از “دریوزگی قلم به مزدان فرقه رجوی” تا “نمونه فریبکاری تبلیغاتی مجاهدین خلق”

از “دریوزگی قلم به مزدان فرقه رجوی” تا “نمونه فریبکاری تبلیغاتی مجاهدین خلق”

 إBehzad Moezi Mojahedin Khalq Rajavi cultانجمن نجات، مرکز تهران، دوازدهم آوریل 2016:…  سئوال : پایه های شورای باسمه فرقه ای رجوی مگر جز با این محورها ایجاد و بنا شده است ؟ * ورود بیش از 500 نفر از رده های فرماندهی سازمان مجاهدین به شورا درسال 75 که بیشتر شکل کودتایی برای تصاحب بیشترین حق امضاء می نمود را چطور تفسیر می کنید ؟ * رهبری مطلق و مادام العمر مسعود رجوی در جریانی که به نام شورا نامیده می شود را چطور باید … 

بهزاد معزی مجاهدنی خلق فرقه رجویسال ۹۵ شروعی بر پایان فرقه رجوی ها (+ وضعیت دماغی آقای معزی) 

دریوزگی قلم به مزد های فرقه رجوی

لینک به منبع

نگارش های قلم به مزد های فرقه رجوی درسایتهای وابسته اش چهره دریوزگی و انحطاط فرقه رجوی را به خوبی نمایش می دهد و بطور کورکورانه و یا تعمدا در پس نوشتاری بر ضد دولت ایران سیاستهای فرقه ای رجوی را به نقد می کشند .

جمشید پیمان که به عنوان شاعر عضو شورای باسمه ای و فرقه ای رجوی است در نوشتاری ضدیت با جمهوری اسلامی را در چند محور تشریح کرده است .

وی می گوید مساله وقتی حل می شود که:

ـــ اصل حاکمیت مردمی جای اصل ولایت فقیه را بگیرد

ـــ نظام دموکراتیک مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر جای تئو کراسی بنشیند

ـــ قانون اساسی نظام، ضامن اصل برابری حقوقی شهروندان ایرانی باشد

ـــ اصل جدائی دین از دولت تضمین شده باشد( نظام سکولار)

صرف نظر از درستی یا نادرستی نظرات جمشید پیمان که در حوصله این نوشتار نیست ، موضوع جالب این است که وی در بستری با همان ویژگی ها آرمیده و فغان از آن دارد .

سئوال : پایه های شورای باسمه فرقه ای رجوی مگر جز با این محورها ایجاد و بنا شده است ؟

* ورود بیش از 500 نفر از رده های فرماندهی سازمان مجاهدین به شورا درسال 75 که بیشتر شکل کودتایی برای تصاحب بیشترین حق امضاء می نمود را چطور تفسیر می کنید ؟

* رهبری مطلق و مادام العمر مسعود رجوی در جریانی که به نام شورا نامیده می شود را چطور باید تفسیر کرد؟

* چطور می شود مریم رجوی به ناگهان در سال 75 و بعد از کودتای مجاهدین در شورا رئیس جمهور مادام العمر می شود؟

* چرا تمام مناصب کلیدی شورا در اخیتار فرماندهان مجاهدین قرار گرفته است؟

* کنار گذاشتن بعضی از شخصیت های مستقل شورا در سال های پیش چطور تفسیر می شود ؟

* جمله ” وشاورهم فی الامر ” بر روی دیوار جلسه شورا را چگونه باید دید؟

* تهمت نفوذی به هر که منتقد جدی رجوی باشد را در کدام منش و منطق تایید می کنید؟

* فرقه مجاهدین که سازمان اصلی و هدایت کننده شورا است مگر به غیر از قوانین منتج از تئوکراسی فرقه ای در مناسبات حاکم بر تشکیلاتشان بهره برده اند؟

* آیا به غیر از این است که آنها تمام قوانین تشکیلاتی را به زعم خود منطبق با قوانین شریعت تئوریزه می کنند ؟

* فاصله گرفتن شورای باسمه ای فرقه ای رجوی از تمام گروهها و…. در کجای دنیا دموکراسی یا سکولاریسم تعریف می شود؟

* منطق هر که با من نباشد علیه من است رهبر فرقه ای شورا ( رجوی ) با چه متدولوژی تعریف می شود؟

* شما چند بار بطور جدی سیاستهای رجوی را به نقد کشیده اید ؟

* اصلا اجازه و توان چنین رویارویی را دارید؟

آقای پیمان گویا شما نیز بعد ازسالیان همجواری با فرقه رجوی دچار انحطاط روانی شده اید .

نوشتار شما با منطق برهان خلف ، آئینه تمام نمای شورای باسمه ای فرقه ای رجوی است .

چون نیک نظر کرد پر خویش در آن دید

البته بسیار مسرت بخش است که بجای اینگونه ادعیه ، چون دیگر دوستان سابق شهامت اعلام مواضع و جداشدن از آنها را مد نظر قرار دهید.

آن چند دلاری هم که عایدی شماست دخلی ندارد ، و همان حقوق پناهندگی برای شما سنگین تر خواهد بود .

حسینی

یک نمونه فریبکاری تبلیغی فرقه رجوی

لینک به منبع

در یکی از سایتهای مربوط به سازمان مجاهدین خلق مطلبی تحت عنوان طرح تفکیک جنسیتی در قطار تهران- مشهد آمده و طرح اختصاص واگن های ویژه زنان را یک اقدام سرکوبگرانه علیه زنان اعلام نموده است. این مطلب در ادامه می گوید که یک کارگزار حکومتی در وحشت از واکنش های مردمی، هدف این طرح را «امکان سفری با آرامش» بیان نموده است. سایت مزبور این طرح و طرح تفکیک جنسیتی در اماکن عمومی از جمله مترو را ناشی از زن ستیزی جمهوری اسلامی عنوان کرده است.

در خبرها شنیدیم: “نخستین واگن ویژه بانوان روز دوشنبه 16 فروردین در مسیر راه آهن مشهد- تهران راه اندازی شد. پیش از این هم در شبکه فروش بلیت، سهمیه خاصی برای بانوان منظور می‌شد که در حد اختصاص یکی دو کوپه ویژه در هر قطار بود اما در این طرح یک واگن اختصاص می‌یابد و حتی اگر بخشی از آن خالی باشد، به سایر گروه‌ها و افراد فروخته نمی‌شود. اختصاص مکانهای اختصاصی جهت استفاده بانوان در سرویس های حمل و نقل شهری و در راستای ایجاد آرامش بانوان، یکی از اصلی ترین مسائل مورد توافق همه مردم و مسئولین بوده است.”

در نظر گرفتن فضاهای اختصاصی برای زنان با تفکیک جنسیتی زنان متفاوت است و اینرا فرقه رجوی بهتر از هر کسی میداند اما طبق سیاق ثابت از هر ترفندی برای دغلکاری و وارونه جلوه دادن حقایق استفاده میکند. این به معنای احترام به تفاوت ها و حریم خصوصی افراد و نه اعمال محدودیت است. این طرح می تواند به ساختن شرایط مطلوب ‌تر برای یک قشر منجر گردد، نه گرفتن حق آن‌ها. فرقه رجوی این واقعیت که چه در مترو و چه در قطارهای بین شهری خانم ها در عین حال میتوانند از تمامی واگن ها و کوپه ها، علاوه بر محل های مختص خانم ها، استفاده کنند را عمدا از قلم انداخته است. بنابراین این نه یک طرح تفکیک جنسیتی بلکه یک امتیاز منحصرا در اختیار خانم ها می باشد.

برخی از کشورهای جهان که بدنبال داشتن دنیایی آرام هستند با وجود اینکه مسلمان نیستند، برخی جداسازی های زن و مرد را در عرصه های مختلف یک ضرورت برای داشتن دنیایی ‏راحت تر دانسته اند. چنین جداسازی در بسیاری از کشورها مثلا در اتوبوس و وسائط نقلیه عمومی در ژاپن اعمال گردیده است. مقامات شهری ویتنام پس از افزایش گرایش کشورهای جنوب شرق آسیا برای راه اندازی شبکه حمل و نقل ویژه بانوان، اتوبوس و قطار ویژه این قشر از جامعه را برای راحتی بیشتر آن ها راه اندازی کرده و’نگویین کوئک هونگ’ معاون کمیته مردم هانوی هدف از این اقدام را ارتقای سطح امنیت اجتماعی و رفاه بانوان ویتنام اعلام کرد. بانوان مالزیایی نیز همزمان با افزایش استفاده از قطار ویژه بانوان به وسیله دانشجویان و کارمندان زن خواستار افزایش واگن های قطار ویژه بانوان شدند. خطوط ریلی آلمان نیز تعدادی از واگن های قطار این کشور را فقط مخصوص بانوان و کودکان قرار داده و اعلام نموده اند که این تصمیم با هدف ایجاد احساس آسایش برای بانوانی است که به تنهایی مسافرت می کنند. طرح اختصاص واگن مخصوص به بانوان در قطارهای کشورهای متعددی از جمله ایران، ژاپن، هند، مصر، برزیل، مکزیک، اندونزی، تایلند، فیلیپین، امارات و روسیه سالهاست اجرا می‌شود.

فرقه مجاهدین که با فریب کاری خاص خود این طرح را اقدامی سرکوبگرانه و زن ستیز می نامد، کارنامه سیاه خود در تفکیک جنسیتی و زن ستیزی در اردوگاه های این فرقه را عمدا فراموش کرده است. زنان در این فرقه تحت فشارهای کاری، فیزیکی، روحی و استرس شدید مبتلا به انواع بیماری ها شده اند و در عین حال از جانب فرقه متهم به تمارض و تنبلی می گردند، زنان بسیاری که در نتیجه انتقاد، اعتراض و مخالفت محکوم به شکنجه و مرگ شده اند، زنانی که در راستای اهداف مستکبرانه رجوی مجبور به خودکشی شدند، زنانی که مجبور به طلاق اجباری شده و فرزندانشان را از آنان جدا کرده و به کشورهای دیگر فرستادند، زنانی که از حق تشکیل خانواده و داشتن فرزند محروم شدند و زنانی که به عقد اجباری مسعود رجوی در آمدند، سطری از کارنامه سیاه این فرقه در مورد نقض حقوق بشر و به ویژه زن ستیزی است.

نمود واقعی و عینی تفکیک جنسیتی به بالاترین شکل در فرقه رجوی اجرا شده است. خانم زهرا سادات میر باقری عضو جداشده این فرقه می گوید: “در پمپ بنزین داخل اسارتگاه اشرف علاوه بر این که باید تردد دونفره انجام می شد آن را تفکیک جنسیتی کرده بودند، صبح ها زنان و عصرها مردان برای سوخت زدن خودروها می رفتند.”

به گفته بسیاری از جداشدگان فرقه رجوی، تفکیک جنسیتی که در اردوگاه اشرف اعمال میگردید در دنیا بی سابقه بوده است به نحوی که زنان و مردان هرگز با هم روبرو نمی شدند و یکدیگر را نمی دیدند و تنها معدود زنان شورای رهبری که مسئولیت های بالا داشتند حق روبرو شدن با مردان، آنهم صرفا برای کارهای بسیاری ضروری، را داشتند.

البته مخاطب این گونه تفسیرهای فریبکارانه فرقه رجوی اعضا و هوادارانی هستند که سالهاست در خارج از ایران بسر می برند و سالیان سال است که تحت تاثیر القائات فرقه رجوی، از فضای داخل ایران بی خبرند. رجوی خود خوب میداند که مردم ایران فریب این گونه ترفند ها را نمی خورند و البته سالهاست که مردم ایران دیگر مخاطب رجوی نیستند و او برای کسب قدرت به دنبال حامیان دیگری است.

دَمِ صبح کاذب، بُوَد زود میر ولی صبح صادق، شد آفاق گیر (امیر خسرو)

محمدی

(پایان)

*** 

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

جلال گنجه ای پسر کشته شده اش در عملیات مهران را بعنوان “اعدامی” در ایران قالب می کند

تازه ترین ابتکار مجاهدین در مبارزه

مریم رجوی و آنجلا

تفاوت آنجلا و خانم رجوی

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24460

امیدواریم با فرا رسیدن بهار شاهد بیداری اعضای فرقه مجاهدین باشیم 

 Mojahedin Khalq Rajavi cult families Liberty Feb20165عاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، پنجم آوریل ۲۰۱۶:… در سال ۹۴ شاهد حضور مکرر خانواده ها در پشت درهای بسته اردوگاه لیبرتی بودیم که با فریاد عزیزانشان را طلب می کردند. خانواده ها مکاتبات بسیاری با مراجع بین المللی داشتند و اراده جدی خود برای ملاقات با فرزندانشان و رهایی آنان را اعلام نمودند. اعضای جدا شده، در سال گذشته ضمن افشای ماهیت فرقه ای و تروریستی سازمان مجاهدین … 

خانواده های گروگانهای مجاهدین خلق فرقه رجوی کمپ لیبرتی فوریه 2016کیهان لندن: لیبرتی: سودای ارتش آزادی و ماجراجویی رهبرانش

https://youtu.be/tpaXueZ9WAc

لینک به منبع

امیدواریم با فرا رسیدن بهار شاهد بیداری اعضای فرقه مجاهدین باشیم

یامقلب القلوب والابصار، یامدبرالیل والنهار، یامحول الحول والاحوال ، حول حالناالی احسن الحال

عید سعید نوروز و آغاز سال نو که تحول احوال، تقلب دلها و بصیرتها را نوید می دهد خدمت خانواده ی اعضای در بند فرقه رجوی و همچنین جداشده ها تبریک و تهنیت عرض نموده و از خداوند متعال آرزومندیم که سال ۹۵، سالی سرشار از سلامتی، شادمانی و موفقیت برای عموم ملت ایران و به خصوص خانواده های رنج کشیده اعضای فرقه رجوی و جداشده هایی که شجاعانه حصارهای ذهنی و فیزیکی را درهم نوردیده اند، باشد.

نوروز که موسم نزدیکی و پیوند دلها و آرزوهاست فرصت مناسبی است تا با یکدیگر عهد وپیمان ببندیم که برای رسیدن به ایرانی آباد، مستقل و توسعه یافته و تحقق یک زندگی توام با معنویت، آرامش و امید، لحظه ای از تلاش و کوشش دست برنداریم. امید است که تلاش مستمر و خستگی ناپذیر خانواده ها، جداشده ها و دست اندرکاران در سال ۹۵ به تخلیه کامل اردوگاه لیبرتی، ملاقات خانواده ها با عزیزان در بندشان و جدا شدن اعضا از فرقه رجوی بیانجامد.

در سال ۹۴ شاهد حضور مکرر خانواده ها در پشت درهای بسته اردوگاه لیبرتی بودیم که با فریاد عزیزانشان را طلب می کردند. خانواده ها مکاتبات بسیاری با مراجع بین المللی داشتند و اراده جدی خود برای ملاقات با فرزندانشان و رهایی آنان را اعلام نمودند. اعضای جدا شده، در سال گذشته ضمن افشای ماهیت فرقه ای و تروریستی سازمان مجاهدین از هیچ تلاشی برای رهایی سایر اعضای این فرقه دریغ ننمودند و به طرق مختلف اعلام نمودند که تا نابودی فرقه رجوی از پای نخواهند نشست و هرگز دوستان و بستگان در بندشان را فراموش نمی کنند و تا نجات و رهایی آنان آرام نمی گیرند. حمایت مسئولین و دست اندرکاران از تلاش خانواده ها و جداشده ها چشمگیر بوده و موجب دلگرمی خانواده ها در این راه بوده است.

سالهاست که رجوی در آغاز سال نو به اعضای خود نوید پیروزی در سال جدید را می دهد ولی نه تنها خبری از پیروزی نیست بلکه هر روز بیشتر از روز گذشته رسوا و منهدم می شود و با توسل به دروغ ها و ترفندهای جدید می کوشد که از جداشدن اعضا جلوگیری کند.

فرا رسیدن بهار، پرتوی دلربا و چهره ای زیبا از آفرینش است که پیش از آمدنش، انبوه انسان ها را به تلاش و کوشش دعوت می نماید. با فرا رسیدن عید باستانی نوروز، طبیعت زمستان خورده، رو به سبزی و شکفتن کرده، قلب انسان ها را نشاط و سرزندگی فرا گرفته و غبار کدورت از دلها زدوده می شود و بسیاری از ارزش های متعالی دینی و ملی را دوباره از نو زنده می سازد، امید است که با حضور خانواده ها در پشت درب اردوگاه لیبرتی در سال گذشته، عشق و محبت در وجود ساکنان لیبرتی جوانه زده باشد و اینک با فرا رسیدن بهار شکوفا شود و در سال ۹۵ شاهد به ثمر نشستن تلاش خانواده ها، جدا شده ها و دست اندرکاران و همچنین بیداری اعضای فرقه مجاهدین باشیم.

بهاروقتی که ازپنجره سرک می کشد
بی آنکه بخواهی یاد بنفشه ویاس واقاقی دارد
کاش زودتر رسد آنروز؛ که شمیم بهار را
از پیراهن یوسف سفرکرده بشنویم

عاطفه نادعلیان

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24087

به بهانه تماشای “امکان مینا” 

Kamal Tabrizi 2عاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، ششم مارس ۲۰۱۶:… اساس قصه «امکان مینا» که قصه‌ای عاشقانه است به درستی از کار درآمده است. فیلمساز از یک سو زندگی مشترکی را روایت می‌کند که در دهه ۶۰ شکل می‌گیرد اما از وقایع جامعه و اتفاقاتی که در این دهه رخ داده غافل نشده است. مسایل آن روز به درستی روایت می‌شود جامعه درگیر دفاع است و این مسئله بدون شعارزدگی با ارایه تصاویر کوتاه و موجز از پدافند … 

Kamal Tabrizi 2

“Mina’s Choice” gives warnings to families about danger of Daesh: director

لینک به منبع

به بهانه تماشای “امکان مینا”

بعد از تماشای فیلم سینمائی “امکان مینا” در جشنواره فیلم فجر، در حال خارج شدن از سالن سینما فرهنگ، حرفهای مردم را که با هم صحبت می کردند می شنیدم. “مگر ممکن است؟ مگر می شود؟ به یک زن در تهران دستور بدهند که به نفع دشمن جاسوسی کند، شوهرش را با اسلحه بکشد، بچه اش را سقط کند، آخر سر هم سیانور بخورد و او هم راحت قبول می کند؟ این چه جور آدمی است؟ واقعا چه عاید این ها می شد؟ این چه نوع مبارزه ایست؟”

درست است، پذیرش این مسئله جدا مشکل است، خصوصا این که مشاهده کنیم نه تنها چیزی عاید این افراد نمی شود بلکه هست و نیست خود را هم برای هیچ و پوچ در این راه می گذارند. اگر با پدیده “کنترل ذهن مخرب فرقه ای” که در عوام به مغزشوئی معروف است آشنائی نداشته باشیم چنین ماجراهائی غیرقابل باور می نماید. کسانی که با این پدیده سر و کار نداشته اند اعضای فرقه ها را افرادی محجور و ناقص العقل میدانند، حال آن که اتفاقا این افراد با هوش و تحصیلکرده و در عین حال صادق و فداکار هم هستند.
امروزه در میان دانشمندان علوم انسانی و روانشناسی این پدیده به عنوان “تهدید اصلی هزاره سوم” و خطرناک ترین نوع آسیب اجتماعی، بسا فراتر از اعتیاد، معروف گردیده که اساسا تخریب نهاد خانواده، یعنی اصلی ترین پایه جامعه را هدف قرار داده است.

ایران کشوری است که تجربه سنگینی از بابت این پدیده پشت سر گذارده است، اما متأسفانه به حد کافی به آن پرداخته نشده است. مدتی است که کشورهای اروپائی با مقوله جذب جوانان توسط فرقه های تروریستی نظیر القاعده و داعش روبرو شده اند. جوان باهوش و تحصیل کرده فرانسوی که هیچ کمبودی ندارد، زندگی راحت در غرب را رها کرده و به داعش می پیوندد تا هر جرم و جنایتی را به نام آرمانخواهی انجام دهد و به کار خودش هم افتخار می کند. در کشورهای اروپائی نظیر انگلستان اخیرا نهادهائی دولتی و امنیتی برای ممانعت از جذب جوانان توسط فرقه های تروریستی بوجود آمده که با بودجه های کلان فعال شده اند.
برای مقابله با این پدیده شوم خانمان برانداز باید تمامی دستگاه ها فعال شوند. کار اطلاعاتی و امنیتی می بایست در کنار کار آموزشی و فرهنگی انجام گیرد. سیستم های امنیتی در غرب برای دانش اموزان جلسات متعدد ترتیب می دهند و آن ها را نسبت به تهدیدات جذب توسط فرقه های تروریستی آشنا می کنند و به آن ها تعلیم می دهند که چگونه موارد مشکوک را با هوشیاری گزارش نمایند.
کار رسانه، اعم از رسانه ملی و سینما و نشریات و غیره در این خصوص به عنوان آگاهی رسان بسیار مهم است و متأسفانه در این رابطه کم کاری صورت گرفته است. درست است که فرقه تروریستی مجاهدین خلق دیگر توان جذب در داخل کشور را ندارد اما پدیده کنترل ذهن مخرب فرقه ای از بین نرفته و روز به روز ابعاد پیچیده تری به خود می گیرد و “فرقه مجاهدین خلق” تجربه خونباری است که باید به آن در این رابطه پرداخته شود.

خانم مارگارت سینگر در کتاب خود با عنوان “فرقه ها در میان ما” (ترجمه ابراهیم خدابنده) اشاره میکند که رهبران فرقه ای در همه جا هستند. او می نویسد که درست است که همه کس جذب آن ها نمی شود و درست است که کسانی که جذب می شوند همیشه با آن ها نمی مانند، اما به اندازه کافی جذب می شوند و به اندازه کافی با آن ها می مانند تا یک تهدید مخرب عمومی محسوب شوند.

کمال تبریزی کارگردان فیلم امکان مینا در مورد این اثر می نویسد: “باید مراقب بود… لحظه هایی در زندگی عاشقانه هست که می تواند خطرناک باشد! دروغ و خیانت، امکان تغییر مسیر سرنوشت را به دنبال دارند! چهره ها می توانند نقاب های متفاوت باشند! باید مراقب بود!…رفتارهای غیر قابل پیش بینی امکانی جبران ناپذیر را فراهم می کنند! امکانی هراسناک!…امکانی رنج آور!…امکانی که در اختیار یک زن قرار گرفته است!…امکان یک فاجعه!… امکان مینا!

در سایت خبرگزاری فارس مطلبی تحت عنوان “امکان مینا: داستان عشق و غافلگیری / نمایش چهره کریه منافقین بدون شعارزدگی” به شرح زیر آورده است:

“به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری فارس، فیلم سینمایی «امکان مینا» ساخته کمال تبریزی داستانی را روایت می‌کند که مربوط به دهه اول انقلاب است. مهران و مینا زوجی جوان که در ابتدا شاهد خوشبختی و سعادت آن‌ها هستیم با مشکلی در زندگی مواجه می‌شوند، آن هم رسوخ عقاید گروهک منافقین در ذهن و فکر «مینا» است. مهران که خبرنگار خبرگزاری است و مدام با دبیرش به دلیل عدم چاپ حقایق مشکل دارد، براثر بمباران منطقه‌ای که همسرش در آن جا مشغول به تحصیل در آموزشگاه دخترانه و آماده‌سازی خود برای شرکت در کنکور است متوجه فعالیت‌های مشکوک وی می‌شود.

اساس قصه «امکان مینا» که قصه‌ای عاشقانه است به درستی از کار درآمده است. فیلمساز از یک سو زندگی مشترکی را روایت می‌کند که در دهه ۶۰ شکل می‌گیرد اما از وقایع جامعه و اتفاقاتی که در این دهه رخ داده غافل نشده است. مسایل آن روز به درستی روایت می‌شود جامعه درگیر دفاع است و این مسئله بدون شعارزدگی با ارایه تصاویر کوتاه و موجز از پدافند هوایی و موشک‌باران و صحبت‌های مردم درون تاکسی به این موضوع بسنده می‌کند و از موضوع اصلی خود که حرکت هدفمند گروه‌های تروریستی است غافل نمی‌شود و فعالیت این گروه‌ها و مراقبت ماموران امنیتی را به درستی روایت می‌کند. فیلمساز اتفاقات آن دوره را به درستی به تصویر می‌کشد و در عین حال به وجه انسانی و عاشقانه اثر هم توجه درست دارد؛ زیرا هسته اصلی قصه عاشقانه این زن و مرد جوان است. فیلم به خوبی روایت این عشق و دلدادگی، شک و خیانت را به مخاطب ارایه می‌دهد.

لحظه بحران‌زای فیلم هوشمندانه و در جایگاه مناسب قرار داده شده است. این لحظه زمانی شکل می‌گیرد که گوشه‌ای از پنهان‌کاری همسر برملا می‌شود و مهران خود را در اتاقی می‌یابد که تمام راز و رمز زندگی مینا برایش روشن می‌شود. واکنش مهران در آن لحظه بسیار درست طراحی شده است اما این شک، دودلی و مخفی‌کاری در وجودش تبدیل به یک زخم عمیق می‌شود.

او با اطلاعاتی که از ماموران به دست آورده است دست به کاری خطرناک می‌زند و خودسرانه همسرش را از خانه‌ای که مطمئن است توسط ماموران شنود دارد، خارج می‌کند. کاری که رفتار او را از مرز رفتارهای درست و متعادل اجتماعی خارج می‌کند زیرا او شرایطی را تجربه می‌کند که هیچ فردی در شرایط عادی آن را تجربه نکرده است. از یک سو همسرش مورد اغفال قرار گرفته و وارد گروهکی تروریستی شده است که برایش هیچ یک از مناسبات انسانی مهم نیست و تنها هدفش رسیدن به مقصود گروهک است و دیگری این که او مورد خیانت توسط همسرش قرار گرفته است و مدت ها پیوستنش به منافقین را از همسرش که به او عاشقانه علاقه‌مند است مخفی نگه داشته است و با تصمیم سرکردگان مجبور به سقط فرزند و از بین بردن همسر (مهران) است.

جای جای رفتارهای شخصیت‌ها به درستی طراحی شده است در بخشی که مهران خود را به گونه‌ای به مینا معرفی می‌کند که گویی سالهاست در گروهک منافقین فعال است، مخاطب بهت‌زده و متعجب می‌کند و به قدری این لحظات خوب کارگردانی شده و بازی‌ها به درستی در ارایه نقش جدید مهران با نام مستعار ساسان ارایه شده که مخاطب برایش باورپذیر است. همچنین در لحظه‌ای که مهران وارد خانه می‌شود و با پس زمینه‌ای که از رفتار مینا و گوش سپردن به صحبت‌های «جاوید» (یکی از سرکردگان منافقین) طراحی شده است مخاطب باز هم غافلگیر شده و احساس می‌کند مینا قصد دارد به عمر مهران خاتمه دهد.

«امکان مینا» در حوزه داستانی چهره کریه و منفور گروهک منافقین را به مخاطب با ظرافت و به دور از هرگونه شعارزدگی به نمایش می‌گذارد و جنایات انسانی این گروهک در دهه ۶۰ را به درستی روایت می‌کند. این فیلم یک بار دیگر مهارت تبریزی را در کارگردانی به رخ می‌کشد. فیلم براساس استانداردهای سینما از جهت نوع داستان، شکل روایت فیلمنامه، نحوه بازی‌گیری از بازیگران، کارگردانی و… ساخته شده است. تیم منوچهر محمدی، کمال تبریزی و فرهاد توحیدی فیلمی پرکشش، پرتعلیق و دارای پایان تکان‌دهنده و دور از ذهن مخاطب را روایت کرده است. فیلم برخلاف آثاری که این روزها شاهد آن هستیم دارای قهرمان است و مخاطب فیلم را تا لحظه آخر همراه می‌کند.”

کمال تبریزی کارگردان فیلم اظهار کرد: “اصلی ترین انگیزه من برای ساخت این فیلم اشاره به موقعیتی است که هم اکنون دنیا درگیر آن است . این روزها جریانات سیاسی خاصی با روش حرکت و رفتار خود، مردم و خانواده ها را هدف گرفته اند. به عنوان مثال جریانی مثل داعش که همه آن ها را مترادف با کشتار و نابودی خانواده ها می دانند از این جمله است. زمانی که طرح این فیلم ارائه شد یاد دهه ۶۰ افتادم که شاید هیچ کدام از مردم دنیا نمی دانستند ما با چنین مشکلی مواجه بودیم اما اکنون این نوع نگرش یک نمونه بارز مانند داعش دارد اما همه مردم جهان باید بدانند مردم ما نوعی از جریان داعش را در آن دهه تجربه کردند و اتفاقات آن دهه مشابه آنچه اکنون در کشورهای همسایه یا گاه حتی شاید کشورهای اروپایی رخ می دهد است.”

منوچهر محمدی تهیه کننده سینما می گوید: “دهه ۶۰ پر از اتفاقات و حوادث است که شاید برای نسل جوان باور برخی موضوعات و اتفاقات آن دوران خیلی عجیب باشد. رجوع به آن دهه پر التهاب بخصوص از دریچه سینمای قصه گو امر جالبی بود و اینکه فیلمی غیر آپارتمانی ساخته شود تا تاثیر مسائل سیاسی بر زندگی افراد دیده شود، از دیگر مسائلی بود که برای من جذابیت داشت. این مسائل از موارد جذابی بود که مرا برای رفتن به سراغ این موضوع ترغیب می کرد و در نهایت تلاش کردیم اثری بسازیم که به شناخت یک دوره تاریخی کمک می کند. عده ای این طور مطرح کردند که چرا حالا این فیلم را ساخته ایم اما به هر حال جریان فرقه گرایی مربوط به هیچ دوره خاصی نمی شود. چه کسی فکر می کرد در این دهه جریانی مانند داعش ایجاد شود؟ واقعا شاید اگر در آن دهه در برابر این جریانات مقاومت نمی شد ما اکنون با چنین پدیده ای در سطح گسترده مواجه بودیم.”

“امکان مینا”، گوشه ای از یک پدیده شوم را به خوبی و با هنرمندی به تصویر کشانده است. به عقیده من این کار باید خصوصا برای نسل جوان، تحصیل کرده و آرمانخواه ادامه دار باشد. این فیلم فوق العاده تأثیر گذار و جذاب تهیه شده و سؤالاتی را در ذهن هر بیننده ای بوجود می آورد که البته شروع بسیار خوبی است.

عاطفه نادعلیان

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24074

تناقض گوئی مجاهدین در انتخابات ایران (+ هشت مارس، روز زن)

Mojahedin_Khalq_Rajavi_cult_Election2016عاطفه نادعلیان، انجمن نجات، مرکز تهران، پنجم مارس ۲۰۱۶:…  ژان پل سارتر : با دست های آلوده به خون نمی توان از مبارزه برای آزادی و دموکراسی حرف زد. سایت فرقه مجاهدین خلق سالهاست که با اخباری ساختگی و غیر مستند و درج تصاویری مشابه تصویر فوق، بیان می کند که مردم مخالف حکومت هستند و پوستر های تبلیغاتی را پاره می کنند و می دانند که آرایشان هدر می رود، بعد از برگزاری انتخابات از خلوت بودن شعب اخذ … 

همکاری مافیای آلبانی و مجاهدین خلق، فرقه رجوی حضور مجاهدین خلق در آلبانی تهدیدی برای این کشور است

عاطفه نادعلیان، مرکز تهران:
لینک به منبع

تناقض گوئی مجاهدین در انتخابات ایران

سایت آفتابکاران به نقل از سایت مجاهدین خلق مطلبی تحت عنوان “جوانان قصد رای دادن در انتخابات ایران را ندارند و به جای آن دنبال تغییر رژیم هستند” را آورده و گفته است که دو انتخاب پارلمان و مجلس خبرگان ممکن است آینده کشور را شکل دهند ولی بسیاری از جوانان احساس می کنند که آراء آن ها هدر می رود.
دموکراسی به مفهوم حکومت مردم بر مردم است که از آن به حکومت عدد یا حاکمیت اکثریت در جوامع دموکراسی تعبیر می شود. برای جلوگیری از تشکیل حکومت اکثریتی که عامی، جاهل، ناصالح یا ظالم می باشند، سه شرط در تحقق دموکراسی قائل شده اند:

اولین شرط تحقق دموکراسی در یک جامعه، مشارکت جامعه در رای گیری آزاد و انتخاب نمایندگان و یا حکومت است که لازمه تحقق این شرط بالا بودن سطح فرهنگ و آگاهی جامعه می باشد که با بینش و شناخت کافی و به دور از هرگونه فشار تبلیغاتی در انتخابات شرکت کنند.

دومین شرط تحقق دموکراسی، امکان انتخاب برای مردم بین احزاب و گروه های مختلف است که در کشورهای تک حزبی، این انتخاب در واقع تحقق نمی یابد.

سومین شرط تحقق دموکراسی، حق مخالفت با حکومت منتخب اکثریت است و باید حقوق اساسی افراد جامعه اعم از اینکه در اقلیت یا اکثریت باشند حفظ شود.

با توجه به شرح فوق برای حفظ مفهوم انتخاب، دموکراسی و حق رای باید در انتخابات شرکت کرد و در تعیین سرنوشت جامعه مشارکت نمود. انتخابات پارلمانی پیامدهای ملموسی در تمام سطوح خواهد داشت و به معنی ترسیم سیاست های جدید دست کم در ابعاد داخلی می باشد. علاوه برآن محافل تصمیم ساز بین المللی نیز حساسیت زیادی نسبت به نتایج انتخابات پارلمانی دارند. کشورهای خارجی میزان مشارکت مردمی، رای دهندگان، ائتلاف ها و نتایج انتخابات را به دقت بررسی می کنند، هر نتیجه ای که به دست بیاید برای آنان مفهوم خاص خود را دارد.

سازمان مجاهدین در طی سالیان گذشته هر جا که بحث انتخابات مطرح شده مطالبی اینگونه متناقض بیان نموده است. می گوید که انتخابات ممکن است آینده کشور را شکل دهد، پس چگونه است که جوانان احساس می کنند آراء آنان هدر می رود؟ اینان سر خود، بیانگر احساسات جوانان هستند. هنوز هم بعد از سال ها نمی خواهند بپذیرند که جوانان این کشور در سطحی از درک و شناخت هستند که فریب شعارهای کلیشه ای این فرقه را نخورند. جوانان این کشور در هشت سال جنگ تحمیلی با نثار جان خود از این کشور در برابر دشمن متجاوز دفاع کردند و اینک در کسوت مدافعان حرم به میدان نبرد علیه ظلم و شرک می شتابند و از کشته شدن در راه صیانت از اسلام و مسلمین باکی ندارند .

از آنجا که شرط اول تحقق دموکراسی، شرکت در انتخابات است پس چرا گروه های مخالف از جمله مجاهدین شعار نه به انتخابات را سر می دهند. این ها به دنبال اهداف و نیات خودشان هستند. شعار آزادی خواهی و دموکراسی سر می دهند در حالی که در همان مجموعه کوچکشان، کمترین حقوقی برای اعضایشان قائل نمی شوند و آن ها را از حقوق انسانیشان محروم می کنند. سال هاست که حق خروج از کمپ های جهنمی را ندارند، حق اندیشیدن به دنیای بیرون و حقوق طبیعی خود را ندارند. در غیر اینصورت ساعت ها تحت فشار و بازخواست مسئولین خود قرار می گیرند. به سردمداران این گروه می گوییم: شما سال هاست دم از آزادی و دموکراسی می زنید ولی عملکرد تان غیر از آن بوده است. صدای فریاد خواهی و ناله های مادران و پدرانی که فرزندانشان در بند فرقه شیطانی شما اسیر هستند به گوش جهانیان رسیده ولی شما حق ملاقات را از آنان سلب کرده اید و با سنگ و توهین پاسخ آن ها را می دهید. کافی است که یک انتخابات آزاد و واقعی در فرقه خود برگزار کنید تا مشخص شود که خیلی از اعضا از شما بریده اند ولی حق انتخاب ندارند که به زندگی عادی بازگردند. در همه ی دنیا حقی به نام حق ملاقات برای زندانی قائلند. ولی در قاموس شما، این حق حذف شده است و هر کس این حق را طلب کند، سر به نیست می شود. آیا این است آزادی خواهی و دموکراسی محوری شما؟

ژان پل سارتر : با دست های آلوده به خون نمی توان از مبارزه برای آزادی و دموکراسی حرف زد.

مجاهدین خلق انتخابات ایرانسایت فرقه مجاهدین خلق سالهاست که با اخباری ساختگی و غیر مستند و درج تصاویری مشابه تصویر فوق، بیان می کند که مردم مخالف حکومت هستند و پوستر های تبلیغاتی را پاره می کنند و می دانند که آرایشان هدر می رود، بعد از برگزاری انتخابات از خلوت بودن شعب اخذ رای و عدم استقبال مردم سخن می گوید و پس از اعلام نتایج آرا و آمار مشارکت بالای مردم، شعار تقلب و دروغین بودن انتخابات را سر می دهد. این ضرب المثل مصداق فرقه مجاهدین است، گر اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی. فرقه مجاهدین نخست حقوق انسانی برای اعضای خود قائل شود بعد شعار آزادی خواهی برای ملت ایران سر بدهد.

عاطفه نادعلیان

حسین، مرکز فارس:
لینک به منبع

به مناسبت هشتم مارس روز جهانی زن

چند روزی به هشتم مارس که روز جهانی زن نامیده شده است باقی نمانده است! مریم رجوی که خودش را بزرگتر زنان کل جهان میداند و در این توهم است که آمده که حق و حقوق آنان را که در طول تاریخ پایمال شده است را به آنها برگرداند٬هرساله با راه ا نداختن یک خیمه شب بازی و با صرف هزینه های بسیار و دعوت مهمان خارجی از گوشه و کنار جهان٬میخواهد خودش را یک فعال حقوق زنان هم نشان دهد و مثلا و در خیال باطل خویش بگوید که منم که بدنبال احقاق حقوق زنان هستم! اما اگر به کارنامه سراسر سیاه و خفت بار مریم رجوی نگاهی بیندازیم٬تنها چیزی که مشاهده میشود دروغ٬تظاهر٬دجالگری٬ حرفها و ادعاهای پوشالی و در یک کلام شارلاتان بازی است! در فرقه کثیف مجاهدین٬ زنان صدبرابر مردان تحت ستم و سوءاستفاده جنسی و جنسیتی بودند! مسعود رجوی با براه انداختن انقلاب سراسر دروغ و کلک در سازمان٬آنها را وادار به طلاق اجباری کرد تا بتواند با دست بازی بیشتر صاحب فکر و جسم و روح زنان نگونبخت در سازمان شود و مریم رجوی اورا تمام قد حمایت میکرد و او بود که مزخرفاتی که بحث های انقلاب نامیده میشد را برای او تئوریزه و به خورد اعضاء میداد! در فرقه تروریستی رجوی٬زنان کوچکترین حقی حتی درامورات شخصی و ظاهر خود نداشتند! در سازمان مجاهدین٬ زنان اجازه حتی صحبت کردن با یک مرد نداشتند.نه مردی که عضو سازمان نباشد٬مردی که سالیان سال بود که عضو سازمان بود و خودش از مسئولین سازمان محسوب میشد! در سازمان مجاهدین زنان حتی اجازه اصلاح صورت خود را نداشتند.گاهی زبان از بیان بعضی واقعیات بند میآید و ترجیح میدهیم چیزی نگوییم. نه باین مفهوم که انگیزه ای یا حرفی برای گفتن نیست٬بلکه برای حفظ بعضی حریم و حرمت ها! در فرقه مجاهدین٬ از سوی شخص مریم رجوی به زنان٬ دستور تشکیلاتی داده شده بود که بایستی حتی حرف زدن و لحن بیان خودشان را به گونه ای کنند که خشن و دافعه برانگیز باشد تا مبادا برادران بسوی آنها جذب شوند! کسی که این دستور را میدهد٬در اعماق ذهن و ضمیر خویش کمترین ارزشی برای مقام زن قائل نیست و تماما بر این است تا از او استفاده ابزاری کند! مریم رجوی با دجالگری هرچه تمامتر در سخنرانی هایش فریاد میزند که قرآن گفته: لااکراه فی الدین! اما او خود در سازمان بیشتر اجبار را بر زنان تحمیل میکرد. هیچ زنی در سازمان حق حتی خواندن یک مقاله یا روزنامه بغیر از آنچه در سازمان تایید شده بود را نداشت.کدام لااکراه فی الدین؟! اکنون سوالات مشخص از شخص مریم خانم اینست:۱- طلاق اجباری در سازمان به چه دلیل؟ تو که اینقدر در نشستها قشنگ صحبت میکنی و از ارزش زنان ومردان میگویی٬ مگر همین زنان و مردان نیستند که خانواده و جامعه را تشکیل میدهند و تو ادعا داری که برای آزادی آنها مثلا میجنگی؟۲- تو که ادعا داری که زن و مرد با هم برابرند و هیچ فرقه بین آنها وجود ندارد٬چطور حتی در تشکیلات جهنمی خودت که همه چیز تحت کنترل بود٬یک زن مسئول با تحت مسئولش اجازه نداشتند تنهایی سر موضوعی پنج دقیقه حرف بزنند؟ از چه میترسیدی؟ ۳-تو که ادعا داشتی که سازمان مجاهدین آزاد ترین سازمان انقلابی موجود در جهان است٬چرا درب قرارگاه اشرف را چهار قفله کرده بودی که مبادا کسی از آنجا فرار نکند و اسرار جهنمیت لو نرود؟۴- خانم رجوی تو چه گلی بر سر زنان سازمان خودت زدی که ادعا داری میخواهی آزادی را برای زنان جهان به ارمغان بیآوری؟۵- برسر زنانی که تو را قبول نداشتند و قصد جدا شدن از سازمان را داشتند چه آوردی؟مکانهای خاک کردن آنها کجاست؟آیا اطلاعیه قتل آنها را منتشر کردی؟۶- دختر بچه ۱۷-۱۸ ساله بنام آلان محمدی را بخاطر داری؟ او چرا در برج نگهبانی کلاشینکف بر زیر گلوی خود گذاشت و ماشه را چکاند؟ آیا از تنهایی او و از فشاری که روی او بود خبر داشتی؟۷- زنان نگون بختی که حاضر به شرکت در جشن رقص رهایی نبودند٬چه بر سرشان آمد؟ راستی از زهرا نوری چه خبر؟ چرا شب خوابید و صبح بیدار نشد؟
خانم مریم رجوی٬تو به معنی واقعی کلمه سمبل مجسم شیطان هستی! تو افریطه ای هستی خون آشام که سالیان نوری از انسانیت فاصله داری!به همین دلیل هم هست که شاگرد اول مدرسه رذالت مسعود رجوی هستی!
زنان و مردان درفرقه رجوی٬هردو قربانی هستند. تمامی زنان و مردان در سازمان مجاهدین از ابتدای ورودشان تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی قرار میگیرند و بطوریکه خودشان هم متوجه نمیشوند٬شستشوی مغزی میشوند! و در این داستان این زنان هستند که خیلی بیشتر از مردان ضربه میخورند. آنها علاوه بر ذهن و جسمشان٬شخصیتشان٬غرور و عفت و همه چیزشان مورد تعرض قرار میگیردو به مراتب ضرباتی سهمگین تر به آنان وارد میشود!
بامید روزی که تمام زنان و مردان اسیر در این فرقه کثیف و تروریستی از خواب عمیقی که رفته اند بیدار شوند و به جامعه عادی بازگردند!
حسین

*** 

مصاحبه احسان بیدی با نشریه دیتا در تیرانااحسان بیدی، تیرانا: تبعات ورود تعداد کثیری از مجاهدین خلق به آلبانی را جدی بگیریم

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

به یاد آلان محمدی و مرجان اکبری دوجوان معترضی که بوسیله جلادان فرقه رجوی به قتل رسیدند

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

***

همچنین:

خیمه شب بازی فرقه تروریستی رجوی تحت عنوان روز جهانی زن در پاریس

غفور فتاحیان، پیوند رهایی، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۶:… دستگاه مافیای رجوی برای خودنمایی و روحیه دادن به نیروهای وا رفتۀ خود و تبلیغات بیرونی با هزینه های سرسام آور که بخش عظیمی از آن توسط سرویسهای امنیتی سعودی تآمین می شود یک خیمه شب بازی در پاریس به را ه انداخته است که نفرات شرکت کننده در آن از کشورهای عربی
 
 
Davood_Baghervand_Arshadداوود باقروند ارشد، سایت نه به فرقه ها و تروریسم، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۶:…  هموطنان خانم مریم رجوی مدیر حرمسرای آقای مسعود رجوی روز آینده شنبه ۲۷ فوریه ۲۰۱۶ در پاریس سالن گراند آرک کنفرانس زنان و آزادی زنان را برگزار میکند. از ایشان باید سوال کرد آیا در این جلسه به زنان خواهید گفت که اگر
 
 
الف. مینو سپهر، وبلاگ زنان در اسارت فرقه رجوی، نوزدهم مارس ۲۰۱۵:… درروز ۷ مارس مریم رجوی گوزیده ی مقاومت یواشکی خودرا به برلین رساند تا درحضور ۲۵۰۰ نفر ازجمله تعدادی سخنران اجاره ای وشرکت کنندگان کرایه ای با آن صدای “غاز ” مانندش ” جیغ وداد ” کند _ این مراسم تحت نام ” زنان وبردباری ” برگزار گ
 
 
حسن پیرانسر، پاریس، پانزدهم مارس ۲۰۱۵:…  بنده به عنوان یکی از اعضای اینفرقه که ۲۰ سال را در مناسبات آن در قرارگاههای مختلف در کشور عراق سپری کرده ام از نزدیک شاهد وضعیت زنان در اینفرقه بوده ام و برای من و سایر دوستان جداشده بخصوص بانوان جدا شده از اینفرقه برپایی مراسم جهانی زن از طرف اینفرقه بسیار مشمئز کننده و ریاکارانه ج