اعترافات اجباری اسرای جنگی رجوی و صدام ادامه دارد

اعترافات اجباری اسرای جنگی رجوی و صدام ادامه دارد

اعترافات اجباری اسرای جنگی رجوی و صدامصابر تبریزی، ایران اینترلینک، بیست و ششم اکتبر 2020:… مسعود رجوی در داخل مناسبات کثیفی که بوجود آورده بود، سگ را بازگذاشته بود و سنگ را بسته و اگر تعارفی برای بیرون رفتن ازقرارگاه درکار بوده، حکم تعارف معروف شاه عبدالعظیمی را داشته وگرنه برج های مراقبت متعدد و ایست و بازرسی ها و گشتی ها، دمار از روزگار کسی در میآورد که میخواست از کمپ اشرف خارج شود. البته تعداد انگشت شماری سماجت و مقاومت کرده و با بنمایش گذاشتن اراده ی انسانی سترگ و تحمل زندان های مخوف ، موفق به ترک مناسبات رجوی شدند که درود هر انسان آزادیخواهی بدرقه ی راهشان باد. اعترافات اجباری اسرای جنگی رجوی و صدام 

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی (گزارش بی بی سی) اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی (گزارش بی بی سی) 

اعترافات اجباری اسرای جنگی رجوی و صدام ادامه دارد

اعتراف گیری اجباری ازاسرای رجوی ادامه دارد!

06/08/1399

اعترافات اجباری اسرای جنگی ولی رضا اکبری

این بار هم دراعتراف نامه ای که ازیکی ازاین اسرا گرفته اند ، آمده است:

” در مهرماه سال۶۰ درحالیکه یک ماه بیشتر از پایان سربازی‌ام باقی نمانده بود، توسط نیروهای عراقی دستگیر شدم و به اردوگاه‌های عراق منتقل شدم… از همان اوایل به صلیب سرخ گفتم که من هوادار سازمان مجاهدین هستم و حتی عکس برادر مسعود و کتاب‌های سازمان در میان وسایلم که دست عراقی‌ها هم افتاده بود قرار داشت. از همان ابتدای اسارت، چندین نامه به صلیب سرخ دادیم که به انجمن دانشجویان مسلمان یعنی هواداران سازمان ارسال شود “.

اینکه شما هوادار مجاهدین بودید یانه ، با ادعایی که شاهدی برآن نیست ، در بهترین شکل مبهم تشخیص داده خواهد شد.

ثانیا شما بعنوان یک سرباز ایرانی دستگیر شده بودید ونه هوادار مجاهدین خلق وبنابراین صلیب سرخ ودولت عراق نمیتوانستند بردرستی حرف تو صحه گذاشته وازاسارتگاه عراقی ها خارج کنند واین خارج شدن ها زمانی میسر شد که مسعود رجوی با صدام بیعت کرد ودراین صورت برای دولت عراق بهتر بود که به مجاهدین خلقی؟! که درخدمتش بود ، درصف پادوان رجوی قرار گیرید. از شما ها باقدری اصرارظاهری که نشان داده شود خودتان این تصمیم راگرفته اید ، سوء استفاده شد.

البته آگاهان میدانند که این پیوستن ها توام با تبلیغات شبانه روزی رسانه های صوتی- تصویری ومکتوب باند رجوی بود که به وفور دراختیار اسرای ایرانی که آلترناتیو دیگری جز شنیدن وخواندن آنها نداشتند ، بوده است.

ضمنا آن دسته ازمردم ذینفع ایران وکسانی که عادت به مطالعه دارند، میدانند که آقای مهدی ابریشمچی بعنوان فرد شماره 2 تشکیلات رجوی در کمپ های اسرای ایرانی حضور مییافت ودرباغ سبز ووعده ی فراهم کردن اقامت عنقریب در بهشت موعود اروپا را بشما نشان میداد که این قول های طلایی برای یک اسیر جنگی که جوان است ، فریبنده بود.

مگر می شود در زندان و اسارتگاه شاد بود ؟

بازهم :

” با مسئولین عراقی درخواست مصاحبه با تلویزیون فارسی‌زبان عراق کردیم که عراقی‌ها تعجب کرده بودند چون تا قبل از آن چندین بار از ما خواسته بودند که مصاحبه کنیم اما ما قبول نمی‌کردیم بالاخره تلویزیون فارسی‌زبان عراق آمد و ما با داشتن عکس شهید موسی و اشرف و برادر مسعود برای مصاحبه رفتیم… و  خواستار پیوستن به سازمان شدیم “.

آیا این مصاحبه ها قبل از بیعت رجوی با صدام هم درکار بوده؟

مسلما که نه وبنابراین این مصاحبه های فرمایشی درزیر مجموعه ی توافقات خائنانه ای بود که رجوی با صدام کرده بود وشماها چیزی جز آلت فعل نبودید و این مصاحبه جزئی ازلوازمی بود که برای رجوی نیرو جمع آوری کند.

دوباره :

” … شرایط عوض شده بود و هر کس در اردوگاه باید تصمیم خودش را می‌گرفت… ما هواداران با هم جمع شدیم و گفتیم وضعیت جنگی دیگر تمام شده و معلوم نیست که سرنوشت ما چه می‌شود. پس هر کس خودش تصمیم بگیرد که چکار می‌خواهد بکند. تصمیم ما این بود که شرایط هر طور می‌خواهد باشد، ما باید نزد مجاهدین برویم. می‌گفتیم ۸ سال آن همه سختی‌ها را با عشق به برادر مسعود و مجاهدین تحمل کرده‌ایم حالا دیگر وقتش است که به سازمان بپیوندیم. به این ترتیب گمشده ۸ ساله‌مان را پیدا کردیم و به آرزویمان رسیدیم “.

پس کسانی که عشق مسعود را نداشتند ، این شرایط را چگونه تحمل کردند؟

آیا شما بخاطر عشق مسعود بود که اسیر دشمن شدید؟؟!!

چه رابطه ای دارد این عشق واسارتی که نامربوط به این عشق است و آیا خواننده ی محترم میتواند این حرف غیر منطقی را هضم کند؟

مجددا :

“… خود سازمان هم در هر بزنگاهی ما را در معرض انتخاب قرار می‌داد و بارها برادر مسعود می‌گفت هر کس که توان مبارزه را ندارد دنبال زندگی خودش برود. عده‌ای که توان تحمل مبارزه و سختی‌های آن را نداشتند، دنبال زندگی‌شان رفتند. تعداد اندکی هم از آن بریدگان خود را فروخته، مزدوری وزارت اطلاعات را پیشه کردند و در خدمت رژیم و دستگاه آدمکشی آن درآمدند”.

لعنت به دروغگو که امیدوارم این دروغ از زبان این اسیر نبوده و بنامش مطرح کرده باشند.

مسعود رجوی در داخل مناسبات کثیفی که بوجود آورده بود، سگ را بازگذاشته بود و سنگ را بسته و اگر تعارفی برای بیرون رفتن ازقرارگاه درکار بوده، حکم تعارف معروف شاه عبدالعظیمی را داشته وگرنه برج های مراقبت متعدد و ایست و بازرسی ها و گشتی ها، دمار از روزگار کسی در میآورد که میخواست از کمپ اشرف خارج شود.

البته تعداد انگشت شماری سماجت و مقاومت کرده و با بنمایش گذاشتن اراده ی انسانی سترگ و تحمل زندان های مخوف ، موفق به ترک مناسبات رجوی شدند که درود هر انسان آزادیخواهی بدرقه ی راهشان باد.

ایضا :

” این را هم به‌روشنی یادآوری کنم که هرکس و هر جریان و یا خانواده‌ای با این جانیان و خائنان هم‌دست و هم‌صدا شود، خواه ناخواه نجس و آلوده و در میز وزارت اطلاعات قرارگرفته و ما با آن‌ها نیز مرزبندی قاطع خواهیم داشت. این مهم است که افراد و خانواده‌ها هوشیار باشند، به دام مزدوران اطلاعاتی نیفتند و به نجاست این رژیم آلوده نشوند “.

این همصدایی ازچه قماش است؟

آیا میبایست جلوی هرگونه تحرک اعتراضی خانواده ها که صرفا درجهت رفاه حال شما وکمک به اعاده ی خصلت های نیک انسانی ازقبیل آزادگی وتعیین مقدرات خود است، گرفته میشد، رجوی ها راضی میشدند ویا آن موقع چرخش زبانشان دراین راستا بود که درایران حقوق بشر ذایل  شده  وهزار چیزها.

خانواده های گرفتار برای اخذ ویزا ویا طرح شکایت های خود علیه رجوی ها ، چاره ای جز مراجعه به دولت جمهوری اسلامی ایران ندارند واین به معنی مزدوری و … نیست.

راست آنست که تمامی این نوشته ها برای مرعوب کردن خانواده های ستم دیده ازطرف باند رجوی  وجدا شدگانی ازاین مناسبات ملعون است  که وظیفه ی وجدانی خود میدانند که باین خانواده ها کمک کنند.

صابر  تبریزی

اعترافات اجباری اسرای جنگی رجوی و صدام ادامه دارد

(پایان)

*

صحبتهای تامل برانگیز آقای جلال اکبری کهنه سری در گردهمایی سراسری انجمن نجات
لینک

امیدوارم که ولیرضا به حقیقت زندگی آزاد پی ببرد و از رجویها کنده شود

انجمن نجات مرکز گیلان پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۹

https://www.nejatngo.org/fa/posts/41679

اعترافات اجباری اسرای جنگی ولی رضا اکبری

ولیرضا اکبری کهنه سری در کسوت یک سرباز و مدافع خاک میهن در ماههای آغازین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به اسارت نیروهای بعثی درآمد و چیزی حدود 8 سال از عمرش را در سیاهچالهای مخوف صدام سپری کرد. سختیهای کشنده و طاقت فرسای اردوگاه صدام، تاب و تحمل بعضی از اسرا از جمله ولیرضا را گرفت و متاسفانه در پی دجالگریهای فرقه رجوی و وعده و وعید دروغین انتقال به اروپا، باعث شد ولیرضا خام خیالانه به اسارتی دیگر گرفتار شود که هم اینک بالغ بر30 سال از آن میگذرد.

خانواده دردمند ایشان از اعضای فعال و مرتبط با انجمن نجات گیلان هستند که در راستای رهایی عزیزشان ازهیچ کوششی دریغ نکردند و بارها و بارها به عراق ناامن و تحصن در مقابل اشرف و لیبرتی مضمحل شده مسافرت نمودند و آزادی ولیرضا را خواستار شدند و متاسفانه با کارشکنی رجویها نتیجه ندیدند.

و در این میان مادر چشم انتظار دلبندش رخ در خاک کشید و دارفانی را وداع گفت.

اعترافات اجباری اسرای جنگی ولی رضا اکبری

آقا مجید از برادران ولیرضا در کنار فعالیتهای انساندوستانه خود، بارها و بارها به اتفاق سایر برادران بمنظور دیدار و رهایی نازنین برادرشان به عراق ناامن سفرکرد ولیکن موفق به دیدار نشد و در آخرین دیدار خود با مسئول انجمن نجات دردمندانه گفت: ” هرچند از فعالیتهایمان درعراق، دیدار با اخوی ولیرضا محقق نشد ولی حاصل بلافصل زحماتمان را دیدیم که البته قشنگ و چشمگیربود وآن انتقال جمعی شان ازعراق ناامن به کشورآلبانی بود و طبعا انتظارمیرفت که درآنجا ملاقات و دیدار و ارتباطات درفضای مجازی با اسیران امکان پذیر شود که متاسفانه به دلایلی که شما جناب پوراحمد فرمودین به واسطه بند و بست های سیاسی و برای دولت فقیر آلبانی میشود گفت مالی ومعیشتی که رجویها به قرارموثق ساپورت شان میکنند، خواسته مشروع ما خانواده ها مبنی بر دیدار با عزیزانمان ناممکن شده است .”

انجمن نجات مرکز گیلان پوراحمد

مجید از برادران ولیرضا اکبری کهنه سری

آقا مجید مابعد شنیدن توضیحات مبسوط مسئول انجمن درخصوص اوضاع اسفناک در درون تشکیلات پاشیده رجوی در زندان مانز آلبانی خاصه شیوع پرمخاطره کرونا درصفوف اعضاء خاصه اعضای ناراضی که در قرنطینه هستند، افزودند: ” از قضا خبر ولیرضا را از جداشده های مقیم آلبانی دارم که در مرکزشهر و در نزدیکی بیمارستان عمومی شهر دیدند که بعنوان مترجم با بیماران درتردد بود و اجازه نداشت که با جداشده ها ارتباط برقرارکند شاید که به حقیقت زندگی آزاد و بدورازتشکیلات فریبنده رجویها پی ببرد و از رجویها کنده شود.”

آقا مجید درخاتمه دیدارصمیمانه خطاب به جناب پوراحمد عنوان کردند که امروز به تنهایی و به نمایندگی از جانب خانواده محترم در دفتر انجمن نجات خدمت رسیدم ولیکن حامل دعوت نامه ای هستم که جهت تهیه گزارش وعکس وفیلم به باغ خانه پدری مان واقع درروستای کهنه سر از توابع صومعه سرا که ولیرضا ازآنجا خاطره زیادی دارد ؛ تشریف بیاورید وخوشحال مان بکنید.

تنظیم گزارش : علی نیاکی

*** 

داستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمارداستان کمپ اشرف. مجاهدین خلق، قربانیان اربابانی بی شمار

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/اسیر-جنگی-صدام-حسین-اسیر-فرقوی-مجاهدین/

اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر خصلت فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروز

اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروزصابر تبریزی، ایران اینترلینک، نهم اکتبر 2020:… در جنگی که بطور ناعادلانه بر ملت ما تحمیل شده بود و ایران  تازه انقلاب کرده هنوز آمادگی لازم را برای آن نداشت ، ازاین اتفاقات میافتد و امری غیر طبیعی نیست. ضمنا تو که می دیدی سرزمین ما تحت اشغال است، چرا میخواستی از انجام وظیفه سربازی – وظیفه ای که انجام اش قانونا وحتی در زمان صلح بر عهده ی تمام کسانی که شرایط اش را دارند- سر باز میزدی؟ اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروز 

مجاهدین خلق آیت‌الله بی‌بی‌سیآیت‌الله بی‌بی‌سی ! ؟ واکنشهای سخیف، صدام گونه ولی گزینشی مجاهدین خلق علیه خبرگزاریها

اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر خصلت فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروز

خصلت فرقوی مجاهدین یعنی این!

16/07/1399

اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروز

اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروز

چند تنی ازاسرای سابق مجاهدین موفق شده اند که با بی. بی. سی مصاحبه کرده وقسمتی از اسرار مگوی مناسبات کثیف موجود در فرقه ی  رجوی را افشا کرده اند.

کاری که اقلا هزارنفر ازاین جدا شده ها با تفرعات بیشتر انجام داده اند والبته بی. بی .سی آنها را منتشر نکرده است !

ظاهرا حضور دریک رسانه ی معروف که علیرغم تمام خصوصیات منفی ناچار به رعایت پاره ای از مسائل وازجمله مصاحبه با کسانی که برعلیه مجاهدین خلق که ستون پنجم دشمن هستند ، برای رجوی ها پر هزینه شده است.

انجام این مصاحبه ها از طرف بی. بی .سی باصطلاح معروف نه ” از ره ایزدی ” ، که برای حفظ شنوندگان خود که تنها با پز دموکراسی خواهی وحقیقت گویی گاه وبیگاه ، ممکن است و .. وباند رجوی ازاین موضوع بخوبی آگاه است .

اینکه جریانی بخواهد به حملاتی که به او میشود پاسخ دهد ، امر غیر طبیعی نکرده ومیتواند با نوشتن جوابیه ای ازخود دفاع کند.

چیزی که اما در مورد باند رجوی وجود دارد ، به صف کردن قربانیان خود ونوشتن مطالبی از زبان آنهاست که البته با وجود شرایط کاملا بسته  در تشکیلات رجوی، قبول کردن درستی این حرف ها کاری غیر ممکن است وبا توجه به افشاگری های موجود ، عکس قضیه صادق تر مینماید.

سازمان مجاهدین استحله یافته ، با بسنده نکردن به یک پاسخگویی نرمال، خیلی از قربانیان خود را – اسرای جنگی خود را- که به لطایف الحیل اسیرشان کرده  وارد میدان کرده تا خشم خود را ازافشاگری چند نفر برعلیه خود بنمایش بگذارد ونشان دهد که حق با آنهایی است که این گروه وطن فروش را یک فرقه ی منحط ومستبد میدانند ودراصل برای هزارمین بار ، ثابت کرده که حق با منتقدین اوست.

در تکمیل اثبات فرقوی بودن خود ، سازمان یاد شده فرد تازه نفس؟؟!! ازاسرای جنگی خود را بمیدان آورده تا از زبان او ثابت کند که این اسرا با میل ورغبت خود به سازمان پیوسته اند واساسا وجود دستگاه عریض وطویل مغز شوئی رجوی حرف دروغی است و …

در نوشته ای منتسب به یکی ازاین اسرا چنین میخوانیم :

” جنگ شروع شده بود و به دنبالش سربازگیری بود دو بار تلاش کردم معافیت از خدمت بگیرم ولی موفق نشدم. درنهایت مجبور به خدمت شدم. به تیپ … منتقل شده و بعد هم به منطقه مرزی اعزام شدم. …در یک عملیات در منطقه … ما در محاصره قرار گرفتیم که نه آب داشتیم و نه غذا. من با یکی از سربازان که ضد رژیم بود به بقیه گفتیم ما می‌رویم دنبال غذا. …یک گالن آب بچه‌ها گیر آورده‌اند و نفرات دستمال را خیس می‌کنند و آن را گاز می‌زنند تا فقط لبشان را خیس کنند”.

در جنگی که بطور ناعادلانه بر ملت ما تحمیل شده بود وایران  تازه انقلاب کرده هنوز آمادگی لازم را برای آن نداشت ، ازاین اتفاقات میافتد وامری غیر طبیعی نیست .

ضمنا تو که می دیدی سرزمین ما تحت اشغال است، چرا میخواستی از انجام وظیفه سربازی – وظیفه ای که انجام اش قانونا وحتی در زمان صلح بر عهده ی تمام کسانی که شرایط اش را دارند- سر باز میزدی؟

دردنباله :

” در یک عملیات دیگر … در نقطه‌ای که ماشین متوقف شد من و یک سرباز دیگر پیاده شده و در یک جان‌پناه موضع گرفتیم. …در نهایت اسیر شده و به عراق آمدیم. بعد از ۴۰ روز که در بغداد بودیم ما را به اردوگاهی بردند که آخوند ابوترابی آنجا بود … گذشت تا زمانی که آقای مسعود رجوی از فرانسه به عراق آمد وضعیت تغییر کرد. تلویزیون وارد شد، سیمای آزادی گرفته می‌شد، مصاحبه‌ها شروع شده بود که دو بار خودم مصاحبه داشتم و درخواست پیوستن به ارتش آزادی را کردم و سازمان درب را به روی ما باز کرد بدون اینکه بدانند من کی هستم و سابقه من چیست “؟

این وارد شدن تلویزیون و … دراصل درراستای جذب نیرو برای رجوی بود وکجای این کار درحکم امتیازی برای شما اسرا بود؟

مصاحبه ها درچه مسیری پیش میرفت؟

جز فریب شما برای پیوستن به رجوی ؟

سرزدن مهدی ابریشم چی به اردوگاه های شما ها، توزیع نشریه ی مجاهد که مانند یک نشریه ی دشمن اعمال وظیف میکرد و دادن وعده های اخذ پناهندگی به اروپا ، نقشی دراین میان نداشت؟؟!!

اینکه میگویی – به ظن قوی بزبان شمامیگویند – که احراز هویت نشده وهمینطور به اردوگاه رجوی برده شدید ، چقدر با حقیقت سازگار بود با پرونده ای که دردست عراقی ها داشتید وتماس مداومی که سازمان با شما داشت واجازه داشت روی روح وروان شما ها کار کند.

وانگهی ، مگرطبق یک ضرب المثل معروف ترکی، دندان اسب اهدا شده از طرف ” خان” را میشمارند؟!

دوباره :

” در این سالیان سازمان بارها چراغ خاموش اعلام کرد به این معنی که هر کس توان مبارزه را ندارد، دنبال زندگی‌اش برود. ولی من انتخاب کرده بودم که مسیر شرافت را پیش بگیرم”.

بفرض اینکه چراغ آسایشگاهی خاموش شد، اما چراغ نگهبانی های خروجی اشرف هرگز خاموش نشد و ارتش صدام وسپس نیروهای اشغالگر آمریکا با استقرار بازرسی های تو درتو ،هرگز اجازه ی خروج شما را نمیداد و این حرف رجوی مزورانه ودر سطح تعارفی بیش نبوده است.

همچنین :

” راستی مگر می‌شود کسانی را به زور بیش از ۳۰ سال در زیر بمباران، موشک‌باران، محاصره، عربده‌کشی مزدوران برای شکنجه روانی و آوردن خانواده و انواع توطئه‌ها… نگهداشت؟ بنابراین این ادعای پوچ بی‌پایه است … مگر می‌شود سی سال کسی را به‌زور نگه داشت؟ … در سالگرد بنیان‌گذاری سازمان، هواداران مجاهدین به‌خوبی بیان کردند که مجاهدین از بین رفتنی نیستند “.

قاعتا نباید بشود اما آنچه حقیقت دارد، رجوی قادر شد که این کارهارا انجام دهد وشد آنچه قاعدتا نباید بشود!

ضمنا حضور خانواده های مستاصل و ستمدیده ، بمنزله ی راه نجات شما بوده و آثار جنگ روانی این مسئله، صرفا وصرفا بر روی مسعود ومریم- حالا اضافه کنیم حداکثر یکصد نفر ازخون آشامان رجوی- بوده است.

مجاهدین از همان سال 1360 از بین رفته ومجاهدی را که حنیف ها تصوراتی ازآن داشتند، با نور چراغ هم نمیشود پیدا کرد

ونیز :

” خیانت‌کاران برای پوشاندن کارنامه سیاهشان باید بگویند که مجاهدین زندان دارند، شکنجه می‌کنند، نفراتشان را به‌زور نگه می‌دارند …امروز کانون‌های شورشی در کمین نشسته‌اند تا با آتش جواب آتش را بدهند. برای اینکه خلقمان کارتن‌خواب و گورخواب نباشد.. “.

این موضوع اظهرومن الشمس است که رجوی علاوه بر داشتن تشکیلات گسترده ی مغز شویی، زندان وشکنجه هم داشت واگر مسعود یا مریم با وجود اینهمه مستندات بازهم درصد انکار آن هستند، میتوانند درمناظره هایی شرکت کنند که بارها از طرف جداشدگان واعضای نگون بخت خانواده های شما به این مناظره ها دعوت شده اند.

ضمنا ، باند رجوی بعنوان آلت دست بیمقدار آمریکا و وابستگانش، هرگز نمیتواند درد مشترکی با گرسنگان وکارتن خواب ها داشته باشند . چرا که این پدیده ها دراصل حاصل سیاست ها و دخالت ارباب تان درامور داخلی کشورهاست.

صابر  تبریزی

ایران اینترلینک

اسیر جنگی صدام حسین در عراق دیروز، اسیر خصلت فرقوی مجاهدین خلق در آلبانی امروز

***

وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.وبگاه البوابه از حمایت مالی عربستان سعودی از گروهک تروریستی منافقین که شامل اهدای سه تُن شمش طلا می‌شود، خبر داد.

همچنین: