اسناد ویکی لیکس وافتضاح دیگری از مجاهدین

اسناد ویکی لیکس وافتضاح دیگری از مجاهدین

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، اول سپتامبر 2015:… خبری که چندی پیش در میان هزاران صفحه افشاگری ویکی لیکس، اشاره ای به دریوزگی رهبری مجاهدین به خدمت حکومت عربستان سعودی رسیده اند شده بود و شاید که خیلی حساسست بر نرانگیخت، شاید به این دلیل که محلی از اعراب نبوده و نیستند اما برای کسانی که با مفهموم اپوزیسون فرصت طلب در حرفهای همیشه گی مسعود رجوی آشنا باشند، میدانند که او …

محمد حنیف نژادشما همان مجاهدین دوران شاه نیستید ،خودتان را قاطی ماجرا نکنید!

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

لینک به منبع

اسناد ویکی لیکس وافتضاح دیگری از مجاهدین

خبری که چندی پیش در میان هزاران صفحه افشاگری ویکی لیکس، اشاره ای به دریوزگی رهبری مجاهدین به خدمت حکومت عربستان سعودی رسیده اند شده بود و شاید که خیلی حساسست بر نرانگیخت، شاید به این دلیل که محلی از اعراب نبوده و نیستند اما برای کسانی که با مفهموم اپوزیسون فرصت طلب در حرفهای همیشه گی مسعود رجوی آشنا باشند، میدانند که او همیشه میخواست این خصلت را به سایرین بچسباند و خودش و سازمانش را بهترین جلوه بدهد. خوب این خبر به همان اندازه گویاست که توضیح دادن در باب آن اضافی میباشد. گروه مسعود رجوی، چون احساس کردند که بدون ارباب خیلی سخت میگذره، چون صدام دیگر نیست که در ازای اخبار و اطلاعات، پول و امکانات بگیرند و تلاش رهبری مجاهدین برای گرفتن پایگاه و احتمالا یک امکان سفر و خلاصه برای رسیدن به یک امکان مادی و اندکی زمین و توجه و رسانه ای شدن و یا مورد توجه شدن و یا نمیدانم چه چیز دیگر، به عنوان نیروی مدعی سیاسی و آلترناتیو دنبالش بوده اند، اما باید در تاریخ این حرف منزجر کننده رجوی را فراموش نکرد که گفت، برای رسیدن به قدرت حتی با شیطان هم هم کاسه میشود و معنی آن این است که معلوم میشود برخلاف ادعاهای دهان پر کن ایشان، هیچ محذوریت در هیچ زمینه نمیشناسند وهیچ مرزی ندارند، برایشان فرقی ندارد به کدام کشور و با دشمنان قسم خورده کشور خودشان هم باکی ندارند که بر روی یک میز بنشینند و جشن اپوزسیون بگیرند. حال چرا سخن از این داستان شد، راستش اشاره ایست به برنامه همیاری تلویزیونی مجاهدین که در ظاهر برای دریافت کمکهای مردمی اختراع شده است، اما در حال حاضر چند نکته ضروری است اولا؛ در ایران هیچکس نیست که بتواند به حساب بانکی مجاهدین پولی ارسال کند و هر تلفنی از ایران، یک دروغ بزرگ است.

دوم اینکه اکثریت غریب به اتفاق ایرانیان خارج کشور نفرت کاملی از تشکیلات مجاهدین در خارج کشور، وجود دارد و کافی است به مراسم مجاهدین نگاه کنید که چند ده نفر ایرانی توانستند وارد کنند و این خود گواه این است که تمام تماسهای مورد مدعای مجاهدین از طرف خود مجاهدین و درون تشکیلات مجاهدین بوده است و هر هواداراگر بخواهد کمکی بکند، نیازی به تلفن و داد و بیداد تبلیغاتی ندارد.

نحوه تبلیغات مجاهدین کاملا بر اساس دروغ و ساخته پرداخته است و فقط گنده گویی و چرند گویی میباشد.

نکته آخر اینکه مجاهدین هیچوقت واقعا اپوزسیون نبوده و نیستند و تا به امروزهمیشه در کمین بوده اند که از یک فرصت برای رسیدن به قدرت استفاده کنند. حال ببینید زمان که جلو برود، اسناد بیشتری از خیانت این گروه به نیروهای خودش و همچنین تاریخ معاصر، افشاء می شود.

مهرداد ساغرچی آلمان

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20392

افعی کبوتر نمی زاید

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، نوزدهم اوت ۲۰۱۵:… این مقاله برای همه کسانی که میخواهند دست پرورده یک شیرین مغز سیاسی را ببینند و بخوانند توصیه میشود. بیچاره خودم که زمانی می پنداشتم امثال این آدمها خدایان تحلیل سیاسی و استراتژیک هستند و حقشان ضایع!! شده و نبوغشان از دست رفته است! این هم از کودک سری های خودم میدانم که از بس با کلمات برای ما بازی میکردند اکثر اسیران خودشان را با این زبان بازی …

گروهک منافقین؛ دست پشت پرده اقدامات ضدایرانی «آیپک»


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

لینک به منبع

افعی کبوتر نمی زاید

کمتر کسی است که این اصطلاح را در نوشته و پیامهای اندرونی و بیرونی مجاهدین نشنیده باشد. یکی ازهزارمیلیون کلمه ذبح شده و خرمرد رندیهای رهبر عقیدتی مجاهدین در ایام سیاه حضور در اشرف و عراق …یکی از حرفهای بی پایه و تحلیلهای بی معنا و چرندیات فیلسوف بزرگ چرند باف مسعود رجوی و نوچه هایش.. اما غرض از یادآوریهای چندش آور مقاله ایست که در سایت ارگان اصلی مجاهدین تحت عنوان گفتگو با محمد علی توحیدی برسرتوافق هسته ای آورده است ..

http://www.mojahedin.org/news//161833

این مقاله برای همه کسانی که میخواهند دست پرورده یک شیرین مغز سیاسی را ببینند و بخوانند توصیه میشود. بیچاره خودم که زمانی می پنداشتم امثال این آدمها خدایان تحلیل سیاسی و استراتژیک هستند و حقشان ضایع!! شده و نبوغشان از دست رفته است! این هم از کودک سری های خودم میدانم که از بس با کلمات برای ما بازی میکردند اکثر اسیران خودشان را با این زبان بازی مسخ و کیش و مات میکردند. این مقاله حاوی حرفهای بسیار بی سرو ته و چرندیات بی ربط است که هر خواننده ای خارج ازهواداران سازمان مجاهدین و بی طرف آنرا بخواند متوجه میشود کسی که دارد سخن میگوید حتی اندکی از شعور سیاسی بهره ای نبرده است حالا برای اینکه کمی دقیق تر سخن بگوییم نگاه کنید این نابغه آقای رجوی چه میگوید:

محمدعلی توحیدی: درست می‌گویید، کار از کار گذشته، برگشت پذیر هم نیست..رژیم

یعنی زهر خورده و بعد پای مذاکره و توافق رفته است.

یعنی علی توحیدی مشخصا موقع خوردن زهرحضور داشته و ایشان دارد از برگشت پذیری چه چیزی صحبت میکند مگر نه اینکه مجاهدین و خود ایشان میگفتند بدون اتمی رژیم نیست حال چرندیات ایشان ادامه دارد ….:

بهرحال ووووو. آن نقطه نهایی‌ست که زهر اتمی محقق می‌شود. اصلاً هم برگشت‌پذیر نیست. حتی اگر به هر ترتیبی این توافق‌نامه منتفی شود، کنگره آمریکا و سنای آمریکا مخالفت کند و این توافق باطل شود، باز هم آن زهری که رژیم خورده، آن شکستی که خورده بازگشتی ندارد. آثارش بدتر و مضاعف می‌شود. این یکی هم بر آن بار می‌شود…اولا که حتی کلماتش هم مال مسعود رجوی ست اینکه کدام از دیگری قرض گرفته خودش باید بگوید اما یک چیز مسلم است که رژیم ازتحلیل و نظر شما هیچ هراسی ندارد چون اصولا در سی سال گذشته چیزی نگفته اید که پایه علمی و عملی داشته باشد این هم البته شما را از رو نبرده است اگر رژیم بخواهد توافق را منتفی کند که از ترس شما نیست کمااینکه وقتی منافع استراتژیک ایجاب کند هر حکومتی توافق میکند مگر ندیدی آقای توحیدی که کوبا بعد از نیم قرن با آمریکا کنار آمد؟! این هم نشان نابودی دولت کوباست؟؟! واقعا حال بهم زن شده اید ازبس که متوهم هستید…حالا توجه کنید چه میگوید:

این ضربه (توافق اتمی را میگوید) را ازطرف جامعه و مقاومت ایران (به قول مریم رجوی وشعارشان ایران و مقاومت یعنی رجوی) خورده است …میبینید که چقدرچرند میگویند..اصلا مگر تو و رهبریت از اول نگفتید که هرکس حرف از توافق بزند مزدور رژیم است؟! مگر شما میلیونها دلارهزینه نکردید که سیاستمداران غرب را به سمت تابلوی جنگ خودتان بکشید؟! مگرشما تا یکماه پیش نمیگفتید که حرف از توافق خیانت به مردم ایران است؟! حال چه شد که میگوید که جامعه ایران این را میخواسته است ؟ تو مثل همان افعی معلمت میباشی که میخواهی سر نفرات خودت را با شامورتی بازی سیاسی مثل رهبرت گرم کنید شاید که همچنان با کراوات و کت وشلوار در اروپا مانور کنید.. به آخرین چرند ایشان توجه کنید اگرشما متوجه شدید که ایشان چه گفته است مایه خوشحالیست…:

…. بوقهای استعماری، لابی‌های خارج کشوری رژیم، در هر صورتی، حتی ممکن است تظاهر به مخالفت با رژیم هم بکنند، که البته دیگر نمی‌کنند چون بسیار رسوا هستند، آنها را باید در کمک به رژیم در این مسأله (پوشاندن مسأله اصلی – زهر خوردن و سرنگونی رژیم) افشا کرد… یعنی چی ؟ یعنی اگر کسی در خارج کشور از کشورهای خارجی با رژیم مخالفت کرد یا با توافق مخالفت کرد؟؟ یا با چی مخالفت کرد ؟ یا باید اینکه بگوید رهبری مجاهدین خیلی مهم است یا در غیر اینصورت باید ایشان افشا شود …متوجه میشوید ایشان چه میگوید مساله زهرخوردن چه ربطی به لابی خارجی دارد ؟ این که در درون ایران و جناحهای مختلف چه میگذرد هیچ علاقه ای برای افراد خارجی ندارد چرا که آنها برایشان یک کلام توافق و نه جنگ است که مهم است ودیگر دنبال تحلیلهای آبدوغی آقای کمیسیون استراتژیک نمیروند ..بیچاره مردم ایران که قرار است ایشان برایشان مساِیل استراتژیک را برنامه ریزی کند حال خودتان یک بارمصاحبه ایشان را بخوانید تا متوجه بشوید اتفاقا افعی کبوتر نمی زاید زیرا ایشان معلمش همان رجوی است و تعجبی ندارد که در چرند گویی هیچ کم ندارد.

یک بار دیگر تاکید میکنیم توافق اتمی تماما به سود مردم ایران و به ضرر مجاهدین وهمه کسانی منتظر نابود شدن تمام زیرساختهای ایران بوده اند میباشد. تاریخ ثابت کرده است که همیشه سختی و فشار و یا قحطی وفشارهای ناشی از جنگ و کمبود برروی اقشار ضعیف جامعه بوده است و اینکه مجاهدین این قدر میخواهند خودشان را حامی توده ها جا بزنند یک شعار بی محتوا و تو خالی ست کسانی که سالیان با پول های باد آورده در بهترین جای دنیا جا خوش کرده اند برای مثال باید از اقای شرایط پناهندگی و فقیردر غربت زندگی کنید ؟ آیا به نظرتان تا بحال مزه نداشتن لباس و غذای مناسب و کافی و محل خواب خیابانی را در اروپا تجربه کرده اید؟ حال شما رابه داخل ایران میبرم . آقای توحیدی شما و سازمانتان افتخار کوبیدن طبل تحریم تحریم را در بیش از یک دهه داشته اید. این افتخارشما چه نصیب مردم ایران کرد؟ قدرت یا ثروت یا رفاه یا امکانات یا آزادیهای مدنی و سیاسی ؟ چرا الان که وقت پاسخگویی شماست دریک تو دهنی محکم به صورت خودتان وتحلیلهای رهبریتان وخودتان دارید میگوید این شما بودید که گفتید توافق خوب است!! اما اینچنین نیست همچنان که تِؤری جنگ شما در جنگ هشت ساله با شکست به پایان رسید و جز خواری چیزی برای تاریخ و نامتان نماند همچنان که بعد از جنگ تمام تحلیلهایتان تا به امروز بی پایه و اساس از آب در امد حال نیز تحلیل شما به گل و باتلاق نشست و حالا سازمان یک پایش در باتلاق عراق و پای دیگرش در کارنامه سراسر باطل سیاسی گیر کرده است و این دست وپا زدنها جایی به سربلند کردن شما و سازمانتان نمیبرد.

“پایان”

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=20259

مرور و نظری به کتاب تبخیر شده گان

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، دوازدهم اوت ۲۰۱۵:… قبل از هر چیز باید به دوست قدیمی خودم خوشحال تبریک بگویم که در شرایط سخت زندگی در غربت و کمبود امکانات مادی و بیش از همه بکار گرفتن اراده بسیار برای انتشار کتاب و همینطور خستگی ناپذیری سالیان متمادی در جنگ روانی نابرابر که به درستی همیشه خودش میگوید جدا شده مرغ عزا و عروسی هر محفل سیاسی است. جدا شده اصطلاحی است که سازمان …

مهدی خوشحال بغدادمهدی خوشحال: اسب و اسب سوار(قسمت پایانی)

لینک به منبع

مرور و نظری به کتاب تبخیر شده گان

قبل از هر چیز باید به دوست قدیمی خودم خوشحال تبریک بگویم که در شرایط سخت زندگی در غربت و کمبود امکانات مادی و بیش از همه بکار گرفتن اراده بسیار برای انتشار کتاب و همینطور خستگی ناپذیری سالیان متمادی در جنگ روانی نابرابر که به درستی همیشه خودش میگوید جدا شده مرغ عزا و عروسی هر محفل سیاسی است. جدا شده اصطلاحی است که سازمان مجاهدین برای افرادی که از سازمان خارج میشدند میگفت البته از زمانی که کسانی مثل خوشحال و حقی و شمس حائری، شروع به افشاگری کردند این افراد از طرف سازمان بریده خوانده شدند، اصطلاحی که برای برگشت افراد جدا شده به زندگی بسیار گران تمام شد البته رجوی ها با کار بسیار روی این کلمه و جزامی کردن جدا شدن از سازمان بسا افراد کمی ضعیف را سالیان در اسارت نگه داشتند، اسارتی که حتی بعد از جدایی نیز بسیاری از افراد توان سر بلند کردن و حتی کلمه ای اعتراض و نوشته ای بر اساس آنچه برسرشان آمده در طول زمانی که در سازمان بوده اند را نداشته اند و تا بحال نیز سکوت کرده اند و بهمین دلیل کسانی که قلم میزنند و کتابی مینویسند، مضاعف با غول تردید و خود باختگی در نبرد بودند و اسیر گذشته خود در فرقه نمانده اند، به همین دلیل کارهایی از این دست خود شایسته تبریک و جایزه و بخصوص حمایت معنوی است تا دیگران نیز انگیزه نگاشتن و پرداختن به مسائلی که فقط از عهده این افراد بر می آید پیدا کنند.

بعد از مقدمه کوتاه، باید بگویم اسم کتاب تبخیر شدگان، بی اختیار کتاب تسخیر شده گان یا جن زدگان داستایوفسکی را به ذهن میاورد که موضوع اصلی داستانش یک توطئه سیاسی در یکی از شهرهای ایالات و معرفی قهرمانان با تعصبی زایدالوصف همچون موجوداتی پست و بی خیال که از همه خصایص بشری بی بهره اند. مسایلی که در این کتاب مطرح می شود به فرد بستگی ندارد، بلکه منظورش تمام ملت است قهرمانان کتاب واقعاً جن زده و تسخیر شده اند، زیرا زندانی یک قدرت مرموزند که آن ها را به ارتکاب اعمالی وادار می کند که لیاقت و سزاواری انجام آن را ندارند. شیاطینی نامشخص اند که قهرمان واقعی می باشند و انسان ها به منزله عروسک های خیمه شب بازی اند که به فرمان آن ها به جنب و جوش در می آیند. هیچ یک از کتاب های داستایوفسکی پیچیده تر از این کتاب نیست، زیرا ابهام و آشفتگی، همه قهرمانان را در هم می فشرد و وقایع با تعقید بیان می شود. این داستان با یک رشته حوادث مرموز که در ظاهر با وقایع دیگر ارتباط ندارد، پایان می یابد.

شاید کلمه تبخیر شدگان، خیلی در ایدئولوژی سازمان غریب نباشد، سلسله بحثهای مریم رجوی به نام ذوب در رهبری، برای همه کسانی که در سازمان بوده اند کاملا آشناست. باز هم همه میدانند که مخالفت با این امر یعنی ذوب در رهبری، چه عواقب سخت و سنگین برای افراد داشته اما تا کجا؟ این هم پاسخی است که در تبخیر شدگان میتوان با سندهای زنده و گویا به آن دست یافت. آری عواقبی که میتواند به تبخیر و ناپدید شدن افراد برای همیشه بیانجامد. از این حیث، مسعود رجوی شخصا حاوی اطلاعاتی است که میتواند بگوید قربانیانش چگونه و کجا و به چه روشهایی تبخیر شده اند. کتاب تبخیر شدگان، لحظاتی از این تفکر شیطانی که انسانها چگونه به خودشان جایگاه خدایی میدهند و سرنوشت دیگران را در دست میگیرند البته تفاوت این کتاب با داستان داستایوفسکی در این است که اینجا صحبت از اسناد زنده است و آنجا داستان خیالی. شاید روزی بتوان به اسراری که بسیاری از انسانها را از نگرانی خارج میکند رسید. خواندن کتاب برای همه کسانی علاقه مند به آن روی سکه سازمان مجاهدین هستند و همه کسانی که بیشتر میخواهند حقیقت را جستجو کنند و همینطور همه کسانی که از فرقه خلاص شده اند، توصیه میشود. چرا که میتواند بسیاری از زوایای فراموش شده را به خاطر بیاورد و همینطور بهانه ای برای انتشار مطالب جدیدتر باشد. با آرزوی موفقیت برای خوشحال و ادامه تلاشهایش.

“پایان”

یاسر عزتییاسر عزتی: وصیتنامه دروغین از مادرم جعل کردند تا دست به اسلحه ببرم

 نامه ای به امیر یغمایی (شبه نظامی ارتش آزادیبخش رجوی در سن ۱۵ سالگی)

محمد حنیف نژادابراهیم خدابنده: آیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19577

برای ثبت در تاریخ

مهرداد ساغرچی، اول ژوئیه ۲۰۱۵:… حال بگذارید، باز هم ایشان خودشان را راهگشا و رها کننده زن و مرد ایرانی و [جدیدا هم همه بشر!] بدانند، به راستی، توافق بر سر چراغ امید مجاهدین یعنی مصالحه و نه جنگ، به هر لحاظ برای مجاهدین گران تمام خواهد شد. چرا که سرمایه گذاریی که از بیش از یک ده پیش یعنی سقوط صدام به این سو و بخصوص بعد از حضور آمریکا در عراق، به عنوان سرمایه گذاری اصلی …

مصطفی محمدی حسین نژاد ابولحسن بنی صدردکتر بنی صدر ضرب و شتم آقای محمدی ، دختر و وکیلش توسط مجاهدین خلق را محکوم کرد

لینک به منبع

برای ثبت در تاریخ

زمان اندکی به پایان مذکرات غرب با ایران برای زمان تعیین شده باقیمانده است. در این راستا، بد نیست برای ثبت در تاریخ و برای اینکه فردای توافق احتمالی همه کسانی که در این راستا سنگ اندازی کردند و آنرا در راستای منافع مردم نمیدیدند، بلکه آنرا مصادف با بسته شدن دکان جنگ طلبی خودشان میدانستند، سردمدار جریانات اپوزسیون نماهای خارج کشوری در قسمت جنگ طلبی، همانا رهبری مجاهدین و سازمانش بوده است و دیگر این یک مورد تنها موردی است که نیاز به اثبات ندارد. هوای مورد تنفس عقیدتی و سیاسی و همچنین حضور تشکیلاتی مجاهدین در عراق، همانا جنگ و سلاح و خشونت بوده است. سلاحی که حتی در باره کمترین صدای مخالف در خارج کشور مجاهدین تحمل نمیکنند. چیزی که حتی سالیان است که رژیم با خارج کشوری هیچ کاری ندارد و موضعی نمیگیرد. اما مورد آقای محمدی و دخترشان در پاریس که مورد ضرب و شتم چماقداران رجوی قرار گرفتند، از همین نمونه هاست.

حال بگذارید، باز هم ایشان خودشان را راهگشا و رها کننده زن و مرد ایرانی و [جدیدا هم همه بشر!] بدانند، به راستی، توافق بر سر چراغ امید مجاهدین یعنی مصالحه و نه جنگ، به هر لحاظ برای مجاهدین گران تمام خواهد شد. چرا که سرمایه گذاریی که از بیش از یک ده پیش یعنی سقوط صدام به این سو و بخصوص بعد از حضور آمریکا در عراق، به عنوان سرمایه گذاری اصلی خطی و استراتژیکی سازمان همانا جنگ آمریکا وغرب با ایران، بوده است. البته در محتوا خط سازمان تغییری نکرد. چرا که پیش از آن هم اساس برنامه ریزی سازمان برای ورود به ایران، به صورت نظامی نه در غالب تشکیلات و سازمان، بلکه بر اساس حمله کشوری دیگر مثل عراق و زیر پوشش آن ورود به خاک ایران بوده است. حال که به قول خودشان صاحبخانه عوض شده، بایستی در زمین جدید جای خودشان را مشخص میکردند، و آمریکا هم بسیار سخت میتواند یک گروه بی یال و دم و اشکم را به کار گیرد. جدای از اینکه اساسا غرب به گروهها وجریاناتی که انبوهی حاشیه و ابهام در کارنامه خود دارند، به سادگی نزدیک نمیشوند. در ضمن، غرب هم هرگز به دنبال جنگ و تنشی دیگر در منطقه نیست و البته این یک آزمایش برای حل مسائل از طریق مذاکره نیز برای جریان صلح طلب جهانی محسوب میشود. در همین رابطه، میتوان به صحبت اشتاین مایر وزیر خارجه آلمان، اشاره کرد که در مقابل سوال نتیجه منفی بر آنچه که پیش بینی میشده درمصاحبه با روزنامه آلمانی “ولت ام زونتاگ” میگوید،

“ما نباید هیچگاه از ترس آبروریزی از تلاش برای انجام آنچه ممکن است باز بایستیم یا دست به انجام توافق‌های غیرمسئولانه بزنیم”

یعنی اینکه همه طرف های درگیر این مذاکره، تمایل به نتیجه مثبت در این جریان دارند. اما نتیجه هر چه که باشد، نشان میدهد که خط مذاکرات سیاسی به عنوان راه کار کم هزینه و بی تلفات، تنها مسیری است که مردم ایران کمتر آسیب میبینند و اگر این چنین شود، بی تردید شکست استراتژیک سختی به رجوی و تحلیلهای ایشان وارد میشود. حال ما منتظر هستیم که این مساله به پایان برسد و بعد خواهیم دید که اگر توافق کامل و جامع، انجام شود در کوتاه مدت و دراز مدت، مردم ایران هستند که سود میبرند و دقیقا در مقابل شعارهای جنگی مجاهدین، به خاک میافتد و بخشی دیگر از رسوایی جریانی به اسم مجاهدین که کوشید تماماً برای رسیدن به قدرت به عنوان عروسک خیمه شب بازی جریانهای شناخته شده، بر ملا خواهد شد. اگر هم توافق کامل و جامع حاصل نشود، بی تردید به نقطه قبل بر نخواهد گشت و مذاکرات ادامه خواهد پیدا کرد و مسیر جنگ و خشونت، با باز بودن مسیرهای مذاکره بسته خواهد ماند، چه کسانی خوششان بیاید و چه خوششان نیاید. چون جامعه بین الملل نشان داد که توان و اراده این مساله را دارد.

مهرداد ساغرچی ‚ ۲۸.۰۶،۲۰۱۵

***

همچنین:

نامه سرگشاده به باراک اوباما(به نقض مستمر حقوق بشر در درون مجاهدین خلق، فرقه رجوی، توجه کنید)

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، دوازدهم نوامبر ۲۰۱۴:…افراد این سازمان هم اکنون بدون اراده تصمیم گیری در چنبره اختیارات فرقه ای اسیر هستند. حضور اجباری در اردوگاه لیبرتی درعراق و اصرار سازمان مجاهدین برروی تصمیم خودش که افراد را در آنجا نگاه داشته و مانع از رسیدگی نرمال سازمانهای حقوق بشری شده است. به این وسیله

نگاهی به ضوابط شورا

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، بیست و هشتم اکتبر ۲۰۱۴: … در پروسه زمان هر چه بیشتر تحلیل ها و وعده های هزار و یک شب و توخالی مجاهدین در مورد تحولات ایران به گل و خاک مینشیند به تدریج شرایط برای حفظ نیروها و هواداران نیز دشوارتر میشود، حال میتوان گفت به شنوندگانی که همیشه با شک به گفته های جدا شده ها و فرار کرده ها

در خانه اگر کس است یک حرف بس است

مهراد ساغرچی، ایران فانوس، بیست و دوم اکتبر ۲۰۱۴: … آن وقت که پرده ها برون افتد و آقای رجوی مجبور شوند در مقابل دوربین به سوالات پاسخ بدهند را نیز ببینم. اما چه خوش خیالی و خوش باوری بیهوده ای که در این ده سال خانم رجوی که در پاریس مستقر هستند، فقط در محیط هایی که هیچ امکان سوال و جواب نباشد، حضوری داشته اند و همین ب

چگونه فروختن کولر گازی باعث ریزش افراد شد!

مهرداد ساغرچی، ایران فانوس، هشتم اکتبر ۲۰۱۴: … شاید در لحظه اول این جمله کمی مضحک و خنده دار باشد. یعنی چی که کولر گازی باعث ریزش افراد میشود؟ داستان به ایام بعد از هفده ژوئن سال ۲۰۰۳ برمیگردد. ده سال پیش در یک چنین روزهایی من و بسیاری از دوستان در شرایطی فوق تصور با استرس و وحشت روز را به شب میرساندیم. همه ی چند هزا