اشتباهات بزرگ فرقه رجوی

اشتباهات بزرگ فرقه رجوی

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، پنجم اوت 2015:… رجوی بعد از اینکه صدام حسین را از دست داد سعی کرد در این مدت سیزده سالی که مناقشه هسته‌ای ایران با قدرت های بزرگ غربی در جریان بود سوار این تضاد شده و هم سو با سیاست های اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا خواستار تحریم های اقتصادی شدید تر و جنگ و ویرانی علیه مردم ایران گردید …

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

متن کامل  تهدیدات مزدور فراری مسعود رجوی علیه جداشدگان و منتقدین  در اروپا و امریکا  (همزمان با گشایش کمپ و خروج ۲۳۰ تن دیگر از لیبرتی)

لینک به منبع

اشتباهات بزرگ فرقه رجوی

همانطور که مطلع هستید فرقه رجوی در شرایط بسیار اسف باری از لحاظ سیاسی و اجتماعی و نظامی و تشکیلاتی و نیرویی و ایدیولوژیکی و استراتژیکی قرار دارد و در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفته است و مسبب اصلی این وضعیت بحرانی و بسیار وخیم هم شخصی رجوی است که بدلیل عدم صلاحیت رهبری و خود کامگی و خود خواهی ها و توهمات ابلهانه و قدرت طلبی مفرطی که دارد ؛ این سازمان را که توسط بنیان گزاران با هدف مبارزه با امپریالیسم تاسیس شده بود ؛ به چنین وضعیت اسف باری کشانده است. بله رجوی با اندیشه فرقه گرا یا نه اش ؛ سازمان مجاهدین خلق را از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی خارج کرده و تبدیل به سازمان مسعود و مریم نموده است. لذا اکنون این سازمان به همت رهبری ایشان به یک باند مافیایی خطرناک و تروریستی با افکار قرون وسطایی و عملکرد فرقه گرا یا نه تبدیل شده است که بجای اینکه تکیه بر مردم ایران داشته باشد ؛ آویزان قدرتهای خارجی گشته است و بجای مبارزه هم مشغول مزدوری برای اسرائیل و عربستان سعودی و سرویس های اطلاعاتی و امنیتی کشورهای غربی می باشد.

حالا با این مقدمه ای که حضور خوانندگان محترم عرض کردم می پردازم به موضوع اصلی که چه اشتباهات بزرگی سازمان تحت رهبری رجوی مرتکب شده است که وضعیت سازمان را به این نقطه رسانده است؟

از نظر من اشتباهات بزرگی که رجوی مرتکب شده است و وضعیت سازمان را در آستانه فروپاشی کامل قرار داده است بقرار زیر میباشد:

۱) شروع فاز نظامی و آغاز مبارزه مسلحانه در سی خرداد سال شصت :

بعد از اینکه رجوی به همت مردم ایران که علیه رژیم پهلوی به پا خواسته بودند ؛ از زندان آزاد شد ؛ با سوء استفاده از شرایط باز سیاسی بعد از سرنگونی حکومت شاه شروع به رشد بادکنکی کرد ؛ رجوی که به دلیل توهمات و قدرت طلبی مفرطی که داشت و در حالیکه از عهده رهبری سازمانش بر نمی آمد ؛ فکر می کرد که توان رهبری انقلاب نو پای مردم ایران را دارد. لذا به بهانه حمایت از بنی صدر اولین رییس جمهور ایران ؛ با راه اندازی تظاهرات در سی خرداد سال شصت ؛ فاز نظامی و مبارزه مسلحانه را شروع کرد و با عث کشته و زندانی شدن تعداد زیادی از نیروهای هوادار بی دفاع سازمان شد و خودش هم که احساس خطر جانی کرده بود فرار را بر قرار ترجیح داده و به پاریس گریخت.

۲) رفتن به عراق و سوار شدن روی جنگ ایران و عراق :

رجوی بعد از اینکه وعده های سرنگونی شش ماهه رژیم ایران پوچ از آب در آمده و دیگر در فرانسه اوضاع بر وفق مرادش نبود ؛ و همچنین در حالیکه صدام حسین دیکتاتور سابق عراق با ایران در حال جنگ بود و این جنگ ضد میهنی را همه گروههای سیاسی و حتی سلطنت طلبان محکوم کرده بودند ؛ ایشان با امضای قرار داد صلح با عراق برای مزدوری صدام حسین و سوار کردن استراتژی شکست خورده اش را روی جنگ ایران و عراق به عراق رفت.

۳) عملیات فروغ جاویدان تحت عنوان عملیات سرنگونی:

رجوی بعد از آمدن به عراق برای اثبات نوکری و مزدوری تمام عیار ش برای صدام حسین ؛ ارتش به اصطلاح آزادی بخش که در حقیقت ارتش کوچکی برای خدمت به صدام حسین بود را تاسیس کرد و با شرکت در جنگ ایران و عراق؛ به سرباز کشی در مناطق مرزی و سرکوب شیعیان جنوب عراق و کرد کشی در کردستان عراق مشغول شد و این اوج خیانتش به مردم ایران و مردم عراق بود و رجوی می گفت رژیم ایران تن به صلح نمی دهد و صلح طناب دار رژیم ایران می باشد. ولی بعد از اینکه قرار شد آتش بس بر قرار شود و رجوی دید که تحلیل های آبکی اش مثل همیشه اشتباه در آمد ؛ بدون اینکه نیروهای سازمان از کمترین آمادگی نظامی برای حتی یک عملیات ساده نظامی بر خورد دار نبودند ؛ تحت عنوان عملیات سرنگونی و عملیات فروغ جاویدان به تنور جنگ ریخت و بیش از هزار پانصد تن از کادرها و نیروهای سازمان را به کشتن داد

۴) دشمنی هیستریک و افسارگسیخته رجوی علیه کانون گرم خانواده :

رجوی بعد از شکست بزرگ نظامی در عملیات فروغ جاویدان ؛ محبوبیت خود را در بین نیروهای سازمان به مقدار قابل توجهی از دست داد و کلی از نیروهای سازمان مسئله دار شده و تشکیلات استالینی اش دچار ریزش نیرویی گردید. لذا رجوی برای برون رفت از این بن بست و توجیه شکست خود در عملیات نظامی فروغ جاویدان ؛ سعی کرد اشکال شکست خود را به گردن نیروهای سازمان بیندازد و گفت که چون نیروهای سازمان به خانواده وابستگی داشتند و بجای اینکه به من و مریم عشق بورزند ؛ به خانواده عشق می ورزیدند. در نتیجه در عملیات سرنگونی شکست خورده ایم. لذا رجوی تحت عنوان انقلاب کذایی مریم دشمنی خود با کانون گرم خانواده را استارت زد و با راه اندازی طلاقهای اجباری و تفتیش عقاید و مغز شویی و سرکوب و خفقان شدید در تشکیلات سازمان سعی کرد نیروهای سازمان را متقاعد کند که به جای عشق و علاقه نسبت به خانواده باید به من و مریم عشق بورزید و این دشمنی رجوی با کانون گرم خانواده وقتی به اوج رسید که صدام حسین سرنگون شد و خانواده های نیروهای گرفتار در کمپ اشرف برای ملاقات با فرزندان خود جلوی درب کمپ اشرف آمدند و رجوی احساس خطر کرد و پی برد که اگر خانواده ها با فرزندان خودشان ملاقات کنند طلسم فرقه گری اش شکسته می شود و دیگر نیروهای سازمان از او فرمانبرداری نخواهند کرد و ریزش نیرویی بطور قابل توجهی بالا می رود. لذا در اینجا بود که دشمنی اش نسبت به خانواده ها به اوج رسید و علیه خانواده ها کتاب نوشته و با فرهنگ چاله میدانی خاص خود خانواده ها را الدنگ نامید و مریم رجوی هم کانون گرم خانواده را کانون فساد می نامد و یا مهدی ابریشم چی یکی از سرکردگان فرقه رجوی و معادن رجوی در طراحی های عملیات تروریستی می گوید خانواده را باید منفجر کرد. بله این دشمنی رجوی با کانون گرم خانواده یکی از بزرگترین اشتباهاتش بوده و هست. چون که این دشمنی و مخالفت ش با ملاقات خانواده ها با فرزندان خودشان باعث تخلیه کامل کمپ اشرف شد و الان هم حضور خانواده ها در پشت در کمپ لیبرتی و مخالفت رجوی با تنها خواسته قانونی شان یعنی ملاقات با فرزندان خود باعث خروج کامل سازمان از عراق خواهد گردید.

۵) اصرار بر استراتژی ترور و خشونت و اصرار بر ماندن در عراق:

رجوی علی رغم اینکه بهتر از هر کسی می داند که این کشتی استراتژی شکست خورده اش به گل نشسته است ولی همچنان بر ادامه این استراتژی به بن بست رسیده اصرار می ورزد و در همین رابطه تا کنون با اصرار ورزیدن روی این استراتژی ترور و خشونت و ماندن در عراق کلی از نیروهای سازمان را در کمپ اشرف و کمپ لیبرتی به کشتن داده است و اکنون هم علی رغم اینکه شرایط فعلی عراق بسیار نا امن می باشد از خروج نیروهای گرفتار سازمان در کمپ لیبرتی عراق جلوگیری می کند و تنها بر اثر فشار های بین المللی و ارگانهای حقوق بشری و کمیساریای عالی پناهندگان حاضر شده است با فاصله زمانی زیاد تعداد کمی را در گروههای پانزده نفره به کشور آلبانی منتقل کنند و این گونه دارد وقت تلف می کند.

۶) سرمایه گذاری روی مناقشه هسته‌ای :

رجوی بعد از اینکه صدام حسین را از دست داد سعی کرد در این مدت سیزده سالی که مناقشه هسته‌ای ایران با قدرت های بزرگ غربی در جریان بود سوار این تضاد شده و هم سو با سیاست های اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا خواستار تحریم های اقتصادی شدید تر و جنگ و ویرانی علیه مردم ایران گردید و در این رابطه برای نشان دادن مخالفت خود با پیشرفت مذاکرات هسته‌ای ایران با کشورهای پنج بعلاوه یک و کار شکنی در این رابطه ؛ پشت سر هم انواع و اقسام سایت های اتمی در ایران کشف می کرد و خلاصه اینکه کاملا در مقابل منافع ملی مردم ایران قرار گرفت ؛ همان خلق قهرمانی که به دروغ سنگ حمایت از آنرا به سینه می زند و به دروغ مدعی می باشد که می خواهد برای آنها آزادی را به ارمغان بیاورد.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=19774

ریشه نحوه برخورد مسعود رجوی با منتقدین خود

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۵:… مسعود رجوی حتی متحدین سیاسی و استراتزیک خود در شورای ملی مقاومت نتوانست تحمل کند و یکی یکی آن‌ها را مزدور و خائن خطاب کرد، چونکه مطالبی را در بیست سال قبل مطرح می‌کردند که الان به وقوع پیوسته است. یعنی مسعود رجوی نتوانست حتی در درون تشکلی که با محوریت خود درست کرده بودند، مخالفی را تحمل کند و در کوتاه ترین زمان …

 تهدید به مرگ آن خدابنده توسط مریم رجوی مجاهدین خلقآن خدابنده (سینگلتون): در جوامع دموکراتیک ما از تروریستها تقاضا نمی کنیم که ما را نکشند (نامه ای به پرزیدنت اولاند)

لینک به منبع

ریشه نحوه برخورد مسعود رجوی با منتقدین خود

مهدی سجودی ـ ۱۳٫۰۷٫۲۰۱۵ نگاهی کوتاه به رسانه‌ها ی تبلیغاتی مسعود رجوی و و مجاهدین و مطالعه مطالبی که علیه منتقدین و ناراضیان خود می نویسند، نشان از یک فرهنگ عمیق عدم تحمل همراه با ناسزا و شدنام و تحقیر و تهدید می باشد. نمونه اخیر آن را در مورد آقای مصطفی محمدی و همچنین آقای منصور نظری که آن‌ها را در پاریس مورد تهدید فیزیکی قرار دادند یا می‌توان به دشنام های مسعود رجوی در قالب اسم مستعار « ب ـ فراهانی « به آقای اسماعیل وفا یغمایی اشاره کرد.

این یک واقعیت مسلم است که تنظیم رابطه مسعود رجوی با اعضای درونی،و جداشدگان و منتقدان سازمان مجاهدین یک استثنا در میان سازمان های سیاسی و تشکیلاتی است. می توان محتوای این رابطه را به حتی قبل از انقلاب ۲۲ بهمن و خودبزرگ پنداری و دگماتیسم نهفته در اندیشه مجاهدین مرتبط کرد و یا به ویژگی‌های شخصیتی مسعود رجوی مربوط دانست چرا که سازمان مجاهدین حتی قبل از انقلاب و در درون زندان های شاه نیز بر اساس تمامیت خواهی در مبارزه سیاسی و در نهایت کسب قدرت سیاسی و حذف تمامی جریان های موازی کار خود را پیش می برده اند. مسعود رجوی حتی متحدین سیاسی و استراتزیک خود در شورای ملی مقاومت نتوانست تحمل کند و یکی یکی آن‌ها را مزدور و خائن خطاب کرد، چونکه مطالبی را در بیست سال قبل مطرح می‌کردند که الان به وقوع پیوسته است. یعنی مسعود رجوی نتوانست حتی در درون تشکلی که با محوریت خود درست کرده بودند، مخالفی را تحمل کند و در کوتاه ترین زمان ممکن به دلیل بروز هژمونی طلبی مسعود رجوی به فروپاشی آن منجر شد تا جاییکه مسعود رجوی مجبور شد بافت و شکل و محتوای آن را با تزریق حدود پانصد عضو ارشد به داخل آن تماماً تغییر دهد. نحوه برخورد مسعود رجوی با مخالفین خود ریشه در این خصلت ارتجاعی دارد که مسعود رجوی خود را تافته جدابافته از سایر مخلوقات هستی متصور می‌داند . طبیعی است که حاصل چنین باوری جز انزوای مطلق و در نهایت آویزان شدن به بیگانگان نخواهد بود. حتماً جاهای مختلف در رسانه‌های تبلیغاتی مجاهدین خوانده‌اید که مسعود رجوی حتی حق حیات همه جریانات سیاسی و اپوزیسیون خارجی و داخلی و حقانیت خود می‌داند ، توهمی که مسعود رجوی را کور کرده است. آن‌چنان کور که حتی در برخورد با اعضایی که به هر دلیلی مایل به ادامه فعالیت با مجاهدین نیستند ، روشن‌تر و واضح تر دیده می‌شود که می‌توان به محتوای پیام ۱۳ آبان مسعود رجوی و تهدید به قتل اعضای ناراضی و جداشده از مجاهدین اشاره کرد.

در ابتدا به ریشه این نحوه برخورد با مخالفین توسط مسعودر جوی اشاره کردم ولی آنچه که این ریشه را بارورتر کرده است تاتری به نام انقلاب ایدئولوژیک بوده است که منجر به تغییرات بنیادی و کیفی در برخورد مسعود رجوی با مخالفین خود شده است. چرا که با برپایی طلاق های اجباری و ایدئولوژیک و مذهبی کردن رهبری خود ، شاخص تنظیم رابطه اعضای مجاهدین را اعتقاد بی چون و چرا و التزام تمام عیار به رهبری عقیدتی خود آن هم با یک واسطه به ناممریم رجوی قرار داده است که رهبری خود را خوب آب بندی کرده باشد.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18918

نگاهی به کارنامه سراسر خیانت رجوی از سی خرداد سال شصت تا کنون

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، هفتم ژوئن ۲۰۱۵:… خلاصه بعد از اینکه رجوی دید که سوار شدن روی جنگ ایران و عراق و استراتژی ارتش آزادیبخش دیگر شکست خورده است و نیروهای سازمان هم مساله دار هستند سرکوب شدید و خفقان و سانسور شدید را در مناسبات فرقه وسطایی و استالینی اش برقرار کرده و نیروهای معترض و مخالف و مساله دار را روانه زندان کرد و به شکنجه و اعدام پرداخت تا به خیال خام خود …

Guliani Maryam Rajavi Mojahedin Khalq terroristsکلاهبرداری رجوی از سایتهای دویچه وله و رادیو فرانسه (نامه ۲۲۰ پارلمانتر هم جعلی بود)

محمد حنیف نژادآیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

لینک به منبع

نگاهی به کارنامه سراسر خیانت رجوی از سی خرداد سال شصت تا کنون

هفته آینده ۱۳ یونی سازمان مجاهدین به مناسبت سالگرد سی خرداد سال شصت طبق روال همیشگی اش می خواهد مراسم تکراری اش را برگزار کند. همه می دانند که رجوی بعد از اینکه به همت مبارزه مردم ایران علیه رژیم پهلوی از زندان آزاد شد تمام سعی و تلاش خود را صرف این کرد که فضای باز سیاسی بعد از سرنگونی حکومت شاه به سمت خشونت و بسته شدن پیش برود و به همین دلیل از همان روز اول سقوط رژیم شاه کلی از سلاحهای پادگان های ارتش را برداشته و مخفی کرد تا اینکه در سی خرداد سال شصت به بهانه حمایت از بنی صدر نیروهای بی دفاع را به خیابانها کشانده و با اعلام مبارزه مسلحانه کلی از نیروهای سازمان را به کشتن داد و تعداد زیادی هم راهی زندان شدند و بدین وسیله رجوی دکمه استارت استراتژی ترور و خشونت را فشار داد و بعدش هم طبق ویژگی خاص خودش فرار کرده و به پاریس رفت و توجیه این فرارش این بود که از بیرون نقش رهبری انقلاب را خوب بتواند ایفاء کند و خلاصه خواست ادای یک رهبر سیاسی تبعید شده را در بیاورد و بعدش هم با وعده دروغین سرنگونی شش ماهه رزیم ایران عده‌ای را تحت عنوان شورای ملی مقاومت دور خودش جمع کرد که بعد از اینکه دروغ بودن وعده سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران برای همه آشکار شد همه افراد اصلی این شورای ملی مقاومت ؛ نظیر آقای بنی صدر و قاسملو کنار کشیدند و رجوی مجبور شد با تزریق نیروهای سازمان به این شورا جلوی فروپاشی کامل آنر بگیرد و اینگونه شورای دست سازش تاسیس کرد و بعد هم که برای افتضاح طلاق دختر بنی صدر و وادار کردن مهدی ابریشم چی به طلاق مریم عضدانلو و ازدواج خودش با مریم عضدانلو. اعلام کرد که انقلاب ایدیولوژیکی گرده است و بعد هم برای بستن دهان مخالفان و نیروهای معترض در داخل تشکیلات ؛ دفتر سیاسی سازمان را که از کادرهای بالای سازمان تشکیل شده بود را منحل کرد و خودش را رهبر عقیدتی سازمان نامید و اوج خیانتش به جنبش مبارزاتی مردم ایران آنجا بود که در زمان جنگ ایران و عراق به عراق رفت و با تشکیل به اصطلاح ارتش آزادی بخش که در حقیقت ارتش کوچکی برای خدمت و مزدوری برای صدام حسین بود را تاسیس کرد و به فرمان صدام حسین در جنگ ایران و عراق شرکت کرده و در مناطق مرزی به سرباز کشی مشغول گشت و این مزدوری اش را برای صدام حسین تا آنجا پیش برد که به سرکوب شیعیان جنوب عراق و شرکت و کردکشی پرداخت و بعد هم که سوار شدن روی جنگ ایران و عراق و تحلیل های آبکی رجوی در مورد سرنگونی حکومت اسلامی ایران پوچ در آمد و برعکس تحلیل هایش که می گفت ایران و عراق هرگز به سمت صلح و آتش بس نمی روند و صلح طناب دار رژیم ایران می باشد ؛ قرار داد آتش بس در جنگ ایران و عراق امضاء شد. لذا رجوی که دید اوضاع بر وفق مراد نیست و صلح دارد طناب دار خودش می گردد با عجله و بدون کمترین آمادگی نیروهای سازمان آنها را روانه تنور جنگ طلبی های خودش تحت عنوان عملیات سرنگونی فروغ جاویدان نمود و بیش از هزار پانصد تن از کادرها و نیروهای سازمان را به کشتن داد و بعدش هم با کمال پرویی و وقاحت این شکست نظامی و استراتژی خودش را گردن نیروهای سازمان انداخت و گفت که شما چون وابستگی خانوادگی داشته آید نتوانسته آید که خوب بجنگید. لذا باید همه تحت عنوان انقلاب کذایی مریم تن به طلاق اجباری بدهند و از فرزندان خود جدا شوند وهیچکس حق ندارد به غیر از مسعود و مریم به کس دیگری عشق بورزد و حتی کانون گرم خانواده را کانون فساد خواند و گفت که این کانون باید منفجر گردد و بر اساس همین دلیل هم هست که رجوی از ملاقات خانواده هایی که برای دیدن عزیزان شان به عراق رفته اند را با فرهنگ چاله میدانی خاص خود خانواده الدنگ خطاب می کند و از دیدار شان جلوگیری می کند

خلاصه بعد از اینکه رجوی دید که سوار شدن روی جنگ ایران و عراق و استراتژی ارتش آزادیبخش دیگر شکست خورده است و نیروهای سازمان هم مساله دار هستند سرکوب شدید و خفقان و سانسور شدید را در مناسبات فرقه وسطایی و استالینی اش برقرار کرده و نیروهای معترض و مخالف و مساله دار را روانه زندان کرد و به شکنجه و اعدام پرداخت تا به خیال خام خود بتواند بدین وسیله جلوی ریزش نیرویی و مساله دار شدن را بگیرد و در همین راستا هر چند وقت یک بند سرکوب تحت عنوان بند انقلاب کذایی مریم اضافه کرد و نشست های اجباری تحت عنوان نشست های دیگ و عملیات جاری و غسل هفتگی را راه اندازی کرد تا به وسیله این نشست های اجباری به تفتیش عقاید و مغز شویی بپردازد و بعد از سرنگونی حکومت صدام حسین که دیگر رجوی کاملا نابودی و فروپاشی استراتژی ترور و خشونت خود را به چشم دید.لذا رجوی سریعا به مخفیگاه رفته و بعد هم سعی کرد به بهانه حفظ اشرف و حفظ اموال اشرف و اصرار بر ماندن در عراق تعداد زیادی از نیروهای سازمان را به کشتن بدهد تا بلکه به این وسیله بتواند با مظلوم نمایی در کشور های اروپایی و بر انگیختن احساسات و عواطف و افکار عمومی از شکست استراتژی به بن بست رسیده و کشتی به گل نشسته اش جلوگیری کند. و لذا به همین خاطر اکنون با فراخوان های پوچ و بی محتوا و کشف دروغین سایت های اتمی ایران و اعلام پیروزی های واهی و دروغین و برگزاری مراسم های مختلف به مناسبت های مختلف خودش و فیل هوا کردن های مختلف ؛ مثل هزار شورای مرکزی و هزار اشرف و غیره سعی می کند که اندکی روحیه به نیروهای وا رفته و روحیه باخته خودش تزریق کند و به قول معروف با سیلی صورت خودش را سرخ نگه دارد. لذا الان هم ما شاهد هستیم که خانم مریم رجوی رییس جمهور مادام العمر و برگزیده شوهر فراری اش در آستانه سی خرداد بنا دارد با خرجهای کلان عده‌ای سخنران و شنونده اجاره‌ای را به یک سالن کرایه‌ای بکشاند تا به اراجیف همیشگی و تکراری اش گوش فرا دهند.

بله سازمانی که در سال شصت تعداد قابل توجهی را به تظاهرات در تهران کشانده بود اکنون حدود سه هزار و سیصد نفر نیروی سالخورده و بیمار دارد که در کمپ لیبرتی عراق گرفتار هستند و منتظر انتقال به کشورهای امن ثالث هستند و سازمان اکنون برای برگزاری مراسم همان سی خرداد سال شصت که آن همه خطر کشته شدن و دستگیری داشت ؛ بقول خودش پانصد هزار نفر را به خیابانها کشانده بود قادر نیست که پانصد نفر را به این مراسم بی خطر بیاورد و مجبور هست که از چند ماه قبل با خرجهای کلان و با وعده و وعید های دروغین عده‌ای از افغانی ها و دانشجویان بلوک شرق و آفریقایی ها را به این مراسم رسوا و تکراری و بی رونق بکشاند. و به نظر بنده دلیل اصلی این وضعیت اسف بار سازمان مجاهدین در شرایط کنونی کارنامه سیاه و سراسر خیانت بار رجوی در این سالیان هست که در بالا به گوشه ای از از به صورت گذرا اشاره کردم.

در پایان می خواستم به خانم مریم رجوی توصیه کنم که بجای برگزاری این مراسم رسوا و تکراری با خرجهای کلان به فکر نجات جان نیروهای گرفتار در کمپ لیبرتی در کشور ناامن عراق باشید که الان با پیشروی های گروه تروریستی داعش که به نزدیکی بغداد رسیده اند و خطر جانی جدی این نیروهای گرفتار و بی دفاع را تهدید می کند. آیا به نظر شما بر گزاری چنین مراسمی در چنین شرایطی وخامت بار عراق واجب تر از نجات جان ساکنان لیبرتی می باشد؟ و اگر واقعا شما نگران امنیت ساکنان کمپ لیبرتی هستید پس چرا در این شرایط حساس کنونی کشور ناامن عراق هیچ اقدامی برای انتقال آنها به کشورهای امن ثالث نمی کنید؟ 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=14881

چرا مسعود رجوی همچنان مخفی است ؟

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، بیست و دوم دسامبر ۲۰۱۴:…  بعد از پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش ” این سوال بیشتر از همیشه به ذهن خطور می کند که چرا مسعود رجوی مخفی است ؟ همچنین همیشه این سؤال بویژه از جانب منتقدین سازمان مجاهدین مطرح بوده است که مسعود رجوی کجاست و چرا در شرایط بحرانی اعضای سازمان در کمپ لیبرتی عراق …

مهوش سپهری مجاهدین خلق فرقه رجویشهادتهای حسین نژاد در حاشیۀ مقالۀ افشاگرانۀ آقای سعید جمالی و …

لینک به منبع

چرا مسعود رجوی همچنان مخفی است ؟

بعد از پیام خشونت طلبانه مسعود رجوی در ۱۱ آبان ۱۳۹۳ تحت عنوان ” عهد پرچم و ابلاغیه چراغ خاموش ” این سوال بیشتر از همیشه به ذهن خطور می کند که چرا مسعود رجوی مخفی است ؟

همچنین همیشه این سؤال بویژه از جانب منتقدین سازمان مجاهدین مطرح بوده است که مسعود رجوی کجاست و چرا در شرایط بحرانی اعضای سازمان در کمپ لیبرتی عراق جایگاه اصلی‌ترین مهره خالی است ؟

و صد البته این یک سؤال سیاسی هم هست بویژه برای مردم ایران و بویژه برای مادران و پدرانی که حق شان این بوده و هست که بدانند شکارچی فرزندانشان ، شکارچی ثمره عمر و زندگی‌شان در کجا پنهان و از تقدیر تاریخ میگریزد ولی آیا براستی چنین افرادی قادر به پنهان شدن و فرار از سرنوشت و تقدیر خود هستند ؟

برای درک این مطلب شاید اولین پاسخی که به ذهن متبادر می‌شود این است:

در شرایطی که سازمان مجاهدین غرق در بحران موجودیت و غرق در انواع بحران های سیاسی وتشکیلاتی دست وپنجه نرم میکند و توام با به بن‌بست رسیدن استراتژی مسعود رجوی در خاک عراق ، مخفی و پنهان شدن اش بیشتر بخاطر عدم پاسخگوی نسبت به شرایط پیش آمده است .

در پاسخ به این سؤال میتوان گفت : بلی شاید این یکی از پاسخ‌ها ی موجود به این سوال باشد ولی مگر هم‌اکنون که مریم رجوی در فرانسه حضور علنی دارد پاسخگوی جنایات و خیانت هایی هست که قبل از همه به اعضای سابق این سازمان روا داشته وبالاتر اینکه مگر در مقابل مردم ایران حرفی برای گفتن دارد ؟

در یک نتیجه‌گیری اجمالی اگر مسعود رجوی ازدیده ها پنهان است ، اگر بیش از ربع قرن است که در مقابل هیچ ارگان حقوقی و خبری و رسانه ای قرار نگرفته، تنها بخاطر فرار از پاسخگویی نیست چون رهبری این جریان مدت هاست که دیگر پاسخگو نیست و خط دفاعی برایش باقی نمانده که بخواهد از آن دفاع کند و تنها چاره را در این دیده است که به قول معروف « حیا را خورده و شرم را قی کند » و چشم در چشم شما و مردم ایران بایستد و دروغ بگوید بدون اینکه کک اش هم بگزد و در همان حال آنرا هشیاری انقلابی برای پیشبرد خطوط اش بنامد .

برگردیم به سؤال اصلی که اگر دلیل اصلی پنهان شدن رجوی عدم پاسخگویی به مسایل موجود نیست، پس چرا در دنیای واقعی رجوی پنهان و مخفی شده است؟

اگر دقت کنید جریان قربانی اما پر قدرت رها شدگان از فرقه مجاهدین بارها تأکید کرده‌اند که اگر سازمان مجاهدین می خواهد زمین را به آسمان بدوزد تا با استراتژی ” آویزان شدن از بیگانگان ” آمریکا وظیفه سرنگونی حکومت اسلامی را برای مسعود رجوی برعهده داشته باشد، باید دوباره تاکید کرد که این سراب و توهمی بیش نیست. چرا که اگر آمریکا مسعود رجوی و فرقه مجاهدین را بهتر از هر فرد و نهاد و دولتی می شناسد. اگر چه رجوی هم اکنون در برابر تخلیه اشرف و تحویل سلاح و اخته کردن ماشین ترور فرقه مجاهدین توانسته است برای حفظ فیزیکی خودش و سکنی کردن در یک کشور اروپایی چون مناطق دور افتاده سوییس یا شاید نزدیک قطب شمال در کشورنروژ و یا … زندگی راحتی را در حال سپری کردن هست بر خلاف اعضای اسیر و قربانی در کمپ لیبرتی عراق. بله رجوی توانسته است خودش را حفظ کند و علنی نمی کند چون باید پاسخ بدهد چرا از صحنه فرار کرده است؟

با این نوع نگرش و برداشت سیاسی است که تأکید میکنیم نجات فیزیکی رهبری این جریان ضد ملی و وابسته در صدر خواسته‌های آن‌ها بوده و طی حداقل ۱۰ سال گذشته این سازمان تمام قدرت مالی و سیاسی و توان مزدوری خودش را پشت آن برده است . اما دلیل دیگری هم برای مخفی ماندن رجوی وجود دارد. روشن است که مسعود رجوی بعد از علنی شدن باید به اتهامات کوناکون تروریستی پاسخ دهد. چون در آن صورت موج عظیمی از ایرانیان و بویژه جداشدگان و قربانیان این فرقه خواستار حق قانونی خود از این جریان خشونت طلب خواهند بود و این نکته‌ای است که از گذشته های دور برای رجوی بسیار واضح و روشن بوده است.

در دنیای واقعی هیچ چیزی برای رجوی ارزش مند تر از حفظ جان خودش نیست و این عکس‌العمل تمامی دیکتاتورها بویژه از نوع کاریکارتورش کوتوله سیاسی مسعود رجوی است . او میپذیرد دماغه کشتی استراتژی اش در عراق به خاک مالیده شود ولی جانش حفظ شود .

در یک کنکاش سیاسی پنهان شدن رجوی پنهان شدن وی از برگزاری یک دادگاه حقوقی و فرار از حقیقت است . فرار از تقدیری که تاریخ برایش پیشاپیش رقم زده است و جلوه این سیاه بختی را میتوان هم‌اکنون در خاک عراق بروشنی مشاهده کرد.

***

همچنین:

آهای مسعود رجوی! ما پول خون فرزندانمان را می دهیم

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، بیست و هشتم آوریل ۲۰۱۵:… تصور من این است که باید فعالان حقوق بشر بیش از گذشته بر روی زندان لیبرتی و همچنین قرنطینه های این فرقه در تیرانا ـ آلبانی متمرکز شوند. این شازده پسر که خودش در مخفگاههای کشورهای عربی یا اروپایی زندگی میکند هدفش از نگه داری این افراد در عراق چیست ؟ آیا مسعود رجوی قر�

توافق در لوزان، پایکوبی در تهران، تناقض گویی سازمان مجاهدین

مهدی سجودیمهدی سجودی، یازدهم آوریل ۲۰۱۵:… البته مشخص است که شما هیچ پاسخی برای این تناقض آشکار و این همه سردرگمی شدید که دچارش شده اید ندارید. ولی برای همه بسیار واضح و آشکار است که گروه تروریستی رجوی دو فرق اساسی با سایر گروههای سیاسی دارد. یکی اینکه بدلیل عملکرد فرقه گرا یا نه اش از صفت یک سازمان سیاسی و انقلابی خارج شده

نوروز را به یاد اسیران فرقه رجوی و خانواده هایشان باشیم

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، سی ام مارس ۲۰۱۵: … فرقه جنایتکار و ضدایرانی رجوی ، سالهاست هزاران خانواده را از دیدار بستگان ،عزیزان وخویشاوندان محروم نموده است ؛ قوانین ضدانسانی حاکم برمناسبات این فرقه حتی افراد اسیر را از دراختیار داشتن عکس افراد خانواده و بستگان منع نموده است تا بتواند هرآنچه این غفلت

وجدان های بیدار ! سکوت نکنید

مهدی سجودیمهدی سجودی، ایران قلم، چهاردهم مارس ۲۰۱۵:… چرا رجوی هنوز خیلی از قربانیان را در عراق نگه داشته ، با اینکه می داند و می فهمد که این افراد دیگر قابل کنترل تشکیلاتی نیستند؟ آیا واقعا فقط بخاطر این نیست که درب نوندونیش گل گرفته نشود؟ آیا فقط به این دلیل نیست که به پشتوانه حضور آنها در عراق و کمپ لیبرتی برا دولتهای