افشاگری جداشدگان فرقه رجوی و رابطه اش با تجدید بیعت رحمان کریمی

افشاگری جداشدگان فرقه رجوی و رابطه اش با تجدید بیعت رحمان کریمی

افشاگری جداشدگان فرقه رجوی و رابطه اش با تجدید بیعت رحمان کریمیصابر تبریزی، ایران اینترلینک، هفتم مارس 2012:… شما آقا رحمان! این بیعت را در 40 سال قبل کردید و لزومی نداشت که با برنداشتن بیعت خود با مسعود ، دوباره تجدید بیعت کنی. آیا خبری است که این کار را که لازم نبود انجام دادی و آیا فکر میکنی که پایه های استبداد مسعود و مریم  رجوی لرزان تر شده که لزوم تکرار این بیعت را درک کرده ای؟ اکثریت  در جمع شما با پیرانی با جسم ومغز پوسیده هستند و تو که از سایه ی انسان مزور و ترسوئی مثل مسعود و مشاطه ای بنام مریم میلرزی نه پلنگ که گربه ی ترسوئی بیش نیستی. تو میتوانی از کمک های سوسیال اروپائیان زندگی ساده وپاکی داشته باشی ولی قانع به این نوع زندگی نبوده وبرای برخورداری از امکانات مادی بیشتر، دامن مسعود ومریم تبهکار را رها نمیکنی! ننگ ونفرت براین نوع زندگی! افشاگری جداشدگان فرقه رجوی و رابطه اش با تجدید بیعت رحمان کریمی 

مجاهدین خلق، ایدئولوژی التقاطی و عباس داوریمصاحبه عباس داوری و ابریشمچی برای چیست (خاطرات بهمن بازرگانی، چشم انداز ایران)

افشاگری جداشدگان فرقه رجوی و رابطه اش با تجدید بیعت رحمان کریمی 

رجمان کریمی خرفت، مردم ایران را عین رجویست های خائن معرفی میکند!

17/12/1399

در رابطه با افشاگری های تعدادی از جدا شدگان از مناسبات ضدبشری تشکیلات رجوی ، رحمان کریمی هم بخشم آمده ونوشته ی کوتاهی منتشر نموده است.

باهم بخوانیم ونقد مختصر مرا درباره ی این اظهار نظر های چاکر منشانه ی کسی که سابقه ی فعالیت سیاسی بیش ازمسعود داشته و انصافا قلمی بهتر از او دارد ، ببینیم :

” دوستان و یاران مقاومت! من در پایانه عمر خود به صراحت از مقاومت ایران و رهبران قهرمان آن مسعود و مریم دفاع می کنم با وجدانی بیدار و آگاه “.

درسازمان ها واحزاب سیاسی ، به هنگام تشکل کنگره یااقلا پلنوم وسیع ، اعضاء به فرد یا افراد مورد پسند خود رای میدهند ودرفرقه ی بسته ای مانند فرقه ی رجوی این مسائل مطرح نیست و بیعت است که بجای انتخاب و رای مخفی همراه با توضیحات وانتقادات قبل از رای گیری ، مرسوم است.

هذیان گویی مریم رجوی ، کابوس افشاگری های جداشدگان

شما آقا رحمان!

این بیعت را در 40سال قبل کردید و لزومی نداشت که با برنداشتن بیعت خود با مسعود ، دوباره تجدید بیعت کنی.

آیا خبری است که این کار را که لازم نبود انجام دادی و آیا فکر میکنی که پایه های استبداد مسعود و مریم  رجوی لرزان تر شده که لزوم تکرار این بیعت را درک کرده ای؟

من دراین مورد یاد سخنی پرمعنا از زنده یاد عزیز نسین افتادم که میگوید :

” همسر من  که فکر میکند که دوستش ندارم ، هر روز ازمن میخواهد که به او بگویم که دوستش دارم وبنوعی ازمن بیعت میگیرد وکارش شبیه دولت های فاسدی است که مدام رای اعتماد مردم را طلب میکنند”.

دوباره :

” خائنان چون به کسب و کار خیانت پرداختند اولین وظیفه شان رد و نفی مقاومت است. آنان که همچون رژیم حاکم با یک مقاومت سراسری مستحکم و آشتی ناپذیر رویا روی هستند ناچارند سرا پای مقاومت را معیوب و آکنده از اشتباهات و خیانت ها کنند تا بلکه دیگران دوری گزینند “.

آنها شاهد خیانت ها ی باند رجوی بوده اند وبعد ازمدت ها تحمل ، طاقت ازدست داده وخواسته اند که با بیان واقعیات ، مردم ومخصوصا هواداران واعضای کم وبیش بیسواد سازمان را ازگزند گرفتار آمدن  بازهم دردام های گسترده ای که مسعود ومریم برسرراه آنها گذاشته اند ، مصون نگهدارند واین کارشان ارزش انسانی درخور توجهی دارد .

تشکیلات شما هرگز جوابی باین منتقدین نداده ودرعوض تا توانستند برعلیه آنها سمپاشی ولجن پراکنی کردند که شیوه ی خوبان نیست ودر سرانجام کار، تبعات این لجن پراکنی ها در درجه ی اول گلوی مسعود ومریم را خواهد گرفت!

سپس :

” در برابر استبداد مهیب و بی رحم اگر مقاومت نباشد انگار که ملتی با غیرت نیست و اگر هست، مردگانی بیش نیستند. هستند یا نیستند مسئولیت تاریخی ست که به گردن رهبران سیاسی می باشد. بیاد دارم که بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، چه ولوله و هیجان سخت عصبی و خشمگینانه بدنه حزب توده و سازمان جوانان که خود عضو آن بودم و سازمان نظامی آن را فراگرفت و در هم پیچید که چرا حزب توده با آنهمه ادعا که کودتا را با کودتا پاسخ می دهیم، در روز موعود با بی عملی فلج شد “؟

ملت کار وزندگی دارد وتنها زمانی به میدان میآید که قادر به عقب نشاندن بالایی ها باشند وکارد هم به استخوان برسد که ظاهرا شرایط این اوضاع بحد کافی جمع وجور نشده ورهبران سیاسی تنها زمانی موفق میشوند که مردم را باخود داشته باشند و با برداشتن گام های غول آسا، فاصله ی عمیقی ازمردم نگیرند که اگر بگیرند، بدانان آن رسد که به باخه ( مسعود) رسید.

شما حتما کتاب “خاطرات وتالمات ” دکتر مصدق را خوانده اید و دیده اید که موضوع ادعایی شما را تایید نمیکند.

توده ای هم میگفتند که دکتر مصدق با اعلام حکومت نظامی در 27 مرداد ودستگیری کادرهای ورزیده تر آنها، ارتباط سازمانی آنها را بهم ریخت.

آنها همچنین میگویند که حتی باعدم دستگیری کادرها ، چون فرمان برقراری  حکومت نظامی ازطرف خود دکتر مصدق بعنوان نخست وزیر مردمی وقانونی صادر شده بود ومردم آنرا جدی گرفتند و اگر حزب به تنهایی وارد میدان شده  وکودتا بدون حضور طرفداران پرشمار دکترمصدق درخیابانها – که خودش صلاح دیده بود چنین باشد- بازهم پیروز میشد که میشد، گناه آن به گردن توده ای ها انداخته میشد ودرستتر آن بود که دکتر مصدق پیام رادیوئی بدهد تا مردم درخیابانها سرازیر شوند وچنین نشد.

البته معمای تمکین دکتر مصدق دربرابر سفیر آمریکا ( لویی هندرسون ) که اورا مجبور به برقراری این حکومت نظامی کرد ، هنوز بروشنی معلوم نشده وشاید این سفیر ابرقدرت نوظهور ، تهدیداتی را مطرح کرده که دکتر مصدق صلاح کار را درتسلیم دید و واقعا چاره ای هم نداشته است؟

اسرای جنگی سازمان مجاهدین خلق . از عراق تا آلبانی

بازهم :

” لابد مسعود قهرمان مرتکب گناه کبیره شد که جلو خمینی ایستاد! خائنان و معاندان به مسعود و یاران بلافصل او می گویند: چرا بدون موازنه قوا، جلو خمینی ایستادی با تلفات سنگین؟ آنان منهای خیانت و دشمنی، درک تاریخی ندارند. آنان بینش شان تا نوک بینی ست و تاریخ و آینده نگر نیستند. کسانی که به راحتی شرف و اعتبار خود را می فروشند، هرگز به شرف و اعتبار یک جنبش اهمیت نمی دهند. هر جنبش آزادیخواه جلوه و تجلی اعتراضی ملت خودست. وقتی تسلیم شد به معنی تسلیم شدن خلق است”.

 احزاب وشخصیت ها اشتباه میکنند که بدون دانستن نظر مردم ومیزان آمادگی های آنها دست به چنین عملی خطرناک میزنند.

نه عمو!

رجوی اینقدر شیطان بود که ازخود مایه نگذارد . او متوهم بود و روی حمایت بنی صدر که موقتا فرماندهی کل قوا باو تفویض شده بود حساب زیادی بازکرده بود ویقین داشت که با براه انداختن تظاهرات دانش آموزان ودانشجویان نیمه مسلح هوادار خود ، خیل عظیم مردم را به خیابانها خواهد کشانید وبا تصرف رادیو تلویزیون ، قدرت را دردست گرفت که عملی نبود ونتایج تلخی برای هواداران ، نیروهای مقابل که ده ها بار قویتر ازنیروهای اوبودند وهم مردم بهت زده ازاین اشتباه مهلک ببار آورد.

همچنین :

“خائنان مزور و حقیر و در کار خود بدنام و ذلیل بدانند که در جنبش پایدار و تیزپای مقاومت ایران اگر پیرانی هستند که البته طبیعی ست، مصداق عنوان یکی از شعرهای این نگارنده را دارند که: «پیرم اما پلنگم “.

اکثریت  در جمع شما با پیرانی با جسم ومغز پوسیده هستند و تو که از سایه ی انسان مزور و ترسوئی مثل مسعود و مشاطه ای بنام مریم میلرزی نه پلنگ که گربه ی ترسوئی بیش نیستی.

تو میتوانی از کمک های سوسیال اروپائیان زندگی ساده وپاکی داشته باشی ولی قانع به این نوع زندگی نبوده وبرای برخورداری از امکانات مادی بیشتر، دامن مسعود ومریم تبهکار را رها نمیکنی!

ننگ ونفرت براین نوع زندگی!

صابر تبریزی

وحشت مریم رجوی از اعضای جداشده از مجاهدین خلق 

افشاگری جداشدگان فرقه رجوی و رابطه اش با تجدید بیعت رحمان کریمی

***

اعتصاب غذا مریم رجوی و رحمان کریمیاعتصاب غذای ۵۷ روزه رحمان کریمی و مابقی قضایا!! (رجوی به همین حد رضایت داد) 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/پیرمرید-رجوی-رحمان-کریمی-نمیتواند-روش/

پیرمرید رجوی رحمان کریمی نمیتواند روشنفگر باشد

پیرمرید رجوی رحمان کریمی مزدور سابق صدام امروز عربستان مجاهدین خلق فرقه بدنام مریم رجویصابر تبریزی، ایران اینترلینک، هشتم ژوئیه 2020:.. من مصداقی را بعنوان یک فرد که هم ازمناسبات موجود درسازمان مجاهدین انتقاد میکند وهم از حکومت ایران، میشناسم و این موضوع برایم عجیب است که چرا شما درباره ی افشاگری های او درمورد باند رجوی اینقدر سراسیمه شده اید؟ آیا او رازهای مگوی دیگری هم دارد که از افشایشان میترسید و پیشاپیش اینهمه برعلیه او صحبت و حدیث مطرح میکنید که خوانندگان مطالبش آنرا باور نکند ؟ شما مدارکی ارائه نداده اید که بموجب آنها ثابت کرده باشید که ایرج مصداقی خائن است و منهم مطلب دندان گیری درمورد خیانت های او ندیده ام مگر اینکه دیوانه باشم و قبول کنم که قطع همکاری با باند رجوی خیانت است !!! پیرمرید رجوی رحمان کریمی نمیتواند روشنفگر باشد 

پیرمرید رجوی رحمان کریمی مزدور سابق صدام امروز عربستان مجاهدین خلق فرقه بدنام مریم رجویبا آقای رحمان کریمی در مقوله روشنفکری (اوت 2013)

پیرمرید رجوی رحمان کریمی نمیتواند روشنفگر باشد

17/04/1399

” … آنچه نگارنده  “زینب میر هاشمی سابقا چپ ” می خواهد مطرح کند این است که بیش از یک قرن است که روشنفکران ایران در شرایط مختلف در پی آزادی و دموکراسی و عدالت نسبی اجتماعی بوده و هستند. دراین رهگذر تلفات و صدمات بی شمار دیده اند “.

ازکرامات شیخ ما چه عجب / پنجه را باز کرد گفت وجب!

وآیا روشنفکران سایر کشورها دچار تلفات وصدمات نشدند؟

آیا روشنفکران اندونزی که اقلا یک میلیون نفرشان درکودتای آمریکائی ژنرال سوهارتو اعدام نشدند؟

روشنفکران شیلی، کره جنوبی و … چطور؟

اینکه اظهرو من الشمس است و اغلب دانسته میشود که انسان ها درطول زندگی تغییر مسیر میدهند واین تغییر مسیر ممکن است درجهت انسانی باشد ویا مادون انسانی ویا حالتی بینابینی داشته باشد.

بدین ترتیب خانم میرهاشمی کشافی محیرالعقولی نکرده تا آب لب ولوچه ی رحمان کریمی که پیر مرید نامی رجوی است ، ریخته شود.

دوباره:

” مشخصه یک روشنفکر آگاه، تیزبینی و ژرفنگری و نیز به همه جانبهٌ یک امر نگریستن است. پای اصول و حساسیت های الزامی زمانی که می رسد روشنفکر دستخوش رفیق بازی نمی شود. برای امضایش ارزش و اعتبار قایل است. در بیانیه کذایی آدم به امضاهایی می رسد که باورش آسان نیست “.

شما با چسبیدن به سخنان قصار ومزورانه ی  رجوی ، خود را ازهمه جانبه نگری محروم کرده اید و بخاطر احترام سن تان بهتر بود که با دست زدن به تحلیل و …، خودرا روشنفکر معرفی نکنید تا بااین  عدم معرفی، وسیله ای برای تخریب دیگران بدست نیآورید!

مجددا :

” طرف روزگاری فکر و اندیشه و عملکردهای مترقی داشت. چگونه ممکن است چنین فردی به تله مزدوری چون مصداقی معلوم الحال بیافتد؟ من به سهم خود اعتراف می کنم که مصداقی خائن در چاچولبازی و مردم فریبی چیزی کم و کسر ندارد بل از ملایان هم پیشی گرفته است. چرا باید در پهنه غربت به تدریج حل و سرد شویم؟ چرا باید در جاهایی که نباید، باری به هرجهت برخورد کنیم ” ؟

من مصداقی را بعنوان یک فرد که هم ازمناسبات موجود درسازمان مجاهدین انتقاد میکند وهم از حکومت ایران، میشناسم و این موضوع برایم عجیب است که چرا شما درباره ی افشاگری های او درمورد باند رجوی اینقدر سراسیمه شده اید؟

آیا او رازهای مگوی دیگری هم دارد که از افشایشان میترسید و پیشاپیش اینهمه برعلیه او صحبت و حدیث مطرح میکنید که خوانندگان مطالبش آنرا باور نکند ؟

شما مدارکی ارائه نداده اید که بموجب آنها ثابت کرده باشید که ایرج مصداقی خائن است و منهم مطلب دندان گیری درمورد خیانت های او ندیده ام مگر اینکه دیوانه باشم و قبول کنم که قطع همکاری با باند رجوی خیانت است !!!

آیاشما خودتان که زمانی خود را مخالف نظام  سلط وتابعیت میدانستید ، حالا هم چنین هستید؟

شما با تمسک هرچه بیشتر به این نظم ظالمانه نشان داده اید که خود نیز حل وسرد شده اید وبلکه به مدارج بالاتری ازاشتباه رسیده وخیانت نموده اید!

درادامه :

” به سهم خود عمرم را با روشنفکران کشورم سپری کرده ام. بنابراین هرگز دلم نمی خواهد که کوره سوزان احساس مسئولیت در قبال مردم ایران در آنان سرد شود. این به سود دیکتاتورهای بی رحم فاسد حاکم است و بس”.

ولی جبهه ی روشنفکران مردمی را ترک کرده وبا قبول خصلت وماهیت فرقوی با آنها فاصله گرفته و مشکلی بنام مردم و دلسردی آنها ندارید.

شما مرید ناب رجوی هستید و هیچ اراده ای برای رهائی از این اسارت نمایش نداده اید.

آقا رحمان باید میدانست که شرط نشست وبرخاست باروشنفکران مردمی ، داشتن موضع قاطع در برابر کارهای ضد بشری رجوی است که این را نشان نداده است.

آیا میخواهید این اراده راپیدا کنید؟  مضایقه نکنید این گوی واین میدان!

شما درقسمت آخر نوشته ی خود ، هرچه پنبه ای را که من درصدد رشتن برای شما که تبدیل به روشنفکر مردمی شوید ، پنبه کرده اید

 ” ما هنوز باید راه های ناهموار و پر از مانع و رادع را بکوبیم و به پیش رویم. درود به مسعود و مریم که این پرچم را افراشتند و زیر انبوهی صدمات و مشکلات و رجزخوانی های ملاپسند آن را بر زمین نگذاشته اند. ای روشنفکر! با مجاهدین نیستی نباش اما با ملت خود و خواسته های او باش و جدی هم باش “.

شرط لازم وکافی برای بامردم بودن، داشتن فاصله ونفرت از باند رجوی ضد مردمی است وماهم دقیقا این کار را انجام میدهیم.

صابر  تبریزی

پیرمرید رجوی رحمان کریمی نمیتواند روشنفگر باشد

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/فعلا-عزادار-فقدان-جان-بولتون-عزیزتان-ب/

فعلا عزادار فقدان جان بولتون عزیزتان باشید آقای رحمان کریمی

فعلا عزادار فقدان جان بولتون عزیزتان باشید آقای رحمان کریمیصابر تبریزی، ایران اینترلینک، یازدهم سپتامبر 2019:… مردم هیچ پشتگرمی به باند رجوی که دل به دشمن بسته و صفوف این دشمنان روزبروز ضعیف تر شده ودرکنار آن از رجوی ها ناامید میشوند ، ندارند وبرای شما بهتراست که بعد از رفع ایام سوگواری مربوط به ازدست رفتن قدرت نزدیک ترین دوست تان بولتون، خاک دیگری برسر خود بریزید! چطور است که کار را ازصفر شروع کرده ومثلا با عدم جلوگیری از آزادی بیان درتشکیلات خود واعاده ی قسمتی ازحقوق تمام وکمال ازدست رفته ی آنها ودلجویی ازخانواده هایی که ستم بزرگ وغیر قابل جبرانی برآنها رواداشته اید ، کار خود را ازصفر شروع کنید؟! فعلا عزادار فقدان جان بولتون عزیزتان باشید آقای رحمان کریمی 

فعلا عزادار فقدان جان بولتون عزیزتان باشید آقای رحمان کریمیفرقه مجاهدین خلق در انتظار بولتون فرشته آزادی 

فعلا عزادار فقدان جان بولتون عزیزتان باشید آقای رحمان کریمی !

20شهریور 1398

رحمان کریمی بعنوان پیرترین مرید رجوی وسرمست از هیاهوهای برسر هیچ ، نوشته است :

” به رهبران قهرمان مریم و مسعود، سرداران پاکباز شجاع اشرفی و اشرف نشانان فداکار وفادار تبریک می گوییم.”

منظور این آقا سالگرد تحریف شده ی سازمان مجاهدین خلق است که 4دهه ایست دچار اضمحلال تدریجی وسپس استحاله ی کامل گردیده وبه باند رجوی تغییر شکل وماهیت داده است!

دراین میان وبا آوردن نام مریم قبل از مسعود ، آیا مسئله ی دم خروس – مردن یا ازحیز استفاده افتادن مسعود – مطرح نیست؟!

درهر صورت ، دیروزحادثه ای همه ی این مسائل را تحت الشعاع قرار داد و رحمان خان مجبور است که فعلا وبرای مدتی به سوک نشسته وآنگاه درفکر آلترناتیو دیگری باشد تا در مقابل عدم استقبال مردمی از باندرجوی، براو دخیل ببندد که بازهم خواهند دید که چاره ساز نیست!

جریان ازاین قرار است که نزدیکترین دوست رجوی ها – جان بولتون – بعنوان مشاور امنیت ترامپ برکنار شد ورئیس جمهور ترامپ در بیانیه ی خود گفت که دیگر احتیاج به خدمات جان بولتون ندارد!

جان بولتون زمانی که سفیر آمریکا در سازمان ملل متحد بود ، با وقاحت تمام گفته بود که اقلا نصف ساختمان سازمان ملل متحد که ازنظر او سیستم وکارکنانش بطور صد درصدی دراختیار آمریکا نبودند ، بمباران باید گردد!!

او همواره بر بمباران ایران تاکید خاصی داشت و به پیشنهاد اوبود که برای ساعاتی پذیرفته شده بود که ایران بخاطر سرنگون کردن بهپاد جاسوسی آمریکا در اراضی آبی خود ، زیر بمباران قرار گیرد که در لحظات آخر ، ترامپ این ایده را بخاطر عواقب خطرناک وغیر قابل پیش بینی بودن نتایجش رد کرد!

جان بولتون نقش مهمی در حمله به عراق و نابودی این کشور داشت و میخواست درمورد ایران، کره شمالی، سوریه  و… هم اینگونه عمل شود!

جان بولتون شخصیتی است که به متحدان  اروپائی خود مطلوب نیست وآنها همواره نگران ماجراجویی های او وکشاندن آنها به جنگ های بی پایان بودند و …

جان بولتون ازنئوکان های قسی القلب جهان ویک آوانجلیست  ( مسیحی صهیونیست ) قهاری است ویار وفاداری برای بنیامین نتانیاهو که برای جلوگیری از بازداشت اش که بجرم فساد مالی قرار است محاکمه شود وازاین رو میخواهد آمریکا را هرچه زودتر وارد جنگ علیه ایران کرده تابه این زودی ها به زندان نرود، میباشد!

بلی!

رحمان کریمی ومریم ومسعود ضربه ای جبران ناپذیر خورده و مدت ها باید برای این حادثه عزاداری کنند ودر فکر مردم ایران نباشند!!!

رحمان کریمی مجددا مینویسد :

“ما امروزه دوباره شاهد وجه منازعه قرار گرفتن ایران شده ایم. کشاکشی حریصانه بر سر حفظ اقتدار اقتصادی و سیاسی استعمارگران. این بکِش بکِش با آمدن دولت آقای ترامپ شروع شده است. او چه می خواهد که موجب چنین جو و فضای سیاسی بین المللی شده است؟ پاسخ روشن است: مذاکره با رژیم برای تغییر رفتار و نه تغییر رژیم. اروپا، روسیه و چین نمی خواهند که ایران از دستشان در برود.”

بدون اینکه با راستی ودرستی این حرف ها کاری داشته باشم، بطور طبیعی میتوانم نتیجه بگیرم که باند رجوی که سرمایه گذاری زیادی روی ترامپ کرده بود، این سرمایه گذاری راکم وبیش ازدست رفته میداند و کم کم باور دارد که آلترناتیو اول ترامپ نبوده و اولویت او درکنار سایر مسائل ، احمد چلبی های تو دل بروتری هستند !

ازاین جهت است که اورا همکار چین ، روسیه واروپا معرفی میکند تا میزان خشم وکینه ی لابد انقلابی؟؟!! خود را بنمایش بگذارد!

فغان رحمان کریمی از همین مسئله است که برخاسته وحالا که بولتون ( امید اول مجاهدین) برکنار شده ، حال روز او بسی آشفته تر شده است.

تیم (ب) که توسط دکتر ظریف تعریف شده ، درحال فروپاشی است که سازمان مجاهدین رجوی  را بدجوری دچار بیچارگی وپریشان حالی خواهد کرد!

بازهم:

” از منظر خواست مجاهدان و مبارزان و آزادیخواهان ایران، در این میانه دعوا و بلوای متشخصانه قدرت ها ؛ این عزم و اراده خلق تحت ستم ایران است که می تواند تعیین کننده تغییر سرنوشت تباه و سیاه امروزین او شود. از کانون های شورشی در شهرهای ایران گرفته تا زنان و مردانی که دیگر تحمل تداوم شرایط را ندارند، هریک در حد توان و نگرش سیاسی خود به حرکت درآمده اند.”

اولا مجاهدانی که یکی ازآنها هم شما باشید ، کسی را بغیر خود ودراصل رجوی ، برسمیت نمیشناسند!

ثانیا اگر جریانی مبارزی وجود داشته باشد که فعلا چنین چیز دندان گیری وجود ندارد ، اینقدر احمق نیستند که بگذارند که شما هندوانه زیر بغل شان بدهید!

ثالثا امید شما فقط وفقط به سران جنگ طلب آمریکاست که یکی از شاخص ترین آنها که جان بولتون باشد، بلحاظ آرایش قوای جهانی وتضادهای موجود درهیئت حاکمه ی آمریکا ازدست رفت!

رابعا مردم وشما بطور متقابل هیچ اعتمادی بهم ندارید!

خامسا، کانون های شورشی تان ، حوض آبی از جریان اقیانوس ایران را نمیتوانند بحرکت درآورند و با سن وسال شما مناسب نیست که ازاین حرف های خیالی واحمقانه بزنید!!

مجددا :

“این وظیفه مردم ایران است که به پشتگرمی نیروی پیشتازش یعنی مقاومت ایران، نارضایتی خود را در شکوه و شکایت و اعتراضات پراکنده و صنفی محدود نکند. “

مردم هیچ پشتگرمی به باند رجوی که دل به دشمن بسته و صفوف این دشمنان روزبروز ضعیف تر شده ودرکنار آن از رجوی ها ناامید میشوند ، ندارند وبرای شما بهتراست که بعد از رفع ایام سوگواری مربوط به ازدست رفتن قدرت نزدیک ترین دوست تان بولتون، خاک دیگری برسر خود بریزید!

چطور است که کار را ازصفر شروع کرده ومثلا با عدم جلوگیری از آزادی بیان درتشکیلات خود واعاده ی قسمتی ازحقوق تمام وکمال ازدست رفته ی آنها ودلجویی ازخانواده هایی که ستم بزرگ وغیر قابل جبرانی برآنها رواداشته اید ، کار خود را ازصفر شروع کنید؟!

صابر  تبریزی

فعلا عزادار فقدان جان بولتون عزیزتان باشید آقای رحمان کریمی !

***

فرقه مجاهدین خلق در انتظار بولتون فرشته آزادی بولتون در برابر ظریف در خصوص مجاهدین خلق

Guardian_MEK_MKO_ALbania_Terrorism_Maryam_Rajavi_1Terrorists, cultists – or champions of Iranian democracy? The wild wild story of the MEK

همچنین: