اسیران درهم شکسته مجاهدین و اعضای بریده از رجوی

اسیران درهم شکسته مجاهدین و اعضای بریده از رجوی

اسیران درهم شکسته مجاهدین و اعضای بریده از رجویبخشعلی علیزاده، انجمن فراق، اردبیل، بیست و هشتم سپتامبر 2020:… برخی از جداشدگانی که علیه مریم رجوی و سازمان جنایتکارش افشاگری کرده و لب به سخن گشودند، زیر آماج تهمت ها و افتراعات و توهین ها از طرف فرقه تبهکار رجوی قرار گرفتند. اما در این بین مشاهده کردیم که دستگاه تبلیغاتی و سخنگویان هذل سازمان رجوی که صدایشان همانند شغالان می ماند،  از واژه «اسیر و اسیران درهم شکسته» بسیار اسم برده و خواستند با این واژه ضربه به کسانی وارد کنند که روزگاری تحت اسارت دشمن بعثی بودند و از بد روزگار به نزد فرقه رجوی رفته بودند و بعدها نیز از این باند آدم کش جدا شده و پی زندگی شخصی خود رفته بودند . اسیران درهم شکسته مجاهدین و اعضای بریده از رجوی

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشتند تا کشته شوند

اسیران درهم شکسته مجاهدین و اعضای بریده از رجوی

«بخشعلی علیزاده»، عضو نجات یافته از زندان رجویِ جلاد مطرح کرد: اسارت در زندان صدام و در راه خدمت به میهن، یکی از نقاط قوت ماست

فراق: در چند مدت گذشته که شکایات و اعتراضاتی علیه رجوی و تشکیلات سرکوبگرش انجام گرفت، شاهد آن بودیم که فرقه رجوی و اَعوان و اَنصارش چگونه افسار پاره کرده و به هذیان گویی افتاده اند.

برخی از جداشدگانی که علیه مریم رجوی و سازمان جنایتکارش افشاگری کرده و لب به سخن گشودند، زیر آماج تهمت ها و افتراعات و توهین ها از طرف فرقه تبهکار رجوی قرار گرفتند. اما در این بین مشاهده کردیم که دستگاه تبلیغاتی و سخنگویان هذل سازمان رجوی که صدایشان همانند شغالان می ماند،  از واژه « اسیر و اسیران درهم شکسته » بسیار اسم برده و خواستند با این واژه ضربه به کسانی وارد کنند که روزگاری تحت اسارت دشمن بعثی بودند و از بد روزگار به نزد فرقه رجوی رفته بودند و بعدها نیز از این باند آدم کش جدا شده و پی زندگی شخصی خود رفته بودند .

اسیران درهم شکسته مجاهدین و اعضای بریده از رجوی

اسیران درهم شکسته مجاهدین و اعضای بریده از رجوی

بکار گیری واژه اسیران درهم شکسته در دیدگاه ارتجاعی و پلید رجوی و افکار و اندیشه های کهنه آنان دو نوع کارکرد دارد:

بخشعلی علیزاده

آقای بخشعلی علیزاده

۱- اول این که می خواهند از ضرباتی که در این مدت از طرف جدا شدگانی که زمانی در اسارت عراقی ها بودند و هم اکنون علیه رجوی دست به افشاگری می زنند بکاهند، و در خیال باطل خودشان با به کارگیری این واژه، زهرشان را به طرف مقابل بریزند. گویا که وقتی به طرف می گویی که تو زمانی اسیر جنگی بودی از شخصیت او به شدت کاسته شده و ضربه به تمام تار و پودش وارد می نمایند! گویی که گفتن کلمه اسیر جنگی، به مثابه پرتاب کردن طرف مقابل از بالای کوه به ته دره می باشد. انگاری که وقتی می گویی تو اسیر جنگی بودی، طرف مقابل باید اقدام به خودکشی کرده و از زندگی سیر شود و قِص عَلی ذلک! این نوع کارکرد خاصیت تشکیلاتی دارد، چه کسانی که همین الان در تشکیلات رجوی به سر می برند و چه کسانی که زمانی در داخل تشکیلات رجوی بودند.

۲- کارکرد دوم برای افراد بیرون تشکیلات می باشد، به ویژه برای هواداران فرقه رجوی که خودشان را در دام رجوی انداخته و آنان نیز به نوعی درگیر خواسته های شیطانی رجوی شده اند. این افراد با شنیدن واژه اسیران درهم شکسته باید این گونه فکر کنند که افراد افشاگر علیه رجوی کسانی هستند که به لحاظ روحی و جسمی آسیب های جدی دیده اند و اکنون با ضربه زدن به رجوی و سازمان تروریستی اش قصد دارند که خودشان را تخلیه کرده و از شدت آسیب های وارده بر پیکرشان در دوران اسارت بکاهند. این، آن روی سکه ای است که در دو محور خلاصه می شود.

اسرای جنگی مجاهدین خلق اجازه ملاقات میخواهند

اما دوستان، هدف اصلی از این مزخرفات رجوی ساخته پوشاندن  حقایقی است که توسط جدا شده ها بیان می گردد، قصد دارند این حقایق را کم رنگ کرده و از ارزش واقعی آن بکاهند.

بعد از مصاحبه هایی که تعدادی از جدا شده ها در برنامه تلویزیونی مردم تی وی انجام دادند و عمدتا در کشور آلبانی مستقر هستند، سازمان رجوی به شدت دچار گیجی و تنگی نفس گردید.

زیرا اغلب آن جدا شده ها کسانی بودند که زمانی در اسارت نیروهای عراقی در دوارن جنگ تحمیلی و دفاع مقدس بودند. رجوی به خاطر اینکه زهرش را به بدن این انسان های شریف تزریق کند لاجرم از این واژه های به ظاهر تلخ استفاده می کند، در صورتی که دوران اسارت در دست دشمن یکی از بالاترین افتخارات محسوب می شود. کما اینکه هر کسی که بعد از اتمام جنگ به کشور بازگشت با افتخار از آنها استقبال شد و بعدها هم مورد احترام شدید مردم محل زندگیشان قرار گرفتند و رسیدگی های ویژه ای برای آنان از طرف دولت در نظر گرفته شد تا از بیماری ها و ضربه هایی که توسط دشمن بر جسمشان وارد شده بود مداوا گردند.

سرنوشت اسرای فرقه رجوی . اهدایی های صدام به مجاهدین خلق در جریان جنگ ایران و عراق

در دوران اتمام جنگ تحمیلی و دفاع مقدس متاسفانه برخی از اسرا تحت تبلیغات مسموم رجوی قرار گرفته و بر اساس برخی داده های نادرست تصمیم گرفتند که از اردوگاه اسرا خارج شده و به نزد فرقه رجوی بروند و در نزد آنان بمانند تا هر موقع که  خواستند به اروپا و یا هر جای دیگری بروند.

در تمام دورانی که این افراد در تشکیلات مخرب رجوی بودند هر از چند گاهی این زخم ( اسیران درهم شکسته ) سر باز می کرد و موجب برخی مسائل در تشکیلات رجوی می شد که جمع و جور کردنش برای گردانندگان تشکیلات بسیار سخت می شد و با مشکلات زیادی همره می گشت .

عمدتا به کارگیری واژه اسیران درهم شکسته باعث خشم افرادی می گشت که از اردوگاه اسرای جنگی به فرقه رجوی پیوسته بودند، زیرا افراد پیوسته به فرقه رجوی انتظار نداشتند در قِبال این به ظاهر حُسن نیّتی که داشته اند اینگونه مورد خطاب قرار بگیرند و تحقیر بشوند.

من شخصا در طی سالیانی که در میان اعضای فرقه بودم به خاطر سابقه اسارتی که داشتم با برخی عناصر بالای سازمان رجوی درگیر می شدم که باعث کنتاکت شدید می شد و تا مرز درگیری فیزیکی پیش می رفت.

حتی یک بار در یکی از نشست های عمومی مسعود رجوی که یکی از دستمال به دست های سازمان در حال خود شیرینی بود از این واژه در پشت میکروفون استفاده کرد که من بلافاصله بلند شدم و با صدای بلند اعتراض کردم و همه را تحت تاثیر واکنش خودم کردم.

بعدا مشاهده می کردیم که از مسئولین بالا می آمدند و برای رفع و رجوع دلخوری پیش آمده اقدام به دلداری کرده و تلاش می نمودند که این واژه اساسا غلط است و نباید به کار گرفته می شد، تلویحا معذرت خواهی می کردند.

وحشت فرقه دربدر رجوی ، ترس و لرز از مصاحبه دو عضو پیشین

اما پایه از پای بسط ویران بود، از آنجائیکه اولین کسی که این واژه را به کار برد شخص مسعود رجوی بود. او در یکی از نشست های عمومی در ابتدای دهه هفتاد این واژه را به کار برد. بعد از آن دیگر باب شده و سر زبان عناصر فرقه افتاده بود و چندین بار خودم شاهد به کارگیری آن بودم که همانطور که عرض کردم شخصا اعتراض شدیدکرده و تا مرز درگیری فیزیکی می رفتم.

 از آن به بعد که رجوی ملعون این واژه را به کار برد به دهان برخی افراد سازمان افتاد که گویا کسانی که از اردوگاه های اسرای جنگی عراق به نزد فرقه رجوی آمده اند همانند برده گانی بودند که از آفریقا به اروپا منتقل شده و از آنان باید بیگاری تا حد مرگ گرفته می شد.

بعدها چرخانندگان تشکیلات رجوی متوجه شدند که این واژه به شدت بر مناسبات و تشکیلات رجوی آسیب می زند و باید جلوی آن را گرفت ولی دیگر کار از کار گذشته و این واژه به قسمت تبلیغات مسموم دستگاه رجوی هم رسوخ کرده و از آن استفاده می نمودند. در تلویزیون، در سایت ها و درن وشته هایشان و برخی سخنرانی ها و موضع گیری ها .

چنانچه  در ابتدای عرایضم گفتم بعد از افشاگری هایی که برخی جداشدگان انجام دادند، دستگاه تبلیغاتی رجوی به صحنه آمد و به زعم خودش با به کارگیری این واژه تلاش کرد که از شدت افشاگری های انجام شده بکاهد. لذا با به کارگیری واژه اسیران در هم شکسته خواستند که خود را تسکین دهند. غافل از اینکه گویا این واژه، سوپاپ اطمینان فرقه رجوی بوده و تخلیه فشار انجام می دهد، و یا به مثابه پادزهر عمل می کند.

طبعا بعد از مدتی باز متوجه شدند که نباید از این واژه استفاده می کردند، زیرا آنقدری که باعث آسیب رسیدن به تشکیلات رجوی می شود، به جدا شدگان آسیب نمی زند، حتی در یکی از برنامه های تلویزیونی چند نفر از افرادی که سابقا در اسارت گاه های عراق بودند را به صحنه آورده و با اجرای یک برنامه کهنه و آبرو باخته تلاش کردند که افتضاحات خود را ماست مالی کرده و از بین ببرند.

 ولی دیگر دیر شده بود و موجی از مطالب و مقالات و موضعگیری ها به راه افتاد، آنقدر که این موضوع تبدیل به یک موضوع جهانی گشت. پای یکی از معروف ترین شبکه های تلویزیونی جهان به میان کشیده شد، تلویزیون بین المللی بی بی سی جهانی!

اسیر جنگی یا مجاهد لم یرتابو ا؟ 2000 نفر کجا 123 نفر کجا؟

یکی از  برنامه های ویژه و گزارشاتی که بسیار هم مورد استقبال قرار گرفت مصاحبه غلامعلی میرزایی بود که با بخش فارسی تلویزیون بی بی سی انجام گرفته بود. میرزائی به بخش بسیار بزرگی از محدودیت های موجود در داخل سازمان تروریستی رجوی اشاره کرد. او نشان داد که دنیای بیرون وقعی به حرف های مزخرف رجوی و دستگاه دروغ پراکنی وی نمی گذارد و دنبال حقایق گم گشته است.

ملاحظه دوستانه! دوستان و تمام کسانی که روزگاری در اردوگاه اسرای جنگی بودید و بعد به  فرقه رجوی پیوستید، باید بدانید که دوران اسارت یکی از برگ های زرین زندگی مان بوده و باعث غرور و افتخار است زیرا به خاطر وطن خود و مردم عزیز کشورمان دردهای دوران اسارت را به جان خریدیم. هر چند بعدا به بیراهه کشیده شده و فریب خوردیم ولی این از ارزش آن دوران طلایی مان کم نمی کند. همانطور که مردم ایران به آزادگان خود ارج نهادند و قدردانی کردند. اسم با افتخار  آزادگان را بر کسانی نهادند که در مقابل یورش وحشیانه و مغول گونه صدام حسین دیکتاتور ایستادگی کرده و مقاومت نمودند. پس رجوی و هفت پدر جد رجوی هم نمی تواند از این ارزش بکاهد.

رجوی و همه دستگاه تروریستی آنان چون توان حذف فیزیکی مخالفین خود را ندارند دست به ترور شخصیت می زنند،  تمام تلاششان این است که مثبت ما را منفی جلوه بدهند، تمام هم و غمشان این است که نقطه قوت ما را ضعف تلقی کنند و به همگان همین را ثابت کنند. اگر من و ما ساکت بنشینیم و موضع مشخصی در این خصوص نداشته باشیم شایدکه صحنه آن طور که آنان می خواهند پیش برود. هر چند که حتما کسانی هستند که اجازه این بی شرافتی را به رجوی و دستگاه تبلیغاتی او نخواهند داد زیرا زدن بانک هر انسان با شَرف و با شخصیت توسط باند جنایتکار رجوی یکی از حربه های دزدان سر گردنه رجوی می باشد و اگر حواسمان نباشد آنان از غافلگیری ما سوء استفاده کرده و به اهداف کثیفشان می رسند.

جنگ ایران و عراق و نقش فرقه رجوی

یادداشت از: بخشعلی علیزاده

انتهای پیام / فراق

لینک به منبع

سوزش فرقه مریم رجوی . بغضی که بعد از 37 روز ترکید

اسیران درهم شکسته مجاهدین و اعضای بریده از رجوی

***

خاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی قسمت سوم و آخرخاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی قسمت سوم و آخر

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/اسرای-جنگی-سازمان-مجاهدین-خلق/

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقژیار گل و امید منتظری، بی بی سی، بیستم سپتامبر 2020:…  پس از علمیات فروغ جاویدان (مرصاد) دور دوم عضوگیری مجاهدین آغاز می‌شود؛ این بار از میان اسیرانی که ارتش عراق به اسارت گرفته بود و در اردوگاه‌های خود نگهداری می‌کرد. عضوگیری دوباره مجاهدین در شرایطی آغاز شد که اسرای ایرانی پس از یک دوره امیدواری، مایوس و ناامید بودند. این ناامیدی در واقع پیامد عدم مبادله اسرای ایرانی و عراقی در پایان جنگ بود. آن زمان، مبادله اسرای برای دو سال (از تابستان ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹) به طور کامل متوقف شده بود. در این دوره اسرایی به مجاهدین می‌پیوستند که سال‌ها از اسارتشان در اردوگاه‌های عراق می‌گذشت. آقای یوزمند درباره علت و چگونگی پیوستنش به مجاهدین می‌گوید “اتاق‌ها خیلی کوچک بود. در هر اتاق ۷۰ – ۸۰ نفر آدم ریخته بودند و هر نفر به اندازه دو کاشی و نیم جا داشت. اردوگاه پر از بیماری و مشکلات پوستی و شپش و قارچ بود. برای آزادی چاره‌ای نمانده بود جز توسل به مجاهدین بود. مجاهدین هم از این شرایط آگاه بود و از آن استفاده می کرد”. اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ، گزارش های محرمانه یک جنگ 

داستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمارداستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار

اسیران درهم شکسته مجاهدین و اعضای بریده از رجوی

چهل سال پیش نیروهای عراقی در چندین جبهه به ایران حمله کردند. این حملات جرقه جنگی را زد که هشت سال طول کشید. در جنگ ایران و عراق صدها هزار نفر کشته، مفقود و اسیر شدند. هزاران اسیر ایرانی در عراق به سازمان مجاهدین خلق پیوستند. بعضی از این اسرای سابق می‌گویند که دوباره به اسارت گرفته شدند. ژیار گل سالها است که داستان اسیران ایرانی و سازمان مجاهدین خلق در عراق را دنبال کرده است. این گزارش درباره سرنوشت دو اسیر سابق ایرانی در عراق است.

همین فیلم در یوتیوب:

ادوارد ترمادو: ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟ادوارد ترمادو: ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟

غلامعلی میرزایی: واقعیتهای عریان جنایت 10 شهریور 1392 در قلعه اشرف ـ عراقغلامعلی میرزایی: واقعیتهای عریان جنایت 10 شهریور 1392 در قلعه اشرف ـ عراق

لینک به منبع

2-  اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ، گزارش های محرمانه یک جنگ

اسیران درهم شکسته مجاهدین و اعضای بریده از رجوی

گزارش‌های محرمانه یک جنگ؛ اسرای ایرانی که به سازمان مجاهدین پیوستند

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقارتش آزادی بخش شاخه نظامی مرتبط با مجاهدین در عملیات چلچراغ اعلام کرد ۱۵۰۰ نظامی ایران از جمله افسران درجه‌دار را به اسارت گرفته و تصاویری از آنها منتشر کرد

ایران در روایت رسمی خود اسرای جنگ هشت ساله را “آزادگان جنگ تحمیلی” و “ایثارگران دفاع مقدس” می‌خواند. داستان این اسرا اما زوایای پنهان دیگری هم دارد که حکومت برای سال‌ها آن را مسکوت گذاشت: داستان صدها تن از سربازان ایرانی که پس از اسارت، در عراق به سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش پیوستند و اینبار، علیه حکومت ایران دست سلاح بردند.
دو سال پایانی جنگ، برای حکومت ایران سال‌هایی خوش یُمن نبود؛ از کاهش داوطلبان اعزام به جبهه‌ها تا کمبود بودجه و امکانات و سرآخر شکست‌های پیاپی و از دست رفتن فتوحاتی که سال‌های قبل به دست آمده بود.
در مقابل، از سال ۱۳۶۶ تا تیرماه ۱۳۶۷ برای سازمان مجاهدین خلق اوضاع به وفق مراد پیش می‌رفت. ابتدا در سلسله عملیات‌های ایذائی که به “عملیات‌های گردانی” شهرت یافت، نیروهای مجاهدین به عنوان یک قوای قابل محاسبه وارد معادلات جنگ ایران و عراق شدند.
در بهار ۱۳۶۷، “ارتش آزادیبخش” که در واقع بال نظامی مرتبط با مجاهدین و شورای ملی مقاومت بود، در دو عملیات بزرگ “آفتاب” و “چلچراغ” ضربات مهلکی به نیروهای ایرانی وارد آوردند.
منابع نزدیک به سازمان مجاهدین گزارش کرده بودند که “ارتش آزادیبخش” در عملیات آفتاب (اول فروردین ۱۳۶۷)، حدود ۵۰۸ نظامی ایران را به اسارت گرفتند.
سپس این سازمان در عملیات چلچراغ (۲۷ خرداد) با تصرف سه روزه شهر مهران و دعوت از خبرنگاران خارجی، پیروزی بزرگ دیگری را نیز به دست آورد. مجاهدین در این عملیات، حدود ۱۵۰۰ نیروی نظامی دیگر هم به اسرایش اضافه کرد؛ رقمی معادل تعداد کل اسرایی که تا پیش از این به اسارت گرفته بود. در میان این نظامیان برخی درجه‌داران ارتش و سپاه نیز حضور داشتند.

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق بی بی سی 2برآوردها نشان می‌دهد از سال ۱۳۶۶ تا پایان بهار ۱۳۶۷ مجاهدین حدود ۳ هزار نفر از نظامیان ایران را به اسارت درآورده است

در این دوران، در توافق با دولت صدام حسین، سازمان مجاهدین اجازه داشت نظامیانی را که در عملیات هایش به اسارت می‌گرفت، به دست دولت عراق ندهد و در اردوگاه زیر نظر خود نگهداری کند.
برآوردها نشان می‌دهد از سال ۱۳۶۶ تا پایان بهار ۱۳۶۷ مجاهدین حدود “۳ هزار نفر” از نظامیان ایران را به اسارت درآورده است. با این حال مشخص نیست چه تعداد از این اسرا حاضر شدند با سازمان مجاهدین همکاری کنند.
این نخستین باری بود که مجاهدین از میان نظامیان ایرانی به اسارت درآمده عضوگیری می‌کرد. این موضوع یکسال پس از پایان جنگ نیز تکرار شد.
برخی منابع نزدیک به سازمان مجاهدین می‌گویند این افراد با پذیرش دو شرط می‌توانستند از اردوگاه اسرا خارج و به کمپ‌های ویژه اعضای مجاهدین منتقل شوند: پذیرش مناسبات سازمانی و جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران. این منابع می‌گویند، اسرای ایرانی در اردوگاه ارتش آزادیبخش، در شرایطی تقریبا بهتر از اردوگاه‌های ارتش عراق به سر می‌بردند.
یک عضو عالی‌رتبه سازمان مجاهدین که ۳۶ سال در این تشکیلات فعال داشت، به شرط ناشناس ماندن با بی بی سی فارسی گفت: “برای سازمان مجاهدین گرفتن اسیر دو فایده داشت: اول- قدرت نمایی نظامی و سیاسی، چرا که داشتن اسیر در دست هر طرفی از جنگ نوعی کارت برنده تعبیر می‌شود. دوم- استفاده نیرویی و جذب نیرو از میان همین اسیران و در نتیجه آینده‌دار نشان دادن خود به دیگر جریانات و بخصوص دولت میزبان یا بقول مکرر خود [مسعود] رجوی صاحبخانه. در راستای رسیدن به این هدف دوم سازمان مجاهدین خرج هنگفتی و هزینه زیادی از نظر صنفی و خوابگاه و امکانات رفاهی می‌کرد تا هر چه بیشتر از میان همین اسیران عضو گیری کرده و خود را گسترش دهد”.
پیشرفت‌های نظامی “ارتش آزادیبخش” و مجاهدین عملا با یک اتفاق متوقف می‌شود. ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷ ایران با پذیرش قطعنامه ۵۹۸، آتش‌بس را می‌پذیرد.
اما، سازمان مجاهدین، درست یک هفته پس از پذیرش آتش‌بس، به دنبال پیروزی‌های چند ماه گذشته‌اش، سومین عملیات بزرگ خود یعنی “فروغ جاویدان” را با هدف تصرف تهران آغاز کرد؛ عملیاتی که حکومت ایران از آن به عنوان “مرصاد” یاد می‌کند.
نتیجه این عملیات کشته‌شدن انبوهی از نیروهای ارتش آزادیبخش و عقب نشینی آنها به خاک عراق بود.
ایرج مصداقی که از اولین کسانی است که به طور مستقل بر روی موضوع “اسرای پیوسته” کار کرده، می‌نویسد “از ۱۳۰۴ رزمنده‌ی ارتش آزادیبخش که در عملیات فروغ جاویدان کشته شدند و نام و زندگی‌نامه‌کوتاهی از آن‌ها در کتاب «یادنامه شهیدان فروغ جاویدان» آمده است ۲۰۲ نفر‌شان اسرایی هستند که به عملیات فرستاده شدند”. به عبارت دیگر عددی معادل یک ششم کل کشته‌شدگان سازمان مجاهدین از میان این اسرا بودند.

اردوگاه‌های عراق؛ موج دوم عضوگیری از اسرای ایرانی

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق بی بی سی 3به نوشته ایرج مصداقی از ۱۳۰۴ رزمنده‌ ارتش آزادیبخش که در عملیات فروغ جاویدان کشته شدند، ۲۰۲ نفر‌شان اسرایی هستند که به این عملیات فرستاده شدند

گروهبان دوم هنگ ژاندارمری قزوین، اصغر یوزمند درست در اولین سال جنگ به جبهه جنوب اعزام شد و ۲۰ دی ۱۳۵۹ در محور آبادان- ماهشهر به اسارت نیروهای عراقی درآمد.
آقای یوزمند ۸ سال و هشت ماه را در اردوگاه عراقی ها و پس از آن ۲۵ سال تمام را در اردوگاه مجاهدین گذراند.
او که برای نخستین بار است با رسانه‌ها مصاحبه می‌کند می‌گوید زمانی عضو مجاهدین شد که “یکسال از پایان جنگ گذشته بود، کاملا نامید بودیم و تنها امیدمان به سمت مجاهدین بود. در مدت آتش‌بس شرایط اقتصادی عراق بدتر شده بود و این وضعیت بر شرایط اسرا هم تاثیر گذاشته بود”.
پس از علمیات فروغ جاویدان (مرصاد) دور دوم عضوگیری مجاهدین آغاز می‌شود؛ این بار از میان اسیرانی که ارتش عراق به اسارت گرفته بود و در اردوگاه‌های خود نگهداری می‌کرد.
عضوگیری دوباره مجاهدین در شرایطی آغاز شد که اسرای ایرانی پس از یک دوره امیدواری، مایوس و ناامید بودند. این ناامیدی در واقع پیامد عدم مبادله اسرای ایرانی و عراقی در پایان جنگ بود. آن زمان، مبادله اسرای برای دو سال (از تابستان ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹) به طور کامل متوقف شده بود.
در این دوره اسرایی به مجاهدین می‌پیوستند که سال‌ها از اسارتشان در اردوگاه‌های عراق می‌گذشت.
آقای یوزمند درباره علت و چگونگی پیوستنش به مجاهدین می‌گوید “اتاق‌ها خیلی کوچک بود. در هر اتاق ۷۰ – ۸۰ نفر آدم ریخته بودند و هر نفر به اندازه دو کاشی و نیم جا داشت. اردوگاه پر از بیماری و مشکلات پوستی و شپش و قارچ بود. برای آزادی چاره‌ای نمانده بود جز توسل به مجاهدین بود. مجاهدین هم از این شرایط آگاه بود و از آن استفاده می کرد”.
او که در اردوگاه شماره ۱۳ رمادی دوران اسارتش را می‌گذراند، می‌گوید از طریق یکی از اسرا که خانواده‌اش از اعضای مجاهدین بودند، در اردوگاه با سازمان ارتباط بر قرار می‌کنند. در مصاحبه‌ای با تلویزیون عراق خواهان آزادی اسرایی بیمار می‌شوند و در همان مصاحبه حمایت خود را از ارتش آزادیبخش اعلام می‌‎کنند.
این نظامی سابق ایران می‌گوید “بهار ۱۳۶۷ سازمان مجاهدین که مصاحبه های ما را دیده بودند اکیپی برای ملاقات فرستادند. این ملاقات در هتلی در شهر رمادی انجام شد. هیات مجاهدین لباس و کتاب و غذا برای ما آوردند و از ما خواستند در اردوگاه فعالیت کنیم، تلویزیون مجاهدین را ببینیم و اسرایی مخالف رژیم‌ را جذب کنیم”.
در آن دوران برخی اردوگاه‌های عراق برای اسرای ایرانی، شبکه تلویزیونی مجاهدین را پخش می‌کردند. برآورد می‌شود در مجموع حدود ۴۲ هزار سرباز ایرانی در دوران جنگ، به اسارت عراق درآمدند.

سازمان مجاهدین، یکسال پس از دیدار با دسته‌ای از اسرای کمپ رمادی ۱۳، شرایط را برای انتقال آنها آماده کرد. در طول این مدت قرار بود این دسته از اسرا با فعالیت تبلیغی به نفع سازمان، زمینه را برای پیوستن اسرای بیشتر فراهم کنند.
مجاهدین سرانجام در خرداد سال ۱۳۶۸، هیاتی را به ریاست مهدی ابریشمچی، به کمپ شماره ۱۳ رمادی فرستاد. این رویه در مورد باقی اردوگاه‌های عراقی اسرا نیز تکرار شد.
آقای یوزمند درباره آن روزها می‌گوید وقتی قرار شد از اردوگاه منتقل شویم، ما را در ساختمانی بیرون اردوگاه که محل خوابگاه سربازان عراقی بود جمع کردند. قرار شد یکهفته آنجا بمانیم. وقتی غذا آوردند، پس از هشت سالبرای اولین بار بود که آن نان‌های عراقی را می‌دیدیم. در آنجا مهدی ابریشمچی سخنرانی مفصلی کرد. شرایط را برای ما توضیح می‌داد، اینکه به فکر مقام و این چیزها نباشید. آنجا یکدست لباس و تخت داریم. ممکن است برخی تان شهید شوید اما مطمئن باشید که پیروز می شویم”.
اصغر یوزمند می‌گوید “وقتی داخل سازمان مجاهدین رسیدیم، فقط زمین، محوطه اردوگاه و زبان تغییر کرد. باقی رفتارها اما مشابه بود: ارتباط با بیرون قطع بود، حتی در داخلی اردوگاه هم محدودیت رفت و آمد بود و جز محوطه معروف به محوطه لشکر اجازه رفت و آمد نداشتیم”.
شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین ادعای مخالفانش را درباره اسرای جنگی رد می‌کند.
اصغر یوزمند اما می‌گوید ” وقتی قرار بود به کمپ مجاهدین منتقل شویم، در دیداری خصوصی و جداگانه که با اسرا انجام می‌شد، به مسئولی که با من صحبت می کرد گفتم من به خاطر نجات و دیدار با خانواده ام این تصمیم را گرفتم. او هم گفت قول می دهیم وقتی بیایید خانواده ات را می‌بینید. اما این قول پوشالی بود و هیچ گاه عملی نشد”.
آقای یوزمند سرانجام سال ۱۳۹۲ شمسی از سازمان مجاهدین جدا شد.

”سنگ زیرآسیاب ”؛ فرجام و تعداد اسرای جنگی پیوسته به مجاهدین

سیامک نادری، زندانی سیاسی دهه ۶۰ شمسی و اعضای پیشین و باسابقه سازمان مجاهدین می‌گوید در تشکیلات اسیران جنگی با عنوان “سنگ زیرین آسیاب” شناخته می‌شدند.
او می‌گوید درتشکیلات سازمان مجاهدین حتی در حضور مسعود و مریم رجوی بارها درباره اسیران جنگی همیشه می‎گفتند این رده از سازمان همیشه سنگ زیرین آسیاب هستند و تمام کار های سخت و دشوار زرهی ها ، لجستیک، فنی، تأسیساتی و پشتیبانی( و شغل های آشپزخانه، نانوایی و بنایی و کارگری…) تو سط این افراد انجام میشد. مسئولان این سختی را افتخارات این لایه از تشکیلات محسوب می‌کردند”.

مجتبی زرگر عضو دیگری که از سال ۱۳۷۰ به سازمان مجاهدین پیوست و ۲۳ سال مجاهدین را در کمپ‌های اشرف و لیبرتی و آلبانی همراهی کرد، می‌گوید “برخورد با اسرای پیوسته تبعیض آمیز بود و آنها را عملا افراد درجه دو محسوب می‌کردند و این مساله همواره باعث رنجش آنها بود”.
آقای زرگر می‌گوید “اساسا برخورد سازمان با اسرای جنگی که به سازمان پیوسته بودند یک برخورد ابزاری و دو گانه بود. به این معنا که تا زمانی که فرد به هر دلیل چه از سر اعتقاد و چه از سر جبر در درون مناسبات مجاهدین بود گوهر بی بدیل انقلاب مریم شمرده می شد و برادر مجاهد بود و اگر کشته می شد مجاهد شهید نام می گرفت اما همین اسرا وقتی از سازمان جدا می شوند می بینید که سازمان در تمام موارد از آنها به عنوان اسیر جنگی سابق یا اسیر جنگی آزاد شده نام می برد. و این ترم را برای تحقیر آنها و بیان این نکته به کار می برد که نامبرده مجاهد واقعی نبوده و بلکه یک اسیر جنگی است”.
برای سال‌های موضوع جدا شدن اعضا از سازمان مجاهدین با حواشی بسیار همراه بوده است.
سیامک نادری می‌گوید “رجوی به کرات به اعضا می‌گفت هرکسی جدا بشود باید برود ایران( خارج نداریم) و باید خمینی مال و لجن مال شود. حتی پس از جدا شدن آقایان دکتر کریم قصیم و محمدرضا روحانی، او گفت هر گونه جدا شدن از سازمان و شورا، پیوستن به رژیم است و هر فصل با مجاهدین وصل به رژیم و وزارت اطلاعات است”.

شمار اسرای پیوسته به مجاهدین

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقشماری از اسرایی که مجاهدین آزاد کرده بود و از طریق صلیب سرخ به ایران منتقل شده بودند پس از ورود به ایران ‘بازداشت شدند’

مشخص نیست در نهایت چه تعداد از اسیران جنگی به سازمان مجاهدین پیوستند و چه تعداد جدا شدند.
اما اولین گروه اسرای آزاد شده، افرادی بودند که مجاهدین در عملیات‌های خود به اسارت گرفته بود و سه هفته پس از عملیات فروغ جاویدان آزاد کردند.
ایرج مصداقی پژوهشگر و زندانی سیاسی سابق در مقاله‌ای با عنوان سرگذشت غمبار اسیران ایرانی پیوسته به مجاهدین در عراق نوشته است “این اسرا پس از حضور نمایندگان صلیب سرخ جهانی و ثبت نام، تحت نظر آنان به ایران گسیل شدند. آن‌ها پس از رسیدن به خاک ایران به عنوان عناصر مشکوک و افراد خطرناک توسط دستگاه‌ امنیتی دستگیر و به زندان اوین تحویل داده شده و تحت شکنجه‌های جسمی و روحی قرار گرفتند”.
ایرج مصدا‌قی می‌گوید در زمانی که در زندان جمهوری اسلامی محبوس بوده، در زندان اوین “سربازان و بسیجیانی” دیده که در عملیات‌های گوناگون مجاهدین و ارتش آزادیبخش به اسارت گرفته شده بودند و اکنون مقام‌های زندان جمهوری اسلامی از آنها تحت عنوان “مرصادی‌ها” یاد می‌کردند.
سیامک نادری می‌گوید تعداد اسیران جنگی اردوگاه عراق پیوسته به سازمان مجاهدین خلق و هر نوع آمار و ارقام، یک مقوله امنیتی و محرمانه درون تشکیلات بود.
او اما می‌گوید در مجوع تخمین زده می‌شود که مجاهدین در حدود بیش از۲۰۰۰ اسیر پیوسته را به عضویت درآورده بودند.
به گفته این عضو پیشین سازمان مجاهدین، “با ورود اسیران جنگی ۵-۶ لشکر جدید تأسیس شد (هر لشکر از ۱۶۰ تا۲۰۰ نفر). در مجموع تشکیلات به ۲۰ لشکر گسترش یافت”.
آقای نادری در سال‌های اخیر به پژوهش درباره سازمان مجاهدین مشغول بود می‌گوید، “در مرداد ۱۳۶۹ در حدود ۱۱۰۰ تا ۱۳۰۰ تن از سازمان جدا شده و توسط صلیب سرخ به ایران بازگشتند. در آن زمان مسعود رجوی گفت همچنانکه انسان هم نیاز به جذب و دفع دارد، یک سازمان هم نیاز به توالت و پالوده کردن خود دارد و ماهم آشغال ها و زباله های خودمان را دفع کردیم جارو کردیم”.

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقآنسوی جنگ، ایران نیز اسرای شیعی عراقی را در اختیار مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و تیپ بدر می‌گذاشت که از معاودین عراقی و مخالفان صدام تشکیل شده بود.

علاوه بر این، شماری از اسرای پیوسته به سازمان مجاهدین می‌گویند در زمان صدام این نگرانی وجود داشت که اسرایی را که قصد جدایی از سازمان دارند به استخبارات عراق تحویل داده می‌شدند و در نهایت از زندان ابوغریب سر در می‌آوردند؛ زندانی امنیتی که گمان می‌رفت، اسرای انتقال یافته به آن حتی در صلیب سرخ ثبت نمی‌شدند.
آقای نادری تخمین می‌زند با توجه به ۱۱۰۰ تا ۱۳۰۰ اسیری که سال ۱۳۶۹ جدا شدند در حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ اسیر نیز همچنان در تشکیلات مانده بودند که حدود ۲۰۰ – ۳۰۰ نفر آنان نیز پس از سرنگونی صدام جدا شده و به کمپ تیف تحت کنترل ارتش آمریکا رفتند”.
آقای نادری می‌گوید “در سال ۱۳۸۴ حدود ۴۰۰ تن از اسرای جنگی باقی مانده در مصاحبه با صلیب سرخ شرکت کردند که از این تعداد نیز تاکنون عده‌ای جدا شده یا فرار کرده‌اند کما اینکه در آلبانی تاکنون بیش از ۵۰۰ تن از اعضا و از جمله همین اسیران از سازمان جدا شدهاند”.
این آمار در حالی مطرح می‌شود که مجید شاه‌حسینی، معاون وقت کمیسیون اسرا و مفقودین ایرانی و عضو کمیته مذاکرات تبادل اسرا، شمار اسرای پیوسته به مجاهدین را ۱۰۰۰ نفر برآورد کرد.
این مقام پیشین حکومت ایران می‌گوید “حدود ۱۰۰۰ نفر از اسرا و مفقودان پناهنده ایرانی در آن زمان در سازمان منافقین در اردوگاه اشرف حضور داشتند که اسامی آنان را از قبل می‌دانستیم”.
در سال‌های اخیر، موضوع اسرای پیوسته به مجاهدین گاهی مضمون تولیدات فرهنگی داخل ایران هم بوده است. از جمله فیلم رد خون (ماجرای نیمروز ۲) که درباره تحولات حول عملیات “فروغ جاویدان” (“مرصاد”) ساخته شده، به یک زن اسیر پیوسته به مجاهدین می‌پردازد.
سی دو سال پس از پایان جنگ ایران و عراق، فرجام و سرنوشت اسرای ایرانی که در عراق به سازمان مجاهدین پیوستند همچنان در ابهام است. اما این تنها وجه پنهان اسرای این جنگ نیست.
آن سوی مرز، ایران هم در اقدامی مشابه -و حتی زودتر از سازمان مجاهدین خلق – اسرای عراقی را علیه صدام استفاده می‌کرد. در واقع ایران، اسرای شیعی عراقی را در اختیار مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و تیپ بدر می‌گذاشت که از معاودین عراقی و مخالفان صدام تشکیل شده بود.

لینک به منبع

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ، گزارش های محرمانه یک جنگ

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-چه-می%e2%80%8cکنند-؟-از-عراق-تا-آلب/

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ - از عراق تا آلبانیفرین عاصمی، بی بی سی، سیزدهم نوامبر 2019:… شبکه جهانی بی بی سی اخیرا گزارشی از وضعیت اعضای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی تهیه کرده‌است. در این گزارش که دو خبرنگار بی بی سی در آلبانی آن را تهیه کرده اند، گفته شده که صدها نفر از اعضای مجاهدین این گروه را ترک کرده اند. بعضی از کسانی که سازمان مجاهدین را ترک کرده اند، می گویند قوانین سخت آن درباره تجرد و کنترل روابط اعضای خانواده باعث بریدن آنها از این سازمان شده. مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی 

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ - از عراق تا آلبانیمجاهدین خلق: پایان سی سال حضور در عراق

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ،

12 نوامبر 2019 – 21 آبان 1398

شبکه جهانی بی بی سی اخیرا گزارشی از وضعیت اعضای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی تهیه کرده‌است. در این گزارش که دو خبرنگار بی بی سی در آلبانی آن را تهیه کرده اند، گفته شده که صدها نفر از اعضای مجاهدین این گروه را ترک کرده اند. بعضی از کسانی که سازمان مجاهدین را ترک کرده اند، می گویند قوانین سخت آن درباره تجرد و کنترل روابط اعضای خانواده باعث بریدن آنها از این سازمان شده.

فرین عاصمی گزارش می‌دهد.

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ،

لینک به منبع

***

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018مسعود خدابنده : مجاهدین خلق، فرقه رجوی به آخر خط رسیده اند

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلقمسعود خدابنده: سازمان مجاهدین خلق نه حامی مالی، که انتقال‌ دهنده‌ی پول و عامل شستشو است

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلقگفتگوی اختصاصی ندای حقیقت با مسعود خدابنده. واقعیتهایی از مریم رجوی، مسعود رجوی و مجاهدین خلق از درون

وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.

Ali Safavi and MEK Fake News Exposed In AlbaniaAli Safavi and MEK Fake News Exposed In Albania

Mojahedin Khalq MEK Rajavi Iranian Cult The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

Nobody Can Be “Comfortable” With Regime Change Involving MEKNobody Can Be “Comfortable” With Regime Change Involving MEK

Guardian_MEK_MKO_ALbania_Terrorism_Maryam_Rajavi_1Terrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

The Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud KhodabandehThe Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud Khodabandeh

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

همچنین: