرقه اسیر بودم. این روزها فرقه مجاهدین در آلبانی سخت مشغول سفید سازی چهره کریه و تروریستی خود نزد افکار عمومی و  مردم آلبانی می باشد و میخواهند با حقه بازیهایی که قبلا در عراق داشتند دقیقا همان طرح و برنامه را در آلبانی پیاده کنند. مریم قجردر هتل اینترنشنال تیرانا با صرف هزینه های گزاف به میزبانی لابی ها و دشمنان مردم ایران مبادرت کرده ومیخواهد گذشته و کارنامه ننگین و تروریستی خود را سفید نشان دهد همان کاری که در عراق و ایران میکرد با پروپاگاندا و تبلیغات در آلبانی هم مشغول عضوگیری جوانان آلبانی برای پیش برد اهداف ضد ایرانی خود میباشد به قول معروف، خوش بود گر محک تجربه آید به میان ، تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. فرقه مجاهدین بوی کباب سیاسی به مشامش رسیده در تلاشه که بگوید تغییر کرده و مشی تروریستی گذشته را کنار گذاشته که او را هم در بازی سیاسی به حساب بیاورند ولی در آرم و پرچم، فرقه مجاهدین سلاح را حذف نکرده ، اگرمدعی تغییری چرا درشهرمانز دربین کوه وحصارو سیم خاردار دریک محیط کاملا ایزوله بطوری افراد فرقه هیچگونه دسترسی به سادترین نیازهای ابتدایی خود را ندارند و از ورود خبرنگاران آزاد و مستقل جلوگیری میکنید، میخواهید نشان بدهید که زندگی عادی دارید و دیگر نظامی نیستید ولی درزندان اشرف ۳ اردوگاه شبه نظامی درست کرده اید تلاش فرقه رجوی برای سفید نمایی گذشته تاریک خود در آلبانی راه به جایی نمی برد اینجا عراق نیست ، گذشته تاریک و تاسف بار این فرقه تروریستی طی چهل سال گذشته بر مردم ایران پوشیده نیست حافظه تاریخی مردم ایران جنایت های این فرقه در قتل و تجاوز و کشتار مردم بیگناه ایران و عراق را از یاد نخواهد برد حتی اربابان امریکایی رجوی هم ترور افسران امریکایی را در زمان مبارزه تروریستی و مسلحانه علیه رژیم شاه را به یاد دارند و میدانند که فرقه مجاهدین در قتل نیروهای امریکایی نقش کلیدی با شعار دهان پر کن مبارزه با امپریالیسم را در کارنامه ننگین خود یدک میکشند.
حالا در آلبانی با فریبکاری، فرقه مجاهدین سیاستمدارانی را که از دایره قدرت خارج و بازنشسته شده اند را به زندان اشرف ۳ برای بازدید دعوت کرده و با احزاب سیاسی و نمایندگان مجلس ارتباط برقرارمیکند، جوانان آلبانی را به مراسم ویلپنیت می برد، جلسه نه به اعدام درتیرانا با حضورنوجوانان آلبانی تشکیل میدهد، از خوانندگان و هنرمندان آلبانی درراستای سفیدسازی و بزک کردن چهره کریه خود استفاده ابزاری میکند که شاید بتواند با صرف دلارهایی که درزمان صدام با خیانت به مردم ایران بدست آورده از این نمد کلاهی برای خود بدوزد اما زهی خیال باطل تفکرات مسموم و مستبدانه مریم قجر و مسعود ملعون و فرقه منفورش بر همگان عیان است ونجات یافته گان از این فرقه جهنمی ماهیئت این سازمان تروریستی را درآلبانی بیش از پیش افشا خواهد کرد امیدوارم دوستانی که هنوز در حصارهای ذهنی فرقه دجال رجوی اسیرند هر چه زودتر خود را از نجات دهند و با فرار از سازمان مثل بقیه دوستانی که اخیرا فرار کردند به جامعه آزاد و کانون گرم خانواده بازگردنند به امید نجات همه دوستان اسیر و نابودی فرقه تبهکاررجوی که روزهای پایانی را درآلبانی میگذراند.

منوچهر عبدی

***

Former MEK members petition the UNHCR in AlbaniaOpen Letter to Prime Minister Edi Rama – Secure the lives of all current and former MEK members

Mossad To Use MEK Maryam Rajavi For Fatal False Flag Op In AlbaniaMossad To Use Mercenary MEK For Fatal False Flag Op In Albania

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33794

مبارزه روشنگرانه نجات یافتگان درآلبانی با فرقه مجاهدین

Manouchehr_Abdi_Logo_Ex_MEK_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cultمنوچهر عبدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۸:… مریم رجوی و اعوان و انصارش باید بدانند آن سبو  بشکست و آن پیمانه ریخت . آنها هیچ غلطی نمی تواند بکنند با دست خودش دارد گور خود و تشکیلات به اصطلاح پولادینش را می کند و هیچ جدا شده ای دیگر از این تهدیدات خشونت طلبانه و تروریستی بیمی ندارد و اتفاقا می فهمند که باید … 

Farid_Totounchi_Mahoutchi_MEK_Iraq_AlbaniaFarid Totounchi (Real name: Mahoutchi) Commander of Saddam’s Private army forcing Somayeh Mohammadi to do a “Forced confession” session in Terror camp in Albania 

Channel4_News_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_MKO_The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

لینک به منبع 

مبارزه روشنگرانه نجات یافتگان درآلبانی با فرقه مجاهدین

منوچهر عبدی ـ نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۵٫۱۰٫۲۰۱۸

با سلام خدمت خوانندگان محترم وگرامی من منوچهر عبدی از اعضای جدا شده از فرقه رجوی در آلبانی هستم. در این نوشته قصد دارم یادآوری کنم که نفرات اجیر شده  فرقه خیانتکار رجوی دست به اعمال جنایت کارانه یی علیه جدا شده ها در شهر تیرانا زده و می زنند. چند نفراز چماقداران فرقه با هم بصورت گله ایی به نفرات جدا شده نزدیک میشوند عکس گرفته و نفرات نجات یافته را تهدید به مرگ می کنند که شاید نفرات جدا شده بترسند و مثل رهبران بی جربزه شان عقب کشیده و دست از افشاگری و رو کردن جنایتهای فرقه مجاهدین در این سالیان  بردارند.

این خط جدید سران فرقه رجوی در آلبانی است که ازاقدامات جدا شده ها تا بن استخوان سوخته و می سوزند، ازآنجا که دیگر مثل عراق نمی توانند داغ و درفش، شکنجه، زندان و اعدام راه بیندازند دست به این اعمال بزدلانه و کثیف علیه اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی می زنند که شاید از این اعمال ضد بشری که ذاتی وجود فرقه مجاهدین است چند صباحی به عمرمملو از خیانت خود بیفزایند . اما کور خوانده اند بقول معروف شتر درخواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد، گه دانه دانه و به قول خودشان هرگزاز گندم ری نخواهند خورد.

مریم رجوی و اعوان و انصارش باید بدانند آن سبو  بشکست و آن پیمانه ریخت . آنها هیچ غلطی نمی تواند بکنند با دست خودش دارد گور خود و تشکیلات به اصطلاح پولادینش را می کند و هیچ جدا شده ای دیگر از این تهدیدات خشونت طلبانه و تروریستی بیمی ندارد و اتفاقا می فهمند که باید هر چه بیشتر  این دم ودستگاه منحط و پوسیده فرقه تبهکار رجوی را نقد کرد و ذره ایی از حق و حقوق خود کوتاه نیامد تا این خائنین به مردم و تاریخ ایران سر جایشان بنشینند.

تردیدی نیست که خانواده همواره و در تمام جوامع بشری بالاترین ارزش و احترام را داشته و درتمامی فرهنگ ها به نیکی از آن یاد میشود اما فرقه تبهکار رجوی معتقد است که باید کانون گرم خانواده را از بین برد . فرقه خانواده را عامل ازهم پاشیدن تشکیلات زهوار دررفته اش میداند همانطور که میدانید حضور و افشاگری  آقای محمدی و همسرشان برای نجات فرزند اسیرشان در زندان اشرف ۳ در آلبانی ابعاد بین المللی پیدا کرده  و در رسانه های آلبانی نیز بازتاب گسترده ای داشته و در تنویر افکار مردم این کشور بسیار تاثیرگذار بوده است . چرا که ماهیت تروریستی و خطرناک این فرقه را برای مردم آلبانی روشن ساخته به همین دلیل فرقه چند وقت پیش آقای محمدی و همسرشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

در همین ارتباط پرونده شکایت از فرقه مجاهدین در آلبانی تشکیل شده اما فرقه مجاهدین در روز مقرر به دادگاه نیامدند و باز هم گله های چماقدار خود را دیروز در سطح شهر برای مزاحمت و ترساندن آقای محمدی و همسرشان به هتل محل اقامت ایشان گسیل کردند باید به مریم قجر و اعوان و انصارش گفت که آلبانی آغاز پایان این فرقه تبهکار است. باید به دوستانی که هنوز اسیر این سازمان مافیایی و فرقه گرا هستند، یادآوری کرد که تا دیرنشده فرارکنید و مانند دوستان نجات یافته زنجیر اسارت و بردگی را ازهم دریده و به دنیای آزاد به آغوش خانواده های چشم انتظاربرگردید.

*** 

Maryam_Rajavi_Cult_MEK_MKO_NCRI_Tirana_Albania_TRT_World_2018The MEK: a group looking to overthrow the Iranian regime

همچنین: