از پیام تسلیم تا پیام جنگی (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

از پیام تسلیم تا پیام جنگی (مجاهدین خلق، فرقه رجوی)

تحریریه ایران فانوس، دوم ژوئن 2013: … این پیام آخر ضمن این که با دو پیام فوق در اردیبهشت ماه تناقض آشکار دارد، همچنین با خروج از لیست تروریستی و کار سیاسی و جبهه همبستگی نیز منافات دارد. کسی که غیر از جنگ چیزی در کارنامه و چنته ندارد و غیر از جنگ نمی تواند و نمی خواهد و النهایه اگر مفری باشد از طریق جرقه و جنگ خواهد بود، پیامهای اردیبهشت اش مملو از مکر و حیله و خواهش و التماس سران حکومت اسلامی در راستای …


(Rajavi, Saddam and the Mojahedin Khalq logo)


(مریم رجوی فرمانده مستقیم عملیات کشتار اکراد عراقی در سال ۱۹۹۱)

لینک به منبع

طی اردیبهشت ماه سال 1392، مسعود رجوی پیامهایی متناقض و با 32 سال تاخیر، برای سران حکومت ایران ارسال داشته است. در پیام اول که به تاریخ 18 اردیبهشت ارسال داشت و به مناسبت انتخابات ریاست جمهوری بوده است، او از یک طرف ملتمسانه از آقای خامنه ای و رفسنجانی می خواهد که قدرت را با هم تقسیم کنند و یکی از دلایلش را بدهکاری آقای خامنه ای به آقای رفسنجانی می داند و در ادامه خاطرنشان می کند که هر دو شما در گذشته ای دورتر بدهکار مجاهدین بودید. او همچنین از آقای رفسنجانی می خواهد که ترس را کنار گذاشته و در انتخابات پیش رو شرکت کند چرا این که تنها او می تواند ناجی بحرانهای حکومت در شرایط امروز ایران باشد.

چنین پیامی که پس از سه دهه جنگ و جدال و امروزه مسعود رجوی به آن رسیده است، اگر از طرف نیروهای راضی و ناراضی خودش حتی صد بار رقیق تر انجام می گرفت، بدون شک مارک مزدور و خائن و جاسوس و غیره را به دنبال داشت و اگر از جانب نیروهای اپوزسیون انجام می گرفت، با انواع تهمتهایی چون خائن و سازشکار به تخطئه آنان می پرداختند. ولی مسعود رجوی بنا بر چه مشروعیتی و بنا بر چه شرایط و بحرانی که در آن گیر افتاده و برای نجات جان خود که النهایه به عبدالله اوجالان دیگری بدل نشود، دست پیش گرفته و سران حکومت را یاد بدهکاری شان انداخته است که، شما هر دو به مجاهدین بدهکاری تاریخی دارید. بدهکاری به مجاهدین هم همان بدهکاری به مسعود رجوی است.

اگر چنین باشد، لابد مجاهدین راضی و ناراضی و جداشده بی شماری که در کشور عراق باعث شدند تا مسعود رجوی بابت حضور آنان در عراق، از صدام حسین پول گزاف بگیرد و آبروی خود را به باد بدهد، با این تحلیل، بدهکاری شان بی حد و حساب است.

مسعود رجوی در پیام دومش 31 اردیبشت، بدون این که به خبط و خطای پیام اولش بپردازد و تحلیل آمدن رفسنجانی به قدرت را زیر سئوال ببرد، همچنان این بار نیز از آقای رفسنجانی می خواهد که با استفاده از اهرمها و ابزارهایی که در گذشته در اختیار داشت و از مجرای غیر قانونی، با حکومت و ولی فقیه به مقابله بپردازد و النهایه نتیجه می گیرد که انقلابیون در دعوای مابین دو نیروی ضد انقلاب، طرف آن که ضعیف تر است را می گیرند و همچنان مواضع خود را حفظ می کنند.

او با شعار این که افعی کبوتر نمی زاید، هر گونه اصلاحات در ایران را منتفی دانست اما از درون مناسبات فوق دیکتاتوری و رهبری خاص الخاص خود هیچ نگفت که چرا همه باید اصلاح شوند و الا او بدون اصلاح باقی بماند.

مسعود رجوی با زرنگی تمام چاشنی پیامهای تسلیم را با شعارهای قدیمی و سرنگونی و غیره آراسته تا مبادا هواداران و مزدبگیرانش، دو پیام اخیر او را از موضع ضعف و تسلیم خوانده و بر ابطال سه دهه مقاومت و جنگش، تردید کنند.

با آن چه که از دو پیام تسلیم اما با چاشنی انقلابی و سرنگونی و غیره مسعود رجوی برای سران حکومت رفته است، پیام اصلی که همان آب شدن قند در دل باشد را مجاهدین برای هواداران و ساندیس خورانشان ارسال داشتند تا برای 22 ژوئن در ویلپنت پاریس گردهمایی و نمایش قدرت اجرا کنند.

30 خرداد هر سال را مجاهدین به نیابت از رهبران شان و برای بزرگداشت و تقدیس و حقانیت مبارزه مسلحانه علیه حکومت جمهوری اسلامی را پاس می دارند. بدون این که رهبران و ساندیس خوران از ماحصل این روز و سه دهه مبارزه خونبار، سئوال کنند و نتیجه جنگ را به چالش بکشند.

با آن پیامهای ضعف و تسلیم و آشتی جویانه مسعود رجوی در اردیبهشت امسال و این پیام جنگی و مرغ همچنان یک پا دارد برای 22 ژوئن در ویلپنت پاریس، دنیایی فاصله است و این روش همیشگی رهبران مجاهدین در مقابل قدرت است.

گردهمایی ویلپنت پاریس، همان طور که از تاریخش پیداست، پاسداشت جنگ و خون و نفرت است، روحیه دادن به اعضای باقیمانده در عراق و تشویق ساندیس خوران برون مرزی است.

این پیام آخر ضمن این که با دو پیام فوق در اردیبهشت ماه تناقض آشکار دارد، همچنین با خروج از لیست تروریستی و کار سیاسی و جبهه همبستگی نیز منافات دارد. کسی که غیر از جنگ چیزی در کارنامه و چنته ندارد و غیر از جنگ نمی تواند و نمی خواهد و النهایه اگر مفری باشد از طریق جرقه و جنگ خواهد بود، پیامهای اردیبهشت اش مملو از مکر و حیله و خواهش و التماس سران حکومت اسلامی در راستای نجات جان خودش است. او انگار دهه 90 را با دهه 50 اشتباه گرفته و مابین زندان شاه و شرایط بعد از جنگ و شکست، فرقی قائل نیست و گمان می کند که بعد از تسلیم، هنوز سرمایه ای در مشتش باقیمانده تا بتوان بر سرش معامله کرد.

تحریریه ایران فانوس

———

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=4387

خیمه شب بازی بعدی فرقه رجوی (مجاهدین خلق) در پاریس

کانون آوا، هجدهم می  ۲۰۱۳: .. امسال نیز فرقه مجاهدین به هر قیمتی که شده میخواهد یک سالن چند هزار نفری را پر کرده وبعدا اعلام کند که بیش از صدهزار نفر در آن شرکت داشتند و برای این مقصود از هیچ حقه و دروغی دست بردار نیست. البته امسال حیله ها و روش جدیدتری را اتخاذ کرده است بدین معنی که با مراجعه به پناهندگان کشورهای مختلف اظهارات مختلفی را بکار می برند، به عنوان مثال به کلیه پناهندگان افغانی …

لینک به منبع

ماه آینده، ژوئن ۲۰۱۳، فرقه مجاهدین در نظر دارد بک میتینگ تبلیغاتی به سیاق سالهای قبل در حوالی پاریس براه بیاندازد.

از آنجایی که بیشترین مشتری اینگونه تجمعات رجوی پناهندگان کشورهای مختلف می باشند بنابراین جمع آوری و گسیل متقاضیان پناهندگی از کشورهای مختلف اروپایی به پاریس امسال هم به همان روش سالهای قبل جریان دارد و کارچاق کن های فرقه مجاهدین هر روز در رفت آمد به کمپ های پناهندگی در اروپا هستند.

امسال نیز فرقه مجاهدین به هر قیمتی که شده میخواهد یک سالن چند هزار نفری را پر کرده وبعدا اعلام کند که بیش از صدهزار نفر در آن شرکت داشتند و برای این مقصود از هیچ حقه و دروغی دست بردار نیست. البته امسال حیله ها و روش جدیدتری را اتخاذ کرده است بدین معنی که با مراجعه به پناهندگان کشورهای مختلف اظهارات مختلفی را بکار می برند، به عنوان مثال به کلیه پناهندگان افغانی گفته می شود که شرکت در میتنگ یک نیروی دمکرات و شناخته شده شما را از زیر ضرب و ذره بین سیستم های امنیتی اروپا مصون میدارد و دیگر به شما شک القاعده و سلفی نخواهند کرد !

به عراقی های آواره به عنوان دلسوزی گوشزد می کنند که اگر بتوانی با یکی از میهمانان این متینگ مثل ” جال بولتون و کندی ” عکس بگیری برای همیشه در عراق و نزد نیروهایی امریکایی ساپورت شده ای.

در مورد پناهندگانی که در کشور آلمان متقاضی پناهندگی هستند نیرنگ خاصی بکار می برند، به این صورت که تمامی زنها و مردهایی که از برلین به شهرستانها گسیل داده شده اند با خود عکسهایی را بهمراه دارند که از جریان سفر مریم رجوی به برلین و حضور مسئولین سابق آلمان می باشد که این افراد مجاهدین با تمامی مسئولین سابق کشور آلمان از قبیل ” زوسموت و فرهویگن و تلچیک” عکس گرفته اند و به افراد ساده لوح متقاضی پناهندگی می گویند که تو میتوانی در پاریس با این اشخاص عکس بگیری و در جریان دادگاه پناهندگی به عنوان مدرک نشان قاضی بدهی و برای تو برگ برنده محسوب می شود.

در مورد هواداران سابق خود که چندان علاقه ای برای شرکت در این خیمه شب بازی ندارند با شور و هیجان اظهار می دارند که ” ایرج مصداقی ” برای همه شما دام پهن کرده و اگر شرکت نکنید خواهند گفت که مرعوب ” مصداقی ” شده اید و وشرکت شما امسال به معنی پاسخ به مصداقی و بقیه معاندین می باشد. و اگر خواسته باشید ضعف نشان داده و با تمام قوا شرکت نکنید یقینا تا سال آینده در کنار رژیم قرار خواهید گرفت.

جمع آوری سیاهی لشگر در پاریس و اعلام ارقام دروغین و به هوا کردن بادبادک اگر قرار بود مشکلی از فرقه مجاهدین بگشاید تا کنون باید این عمل کمکی به این فرقه به گل نشسته کرده باشد ولی شروع ورود اسرای فرقه مجاهدین به آلبانی نشاندهنده این است که فرقه مجاهدین در تمامی این سالها در سراب سرنگونی سرگردان است.

از نگاه سایت آوا

جمع آوری پناهندگان و هنرپیشگان اجاره ای و دانشجویان لهستانی که هیچکدام فارسی نمی دانند و گرفتن عکسهای شلوغ و تار و اعلام آمار تقلبی از قول خبرگزاری ها و به صحنه آوردن مسئولین سابق و از کارافتاده دول مختلف و شعر و شعار تا کنون نه تنها کمکی به این فرقه رو به فروپاشی ننموده بلکه بیشتر غریبه بودن این جریان خیانت بار را برای ایرانیان روشن نموده است.

همچنین:
تورهای مسافرتی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) و تجلیل ۳۰ خرداد، روز اعلام مبارزه مسلحانه
نگاهی به گردهمایی آتی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در ویلپنت پاریس
لابی گری مجاهدین برای دولت آمریکا،ابتذال ایدئولوژیک یا اقتدار سیاسی؟
نسترن رستگارپور نام واقعی زنی که به آلبانی آمده نیست. مجاهدین خلق قبلا پسر رجوی و دختر ابریشمچی را هم با اسم جعلی خارج کرده اند