از اشرف تا لیبرتی – از لیبرتی تا تیرانا. چه سرنوشتی در انتظار قربانیان رجوی است؟

از اشرف تا لیبرتی – از لیبرتی تا تیرانا. چه سرنوشتی در انتظار قربانیان رجوی است؟

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، هجدهم دسامبر ۲۰۱۴:… سازمان محل هائی را از قبل در حومه تیرانا فراهم کرده و افراد را مستقیما به آن مکان ها منتقل نموده و همان ضوابط و شرایط حاکم بر اشرف را در آنجا نیز برقرار کرده است. سازمان تلاش میکند در هرکجا که هست این افراد را در زیر سیطره خود و تحت مناسبات به شدت محدود کننده فرقه ای نگاه دارد. واقعیتی که از محتوای پیام های رسیده …

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ابراهیم خدابنده: وحشت فرقه رجوی از عواقب روند جدائی ها

https://iran-interlink.org

از اشرف تا لیبرتی – از لیبرتی تا تیرانا

چه سرنوشتی در انتظار قربانیان رجوی است؟

ابراهیم خدابنده، ۲۱ آذر ۱۳۹۳

به قرار اطلاع، از ساکنان اردوگاه لیبرتی در عراق، تعداد ۱۱۸ نفر در ماه آبان و ۱۱۵ نفر در ماه آذر سال جاری به تیرانا پایتخت آلبانی نقل مکان نموده اند. این اقدام بهرحال گامی به جلو در مسیر ورود این افراد به دنیای آزاد و خارج از مناسبات فرقه ایست که جای تبریک و ابراز خرسندی دارد. برخی از این افراد عندالورود از سازمان مجاهدین خلق جدا شده و تعداد دیگری نیز به اجبار به دلیل مشکلاتی که دارند همچنان با سازمان مانده اند که سرنوشت نامعلومی در انتظارشان است.

ایمیل ها و پیام هائی از چندین نفر از جدیدالورودها به آلبانی داشتم که الان مجال پرداختن به جزئیات آنها نیست اما به صورت خلاصه اینکه سازمان محل هائی را از قبل در حومه تیرانا فراهم کرده و افراد را مستقیما به آن مکان ها منتقل نموده و همان ضوابط و شرایط حاکم بر اشرف را در آنجا نیز برقرار کرده است. سازمان تلاش میکند در هرکجا که هست این افراد را در زیر سیطره خود و تحت مناسبات به شدت محدود کننده فرقه ای نگاه دارد. واقعیتی که از محتوای پیام های رسیده بر می آید اینست که سازمان واقعا از درون در حال متلاشی شدن است و رجوی سعی میکند این افراد را بعد از انتقال از لیبرتی به نفع خود مصادره نموده و همچنان به صورت اسیر و گروگان نگاه دارد. به این دلیل شعار ۱۰۰۰ اشرف را داده و مقر فرقه در تیرانا را هم اشرف۳ نامیده است.

تعداد زیادی از کسانی که هنوز در مقر فرقه رجوی در تیرانا به سر می برند به شدت مسئله دار هستند ولی از آنجا که مدت مدیدی با دنیای آزاد در ارتباط نبوده اند، زبان خارجی نمی دانند، با محیط آشنا نیستند، و از حقوق خود بی اطلاعند چاره ای جز ماندن با سازمان نمی یابند زیرا خود را محتاج آنان می پندارند. جداشدگان البته در ساختمان های دیگری هستند و حق تردد به محل سازمان را ندارند ولی بهرحال از آزادی عمل برخوردارند و سرنوشت روشنتری پیش رویشان است. در داخل مقر های سازمان هم جداسازی هائی طبق روال همیشه صورت گرفته که ارتباط افراد با یکدیگر را به حداقل می رساند. سازمان تلاش میکند همان کنترل های شدید اشرف و لیبرتی را همچنان در این محل هم برقرار نماید و این افراد را با آینده ای نامعلوم همچنان برای خود حفظ کند.

انتقال از عراق به آلبانی قطعا میتواند نوید دهنده آزادی تلقی گردد اما از طرف دیگر میتواند بیرون آمدن از چاله و افتادن در چاه هم باشد و شرایط اشرف و لیبرتی به نوعی حتی پیچیده تر در آنجا نیز برقرار گردد و اسارت و گرفتاری قربانیان ادامه یابد. واقعیت اینست که اغلب افراد در سنین بالا بوده و در شرایط نامناسب جسمی و روحی به سر میبرند و هیچ امیدی به آینده ای روشن ندارند. آنان به امید رهائی و سعادت مردم ایران بهترین سالهای عمرشان را تماما در اختیار رجوی قرار دادند و هیچ بهره ای از زندگی شان نبردند و حال همه چیز از جمله آرمان های مقدس خود را از دست رفته می یابند.

این افراد، مانند بیش از ۱۰۰۰ نفری که بعد از سقوط صدام حسین از پادگان اشرف خارج شده و اکنون زندگی آزادی را در داخل ایران یا در اروپا شروع کرده و از شرایط خود کاملا رضایت دارند، میتوانند مجددا روی پای خود بایستند و همه چیز را از نو آغاز کنند اما نیاز به قدری جرأت و شهامت دارند. سازمان طی سالیان با انواع تکنیک های مغزشوئی به آنها قبولانده است که خارج از مناسبات فرقه ای سازمان قدرت نفس کشیدن هم نخواهند داشت و هرگز نخواهند توانست روی پاهای خود راه بروند.

دنیای خارج از فرقه رجوی به هیچ وجه آنطور که توسط افراد داخل فرقه تصور میشود نیست. تمامی کسانی که توانستند خود را از زیر سیطره فرقه رجوی خارج کنند اذعان دارند که آنچه که در بیرون انتظار داشتند کاملا با آنچه که مشاهده نمودند متفاوت بود کمااینکه زمانی که به درون فرقه رجوی رفتند نیز آنچه که در داخل آنجا انتظار داشتند با آنچه که تجربه کردند اساسا فرق داشت.

افراد فرقه رجوی در تیرانا که از عراق آمده اند پناهنده محسوب میشوند. متأسفانه ملل متحد برای راحتی کار خود ترجیح میدهد با این افراد به صورت گروهی برخورد کند و لذا نماینده سازمان از جانب همه آنها حرف میزند که این البته خلاف مقررات است. سازمان به ازای هریک از این افراد از ملل متحد پول دریافت میکند، کمااینکه سابقا در عراق و حتی در کشورهای اروپائی برای این افراد هزینه سرانه میگرفت. این در صورتی است که هر پناهنده باید خود مستقیما با مسئولین ملل متحد رابطه داشته و طرف حساب باشد و کسی حق ندارد به جای او حرف زده یا تصمیم بگیرد.

همچنین از طریق یکی از پیام ها مطلع شدم که سازمان به منظور اعمال کنترل بر جداشدگان و همچنین مشغول نگاه داشتن نفرات خود پست های نگهبانی و مراقبت در مقرهای فرقه در تیرانا آنهم پشت تمامی پنجره ها براه انداخته است. به این ترتیب، هم عده ای را پشت هر پنجره در محل مشغول نگاه میدارد تا رفت و آمدها را کنترل نمایند و هم از وضعیت و شرایط جداشدگان که محلشان بسیار نزدیک به محل نفرات سازمان است مطلع میگردد.

در آینده بیشتر در خصوص پیام های رسیده از آلبانی خواهم نوشت اما آنچه روشن است اینست که جداشدن از فرقه در تیرانا قطعا ساده تر و عملی تر از آن چیزی است که افراد در درون فرقه تصور میکنند و این بدان دلیل است که فرقه رجوی طی سالیان به آنها اینطور القا کرده که آنچه خارج از فرقه است فاسد و شیطانی است و تنها راه نجات آنان ماندن در درون فرقه است. در صورتی که کسانی که در داخل فرقه مانده اند سرنوشتی نامعلوم دارند حال آنکه کسانی که جدا شده اند چشم انداز به مراتب روشن تری در پیش روی خود مشاهده میکنند.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14733

گفتگوی ابراهیم خدابنده با ابراهیم جعفری (درخواست عاجل خانواده ها)

بنیاد خانواده سحر، بغداد، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۴:… ابراهیم خدابنده همچنین دیداری با ابراهیم جعفری وزیر امور خارجه عراق بعمل آورد و خواست عاجل خانواده ها مبنی بر برقراری امکان ارتباط با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی را مطرح نمود که با همدردی و قول همکاری ایشان با خانواده ها مواجه گردید. در این دیدار آقای جعفری تأکید کرد که سازمان خلق یک فرقه تروریستی است که علیه ملت عراق دست به جنایات بسیاری …

ابراهیم خدابنده الجعفری عراق

رجوی ساکنان اردوگاه لیبرتی در عراق را با منع ارتباط با خانواده شکنجه میکند (نامه ای به حیدر العبادی نخست وزیر عراق)

لینک به منبع

گفتگوی ابراهیم خدابنده با ابراهیم جعفری

به گزارش سایت انجمن نجات، مریم سنجابی و ابراهیم خدابنده از اعضای جداشده فرقه مخرب رجوی، در کنفرانس بین المللی “جهان علیه خشونت و افراطی گری” در تهران در روزهای ۱۸ و ۱۹ آذر ماه سال جاری شرکت کردند و در خلال جلسات این کنفرانس ابراهیم خدابنده توانست در فرصتی کوتاه گفتگوئی با ابراهیم جعفری وزیر امور خارجه عراق، در خصوص معضل خانواده هائی که مایل به دیدار با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی در عراق هستند اما مسعود رجوی مانع آنست، داشته باشد.

در گزارش انجمن نجات مرکز تهران به تاریخ دوشنبه ۲۴ آذر ماه ۱۳۹۳ آمده است: “سنجابی و خدابنده در خلال گفتگوها و دیدارهای متعدد و گسترده خود در طی دو روز کنفرانس، بعد از ارائه توضیحات و گزارشاتی در خصوص آخرین وضعیت فرقه رجوی، بر ضرورت مبرم برقراری ارتباط فوری قربانیان گرفتار در اردوگاه لیبرتی با خانواده های دردمند و رنج دیده شان تأکید نمودند که در تمامی موارد، خواست آنان بدون استثناء مورد تأیید کامل مقامات خارجی شرکت کننده در کنفرانس قرار گرفته و همگی قول مساعد دادند تا در این مقوله، که صرفا جنبه حقوق بشری داشته و حاصل عملکرد رهبری یک فرقه خشونت طلب افراطی است، در حد توان و ظرفیت خود تلاش نمایند.”

بر اساس این گزارش: “ابراهیم خدابنده همچنین دیداری با ابراهیم جعفری وزیر امور خارجه عراق بعمل آورد و خواست عاجل خانواده ها مبنی بر برقراری امکان ارتباط با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی را مطرح نمود که با همدردی و قول همکاری ایشان با خانواده ها مواجه گردید. در این دیدار آقای جعفری تأکید کرد که سازمان خلق یک فرقه تروریستی است که علیه ملت عراق دست به جنایات بسیاری زده و خروج آنها از عراق و محاکمه سرانشان خواست مبرم تمامی جناح ها و جریانات سیاسی در عراق با هر گرایشی می باشد. او گفت که ممانعت از دیدار اعضای این فرقه با بستگانشان طی سالیان متمادی خود گویای ماهیت رهبران این گروه است.”

بنیاد خانواده سحر به نمایندگی از خانواده های دردمند و رنج کشیده افراد گرفتار در اردوگاه لیبرتی، ضمن عرض “خسته نباشید” به خانم سنجابی و آقای خدابنده این دو فعال جدی حقوق خانواده ها، آرزو دارد تا همه کسانی که در این راه به صورت خستگی ناپذیر فعالیت میکنند همیشه موفق و مؤید باشند و اولیه ترین حق انسانی خانواده ها یعنی دیدار با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی در عراق هرچه زودتر محقق گردد.

لینک به گزارش انجمن نجات:

شرکت مریم سنجابی و ابراهیم خدابنده در کنفرانس بین المللی “جهان علیه خشونت و افراطی گری”

بنیاد خانواده سحر – بغداد

۲۵ آذر ۱۳۹۵

 شحمانی خدابندهمصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با ابراهیم خدابنده

گزارش کمپ لیبرتی 4گزارش چهارم از بغداد، نوامبر ۲۰۱۴

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13719

دیدارها و مصاحبه های ابراهیم خدابنده در بغداد

شحمانی خدابندهبنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و یکم اکتبر ۲۰۱۴: …  ابراهیم خدابنده ملاقاتی با عدنان شهمانی نماینده مجلس عراق و رئیس کمیته رسیدگی به پرونده مجاهدین خلق در مجلس این کشور در دفتر کار وی به انجام رساند. در این ملاقات آقای عدنان شهمانی به صورت مفصل آخرین وضعیت مجاهدین خلق در عراق و اقداماتی که از جانب دولت و مجلس و قوه قضائیه این کشور در این خصوص صورت گرفته …

جنون رهبری مجاهدین خلق (رجوی ) و جان های ارزان اعضاء

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی یازده سال قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

لینک به منبع

دیدارها و مصاحبه های ابراهیم خدابنده در بغداد

ابراهیم خدابنده، از مسئولین سابق روابط بین المللی سازمان مجاهدین خلق که از این سازمان جدا شده و در تهران زندگی میکند، هم اکنون در بغداد بسر می برد. او تاکنون دیدارها و مصاحبه هائی در اینجا به انجام رسانده که شرح برخی از آنان در زیر آمده است. وی قول مصاحبه ای اختصاصی با بنیاد خانواده سحر را هم داده است که پس از انجام آن به نظر خوانندگان سایت سحر خواهد رسید.

شنبه ۱۹ مهر:

گفتگوی تلویزیونی در شبکه المسار عراق

مریم سنجابی به اتفاق مسعود خدابنده و ابراهیم خدابنده در یک گفتگوی تلویزیونی در استودیوی شبکه المسار شرکت کردند. در این گفتگو مسائل مربوط به فرقه رجوی در عراق و بخصوص موضوع خانواده ها مورد بحث قرار گرفت. شرکت کنندگان علت حضور خود در بغداد را ایجاد امکانی برای دیدار خانواده ها با عزیزان گرفتارشان در اردوگاه لیبرتی ذکر کردند. شرح شرایط خانواده هائی که سالیان سال است در بی خبری کامل از عزیزان خود به سر می برند مجری برنامه را هم به شدت تحت تأثیر قرار داد و احساسات وی را برانگیخت.

دیدار با عدنان سراج

مسعود و ابراهیم خدابنده دیداری با دکتر عدنان سراج، نماینده پارلمان عراق و عضو ائتلاف دولت قانون، در دفتر کار وی داشتند. در این گفتگو مسائل مربوط به حضور فرقه رجوی در عراق در گذشته و حال مورد بحث قرار گرفت و دکتر سراج تأکید کرد که هیچ ارگانی در عراق نیست که مؤکدا خواهان خروج این سازمان از عراق نباشد و با وجود همه اختلافاتی که بین جناح های مختلف وجود دارد در این موضوع همه با هم متفق القول هستند و اینرا یک ضرورت غیر قابل اجتناب می دانند. او که ریاست “مرکز عراقی برای توسعه رسانه ای” را نیز بر عهده دارد گفت که تمامی کوشش ها برای خروج مسالمت آمیز آنان از عراق صورت میگیرد اما جامعه بین المللی در این خصوص همکاری لازم را ندارد. وی که اخیرا به کشورهای اروپائی سفر داشته میگوید که اگرچه غربی ها از این فرقه حمایت میکنند اما حاضر نیستند حتی تعداد اندکی از افراد آنرا در کشورهای خود بپذیرند چرا که به ماهیت تروریستی و فرقه ای این سازمان و تهدیدات امنیتی آن آگاه هستند.

پنجشنبه ۲۴ مهر:

دیدار در سفارت جمهوری اسلامی

ابراهیم خدابنده همچنین دیداری با سفیر جمهوری اسلامی ایران در عراق حسن دانائی فر در محل سفارت ایران در بغداد داشت. در این ملاقات خدابنده به شرح وضعیت خانواده های دردمند و رنج کشیده که سالیان سال است از کسب اطلاع از وضعیت عزیزان خود محروم هستند پرداخت و از سفیر ایران درخواست نمود تا از تمامی ظرفیت های خود در این کشور استفاده نموده و امکان دیدار این خانواده ها با عزیزان گرفتارشان در اردوگاه لیبرتی را فراهم نماید.

سفیر جمهوری اسلامی در بغداد اطمینان داد که سفارت هر کاری که برای انجام این دیدارها میسر باشد را در حد مقدورات خود انجام خواهد داد. او گفت که در گذشته برای کسانی که توانسته اند از این اردوگاه فرار کرده و خارج شوند تلاش هائی صورت گرفته تا ارتباط آنان با خانواده هایشان که بعضا هیچ رد و نشانی از آنان نداشتند برقرار شود اما ارتباط خانواده ها با افراد داخل اردوگاه امکان پذیر نیست و صرفا باید امیدوار بود تا شاید شرایطی فراهم شود تا این خانواده ها بتوانند عزیزان خود را مجددا به نحوی دیدار نمایند.

شنبه ۲۶ مهر:

مصاحبه با روزنامه کل الاخبار

کل الاخبار

ابراهیم خدابنده در دفتر این روزنامه حضور یافت و مصاحبه ای به انجام رساند. این مصاحبه در روز بعد یعنی یکشنبه ۱۹ اکتبر ۲۰۱۴ انتشار یافت. در این مصاحبه خدابنده به سؤالات این روزنامه در خصوص گذشته این سازمان در عراق پاسخ داد.

یکشنبه ۲۷ مهر:

مصاحبه با شبکه العهد

ابراهیم خدابنده در این روز مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی العهد به انجام رساند. در این مصاحبه وی مجددا بر خواست خانواده ها مبنی بر ایجاد امکان دیدار با عزیزان گرفتارشان در داخل اردوگاه لیبرتی که بعضا بیش از سه دهه است آنان را ندیده اند تأکید نمود. او از مقامات بین المللی و همچنین از دولت عراق خواست تا به این امر حقوق بشری توجه بیشتری نشان بدهند.

دیدار با عدنان شهمانی

شحمانی خدابنده

ابراهیم خدابنده ملاقاتی با عدنان شهمانی نماینده مجلس عراق و رئیس کمیته رسیدگی به پرونده مجاهدین خلق در مجلس این کشور در دفتر کار وی به انجام رساند.

در این ملاقات آقای عدنان شهمانی به صورت مفصل آخرین وضعیت مجاهدین خلق در عراق و اقداماتی که از جانب دولت و مجلس و قوه قضائیه این کشور در این خصوص صورت گرفته است را تشریح نمود. او گفت به غیر از معدود کسانی که وابسته به رژیم گذشته در عراق هستند و منافعی در ابقای این سازمان در عراق دارند و مایلند امنیت داخلی عراق را برهم بزنند، همه خواهان خروج فوری آنان از عراق می باشند. شهمانی اظهار داشت که در عراق اتفاق نظر برای خروج آنان وجود دارد و مجلس در این خصوص مصوبه ای صادر کرده و دولت های عراق نیز یکی پس از دیگری خواهان اخراج آنان شده اند. همچنین دستگاه قضائی عراق نیز به کرات خواهان محاکمه سران این سازمان گردیده و شکایات بسیاری در این رابطه به ثبت رسیده است.

او در بیانات خود گفت که پرونده وضعیت مجاهدین خلق سه عامل را شامل میشود که کمیته تحت ریاست او در مجلس این پرونده را دنبال می نماید. عامل اول یک موضوع حقوق بشری است که این افراد سالیان سال است خانواده های خود را ندیده اند و اگر چه رهبران سازمان اظهار میکنند که اعضایشان مایل به دیدار با خانواده هایشان نیستند اما این خانواده ها به شدت مشتاق دیدار با عزیزانشان می باشند و این حق باید برآورده شود. عامل دوم یک موضوع حقوقی است که رهبران این سازمان در جنایاتی در داخل عراق در همدستی با نظام گذشته دست داشته و پرونده های اتهامی متعددی از شکایات مختلف در دستگاه قضائی دارند و همچنین از نظر قانون اساسی عراق حضورشان در این کشور غیر قانونی است. عامل سوم امنیتی است که این سازمان از زمان سقوط رژیم سابق برای برهم زدن امنیت داخلی عراق تلاش نموده و با دشمنان عراق همکاری نزدیک دارد.

ابراهیم خدابنده در این ملاقات علت حضور خود در عراق را تشریح کرد و خواسته های خود را بیان نمود و توضیح داد که تأکید وی بر روی عامل اول یعنی موضوع حقوق بشری است. او اظهار داشت که با بسیاری از این خانواده ها در داخل ایران دیدار داشته و آنان به شدت از دوری و بی اطلاعی از عزیزانشان رنج میبرند. او گفت که افراد داخل اردوگاه لیبرتی از خود اختیاری ندارند که بخواهند تصمیم بگیرند که میخواهند خانواده هایشان را ملاقات کنند یا نه. او از قانونگذار عراقی درخواست نمود تا توجه دولت و مجلس عراق را به این موضوع مهم حقوق بشری جلب نماید.

خدابنده تأکید کرد که جان افراد مستقر در لیبرتی در خطر است و بیم یک فاجعه انسانی میرود و تهدید اصلی کسی به غیر از شخص رجوی نیست که با امیال جاه طلبانه خود تمامی این افراد را به کشتن خواهد داد. او گفت که با دولت و ملت عراق هم نظر است که آنان باید از عراق بروند و البته دلیل وی حفظ امنیت این افراد و بازگشت آنان به دنیای آزاد و آغوش خانواده می باشد. ابراهیم خدابنده توضیح داد که با کنار رفتن نوری مالکی از نخست وزیری در عراق، رجوی به ماندن در این کشور امیدوار شده است که این موضوع موجب خنده شهمانی شد و او گفت که فکر میکرد رجوی مطلع تر از این باشد و بداند که از نظر هیچ کس در عراق سازمان مجاهدین خلق آینده ای در این کشور ندارد.

در پایان خدابنده و شهمانی ابراز امیدواری کردند که در آینده نزدیک شرایط اعضای گرفتار در فرقه رجوی بهبود یافته و آنان به دنیای آزاد بازگشته و با خانواده های خود دیدار نمایند. نماینده مجلس عراق گفت که در گذشته تلاش های بسیاری انجام داده و با نمایندگان پارلمان اروپا و مقامات ملل متحد و صلیب سرخ دیدار داشته و به تلاش های خود ادامه خواهد داد.

بنیاد خانواده سحر

بغداد – ۲۱ اکتبر ۲۰۱۴

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13226

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت چهارم (مرگ عضو ربطی به مریم ندارد ولی خواب عضو را باید گزارش کرد؟)

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، هفتدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  همین هوادار که با تعدادی از زنان سازمان در پاریس در ارتباط کاری می باشد ایمیل دیگری فرستاده و از قول یکی از آنان نوشته است: “این روزها بند ج در رابطه با زنان در اردوگاه لیبرتی تشدید شده و زنان را موظف کرده اند تا: ساعت ها وقت خود را صرف کنند تا صدای خود را از زن بودن به مرد بودن تغییر دهند. رنگ پوست خود را با زیر آفتاب ایستادن و در معرض …

کدام بنیادگرائی؟ کدام دستاورد تاریخی؟

لینک به صفحه فیسبوک آقای خدابنده

لینک به قسمت اول:
جریان مسئله داری در سازمان مجاهدین خلق و سخنی با هواداران (چو می بینی که نابینا و چاه است ..)
لینک به قسمت دوم:
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – ادامه (شماره دو)

لینک به قسمت سوم:

جریان مسئله داری در فرقه رجوی (قسمت سوم)

جریان مسئله داری در فرقه رجوی (قسمت چهارم)

“اگر یک عضو سازمان در حال مرگ باشد هیچ ارتباطی به مریم رجوی ندارد، اما خواب شب او قطعا به مریم ربط دارد و باید فورا گزارش نماید که چه خواب دیده و چقدر با ارزش های سازمان زاویه داشته است”.

ابراهیم خدابنده

در قسمت قبل (قسمت سوم) اشاره کردم که یکی از هواداران سازمان مجاهدین خلق در فرانسه ایمیلی برایم فرستاده بود مبنی بر تضادی که بین تعدادی از زنان عضو سازمان با تشکیلات پیدا شده و آن اینکه از یک طرف ادعای حکومت بر مبنای جدائی دین از دولت و همچنین عدم دخالت در امور شخصی و اعتقادی افراد میکنند و از طرف دیگر در درون مناسبات به تفتیش عقاید پرداخته و بالاترین محدودیت های ممکن را، خصوصا برای زنان، اعمال می نمایند.

همین هوادار که با تعدادی از زنان سازمان در پاریس در ارتباط کاری می باشد ایمیل دیگری فرستاده و از قول یکی از آنان نوشته است:

“این روزها بند ج در رابطه با زنان در اردوگاه لیبرتی تشدید شده و زنان را موظف کرده اند تا:

ساعت ها وقت خود را صرف کنند تا صدای خود را از زن بودن به مرد بودن تغییر دهند.

رنگ پوست خود را با زیر آفتاب ایستادن و در معرض گرد و خاک قرار گرفتن عوض کنند.

به هیچ وجه خودشان را در معرض دید مردان قرار ندهند.

هیچگونه اشعه ای از خود در مقابل مردان ساطع ننمایند.

در بحث معروف به بند ج ضوابطی به اجرا گذاشته میشود که زنان را موظف می نماید آنها را برای به اصطلاح مقابله با حس زنانه “جلب توجه” به دقت و به صورت کامل بکار ببندند. برخی از این ضوابط عبارتند از:

سفیدی صورت خود را تغییر داده و از حالت زن بودن خارج شده و به شکل مردها در آیند.

دستهای خود را با کارهای سخت نظیر کندن زمین، پر کردن کیسه شن، سنگر سازی، کار با ماسه و سیمان، و غیره زبر و ضمخت نمایند.

به هیچ عنوان حق استفاده از کرم یا نظایر آن برای پوست صورت و دست های خود ندارند.

حق ندارند کفش پاشنه دار و کفشی که صدای پاشنه آن به گوش برسد بپوشند.

حق ندارند لباس های رنگی بپوشند و همه باید از فرم های یک دست استفاده کنند.

حق کار در آشپزخانه به تنهائی را ندارند و بعد از کار هم بازرسی میشوند. دلیل آن البته روشن است که از ذکر آن خودداری می کنم.”

ایمیل دیگری داشتم از یکی از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق که خواسته نام و مکانش را بازگو نکنم اما مطلبش را عینا منعکس نمایم که در زیر آورده میشود:

“من یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق در اروپا بودم. با خیلی از زنان سازمان در رده های بالا ارتباط داشتم. با تعدادی گپ و گفت و به قول سازمان محفل داشتیم. آنها بعضا مطالبی در خصوص مریم رجوی به من میگفتند. مثلا در مورد کسالت و بیماری، برای آزمایش رفتن، خرید لباس و اینکه خیاط های بسیار ماهر برایش آورده میشود، خرید لوازم آرایش بسیار گرانقیمت، پخت غذای مخصوص توسط آشپز مخصوص، و غیره. عکس هائی هم در این رابطه یکی از این خواهرها به من داده است و الان هم با بعضی از آنها در تماس هستم و ارتباط دارم و بعضی مسائل را به من میگویند.

آنچه که مطلب اصلی است و میخواهم منعکس شود این است که چه شد که از سازمان جدا شدم. شنیده ام که میگویند حس کینه در زنان بیشتر از مردان است. بهرحال یک روز همینطور که به عکس هائی که داشتم نگاه میکردم یاد آن حرفهای مریم افتادم که در عراق به خواهرها میگفت که عاشق صورت های آفتاب سوخته و دستان پینه بسته زنان سازمان است، اما برای خرید لوازم آرایش خودش افراد را تحت فشار میگذاشت که حتما باید فلان مارک باشد و اگر قدری مطابق میلش نبود زمین و زمان را به هم می دوخت و پرخاش میکرد.

در شرح حال بتول سلطانی هم که میخواندم دیدم که برخوردهای تند مسئولش با وی باعث کینه به دل گرفتن و فرارش از قرارگاه اشرف شده بود. به هر صورت من هم با دیدن این تناقضات با خودم گفتم کسی که مدام دم از جامعه بی طبقه توحیدی میزند هنوز به قدرت نرسیده اینطور زنان بخت برگشته را استثمار میکند و مدل زندگی شاهانه براه انداخته است، حالا اگر به قدرت برسد چکار خواهد کرد.

موضوع دیگر اینکه در بحث به عقد رجوی درآوردن همه اعضای شورای رهبری که واسطه آن هم خود مریم بود یک مسئله غیرقانونی و خلاف شرع و خلاف عرف هم اتفاق افتاده است. اگر رجوی به آیات قرآن استناد میکند تا ازدواجش با تمامی زنان شورای رهبری را توجیه کند و زنان را به بردگی بگیرد از نظر همان قرآن ممنوعیت هائی وجود دارد که رعایت نکرده است. مثلا مادر و دختر یا دو خواهر را یکجا به عقد خود در آورده است. مثال های آن زیاد است که برای حفظ حرمت افراد نام نمی برم.

مطلبی در خصوص ازدواج و صیانت نسل در موضعگیری که ظاهرا در خصوص غزه مریم عنوان “نسل کشی” را بکار برد داشتم. موضعگیری ظاهری از این جهت گفتم که اطلاع دقیق دارم که نفرات سازمان در مناطق یهودی نشین برخی کشورها روزهای شنبه میز کتاب گذاشته و به جهت اینکه دل یهودیان را بدست بیاورند می گویند که دوست اسرائیل هستند. بهرحال کسی که مخالف نسل کشی است خودش و شوهرش طرح هائی پیاده کرده اند که مصداق عینی زوال نسل است.

در سازمان مجاهدین خلق از سال ۱۳۶۸ که انقلاب ایدئولوژیک همگانی شد و تا سال ۱۳۷۲ کامل گردید خانواده وجود ندارد. البته در مواردی هم که به صورت غیرشرعی و نامعلوم بارداری اتفاق افتاده فورا با سقط جنین خاتمه یافته است.

مسعود و مریم رجوی از طلاق علی الدوام صحبت میکردند و همیشه میگفتند که حتی بعد از سرنگونی هم این روند ادامه دارد. اما مهدی ابریشم چی یک بار در یک نشست برای هواداران گفت: “چه کسی میگوید ما ازدواج و حق بچه دار شدن نداریم، با پیروزی انقلاب و رفتن به ایران ازدواج کرده و بچه دار خواهیم شد”. البته تصور نمیکنم زمانی که انقلاب پیروز شود اگر کسی باقی مانده باشد در سن بچه دار شدن باشد.

از این موضوع بگذریم. موضوع بعدی اینکه مریم که همیشه دم از مقاومت و مبارزه میزند چرا حالا یک بار برای نمونه خودش اعتصاب غذا نکرده، تحصن نکرده، دست به خودسوزی نزده، و همیشه بهترین شرایط را برای خودش فراهم میکند. اطلاع دارم که او اوقات فراغتش را با گربه اش بازی میکند. گویا سگ هم خواسته بوده که او را منصرف کرده اند. اما برای نیروهای زن در عراق تا آن زمان که در اشرف بودند و حالا که در لیبرتی هستند زندگی سنگری شبانه روزی و شرایط سخت تجویز می نماید.

مریم اوقات دیگرش را برای تفریح با شوهر سابقش مهدی ابریشمچی و دیگر دوستان به باغ و مزرعه میروند و سیب و گلابی می چینند. البته مدام هم مهمانی میدهد و همسایگان را دعوت میکند. در سازمان خانواده نداریم که همدیگر را دعوت کنند و مهمانی خانوادگی بدهند و تنها مریم است که وضع مالی خوبی دارد و میتواند مهمانی های پر خرج بدهد. اگر وقت گیر آورد و کار دیگری نداشت بازنشسته های خارجی را جمع میکند و باز ترتیب مهمانی میدهد و با آنها به اختلاط مشغول میشود. بعضا به مناسبت های ماه رمضان و سالگرد تأسیس سازمان و غیره هم برنامه هائی ترتیب میدهد و از این بازنشستگان دعوت به عمل می آورد. ایام کریسمس و نوروز و غیره هم که باشد برنامه دید و بازدید و هدیه دادن باز با همین بازنشستگان و همسایگان براه است.

مریم در پاریس زندگی اش را میکند. حالا اینکه افراد در عراق در چه وضعیتی هستند و چرا آنها را بی جهت آنجا نگاه داشته و چه کسی بیمار است و چه کسی می میرد و آینده این افراد چه میشود و غیره به ایشان ربطی ندارد. اگر یک عضو سازمان در حال مرگ باشد هیچ ارتباطی به مریم رجوی ندارد اما خواب شب او قطعا به مریم ربط دارد و باید فورا گزارش نماید که چه خواب دیده و چقدر با ارزش های سازمان زاویه داشته است.”

***

رونمایی کتاب “گسست بندها”

ترجمه کتاب فرقه ها درمیان ما
(مهندس ابراهیم خدابنده، انتشارات دانشگاه اصفهان)

همچنین:

کدام تکیه گاه؟

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، بیست و سوم ژوئن ۲۰۱۴: … آورده است که: “…در مجاهدین خلق در حیطه تشکیلاتی، به تصدیق خود اعضا، تکیه گاه و شاخص عینی و مادی برای تلاش و فعالیت تشکیلاتی – مبارزاتی آنها، خانم مریم رجوی است و آنها او را تجسم مادی ارزش ها و ویژه گیهای «مجاهد» بودن میدانند…”.  این وسط

سخنی با حامیان فرقه رجوی

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، بیست و یکم اوت ۲۰۱۳: … این میزان دریدگی و بکار بردن چنین ادبیاتی، آنهم خطاب به کسانی که سه دهه از عمر و تمامی آنچه داشتند را در طبق اخلاص در اختیار او قرار دادند، تنها از یک رهبر فرقه ای بر می آید که با استفاده از تکنیک های کنترل ذهن مخرب

وحشت فرقه رجوی از عواقب روند جدائی ها

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، اول اوت ۲۰۱۳: …  سران فرقه مطرح نموده اند که جدا شدن این دو بسا سنگین تر از جدا شدن فریدون گیلانی و متین دفتری از شورای رجوی بوده چرا که در مقطع بسیار حساسی که مقاومت زیر ضرب است صورت گرفته است. این “مقطع حساس” را میتوان به این گونه تعبیر کرد

استعفای روحانی و قصیم و واکنش شورا

ابراهیم خدابنده، انجمن نجات، تهران، هجدهم ژوئن ۲۰۱۳: …  آقایان روحانی و قصیم در نامه استعفای خود نهایت ملاحظه سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت را نموده و وارد هیچگونه نقد مشخصی نسبت به عملکرد سی و چند ساله مسعود رجوی که جای انتقاد های بسیاری دارد نشده اند و تنها بر

خدابنده: ترور شهید صیاد شیرازی سفارش صدام به مجاهدین خلق (فرقه رجوی) بود

خبرگزاری مهر، تهران، بیست و هشتم اوت ۲۰۱۳: …  خط اول این حرکت این فرقه برای کسب وجهه مردمی با شکست مواجه شده است و رجوی وقتی دید که این خط با شکست روبرو شده به ترور روی آورد و بعد از آن به سراغ صدام رفت. او استراتژی خود را قرار گرفتن در شکاف جنگ ایران و عراق می دید و می گفت برای کسب قدرت در ایران باید از حمایت یک ابرقدرت برخوردار باشیم و به همین خاطر ارتش آزادیبخش ملی را تشکیل داد و