از هذیان گویی ابریشمچی و توحیدی تا واقعیت مجاهدین خلق

از هذیان گویی ابریشمچی و توحیدی تا واقعیت مجاهدین خلق

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقانجمن نجات، مرکز فارس، بیست و دوم سپتامبر 2014: … در این دو به اصطلاح گفتگو که حقیقتاً بیانیه هایی برای مجیزگویی ازسازمان و رهبر مفقودش هستند ، عناصر فرقه ی رجوی مدعی می شوند که سازمانشان ” پرچمدار اسلام بردبار و دمکراتیک” و ” آلترناتیو سیاسی ، آرمانی و تشکیلاتی ” برای جمهوری اسلامی است. در اینجا این سئوال مطرح است که از نظر …

 The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

محمد رهبر، روز آنلاین: ابریشمچی و زندگی در پیله

لینک به منبع

از هذیان گویی ابریشمچی و توحیدی تا واقعیت مجاهدین خلق

مصاحبه های اخیر مهدی ابریشم چی و محمد علی توحیدی که در سایت سازمان مجاهدین خلق منتشر شده است – که قطعاً تنها برای حفظ نیروها و فریب اعضای گروگان گرفته در درون فرقه کاربرد داخلی دارد و برای اذهان روشن بین و روشن فکر و افراد جدا شده از فرقه ، به مطلبی طنز و مفرح میماند که خواندنش نه تنها لبخند تمسخر به لب می آورد بلکه به مخاطب بیرونی آگاه از ماهیت اصلی سازمان اطمینان می بخشد که راهی که برای نقد سازمان و خروج از فرقه ی مخرب آن برگزیده است کاملاً صحیح بوده است و احتمالاً باعث سرور و شادی افراد جدا شده بشود که چه سان سعادتمند هستند که دیگر مجبور به هدر دادن عمر خود و تحمل چنین لاطائلات و اکاذیبی در سازمان نیستند.

در این دو به اصطلاح گفتگو که حقیقتاً بیانیه هایی برای مجیزگویی ازسازمان و رهبر مفقودش هستند ، عناصر فرقه ی رجوی مدعی می شوند که سازمانشان ” پرچمدار اسلام بردبار و دمکراتیک” و ” آلترناتیو سیاسی ، آرمانی و تشکیلاتی ” برای جمهوری اسلامی است. در اینجا این سئوال مطرح است که از نظر آقای محمد علی توحیدی ” اسلام بردبار دمکراتیک” چه ویژگی هایی دارد که منطبق بر مشی و روش سازمان مجاهدین خلق در سی سال گذشته است؟ اصل بردباری و تحمل آرا دیگران که اصل اساسی دمکراسی است در مناسبات فرقه ای مجاهدین خلق چه جایگاهی دارد؟ چنانچه تاکنون بر اساس معیارهای علمی فرقه شناسان اثبات شده است ، سازمان مجاهدین خلق در زمره ی فرقه های مخرب قرار می گیرد که با کنترل ذهن افراد خود تنها در راستای امیال و جاه طلبی های رهبر فرقه اداره می شوند. در این ساز و کار اساسا تحمل آرا دیگران یا به زعم توحیدی ” بردباری ” معنی نمی یابد. فرقه های مخرب و کیش های شخصیتی تنها بر اساس تبعیت محض از آراء رهبری اداره می شوند و هرگونه اظهارنظر مخالف محکوم به خفقان و سکوت یا حتی زندان و شکنجه و مرگ است . رجوع کنید به گزارش دیدبان حقوق بشر در سال 2005 با عنوان “خروج ممنوع” .

مهدی ابریشم چی از ” چراغ روشن اندیشه ی تابان مجاهدین” با ” رهبری پاکباز” مسعود رجوی می گوید که گام به گام اسلام انقلابی را پیش برده است تا مجاهدین به این ” نقطه ” کنونی رسیده اند. سئوال این است ، ایشان دقیقاً به کدام “نقطه” ی کنونی، که ” رهبر پاکباز” سازمان مفقودالاثر است و حیات فرقه ای سازمان روز به روز بیشتر تحلیل می رود؟ اکنون که پادگان مشهور اشرف که نماد به اصطلاح مبارزات و قدرت سازمان بود، تعطیل شده است؟اکنون که اسیران فرقه روز به روز مشتاق تر به ترک سازمان می شوند ؟ نقطه ی کنونی که خروج سازمان از عراق دردستور کار سازمان ملل است و ساکنان لیبرتی به صورت جمعی یا انفرادی در حال شکستن هژمونی قدرت هستند؟ آیا منظور ایشان این نقطه تاریخی است که سازمان بی ثباتی و بی رهبری را بیشتر از هر زمان دیگرتجربه میکند؟

هر فرد عادی با کمترین اطلاعی از مسائل سیاسی و اجتماعی روز ایران – ونه افراد گرفتار در قرارگاه های سازمان که هیچ اطلاع صحیحی از جهان بیرون به ویژه ایران ندارند – در می یابد که تا چه اندازه امید مهدی ابریشم چی به ” برخورداری ” ” خلق” ایران از رهبری مسعود رجوی واهی است.

بی تردید این جمله ی ابریشم چی که با آن گفتگو را به پایان می برد همان قدر که ممکن است مخاطب درون سازمان را بفریبد و به خلسه ی دستگاه کنترل ذهن فرقه فرو ببرد، برای مخاطب بیرونی اسباب مزاح و تمسخر خواهد بود:” در پرتو این رهبری هموطنان ، فردا در ایرانی آزاد ، آباد و مفره و خوشبخت ، از عالی ترین سطح زندگی برخوردار خواهند شد.”

اگر جناب رجوی قادراست عالی ترین سطح زندگی را برای مردم ایران به ارمغان بیاورد چرا تاکنون دست کم درصدی از این آزادی و آبادی و خوش بختی را برای اعضای درون فرقه اش محقق نکرده است؟! اصلا یک رهبر مفقودالاثر چگونه می خواهد در آینده ی مردم ایران تا بدین حد مؤثر باشد؟

گزارش ها، اسناد و شواهد بسیار از درون قرارگاه های فرقه تأیید می کند که در چارچوب کیش شخصیتی رجوی بدیهی ترین حقوق انسانی افراد نقض می شود ؛ افراد نه تنها از آزادی های معمول فیزیکی از قبیل حق ارتباط با افراد خانواده و دوستان ، حق داشتن خانواده و همسر و فرزند ، حق انتخاب محل کار و زندگی خود ، حق انتخاب نوع پوشش و .. محروم هستند، بلکه از آزادی ذهنی هم محروم هستند و هر روز با روش های کنترل ذهن و شستشوی مغزی هرگونه اندیشه جز آنکه دستور رهبری است را از ذهنشان می زدایند.

مطالعه ی همین گفتگو در سایت فرقه ی رجوی کافی است تا پی به ساز و کار مورد استفاده ی سران فرقه برای کنترل افکار اعضای درون تشکیلات ببریم. گردانندگان دستگاه تبلیغات مجاهدین چون مهدی ابریشمچی با نهایت جسارت و گستاخی هذیان گویی های خود را به واقعی ترین شکل به خورد افراد اسیردر فرقه می دهند که گویی اکنون پرواز مسعود رجوی آماده است تا وی را به فرودگاه مهرآباد تهران برده و از آن جا به کاخ ریاست جمهوری !

***

Mojahedin Khalq, MKO, MEK, Rajavi cult -Camp Ashraf june 2011


http://youtu.be/2mRG-zoGnAo?list=UU0l93Nsn8szy9D4G7mhvfEQ

داعش رجوی تروریست 2ذوق زدگی منافقین (مجاهدین خلق) از تصرف موصل توسط داعش (مزدوران رجوی به القاعده پیوستند)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13190

کدام بنیادگرائی؟ کدام دستاورد تاریخی؟

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، پانزدهم سپتامبر ۲۰۱۴: … مقدمتا اینکه مخاطب این به اصطلاح مصاحبه روشن است که مردم ایران نیستند چرا که یقین دارم، و سران فرقه هم یقین دارند، که کسی در داخل ایران خریدار این لفاظی های تبلیغی فرقه ای و این تعریف و تمجید از خود به غایت مشمئزکننده و شمارش پیروزی های کاذب نیست و به آن اهمیتی نمیدهد. لذا مخاطب کسی به غیر از هواداران فعلی سازمان با هدف مقابله با …

حنیف حیدر نژاد: فراخوان مرگ برعلیه ایرج مصداقی و تائید آن توسط مهدی ابریشمچی نماینده سازمان مجاهدین خلق در شورای ملی مقاومت ایران

رمز گشایی از نماد «مهدی ابریشمچی»

کدام بنیادگرائی؟ کدام دستاورد تاریخی؟

لینک به صفحه فیسبوک آقای خدابنده

مطلبی نسبتا طولانی با عنوان “ریشه کنی بنیادگرایی در ایران، دستاورد تاریخی مجاهدین خلق – گفتگو با مهدی ابریشمچی”، مندرج به تاریخ ۶ شهریور ۱۳۹۳، را در پایگاه اینترنتی مجاهدین خلق، به توصیه و اصرار دوست عزیزی، مطالعه کردم. ابتدا باید اذعان کنم که مطالعه چنین دروغ هائی واقعا ظرفیت می خواهد، چرا که به یاد می آورم چه عمری را با این مزخرفات هدر دادم و فریب چه اراجیفی را خوردم. در این مقاله قصد ندارم به تک تک گنده گوئی های یک فرقه مخرب کنترل ذهن پاسخ بدهم چون چنین ضرورتی وجود ندارد، بلکه صرفا میخواهم به چند دروغ ساده اما بزرگ که معمولا از جانب این سازمان آنقدر تکرار میشود که، خصوصا در میان هواداران صادق و کم اطلاع، شکل حقیقت به خود میگیرد اشاره نمایم.

http://www.mojahedin.org/news/143077

مقدمتا اینکه مخاطب این به اصطلاح مصاحبه روشن است که مردم ایران نیستند چرا که یقین دارم، و سران فرقه هم یقین دارند، که کسی در داخل ایران خریدار این لفاظی های تبلیغی فرقه ای و این تعریف و تمجید از خود به غایت مشمئزکننده و شمارش پیروزی های کاذب نیست و به آن اهمیتی نمیدهد. لذا مخاطب کسی به غیر از هواداران فعلی سازمان با هدف مقابله با موج مسئله داری که این روزها تمامی نیروها و حتی مسئولین سازمان را فرا گرفته، و روحیه دادن به نیروهای سرخورده سازمان، نیست. پاسخ به تمامی لاطائلات مهدی ابریشمچی تنها اینست که: “دغلبازی و فریبکاری بس است. کوس رسوائی رجوی خودشیفته و فرقه اش را بر سر بام دنیا زده اند. وقاحت و دنائت هم حد و اندازه ای دارد. مختصری شرم و حیا هم خوب چیزی است. تا کی میخواهید خود و دیگران را بازی بدهید؟ تا کی میخواهید قربانی بگیرید و قربانیان را اسیر و عبید نگاه دارید؟”

جریان “بنیادگرائی اسلامی” که همان ترجمه Islamic Fundamentalism است از جانب غرب، بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، به عنوان تهدید اصلی جهانی مطرح شد که امروزه با گروه هائی از طالبان و القاعده گرفته تا النصره و داعش در سراسر جهان شناخته میشود. این پدیده که از ابتدا در افغانستان مورد حمایت غرب در برابر اشغال شوروی سابق بود، و این حمایت تا سوریه و در برابر رژیم بشار اسد نیز ادامه یافت، اخیرا به معضل جدی در برابر منافع غرب در منطقه تبدیل شده است. نسخه این جریان برای ایران هم به شکل جیش العدل به رهبری عبدالمالک ریگی ظاهر گشت که روشن شد مورد حمایت مادی پنتاگون و سیا علیه جمهوری اسلامی بوده است.

بنیادگرائی اگر به معنی اصولگرائی و پایبندی به اصول تعبیر شود که پسندیده است و هر انسانی باید دارای اصولی خدشه ناپذیر و مقید به یک سری بایدها و نبایدها باشد وگرنه غیرقابل اعتماد و غیر قابل اتکا میگردد. رهبران فرقه ای در این رابطه درست برعکس به هیچ اصلی، به غیر از دنباله روی از قدرت طلبی و ثروت اندوزی و شهوت پرستی، پایبند نیستند. اما اگر بنیادگرائی به معنی سیاسی فعلی آن یعنی تحجر و ارتجاع، دقیقا به همان شکلی که در فرقه های مخرب کنترل ذهن مشاهده میگردد، تعبیر شود که رجوی و فرقه اش سرآمد تمامی بنیادگراهای طول تاریخ از هر نوع هستند و هیچ خصوصیتی از این دست نمانده که در این فرقه بارز نشده باشد.

فرقه رجوی که خود مشابهت های بسیاری به لحاظ تفکر و عملکرد و مناسبات درونی با فرقه های تروریستی افراطی وهابی و سلفی و تکفیری، که در غرب بنیادگرا خوانده میشوند، دارد از زبان مهدی ابریشمچی مدعی شده است که قلب این جریان در تهران می تپید که حالا به یمن مبارزه مجاهدین خلق از بین رفته و دنیا خیالش آسوده باشد. بعد هم این دستاورد را به خودش و یارانش تبریک گفته و البته ناگفته نگذاشته است که همه این کرامات و برکات را مدیون “رهبری پاکباز و ذی صلاح” مجاهدین خلق می باشد. وقاحت و بی شرمی یک جریان فرقه ای ورشکسته و در بن بست مانده، با مناسبات درونی شدیدا ارتجاعی و استثماری، تاکجا میتواند پیش برود؟

در یکی از نامه هائی که از دوستی در انگلستان دریافت کردم اینطور نوشته شده بود: ”مهم ترین دلیل عدم وجود بنیادگرایی و فرقه گرائی در ایران، به صورتی که امروزه در همسایگان ایران به شکل وحشتناکی مشاهده میشود، همانا کوتاه شدن دست مجاهدین خلق از کشور بود که از ابتدا مأموریت مشابهی را دنبال میکردند. رهبری این جریان تاکنون به غیر از خیانت ملی و جنایت اجتماعی و استثمار جنسی و فریب دادن و دروغ گفتن کار دیگری نکرده و بی جهت نیست که در میان تمامی ایرانیان، حتی مخالفان سرسخت نظام، به غایت منفور است. مسعود رجوی به مراتب بنیادگراتر و فرقه گراتر از امثال القاعده و داعش است. او یک روز زن مهدی ابریشمچی را صاحب می شود و روز بعد این موضوع را به همگان تعمیم می دهد. حداقل اسامه بن لادن چنین کارهائی نکرد یا ابوبکر البغدادی مدعی نیست که همه زنان باید به عقد او در آیند و جهاد نکاح را، نه مثل رجوی برای خود، بلکه برای افرادش خواسته است”.

به خاطر دارم که مهدی ابریشمچی بعد از پیشکش کردن همسرش به مسعود، همان کاری که بعدا تمامی مردان سازمان مجبور به انجام آن شدند، گفت: “در سازمان مجاهدین خلق همه به مسعود رجوی پاسخگو هستند و او تنها به خدا پاسخگوست”. همین یک جمله حکایت از عمق مناسبات به غایت فرقه ای و ارتجاعی در درون سازمان مجاهدین خلق میکند. رهبری که علنا خود را تنها در برابر خدا پاسخگو میداند چگونه میتواند منادی دموکراسی و آزادی باشد و به خواست توده ها تن بدهد؟

مضحک ترین بخش از مصاحبه مهدی ابریشمچی آنجاست که “کار زمین را ساخته – به آسمان پرداخته”. او حالا بعد از ریشه کن کردن موفقیت آمیز بنیادگرائی در ایران، به عراق و سوریه پرداخته که با فرمول مجاهدین خلق در آنجا هم بنیادگرائی، البته با سرنگونی اسد و مالکی و روی کار آمدن وهابی ها، ریشه کن شود. بنابراین مأموریت بعدی رجوی هم روشن شد که داعیه انقلاب در سوریه و عراق را دارد و به همین دلیل هم با داعش احساس قرابت و نزدیکی میکند.

حال تعدادی از این دروغ های شاخدار در گفتگوی مهدی ابریشمچی، که هرکس بشنود روی سرش اسفناج سبز میشود، را در زیر با هم مرور میکنیم. تصور نمیکنم در خصوص این مطالب نیازی به توضیح باشد:

“(سازمان) از بدو پا گذاشتن به حیات مبارکش در تاریخ مردم ایران تا امروز، منشأ خیرات و برکات در تمامی زمینه ها برای مردم ایران بوده و امروز هم می بینیم که نقش آن و عملکردش و شعاع اثرش تنها محدود به کشور ما نیست”.

“این نبرد پیش از هر چیز به این دلیل موفق بود که رهبر ذیصلاحی زمام امور و فرماندهی این جنگ را در دست داشت. اگر در یک کلام بخواهم بگویم، به خاطر رهبری ای که خود مجاهدین خلق آن را «رهبری پاکباز» می نامند، این جریان توانست با آخوندها به نبرد برخیزد”.

“علت این که این رهبری به آن توفیق یافت، این بود که قیمت آن را به سنگین ترین صورت، در هر قدم پرداخت”.

“آن مجاهدان پیشتاز، با شعار «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران» این راه را با صدق و فدای مطلق آغاز کردند و خدا هم جواب صداقت آنها را با حفظ و حراست مسعود و گرفتن او در کنف حمایت خودش در همین دنیا داد و در نتیجه راه آنها، البته باز هم با پرداخت بها و گذشت و فداکاری این نسل، ادامه پیدا کرد”.

“راهبری این سازمان و این راه، بلافاصله بعد از حاکمیت خمینی، پا به میدان گذاشت و پرداخت قیمت را که فدای عاشوراگونه بود پذیرفت”.

“امروز مجاهدین خلق یک راه و مسیر، یک آلترناتیو سیاسی، آرمانی و تشکیلاتی را ارائه کرده اند. راه و مسیری که در برابر دیدگان خلقهای منطقه قرار دارد”. 

“برادر مسعود به روشنی تشخیص داد که چه باید کرد و چه نباید کرد”.

“دیدیم که مجاهدین خلق از چه پتانسیلی، از چه توان پرداخت و چه فدای بی کرانی بهره مند شدند؛ هیچ سد و مانعی در برابرشان نتوانست باقی بماند”.

“حال امروز در اشرف و لیبرتی، این نسل زیر رهبری خواهران مجاهدمان، که بر سر همه مجاهدین خلق منت گذاشته اند و سازمان مجاهدین خلق را پس از انقلاب رهبری می کنند، می بینیم که هیچ سرکوب و قتل و غارتی، مانع تداوم مسیرشان نمی شود. آنها از پس فروغها برمی آیند و امروز پرچم فروغ را برمی افرازند و می خواهند هزار اشرف بسازند”. 

“رمز این شکوفایی آن جاست که راهبری ایدئولوژیک مجاهدین خلق، پاسخ مناسب را به فتنه و فساد اندیشه آخوندی می دهد. به این ترتیب، امواج فتنه را با چراغ روشن اندیشه تابان مجاهدین خلق و اسلام انقلابی که روز اول حنیف کبیر آن را پایه گذاری کرد، با راهبری مستمر مسعود ادامه دادند و به این نقطه رساندند”. 

***

مجاهدین خلق فرقه رجوی تروریسمحامد صرافپور: از نیایش عاشورا و زیارت آل علی تا طواف کاخ سفید و دمیدن در صور صهیونیزم

مجاهدین خلق رجوی امام امریکامریم رجوی، «نمایشهای اروپایی» و «ریزش و رانش» چند ساله نیرو

مردان ما در ایران؟


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

مریم رجوی داعش اسرائیل غزهبازار سیاست مجاهدین خلق (فرقه رجوی) همچنان بوی تعفن میدهد

کلمه: توصیف منافقین (فرقه رجوی) و رسانه‌های عربستان از اقدامات تروریستی داعش: حرکت انقلابی مردم مظلوم عراق!

ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقمسعود رجوی جیش‌العدل را برادر خود خواند

همچنین:

ذلّت شاعران و هنرمندان دربار رجوی! (حمید اسدیان و …)

حمید اسدیانامیر حسین پناهی، آریا ایران، پاریس، پانزدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  باید اشاره نمود که شعر و شاعری بهانه است. در تشکیلات رجوی هرکسی را که بخواهند بعد از مرگ عزیز می دارند واین تراوش همان ایدئولوژی مرگ در روابطه اعضای سازمان مجاهدین است. با اینحال چگونه احمد شاملو ها یا بزرگا�

ویژه نامه نقش و پایداری خانواده ها در سقوط قرارگاه اشرف، لانه فرقه رجوی

انجمن نجات، مرکز تهران، چهاردهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  ۲۵شهریور مصادف است با تخلیه کامل قرارگاه عنکبوتی اشرف از عناصر و وابسته های فرقه رجوی. قرارگاهی که یادآور ، دردها و رنج های پدران و مادران چشم انتظار است . به همیمن منظور ویژه نامه ای را که خاطرات آن روزها را به تصویر می کشد ، تنظیم نم�

وظیفه بررسی نقض حقوق بشر در فرقه های تروریستی با کیست؟

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، سیزدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  چرا نوشتم این فرقه ها چه بسا بسیار بیشتر از دولت ها و حکومت های مستبد و دیکتاتور، نقض کننده حقوق بشر میباشند؟ زیرا این فرقه ها نقش دروغین اپوزیسیون و ناجی مردم را هم بازی می کنند و خود را آلترناتیو “استبداد و ارتجاع “معرفی می کنند. رهبری این فرقه ها خود را ” سید الرج

روایت دردهای من ….قسمت هیجدهم

علی اکبر آفریدنده رضا گورانعلی بخش آفریدنده ( رضا گوران)، پژواک ایران، سیزدهم سپتامبر ۲۰۱۴: … عادل گفت: این خواهر بتول است. بتول رجائی عضو شورای رهبری و رئیس و مسئول بازداشتگاه (یعنی بازجویان و شکنجه گران و زندان و زندانبانان) و نماینده تام الاختیارمسعود و مریم رجوی در امور مربوطه بود، دستانش تا ف�