اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر خصلت فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروز

اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر خصلت فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروز

اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروزصابر تبریزی، ایران اینترلینک، نهم اکتبر 2020:… در جنگی که بطور ناعادلانه بر ملت ما تحمیل شده بود و ایران  تازه انقلاب کرده هنوز آمادگی لازم را برای آن نداشت ، ازاین اتفاقات میافتد و امری غیر طبیعی نیست. ضمنا تو که می دیدی سرزمین ما تحت اشغال است، چرا میخواستی از انجام وظیفه سربازی – وظیفه ای که انجام اش قانونا وحتی در زمان صلح بر عهده ی تمام کسانی که شرایط اش را دارند- سر باز میزدی؟ اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروز 

مجاهدین خلق آیت‌الله بی‌بی‌سیآیت‌الله بی‌بی‌سی ! ؟ واکنشهای سخیف، صدام گونه ولی گزینشی مجاهدین خلق علیه خبرگزاریها

اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر خصلت فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروز

خصلت فرقوی مجاهدین یعنی این!

16/07/1399

اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروز

اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروز

چند تنی ازاسرای سابق مجاهدین موفق شده اند که با بی. بی. سی مصاحبه کرده وقسمتی از اسرار مگوی مناسبات کثیف موجود در فرقه ی  رجوی را افشا کرده اند.

کاری که اقلا هزارنفر ازاین جدا شده ها با تفرعات بیشتر انجام داده اند والبته بی. بی .سی آنها را منتشر نکرده است !

خندیدن ممنوع بود. به دوران اسارت غبطه میخوردم

ظاهرا حضور دریک رسانه ی معروف که علیرغم تمام خصوصیات منفی ناچار به رعایت پاره ای از مسائل وازجمله مصاحبه با کسانی که برعلیه مجاهدین خلق که ستون پنجم دشمن هستند ، برای رجوی ها پر هزینه شده است.

انجام این مصاحبه ها از طرف بی. بی .سی باصطلاح معروف نه ” از ره ایزدی ” ، که برای حفظ شنوندگان خود که تنها با پز دموکراسی خواهی وحقیقت گویی گاه وبیگاه ، ممکن است و .. وباند رجوی ازاین موضوع بخوبی آگاه است .

ماجرای اسرای جنگی و سوء استفاده مجاهدین از آنها

اینکه جریانی بخواهد به حملاتی که به او میشود پاسخ دهد ، امر غیر طبیعی نکرده ومیتواند با نوشتن جوابیه ای ازخود دفاع کند.

چیزی که اما در مورد باند رجوی وجود دارد ، به صف کردن قربانیان خود ونوشتن مطالبی از زبان آنهاست که البته با وجود شرایط کاملا بسته  در تشکیلات رجوی، قبول کردن درستی این حرف ها کاری غیر ممکن است وبا توجه به افشاگری های موجود ، عکس قضیه صادق تر مینماید.

سازمان مجاهدین استحله یافته ، با بسنده نکردن به یک پاسخگویی نرمال، خیلی از قربانیان خود را – اسرای جنگی خود را- که به لطایف الحیل اسیرشان کرده  وارد میدان کرده تا خشم خود را ازافشاگری چند نفر برعلیه خود بنمایش بگذارد ونشان دهد که حق با آنهایی است که این گروه وطن فروش را یک فرقه ی منحط ومستبد میدانند ودراصل برای هزارمین بار ، ثابت کرده که حق با منتقدین اوست.

در تکمیل اثبات فرقوی بودن خود ، سازمان یاد شده فرد تازه نفس؟؟!! ازاسرای جنگی خود را بمیدان آورده تا از زبان او ثابت کند که این اسرا با میل ورغبت خود به سازمان پیوسته اند واساسا وجود دستگاه عریض وطویل مغز شوئی رجوی حرف دروغی است و …

از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نمانده

در نوشته ای منتسب به یکی ازاین اسرا چنین میخوانیم :

” جنگ شروع شده بود و به دنبالش سربازگیری بود دو بار تلاش کردم معافیت از خدمت بگیرم ولی موفق نشدم. درنهایت مجبور به خدمت شدم. به تیپ … منتقل شده و بعد هم به منطقه مرزی اعزام شدم. …در یک عملیات در منطقه … ما در محاصره قرار گرفتیم که نه آب داشتیم و نه غذا. من با یکی از سربازان که ضد رژیم بود به بقیه گفتیم ما می‌رویم دنبال غذا. …یک گالن آب بچه‌ها گیر آورده‌اند و نفرات دستمال را خیس می‌کنند و آن را گاز می‌زنند تا فقط لبشان را خیس کنند”.

در جنگی که بطور ناعادلانه بر ملت ما تحمیل شده بود وایران  تازه انقلاب کرده هنوز آمادگی لازم را برای آن نداشت ، ازاین اتفاقات میافتد وامری غیر طبیعی نیست .

ضمنا تو که می دیدی سرزمین ما تحت اشغال است، چرا میخواستی از انجام وظیفه سربازی – وظیفه ای که انجام اش قانونا وحتی در زمان صلح بر عهده ی تمام کسانی که شرایط اش را دارند- سر باز میزدی؟

دردنباله :

” در یک عملیات دیگر … در نقطه‌ای که ماشین متوقف شد من و یک سرباز دیگر پیاده شده و در یک جان‌پناه موضع گرفتیم. …در نهایت اسیر شده و به عراق آمدیم. بعد از ۴۰ روز که در بغداد بودیم ما را به اردوگاهی بردند که آخوند ابوترابی آنجا بود … گذشت تا زمانی که آقای مسعود رجوی از فرانسه به عراق آمد وضعیت تغییر کرد. تلویزیون وارد شد، سیمای آزادی گرفته می‌شد، مصاحبه‌ها شروع شده بود که دو بار خودم مصاحبه داشتم و درخواست پیوستن به ارتش آزادی را کردم و سازمان درب را به روی ما باز کرد بدون اینکه بدانند من کی هستم و سابقه من چیست “؟

این وارد شدن تلویزیون و … دراصل درراستای جذب نیرو برای رجوی بود وکجای این کار درحکم امتیازی برای شما اسرا بود؟

مصاحبه ها درچه مسیری پیش میرفت؟

جز فریب شما برای پیوستن به رجوی ؟

سرزدن مهدی ابریشم چی به اردوگاه های شما ها، توزیع نشریه ی مجاهد که مانند یک نشریه ی دشمن اعمال وظیف میکرد و دادن وعده های اخذ پناهندگی به اروپا ، نقشی دراین میان نداشت؟؟!!

اینکه میگویی – به ظن قوی بزبان شمامیگویند – که احراز هویت نشده وهمینطور به اردوگاه رجوی برده شدید ، چقدر با حقیقت سازگار بود با پرونده ای که دردست عراقی ها داشتید وتماس مداومی که سازمان با شما داشت واجازه داشت روی روح وروان شما ها کار کند.

وانگهی ، مگرطبق یک ضرب المثل معروف ترکی، دندان اسب اهدا شده از طرف ” خان” را میشمارند؟!

اسرای جنگی مجاهدین خلق اجازه ملاقات میخواهند

دوباره :

” در این سالیان سازمان بارها چراغ خاموش اعلام کرد به این معنی که هر کس توان مبارزه را ندارد، دنبال زندگی‌اش برود. ولی من انتخاب کرده بودم که مسیر شرافت را پیش بگیرم”.

بفرض اینکه چراغ آسایشگاهی خاموش شد، اما چراغ نگهبانی های خروجی اشرف هرگز خاموش نشد و ارتش صدام وسپس نیروهای اشغالگر آمریکا با استقرار بازرسی های تو درتو ،هرگز اجازه ی خروج شما را نمیداد و این حرف رجوی مزورانه ودر سطح تعارفی بیش نبوده است.

همچنین :

” راستی مگر می‌شود کسانی را به زور بیش از ۳۰ سال در زیر بمباران، موشک‌باران، محاصره، عربده‌کشی مزدوران برای شکنجه روانی و آوردن خانواده و انواع توطئه‌ها… نگهداشت؟ بنابراین این ادعای پوچ بی‌پایه است … مگر می‌شود سی سال کسی را به‌زور نگه داشت؟ … در سالگرد بنیان‌گذاری سازمان، هواداران مجاهدین به‌خوبی بیان کردند که مجاهدین از بین رفتنی نیستند “.

قاعتا نباید بشود اما آنچه حقیقت دارد، رجوی قادر شد که این کارهارا انجام دهد وشد آنچه قاعدتا نباید بشود!

ضمنا حضور خانواده های مستاصل و ستمدیده ، بمنزله ی راه نجات شما بوده و آثار جنگ روانی این مسئله، صرفا وصرفا بر روی مسعود ومریم- حالا اضافه کنیم حداکثر یکصد نفر ازخون آشامان رجوی- بوده است.

مجاهدین از همان سال 1360 از بین رفته ومجاهدی را که حنیف ها تصوراتی ازآن داشتند، با نور چراغ هم نمیشود پیدا کرد

اسیر جنگی یا مجاهد لم یرتابو ا؟ 2000 نفر کجا 123 نفر کجا؟

ونیز :

” خیانت‌کاران برای پوشاندن کارنامه سیاهشان باید بگویند که مجاهدین زندان دارند، شکنجه می‌کنند، نفراتشان را به‌زور نگه می‌دارند …امروز کانون‌های شورشی در کمین نشسته‌اند تا با آتش جواب آتش را بدهند. برای اینکه خلقمان کارتن‌خواب و گورخواب نباشد.. “.

این موضوع اظهرومن الشمس است که رجوی علاوه بر داشتن تشکیلات گسترده ی مغز شویی، زندان وشکنجه هم داشت واگر مسعود یا مریم با وجود اینهمه مستندات بازهم درصد انکار آن هستند، میتوانند درمناظره هایی شرکت کنند که بارها از طرف جداشدگان واعضای نگون بخت خانواده های شما به این مناظره ها دعوت شده اند.

ضمنا ، باند رجوی بعنوان آلت دست بیمقدار آمریکا و وابستگانش، هرگز نمیتواند درد مشترکی با گرسنگان وکارتن خواب ها داشته باشند . چرا که این پدیده ها دراصل حاصل سیاست ها و دخالت ارباب تان درامور داخلی کشورهاست.

صابر  تبریزی

ایران اینترلینک

اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر خصلت فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروز

***

وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/اسرای-جنگی-سازمان-مجاهدین-خلق/

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقژیار گل و امید منتظری، بی بی سی، بیستم سپتامبر 2020:…  پس از علمیات فروغ جاویدان (مرصاد) دور دوم عضوگیری مجاهدین آغاز می‌شود؛ این بار از میان اسیرانی که ارتش عراق به اسارت گرفته بود و در اردوگاه‌های خود نگهداری می‌کرد. عضوگیری دوباره مجاهدین در شرایطی آغاز شد که اسرای ایرانی پس از یک دوره امیدواری، مایوس و ناامید بودند. این ناامیدی در واقع پیامد عدم مبادله اسرای ایرانی و عراقی در پایان جنگ بود. آن زمان، مبادله اسرای برای دو سال (از تابستان ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹) به طور کامل متوقف شده بود. در این دوره اسرایی به مجاهدین می‌پیوستند که سال‌ها از اسارتشان در اردوگاه‌های عراق می‌گذشت. آقای یوزمند درباره علت و چگونگی پیوستنش به مجاهدین می‌گوید “اتاق‌ها خیلی کوچک بود. در هر اتاق ۷۰ – ۸۰ نفر آدم ریخته بودند و هر نفر به اندازه دو کاشی و نیم جا داشت. اردوگاه پر از بیماری و مشکلات پوستی و شپش و قارچ بود. برای آزادی چاره‌ای نمانده بود جز توسل به مجاهدین بود. مجاهدین هم از این شرایط آگاه بود و از آن استفاده می کرد”. اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ، گزارش های محرمانه یک جنگ 

داستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمارداستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار

چهل سال پیش نیروهای عراقی در چندین جبهه به ایران حمله کردند. این حملات جرقه جنگی را زد که هشت سال طول کشید. در جنگ ایران و عراق صدها هزار نفر کشته، مفقود و اسیر شدند. هزاران اسیر ایرانی در عراق به سازمان مجاهدین خلق پیوستند. بعضی از این اسرای سابق می‌گویند که دوباره به اسارت گرفته شدند. ژیار گل سالها است که داستان اسیران ایرانی و سازمان مجاهدین خلق در عراق را دنبال کرده است. این گزارش درباره سرنوشت دو اسیر سابق ایرانی در عراق است.

همین فیلم در یوتیوب:

ادوارد ترمادو: ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟ادوارد ترمادو: ترس فرقه خیانتکار رجوی از یک مصاحبه، چرا؟

غلامعلی میرزایی: واقعیتهای عریان جنایت 10 شهریور 1392 در قلعه اشرف ـ عراقغلامعلی میرزایی: واقعیتهای عریان جنایت 10 شهریور 1392 در قلعه اشرف ـ عراق

لینک به منبع

2-  اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ، گزارش های محرمانه یک جنگ

گزارش‌های محرمانه یک جنگ؛ اسرای ایرانی که به سازمان مجاهدین پیوستند

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقارتش آزادی بخش شاخه نظامی مرتبط با مجاهدین در عملیات چلچراغ اعلام کرد ۱۵۰۰ نظامی ایران از جمله افسران درجه‌دار را به اسارت گرفته و تصاویری از آنها منتشر کرد

ایران در روایت رسمی خود اسرای جنگ هشت ساله را “آزادگان جنگ تحمیلی” و “ایثارگران دفاع مقدس” می‌خواند. داستان این اسرا اما زوایای پنهان دیگری هم دارد که حکومت برای سال‌ها آن را مسکوت گذاشت: داستان صدها تن از سربازان ایرانی که پس از اسارت، در عراق به سازمان مجاهدین خلق و ارتش آزادیبخش پیوستند و اینبار، علیه حکومت ایران دست سلاح بردند.
دو سال پایانی جنگ، برای حکومت ایران سال‌هایی خوش یُمن نبود؛ از کاهش داوطلبان اعزام به جبهه‌ها تا کمبود بودجه و امکانات و سرآخر شکست‌های پیاپی و از دست رفتن فتوحاتی که سال‌های قبل به دست آمده بود.
در مقابل، از سال ۱۳۶۶ تا تیرماه ۱۳۶۷ برای سازمان مجاهدین خلق اوضاع به وفق مراد پیش می‌رفت. ابتدا در سلسله عملیات‌های ایذائی که به “عملیات‌های گردانی” شهرت یافت، نیروهای مجاهدین به عنوان یک قوای قابل محاسبه وارد معادلات جنگ ایران و عراق شدند.
در بهار ۱۳۶۷، “ارتش آزادیبخش” که در واقع بال نظامی مرتبط با مجاهدین و شورای ملی مقاومت بود، در دو عملیات بزرگ “آفتاب” و “چلچراغ” ضربات مهلکی به نیروهای ایرانی وارد آوردند.
منابع نزدیک به سازمان مجاهدین گزارش کرده بودند که “ارتش آزادیبخش” در عملیات آفتاب (اول فروردین ۱۳۶۷)، حدود ۵۰۸ نظامی ایران را به اسارت گرفتند.
سپس این سازمان در عملیات چلچراغ (۲۷ خرداد) با تصرف سه روزه شهر مهران و دعوت از خبرنگاران خارجی، پیروزی بزرگ دیگری را نیز به دست آورد. مجاهدین در این عملیات، حدود ۱۵۰۰ نیروی نظامی دیگر هم به اسرایش اضافه کرد؛ رقمی معادل تعداد کل اسرایی که تا پیش از این به اسارت گرفته بود. در میان این نظامیان برخی درجه‌داران ارتش و سپاه نیز حضور داشتند.

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق بی بی سی 2برآوردها نشان می‌دهد از سال ۱۳۶۶ تا پایان بهار ۱۳۶۷ مجاهدین حدود ۳ هزار نفر از نظامیان ایران را به اسارت درآورده است

در این دوران، در توافق با دولت صدام حسین، سازمان مجاهدین اجازه داشت نظامیانی را که در عملیات هایش به اسارت می‌گرفت، به دست دولت عراق ندهد و در اردوگاه زیر نظر خود نگهداری کند.
برآوردها نشان می‌دهد از سال ۱۳۶۶ تا پایان بهار ۱۳۶۷ مجاهدین حدود “۳ هزار نفر” از نظامیان ایران را به اسارت درآورده است. با این حال مشخص نیست چه تعداد از این اسرا حاضر شدند با سازمان مجاهدین همکاری کنند.
این نخستین باری بود که مجاهدین از میان نظامیان ایرانی به اسارت درآمده عضوگیری می‌کرد. این موضوع یکسال پس از پایان جنگ نیز تکرار شد.
برخی منابع نزدیک به سازمان مجاهدین می‌گویند این افراد با پذیرش دو شرط می‌توانستند از اردوگاه اسرا خارج و به کمپ‌های ویژه اعضای مجاهدین منتقل شوند: پذیرش مناسبات سازمانی و جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی ایران. این منابع می‌گویند، اسرای ایرانی در اردوگاه ارتش آزادیبخش، در شرایطی تقریبا بهتر از اردوگاه‌های ارتش عراق به سر می‌بردند.
یک عضو عالی‌رتبه سازمان مجاهدین که ۳۶ سال در این تشکیلات فعال داشت، به شرط ناشناس ماندن با بی بی سی فارسی گفت: “برای سازمان مجاهدین گرفتن اسیر دو فایده داشت: اول- قدرت نمایی نظامی و سیاسی، چرا که داشتن اسیر در دست هر طرفی از جنگ نوعی کارت برنده تعبیر می‌شود. دوم- استفاده نیرویی و جذب نیرو از میان همین اسیران و در نتیجه آینده‌دار نشان دادن خود به دیگر جریانات و بخصوص دولت میزبان یا بقول مکرر خود [مسعود] رجوی صاحبخانه. در راستای رسیدن به این هدف دوم سازمان مجاهدین خرج هنگفتی و هزینه زیادی از نظر صنفی و خوابگاه و امکانات رفاهی می‌کرد تا هر چه بیشتر از میان همین اسیران عضو گیری کرده و خود را گسترش دهد”.
پیشرفت‌های نظامی “ارتش آزادیبخش” و مجاهدین عملا با یک اتفاق متوقف می‌شود. ۲۷ تیرماه ۱۳۶۷ ایران با پذیرش قطعنامه ۵۹۸، آتش‌بس را می‌پذیرد.
اما، سازمان مجاهدین، درست یک هفته پس از پذیرش آتش‌بس، به دنبال پیروزی‌های چند ماه گذشته‌اش، سومین عملیات بزرگ خود یعنی “فروغ جاویدان” را با هدف تصرف تهران آغاز کرد؛ عملیاتی که حکومت ایران از آن به عنوان “مرصاد” یاد می‌کند.
نتیجه این عملیات کشته‌شدن انبوهی از نیروهای ارتش آزادیبخش و عقب نشینی آنها به خاک عراق بود.
ایرج مصداقی که از اولین کسانی است که به طور مستقل بر روی موضوع “اسرای پیوسته” کار کرده، می‌نویسد “از ۱۳۰۴ رزمنده‌ی ارتش آزادیبخش که در عملیات فروغ جاویدان کشته شدند و نام و زندگی‌نامه‌کوتاهی از آن‌ها در کتاب «یادنامه شهیدان فروغ جاویدان» آمده است ۲۰۲ نفر‌شان اسرایی هستند که به عملیات فرستاده شدند”. به عبارت دیگر عددی معادل یک ششم کل کشته‌شدگان سازمان مجاهدین از میان این اسرا بودند.

اردوگاه‌های عراق؛ موج دوم عضوگیری از اسرای ایرانی

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق بی بی سی 3به نوشته ایرج مصداقی از ۱۳۰۴ رزمنده‌ ارتش آزادیبخش که در عملیات فروغ جاویدان کشته شدند، ۲۰۲ نفر‌شان اسرایی هستند که به این عملیات فرستاده شدند

گروهبان دوم هنگ ژاندارمری قزوین، اصغر یوزمند درست در اولین سال جنگ به جبهه جنوب اعزام شد و ۲۰ دی ۱۳۵۹ در محور آبادان- ماهشهر به اسارت نیروهای عراقی درآمد.
آقای یوزمند ۸ سال و هشت ماه را در اردوگاه عراقی ها و پس از آن ۲۵ سال تمام را در اردوگاه مجاهدین گذراند.
او که برای نخستین بار است با رسانه‌ها مصاحبه می‌کند می‌گوید زمانی عضو مجاهدین شد که “یکسال از پایان جنگ گذشته بود، کاملا نامید بودیم و تنها امیدمان به سمت مجاهدین بود. در مدت آتش‌بس شرایط اقتصادی عراق بدتر شده بود و این وضعیت بر شرایط اسرا هم تاثیر گذاشته بود”.
پس از علمیات فروغ جاویدان (مرصاد) دور دوم عضوگیری مجاهدین آغاز می‌شود؛ این بار از میان اسیرانی که ارتش عراق به اسارت گرفته بود و در اردوگاه‌های خود نگهداری می‌کرد.
عضوگیری دوباره مجاهدین در شرایطی آغاز شد که اسرای ایرانی پس از یک دوره امیدواری، مایوس و ناامید بودند. این ناامیدی در واقع پیامد عدم مبادله اسرای ایرانی و عراقی در پایان جنگ بود. آن زمان، مبادله اسرای برای دو سال (از تابستان ۱۳۶۷ تا ۱۳۶۹) به طور کامل متوقف شده بود.
در این دوره اسرایی به مجاهدین می‌پیوستند که سال‌ها از اسارتشان در اردوگاه‌های عراق می‌گذشت.
آقای یوزمند درباره علت و چگونگی پیوستنش به مجاهدین می‌گوید “اتاق‌ها خیلی کوچک بود. در هر اتاق ۷۰ – ۸۰ نفر آدم ریخته بودند و هر نفر به اندازه دو کاشی و نیم جا داشت. اردوگاه پر از بیماری و مشکلات پوستی و شپش و قارچ بود. برای آزادی چاره‌ای نمانده بود جز توسل به مجاهدین بود. مجاهدین هم از این شرایط آگاه بود و از آن استفاده می کرد”.
او که در اردوگاه شماره ۱۳ رمادی دوران اسارتش را می‌گذراند، می‌گوید از طریق یکی از اسرا که خانواده‌اش از اعضای مجاهدین بودند، در اردوگاه با سازمان ارتباط بر قرار می‌کنند. در مصاحبه‌ای با تلویزیون عراق خواهان آزادی اسرایی بیمار می‌شوند و در همان مصاحبه حمایت خود را از ارتش آزادیبخش اعلام می‌‎کنند.
این نظامی سابق ایران می‌گوید “بهار ۱۳۶۷ سازمان مجاهدین که مصاحبه های ما را دیده بودند اکیپی برای ملاقات فرستادند. این ملاقات در هتلی در شهر رمادی انجام شد. هیات مجاهدین لباس و کتاب و غذا برای ما آوردند و از ما خواستند در اردوگاه فعالیت کنیم، تلویزیون مجاهدین را ببینیم و اسرایی مخالف رژیم‌ را جذب کنیم”.
در آن دوران برخی اردوگاه‌های عراق برای اسرای ایرانی، شبکه تلویزیونی مجاهدین را پخش می‌کردند. برآورد می‌شود در مجموع حدود ۴۲ هزار سرباز ایرانی در دوران جنگ، به اسارت عراق درآمدند.

سازمان مجاهدین، یکسال پس از دیدار با دسته‌ای از اسرای کمپ رمادی ۱۳، شرایط را برای انتقال آنها آماده کرد. در طول این مدت قرار بود این دسته از اسرا با فعالیت تبلیغی به نفع سازمان، زمینه را برای پیوستن اسرای بیشتر فراهم کنند.
مجاهدین سرانجام در خرداد سال ۱۳۶۸، هیاتی را به ریاست مهدی ابریشمچی، به کمپ شماره ۱۳ رمادی فرستاد. این رویه در مورد باقی اردوگاه‌های عراقی اسرا نیز تکرار شد.
آقای یوزمند درباره آن روزها می‌گوید وقتی قرار شد از اردوگاه منتقل شویم، ما را در ساختمانی بیرون اردوگاه که محل خوابگاه سربازان عراقی بود جمع کردند. قرار شد یکهفته آنجا بمانیم. وقتی غذا آوردند، پس از هشت سالبرای اولین بار بود که آن نان‌های عراقی را می‌دیدیم. در آنجا مهدی ابریشمچی سخنرانی مفصلی کرد. شرایط را برای ما توضیح می‌داد، اینکه به فکر مقام و این چیزها نباشید. آنجا یکدست لباس و تخت داریم. ممکن است برخی تان شهید شوید اما مطمئن باشید که پیروز می شویم”.
اصغر یوزمند می‌گوید “وقتی داخل سازمان مجاهدین رسیدیم، فقط زمین، محوطه اردوگاه و زبان تغییر کرد. باقی رفتارها اما مشابه بود: ارتباط با بیرون قطع بود، حتی در داخلی اردوگاه هم محدودیت رفت و آمد بود و جز محوطه معروف به محوطه لشکر اجازه رفت و آمد نداشتیم”.
شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین ادعای مخالفانش را درباره اسرای جنگی رد می‌کند.
اصغر یوزمند اما می‌گوید ” وقتی قرار بود به کمپ مجاهدین منتقل شویم، در دیداری خصوصی و جداگانه که با اسرا انجام می‌شد، به مسئولی که با من صحبت می کرد گفتم من به خاطر نجات و دیدار با خانواده ام این تصمیم را گرفتم. او هم گفت قول می دهیم وقتی بیایید خانواده ات را می‌بینید. اما این قول پوشالی بود و هیچ گاه عملی نشد”.
آقای یوزمند سرانجام سال ۱۳۹۲ شمسی از سازمان مجاهدین جدا شد.

”سنگ زیرآسیاب ”؛ فرجام و تعداد اسرای جنگی پیوسته به مجاهدین

سیامک نادری، زندانی سیاسی دهه ۶۰ شمسی و اعضای پیشین و باسابقه سازمان مجاهدین می‌گوید در تشکیلات اسیران جنگی با عنوان “سنگ زیرین آسیاب” شناخته می‌شدند.
او می‌گوید درتشکیلات سازمان مجاهدین حتی در حضور مسعود و مریم رجوی بارها درباره اسیران جنگی همیشه می‎گفتند این رده از سازمان همیشه سنگ زیرین آسیاب هستند و تمام کار های سخت و دشوار زرهی ها ، لجستیک، فنی، تأسیساتی و پشتیبانی( و شغل های آشپزخانه، نانوایی و بنایی و کارگری…) تو سط این افراد انجام میشد. مسئولان این سختی را افتخارات این لایه از تشکیلات محسوب می‌کردند”.

مجتبی زرگر عضو دیگری که از سال ۱۳۷۰ به سازمان مجاهدین پیوست و ۲۳ سال مجاهدین را در کمپ‌های اشرف و لیبرتی و آلبانی همراهی کرد، می‌گوید “برخورد با اسرای پیوسته تبعیض آمیز بود و آنها را عملا افراد درجه دو محسوب می‌کردند و این مساله همواره باعث رنجش آنها بود”.
آقای زرگر می‌گوید “اساسا برخورد سازمان با اسرای جنگی که به سازمان پیوسته بودند یک برخورد ابزاری و دو گانه بود. به این معنا که تا زمانی که فرد به هر دلیل چه از سر اعتقاد و چه از سر جبر در درون مناسبات مجاهدین بود گوهر بی بدیل انقلاب مریم شمرده می شد و برادر مجاهد بود و اگر کشته می شد مجاهد شهید نام می گرفت اما همین اسرا وقتی از سازمان جدا می شوند می بینید که سازمان در تمام موارد از آنها به عنوان اسیر جنگی سابق یا اسیر جنگی آزاد شده نام می برد. و این ترم را برای تحقیر آنها و بیان این نکته به کار می برد که نامبرده مجاهد واقعی نبوده و بلکه یک اسیر جنگی است”.
برای سال‌های موضوع جدا شدن اعضا از سازمان مجاهدین با حواشی بسیار همراه بوده است.
سیامک نادری می‌گوید “رجوی به کرات به اعضا می‌گفت هرکسی جدا بشود باید برود ایران( خارج نداریم) و باید خمینی مال و لجن مال شود. حتی پس از جدا شدن آقایان دکتر کریم قصیم و محمدرضا روحانی، او گفت هر گونه جدا شدن از سازمان و شورا، پیوستن به رژیم است و هر فصل با مجاهدین وصل به رژیم و وزارت اطلاعات است”.

شمار اسرای پیوسته به مجاهدین

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقشماری از اسرایی که مجاهدین آزاد کرده بود و از طریق صلیب سرخ به ایران منتقل شده بودند پس از ورود به ایران ‘بازداشت شدند’

مشخص نیست در نهایت چه تعداد از اسیران جنگی به سازمان مجاهدین پیوستند و چه تعداد جدا شدند.
اما اولین گروه اسرای آزاد شده، افرادی بودند که مجاهدین در عملیات‌های خود به اسارت گرفته بود و سه هفته پس از عملیات فروغ جاویدان آزاد کردند.
ایرج مصداقی پژوهشگر و زندانی سیاسی سابق در مقاله‌ای با عنوان سرگذشت غمبار اسیران ایرانی پیوسته به مجاهدین در عراق نوشته است “این اسرا پس از حضور نمایندگان صلیب سرخ جهانی و ثبت نام، تحت نظر آنان به ایران گسیل شدند. آن‌ها پس از رسیدن به خاک ایران به عنوان عناصر مشکوک و افراد خطرناک توسط دستگاه‌ امنیتی دستگیر و به زندان اوین تحویل داده شده و تحت شکنجه‌های جسمی و روحی قرار گرفتند”.
ایرج مصدا‌قی می‌گوید در زمانی که در زندان جمهوری اسلامی محبوس بوده، در زندان اوین “سربازان و بسیجیانی” دیده که در عملیات‌های گوناگون مجاهدین و ارتش آزادیبخش به اسارت گرفته شده بودند و اکنون مقام‌های زندان جمهوری اسلامی از آنها تحت عنوان “مرصادی‌ها” یاد می‌کردند.
سیامک نادری می‌گوید تعداد اسیران جنگی اردوگاه عراق پیوسته به سازمان مجاهدین خلق و هر نوع آمار و ارقام، یک مقوله امنیتی و محرمانه درون تشکیلات بود.
او اما می‌گوید در مجوع تخمین زده می‌شود که مجاهدین در حدود بیش از۲۰۰۰ اسیر پیوسته را به عضویت درآورده بودند.
به گفته این عضو پیشین سازمان مجاهدین، “با ورود اسیران جنگی ۵-۶ لشکر جدید تأسیس شد (هر لشکر از ۱۶۰ تا۲۰۰ نفر). در مجموع تشکیلات به ۲۰ لشکر گسترش یافت”.
آقای نادری در سال‌های اخیر به پژوهش درباره سازمان مجاهدین مشغول بود می‌گوید، “در مرداد ۱۳۶۹ در حدود ۱۱۰۰ تا ۱۳۰۰ تن از سازمان جدا شده و توسط صلیب سرخ به ایران بازگشتند. در آن زمان مسعود رجوی گفت همچنانکه انسان هم نیاز به جذب و دفع دارد، یک سازمان هم نیاز به توالت و پالوده کردن خود دارد و ماهم آشغال ها و زباله های خودمان را دفع کردیم جارو کردیم”.

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلقآنسوی جنگ، ایران نیز اسرای شیعی عراقی را در اختیار مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و تیپ بدر می‌گذاشت که از معاودین عراقی و مخالفان صدام تشکیل شده بود.

علاوه بر این، شماری از اسرای پیوسته به سازمان مجاهدین می‌گویند در زمان صدام این نگرانی وجود داشت که اسرایی را که قصد جدایی از سازمان دارند به استخبارات عراق تحویل داده می‌شدند و در نهایت از زندان ابوغریب سر در می‌آوردند؛ زندانی امنیتی که گمان می‌رفت، اسرای انتقال یافته به آن حتی در صلیب سرخ ثبت نمی‌شدند.
آقای نادری تخمین می‌زند با توجه به ۱۱۰۰ تا ۱۳۰۰ اسیری که سال ۱۳۶۹ جدا شدند در حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ اسیر نیز همچنان در تشکیلات مانده بودند که حدود ۲۰۰ – ۳۰۰ نفر آنان نیز پس از سرنگونی صدام جدا شده و به کمپ تیف تحت کنترل ارتش آمریکا رفتند”.
آقای نادری می‌گوید “در سال ۱۳۸۴ حدود ۴۰۰ تن از اسرای جنگی باقی مانده در مصاحبه با صلیب سرخ شرکت کردند که از این تعداد نیز تاکنون عده‌ای جدا شده یا فرار کرده‌اند کما اینکه در آلبانی تاکنون بیش از ۵۰۰ تن از اعضا و از جمله همین اسیران از سازمان جدا شدهاند”.
این آمار در حالی مطرح می‌شود که مجید شاه‌حسینی، معاون وقت کمیسیون اسرا و مفقودین ایرانی و عضو کمیته مذاکرات تبادل اسرا، شمار اسرای پیوسته به مجاهدین را ۱۰۰۰ نفر برآورد کرد.
این مقام پیشین حکومت ایران می‌گوید “حدود ۱۰۰۰ نفر از اسرا و مفقودان پناهنده ایرانی در آن زمان در سازمان منافقین در اردوگاه اشرف حضور داشتند که اسامی آنان را از قبل می‌دانستیم”.
در سال‌های اخیر، موضوع اسرای پیوسته به مجاهدین گاهی مضمون تولیدات فرهنگی داخل ایران هم بوده است. از جمله فیلم رد خون (ماجرای نیمروز ۲) که درباره تحولات حول عملیات “فروغ جاویدان” (“مرصاد”) ساخته شده، به یک زن اسیر پیوسته به مجاهدین می‌پردازد.
سی دو سال پس از پایان جنگ ایران و عراق، فرجام و سرنوشت اسرای ایرانی که در عراق به سازمان مجاهدین پیوستند همچنان در ابهام است. اما این تنها وجه پنهان اسرای این جنگ نیست.
آن سوی مرز، ایران هم در اقدامی مشابه -و حتی زودتر از سازمان مجاهدین خلق – اسرای عراقی را علیه صدام استفاده می‌کرد. در واقع ایران، اسرای شیعی عراقی را در اختیار مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق و تیپ بدر می‌گذاشت که از معاودین عراقی و مخالفان صدام تشکیل شده بود.

لینک به منبع

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق ، گزارش های محرمانه یک جنگ

***

همچنین: