اعلام جدایی آقای هادی ثانی خانی از تشکیلات فرقه مجاهدین در آلبانی

اعلام جدایی آقای هادی ثانی خانی از تشکیلات فرقه مجاهدین در آلبانی

علیرضا هادی ثانی خانی نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانیهادی ثانی خانی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، پنجم فوریه 2019:… گفتم درهر صورت من میخواهم بروم ازفضای اینجا و توپ وتانک وحشت دارم میخواستم بهانه ای بیاورم تا فکر کنند که بی عرضه هستم ولی جواب آخرش به من این بود میخواهی بروی گفتم بله.  گفت 2راه داری: اول اینکه دوسال در یک مکانی بنگال است زندانی میشوی تا اطلاعاتت پاک شود تا بروی چون معلوم نیست شاید تو مزدور باشی … 

MKO_MEK_Maryam_Rajavi_Cult_Sorvivors_Tiran_Albaniaبندهای دام برده داری نوین فرقه رجوی هر روز با ریزش نیرو بیشتر شل میشود

لینک به منبع

اعلام جدایی آقای هادی ثانی خانی از تشکیلات فرقه مجاهدین در آلبانی

هادی ثانی خانی، تیرانا، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در  آلبانی ، ایران ـ آزادی ـ 04.02.2019

علیرضا هادی ثانی خانی نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانی

آقای هادی ثانی خانی

اینجانب هادی ثانی خانی در بهمن 1381 وارد تشکیلات فرقه مجاهدین شدم و نزدیک به 15 سال  در تشکیلات این  فرقه بودم . قبل از توضیح علت جدایی مختصری از زندگی شخصی خود قبل از ورودم به تشکیلات مجاهدین را برای شما عزیزان شرح میدهم.

من از بچگی علاقه زیادی به فوتبال داشتم وبرای رسیدن به اهدافم از هیچ زحمتی فروگذار نمیکردم که دراین راه هم به موفقیت هایی رسیدم و در تیم های باشگاهی مختلفی هم بازی کردم که آخرین آنها تیم امید سایپا از بهترین تیمهای ایران بود که به کاپیتانی این تیم هم رسیدم که عکسهایی هم از آن زمان وجود دارد که ضمیمه این اعلام جدایی می باشد  تا مریم رجوی نگوید که هادی ثانی خانی را ما از خیابان و یا از زیرپل نجات دادیم. بله این ادامه داشت که به مشکل سربازی خوردم که یا باید به یک تیم فوتبال ارتشی میرفتم که فوتبال خودم را ادامه بدهم یا اینکه خدمت سربازیم را بخرم چون آرزوی هرجوانی بودن در باشگاه جوانان یا امید سایپا بود.  با کمک پدرم خدمت سربازیم را خریدم تا از این بابت خیالم راحت شود تا اینکه در یکی از روزها که همسایه ای داشتیم به من خیلی اصرار میکرد که الان که مشکل پاسپورت نداری و  بازی های باشگاهی تهران هم تعطیل است به مسافرت برویم. او به من گفت من به ترکیه میروم و تو هم میتوانی بعد از چند روز به من ملحق شوی هم خستگی باشگاهی از تنت برود و هم کشور ترکیه زیباست تفریحی کرده باشی. این همسایه که بعد ها فهمیدم که نفر قاچاقچی فرقه مجاهدین است و برای فرستادن هر نفر به مقر سازمان مجاهدین در عراق مبلغ 2000 یورو  دریافت میکند. من بی خبر از همه چیز به ترکیه رسیدیم. از همان روز اول  فیلمهایی که فرقه مجاهدین برای فریب و مغزشویی تولید کرده بود، برای ما نشان می دادند. آنها می خواستند من را اغفال کنند و می گفتند  که تو جوانی باید به این سازمان بپیوندی و… که من مخالفت می کردم و طرح می کردم کهمیخواهم فوتبالم را ادامه بدهم . سپس آنها من را به یک زنی که اسمش اگر اشتباه نکنم محبوبه بود واز آلمان تماس میگرفت، وصل کردند.  این زن نزدیک به یک هفته با من صحبت میکرد تا من را قانع کند و در آخر برای من شرط گذاشت که اگر رفتی عراق و خوشت نیامد میتوانی از طریق سازمان که خیلی قدرت دارد به کشوری که دوست داری بروی وادامه فوتبالت را بدهی که خیلی ها هم که به آنجا رفتند بعد از مدتی که نخواستند الان در کشورهای اروپایی هستند والان برای سازمان کار میکنند .

علیرضا هادی ثانی خانی نجات یافته از مجاهدین خلق فرقه رجوی در آلبانی

هادی ثانی خانی، کاپیتان تیم فوتبال امید سایپا که فرقه مجاهدین او را فریب داد و 15 سال او را در اسارتگاه خود اسی و در جوانی پیر کرد

متاسفانه این جمله مثل مته در ذهن من رخنه کرد که چند روزی میروم و بعد اعلام می کنم نمی توانم در عراق بمانم وبعد به کشود مورد علاقه ام میروم و فوتبالم را ادامه میدهم. بله به همین سادگی، در واقع با این فریب کاری و دروغگویی ،  یک هو سر از عراق در آوردم به محض رسیدن به آنجا بخدا قسم احساس کردم که به جهنم وارد شدم . بعداز سوالات و خوش آمد گویی به اتاق هایی ما را بردند که تلویزیونی داشت گفتم میخواهم برنامه های تلویزیون را ببینم ، گفتند ما تلویزیون نداریم فقط برنامه های سازمان وجود دارد ،آن هم با ویدئو . گفتم همه را دیدم میخواهم برنامه عادی تلویزیون عراق را ببینم. گفتند مرز سرخ است ، گفتم مرزسرخ یعنی چی؟ گفت تیز بگویم ما چون در اینجا زن و زندگی نداریم نمیخواهیم با دیدن جنس مخالف آدمها ذهنشان بقولی منحرف بشود که خنده ام گرفت گفتم الان با یک جنس مخالف که خانم یا بقول شما خواهر بود حرف زدم گفت بیشتراز این سوال نکن.

یادم است که گفتم میخواهم با همان خانمی که از من سوال جواب میکرد صحبت کنم که خانمی بود به نامه فهمیه اروانی که مسئول اول سازمان بود که در آن زمان مسئولیت پذیرش یعنی جذب نیرو را به ععهده داشت . موقعی که پیش او رفتم گفتم من نمیخواهم اینجا بمانم که حرفهایم را گوش کرد گفت ببین تیز بگویم آمدن به سازمان بخاطر رفعت رهبری سازمان است که شما ها را از منجلاب ایران جمع کند، آمدن آسان است ولی رفتنش سخت . گفتم باشه خودتان گفتید نخواستید میروی به یک کشور دیگه . فهیمه اروانی خندید و گفت ما همچین چیزی نداریم مگر ما سرپل رفتن نفرات از ایران به اروپا هستیم . گفتم درهر صورت من میخواهم بروم ازفضای اینجا و توپ وتانک وحشت دارم میخواستم بهانه ای بیاورم تا فکرکنند که بی عرضه هستم ولی جواب آخرش به من این بود میخواهی بروی گفتم بله.  گفت 2راه داری:

اول اینکه دوسال در یک مکانی بنگال است زندانی میشوی تا اطلاعاتت پاک شود تا بروی چون معلوم نیست شاید تو مزدور باشی . گفتم اصلا من جایی را ندیدم که بخواهم اطلاعاتی داشته باشم گفت همین که میگویم. گفتم راه دوم شما ؟ گفت تحویل به استخبارات یعنی اطلاعات عراق می دهیم تا آنها تو را تعیین تکلیف کنند . گفتم من را برمیگردانند ایران . او گفت تو را بخاطر ورود غیر قانونی از مرز سالها زندانی میکنند شانس بیاوری نکشنت.

بله این شد که سازمانی که سردرش فدا وصداقت است من را به این صورت و به اجبار نگه داشتند خدا شاهد است این را از ته دل میگویم در این مدتی که من دراین فرقه بودم جز بی اعتمادی ، سرکوب، تهمت و  دشنام و شرکت در نشست های اجباری مغزشویی  چیز دیگری ندیدم . بله هر سال هم که میشد از ما به زور تعهد ماندن میگرفتند که همیشه من میگفتم میخواهم بروم ولی هر بار با نشستها ی مستمر که شاید هفته ها طول میکشید من را پشیمان میکردند. من را به وضعیتی می رساندند که تا جایی که فقط باید با قرصهای اعصاب خودم را میخواباندم راهی هم نداشتم برای رفتن چندین بار هم قصد فرار از عراق را داشتم ولی که نه که ما را از بیرون ترسانده بودند. واقعا به خود میگفتم که اگر بیرون بروم دراین وضعیت جنگی عراق یا کشته میشوم یا بقول رهبری فرقه مجاهدین دولت ایران دماری از شما در میاورد که الان تمام کسانی که رفتند پشیمان هستند . بخدا نصف تمام نشستهایش این بود که این کس که بیرون رفت مرد یا خودکشی کرد بقیه هم درخواست برگشت دادند که ما قبول نمیکنیم . خوب  شما خودتان  را جای من بگذارید کسی که 15 سال را درغار بوده این حرفها را به گوشش فرو میکنند چه فکرهایی میکند تا اینکه آمدیم به آلبانی که گفتم خوب شد بهترین فرصت برای فرار است . اول چند هفته ای را تحقیق میکنم بعد در یک روز مناسب فرار می کنم. والله اولش فکر میکردم که کشور اروپایی است و آزاد حداقل این اجازه را دارم که به بیرون بروم ولی از بدو ورود مسدولین تشکیلاتی سازمان اعلام کردند که حق ندارید بدون اجازه بیرون بروید اگر هم که میخواهید قبلش باید بگوید ویک مسئول هم باید با شما بیاید .

چند هفته ای گذشت که گفتم دوباره درخواست جدایی و خروج خودم را از سازمان مطرح کنم  و فرار نکنم که برای افراد دیگر دست بستگی ایجاد نکنند که بخاطر فرار ما ضوابط سخت برای آنها بگذارند دیدم . خیلی ها که میخواهند بروند یا بنگالی میشوند مدتی یا هفته ها برایش نشست میگذارند تا از لحاظ ذهنی فرد را خسته و فرسوده کنند .  تا اینکه با فرد دیگری  که از قبل برنامه فرار را چیده بودیم در یک روز بارانی فرار کردیم و خودمان را به کمیساریا معرفی کردیم که گفتند شما را به یک هتلی میبریم ولی مشکلات مالی شما طبق توافقی که فرقه با ژنو کرده ماهیانه در آن زمان اگر اشتباه نکنم به یورو 330 یورو باید به شما بدهند . ما با تماس با فرقه مجاهدین درخواست حقوقمان را کردیم که تنها حرفی که شنیدیم این بود که شما مزدور هستید باید حقتان را از سفارت ایران بگیرید. گفتیم کمیساریا گفته شما باید به ما پول بدهید، تا یک ماه پولی به ما داده نشد یک ماهی را در هتلی که بودیم با همان صبحانه ای که فقط میدادند خودمان را سر میکردیم تا اینکه بعد از یک ماه فشار فرقه ناچار شد که پول ما رابدهد ولی با هزاربرگه و امضا 3 ماهی گذشت که به ما مارک مزدوری زدند که گفتند شما را در اطراف سفارت دیده اند گفتیم کل تیرانا به اندازه یک کف دست است یعنی ما از آنجا ردشدیم ما را درسفارت دیدند گفتند دیگر به شما هیچ مالی تعلق نمیگیرد. من بایک بیت شعر جوابشان را دادم

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم زبی آبی ولی با خواری ذلت پی شبنم نمیگردم

فرقه ای که تا الان نزدیک به 17 سال عمر مرا گرفت 3 سال هم تحمل کردم ولی دریغ از اینکه بخواهند بگویند ما این همه سال او را به بردگی گرفتیم بگذاریک کمکی کنیم 3 سال را در تنهایی گذراندم از طریق پدر عزیزم کمکهایی به من میشد تا در این دنیای نامردی که حتی به یک بازنشسته دولت هم یک کمکی میشود به من جز اگراشتباه نکنم 4 مرتبه کمک شد ولی کمکی که باید در قبال آن مزدوری آنها را میکردم ولی اشتباه من این بود که سه سال را تحمل کردم واعلام جدایی نکردم که پشیمان هستم ولی الان با افتخار اعلام میکنم من از فرقه وتشکیلات کذایی فرقه اعلام جدایی می کنم و  تلاش خواهم کرد آنچه در این سالیان در زندانهای فرقه رجوی بر من و دیگران گذشته است، جهت تجربه دیگران بیان کنم.

باتشكر
هادی ثانی خانی (رضوان)

(پایان)

*** 

تلویزیون انگلستان اردوگاه تروریستی مجاهدین خلق فرقه رجوی تیرانا آلبانی 3گزارش کانال ۴ تلویزیون انگلستان از اردوگاه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در حومه تیرانا-آلبانی

Ex members accuse @Maryam_Rajavi of coordinating routine sexual abuse. Many of these women lost their wombs.Terrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

Sir_David_Amess_MP__Maryam_Rajavi_Cult_MEK_Mojahedin_Khalq_Saddam_TerrorismSir David Amess MP, paid head lobby for Mojahedin khalq terrorists
(aka Maryam Rajavi cult, MKO, MEK, Saddam’s private army)
in British Parliament

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/عملکردهای-رذیلانه-سران-فرقه-رجوی،-مجا/

عملکردهای رذیلانه سران فرقه رجوی، مجاهدین خلق، علیه جداشدگان در آلبانی

محمد عظیم میش مست، سایت نجات یافتگان در آلبانی، ایران آزادی، بیست و نهم ژانویه ۲۰۱۹:… در دو مورد مشخص اقدام به اعزام فردی به محل سکونت تعدادی از جدا شدگان به منظور جاسوسی و خبر چینی کرده اند. در صورت لزوم این فرد را با اسم ورسم مشخص افشا خواهم کرد.خلاصه کلام درحال حاضر دشمن اصلی فرقه ظاهرا جدا شدگان هستند و نه هیچ کس دیگر کار و مبارزه این مدعیان … 

محمد عظیم میش مست نجات یافتها از فرقه مجاهدین خلق در آلبانیمطبوعات امریکایی: مجاهدین خلق (فرقه رجوی) هیچ پایگاهی در داخل ایران ندارند

لینک به منبع

عملکردهای رذیلانه سران فرقه رجوی، مجاهدین خلق، علیه جداشدگان در آلبانی

محمد عظیم میش مست، تیرانا ، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی ، ایران ـ آزادی ـ ۲۸٫۰۱٫۲۰۱۹

سلام دوستان

همانطور که همگان مطلع هستند ودیگران بارها وبارها نوشته ویا بازگوکرده اند درطول سالیان سران فرقه به طرق مختلف وبا بکارگیری ترفندهای جورواجوروتحت عناوین مختلف اقدام به گرفتن به اصطلاح تعهدنامه وسوگندنامه یا تجدید عهد وووکه اغلب هم دیکته شخص خود رجوی بود از افراد می کردند تا در صورت لزوم به زعم خودشان ازفرد سند ومدرک داشته باشند تا با سوء استفاده از آن بتوانند افراد را سرکوب یا وادار به سکوت یا ترسانده وفرد مورد نظررا ضایع وبی آبروکنند وخلاصه بتوانند خط خودشان را دیکته کنند .

یکی از این سند سازیهای قلابی وبی اعتبار سندی است که موقع جدا شدن افراد از او می گیرند مثلا برخی را وادار می کنند که بیا امضا کن که من بریده ام ودر مبارزه کم آورده ام یا به دلیل مشکل اخلاقی اخراج شده ام یا خودوم نفوذی بودم یا خانواده ام مزدور وزارت اطلاعات بوده والی آخر واما سندی که از همه خواسته می شود که امضا کنند اینکه من برای همیشه هوادار سازمان خواهم بود واین اولین شرط دادن مینیمم وجه نقد برای گذراندن امورات زندگی آنهم بعد سالیان سال بودن در مناسبات فرقه وگذاشتن عمروجوانی وهستی ونیستی وبه باد فنا دادن همه چیز فرد

حالا بنگرید خباثت وپلیدی وناجوانمردی سران نابکار این باند جنایتکار را که چگونه چشم طمع به آینده فردی که به هر دلیل تصمیم به جدایی گرفته دوخته اند.

اینان  بازهم تلاش می کنند که طرف را وادار نماییند که تا آخرعمرفرد مذکور مطیع اوامروغلام حلقه به گوش وتحت امر ودر واقع مزدور آنها باشد هستند کسانی که به این رذالت سران فرقه تن نداده اند یا کمتر کسی درعمل پای تعهدات این سند قلابی وبی اعتبار ایستاده وبه آن وپایبند بوده فقط برای رفع تکلیف وگرفتن شندرغاز ماهیانه پای آن به اصطلاح سند هواداری را امضا گذاشته ولی عوامل این فرقه دربه اصلاح دفتر فرقه در تیرانا با تمام توان سعی به وادار کردن افراد به جاسوسی علیه سایر جداشدگان می کنند.

در دو مورد مشخص اقدام به اعزام فردی به محل سکونت تعدادی از جدا شدگان به منظور جاسوسی وخبر چینی کرده اند در صورت لزوم این فرد را با اسم ورسم مشخص افشا خواهم کرد خلاصه کلام درحال حاضر دشمن اصلی فرقه ظاهرا جدا شدگان هستند ونه هیچ کس دیگر کار ومبارزه این مدعیان دروغین آزدی ودمکراسی شده سرکوب شانتاژ تحریک تهدید وایجاد دشمنی واختلاف در بین جداشدگان واز همه مهم تراطلاعیه صادرکردن ومارک وتهمت زدن وخط ونشان کشیدن برای اعضا جدا شده غافل ازاینکه این اعمال سخیف وننگین دیگر دردی از فرقه مجاهدین، فرقه درحال فروپاشی را درمان نخواهد کرد سوال از سران فرقه راستی رژیم چی شد مبارزه چی شد سرنگونی چی شد مبارزه برای آزادی و … ای شرم بر شما که هستی ونیستی وعمر وجوانی هزاران نفر را به باد فنا دادید.

با تشکر

محمد عظیم میش مست

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/داستان-انتر-و-لوطی-در-فرقه-مجاهدین،-کدا/

داستان انتر و لوطی در فرقه مجاهدین، کدام بام ، کدام جهان؟

عبدالرحمان محمدیان، سایت نجات یافتگان در آلبانی، سوم فوریه ۲۰۱۹:… تناقض سر تا پای دستگاه را فرا گرفته است و کوس رسواییشان از بام به زیر افتاده و طنین رسوایی آنان به گوش جهانیان می رسد و تعفن عملکردشان هر روز بیشتر مشام مردم را می آزارد و مصداق این مثل هستند، از اینجا رانده (مردم) و از آنجا مانده( ایدئولوژی و …). اینها در منجلاب فساد و در حال … 

مسعود رجوی مریم رجوی لوطی و طوطی مجاهدین خلقIranian film sheds new light on security services (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, MEK NCRI …)

لینک به منبع

داستان انتر و لوطی در فرقه مجاهدین، کدام بام ، کدام جهان؟

عبدالرحمان محمدیان، تیرانا، سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی، ایران ـ آزادی ـ ۰۱٫۰۲٫۲۰۱۹

عبدلرحمان محمدیان

آقای عبدالرحمان محمدیان

کسانی که اثر زیبای زنده یاد چوبک (انتری که لوطی اش مرده بود) راخوانده اند حتما تصویری از آن در ذهنشان مانده است. ماجرای مخمل، بوزینه ای که صاحبش می میرد ،زنجیر را پاره و احساس رهایی می کند پس با این احساس می خواهد بدنبال زندگی جدیدی برود، به طبیعت پناه می برد و بقیه ماجرا؛ اول آن چوپان یعنی موجود زمینی و بعد مار که زیر و عقاب که از آسمان می آید، تحولات, حوادث، مصائب و تحولات روحی او و …

بعد این مصائب یاد لوطیش می افتد که چگونه هوای او را داشت و مثلا او را به سایر لوطی ها برای جفت گیری با بوزینه های آنان قرض می داد به سوی لوطی اش برمی گردد و کنار جسد او دراز می کشد …دنیا برای او همان لوطی و هیبت و ظاهر اوست و شاید اشتباه کرده  که فکر کرده بود دنیا جور دیگری و صورت دیگری هم دارد.
حالا وقتی به مریم قجر…و عملکرد او نگاه می کنیم یاد ان داستان می افتیم البته ان داستان در قالبی سمبلیک نوشته شده و خارج از اختلافات زمانی و هر چیزدیگر، شباهتی جالب توجه وجود دارد. با این ضرب المثل معروف که ِ؛میمون هر چه زشت تر بازیش بیشتر!
حالا هم فرقه مجاهدین از مردم بریده و طرد شده اند و اعتقادات و خرافه های انچنانی هم« که سالها پشت آن مخفی می شدند » حتی روی نیروهای به اصطلاح معتقدشان بی اثر است ، تناقض سر تا پای دستگاه را فرا گرفته است و کوس رسواییشان از بام به زیر افتاده و طنین رسوایی آنان به گوش جهانیان می رسد و تعفن عملکردشان هر روز بیشتر مشام مردم را می آزارد و مصداق این مثل هستند، ازاینجا رانده (مردم) و از آنجا مانده( ایدئولوژی و …). 
اینها در منجلاب فساد و در حال سقوط شتابان هنوز هم نیمه جانی دارند و البته تا بخواهی وقاحت، مدعی هستند و به نیرو های هنوز اسیرشان می گویند و تلقین می کنند که بر بام جهان ایستاده اند!
کدام بام و کدام جهان ؟ معلوم نیست و البته قرار هم نیست کسی بداند و اگر کسی هم بپرسد جیغشان بلند می شود اگر سئوال کننده در درون باشد و واقعا بخواهد بداند که واویلا سریع شروع می کنند که این حرفت بو داره و این حرف دشمن است و…

و اگر بیرونی و بیرون از مناسبات آنان باشدبازهم ترفندشان آماده است که آی مزدور؛ آی فلان و آی بهمان، امابهر حال باید به آنها گفت اون بامی که بر آن ایستاده اید سست است و البته برای شما سخت بی بنیاد و مواظب باشید از آن بالا می افتید و هزار پاره می شوید.!!!
ما نمیدانیم که لوطی واقعا مرده یا نه، باید خود انتر بگوید اما در هر حال و در عالم واقع و بطور اجتماعی و سیاسی در حد یک میت است، او که برای مریم خانم همان لوطی دنیا است و همه عالم در او خلاصه می شود مرده اش هم که در این وضعیت آشفته و نا بسامان خاصیت بیشتری دارد، برای افراد از دنیا بی خبرو البته مسخ شده و مطیع او را از لاهوت تا ناسوت می برد از او بتی می سازد و بقیه را به طواف او وامی دارد ومی چرخاند (حالا هر کس جرات دارد نچرخد).
این تشکیلات فاسد در حال فرو پاشی است، سرفصلی هم که گفته بود چند روز دیگر تمام و باز دروغشان بیشترآشکار می شود مگر از قول اونکه معلوم نیست که مرده و یا در سوراخی خزیده که لابد در وقت موعود ظهور کند (آخه این عنتر مدعی بود که او حجت ووارث زمین و…است)اعلام نکرده بودند که رژیم تا قبل از ۲۱ بهمن سرنگون و ۴۰سالیگیش را جشن نخواهد گرفت، به افراد گفته بود تا این زمان بمانید اگر سرنگون نشد بعد هرکس خواست برود. (البته چند وقت پیش که فهمیده بودنداین دروغ برایشان قیمت خواهد داشت وافراد زیادی منتظراین سرفصل برای جدا شدن هستند بازهم دروغی و فریبی تازه ساز کردند و دوسال دیگر آن را  تمدید کردند).
از روزی که سازمان مجاهدین به فرمان مسعود سازمان مریم نامیده شد و به همه هم گفته شد هر کس نمی خواهد برود و اگر کسی صدایش در می آمد چنین و چنانش می کردند یعنی کاری به سر او می آوردند که عبرت دیگران شود« مثل بقول خودشان فرمانده فتح الله »دیگر این سازمان تبدیل به محمل و وسیله ای در دست این زوج شد و هرروز بیشتر و بیشتر از مردم فاصله و همه توان و انرژی افراد صرف حفظ جان این زوج و اهداف شخصی انان و میلیونها دلار پول حلال خرج هوسهاو میهمانی ها و مهمانان آنچنانی شد.

ولی بشهادت تاریخ و خصوصا در عصر ارتباطات، که در طرفه العین هرخبرومطلب جهانی می شود این فریب و دروغ دیگر بی اثرو مردم هم به ماهیت ضد مردمی اینان پی برده اند، زمان فروپاشیاین جماعت نزدیک است، جماعتی که اسمشان مترادف دروغ و فریب و دجالیت است و در تاریخ ایران هم با همین صفات از انان یاد خواهد شد ، امدادو کمک رسانی از ما بهتران هم دیگر راه چاره نیست کسی که از خلق ببرد ودست به دامن بیگانگان شود سرنوشتی جز این هم نخواهد داشت.
در قضیه تحولات اجتماعی و سیاسی نقش نیروهای بین المللی و هم جهت را نمی شود نادیده گرفت اما این یک بحث است و خیانت و بازیچه قدرتهای بیگانه شدن حرف دیگری است. استفاده از نیروهای مکمل و تسریع کننده امری عاقلانه و منطقی است اما خودفروشی و دم قدرتهای بزرگ شدن خیانت است و ننگ آنرا با هیچ آبی نمی توان شست.

***  

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

همچنین: