اشک تمساح رجوی کرد کش برای کردهای عراق

اشک تمساح رجوی کرد کش برای کردهای عراق

اشک تمساح رجوی کرد کش برای کردهای عراقادوارد ترمادو، وبلاگ ترمادو، آلمان، چهاردهم سپتامبر 2021:… دارو دسته مفلوک و جنایتکار رجوی گمان می کنند که تاریخ و مردم کرد عراق این جنایات را فراموش خواهند کرد که امروز با بی شرمی مطلق از زبان رجوی موش مرده پیام داده و حملات نیروی  مرزی ایران را محکوم می کنند، البته همانگونه که در ابتدا گفتم این نوع حملات و عملیات نظامی که مردم عادی را هدف قرار دهد محکوم است و بایستی فورآ متوقف شود، اما بایستی دید چه کسی محکوم میکند؟ مجاهدین در این موارد بهتر است که لال شوند و دهانشان را ببندند که خود در ایم مورد جنایتکارترینند. اشک تمساح رجوی کرد کش برای کردهای عراق 

تنفر کردستان از مجاهدین خلق - گزارش تاریخمریم رجوی قاتل کردها برای کردهای سوریه اشک تمساح می ریزد

اشک تمساح رجوی کرد کش برای کردهای عراق

وبلاگ ادوارد 13.09.2021

چند روزی است که کردستان عراق توسط نیروهای ایرانی توپ باران می شود، موضوع هم نیروهای مسلحی هستند که از درون کردستان عراق به درون ایران گاهآ حمله می کنند، جند روز پیش هم فرمانده سپاه از مردم منطقه خواست که خانه های خود را ترک کنند تا تلفات شامل مردم عادی نشود، دیروز هم پس از ورود نخست وزیر عراق به ایران درخواست مقامات ایرانی از نخست وزیر عراق اخراج نیروهای مسلح کرد ایرانی از کردستان عراق بود، تا اینجا موضوع حمله افراد مسلح از درون کردستان عراق به مناطق کردی ایران است که می توان گفت به دلیل ایجاد ناامنی در درون ایران، ایران دست به اقدام زده، اما گلوله باران مردم منطقه عملی قابل حمایت و تآیید نیست زیرا مردم عادی نبایستی قیمت عملکرد عده ای را بپردازند که با دولت و نظام کشور دیگری مشکل دارند.

سالگرد کشتار اکراد عراقی توسط سازمان مجاهدین در فروردین ماه 1370

مردم کردستان عراق از ترس همین نیروی مسلحی که در کردستان عراق لانه کرده نمی توانند اعتراض کنند، این قابل فهم است، مثل دورانی که فرقه مجاهدین در عراق تا دندان مسلح بود و روستائیان اطراف اردوگاه اشرف از ترس مجاهدین قبض روح می شدند، از طرفی هم نیروی مسلح هر کشوری این حق را دارد که در درون خاک خود امنیت برقرار کند و بهترین راه هم مزاکره با دولت کشور مقابل است تا مردم بی دفاع متحمل خسارت جانی و مالی نشوند، این مطلب هم در تآیید هیچکدام از طرف های در گیر نیست، اما از طرف دیگر نبایستی به گروه های ضد مردمی مثل فرقه کثیف رجوی که خودش عامل کشتار کردهای بی دفاع عراق است اجازه داد تا از این مسائل سواستفاده کنند.

رجوی این فراری که دستش به خون هزاران کرد بیگناه عراقی آلوده است سر از قبر بیرون آورده و اعلامیه صادر می کند که حملات ایران به کردستان عراق محکوم است، باید به این قاتل کردهای عراقی گفت ای تف به شرف نداشته ات، مگر ما اعضای سابق و نیز اعضای فعلی گرفتار در درون زندان تشکیلاتی و عنکبوتی تو و مردم کرد عراق فراموش کرده ایم که چگونه برای نجات  صدام خونخوار از سرنگونی کرد های منطقه را قتل عام کردی؟ مگر می توان فراموش کرد که چگونه روستاهای کردی را در طوز و خورمال با شلیک تانک با خاک یکسان کردی و مردم را با زن و بچه در زمستان سرد آواره کوه و بیابان نمودی؟

احزاب کرد بایکوت کردند . نشست اتحاد علیه ایران هسته ای و مجاهدین خلق

 خود شخصآ شاهد صحنه ای بودم، در صنفی بودم و برای یکان ها آب و شربت می بردم، در یکی از روزها که برای اپراتور که در یک جیپ تویوتا مستقر بود آب برده بودم، کلمن آب را دادم و گوشه ای نشستم، از آنسوی بیسیم تماس یکی از یکان های ارتش مزدور رجوی به گوش می رسید که گزارش می کرد همه شان را محاصره کرده ایم و الان اسیرشان می کنیم، اپراتور خانمی بود با فامیلی طالقانی، ناگهان از این سو مهدی مددی با نام مستعار جلیل که فرماندهی آنجا را به عهده داشت بیسیم را گرفت و با پرخاشگری پشت بیسیم فریاد زد: اسیر نگیرید همه را بکشید مادر ق…ب…ها را، من مات ومبهوت خشکم زده بود تا آنزمان اصلآ فکر نمی کردم که مجاهدین چنین خونخوار باشند، پس از پایان عملیات هم یکی از راننده های نفر بر فرماندهی می گفت در مرغداری کفری وقتی درگیر شدیم کردها سلاح هایشان را انداخته و دستشان را بالا میکردند تا تسلیم شوند اما فرمانده نفر بر( بی ام پی 1)  فرمان میداد تا افراد را زیر شنی نفر بر له کنیم و از رویشان عبور کنیم، پس از عملیات هم در نشست جمعبندی که رجوی گذاشته بود همین رجوی که امروز برای کردها اشک تمساح می ریزد خطاب به فرمانده توپخانه مرکز احمد عشاق می گفت: آیا تا کنون کسی با کاتیوشا شلیک مستقیم کرده؟ منظورش احمد وشاق بود که با کاتیوشا به سمت روستاهای کردی شلیک مستقیم کرده بود و خدا می داند چقد انسان بیگناه را به خاک و خون کشانده بود و اکنون رجوی به او مدال می داد البته احمد عشاق در درگیری های اشرف بعد از سرنگونی صدام کشته شد..

کردهایی که کشتن آنها مجاز و کردهایی که کشتن آنها محکوم است

در همان نشست رجوی می گفت: این شیوه شلیک با کاتیوشا را به عراقی ها گفته ایم و آنان هم خندیدند و هم تعجب کردند، کسانی که با سلاح کاتیوشا آشنایی داشته باشند می دانند که کاتیوشا سلاحی منحنی زن و مخرب است.

اینان گوشه ای به اندازه سرسوزن از جنایات مجاهدین بر علیه کردهای بی دفاع در عراق بود، جنایاتی که اینجانب به عنوان فردی که در صنفی بودم آگاه هستم اگر بچه های یکان های رزمی که در آنزمان در صحنه بودند لب باز کنند مطمعنآ جنایات هولناکتری را افشا خواهند کرد.

اما متاسفانه دارو دسته مفلوک و جنایتکار رجوی گمان می کنند که تاریخ و مردم کرد عراق این جنایات را فراموش خواهند کرد که امروز با بی شرمی مطلق از زبان رجوی موش مرده پیام داده و حملات نیروی  مرزی ایران را محکوم می کنند، البته همانگونه که در ابتدا گفتم این نوع حملات و عملیات نظامی که مردم عادی را هدف قرار دهد محکوم است و بایستی فورآ متوقف شود، اما بایستی دید چه کسی محکوم میکند؟ مجاهدین در این موارد بهتر است که لال شوند و دهانشان را ببندند که خود در ایم مورد جنایتکارترینند.

لینک به منبع

اشک تمساح رجوی کرد کش برای کردهای عراق

***

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/کردکشی-مجاهدین-خلق/

کردکشی مجاهدین خلق و وارونه نگاری مرید رجوی

کردکشی مجاهدین خلق صابر تبریزی، ایران اینترلینک، بیستم آوریل 2021:…  مهمتر آنست که او ابدا اشاره ای به این موضوع که جنگ بین کردها که روانه ی بغداد بقصد تصرف آنجا وبرانداختن حکومت صدام بودند و لشکریان رجوی در حوالی کمپ اشرف جلوی آنها را گرفته وطی جنگی شدید که همراه با کشتار مردم روستاهای کرد بود  وآنهم با مدرنترین سلاح های تحویل گرفته ازصدام ، مانع سقوط بغداد  وصدام شدند ، نکرده ومسئله  را چنانکه روال دائمی کار باند رجوی است ، وارونه نشان داده است. کردکشی مجاهدین خلق و وارونه نگاری مرید رجوی 

رژه نظامی مجاهدین خلق و کشتار اکراد عراقرژه نظامی مجاهدین خلق و کشتار اکراد عراق

کردکشی مجاهدین خلق و وارونه نگاری مرید رجوی

اشک تمساح رجوی

کاری که این مرید رجوی کرده ، وارونه نشان دادن کرد کشی توسط مجاهدین است!

26/01/1400

از گفتار طولانی این آقا سیف اینطور بر میآید که  همزمان با کردکشی مجاهدین درعملیات مروارید ، راه را درنوار مرزی ایران گم کرده وبه اسارت آنها درداخل کردستان عراق درآمده است.

البته جنبه ی مهم قضیه این نیست.

مهمتر آنست که او ابدا اشاره ای به این موضوع که جنگ بین کردها که روانه ی بغداد بقصد تصرف آنجا وبرانداختن حکومت صدام بودند و لشکریان رجوی در حوالی کمپ اشرف جلوی آنها را گرفته وطی جنگی شدید که همراه با کشتار مردم روستاهای کرد بود  وآنهم با مدرنترین سلاح های تحویل گرفته ازصدام ، مانع سقوط بغداد  وصدام شدند ، نکرده ومسئله  را چنانکه روال دائمی کار باند رجوی است ، وارونه نشان داده است.

از نوشته ی 9 صفحه ای این مرید رجوی بخوانیم :

” از خواب که بیدار شدم همه‌جا تاریک بود. به‌حساب اینکه به سمت شرق حرکت می‌کنم مسیری را در پیش گرفتم. چند ساعت بعد با شنیدن صدای چند نفر متوقف شدم … لحظاتی بعد متوجه شدم بجای اینکه به سمت ایران بروم به سمت یکان‌های مجاهدین حرکت کرده‌ام. به مسیرم ادامه دادم و به چند قدمی مجاهدین که در حال نظافت زرهی‌هایشان بودند رسیدم. یکی از آن‌ها که تازه متوجه من شده بود با تعجب گفت تو اینجا چکار می‌کنی؟ تو هم جزء این دیروزی‌ها هستی؟ گفتم آره…و گفت شانس آوردی که اسیر مجاهدین شدی. چون رهبری ما به ما گفته هرکس که اسیر شما می‌شود میهمان من است!! از طرفی احساس آرامش و امنیت کردم و به خودم گفتم چنین رهبری باید خیلی انسان والایی باشد که به نیروهایش فرمان می‌دهد که با اسیران جنگی این برخورد انسانی را داشته باشند!!”

بعد ازاینکه مدتی ماندی چه شد؟ آیا بازهم همان رفتارهای خوب ساختگی را تجربه کردی و یا آنطور که میدانیم شستشوی مغزی ات کرد ه و ازحق داشتن کمترین آزادی بی بهره شدی؟

کردکشی مجاهدین خلق

کردکشی مجاهدین خلق

عملا اینطور شد که من گفتم وتو اگر شستشوی مغزی نشده ای ، باید ازنظر اولیه ات که رجوی انسان والایی است ونه یک حقه باز بزرگ، برگشته باشی که نوشته ی طولانی ات نشان میدهد که توفیقی درکارت که آرزوی انسانی من تحقق آن بود، پیدا نکردی.

ضمنا ، تو عمدا یا سهوا باین مسئله توجه نداری که رجوی بدنبال ازدست دادن هزاران نیروی خود در عملیات  فروغ جاویدان بی فروغ ، چاره ای جز خوب پذیرایی کردن ازامثال تو وپرکردن خلاء وحشتناک نیرو نبود و وزمانی که موفقیتی کم وبیش دراین خیانت کاری هایش بدست آورد، چهره ی واقعی خود را در برده وفسیل کردن شما بنمایش گذاشت!

بازهم :

” آن روزها ایام ماه مبارک رمضان بود… ابتدا صدای گاری از داخل راهرو شنیده شد و لحظاتی بعد درب اتاق باز شد و چند سینی پر از غذا به ما دادند و گفتند بیایید سحری آورده‌ایم. با تعجب غذاها را همراه دسر و میوه تحویل گرفتیم و از این نحوه تنظیم مجاهدین مات و مبهوت مانده بودیم. با خودم می‌گفتم بالاخره آن شکنجه و گوش بریدن و چشم درآوردن را باور کنیم یا این برخورد گرم و این رسیدگی‌ها را؟!!”

سیاست شلاق وشیرینی که نام دیگرش چماق وهویج است ، درست همین است!

اسرای جنگی دیگر هم این حرف را زده اند ولی آن دسته که رهایی یافتند، درمصاحبه های خود بالاتفاق اظهار نموده اند که مدتی بعد از حضور درمناسبات رجوی وزمانی که تمام پل ها پشست سر این قربانی ها خراب میشد ، حسرت به دل میشدند تا تکه ای گوشت درست وحسابی در غذاهایشان ببینند.

شما شبیه آخرین لحظات یک گوسفند قربانی با محبت و احترام آب و … دریافت میکردید ولی بعد چی؟

این گوسفندان بعد از خوردن آب و نوازش شدن، سرشان بریده میشد.

آیا شما درمتون تاریخی نخوانده اید که به یک محکوم اعدام چلوکباب وقلیان داده میشد ووعده ی معافیت از مجازات باوداده وسپس به دار آویخته میشد یا سرش رامیبریدند.

کاری که عینا باشما ها کردند!

سپس :

“چندی بعد صلیب به دیدار ما آمد. گفت مشکلی ندارید گفتیم نه همه‌چیز حل است. یک نفر از ما که حسین شهبازی نام داشت گفت: تعدادی کتاب انگلیسی برای یادگیری زبان می‌خواهم. در ملاقات بعدی داده شد. مجموعه این مناسبات باعث شد که ما رفته‌رفته پی ببریم که در مورد مجاهدین تا کجا به ما دروغ گفته شده و ماهیت واقعی مجاهدین ۱۸۰درجه عکس آن چیزی است که به خورد ما داده ‌شده بود. روزبه‌روز احساس نزدیکی بیشتری به مجاهدین می‌کردیم “.

ازاظهارات صدها جدا شده چنین برمیآید که وقتی رجوی میخ قدرتش را با شستشوی مغزی دادن شما ها در زمین محکم کرد ، دستور به جمع آوری کتاب ها داد ومخصوصا کتاب های مفیدی مانند ” اقتصاد بزبان ساده ” نایاب شد و جزو کتاب های ضاله ای گردید که دسترسی بدانها غیر ممکن شد.

حالا چطور؟

آیا کتاب های لازم را میتوانید دریافت کنید و قادر به حرف زدن با خانواده های خود درمحیطی بدون کنترل وخالی ازاغیار هستید؟

مطمئنا وضعیت نهائی همان شد که دوراندیشان  وطن قبل از پیوستن به فرقه ی رجوی ادعا داشتند.

همینطور :

” وقتی اولین بار سخنرانی برادر مسعود با عنوان چه باید کرد؟ را شنیدم تازه متوجه شدم که مجاهدین چقدر مظلوم واقع شده‌اند. تا قبل از آن فکر می‌کردم که مجاهدین برای به دست آوردن قدرت با این رژیم می‌جنگند ولی در آن سخنرانی فهمیدم که مجاهدین چقدر در مقابل مزدوران چماق‌دار متانت و بردباری و سعه‌ صدر به‌خرج داده‌اند… “.

درست همان بوده وهست که قبلا میدانستید!

یعنی رهبری مجاهدین درد دیگری غیر از کسب قدرت انحصاری درایران نداشتند.

قدرتی که رجوی درایران نتوانست صاحبش شود و ناچار به عراق وآلبانی قناعت کرد وازاربابان گلایه دارد که چرا نمیتوانند کمک کنند قدرتی داشته باشد که ازابتدای انقلاب برایش له له میزد!

مجددا :

” نهایتا تصمیم خود را علنی کرده و تقاضای پیوستن کردم. آن مجاهد که از تصمیم من برانگیخته‌شده بود ضمن تبریک، گفت: «این تصمیم‌گیری و انتخاب تو مبارک است ولی بدان که مبارزه سخت است. بهتر است بروی خوب فکرهای خودت را بکنی و عجولانه تصمیم‌گیری نکنی. ضمن اینکه تو مجبور نیستی حتماً به مجاهدین بپیوندی، می‌توانی به داخل بروی زندگی‌ات را بکنی و همین حقیقتی را هم که از مجاهدین دیدی به دوستان و آشنایانت بگویی “.

هرگز کسی جرات نمیکرد بتو بگوید که میتوانی دوباره به خانه وزندگی ات برگردی واحیانا اگر کسی قهرمانی کرده واین حرف را مطرح کرده ، فورا به مزدوری و … متهم میشد واگر شانس  خارق العاده داشت در جلسات جمعی تف به رویش انداخته نمیشد وزندانی نمیگردید.

ما سراغی ازچنین فردی که شانس فوق العاده ای داشته باشد وبا اعلام قصد جدایی ، هزینه های سختی را تحمل نکرده وتف باران  ومشت باران نگردد ، نداریم!

وایضا :

” همان‌جا فهمیدم که مجاهدین دنبال سیاهی‌لشکر و جمع‌کردن نیرو نیستند “.

کمتر دروغ بگو پسر!

دراین بین،  چیزی جز جمع کردن سیاهی لشکر وبخط کردن آنها دربرابر مریم ومسعود و روسپیان سیاسی که ازاین لشکر سان دیده و یک کلاغ وچهل کلاغ کرده ومریم ( دراصل عربستان ) را بدوشند  وبرای خود یک وجهه ی سیاسی بتراشند، نمیخواهند!

صابر  تبریزی

کردکشی مجاهدین خلق و وارونه نگاری مرید رجوی 

اشک تمساح رجوی

ايران اينترلينک خواستار محاکمه مسعود رجوی رهبر مجاهدين شد (لندن 2005) 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/ادوارد-ترمادو-اسیر-جنگی-صدام-و-رجوی/

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجویکانون آوا، سی ام اکتبر 2020:… مستند «ادوارد» به کارگردانی آفای محمد باقر شاهین، روایتی از زندگی پرفراز و نشیب شخصیتی به نام ادوارد است که 38 سال از زندگی‌اش را در غربت و اسارت گذرانده است. او در سال 1359 یعنی اوایل جنگ ایران و عراق اسیر می‌شود و ۹ سال از عمر خود را در زندان‌‌های عراق سپری می‌کند. او به ناگاه به سازمان مجاهدین می‌پیوندد و حدود 12 سال را در اردوگاه اشرف می‌گذارند. ادوارد پس از خروج از سازمان مجاهدین به آلمان می‌رود و در آن‌جا زندگی می‌کند. در این فیلم مستند داستان زندگی ادوارد و ماجرای رهایی او از دست مجاهدین روایت می‌شود، او از روزهای تلخی حرف می‌زند که اسیر تفکر و ایدئولوژی سازمان مجاهدین بوده و حالا نیز دوری از وطن را تجربه می‌کند. .لازم به توضیح است که این مستند تمامآ در آلمان تهیه شده است . ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجویوحشت فرقه دربدر رجوی ، ترس و لرز از مصاحبه دو عضو پیشین

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

مستند «ادوارد» به کارگردانی آفای محمد باقر شاهین، روایتی از زندگی پرفراز و نشیب شخصیتی به نام ادوارد است که 38 سال از زندگی‌اش را در غربت و اسارت گذرانده است. او در سال 1359 یعنی اوایل جنگ ایران و عراق اسیر می‌شود و ۹ سال از عمر خود را در زندان‌‌های عراق سپری می‌کند. او به ناگاه به سازمان مجاهدین می‌پیوندد و حدود 12 سال را در اردوگاه اشرف می‌گذارند. ادوارد پس از خروج از سازمان مجاهدین به آلمان می‌رود و در آن‌جا زندگی می‌کند. در این فیلم مستند داستان زندگی ادوارد و ماجرای رهایی او از دست مجاهدین روایت می‌شود، او از روزهای تلخی حرف می‌زند که اسیر تفکر و ایدئولوژی سازمان مجاهدین بوده و حالا نیز دوری از وطن را تجربه می‌کند. .لازم به توضیح است که این مستند تمامآ در آلمان تهیه شده است

لینک به منبع

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

بی بی سی فارسی: ادوارد تِرمادو، مهمان برنامه به عبارت دیگر، زندگی پرماجرایی را از سر گذرانده است. او 9 سال اسیر عراقی ها بوده، در زندان ابوقریب زندانی بوده، به ارتش سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق پیوسته، بعد زندانی آنها شده، سر از زندان اوین درآورده است. او می گوید از رفتن به جبهه پشیمان نیست ولی پیوستن به مجاهدین خلق بزرگترین اشتباه زندگی اش بوده است. چرا و چگونه یک مسیحی جذب سازمانی با تفکر اسلامی شد؟ با او اخیرا در خانه اش در شهر کلن آلمان صحبت کردم. تاریخ پخش: 2011/03/22

لینک به منبع

ادوارد ترمادو اسیر جنگی صدام و رجوی

***

سخنان آقای ادوارد ترمادو ازکانون آوا آلمان در نمایشگاه عکس تروریسم بین الملل دربروکسل (انگلیسی):

ادوارد ترمادو: از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نماندهادوارد ترمادو: از 2000 اسیر جنگی مجاهدین خلق 123 نفر بیشتر نمانده

دروغهای مسخره فرقه رجوی در پرونده افشاگرخندیدن ممنوع بود. به دوران اسارت غبطه میخوردم

همچنین: