از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت چهارم)

از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت چهارم)

کریم غلامی، ایران فانوس، چهارم اکتبر 2014: … شعبده بازی انقلاب که از سال 1363 (1984) در سازمان با نقش آفرینی مسعود رجوی فراری، شروع شد، سرپوشی بر همه مشکلات و بن بست های سازمان مجاهدین و توجیهی برای انحراف اخلاقی و زنبارگی مسعود رجوی بود. این انقلاب ایدئولوژیک، از بندهای مختلفی تشکیل شده است که هر بندی بر اساس نیاز روز تولید …

بی آبرویی رجوی ها برای محکوم نکردن جنایات شدید اسرائیل به غزه


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

لینک به منبع

لینک به قسمت اول
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت اول: مقدمه)
لینک به قسمت دوم
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت دوم: پذیرش مجاهدین)
لینک به قسمت سوم
از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت سوم)

از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت چهارم)

شرایط عضو گیری (بخش دوم)

1ـ انتقاد و انتقاد از خود

انتقاد کردن و پذیرش انتقاد یک روال در همه احزاب و شرکتها و دولت ها می باشد. این شیوه ای است برای حل مسائل و مشکلات پیش آمده که بتوان راهی درست برای ادامه کار پیدا کرد. اما در سازمان مجاهدین، انتقاد فقط جنبه سرکوب و سرپوشی برای بحران ها و مشکلات داخلی سازمان است. اگر انتقاد پذیری یک اصل در سازمان مجاهدین است، همه مسئولین مجاهدین و در راس آن خود مسعود رجوی فاقد این صلاحیت است. زیرا هرگز نمی توان به یک مسئول انتقاد کرد و در صورتی که فرد به مسئولی در قبال کار اشتباه او انتقاد بکند، با مشکلات زیادی روبرو می شود. بعد از سال 2003 خیلی علنی می گفتند که نباید به خواهر شورای رهبری انتقاد کرد، چون بعد از شکست تمام عیار مجاهدین در سال 2003 اعضای مجاهدین انتقاداتی بر سر استراتژی و ایدئولوژی مجاهدین، بخصوص از شخص مسعود رجوی می کردند. طبق معمول، مسعود رجوی با همان دجالیت همیشگی خود مطرح می کرد که “در ضربه نباید تحلیل کرد” منظور او از ضربه، همان شکست تمام عیار سیاسی و استراتژیک و ایدئولوژیک، بود. هر کس هم که به خود جرات می داد تا استراتژی رجوی فراری را زیر سئوال ببرد، با نشستهای دیگ و بعضا با مرگ های مشکوک، روبرو می شد.

2 ـ انقلاب پذیری

شعبده بازی انقلاب که از سال 1363 (1984) در سازمان با نقش آفرینی مسعود رجوی فراری، شروع شد، سرپوشی بر همه مشکلات و بن بست های سازمان مجاهدین و توجیهی برای انحراف اخلاقی و زنبارگی مسعود رجوی بود. این انقلاب ایدئولوژیک، از بندهای مختلفی تشکیل شده است که هر بندی بر اساس نیاز روز تولید می شد. یکی دو سال اول، اوضاع با یک نرمش پیش می رفت که بندهای انقلاب ایدئولوژیک بر اساس ترتیب حروف الف، نام گذاری می شد. از وقتی که رجوی فراری، بطور کامل قافیه انقلاب ایدئولوژیک را از دست داد، قافیه بندی نامگذاری را هم از دست داد. مثلا بند “ر” به معنی بند رییس جمهور شدن خانم برگزیده مریم رجوی بود. حالا این بند چه ربطی به انقلاب ایدئولوژیک داشت، تا کنون کسی نفهمیده است. یکی از سئوالات قابل توجهی که از مسعود رجوی صورت می گرفت که چرا مریم رجوی یعنی زن خودش را به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین، انتخاب کرده است و رجوی فراری هم طبق دجال گری همیشگی خود با مطرح کردن سئوال “مریم چرا؟” سئوال را به خود نفرات برگرداند و البته خودش تا چند سال هیچ جوابی به این سئوال نداد تا اینکه در سال 1375 یا 1376 بود که این خانم برگزیده با کشیدن یک مثلث، رهبری عقیدتی را توضیح داد. بعد از اتمام صحبت های خانم برگزیده، مسعود رجوی فراری، با نشان دادن این مثلث، گفت که به این دلیل من مریم را به عنوان مسئول اول سازمان انتخاب کرده ام، البته اگر قبول کنیم که با کشیدن یک مثلث می توان مسئول اول سازمان مجاهدین شد، حال این سئوال پیش می آید که چه توجیهی بین انتخاب شدن در سال 1368 و دلیل مثلث در سال 75 یا 76 وجود دارد. البته همه ما می دانیم که هیچ دلیلی وجود ندارد و طی سالیان گذشته تا به امروز، هنوز هیچ دلیلی برای اینکه مریم رجوی صلاحیت برگزیده شدن داشت، ارائه نشده است.

3 ـ پذیرش شعائر

اینکه شعائر در مجاهدین درست بوده یا نه و یا اینکه آنها اعتقاد داشتند و یا نداشتند، موضوع مهمی نیست. بلکه شعائر مثل نماز و روزه و سایر احکام دینی در مجاهدین، فقط و فقط استفاده سرکوب و کنترل نیرو را دارد. در شریعت اسلامی، نماز واجب است، ولی نماز جماعت واجب نیست. در مجاهدین برای نماز خانه (محلی که در آن نماز برگزار می شود) یک مسئول گذاشته می شود که آمار نفرات شرکت کننده را به مسئولین گزارش بدهد و لیستی از نفراتی که در نماز جماعت شرکت نمی کنند نیز گزارش می شود. به دلیل شرایط بسیار سخت و کمبود امکانات و عدم توجه مسئولین سازمان، آمار نفرات بیمار در مجاهدین بسیار بالا است و از طرفی هم آب و هوای بسیار بد عراق و گرمای 50 تا 60 درجه آن، روزه داری در مجاهدین را بسیار سخت می کند. ولی با این حال حتی بیماران نیز باید روزه می گرفتند و کسانی که روزه نمی گرفتند، مورد توهین و تحقیر مسئولین قرار می گرفتند.

4 ـ فرمان پذیری

در همه سیستم های کاری رتبه بندی وجود دارد. چه ارگانهای اداری چه نظامی و فرمانپذیری یک امر نرمال است. قطعا در کار نظامی، این موضوع اهمیت خاصی پیدا می کند. اما در مجاهدین، فرمان پذیری مثل سایر موارد دیگر بیشتر جنبه سرکوب نیروها را دارد تا تشکیلات و فرمانپذیری. من در سازمان مجاهدین به عنوان یک فرد فرمان ناپذیر شناخته می شدم، زیرا همیشه اشکالاتی که در برنامه ریزیها و طرح ها وجود داشت، مطرح می کردم و به آنها انتقاد می کردم. مسئولین برای اینکه نقطه ضعف خود در برنامه ریزی و عدم صلاحیت خودشان را بپوشانند، مارک فرمان ناپذیری را به من می زدند. این روش، برای همه استفاده می شد تا هر انتقادی را به اسم فرمان ناپذیزی، سرکوب کنند.

قبلا نیز گفته بودم و دوباره تکرار می کنم که طبق قانون خود مجاهدین که هر فردی یکی از شرایط فوق را نداشته باشد و یا نقض بکند و یا اینکه وقفه ای در زندگی حرفه ای خودش در مجاهدین داشته باشد، عضویت آن فرد معلق خواهد شد. با این توضیح، مسعود رجوی به چند دلیل فاقد شرایط عضویت در مجاهدین است و در نتیجه او نمی تواند خود را رهبر و غیره، در رابطه با مجاهدین خطاب بکند،

1 ـ فرار از زندگی حرفه ای، مسعود رجوی، از سال 2003 تا کنون از عراق و اشرف که “کانون استراتژیک مبارزه” است، در رفته و مخفی شده است. در نتیجه، او فاقد صلاحیت است و عضو مجاهدین نیست.

2 ـ انقلاب پذیری، انقلاب در سازمان مجاهدین به موضوع طلاق و نداشتن زندگی زناشویی، ختم می شود و از آنجایی که مسعود رجوی دارای زن است و داستانهای زیادی که از او در رابطه با حرم سرایش شنیده ایم، پس در نتیجه او فاقد شرایط عضویت در سازمان مجاهدین است.

3 ـ مبارزه مسلحانه یا همان استراتژی مجاهدین، مسعود رجوی، در تمام طول زندگی به اصطلاح سیاسی و مبارزاتی اش، حتی یکبار هم در یک عملیات نظامی شرکت نکرده و هر وقت که در نزدیکی مبارزه قرار گرفته، از صحنه مبارزه فرار کرده، مثل فرار به پاریس در سال 1360 و فرار و مخفی شدن در سال 2003 ، با این حساب، مسعود رجوی، صلاحیت عضویت در سازمان مجاهدین را ندارد.

4 ـ انتقاد پذیری، در طول 24 سالی که در سازمان مجاهدین، بودم هرگز ندیدم که مسعود رجوی، از خودش انتقاد بکند و یا انتقاد کسی را بپذیرد و هر وقت هم کسی به او انتقاد کرده با وحشیگری پاسخ او را داده است. البته، مسعود رجوی از خودش انتقاد کرده است و انتقاد او از خودش این بود که به اعضای مجاهدین زیاد سخت نگرفته است. واقعا باید به مسعود رجوی احسنت گفت که چه انتقادی از خودش کرده است، فوق دجالیت را می بینید؟!

“ادامه دارد”

***

همچنین:

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsدر زیر سایه ملکه تروریست ها!

مردان ما در ایران؟

مجاهدین خلق رجوی امام امریکااز «جان نثاری و دعای سلامت برای آیت الله خمینی» علیه امپریالیزم تا «خوشرقصی برای امپریالیزم

Paulo Casaca Struan Stevenson Alejo Vidal-Quadras - Rajavi cultPaulo Casaca, Struan Stevenson and Alejo Vidal-Quadras lost their seats as MEPs over support for terrorism
(پائولو کازاکا، آلجو ویدال کوادراس و استراون استیونسون هر سه بخاطر لابیگری برای تروریسم و رجوی کرسی هایشان در پارلمان اروپا را از دست داده اند)

ماه رمضان و مهمانی های آنچنانی مریم رجوی

کریم غلامی، ایران فانوس، نوزدهم ژوئیه ۲۰۱۴: …این گونه مهمانی ها و خرج کردن از کیسه خلیفه و یا خیمه شب بازی ویلپنت، نمونه بسیار خوبی است که به این نتیجه برسیم، مردم ایران(خلق قهرمان) برای این باند جنایت کار، اهمیتی ندارد. نه مشکلات آنها و وضعیت زندگیشان. نزدیک ۳ ماه است که در سراسر آلمان و بخصوص در شهر نورنبرگ آلمان،

خیمه شب بازی ویلپنت با حضور گسترده خارجی ها برگذار شد

کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و نهم ژوئن ۲۰۱۴: …  جالب اینجاست، پس از ختم خیمه شب بازی ویلپنت که می بایست بسیاری از اربابان و مزدبگیران انگشت حیرت به دهان می گزیدند، به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، رومین نادال، سخنگوی وزارت خارجه فرانسه، با انتقاد از این گروه مخالف نظام حاکم بر ایران، مجاهدین خلق را به دلیل آنچه

مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و بازی هر ساله گردهمایی ۳۰ خرداد

کریم غلامی، ایران فانوس، دهم ژوئن ۲۰۱۴: … ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰، سرآعاز مبارزه مسلحانه مجاهدین خود به خود به خاطر تلفات پوچ و بیهوده اش از نظر مردم ایران منفور است. ۳۰ خرداد، آغاز یک دوره طولانی برای کشتار و به کشتن دادن هزاران جوان فرهیخته ایرانی در راه منافع شخصی مسعود رجوی است. در دنیای امروز، مبارزه مسلحانه کاملا

نقض فاحش حقوق بشر در فرقه رجوی (مجاهدین خلق) از عراق تا آلبانی – نامه سرگشاده

کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و پنجم می ۲۰۱۴: …  در این رابطه، توجه شما را به موارد نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین جلب می کنم: ۱ـ سازمان مجاهدین ماهیانه ۵۰۰ یورو به اعضای خود در آلبانی پرداخت می کند، مسئولین مجاهدین، این افراد را تهدید کرده اند که اگر بخواهند سازمان را ترک کنند و یا با خانواده خود و یا با کسانی از جدا