اطلاعیه های شماره یک و دو آقای مصطفی محمدی

اطلاعیه های شماره یک و دو آقای مصطفی محمدی

پیوند رهایی، پاریس، دوازدهم ژوئیه 2015:…  من سکوت نمیکنم و به شما می گویم یا دخترم را آزاد کنید یا همۀ سازمانهای حقوق بشری و مقامات فرانسه و مطبوعات این کشور را علیه شما بسیج می کنم تا شما را از اور سور اواز نیز همانند اشرف و بلکه از خاک فرانسه اخراج کرده و به جای دیگری کوچ دهند. من هرروز همه جا و در هر نقطه ی فرانسه هستم و با مقامات دیدار میکنم و ساکت نیستم. این که مرا …

دیدار آقای مصطفی محمدی با مشاور ارشد رئیس جمهور فرانسه در کاخ الیزه در پاریس

اطلاعیۀ شماره 1 مصطفی محمدی

لینک به منبع

اتمام حجت با رجوی و سازمان مجاهدین

خطاب به سران فرقۀ رجوی می گویم اینجانب مصطفی محمدی آمادۀ هرگونه تهمت و انگ و بر چسب و دروغی مثل همیشه از جانب شما بوده و هستم. من را دست کم نگیرید چرا که دیدید در عراق در رابطه با موضوع دخترم چگونه در زمینه های حقوقی و قضایی و مطبوعاتی رسوایتان و افشایتان کردم تا اینکه قضائیۀ عراق حکم دستگیری تعدادی از سرانتان را صادر کرد؟.

من امروز با مردم اور حرف زدم و نوشته ها و فیلم در مورد دخترم را در میانشان توزیع کردم و پیامم را برایشان رساندم و هرروز با دولتمردان و خبرنگاران حرف میزنم. با شهرداری اور و پلیس و مقامات و سیاسیون فرانسه حرف زده و میزنم. مصطفی محمدی تنها نیست و خانواده های همۀ اسرای دربندتان از من پشتیبانی و حمایت می کنند.

من سکوت نمیکنم و به شما می گویم یا دخترم را آزاد کنید یا همۀ سازمانهای حقوق بشری و مقامات فرانسه و مطبوعات این کشور را علیه شما بسیج می کنم تا شما را از اور سور اواز نیز همانند اشرف و بلکه از خاک فرانسه اخراج کرده و به جای دیگری کوچ دهند.

من هرروز همه جا و در هر نقطه ی فرانسه هستم و با مقامات دیدار میکنم و ساکت نیستم.

این که مرا مزدور و جاسوس خطاب کنید و فیلم بسازید و دخترم را با تهدید وادار به مصاحبه کنید کار مرا آسانتر نموده و ایمانم را قوی تر و عشقم را برای تلاش جهت رهایی فرزندم از چنگال شما افزونتر می کند.

مصطفی محمدی اهل سکوت و اهل سازش نیست. شما را میشود با پول خرید اما من پدر هستم و همۀ داراییم عشقم به خانواده ام و سمیه است.

تمام دنیا مرا میشناسند. پس بیهوده خودتان را خسته نکنید و از این که هستید خودتان را رسواتر و بد نام تر نسازید. اول و آخر حرفم این است که دخترم سمیه را به من باز گردانید.

تا بازگشت و آزادی دخترم اعلامیه ها و مصاحبه ها و افشاگری هایم ادامه خواهد داشت پس حمله به من و دخترم و ضرب و شتم ما هیچ چیز را حل نمیکند.

دنیا از جنایات شما با خبر شده و همۀ آنان که بویی از عشق و عاطفه و شرافت برده اند حمایتم میکنند. من شهروند دولت کانادا هستم و این کشور در مقابل اقدام وحشیانۀ شما برای از بین بردن من و دخترم سکوت نخواهد کرد. پس حرف اول و آخرم این است یا آزادی دخترم سمیه یا ایستادگی و پافشاری قانونی و حقوقی و مطبوعاتیم تا جمع کردن بساط شما و اخراجتان از فرانسه.

مصطفی محمدی

10 ژوئن 2015 – 19 تیر 1394

اطلاعیۀ شماره 2 مصطفی محمدی

لینک به منبع

من قلم و زبان صدها پدر و مادری هستم که هیچ جز فرزندانشان نمی خواهند

باز می آیم پاسداران رجوی!!


**

به نام خدایی که ما را آفرید و یاری دهنده و استوار كنندۀ گام هایی ست که در راه حق بر داشته می شود إن تنصروا الله ينصركم ويثبت أقدامكم.

وسپاس خدایی را که مرا و دیگر پدران و مادران را در راه عشق حقیقی و مطلق یاری نموده و گام هایمان را استوار تر و قلب مان را به نور حق روشن گردانید وقسم به جلال و بزرگیش که جز او از هیچ کس نهراسیده و نمی هراسم و می بینم که دوستان و همراهان بسیاری همراه و هم گام من گشته اند تا من این راهی را که سرانجامش عشق است طی کنم.

اینک اعلام میکنم که نه از مریم قجر خیانت کار رذل می هراسم و نه از مسعود رجوی خونخوار جنایت کاری که بارها قصد جانم نموده است و دستور قتلهای زنجیره ای مخالفانش در خارج کشور را از سوراخ موش خود به ربات مجری فرامینش و عروسک خیمه شب بازی اش مریم قجر صادر می کند.

به مسعود رجوی می گویم من مصطفی محمدی همچنان ایستاده ام به مزدورانت و فالانژها و ساندیس خورانت بگو بیایند. آره من هم مثل تو و به تو بیا بیا می گویم و من ای پاسداران رجوی بعد از آنهمه زخم و شکنجه به دست شمایان با دخترم و یارانم باز می أیم و باز می آییم.

من ایستاده ام و گفتم که من قلم و زبان صدها پدر و مادری هستم که هیچ جز فرزندانشان نخواسته و نمیخواهند و وابسته به هیچ ارگان و حزب و سازمانی نیستند و چیزی جز عشق یعنی زبان و حس مشترک تمام دنیا و تمام پدران و مادران دنیا و تمام آحاد بشر یعنی جز عشق همۀ مخلوقات خدا حتی حیوانات به فرزندشان چیزی ندارند و این مهم را نمیشود حتی با نقشه و دسیسه و پول و تکنیک و تاکتیک و ایدئولوژی سازمانی و شستشوی مغزی از بین برد و یا کم رنگ و بی رنگ نمود.

شاید آن روز که به من و حوریه دخترم حمله ور شدید ما را دست خالی دیدید اما ای نادانان! خداوند بر دلهاتان مهر نهاده و این است که نمی بینید و نمی شنوید (خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ)دستان من در دستان خداست و در قلب من و دخترم نور عشقی ست که هادی ماست و کور کننده ی شما مزدوران که دست های کثیف و آلوده تان را به دختری بی دفاع دراز نمودید و حادثه ی فرخندۀ مظلوم دخترک افغانی را خواستید دوباره تکرار کنید دختری که به دست کور دلان و احمق ها و جنایتکاران داعشی همچون شما حامیان داعش و از جنس شما کشته شد ولی خداوند با ما و حافظ و نگهبان ماست ( فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ).

نه نترسیدم و نمیترسم جز از خدا چرا که کارم را یک وظیفه و مسئولیت انسانی و خدایی می دانم از این رو تنها حافظم خدای رحمان و رحیم است. (الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا).

من راوی داستان مظلومان در بند و اسیر سازمان جهنمی رجوی هستم داستان مردان و زنانی که در سیاهچال مجاهدین اسیر شده و هیچ کس دردشان را لمس نمی کند و به فریادشان نمی رسد و هنوز دنیا به طور کامل درد آنان را درک نکرده و باورشان نشده است. اما من پدر سمیه و محمدم دردهاشان را دیده ام شنیده ام لمس کرده ام و پا به پای ی آنان رنج کشیده ام.

من راوی داستان ندا و یاسر و فروغ وآلان و مرجان و آسیه و فرخنده و دیگر مظلومانی هستم که فقط خدا میداند چه بر سر آنها آمد و آوردند.



**

دنیا باید به روایت داستان فرقه ای بنشیند که یکی از بزرگترین فرقه های افراطی و مرتجع و تروریست جهان می باشد که در لباس مذهب دست به ترور و جنایت میزند و این اولین و آخرین در تاریخ دنیا نبوده و نیست و شاید در تاریخ اروپا و دیگر کشورها هنوز هم رد پای این جانیان و خسارات وارده از سوی آنان به چشم میخورد و قرن هاست که مردم دنیا زخم خوورده و مجروح از این نوع فرقه های هستند که لباس مذهب به تن نموده و شعار توخالی آزادی و خدا و خلق خدا را می دهند.

والبته دنیا میداند که در هیچ مذهب و مکتبی عشق به خانواده و پدر و مادر و تشکیل خانواده گناه محسوب نمیشود.

هفته های گذشته من و حوریه به اور رفتیم و دیروز همراهمان پدری بود که همانند من زخمی این سازمان مخوف جهنمی ست. او قربانعلی حسین نژاد پدر زینب حسین نژاد اسیر سالیان مجاهدین است. دختر او زینب را سران فرقۀ رجوی در حالیکه زیر سن قانونی بود با فریب و نیرنگ از همین اورسوراواز به لیبرتی بردند و اوهم خواهری همچون حوریه دارد سرا پا عشق و دلتنگ و مشتاق دیدار خواهری که هرگز در عمرشان همدیگر را ندیده اند و بارها در تلاشش برای دیدن خواهر دربندش در عراق در حالیکه تا دم در لیبرتی رفت و در چند قدمی خواهرش قرار گرفت بوسیلۀ سران فرقۀ رجوی ناکام ماند.

اکنون پدران و مادران و افراد خانواده های همۀ این عزیزان آنچنان که بسیاری شان آمادگی شان را به من اعلام نموده اند حضورشان را در صحنۀ رها کردن عزیزانشان از اسارت مسعود رجوی به دنیا و به این تروریست ها اعلام کنند.

در هر کجای دنیا و ایران که هستید حضورتان را به عزیزانتان و پیامتان را به گوش مردم دنیا برسانید خدا با ماست. پدر زینب حسین نژاد حضور خویش را در شهرداری و پلیس و جای جای اور اعلام نمود و ایستاده در کنار من، ما و همه ی پدران و مادران.

ما همگی یک چیز میخواهیم: آزادی عزیزانمان از چنگال رجوی و در این راه خدا با ماست و حمایت همه ی پدران و مادران دنیا.

درود خداوند بر تمام مردم آزاده ی دنیا و درود و سلام بر عزیزانی که با پیام ها و تماس هایشان مارا حمایت نموده اند و در کنار ما هستند سَلَامٌ عَلَيْكُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ.

مصطفی محمدی

11 ژوئیه 2015- 20 تیر 1394

***

مصطفی محمدی مسعود رجوی، گیرم که اعضا ی سازمان را به دروغ فریفتی با دست انتقام خلق قهرمان چه می کنی ؟

حمله تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در پاریس 2015عملیات ناموفق تروریستی فرقه رجوی علیه آقای مصطفی محمدی و دخترش در اور سور اواز فرانسه.

حمله تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی در پاریس 2015عملیات ناموفق تروریستی فرقه رجوی علیه آقای مصطفی محمدی و دخترش در اور سور اواز فرانسه

سمیه محمدی

LET SOMAYEH CHOOSE IN A FREE COUNTRY

مستندی ناتمام برای دختر سمیه (گرفتار در مجاهدین خلق، فرقه رجوی)Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi

محموبه حمزه محمدی دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه (محبوبه: همیشه دلهره با من است)

همراه با مصطفی محمدی ودیگرخانواده اسیران فرقه رجوی

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18263

والنون والقلم …… از زبان پدران و مادران به قلم مصطفی محمدی

مصطفی محمدی، هفتم می ۲۰۱۵:…  عزیزکم دخترکم از سرزمین توتا سرزمین دشمن تا عراق به شوق دیدار آمده ام نمیدانم مزدور چه کسی و چه دولتی هستم از سیاست هیچ نمی دانم فقط میدانم که این سیاست لعنتی عزیزم را گرفته خدایا بازش گردان …. عزیزم دخترم بس است دیگر برگرد این دروغ گویان فریب کار شما را برای رسیدن به مقاصد شومشان دستاویز قرار داده اند دلتنگم خسته ام پدرت قول داد این بار با ما برگردی …

نامه ۱۸۲  تن از نجات یافتگان به  دیدبان حقوق بشر

(با تشکر از آقای محمدی دریافت شد – ایران اینترلینک)

والنون والقلم …… از زبان پدران و مادران به قلم مصطفی محمدی

نه زمان زود نگذشته برای مادری که از فرزند جداست برای زنی که پاره ی جگرش در اسارت شیاطین است

نه زمان برای من و مادرت هم سخت و دیر گذشته و اکنون بعد از این همه سال دخترم عزیزکم خسته ام اما امیدوار به لطف خدا ….

خسته ام و بیزار از سیاست سیاستی که مرا از پسرم و او را از خاک و ریشه اش و اصلش و خانواده اش جدا نموده ….

این روزهای سخت پشت درهای بسته ی اردوگاه کی به پایان میرسد در حسرت دیدار پیر و خسته و زمین گیر شدم تاب ماندن نیست اما پای رفتن نیز نیست

شوق دیدار مرا تا سرزمین دشمن کشانده هنوز خاطر ه ی جنگ ذهنم را می خراشد پسران و دختران وطنم در خانه ی دشمن به چه کار مشغولند فریب دشمنی بزرگتر رجوی شیاد را نخورید این ستم کار خائن از دشمن هم صد برابر دشمن تر است …..

عزیزکم دخترکم از سرزمین توتا سرزمین دشمن تا عراق به شوق دیدار آمده ام نمیدانم مزدور چه کسی و چه دولتی هستم از سیاست هیچ نمی دانم فقط میدانم که این سیاست لعنتی عزیزم را گرفته خدایا بازش گردان ….

عزیزم دخترم بس است دیگر برگرد این دروغ گویان فریب کار شما را برای رسیدن به مقاصد شومشان دستاویز قرار داده اند

دلتنگم خسته ام پدرت قول داد این بار با ما برگردی به امید دیدارت تا این جا آمده ام اما این ستم کاران اجاز ه ی دیدار نمی دهند ….

من مصطفی محمدی زبان و قلم پدران و مادرانی هستم که با تهمت و افترا و توهین از انان استقبال کردند و سیاست از عشق چیزی سرش نمی شود و این گرگان خون خوار عزیزان مان را طعمه ای برای مقاصد شومشان قرار داده و در این راه به هر حیله ای متوسل شده اند تا این عزیزان را دور از واقعیت ها و حقایق نگه دارند و خانواده ها بزرگ ترین و خطرناک ترین دشمن این خودباخته گان مزدور محسوب میشوند چرا که عزیزان شان به خوبی پدران و مادران و خواهر و برادرانشان را میشناسند و می دانند که پدر و مادر و خانواده هیچ گاه دشمن نبوده و نیستند و خدوند پدر و مادر را تکیه گاه حقیقی و خانه را حریم امن قرار داده و تنها بده بستان بین پدر و مادر و فرزند عشق است عشق

و عشق دشمن بزرگ مسعود و مریم رجوی شیطان صفت است که سنگ بر پیشانی پدران و مادران میزنند و دروازه های لیبرتی را بر روی پدران و مادران بسته اند وآنان را بیگانه و دشمن و مزدور و جاسوس می خوانند

وچنین نماند که چنین هم نخواهند ماند

و به زودی همه ی پایگاه های جهنمی تان به یمن حضور پدران و مادران و با یاری خدا بر سرتان آوار خواهد شد

ای رجوی فراری و ای مریم هندجگر خوار به پول و حامیان پوشالی تان ننازید که به سرعت برق و باد از میان بر داشته خواهند شد ا

البانی لیبرتی اور فرانسه گورستان شما ملعونان تاریخ خواهد شد و روزی همچون سنگ زدن بر شیطان سنگ باران گور های شما عبادت خواهد شد و روزی در پیش گاه مردم شریف ایران باز خواست خواهید شد عزیزان مان را با وعده و وعید فریب دادید تا به مقاصد شومتان که مزدوری عرب ها و اسرائیل و آمریکاست با تمام قوا ادامه دهید

ننگ و نفرین بر شما از خشم پدران از آه مادران و از عذاب الاهی نترسیدید پس منتظر انتقام خداوند باشید که او بهترین انتقام گیرنده است

ما پدر و مادران را نترسانید ما از شما نمیترسیم و تا پای جان ایستاده ایم

درود بر غیرت و شرف پدران و مادران عزیز حاضر در عراق

و سلام و درود بر مردم آزاده ی دنیا

به نام و یاد خدا مصطفی محمدی

***

همچنین:

والنون والقلم …… (تقاضای دیدار مادر “نقشه”ای علیه مجاهدین خلق؟)

برای دخترم سمیه محمدیمصطفی محمدی، هفتم می ۲۰۱۵:… واما بی بوته هایی که خانواده را نقض و پدران و مادران را دشمن نامیده و خائن و مزدور خوانده اند نه تنها جایگاهی در ایران بلکه در هیچ کجای دنیا نداشته و نخواهند داشت زندان مجاهدین را خائن هایی زندان بانند که خون پدران و مادران را مباح دانسته و تنها پدران و مادران مرده را خانواده ی خویش دانسته که این خون آشامان تاریخ این زمان نه چند رنگ که هزار رنگ و هزار تویند که …

والنون و القلم …

مصطفی محمدی، پنجم می ۲۰۱۵:…  ساکت نبودم و نیستم از پای ننشسته و نخواهم نشست آرام نبوده و نیستم خسته نبودم و نیستم تا پای جان هستم فریاد پدران و مادرانی هستم که سال هاست قربانی فریب و نیرنگ مسعود و مریم رجوی شده اند راه نجات ایران ترور و قتل و غارت و دست در دست شیاطین دنیا و ابر جنایت کارا

والنون و القلم . پیروی از سازمان مجاهدین یعنی پیش به سوی ناکجا آباد ….

مصطفی محمدی، چهارم می ۲۰۱۵: …  و روز پدر دیگری از راه رسید و نه تنها سمیه محمدی بلکه تعداد بی شماری از عزیزان اسیر در چنگال فرقه ی ضد بشری مجاهدین هم چنان دور از خانه و خانواده و دور از سرزمین و کاشانه در آرزوی خانواده و دیدن عزیزانشان هستند و این حقیقتی ست آشکار و غیر قابل انکار. چرا که بارها و بارها دیده شده که عزیزانی پس از …