از نیاز به خون در عراق تا بور شدن رجوی در آلبانی

از نیاز به خون در عراق تا بور شدن رجوی در آلبانی

از نیاز به خون در عراق تا بور شدن رجوی در آلبانیعلی هاجری و رحمان محمدیان، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و ششم ژوئیه 2019:… این هفته تعدادی از جداشدگان از فرقه وطن فروش رجوی ؛ بعد ماهها دوندگی و کش وقوس، از طریق اداره مهاجرت از وزارت کار کشور آلبانی، جواز کاردریافت کردند. این دستاورد، خاری در چشم فرقه رجوی است و بازهم این فرقه بور شد. این فرقه مدتها بود که تلاش می کرد این اتفاق نیفتد و کلی رشوه داده و دم بعضی مقامات را دیده بود و سماجت و پیگیری مستمر و خستگی ناپذیر جداشدگان برای رسیدن به حقوقشان، تلاش این فرقه را خنثی و این باند وطن فروش را یکبار دیگر بور کرد. از نیاز به خون در عراق تا بور شدن رجوی در آلبانی 

از نیاز به خون در عراق تا بور شدن رجوی در آلبانیافشای رذالت و ماهیت فرقه رجوی (مجاهدین خلق در آلبانی)ا

از نیاز به خون در عراق تا بور شدن رجوی در آلبانی

1- رجوی و نیاز به “خون” در ۶ و ۷ مرداد ماه سال ۱۳۸۸ در اشرف ـ عراق

علی هاجری ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 25.07.2019
لینک به منبع

در سال ۱۳۸۸ دولت عراق خواهان آن بود که در کمپ اشرف مثل سایر کشورها ایستگاه پلیس دایر کند و این را در آن زمان به سران فرقه مجاهدین خلق اطلاع داد در آن زمان نیروهای آمریکایی در اشرف مستقر بودند و سر این مسائل واسطه گری میکردند که تنشی پیش نیاید ولی در آن مقطع حفاظت کمپ اشرف به نیروهای عراقی سپرده شده بود و مسائل و مشکلات باید با دولت عراق حل و فصل میشد ولی کماکان فرقه سعی میکرد که از طریق آمریکاییها مسائل را حل کند.

زمانیکه قرار بر این شد که حفاظت با دولت عراق باشد رجوی نشست های چند روزه برگزارکرد و برای قانع کردن اعضای فرقه کلی صحبت کرد که از این به بعد ما جاده سنگلاخ را انتخاب و میرویم و همچنین هم خون خود را انتخاب میکنیم اینها فقط در شعر و شعار بود ، در همان ایام دولت عراق خواهان استفاده از برجها نگهبانی داخل اشرف برای حفاظت شد ولی در یک صبح رویایی همه برجها بزیر کشیده شدند و بجای آن با هزینه هنگفت جاده کشی و برجها جدید در بیرون اشرف بنا نهادند.

هر روز تنشها ابعاد جدیدی به خود میگرفت فرقه در جلو درب کمپ اشرف نیرو چیده بود اما با دست خالی و قرار بود سینه خود را جلو گلوله سپر کنند که شاید آمریکا با دیدن کشته و مجروحین پشیمان شده حفاظت را مجددا بدست بگیرد.

رسیدیم به روز ۶ مرداد ماه ۱۳۸۸ هیات مذاکره کننده عراقی وارد اشرف شدند و در سالنی به اسم طلوع مذاکره شروع شد در این بین یک هیات آمریکایی هم ناظر بر مذاکرات بود همه منتظر بودند که چه اتفاقی خواهد افتاد آیا این داستان به خوشی به پایان میرسد یا با خونریزی همراه خواهد شد پشت فنس اشرف نیروهای عراقی صف آرایی کرده بودند و آماده تهاجم بودند صدها نفر مسلح و تعدادی غیر مسلح در اینطرف فنس همه دلها در التهاب که به یکباره هیات عراقی از اشرف خارج شد و بعد از چند دقیقه صدای انفجارهای مهیب نارنجک های صوتی که در زیر پای نفرات منفجر میشد بگوش میرسید من در آن روز راننده آمبولانس بودم دختران جوان را که در خط مقدم فرستاده بودند با پاهای آش و لاش به بیمارستان منتقل میکردم ، نیروهای عراقی از چند نقطه وارد اشرف شدند تا اینکه صدای رگبار گلولهها بگوش رسید و کشته شدن تعدادی را اعلام کردند در دو روز جمعا 11 نفر کشته شدند، نیروهای عراقی به آن چیزی که از قبل گفته بودند رسیدند و تصفیه خانه آب اشرف را تسخیر کرده و در آن مستقر شدند و درگیری تمام شد.

رجوی چند هدف را در این خصوص دنبال میکرد:

یکم – میخواست با اینکار پای آمریکا را به میان بکشد که شاید آمریکا حفاظت را مجددا بدست بگیرد چون میگفت ما با آمریکا قرارداد بستیم.
دوم – با دادن کشته زیاد افکار بینالمللی را به سوی خود جلب کرده و یک نیروی نظامی بینالمللی برای حفاظت از ساکنان اشرف در نظر گرفته شود.
سوم- با کشته شدن تعدادی بین نیروهای عراقی و آمریکایی درگیری بوجود آمده و حفاظت به نیروهای آمریکایی برگردد و دهها تحلیلهای بی پایه و اساس دیگر.
آیا در ۶ و ۷ مرداد ماه سال ۱۳۸۸ جلو این خونریزی را میشد گرفت یا نه ؟

همه چیز امکان پذیر بود ولی عقل سلیم میخواست که وجود نداشت ، وقتی گروهی یا سازمانی یا حتی دولتی در آن یک نفر تصمیم گیری کند بهتر از این نمیشود همانطوری که صدام حسین تک نفره تصمیم گرفت و عراق را نابود کرد ، رجوی همیشه از کاری که صدام کرد انتقاد میکرد که چرا عراق را نابود کرد ولی هیچگاه به کاری که خود کرده بود انتقاد نمیکرد چون رهبر بلامنازع بود و هیچ احدی متفکرتر از او در جهان وجود نداشت و به ما میگفتند شما اگر نوک بینی خود را میبینید رهبری تحولات و آینده را در خشت خام میبیند.

به این ترتیب چیزی که میشد حتی قطرهای خون به زمین ریخته نشود و همه چیز با تفاهم تمام شود در این دو روز تعدادی کشته و تعدادی مجروح شدند، رجوی در نشستی حمله به اشرف را به ناآرامیهای سال ۱۳۸۸ ربط داد و گفت ایران با اینکار تضادها و مشکلات درون کشوری را به بیرون منتقل کرد ، آیا این برای قانع کردن اعضای فرقه نبود که میخواست بر روی خرابکاری خود خاک به پاشد ، دقیقا این جمله را گفت که خامنهای به مالکی دستور حمله به اشرف و کشتن اشرفیان را صادر کرد ولی هیچ وقت این را نگفت که خودش بود که راه مذاکره را بست و باعث شد جنگ و خونریزی پیش آید ، در این میان اعضای نگونبخت بودند که چوب ندانم کاری های رجوی را خوردند چون او و همسرش و حتی فرزندانشان در امان بودند ولی برای بیچارگانی که قرار بود کشته شوند از قبل ترانه را آماده کرده بودند کارهای فرقه رجوی عجیب بود قبل از وقوع حادثهای ترانه آن را آماده میکردند چون خودشان از قبل برنامه ریزی جنگ و کشتار را میکردند ، مگر میشود ظرف مدت کوتاهی ترانه ساخت !!!

همه چیز قابل پیشگیری بود ولی این رجوی و سران فرقه بودند که باعث جنگ و خونریزی شدند هم در ۶ و ۷ مرداد ماه سال ۱۳۸۸ و هم ۱۹ فروردین ماه سال ۱۳۹۰ و هم در ۱۰  شهریور ماه سال ۱۳۹۲ همه اینها از قبل قابل پیشگیری بود ولی رجوی و سران فرقه باعث شدند ، از آنجایی که خط و استراتژی آنها به گل نشسته بود لاجرم راه انحرافی را در دستور کار خود قرار داده و درهر مقطع تعدادی را به کشتن میدادند.

2- رجوی و فرقه مجاهدين خلق در آلبانی بازهم بور شدند

رحمان محمدیان ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 24.07.2019
لینک به منبع

این هفته تعدادی از جداشدگان از فرقه وطن فروش رجوی ؛ بعد ماهها دوندگی و کش وقوس، از طریق اداره مهاجرت از وزارت کار کشور آلبانی، جواز کاردریافت کردند. این دستاورد، خاری در چشم فرقه رجوی است و بازهم این فرقه بور شد.

این فرقه مدتها بود که تلاش می کرد این اتفاق نیفتد و کلی رشوه داده و دم بعضی مقامات را دیده بود و سماجت و پیگیری مستمر و خستگی ناپذیر جداشدگان برای رسیدن به حقوقشان، تلاش این فرقه را خنثی و این باند وطن فروش را یکبار دیگر بور کرد.

این چند ساله که فرقه رجوی با بند و بست وکمک ارباب جدیدش، وارد آلبانی شده و زندان جدیدی برای اعضای دست و پا بسته اش ساخته است؛ روزی نبوده که دست به توطئه ای بر علیه جداشدگان از این فرقه نزند!

شکست رجوی در آلبانی ، وضعیت جداشدگان مجاهدین خلق + مصاحبه

حالا جرم نا بخشودنی این جداشدگان چیست که اینها اینقدر هستریک با آنها ضدیت و دشمنی می کنند، الله اعلم؛

شاید برای اینست که این افراد عمر و جوانی خودرا نثاراین جماعت کرده و هرچه را داشته اند بی دریغ بپای تشکیلات و سازمان این مردک جعلق رجوی ریخته اند و در نقطه ای صادقانه گفته اند:

آقا ما دیگر نیستیم و با خیانت و وطن فروشی شما بیش از این همراهی نمی کنیم! والبته بعد از جدایی هم دنبال زندگی خودشان بوده و کاری به کار این فرقه نداشتند الا اینکه این فرقه چون چشم دیدن اینکه برخلاف تصوروتبلیغی که در داخل فرقه دامن زده می شود، این افراد توانستند زندگی خود را تدبیرکنند و فرقه که قافیه در این زمینه باخته بود شروع به تبلیغات سوء و تهدید این افراد بی پناه کرد.

از تهدید به مرگ؛ توسط مریم قجر که؛ هر عضو مجاهدین باید آخرین گلوله را برای بریدگان نگه دارد و کشتن اینها فرض و ازکشتن پاسداران واجب تراست؛ تا پخش مکرر گفته رهبرغایب! که وصیت به انتقام کشی می کند برای اعضادر مناسباتشان و البته توطئه های گوناگون در آلبانی با کمک رشوه و لابی گری اربابان امپریالیست نشان؛ در همه حالت ها جداشدگان شروع کننده نبوده اند و همه اقداماتی هم که کرده اند در دفاع از خودشان و بعد از نامردی و نامردمی این فرقه بوده و هست.

از بدو ورود به آلبانی این فرقه یکسری توطئه ها را بر علیه حضور جدا شدگان شروع و تلاش داشت که زندگی را طوری برای آنان سخت کند که اینجا را ترک کنند چرا که وجود آنان همیشه نقطه امید و برانگیختن بقیه اعضای در بند در تشکیلات پوسیده آنان؛ برای فرار و جدایی و روآوردن به زندگی بوده و هست.

بیاد دارم وقتی که قبل از بسته شدن رمسا و خدمات کمیساریا به جدا شدگان با کارمندان کمیساریا دیدار و به کارشان اعترض می کردیم، رک و روشن بمن گفتند آقا دست ما نیست و از بالا بند و بست شده است و مجاهدین با کیف های پراز پول هر روز درادارات این کشور و در ژنو بر علیه شما معامله می کنند و ما کاری نمی توانیم بکنیم.

و همچنین می گفتند با بالای ما معامله کرده اند و ما می دانیم این نا مردمی وبر خلاف اصول انسانی و جهانی است و بارها گزارش کرده ایم، اماکاریش نمی شود کرد، معامله تمام و دسته های اسکناس(دلار) کارخودش را کرده است!!!

گزارش وضعیت در آلبانی . نجات یافتگان فرقه مجاهدین

و یا بارها هیئت فرقه مجاهدين خلق از جمله مهدی برائی( احمد واقف )در وزارت کشور دیده شده است که تلاش داشت که با مراجعه و« البته حتما با بسته های دلار» اداره مهاجرت این وزارتخانه را از این کار یعنی دادن برگه ودفترچه اجازه کار به جداشدگان منصرف کند که مثلا به این برگه نیازی نیست و ما همه را تامین می کنیم و …

من خودم این مردک را با نفرات همراه؛ درست چند روز قبل از صدور این مجوزها؛ هنگام خروج این اداره دیدم که از قضا بسیار بقول خودشان در خود بود و معلوم بود که به هدفش نرسیده است و نتوانسته در نهایت این توطئه را عملی و مقامات را قانع کند.

و البته این پیروزی مدیون اصرارو پیگیری مستمر و خستگی ناپذیر عده ای از جداشدگان دانست که برای هرگونه فداکاری و هزینه در این مسیر بودند و بخواست خداو همت انان این کار پیش رفت.

یک پیروز برای جداشدگان و یک تودهنی به فرقه!
بله اینبار دلارها افاقه نکرد و فرقه بخواست خدا بورو حق به حقداررسید.
مبارک ها باشد.
رحمان محمدیان- آلبانی- 31 تیر 98

(پایان)

از نیاز به خون در عراق تا بور شدن رجوی در آلبانی

***

گزارش کانال ۴ تلویزیون انگلستان از اردوگاه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در حومه تیرانا-آلبانیگزارش کانال ۴ تلویزیون انگلستان از اردوگاه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در حومه تیرانا-آلبانی

همچنین: