از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نمانده

از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نمانده

از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نماندهادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و ششم سپتامبر 2020:… بسیار خوشحال هستم، خوشحال از اینکه فرقه رجوی با چاپ نامه ای از تنها 123 نفر باقیمانده از اسیران پیوسته که آن هم طبق معمول به زور و اجبار از آنان امضاء گرفته، با زبان خود به ریزش نیرو در فرقه و شکست انقلاب کاذب و ویرانگر ائیدولوژیک استسماری علنآ اعتراف کرده و خوشحالم از اینکه این تعداد از دوستان عزیز توانستند به هر حال خود را از فرقه ضدبشری خلاص کرده و قدم به دنیای آزاد بگذارند، جداشدن این تعداد از اعضای یگ جریان نشاندهنده از هم پاشیدگی است و امیدوارم دیگر افرادی که هنوز در اسارت فرقه رجوی باقیمانده اند بزودی راه خود را از آنان جدا کرده تا بتوانند در دنیای آزاد نفسی راحت بکشند، از هم پاشیدگی و دربدری، عاقبت تمامی فرقه های ضدبشری و ضد انسانی است. از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نمانده 

از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نماندهاسیر جنگی یا مجاهد لم یرتابو ا؟ 2000 نفر کجا 123 نفر کجا؟

از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نمانده

ادوارد ترمادو، وبلاگ ادوارد25 سپتامبر 2020

فرقه رجوی و اسیران پیوسته

درسال 1368 هنگامیکه تعدادی ازاردوگاه اسیران جنگی ایرانی درعراق به فرقه رجوی پیوستیم کم و بیش چیز یبین1700 تا 2000 نفربودیم ( البته آماردقیق نیست)،مجاهدین درآن دوران تبلیغات مسموم خود را با وعده های دروغ در تلویزیون نکبتبار خود شتاب داده بودند و رجوی ها هر روز در تلویزیون بخش فارسی عراق برای فریب اسیران ایرانی التماس می کردند،در ضمن همانگونه که قبلآ هم گفته ام تماشای برنامه تلویزیونی مجاهدین طبق فرمان فرمانده عراقی اردوگاه اسیران اجباری بود و کسی اجازه عوض کردن کانال را در موقع پخش نداشت، حالا  امروز هی فرقه رجوی این و آن را به تلویزیون گندیده خود بیاورد و وادارشان مند تا به دروغ بگویند نه اینطور نبود و دیدن برنامه منحوس مجاهدین در کمپ اسرا اجباری نبود، کدام اسیر آن دوران باور می کند.

فرقه رجوی از اینکه توانسته بود تعداد زیادی از اسیران ایرانی را جذب خود کند بسیار خوشحال بود و سر از پا نمی شناخت.

می توان گفت در تاریخ سازمان ،این اولین باری بود که این همه نیرو یکجا  و در یک زمان وارد تشکیلات منحوس رجوی می شدند و به  دلیل همین خوشحالی هم افراد را مستقیمآ وارد اردوگاه اشرف کردند در حالیکه طبق گفته خودشان افراد تازه وارد ابتدا بایستی به اردوگاه دیگری برده می شدند تا دورانی را گذرانده و بعد به اشرف منتقل شوند و بعد هم بسرعت تمامی افراد را در یکانهای ارتشش تقسیم کرد و افراد تازه وارد بزودی وارد کارهائی شدند که تا آنروز از دست افرادی که در تشکیلاتش بودند بر نمی امد، جالب است خودم وقتی وارد اردوگاه اشرف شدم دقیقآ روز 28 خرداد بود و به محض اینکه فهمیدند جوشکاری می دانم همان اولین روز مرا بردند برای جوشکاری تابلوهای عکس اشرف و موسی در مکانی که برای 30 خرداد آماده می کردند، از همان روز هم تمام کارهای سیاهی که افراد تشکیلاتش در انجام آن عاجز بودند به گردن همین اسیران از اردوگاه آمده افتاد، چون فرمانده هان و کادرهایشان نه کاری بلد و بودند و نه اهل کار سخت و در واقع افرادی بودند دست وپا چلفتی اما مداخله گر، یعنی بدون اینکه از کاری سررشته داشته باشند در کار مداخله می کردند و وقتی هم اعتراض می کردیم می گفتند: هر چه فرمانده می گوید باید گوش کنی و بعد انتفاد کنی، اما وقتی کار براساس فرمان همان فرمانده خراب می شد یقه ماها گیر بود که تو در این کار سررشته داری چرا کار سازمان را خراب کردی؟ و فرمانده را در می بردند، برای من هزاران بار این اتفاق افتاده.

سرنوشت اسرای فرقه رجوی . اهدایی های صدام به مجاهدین خلق در جریان جنگ ایران و عراق

فرمانده هان و کادرهای مجاهدین عادت دارند در زمستان سرد در اتاق کارشان زیر دایکن لم بدهند و در تابستان سوزان عراق هم زیر کولر گازی.

اما از همان زمان هم تبعیض در تشکیلات رجوی شروع شد، اگر تا آنموقع هم بود ما بیخبر بودیم، رجوی خود اسیران ایرانی که در دفاع از آب و خاک ایران با ارتش صدام جنگیده بودند را خائن می پنداشت و هنوز هم بر همین تآکید دارد، اما در رابطه با افراد تازه وارد که از اسیران جنگی ایرانی در عراق بودیم این تبعیض بسیار واضع و روشن بود، ما را اردوگاهی خطاب می کردند تا تحقیرمان کنند و فکر می کردند چون ما  از اردوگاه اسیران آمده ایم بر سر ما منت دارند، اما اینطور نبود، با ورود ما اسیران به اردوگاه اشرف در واقع تمام کارهای مانده فرقه رجوی به سرعت انجام شد، مهدی ابریشمچی هنوز هم نظرش همین است که فرقه رجوی ما را از اسارت در عراق نجات داده، اما در واقع ما را از اردوگاه عراقی ها که در آن اسیر فیزیکی بودیم به اردوگاه مجاهدین بردند که در آنجا هم اسیر فیزیکی و هم ذهنی و روحی  شدیم، اردوگاه بهرکشی از انسان تحت نام آزادی و مبارزه با رژیم، آن  اردوگاه را بایستی اردوگاه مرگ و ظلمات نامید نه اشرف.

اردوگاهی که اجازه خروج از مقر خود را نداشتیم، اردوگاهی که دو نفر با هم نمی توانستند صحبت کنند و اگر می کردند محفل نامیده می شد و عواقب خود را داشت، اردوگاهی که نمی توانستیم برای یکدیگر لطیفه تعریف کنیم، اردوگاهی که به مرور زمان خندیدن هم مشگل ساز شد، اردوگاهی که اگر مردی با زنی روبرو می شد بایستی به زمین نگاه می کرد و از کنارش عبور می کرد، اردوگاهی که اگر مردی با فرمانده خود که معمولآ از زنان استسمار شده بودند حرف می زد بایستی به آسمان نگاه می کرد، اردوگاهی که دوست داشتن یکدیگر ممنوع بود، اردوگاهی که بایستی از کنار دستی ات جاسوسی می کردی، اردوگاهی که گوش دادن به ترانه های فارسی جرم بود و ترانه های فارسی هم مستحجن و لوس انجلسی، بارها برای اینکه اعضای خود را از شنیدن ترانه های فارسی منع کنند نشست های طولانی گذاشتند و کلی انرژی صرف کردند تا سرودهای فرقه را جایگزین کنند، سرودهائی که نه کلمه عاشقانه داشت و نه چیزی به عنوان حس، از کلماتش بوی مرگ و خون برمی خاست، اما با تمام تلاشی که این فرقه در منع کردن اعضای خود از شنیدن ترانه های فارسی داشت در بین زنان مجاهد نوارهای داریوش رایج بود و دست به دست می شد به طوریکه یک روز یکی از آنان نوار کاست داریوش به من داد، و یک بار هم در منطقه کفری هنگامی که برای یکی از یکانها با تانکر آب برده بودم چند تن از زنان مجاهد در کناری که مرا نمی دیدند با یک ضبط صوت در حال گوش کردن ترانه های داریوش بودند، با این تفاصیل آیا می توان این فرقه قرون وسطائی را پذیرفت و به عنوان یک اپوزاسیون قلمداد کرد؟ اینها تنها یک گوشه ناچیزی از تشکیلات زهرآگین این فرقه لرزان است، فرقه ای که از ترانه های فارسی ترس دارد، فرقه ای که با یک مصاحبه چند دقیقه ای جداشدگان به لرزه می افتد و چونان سگ هار پاچه گیری می کند.

اما امروز بسیار خوشحال هستم، خوشحال از اینکه فرقه رجوی با چاپ نامه ای از تنها 123 نفر باقیمانده از اسیران پیوسته که آن هم طبق معمول به زور و اجبار از آنان امضاء گرفته، با زبان خود به ریزش نیرو در فرقه و شکست انقلاب کاذب و ویرانگر ایدئولوژیک استسماری علنآ اعتراف کرده و خوشحالم از اینکه این تعداد از دوستان عزیز توانستند به هر حال خود را از فرقه ضدبشری خلاص کرده و قدم به دنیای آزاد بگذارند، جداشدن این تعداد از اعضای یگ جریان نشاندهنده از هم پاشیدگی است و امیدوارم دیگر افرادی که هنوز در اسارت فرقه رجوی باقیمانده اند بزودی راه خود را از آنان جدا کرده تا بتوانند در دنیای آزاد نفسی راحت بکشند، از هم پاشیدگی و دربدری، عاقبت تمامی فرقه های ضدبشری و ضد انسانی است.

لینک به منبع

اسرای جنگی مجاهدین خلق اجازه ملاقات میخواهند

از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نمانده

***

سخنان آقای ادوارد ترمادو ازکانون آوا آلمان در نمایشگاه عکس تروریسم بین الملل دربروکسل (انگلیسی):

ادوارد ترمادو و ترس فرقه خیانتکار رجوی خانم رجوی آن صبو بشکست و آن پیمانه ریخت

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/وحشت-فرقه-دربدر-رجوی-،-ترس-و-لرز-از-مصاح/

وحشت فرقه دربدر رجوی ، ترس و لرز از مصاحبه دو عضو پیشین

ادوارد ترمادو وحشت فرقه دربدر رجوی ادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، بیست و سوم سپتامبر 2020:… مصاحبه آقای غلامرضا میرزائی و اینجانب با بی بی سی فارسی به عنوان اسیران جنگ هشت ساله که متآسفانه پس از پایان جنگ به تشکیلات رجوی پیوستیم خواب را از چشم سران فرقه رجوی ربوده و در همین رابطه برنامه ای را در سیمای کثافت پیشه خود تهیه کرده اند که مجری و گرداننده آن یکی از بیخانمان هائی که از عراق رانده و در آلبانی مانده به نام فریدون سلیمانی عهده دار شده که از سر و وضعی که بهم زده بود دلم به حالش سوخت. وحشت فرقه دربدر رجوی ، ترس و لرز از مصاحبه دو عضو پیشین 

ادوارد ترمادو وحشت فرقه دربدر رجوی بی بی سی: اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

وحشت فرقه دربدر رجوی ، ترس و لرز از مصاحبه دو عضو پیشین

سایت جیره خور و مزدبگیر و بدبخت به اصطلاح افشاگر فرقه رجوی برنامه ای را به نمایش گذاشت که نشان از وحشت سران فرقه رجوی از مصاحبه دو تن از اعضای پیشین داشت.

همین فیلم در یوتیوب:

مصاحبه آقای غلامرضا میرزائی و اینجانب با بی بی سی فارسی به عنوان اسیران جنگ هشت ساله که متآسفانه پس از پایان جنگ به تشکیلات رجوی پیوستیم خواب را از چشم سران فرقه رجوی ربوده و در همین رابطه برنامه ای را در سیمای کثافت پیشه خود تهیه کرده اند که مجری و گرداننده آن یکی از بیخانمان هائی که از عراق رانده و در آلبانی مانده به نام فریدون سلیمانی عهده دار شده که از سر و وضعی که بهم زده بود دلم به حالش سوخت.

 سلیمانی یکی از دیکته خوانان و ماله کشان فرقه متهفن رجوی است و معلوم است که خودش در هیچ زمینه ای اطلاعات ندارد، استفراقات سران فرقه را قره کرده و میگویید:

*بی بی سی ماشه دورغ و افتراع و لجن پرکنی را علیه مجاهدین کشید و به باز مصرف دو مزدور رژیم آخوندها پرداخت*،

آخر مردک تو خودت فردآ مدرکی در دست داری که تهمت می زنی یا همان فرقه بدبخت مغز پوسیده ات مدرکی در دست دارد که عر وتیز بی جهت می کند؟ ندارید وتهمت زدن ترفند و دساویزی برای فرقه کثیف و خونخوار رجوی است تا منتقد و مخالف خود را به سکوت بکشاند، کدام یک از گفته ها  در همین گزارش کوتاه دروغ بوده؟ آیا این دروغ است که در فرقه شیطانی رجوی دو نفر نمی توانند باهم صحبت کنند؟ آیا دروغ است که تهمت محفل می زنند؟ آیا در فرقه رجوی به غیر از تنفس اکسیژن چیز دیگری هم به اختیار فرد است؟ چرا به دروغ های رهبر گند زده ات اشاره نمی کنی ذره ای خجالت هم خوب است، اما هم تو وهم رهبران فاسدت کور خوانده اید که ما اعضای آزاد شده از بند اسارت رجوی ساکت شویم، در واقع بایستی گفت این فرقه منحوس رجوی است که ماشه را برعلیه خودش کشیده، حال بمان و تماشا کن.

فرقه رجوی بر خلاف ادعائی که از زبان آمیرزا سلیمی می کند هیچ اطلاعی از وجود چنین مصاحبه ای نداشت تا اینکه پس از پایان مصاحبه از سوی بی بی سی تلفنی به صفوی زده شده که بله بی بی سی با دو تن از اسیران جنگ ایران و عراق که قبلآ با شما بوده اند مصاحبه کرده و آیا شما حاضرید که با بی بی سی مصاحبه کنید؟، این پرسش خبرنگار بی بی سی از صفوی بوده و در همانجا پیشنهاد خبرنگار مزبور را صفوی رد می کند و میگوید با بی بی سی مصاحبه نمیکنیم، البته با بی بی سی مصاحبه نمی کنیم بهانه است، فرقه رجوی سالهاست که چونان فرقه های دیگر ورودی خبرنگاران را بسته و از ترس بیشتر رسوا شدن جرآت مصاحبه با هیچ خبرگزاری را ندارد.

این طوطی فرقه می گوید که 123 نفر از رزمندگانشان ( منظور پیرزنان و پیر مردان در زندان مانز است) نامه ای به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نوشته اند و در آن از بی بی سی شکوه کرده اند که چرا با جدا شدگان مصاحبه کرده، خنده دار است، فرقه در درون تشکیلات خود توانسته  تنها از 123 نفر برای نامه به کمیسر حقوق بشر امضاء بگیرد و آن هم در زمانی برای بازدید از زندان اشرف توسط کمیسر عالی دعوت کرده که کرونا اجازه چنین سفر و بازدید را به کسی نمی دهد و این را سران حقه باز فرقه خوب می دانند.

اما جریانی که خود را آلترناتیو یک حکومت می داند و فریادش همه جا را برداشته با یک مصاحبه چند دقیقه ای دو عضو جدا شده از فرقه اش، بند از بندش پاره شده و نفس زنان وعرق ریزان دویده تا خود را برساند تا مبادا از غافله عقب بماند، این نقطه قوت یک جریان سیاسی نیست بلکه نقطه ضعف سیاسییش است که تحمل چند انتقاد را ندارد و با انتقاد و بیان واقعیت ها بهم می ریزد و خود را شدیدآ می بازد.

در قسمت دیگری از صحنه سازی های کثیف فرقه، در این نمایشنامه مضحک دست به دامن فردی به نام سعید حسینی شده اند که او هم از اسیران جنگ بوده و اکنون در اردوگاه مرگ رجوی با تناقض پای دوربین آورده می شود، وی ادعا دارد که ورود به سازمان بسیار سخت بوده و به آسانی امکان نداشت بایستی ریلی را طی می کردیم، اما خروج از سازمان ساده بوده و ومدعی می شود که فرقه، به بقول خودش سازمان می گفته در باز است هر وقت می خواهید بروید بیرون.

اتفاقآ ورود به سازمان مثل آب خوردن بود، این رجوی بود که قبل از پیوستن اسیران ایرانی التماس می کرد که به مجاهدین بپوندید و اگر از مناسبات ما خوشتان نیامد به هر کجا که خواستید بروید، این یکی از بزرگترین دروغ های رهبر شماست که با همین کللک اسیران را از اردوگاهی که هزار بار آسایش و امنیت بیشتری داشت به مناسبات کثیف خودش کشاند، ورود به سازمان بسیار ساده بود مشتی، طوری که ابریشمچی و داوری آمدند به اردوگاه و چند روز بعد هم مستقیم در اردوگاه اشرف بودیم، ساده تر از این؟.

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

واقعآ رجوی دروغگویی را در فرقه نهادینه کرده، باید به این آقا سعید یاداوری کرد، پس این نشستهای فحش و فحش کشی که برای افرادی که مایل نبودند در فرقه بمانند چی بود؟ فرد را در میان بیش از 100 نفر چرخاندن و فحش و ناسزا گفتن و تف انداختن به صورتش و در خیلی موارد مورد ضرب وشتم قرار دادن چی بود؟ فراموشت شده یا تو هم مثل خیلی ها وادار به چرند گفتن شدی؟.

البته ما بهتر می دانیم افرادی که در فرقه رجوی مقابل دوربین قرار می گیرند یا مجبور به نوشتن مشتی دروغ می شوند و یا مجبور به نوشتن گزارش بر علیه یکدیگر می شوند ( بخوانید جاسوسی ) چه صیقه ای هستند و شخصآ اینان را مقصر نمی دانم چون فضای درون تشکیلات دیکتاتوری رجوی را می دانم، خوب می دانم اگر حاضر به دروغگویی در مقابل دوربین نشوند، یا حاضر به نوشتن گزارش علیه یکدیگر نشوند چه بلاهائی که در انتظارشان خواهد بود، در نسشت ها تهمت رژیمی می خورند، بایستی ماه ها از خودشان گزارش بنویسند و در نشست های کثیف و ضد انسانی عملیات جاری جواب پس بدهند، و اگر نکنند بایستی منتظر برخورد های شدیدتر باشند مانند همان هائی که در بالا اشاره کردم.

 ببینید فرقه ای که مادر را بر علیه فرزند دلبند و جگرگوشه اش بشوراند چقدر بایستی پست و شارلاتان باشد، و البته از دیگران توقعی نیست، اما همین افراد و قتی پایشان به دنیای آزاد میرسد مانند نارنجک منفجر می شوند و هر چه کثافتکاری که در درون فرقه رجوی دیده اند را افشا می کنند، فرقه رجوی بداند که با شارلاتان بازی و تهمت زدن و دروغ و افتراح  و هزارن دوز و کلک دیگر به حاکمیت نخواهد رسید و این در چهار دهه بایستی برایشان درس عبرت شده باشد، اما جاه طلبی بیش از حد رهبرشان این اجازه را نمی دهد.

 بعد هم با کمال روداری ابریشمچی برنامه می گذارد و مدعی می شود که فرقه رجوی این اسیران را آزاد کرد، آهای، شما ما را آزاد نکردید، شما در اردوگاه اشرف صد بار بیش از عراقی ها قل زنجیر به پای ماها بستید، شماها عمر ما را تباه کردید، عراقی ها با طرز فکر ما کاری نداشتند اما شما هیولاها کار داشتید، عراقی ها وارد زندگی ما نمی شدند شما ما را تخلیه می کردید، عراقی ها با درون ما کاری نداشتند اما شما انگشت نکبتان را همه جا فرو می کردید، عراقی ها شیره ما را نمی کشیدند اما شما این کار را کردید، عراقی ها ما را به یک چشم نگاه می کردند اما شما قربال میکردید و همیشه ما را برای تحقیر کردن اردوگاهی خطاب می کردید، کدام را بگوییم؟ شما ما را آزاد نکردید بلکه در یک معامله ننگین با صدام ما را از اردوگاه اسیران به جهنمی بردید که رجوی ساخته بود، اما امروز خودتان هستید که در همان جهنم بایستی بسوزید.

رجوی مزدور و تروریست است و ما نجات یافتگان از فرقهرجوی مزدور و تروریست است و ما نجات یافتگان از فرقه

امروز سران فرقه لرزان رجوی با رهبرانی در درون تشکیلاتش مواجه است که در سنین پیری بسر می برند و هر آن باید منتظر سر کشیدن ریق رحمت باشند، آنوقت است که خواهیم دید نه جایگزین دارند و نه کسی که بتواند شیادی های چهاردهه را ادامه دهد، این را قبول کنیم که در درون تشکیلات رجوی حتی یک فرد وجود ندارد که بتواند پس از مرگ رجوی ها یک هفته تشکیلات را سرپا نگهدارد، اینان در واقع بی دنبالچه هستند و به قول خود رجوی دم بریده و ابتر.

 بماند تا تاریخ با شما حسابرسی کند.

لینک به منبع

وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.

همچنین: