اعلام رسمی مرگ رجوی بعد از هفده سال . چرا؟

اعلام رسمی مرگ رجوی بعد از هفده سال . چرا؟

اعلام رسمی مرگ رجوی بعد از هفده سال . چرا؟ایرنا و خبرآنلاین، بیست و سوم ژوئیه 2019:… به دلیل فردمحوربودن سازمان منافقین ۱۷ سال طول کشید تا اعضا به غیبت رجوی عادت کنند. در آن تشکیلات همه کارها و تصمیمات به مسعود برمی‌گشت و اعضا همه مطیع او بودند و در همه امور رجوی تصمیم‌گیرنده بود. در چنین فضایی اگر اعضا می‌فهمیدند که رهبرشان مرده است؛ بی‌تردید سازمان فرومی‌پاشید. به این دلیل ۱۷ سال از سرنوشت رجوی اطلاعی در دست نبود. سازمان منافقین بر اساس قانون‌مداری اداره نمی‌شد، بلکه همه تصمیمات را رجوی اتخاذ می‌کرد و منافقین بیم آن را داشتند که در صورت رسمی‌شدن غیبتش هیچ‌ کس نتواند سازمان را اداره کند. به‌طورکلی سازمان‌های فردمحور بعد از نابودی رهبرشان متلاشی می‌شوند. اعلام رسمی مرگ رجوی بعد از هفده سال

از مرگ بدون فاتحه رجوی تا خاکسپاری اسماعیل بدون حضور خانواده اشاز مرگ بدون فاتحه رجوی تا خاکسپاری اسماعیل بدون حضور خانواده اش

اعلام رسمی مرگ رجوی بعد از هفده سال

1- چرا منافقین مرگ رجوی را پنهان کردند

ایرنا، بیست و سوم ژوئیه 2019
لینک به منبع

تهران-ایرنا- سرانجام خبر مرگ مسعود رجوی به صورت غیررسمی از سوی سازمان منافقین اعلام شد تا قدری از ابهامات سرنوشت او کاسته شود و دست‌کم از این پس بتوان گفت که رهبر سابق این گروهک دیگر وجود ندارد؛ هر چند که اخیراً نیز سازمان، خبری رسمی درباره مرگ رجوی منتشر نکرد و رسانه‌ها تنها از کنار هم قرارگرفتن عکس او و دیگر کشته‌شدگان سازمان دریافتند که این گروه دیگر اصراری بر زنده‌بودن رجوی ندارد.

در بخشی از گزارش روزنامه شرق آمده است: درباره نحوه مرگ رجوی بحث‌های زیادی وجود دارد؛ به‌نحوی‌که برخی باور دارند با حمله آمریکا به عراق او نیز کشته شد، اما این گزاره هیچ‌گاه به‌طور رسمی مورد تأیید قرار نگرفت و سازمان منافقین هم درباره این موضوع سخنی نگفت. بعد از حمله آمریکا چندبار فایل صوتی رجوی در مراسم‌های این سازمان پخش شد و رجوی در آن صوت‌ها درباره موضوعات روز سخن می‌گفت. برخی در آن مقطع گفتند که این فایل‌ها صداسازی بوده است و برخی دیگر آن را مؤید زنده‌بودن رجوی دانستند. برخی دیگر نیز می‌گفتند که پس از حمله آمریکا به عراق او به عربستان رفته و در آنجا به‌سر می‌برد که فرضیه اخیر هم هیچ‌گاه تأیید نشد. تمام این گمانه‌زنی‌ها ادامه داشت تا آنکه در سال ۹۵ ترکی الفیصل، شاهزاده سعودی، در سخنانی در اجتماع سالانه حامیان گروهک منافقین در پاریس، از لفظ «فقید» و «درگذشته» برای اشاره به رجوی استفاده کرد. بعد از این سخنان تقریباً همه به این نتیجه رسیدند که رجوی درگذشته است، اما این اطمینان رسمی نبود، زیرا سازمان همچنان موضعی درباره مرگ سرکرده‌اش اتخاذ نکرده بود تا آنکه با رؤیت تصویر رجوی در کنار دیگر کشته‌شدگان سازمان، رسانه‌ها و تحلیلگران این اقدام را موضع گروه منافقین فرض کردند.

اعلام مرگ رجوی باعث فروپاشی سازمان می‌شد

عباس سلیمی‌نمین باور دارد که نیروهای منافقین نمی‌توانستند بپذیرند که مسعود دیگر وجود ندارد، زیرا در تشکیلات سازمان یک فرد و نه جمع محوریت داشت. او در پاسخ به پرسش‌های فوق به «شرق» گفت: «وقتی مجموعه‌ای فردمحور می‌شود، با نبود آن فرد تشکیلات از هم می‌پاشد؛ به‌خصوص تشکیلاتی که یک حصار آهنین دورش بود و هرآنچه مسعود رجوی می‌گفت انجام می‌شد، بدون آنکه اعضای سازمان در تصمیمات حتی ذره‌ای مشارکت داشته باشند. به دلیل فردمحوربودن سازمان منافقین ۱۷ سال طول کشید تا اعضا به غیبت رجوی عادت کنند. در آن تشکیلات همه کارها و تصمیمات به مسعود برمی‌گشت و اعضا همه مطیع او بودند و در همه امور رجوی تصمیم‌گیرنده بود. در چنین فضایی اگر اعضا می‌فهمیدند که رهبرشان مرده است؛ بی‌تردید سازمان فرومی‌پاشید. به این دلیل ۱۷ سال از سرنوشت رجوی اطلاعی در دست نبود. سازمان منافقین بر اساس قانون‌مداری اداره نمی‌شد، بلکه همه تصمیمات را رجوی اتخاذ می‌کرد و منافقین بیم آن را داشتند که در صورت رسمی‌شدن غیبتش هیچ‌کس نتواند سازمان را اداره کند. به‌طورکلی سازمان‌های فردمحور بعد از نابودی رهبرشان متلاشی می‌شوند».

سلیمی‌نمین درباره نحوه احتمالی مرگ رجوی هم گفت: «من تصور می‌کنم رجوی به دلیل افراط در مسائل جنسی جان خود را از دست داد. به قطعیت می‌دانیم که شورای مرکزی منافقان فقط متشکل از ۲۴ زن زیباروی بود که مسعود با تمام آنها ارتباط برقرار می‌کرد. مستندات این گزاره وجود دارد و اعتراف‌های خانم‌هایی که از سازمان جدا شدند هم مؤید همین موضوع است؛ با چنین وصفی باور دارم که مسعود رجوی به دلیل جنون جنسی جان خود را از دست داد و تردید دارم که او در جریان حمله آمریکا به عراق مرده باشد، زیرا بعد از آن چندبار نوارهایی از او پخش و صدایش شنیده شد؛ یعنی معلوم بود که مانعی برای دیدن او وجود داشت».

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi

منافقان تصور می‌کنند با پنهان‌کاری عظمت می‌یابند

صادق زیباکلام هم درباره علت مخفی‌کاری سازمان در مواجهه با مرگ مسعود رجوی باور دارد که منافقان همواره به دنبال قداست‌گرایی برای رجوی بوده‌اند و به این دلیل تمایل نداشتند که مرگ او را عیان کنند. زیباکلام در تشریح نظر خود به «شرق» گفت: «سرشت سازمان منافقین مخفی‌کاری است. اگر روند فعالیت آنها را در ۴۰ سال اخیر بررسی کنیم، درمی‌یابیم که اساساً هیچ‌وقت اخبار درست و واقعی از سوی این سازمان منتشر نشد و هر سخنی که اعضای این سازمان می‌زدند، وجه آرمانی داشته و دارد. سازمان سعی می‌کند که همواره برای خود قداست خاصی ایجاد کند. هیچ‌وقت نمی‌توان از خلال سخنان مسئولان سازمان دریافت که چه اتفاقاتی در حال رخ‌دادن است و دلیل سازمان برای اتخاذ یک تصمیم چه بوده یا چرا با یک موضوع مخالف و با موضوع دیگر موافق است. ابهام یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سازمان منافقین است و سران این گروه تصور می‌کنند که پنهان‌کاری به سازمان عظمت می‌دهد. پنهان‌کاری در موضوع مرگ مسعود رجوی هم با همین قاعده بررسی می‌شود. معلوم نیست با کدام منطق سران منافقین به این نتیجه رسیده‌اند که مخفی‌کردن موضوعات باعث بزرگی‌شان می‌شود؟ علاوه بر این موضوع رجوی در سازمان منافقین بسیار تعیین‌کننده بود و تمام استراتژی‌های تشکیلاتی را او تعیین می‌کرد. سران سازمان تصور می‌کنند که با اعلام رسمی مرگ رجوی وجه قدسی‌بودنشان زیر سوال می‌رود و به خیالشان اگر بگویند که مسعود رجوی به دلیل اختلافات درونی سازمان از بین رفته یا در نتیجه بیماری جان خود را از دست داده است، وجه اسطوره‌ای او مخدوش می‌شود».

2- سلیمی‌نمین: شاید بیماری جنسی دلیل مرگ مسعود رجوی باشد/ رجوی اصلا و ابدا کاریزما نداشت، تبحرش شعار دادن بود

خبر آنلاین، بیست و سوم ژوئیه 2019
لینک به منبع

اعتمادآنلاین نوشت: عباس سلیمی‌نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، در واکنش به تایید خبر مرگ مسعود رجوی گفت: رجوی یکی از تجارب بسیار پراهمیت ایران است که حتماً باید مورد مطالعه و پژوهش دقیق قرار گیرد.
تایید خبر مرگ مسعود رجوی، رهبر گروهک تروریستی منافقین به عنوان یکی از چهره‌های مرموز و خطرناک تاریخ انقلاب بهانه‌ گفت‌وگوی با عباس سلیمی‌نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران  است. سلیمی نمین  تاکید می‌کند که بارزه‌های شخصیتی رجوی باید مورد مطالعه قرار گیرد تا از تکرار چنین پدیده‌هایی جلوگیری شود.

مرموز بودن رجوی ریشه در چه دلیل یا دلیل‌هایی داشت؟
در واقع رجوی از جهات مختلف قابل بررسی است. از جهت اعتقاد به دموکراسی، از جهت توجه نشان دادن به مردم و از جهت شکستن همه باورها؛ اینها مسائلی است که حتماً باید مورد مطالعه قرار گیرد. آنهایی که قبل از انقلاب را درک کرده‌اند،‌ رجوی را در اوج ادعاهایی می‌بینند که یک انسان متعالی می‌تواند از آنها برخوردار باشد.

به لحاظ دشمن‌شناسی خودش را قوی‌ترین جریان ضدآمریکا می‌دانست و از جهت دموکراسی ادعای پایبندی به حقوق ملت داشت و همچنین از جهت حکومتداری خود را در قله می‌دید.

چه شد با وجود چنین ادعاهایی رویکرد کاملاً سوال‌برانگیزی را در دستور کار خود قرار دادند؟
قدرت‌طلبی محض چهره‌ای غیرقابل باور از آنها ساخت که این باید برای همه درس عبرت باشد. مسعود رجوی شیطانی‌ترین موجودی بود که جلد انسان‌نما داشت. یعنی او تشکیلاتی آهنی‌ ایجاد کرد که اراده انسان‌ها را در هم شکست و آنها را به یک روبات تبدیل ساخت. شاید برای جوانان الان خیلی عجیب باشد که فردی عضو سازمان باشد و جرات نداشته باشد بپرسد رجوی‌ای که بت سازمان است کجاست و اصلاً زنده است یا مرده؟

جنجال بزرگ برای اینکه مجاهدین خلق نمیتوانند ثابت کنند رهبرشان مسعود رجوی زنده است

حتی زمانی که مسئول دستگاه اطلاعات سازمان عربستان رجوی را مرحوم می‌خواند،‌ کسی نمی‌تواند به خودش اجازه دهد که از زنده بودن یا مرده بودن رجوی سوال کند، چه برسد به اینکه چرا اطلاعات یک فرد عربستانی بیشتر از ماست؛ این نشان می‌دهد تشکیلات مجاهدین تشکیلاتی عجیب و غریب است که اعضایش حق انتخاب، به جای خود، حتی حق سوال درباره زنده بودن یا مرده بودن رئیس‌شان را ندارند.

رجوی بیمار جنسی بود

به طوری که وقتی آقای هادی شمس حائری، یکی اعضای سازمان، ایرادی جزئی به یکی از تصمیم‌ها می‌گیرد، 10 سال زندانی می‌شود. رجوی همچنین به بیماری جنسی مبتلا بود و احتمالش زیاد است که علت مرگش هم همین باشد.

او به دلیل نگاه مشمئزکننده‌ای که به زنان داشت، همه اعضای شورای مرکزی سازمان را از بین زنان انتخاب می‌کرد که در خاطرات بعضی از آنها آمده است به ما اطلاع می‌دادند که مثلاً امشب باید خود را در اختیار رجوی قرار دهیم. طبیعتاً جنون جنسی چند سال ادامه می‌یابد و بعدها فرد را به انواع و اقسام بیماری‌ها مبتلا می‌کند.

برخوردهایی که با اعضای سازمان می‌شد هم حاوی نکته‌های قابل‌ تاملی است. مثل ممنوعیت ازدواج!
یکی از شیطانی‌ترین ویژگی‌های رجوی این بود که شخصیت و روح انسان‌ها را خرد می‌کرد. حتی فرزندان اعضا را به اروپا می‌فرستادند تا هر آنچه علقه بین زن و مردم یا پدر و مادر با فرزند وجود دارد از بین ببرند. حتی همسران انگشتر یا شال‌گردنی را هم که به یکدیگر هدیه داده بودند به سازمان تحویل می‌دادند. شرح این شرایط نشان می‌دهد رجوی باید به عنوان پروژه بسیار سنگین مورد مطالعه قرار گیرد تا معلوم شود انسان‌ها برای رسیدن به قدرت تا چه حد می‌توانند کثیف باشند.

رجوی تبحر خاصی  فقط در شعار دادن داشت

می‌توان گفت سازمان مجاهدین پدیده‌ای پیچیده بود؟

حتماً. آنها رفتند و با صدامی که به ایران حمله‌ور شده بود دست در دست شدند و همچنین انسان‌های زیادی را ترور فیزیکی و یا ترور شخصیتی کردند تا بتوانند به هدف شوم خود برسند. اعضای سازمان در درون‌شان همه چیز را از دست داده بودند و با اینکه خائنانه‌ترین رفتارها را علیه ایران و ایرانی انجام می‌دادند، حس‌شان تحریک نمی‌شد.

مسعود رجوی همچنین تبحر خاصی در شعار دادن داشت. اما وقتی قدرت ایجاد تشکیلات آهنین را پیدا کرد، معلوم شد چه فلاکتی برای اعضای خود به وجود آورده‌ است. حتی آنها را در اختیار استخبارات عراق قرار می‌داد که مورد تجاوز قرار بگیرند تا با شخصیتی کاملاً درهم‌ریخته در سازمان فعالیت کنند. البته رجوی علاوه بر ترورها، انسان‌های دیگری را با شیوه‌های شیطانی نابود کرد.

بنابراین رجوی هم باید پاسخگوی جنایاتی نظیر ترور مردم عادی می شد و هم پاسخگوی نیروهایی که آنها را به انسان‌هایی پوچ تبدیل کرد که از هر تروری حتماً بدتر است.

مصاحبه عباس داوری و ابریشمچی برای چیست (خاطرات بهمن بازرگانی، چشم انداز ایران)

رجوی اصلاً کاریزما نداشت

مسعود رجوی کاریزما داشت؟

اصلاً و ابداً. در کتاب خاطرات آقای لطف‌الله میثمی آمده است در انتخابات داخلی زندان که برای مشخص شدن رئیس سازمان برگزار شده بود، فقط خودش به خودش رای داده بود و از آن روز به بعد تصمیم گرفت در فعالیت‌هایش پدیده‌ای به نام انتخابات را اصلاً نیاورد. انسانی که کاریزما دارد دلیلی ندارد به شیوه‌های شیطانی تن بدهد تا بتواند هدف‌هایی را که برای خودش ترسیم کرده‌ محقق کند.

او فردی خودخواه بود. جالب است که با چنین رفتارهایی و در شرایطی که حقوق مردم که هیچ، حقوق اعضای شورای‌ مرکزی خودشان را هیچ‌وپوچ می‌پنداشتند، خود را نسبت به امام(ره) برای حکومتداری محقق‌تر می‌دیدند.

تجربه رجوی نشان می‌دهد تشکیلات حزبی حق اسیر کردن انسان‌ها را ندارد.

(پایان)

اعلام رسمی مرگ رجوی بعد از هفده سال

***

اعلام رسمی مرگ رجوی بعد از هفده سال . چرا؟مرحوم همیشه بیدار مسعود رجوی

همچنین: