استراژي شكست خورده و در گل فرورفته (+واکنشها به توافق هسته ای)

استراژي شكست خورده و در گل فرورفته (+واکنشها به توافق هسته ای)

مسعود رجوی و  فروغ جاویدان محمد ب، وبلاگ باند رجوی، بیستم ژوئیه 2015:…  ظاهرا فرقه رجوي دست به هرچيزي ميزند برايش تبديل به شكست و بلاي آسماني مي شود. در قرن بيست ويكم و عصر آگاهي البته كه نمي توان آنرا به «شانس» مرتبط دانست اين واقعيتي دردناك است كه گريبان يك فرقه مضمحل را گرفته است. چنانچه در آموزه هاي تشكيلاتي و ايدئولوژيكي خود مجاهدين نيز آمده است …

 

مسعود رجوی و  فروغ جاویدان پیام ۱۱ آبان سر کرده فرقه رجوی” یا زوزه های نشسته

گزارش ارتش آزادیبخش!! (اگر مسعود دلیلی فرار نمی کرد ما هنوز بودیم)

استراژي شكست خورده و در گل فرورفته

لینک به منبع

ظاهرا فرقه رجوي دست به هرچيزي ميزند برايش تبديل به شكست و بلاي آسماني مي شود. در قرن بيست ويكم و عصر آگاهي البته كه نمي توان آنرا به «شانس» مرتبط دانست اين واقعيتي دردناك است كه گريبان يك فرقه مضمحل را گرفته است. چنانچه در آموزه هاي تشكيلاتي و ايدئولوژيكي خود مجاهدين نيز آمده است، اين جبر تاريخ است و با هيچكس شوخي ندارد. اين روزها ضربه مهلك ديگري بر پيكر نحيف و شكست خورده استراتژي فرقه فرود آمد. «توافق هسته اي»

چيزي كه سالها روي آن سرمايه گذاري كرده بودند و انتظار داشتند كه نزاعي بين ايران و قدرتهاي جهاني بخصوص آمريكا پيش بيايد و از آب گل آلود بتوانند ماهي خودشان را بگيرند. و هربار كه يك مقام آمريكايي اعلام مي كرد «همه گزينه ها روي ميز است» قند توي دل اصحاب فرقه آب مي شد و آنرا در صدها صفحه اينترنتي و غيره منعكس مي كردند كه چه و چه…

استراتژي كه بر پوچ و باد هوا سوار شده باشد و بر پايه يك تحليل غلط از شرايط اجتماعي ايران و شرايط منطقه و البته شرايط جهاني بنا شده باشد عاقبتي بهتر از اين نخواهد داشت. تحليلگران و مفسران فرقه كه هنوز افكار و عقايدشان مربوط به پنجاه سال پيش يعني دهه چهل و پنجاه شمسي است، نمي توانند شرايط امروز جامعه ايران را درك كنند. ذهن آنها توانايي دريافت اين واقعيت را ندارد و كاري اش هم نميشود كرد.

بعد از توافق هسته اي سراسر ايران غرق شور و شوق شد. جشنهاي خياباني و سور وساتي كه برپا شد چشم همه را خيره كرد. خبرگزاري هاي خارجي و راديو و تلويزيونهاي خارجي وسيعا آنرا منعكس كردند. ولي دستگاه تبليغاتي اين فرقه، همچون هميشه، اخباري متفاوت از آن را منعكس كردند و با صد و هشتاد درجه مدعي شدند كه تظاهرات ضد حكومتي بوده است. البته اين جور اخبار متناقض در اصل موضوع چيزي را عوض نميكند و تنها در نگاه مخاطباني كه آنرا مي بينند بي اعتباري آنها اثبات مي شود.

فرقه اي كه بدون هيچگونه پايگاه و عنصر اجتماعي در جامعه خود مي باشد، سعي ميكند آنرا در ميان عنصر خارجي جستجو كند. چنانچه در مراسم ساليانه فرقه در پاريس ديديم جز افرادي از كشورهاي مختلف اروپايي و آفريقايي، تقريبا هيچكس ديگري نبود. سخنرانان همگي از خارجي ها بودند، شركت كنندگان هم همه خارجي و با پول از كشورشان به فرانسه آورده شده بودند و با عنوان تور مسافرتي جذب كرده بودند. جمعيت ده هزار نفره در سالني كه بيش از اين گنجايش هم ندارد، بعنوان صد هزار نفره قلمداد مي شود. راستي آيا فرقه نمي داند كه در دنياي ارتباطات براحتي مي توان به سايت «سالن ويلپنت» رفت و مشخصات سالن و ظرفيت آنرا ديد؟

رجوي آنچه را كه در ملاء خود پيدا نكرده است سعي دارد در بيگانگان تمنا كند. اصلا بگذاريد برفرض بجاي ارقام صد هزار نفره، ارقام ميليوني بكار ببرد. اصلا بگذاريد اين ارقام بر فرض واقعي باشد و ميليونها خارجي به سالن ويلپنت بيايند و براي مريم رجوي كف بزنند، سئوال اساسي اينجاست: آيا واقعا با اين ميليونها آدم رجوي مي تواند حكومت را بدست بگيرد؟ آيا اينها قادر هستند رژيم را براي او سرنگون كنند؟

رجوي سعي دارد با جمع آوري اين افراد آواره در سراسر اروپا به فرانسه به طرف حسابيهاي خارجي خود بخصوص آمريكا بفهماند كه پايگاه توده اي دارد ولي واقعا ابلهانه است كه تصور مي كنند طرف حسابها با در نظر گرفتن منافع ملي شان، مو به مو موضوع رابررسي مي كنندخام اينجور بازيهاي بچگانه مي شوند. اين بسيار خام خيالانه است اگر تصور شود «ميز ايران» در وزارت خارجه آمريكا، نداند رودي جولياني و جان بولتون و كندي و غيره با دريافت پول كلان به پاريس برده مي شوند تا سخنراني كنند. يا سيستم امنيتي فرانسه نمي داند كه شركت كنندگان در جلسه همه خارجي هستند و از ايراني در آنها خبري نيست؟

ولي فرقه رجوي واقعيتهاي موجود برايش مهم نيست و سعي مي كند با سرخ نگهداشتن صورت خود، وانمود كند كه اتفاقي نيفتاده و در سراشيب سقوط نيست و انگار نه انگار كه رهبري شان بيش از دوازده سال است در خفا بسر مي برد و جرأت ندارد سر از سوراخ خود بيرون بياورد. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل…

واكنشهاي مختلف به توافق هسته اي

لینک به منبع

نمايندگان ايران با شش قدرت جهاني بالاخره پس از دوازده سال كش و قوس در حوزه هسته اي به توافق دست يافتند. اين خبر بسرعت در ميان ايرانيان خارج از كشور و داخل كشور منتشر شد و در ميان افكار عمومي بين المللي انعكاس فراواني يافت. هركس از منظري به اين جريان نگاه ميكند. ايرانيان داخل كشور و عامه مردم چشم به برداشتن تحريمها دارند و انتظار دارند كه با اين توافق تحريمها برداشته شود و تورم كاسته شود گراني مهار شود و خلاصه اينكه فشار زندگي كه امان آنها را بريده دست از سرشان بردارد.

در خارج از كشور نيز تقريبا تمامي گروههاي ايراني خارج از كشوري متفق القول هستند كه توافق هسته اي به سود ايران است. جداي از اينكه با رژيم حاكم بر ايران موافق يا مخالف باشند. در اين ميان واكنشهاي سازمان مجاهدين خلق بسيار جالب و تأمل برانگيز است. اين سازمان تا قبل از حصول توافق بشدت خواستار برهم خوردن توافق بود و اكنون كه توافق صورت گرفته دلخوش كرده است به ايرادگيريهاي فلان نماينده جمهوريخواه كنگره و الي آخر.

اگه سايتهاي فرقه را بررسي كنيد يا تلويزيون آنها را تماشا كنيد ميبينيد كه اخبار مهم و زيرنويس خبر تلويزيون همه و همه انعكاس حرفهاي جمهوريخواهان مخالف توافق هست كه نوميدانه براي اوباما رجز مي خوانند.

سازمان مجاهدين كه روزي شعارهاي ضدامپرياليستي او گوش فلك را كر مي كرد اكنون با جنايتكارترين جناح امپرياليست و لابي اسرائيلي منافعشان مشترك شده و بلندگوي آنها شده اند.

هيچ ايراني وطن پرستي حاضر نيست سرنوشت كشورش همچون افغانستان و عراق و ليبي و سوريه و غيره شود. كشورهايي كه با دخالت خارجي و بخصوص آمريكا در آنها سرنوشتي بسيار تاسف برانگيز پيدا كرده اند هروز زنان و كودكان آن با بمب و گلوله سروكار دارند و از همه بدتر وحوشي مثل داعش در اين ميان به چرا مشغول هستند. آيا در صورتي كه آمريكا به ايران حمله كند سرنوشت ايران غير از اين كشورها خواهد بود؟

ديروز با انتشار خبر هسته اي مطابق گزارش رسانه هاي خارجي و ايراني شهرهاي ايران سرشار از جمعيتي بود كه براي شادي و ابراز خوشحالي به خيابانها آمده بودند.و اين آب پاكي روي دست در قدم اول مجاهدين است كه حرفي غير از حرف مردم ايران مي زنند.

اين البته نتايج زندگي فرقه اي و به دور از جامعه و ملاء اجتماعي خود زندگي كردن است. كساني كه بيش از سي سال در يك فضاي بسته و به دور از مردم زندگي كرده اند البته نمي توانند خواسته هاي مردم خود را درك كنند و همواره سازي جدا از بقيه مي نوازند.

پنج بعلاوه یک ایران 2015توافق لوزان و نعل وارونه زدن‌های رهبری مجاهدین (بسته شدن شکاف حیاتی فرقه رجوی)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17814

خاطرات سعید ماسوری از زندان

محمد ب، وبلاگ باند رجوی، چهاردهم آوریل ۲۰۱۵:… سعید ماسوری از زندان های ایران طی نامه های مطولی تحت عنوان «خاطرات زندان» به بیرون از زندان و سپس به خارج از کشور می فرستد و همه این نامه ها در سایتهای رسمی سازمان مجاهدین هم منعکس می شود. چنانچه می دانیم سعید ماسوری یکی از فرماندهان واحدهای عملیاتی مجاهدین بوده است و سالها در …

هیچ کس از آنها یاد نکرد! ( در عوض، مراسم بزرگداشت برادر کندی و شهید نیسمان)

لینک به منبع

خاطرات سعید ماسوری از زندان

سعید ماسوری از زندان های ایران طی نامه های مطولی تحت عنوان «خاطرات زندان» به بیرون از زندان و سپس به خارج از کشور می فرستد و همه این نامه ها در سایتهای رسمی سازمان مجاهدین هم منعکس می شود. چنانچه می دانیم سعید ماسوری یکی از فرماندهان واحدهای عملیاتی مجاهدین بوده است و سالها در تشکیلات مجاهدین در عراق در موضع مسئول فعالیت می کرد.

سپس در سالهای دهه هفتاد بعنوان فرمانده تیم عملیاتی به داخل کشور رفت و پس از انجام چندین عملیات توسط سپاه دستگیر و روانه زندان شد. اکنون قریب به پانزده سال است که در زندان بسر میبرد.

آنچه که عجیب است ارسال نامه یک فرمانده تیم عملیاتی مجاهدین از درون زندان به دست سازمان و انتشار رسمی آنها در سایتهایشان، آنهم نه بصورت یک باره بلکه بصورت جریان وار و سریالی.

سه گزینه را می توان برای این موضوع در نظر گرفت:

۱ـ رژیم ایران تغییر کرده است و زندانهای آن به هتل تبدیل شده است که زندانی، آنهم زندانی فرمانده مجاهدین که در حال عملیات دستگیر شده می تواند با خارج از زندان و خارج از کشور از طریق نامه و تلفن در ارتباط باشد و مسئولین زندان هم هیچ کاری با او نداشته باشند.

۲ـ سعید ماسوری بریده است و دارد خط رژیم را پیش می برد

۳ـ مجاهدین دروغ می گویند و دارند نامه از خودشان تولید می کنند و قصد دارند سعید ماسوری را زیر تیغ ببرند.

بهرحال از یکی از این سه حالت خارج نیست. و گرنه چه کسی بخاطر ندارد که هواداران مجاهدین که تنها بخاطر خواندن یا در دست داشتن یک نشریه سازمان دستگیر و اعدام می شدند. حالا چه شده است که فرمانده عملیاتی مجاهدین دستگیر می شود و هیچکس با او کاری ندارد.

همینطور چند روز پیش عکسی در یکی از سایتهای مجاهدین دیدم که مراسم شب یلدا در زندان رجائی شهر را نشان میداد همه زندانیان دور هم نشسته بودند و مراسم شب یلدا با تمام مخلفات اجرا می کردند. اگر زندانیان اینقدر در زندانهای جمهوری اسلامی راحت هستند که عکس می گیرند و مراسم می گیرند و به خارج منتقل می کنند و در نشریات خارج از کشور منتشر می کنند فکر نمی کنید اینجا زندان نیست بلکه هتل است.

(پایان)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16571

چنته خالی فرقه رجوی

محمد ب، وبلاگ باند رجوی، بیستم فوریه ۲۰۱۵:…  در روزهای اخیر دیدیم که شورای باسمه ای رجوی اطلاعیه ای صادر کرد و فیش های حقوقی به قصیم و روحانی و یغمایی را در منظر افکار عمومی قرار داد. البته این بخودی خود هیچ چیز غیر عادی و غیر طبیعی نیست. این آقایان نیز مثل هرکس دیگری زندگی شخصی خود را داشته اند که بایستی مابه ازای زمان وفعالیتی که برای مجاهدین انجام می داده اند حقوق …

التماس رجوی به نیروهانگاهی به وصیت نامه بلاهت بار وزبونانه و تهدید های توخالی سرجوخه پیر وفراری مسعود رجوی ( بخش نخست )

لینک به منبع

چنته خالی فرقه رجوی

در روزهای اخیر دیدیم که شورای باسمه ای رجوی اطلاعیه ای صادر کرد و فیش های حقوقی به قصیم و روحانی و یغمایی را در منظر افکار عمومی قرار داد. البته این بخودی خود هیچ چیز غیر عادی و غیر طبیعی نیست. این آقایان نیز مثل هرکس دیگری زندگی شخصی خود را داشته اند که بایستی مابه ازای زمان وفعالیتی که برای مجاهدین انجام می داده اند حقوق دریافت می کردند. اما آنچه که این موضوع را غیر طبیعی می کند اعلان عمومی این فیشهای حقوقی و همینطور سندسازی برای حمله و لجن مال کردن رقیبان خود توسط رجوی.

قبل از هرچیز این موضوع بیانگر خالی بودن چنته دارودسته رجوی است که هیچ سند ومدرک قابل ارائه ای ندارند تا به حریفان خود بتازند. و از طرفی اوج سوختگی آنها در جریان فشار مالی است که از طرف همسر یغمایی به آنها وارد شده است. که در این جریان آنها سعی کردند موضوع را بی سر و صدا و قبل از اینکه از طرف یغمایی رسانه ای شود حل و فصل کنند. آنها تجربه جار و جنجال یغمایی سر همسر سابقش را دارند و می دانند که چه الم شنگه ای ممکن است به پا شود به همین خاطر اینبار زرنگی کردند و سریع سه نفر فرستادن نزد خانم مربوطه و موضوع را فیصله دادند ولی این همه پول را که بایستی بصورت قسطی و طی سالیان پس بدهند خیلی برایشان گران آمد و به همین خاطر سعی کردند این دق دلی را سر قصیم و روحانی و یغمایی خالی کنند و نتیجه آن شد که دیدیم.

نتایج و برداشت هایی که از این به اصطلاح افشاگری شورای ساختگی می توان انجام داد را در چند محور خلاصه می کنم:

۱ـ می توان نتیجه گرفت که حرفهای مخالفان که و منتقدین که ادعا می کردند مجاهدین به افراد پیرامون خود پول پرداخت می کنند و سعی می کنند آنها را با پول نگهدارند درست است.

۲ـ می توان نتیجه گرفت که تمامی کسانی که اکنون اطراف رجوی می پلکند امثال هزارخانی و سامع و غیره همگی پول دریافت می کنند. و به همین خاطر وادار به موضعگیری علیه دوستان سابق خود می شوند.

۳ـ می توان نتیجه گرفت که «ائتلاف سیاسی» و «مبارزه» و این جور مزخرفات، کشک است تمامی آقایان بخاطر پول و ما به ازای پول، حاضر هستند حضور سیاسی داشته باشند.

۴ـ منطقا می توان نتیجه گیری کرد که مشکلات درونی مجاهدین با اعضای به اصطلاح مستقل شورا از این به بعد بیشتر خواهد شد. برخی ها که کمتر می گرفتند قطعا انتظار دارند که نرخشان مطابق نرخ اعلام شده به قصیم و روحانی شود.

۵ـ سر ماه که حقوق اعضای مستقل پرداخت می شود و امضا می دهند قطعا به ذهنشان خواهد زد که کی این فیشها به اینترنت راه باز خواهد کرد؟ کی نوبت ما خواهد شد که به سرنوشت قصیم و روحانی دچار شویم؟

۶ـ اعضایی که بی جیره و مواجب کار می کرده اند تازه متوجه می شوند که چه کلاهی سرشان رفته این همه مدت نه تنها به آنها پولی داده نشده بلکه پول خودشان را گرفته اند. و همینطور اعضای لیبرتی که در میان آتش و خون و با فاضلاب همآغوش هستند از خودشان خواهند پرسید ما اینجا اینطور زندگی می کنیم سازمان در خارج میلیون میلیون به مفتخورها پول می دهد تا خوش بگذرانند

۷ـ در برنامه «همیاری با سیمای آزادی» باید توضیح دهند این پولها که بقول خودشان دلار به دلار جمع می شود چرا به جیب کسانی ریخته می شود که هیچ زحمتی نمی کشند و فقط نان اسم و موقعیت خودشان را می خورند؟

این سئوالاتی است که بایستی رهبری مجاهدین پاسخ دهد. اعلام این افتضاح قطعا طبعاتی در پی خواهد داشت که دیر یا زود دامن او را خواهد گرفت. رجوی اکنون مانند شطرنج بازی است که تمامی راههای پیشروی او بسته شده و دیگر به عواقب حرکت خود چندان فکر نمی کند و هر حرکت باعث بسته تر شدن فضا و محدود شدن مهره هایش خواهد شد.

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16349

حال و روز آقایان …

گزارش کمپ لیبرتی 6محمد ب، وبلاگ باند رجوی، دوازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  خطابم به آنها این است. ما این دردسرها و عدم توجه ها را تقریبا ده سال پیش تجربه کردم و اکنون شما در فضایی بسا بسا بدتر و بغرنچ تردارید تجربه می کند. آن روز مجاهدین از پشت سیاج به ما بد و بیراه می گفتند و روزی که تیف بسته شد و آخرین سری با هلی کوپتر به شمال عراق منتقل شد، پشت سیاج آمدند و جشن گرفتند که از «شر تیف ر احت شده اند» اکنون …

گزارش کمپ لیبرتی 6مسعود رجوی_ از گله وشکایت از ارباب جدید ( امریکا ) تا تقاضای اسلحه برای سالمندان لیبرتی ( ! )

لینک به منبع

حال و روز آقایان …

امروز پس از مدتها سری به اینترنت زدم و گذری هم به سایت مجاهدین کردم. سراپای سایت آنها پر است از آه و ناله از عملکرد عراقیها و ممانعت از آوردن آب و بنزین ودارو و روغن و غیره. آنچه که در لیبرتی می گذرد حاصل عملکردهای رهبری مجاهدین از قبل تا کنون است. رهبری سازمان که خود اکنون در گوشه ای امن به زندگی اش پرداخته و از دور مسائل لیبرتی را دنبال می کند برای کسانی که چنین وضعیت رقت باری دارند نسخه می پیچد و آنها را تشویق به ماندن در چنین جهنمی می کند.

آنچه که برای من در این میان جالب است تداعی همین وضعی است که برای خود ما زمانی که در تیف (کمپ پناهندگی آمریکایی ها جنب اشرف) بودیم

آن زمان مجاهدین در سایه حضور آمریکایی ها و با انواع و اقسام مزدوری و خوش رقصی که برای آنها می کردند، حسابی در ناز و نعمت بسر میبردند و همه نوع امکانات از طریق «کانال» به آنها داده می شد ولی ما که تعدادی بودیم که نه پارتی داشتیم و نه امکان جاسوسی کردن برای آمریکایی ها، سخت تحت فشار بودیم. برای یک خرید ساده بایستی ساعتها در صف و گرما می نشستیم آنهم یک روز در ماه.

حداقل امکانات و عدم همکاری آمریکایی ها برای آوردن وسائل برایمان زندگی را سخت کرده بود. از طرفی ما خواهان خرووج بودیم ولی آنها موافقت نمی کردند و حتی مجاهدین هم تا آنجایی که توانستند کارشکنی کردندو مانع تراشی.

بالاخره آمریکا تصمیم به خارج شدن از عراق کرد و قبل از هرکس ما که خود خواهان خروج بودیم را تعیین تکلیف کرد و به شمال عراق فرستاد و الی آخر. اما مجاهدین باز به وعده های آمریکایی ها اعتماد کردند و اکنون می بینیم آنچه را در حال وقوع است.

جالب است در تمام اطلاعیه های مجاهدین انتهای آن به قولهای آمریکایی ها و سازمان ملل استناد می شود و اینکه به قول هایشان عمل نمی کنند. نماینده یو. ان توجهی نمی کند و الی آخر.

خطابم به آنها این است. ما این دردسرها و عدم توجه ها را تقریبا ده سال پیش تجربه کردم و اکنون شما در فضایی بسا بسا بدتر و بغرنچ تردارید تجربه می کند.

آن روز مجاهدین از پشت سیاج به ما بد و بیراه می گفتند و روزی که تیف بسته شد و آخرین سری با هلی کوپتر به شمال عراق منتقل شد، پشت سیاج آمدند و جشن گرفتند که از «شر تیف ر احت شده اند»

اکنون سالهاست که خود آنها را نیز عراقی ها بیرون کرده اند و از اشرف هیچ چیز باقی نمانده جز پایگاهی که برای نیروهای سپاه بدر استفاده می شود. عجب روزگاری است…. عراقیها حتی به مزار کشته شدگان هم رحم نمی کنند.

روزگاری رجوی برای خودش رؤیا می بافت که «فردای آزادی ایران» اشرف بعنوان زیارتگاه ایرانیان خواهد بود. اکنون حال و روز رهبر فراری و غایب را دریابید که همه چیز بر باد رفته است و در فکر آب و فاضلاب خودش است و کلمات قلمبه و سلمبه ای مثل «مقاومت ایران» و «ارتش آزادیبخش» و از این جور مزخرفات دیگر پیشکش….

تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلق۷۸ signatories: Mojahedin Khalq terror group are threatening to kill us in your country (Open letter to François Hollande)

French Ministry of Foreign Affairs, Paris, June 27 2014:It has no legal existence in France as an organization.  It is  violent and undemocratic

رجوی داعش 5The Iranian Mojahedin-e Khalq (MEK) and Its Media Strategy: Methods of Information Manufacture

***

همچنین:

دست اندازهای آخر راه

محمد ب، وبلاگ باند رجوی، سی ام نوامبر ۲۰۱۴:…  با توجه به شرایط فوق، رجوی دست به کار شده است تا افراد را دوباره قسم و آیه بدهد و «سوگند جلاله» که باز هم بمانید ببینیم چه می شود. سئوال مهم این است که اگر ماندن در عراق خوب است و بایستی فداکاری کرد و راه شما همیشه با خون باز می ش�

دلواپسی های مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

گزارش کمپ لیبرتی 1محمد ب، وبلاگ باند رجوی، سوم نوامبر ۲۰۱۴: …  درست در شب سرنگونی صدام، رجوی پیامی درونی برای اعضای تشکیلات خواند و تمامی فرماندهان ارشد آن را برای کلیه اعضا قرائت کردند. رجوی با یک چرخش صد و هشتاد درجه آمریکا و طالبانی را «صاحبخانه جدید» خواند و از همگی خواست که پرچم سفید را در مقا

تحولات عراق و موقعیت مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

کمپ لیبرتی ژوئیه 2014محمد ب، وبلاگ باند رجوی، بیست و دوم ژوئیه ۲۰۱۴: … مجاهدین در تبلیغات رسانه ای خود گروه داعش را «انقلابیون عراقی» می نامند و برای پیروزیهای آنها به به و چه چه می کنند. ولی آیا مجاهدین نمی دانند که ماهیت این گروه ارتجاعی چیست؟ آیا مجاهدین نمی دانند که چنانچه این گروه بر