افتخاری دیگر برای رجوی!

افتخاری دیگر برای رجوی!

رضا جبلی، پیوند رهایی، شانزدهم ژوئیه 2016:… با یک نگاه به عکسهایی که در سایت رجوی منتشر شده دو نکته بسیار برجسته است. اول اینکه حتی با ایجاد فضای خالی بین ردیف ها هم به راحتی میشود گنجایش سالن را تشخیص داد. دوم و مهمتر وجود اندک ایرانی و نبودن حتی یک ایرانی در بین سخنرانهای اجاره ای. البته رجوی ید طولایی در دروغگویی … 

Grand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Serives For Iran’s Enemies

لینک به منبع

افتخاری دیگر برای رجوی!

نوشتۀ رضا جبلی از اعضا و مسئولین قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

طبق معمول هر سال شوی مضحک رجوی در پاریس امسال نیز برگزار شد البته امسال با ادعای ١٠٠ هزار نفر!!! در سالنی با گنجایش ماکزیمم ٣ هزار نفر برگزار شد.

با یک نگاه به عکسهایی که در سایت رجوی منتشر شده دو نکته بسیار برجسته است. اول اینکه حتی با ایجاد فضای خالی بین ردیف ها هم به راحتی میشود گنجایش سالن را تشخیص داد.

دوم و مهمتر وجود اندک ایرانی و نبودن حتی یک ایرانی در بین سخنرانهای اجاره ای.

البته رجوی ید طولایی در دروغگویی و اضافه کردن صفر دارد کما اینکه همگی بیاد داریم امضاهای ادعایی پنج میلیونی!! عراقیان در حمایت از باقی ماندن نیروهای رجوی و باقی ماندن نیروهای اشغالگر آمریکایی در خاک عراق!! تا کجا مضحک و مسخره بود بطوریکه مایۀ شوخی و خندۀ اعضای فرقه در اشرف در میان خودشان شده بود.

بیاد دارم که یکی از فرماندهان آمریکایی می گفت که چندین ده کلاسور با اسامی و امضاء برایش آورده اند که اینها از ما حمایت میکنند که او با خنده گفته: شما بایستی برای پست نخست وزیری عراق کاندید شودید و حتما با این تعداد امضاء رأی خواهید آورد چون حدود شش و نیم میلیون البته بجز کردها برای انتخابات عراق نام نویسی کرده اند!. می گفت آیا واقعا اینها ما را اینقدر نفهم قلمداد کرده اند یا می خواهند آنقدر دروغ شان بزرگ باشد که ما متقاعد شویم؟؟!!.

چند عکس از استادیوم های حدود صد هزار نفری را صرفا جهت یادآوری ضمیمه کرده ام که خود گویای حقیقت است ولی خوب رجوی فقط به خدا و امام زمان جوابگوست!!.

نکتۀ مهم و در واقع لکۀ ننگ ابدی دیگری بعد از بیعت رجوی با صدام و این بار با رئیس سابق اطلاعات آل سعود سخنرانی وی برای مریم قجر است.

البته من شخصا این حماقت محض را به فال نیک می گیرم برای مردم ایران و هر انسان آزاده ، شرافتمند و وطن پرستی که ممکن است به دلیل مخالفت با جمهوری إسلامی ویا هر دلیل دیگری به دام رجوی افتاده باشد تا از خواب غفلت بیدار شود و چهره کریه و ضد ایرانی رجوی را ببیند و برای همیشه روی او و فرقه اش خط بطلان بکشد.

ترکی فیصل عضو و شاهزاده ای از یک حکومت خاندانی و الیگارشی کیست که برای ایرانیان سخن از تاریخ و فرهنگ سرزمین مادری شان بگوید و سخیف تر اینکه به ایرانیان درس آزادی و دموکراسی بدهد!!

در کشوری که با شمشیر همین چند ماه پیش سر از بدن ٤٢ نفر جدا کردند و همانند برادران داعشی خود در مقابل اندک موضع گیریهای سازمان های حقوق بشری گفتند که طبق قوانین اسلام عمل کرده ایم البته بایستی هم که ایشان برای رجوی و طرفدارانش سخنرانی کند چون همه دشمنان قسم خورده ایران بودند و تعدادی هم که فقط برای دیدن مجانی پاریس آمده و اصلا تنها چیزی که برایشان اهمیت نداشت سخنان سخنرانان بود ولی البته برای رجوی فقط سیاهی لشگر مهم است و بس، اما اگر تنها یک ایرانی وطن پرست آنجا می بود هر گز اجازه چنین سخنرانیی به چنین کسی را نمی داد.

جناب ترکی فیصل بهتر است اول راه را برای آزادی زنان کشور خودشان آنهم فقط برای رانندگی نه چیزی بیشتر هموار کنند و با زنان لااقل بتوانند رأی بدهند آنهم نه به زنان کاندید مجلس استغفرالله بلکه به مردان.

به نظر من این یک سر فصل جدیست برای هر ایرانی شرافتمند و آزاده ای تا فارغ از هر تفکر سیاسی و مذهبی در مقابل این خیانت آشکار به صریح ترین و روشن ترین وجه موضع گیری کرده وآن را بشدت محکوم کند.

این موضوع هیچ ربطی به مخالف و یا موافق رژیم بودن ندارد و یک حرکت و موضعگیری ملی و در جهت منافع مردم و وطنمان ایران است. مخالفت با جمهوری اسلامی با همدست شدن و کف و سوت زدن برای دشمنان ایران خیانت و لکه ننگی است که هر گز پاک نخواهد شد و هیچکس نمی تواند به بهانه مخالفت با رژیم وطن فروشی کند و همدست جنایتکاران داعشی گردد.

البته بایستی اذعان کنم که حضور و نزدیکی ترکی فیصل و مریم قجر و یا به اصطلاح سنخیت داشتن این دو با هم برای خیلی ها ممکن است خارج از انتظار نبوده باشد با توجه به اینکه رجوی از طرفداران به اصطلاح خودش «فرزندان غیور دیالی»! ( البته از نظر بقیه دنیا داعش) و ترکی از فرماندهان و منابع تسلیحاتی و مالی آنهاست و در ضمن هر دو از طرفداران حق داشتن حرمسرا!! ، جالب اینکه هر دو هم در رابطه با آزادی! کامل همسران در اطاعت صد در صدی از شوهران هم همفکر هستند!.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=25963

برادران وهابی رجوی نهایت ذلت و خواری او را لو دادند! 

رضا صادقی جبلی، پیوند رهایی، پانزدهم ژوئیه ۲۰۱۶:… مگر شما نبودید که در آخرین نشست در اشرف قبل از پراکندگی قسم خوردید که پروندۀ مجاهدین در خاک وطن با شما و مریم و همه مجاهدین بسته خواهد شد و ما را ناجوانمردانه روانه مرز کردی و خودت فراری و پنهان شده و همسرت و نزدیکانت را هم به فرانسه فراری دادی همان کاری که در بعد از سی خرداد … 

المرعبی، صادقی، حسین نژادسوزش رجوی از دیدار جداشدگان با یک لابی سابق فرقه

لینک به منبع

برادران وهابی رجوی نهایت ذلت و خواری او را لو دادند!

نوشتۀ رضا جبلی از اعضا و مسئولین قدیمی جدا شدۀ سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی)

آقای رضا صادقی جبلی

 اختلافات ایران و عربستان مخصوصاً بعد از انقلاب و بدون در نظر گرفتن نوع حکومت در ایران همیشه وجود داشته و احتمالاً همیشه وجود خواهد داشت و به نظر من هیچ حکومتی بعد از جمهوری اسلامی به این اندازه با کشورهای عربی مماشات نخواهد کرد چه در رابطه با خلیج همیشه فارس و چه در هر زمینۀ دیگری که باشد.

ولی به هر حال در سی سال گذشته با وجود تمام مشکلات بین دو کشور هیچ‌گاه عربستان رسما از رجوی حمایت نکرده بود هر چند اعضای سازمان به خوبی از آن آگاه بودند و خود رجوی هم در نشستهای مختلف از آن صحبت کرده بود از جمله در رابطه با مراسم حج که رجوی می‌گفت رسما از طرف پادشاه عربستان دعوت شده ولی به دیلایل سیاسی نمی‌خواهند آنراعلنی کنند.

ولی اکنون با حضور ترکی فیصل در برنامۀ فرقۀ رجوی و حمایت رسمی او از این فرقه سئوال این است که چرا در این زمان و به این شکل این امر صورت گرفته است؟ و آیا رجوی نمی‌دانست که صرف حضور این عنصر ضد ایرانی نه تنها برای ایرانیان وطن پرست و حتی افراد سازمان و هوداران اندکش در خارج بلکه برای هر سیاستمدار بی‌طرفی هم غیر قابل هضم است که چرا ترکی فیصل؟

در چند روز گذشته تحلیلهای مختلفی در ابن رابطه شده است و احتمال صحیح بودن هر یک به اندازه بعدی است ولی به عقیده من این رجوی نبوده که ترکی فیصل را دعوت کرده بلکه برعکس ارباب بوده که تشخیص داده اکنون زمان آن است که از پشت پرده بیرون آمده و حمایت مالی و تسلیحاتی خود از رجوی را علنی کند و مرحوم خواندن رجوی چه حقیقت داشته باشد و چه نداشته باشد بدون هماهنگی بوده است چرا که دلیلی ندارد فرمانده و ارباب رجوی بخواهد با وی هماهنگ کند و از او دستور بگیرد و یا حتی از قبل اطلاع بدهد که فلان حرف را خواهد زد و یا مثل دیگر سخنرانان متن سخنرانیش را بدهد مسئولین فرقه به اصطلاح «چک» کنند چرا که برای مجاهدین و ما جداشده ها بخوبی روشن است که در رابطه با اربابان قبلی از جمله صدام حسین هم دقیقا بهمین صورت بود و بدون اجازۀ او نمی توانستیم حتی از قرارگاهای خود خارج شویم چهبرسد به انجام عملیات و خود رجوی هم بعد از سرنگونی صدام در اولین پیامش برای اعضا اعلام کرد که بایستی با صاحب خانۀ جدید موازی حرکت کنم و یا به زبان خودمانی هر چه ارباب جدید میگوید باید انجام شود و مشخصا گفت: «حتی پوشیدن دامن زنانه».

البته عربستان سعودی در چند سال گذشته مخصوصاً از شروع جنگ خانمانسوز سوریه تمام توان و امکانات خود را برای نا امن کردن ایران به کار برد ولی موفق نشد و از آنجاییکه هیچ کارتی برای بازی مقابل ایران ندارد از روی استیصال تصمیم گرفته روی اسب بازنده و چندین بار استفاده شدۀ رجوی شرط بندی و سرمایه گذاری کند و چرا نکند؟ مگر مزدور تر و وطن فروشتر از رجوی در حال حاضر در دنیا یافت می‌شود؟ البته این دستمال چندین بار استفاده شده ای است که برای اربابان به مراتب قویتر از سعودیها کارآیی چندانی نداشت و هر از چند گاهی فقط دست بدست شد و بعد هم مانند هر دستمال استفاده شده و کثیفی به داخل نزدیکترین سطل آشغال انداخته شد.

سرنوشت ذلت بار رجوی که در سی سالگی قرار بود قدرت را در حداکثر شش ماه در ایران بدست گیرد اکنون اگر زنده هم باشد در شصت و هفت سالگی مانند سرنوشت ارباب و صاحب خانه‌اش در سوراخ موشی پناه گرفته است تا شاید وهابیون داعشی برایش کاری انجام دهند.

کجا رفت آن شعارها و فریادهای «هیهات منا الذ لۀ» آقای رجوی؟ رفتن زیر قبای وهابی ها و دشمنان ایران و ایران زمین کجا و استراتژی ارتش ازادیبخش «ملی» کجا؟ آیا ذلت و خواری بدتر از این هم تصور کردنی است؟

مگر شما نبودید که در آخرین نشست در اشرف قبل از پراکندگی قسم خوردید که پروندۀ مجاهدین در خاک وطن با شما و مریم و همه مجاهدین بسته خواهد شد و ما را ناجوانمردانه روانه مرز کردی و خودت فراری و پنهان شده و همسرت و نزدیکانت را هم به فرانسه فراری دادی همان کاری که در بعد از سی خرداد شصت انجام دادی و ما را روانه زندان و شکنجه کرده ولی خودت ونزدیکانت به فرانسه روانه شدید؟!…

مگر شما نبودید که می‌گفتید فلسفه عاشورا به حضور فرمانده اول مجاهدین امام حسین می باشد نه به هفتاد و دو تن؟ پس ای نا مرد کجا بودی؟ و اگر بودی کجا – به ادعا و سخن فریبکارانۀ خودت – امن تر از بودن در بین فدائیانت بود؟

ایکاش که برای یکبار هم که شده بود از جانت می گذشتی و سر سوگندت می ماندی و همه‌مان را در داخل خاک وطن فرماندهی می‌کردی تا سازمان حنیف را به این ذلت و خواری نمی رساندی و همانطور که گفته بودی فلسفه سازمان را با افتخار می‌بستی ولی افسوس که تمامی اینها فقط حرف بود و بس و نه عمل و تماما شعر و شعار پوچ و دروغین برای فریب و به دنبال خودت کشاندن ما اعضا و هواداران سازمان بوده است.

در عکسهای ضمیمۀ این متن حتما میزان وطن پرستی و پایگاه مردمی رجوی! در میان ایرانیان! ولی از نژادها و رنگهای مختلف را که در شوی مریم قجر به صورت اجاره ای شرکت داده شده اند می بینید

Turki al-FaisalTurki al-Faisal, Saudi chief spy anounced the death of fugitive terrorist Massoud Rajavi.

شیطان سازی علیه یک قربانی فرقه رجوی (مجاهدین خلق)

***

Reza Sadeghi: EU should take the next step by helping the victims of Rajavi cult in Camp Ashraf

Interview with the latest arrival from Camp Ashraf

Paris, January 30, 2009

Link to the video file (17mb)

Link to the video file (17mb)

*** 

مصاحبه آقای میلاد آریایی با آقای رضا صادقی

https://youtu.be/jp7gqTSagX0

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24895

رجوی در بن بست تناقض و توجیه تن دادن به خروج کامل نیروهایش از عراق 

 قربانعلی حسین نژاد، پیوند رهایی، دوم می ۲۰۱۶:… ازهم با کمال تأسف تراژدی اشرف تکرار شد یعنی باردیگر همچون تراژدی تن دادن نهایی به تخلیۀ کامل اشرف با دیرکردی هشت ساله سرانجام رجوی با یک دیرکرد چهارساله به تخلیۀ کامل لیبرتی تن داد ولی بعد از صدها کشته و درگذشته و زخمی و معلول و تکرار تجربۀ ای نه چندان دور!. چرا که رجوی می توانست از همان سال نخست انتقال به لیبرتی با همکاری کامل با کمیساریا و جامعۀ … 

Maryam Rajavi terrorist syriaتوضیحات آقای حسین نژاد در خصوص تشکل سازی های فرقه رجوی

لینک به منبع

از «پناهندگی به امام حسین» تا «پناهندگی به انورخوجه»!!

رجوی در بن بست تناقض و توجیه تن دادن به خروج کامل نیروهایش از عراق

بعد ازآنهمه شعارهای سالیانش در توصیف رفتن به عراق و تقدیس خاکش!!

قربانعلی حسین نژاد آقای حسین نژاد. پارلمان اروپا

 بازهم همچون تراژدی تن دادن نهایی به تخلیۀ کامل اشرف سرانجام تن دادن به تخلیۀ کامل لیبرتی بعد از صدها کشته و درگذشته و زخمی و معلول و تکرار تجربۀ ای نه چندان دور

نوشتۀ قربانعلی حسین نژاد مترجم ارشد سابق بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین

فرقۀ رجوی این روزها پیاپی اطلاعیه می دهد که می خواهد اموال لیبرتی را نیز همانند اموال اشرف حراج کند ولی دولت عراق از ورود تجار برای خرید این اموال جلوگیری می کند. از این رو چنین بر می آید که دیگر کفگیر شعر و شعارهای رجوی برای ماندن در عراق با عناوینی مثل «پناهندگی امام حسین و حضرت عباس»! و «سرزمین مقدس عراق» و «نوار یا منطقۀ مرزی»! و«جوار خاک میهن» ته دیگ آشی خورده که عموسامش یعنی اربابش آمریکا برایش پخته است یعنی که همۀ افرادش و در حقیقت اسرایش و حتی همۀ سران فرقه اش باید از عراق برای همیشه خارج شوند و به آلبانی و کشورهای دیگر انتقال یابند. ولی بازهم با کمال تأسف تراژدی اشرف تکرار شد یعنی باردیگر همچون تراژدی تن دادن نهایی به تخلیۀ کامل اشرف با دیرکردی هشت ساله سرانجام رجوی با یک دیرکرد چهارساله به تخلیۀ کامل لیبرتی تن داد ولی بعد از صدها کشته و درگذشته و زخمی و معلول و تکرار تجربۀ ای نه چندان دور!. چرا که رجوی می توانست از همان سال نخست انتقال به لیبرتی با همکاری کامل با کمیساریا و جامعۀ جهانی و بسیج انبوهی امکانات مالی و حقوقی و وکلا و لابیهای اروپایی و آمریکایی اش همۀ افراد لیبرتی بویژه و در درجۀ اول (از لحاظ امکان پذیرش کشورها) آنهایی را که از قبل پناهندگی و اقامت کشورهای اروپا و آمریکا و کانادا را داشتند و به یک سوم کل افراد بالغ می شود به آن کشورها منتقل سازد در حالیکه خط و سیاست رجوی از نخستین روز ورود به لیبرتی در تمام اطلاعیه ها و بیانیه ها و پیامهایش و از زبان لابیهای دلاری غربی و عربش باقی ماندن در جهنم عراق و در لیبرتی با همۀ خطرات تروریستی با شعار «حفظ امنیت»!! (در عراقی که حتی مردم خودش امنیت ندارند!!) و حتی «مسلح کردن افراد» (یعنی وارد کردن آنها به جنگ و درگیری در عراق بحران زده) و شعارهای تکراری اشرف نشان! «بیا بیا» گفتن به دشمن بود به جای خط و سیاست درخواست انتقال از عراق و پذیرش توسط کشورهای مختلف که برای نمونه حتی یک مورد هم از این درخواست مبنی بر انتقال و پذیرش در اطلاعیه ها و پیامها و بیانیه ها و سخنرانیهای مسعود و مریم رجوی (از جمله حتی در پارلمانهای اروپا و آمریکا) و اظهارات دیکته شدۀ لابیهایشان مطلقا دیده نشد.

ولی این انتقال اساسا با انتقال از اشرف فرق می کند. آنجا تخلیۀ عراق نبود بلکه فقط تخلیۀ اشرف بود که آن را هم مسعود رجوی وقتی سمبۀ آمریکا را پرزور دید و از همۀ شعر و شعارهایش در مورد اشرف و خاکش و هوایش! کوتاه آمد در پیامی به همه مان پذیرفت یعنی موقع توجیه قبول رفتن ما از اشرف به لیبرتی در پیامی درونی به ما برای حل تناقض آنهمه شعر و شعارها در رابطه با مقدس بودن خاک اشرف گفت که لیبرتی خیلی بهتر از اشرف است چون آنجا در منطقۀ سبز قرار دارد که پارلمان و دولت و سفارتخانه های کشورها از جمله آمریکا در آنجا می باشند لذا از حفاظت خوب و کاملی در آنجا برخوردار خواهید بود و هر حمله ای آنجا بشود چون زیر دماغ سفارت آمریکا می باشد سریعا توسط رسانه ها به همۀ جهان مخابره خواهد شد و آمریکا مداخله خواهد کرد در حالیکه در اشرف این حفاظت و پوشش رسانه ای را نداشتیم!!.

اما این بار موضوع تخلیۀ عراق است که در ایدئولوژی و استراتژی رجوی مهمتر از اشرف می باشد چون همیشه می گفت ما پناهندۀ امام حسین هستیم!!! پناهندۀ هیچکس نیستیم البته این را وقتی می گفت که آمریکایی ها و عراقیها درخواست پناهنده شمردن او و افرادش در عراق را نپذیرفتند و به دادن استاتوی کنوانسیون چهارم ژنو به همه مان اکتفا کرد یعنی حضور موقت در عراق تا تعیین تکلیف بعدی و یکسره شدن نتیجۀ جنگ و خروج آمریکا از عراق.

رجوی همیشه در نشستهایش در عراق به ما می گفت ما بر عکس خمینی حرکت می کنیم و خط سیر ما بر عکس او می باشد یعنی او از عراق به فرانسه رفت و از آنجا به تهران رفت ولی ما از فرانسه آمدیم عراق و از عراق می رویم تهران!! ولی وقتی همۀ به اصطلاح ارتش آزادیبخش به آلبانی انتقال یابد معلوم نیست این بار چه خواهد گفت؟ آیا خواهد گفت همه مان به جای کربلا و امام حسین به روح یا قبر انور خوجه رهبر سابق کمونیست و متوفای آلبانی پناهنده ایم؟؟!!!.

از این رو رجوی هرگز در آلبانی به انتقال همه از عراق دامن نمی زند بلکه می گوید مثلا اول مسأله دارها یا به اصطلاح قلوسها را منتقل کردیم و حالا هم می خواهیم کل تبلیغات را به آلبانی منتقل کنیم چون آنجا برای دستگاه تبلیغات ما به علت آزادی عملی که داریم و امکانات در دسترس خیلی مناسب است و از آنجا با استفاده از بخش قانونی (همان بخش تقلبات) برای جعل پاسپورت و ویزا و با استفاده از وکلا و لابیهای دلاری آنها را یکی یکی به کشورهای دیگر مانند فرانسه و آلمان منتقل می کنیم تا در آن کشورها با استفاده از آزادی و امکانات انبوه آنجا با دلارهای نفتی صدامی و عربستانی که داریم دستگاه تبلیغاتی مان را پهن کرده و گسترش دهیم چون اکنون دیگر کاری و مبارزه ای و مقاومتی جز تبلیغات نداریم؟!! حتی نیروهای «ارتش آزادی»!! در داخل هم (بخوان همان افراد تبلیغات در لیبرتی!!) فقط دارند روی دیوار حیاطشان شعارنویسی و عکس برداری یواشکی می کنند!!.. بله، این است حرف و زبان دل و حال رجوی.

ولی از قرار معلوم طبق تصمیم و اعلام علنی شخص رجوی، انقلاب کرده های تمام عیار و رباتهای رجوی باید بمانند تا یکان هفتاد و دو را تشکیل داده و آمادۀ شهادت گردند تا پیام شب عاشورای دو سال پیش رجوی مبنی بر شهادت در سرزمین امام حسین درست باشد و الا خیلی آبرو ریزی می شود!!! چون حتی آن رباتها لا اقل در ذهن یا به اصطلاح رجوی در «تناقض دان» (همانند نمکدان و فلفلدان به مغز انسان هم می گفتند تناقض دان!!!) خود خواهند گفت: پس چه شد آن شعارها و فریادهای «برادر مسعود» در شب عاشورای آبان ۹۳ که گفت چراغها را خاموش می کنم هر کی می خواهد برود و ما در سرزمین امام حسین می مانیم حتی اگر همه مان شهید بشویم و هفتاد و دو نفر هم بمانند برای من کافی است!!

اما دیگر در آلبانی از این «شهادت» های عاشورا گونه در نزدیکی کربلا و سرزمین امام حسین! خبری نخواهد بود و اگر هم کسی مرد و «مجاهد صدیق» نام گرفت حد اقل نمی توان گفت در سرزمین انورخوجه به جاودانه فروغها پیوسته است!!!.

از این گذشته در لیبرتی رجوی از اول طوری جا انداخته که مجاهد انقلاب کرده و واقعی اینجا می ماند تا در خاک عراق بمیرد و رحمان (عباس داوری) هم به دستور رجوی در فروردین سال ۹۱ در نشستی در لیبرتی که من خودم در آن قبل از فرارم از لیبرتی حضور داشتم به ما گفت: اینجا را که می گویند و در تابلویش نوشته اند: کمپ ترانزیت!! درست است ولی شما به معنی کمپ موقت برای انتقال به کشورهای دیگر نشمارید بلکه در ایدئولوژی ما کمپ ترانزیت به معنی انتقال از این دنیا به آن دنیا یعنی آخرت است و اصلا این دنیا کمپ تزانزیت برای همۀ انسانها می باشد و من اکنون هفتاد سال است در کمپ ترانزیت دنیا می باشم!!!

آیا این حرفهای عباس داوری که رلۀ حرفهای رجوی به او و دیگر سران فرقه اش بوده به این معنی نیست که ما تا مرگ اینجا در خاک عراق می مانیم؟!!

اما وقتی سمبۀ عموسام پر زور باشد که اکنون شده و فشار ارباب و «صاحب خانۀ» جدیدش (به تعبیر شخص رجوی) برای تخلیۀ کامل از عراق واقعی و کاملا ملموس و محسوس است مثل انتقال و تخلیۀ نهائی از اشرف («شهر شرف» یعنی رفتن به جای دیگر بی شرفی است! و «شهر مریم» و«کوهها بجنبد اشرف زجا نجنبد» و «چو اشرف نباشد تن من مباد» یعنی اگر از دست برود همه مان باید مرده یا کشته شده باشیم!) حتما رجوی باز مانند موارد قبلی (تسلیم سلاحها به آمریکاییها و تخلیۀ کامل اشرف و پایان دادن به اعتصاب غذا) توجیه های فریبکارانه و وقیحانۀ دیگری برای تخلیۀ کامل از عراق و لیبرتی خواهد تراشید مثلا خواهد گفت:

«قرآن گفته إن أرض الله واسعه (زمین خدا گسترده است) … چه فرقی بین زمین عراق و زمین آلبانی؟!! هر دو زمین خدا هستند!! مگر پیغمبر ناچار نشد از مکه به مدینه مهاجرت کند؟!! وانگهی چنانکه در تسلیم سلاحها گفتم ارزش اصلی و ناموس، خود شما یعنی انسان مجاهد است نه سلاح!! و من بین سلاح و شما، شما را انتخاب کردم، حالا هم بین شما و لیبرتی، شما را انتخاب می کنم و لیبرتی را ول می کنیم می رویم آلبانی… اصلا گور پدر لیبرتی و مال بد بیخ ریش صاحبش!! مگر از پدرمان ارث برده بودیم؟! از قدیم گفته ایم ما در عراق زاده نشده ایم که در آنجا هم بمیریم خوب می رویم جای دیگری می میریم.. مگر در آلبانی نمی شود مرد؟ کی گفته؟!! حتما باید در عراق بمیریم؟! مگر من گفتم امام حسین به ما برگۀ پناهندگی داده؟ من منظورم پناهندگی ایدئولوژیک!! بود نه پناهندگی فیزیکی!! مگر خود امام حسین بلند نشد با تمام یاران و هوادارانش و خانواده اش از سرزمین مقدس مدینه شهر و آرامگاه جدش به عراق آمد که آن زمان هنوز کربلای حسینی در کار نبود و سرزمین مقدس نشده بود ووو…».

یا شاید هم خواهد گفت:

«ما برخلاف خمینی یک بار هم از عراق دوباره برگشتیم اروپا تا دور خیز کنیم مثل شیر که دور خیز می کند یعنی کمی عقب عقب می رود تا بپرد و از آنجا بپریم تهران!!! هر چند این عقب نشینی تاکتیکی و شیروار بیش از هزار کیلومتر یعنی چندین برابر فاصلۀ قبلی مان با هدف باشد!!! و اسم عملیات را مثل اسم یکی از مانورها که زمان سید الرئیس (صدام) در اشرف بزرگ انجام دادیم بگذاریم عملیات «پرش شیر» و اصلا آن مانور را در اشرف بزرگ برای همین انجام دادیم!!! منتها، خوب، معلوم است که آنجا عموسام باید بیاید و هلمان بدهد که حرکت کنیم، بیخودی که جلوش دامن زنانه نپوشیدیم و نرقصیدیم و سلاحهایمان را در طبق اخلاص بهش تقدیم نکردیم!!».

از این شارلاتان بعید نیست این نوع توجیه و تفسیرهای فریبکارانه و یاوره سرایانه!!!.

بالاخره باید این تخلیۀ کامل را طوری توجیه کند ولی به این سادگی نیست بعد از آنهمه شعارهای سالیان در فرانسه و عراق در توصیف رفتن به عراق و خاک عراق و اعلام قصدش در سال ۶۵ به رفتن به عراق برای «برافروختن آتشها در کوهستانهایش»!! و آنهمه توصیفاتش از خاک عراق که شمه ای را در بالا ذکر کردم.

اما از آنجا که با قطع ارتباط مطلق زندانیان زندان رجوی ساختۀ لیبرتی با بیرون، فکر نکنم آنان از رفتن کری وزیر خارجۀ آمریکا به آلبانی و کمک ده میلیون دلاری آمریکا به آلبانی برای انتقال همۀ افراد سازمان از عراق به آلبانی مطلع باشند… و از فشارهای آمریکا و سیخ و سمبه زدن پرزورش به رجوی که قطعا مطلع نیستند چون جز انگشت شمار اطرافیان رجوی کسی در فرقه از مذاکرات و ساخت و پاختهای سران فرقه خبردار نمی شود، لذا فعلا برای اسرای بیچاره و بی خبر لیبرتی همیشه آرزوی رفتن به آلبانی را یک جرم نابخشودنی جا انداخته اند و به اصطلاح وادادگی و علامت بریدگی توصیفش کرده اند و باید اگر کسی چنین آرزویی کرده باشد یا در ذهنش رفتن به اروپا را آورده باشد یا با مشاهدۀ بلند شدن هواپیماها از فرودگاه بغداد که لیبرتی در نزدیکی آن قرار دارد آرزوی بودن در داخل آن هواپیما را کرده باشد (به نقل از جدا شدگان که بسیاری چنین فاکتهایی می نویسند و می خوانند) باید این فاکت خودش را بنویسد و در جمع نشست عملیات جاری بخواند تا مورد دشنام و ناسزا و سرکوفت دیگران قرار بگیرد.

حسین نژاد

(پایان)

***

فریاد آزادی، کمیساریای عالی پناهندگی سازمان ملل متحد، پاریس 2015آقایان حسین نژاد، فتاحیان و کرمی، دفتر کمیساریا، پاریس (نامه سرگشاده)

***

همچنین:

امرالله ابراهیمی، مسعود رجوی و گوبلز. سی سال در قرارگاههای فرقه رجوی سرمان گرم همین مزخرفات مالیخولیایی بود

کامنت آقای قربانعلی حسین نژاد در مطلبی از آقای محمد کرمی در ایران گلوبال، بیستم می ۲۰۱۴: … آقای امر الله در این خبر و در نظر هر کس که آن را باور کرده یا در آن فکر نکرده است انگار که رهبر یک کشور نفت خیز می باشد که دولتی مانند هلند تا این قدر با او از موضع پایین برخورد میکند!!! اگر آقای کیانوش توکلی فقط از خودش
 
 
قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، سیزدهم می ۲۰۱۴: … یک جوان تونسی دوست من در این مرکز بعد از اینکه تلفنش با یک هموطن خود که در آن مرتب صحبت از مجاهدین و مریم رجوی و تجمع و مقدار پول و تعداد نفرات می رفت به پایان رسید پیشم آمد و گفت: واقعا این سازمان مجاهدین دوستان سابق شما (سران فرقۀ رجوی) این قدر نزد ایرانیان
 
 
قربانعملی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، پاریس، دوم می ۲۰۱۴: … صافی الیاسری نویسندۀ عراقی مزدور فرقۀ رجوی که سال گذشته و نیز اخیرا طی هفتۀ اول ماه آوریل ۲۰۱۴ مقالات متعددی به زبان عربی علیه ما جدا شدگان از فرقه و مشخصا و بیشتر علیه اینجانب بویژه در سوز و گداز از نامۀ اخیر ۵۰ عضو جداشده از سازمان به نخست وزیر عراق در
 
 
قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، پاریس، پنجم مارس ۲۰۱۴: … وقتی در اشرف بودیم به دستور رجوی افرادی دم در اشرف رفته و خطاب به پدران و مادران و خواهران و برادرانی که برای دیدارشان آمده بودند ضمن پرتاب سنگ به آنها شعار می دادند: «ننگ ما ننگ