از سرسره ناصرالدین شاه تا حرم سرای رجوی

از سرسره ناصرالدین شاه تا حرم سرای رجوی

از سرسره ناصرالدین شاه تا حرم سرای رجویجواد فیروزمند، آریا ایران، دهم مارس 2020:… گروهی که در ابتدا مدعی حقوق برابری زنان بود اما با یک دگرگونی در عمق کشور متجاوز که صدام حسین حکمران آن بود، به تاسیس سرسره ایدئولوژیک روی آورده و نام آن را انقلاب ایدئولوژیک نامید. در این سرسره ایدئولوژیک که بر پیشانی سازمان مجاهدین خلق حک گردید، ابتدا مریم قجرعضدانلو مهدی ابریشمچی را از مقام شوهری به پایین انداخت و سپس به سوی معبود خود مسعود رجوی شتافت. بنام مبارزه با رژیم و جنسیت زدگی، زنان سازمان را از شوهران و فرزندان و خانواده رهانید و آنگونه که زنان جداشده از مجاهدین اذعان داشته اند، زنان سازمان را به رقص رهایی با مسعود رجوی کشاند. از سرسره ناصرالدین شاه تا حرم سرای رجوی 

افشاگری گاردین از همکاری مریم رجوی در تجاوز مسعود رجوی به زنان مجاهد خلق The Guardian: Ex members accuse Maryam Rajavi of coordinating routine sexual abuse

از سرسره ناصرالدین شاه تا حرم سرای رجوی

جواد فیروزمند

آقای جواد فیروزمند

بیش از صد سال است که ۸ مارس روز جهانی زن اعلام شده است. یک روز تاریخی برای برابری و تغییر در جامعه.

اولین گام در سال ۱۹۰۸ برداشته شد. یک جنبش کارگری با حضور ۱۵ هزار زن در شهر نیویورک که با یک راهپیمایی بزرگ خواهان حق رای، ساعات کار کمترو حقوق بیشتر شدند.

دو سال بعد ۱۰۰ زن از ۱۷ کشور جهان در کنفرانس بین المللی کپنهاگ روز ۸ مارس را روز جهانی زن انتخاب و اعلام  نمودند.

سازمان ملل متحد نیزدر سال ۱۹۷۵ این روز را به رسمیت شناخت.

از این تاریخ به بعد همه ساله در تمام کشورهای جهان ۸ مارس بعنوان روز جهانی زن و تلاش برای صلح جهانی گرامی داشته می شود.

روز ۸ مارس ۱۹۰۸، د ر ایران همزمان با حکومت مظفرالدین شاه قاجار و جنبش مشروطه بود.

هشتم مارس، روز زن، زنان مجاهدین خلق و مریم رجوی!

دورانی که زنان بعنوان ابزار حرمسراهای متفاوت شاهان قاجاری مورد سوء استفاده قرار می گرفتند و در جامعه زنان ایران نیز از حقوق برابری یا … خبری نبود.

جَدّ او فتحعلی شاه که بیش از ۱۰۰۰ زن در حرمسرایش غوطه ور بودند و پدرش ناصرالدین شاه که ۱۱۲ زن عقدی و صیغه ای داشت و با خدمه همراه به ۲۰۰۰ تن می رسید.

در تاریخ است که ناصرالدین شاه روزی چند ساعت را برای رسیدگی به امور جنسی خود و زنانش می پرداخت. به همین دلیل از سرسره ای که از فتحعلی شاه به ارث رسیده بود، استفاده می نمود و با زنان حرمسرای خود سکس می کرد.

سرسره ناصرالدین شاه، یا سرسره مرمر وسیله‌ای به شکل سرسره بوده‌است که برخی دیگر شاهان سلسله قاجار از آن برای سكس با زنان حرم‌سرای خود استفاده می‌نموده‌اند.

نحوه استفاده از سرسره بدین صورت بود که شاه و تمامی همسران برهنه می‌شدند. شاه در پایین سرسره و در مکانی که بدن وی را ثابت و با حالت مناسب نگاه می‌داشت، مستقر می‌شد و همسران یکی یکی از بالای سرسره به پایین سرازیر می‌شدند و بعد از تماسی مختصر از شاه جدا می‌شدند تا نفر بعدی به پایین سرازیر شود. در مورد موقعیت شاه دو روایت هست (طاق‌واز خوابیده زیر سرسره و یا قرار گرفته در روبروی آن). [این قسمت به نقل از ویکی پدیا و تاریخ نگاری توسط علی اکبر دهخدا، یرواند آبراهامیان و … می باشد.]

سرسره ناصرالدین شاهی یکی از اسباب مهم سوء استفاده از زنانی بود که در حرمسراهای متفاوت دربار حضور داشتند و شاهان قجری از آن بهره های فراوان می بردند.

از سرسره ناصرالدین شاه تا حرم سرای رجوی

اما متاسفانه فرهنگ سرسره بازی با زنان در تاریخ میهنمان محدود به شاهان قجری نبود. تقریبا نیم قرن بعد گروهی از مردان ایرانی یافت شد که بعدها مجاهد خلق نام نهاده شدند.

گروهی که در ابتدا مدعی حقوق برابری زنان بود اما با یک دگرگونی در عمق کشور متجاوز که صدام حسین حکمران آن بود، به تاسیس سرسره ایدئولوژیک روی آورده و نام آن را انقلاب ایدئولوژیک نامید.

در این سرسره ایدئولوژیک که بر پیشانی سازمان مجاهدین خلق حک گردید، ابتدا مریم قجرعضدانلو مهدی ابریشمچی را از مقام شوهری به پایین انداخت و سپس به سوی معبود خود مسعود رجوی شتافت. بنام مبارزه با رژیم و جنسیت زدگی، زنان سازمان را از شوهران و فرزندان و خانواده رهانید و آنگونه که زنان جداشده از مجاهدین اذعان داشته اند، زنان سازمان را به رقص رهایی با مسعود رجوی کشاند.

در سال ۲۰۱۲ میلادی، آنتوان گسلر (Antoine Gessler)، نویسنده، محقق و روزنامه نگار سوئیسی، در یک اثر تحقیقاتی از سازمان مجاهدین خلق، تحت عنوان “دزد روح” (Le Voleur d’âmes)، نوشت:

«نقش زنان در سازمان مجاهدين خلق بسيار برجسته است. از آنجايي كه كنترل آنها ساده تر از مردان است، مسعود رجوي، مردها را به جز عده اي معدود، خلع درجه كرده و درجه هاي فرماندهي را به زنان اعطا نمود. زناني كه مي بايست به لحاظ روحي و جسمي تحت امر مسعود رجوي قرار مي گرفتند.»

آقای گسلر در گفتگو با یکی از زنان سابق مجاهدین خلق، کتاب «دزد روح» را اینطور ادامه می دهد؛

« …همه زن ها می بایست از شوهرانشان طلاق می گرفتند و بصورت نمادین به همسری مسعود در می آمدند.روی یک کاغذ نوشته بودم که مایل هستم با مسعود تماس مستقیم داشته باشم. آن موقع فکر می کردم کار من یک آزمایش بدون نتیجه خواهد بود.

یکی از دوستانم به من گفته بود که رابطه ای با مسعود داشته و او یک مرد کاملا عادی است. دوست من که انتظار داشته با یک مرد خداگونه روبرو شود، حسابی سرخورده شده بود. یک سال پس از این اتفاقات، مریم رجوی به من خبر داد که مسعود مرا احضار نموده است.

مریم اطاق خواب را به من نشان داد.همه چیز آماده بود. او به من گفت چه می خواهی؟ می توانی دوش بگیری، مطالعه کنی یا تلویزیون ببینی!

من خیلی تعجب کردم وقتی دیدم درب را طوری ساخته اند که فقط به بیرون باز شود. یک تخت دو نفره همراه با تجملات زیادی در داخل اطاق قرار گرفته بود. اطاقی رویایی مانند  فیلم های سینمایی، اطاقی شاهانه…

من خیلی منتظر ماندم. تقریبا نزدیک نیمه شب مسعود آمد.عصبانی بود. مرا نشاند و از من خواست تا از تناقضات ام بگویم. اما من حرف هایم را فرو خوردم. او از من پرسید: آیا چیزی برای گفتن داری؟ من به مسعود جواب دادم که فقط می خواستم با او باشم. مسعود رو به من کرد و گفت: راست نمی گویی. تو به من باور نداری! یکی از معیارهای عاشقی این است که وقتی یکدیگر را می بینیم چیزهای زیادی برای به هم گفتن داشته باشیم. اما تو هیچ چیزی برای گفتن نداری…

مسعود از من پرسید آیا شوهرت را دوست داری؟ وقتیکه به او گفتم : بله،مسعود گفت: بین من و شوهرت چه کسی را انتخاب می کنی؟ من به دروغ گفتم: مسعود را! او به من گفت برایش بیگانه هستم و باید خودم را پاک نموده و لخت برگردم. بعد به من توضیح داد که باید با او ازدواج مذهبی کنم…

من و مسعود رجوی از نیمه شب تا پنج صبح با هم بودیم. من باید تا آخر این راه را می رفتم و فهمیدم که این مسئله یک آزمایش ایدئولوژیک نیست.

بعد از آن شب او چند بار مرا صدا کرد و همیشه می گفت که با تو احساس خوبی ندارم! “وقتی از اطاق می روی تبدیل به یک بیگانه می شوی. اینطوری نمی شود…”

من تحت فشار بودم و از اینکه در حریم خصوصی او باشم اذیت می شدم. این سخت ترین دوران زندگی من بود. دیگر قادر به حرف زدن با بقیه نبودم. خیلی می ترسیدم و وضعیت من بسیار خطرناک شده بود.

دیگر نمی دانستم چطور زندگی کنم؟ دوبار اقدام به خودکشی کردم. یک بار رگ دست چپ ام را بریدم. بار دوم قرص مصرف کردم. بعدها شنیدم که زنان زیادی در داخل سازمان مجاهدین این مسیر را طی نموده اند. مریم رجوی می داند که مسعود معتاد به سکس است و باید این موضوع را بپذیرد و با آن کنار بیاید… »

تبلیغات مجاهدین و بخصوص مریم رجوی از زنان مجاهدین در کشورهای اروپایی که ضمن نفی هر گونه سرسره ناصرالدین شاهی در تشکیلات به موضوع  پیشتازی زن مجاهد خلق می پردازد، برای اعضای سازمان کاملا بیگانه ، متضاد و دوراز دسترس است.

http://iran-interlink.org/wordpressfa/%D8%A2%D9%86%D9%87%D8%A7-%D9%86%D9%87-%D8%AA%D9%86%D9%87%D8%A7-%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D9%82%D9%88%D8%B7-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C/

مریم رجوی در وب سایت خود راجع به حقوق زنان، آزادی و برابری آنان نوشته است؛

« درباره آزادی و برابری زنان در ايران فردا بر موارد زير تأكيد می‌كنيم:

۱- آزادی‌ها و حقوق اساسی

۲- برابری در مقابل قانون

۳- آزادی انتخاب پوشش

۴- مشاركت برابر در رهبری سياسی

۵- برابری اقتصادی

۶- برابری در خانواده

۷- منع خشونت

۸- منع بهره‌كشی جنسی

۹- لغو قوانين شريعت آخوندی

۱۰-تسهيلات اجتماعی

۱۱-مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی

۱۲-علیه حجاب اجباری »

اما اعضای سابق مجاهدین که بعضا تا ۴۰ سال از نبود مینیمم آزادی های فردی رنج برده اند، بدلیل نارضایتی زندانی یا شکنجه شده اند، به طلاق های اجباری درون تشکیلاتی تن داده اند، به قطع رابطه با زن، شوهر، خانواده، پدر و مادر وادار شده اند، به حجاب اجباری تن داده اند، دائما زیر بهره کشی و تهدیدهای گوناگون رهبری سازمان بوده اند، شدید ترین خشونت های درون گروهی را تحمل نموده اند واز کوچکترین حقوق اساسی و آزادی رفتار برخوردار نبوده اند، و بهمین دلایل امروزدر برابر اتهامات واهی رهبری سازمان قرار گرفته اند، تمامی بندهای ۱۲ گانه مریم رجوی را فریبکاری و تبلیغات دروغین برای خشونت بیشتر و حضور سوءاستفاده گرانه در کشورهای اروپایی می دانند. دروغی به بزرگی این ۱۲ بند که در عالم واقع با آنچه که در درون سازمان مجاهدین خلق اتفاق افتاده و تجربه کرده اند مغایرت دارد!

جواد فیروزمند – یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۸ – ۸ مارس ۲۰۲۰

افشاگری تکان دهنده گاردین از بهره کشی جنسی در کمپ منافقین

از سرسره ناصرالدین شاه تا حرم سرای رجوی

لینک به منبع

***

Anne Khodabandeh (Singleton): Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) Anne Khodabandeh (Singleton): Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) 

مصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجویمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/بمناسبت-روزجهانی-زن/

بمناسبت روزجهانی زن ،  برنامه ویژه انجمن زنان در تلویزیون مردم

بمناسبت روزجهانی زنکانون آوا (مردم تی وی)، هشتم مارس 2020:… خانم بتول سلطانی  مدیرانجمن زنان ایران در آلمان   دررابطه با: – زنان در فرقه رجوی در استثمار و سرکوبی ما فوق تصور بصورت زنده و خانم زهرامعینی  از انجمن زنان ایران در آلمان   دررابطه با موضوعات زیر: – تبریک روز جهانی زن – دیدگاه فرقه مجاهدین نسبت به زنان و مردان و خانواده ها بصورت زنده صحبت کردند. در ادامه برنامه پیام ویدیویی خانم حمیرامحمدنژاد از انجمن زنان ایران در آلمان   دررابطه با موضوعات زیر: – تحلیل کوتاهی از تاریخچه روز زن – دیدگاه فرقه رجوی نسبت به زنان – برخورد استثماری و برده گونه فرقه رجوی نسبت به زنان پخش گردید. بمناسبت روزجهانی زن ،  برنامه ویژه انجمن زنان در تلویزیون مردم 

بمناسبت روزجهانی زنزنان حرمسرا

بمناسبت روزجهانی زن ،  برنامه ویژه انجمن زنان در تلویزیون مردم

برنامه های زنده مصاحبه با جداشدگان و منتقدین سازمان مجاهدین درتلویزیون MardomTV.com

روزجمعه ششم مارج 2020 برابر با 16 اسفند ماه 1398 ساعت 12 ظهر بوقت واشنگتن – ساعت 18 بوقت آلمان وساعت 20:30 بوقت ایران  خانم بتول سلطانی  مدیرانجمن زنان ایران در آلمان   دررابطه با:
– زنان در فرقه رجوی در استثمار و سرکوبی ما فوق تصور بصورت زنده

و خانم زهرامعینی  از انجمن زنان ایران در آلمان   دررابطه با موضوعات زیر:
– تبریک روز جهانی زن
– دیدگاه فرقه مجاهدین نسبت به زنان و مردان و خانواده ها
بصورت زنده صحبت کردند

در ادامه برنامه پیام ویدیویی خانم حمیرامحمدنژاد از انجمن زنان ایران در آلمان   دررابطه با موضوعات زیر:
– تحلیل کوتاهی از تاریخچه روز زن
– دیدگاه فرقه رجوی نسبت به زنان
– برخورد استثماری و برده گونه فرقه رجوی نسبت به زنان
پخش گردید.

مجری برنامه آقای پارساسربی مدیر برنامه تلویزیون مردم بودند.
ببنندگان و شنوندگان تلویزیون مردم در طول برنامه از طریق تلفن، ایمیل ویا فیسبوک با مهمانان برنامه تماس حاصل نموده و سئوالات خودرا مطرح کردند.

توجه همه علاقمندان را به دیدن وشنیدن این برنامه های جالب جلب می کنیم.
قابل ذکرمی باشد که این برنامه هاهمزمان از صفحه فیسبوک تلویزیون مردم تحت آدرس زیرنیزپخش گردیدند:
https://www.facebook.com/mardomtv/?fref=ts

لینک به منبع

بمناسبت روزجهانی زن ،  برنامه ویژه انجمن زنان در تلویزیون مردم

حرم سرای رجوی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/زنان-حرمسرا/

زنان حرمسرا 

زنان حرمسرامهدی خوشحال، ایران فانوس، دوازدهم ژوئیه 2019:… در این میان اما جالب ترین، مضحک ترین، کمیک ترین و پر تلفات ترین فرقه های مذهبی به فرقه مذهبی مجاهدین خلق در ایران بر می گردد که این فرقه مذهبی در سال 1965 در هیئت یک گروه تروریستی تاسیس شد و سپس بعد از 25 سال که به بن بست سیاسی و نظامی و ایدئولوژیک، رسید حرمسرای انقلابی توسط رهبر فرقه تشکیل شد. متاسفانه، ترک خوردن تابوهای تاریخی و برداشتن نقاب تزویر از چهره های پوشالی قدیسین، در ملاء مذهبی و اجتماعی کار آسانی نیست. اما حرمسرا با توجیهات مذهبی و سیاسی و مبارزاتی و ارتقاء زنان از قید و بند و اسارت مردان، توجیه شد. زنان حرمسرا 

زنان حرمسرازنان داعش و مجاهدین خلق ، قربانی فرقه  های مخرب

زنان حرمسرا 

حرم سرای رجوی

مهدی خوشحال، ایران فانوس، 11.07.2019

مهدی خوشحال

مهدی خوشحال آلمان

حرمسرا، در ابتدا حرمسرا نبود بلکه قدرت و ثروت و ایدئولوژی و فریب و جنگ، بود که بعدها به شکل و شمایل حرمسرا در آمد. در ویکی پدیا آمده است، حرمسرا به گوشه و مکان مخصوصی از قصر تعلق دارد. اما، همه قصرها حرمسرا ندارند. حرمسرا، صاحبان گوناگونی دارد که ممکن است صاحبان، قدرت و ثروت و ایدئولوژی، باشند اما زنان حرمسرا نیز جملگی قربانی نیستند بلکه تعدادی در زمره ظلم و استثمارند و در کنار صاحبان حرمسرا، قرار دارند.

از آنجا که در تاریخ یکی از دلایل عقب ماندگی ملت ها وجود حرمسرایی در راس قدرت بوده است لذا بسیاری از تاریخ نویسان در کنار شرح سرگذشت پادشاهان و نقل تاریخ، اشاره ای نیز به کم و کیف حرمسرایشان داشته اند.

اما داستان حرمسرا و علت ساخت و بافتش به همین سادگی نیست و دارای تضادها و مسایل و مشکلات پیچیده و غامض است که می تواند ضمن ناکامی صاحبان حرمسرا به بسیاری از مسایل و مشکلات جامعه به ویژه روحیات و شخصیت و خاستگاه صاحب حرمسرا، راه ببرد اگر که مسایل و مشکلات یک حرمسرا، کالبدشکافی شود و تضادها و کارکردهای زنان مختلفی که در یک حرمسرا حضور دارند و هر کدام نقش و جایگاه خاص خود را دارند، پرداخته شود. همچنین، بسیاری از حرمسراها اجزا و اعضای نزدیک به هم و مشابهت هایی دارند. مثلاً اکثر حرمسراهای بزرگ و کوچکی که در تاریخ آمده است دارای زنان جاه طلب و قربانی و اسیر و زنان سوگلی و متفاوت به هم بودند چرا این که از ابتدا زنان حرمسرا از یک نوع و یک گروه و محصول یک طبقه اجتماعی از جنس سواد و خواستگاه و انگیزه ها، نبودند بلکه بعضاً تفاوت های ماهوی با هم داشتند و کارکردشان نیز با هم فرق می کرد اگرچه جملگی، زنان حرمسرا شمرده می شدند.

از بارزترین و مضحک ترین تشابهت های حرمسرا، این است که همه نماد قدرت و ایدئولوژی و جنگ، هستند و از ابتدا قرار بر ساخت و بافت حرمسرا نبود و در ادامه مسیر که پادشاه و یا رهبر، از آرمان مردم فاصله گرفت، ساخته و پرداخته شد و جملگی یک مرد در راس حرمسرا قرار دارد و زنان به طبقات و مسئولیت های مختلف چیده می شوند. حرمسرا، در گذشته که یکی از نمادهای قدرت و جنگ بود توسط پادشاهان ساخته و پرداخته می شد اما در مسیر تاریخ، رهبران فرقه ها نیز به عنوان نماد ایدئولوژی و فریب، از حرمسراهای مخفی استفاده کردند که در بسیاری موارد شباهت این نوع حرمسراها که یکی توسط شاه و دیگری توسط رهبر فرقه و در زمان های مختلف ساخته شد، نزدیک به هم است. در راس حرمسرا، یک مرد و در پایین زنانی که در هیئت جلاد و قربانی، به سر می برند و جملگی تابع قوانین زورمدارانه هستند.

برای روشن شدن و باز شدن این موضوع اسفبار تاریخ، از حرمسرای پادشاهان قاجار شروع می کنیم و النهایه به شباهت هایشان با حرمسرای سایر فرقه های شیطانی می رسیم.

در تاریخ ایران و جهان، توسط شاهان و زورمندان و زرمندان، حرمسراهای گوناگونی نوشته و آمده است اما در تاریخ ایران حرمسرای قاجار معروف و زبانزد خاص و عام شده است. شاهان قاجار که هفت تن بودند و 140 سال در ایران حکومت کردند، در اصل ترک تبار بودند و به جز دو تن آخر، از 17 تا 1000 زن در اختیار داشتند. آغامحمدخان قاجار که در تاریخ به خواجه تاجدار معروف است، اولین پادشاه قاجاریه بود که تعداد 17 زن در حرمسرا داشت. او زنان را اذیت و آزار می داد. از آنجا که قادر به کامجویی از زنان نبود، در صدد انتقام از زنان بر می آمد و با شلاق و چوب زنان و دختران را می زد. او از آنجا که شجاع و جنگ طلب بود، در اواخر قرن 18 میلادی تعدادی زن را به اسارت و غنیمت گرفت و از آنان در حرمسرایش نگهداری می کرد. آغامحمدخان، از آنجا که سنگدل و خواجه بود لذا قادر به استفاده از غذاهای مختلف نبود تا ترکیب و اندامش به هم نریزد و خواجگی اش عیان نگردد. او روزی که خربزه ای را قاچ کرد تا تناول کند، نصف خربزه را برای فردایش ذخیره کرد اما از بخت بد نوکرانش خربزه را در خفاء خوردند و وقتی شاه به این موضوع واقف شد که نوکرانش باقیمانده غذایش را خورده اند نوکرانش را به دست جلاد سپرد تا تنبیه شوند اما از آنجا که شب بود و ذبح قربانی صبح زود انجام می گرفت، جلاد نوکران را آزاد کرد و آن ها وقتی پی به حکم پادشاه بردند شب هنگام زمانی که پادشاه در خواب بود سرش را از بدن جدا کردند و پا به فرار گذاشتند. وقتی آغامحمدخان، به قتل رسید قضات دربار حکم دستگیری نوکران شاه را صادر کردند و بعد از مدتی هر سه نوکر را دستگیر و به اولیای دم که سه تن زنان حرمسرا بودند، تحویل دادند تا نوکران به سزای عمل شان برسند.

زنان حرمسرای شاه، جملگی قربانی نبودند بلکه بعضاً آن چنان دریده و سلیته و سنگدل بودند که وقتی نوکران شاه رضا و عباس و خداداد، را تحویل گرفتند آن ها را توسط ابزار شکنجه پس از شکنجه دادن، مثله کردند. زنان حرمسرا، هر چه بیشتر از عمرشان می گذشت وقیح تر و شنیع تر می شدند. عجوزگان شاه که سه تن بودند در مقام اولیای دم، حین شکنجه و مثله کردن نوکران قاتل، جیغ و فریاد و ضجه می زدند و در خونخواهی شنیع تر و وقیح تر از جلاد عمل می کردند.

آغامحمدخان یا همان خواجه تاجدار، در حرمسرایش دختری از گرجستان به نام ماری یا مریم داشت. زنان اسیر گرجی که تعدادشان به شصت هزار تن می رسیدند، توسط شاهان صفویه و به عنوان غنایم جنگی به ایران آورده شدند که بعضاً نصیب بزرگان و شاهزادگان، می شدند.

فتحعلیشاه که دومین شاه قاجار بود، مانند خلف خود از صفویه سلطان حسین صفوی که طی سی سال حکومت 1000 زن در حرمسرا داشت، 1000 زن و 200 فرزند در اختیار داشت. او شاهی زنباره و شکمباره و بی لیاقت و خوشگذران بود. در زمان صدارت و حکومت او بود که طی دو نبرد با روس ها گرجستان، ارمنستان، تفلیس، باکو و نواحی شمال از ایران جدا شدند. او زنی به نام تاج الدوله داشت که از همه معروف تر و طاووس خانوم، نیز جزو زنان سوگلی بود که نژاد گرجی داشت.

محمدشاه که سومین حاکم سلسله قاجار بود چیزی بهتر از اجدادش نبود و ناصرالدین شاه که چهارمین شاه قاجار بود، 84 یا به عبارتی 120 زن در حرمسرا داشت و چیزی شبیه به سایر شاهان قاجار بود اما زنان و حرمسرایش بیشتر از همه و در خور توجه بود. ناصرالدین شاه که قادر به اداره حرمسرایش نبود، به جای کشور داری کشور فروشی را پیشه کرد. در زمان حکومتش ترکمنستان، خیوه، پاکستان، هرات و افغانستان از ایران جدا شده و به دست انگلیسی ها افتادند. او نیز زنان مقتدری چون انیس الدوله و سوگلی ای به نام جیران در اختیار داشت اگرچه دخترش تاج السلطنه، روشنفکر و منتقد پدرش بود. ناصرالدین شاه، نیز مانند شاهان دیگر دارای اوباش و چماقدار و جلادانی بود همچنین دلقکانی چون کریم شیره ای، عباس گنده و عباس پشمی و حاج اسماعیل یزدی در دربار داشت.

ناصرالدین شاه، که به قبله عالم و سلطان صاحبقران و شاه شهید معروف است چهارمین شاه از سلسله قاجار است که طولانی ترین دوران حکومت یعنی 50 سال را بر تخت شاهی نشست و متولد 1310 است و در سال 1275 به قتل رسید. او مادری به نام مهد علیا داشت که جزو زنان حسود و جاه طلب بود که قصد جان وزیر شاه امیرکبیر، را کرد. ناصرالدین شاه نیز مانند سایر شاهان قاجار، دارای حرمسرای کمیک و پر تنش و پر تضادی بود. او اداره کشور را به دست وزیر اعظمش سپرد و خود در حرمسرا گرفتار و مشغول بود. زنان حرم، در رقابت با همدیگر هر کدام دارای کنیز و نوکر و خواجه و ملیجک و دلقک و حشم و خدم و فالگیر و جادوگر بودند که در تنش و دعوا با همدیگر شاه کشورفروش و بی لیاقت را از دنیای بیرون، غافل و به اندرونی کشانده بودند. شاه النهایه از دست زنان و عجوزگان عاصی شد و فرار کرد و به گربه اش پناه برد و زنان حرم گربه شاه را به چاه انداختند تا آنجا که شاه ناگزیر از شر زنان حرمسرا به ملیجکش پناه برد و تنها با او سرگرم و حشر و نشر داشت بس که زنان متمرد و مسئله دار حرمسرا، دست و پا گیر و قلوس و پر تضاد بودند. زنان حرمسرا، به دلیل روحیه طلبکاری در مقاطع مختلف که شاه ضعیف می شد با حسادت ها و گیس کشی های زنانه قصد محبوب و مقبول و سوگلی شدن نزد دربار و باجگیری از شاه و اطرافیانش را داشتند که این امور در مجموع باعث می شد تا شاه از مدیریت کشور و حتی مدیریت حرمسرا، باز ماند.

با آنچه گفته شد و ناصرالدین شاه سرآمد سایر شاهان قاجار بود و حرمسرایی پر تنش و پر تضاد داشت، بعضی از شاهان قاجار دارای وزیرانی وطن پرست و با لیاقت همچون میرزا ابراهیم خان و امیرکبیر و فراهانی داشتند همان طور که جملگی دارای سوگلی و زنان جاه طلب و همچنین دارای گزمه و اوباش و ملیجک و دلقک و شاعران دربار بودند.

ناگفته نماند در عصر ناصرالدین شاه، زنانی معترض و روشنفکر پا به عرصه فعالیت های اجتماعی و سیاسی گذاشتند که تاج السلطنه دختر شاه، زینب پاشا و طاهره قره العین از زنان نامدار دوران قاجار بودند که آخری به فرمان ناصرالدین شاه قاجار، اعدام شد، همچنین فروغ الدوله و خازن الدوله، دیگران دختران مبارز ناصرالدین شاه بودند.

سرانجام پادشاهان قاجار که به انقلاب مشروطه رسید و دو تن آخر چون محمدعلیشاه و احمدشاه به دلیل انقلاب و رفت و آمد به اروپا دست و بال شان از بابت داشتن حرمسرا و وطن فروشی بسته شد اما همچنان راه خلف و اجداد خود را رفتند و با کوچکترین مصیبت و مشکلی کشور را ترک کرده و پا به فرار گذاشته و خود را به اروپا رساندند و بدل به اهرم فشار کشورهای اروپایی به ویژه انگلستان، علیه دولت های ایران شدند. سیاست کشتی های توپدار، حکایت از حضور شاهان و شاهزادگان قاجار در اروپا بود که حضورشان در اروپا همچنان اهرم فشار و باجگیری از شاهان بعدی در ایران بود.

 حرمسرایی که شاه مملکت را از مدیریت و کشورداری باز دارد و نماد قدرت باشد مختص پادشاهان و پادشاهان قاجار نبود. امروزه اگرچه آن دوران خدم و حشم و تاریک و ترسناک، سپری شد و به تاریخ پیوست، اما گروه های سیاسی و مذهبی در هیئت فرقه ها، خلق شدند آن هم در کشورهای مدرن و تحت حاکمیت دموکراسی، همچنان از زنان و دختران قربانی می گیرند. سوء استفاده جنسی از زنان و کودکان، همچنان و تحت لفافه و پوشش های مختلف پا برجاست.

https://www.dw.com/fa-ir/world/a-48007009?maca=per-VAS-per-GooyaNews-26861-xml-mrss

هنوز فرقه های سیاسی و مذهبی در جهان هستند که در ابتدا از اعمال و رفتار و آرمان های عام المنفعه، شروع کردند و چون آرمان شان را پوچ و مسیرشان را بن بست یافتند راه تباهی آغاز کردند و النهایه به تشکیل حرمسرا و انتحار جمعی رسیدند.  قتل، سوء استفاده جنسی و شیطان پرستی، سه ستون نگهدارنده فرقه ها هستند. قرن بیستم، جهان شاهد ظهور انواع و اقسام فرقه های مذهبی بود که اکثراً و یا همه در سه محور فوق وجوه مشترک داشتند.

فرقه مذهبی خانواده مانسون، توسط چارلز مانسون در سانفرانسیسکو و در سال 1967 تاسیس شد. معبد انسانها، توسط جیم جونز در ایندیانا  و در دهه 1950 تشکیل شد. دروازه بهشت، توسط مارشال اپل وایت و بونی نتلز در دهه 1970 تاسیس شد. جامعه آتریوس، توسط یک راننده تاکسی و در دهه 1950 در انگلستان خلق شد. آوم شیرینکیو، توسط شوکوآساها و در سال 1984 تاسیس شد. فال ریورز، توسط یک جوان 25 ساله و در اواخر دهه 1970 در ماساچوست تاسیس شد. فرقه کارنی، توسط ویلیام آنتونی آولت در آمریکا و شیطان پرستان روسی، در اواسط دهه 2000 از نوجوانان گمراه در روسیه شکل گرفت. فرقه اوردره دو تمپل سولیر، تعدادی از شوالیه های مقدس و جنگجویان مذهبی کلیسای کاتولیک روم بودند که در سال 1984 توسط ژوزف دی مامبرلوک ژوره تشکیل شد. فرقه مذهبی خانواده، توسط آن همیلتون که یک معلم یوگا بود از سال 1968 الی 1975 تاسیس شد و کارش سوء استفاده های جنسی از کودکان بود و همین طور فرقه های مذهبی و سیاسی و تروریستی زیادی که در کشورهای مختلف دنیا و طی دهه های گذشته خلق شدند.

در این میان اما جالب ترین، مضحک ترین، کمیک ترین و پر تلفات ترین فرقه های مذهبی به فرقه مذهبی مجاهدین خلق در ایران بر می گردد که این فرقه مذهبی در سال 1965 در هیئت یک گروه تروریستی تاسیس شد و سپس بعد از 25 سال که به بن بست سیاسی و نظامی و ایدئولوژیک، رسید حرمسرای انقلابی توسط رهبر فرقه تشکیل شد.

زنان حرمسرا

متاسفانه، ترک خوردن تابوهای تاریخی و برداشتن نقاب  تزویر از چهره های پوشالی قدیسین، در ملاء مذهبی و اجتماعی کار آسانی نیست. اما حرمسرا با توجیهات مذهبی و سیاسی و مبارزاتی و ارتقاء زنان از قید و بند و اسارت مردان، توجیه شد. رهبر فرقه که فردی زیرک و مکار بود، مانند خلف خود ناصرالدین شاه قاجار، خود را محور و قبله عالم خطاب می کرد و در راستای توجیه حرمسرا از پیامبران ابراهیمی، امامان شیعه و رهبران انقلابات بزرگ جهان، آیه و حدیث آورد و با دادن رده عضویت به زنان و وعده ها و توجیهات صد من یه غاز دیگری که آورد و روی آن ها اصرار ورزید و جملگی را جزو دستاوردهای مبارزاتی و ایدئولوژیک نامید، سه محور زیر، سه ستون نگهدارنده و بهانه کافی جهت خلق حرمسرا شدند.

اول، زنان حرمسرا در امر مبارزه ثابت قدم خواهند ماند!

این در حالی است که طی سال های اخیر زنان از عراق به آلبانی منتقل شده و از موقعیت تهاجمی به موقعیت تدافعی رسیدند.

دوم، زنان حرمسرا به دلیل وصل به رهبر به رشد و شکوفایی و رهایی و رشدی برابر با ده به توان بیست و هفت، خواهند رسید!

این در حالی است که هر کدام از آن زنان که قرار بود یک تنه با یک ارتش قوی بجنگند، از حل و فصل مسایل شخصی خود عاجزند.

سوم، زنانی که پس از فصل از خدا و وصل به رهبر و پشت سرش قرار بگیرند النهایه به همراه رهبر به بهشت خواهند رفت!

این نیز در حالی است که بعد از مفقود شدن رهبر، هیچ زنی حاضر به فداکاری و انتحار نشد و به بهشت نرفت و از بهشت بازنگشت و به خواهران دیگر و منتظر ورود به بهشت، بهشت را بشارت را نداد.

„پایان“

زنان حرمسرا 

حرم سرای رجوی

لینک به منبع

***

همچنین: