از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت پنجم

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت پنجم

از پیوستن به مجاهدین خلق فرقه رجوی تا جدایی در آلبانیحسن شهباز، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، پانزدهم فوریه 2019:… اين نحوه كنترل ، نشان از يك حاشيه امن در درون اين تشكيلات دارد ، يك اشرافيت محنصر بفرد در طبقه حاكم اين فرقه وجود دارد كه نياز وجودى و تضمين بقاى  فرقه مجاهدین است و اين طبقه است كه به اسم اختيار وآگاهى ، آزادى افراد را سلب نموده و نفرات مانند ربات ،دقيقا همان چيزى را تكرار ميكنند و همان حرفى را ميزنند كه به آنها ديكته شده. 

از پیوستن به مجاهدین خلق فرقه رجوی تا جدایی در آلبانیقرنطینه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در آلبانی، همان زندان است

لینک به منبع

از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت پنجم

حسن شهباز ، تیرانا ـ سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ 14.02.2019

لینک به قسمت اول

لینک به قسمت دوم

لینک به قسمت سوم

لینک به قسمت چهارم

حسن شهباز در ابتدا ميخواهم دليل نقل اين سرنوشت را بگويم، هم اكنون در درون اين تشكيلات صدها تن مانند من وجود دارند كه در يك محيط بسته ، در حقيقت دريك زندان جسمى و روحى ، حبس شده اند و با سخت ترين ضوابط،تحت كنترل ميباشند ،چارچوبهايى كه روز بروز نفرات را بيشتر در درون خود فرومى برد و البته نياز حفظ افراد،همين ميحط بسته است ودر چنين محيطى است كه  فرقه مجاهدین ميتواند، آنها را در ناآگاهى نگه دارد، و اين ناآگاهى لاجرم ،محكوم به مرگى تدريجيست.

آنچه كه گذشت

در تعطيلات ميان ترمى دانشگاه براى زيارت به عراق رفته بوديم، در مسيرمان طي گشت و گذارى كه در شهرها ي مختلف داشتيم ، متوجه شديم كه بعد از حمله آمريكا ،تمامي نفرات سازمان، توسط امريكا خلق سلاح شده اند و در اشرف بسر ميبرند، بعد از كمى مشورت تصميم گرفتيم سرى به آنجا بزنيم ، حس كنجكاوى وشناخت بيشتراز اين افراد و آگاهى ازمواضع سياسى آنها در آن لحظه تنها دلايلى بود كه ما را به اين ديدار تشويق ميكرد، بدينگونه بود كه ما وارد اشرف شديم

چند روز اول ، ضوابط ارتش را برايمان تشريح كردند، بعد وارد قسمت پذيرش شديم.

در پذيرش آموزشهاى مختلفى داده ميشد كه در فصل هاى قبلى به آموزش تشكليلات و تاريخچه و بريف هاى سياسى ،پرداختم .

درفصل قبلى كمى به موضوع “ تساوى بهر قيمت “ در درون تشكيلات پرداختم واشاره كردم به جمله معروف كتاب “ مزرعه حيوانات “ نوشته “ جرج اورول “كه ميگويد: در اين مزرعه همه با هم برابرند ، اما بعضى ها برابرترند .

اكنون ميخواهم كمى بيشتر به اين موضوع بپردازم.

اين دقيقا همان شيوه ايست كه نفرات را با آن كنترل ميكنند و خصوصيت اصلى اين روش اين است كه افراد را ازهويت انسانى خود ، تهى ميكند، در اين شيوه از رشد هرگونه تفكر و انديشهاى كه در تعارض با اهداف فرقه باشد جلوگيرى ميشود ،اين موضوع بحدى برايشان جدى است كه حتى اگر كسى خودش بدنبال يادگيرى و يا آگاهى از موضوعى باشد، با انواع برچسب هاى بورژوازى و يا بريده گى از مبارزه ، كه به آن فرد زده مى شود، مانع از تلاش او ميشوند، و اين تشخيص سازمان است و خودشان مشخص ميكنند كه ، چه كسى ،در كجا و چه كارى انجام بدهد، و يا چه آموزشى ببيند .

اما حقيقتى كه در پشت اين ماجرا قرار دارد چيست؟

اين نحوه كنترل ، نشان از يك حاشيه امن در درون اين تشكيلات دارد ، يك اشرافيت محنصر بفرد در طبقه حاكم اين فرقه وجود دارد كه نياز وجودى و تضمين بقاى  فرقه مجاهدین است و اين طبقه است كه به اسم اختيار وآگاهى ، آزادى افراد را سلب نموده و نفرات مانند ربات ،دقيقا همان چيزى را تكرار ميكنند و همان حرفى را ميزنند كه به آنها ديكته شده، روح وجسم افراد درون فرقه را توسط اين حاشيه امن در كنترل خود دارند ، براى اين تشكيلات و طبقه برابرترهاى اين فرقه ، افراد مهم نيستند، خون وجان افراد در اين تشکیلات فرقه مجاهدین کمترین ارزشی نداشته و ندارد،نگاهى به درگيرى هاى پادگان اشرف در عراق بوضوح نشان ميدهد،كه البته خودش بحث ديگرى دال برهمين موضوع است كه انسانها برايشان هيچ ارزشى ندارند، اما حفظ تشکیلات از اوجب واجبات است ، تشکیلات مانند مزرعه حيوانات ،و دقيقا مانند جمله : بعضى ها با هم برابرترند ، با تهدید وتطمیع،هركس را به نوعى،مجبور به تمكين و اطاعت کورکورانه از ضوابط وچهارچوبها مينمايد و بدينگونه تمامى اعمال نفرات را زير نظر دارند و براحتى نفرات را در نآگاهى نگه ميدارند.حال براحتى ميتوان ظالم و مظلوم را در درون اين تشكيلات تشخيص داد و دريافت كه چگونه افراد مسخ ميشوند، تا جايىِ كه خانواده خود را دشمن مينامند و موضوع به اين ختم نميشود و تا آنجا پيش ميرود كه ، فکر کردن جز به رهبر فرقه و مسيرى كه او مشخص نموده،انحراف محسوب شده و اين انحراف ازمسير، عين كفر است و هركسى بايد ناباورى خود را ببيند و مسخره تر اينكه در اين مسير، وقتى به نوك قله تكامل ميرسند كه توهين ، تحقير و اهانت برايش تبديل به ارزشهاى والاى انسانى ميشود.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/tag/نجات-یافتگان-در-آلبانی/page/2/

براستی واژه “مزدوری ” برازنده فرقه رجوی است

مالک بیت مشعل، نجات یافتگان در آلبانی، سوم دسامبر ۲۰۱۸:… و اما رجوی بیگانه با وطن ! تو اگر راست میگی که ایرانی هستی و دموکراتیک و هزار حرف دیگه که یک پاپاسی ارزش نداره ایرانی ها رو دور خودت جمع کن نه اینکه روز به روز اون مثلا شورای ملی که شورای رجوی هست نفراتش کم تر نشوند هرچه ادم ملی و وطن پرست هرجا می فهمند که حرف با عمل رجوی یکی نیست خودشون را از بند … 

Maryam Rajavi US lobby for terrorismUS Making Big Mistake by Relying on MKO (MEK, NCRI) Info

لینک به منبع

براستی واژه “مزدوری ” برازنده فرقه رجوی است

مالک بیت مشعل

مالک بیت مشعل

مالک بیت مشعل ، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۰۲٫۱۲٫۲۰۱۸

تازگی ها فرقه رجوی توی شبکه مجازی از دیدار هیاتی از پارلمان اروپا با مریم قجر خبر داده است. تجربه فردی بنده ثابت کرده که گربه های خارجی واسه رضای خدا موش نمیگیرند.

هنوز در اردوگاه مرگ لیبرتی اسیر چنگال فرقه بودیم که مسئولین فرقه و تلویزیون رجوی خبر از ورود یک هیئت بلند مرتبه( خنده حضار البته بعد دلیل خنده را برای شما میگم ) از نفرات کنگره امریکا را دادند. آمدند و رفتند بعد گفتند که با آنها نهار خوردیم و…

بعد از چند وقت رجوی به اصطلاح نشست صوتی گذاشت و خودش به زبان خودش گفت که  آقایون تورسیلی و تدپو و… آمدند و  هزاران دلار براشون اب خورده از پول توجیبی و بهترین هتل و سایر هزینه ها. همه می گفتند آخه کی میاد شب عید واسه رضای خدا بیاد عراق. خنده حضار اونجا بود توی اون نشست که نفرات با خنده میگفتند یک قرمه سبزی خوردن آقایون چقدر خرج برداشت.

و اما رجوی بیگانه با وطن

تو اگر راست میگی که ایرانی هستی و دموکراتیک و هزار حرف دیگه که یک پاپاسی ارزش نداره ایرانی ها رو دور خودت جمع کن نه اینکه روز به روز اون مثلا شورای ملی که شورای رجوی هست نفراتش کم تر نشوند هرچه ادم ملی و وطن پرست هرجا می فهمند که حرف با عمل رجوی یکی نیست خودشون را از بند رجوی آزاد میکنند.  هرکدام هم دنیایی حرف دارند سر این مدت که گول رجوی را خورده اند.

نمیتونی به همین راحتی به همه مارک بزنی یک نگاه به عملکرد تو کامل برای هر فرد بیطرفی مشخص است که چه خبره. تو اگر ایرانی هستی که نیستی ؛ این همه ایرانی به قول معروف آدم حسابی توی خارج از کشور هستند چرا نمیتونی اینها رو دور خودت جمع کنی به جاش میری میشی دُم اجنبی افتخارت شده تعظیم کردن و پابوسی از کسانی که حتی توی کشور خودشون هم اسم و آوازه خوبی ندارند.

هیچ مشکلی نیست. تو بچسب به همین خارجی ها شاید یک جزیره‌ای واست پیدا کنند که بری اونجا حکومت کنی به همین تعداد گول خورده که برات باقی مونده است.
ولی رسیدن به ایران و سوار گرده مردم شدن و سلطنت کردن رو بگور میبری و این غلط کاری اضافی هست واست و خیلی زیادیه

تو فقط فارسی بلدی صحبت کنی این دلیل بر ایرانی بودن نیست ایرانی واقعی وطن پرست کسی هست که سینه خودش رو سپر میکنه جلوی کسی که بخواهد به وطنش دست درازی کند ولی تنها هنر تو و شوهرت اینه که خون همین ایرانی های وطن پرست رو ریخته اید آن هم شانه به شانه نیروهای عراقی و هزاران هزار وطن فروشی دیگر
پس بچسب به دم همین خارجی ها، براستی واژه “مزدوری ” برازنده فرقه رجوی است.

*** 

American_Support_For_Terrorist_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_BackfiredMembers of anti-Iran terrorist group MKO along with its guests from the US and its regional allies in its annual gathering in Paris

همچنین
http://iran-interlink.org/wordpressfa/خاطرات-مالک-بیت-مشعل-واقعا-مغز-شویی/

خاطرات مالک بیت مشعل : واقعا ” مغز شویی ” در سازمان مجاهدین خلق چیست؟ قسمت سوم

مالک بیت مشعل، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، نوزدهم نوامبر ۲۰۱۸:… واقیعت این است که من وقتی در داخل سازمان می شنیدم که می گویند در سازمان مجاهدین افراد ” مغزشویی ” می شوند ، خنده ام می گرفت و از خودم می پرسیدم مغزشویی چیست؟ آیا یک دستگاهی هست که آدم را با آن مغزشویی می کنند یا اشعه ای هست و خلاصه … 

شستشوی مغزی در سازمان مجاهدین خلقCanadian family asks Top Channel’s “Fiks Fare for help: “MEK mujahedeens took our daughter”

لینک به منبع

خاطرات مالک بیت مشعل : واقعا ” مغز شویی ” در سازمان مجاهدین خلق چیست؟ قسمت سوم

مالک بیت مشعل ـ تنظیم و ویرایش از تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۱۸٫۱۱٫۲۰۱۸ 

در قسمت قبل توضیح داده بودم که سازمان مجاهدین در واقع ما را در تشکیلات سازمان به خبرچین و جاسوس یکدیگر تبدیل کرده بودند که باید در طول روز و شب دنبال موضوعی برای خبرچینی و جاسوسی از دوست و همرزم خودمان می گشتیم تا روز بعد در نشست مغزشویی مطلبی برای بیان جلوی مسئول نشست میداشتیم. نکته دیگر را که در ادامه می خواهم به آن بپردازم این است که واقعا ” مغز شویی ” در سازمان مجاهدین خلق چیست؟

واقیعت این است که من وقتی در داخل سازمان می شنیدم که می گویند در سازمان مجاهدین افراد ” مغزشویی ” می شوند ، خنده ام می گرفت و از خودم می پرسیدم مغزشویی چیست؟ آیا یک دستگاهی هست که آدم را با آن مغزشویی می کنند یا اشعه ای هست و خلاصه به آن می خندیدم  درحالیکه واقعا خودم مغزشویی شده بودم و  متوجه نبودم و چنین افرادی را که از مغزشویی در سازمان مجاهدین می گفتند و می نوشتند به تمسخر می گرفتم و می گفتم این حرف های قلمبه سلمبه چی هست می زنند، مغزشویی یعنی چی؟ مگه میشه انسان را مغزشویی کنند؟

اما بعد ها به مرور و تا عمق استخوان متوجه شدم این  حرف واقعی هست و در فرقه مجاهدین ” مغزشویی” وجود دارد. باورکنید  که تازه فهمیدم که معنی مغز شویی چی هست و  با انسان چه می کند و چگونه  احمق های بی مروت با روح و روان و مغز آدم ها در تشکیلات فرقه بازی می کنند . بنابراین  از مغزشویی صحبت می کنم ، چرا که این بلا بر سر خودم آمده است ، چرا که وقتی فرد وارد تشکیلات سازمان می شود در همان ابتدا او را از سایر نفرات جداسازی می کنند و بعد از مدتی تنهایی و دیدن و گوش کردن نوارهای سخنرانی های مسعود رجوی و مریم رجوی  تحویل مسئولینی می دهند که کارشان همین است که هم جسم فرد را با کارپوشال بی جان و هم روح و مغز آنها را در نشست های تفتیش عقیده با اسم های رجوی ساخته ” دیگ ” ، ” عملیات جاری ”  و ” حوض ” خسته و بی اراده کنند.

همانطور که در دو قسمت قبلی اشاره کردم من از کسانی بودم که از گذشته آشنایی با سازمان مجاهدین خلق نداشتم و فقط شنیده بودم که صدام حسین یک شبکه تلویزیونی فارسی بازکرده  است و فرقه مجاهدین هم در آن برنامه و ترانه می گذارند. درهمین حد ، و اصلا باسیاست هیچ رابطه ای نداشتم واصلا نمی دانستم سیاست یعنی چی . اتفاقا وقتی وقتی اینها می فهمیدند که ما تعدادی هستیم که اصلا آشنایی با فرقه و تاریخچه اش و رهبران گذشته و فعلی اش نداریم ، بهتر می توانستند در مسیر مغزشویی با دروغ و نیرنگ ما را فریب بدهند و به همین دلیل مسولین ویژه تشکیلاتی ایدولوژیکی برای من و افراد مشابه می گذاشتند.
من خودم وقتی که به پاکستان رسیدم  به مقر انها رفتم، چرا که مسئول پیک مجاهدین به من گفته بود که راه حلی برای رفتن من به اروپا دارد. او گفته بود  که سازمان مجاهدین من را به صورت قانونی از  پاکستان به عراق می برند و بعد از سه ماه بگویم که می خواهم به فرانسه بروم و آنجا هوادار شما باشم و آنها تو را به اروپا می فرستند ، خیلی سریع و قانونی و نه اینکه قاچاقی باشد و به این ترتیب راحت به اروپا می روی . من هم در این حال و هوا بودم که از ایرانشهر به پاکستان رفتم . در مقر سازمان فرشته شجاع از عراق با من تماس گرفت و با من صحبت کرد و وقتی دید من ازفرقه هیچی نمی دانم از همان پاکستان روند مغزشویی را آغاز کردند . فرشته شجاع به مسئول مقری که من بودم گفته بود که برای من  ویدئوهای مخصوص که سخنرانی های مسعود رجوی و مریم رجوی هم جزلاینفک آن بود گذاشتند و  تا روزی که از پاکستان حرکت کردم ،این فیلمها هر روز گذاشته میشد. این فیلم ها و ویدئوها بیشتر از اینکه با فکر و اندیشه انسان سرکار داشته باشد روی احساس و شور فرد سوار می شدند ، ان چنان که فرد بیشتر درگیر احساسات می شد تا تفکر و  اندیشه . از نشست های سیاسی خبری نبود .

یادم هست برای اولین بار نشست با دوملعون، یعنی مسعود رجوی و مریم رجوی ، را گذاشته بودند ، از چند روز قبل می گفتند که نوار ویدئویی مهمی را برای شما می خواهیم بگذاریم و فرد را در حال انتظار کنجکاو به اینکه آن نوار ویدئویی چه خواهد بود می کردند. بعد در پله بعدی  چنان شب و روز از این نشست مسعود رجوی  و مریم رجوی تعریف می کردند که حد و حساب نداشت که یبله مسعود رجوی و مریم رجوی بهترین رهبران دنیا هستند و در توجیه اینکه چرا در عراق هستند پاسخ می دادند به خاطر اینکه رهبر تاریخی مجاهدین یعنی امام علی علیه السلام  در عراق هست.

ادامه دارد

*** 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33719

خاطرات من در فرقه مجاهدین خلق ـ ۲ ـ پرورش خبرچین و جاسوس 

 Malek_Beit_Mashal_Tirana_Albaniaمالک بیت مشعل، سایت نجات یافتگان در آلبانی، هشتم اکتبر ۲۰۱۸:… وقتی آنجا رفتیم گفتند باید زن و زندگی را طلاق بدهید . در یک لحظه احساس عجیبی به من دست داد پیش خودم گفتم که  دیگر من خلاصی از اینجا ندارم  و  حسابی توی چاه افتاده ام و مگر اینکه بمیرم تا از اینجا خلاص بشوم . ما هم به ناچار باید کاعذهایی را پر می کردیم و تایید می کردیم که که طلاقایدولوژیکی … 

 

Mojahedin_Khalq_MKO_MEK_Maryam_Rajavi_MerceariesInside the MEK: The Secluded Group Scheduled to Overthrow the Iranian Regime (Mojahedin Khalq, Rajavi cult)

لینک به منبع

خاطرات من در فرقه مجاهدین خلق ـ ۲ ـ پرورش خبرچین و جاسوس

مالک بیت مشعل ـ تنظیم و ویرایش از تحریریه سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۰۷٫۱۰٫۲۰۱۸ 

وقتی ما در ورودی سازمان مجاهدین رسیدیم، شب برای ما جشن گرفتند و  قبلش ما را صدا کردند و به ما لباس فرم سبز ارتش آزادیبخش دادند . در واقع جشن برای لباس های ارتش آزادی بخش بود ونه ما . بعد از این جشن ما به مدت سه هفته در  قسمت ورودی سازمان بودیم  و در این فاصله یک سری نوارهای ویدئویی و فیلم های عملیات های نظامی ارتش ازادیبخش را نشان می دادند . به موازات آن در این مدت  هم  نیروهای  امنیت آنها برای بازجویی از ما می آمدند و نفر به نفر صدا می زدند و سوال و جواب می کردند که بالاخره ما کی هستیم واقعا با آنها هستیم یا نه .
بعد از سه هفته ما را از  قسمت ورودی به قسمت پذیرش برای آموزش فرستادند. از این تاریخ یعنی سوم خرداد ۱۳۸۱ اموزش های تشکیلاتی شروع شد و کتاب ها و فیلم هایی را به ما برای مطالعه می دادند که کاملا فرد را تحت تاثیر قرار می داد ، بویژه فیلم هایی ویدئویی که انسان را اسیر احساسات خود می کرد و کاملا مغز و فکر را ما را در یک مسیر خاص کانالیزه می کردند. باورکنید من که هیچ دشمنی با  دولت ایران نداشتم به یک دشمن درجه یک تبدیل شدم و چیزی شدم مثل خود اعضای سازمان مجاهدین در صورتیکه من با هدف رفتن به خارج و سر و سامان دادن به زندگی ام در این مسیر افتاده بودم .
در تاریخ ۱بهمن ۱۳۸۰، بعد از سه ماه اموزش تشکیلاتی گفتند برای وارد شدن به انقلاب ایدئولوژیک باید به مقر دیگری که اسمش را پذیرش ۸۲ گذاشته بودند، بروم.  وقتی من را آنجا بردند دیدم تعداد دیگری مثل من که گول زده بودند، آنجا بودند.

وقتی آنجا رفتیم گفتند باید زن و زندگی را طلاق بدهید . در یک لحظه احساس عجیبی به من دست داد پیش خودم گفتم که  دیگر من خلاصی از اینجا ندارم  و  حسابی توی چاه افتاده ام و مگر اینکه بمیرم تا از اینجا خلاص بشوم . ما هم به ناچار باید کاعذهایی را پر می کردیم و تایید می کردیم که که طلاق ایدولوژیکی بقول خودشون انجام دادیم . مسئولین سازمان مجاهدین همشه از انسانیت در بحث های ایدئولوژیکی می گفتند و بعد ها هم آن روی سکه نشان می دادند که باید در نشت های مغزشویی تحت عنوان ” دیگ ” و ” عملیات جاری ” باید شرکت می کردیم و پروژه خوانی می کردیم. جوهر این نشست های مغزشویی تحقیر و سرکوب خود و همچنین دیگران بود . آنها در این نشستها بین  نفرات دشمنی ایجاد میکردند تا ما نسبت به همدیگر و بر علیه همدیگر خبرچینی کرده و گزارش علیه یکدیگر بنویسیم و بخوانیم . در واقع ما را به خبرچین و جاسوس یکدیگر تبدیل کرده بودند که باید در طول روز و شب دنبال موضوعی برای خبرچینی و جاسوسی از دوست و همرزم خودمان می گشتیم تا روز بعد در نشست مغزشویی مطلبی برای بیان جلوی مسئول نشست میداشتیم. ما در این نشست ها با ریزترین ویژگی های فردی و شخصیتی آدم ها ، بویژه در حوزه مسائل جنسی ، پرده بر می داشتیم من علیه دیگری و دیگر علیه من  تا بدین وسیله به قول مریم رجوی پاک و طاهر شویم .

ادامه دارد

*** 

_Jila_Deyhim_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Terrorism_AlbaniaAmerican support for MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult) in Albania alienates Iranian public opinion

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33569

خاطرات من در فرقه مجاهدین خلق 

Malek_Beit_Mashal_Tirana_Albaniaمالک بیت مشعل، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و دوم سپتامبر ۲۰۱۸:… ما آن شب به مقری در بغداد رفتیم و روز بعد به سوی محلی که آنها اشرف صدا می کردند، رفتیم. دوم اردیبهشت بود. یادم آمد که همین یک ماه قبل اول عید درایران بودم، یاد کوچه پس کوچه های خیابان های شهرم افتادم. کمی دلم گرفت ولی فکر آینده و سرنوشت و … 

عربستان سعودی مجاهدین خلق فرقه رجوی توی تروریسمSaudi Arabia Secretly Sent Truckloads of Gold and Rolex Watches to the Iranian MEK (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Rajavi cult …)MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

لینک به منبع

خاطرات من در فرقه مجاهدین خلق

مالک بیت مشعل ـ سایت نجات یافتگان در آلبانی ـ ایران آزادی ـ ۲۱٫۰۹٫۲۰۱۸

این بار میخواهم سرگذشت خودم و  چگونگی پیوستن خود به فرقه ضد انسانی مجاهدین خلق را برای شما بازگو کنم.
من هیچ رابطه  یا شناختی از سازمان مجاهدین نداشتم و حتی آشنایی حداقل هم با مناسبات و دیدگاه های سیاسی این سازمان نداشتم و در حال تلاش برای خودم و خانواده ام بودم و از اینکه در میهنم ایران زندگی می کردم بسیار راضی و خرسند بودم و اگر سختی هم بود با امید به خوشی ها آسان می شد.
این شرایط می گذشت تا یک روز با یک نفر  در ایرانشهر آشنا شدم ،درست ابتدای نورزو و اول فروردین  ۱۳۸۰ بود. فرد مورد نظر  رابط سازمان مجاهدین بود و بعدها متوجه شدم که نقش پیک را برای فرقه مجاهدین بازی می کند و افراد معرفی شده توسط این فرقه  را به عراق می برد.

بعد از دو هفته آشنایی با این فرد او پی برد که  من قصدرفتن به خارج از کشور از طریق پاکستان را دارم ، او در این فاصله از فرقه مجاهدین هم صحبت می کرد و  خوبی های آنها را بیان و ستایش می کرد و من گوش می دادم. تا اینکه یک روز گفت من یک راه حلی برای رفتن تو به اروپا دارم . پرسیدم چگونه؟

او گفت من ابتدا شما را به پاکستان می برم و به سازمان مجاهدین معرفی می کنم و آنها تو را به صورت قانونی از  پاکستان به عراق می برند و بعد از سه ماه بگو می خواهم به فرانسه بورم و هوادار شما باشم  و انها تو را به اروپا می فرستند ، خیلی سریع و قانونی و نه اینکه قاچاقی باشد و به این ترتیب راحت به اروپا می روی .

من عمق ماجرا را نمی فهمیدم و  حرف های فرد رابط سازمان مجاهدین را باور کردم، هر چند که او خود را کامل معرفی نکرده بود . ما با یکدیگر از ایرانشهر به پاکستان رفتیم . یک شب در هتل بودیم و روز بعد او من را به یک نفر دیگر تحویل داد که اسم مستعار او محسن بود. او هم بلوچ بود و به زبان انگلیسی ،پاکستانی  و بلوچی مسلط بود. با هم رفتیم به یک آپارتمان ، فکر کنم طبقه سوم بود ، وقتی وارد شدیم چند نفر دیگر هم آنجا بودند . با آنها سلام و احوالپرسی کردم به نظر می رسید که آنها زودتر از من به دام افتاده بودند، چرا که  یک هفته بعد از  آنجا رفتند. دیگر فقط من و یک نفر دیگر مانده بودیم. کم کم در آن تنهایی برای ما فیلم های سازمان و  سخنرانی های مسعود رجوی و مریم رجوی را می گذاشتند تا بیشتر آشنا بشویم . خلاصه بعداز سه هفته گفتند که مدارکم اماده شده است و به عراق خواهیم رفت . ابتدا به اردن رفتیم و سپس به سمت بغداد.
 دو نفر به استقبال ما آمدند. آنچنان از ما استقبال کردند و خودمانی گرم گرفتند مثل اینکه سال هاست ما را می شناسند. هرکس این استقبال آنها را می دید ، می گفت حتما این دو نفر  از اعضای خانواده آنها هستند . من ازاین استقبال خیلی صفا کردم و با خودم گفتم اینها همان آدم هایی هستند که من دنبالشون می گشتم.

ما آن شب به مقری در بغداد رفتیم و روز بعد به سوی محلی که آنها اشرف صدا می کردند، رفتیم. دوم اردیبهشت بود. یادم آمد که همین یک ماه قبل اول عید درایران بودم، یاد کوچه پس کوچه های خیابان های شهرم افتادم. کمی دلم گرفت ولی فکر آینده و سرنوشت و زندگی بهتر من را آرام می کرد. به سمت اشرف در حالحرکت بودیم، آن موقع اشرف هنوز برای من غار و یک قلعه تو در تو و بن بست نشده بود، دوست داشتم زودتر به آنجا برسم ببینم کجاست. تا اینکه به اشرف رسیدیم. دم درب آدم های مختلفی با لباس فرم های یکسان در حال نگهبانی بودند همه دست تکان می دادند و لبخند می زدند، آنها هم مثل اینکه من را سال های سال است می شناسند، من هم برای آنها دست تکان می دادم و لبخند می زدم. شاید لبخند آنها به دلیل حضور در فرقه معنی دار بود، ولی من از ته دل لبخند می زدم.  ولی نه آنها می دانستند رجوی چه سرنوشتی را می خواهد برای ما رقم بزند و نه من. گفتند باید ابتدا برویم محلی که اسمش پذیرش و ورودی نام گرفته بود.

ادامه دارد

*** 

بی بی سی فارسی و برنامۀ پرگار در مورد فرقۀ رجوی (نیازی به نظر سنجی در ایران نیست. در همین خارج کشور نظر سنجی می کردید)ا

از کمین مجاهدین سر کوچه ها برای کشتار مستشاران امریکائی تا گماشتگی برای جنگ طلبان امریکائی

Mojahedin_Khalq_MEK_Ch_4_News_AlbaniaThe shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

MSNBC_Massoud_KhodabandehMassoud khodabandeh: No decent American intelligence officer would say MEK is trustworthy because it is a Destructive Cult.

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33104

چماقداری تشکیلات فرقه رجوی (قسمت اول) ا

 Malek_Beit_Mashal_Tirana_Albaniaمالک بیت مشعل، فریاد آزادی، هفدهم اوت ۲۰۱۸:… چماقداری در فرقه قدمت زیادی دارد .موضوع دیدار خانواد ه تاریخچه ای داره در سازمان ،این خانواده های میامدن اشرف برای دیدن بچه هاشون که با سنگ وبدوبیارمواجه میشدن که منجمله اقای محمدی هم جز خانواده ها بود .که چندین بار اونارو دیدم وصحبت میکردن ومیگفتن دخترمون میخوایم که متاسفانه موفق نمی شدن … 

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_misinformation_Campain_Albanian_Tiranaسوز و گداز مسعود رجوی از فعال شدن اعضای جداشده در آلبانی

لینک به منبع

چماقداری تشکیلات فرقه رجوی (قسمت اول) 

مصاحبه اقای بیت مشعل از گفتاری به نوشتاری تبدیل شده است که در زیر قسمت اول ان مصاحبه را درج می کنیم .

توضیحاتی درباره چماقداری تشکیلات فرقه رجوی

با عرض سلام خدمت شما اقای سربی وهموطنان عزیز ودست اندر کاران این برنامه،

چماقداری در فرقه قدمت زیادی دارد .موضوع دیدار خانواد ه تاریخچه ای داره در سازمان ،این خانواده های میامدن اشرف برای دیدن بچه هاشون که با سنگ وبدوبیارمواجه میشدن که منجمله اقای محمدی هم جز خانواده ها بود .که چندین بار اونارو دیدم وصحبت میکردن ومیگفتن دخترمون میخوایم که متاسفانه موفق نمی شدن بچه هاشون ببینن وچون اشرف دربیابان بود ودادرسی نبود،اما متاسفانه این خانواده ها وهروقت میامدن مبیایست مارکی میخوردن .یه بار میگن خانواده ی اطلاعاتیه یه بارمیگن خانواده دشمنه ادم انقلابی ومبارز،خانواده ی ورزات اطلاعاتی یکبار میگن خانواده ی سفارتی وحرفهایی میزدن که شایسته ی خودشون هست…. .با اقای احسان بیدی واقای منوچهر عبدی ، قرارگذشته بودیم ویک خواننده معروف البانی امده بود البانی ومیدان اسکند بیک را درست کرده بودن که همه بیان اونجا واز همه استانهای البانی میومدن گفتیم ما هم بریم تماشا،ساعت شش قرارگذاشتیم سنتر که البانیها میگن چندریعنی مرکز شهر ،احسان گفت بچه ها خبر بد..گفتیم چی شده .احسان گفت مجاهدین جلوی اقای محمدی روگرفتن وزدن والان توی کلانتری هستن.ما هم اقای محمدی رومیشناسیم ودریغ نکردیم ورفتیم کلانتری ،ما رسیدیم وده نفر اون سمت خیابون ایستاده بودن وسر پله ی وردی کلانتری شش ،هفت نفر ایستاده بودن ماهم قدم زنان رفتیم داخل دیدیم که ده نفر داخل بودن که فرمانده اونها ژیلا دیهم بود ،ژیلا دیهم کسی است که هر نفری را که تو تشکیلات میخواستن سرشوزیراب بذارن یا بکشن یا سربنیز بکنن یا با پنبه سرشوببرن ،ژیلا دیهیم همیشه سربود وبالای قضیه بود.

اقای بیدی هم کوتاهی نکرد وگفت ژیلا تو بشین سرجات حرف نزن .تا اینو گفت اینها شروع به داد وبیداد وفشهای رکیک که شایسته خودشون بود شنیدیم واونجا اقای تونی وکیل همه ی جداشدها بود .وگفت اقای بیدی شما چیزی نگید وتحریک نشید .اینها همین را میخوان که قضیه رو عوض کنن.یکی از این نفرات اسمش اصغر بابکان بود

که یکی از نفرات لمپن این فرقه بود وکارش هم در اشرف همین بوده پشت سیاج فش میداد وحرفهایی میزد که حتی در جامعه نشینده بودم . 

اومد پشت سرم وگفت میخوای اینجا لات وپارت کنیم وحرف رکیکی که شایسته خودش بود زدومن هم یک چپ چپ نگاه کردم وروموبرگردوندم طرف وکیل اقای تونی من این کارو کردم انگار یک مشت سیمان با گچ زدم تو دهنش وتمام دیگه حرفی نزد وبه حرف تونی گوش دادیم وبیرون رفتیم ،حالا نگاه کنید چقدر چندش اوره فیلمهاشوهم فرستادم ،ببین چقدر چندش اوره که در جامعه هم دونفر که دعوا کنن به سر یک نفر بیفتن .همه میگن ،شما نامردید دونفر به یه نفردارین دعوا میکنین.اخه این نامردی مردونگی نیست ،حالا شما ده نفر یک پیرمرد ویک پیرزن که دنبال دخترشون اومدن وحقشون هستش حقیه که خدا به هر پدرومادری داده ، که دخترشون ببینن

واقعا من تعجب میکنم .ببینید چه جالب مردم البانی خیلی مردم عاطفی هستن وسرخانواده خیلی حساسن،خود مردم همه فیلم گرفتن وخودشون به پلیس زنگ زدن وجدا کردن وبعد همه ی فیلمها رو پخش کردن به اکثر شبکه های تلویزیونی ،باور کنید من از کلانتری اومدیم مرکز شهر دیدیم خبر اقای محمدی بود داشت مصاحبه میکرد.وخبر یک البانی شده بود،اخه شما بیست نفرمیفتین به جون یه نفر،اخه ادم چی بگه واقعا شرم اوره ،نمی دونم اسمشو چی بذارم،اخه پدره .پدرو مادرهستن ولی شما میگین اقای محمدی نفر ورزارت اطلاعات باشه اصلابگیدجاسوسه،اصلاتروریسته .داعشی هستشه باشه .مادرش چی ،مادرش چرا به کی باید بگیم اینو،به کدام سازمان وحزب باید بگیم،که بابا این مادره حق داره دخترشوببینه،ببین چه جالب فرداش گفتن ما شاهد میخوایم ماهم شاهدبودیم ودادوبیدار وفش دیده بودیم .گفتن اقا برگردید ماهم برگشتیم با اقای محمدی وخانمش نشسته بودیم دیدیم یک خانم که وکیل بود وخبرنگارهم یک اقایی بود.سلام واحوال پرسی گفتن که فرقه سمیه را مجبور کردن شکایت نامه بنویس که پدرم منو میزد واذیت میکرد ویخاطر همین من برنمی گردم ،پس چکارکنیم .گفتن شما منتظر باشید به شما میگیم بعدش گفتن سمیه مقاله نوشته .من رفتم مقاله روخوندم .باورکنید تک به تک کلماتو خوندم تمام این کلمات خودشون بود.نه سمیه ،یک کلمه از خود سمیه نبود .ازاین مقالها زیاد خوندم همین کلمات وهمیشه همین جملات درتمام کلمات میذارن.سمیه حق داره میترسه ،نمی تونه بشون بگه من میخوام برم .میکشنش،میکشن اقا همینطور که مالک شراعی ووکشتن.مالک شراعی همه رو بیمه کردوخودشو فدای دیگران کرد .که نتونستن دومی روبکشن وبهشون گفته بود اذیتم بکنید همه چیزومیگم .حالابیرون اومده وبردن توی یک هتل که معلوم نیست کدام هتل هستش.ودارن کارهاشو اماده میکنن که بفرستن.واین کارهایی که با این پدرو مادر می کنند واقعا خیلی حرفه ببیند این پدراز زمان اشرف تا به الان داره میگه ده دقیقه دخترمو میخوام ببینین.اجازه نمیدن .نمی دونم این حکم ازکجا اومده .هیچ دختر ی در هر حزبی،یا سازمان یا دولتی یا شرکتی باشه حق دیدن که حق دیدن خانواده رونداره .حالا این سوال ما باید بکنیم جمهوری اسلامی دیکتاتوه یا این فرقه ،شما لااقل که دم از حقوق بشرمیکنید واین همه میگین ما دموکراتیکم ومیگین این سازمان دمکراتیک ترین سازمان دنیا هستش،کو نباید ماده داشته باشه .راست میگید .بگید بله دخترتون میخواید ببینید اهلا وسهلا بفرماید،دختر حقشه خودش انتخاب میکنه .میخواد بمونه یا برگرده عین بقیه چرا اینکارونمیکنید.میترسن هر خانواده ای میومد اینجا راه نمی دادن وفقط یک خانواده اومدن دوهفته دعوا داشت این برادر تا تونست برادرشو ببینه .وباهاش احوال پرسی وروبوسی کنه ،ببینید همینجا خود رمسا وکمیساریا ومردم البانی بهشون گفتن .چطوراز فرانسه یا اروپا میان ساز ودهول وبرقص راه میندازین ولی از ایران که میاد خانواده اطلاعاتی هستش وحق ملاقات ندارن . یک مارک میزنید ولی از فرانسه میاد به به وچه چه و سازو برقص که تمام محله البانی جمع میشدن من اونجا بودم می امدن به رقصشون نگاه میکردن.چرا مگه اینها خانواده نیستن چه فرقی داره .والله نمی دونم این قانون ازکجا اومده حتی جنگل قانون داره .وتا الانه این بدبختادارن میجنگن تا الان خوب اومدن امیدوارم که موفق بشن وبتونن دخترشون ببینن .سمیه رو من میشناسم دورادور خانمی تاپ ومتین ومسول .این فرقه میخواداین حقوکه حتی خودخدا دلش نمی خواد اینها میخوان این حق وازانیها بگیرن .بین پدر وفرزند جدایی بذارن .ممنوع الملاقات.والله بالله به هرکس اینو میگی ،میگه کفره .

یکی ازاین البانیایها تصویراقای محمدی رو در تلویزیون دیده بود .ازمن سوال کردمن هم موضوع به اون گفتم دیگری که پشت نشسته بود گفت .کسی که ا ین کارومیکنه با داعش یکیه فرقی نمی کنه .باورکنید.این مرد را فشش دادید تازه تهدیدش هم کردین .توخیابون جلوی انظار مردم .نامردا ده نفر به جون یک پیرمرد بخاطر اینکه میخواد دخترشو ببینه .اخه این ظلم نیست کجا شما دارین با ظلم میجنگین.کجا دارین برای ازادی میجنگین.همه اینو میدونن که یه تعداد بچه ها توایرانن .والله بالله باهاشون درتماسم.بعداز بیست سال دشمنی با این دولت وکلی عملیاتها هم رفته بودن.حالابرونگاه کن داره زندگیشو میکنه با زن وبچه ش به من هم نشون داد خانشوبه من نشون داد.هنوزهم که هنوزه درتماسم.،اخه شما چرا نمی ذارید.مگه نمیگین این دولت دیکتاتوره ،پس شما چرا اینکارو نمیکنید .راست میگید یکی از کارهایی که جمهوری اسلامی میکنه را انجام بدید،جرات دشته باش درب وبازکن وبگو هرخانواده ای که در ایرانه ومیخواد بچه شو ببینه .بیاد .اگه دیکتاتورنیستی .اگر برای ازادی این مردم داری میجنگی.که ۱۵سال با تو بودیم ودیدیم .۱۵،۲۰،۳۰سال عمرشون دادن به شما چهارنسل .اخر که میایم بیرون .ما میشیم مزدوروخائن.سفارتی .ما میشیم اطلاعاتی .

چرا .چراشو اگه اونا بتونن جواب مارو بدن که خیلی عالیه .من نمی دونم در کدامین دین ومذهب وسوره وایه اومده .ولی یک چیز ومطمنم که اه این خانوادها یقین داشته باشیدطوری گیربانگیر این فرقه میشه که حد نداره .کسی که بین خانواده فتنه راه میندازه،ببین دراشرف که بودیم به میگفتن.جنگ بدره .اخه زمان قدیم یک اسلامی بودویک کفر.یعنی حالا خانواده دراین عصر کفر شده کافرن .خانواده فتنه در مبارزه .اگه اینطوریه برای چی مبارزه کردی .این همه نسل از بین بردی وکشتی از کجا اومده این نسل ،از بوته ی زمین اومده .نسل همین خانوادهاس .که محروم شدن از دیدن بچه ها شون .اینها چنین سیستمی دارن .ببین اقای سربی همین بچه های خودمون جدا شدها چه مصاحبه کرده یا نکرده همه الان داریم باهم صحبت میکنیم .از روزی که کمیساریا مسولیت راگرفت ،دیگه فرقه جرات نمی کنن به کسی بگن دیگه با فلانی صحبت نکن.یا مثلا با بیت مشعل یا عبدی که مصاحبه کردن .حق نداری حرف بزنی ،چون دیگه کاری باشما نداریم حقوقمون کمیساریا میده وما کاری به کارشما نداریم .ما شمارو با یک زرورق لول کردیم وانداخیتیم سطل زباله تمام شدو رفت.

ما بین خودمون صحبت میکنیم ودرهمین موقع موضوع اقای محمدی وزحماتهاییکه میکشن که دوخترشوبینه ، اومد وبعد از صحبت دیدم دوستم رفت توفکر.من هم زدم رومیز وگفتم رفیق کجایی به چی فکر میکردی .گفت میدونی هرروزکه بگذره من بیشتردارم به اینهاکه ……..بخاطرعزت واحترامی که برای شما وهموطنان عزیزم دارم این کلمه رو نمی گم .ما توی این ۱۵سال خانوادهامون دشمن خودمون میدیم.خانواده دشمنه نه دشمنه بابا.مطلق پدر مادرما وخانواده ی ما .خانه وخانواده ی ما ارتش ازادی بخش هستش.

اما حالا که اومدم بیرون دوصحنه رو خیلی قشنگ دارم با چشمم میبینم .یکی فوت مالک وقضیه این خانواده.

ببینید من بودم قبل از اینکه بیام بیرون .خانواده که ازاروپامیامدن .نه خانواده ها که از ایران میامدن دوخانواده بیشتر نیامده البانی .برای اینها ساز ودهول وبه ما میگفتن برای خانوادها برقصید .یعنی همه باید برقصن .ولی از ایران میامدن میگفتن بعلت شرایط سیاسی نمیشه اون ببینید .یا باید داد وهوار میکرد مثل اون اقاه.تا تونست برای دوروز برادشو ببینه وبره .

حالا به هربی وجدانی که بگی میگه بابا مادره حق داره بچه شو ببینه .از صد متری بذار دخترشو ببینه .

اقای سربی سر سوال ۴۰موشک

مالک .نه فقط حرفشو تایید میکنم بلکه میخوام یک چیز اضافه کنم .نه چهل تا هشتاتا وصد وچهلاتا بیرون موفق نشدن شلیک کنن.

سوال اقای سربی سر نکته محمدی

مالک :بله اقای محمدی که پشت درب اشرف امده بود. دوهفته نشست وهروزسر همین محمدی گذاشتن ومخ همه ی مارو پرکردن که این جاسوسه اطلاعاتیه ووزارتی وووو.من بعد از اینکه اینجا اومدم بیرون همین خانواده رو پنج شیش بار خواستن بکشن.توعراق توسط عراقیهای خودشون .شانس اوردن وخواست خدا بوده.جزییات ریزونمی دونم ولی پرسیدم گفتن اره خواستن بکشن .بعد فهمیدن .اقای محمدی برای اینها که خانواده نیست دشمن هستش .دو،الان نگاه خیلی برام عجبیه .این همه سالیان همش جمهوری اسلامی یا رژیم ،الان چطورشده اقای محمدی همه چیز عوض شده .دشمن کجا رفت این وسط دشمن رژیم کجا رفت .باورکنید انقدردارن جنگ وجدل میکنن که این پیروز نشه ها.جلوگیری دیدار این خانواده از سرنگونی برای اینها مهمتره .خیلی براشون مهمه.مطلقا.ببیند حتی از اروپاهم راه نمی دن .چون دیدن از ایران مییان دشمنن از اروپا میان برادرن.گفتن اقا کات کنید جمع کنید ا ین دم دستگاهرو.مسخره بازی دراوردید دموکراتیک دموکراتیک .ببین حتی ما جدا شده .حرفمون اینه اقا اجا زه بدید خانوادهامون بیان اینجا ببینیم .چرا بیست نفره جلوشو میگیرن .بعد توخیابون دادمیزنن ترورییست تروریست .تروریست اینه ،دخترشومیخواد تروریسته .اینقدر خنده داره ،بعد میگن ما ادمهای سیاسی هستیم .اخه سیاسی میاد اینکارومیکنه.بیست نفر میان میزننش انهم ادم مریض .بخاطر اینکه میخواد دخترشوببینه.بله خانواده ی اقای محمدی برای اونها دشمنه .اجازه بهش نمیدن .مطلق هم نمیدن .تازه جلوش هم وایمیستن .

باشه پدر اقای محمدیه باشه مادرش چه گناهی کرده.۵دقیقه بهش وقت دیدار بدید…..

ادامه دارد 

*** 

Rudy_Giuliani_MKO_MEK_Mojahedin_Khalq_Terror_Corruption_Trump‘America’s Mayor’ Rudy Giuliani Is Just Donald Trump’s Stooge Now

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

Ali_Safavi_Baghdad_Washington_Terrorism_NCRI_MEKMEK doesn’t look like a legitimate group (Mojahedin Khalq, MKO, NCRI, Maryam Rajavi cult, …)

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=33034

حمله فرقه تروریستی رجوی درآلبانی (+ هشدار در رابطه با اقدام کثیف فرقه رجوی)ا 

 Malek_Beit_Mashal_Tirana_Albaniaمالک بیت مشعل (و احمد دارایی)، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، هفتم اوت ۲۰۱۸:… ماهم بدون اینکه به این گله چماقدار اهمیتی بدهیم از پله ها بالا رفتیم وارد کلانتری شدیم یک مرتبه متوجه شدیم که ده نفر دیگه داخل کلانتری که فرمانده آنها ژیلا دیهیم بود که قبلا فرمانده مقرما بود.( ژیلا دیهیم یکی از جنایت کارانی است که دستش در خون خیلی از نفراتی که درون تشکیلات … 

Mahbube_Rubabe_Hamza_Mohammadi_Tirana_Albania_1Mojahedin / The father rejected, the mother’s writes to her daughter: Come out and meet me, I want to see you before I die

_Jila_Deyhim_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Terrorism_AlbaniaAmerican support for MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult) in Albania alienates Iranian public opinion

حمله فرقه تروریستی رجوی درآلبانی

مالک بیت مشعل، تیرانا، آلبانی هفتم اوت ۲۰۱۸
لینک به منبع

با عرض سلام خدمت دوستان وهموطنان عزیز من مالک بیت مشعل یکی از اعضای نجات یافته درآلبانی هستم میخوام امروزیکی از رابطه های غیرانسانی فرقه با نفراتی که حق وحقیقیت را میدانن وهمه مردم البانی شاهد این قضیه بودن وحتی پلیس البانی هم شاهد وناظر بود وگزارشات را به همه داد را برای شما بگم تا شما بدونید که این فرقه تا چه حد قصی القب وملعون هستش حتی به هیچ احد الناسی رحم نمی کند وفقط دم از دموکراسی واسلام وخدا وارزشهای انسانی میزند که همه دروغ و دجالیت این سازمان ضد بشریست حالا خوب گوش کنید .

چند روز پیش من و چند تن از دوستان قرار گذاشته بودیم که همدیگه رو ببینیم وبریم میدان اسکند ربیک که یکی ازخواننده های البانی امده بود وبرنامه میخواست اجرا کنه وهمه چیز را اماده کرده بودن که مردم بیاین وصفا کنن وما هم گفتم بریم گشتی بزنیم .

سمت محل برنامه کنسرت رفتیم .به محل که رسیدیم دوستان را دیدیم یکی از از نفرات گفت که بچه ها خبر بد دارم ما گفتیم چی شده گفت که نفرات فرقه رجوی ریختن سرآقای مصطفی محمدی وخانمشون آنها را زدن وآلان در کلانتری هستند بعد با هم که صحبت کردیم به این نتیجه رسیدیم که باید برویم وببینیم چی شده .

وقتی رسیدیم آنجا باورکنید که اصلا نمی شه گفت آدم عین گله گوسفند ده نفرآنطرف خیابان ازچماقداران ایستاده بودن وده نفرروی پله های ورودی کلانتری نشسته بودن وما را دیدن، متوجه شدم که بیشتر انها مسئولین من بودن وازنزدیک با آنها کارمیکردم ولی با عرض معذرت وشرمندگی که میگویم مسئول من بودن، خلاصه آنها که مارو دیدن اول انگشت به دهن مونده بودن که ما برای چی اومدیم .ماهم بدون اینکه به این گله چماقدار اهمیتی بدهیم از پله ها بالا رفتیم وارد کلانتری شدیم یک مرتبه متوجه شدیم که ده نفر دیگه داخل کلانتری که فرمانده آنها ژیلا دیهیم بود که قبلا فرمانده مقرما بود.( ژیلا دیهیم یکی از جنایت کارانی است که دستش در خون خیلی از نفراتی که درون تشکیلات کشته شدند الوده است ) ژیلا شروع به دهان دریدگی و فحاشی کرد و گفت .اینها اینجا چکار میکنن یکی از بچه ها به اوگفت تو ژیلا حرف نزن یک مرتبه همه هجوم اوردن و آقای تونی وکیل جدا شده ها اونجا بود وقتی صحنه را د ید گفت اصلا کاری نکنید وفقط به حرفهای من گوش کنید یکی ازاین نفرات فرقه که قبلا مسئول من بود گفت میخوای اینجا لت وپارت کنم حرام لقمه من یک نگاه چپ چپ کردم ورومو برگردوندم انگارکه با پوتک زدم توسرش ودیگه حرفی نزد وفقط وفقط نگام میکرد من هم به حرفهای تونی گوش میدادم .وهمانطور که آرام اومده بودیم آرام هم رفتیم بیرون انها دیگه هیچ حرفی نزدن وما پا روی دماغ انها گذاشتم وبرگشتیم .

حالا موضوع سر وصدای انها این بود.که ما وارد برخورد فیزیکی بشیم وموضوع را بنفع خودعوض کنن ولی ما هوشیارانه این کاررا نکردیم وپیروزمندانه بیرون امدیم .

حالا ببینید با پدر و مادری که از کانادا برای دیدن دختراشان خانم سمیه محمدی به آلبانی سفر کردن چه رفتار وحشیانه و ضد انسانی کردن آیا حق دیدن فرزند خودشون دارن یا نه .آیا حق مادری یا پدری دارن یا نه آیا خدا وپیغمبر وقران واسلام این را گفته، کدام دین کدام مذهب میگه که پدرو مادر حق دیدن بچه شون ندارن آیا قصاوت رجوی و باند تبهکار این سازمان را میبینید که همین کلمه قصاوت را به آدم وعالم نسبت میدهند ولی خودشون بدترن باورکنید تمامی اهالی البانی که شاهد این صحنه ها از ضرب و شتم تا ….بودند به شدت عصبانی و در چهره ها شان میشد تنفر از برخورد های فرقه دید ریخته که چرا سازمان مانع ملاقات اینها با فرزندشون هستند درعرف جامعه وقتی دونفر برسریک نفر بریزن، به انها میگن شما نامرد هستید .دونفر به یه نفر.

حالا این سازمان به اصطلاح انسانی! ودارای جامعه ی بی طبقه ی توحیدی بیست نفر برسر یک نفر میفتن، آیا این انسانیته، به کی باید بگیم این دردها رو به کی باید بگیم .

ولی تا آخرین دم که نفس میکشیم وزنده هستیم ما تمام تلاش وسعی مانرا میکنیم وتمام اسیران دربند فرقه رجوی را آزاد میکنیم وتمام دختران وفرزندان را به اغوش پدر ومادرانشان برمیگرادنیم گفتیم ومیگویم اینجا عراق نیست اینجا آلبانی هست .

ببنید چقدردرفلاکت بسرمی برند فیلمها رونگاه کنید انقدر مشمعز کننده هست که حد وحساب ندارد اکثر مردم آلبانی که شاهد بودن .ببینید چقدر این مردم عاطفی ومهربون بودن که خودشون فیلم گرفتن وبه پلیس زنگ زدن وخودشون به تمام شبکه های تلویزیونی آلبانی فرستادن بنازم این غیرت انسانی را، اخر بیچاره ها شما میخواهید با این کارها پدر ومادر را از فرزند جدا کنید.مگه میتونید جگر گوشه این پدرومادررا همیشه اسیر خود نگهدارید چقدر جالب و رذیلانه است . فرقه رجوی سمیه محمدی را زیرفشار بردن وگفتن شکایت نامه بنویس برای دادگاه بفرستیم که پدرم منو میزده وشکنجه میکرده ومن دیگه دوست ندارم پیش آنها برم وشکایت دارم، که پلیس اقای محمدی را دستگیر کنه، دیدید انسانیت! را که بزور دارن فرزند را از پدر ومادرش جدا میکنن وبعد انهایی که خبر ندارن میگوین این حرفهای دشمن است واینها از این کارها نمی کنن، درحالیکه من با چشمهای خودم دارم میبینم ولمس میکننم وتعهدم وانتخابم وجنگم را صد برابرکردم وکوتاه هم نمیام یا میمیرم یا پیروز میشیم .

این حکایت ما با این فرقه کثیف که ازانسانیت هیچ بویی نبرده ودر ذاتش وجود ندارد .از فلاکت وبیچارگی ببینید دارن چکار میکنن ومنفوریت را خودشون برای خودشون با دست خودشون درست میکنن وبعد خیلی جالب نماز وروزه پا برجاست وعیدها پا برجاست واسلامشون که غوغا میکنه ،اما در باطن یک قاصی وجلاد وعاطفه کش وضد انسانیت هستند، آره عزیزان انهایی که فرقه را نمی شناسن به حرفهای این حقیر که ۱۵سال عمرم را برای انها هدر دادم .باورداشته باشید عزیزان .من کسی بودم که همه چیزم این سازمان بود ولی از روزی که بیرون اومدم واین همه جنایت را دیدم تازه فهمیدم که اینها کسانی بودن که بخاطرشون سرم را زیر تبر وچماق عراقیها میگذاشتم ولی اینها این تیپ ادمهای جانی وبی رحم هستم واز گذشته ی خودم سرتاپا پشیمان وسرافکنده هستم .

به امید پیروزی واز بین رفتن این جرثومه ضد انسانی سازمان ضد خلق مریم قجر

مالک بیت مشعل ۲۰۱۸/۰۸/۰۶

درخواست کمک در رابطه با اقدام کثیف فرقه رجوی

احمد دارایی (مستعار)، تیرانا، آلبانی، هفتم اوت ۲۰۱۸
لینک به منبع

کسانی که از فرماندهان بوده اند اقدام به خارج شدن از سازمان میکنند اون هم نه به شیوه های معمول بلکه از فرط فشارهایی که روی آنهاست از مناسبات فرار میکنند که امری است بی سابقه که این برای مجاهدین خوش نیامده و از آنجا که مجاهدین منابع مالی متعددی دارند و در خرج کردن برای پیش برد خط خائنانه شان کوتاهی نمیکنند

درخواست کمک در رابطه با اقدام کثیف فرقه رجوی

دوباره مجاهدین دست به یک اقدام کثیف و ضد انسانی و خائنانه زدند

روز گذشته به تمام پناهندگان ایرانی جداشده از سازمان مجاهدین در آلبانی کمیساریا اعلام کردم که دیگر به کسی کمک هزینه ماهیانه پرداخت نمیشود و نفرات جدید که از سازمان جداشده اند را هم از هتلی که برای اسکان نفرات جدید گرفته بودند را هم اقدام به تخلیه کردن کردند و به تمام افراد نیز گفته اند که باید آنجا را تخلیه کنند

این در حالی است که دولت و کمیساریا طبق تعهدی که در ابتدای سال داده بود به هیچ یک از مواردی که قرار بوده برای این پناهندگان حل کند عمل نکرده .

اینکه چرا این موارد الان دارد رخ میدهد فقط و فقط یک دلیل دارد و آنهم مجاهدین هستند شاید بگویید که این درست نیست اما این مسئله با دلیل و سند و مدرک قابل دفاع است .

مدتی است که در مجاهدین از نیروهای بالایشان که درواقع کسانی که از فرماندهان بوده اند اقدام به خارج شدن از سازمان میکنند اون هم نه به شیوه های معمول بلکه از فرط فشارهایی که روی آنهاست از مناسبات فرار میکنند که امری است بی سابقه که این برای مجاهدین خوش نیامده و از آنجا که مجاهدین منابع مالی متعددی دارند و در خرج کردن برای پیش برد خط خائنانه شان کوتاهی نمیکنند این بار هم اقدام به خرید ارگان های مختلف در کشور آلبانی کرده اند از وزیر مهاجرت که دست دردست جنایت کار بزرگ مریم قجر تا روئسای پیشین که پولهای کلان از مجاهدین میگیرند .

و در یک اقدام ضدانسانی و ضد بشری در هماهنگی با ارگانهای مختلف اقدام به قطع مستمری جداشدگان کردند که آنها را زیر شدید ترین فشارها ببرند بدلیل اینکه خیلی خوب میدانند که جداشدگان بغیر از کمیساریا از هیچ کجای دیگر حمایت نمیشوند و در این صورت آواره و سرگردان خواهند شد .

از تمامی هموطنان ، مدافعین حقوق بشر ، ارگان های بین المللی درخواست میشود از هر طریقی که میتوانند اعم از . نوشتن نامه به کمیساریا عالی پناهندگی ، دبیر کل سازمان ملل و یا هر ارگانی حقوق بشری . فرقه رجوی به عمد دست به این توطئه خائنانه زده که شاید بتواند ریل فروپاشی این تشکیلات را مقداری مهار کند

احمد دارابی ۲۰۱۸/۰۸/۰۶

Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult in Iraq No more
اتمام قائله مجاهدین خلق، فرقه رجوی در عراق
The End of the Path – Teaser 1
پایان یک راه – تیزر اول

Mojahedin Khalq, MEK, Rajavi cult in Iraq No more
اتمام قائله مجاهدین خلق، فرقه رجوی در عراق
The End of the Path – Teaser ۲
پایان یک راه – تیزر دوم 


https://youtu.be/yt-rXbs8014

*** Mohammadi_Mostafa_Somayeh_Tirana_Albania_Panorama_1The 17-year-old girl left for war, the couple from Canada are looking for her in Durres after 21 years

مصطفی محمدی محبوبه محمدی تیرانا آلبانی Exclusive / Mojahed’s parents say: We are not agents, our daughter was kidnapped by Mojahedin Khalq (MEK, MKO, Rajavi cult, NCRI …)

Somayeh Mohammadi, muxhahedinia 38-vjeçare që akuzon babain si agjent i qeverisë iranianeIranian Mojahedin’s Accusations, Parents’ letter to Xhafaj: The girl is held hostage by Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) 

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32935

اعتمادی در این تشکیلات مجاهدین خلق (فرقه مریم رجوی) وجود ندارد 

Malek_Beit_Mashal_Tirana_Albaniaمالک بیت مشعل، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، بیست و نهم ژوئیه ۲۰۱۸:… برای چی باید درنشست باشم وقتی که اعتمادی به لایه ی ما ندارید این حرفها مثلا میخواد چکار کنه بی اعتمادی شما را به لایه ما اعتماد میکنه .اخه لزومی نداره من به این بحثها که فقط حرف هستش گوش کنم…

MEK_Maryam_Rajavi_Terrorists_Thugs_Tirana_AlbaniaMEK assault parents then send tens of thugs to hunt down ex-members in Tirana

لینک به منبع

اعتمادی در این تشکیلات مجاهدین خلق (فرقه مریم رجوی) وجود ندارد

اینجانب مالک بیت مشعل یکی از اعضای جدا شده از فرقه رجوی در آلبانی هستم.

با عرض سلام خدمت دوستان وهموطنان عزیزم .

یک خاطره از زندگی غار نشینی خودم را میخوام برای شما تعریف کنم .دراشرف نشست مسعود رجوی با لایه ی بالا گذاشته شد که در ماه رمضان بود .ولایه عضوها که انموقع اسم لایه ما کا ۲ بود ولایه ی بالاتر از ما کا ۱ وعضو بود وبعد ام جدید والی اخرگفته شد که تمام لایه ها نشست دارن وفقط لایه ی پایین که بعداز نشستهای لایه بالا براشون میذاریم وتمام کارها یعنی به ما سپرده شود یعنی به اصطلاح هستم .خلاصه نشستها شروع شد ومسولیتها تقسیم شد ومن مسئول تاسیسات وپست مهندسی که کارش تامین اب بود والزامات کاری بود. تمام مسولین رفته بودن نشست وهرشب نشست داشتن من مثل هرشب میبایست سر به منبع اب وپمپ اب وذخیره کردن اب میزدم . که یک نفر دیدم درتاریکی یواشکی میره ازاین ساختمون به ان ساختمون میره شک کردم وخواستم ببینم که کی هست این نفرمن هم یواشکی پست سر او میرفتم واین کارش این بود که یواشکی وبدون اینکه ما بفهمیم به مسئولیتها سر میزد ونفرات را زیر نظر داشت .من این صحنه روکه دیدم دیگه امان ندادم وگفتم اینجا چکارمیکنی مگه نشست تمام شد متاسفانه اسمشو فراموش کردم وگرنه میگفتم کی بود ،گفت نه نشست تمام نشده ولی اومدم سربزنم یک وقت مشکلی چیزی نداشته باشید .درلحظه به او گفتم .اخه میخوای یواشکی اگه مشکل داشتیم حل بکنی یا همه رو خبردار میکردی .گفت منظورت چیه .گفتم اخه مرد حسابی اینطوری میای ونفرات را زیز نظر میزاری این جواب اعتماد وتمام زحمتهای این بچه ها اینه ،اخه چرا باید چکار کنیم براتون که ما را بعنوان انسان یا دوست یا عضو این سازمان بدونید خودت بگو چکار کنیم طرف دیگه دید من خیلی از رو بستم .گفت تحلیل نکن من را خواهر فلانی فرستاد وذهنش درگیر بود .گفت برو سری بزن وگزارش بده خیالم راحت شه .من هم سر تکون دادم ورفتم وبعد ازاین اتفاق دیگه خیلی انگار احساس نفس کشیدن نداشتم .وبعد از چند روز که نشست اونها تمام شد .نوبت ما شد .وکلی هله هله وکلکله با رهبری نشست داشتیم .من اصلا به حرفهاش دیگه گوش نمی دادم .وهر۵ دقیقه میرفتم بیرون وبرای نیم ساعت یا چهل وپنج دقیقه بیرون سیگار میکشیدم، یک شب، دوشب، سه شب گذشت مسئولین دیدن من برخلاف تمام نشستها این نشست انگاربرای من نشست نبود ویکی ازمسئولینم صدایم کرد وگفت یک سوال بکنم، گفتم بفرما، گفت که چرا ناراحتی وتوی نشست نیستی برخلاف تمام نشستها، گفتم چیزی نیست از بحثهای سیاسی ونشستهای طولانی بی حوصله میشم .بهش نگفتم وبعد دوشب دید همین ریل را دارم وبه یکی از خواهرای مسئول بقول خودشون گفت .واون صدایم زد وگفت جریان چیه گزارش میدن که تو درنشست نیستی وهمش بیرون هستی من هم گفتم برای چی باید درنشست باشم وقتی که اعتمادی به لایه ی ما ندارید این حرفها مثلا میخواد چکار کنه بی اعتمادی شما را به لایه ما اعتماد میکنه .اخه لزومی نداره من به این بحثها که فقط حرف هستش گوش کنم. گفت جریان چیه ،منهم جریان به او گفتم .وگفت این خیلی اشتباه کرده غلط کرده خود مسعود گفت بسپاریم به شما این کارش اشتباه بود وانتقاد وارده .گفتم یعنی از طرف بالا نیامد وبقول خودشون بالا نگفته بود .اخه هر کاری که میکنن میگن بالا .بلاخره این بالا کیه میشه به ما بگین کیه .ما که تا حالا بالا رو ندیدم فقط میشنویم بالا گفته .ولی یک چیز مسجل شد که اصل سوم تشکیلات که اعتماد برادرانه هست وجود ندارد چون اگه میبود حتما میبایست من میدیدم .ولی متاسفانه فقط شعارشو میشنویم ببیند خواهر فلانی تنها چیزی که وجود نداره توی این تشکیلات اعتماد این سازمان به نفراتش هست

درهمین نقطه دید من رفتم سر اصل بالای گفت ذهنت رو روبه رهبری باز نکن .گفتم باشه راست میگی ادم وقتی تناقض داشته باشه خودشو باید یکطوری تخلیه کنه که من کردم .که دیگه ادامه نده .

اره کارکردن از صبح تاشب ونصف شب جواب این همه زحمت همینه عزیزان .این سالیان اینطوری سرکردم وسرکردیم بخدا قسم درطول این سالیان درنشستها وخارج از نشستها میدم که تمام بچه ها با تمام وجود صداقت داشتن ونشان میدادن ولی برعکس این فرقه همش وهمش دروغ ودروغ ودروغ میشنیدیم .ولی ای دل غافل چون نمی دونم چی بگم ساده بودم یا اعتماد داشتم یا ذوب شده بودم نمی دونم خلاصه ،بازهم حرفهاشون قبول میکردم بعداز امدن بیرون ازاین فرقه واقعا دیدم که یک کلمه اینها با ما صداقت نداشتن .اره چنان ما رو ذوب کرده بودن که با چشم خودمون هم میدیدیم بازهم میگفتم به به رهبرعقیدتی ونوک پیکان تکامل، اره این ذهنیت ما خرابه نه تشکیلات یا رهبرعقیدتی.

بله عزیزان نمی دونم چطوری توصیف کنم که چطوری ما رو طلسم کرده بودن ویک چیز را در ذهن ما نشونده بودن به فکر خودتون نباشید .فقط وفقط به فکر رهبری باشید وواقعا هیچ کدام از ما به فکرخودش نبود .که اگه میبود حتما زودتر از اینها بیرون میامدم ومیامدیم . حالا دوستانی که اسیر و در بند فرقه گرفتار هستید آلبانی آخر خط این فرقه تبهکاره بیشتر از این عمرخودتان را به پای این سازمان کثیف تلف نکنید و با اعلام جدایی یا فرار خودتان را نجات بدهید و به آغوش خانواده های چشم انتظاربازگردید

به امید آزادی همه اسیران فرقه

۲۸ / ۰۷ / ۲۸

*** 

Mostafa_Mahbube_Somayeh_Mohammadi_MEK_Maryam_Rajavi_AlbaniaWhy are the Iranian Mojahedeen keeping Somayeh Mohamadi as hostage in Albania?

همچنین:
http://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=32721

مالک رفت ، اما مالک های دیگر ماندند (+ توطئه جدید مجاهدین خلق، فرقه مریم رجوی در تیرانا، آلبانی)ا 

 Malek_Shara'i_Murdered_Albania_MEK_Maryam_Rajaviمالک بیت مشعل و پیام رستمی، فریاد آزادی، تیرانا، آلبانی، دوازدهم ژوئیه ۲۰۱۸:… آدما که بچه نیستن اخه.چطور تا الان جسدش پیدانشده .نه طوفانی نه بارانی پس این جسد کجا رفت .واقعیه این جسد بعداز شش روز یا یک هفته بیرون نزنه .مگه میشه بهرکس میگی باور نمی کنه … معروف بود وهمه میشناسن وما به او میگفتیم این با کوسها شنا میکنه وکوسها رو بازی میده … 

Malek_Shara'i_Murdered_Albania_MEK_Maryam_RajaviRajavi’s Show In France Distracts From Sinister Death In Albania
مرگ مشکوک در آلبانی تحت الشعاع کارناوال مریم رجوی در فرانسه قرار گرفته است

مالک رفت ، اما مالک های دیگر ماندند

مالک بیت مشعل، تیرانا، آلبانی
لینک به منبع

این مصاحبه از گفتاری به نوشتاری تبدیل شده است .

اقای سربی با عرض معذرت میخوام سلامم را با تسلیت شرو ع کنم اول تسلیت به خودم ودوستان مالک وجداشده ها به خواهرش ومادرش وبخصوص خواهرش به اشرف اومد برای دیدنش موفق نشد مالک وببینه اقای سربی امروز من میخوام از شما وبیندگان وعزیز ازدوست هم دشمن .من مالک به شما معرفی مکنم واشنا میکنم وبا تفاصیلی که گفتم یا دادم شما بگید مالک غرق شده یا نه .

اما یک خدایی داریم که اسمش مالک یوم الدین .مالک خودشو دوست داشت ومالک وبرد .اما جای شکرش باقیه که یک مالک ومالکهای دیگر روگذاشت که خون اون هدر نره .اقای سربی قبل ازاینکه اشنایی با مالک رابگم وقبل از اینکه در اشرف جمع بشیم در جنوب عراق بود .

لب شط بود نزدیک شط بود وهمه میشناسنش .کسی بود که شط وشبانه میرفت وبرمیگشت .بار را شبانه نه با بلم بقول خوزستانیا نه روی کول میبردوبرمیگشت .

معروف بود وهمه میشناسن وما به او میگفتیم این با کوسها شنا میکنه وکوسها رو بازی میده .این همچینن شخصی بود .میگم که کسی جرات نداشت شبانه ازشط بره اونور مرزعراق .وتنها نفری که جرات داشت فقط مالک بود.وقتی که اومدیم ومن به محض از پذیرش به ارتش مرخص شدم افتادم در مقری بنام حبیب .که در بصره ومالک هم انجا بود.با اون اشنا شدم وچون دید اهوازیم سلام گرمی بامن گرفت .از اونجا باهم اشنا شدیم ودوسال در این مقر باهم بودیم وبعدا مقر ما منحل شد وتقسیم شدیم در مقرات دیگه.هروقت استخر داشتیم مالک غریق نجات بود.یک کلام ختم کلام میخوام بگم .این استخر که شش متر عمق داره اگه میخواد یکی رو غرق بده چون مالک اونجا بود این عمق شش متری از ترس مالک غرق نمی کرد.وقتی هم استخر یا جایی مییرفتیم ومالک اونجا بود خیال همه از بالا تا پایین خیالشون راحت بود.کمکی نداشت وهمیشه غریق نجات کمکی داشت ولی مالک کمکی هم نداشت.خودش تنهایی ازپس همه چیز برمیاد .ومواظب همه ی ما بود.این از مالک که توی اشرف باهم بودیم .مالک کسی بودکه اگه طرح عملیات اوکی یا امضا نمی کرد تیم عملیات نمی رفت .مالک غذا یا وسایلشون انورشط جای سازی نمی کرد تیم عملیات نمی رفت .مالک میخوام بگم منبع اطلاعات کل این فرقه بود.از این بگذریم بریم برای ده شهریور.حمله ی هیفده ی شهریور شد مالک هم اونجا بود. وقتی که اومد لیبرتی وما حی وسالم وصلوات وخوشحال شده بودیم بخصوص من ینفر خیلی خوشحال شدم واقعا.ومن بجای سه بار شش باربوسیدمش .خیلی باهم چفت بودیم واون منو بعنوان برادر کوچک خودش نگاه میکرد وهروقت حرفی درددلی داشتم میرفتم به مالک میگفتم .وقتی فهمید اسم من مالک خیلی خوشحال شدوگفت فکرشو نمی کرداسمتو مالک باشه .من هم گفتم اسمتو دوزیدم گذاشتم روخودم .

جالب نگاه کنید میگن مالک غرق شده .اونهم کجا توی یک برکه این حرفها رو اگه میگفتن کسی دیگه بود میگفتم بله غرق شده.وقتی بگن مالک من توذهنم قبول نمی کنم چرا .اولا بچه شطه دوما توی شط بزرگ شده سالیان سال توجنوب بود .کارش بیست وچهار ساعته تو شط بود. چه روزچه شب میرفت ومیومد .واینجایی که رفتن شنا کردن اقای سربی نه طوفانی بود نه بادی بود نه بارونی بود اب صاف وزلال بود. توی اهواز یا خرمشهر یا ابادان یا هرشطی وروخونه ای اگه جریان اب سربع بود مثلامن باچشم خودم دیدم یکی ازرفیقامون غرق شد بخاطر جریان اب جسدشو نزدیکی ابادان پیدا کردن .ویک نمونه دیگه من دیدم جسد غرق شد ومصافت پانصدمتری جسد زد بیرون .بعد از دوروز جسد میزنه بیرون اقای سربی .ادما که بچه نیستن اخه.چطور تا الان جسدش پیدانشده .نه طوفانی نه بارانی پس این جسد کجا رفت .واقعیه این جسد بعداز شش روز یا یک هفته بیرون نزنه .مگه میشه بهرکس میگی باور نمی کنه اونهم مالک . چه جالب نفر گفته مالک منو نجات داده وخودش غرق شده .من با چشم خودم دیدم یکی ازبچه های خودمون که دراهواز پل شناچپ شد که خیلی از مردم غرق شدن .یکی از دوستام رفت یازدهمین نفر نجات میده میره برای دوازده همین نفر خودش غرق شده .اره من اینطوری دیدم .نه اینکه یک نفر نجات بده وغرق بشه .اخه کی اینو گفته اقای سربی وقتی مالک به لیبرتی امد وبا بچه ها صحبت   میکرد وسوال میکرد که کجا بودی واینها ،او گفت راستش وبخوای من باید با حسین مدنی کشته میشدم.ولی نمی دونم ان روز چطور منو فرستادن برای یک کاری.نبودم یعنی چی باید با حسین مدنی کشته میشدم .یعنی چی .مالک مثل من نیست اها .من هیچ هیچ اطلاعاتی از این فرقه نمی دونم وخیلی از جنایتهاشده من نمی دونم وخیلی چیزها هم شده من ندیدم فقط اون چیزهایی که دیدم را دارم میگم،مالک ازابتدای این فرقه تا به الان مالک میدونه یعنی اطلاعات بود.بخاطر همین .وقتی   دیدن توی لیبرتی نمی تونن کاری بکنن اونهم جلوی ما در محیط کوچک جرات نداشتن کاری کنن .حالا اینجا که میاد وقبل از این دوماه پیش اعلام جدایی میکنه .دقیق همان روزی که اعلام جدایی میکنه خبرش به من میرسه .گفتن رفیقت عزیزت جنونی اعلام جداییکرده گفتم راست میگید گفتن بله .گفتم کجاست گفتن که الان قرنتینه هستش تا بعد .حالا برخلاف این همه ادم که بیست روزه بیرون اومدن اینو نگه داشتن .اخه مالک منبع اطلاعات بود.بچه که نیست اقای سربی دروغگو دشمن خداست .سوای ازاین من دروغ بگم یکمدت دیگه میزنه بیرون .هیچ دروغی پنهون نمی مونه .وقتی ما اینجا امدیم وخیلی از دروغها رو فهمیدیم خب مالک هم یکی از اینها بود. فهمیدکه این همش دروغه ،فریب وسر ادما شیره میمالین،بچه که نیست مالک .ماکه میگیم مالک اگر در ارتتشهای دیگه بود درجه دار از پانصد متری براش احترام میگذاشت .سرکارهاش سر قهرمانیش سرشجاعتش .حب این میفهمم واعلام جدایی میکنه.اینهم هم بهش میگن یک ماه یا دوماه بایست ما میفرستیم .مثل بقیه که بیست روز ویک ماه موندن بعد رفتن.بخاطر امنیت .تازه اطلاعیه میزنن مجاهد قهرمان خلق. اخه ببین من که اعلام جدایی میکنم من کجا م مجاهد خلقم .کی میتونه بگه تو مجاهدخلقی .اخه بیرون اومد ونیستم دیگه .چطور مالک که اعلام جدایی میکنه میگید مجاهد خلق .وتازه میگن جزمهره های شورشی وکشک وپوشالی که درست میکنن ،یکی ازانها بود.برای خدا وخلق وازادی کوتاه نیامد .حالا تناقض نگاه کن.به هرکس هم بگی اقا کسی که جدا شده مجاهد یا مجاهد نیست .اخه مگه میشه .ببین ما گفتیم وبازهم میگیم اینجا عراق نیست .که هرکاری که میکردید اونجا دفن میشد وکسی چیزی نمی فهمید.اینجا البانیه نمی تونید هرجنایتی رو بپوشونید.این خیلی واضحه بیرون از اب بهاش گلاویزشدن وبعد این سناریورو درست کردن .نفری که باهش بود هم لایه ما والان هم کردنش اف آ یعنی مسول .وچهار نفرهم بهش دادن .قشنگ توی نشست گفت منو نجات داد وخودش غرق شد.تورخدا نگاه کن.ببین اقای سربی من یه نفر هرچه میشنیدم ومیگفتن اینها میکشن وجنایت میکردن پنجاه پنجاه قبول میکردم.حالانگاه کن گفتن به همه تا جسد مالک پیدا بشه کسی بیرون نمی ره بخاطر امنیت.دوهفته هم بیرون نیامد. فقط امروزمن سه نفر اونها رودیدم ازمسولین بودن که در یک مقر با انها بودم اینجوری رعب وحشت ایجاد میکنن که ادما رو نگه دارن بیرون نیان.من میخوام به خواهرش که حسرت به دل دیدنش بود.که اشرف امده بود در اون گرما ومیگفت مالک کجایی عزیزم فقط بیا از صد متری تورو ببینم .وفراموش نمی کنم .من یه نفر حالا که برایم معلوم شد این چه سازمانیه.تمام وجودم شده نفرت وکینه از اونها.تازه فهمیدم هرچه درباره این سازمان گفتن درست گفتن .هرچه شکنجه وکشت وکشتار کردن درست گفتن.رو نبود ودیده نمی شد.ولی اینجا با چشم خودم دیدم .وحاضرم تو دادگاه وایسم وسوال وجواب بشم وبشن وغرق بشه بعد دوروز باید بزنه بیرون اگه اب جریان داشته باشه اره قابل قبوله .چرایک هفته نزده بیرون.بعد چه جالب از بچه هایی که انجا بودن وشنیدم من که انجا نبودم گفتن پلیس اولی گفت این غرق شدن مشکوکه پلیس دومی چه گفت غرق شده .جسد ندیدی چطوراینو میگی اقای رشوه بگیر.اقای سربی خیلی هادارن تو دیونه ای چون اینها انیجا هستن وتو افشا میکنی،گفتم اره دیونه تراز اونجا نبودم که موشک چهار متری من میخورد .بله تاوقتی که زنده هستم وانیجا هستم دست از افشا گری برنمی دارم .مالک اینو برام گذاشت .گفتم خدا مالک یوم الدینه مالکهای دگه رو گذاشت .شکرش که گذا شت حقیقت گفته بشن .اقای سربی خیلها حرف دارن بزنن ولی از همین جنایتها میترسن حرف نمی زنن .مالک که همه میشناسن از بزرگشون تا کوچکمون .تو ی این پانزده سال یک نفر ندیدم که بگه ما لک اینطوری بود یعنی منفی داشت .به غیراز خنده ومهربونی وخوش اخلاقی ازش ندیدن .سوای اون کاره وسمتی که داشت.مالک غرق نشده مالک کشته شده .مالک کسی نیست که توی برکه غرق بشه مالک کسی نیست که یک نفر رو نجات بده وخودش غرق بشه.اخه کسی که شب شط میره وبرمیگرده .اخه باورکنید من شب از شط میترسم نگاه کنم .ببین شب اب جریان داشته باشه میره وبرمیگرده بعد میخوای توی برکه غرق بشه .حالا اقای سربی من مالک شناسوندم وگفتم چی بوده وچکاره بوده .حالا شما دوست دشمن دست اندرکار بگین این غرق شده .خدایا ما به کی بگیم اخه .باورکنید حتی با جداشده هایی که مصاحبه نکردن میخوان سرشون بکنن زیر اب .ودر طی این دوماه که اعلام جدایی کرده بودخیلی با اوصحبت کردن ولی فایده نداشت فهمید که اینها بغیراز دروغ هیچی توشون نیست .باشه اخه تو که میگی ارتش ازادی بخش .کی این تو مانده نصفشون بیرون امدن .همه اونهایی که زیر موشک وتیر وتبر بودن وبخاطر شما جونشون کفت دستشون گذاشتن نصفشون بیرون اومدن .فهمیدن شما کی هستید .باچی میخوای بری ارتش ازادی بخش.بیابرو نگاه کن نصفشون ولچریین باور کن همین بلاهایی که سر اینها اورد جسم سالم براشون نذاشته .الان هم چیز خوبی گیرشون اومده دیگه به بهانه البانی جشن دارن وامنیتی هست وچیزجالبی هم ندارن الان بهترین چیز مالک شراعی که بیرون نیان ورعب وحشت ایجا د میکنن.خیلی حرفها هست باید زده بشه ونمی دونیم به کی بایید بگیم ودردمارو بدونن ببین من نمی خوام از کسی حمایت کنم واین جمهوری اسلامی هرچه میگفت اینها قاتلن تروریستن من قبول وباور نمیکردم.میگفتم نه بابا اینها اینجوری نیستن اینها فرشته هستن بابا اینها تنها کاری میکنن انتقاد میکننن وهیچ کاری با ادم نمی کنن من سربازی رفتم بخاطر یک نخ سیگار سه روز اضافه خدمت خوردم .وهرچه جمهوری اسلامی میگفت من باورنمی کردم درذهنم نمیرفت .ولی امروز همه چی برام روشن شد.من هم تا موقعه ای که زندم .اقای سربی .هموطنان ودوستان ودشمن واضدا من رو به عنوان دشمن یا اضدا فرقه نگاه نکنین .منو بعنوان یکی که ۱۵سال یک جایی زندگی کردم والان دارم زندگی وبدبختی کشیدم وهمه چیزم از دست دارم دارم بازگو میکنم اقای سربی اینها میخوان مارو بترسونن که حرفی نزنیم وحتی چند وقت پیش نفرات جدا شده .فرقه رفته هتل کمیساریا این هتل وقتی نفر جدا میشه برای ۴۵روز میفرستن هتل که هوای البانی وزندگی دستش بیاد،به نفرات گفتن فرقه برای شما هرماه یک پولی میده چون شما نفرا ت ما هستید ،بچه گفتن ما داریم از کمیساریا میگیریم .گفتن نه علاوه بران ماهم میدیم که شما راحت زندگی کنیدولی صحبتی حرفی نزنید .یعنی ساکت ومصاحبه وافشا نکنید. اینها میخوان ما بترسیم وحرفی نزنیم ولی دیگه ما کوتاه نمیایم.

مالک بیت مشعل ۲۰۱۸/۰۷/۱۰

توطئه ای دیگر فرقه رجوی بر علیه جامعه جدا شده در البانی

پیام رستمی (مستعار)، تیرانا، آلبانی
لینک به منبع

همانطوری که در جریان هستید ما جدا شدگان تحت فشار و ازار و اذیت و توطئه های روزمره این فرقه جهنمی رجوی قرار داریم ، پس از زد وبند با کمیساریا که دقیقا خط فرقه را پیش می برد و راجع به وضعیت ما جداشدگان همسو با خط فرقه حرکت می کند ، سران فرقه اطمینان کامل از قطع حقوق بخور و نمیر ماهانه ما جدا شدگان که با تلاش و فعالیت مستمر یکساله خودمان بدست امده ، رسیده اند البته پشت پرده سران فرقه در ای موضوع دست داشته اند ، وقتی این عقب نشینی مفتضحانه کمیساریا را دیدند برای توطئه های بعدی دست این فرقه جهنمی برای تحت فشار قرار دادن جامعه جداشدگان در البانی برای وابسته کردن و اینکه با ما باش یا هرگز نمی توانی در البانی راحت زندگی کنی ، هر چه بیشتر باز گذشته می شود وقتی دید که نفرات از طرف کمیساریا تحت فشارهستند برای تفرقه اندازی بین جامعه جداشدگان و از بین بردن اتحاد انها ، نسبت به کسانی که ماهیت تروریستی و فرقه ای و خیانتهای سران این فرقه را افشاء می کنند قبل از هر چه با یک جنگ تبلیغاتی گسترده و زدن برچسب خائن و مزدور وزرات اطلاعات، البته بر هیچ کسی مزدوری سران فرقه برای دشمنان ملت ایران پوشیده نیست از همکاری با صدام تا نوچه امریکا و اسرائیل و …. بعد همه نفرات را مجبور می کنند

یعنی در واقع تحت فشار قرار می دهند که اگر بر علیه شخصی که علیه جنایتهای سران فرقه افشاگری کرده موضع گیری نکنند ، مخصوصا الان که کمیساریا با همدستی سران فرقه تصمیم به قطع حقوق ماهانه نفرات گرفته ، می خواهند از طریق تطمیع و اگر نشد تهدید و ازار و اذیت نفرات را به جان فعالین علیه خودشون وادار کنند

جدیدا بیانیه ها و تهدیداتی برای نفرات فرستاده و انها را وادار به موضع گیری علیه افراد جدا شده کرده ظاهرا این یک متن ساده است ولی ما که به زبان تهدیدات این فرقه اشنایی داریم کاملا معنی انرا می فهمیم یعنی هر کس موضع گیری نکند مزدور وزارت اطلاعات است از این طریق می خواهد نفرات را به جون هم بندازد و انها را مشغول خودشون کنند تا کسی دیگر جرات افشاگری نداشته باشد .خلاصه متن سران فرقه بشرح زیر است

همانطور که از ابتدا هم مشخص بود حسن حیرانی ارتباطات مشکوک داشت و حرفها و اقداماتش دررابطه با سایرین اعم از ارسال عکس و اراجیف علیه سازمان در سایت های وزارت (البته بدون نام خودش)‌ منعکس می شد ، اینک وی پرده ها را کاملا بالا زده و وصل بودنش به اطلاعات آخوندی را با صراحت تمام اعلام کرده است. کاملا طبیعی است که هر کس که با رژیم جنایتکار آخوندی مرز دارد در این رابطه موضع خودش را اعلام کند. بخصوص آنهایی که در ملأ این فرد خود فروخته بوده اند راه هرگونه سوء استفاده های بعدی را با اعلام مواضعشان بررژیم خواهند بست

زهی خیال باطل هر کاری که بکنی ما اتحادمون را هر روز بیشتر از پیش خواهیم کرد و دست از افشاگری علیه سران جنایتکار فرقه بر نخواهیم داشت .

نجات یافته از فرقه پیام رستمی ۲۰۱۸ /۰۷ /۱۱

(پایان)

***

Bolton_MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_PayedJohn Bolton – Defender Of Zion, Promoter Of MEK Terrorism – Fees Revealed

رودی جولیانی لابی تروریسم مجاهدین خلق و صدامNational Security: Could Maryam Rajavi (Mojahedin Khalq) blackmail her friends in high places – Rudi Giuliani, John Bolton and Newt Gingrich

Albania: MEK rebrands by assassinating unwanted members

MSNBC_Massoud_KhodabandehThe MEK’s man inside the White House (Maryam Rajavi cult, Mojahedin Khalq)

US Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEKUS Forces Albania To Take IS Fighters After Hosting MEK

مسعود خدابنده تلویزیون ایران اینترنشنال ژوئن 2018گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین در پاریس با ایرج مصداقی و مسعود خدابنده و علیرضا نامور حقیقی

Me Presidentin Macron, Franca mund të luajë një rol të rëndësishëm në marrëdhëniet perëndimore me Iranin
Under President Macron, France can play a pivotal role in Western relations with Iran

همچنین: