اشرف السادات ناصرزاده شیدا و معضل خانواده ها

اشرف السادات ناصرزاده شیدا و معضل خانواده ها

اشرف السادات ناصرزاده شیدا و معضل خانواده هاانجمن نجات، مراکز مازندران و آذربایجان شرقی، دوم ژوئن 2020:… خانم اشرف السادات ناصرزاده (شیدا)،  شما که جرات دور شدن از فرزندان خود را نداشتید چگونه می توانید به فرزندی که فقط خواهان دیدار با مادرش می باشد این گونه مورد توهین قرار دهید؟ البته برای ما قابل فهم است زنی که به اسم فرزندانش از اشرف به اروپا رفته و حاضر نشد سختی های اشرف در عراق را قبول کند چگونه می تواند مدعی مبارزه خواهی از کسانی بشود که حاضر شدند تا سالیان زیادی در مناسبات فرقه ای رجوی باقی بمانند . اگر منظور شما آقای امیر یغمایی می باشد جهت اطلاع شما وی تا بعد از سرنگونی صدام در عراق بوده است پس به شما ربطی ندارد که در مورد ملاقات وی با مادرش حرف بزنید چون پرونده شما به اندازه کافی در مورد فرزند و دم زدن از مبارزه سیاه می باشد .  اشرف السادات ناصرزاده شیدا و معضل خانواده ها 

Families Of Mujahedin-e Khalq (MEK or Rajavi Cult) Members In Albania Cry For HelpFamilies Of Mujahedin-e Khalq (MEK or Rajavi Cult) Members In Albania Cry For Help

اشرف السادات ناصرزاده شیدا و معضل خانواده ها

1- خانم اشرف السادات ناصرزاده شیدا شما جرأت ماندن در اشرف را نداشتید

انجمن نجات مرکز مازندران12 خرداد 1399

اخیراٌ در یکی از سایت های فرقه تروریستی رجوی مطلبی توجه ام را جلب کرد که پرداختن به آن خالی از لطف نیست چون می توانیم به فرهنگ منحط و پوسیده رجوی اشراف کامل پیدا کنیم .

مطلب مورد نظر توسط زنی به نام اشرف السادات ناصرزاده (شیدا) نوشته شده است. اگر چند خط از نوشته وی را بخوانیم در خواهیم یافت زنی که از انجام مبارزه بریده و به بهانه فرزندان خود به اروپا رفته تا در محیطی جدا از خطر به زندگی خفت بار خود ادامه دهد اکنون مدعی حمایت از فرقه و سران جنایت کارش شده و حتی از نیروهای فرقه هم مبارزتر!!! شده است .

این خانم در همان ابتدا به خاطر اینکه مارک بریده نخورد دست بالا گرفته و عنوان می دارد من سالها پیش اجباراٌ و علیرغم میل خودم از اشرف برگشتم و در ادامه عنوان می دارد به دلیل وابستگی هایم به دو تا فرزند و سختی های مبارزه و … نتوانستم در اشرف بمانم .

از آنجایی که دروغگو کم حافظه می باشد از همان ابتدا بند را آب داده و عنوان می دارد به اجبار اشرف را ترک نموده و بعد از آن می گوید به خاطر سختی های مبارزه و فرزندانم از عراق رفتم . بهتر بود این خانم ابتدا قدری فکر می کرد که چه چیز مسخره ای می خواهد تولید کند .

خانم ناصر زاده شما چون مانند کوه استوار باقی نماندید چون به عینه نشان دادید که جرات ماندن در اشرف را نداشته و به همین خاطر به کمک سازمان و به بهانه فرزندان خود به اروپا رفتید و بعد از چند سال تازه به یاد مبارزه و نیروهای رجوی افتادید!!! .

اشرف السادات ناصرزاده شیدا و معضل خانواده ها

خانم شیدا در جای دیگری مطرح می کند بعد از بازگشت عذاب وجدان داشتم !!! چرا دروغ می گوید شما با رفتن از عراق به ریش همه نیروهای سازمان می خندید که آنان چقدر بدبختند که باید در گرمای بسیار بالای عراق دم از مبارزه جویی بزنند . اگر شما عذاب وجدان داشتید می توانستید بعد از تعیین تکلیف فرزندان خود به عراق بیائید یا مانند دیگر زنانی که فرزندان خود را به اروپا سپردند و خودشان در اشرف باقی ماندند شما هم بمانید ولی شما این کار را نکرده و به اسم حمایت از فرزندان خود سوء استفاده کرده تا زندگی راحتی دست و پا کنید .

جالب است که این زن در مورد دیدار آقای امیر یغمایی به لجن پراکنی می پردازد . شما که جرات دور شدن از فرزندان خود را نداشتید چگونه می توانید به فرزندی که فقط خواهان دیدار با مادرش می باشد این گونه مورد توهین قرار دهید ؟

البته برای ما قابل فهم است زنی که به اسم فرزندانش از اشرف به اروپا رفته و حاضر نشد سختی های اشرف در عراق را قبول کند چگونه می تواند مدعی مبارزه خواهی از کسانی بشود که حاضر شدند تا سالیان زیادی در مناسبات فرقه ای رجوی باقی بمانند . اگر منظور شما آقای امیر یغمایی می باشد جهت اطلاع شما وی تا بعد از سرنگونی صدام در عراق بوده است پس به شما ربطی ندارد که در مورد ملاقات وی با مادرش حرف بزنید چون پرونده شما به اندازه کافی در مورد فرزند و دم زدن از مبارزه سیاه می باشد .

استمداد خانواده حسین حسینی سرباز وظیفه اسیر اردوگاه های صدام و رجوی در عراق و آلبانی

اگر به کلماتی که زن نگارنده در مطلب خود استفاده می کند دقت کرده باشیم دقیقاٌ نشات گرفته از فرهنگ لمپنی و منحط رجوی می باشد که سعی می کند با فحش و ناسزا گفتن حرف را ثابت کند . شما مانند کوهی استوار در کنار جنایت کارانی مانند رجویها به زندگی خفت بار خود ادامه می دهید و معلوم است که پولهای فرقه تروریستی رجوی زیر دندان شما مزه داده که این گونه وارد داستانی شدید که اصلاٌ ربطی به شما ندارد .

خانم ناصر زاده معلوم است که امضای خانواده ها و درخواست ملاقات آقای امیر یغمایی با مادرش درست به خال خورده است چون شمایی که معلوم نیست در کجای این داستان قرار دارید این گونه به لجن پراکنی می پردازید . بهتر است شما خودتان را نخود هر آشی نکنید و به فکر رسیدگی به فرزندان خود باشید و با پولی که از طرف فرقه به حساب تان واریز می شود خوش باشید و دیگر دم از مبارزه و مریم قجر و شوهر فراریش نزنید که بسیار حال بهم زن است .

هادی شبانی

لینک به منبع

2- چرا اشرف السادات ناصرزاده شیدا این خاک پای رجوی، دوباره برگشته؟

انجمن نجات مرکز آذربایجان شرقی11 خرداد 1399

از نوشته ی این خاک پای مسعود و مریم که اشرف السادات ناصر زاده ( شیدا) نام داشته ، دراشرف بوده شرایط را تحمل نکرده و به غرب رفته ودوباره عشق سوزانش به رجوی و… ، پشیمانش کرده که چرا تاب اشرف را نیآورده ودر رفته ، چیزی جز توبه نامه درک نمیشود که دلایل متعددی میتواند داشته باشد :

1- خدمات پناهندگی کشوری که او درآنجا ساکن است- مثل تمامی کشورها که این امر درآن جاها بطور روزافزونی ادامه دارد- کم شده و رابطه ی دخل وخرج این خانم که کشف حجاب هم کرده ورنگین میپوشد، بهم خورده است.

2- یا خانم ناصرزاده، بوی کبابی به مشامش خورده وفکر کرده که این کباب لذیذ را میتواند ازدست مریم ومسعود دریافت کند و زندگی گرم ونرم تری داشته باشد.

3- ویا به احتمال زیاد، مجاهدین رجوی که با شدت تمام درحال یارگیری مجدد بوده ، با مواعید پرچرب ونرم بسراغش رفته- چنانکه به سراغ همه ی جدا شدگان میروند- و او را تطمیع کرده است!

رجوی که زمانی در سایه ی سرنیزه ها ودلارهای صدام جدا شدگان را تهدید میکرد که دراسرع وقت آنها را خواهد کشت ، دیگر از آن بیآ و بروها برخوردار نیست و از سر استیصال بسراغ کسانی که قرار بود کشته شوند ، دراین مرحله باید قدر بینند وبرصدر نشینند واین امتیاز نصیب خانم اشرف السادات هم شده است.

از قلم خودش که برابر اعلام باند رجوی درفیس بوک اش منتشر نموده، بخوانیم :

” مبارزه با رژیم زن ستیز و ضد بشری آخوندی انتخاب و تصمیم شرافتمندانه خودم بوده است و این برایم چقدر زیباست که راهی و آرمانی را انتخاب کردم که در سختترین شرایط در هر گوشه دنیا مثل کوه مرا در تمام مراحل زندگی استوار و سرزنده و پایدار نگه داشته است “.

یعنی بعد از بدست آمدن اینقدر مدارک که دایر بر تحقیر زنان درمناسبات رجوی بوده، زن ستیزی وتحقیر بی مثال زنان ازطرف او را قبول ندارید؟

نمونه ی ایستادگی شما درسخت ترین شرایط چه بوده ؟

آیا مثلا شرکت در رقص رهائی و درکنار آن علف کندن های بیمورد ، برایتان سخت بود وشما مقاومت کرده وحالا دوباره بیادتان افتاده که بعد از ترک این مقاومت ، دوباره بدان افتخار کنید؟!

محتملا، کار شما اگر فرصت طلبانه نبوده ، حداکثر نمیدانستید که بر سر همجنسان شما در تشکیلات رجوی چه میآید وشما بیخبرانه وارد شده ودیدید که بجای وعده های آنچنانی، خر داغ میکنند صرفا!

واکنشهای عصبی فرقه مجاهدین . مخاطب کیست؟ قسمت سوم

درادامه :

“مسیری که از شانزده سالگی در پیوند با مجاهدین پاکباز و «مسعود رجوی» عزیزم و بعدها با شناختن خانم مریم رجوی مرا در بالاترین مدار انسانیت و شرف و یگانکی قرار داده است. آنان به من عشق به مردم و میهن دربندمان را آموختند تا در برابر دشمنان آزادی سرسخت و استوار بایستم “.

آنان هیچ عشقی جز به رفاه سیری ناپذیرخود وبرطرف کردن بوالهوسی هایشان که نتایج فاجعه باری آفرید ، نبودند وآیا شما این نوع آزادگی وانسانیت را ازآنها آموختید؟

سپس :

” یقیناً در روز ترک این جهان خاکی نیز با عشق به آزادی و با مهر دیرینه ام به آرمانم و سازمان و مسعود و مریم بسوی حق پر خواهیم کشید “.

منهم اگر زنده باشم، تلاش خواهم کرد که بعنوان یک ژورنالیست ، این پرکشیدن شما را درتاریخ به ثبت برسانم ودراین میان تردیدم این است که بدون عشق وطن وداشتن عاطفه وشرافت انسانی پربکشید که دراینصورت ازقولی که بتو دادم، معذور خواهم بود!

مجددا :

” بله دوستان عزیزم سالها پیش من اجباراً و علیرغم میل خودم از اشرف برگشتم بدلیل وابستگی هایم به دو تا فرزند دوساله و چهار ساله و سختیهای مبارزه و همیشه هم صادقانه و علنا گفته‌ام که من نتوانستم ولی درود بر آنها که همچنان در اشرف ۳ مبارزه میکنند “.

پس مقاومت های شرح داده شده دربالا را نکردی وازاشرف رفتی و ظاهرا گفتی که دیگر نمیکشی وعملا در لیست سیاه رجوی – لیست کسانی که باید بموقع خود کشته شوند- قرار گرفتی وحالا بدلایلی که عنوان شد، میخواهی دوباره به مرید مسعود ومریم تبدیل شوی!

ضمنا بازهم تاکید دارم که به سختی های مبارزه دراشرف که گویا دراروپا ازاین سختی ها خبری نیست ، اشاره کرده ودلایل ناتوانی خود ازماندن درآنجا را تشریح کنی!

” وقتی که از اشرف برگشتم عذاب وجدان مرا میکشت… اما همیشه خودم را وامدار سازمان میدانم. سازمانی که جز آزادی و سعادت مردم بدنبال هیچ چیز دیگری نیست …”.

پس چرا از مرکز ثقل مبارزه ی ؟؟!! سازمان – اشرف- وآنهم که نه برای حرمسراسازی و … بود وبلکه مکانی برای مبارزه بخاطر آزادی مردم؟! بود ، در رفتی؟

چه کاسه ای زیر نیم کاسه بود وهست دختر!

صابر

لینک به منبع

اشرف السادات ناصرزاده شیدا و معضل خانواده ها

***

دستور کار ترور اسماعیل وفا یغمایی در برنامه تلویزیونی مجاهدین خلقدستور کار ترور اسماعیل وفا یغمایی در برنامه تلویزیونی مجاهدین خلق

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-چه-می%e2%80%8cکنند-؟-از-عراق-تا-آلب/

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ - از عراق تا آلبانیفرین عاصمی، بی بی سی، سیزدهم نوامبر 2019:… شبکه جهانی بی بی سی اخیرا گزارشی از وضعیت اعضای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی تهیه کرده‌است. در این گزارش که دو خبرنگار بی بی سی در آلبانی آن را تهیه کرده اند، گفته شده که صدها نفر از اعضای مجاهدین این گروه را ترک کرده اند. بعضی از کسانی که سازمان مجاهدین را ترک کرده اند، می گویند قوانین سخت آن درباره تجرد و کنترل روابط اعضای خانواده باعث بریدن آنها از این سازمان شده. مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی 

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ - از عراق تا آلبانیمجاهدین خلق: پایان سی سال حضور در عراق

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

12 نوامبر 2019 – 21 آبان 1398

شبکه جهانی بی بی سی اخیرا گزارشی از وضعیت اعضای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی تهیه کرده‌است. در این گزارش که دو خبرنگار بی بی سی در آلبانی آن را تهیه کرده اند، گفته شده که صدها نفر از اعضای مجاهدین این گروه را ترک کرده اند. بعضی از کسانی که سازمان مجاهدین را ترک کرده اند، می گویند قوانین سخت آن درباره تجرد و کنترل روابط اعضای خانواده باعث بریدن آنها از این سازمان شده.

فرین عاصمی گزارش می‌دهد.

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ – از عراق تا آلبانی

لینک به منبع

***

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018مسعود خدابنده : مجاهدین خلق، فرقه رجوی به آخر خط رسیده اند

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلقمسعود خدابنده: سازمان مجاهدین خلق نه حامی مالی، که انتقال‌ دهنده‌ی پول و عامل شستشو است

بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلقگفتگوی اختصاصی ندای حقیقت با مسعود خدابنده. واقعیتهایی از مریم رجوی، مسعود رجوی و مجاهدین خلق از درون

وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/مجاهدین-خلق-در-آلبانی-نباید-به-سکس-فکر-ک/

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنندلیندا پرسلی و آلبانا کاساپی بی‌بی‌سی ، تیرانا ، یازدهم نوامبر 2019:… سازمان مجاهدین خلق رابطه عاشقانه و ازدواج را ممنوع کرده بود. اوضاع همیشه این گونه نبود و والدین و فرزندانشان به مجاهدین می‌پیوستند. اما پس از یک شکست خونین مجاهدین از حکومت ایران، کادر رهبری به این نتیجه رسید که دلیل این اتفاق عدم تمرکز مجاهدین به دلیل روابط شخصی بود. پس از این بود که طلاق‌های زیادی رخ داد. بچه‌ها از والدین گرفته شدند (اغلب به مراکز نگهداری در اروپا فرستاده شدند) و از اعضای مجاهدین خواسته شد که این راه را ادامه دهند. حیرانی می‌گوید که در آن دفتر حتی باید راجع به فکر و خیالشان هم می‌نوشتند: “برای مثال، وقتی من یک بچه را در تلویزیون می‌دیدم و حس می‌کردم خودم هم دوست دارم بچه و خانواده داشته باشم.” اعضای مجاهدین مجبور بودند که مطالب دفترچه‌هایشان را در جلسه‌های روزانه مقابل فرمانده‌شان بخوانند. حیرانی می‌گوید: “این برای یک آدم خیلی سخت است.” مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند 

رجوی مزدور و تروریست است و ما نجات یافتگان از فرقهرجوی مزدور و تروریست است و ما نجات یافتگان از فرقه

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند 

لینک به متن انگلیسی 

مجاهدین خلق ؛ گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند

مجاهدین خلق ؛ گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند

شش سال از زمانی که آلبانی میزبان مجاهدین خلق، یکی از گروه‌های اصلی مخالف حکومت ایران شده، گذشته است. صدها نفر از اعضای گروه آن را ترک کرده‌اند و تعدادی از آنها گفته‌اند که این کار به دلیل قوانین سفت و سخت سازمان در مورد تجرد و همین طور کنترل روابط اعضای خانواده بوده است. حالا ده‌ها نفر از اعضای رنج‌کشیده این گروه در تیرانا، پایتخت آلبانی هستند؛ نه می‌توانند به ایران برگردند و نه راهی به زندگی عادی دارند.

“۳۷ سال با زن و پسرم حرف نزدم. آن‌ها فکر می‌کردند مرده‌ام. ولی گفتم نه من زنده‌ام و در آلبانی هستم… اشک‌شان جاری شد.”

“۳۷ سال با زن و پسرم حرف نزدم. آن‌ها فکر می‌کردند مرده‌ام. ولی گفتم نه من زنده‌ام و در آلبانی هستم… اشک‌شان جاری شد.”

تماس تلفنی پس از گذشت سالیان دراز، برای غلام میرزایی هم سخت بود. او ۶۰ ساله است و دو سال پیش از اردوگاه نظامی‌گونه مجاهدین در حومه تیرانا گریخت.

بی بی سی آلبانی مجاهدین خلق فرقه رجوی غلامعلی میرزایی

حالا در شهر زندگی می‌کند، سرشار از افسوس است و البته کوله‌باری از اتهامات فرمانده‌های مجاهدین را به دوش می‌کشد که او را به جاسوسی برای دشمن قسم خورده‌شان، حکومت جمهوی اسلامی ایران، متهم می‌کنند.

سازمان مجاهدین خلق تاریخچه‌ای متلاطم و خونین دارد. به عنوان یک گروه اسلامگرا-مارکسیست افراطی، سابقه آن‌ها به مبارزه با شاه قبل از انقلاب سال ۱۹۷۹ ایران برمی‌گردد.

ولی با قدرت گرفتن آیت‌الله خمینی، رابطه آن‌ها با حکومت خیلی زود تیره و تار شد. وقتی حکومت دست به شدت عمل زد، اعضای مجاهدین برای حفظ جانشان مجبور به فرار شدند.

مجاهدین خلق چه می‌کنند ؟ - از عراق تا آلبانیدستگیری اعضای مجاهدین سال ۱۹۸۲ در تهران

دولت عراق آن‌ها را پذیرفت و در دوران جنگ ایران و عراق (۱۹۸۸-۱۹۸۰) گروه مجاهدین در جبهه صدام حسین علیه سرزمین مادری مبارزه کردند.

غلام میرزایی در اوایل جنگ جزو نیرهای مسلح ایران بود که اسیر ارتش صدام حسین شد. او هشت سال به عنوان اسیر جنگی در عراق زندانی بود. اما در دوران اسارت، زندانیان ایرانی مانند میرزایی تشویق می‌شدند که با هموطنان‌شان بجنگند و این همان کاری بود که او انجام داد.

میرزایی حالا یکی از اعضای “جدا شده” سازمان است. یکی از صدها عضو پیشین مجاهدین خلق که پس از حضور در آلبانی آن را ترک کرده‌اند.

با کمک وجهی که از خانواده رسیده، بعضی توانسته‌اند به قاچاقچیان پول دهند تا آن‌ها را به نقاط دیگر اروپا برسانند. احتمالا دو نفر از آن‌ها هم به ایران بازگشته‌اند، ولی تعداد بیشتری در آلبانی مانده‌اند: بی‌تابعیت و بدون اجازه کار.

اما چگونه گذر سازمان مجاهدین خلق که قبلا از سوی آمریکا و اروپا به عنوان “گروهی تروریستی” شناخته می‌شد، به این گوشه اروپا افتاد؟

با حمله سال ۲۰۰۳ نیروهای ائتلاف به عراق، زندگی مجاهدین خلق با خطر روبرو شد. صدام حسین، حامی گروه ناگهان رفت و مجاهدین پشت سر هم مورد حمله قرار گرفتند. صدها نفر از اعضا کشته و زخمی شدند. در هراس از بروز یک فاجعه انسانی، آمریکایی‌ها با دولت آلبانی وارد مذاکره شدند و آن‌ها را قانع کردند تا به حدود ۳۰۰۰ عضو سازمان اجازه ورود دهد.

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنندزنان مبارز گروه مجاهدین مشغول تمرین در زمان جنگ ایران و عراق (۱۹۸۴)

لولزیم باشا، رهبر حزب دموکراتیک آلبانی که آن زمان در دولت بود و حالا جزو نیروهای مخالف است، می‌گوید: “ما به آن‌ها پناهگاهی برای در امان ماندن از حملات و آزار و اذیت پیشنهاد کردیم و احتمالا یک زندگی عادی در کشوری که مورد حمله و ظلم و ستم قرار نگیرند.”

در آلبانی سیاست به شدت دو قطبی است و تقریبا هر چیزی مورد مناقشه قرار می‌گیرد. اما شاید بتوان گفت تنها موضوع مورد تفاهم بین دولت و احزاب مخالف، حمایت از مهمانان ایرانی است.

برای مجاهدین خلق، آلبانی محیطی کاملا تازه است. غلام میرزایی از این که می‌دید حتی بچه‌ها هم موبایل دارند، متعجب شده بود. به دلیل این که تعدادی از ساختمان‌های مجاهدین در نقاط دور افتاده تیرانا بود، کنترل سازمان روی اعضا به سفت و سختی سابق نبود.

در عراق تمامی جنبه‌های زندگی اعضا کنترل می‌شد، ولی در آلبانی آن‌ها به طور موقت توانستند درجه‌ای از آزادی را تجربه کنند.

حسن حیرانی، یکی دیگر از اعضای جدا شده سازمان می‌گوید: “زمین‌های ناهمواری پشت آپارتمان‌های ما بود که فرمانده‌ها می‌گفتند باید آن‌جا تمرینات روزانه‌مان را انجام دهیم.”

حیرانی و همراهانش از درختان و بوته‌ها به عنوان پوششی برای رساندن خودشان به یک “کافی‌ نت” که آن نزدیکی‌ها بود استفاده می‌کردند تا بتوانند یواشکی با بستگانشان تماس بگیرند.

مجاهدین خلق در آلبانی . حسن حیرانیحسن حیرانی

او می‌گوید: “وقتی که عراق بودیم، اگر می‌خواستید به خانواده تلفن بزنید، سازمان مجاهدین خلق شما را ضعیف می‌نامید. ما هیچ رابطه‌ای با بستگانمان نداشتیم. ولی وقتی به تیرانا آمدیم توانستیم از اینترنت استفاده شخصی کنیم.”

اواخر سال ۲۰۱۷ سازمان مجاهدین خلق به دفتر مرکزی‌ جدیدی منتقل شد. اردوگاه جدید روی تپه‌ای در حدود ۳۰ کیلومتری تیرانا ساخته شد.

پشت دروازه‌های آهنی بزرگ، یک طاق مرمر مجلل با شیرهای طلایی روی آن دیده می‌شود. همین طور بلواری که به بنای یادبود هزاران نفری می‌رسد که جانشان را در راه مبارزه سازمان مجاهدین خلق با حکومت ایران از دست دادند.

وقتی که عراق بودیم، اگر می‌خواستید به خانواده تلفن بزنید، سازمان مجاهدین خلق شما را ضعیف می‌نامید. ما هیچ رابطه‌ای با بستگانمان نداشتیم. ولی وقتی به تیرانا آمدیم توانستیم از اینترنت استفاده شخصی کنیم.

این جا خبرنگاران بدون دعوت با استقبال گرمی روبرو نخواهند شد. اما در ژوئیه ۲۰۱۸ هزاران نفر در نشست “ایران آزاد” مجاهدین در این اردوگاه حاضر شدند.

سیاستمدارانی از گوشه و کنار دنیا، افراد بانفوذ آلبانی و افرادی از مانزه (دهکده مجاور) در تالاری مجلل به هزاران عضو مجاهدین و رهبرشان، مریم رجوی ملحق شدند. رودی جولیانی، وکیل شخصی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا هم جزو مدعوین بود.

مجاهدین خلق در آلبانی . رودی جولیانی رودی جولیانی: اگر فکر می‌کنید که این یک فرقه است، یک جای کارتان ایراد دارد

او با اشاره به حاضران در تالار که یونیفرم پوشیده و جداسازی جنسیتی شده بودند، گفت: “این‌ها مردمانی هستند که وقف آزادی شده‌اند و اگر فکر می‌کنید که این یک فرقه است، یک جای کارتان ایراد دارد.”

سیاستمداران قدرتمندی مانند جولیانی از سیاست مد نظر مجاهدین یعنی تغییر رژیم در ایران حمایت می‌کنند. مانیفست این گروه همچنین شامل تعهد به حقوق بشر، برابری جنسیتی و به خصوص دموکراسی برای ایران است.

اما حسن حیرانی دیگر این حرف‌ها را باور ندارد. او پارسال سازمان را در اعتراض به آن‌چه کنترل طاقت‌فرسای رئیسان بر زندگی خصوصی‌اش می‌دانست، ترک کرد. حیرانی در حدود ۲۰ سالگی به مجاهدین پیوست. او جذب تعهد آن‌ها به کثرت‌گرایی سیاسی شده بود.

او می‌گوید: “خیلی جذاب بود. ولی اگر شما به دموکراسی معتقد باشید، نمی‌توانید روح اعضایتان را سرکوب کنید.”

حضیض زندگی حیرانی با مجاهدین عصر روزی بود که او مجبور به حضور در یک جلسه شد: “ما یک دفترچه کوچک داشتیم و باید در آن اگر لحظه‌ای تجربه سکسی داشتیم را می‌نوشتیم. برای مثال: امروز صبح حالت نعوظ پیدا کردم.”

حسن حیرانی عراق

حسن حیرانی سال ۲۰۰۶ در عراق

سازمان مجاهدین خلق رابطه عاشقانه و ازدواج را ممنوع کرده بود. اوضاع همیشه این گونه نبود و والدین و فرزندانشان به مجاهدین می‌پیوستند. اما پس از یک شکست خونین مجاهدین از حکومت ایران، کادر رهبری به این نتیجه رسید که دلیل این اتفاق عدم تمرکز مجاهدین به دلیل روابط شخصی بود.

پس از این بود که طلاق‌های زیادی رخ داد. بچه‌ها از والدین گرفته شدند (اغلب به مراکز نگهداری در اروپا فرستاده شدند) و از اعضای مجاهدین خواسته شد که این راه را ادامه دهند.

حیرانی می‌گوید که در آن دفتر حتی باید راجع به فکر و خیالشان هم می‌نوشتند: “برای مثال، وقتی من یک بچه را در تلویزیون می‌دیدم و حس می‌کردم خودم هم دوست دارم بچه و خانواده داشته باشم.”

اعضای مجاهدین مجبور بودند که مطالب دفترچه‌هایشان را در جلسه‌های روزانه مقابل فرمانده‌شان بخوانند. حیرانی می‌گوید: “این برای یک آدم خیلی سخت است.”

او حالا اردوگاه مجاهدین در مانزه را به “مزرعه حیوانات” تشبیه می‌کند؛ اثر انتقادی جرج اورول در مورد اتحاد جماهیر شوروی در دوران استالین. او می‌گوید: “این یک فرقه است.”

یک منبع دیپلماتیک در تیرانا سازمان مجاهدین خلق را به عنوان “یک گروه فرهنگی بی‌همتا، نه یک فرقه بلکه شبیه یک فرقه” توصیف می‌کند.

بی‌بی‌سی نتوانسته در مورد هیچ یک از این موضوعات نظر مجاهدین خلق را بداند، به این دلیل که سازمان پیشنهاد مصاحبه را قبول نکرده است. ولی در آلبانی، که تجربه چند دهه حکومت بسته کمونیستی را دارد، احساس همدلی نسبت به رهبران مجاهدین وجود دارد؛ دست‌کم در مورد محدودیت‌های روابط شخصی.

دیانا کولی، فعال حقوق زنان و نماینده سابق پارلمان از سوی حزب حاکم سوسیالیست می‌گوید: “در موقعیت‌های افراطی، باید گزینه‌های افراطی را انتخاب کنید. آن‌ها عهد کرده‌اند که در تمام عمر برای آزادی کشورشان از دست یک رژیم تمامیت‌خواه مبارزه کنند. گاهی ما مجبور می‌شویم برای قبول یک باور قوی، خواسته‌های شخصی خود را قربانی کنیم. من این ذهنیت را درک می‌کنم.”

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنندنگهبانان زن در مقر مجاهدین خلق در آلبانی

البته گروهی از آلبانیایی‌ها هم سازمان مجاهدین خلق را به چشم تهدیدی برای امنیت کشورشان نگاه می‌کنند.

دو دیپلمات ایرانی به اتهام برنامه‌ریزی خشونت‌آمیز علیه مجاهدین از این کشور اخراج شدند و اتحادیه اروپا تهران را به نقش داشتن در توطئه علیه مخالفان رژیم، از جمله اعضای مجاهدین خلق در خاک هلند، دانمارک و فرانسه متهم می‌کند. (سفارت ایران در تیرانا پیشنهاد بی‌بی‌سی برای مصاحبه را نپذیرفت.)

یک منبع برجسته در حزب سوسیالیست هم نگرانی‌اش را از کمبود ظرفیت نیروهای امنیتی برای نظارت بر بیش از ۲۵۰۰ عضو مجاهدین که تمرینات نظامی دارند، ابراز کرد: ” اینجا هرکسی که عقل داشته باشد حاضر به قبول آن‌ها نمی‌شود.”

یک دیپلمات می‌گوید که بعضی از اعضای “جدا شده” سازمان به طور قطع با ایران همکاری می‌کنند. سازمان مجاهدین غلام میرزایی و حسن حیرانی را متهم می‌کند که مامور ایران هستند؛ اتهامی که آن‌ها رد می‌کنند.

حالا هر دو مرد روی آینده خود تمرکز کرده‌اند. حسن حیرانی با کمک خانواده‌اش از ایران، یک کافه راه انداخته و با یک آلبانیایی رابطه عاشقانه دارد. در ۴۰ سالگی او از بیشتر اعضای سازمان جوان‌تر است و خوشبین باقی مانده است.

شرایط غلام میرزایی بی‌ثبات‌تر است. وضعیت سلامتش خوب نیست. در اثر جراحات ناشی از بمباران اردوگاه مجاهدین در عراق، او لنگ‌لنگان راه می‌رود و وضعیت مالی خوبی ندارد.

او تاوان اشتباهاتی را می‌دهد که در گذشته مرتکب شده؛ مسئله‌ای که پس از اولین تماس خانواده‌اش متوجه شد. سال ۱۹۸۰ که میرزایی راهی جنگ با عراق شد، پسری یک ماهه داشت.

پس از پایان جنگ ایران و عراق، همسر و سایر اعضای خانواده به دنبال او به اردوگاه مجاهدین در عراق رفتند. سازمان مجاهدین اما حاضر به پذیرفتن آن‌ها نشد و موضوع را از نظر میرزایی مخفی نگه داشت.

مرد ۶۰ ساله هرگز نمی‌دانست که جایش به عنوان پدر و همسر چقدر خالی است تا این که پس از ۳۷ سال برای اولین بار از خانه به او تلفن زدند.

او می‌گوید: “آن‌ها نگفتند که خانواده‌ام در جستجوی من به عراق آمدند. آن‌ها هیچ چیز راجع به زن و پسرم نگفتند. تمام این‌سال‌ها من به همسر و فرزندم فکر می‌کردم. شاید آن‌ها در جنگ کشته شده بودند… من چیزی نمی‌دانستم.”

غلام میرزایی تیرانا آلبانیغلام میرزایی در تیرانا

نوزادی که او به چشم دیده بود حالا نزدیک به ۴۰ سال دارد و میرزایی با افتخار عکس این مرد جا افتاده را در پروفایل واتس‌اپ خود گذاشته است. اما برقراری ارتباط مجدد، خالی از رنج هم نبود.

آن‌ها نگفتند که خانواده‌ام در جستجوی من به عراق آمدند. آن‌ها هیچ چیز راجع به زن و پسرم نگفتند. تمام این‌سال‌ها من به همسر و فرزندم فکر می‌کردم. شاید آن‌ها در جنگ کشته شده بودند… من چیزی نمی‌دانستم

میرزایی می‌گوید: “من مسئول این وضعیت (جدایی) هستم. شب‌ها نمی‌توانم درست بخوابم، چون به آن‌ها فکر می‌کنم. همیشه مضطرب و عصبانی هستم و از خودم خجالت می‌کشم.”

زندگی زیر سایه شرم آسان نیست و او حالا فقط یک آرزو دارد: “می‌خواهم به ایران برگردم و با پسر و همسرم زندگی کنم. این آرزوی من است.”

غلام میرزایی در جستجوی کمک به سفارت ایران در تیرانا رفته است و خانواده او هم در تهران با مسئولین مذاکره کرده‌اند. او هنوز پاسخی نگرفته است و در نتیجه بدون گرفتن شهروندی، بدون گذرنامه و در آرزوی بازگشت به خانه انتظار می‌کشد.

(پایان)

مجاهدین خلق در آلبانی . گروهی که اعضایش نباید به سکس فکر کنند

لینک به منبع

***

بالاترین خطر برای فرقه مجاهدین در آلبانی شعله کشیدن عشق و عاطفه استعملکردهای رذیلانه سران فرقه رجوی، مجاهدین خلق، علیه جداشدگان در آلبانی

Ali Safavi and MEK Fake News Exposed In AlbaniaAli Safavi and MEK Fake News Exposed In Albania

Mojahedin Khalq MEK Rajavi Iranian Cult The shadowy cult Trump advisors tout as an alternative to the Iranian government

Nobody Can Be “Comfortable” With Regime Change Involving MEKNobody Can Be “Comfortable” With Regime Change Involving MEK

Guardian_MEK_MKO_ALbania_Terrorism_Maryam_Rajavi_1Terrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

The Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud KhodabandehThe Many Faces of the MEK, Explained By Its Former Top Spy Massoud Khodabandeh

مسعود خدابنده آن سینگلتون پارلمان اروپا 2018Secret MEK troll factory in Albania uses modern slaves (aka Mojahedin Khalq, MKO, NCRI ,Rajavi cult)

Are The MEK And Regime Change Finally Running Out Of RoadIt’s a mistake to treat the MEK as a normal opposition group

MEK_MKO_Maryam_Rajavi_Cult_Faking_Social_Media_Aljazeera_2018Mojahedin Khalq (MEK, MKO, NCRI, Rajavi cult) keyboard warriors target journalists, Academics, activists

خاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی قسمت سوم و آخرخاطرات محمد عظیم میش مست، خروج از زندان های صدام حسین و ورود به جهنم رجوی قسمت سوم و آخر

همچنین: