افشاء: شیوه استفاده از اعضاء تاریخ مصرف به اتمام رسیده در فرقه رجوی

افشاء: شیوه استفاده از اعضاء تاریخ مصرف به اتمام رسیده در فرقه رجوی

حمید رضا بی کس، صدای خاموش شدگان، بیست و هشتم ژوئیه 2015:…  به دین سان سه تن از اعضاء که از البانی به المان برای پول شوئی انتقال داده بودند سوختن و این افراد دیگر برای فرقه مصرفی ندارند و بدون اینکه ریل قانونی یا پناهندگی آنها استارد خورده باشد زیر ذره بین پلیس به جرم قاچاق پول یا پولشوئی زیر ذره بین قرارگرفتن . این پروسه را بدقت …

اعتصاب غذا مریم رجویAshamed of your Leader?
Silencing the victims of Mojahedin Khalq
(MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …)
to promote Maryam Rajavi – March 2013

لینک به منبع

افشاء : شیوه استفاده از اعضاء تاریخ مصرف به اتمام رسیده در فرقه رجوی

به دین سان سه تن از اعضاء که از البانی به المان برای پول شوئی انتقال داده بودند سوختن و این افراد دیگر برای فرقه مصرفی ندارند و بدون اینکه ریل قانونی یا پناهندگی آنها استارد خورده باشد زیر ذره بین پلیس به جرم قاچاق پول یا پولشوئی زیر ذره بین قرارگرفتن . این پروسه را بدقت نگاه کنیم تاریخ مصرف این اعضاء برای دو ماه بود که به اتمام رسید . این ها دیگر هیچ ارزشی در دستگاه فرقه رجوی ندارند و از دور خارج شدند . این جنایتی هست که سران این فرقه برای تک تک اعضا ء دیده اند . برای انها اهمیتی ندارد که زندگی افراد بعد از ان چه خواهد شد.

از قدیم در سازمان مجاهدین این قانون نا نوشته وجود داشت، اعضاء و مسئولین هرکدام تاریخ مصرفی داشتند و دارند . بخصوص الان که در شرایط دشواری قرار دارند . تعدادی را به کشور البانی فرستادند، از این افراد تعدادی به دنبال زندگی خود رفتند، تعدادی درون فرقه کماکان غرق شده ماندن، تعدادی هم که سر و گوششان می نجبید هم خدا را می خواستند وهم خرما را به طمع دلارهای صدامی ، سر در اخور فرقه ماندند . سران سازمان از هر کدام این افراد استفاده های مشخصی می کنند. در این مقاله به افشای یک پرده از جنایات این فرقه می پردازم.

بعد از رسیدن افراد به البانی همانطور که گفتم تعدادی هم می خواستند با سازمان باشند هم زن وزندگی داشته باشند که تا اینجای مسله هیچ مشگلی نیست و نبوده است .اما فرقه بر روی زندگی انها بدون انکه خودشان بدانند قمار کرده است .

بعد ازاینکه سران فرقه تصمیم می گیرند نیروهای خود تحت عنوان جدا شده از البانی به کشورهای اروپائی انتقال بدهند .با توجه به نوع مصرف هرکدام از این نفرات ، به بخش ها و ستاد های مختلف این نیروهای به اصطلاح جدا شده را میفرستند . در بخش اطلاعات و مالی فرقه در خارجه از این نیروها با اصطلاح قاطر نام می برند . یعنی موجودی که یک تاریخ مصرف محدودی دارد وقتی به هر دلیل در این کار لو رفتن فرقه آنها را ازدور خارج می کند . اصطلاحی که یاسر مسئول مالی و هوشنگ اخبار زیاد استفاده می کردند و می کنند.

محمد طریقت منفرد (یاسر)

محمد طریقت منفرد ( یاسر )

آقای بابک نیک طالعان و خانم شیرین معینی باهم ازدواج کردند علیرغم اینکه ادعا داشتند که از فرقه جدا شده اند.(البته انکه نمی دانست اینها کماکان در خدمت فرقه هستن خواجه حافظ بود) این دو بعد از ازدواج در البانی گواهینامه البانی گرفتند ، فرقه برای انها ماشین خرید به نام آنها ، از انجائی که سران فرقه دنبال درست کردن جا پاهای محکم بودند به اسم این دو خانه خرید . در جریان انتقال افراد از البانی به اروپا، بابک نیک طالعان ، شیرین معینی ، مصطفی زارع به بخش ستاد مالی در المان یعنی به اقای * محمد طریقت منفرد ( یاسر مالی ) وصل شدند .ستاد مالی از طریق این نیروهای جدید مقداری پول توسط خانواده …….. با ایران در ترکیه رد وبدل کردند.

بابک نیک طالعان و شیرین معینی

بابک نیک طالعان و شیرین معینی دو تن از قربانیان فرقه رجوی

در یک ماموریت دیگری که اقای بایک نیک طالعان ، شیرین معینی ، مصطفی زارع به کشور المان در شهر مونیخ داشتند مقدار بیش از 30000 یورهرکدام برای سازمان داشتند جابجا می کردند . در شهر مونیخ می خواستند با توطئه ای، راه بلدی که آنها را جابجا می کرده به دام پلیس بیندازند که موضوع برعکس می شود و خودشان به دام پلیس می افتند . بازجوئی که پلیس انجام داده اعلام می کنند که برای پناهندگی به کشور المان آمده اند !؟ در جریان بازجوئی پول های تماما توسط پلیس گرفته می شود ، پلیس بازجوئی می کند که این پول های از کجا اورده شده است ؟ با چه کسانی در ارتباط هستند ؟ در کجا زندگی می کنند؟…. که در این رابطه پای اقای محمد طریقت منفرد ( یاسر مسئول مالی) به میان کشیده می شود . نکته مهم این است که سران مجاهدین بخصوص خانم مهوش سپهری که مسئول کل تشکیلات المان است. ( خانم مهوش سپهری تا قبل از سال 1382 همردیف ایدئولوژیک مریم رجوی بود. در طی این سالیان تخت برخورد قرار گرفته و رده تشکیلاتی وی پائین امده است ) در این رابطه مجدد توطئه ای دیگر می کنند . با دستگیری این افراد واین مقدار وجه نقد این بار تلاش می کنند یکی از مخالفین سخت سر خود یعنی خانم زهرا معینی را به دام بیندازند . در این باره خانم شیرین معینی از خانواده خود خواسته که خانواده اش از خانم زهرا معینی بخواهد که وی قبول کند که پول به وی تعلق داشته است . ان خانواده هرچه تلاش کردند که بتوانند از بابت عاطفی وارد بشود، وی را به دام بیندازند موفق نشدند پای خانم زهرا معینی را به این داستان پول شوئی بکشند که با هوشیاری او تیر به خطا می رود.

این هم از شگرد های فرقه رجوی است با خانواده ها ، خانوادها خبر ندارند که با چه فریب و نیرنگی مواجه هستند . همین کار ها هست که اتو می دهد دست رژیم اخوند ها که خانواده ها را دستگیر و زندانی کنند.خوراک تبلیغاتی برای سازمان درست بشود که در هر دوحال سود سازمان است

در حال حاضر پول ها توسط پلیس توقیف شده است . این افراد باید بگویند که این پول ها را از کجا آروده اند ؟ این افراد چه رابطه ای با محمد طریقت منفرد ( یاسر مالی دارند ) ؟ چرا برای پناهندگی به شهر مونیخ رفته اند ؟ چه کسی برای آنها هتل رزرو کرده بود ؟

به دین سان سه تن از اعضاء که از البانی به المان برای پول شوئی انتقال داده بودند سوختن و این افراد دیگر برای فرقه مصرفی ندارند و بدون اینکه ریل قانونی یا پناهندگی آنها استارد خورده باشد زیر ذره بین پلیس به جرم قاچاق پول یا پولشوئی زیر ذره بین قرارگرفتن . این پروسه را بدقت نگاه کنیم تاریخ مصرف این اعضاء برای دو ماه بود که به اتمام رسید . این ها دیگر هیچ ارزشی در دستگاه فرقه رجوی ندارند و از دور خارج شدند . این جنایتی هست که سران این فرقه برای تک تک اعضا ء دیده اند . برای انها اهمیتی ندارد که زندگی افراد بعد از ان چه خواهد شد.

* در رابطه با اقای محمد طریقت منفرد ( یاسر مسئول مالی ) در مقاله دیگر نام برده معرفی می کنم

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18150

افشای باند کثیف جاسوسی وپولشوئی سازمان مجاهدین خلق در هلند، مهناز خوشچین Mahnaz Koshchin ..

حمید رضا بی کس، وبلاگ صدای خاموش شدگان، اول می ۲۰۱۵:…  مهناز خوشچین از زمان ملیشیائى با سازمان بود و دستگیر شد در زندانهاى ایران بود. فکر کنم از قبل از انقلاب ایدئولوژیک سازمان او را آورد به پاکستان و سپس به عراق منتقل شد. و از آن زمان همیشه از مسعولین بالا بود. در زمان جنگ بین عراق و آمریکا تعداد بسیار زیادى از سازمان جدا شدند و …

A list of some MEK agents trained by Saddam’s Republican Guard now operating in Tirana (In Persian)

لینک به منبع

افشای باند کثیف جاسوسی وپولشوئی سازمان مجاهدین خلق در هلند

مهناز خوشچین Mahnaz Koshchin .

آدرس خانه: Dr. Mansveltkade

Netherland

فیسبوک: mani Khoshchin

مهناز خوشچین از زمان ملیشیائى با سازمان بود و دستگیر شد در زندانهاى ایران بود. فکر کنم از قبل از انقلاب ایدئولوژیک سازمان او را آورد به پاکستان و سپس به عراق منتقل شد. و از آن زمان همیشه از مسعولین بالا بود.

در زمان جنگ بین عراق و آمریکا تعداد بسیار زیادى از سازمان جدا شدند و آنها را در اسکانهاى H,F در واقعه ته اسکانهاى قرار گاه اشرف نگهدارى مى کردند. مهناز خوشچین هم یکى از زندابانها بود و حق تیر داشت.

زمانى که مریم رجوى رئیس جمهور سازمان مجاهدین شد، تعداد خیلى زیادى نفر به خارج آوردند. مهناز هم به خارج آورده شد و از مسئولین بود، مسعول دفتر ژیلا دیهیم در هلند. بعد از مدتى با سازمان ور افتاد و جدا شد. الان در هلند زندگى مى کند پاسپورت هلندى دارد. او داراى دو فرزند پسر و دختر است. دختر طلوع خرد ۱۷ سأله و پسر سپهر خرد ۱۳ سأله . اسم همسر سابق: محمد رضا خرد (معروف به حمید خرد). بخاطر اینکه مهناز دوباره به سازمان برگشت زندگى آنها از هم پاشید.

بعد از بدنیا آمدن طلوع سازمان دوباره رفت سراغ مهناز خوشچین و او را خرید.مهناز خوشچین حقوق بیکارى مى گیرد. اما مستمرا در کشورهاى بلوک شرق و ترکیه رفت و آمد دارد. در خارج از هلند همیشه ویزا کارت (این کارتى هستى که در همه جاى دنیا استفاده مى کند و همچنین این کارت را بعضا به کسانى که اعتماد داشته باشد هم مى دهد تا در خارج از هلند استفاده کند.) استفاده مى کند هیچ وقت پول کم نمى آورد آگاهانه وسائل خانه زیاد نمى خرد اما براى خودش و بچه هایش ماهى ۲-۳ هزار یورو خرج مى کند. با دوست پسر هلندیش Karel براى سازمان پول شویى مى کند و هم با او در کارهاى قاچاق مواد و بیزنز در اروپاى شرقى و اروپاى جنوبى است. تمام راههاى غیر قانونى بلوک شرق و ترکیه را مى داند. خیلی ها اطلاع دارند که karel یک خلاف کار است. پلیس مى تواند از همسر سابقش استفاده کند.

تقریبا ۱۶-۱۵ سال پیش سازمان مجاهدین مهناز را مأمور کرده بود به خانه فردى به نام صمد که در شهر Den Haag زندگى مى کرد برود. گفت وقتى وارد خانه شدم صمد یک چمدان پول با دلارهاى سبز آورد. از من تقاضاى همکارى کرد. از خانه آمدم بیرون به سازمان گزارش را داده بود . دو هفته بعد در اخبار شنید که صمد کتک خورده است. کار سازمان است مهناز تایئد کرده بود که این شیوه کار سازمان است در واقع چند عرب جلوى خانه صمد درگیرى ساختگى درست کردند و صمد آمد بیرون که آنها را از هم سوا کند که ریختند روى سرش و او را کتک زدن و فرار کردن. مهنازبیان می کند پلیس توانست آنها را پیدا کند؟ نه معمولا سازمان آنها را از آلمان یا فرانسه مى آورد و سریع هم آنها را بر مى گرداند و به آنها پول هم مى دهد تا سکوت کنند.

مهناز از دلارهاى سبزى مى گوید که شوهر سابقش حمید خرد مى برد به بأنک به گیلدن تبدیل مى کرده است. وی این دلارها را از کجا آوردخ همه که از عراق آمدندحتى یک سنت هم نداشتیند. اما او در جواب مى گفت این پول بچه است که دولت هلند بهم داده.

به ایران آقایى حدودچند سال پیش ۱۰۰۰۰€ یورو پول قرض داد. مهناز خوشچین مى گفت از ایران برایش مى فرستند.

چند سال پیش به مهدى حاتمى ۱۰۰۰۰€ قرض داد او از این پول هیچ به مهناز خوشچین پس نداد و مهناز خوشچین را مجبور کرد به سکوت.

مهناز خوشچین براى دو خواهرانش و پدر و برادرش که از ایران به هلند قاچاق کرد، بابت هر نفر ۲۰۰۰۰ هزار گیلدن خرج کرد(تقریبا ۱۶-۱۵ سال پیش) بعنوان پناهنده سیاسى آورده بود. در صورتى که هیچ کدام الفباى سیاست را نمى دانند.

به گفته مهناز خوشچین پدر و برادر او چندین سال در زندانهاى هلند بودند و بعد از چند سال از زندان دپورتشان کردند به ایران.

مهناز خوشچین خواهرزاده (پسر) شوهر سابقش را به هلند قاچاق کرد. براى این هم ۲۰۰۰۰ گیلدن پرداخت کرد. این پسر در ایران به چند زن تجاوز کرد و دادگاه ایران دنبال این مرد بود. اما مهناز خوشچین او را بعنوان پناهنده سیاسى به هلند قاچاق کرد و سپس او را به کشور انگلستان قاچاق کرد. خواهر زاده شوهر سابقش هم کنون در انگلستان در بیرمنگام زندگى مى کند.

مهناز خوشچین کسى هست که با امیرا الله ابراهمى و Kare همدست دست که هم براى سازمان مجاهدین پولشویى مى کنند و هم با Karel در کار قاچاق مواد مخدر و با بیزنیزهاى غیر قانونى در خارج از هلند فعال هست. از این جریانات همسر سابقش حمید رضا خرد اطلاع دارد. دلیل این که سکوت کرده این است که خود را شریک جرم مهناز خوشچین مى داند.

به هر حال مهناز خوشچین بهترین لینک است که خلاف کارهاى سازمان مجاهدین و غیر مجاهدین ردیابى شوند.

خانم مهناز خوشچین بخش پولشوئی سازمان مجاهدین در هلند را برعهده دارد. مهناز خوشچین نفر مخفى سازمان مجاهدین خلق است.

آقاى امرالله ابراهیمی مسعول بخش جمع اوری اطلاعات از اعضا جدا شده از سازمان مجاهدین که ماهیت مجاهدین را افشا می کنند یا افرادی که با سازمان مجاهدین مخالف هستند هست. این بخش از کار را آقاى امرالله ابراهیمی به همراه آقاى مهدی حاتمی که از اقوام نزدیک اقای ابراهیمی می باشد و با چند تن دیگر انجام می دهند و برای مخالفین سازمان مجاهدین پاپوش درست می کنند نمونه ان ضرب و شتم صمد ال سید ( تقریبا ۱۶-۱۵ سال پیش در بالا اشاره شده است ) بود .پاپوش درست کردن برای اقای بهزاد علی شاهی نمونه بعدی ان است از اینگونه موارد زیاد وجود دارد.

-در سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ در شهر Arnhem در Holland در کمپ پناهندگی نفرات امرالله مراجعه کرده بودند که بهزاد را مورد ضرب وشتم قرار دادند .

آقاى امرالله ابراهیمی کسى است که تا سال ۱۹۹۱ عضو سازمان مجاهدین بود ودر کمپ آشرف در عراق زندگى مى کرد. در سال ۱۹۹۱ از سازمان مجاهدین جدا شد و به اردوگاه رمادی فرستاده شد پس از چند ماه زندگى در اردگاه رمادی به مجاهدین پیشنهاد همکاری مى دهد. از ان زمان مجاهدین وی را به عنوان خبر چین در بین اعضا جدا شده در رمادى برای خبر چینی استخدام کردند و پولی هم به وی می دادند. آقاى امرالله ابراهیمی همکارى هم داشت به نام آقاى جواد قندى. که سازمان از این دو فرد براى جاسوسى بر علیه جدا شدها استفاده مى کرد. پس از پروسهایى سازمان مجاهدین این دو فرد (آقاى امرالله ابراهیمی و جواد قندى) دوباره به کمپ اشرف برگرداند و پس از کسب اعتماد، مجاهدین آین دو را غیر قانونى به هلند منتقل کردند. تا تقریبا یک یا دو سال پس از سقوط صدام سازمان مجاهدین کسانى را که از آشرف سابق به خارج از عراق منتقل مى کرد، در آنها وحشتى تحت نام دپورت شدن به عراق را ایجاد مى کرد. یعنى ( آگر بگویید از قرارگاه آشرف سابق واقع در عراق آمده اید، شما به عراق دپورت مى کنند). بنا برین سازمان به این دو (آقاى امرالله ابراهیمی و جواد قندى) هم گفته بود که باید بگویید از ایران آمدیم و در آنجا با سازمان مجاهدین همکارى مى کردیم و حالا جانمان در خطر است و آمدیم هلند پناهنده شویم. و پناهندگیشان هم در کشور هلند پذیرفته شد. (آقاى امرالله ابراهیمی و جواد قندى) این دو نفر همواره در کشور هلند با سازمان مجاهدین کار مى کردند. اینها بین اعضا جدا شده که در هلند بودند نفوذ و خبر چینی مى مى کردند. تا وقتى که این موضوع لو رفت و از ان به بعد علنی برای سازمان مجاهدین کار مى کنند. مهمترین کار و مسئولیت اینها خبر چینی و جاسوسی از جدا شده ها و افرادی که مخالف سازمان مجاهدین هستند می باشد. آقاى امرالله ابراهیمی بعد از سال ۲۰۰۸ که تعداد جدا شده ها در اروپا بیشتر شد مسئول بخش اطلاعات سازمان در هلند شد برای کار های جاسوسی وخبر چینی. و نیز آقاى مهدى حاتمى هم همکار آقاى امرالله ابراهیمی مى باشد. که این دو البته با هم فأمیل هم هستند.

افرادى که تاکنون شناسایى شدند که در کارهاى پولشویى و غیر قانونى براى سازمان کار مى کنند و یا حقوق بگیر سازمان هستند عبارتند از:

مهناز خوشچین + Karel مردى بین ۶٠ تا ۶۵ ساله خانم خوشچین بجز پولشویى براى سازمان مجاهدین در کارهاى غیر قانونى دیگر هم با Karel همکارى مى کند.

آقاى امرالله ابراهیمی ، در شهرRijksWijk زندگى مى کند.

آقاى جواد قندى،در شهرRijksWijk زندگى مى کند.

آقاى مهدى حاتمى،در شهرRijksWijk زندگى مى کند.

آقاى علیرضا کاظمى، در شهر Rijks Wijk زندگى مى کند

آقاى محمود شرقى، او درAmasterdam زندگى مى کند و هم در کشور انگلیس زندگى مى کند. سازمان مجاهدین براى وى یک minicab خریدند تا در انگلیس براى مجاهدین کار کند.

آقاى نوروالله زاهد) ایوب) در شهر Zoetermeer زندگى مى کند. فائزه زاهد اینها خانوادگى در کمپ اشرف واقع در عراق زندگى مى کردند. این خواهر و برادر هم توسط مهناز خوشچین به هلند قاچاق شدند. خانواده زاهد همگى از مواجب بگیران سازمان مجاهدین خلق در هلند هستند. یک دختر دیگر از این خانواده هم کنون در کمپ لیبرتى در عراق زندگى مى کند. همسر نورالله در عراق است در هلند به دنبال زن دیگری هست .

آقاى اصغر کیانى در شهر Den Haag زندگى مى کند. این فرد همه این افراد فوق را بخوبى مى شناسد.

عطیه مصطفى پور حقوق بیکارى مى گیرد و در شهر Arnhem زندگى مى کند. کورده ، افغانیها و ایرانیهاى Arnhem او را به خوبى مى شناسند و معروف است. او داراى سه فرزند است محمد حنیف درویش، سیاوش درویش و مریم درویش. پدر این سه فرزند در کمپ لیبرتى در عراق زندگى مى کند.

چیزى که مشخص نیست این است خانم مهناز خوشچین از کجا این همه پول وارد مى کند و خرج مى کند. همه ماها که از عراق آمده بودیم، حتى یک سنت هم نداشتیم. بدون هیچ پولى وارد کمپهاى پناهندگى شدیم.

ما جداشدها بر علیه آقاى مسعود رجوى و مریم رجوى-قجرعضدانلو و نیز بر علیه سازمان شان (مجاهدین خلق) شکایت داریم و معتقد هستیم که این سازمان در هرجا باید بسته شود. چون این یک گروه إفراط گرا هست که آگر إمکان آن برایش بوجود بیاید، هیچ فرقى با داعش ندارد.

 mahnaz khoshchinDr. Mansveltkade\ Mahnaz khoshechin

amr alle  abrahimiAmr alle Ebrahimi / RijksWijk

mehdi  hatamiMehdi Hatami / RijksWijk

ali reza kazemiAlireza Kazemi / RijksWijk

mahmood shargiMahmood shargi / Amasterdam

noralle  zahedNoralle ( Eyob) Zahd / Zoetermeer

asghar kianiAsghar Kian / Den Haag


mohammad reza  kharadmohammad reza ( hamid ) kharad

Mojahedi khalgh Organisatie ( MKO) het is een terroristische organisatie deze organisatie support de Daish organisatie in Iraq.

Over Mahnaz Khoshchin:

: huis tel 070000089/ mobiel 06 0000058. Mahnaz Khoshchin woont in Netherland in op deze adres: Dr. Mansveltkade

Oorspronkelijk zij (Mahnaz Koshchin) komt uit Iran.Voor dat zij naar Netherland komen, was zij actieve in Iraq bij Mojahedi khalgh Organisatie ( MKO) het is een terroristische organisatie. Deze organisatie staat achter Daish groep in Iraq. Mahnaz Khoshchin heeft heel veel linken met MKO.

Op een dag werd zij naar Netherland gebracht. Want zij was een van de hoofd persoon van MKO. Ongeveer na een jaar later dat zij werd naar Nederland gebracht, er gebuurte iets tussen zij en de MKO en zij stap uit van de MKO. Zij heeft nu een dochter van 17 jaar en zij heet Tolue Kherad en een zoon van 13 jaar en hij heet Sepehr Kherad. Beide zijn in Nederland geboren. Haar ex man of de vader van kinderen heet Mohammad Reza Kherad maar hij is bekend als Hamid Kherad. Hamid Kherad woont ook in Wassenaar.

Vanaf de geboorte van haar dochter Tolou, de MKO heeft haar weer om gekocht. Haar ex man weet alles over Mahnaz Khoshchin. Zij zij uitgeklaard gegaan om deze (boven genoemde) redenen.

Zij heeft geen werk en ontvangt uitkering, maar gaat continu met haar vriend Karel naar buiten land zoals Turkije, Spanja, Portugal, Albani …Oosten blok en South blok in Europa. De hoofd personeel van MKO zijn continu bij haar huis. Zij en haar vriend werken voor MKO. Hun job is geld wassen. Ook deze twee zijn met andere illegale dingen bezig. Zoals drugs, huis of bedrijven in het buiten land, in oost en zoudt Europese gebied.

Mahnaz Khoshchin is verantwoordelijk voor geldwassen voor MKO and spioneer van ex leden van MKO die niets met MKO willen te maken hebben of de ex leden van MKO alle gebeurtenis naar buiten willen brengen. I.v.m geldwassen zij krijgt help van haar vriend Kare. Mahnaz en Karel doen ook andere zaken, zoals drugs en handelen illegale huizen en bedrijven in Oosten en zuiden in Europa.

Mahnaz Khoshchin is de geheim persoon van MKO. Zij laat te bespioneren en achtervolgen de (ex leden van MKO) mensen die ze niet eens zijn met MKO en vervolgens via ander mensen worden bedreigt met dood, achtervolgt, schelden of lange tijd volgen. Het is een paar manden geleden mij duidelijk geworden dat zij (Mahnaz Khoshchin) nog steeds voor MKO werkt. De MKO en haar mensen zijn gevaarlijk voor onze maatschappij. Ik vind dat deze mensen en welke mensen dan ook, moeten hun Nederlandse nationaliteit ingetrokken word en vervolgens verbood krijgen om buiten Nederland te reizen.

Mahnaz Khoshchin bevestigde: ongeveer 15 -16 jaar geleden, van de MKO had een opdracht gekregen om iemand met de namens Samad, die in de stad Den Haag woonde huisbezoek doen. Want Samad wilde niet meer voor MKO werken. MKO wou weten waar hij woont. Mahnaz Khoshchin telde na dat ik van Samads huis weg ging, twee week later hord ik het in het nieuws dat een vecht paartijd is geweest tegen Samad. Vervolgens telde, het is typisch van MKO. Zij om kopen de mensen met geld en ze brengen de mensen uit Duitsland of Frankrijk en na de vecht brengen ze de mensen weer terug. De politie kan niet erachter komen we dat gedaan heeft.

Ongeveer 14 jaar geleden heeft zij ( Mahnaz Khoshchin ) haar twee zussen naar Netherland gebracht. Per zus heeft zij 20000 gulden aan de mensen smokkelaar betaalde. Deze twee zussen hebben geen enkele politiek redenen. Haar familie willen nits met haar te maken hebben.

In het zelfde periode als haar zussen, heeft ook haar vader en broer naar Nederland gesmokkeld en vervolgens de zussen, vader en broer hebben heel snel een verblijf vergunningen gekregen. Na een gebeurtenis werden haar vader en broer opgepakt en vervolgens kregen ongeveer 3-5 gevangenis straf. Tijdens de gevangenis straf werden haar vader en broer van uit gevangene terug gestuurd naar Iran ze mogen niet meer in Nederland binnen komen.

Zij heeft de NEEF van haar ex man naar Netherland gesmokkeld, ook 20000 gulden betaalde. Hij de (NEEF) had een paar vrouwen verkracht en de justitie van Iran zocht naar hem. Mahnaz Khoshchin en haar ex man (Hamid Kherad) wisten het ook. Maar zij hadden de NEEF toch naar Nederland gesmokkeld als een politiek activist. Daarna Mahnaz Khoshchin heeft voor hem geld gekost en naar Engeland gesmokkeld en nu de NEEF woont in UK Birmingham.

Een paar jaar terug heeft zij haar vriendin mevrouw Iran Aghai €۱۰۰۰۰ geld gegeven zij woont in Den Haag. Ook €۱۰۰۰۰ aan de heer Mehdi Hatami gegeven. Volgens Mahnaz Khoshchin deze twee hebben de geld niet terug betaald.

Wat mij niet duidelijk is, is dat waar zij alle de geld vandaan haalt. Want de mensen van MKO die uit Irak kwamen vooral dies tijd hadden geen cent met zich bij.

Mevrouw Mahnaz Khoshchin heeft eigen banden in Nederland. De mensen die tot nu ons bekend, zijn er het volgende:

Meneer Alireza Kazemi, (woont in RijksWijk)

Meneer Nourollah(Ayoub) Zahed, (woont in Zoetermeer 000000081 hij werkt voor MKO tegen betaling en kent heel goed alle mensen in deze brief). Namens MKO heeft Mahnaz Khoshchin hem en zijn zus Faezeh Zahed naar Nederland gesmokkeld. Er woont nog een zus in Libertys kamp te Irak.

Meneer Asgar Kiyani, (woont in Den Haag. 00000000096 Hij kent alle mensen (in de brief) heel goed.)

Meneer Amrollah Ebrahimi,(woont in RijsWijk). Mahnaz Khoshchin is goed bevriend met hem.

Korte beschrijving over Amrollah Ebrahimi en Jawad Ghandi: tot en met jaar 1991 waren ze een leden van MKO. In de jaar 1991 zij stapten uit van MKO. De MKO stuurde hen naar vluchtelingen kamp in Ramaddi te Irak. Ze hadden heel erg moeilijk in de vluchtelingen kamp. Deze twee mensen hebben een samen werking voorgestel gekregen van MKO en vervolgens werd ze omgekocht om tegen de ex leden van MKO die nog in Vluchtelingen kamp in Ramaddi wondende te bespioneren. Na een proces MKO heeft hen in vertrouwen genomen en heeft hen weer naar Ashrafs Kamp in Irak terug gebracht en vanuit daar (Ashrafs kamp) naar Nederland gesmokkeld. Vervolgens deze mensen moesten van MKO een vals case vertellen zodat in Nederland een verblijfsvergunning te kunnen krijgen. (Iedereen die naar buiten Irak werd gesmokkeld moesten vertellen dat zij nu van uit Iran naar Nederland komen en hen leven nu in Iran gevaar loopt.) Deze trucje van MKO is all bekend bij de justitie van Nederland. Ook Mahnaz Khoshchin heeft gelogen over haar vluchtelingen case. Vals case dus.

( in de jaren 2009 of 2010 werd de heer Behzad Alishahi aangevallen door de mensen van Amrollah Ebrahimi in de vluchtelingen kamp in Arnhem te Nederland . Want de heer Alishahi is een ex leden van MKO en hij heeft alle gebeurtenis van MKO naar buiten gebracht.)

Meneer Mehdi Hatami, (woont in Rijswaij) de heer Hatami en Ebrahimi hebben familie banden.

Meneer Jawad Ghandi, (woont in RijsWijk)

Meneer Mahmoud Sharghi, (woont in Amasterdam 0031626852430, hij ontvangt uitkering in Nederland en hij woont in Engeland. MKO heeft voor hem een minicab gekocht zodat hij in UK voor MKO kan werken. Hij spioneert ook de ex Leden van MKO).

Mevrouw Atje Mostafapour, (zij ontvang uitkering. woont in Arnhem zij is zeer bekend in Arnhem. De Kurdish, Afghanse en de Iransse mensen kenen haar heel goed i.v.m MKO). Zij heeft drie kinderen: zoon Hanif en Siyawosh Darwish en de dochter Maraym Darwish. Atjeh Mostafapour verzameld mensen voor MKO activiteiten en per persoon ontvangt geld.

Mevrouw Mahnaz Khoshchin heeft ook goed contacten met Hadi Roshanravan. De heer Hadi Roshanravan woont in Duitsland (zijn valse naam is: Houshang Akhbari, hij heeft ook eigen banden in Duitsland).

Mevrouw Mahnaz Khoshchin heeft nergens geld te kort. Bijvoorbeeld als zij naar buiten Nederland gaat gebruikt onbeperkt betaal kaart. Zij geef het kaart ook aan de mensen om in buitenland te gebruiken.

Mahnaz Khoshchin is een goede link om diverse mensen te vinden die met illegale zakken te maken hebben of met MKO illegale zakken doen.

Onze kritiek gaat naar MKO to. Want na de faal van Sedam Hosein in Irak, hebben ze zich to getrokken naar in Europa. Omdat de groep MKO niets van democratie aantrekt of niets snapt, proberen een andere weg gebruiken om mensen bij zich te houden. Het kan via bedreiging/ omkopen met geld/ zogenaamde help bieden.

De MKO moet dicht gemaakt worden. Deze groep maak misbruik van democratie. Zij nemen geen enkele verantwoordelijkheid voor hun daden. Zij zijn een gevaarlijk groep eigenlijk.

حمید رضا بی کس

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=8848

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، سوم ژانویه ۲۰۱۴: … این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود حمله کنندگان با تکیه بر اطلاعات و با راهنمایی مسعود دلیلی که دو سال قبل فرار کرده است به این محل آمده اند. اطلاعاتی که حتی جزئیات آن هم در دسترس عموم بوده است. این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود آنها وی را با خودشان برای عملیات نظامی و قتل و کشتار آورده بودند در حالی که وی سنی بیش از پنجاه سال داشته …

Door leading to Massoud Rajavi’s hideout in Camp Ashraf
درب ورودی به پناهگاه زیر زمینی رجوی در قرارگاه اشرف

لینک به منبع

(لینک به متن انگلیسی مطلب)

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

نامه سرگشاده به آقای بانکی مون دبیرکل سازمان ملل متحد

مصونیتی که توسط دول غربی به مسعود رجوی از شروع حضورش در عراق در سال ۱۹۸۶ تابحال داده شده است آنچنان توانی به وی بخشیده که قادر است اعضای سازمان خودش را بکشد و گناه آن را به گردن مقامات عراقی بیاندازد و هیچ ترسی هم از تحقیق، محاکمه و مجازات نداشته باشد.

وقایعی که در روز اول سپتامبر گذشته در کمپ اشرف رخ داد بسرعت بحث انگیز شد چرا که مجاهدین خلق درست بعد از وقوع حمله به کمپ با آمادگی کامل تمامی مطبوعات غربی را با فیلم ها و عکس ها و گزارشاتشان غافلگیر کردند. براستی اگر مجاهدین خلق در این حمله “غافلگیر” شده بودند چرا این همه فیلم و عکس از آن تهیه کرده اند؟

اکنون، یک هفته بعد از آن که مقامات و تیم های تحقیقات نام قربانی شماره ۵۳ این روز را اعلام کرده اند، مجاهدین خلق ناگهان یک باصطلاح “مستند” را سر هم کرده اند که از قطعاتی بسیار کوتاه و کلیپ هایی بی ربط در زمانها و اماکنی مختلف گرفته شده و به هم وصل شده است. هدف این ویدئو بوضوح قابل رویت است. سناریویی نه چندان دلچسب که در فرصتی کوتاه سر هم بندی شده است. در این ویدئو جسد قربانی پنجاه و سوم، مسعود دلیلی، بدون پیراهن و در حالی که مقداری پول ایرانی در کنارش گذاشته شده نشان داده می شود. گوینده مدعی است که این پول را از جیب وی خارج کرده اند. صورت وی بشدت سوخته و قابل شناسایی نیست. گوینده سناریوی مجاهدین خلق توضیح میدهد که که مسعود دلیلی از وجود مخفی گاه زیر زمینی و ضد اتمی مسعود رجوی با خبر بوده و ماموران دولتی عراق را به این محل کشانده تا به این محل مشخص حمله کنند.

و اما داستان این پناهگاه ضد اتمی. این پناهگاه طی سه سال ساخته شده است. یک سال قبل از شروع جنگ اول خلیج فارس شروع شد و طی جنگ ادامه داشت و یک سال بعد از جنگ پایان یافت. این پناهگاه ضد اتمی از روی نقشه ای سوئدی پیاده شده است که در بسیاری از نقاط جهان مشابه آن یافت می شود. تمامی وسائل و تجهیزات این پناهگاه از مواد کاتالیزور برای مستحکم تر کردن بتون مورد استفاده تا وسائل سرمایش و گرمایش و ژنراتورهای خودکفا و حتی دربها و واشرها و فنر های ضد ارتعاش وتوالت ها و آینه های نشکن مورد استفاده در این پناهگاه از طریق فرودگاههای اورلی پاریس و فرونکفورت آلمان به فرودگاه امان در اردن و سپس به عراق آورده شده است. دولت اردن در زمانی که عراق تحت تحریم های بین المللی قرار داشت از این نقل و انتقال کاملا مطلع بود و مسائل آن را حل و فصل می نمود و وزارت دفاع امریکا، پنتاگون نیز کاملا در جریان آن بود. این نقل و انتقالات توسط تیمی تحت مسئولیت علاالدین توران انجام پذیرفت. توران در آن سالها مسئول دفتر مجاهدین خلق در امان و نماینده رجوی در این کشور بود. پنتاگون در زمان بمباران های عراق در جنگ اول خلیج فارس مشخصا به محمد سیدالمحدثین، رابط رجوی با پتناگون، دستور داد تا علائم و پرچم های مشخصی را بر فراز این بنای نیمه کاره نصب کنند تا جنگنده های امریکایی این محل را تشخیص داده و به آن حمله نکنند.

سال ۲۰۰۳ زمانی که نیروهای امریکایی کمپ اشرف را اشغال نمودند این پناهگاه توسط مامورین پنتاگون و سرویس های مختلف دیگر و همچنین نمایندگان ارتش امریکا در عراق مورد بازدید قرار گرفت. این محل بعدا به سران مجاهدین خلق باز پس داده شد و تعهد نمودند که از وجود این محل با نفرات سازمان صحبتی به میان نیاورند. در سال ۲۰۰۹ و زمانی که مسئولیت قرارگاه اشرف از نیروهای امریکایی به نیروهای عراق منتقل گردید، این پناهگاه و جزئیات و اطلاعات مربوط به آن نیز به مقامات عراقی تحویل داده شد. از حدود چند ده تن از نفراتی که همچون من بخاطر دست داشتن در ساخت این محل از وجود آن مطلع بودیم چندین نفر بعد ها جدا شده اند و در مقاطع مختلف اطلاعات آن را بصورت ریز عمومی کرده اند. مشخصات و عکس های ماهواره ای از این مجتمع و بسیاری از مشخصات تکنیکی آن در کتاب “ارتش خصوصی صدام” منتشر شده در سال ۲۰۰۳ و “داستان کمپ اشرف” منتشر شده در سال ۲۰۱۱ آمده است.

این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود حمله کنندگان با تکیه بر اطلاعات و با راهنمایی مسعود دلیلی که دو سال قبل فرار کرده است به این محل آمده اند. اطلاعاتی که حتی جزئیات آن هم در دسترس عموم بوده است. این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود آنها وی را با خودشان برای عملیات نظامی و قتل و کشتار آورده بودند در حالی که وی سنی بیش از پنجاه سال داشته است. این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود نیروی مهاجم با خودش “اسید” آورده بوده تا عمدا صورت یکی از نفرات خودشان را بسوزانند و البته مضحک است که پولی ایرانی که در کنار جسد وی گذاشته شده است برای گرفتن یک تاکسی در ایران کفاف نمیدهد چه رسد به عراق. براستی چرا فردی باید در چنین عملیات و ماموریتی “ارز خارجی” در جیبش بگذارد؟

برای من و برای هر آنکس که با مجاهدین خلق سرو کار داشته است کاملا مشخص است که مسعود دلیلی، نفر ثبت شده در دفاتر سازمان ملل متحد و صلیب سرخ و دولت عراق در بغداد، بعنوان کسی که توانسته از مجاهدین خلق فرار کند و کسی که ناگهان در بغداد گم شده است، یا به اجبار و یا با حیله توسط عوامل مجاهدین خلق به کمپ اشرف برده شده است. بسیاری از اعضای سابق این گروه از مواردی که تلاش مجاهدین برای دزدیدن آنها به شکست انجامیده شکایت کرده اند. از آن جمله دکتر مسعود بنی صدر در لندن و خانم بتول سلطانی در بعقوبه عراق.

شکی نیست که وی در این محل زندانی شده و وقتی آنها متوجه شده اند که چاره ای جز سر به نیست کردن وی ندارند سعی کرده اند تا مدارک و شواهد حضور وی در قرارگاه و از جمله صورت وی را از بین ببرند. بخاطر داشته باشیم که مجاهدین خلق تا زمانی که مقامات عراقی خودشان موفق شدند جنازه دلیلی را شناسایی کنند هرگز به این مسئله اعتراف نکردند در صورتی که همه حاضرین به این مسئله واقب بوده و وی و چهره وی را به خوبی می شناختند. مجاهدین خلق به محض شنیدن خبر محققین عراقی مبنی بر اعلام هویت مسعود دلیلی با دستپاچگی ویدئویی هالیوودی ارائه میدهند تا شاید بتوانند واقعیت ها و جنایاتی را که انجام داده اند تحت الشعاع قرار دهند. جالب است که گوینده این نوار هالیوودی کسی نیست جز حسن نظام الملکی، شکنجه گر و جلاد دستگاه صدام حسین. حسن نظام الملکی از سوی قوه قضایی کشور عراق به اتهام چندین مورد جنایت مستقیم تحت تعقیب است.

یکی از اشتباهات مسعود دلیلی این بود که پس از فرار از مجاهدین خلق حاضر نشد در هتل مهاجر بغداد، جایی که بقیه نجات یافتگان مستقر بودند بماند. این محل در آن زمان تحت حفاظت بالای نیروهای عراقی بود و محل امنی محسوب می شد. متاسفانه وی تمامی هشدارهای نفرات جداشده دیگر را که میخواستند به وی بقبولانند که بودن جداشدگان در کنار یکدیگر و تحت حمایت نیروهای عراقی مطمئن تر است را نادیده گرفت و خواستار انتقال به هتل و محلی به غیر این مکان شد. مکانی که در هر صورت از حفاظت کمتری برخوردار بود.

شواهد و مدارک متعدد و جدی ای وجود دارد که کمترین آن همین فیلم تولیدی خود مجاهدین خلق است که بصورت دستپاچه واکنشی تهیه شده است. همه شواهد و مدارک دال بر این هستند که مسعود دلیلی مشخصا توسط نفرات خود سازمان مجاهدین خلق کشته شده است.

با توجه به این شواهد و با توجه به مسائل کشف شده در مورد بقیه کشته شدگان این واقعه عجیب و غیر قابل توضیح اکنون دیگر می توان گفت که بسیار محتمل است مجاهدین خلق در قتل بقیه آنها هم بنوعی دخیل بوده باشند. بنابراین بسیار واجب و لازم است که این واقعه بصورت فوری و بشکل کاملا شفاف و دقیق مورد تحقیق قرار گیرد.

مقامات سازمان ملل از دولت عراق خواسته اند تا از طرف این سازمان تحقیقات در این زمینه را انجام بدهد ولی همین مقامات سازمان ملل از فراهم کردن شرایط چنین تحقیقی خودداری می کنند. عراقی ها میدانند و میگویند و مقامات دفتر سازمان ملل در بغداد هم میدانند و میگویند که پنتاگون و امریکا در این قضیه عملا سد راه تحقیقات شده اند. ۴۲ تن نجات یافتگان از واقعه اشرف به کمپ لیبرتی منتقل شده اند. اینها شاهدین عینی تمامی ماوقع هستند و همه این ها شخصا مسعود دلیلی را از نزدیک می شناخته اند. از زمان وقوع این حمله در اشرف تا بحال هیچ کس از این نفرات خبری ندارد و با آنها ملاقاتی نداشته. این افراد تحت فرماندهی و هژمونی فرماندهان مجاهدین خلق در کمپ لیبرتی هستند. تاریخچه خشونت بار روابط داخلی مجاهدین خلق و مصونیت مسعود رجوی در قبال کشتار نفرات خودش چنین نشان میدهد که بسیاری از این افراد در کنار افراد ناراضی درون کمپ در پشت درب های بسته تحت فشار و بد رفتاری قرار دارند. چند نفر دیگر باید کشته شوند؟

ما اعضای نجات یافته از فرقه و خانواده های گروگانها در کمپ لیبرتی از شما درخواست می کنیم تا از موقعیت خود بعنوان دبیرکل سازمان ملل متحد استفاده نموده در مقابل وزارت دفاع امریکا، پنتاگون، بایستید و چنین تحقیقی را با فشار و قدرت سازمان ملل به جلو ببرید تا جایی که به نتیجه برسد. خواستار دستیابی تیم های تحقیق و بازجویی به ۴۲ تن نجات یافتگان این واقعه و دیگر نفراتی که می توانند کمکی در این را ه باشند شوید. این تنها راه دست یابی به واقعیت است و آنچه واقعا در روز اول سپتامبر ۲۰۱۳ در کمپ اشرف بوقوع پیوست.

داستان کمپ اشرف صفحه 240Satellite image of Rajavi’s compound and explanations from the book “The Life of Camp Ashraf” published 2011
عکس ماهواره ای و توضیحات مجتمع استقرار مسعود رجوی و پناهگاه ضد اتمی آن در کتاب “داستان کمپ اشرف” منتشر شده در سال ۲۰۱۱

همچنین:

هشدار نسبت به ترور جداشدگان توسط فرقه رجوی. چه کسی مسعود دلیلی را کشت؟

بنیاد خانواده سحر، بغداد، سی ام دسامبر ۲۰۱۳: … قرار داشتن جسد مسعود دلیلی که از سازمان مجاهدین خلق جدا شده بوده است در میان کشته شدگان تهاجم به پادگان اشرف این حدس را قوت می بخشد که رجوی مابقی این افراد مانند زهره قائمی و گیتی گیوه چیان که احتمالا همگی مسئله دار و حتی جداشده بوده و در عین حال دارای اطلاعات ویژه مربوط به شخص رجوی بود

چهل و دو تن شاهد وقایع کمپ اشرف کجا هستند؟

مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۳: … مسعود رجوی و همسرش مریم به پیروانشان دستور داده اند که اعتصاب غذا کنند. اعتصاب غذایی که بصورتی غیر واقعی و تعجب بر انگیزی اکنون از مرز صد روز نیز گشته است. خواسته آنها بازگرداندن این هفت نفری است که درست مثل خود مسعود رجوی هیچ ردی از آن

موج جدید نارضایتی در اردوگاه لیبرتی: “کدام پیروزی؟ پس تکلیف ۷ نفر چه شد؟”

Mojahedin Khalq_Rajavi cult_June20بنیاد خانواده سحر، بغداد، بیست و پنجم دسامبر ۲۰۱۳: …  موضوع جالب تر اینکه بعد از این قضایا بحث “مؤسسان پنجم” مطرح گردیده که ظاهرا به افراد یک فرصت ۱۰ روزه داده شده تا مجددا به عضویت سازمان درآیند و باز تعهد و امضاء بدهند. تفاوت اصلی و جدی

آیا قربانیان کمپ اشرف طعمه ای جهت دستیابی به اهدافی شیطانی تر بوده اند؟

مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، پنجم سپتامبر ۲۰۱۳: …  به راستی چه دلیلی می توان یافت که نیروهای عراقی به این شکل و با این قساوت نیمی از ساکنین کمپ را کشته و نیمی دیگر را آزاد بگذارند تا از این جنایت فیلم تهیه کرده و از همانجا به مرکز سازمان مجاهدین خلق در پاریس ارسال کنند تا ظرف یکی دو ساعت