ارتش گرسنگان یا آزادیبخش ؟ استراتژی تغار مجاهدین خلق در بعدی جدید

ارتش گرسنگان یا آزادیبخش ؟ استراتژی تغار مجاهدین خلق در بعدی جدید

ارتش گرسنگان یا آزادیبخش ؟ استراتژی تغار مجاهدین خلق در بعدی جدیدعلی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران و سایت راه نو، بیست سوم ژوئن 2020:… رجوی دراشرف میگفت شما افسران و سرهنگها و ژنرالهای ارتش آزادیبخش هستید  وسربازصف رنمیتوانیم و نداریم سربازصفرهای شما آنطرف مرز هستند. یعنی ملت ایران سربازصفرهای رجوی وعضدانلو بودند وقتی ارتش ازادیبخش با تانک  وتوپ وارد شد شما بلافاصله سربازصفرها را مسلح و خود هم  فرماندهی آنها را بدست گرفته حاکمیت را سرنگون میکنید. دراین منطق ملت گوشت دم توپ بودند. د رلیبرتی میگفت اینجا پلی بسوی تهران است  وما هم روی پل درحال جان کندن بودیم. در آلبانی میگفت هزاراشرف.  فعلا همین یکی را جمع وجورکن 999 اشرف پیش کش. بعد هم کانونهای شورشی درایران را وسط کشید که حاکمیت را سرنگون میکنند. حال که شیادی ها وعوامفریبی ها برهمگان معلوم  و پوشال و کشک بودن آنها روشن شده در این پیام از ارتش گرسنگان حرف میزند. پس چی شد تو که میگفتی من پیشتازم . ارتش گرسنگان یا آزادیبخش ؟ استراتژی تغار مجاهدین خلق در بعدی جدید 

ارتش گرسنگان یا آزادیبخش ؟ استراتژی تغار مجاهدین خلق در بعدی جدیداستراق سمع از آلبانی یا جعل احضار روح مسعود رجوی ؟

ارتش گرسنگان یا آزادیبخش ؟ استراتژی تغار مجاهدین خلق در بعدی جدید

ارتش گرسنگان یا آزادیبخش ؟ استراتژی تغار مجاهدین خلق در بعدی جدید

1- نگاهی به پیام های اخیر منتسب به رهبر مفقودالاثر فرقه «مجاهدین»

راه نو، بیست و سوم ژوئن 2020

۰۳ تیر ۱۳۹۹ – ۱۴:۳۲ |

رجوی، «رهبر» خودخوانده ی بی دولت و بی ملت، اینبار با شعار «ارتش گرسنگان، پیش به سوی شورش و قیام» به میدان آمد تا با عبور از «ارتش آزادیبخش» و «کانون های شورشی» ناخواسته بی مصرف بودن نگون بختان پوشک سوار در خانه سالمندان آلبانی که پیشتر از این تحت عنوان «ارتش آزادیبخش» نامیده می شدند و کانون های پوشالی شورشی را بیش از پیش به نمایش بگذارد.
پیام های های اخیرِ منتسب به مسعود رجوی رهبر کوتوله و شاه مُهره وطن فروشی و مزدوری از خیلی جهات عبرت آموز است.

محتوای این پیام ها نشان می دهد که چگونه این مردک شیادِ پَست، و در عین حال متوهم، در حال عوام فریبی است.

در حالیکه هر روزی که از عمر ناپاکش می گذرد همچنان حسرت روز قبل را می خورد.

روندی که از فردای شکست مفتضحانه شورش مسلحانه سی خرداد ۱۳۶۰شروع و تاکنون نیز ادامه دارد.

اما آنچه که دردآور است وضعیت اعضای نگون بخت این فرقه است که باید همچون موش آزمایشگاهی تاوان تخلیات بیمارگونه ی زوج گرگ و روباه پیر؛ یکی در لباس «رهبر»، و دیگری در لباس «رئیس جمهور» را طی دهه های اخیر پس دهند.

شعارهای مضحک رجوی در نیویورک

رجوی سالهاست در وادی استراتژی و تاکتیک و انقلاب جنسی موسوم به «ایدئولوژیک» ؛ با موضوعاتی همچون؛ «بی آینده کردن رژیم»، «زدن سرانگشتان رژیم»، «جنگ چریک شهری»، «سرنگونی»،  «جنگ آزادیبخش نوین»، «موسسان دوم و سوم و چهارم»، «حوض کوثر»، «طلاق ایدئولوژیک» ، «صلیبب»، «انقلاب ضد بورژوازی»، «آمادگی برای سرنگونی در سال ۱۳۷۷»، «لوزی سرنگونی»، «تقدیر شراب دوساله»، «کانون های شورشی» و مزخرفاتی از این دست سالهاست اعضای سازمان را آلت دست و آلت فعل خود کرده است.

طبعا خروجی تمامی اینگونه تفکرات و عمل به تک تک  آنها چیزی جز؛ وطن فروشی ، ترور و آدم کشی، جاسوسی و مزدوری تمام عیار در حق بیگانگان و صاحبان قدرت در سطح منطقه و بین الملل نبوده است.

اکنون نیز رهبران بدنام  «مجاهدین» که آفتاب عمرشان لب بام است همچنان بر طبل عوام فریبی شان می کوبند تا شاید افکار عمومی را از سابقه بیش از ۴۰ ساله وطن فروشی شان دور کرده و مرزهای خیانت با شرافت و وطن پرستی با وطن فروشی را مخدوش سازند.

رهبران بدنام «مجاهدین» که هرگونه حرکت اعتراضی در کشورهای عربی همسو با ایران را با عنوان انقلاب و شورش علیه جمهوری اسلامی ایران تفسیر کرده و دهها بار آنها را در اشکال گوناگون در سایت های رسمی و غیر رسمی اش انتشار می دهند، اما در شوک ناشی از مبارزه نژادپرستی در غرب بویژه آمریکا که خیلی ها از کارشناسان از آن تحت عنوان «بهار غربی و آمریکایی»  یاد می کنند، همچنان سکوت را پیشه کرده اند.

البته این «اَبر مرد ضد امپریالیست» که صرفا در داخل مناسبات «مجاهدین» کاربرد دارد، در پیام مورخه ۲۰/۰۳/۹۹ که تحت عنوان پیام «فرمانده ارتش آزادیبخش» ؟! بیرون داد با مخاطب قرار دادن مسئولین جمهوری اسلامی و با قسم و آیه نه تنها ظلم به سیاهان آمریکا و آفریقا بلکه در کنار آنها ستم به مسلمانان میانمار و غزه و لبنان و سوریه و عراق و یمن و افغانستان را یکجا محکوم کرد؟؟!!

رجوی در پیامش انجمن های نجات کشور را نیز از الطافتش بی نصیب نساخت. او نیز همچون مریم رجوی نتوانست خشم خود از  فعالیت انجمن های نجات کشور و خانواده های دردمند را طی دو ماه اخیر که کُوس رسوایی رهبران بدنام «مجاهدین» را بر بام عالم به صدا درآورده اند پنهان کند و با فحاشی که از ویژگیهای بارز گروههای فرقه است به استقبال آنان رفت.

ذوق زدگی ابلهانه و تحلیل هایی که صرفا از چنته باد شده رجوی بیرون می آید تمامی ندارد.

استحاله مجاهدین خلق ، لجن پراکنی یا واقعیت

رجوی بتاریخ ۲۳/۰۳/۹۹ و با صدور اطلاعیه ای  با استناد به بخشی از سخنرانی آقای دکتر روحانی رئیس جمهور ایران که گفته بود: «در شرایط فشار فوق‌العاده تحریم، درآمد دولت در این سال‌ها ۵۰میلیارد دلار . . . کم شده و این دو برابر بودجه پارسال و ۳۰۰هزار میلیارد تومان بیشتر از کل بودجهٔ امسال است و هر دولتی اگر در دنیا بود در این شرایط به زانو در می‌آمد اما رهبری معظم همکاری کردند و کمک کردند و حمایت کردند و شرایط زندگی شرایط قابل‌تحمل شده است، «اعلام ورشکستگی رژیم» را صادر کرد تا در زیر سقفی که زده است اعضای بیکار و بی رمق در اردوگاه این گروه در آلبانی با بحث و جدل حول آن تا مدتی را سرگرم شوند.

البته این پایان کار نبود.  رجوی همچنان بدنبال کشف استراتژی های جدید برای تحقق «سرنگونی» نیز است تا به سیاق ۴۰ سال گذشته از طناب پوسیده آن آویزان و تئوری بافی کند.

به همین دلیل رجوی، «رهبر» خودخوانده ی بی دولت و بی ملت،  اینبار  با شعار «ارتش گرسنگان، پیش به سوی شورش و قیام» به میدان آمد تا با عبور از «ارتش آزادیبخش» و «کانون های شورشی» ناخواسته بی مصرف بودن نگون بختان پوشک سوار در خانه سالمندان آلبانی که پیشتر از این تحت عنوان «ارتش آزادیبخش» نامیده می شدند و کانون های پوشالی شورشی را بیش از پیش به نمایش بگذارد.

لینک به منبع

2- آقای رجوی وخانم عضدانلوحاکمیت با ارتش سرنگون میشود یا گرسنگان

علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، بیست و سوم ژوئن 2020

عضدانلو دوباره دست به دجالیت زد پیامی بنام شماره 26 ازقول رجوی روی آنتن فرستاده که وقتی خواندم  خندیدم چون هیچ نشانی ازفرهنگ و نحوه بیان و نوشتارهیچ سنخیتی با فرهنگ سیاسی رجوی نداشت که معلوم بود یکی ازهمان زنان بیسواد شورای رهبری درستاد تبلیغات نگارش کرده و بخورد ملت میدهد. پیام درکلیت ارزش پرداختن نداشت فقط درآخر یک جمله ای را مطرح کرده بود که ارتش گرسنگان رژیم را بزانو درمی آورد

رجوی دراشرف میگفت شما افسران و سرهنگها و ژنرالهای ارتش آزادیبخش هستید  وسربازصف رنمیتوانیم و نداریم سربازصفرهای شما آنطرف مرز هستند. یعنی ملت ایران سربازصفرهای رجوی وعضدانلو بودند وقتی ارتش ازادیبخش با تانک  وتوپ وارد شد شما بلافاصله سربازصفرها را مسلح و خود هم  فرماندهی آنها را بدست گرفته حاکمیت را سرنگون میکنید. دراین منطق ملت گوشت دم توپ بودند. د رلیبرتی میگفت اینجا پلی بسوی تهران است  وما هم روی پل درحال جان کندن بودیم. در آلبانی میگفت هزاراشرف.  فعلا همین یکی را جمع وجورکن 999 اشرف پیش کش. بعد هم کانونهای شورشی درایران را وسط کشید که حاکمیت را سرنگون میکنند. حال که شیادی ها وعوامفریبی ها برهمگان معلوم  و پوشال و کشک بودن آنها روشن شده در این پیام از ارتش گرسنگان حرف میزند. پس چی شد تو که میگفتی من پیشتازم و گل سرسبد آفرینش تربیت کردم پاک ورها و سبز  وسفید و قرمز و نارنجی و این نیروها وارد شده و مردم را پشت سرخودشون میکشانند و نیروی انقلابی جلو داراست و بقیه را هم پشت خودش میکشان.د درجلو توده ها حرکت میکند نه پشت توده ها و یکی ازایرادهایی که به خمینی میگرفت این بود که او هیچ وقت درجلو توده ها حرکت نکرد بلکه می ایستاد تا توده ها مثل بعد میدان ژاله به خیابون بریزند او توده ها را درکف خیابون میدید و بعد از پشت اطلاعیه میداد یکی ازفرقهای ما با خمینی درهمین است او پشت توده حرکت میکرد ومیکند ما مجاهدین درجلو توده ها. سوال پس این حرف چیه ؟ ارتش گرسنگان رژیم را بزانو درمی آورد و آقا و خانم با یاران ازغار بیرون امده و سوار بر مرکب کامپیوترها و شبکه های اجتماعی روانه تهران میشوند.

آیا این حرف نقض حرفهای گذشته نیست؟ آیا حرکت درپشت توده ها نیست ؟ آیا اساسا توده ها وارتش گرسنگان تورا می شناسند ؟ آنوقت رجوی وعضدانلومیگویند ارتش گرسنگان راه ما را بازمیکنند. تو اول ثابت کن درایران ده هزارنفرتو را میشناسند بعد دم ازارتش گرسنگان بزن. کدام ارتش کی ازتو حمایت میکند تا انجایی که بنده خبردارم مردم ایران دنبال شما نخواهند دوید وپیشنهاد میکنم همان به ارتش ازادیبخش و کانونهای شورشی بچسبید  ارتش گرسنگان پیش کش.

استراتژی رجوی در آلبانی با هفت دست آفتابه لگن

ولی واقعیت چیست؟ چرا به این گونه حرفها میچسبند؟ دلیل این است که خودشون هم فهمیده اند که ارتش آزادیبخش و کانونهای شورشی شوی مسخره ای بیش نیست که برای سیاه کردن ورق پاره وتلف کردن وقت است و کسی اهمیتی به این مسایل نمیدهد و ازفرط پیسی و فلاکت به ارتش گرسنگان پناه برده اند تا سرنیروها را گرم و در فسیل خونه آلبانی آنها را به این بهانه ها و حرفها نگه دارند. اگرارتش ازادیبخش با تانکها وتوپهایش کاری برایت کرد و مریم مهرتابان روی دوش قهرمانان به تهران رسید، از ارتش گرسنگان هم خیری بتو خواهد رسید. در کجا سیر میکنید؟ در مریخ یا زحل؟ بهتراست بگوییم درغارآلبانی خود رهبران هم فسیل شده اند و از درماندگی دست به چنین تشبثاتی میزنند. 

Massoud Rajavi Biography 

لینک به منبع

ارتش گرسنگان یا آزادیبخش ؟ استراتژی تغار مجاهدین خلق در بعدی جدید

***

همچنین:

استراتژی تغار (1)

رضا احمدي

نروژ، پنجم مي دوهزار و چهار ميلادی

قسمت اول
http://www.iran-interlink.org/files/farsi%20pages%203/ahmadi050504.htm

جمله ای است معروف از خانم مريم عضدانلو در سال نود و يک که چندان مورد توجه واقع نشد به چند دليل خاص.ا

دليل اول: ايشان رهبری است انتصابي و نه انتخابي (البته در سازمان مجاهدين انتخاب به معني حزبي آن که بر اساس رای دهی اعضا مي باشد، وجود نداشته و ندارد بلکه، اعضا مي بايست طی پراتيک عملی کسب صلاحيت کنند و شورای کادرهای بالاتر انتخاب موضع مسئوليت عضو را مشخص مي کنند.  منظور از انتخاب، ناظر بر پراتيک عملي است) . در سازمان مجاهدين به رغم اصول اوليه اش که مقيد به اصل سانتراليسم دموکراتيک است(بود) ايشان يکشبه از مرحله عضويت به رهبريت اذن دخول مي فرمايند و اين نکته بعد از سال شصت و چهار برای اعضا و کادرهای سازمان واضح و نوعي بدعت  گذاری محسوب مي شد و هنوز هم با هزاران ساعت کار توضيحي و انقلاب در انقلاب برای اعضا باقيمانده جا نيفتاده و احتمالا جا نخواهد افتاد، که بحثي است جدا.ا

به اين دليل سخنان ايشان را کادرها چندان جدي نگرفته و اهميت چنداني نمي دهند و بعضا تحليل هاي ايشان را بخصوص اگر قاف اطلاعاتي داشته باشد از آقای مسعود رجوي، که گاه به گاه از ايشان درز مي کند، نديده مي گيرند.ا

دوم: به روال معمول ايشان بعد از هر نشستي توضيحاتي بر دست نوشته های آقای رجوي داشتند. ايشان سعي مي کردند فرم رهبری به خود گرفته و گاه و بيگاه نطق غراء پاياني را اجرا مي کردند. اکثر اوقات نطق های پاياني مشمول لو دادن قاف هايي از رهبريت مي گرديد که با حضور آقای رجوي مجددا اين قاف ها در جريان نشست و يا بعد از آن مرتفع مي شد. مباحث و قاف های ايشان بيشتر شامل خطوطي مي گشت که مثلا رهبري عنوان کردنش در آن سطح را جايز نمي دانست و يا در آن مقطع لازم به بيان و طرح نمي ديدند ولي ايشان نکاتي را درز مي دادند.ا

دوران آماده باش سرنگونی دروغ از آب درآمد

حال با پيش فرض در موارد بالا، بايستي سخنراني های خانم مريم عضدانلو مورد ارزيابي قرار داده و بدان پرداخت.ا

ايشان در نشست جمعبندي رشته عمليات تحت عنوان مرواريد که بعد از شروش های داخلي عراق در سال نود و يک تشکيل شده بود به نکاتي چند اشاراتي داشتند. در آن ايام تيره و تار و بقول مجاهدين تحول و چرخش منطقه در شق سياه، سازمان مجاهدين بسته به موقعيت و اشتراک منافع و مساعي که با دولت سيد الرئيس پيدا کرده بود و داشت، دستي هم در آتش جنگ های داخلي تحت عنواني که فوقا ذکر شد داشتند. حال اين اشتراک مساعي با سيد الرئيس چه ارتباطي مي توانست با استراتژی سرنگوني رژيم جمهوری اسلامي در ايران که از طريق خيزش مردمي در داخل ايران ترسيم شده بود پيدا مي کرد، بحثي است جدا و در اين مورد تا بحال نوشته های زيادی با مدارک مستدل عنوان گرديده است که مورد بحث ما در اين مقاله نيست.ا

آقای رجوي بعد از توجيه و توضيح خطوط کلي استراتژی بعد از حمله عراق به کويت و متقابلا حمله امريکا به عراق و شورش های داخلي که پيامد بدون وقفه دو جنگ در عراق بود، تماميت استراتژی و هويت و عمليات سازمان را بعنوان بحراني عميق تحليل کردند.ا

از يک طرف زير آب کليت استراژی هفت ساله تحت عنوان مثلث سرنگوني يا هرم سرنگوني، که رهبری مجاهدين طي سالهای گذشته با اجرای ساعت ها نشست و هزاران نشريه به باور خود و همراهان در هيئت اجرايي رسانده بود، زده شده بود و ديگر جايي و اعرابي برای هرم و مثلث و شعارهايي مثل “صلح طناب دار رژيم خميني”، “گشايش جنگ جبهه اي ارتش آزاديبخش” و غيره در کليت باقي نگذاشته بود. از طرف ديگر شورش های داخلي عراق ، بحران منطقه و دگرديسي در قطب بندی جهاني و به موازات آن تغيير موازنه قدرت در کشورهای منطقه به نقل از مسعود رجوي در همين نشست “بسياری از جريانات سياسي منطقه را در بحران شديد هويت برده بود که اگر اين جريانات نتوانند با اين شرايط همراه شوند و درک درستي (منظور طرح استراتژی منطبق با شرايط) را داشته باشند به خاک و خاکستر خواهند نشست”، هم، هويت و حيات سازمان مجاهدين در عراق به خاک و خاکستر نزديک و نزديک تر مي شد.ا

در اين نشست که عنوان نشست جمعبندي رشته عمليات مرواريد و اشاراتي به خطوط استراتژيک داشت، آقای رجوي در ادامه توضيح دادند در راستای حفظ حيات و بقاء سازمان و با حفظ استقلال سياسي سازمان ما چاره اي و راهي جز شرکت در اين جنگ تحميلي را نداشته و نداريم!!ا

و در همين راستا بود که طرح و اجرای کمربند حفاظتي (اطراف بغداد) را به عهده گرفتيم و … در اين نشست جمعبندی ، به روال و عادت نشست هاي استراتژيک گذشته خبری از مثلث سرنگوني و اين که خط جديد در راستا و بستر و برآمده از استراتژی گذشته است نبود و نشد. کليت بحث و توضيحات حول و حوش آن به نحوي از انحاء و با درايت و زيرکي خاصي به حيات و حفظ هويت سازمان در شرايط بحراني فعلي برگشت مي خورد.ا

در نهايت رشته کلام را خانم مريم عضدانلو بدست گرفت و ايشان در تک جمله اي کليت استراتژی جديد سازمان را از گذشته و شايد تقريبا تا آينده اي دور ترسيم و خلاصه کرده ( بخوانيد لو داده) و فرمودند “استراتژی ما در شرايطي که دستمان به هيچ ناکجا آبادي بند نيست و هيچ سنگي روی سنگ در منطقه بند نمي آيد و احتمال له شدنمان زير پاي غول های منطقه هر لحظه و هر آن مي رود برای حفظ حيات سازمان هيچ راهي جز انتظار موقعيت مناسب را نداشته و نداريم. در واقع استراتژی ما در اين شرايط استراتژی انتظار تغار است”. در ادامه اطرافيان نزديک همراه رهبر ادامه بيت دادند:ا

تغاری بشکند ماستي بريزد          جهان گردد به کام کاسه ليسان

ايشان البته تائيد و تاکيد فرمودند، بله ما هيچ راه و چاره ای و هيچ استراتژی ديگری جز انتظار در چرخش نيروهای منطقه نداشته و نداريم و در اين چرخش هاست که بايستي به انتظار افتادن تغار، کمين بگذاريم بلکه بشود و بتوان ديگر بار ليسيدني را آغاز کرد و از شکاف اضداد بهره اي جست البته در جهت حفظ حيات سازمان.ا

اراجیف مریم رجوی در سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق

البته که ايشان به عيان اصل کلام و لب مطلب را بيان فرمود و آقای رجوي هم مطلب را تائيد و تصديق کردند چرا که ايشان که ابداع کننده و طراح و مغز متفکر استراتژی هرم و مثلث معروف سرنگوني بودند و اساس و بنياد حضور نيرو های سازمان در عراق را حول اين هرم توضيح و توجيه و مشروع عنوان مي کردند به اين سادگي و شتاب قادر به بيان استراژی جديد و چرخش از هرم مثلثي به سمت تغار نبودند.ا

معني ساده و روان اين چرخش از زبان خانم مريم عضدانلو که گاه با لبخند و گاه جدي عنوان مي گرديد در ابتدا نه بدر بردن حيات سازمان در شرايط بحراني منطقه، بل بدر بردن حيات فقاهتي شخص رجوي از زير تيغ موجي که مي توانست بدنبال تغيير يکشبه استراتژی و پوشالی و بي هويت بودن  استراتژی هفت سال گذشته که شخص رجوي بنياد نهاده بود، باشد. موجي از انتقادات و جدلها که در آن شرايط بحراني به مصلحت رجوي نبود.ا

داستان و استراتژی انتظار تغارهای شکسته و کاسه ليسان ريشه اي بس دراز در تاريخ بشر و خلق های جهان در کشور های مختلف داشته و دارد. تاريخ فرصت طلبان و اپورتونيست هايي که بعضا در بزنگاه های تاريخ اگر چه درمقاطعي چهره و رنگ و لعاب چپ، ملي،  و خلق گرايانه داشته اند ولي طي پروسه اي به ماهيت اصليشان که انتظار کاسه ليسي است عروج مي کنند.ا

استراتژی تغار در سازمان مجاهدين نمي تواند خلق الساعه و لحظه ای باشد. بدون شک خط کشيدن و نفي يک شبه استراتژی چندين و چند ساله ای که سازمان مجاهدين حول آن توسط آقای رجوي حرکت داده مي شد نمي تواند بي ريشه و دليل و از روی ندانم کاری صورت گرفته باشد. پروسه و ريشه اين چرخش را مي بايست در سالهای گذشته و علس العملش،  يا در سياست های گام به گام سازمان مجاهدين بعد از سال نود و يک جستجو و دنبال کرد.ا

در ادامه بحث استراتژی تغار در سازمان مجاهدين به پروسه گذشته و پيامد هايش بعد از سال نود و يک طي مباحث آينده خواهيم پرداخت.ا  

استراتژی تغار (2)

رضا احمدي

نروژ، نوزدهم مي دوهزار و چهار ميلادی

قسمت دوم
http://www.iran-interlink.org/files/farsi%20pages%203/ahmadi190504.htm

چرخش از انتهای چپ چپ، به ماورای راست راست!ا

سال نود و يک به عنوان يک رخداد سياسي مهم بعد از جنگ جهاني دوم و بعنوان نقطه عطفي در چرخش و بازنگری سياسي دول منطقه و جهان سرمايه داری مي تواند باشد
سال نود و يک سال نقطه کيفي جهان سرمايه و راه اندازي ارابه جهان غرب در همه پهنه های زندگي اجتماعي، سياسي و فرهنگي دول شرق هم مي تواند باشد، اگر چه پروسه ای بس طولاني طي کرده بود تا بدان مرحله رسيد.ا

و سال نود ويک را مي توان سال نطفه های نو و جديدی از قطب بندی جهاني هم ناميد. اگر چه غول سرمايه داری جهان غرب با تمام قوا قصد بلع هر موجود زنده و کارآمدی که از آن مي شد بهره اضافه گرفت را در شرق داشت ولي عليرغم آن تصورات، نطفه های تازه ای هم در آن جهان و نظم نوين شکل گرفت و حيات خود را آغاز کرد

رهبران مجاهدین عقب مانده و سیاست بین الملل

جهان تک قطبي و بي تضاد، جهاني که در آن سرمايه بدون هيچ مقاومتي به پيش بتازد، جهاني رويائي و تخيلي بيش نخواهد بود و نيست. در عين حال سال نود و يک سال تعيين تکليف بسياری از جريانات و واريز شدن تضادهای جهاني در شکل نويني از نظم نوين جهاني هم مي تواند باشد

ا          پيامد های سال نود و يک را در سال های آينده آن و تا همين ديروز و سال های آتي مي توان ديد و پيگيری کرد. حداقل به اين اعتبار، سال نود و يک را به عنوان نقطه عطف چرخش ها در نظر مي گيريم.ا

در اين سال بلوک شرق با تمام عظمت و هيبتي که ده ها سال پايه هايش رادر اقصي نقاط جهان فرو کاشته بود، درهم پاشيد و به دنبال آن بسياری از جرياناتي که در جهان دو قطبي تولد يافته  و در شکاف تضاد دو قطب حيات پيدا کرده بودند تقريبا عمرشان پايان يافت و يا به شکلي روی خط قرمز قرار گرفتند
نظم نوين جهاني بعد از سال نود و يک به تتمه نيروهای باقي مانده از جهان سابق و جريانات دوگانه و نان به نرخ روز خورده  حالي کرد که بايستي تعيين تکليف شوند که يا با ما با همه توان و هر آنچه که در چنته ذخيره کرده اند باشند و يا بر عليه ما با هر آنچه که در توان دارند. خط ميانه اي در کار نيست و بازی روی بندهای جهان دوقطبي را پايان يافته اعلام و تکليف را يکسره کرد

ا          در اين کارزار بين المللي بسياری از جريانات که با آرمان های توده ای و منطقه ای خود بيگانه بوده و در سرفصل های تاريخي مشخصي بسته به منافع سياسي مشخصي تشکيل شده و يا خود به خود شکل گرفته بودند و يا بعضا عمر تاريخيشان بسر آمده و مجددا بازسازی شده بودند کم و بيش از خود مقاومت هايي نشان داده و روی شعارهايي که با هويتشان فواصل زيادی داشت و مربوط به دوران قبل از اتفاقات نود ويک بود هنوز به اشکالي قصد ماندن و ادامه حيات را با حفظ شکل قبلي در نظم نوين جهاني داشتند. شعارهايي که حول آن، اين جريانات به خود باوری رسيده و نيروهای آرمان خواه وسيعي را هم جذب کرده بودند. در واقع امر، حيات و علت وجودي اين جريانات بعد از دوراني، نه آرمان گرايي توده ای بل حرکت و حفظ اين شعارها بود
از جمله اين جريانات که در بزنگاه های تاريخي بازسازی شد، سازمان مجاهدين خلق هم مي تواند باشد

ا          با نگاهي گذرا به تاريخچه اين جريان در سالهای گذشته به بازسازی مجدد در مجدد اين سازمان با هدف پيشبرد شعارهای به نرخ روز، مي توان پي برد

ا          سال پنجاه و سال پنجاه و يک، در ادامه احيای باصطلاح هژموني سياسي به ورطه جنگ مسلحانه که اساسا فواصل زيادی با علت وجوديش داشت افتاد و در سال پنجاه و چهار به شکلي از اشکال مجددا بعد از اضمحلال بازسازي شد

ا          در سال پنجاه و هفت، بدنبال کسب هژموني و شراکت در قدرت سياسي حول شعار روز “زنده باد امام” نيروهايش را به تشکلي رساند ولي چون اين شعار دور از ماهيت اين جريان بود، چندان دوامي نياورد و خيلي زود  ديد که از “تغار افتاده از دست حکومت سلطنتي” ماستي و ليسيدني عايد نشد و سي خرداد سال شصت آقای رجوي، پاياني بر اين ادعا بود
بعد از سي خرداد شصت و شکست در قدرت سياسي، شعار چپ چپ روز، که همانا سرنگوني قهرآميز و جنگ مسلحانه بود را معيار و ملاک ارزش دهي و ارزيابي قرار داده و با اين شعار کل نيروها و جريانات داخلي و خارجي و حتي نفرات خودی را در ترازوی ارزش دهي قرار داد

ا          در اين طيف بندي سازمان مجاهدين، حول شعار جنگ مسلحانه (مبارزه قهرآميز) که در نهايت مي بايست امپرياليزم امريکا را نشانه مي رفت، سازمان مجاهدين در ماورای چپ چپ طيف در صف بندی نيروهای خلق قرار مي گرفت و معيار دوری و نزديکي هر جرياني به نوک پيکان، همانا پذيرش و يا رد و قبول اين شعار مي توانست باشد. و با اين معيار کل جريانات را سنگ محک زده و ميزان دوری و نزديکيش را ارزيابي مي کردند و در همين راستا حتي نيروهايي که به اين شکل و شيوه مجاهدين از جنگ مسلحانه و مبارزه قهرآميز خرده مي گرفتند، به منتهي عليه طيف راست و حتي به صف ضد خلق هل داده مي شدند
با ادعای همين شعار بعد از سي خرداد شصت، جنگ چريک شهری و در ادامه اش جنگ جبهه ای شکل گرفت و  سازمان با تمام قوا از هر وسيله و امکان مشروع و غير مشروع برای بقای اين شعار بهره جست
در اين مرحله، مهم پيروزی سياسي و يا دست يابي به قدرت در داخل نبود که خود سازمان به آن باور داشت، بلکه مهم ادامه حيات اين شعار تحت هر شرايطي و استفاده از هر وسيله اي در اجرا و ادامه اين شعار که با حيات و بقای سازمان گره خورده بود، مي بود

اين شعار اگرچه در راه کسب قدرت سياسي توسط آقای مسعود رجوی طرح و عنوان گرديده بود، ولي آرام آرام جای استراتژی و تاکتيک ها را گرفت و معيار ارزيابي در هر صحنه ای قرار داده شد
حال با اين معيار ارزشي و طيف بندي نيروها و جريانات  قبل از سال نود و يک و تا مدتي غالبا بعد از نود و يک اين سوال اساسي مطرح مي شود که اگر قرار بود بر همان طيف بندی و معيار ارزشي ای که همانا مبارزه قهرآميز و جنگ مسلحانه در چپ چپ طيف قرار مي گرفت و رفورم و رفورميزم ، و در نهايت خط استحاله، که شعار محوری روز مجاهدين در شرايط فعلي است در راست راست طيف، جايگاه سازمان مجاهدين درشرايط فعلي در آن طيف بندی ای که هنوز هم مورد ادعای اين جريان هست، در کجای طيف بندی قرار خواهد گرفت؟ و در کجای اين طيف خواهد بود؟

ا          اگر بشود شعار رفورم که حول آن جبهه همبستگي تنيده شده را جدي گرفت، پس مي توان براساس معيارهای ارزش دهي سازمان، جايگاهش را در طيفبندی نيروها مشخص و ارزيابي کرد و بر اين اساس آيا در شعار از جايگاه باصطلاح چپ چپ به ماورای راست راست آن هم از نوع ارتجاعيش عروج نکرده است؟!ا

استحاله مجاهدین خلق ایران از زبان جولیانی

*** 

باند رجوی مجاهدین اولیه را بلعیداز کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

مریم رجوی نعل وارونه و ادعای جنگ طلبی ایران و صلح طلبی امریکا در یمن و خلیج فارساز «جان نثاری و دعای سلامت برای آیت الله خمینی» علیه امپریالیزم تا «خوشرقصی برای امپریالیزم

رد پای فرقه رجوی در همه جریانات ضد ایران وایرانیخانم رجوی دکتر مصدق چه ربطی به شما دارد؟

پیام مرحوم مسعود رجوی ، توهم مریم رجوی و مجاهدینسازمان مجاهدین خلق ؛ از توهم تا واقعیت

همچنین: