استعفای طبیعی و شرافتمندانه به زبان ساده!

استعفای طبیعی و شرافتمندانه به زبان ساده!

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، سیزدهم اکتبر 2014: … گامی که در سال گذشته توسط آقایان قصیم و روحانی برداشته شد، تحولات شگفت انگیزی در شورای رجوی به ثبت رساند، که طبعا باب میل رهبران مجاهدین نبود. اولین گام این تاثیر گذاری، آگاهی بخشی بود. عرق ملی، نفی دیکتاتوری درون تشکیلاتی، میل به آزادی، عدم وابستگی به قدرت های خارجی و استقلال …

داعش رجوی تروریسم عراقجواد فیروزمند: حمایت رجوی از تروریست های داعش در عراق

ریزش در شورای ملی مقاومت رجویاستعفا از شورا, مبطل اتهامات رجوی علیه جداشدگان؛ «ترتیبات اجرایی استعفا» یا پیشگیری از ریزش !

لینک به منبع

استعفای طبیعی و شرافتمندانه به زبان ساده!

گامی که در سال گذشته توسط آقایان قصیم و روحانی برداشته شد، تحولات شگفت انگیزی در شورای رجوی به ثبت رساند، که طبعا باب میل رهبران مجاهدین نبود. اولین گام این تاثیر گذاری، آگاهی بخشی بود. عرق ملی، نفی دیکتاتوری درون تشکیلاتی، میل به آزادی، عدم وابستگی به قدرت های خارجی و استقلال کلام، که تا پیش از آن توسط گروه رجوی محصور گردیده بود، به نیروی شکافنده و موثر تبدیل شد. به سرعت پیش رفت، نفوذ کرد و تاثیر گذارد. به گونه ای که امروز شاهد استعفا و اعلام جدایی آقای شاپور باستان سیر و دو تن دیگر از شورا می باشیم.

این روند گرچه در درجه اول پاسخ بزرگ “نه” به سیاست های تئوریزه شده مجاهدین در شورا بود، اما حقیقت بزرگ آن را نمی توان انکار نمود. و آن چیزی جز «رسیدن به آخر خط در دستگاه رجوی» نیست!

بدان معنا که آقایان جداشده از شورا، همه تحولات و سرخوردگی های سه دهه گذشته را تحمل نمودند، همکاری با دشمن خارجی و صدام حسین را پذیرفتند، مارک تروریسم را بر پیشانی نهاده و به فرمایشات فراماسونری رجوی گردن نهادند. و خلاصه اینکه همه جوره با رجوی کنار آمدند. اما وقتی پای توتالیتریسم درونی، وابستگی به قدرت های منطقه ای و خارجی به میان می آید ، استقلال فردی، آزادی بیان و منافع ملی را نشانه می رود، دیگر توان مقابله نیست. این بازیابی، البته دلایل بسیار زیاد دیگری نیز دارد که هریک از اعضای مستعفی بیشمار ذکر نموده اند. امیدوارم آقای باستان سیر و دیگر جداشدگان نیز «دلایل شخصی» را کنار نهاده و لب به سخن بگشایند که؛ چرا پس از سی و اندی سال از مجاهدین و شورا جدا شدند؟ آیا جدا شدن از شورا دال بر عدم تامین شخصی بوده، یا گذار به دنیایی آزاد و درک گزینه های بهتر برای مردم ایران!؟

عنوان «دلایل شخصی» برای جداشدن از یک گروه سیاسی، تیتر جالب، جامعه پذیر و سیاست پسند نیست. چرا که یک عضو شورایی اهل سیاست، بنا به «دلایل شخصی» جذب شورا نشده بود. بنابر این برای «دلایل شخصی» عنوان شده باید بها پرداخت و زمینه آن را برای مردم روشن نمود.

بهر حال آنچه امروز روی می دهد، نشان دهنده عدم توفیق و مهار اعضاء، توسط گروه رجوی و به طور خاص مریم عضدانلو است. مهار یا توفیق در آن نیز با افزودن یا کسر بند اساسنامه قابل حل نمی باشد.عنوان تراشی و بستر سازی در درون نیز، راه حل پیشگیری نیست.

البته دلایل این گونه اتفاقات را مجاهدین بهتر از هر کسی می دانند. برخی می گویند اگر رجوی حضور می داشت، روی افراد تاثیر می گذارد و شاید این موارد کمتر اتفاق می افتاد. اما ظاهرا رشته این گسست ها از کنترل خارج شده و مشخص نمی باشد، حضورعلنی و ارتباط او با اعضای شورا، چقدر می توانست مانع از چنین خاموشی هایی گردد!؟

از طرفی جریان استعفاها ساده نیست و نباید به سهولت از کنار آنان گذشت. چرا که با دریافت زوایای پنهان این فواصل و پشت پا زدن شورایی های جداشده به تعهدات دیروز، می توان بیشتر فهمید و عمق فاجعه ای که مرزهای عراق را درنوردیده و به اروپا و اورسوراواز رسیده را مشاهده نمود.

آقای دکتر کریم قصیم بارها در گفتگوهایش تاکید نموده؛ «ویترین شورا، خالی از عناصر ملی و ایرانی است. همان تعداد اندک نیز با لابی های خارجی، بیگانه و جنگ طلب جایگزین شده اند!». اما فاجعه بزرگ برای شورای رجوی با سقوط صدام حسین در عراق شروع شد. جایی که ارتزاق می گردید و بدنه اش را به اعضای مجاهد شورا و قدرت متجاوز به مردم ایران وصل نموده بود.

صدام رفت و جای خالی آن را نه نهادهای مردمی، بلکه جنگ طلبانی مانند؛ جان بولتن ها، جولیانی ها، رندل ها، زینی ها و …، پر کردند. بدنه و اعضای مجاهدین نیز با سیاست های غیر مسئولانه رجوی در عراق گرفتار آمدند. از طرفی دست اندازی و دخالت در اوضاع سوریه و عراق، آنان را وارد بازی غیر ایرانی نمود. چیزی که جز وابستگی مادی و معنوی به قدرت های منطقه ای و خارجی، نمی تواند به یک سازمان یا تشکیلات ایرانی ربط داشته باشد!

قبلا نیز در این باره نوشته ام. سیاست رجوی چه در درون و چه در بیرون تشکیلات، خارج از نرم های معمول بوده و بسیار به خطا و انحراف رفته است. او پاسخگوی آنچه پیش آمده نیست. اما جداشدگان بهای خطاهای استراتژیک، سیاسی و ایدئولوژیک او را هنوز می پردازند.

جداشدن از مجاهدین یا شورا، خیانت نیست. تحقق خواسته های آزدیخواهانه و یک پرداخت بزرگ به مردم ایران است. جایی که رجوی روز به روز فاصله خود را بیشتر می نماید، جداشدگان به جامعه و مردم ایران نزدیک تر می شوند.

۱۳ اکتبر ۲۰۱۴

جواد فیروزمند

***

Massoud Khodabandeh meeting on Camp Ashraf. Diyala


http://youtu.be/-DSEv8N0Rmg

Ileana ros lehtinen Mojahedin Khalq terrorism MKO MEK SaddamIleana Ros-Lehtinen thinks her pal Maryam Rajavi is a human rights advocate


(Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)

Using cult leader Maryam Rajavi to derail nuclear talks backfirese

Maryam Rajavi Saddam's private army NCRIبزک مریم رجوی بعنوان “فعال حقوق بشر” مصداق دقیق انتخاب ابزاری غلط برای کاری غلط تر است

فرقه رجوی و خط کار آینده

Maryam Rajavi terrorist syriaIntroducing Maryam Rajavi as a human rights activist is the wrong tool for the wrong job

گزارش سازمان ملل: ادامه نگرانی از نقض حقوق بشر توسط رهبری مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

همچنین:

 تشدید اختلافات درونی و پیروزی های عجیب رجوی!

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و نهم سپتامبر 2014: … اما مهم ترین بخش که مجاهدین با فعال شدن آن به شدت گزیده می شوند، روند اعتراض و جدایی اعضا و کادرهای اصلی از بدنه تشکیلات سازمان مجاهدین در عراق و اروپا است. افراد مهم و بسیار تاثیر گذاری در دهه گذشته از مجاهدین جداشده و پی زندگی خود رفته اند. از سال ۲۰۰۳ میلادی تا سال

یازدهم سپتامبر و تلاش برای گندزدایی از چهره «ضد امپریالیستی» مجاهدین!

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، یازدهم سپتامبر 2014: …  مسعود رجوی می گفت؛ عاملان انتحاری گرچه حامل اندیشه عقب افتاده از اسلام هستند، اما در مسیر مبارزه با امپریالیسم خونخوار، کار انقلابی کردند. او با اشاره به عملیات های انتحاری اعضای مجاهدین در ایران مانند کاظم افجه ای، هادی علویان،مجید نیکو،ابراهیم زاده، گوهر ادب آوا

مرگ های مشکوک و نابهنگام اعضای مجاهدین در تشکیلات رجوی

جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، شانزدهم می 2014: … من راضیه کرمانشاهی،رویا درودی، حمید شاکری، محمد بابایی، بهروز رحمیان، محمد نجفی و بسیاری از قربانیان دیگر … را از نزدیک می شناختم. سالیان زیادی یا در کنار آنها بودم یا از وضعیت شان مطلع. همه این افراد که امروز رجوی تحت عنوان “محاصره ظالمانه کمپ لیبرتی” و سابقا ” پادگان