افشای انجمن های پوششی و شبکه های قاچاق مجاهدین در اروپا

افشای انجمن های پوششی و شبکه های قاچاق مجاهدین در اروپا

pmoi_MEK_Maryam_rajavi_trafficking_route_tirana_EUآریا ایران، پاریس، دوازدهم نوامبر 2017:…  لازم به ذکر است که رهبری سازمان تصمیم گرفته است بخشی از فرماندهان مجاهدین که در عملیات های نظامی عراق و ایران حضور موثر و فعال داشته اند را با روش های مافیایی از آلبانی خارج کرده و در کشورهای اروپای غربی پخش،سفید و پنهان نماید. چرا که حضور متمرکز این افراد در آلبانی ممکن است با پیگردهای قضایی همراه شده و منجر به دستگیری آنان گردد … 

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیMojahedin Khalq (MEK) presence in Albania highlights security risks for Europe

لینک به منبع

افشای انجمن های پوششی و شبکه های قاچاق مجاهدین در اروپا

pmoi_MEK_Maryam_rajavi_trafficking_route_tirana_EU

فعالیت های تاثیر گذار جداشدگان و افشاگری ایرانیان آزاده ساکن اروپا درباره سازمان تروریستی مجاهدین خلق، موجب سرافکندگی، بی اعتباری و ایزوله شدن تشکیلات مخرب آنان در جوامع اروپایی گردیده است.

طوریکه اکثریت نهادهای سیاسی و اجتماعی فعال در اروپا، از مجاهدین به عنوان یک نهاد اطلاعاتی – تروریستی وابسته به عربستان سعودی، اسرائیل و جنگ طلبان آمریکایی یاد می کنند که هیچ پایگاهی در ایران ندارند.

سازمان در چنین وضعیتی دچار بحران درونی شدید شده، و حفظ و نگهداری اعضای انتقال یافته به آلبانی را بسیار دشوار نموده است. چرا که سازمان دریافته است انتقال افراد به آلبانی، آنان را بلامصرف نموده و تشکیلات را در معرض فروپاشی کامل قرار داده است. گزارشات رسیده از درون تشکیلات مجاهدین در آلبانی حاکی است، یاس، نا امیدی و بی آیندگی، اذهان اکثریت افراد را فرا گرفته و به دنبال راه چاره ای برای نجات و رهایی از تشکیلات مافیایی مجاهدین می باشند.

در همین رابطه فرماندهان تشکیلات مستقر در اورسوراواز فرانسه، برای جلوگیری از فروپاشی سازمان، بصورت متوالی نشست هایی تحت عنوان بن بست شکنی برگزار نموده اند تا راه کارهایی برای خروج از بحران بیابند. این نشست ها که با حضور مریم رجوی برگزار گردیده، راه کارهایی را در دستور کار فرماندهان و شبکه های نفوذی مجاهدین قرار داده تا هر چه سریعتر بدان عمل نمایند. رجوی، محقق شدن هزار اشرف را در عملیاتی شدن این طرح می داند.

لازم به ذکر است که رهبری سازمان تصمیم گرفته است بخشی از فرماندهان مجاهدین که در عملیات های نظامی عراق و ایران حضور موثر و فعال داشته اند را با روش های مافیایی از آلبانی خارج کرده و در کشورهای اروپای غربی پخش،سفید و پنهان نماید. چرا که حضور متمرکز این افراد در آلبانی ممکن است با پیگردهای قضایی همراه شده و منجر به دستگیری آنان گردد. کشورهایی که تشکیلات مجاهدین به عنوان هدف انتخاب کرده اند؛ آلمان، فرانسه، بلژیک، ایتالیا، سوئد، انگلستان و نروژ می باشند.

دستور کار رهبری سازمان برای قاچاق مجاهدین از آلبانی به کشورهای غربی

1.ایجاد انجمن های پوششی با مدل اروپایی

مدل ترکیبی یا مدل اروپایی به حالتی اطلاق گردیده که صاحب اصلی انجمن یک فرد اروپایی باشد. بر همین اساس، برخی از انجمن های فعال اروپایی بصور خاص در فرانسه و کشورهای فوق الذکر، مورد شناسایی قرار گرفته و ارتباطاتی نیز در جریان بوده است. در این مدل، اعتبار یک انجمن اروپایی که سالیان زیادی فعالیت اجتماعی یا سیاسی کرده، مورد بهره برداری مجاهدین قرار می گیرد. افراد برگزیده مجاهدین که چنین ماموریت هایی به آنان محول گردیده، ابتدا طرح نزدیکی و فعالیت مشترک با آن انجمن را برنامه ریزی میکنند. در مرحله دوم، پیشنهاد ایجاد یک انجمن جدید ارائه می شود که شامل دریافت کمک مالی و حتی حقوق ثابت و قابل توجه از طرف منابع نامشخص می باشد. مرحله بعدی که تحت عنوان کمک به پناهجویان ایرانی ساکن آلبانی می باشد، در واقع عملیاتی کردن انتقال افراد برگزیده از آلبانی به کشورهایی چون فرانسه، آلمان، بلژیک، … می باشد. تمرکز اصلی این طرح فرانسه و آلمان است.

2.سفید کردن اعضا و انتقال به یکی از کشور اروپای غربی

این طرح در مراحل بعدی، مجاهد انتخاب شده برای انتقال از آلبانی را با روش های گوناگون، حتی دعوتنامه معتبر و قابل قبول، به عنوان یک فرد عادی مخالف حکومت ایران اما غیر مجاهد و با مدارک جعلی به یکی از کشورهای فوق الذکر انتقال می دهد. تا به این شکل از سوابق سیاه گذشته پاک شده، سفید شود و در جوامع اروپای غربی پخش و پنهان گردند.

وکلای سازمان مجاهدین و برخی از لابی های اروپایی آنان در این مسیر مورد استفاده قرار می گیرند.

3.هزار اشرف و عملیاتی کردن اعضای انتقال یافته

فرقه تروریستی رجوی معتقد است که هزار اشرف ادعایی در اروپا شکل نخواهد گرفت، مگر آنکه هر عضو سازمان در یک کشور اروپای غربی عملیاتی شود. رهبری مجاهدین، سرنگونی حکومت ایران را به تشکیل هزار اشرف در اروپای غربی محول نموده است.

عملیاتی کردن اعضا بدین معنی است که هر عضو انتقال یافته در یک محیط اروپایی مشغول به کار سیاسی یا اقتصادی شود. تا با سرپوش گذاردن بر روی شبکه های مخفی ایجاد شده، از انرژی و نیروی آنان بهره برداری کنند. بر این اساس هر عضو سازمان به مثابه گرگ تنها، با امکانات و سرمایه مستقل در محیط اروپایی شروع به فعالیت می نماید تا از خود انرژی آزاد نماید. رجوی معتقد است می توان روی افراد منتخب سرمایه گذاری نمود و به آنها امکانات مالی مستقل داد. از این افراد حتی ممکن است برای نفوذ به ایران و عملیات در شهرهای بزرگ از جمله تهران استفاده شود.

4.نفوذ و مشارکت افراد سفید شده در سازمان های ایرانی و اروپایی

هدف اصلی از حل شدن در محیط اروپایی، دسترسی به منابع اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. سرمایه گذاری مادی و تدارکاتی مجاهدین، اعم از پولشویی نیز در چنین بستری انجام می شود. بعبارتی قرار است با اجرایی شدن این طرح، از ظرفیت اعضای قاچاق شده به اروپای غربی در هر جا و هر مسیری که لازم باشد استفاده شود. برای جا انداختن چنین طرحی گفته شده است حتی اگر لازم باشد، اعضا می توانند با یک زن یا مرد اروپایی ازدواج نمایند. اما فقط و فقط با زن یا مرد اروپایی!

بعبارتی استفاده از محیط جوامع اروپایی برای نفوذ در سازمان هایی است که بتوانند از نظر سیاسی یا نظامی علیه مردم ایران موثر باشند. اجرایی کردن این طرح در ارتباط با جنگ طلبان آمریکایی و سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی اسرائیل و عربستان سعودی می باشد که در خواست تحرک و عملیات از طرف مجاهدین در تهران و شهرهای بزرگ ایران نموده اند. این افراد بصورت مستقل عمل خواهند نمود.

5.استفاده از ظرفیت های حقوق بشری اروپا

رهبری سازمان در صدد است با تحقق طرح یاد شده، بخشی از اعضای بلامصرف مجاهدین در آلبانی را وارد بازار سیاسی و حقوق بشری کشورهای اروپای غربی نماید، تا از انرژی آنان در راستای شاهد سازی، شهادت دروغ، پرونده سازی، جعل مدرک و ترفند استفاده از مسئله نقض حقوق بشر در ایران استفاده نماید. رجوی معتقد است از این ظرفیت باید ماکزیمم استفاده را نمود تا سازمان بتواند چهره حقوق بشری اش را تقویت نموده و غبار لیست گروه تروریستی اتحادیه اروپا در گذشته را از چهره بزداید.

6.خنثی کردن فعالیت جداشدگان

سازمان تروریستی مجاهدین خلق در نظر دارد، با اجرایی شدن طرح یاد شده، با جاسوسی، پرونده سازی و تهیه مدارک جعلی به خنثی کردن فعالیت جداشدگان نیز بپردازد. دستور کار رهبری مجاهدین، خفه کردن صدای جداشدگان فعال در اروپا می باشد. از جمله طرح های شیطانی سازی برای اعضای جداشده، پرونده سازی علیه آنان و مرتبط قرار دادن جداشدگان با سازمان های وابسته به سپاه پاسداران و سپاه قدس می باشد. رجوی معتقد است تا زمانیکه یک جداشده در اروپا حضور داشته باشد، تحقق هزار اشرف امکانپذیر نخواهد بود.

با توجه به ابعاد وسیع طرح مجاهدین، لازم است از فعالیت مخرب آنان در جوامع سیاسی-اجتماعی کشورهای اروپایی جلوگیری گردد. شبکه های نفوذی و انجمن های پوششی آنان افشا شده و به مراجع قانونی کشورهای اروپایی گزارش شود، تا به این شکل از سوءاستفاده آنان در جوامع اروپایی جلوگیری گردد!

12/11/2017 – آریا ایران

*** 

مسعود خدابنده تیرانا آلبانی فرقه رجوی مجاهدین خلقMassoud Khodabandeh i pergjigjet shpifjeve te MEK-ut ne Gazeta TemA
Massoud Khodabandeh responds to MEK (Rajavi cult)’s defamations in the Gazeta TemA newspaper

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31829

گزارش جلسات ضد جنگ و ضد تروریستی پارلمان اروپا از بروکسل 

firozmand_javad_european-parliament-2آریا ایران، پارلمان اروپا، بروکسل، بیست و سوم اکتبر ۲۰۱۷:…  یکی از مسائل پر رنگی که بطور مشترک مورد توجه نمایندگان پارلمان اروپا قرار گرفت، بنیادگرایی و گروه های تروریستی حامی بنیاد گرایی در اروپا و خاستگاه آنان در برخی کشورهای تروریست پرور خاورمیانه مانند عربستان سعودی بود، که مورد انتقاد شدید نمایندگان و شرکت کنندگان قرار گرفت. موضوع دیگر فروش اسلحه و تجهیزات نظامی به برخی کشورهای … 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجویDebate in the European Parliament ‘What is to be done about the Iranian Mojahedin Khalq (MEK)?’

لینک به منبع

گزارش جلسات ضد جنگ و ضد تروریستی پارلمان اروپا از بروکسل

جواد فیروزمند پارلان اروپا افشای مجاهدین خلق فرقه رجوی

بنابه دعوت کمیته امور خارجه و دفاع پارلمان اروپا، طی روزهای گذشته جلسات مهمی حول موضوع تروریسم در اتحادیه اروپا، خاورمیانه و جهان برگزار گردید.

جواد فیروزمند پارلان اروپا افشای مجاهدین خلق فرقه رجوی

در این جلسات که بطور مستقیم زیر نظر ۴ گروه سیاسی پارلمان اروپا و تعدادی از برجسته ترین اعضای اتحادیه اروپا برگزار می شد، بحث های بسیار ارزشمندی حول مبانی مقابله با جنگ و تروریسم جهانی، بررسی پایگاه های تروریسم در اروپا و خاورمیانه و …، مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت.

جواد فیروزمند پارلان اروپا افشای مجاهدین خلق فرقه رجوی

یکی از مسائل پر رنگی که بطور مشترک مورد توجه نمایندگان پارلمان اروپا قرار گرفت، بنیادگرایی و گروه های تروریستی حامی بنیاد گرایی در اروپا و خاستگاه آنان در برخی کشورهای تروریست پرور خاورمیانه مانند عربستان سعودی بود، که مورد انتقاد شدید نمایندگان و شرکت کنندگان قرار گرفت.

موضوع دیگر فروش اسلحه و تجهیزات نظامی به برخی کشورهای تروریست پرور از جمله عربستان سعودی اختصاص داشت، که آنها چگونه از این سلاح ها برای سرکوب و نقض حقوق بشر استفاده می کنند.

یکی از نمایندگان پارلمان اروپا در این باره گفت؛ ما کشورهای اتحادیه اروپا، وقتی تصمیم می گیریم به آنها سلاح بفروشیم، باید انتظار آن را داشته باشیم که بخشی از این سلاح ها به دست تروریست هایی خواهد رسید که ممکن است علیه مردم اروپا بکار گرفته شود. همان طور که این اتفاق بارها افتاده و در برخی کشورهای عضو از نزدیک شاهد وقایع وحشتناکی بوده ایم.

نماینده دیگری از اتحادیه اروپا که کشور فرانسه را نمایندگی می کرد، ضمن تشکر و قدردانی از شرکت کنندگان در جلسه، به موضوع جنگ و آواره گی میلیون ها انسان اشاره نمود که هم اکنون بعنوان پناهجو گریبانگیر کل کشورهای اتحادیه اروپا می باشند.

این نماینده فرانسوی پارلمان اروپا، ضمن برشمردن راه کارهایی برای کنترل جنگ و تروریزم، از گروه های تروریستی بین المللی و محلی یاد نمود که حتی در برخی کشورهای اتحادیه اروپا، زمینه ساز رشد روزافزون خشونت و تروریسم می باشند.

نماینده فرانسوی پارلمان اروپا خواستار برخورد شدید مراجع قانونی با گروه های خشن، افراط گرا و تروریست ساکن اروپا بخصوص فرانسه شد. او تاکید نمود که مردم و کشور فرانسه سالیان زیادی است که با انواع گروه های تروریستی مواجه است که خود را حامیان حقوق بشر معرفی می نمایند. اما سوابق آنان نشان می دهد که خشونت در ایدئولوژی و تشکیلات آنان نهادینه شده و غیر قابل تغییر می باشند.

جلسات ضد جنگ و ضد تروریستی که در بروکسل و مرکز اتحادیه اروپا برگزار گردید، سخنرانان دیگری از سایر کشورهای اتحادیه داشت، نمایندگان کشورها در این جلسات راه حل های بسیار مهمی را اتخاذ نموده و راه کارهایی را به کمیسیون اروپا ارائه نمودند که منجر به وضع قوانین جدید در اروپا گردید.

از جمله این قوانین می توان به ساخت تجهیزات نظامی و کاربرد دوگانه آنها اشاره نمود که از این پس نیاز به مجوز خاص از اتحادیه اروپا می باشد. همچنین بر اساس این قوانین، یکسان کردن تجهیزات و فناوری های لازم برای مبارزه با تروریسم در سراسر کشورهای اروپایی مد نظر قرار گرفت. برخی قوانین ضروری دیگر در دست بررسی و اتخاذ تصمیم در آینده می باشد.

جواد فیروزمند پارلان اروپا افشای مجاهدین خلق فرقه رجوی

در این جلسات نمایندگانی از کشورهای مختلف اروپا حضور داشته و به تبادل نظر پرداختند، که آقای جواد فیروزمند نیز بعنوان یکی از همکاران و فعال ضد تروریستی شرکت داشت.

تاریخ انتشار گزارش – ۲۲/۱۰/۲۰۱۷

*** 

مریم رجوی البغدادی مجاهدین خلق داعش تروریسم تهرانISIS Drew On MEK Expertise For Terror Attacks On Tehran (aka Mojahedin Khalq Rajavi cult)

تروریسم در تهران مجاهدین خلق داعش عربستان سعودیIran: MKO, Saudi behind terror attacks – Saudi Minister Refuses to Condemn Tehran Shootings

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31763

اعلام آمادگی مجاهدین برای پیشبرد سیاست های جنگ طلبانه ترامپ در ایران (افتخار رجوی به خیانت بزرگ)ا 

maryam_rajavi_saudi_arabia_Mercenaris_MEK_Terrorismآریا ایران، شانزدهم اکتبر ۲۰۱۷:… سازمان تروریستی مجاهدین خلق، تنها گروهی است که به این خیانت بزرگ مفتخر می شود و یک بار دیگر در کنار دشمنان دیرین مردم ایران قرار می گیرد. سازمانی که موجودیت خود را با ترور مستشاران آمریکایی آغاز کرد و پس از صدام، اکنون از جنگ و ویرانی توسط جناح جنگ طلب آمریکا در ایران حمایت می نماید. استقبال مجاهدین و مریم رجوی از سیاست جدید و جنگ طلبانه آمریکا … 

Alireza Jafarzadeh sitting with Americans instead of Maryam Rajaviآریو برزن پیروزنیا: برخی ذاتا خودفروش و برخی سواری دهنده و خودفروش نفهم. (بوقلمون مسخره شده)ا

لینک به منبع

اعلام آمادگی مجاهدین برای پیشبرد سیاست های جنگ طلبانه ترامپ در ایران

مواضع جنگ طلبانه و تروریستی سازمان مجاهدین خلق، علیه مردم ایران محکوم است

افتخار مریم رجوی به خیانت علیه مردم ایران تروریسم و مزدوری برای عربستان

دقایقی پس از اعلام مواضع ضد ایرانی دونالد ترامپ، اسرائیل، عربستان، امارات و مریم رجوی سرکرده گروه تروریستی مجاهدین خلق، با انتشار پیام تبریک از ضد ایرانی ترین مواضع جنگ طلبان آمریکا حمایت کردند.

این حمایت انگشت شمار در حالی صورت گرفت که اکثریت قریب به اتفاق کشورهای بزرگ جهان و دست اندرکار در برنامه هسته ای، از برجام و خواسته های مردم ایران حمایت نمودند.

جدا از نتانیاهو و شیخ سعودی که دشمنی آشکار آنان با مردم ایران بر کسی پوشیده نیست، سوء استفاده فرصت طلبانه و رذیلانه گروهی که خود را ایرانی می نامد در جهان بی سابقه است.

بعبارتی سازمان تروریستی مجاهدین خلق، تنها گروهی است که به این خیانت بزرگ مفتخر می شود و یک بار دیگر در کنار دشمنان دیرین مردم ایران قرار می گیرد. سازمانی که موجودیت خود را با ترور مستشاران آمریکایی آغاز کرد و پس از صدام، اکنون از جنگ و ویرانی توسط جناح جنگ طلب آمریکا در ایران حمایت می نماید.

استقبال مجاهدین و مریم رجوی از سیاست جدید و جنگ طلبانه آمریکا علیه ایران، در حالی است که مردم و جامعه با مصائب بسیاری رو در رو می باشند. اینگونه موضع گیری ها نه تنها هیچ کمکی برای حل مشکلات جامعه ایران نمی کند، بلکه افسار گسیخته ترین واکنشی است که در پی از بین بردن مطالبات مردم ایران می باشد.

از طرفی یک گروه تروریست و آدمکش که جنایات بیشماری در ایران مرتکب شده و کوچکترین حق و حقوقی برای اعضای خود قائل نیست، هیچ وقت نمی تواند در راستای منافع مردم حرکت نموده و مدافع حق و حقوق جامعه ایران باشد.

به جرات می توان گفت که مجاهدین خلق در اعلام همبستگی و استقبال از مواضع ضد ایرانی ترامپ، به وظیفه دیرینه خود در قبال سازمان های جاسوسی آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی عمل نمودند، تا حداقل یک گروه ظاهرا ایرانی وجود داشته باشد که ضمن افتخار به چنین خیانتی از آنان حمایت کرده باشد. نقش این گروه تروریستی در چنین روندی که به عمد آن را سازمان مجاهدین خلق ایران می نامیم، همین است و بس!

همچنین دور از انتظار نبود که رهبران سازمان مجاهدین با تجربه صدام حسین، راه و روش دیگری در پیش گیرند. آنان بخوبی فرا گرفته اند که همیشه در کنار دشمنان مردم ایران و زیر چتر حمایتشان قرار گیرند.

اما آمادگی مجاهدین برای پیشبرد فرصت های جنگ طلبانه در ایران، کارنامه خیانتبار شان را بیش از گذشته تکمیل می نماید. مهمترین نکته همین است وگرنه در قد و قواره یک گروه تروریستی نیست که خود را تنها آلترناتیو مردم ایران بنامد. بتواند عملی انجام دهد یا در راستای خلق قهرمانی که به شیادی از آن یاد می نماید، قدم خیر ی در راستای منافع مردم بردارد!

مجاهدین خلق و رهبرانشان یک بار دیگر بخوبی نشان دادند که در این جهان آشفته، شایستگی به دوش کشیدن این بار خیانت را دارند که در کنار جنگ طلبان آمریکا، نتانیاهو و شیخ سعودی قرار گیرند. آنها بخوبی نشان دادند که حامیان پشت پرده شان از چه قماشی و از چه کسانی تشکیل شده اند. مجاهدین خلق برای جاسوسی و اعمال تروریستی در ایران از ارگان های اطلاعاتی همین افراد دستور می گیرند!

ما ضمن حمایت از برجام، مواضع جنگ طلبانه و ضد ایرانی سازمان تروریستی مجاهدین خلق و رهبرانشان را محکوم می نماییم. همچنین آرزو داریم اعضای فریب خورده این سازمان، در مسیر ضد مردمی رهبرانشان قرار نگرفته و از آنان اعلام برائت نمایند.

۱۴ اکتبر ۲۰۱۷ برابر با شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۶

محمد علوی، جواد فیروزمند و فرزاد رهنما

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31692

سازمان مجاهدین خلق و رویاهای ضد ایرانی دونالد ترامپ 

 javad firoozmanجواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، دوازدهم اکتبر ۲۰۱۷:… در این میان سازمان مجاهدین خلق از سال ۲۰۰۲ میلادی، تنها گروه مخالف جمهوری اسلامی است که توانسته است درهمکاری موثر با سازمان های جاسوسی غرب ، جایگاه بسیار فرصت طلبانه ای را در میان جنگ طلبان آمریکایی کسب نماید. این افتخار از زمانی به مراحل عالی رسید که سازمان های جاسوسی موساد و سیا، اطلاعات هسته ای ایران را توسط مجاهدین خلق منتشر کردند … 

Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_Regime_ChangePssst, Whisper It, Even Iran’s Enemies Don’t Want Regime Change

لینک به منبع

سازمان مجاهدین خلق و رویاهای ضد ایرانی دونالد ترامپ

مسعود رجوی مریم رجوی فرقه رجوی مجاهدین خلق ایران شورای ملی مقاومت

سیاستی که دونالد ترامپ به بهانه برهم زدن میز توافق هسته ای با ایران در پیش گرفته، آنچنان که پیداست اگر جدی باشد، تحولاتی را در منطقه بارز خواهد نمود که به گفته برخی منتقدان، کمتر از زمینه سازی جنگ جهانی سوم نخواهد بود.

در چنین روندی، ایران در مرکز این تحولات قرار دارد و چه بسا که دامنه آن از خاورمیانه تا اروپا گسترش یابد. از طرفی در صورت تحقق رویاهای ترامپ علیه ایران، شکاف عمیقی بین اروپا و آمریکا نیز بوجود آمده و برای سالیان زیادی پرهزینه ترین رویداد را برای طرفین درگیر رقم خواهد زد.

اینکه آیا ترامپ می داند چه می کند؟ به او و سیاست های هیئت حاکمه جدید آمریکا مربوط است. اما اینکه در نتیجه اینگونه جنگ طلبی افسارگسیخته و عریان چه بر سر مردم منطقه خواهد آمد؟، را پیش از این در افغانستان، عراق، سوریه، و یمن شاهد بوده ایم.

آمریکا در هر نقطه از جهان که به نام آزادی و دموکراسی اسلحه کشیده تا ظاهرا مردم یا منطقه ای را از شر تروریسم نجات دهد، چهره ای از جنگ و اشغالگری به نمایش گذاشته که در تاریخ جهان کم سابقه است. ویرانی های سوریه، عراق، افغانستان و ائتلاف تحت حمایتش در یمن، هدیه ای است از سیاست های نادرست آمریکا در منطقه که نشان میدهد نه تنها تروریسم ریشه کن نشده، بلکه همانند بیماری واگیردار از خاورمیانه تا اروپا وخود آمریکا گسترش یافته و زندگی روزمره مردم را به مخاطره افکنده است.

در این میان سازمان مجاهدین خلق از سال ۲۰۰۲ میلادی، تنها گروه مخالف جمهوری اسلامی است که توانسته است درهمکاری موثر با سازمان های جاسوسی غرب ، جایگاه بسیار فرصت طلبانه ای را در میان جنگ طلبان آمریکایی کسب نماید.

این افتخار از زمانی به مراحل عالی رسید که سازمان های جاسوسی موساد و سیا، اطلاعات هسته ای ایران را توسط مجاهدین خلق منتشر کردند. سرنگونی رژیم دیکتاتوری صدام حسین نیز به تکوین و گسترش این رابطه کمک شایانی نمود.

گام بعدی تکامل همکاری آنان را می توان در ترور دانشمندان هسته ای ایران مشاهده نمود. ترورهایی که هدف اصلی اسرائیل بود تا ظاهرا مانع پیشرفت پروژه هسته ای ایران شوند. عملیاتی که خود توان انجام آن در ایران را نداشتند و این ماموریت را در عمل به سازمان مجاهدین خلق ایران سپردند. همان سازمانی که در دوران حضور صدام در عراق، با خمپاره و مسلسل، تیم های عملیاتی خود را به شهرهای بزرگ ایران اعزام می کرد و … بقیه ماجرا که همگان شاهد بوده اند.

با روی کار آمدن دونالد ترامپ در آمریکا، که از همان ابتدای دوره ریاست جمهوری وعده پاره کردن برجام را داده بود، انگیزه مجاهدین برای نزدیکی بیشتر با جناح ضد ایرانی آمریکا شدت گرفت. طوریکه همه امید و آرزویشان را در سبد جنگ طلبان حامی ترامپ ریختند تا از این روند صاحب منفعتی گردند.

مسعود رجوی مریم رجوی فرقه رجوی مجاهدین خلق ایران شورای ملی مقاومت

دینا روراباکر (Dana Rohrabacher) نفر دوم از سمت راست عکس در کنار مریم رجوی- ۱۷ فوریه ۲۰۱۳-پاریس

در همین راستا  مجاهدین خلق طی چند سال گذشته با هزینه های بسیار گزاف (که بخشی از بودجه سازمان سیا برای سرنگونگی حکومت های غیر دلخواه می باشد)، توانسته اند حامیان برجسته ای را در لیست لابی های خود داشته باشند. آنها پول های فراوان بدست آورده را خرج می کنند و شخصیت های آمریکایی یا اروپایی را به جلسات سخنرانی و میتینگ هایشان می آورند، تا وانمود نمایند تنها گروه سیاسی ایرانی هستند که از پیشتیبانی سیاستمداران غربی و مردم ایران برخوردارند. اما حتی یک ایرانی غیر مجاهد در جلسات آنان شرکت ندارد.

مسعود رجوی مریم رجوی فرقه رجوی مجاهدین خلق ایران شورای ملی مقاومت

مجاهدین در بین اپوزیسیون خارجه نشین، ایزوله و مطرود می باشند. چون هیچ گروه یا سازمان سیاسی حاضر به تقبل تبعات همنشینی با آنان نیستند. همه ایرانیان خارج، تصویر بسیار وحشتناک و چندش آوری از مجاهدین به خاطر دارند و تلاش می کنند هر گونه آلودگی با آنان را از خود بزدایند. علاوه براین بخوبی می دانند که نزدیکی با مجاهدین به معنای شراکت در تمام جنایاتی است که مجاهدین در ایران وعراق مرتکب شده اند.

به همین دلیل مجاهدین تلاش می کنند ۲۰۰۰ عضو بازمانده و انتقال یافته به آلبانی را بیش از پیش محصور نموده و کنترل تام و تمام آنان را در دست داشته باشند. آنان این افراد را در لباس های متفاوت و رنگارنگ و در جلسات مشترک با لابی های ضد ایرانی شرکت می دهند و این افراد را بعنوان بخشی از مردم ایران جا می زنند، که از چهار گوشه دنیا برای حمایت از سازمان گردهم آمده اند.

مسعود رجوی مریم رجوی فرقه رجوی مجاهدین خلق ایران شورای ملی مقاومت

جان مک کین در کنار مریم رجوی

تئوری امپراطوری دروغ سازمان مجاهدین خلق، روز به روز نقش کمرنگ تری در تحولات جامعه ایران بخود می گیرد، تا جاییکه هیچ ایرانی در داخل ایران حاضر به همکاری با آنان نیست.

آنان به دلیل رفتارهای تروریستی، شراکت در جنگ ضد ایرانی صدام و جاسوسی علیه منافع مردم ایران، در تحولات و سیاست جامعه ایران ذوب، طرد و ناپدید شده اند، مگر در غوغای جدید ضد ایرانی ترامپ، که شاید مجددا اهرم فشاری بر مردم ایران باشند.

باید دید که ترامپ چه خواهد کرد؟، چه نقشه هایی بر علیه مردم ایران دارد؟ و چگونه پس از مرگ صدام حسین، ابزاری بنام سازمان مجاهدین خلق را علیه مردم ایران بکار خواهد گرفت!؟

چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۶ برابر با ۱۱ اکتبر ۲۰۱۷

جواد فیروزمند

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=31342

نقدی بر توهم انتخابات آزاد در سازمان مجاهدین خلق

javad firoozmanجواد فیروزمند، آریا ایران، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۷:…  روابط تشکیلاتی مجاهدین انتخابات پذیر نیست، وگرنه اصول اولیه تشکیلات و عضویت در تشکیلات را نقض می نماید. همانگونه که اعضای شورای مرکزی نیز از بالا تعیین و ابلاغ می گردد. در واقع هیچ مدل انتخاباتی، در هیچ مداری از درون سازمان وجود نداشته و ندارد. و هر چه در این باره گفته شود، جز دروغ و پنهان کاری نبوده است. علاوه برهمه ادعاهای … 

انتصاب زهرا مریخی بعنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق چگونه و با چه روندی؟ 

لینک به منبع

نقدی بر توهم انتخابات آزاد در سازمان مجاهدین خلق

جنایتکاران مریم رجوی، زهرا مریخی و زهره اخیانی در آلبانی

از سمت راست زهره اخیانی، زهرا مریخی و مریم رجوی-۱۵شهریور۱۳۹۶-آلبانی

وقتی از یک انتخاب یا انتخابات آزاد در یک جامعه، موسسه، انجمن یا گروه سیاسی مشخص حرف زده می شود، منوط به پیش شرط هایی است که فراهم شده باشد. پیش شرط هایی چون آزادی، دموکراسی، استقلال رای و قانون انتخابات که لازمه محیط انتخابات بوده و فرآیند تصمیم گیری در یک واحد مشخص را رسمیت می بخشد. چرا که قرار است افرادی برای اداره  سرنوشت و امور یک جامعه یا یک گروه انتخاب شوند.

در این فرآیند، انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان دارای حقوق یکسان بوده و طبق قوانین تدوین شده برای انتخابات، از آزادی کامل و استقلال رای برای انتخاب کردن یا انتخاب شدن برخوردار می باشند. این چیزی است که در یک جامعه با نرم های معمول وجود دارد و خارج از آن را بنا به تعاریف بسیار روشن، انتصاب می گویند.

انتصاب در نقطه مقابل انتخاب قرار گرفته و در جوامع امروزی، یعنی گماشتن و بر روی کار آوردن یک یا چند شخص از طرف یک شخص یا یک گروه مشخص تعریف شده است.

انتصاب، الزاما تابع رویداد فوق نیست. بلکه در مواردی که یک تشکل، گروه یا سازمانی، اگر به «فرقه شخصیت» یا یک «فرقه مخرب» تبدیل شده باشد، خود انتصابی، از بارز ترین حرکاتی است که برای مهار و متمرکز کردن قدرت روی می دهد.

تاریخ جهان موارد زیادی از «فرقه شخصیت» را تجربه کرده و از سر گذرانده است.

در عراق

بعنوان نمونه می توان از فرقه شخصیت صدام حسین که مدت زمان بسیار طولانی با سازمان مجاهدین خلق و رهبرانش در عراق همراستا و علیه مردم ایران بود را یاد کرد.

صدام حسین، از یک طرف آزادی های قومی و اجتماعی را از بین برده و سرکوب می کرد و از طرف دیگر، لباس اکراد یا عرب های بدوی را می پوشید و از آزادی و استقلال اکراد حرف می زد. خانه ها و روستاهای کرد نشین را به توپ می بست و بمب شیمیایی در شهرهای کرد نشین رها می کرد، و از طرف دیگر تصاویر او با لباس کردی بر دیوار شهرها و روستاهای کردنشین نقش می بست.

یک روز در جبهه های جنگ با لباس نظامی، طناب شلیک توپ به سمت ایران را می کشید و روزی دیگر، لباس آخوندها را با عمامه و عبا و قبا می پوشید و رو به قبله می ایستاد و به شیوه اهل تسنن و تشیع نماز می خواند.

در سرتاسر عراق از کوچه و خیابان گرفته تا مدارس و دانشگاه ها مجسمه و عکس و پرتره داشت تا حزب بعث  که تنها حزب موجود در عراق بود و هیچ حزب و گروه سیاسی دیگری حق فعالیت نداشت، با اینحال از آزادی و انتخابات آزاد حرف می زد.

با این همه از عنوان رفراندوم و انتخابات ظاهرا دموکراتیک هم استفاده می کرد، تا با ابزارهایی که پیشاپیش برای حفظ قدرت تولید نموده بود، به خود انتصابی دست بزند و خود را حاکم بر سرنوشت مردم عراق بداند؛

صدام حسین طی سال‌های ۱۹۹۵ و ۲۰۰۲ دو انتخابات نمایشی اجرا نمود.

در رفراندوم ۱۵ اکتبر ۱۹۹۵، مدعی شد که ۹۶/۹۹ درصد آرا را با درصد مشارکت ۴۷/۹۹ درصد کسب کرده است، یعنی با کسب فقط ۳۰۵۲ رای منفی از بین ۴/۸ میلیون رای‌دهنده.

در رفراندوم دوم که پانزدهم اکتبر ۲۰۰۲ بود، اعلام نمود که رسماً صد درصد آرا را با درصد مشارکت صد درصد کسب کرده است. طوری که در روز شانزدهم اکتبر ۲۰۰۲، کمیته انتخابات اعلام نمود که همه یازده میلیون و چهارصد و چهل و پنج هزار و ششصد و سی و هشت نفر واجدان شرایط به ریاست جمهوری او رای بله داده‌اند.

درکره شمالی

در کشور کره شمالی نیز «فرقه شخصیت» بیداد می کند. در این کشور همه چیز در اختیار رهبر کره شمالی است. او است که سرنوشت مردم را رقم می زند و حاکمی است تا مردم خود را از داشتن کوچکترین آزادی های فردی و اجتماعی محروم نموده است. در این کشور حتی مدل مو برای مردان و زنان توسط رهبر تعیین شده است. نگاه کنید به تصاویری از او در بازدید ها، لباس های متحد الشکل و دفتر و قلم یاد داشتی که دیگران در دست دارند تا رهنمود های رهبری ثبت گردد.

در رومانی

نیکلای چائوشسکو رئیس جمهوری سابق رومانی نیز با الهام از کیش شخصیت افرادی مشابه خود، بنیان های یک دیکتاتوری تمام عیار را در رومانی پایه گذاری کرد. او یک ایدئولوژی ملی گرایانه را که از ناسیونالیسم و افراط گرایی پیروی می کرد، بر مردم خود تحمیل نمود تا کسی نتواند قدرت او را به چالش بکشد. او تا آنجا پیش رفت که همسر خود النا را هم در مرکز توجه «فرقه شخصیت» قرار داد تا وانمود نماید همسرش از قبل ایدئولوژی او به پیشرفت های علمی و اجتماعی فراوانی دست یافته است در صورتیکه از بنیاد دروغ بود.

در اتحاد جماهیر شوروی سابق

نمونه دیگر «فرقه شخصیت» استالین در اتحاد جماهیر شوروی سابق است.

استالین بواسطه موقعیتی که در حزب کمونیست و رهبری کشور یافته بود، از همه ابزارهای شخصی و حزبی سود جست تا انسانی خدا گونه، منزه از گناه و اشتباه، بزرگترین و بهترین رهبر، نافذترین و بزرگترین استراتژیست جهان قلمداد شود.

نیکیتا خروشچف که پس از استالین به رهبری شوروی رسید، در این باره به رفقا و هم حزبی های خودش گفته است؛ «رفقا، فرقه شخصی فقط به خاطر خود استالین به گستردگی کنونی‌اش رسیده است. او برای این کار از همه روش‌های اقناع استفاده کرده است تا بر جاه و جلال شخصی خودش بیفزاید»

از دیگر شواهد این ماجرا که نشان از گستردگی همه جانبه «فرقه شخصیت» استالین داشته، کتاب زندگینامه اوست که در سال ۱۹۴۸ میلادی منتشر شده است.

در کامبوج

در کشور کامبوج نیز شاهد روی کار آمدن خمرهای سرخ و پل پوت بودیم. یک مائویست تحصیل کرده در فرانسه که پس از به قدرت رسیدن در ۱۷ آوریل ۱۹۷۵، «برادر شماره یک» مردم کامبوج شد.یک خود انتصابی با کیش شخصیت که یکی از بزرگترین جنایت های تاریخ بشریت را انجام داد!

پس از آن گروه‌های بودایی، مسلمان، متفکرین تحصیل کرده در غرب، تحصیل کرده‌های داخلی، کسانی که با کشورهای غربی و یا ویتنام رابطه داشتند را هدف قرار داده و اقدام به پاکسازی بیرحمانه ای نمود.

پل پوت معتقد بود که تنها یک یا دو میلیون نفر از مردم کامبوج را نیاز دارد و مابقی برای او هیچ منفعتی ندارند. به همین دلیل کمپ ها و اردوگاه های بزرگی تاسیس نمود تا کسانیکه اضافه بودند، بدون هیچ ضرری نابود شوند.

صدها هزار تن از مردم کامبوج که تحت نام ذخیره‌ها، طبقه‌بندی می‌شدند، در مزارع مرگ با دست خودشان قبرهای دسته جمعی شان را می‌کندند و سپس سربازان پل پوت آنها را با اشیاء فلزی، پتک و چکش می‌زدند تا بمیرند و یا گاهی نیز همان‌طور زنده زنده بر روی آنها خاک می‌ریختند.

نمونه های بسیار زیاد دیگری از کیش شخصیت یا «فرقه شخصیت» در جهان امروز وجود دارد که به این موارد اکتفا می کنیم. همین موارد نشان می دهد که در آن کشورها سخن گفتن از آزادی، حقوق بشر، انتخابات آزاد و تحمل دگر اندیشان کاربردی نداشته است. رهبران عملا در مقام پاسخگویی و نقد قرار نداشته اند چرا که نظامی توتالیتر بر جان و مال مردم حاکم بود و نفس هر آزاد اندیشی در نطفه بریده می شد.

حال با چنین مقدمه کوتاهی به موضوع انتخابات و مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران می پردازیم.

در سازمان مجاهدین خلق ایران

طبق اخبار منتشر شده، همزمان با پنجاه و دومین سالگرد تاسیس سازمان مجاهدین خلق در ۱۵ شهریور ماه ۱۳۹۶، زهرا مریخی توسط زهره اخیانی مسئول اول پیشین، بعنوان مسئول اول جدید مجاهدین اعلام شد.

در آن گردهم آیی که مریم رجوی و مسئولان اول سابق سازمان نیز در کنار نزدیک به ۲۰۰۰ تن از اعضای مجاهدین حضور داشتند، زهرا مریخی با اکثریت مطلق آراء بدون هیچ رای منفی و ممتنع به مدت ۲ سال به عنوان مسئول اول سازمان مجاهدین خلق اعلام شد.

از مدت ها قبل با حضور مریم رجوی در تیرانا، مشخص بود که آنها در تدارک پروژه اعلام مسئول اول جدید می باشند. پس از اعلام موضوع نیز، تلاش کرده اند با انتشار فیلم و تصاویر آن تجمع، از یک انتخابات آزاد حرف بزنند.

همانگونه که قبلا اشاره شد، انتخابات آزاد در یک جامعه یا یک گروه، پیش شرط هایی دارد که اگر رعایت شده باشد، می تواند بستر ساز یک انتخابات آزاد و دموکراتیک باشد. اما آیا سازمان مجاهدین خلق پیش شرط های؛ آزادی، دموکراسی، استقلال رای و قانون انتخابات را در این گردهم آیی الزام آور دانسته و به تمامی زیر مجموعه های آن گردن نهاده اند؟

آیا مجاهدین خلق، قوانین انتخابات، کاندیداها و انتخاب کنندگان را بعنوان یک دستورالعمل لازم الاجرا، پیشاپیش انتشار داده و در معرض نقد و بررسی دیگران قرار داده اند؟

اینکه در مدار بسته درون گروهی چه اتفاقاتی افتاده، با یک خبر یا انتشار فیلم برای دیگران قابل هضم نیست. چرا که قبل از بیان انتخاب آزاد، باید دید که آیا مولد چنین اتفاقی به قانومندی ها و ارزش های یک جامعه آزاد اعتقاد داشته و چنین بستری را برای اعضای خود فراهم نموده است یا خیر؟

مطلبی که در همین رابطه توسط سازمان مجاهدین خلق انتشار یافته گویای بسیاری از مسائلی است که نشان می دهد دیدگاه سازمان نسبت به انتخابات یک دیدگاه طبقاتی، قبیله ای، فرقه ای و القایی است؛

https://www.mojahedin.org/news/204682/%D9%85%D8%B3%D8%A6%D9%88%D9%84-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AC%D8%A7%D9%87%D8%AF%DB%8C%D9%86-%DA%86%D9%87-%DA%A9%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F

مجاهدین در مطلبی با عنوان «مسئول اول در سازمان مجاهدین چه کسی است؟»، نه تنها سئوالات بیشماری که از سالیان قبل در ارتباط با موضوع انتخاب مسئول اول مطرح بوده پاسخ نداده اند، بلکه با یک فلسفه بافی ایدئولوژیک همه را به درک حقیقت یک تفاوت احاله نموده اند.

کدام حقیقت؟

این حقیقت که درست است؛« «مسئول اول» در سازمان مجاهدین در واقع معادل «دبیرکل» در احزاب و سازمانهای سیاسی دیگر است. اما مسئول اول کسی‌ است که بیشترین مسئولیت را در پیشبرد سازمان و خطوط و برنامه‌های آن بر عهده دارد. مسئولی که بیش از همه و پیش از همه باید پاسخگوی خوب و بد سازمان به شورای مرکزی و دیگر نهادهای تحت مسئولیتش  باشد.»

از همین ابتدای مطلب، آنها نمی توانند تعریف عامه فهم از مسئول اول خود به مخاطب ارائه دهند. علاوه بر این تناقضی در تمایز بین تعریف «دبیرکل» سایر احزاب و «مسئول اول» که مجاهدین می گویند وجود ندارد. چونکه «دبیرکل» انتخابی در یک حزب نیز بایستی بیشترین مسئولیت را پذیرفته و نسبت به انتخاب کنندگان در همه جهات پاسخگو باشد.

اما آیا واقعا راست می گویند؟

نگارنده خود سالیان زیادی از اعضای سابق شورای مرکزی سازمان مجاهدین بود. اما هیچ وقت مشاهده نشد که «مسئول اول» سازمان پاسخگوی خوب و بد سازمان به شورای مرکزی و دیگر نهادهای تحت مسئولیتش  باشد!

همانگونه که ذکر گردید، برای فهم حقیقت تفاوت مجاهدین با سایر احزاب، آنها توضیح می دهند که؛ «مجاهدین خلق، مسئول اول خود را در یک پروسه انتخاباتی سراسری در تمامی سطوح تشکیلاتی که شامل ۳ مرحله می‌شود، بر می‌گزینند. این مراحل عبارت است از «شور اول»، «شور دوم» و «شور سوم»»

آیا مجاهدین راست می گویند و چنین مراحلی در سازمان وجود دارد؟ آنچه من در سازمان مجاهدین طی بیش از ۲۵ سال مشاهده کرده ام غیر از این است که آنها می گویند.

مسئول اول سازمان چگونه تعیین و اعلام می شود؟

نگارنده در پروسه اعلام مسئولان اول سابق مجاهدین اعم از مریم رجوی در سال ۱۳۶۸، فهیمه اروانی در سال ۱۳۷۲، شهرزاد صدر حاج سید جوادی در سال ۱۳۷۴، مهوش سپهری در سال ۱۳۷۶، بهشته شادرو در سال ۱۳۷۸ و مژگان پارسایی در سال ۱۳۸۰ در درون سازمان مجاهدین بود و در تمامی مراحلی که سازمان می گوید حضور داشته است.

بعنوان مثال وقتی مریم رجوی در سال ۱۳۶۸ از طرف مسعود رجوی بعنوان مسئول اول معرفی شد، بعنوان یک بند از مرحله دوم انقلاب ایدئولوژیک اعلام گردید. که هیچ یک از چنین مراحلی آنها اکنون می گویند طی نشد. چرا که در درون تشکیلات، کسی در حد و اختیارش نبود که با این مسئله مخالف باشد یا نظر دیگری داشته باشد. اتفاقا همه اعضای سازمان ماه ها در جلسات و نشست های درون گروهی زیر فشار تشکیلات بودند که چرا مریم، پیشاپیش مسئول اول بود و دیگران آن را ندیده بودند، نفهمیده بودند و نشناخته بودند؟

در مورد اعلام سایر مسئولان اول نیزچنین بوده است که تشریح گردید، اما برای آشنایی بیشتر با این موضوع کمی توضیح داده می شود؛

کسی که قرار بود بعنوان مسئول اول جدید سازمان اعلام گردد، از مدتی قبل به همراه مسئول اول قبلی در تمامی فعالیت های تشکیلاتی سازمان حضور پیدا می کرد. به همه یکان ها یا ستاد های درون تشکیلات سر می زد و جلسات متعدد ایدئولوژیک برگزار می نمود بدون آنکه مشخص باشد او قرار است مسئول اول آینده شود.

پس از آن در روزی که سازمان مشخص می نمود، همه اعضا در یک سالن با حضور مسعود و مریم رجوی حاضر می شدند و مراسم مسئول اول جدید سازمان برگزار می شد. در آن جلسه نهایی نیز هیچ کس نمی دانست چه کسی کاندید مسئول اول جدید سازمان است. مسعود یا مریم رجوی آن فرد را به روی سن می آوردند و از کارنامه و فعالیت های او می گفتند و اینکه علاوه بر کارهایی که تحت مسئولیت او انجام پذیرفته چقدر در انقلاب ایدئولوژیک حل شده و راهبری مسعود و مریم را درک نموده است. کاندیدای دیگر یا رقابت انتخاباتی نیز هیچوقت وجود نداشت.

سپس مسعود یا مریم رجوی به حضار می گفتند، آنهایی که موافقند دست بلند کنند. پس از آن مخالفین و در نهایت آرای ممتنع که در هیچ یک از جلسات نیز رای ممتنع و مخالف وجود نداشت و دست همه افراد با هم بالا می رفت و فرد مورد نظر از آن لحظه به بعد در کنار مریم و مسعود می نشست و مسئول اول سازمان می شد.

بنابر این هیچوقت انتخاباتی برای انتخاب مسئول اول سازمان وجود نداشت که ابزار، قوانین یا سازوکاری برای انتخاب شدن یا انتخاب کردن آزاد فراهم شده باشد.

البته تناقض بزرگ تر آنجاست که سازمان طی همان مطلب مدعی است ؛

«آنچه در عمل مشاهده شده این است که هیچیک از مسئولان اول هرگز خودشان را کاندیدای این موضع مسئولیت نکرده‌اند و خود پیشقدم اشغال این موضع مسئولیت نشده‌اند.»

«درون سازمان پدیده‌یی به اسم «مبارزه انتخاباتی» یا «رقابت کاندیداها» با همدیگر وجود ندارد.»

«این یکی از مهمترین تفاوت‌های مجاهدین با دیگر سازمانها و احزاب سیاسی مشابه بوده و هست.»

این اسناد که با قلم و زبان سازمان مجاهدین بیان می گردد، نشاندهنده میزان دموکراسی، آزادی و رعایت حقوق بشر در این تشکیلات است. این مهم سئوالات زیادی را ایجاد می نماید که به چند نمونه می پردازیم؛

-چه کسی یا چه کسانی مسئول اول را کاندید می نماید؟

-چرا کسی برای کاندید شدن پیشقدم نمی شود؟

-چرا «مبارزه انتخاباتی» یا «رقابت کاندیداها» با همدیگر وجود ندارد؟

-آنها بجای «مبارزه انتخاباتی» چه کاری در درون سازمان انجام می دهند؟

-چه نیازی به انتخابات و انتخاب مسئول اول جدید وجود دارد؟

-آیا مسئول اول جدید راه و روش جدیدتر و بهتری برای اداره امور ارائه کرده است؟

-اگر با هر مسئول اول جدید، راه کار تازه ای ارائه شده که برتری آن را نسبت به مسئول اول قبلی مشخص می نماید، پس چه نقدی نسبت به مسئول اول قبلی وجود داشته و چرا چنین نقدهایی هیچ وقت منتشر نشده است؟

-جز موفقیت ها و پیروزی های اعلام شده در ارتباط با هر مسئول اول که تبلیغ حول آن برای مجاهدین آزاد بوده است، خطاهای او چه بوده و چرا منتشر نشده است؟

-اساسا چه لزومی دارد مسئول اول جدید انتخاب شود؟ مگر قرار است کار جدیدتری نسبت به قبلی انجام دهد؟

-چرا رهبری مجاهدین بجای اینگونه نمایش ها صداقت بخرج نمی دهند که بگویند مسئول اول دیگر کاره ای نیست و تصمیم گیرنده برای تک به تک مجاهدین خود آنها هستند؟

نتیجه

این ویژه سازی که مجاهدین با همه دنیا تفاوت دارند و همانند دیگر احزاب سیاسی انتخابات ندارند، تئوری چندان قابل فهمی جز دروغ بافی نیست.

سازمان مجاهدین با چنین دستورالعملی تلاش می نماید، برتری طلبی و متفاوت بودن خود را نسبت به هر نهاد دیگری در جهان القاء و توجیح نماید. تا شاید چهره منحصر بفردی که ارائه می دهد در اذهان جا بیافتد و کسی از آنان انتظار دیگری نداشته باشد.

در سازمان مجاهدین خلق روابط تشکیلاتی خاصی حاکم می باشد. روابطی که بر خلاف همه جریانات معمول دنیا، اعضای پایین را ملزم به پاسخگویی می نماید، اما بالادست هیچ وقت پاسخگوی پایین نبوده است. روابطی که یکطرفه از پایین به بالا جریان دارد و با هیچ اصلی از حقوق بشر یا انسان آزاد همخوانی ندارد. مجاهدین خلق، آزادی را در وابستگی تمام عیار به عنصر مافوق و رعایت بی چون و چرای دستورات مافوق می دانند. در سازمان مجاهدین خلق هر چه رهبر بدوزد وانتخاب کند، آن می شود، و افراد دیگر در مراسم ها به انتخاب والای رهبری و اینکه او چنین تشخیص مبارکی داده باید شادی کنند و کف بزنند و از خالق خود سپاسگذار باشند. در غیر اینصورت مورد غضب رهبری شده و زیر مکانیزم های فشار روانی و جسمی قرار می گیرند. روابط و مناسباتی که در حال حاضر تشابه بسیار زیادی با رفتارهای درونی واجتماعی گروه تروریستی داعش دارد.

روابط تشکیلاتی مجاهدین انتخابات پذیر نیست، وگرنه اصول اولیه تشکیلات و عضویت در تشکیلات را نقض می نماید. همانگونه که اعضای شورای مرکزی نیز از بالا تعیین و ابلاغ می گردد. در واقع هیچ مدل انتخاباتی، در هیچ مداری از درون سازمان وجود نداشته و ندارد. و هر چه در این باره گفته شود، جز دروغ و پنهان کاری نبوده است.

علاوه برهمه ادعاهای کاذب، انتخاب کنندگان نیز از شرایط انسانی یکسان با دنیای پیرامون خود برخوردار نمی باشند. اعضایی که ظاهرا در رای گیری شرکت داشته اند، هویت فردی مستقل ندارند. همه آن افراد که در آلبانی جمع شده اند، در هیئت سازمان مجاهدین به آنجا انتقال یافته و به نام سازمان مجاهدین شناخته می شوند.

کسانی هستند که بین دو تا سه دهه حتی با خانواده هایشان تماس نداشته اند. وسیله و امکانات شخصی ندارند. زندگی، همسر، زن و بچه ندارند. و مهمتر از همه، حق حکومت بر سرنوشت خود را ندارند، چه رسد به اینکه حق انتخاب آزاد داشته باشند.

از استالین و پل پوت تا مجاهدین خلق، «فرقه شخصیت» در تمامی ارکان های سازمانی یا حزبی ریشه دوانده است. دروغگویی، چاپلوسی و مردم فریبی از ابزار های در دسترس برای القای حاکمیت یک شخص بر روی یک فرقه تمام عیار و مخرب می باشد. «حقایق» انتخابات آزاد و دموکراسی که مجاهدین از آن می گویند را نیز باید در «آرمان مسعود رجوی» جستجو نمود. آرمانی که با کیش شخصیت ظهور کرد و در هویت یک فرقه مخرب و تروریست همچنان در تداوم است.

یازدهم سپتامبر ۲۰۱۷ برابر با بیستم شهریور ۱۳۹۶

جواد فیروزمند

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30770

خانواده مجاهدین یا مزدوران استعمار؟ 

javad firoozmanجواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، هفتم اوت ۲۰۱۷:…  مسعود رجوی و مجاهدین خلق، در حالی خانواده های اعضای سازمان را مزدوران ارتجاع خطاب می کنند که از قدیم الایام، با ضد ایرانی ترین تشکل ها و خونریزترین شخصیت های غربی بر سر یک میز علیه مردم خود بوده اند. پس طبیعی است که خانواده کنونی مجاهدین را افرادی چون سناتور مک کین، جان بولتون، رودی جولیانی و این قبیل جنگ طلبان … 

سوء استفاده مریم رجوی از کودکان در پاریس مجمجاهدین خلق فرقه رجویکودکان و نوجوانان، ابزار سیاسی مریم رجوی در نمایش ویلپنت

لینک به منبع

خانواده مجاهدین یا مزدوران استعمار؟

خانواده های گروگانهای فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانیجان مک کین در کنار مریم رجوی

نگاهی به زورآزمایی مجاهدین با خانواده ها و قوانین بین المللی

جواد فیروزمند

جواد فیروزمند

خانواده در جوامع بشری به گروهی اطلاق می گردد که از طریق وابستگی های سببی، هم خونی، و یا مکان مشترک زندگی در اشتراک باشند. نهاد خانواده، اصلی ترین تشکلی است که انسان ها، قانونمندی آن را پذیرفته اند و در سازمان ملل متحد رسمیت دارد.

سازمان ملل متحد در سال ۱۹۹۴ میلادی با انتشار کتابچه ای به تعریف و حمایت از نهاد خانواده پرداخته است: «خانواده یا خانوار به گروه دو یا چند نفره‌ای اطلاق می گردد که با هم زندگی می‌کنند. درآمد مشترک برای غذا و دیگر ضروریات زندگی دارند و از طریق خون، فرزندخواندگی یا ازدواج، با هم نسبت دارند. در یک خانواده ممکن است یک یا چند خانواده زندگی کنند، تمام خانوارها، هم خانواده نیستند.»

علم انسان شناسی نیز که در دانشگاه های معتبر دنیا تدریس می گردد، خانواده و ساختار آن را زیربنای تشکل جوامع بشری معرفی کرده و چنین تعریف می نماید: یک خانواده از مادرتباری یعنی مادر و فرزندان او، زناشویی یعنی زن و شوهر، و فرزندان آنان تشکیل و بسط می گردد. خانواده بستری از هم‌خونی است که در آن پدر و مادر و فرزندان با دیگران مثلاً خویشاوندان در مکان مشترکی زندگی می‌کنند.

در تمام کشورهای دنیا نیز قوانین مدنی وضع شده، نهاد خانواده و تبار شناسی را به رسمیت شناخته شده و از آن بشدت حمایت می شود. این قوانین در کشورهای اروپایی بسیار سرسخت و پیگیر می باشد. کودکان تا ۱۸ سالگی تحت حمایت کامل دولت قرار دارند.

در صورت مشاهده ناهنجاری های اجتماعی در رفتار خانوادگی، که توسط پدر یا مادر نسبت به کودکان یا اعضای خانواده رخ دهد، پدر یا مادر بد رفتار تحت پیگیرد قانونی قرار می گیرند.

قوانین بین المللی حکم می کند که هسته اصلی خانواده یعنی زن و شوهر، می بایست در تحکیم و پایداری آن بکوشند و همانگونه که  در تشکیل آن همت گمارده اند، بر دوام آن نیز اصرار بورزند تا وحدت و پویایی این نهاد مقدس تا پایان حفظ گردد.

برای اعضای خانواده نیز نقش تعیین کننده ای تعریف شده که البته در برخی کشورها متفاوت است. یکی از اصلی ترین مسائلی که در قوانین مدنی اروپا آمده، نقش پدر و مادر در تعلیم و تربیت فرزندان است. این مسئله آنقدر برجسته است که حتی پلیس محل نیز بطور مستقیم در اعمال آن نقش داشته و از آن حمایت میکند. پدر و مادر خاطی را بلافاصله دستگیر و زندانی میکنند تا مورد رسیدگی قضایی قرار گیرد.

اما سازمان مجاهدین خلق با رهبری مسعود و مریم رجوی، از خانواده تعریف دیگری ارائه می دهد. تعریف بسیار خشن و منفعت گرایانه که با برداشت های انحرافی از مذاهب و ادیان گوناگون، رنگ و لعاب مجاهد گونه می گیرد. تیغ بر می کشد و حکم «مزدوران ارتجاع» می دهد. حکمی که طبق باورهای مجاهدین می تواند توسط تیم های عملیاتی آنان در ترور و حذف فیزیکی شان به عمل تبدیل گردد.

خانواده های گروگانهای فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی

تظاهرات و ناکامی خانواده های مجاهدین برای دیدار با فرزندانشان در مقابل درب پادگان اشرف-عراق

مسعود رجوی در نوار ویدیویی یا کتاب خود «خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع ؟» که برای نخستین بار در بهمن ماه ۱۳۸۸ بصورت ویدیویی ارائه گردید و سپس در آبان ۱۳۸۹ بصورت کتاب منتشر شد و نهایتا در اسفند ۱۳۹۳ شمسی برای بار دوم چاپ شد، درباره خانواده اعضای سازمان مجاهدین خلق می گوید:

https://www.mojahedin.org/news/56786/… 

«از هفته پیش اجیرشدگان منفور ولی فقیه ارتجاع تحت عنوان «خانواده های مجاهدین» به پشت در اشرف آمده و در منتهای زبونی به جست وخیز و پارس کردن علیه شهر شرف و مجاهدانش پرداخته اند…»

«…خانواده حقیقی هر مجاهد خلق و هر آنکس که میخواهد مجاهد بماند و مجاهد بمیرد، یا در ارتش آزادی و جبهه مقاومت است یا در خاوران و یا در مروارید (قبرستان اعضای کشته شده مجاهدین در پادگان اشرف) آرمیده است. از مجاهدین دور باد که پدر یا مادر یا خواهر یا برادر و یا هر قوم و خویش را که مأمور رژیم باشد، خانواده خود بدانند و سرسوزنی اعتنا کنند. حرف مجاهدین چه با شاه و چه با شیخ و چه با مزدوران عراقی رژیم از ۴۵ سال پیش این بوده است که خانواده سیاسی و ایدئولوژیکی خودت را خانواده ما جا نزن. خانواده اجتماعی و سیاسی و تاریخی و آرمانی هر مجاهد خلق، خلق است و بس! به خصوص مجاهدی که در خاک امام حسین و اشرف باشد.»

یاد مصدق به خیر که در بیدادگاه نظامی میگفت «مسلک من، مسلک سیدالشهداست… از همه چیز میگذرم، نه زن دارم، نه پسر دارم، نه دختر دارم، هیچ چیز ندارم، مگر وطنم را که جلوی چشمانم دارم.»

مسعود رجوی برای به کرسی نشاندن تعریف و دیدگاه خود از خانواده مجاهدین، سراغ متون ادیان و مذاهب نیز می رود تا با مقایسه آن وقایع با آنچه که خود در سازمان مجاهدین  حکم می راند، به تعلیم و تربیت ایدئولوژیک اعضای سازمان بپردازد:

اولین متن از «سوره هود» قرآن است که با بازگویی قصه نوح و پسرش، برخورد خشن و سنگ اندازی مجاهدین با خانواده هایشان را کاری خدایی می داند.

دومین استناد رجوی به متن قرآن درباره داستان ابراهیم و پدر بت پرستش و همچینین داستان ذبح اسماعیل می باشد. «…آنگاه که ابراهیم به پدرش آزر گفت آیا بتها را به جای خدا گرفتهای؟ من تو و قومت را در گمراهی آشکار میبینم…»…

«…آزمایش اسماعیل که برای ابراهیم بسیار سخت و سنگین بود اما روی برنتافت. آنقدر که میگویند وقتی کارد بر گلوی اسماعیل گذاشت، ناله یی از کارد برخاست: خلیل امرم میکند اما جلیل مرا باز می دارد.»

سومین استناد که تحت عنوان پیام عیسی مسیح اشاره می نماید. درواقع یک حکم تشکیلاتی است که می خواهد اعضای مجاهدین را نسبت به خود و سازمان بدهکار و جداناپذیر نماید. قسمت آخر همین بند که ذیلا مشاهده می گردد سالهای سال است در سازمان مجاهدین خلق رواج دارد. او با این استدلال که از بدو ورود به سازمان می بایست به عاقبت بی بازگشت آن نیز اندیشیده باشید، جدایی عضوی از مجاهدین را نمی پذیرد.

«تقریبًا دو هزار سال پیش عیسی مسیح در همین باب مضامینی شگفت گفت: هرکس خانواده خود را بیش از من دوست بدارد، لایق من نیست. اگر کسی نزد من آید و پدر و مادر و زن و اولاد و برادران و خواهران و حتی جان خود را فدا نکند، شاگرد من نتواند بود. هرکس که فقط در فکر زندگی خویشتن باشد، آن را از دست خواهد داد. اما آنکس که به خاطر من زندگی خویش را از دست دهد زندگانی جاودانه خواهد یافت. هرکه صلیب خود را بر ندارد و از عقب من نیاید نمیتواند شاگرد من گردد. زیرا کیست از شما که قصد بنای برجی داشته باشد و اول ننشیند تا برآورد خرج آن را بکند که آیا قوت تمام کردن آن دارد یا نه،انجیل لوقا.»

در قسمت های بعدی این کتاب که الگوی رفتاری درون سازمانی نسبت به اعضای جدایی خواه و ناراضی است، مستقیما به «حکم خدا» متوسل می شود. تا با سوء استفاده و برداشت های بسیار عقب مانده از متون دینی که امروز تشابه بسیار زیادی با برداشت های گروه تروریستی داعش دارد، مانع از ارتباط اعضای مجاهدین با خانواده هایشان گردد:

«…و این هم دو آیه از قرآن مجید در سوره توبه که عین کلمات خدای مسیح و محمد است و حرف را به کمال و به اتمام رسانده است: «ای آنان که گرویده و ایمان آوردهاید مبادا پدران و برادران خود را در صورتی که حق ستیزی پیشه کنند به دوستی بگیرید و آنکس که چنین کند خود ستمپیشه است. پس بگو اگر پدران شما و پسران شما و برادران شما و همسران شما و عشیره و خانواده شما و اموالی که اندوخته اید و حرفه و کسب و کاری که از کسادی آن میترسید و خانه ها و جایگاههایی که آنها را خوشدارید برایتان از خدا و پیامبرش و نبرد در راه او دوست داشتنی تر است پس در انتظار باشید و ببینید که عاقبت کار و امر خدا در این باره چیست و همانا که خدا گروه نافرمان و تبهکار را هدایت نمیکند.»»

مسعود رجوی سپس با همان «حکم خدا»، ادعای پیروزی و وعده بهشت می دهد تا اعضای ناراضی گرفتار در تشکیلات مجاهدین را دلخوش و مجاب نماید:

«در سوره مجادله نیز کلام خدا چنین اوج میگیرد: «خدا مقرر نمود و نوشت که من پیروز میشوم و فرستادگانم، همانا که خدا توانای عزتمند است. گروهی را نخواهی یافت که به خدا و روز بازپسین ایمان آورند اما کسانی را به دوستی بگیرند که به دشمنی با خدا و فرستاده او برخاسته اند، هر چند که آنان پدران یا پسران یا برادران و خویشاوندانشان باشند. اینان (که از چنین روابطی تبری جسته و تطهیر میشوند) کسانی هستند که خدا در قلبهایشان ایمان نوشته و آنان را با روحی از خویش مدد کرده است و آنان را به بهشت هایی وارد سازد که در زیر آن جویبارها روان است و در آن جاودانان هستند، خدا از ایشان و ایشان از خدا خشنودند، آنان حزب خدا هستند و همانا که حزب خدا رستگارانند.»»

از این نمونه ها چه در کتاب «خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع ؟» و چه در سخنرانی ها و متون بازمانده از مسعود رجوی و سازمان مجاهدین خلق، بسیار استفاده شده است.

در یک طرف این دیدگاه بغایت ارتجاعی از مذهب و دین، «خانواده های اعضای مجاهدین» یا همان « مزدوران ارتجاع» قرار دارند که بدلیل توهم وابستگی به وزارت اطلاعات، سگ های زنجیری و دشمنی با خدا و خلق، حکم شان بر اساس «حکم خدا»، نابود کردن آنان توسط مجاهدین است. و در طرف دیگر «…خانواده حقیقی هر مجاهد خلق و هر آنکس که میخواهد مجاهد بماند و مجاهد بمیرد، یا در ارتش آزادی و جبهه مقاومت است یا در خاوران و یا در مروارید (قبرستان اعضای کشته شده مجاهدین در پادگان اشرف) آرمیده است…»

به بیانی دیگر در هر دو طرف دیدگاه مسعود رجوی و مجاهدین، خانواده ای وجود ندارد. یا باید در راه رجوی کشته شده باشد و یا اینکه برای او و سازمانش در صحنه نبردی که فقط و فقط او طراحی کرده، حضور داشته باشد تا در نهایت به پیروزی و بهشت برسد. غیر از این خانواده ای در کار نیست!

جالب اینکه همین دیدگاه، آنان را نسبت به سوء استفاده از قوانین بین المللی و حقوق بشری، مکار تر نموده است. مجاهدین و لابی هایشان در کریدور سازمان های حقوق بشری، با چسباندن مخالفین و خانواده هایشان به حکومت ایران و وزارت اطلاعات، از آنان امضاء جمع می کنند و خود را نماینده حقوق بشر ایران و آلترناتیو دموکراتیک جا می زنند. کاری که دست آنان را در بدرفتاری با اعضای خود و برده داری افرادی که به آلبانی منتقل شده اند باز می نماید.

خانواده های گروگانهای فرقه رجوی مجاهدین خلق در آلبانی

جمعی از اعضای انتقال یافته مجاهدین در تیرانا- ژوئن ۲۰۱۳

تا آنجا که دیگر ابایی ندارد افرادی چون محمد اقبال، خواهرش عاطفه را ماماچه پلید بخواند، رحمان حیدری برادرش قهرمان حیدری را مزدور و رله کننده وزارت اطلاعات بنامد و از این موارد بسیار…، دست آخر حمید رضائی از آلبانی به انکار خانواده خود بپردازد. حمید رضایی طی یادداشتی که در  وب سایت های مجاهدین منتشرشده، اعظم رضائی  از بستگانش که برای دیدار با او به تیرانا رفته را عامل وزارت اطلاعات معرفی نماید.

او طی نامه ای به وزارت کشور آلبانی و کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل نوشته است:

«خانواده اینجانب در سالهای گذشته ۳ بار به کمپ اشرف آمده و در تاریخ ۱۸نوامبر ۲۰۱۰ مزدوران وزارت اطلاعات آخوندها در بیرون و اطراف کمپ اشرف که کشتار مجاهدین را زمینه‌سازی می‌کردند اسم مرا هم می‌خواندند تا به نزد آنها بروم. در ۲۳نوامبر ۲۰۱۰ و ۲۳دسامبر ۲۰۱۰ نیز همین خانواده به اشرف آمده و عکس مرا در مقابل کمپ اشرف آویزان کردند تا کشتار یارانم در اشرف توجیه شود ازاین‌رو من که عاقل و بالغ و سالم هستم و ۴۹ سالم است تا وقتی این خانواده در ارتباط با وزارت اطلاعات منفور رژیم ایران است خواهان هیچ‌گونه رابطه و دیدار با آنها نیستم.»

مسعود رجوی و مجاهدین خلق، در حالی خانواده های اعضای سازمان را مزدوران ارتجاع خطاب می کنند که از قدیم الایام، با ضد ایرانی ترین تشکل ها و خونریزترین شخصیت های غربی بر سر یک میز علیه مردم خود بوده اند. پس طبیعی است که خانواده کنونی مجاهدین را افرادی چون سناتور مک کین، جان بولتون، رودی جولیانی و این قبیل جنگ طلبان تشکیل می دهند.

زورآزمایی و رفتارهای بغایت ضد انسانی مجاهدین امروز با خانواده ها، تداوم عملی همان درس هایی است که مسعود رجوی در بهمن ماه ۱۳۸۸ شمسی تحت عنوان «خانواده مجاهدین یا مزدوران ارتجاع؟» به اعضای خود داد. تا برده داری تشکیلاتی اعضای انتقال یافته به آلبانی، بدون هراس از قوانین انسانی و بین المللی، و در ناسازگاری با جوامع بشری و قوانین کشورهای میزبان، به شکلی نوین در قلب دموکراسی اروپا برپا بماند!

۰۶/۰۸/۲۰۱۷ برابر با یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶

جواد فیروزمند

(پایان)

*** 

سی خرداد هفت تیر تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوینگاهی از درون به نقش سازمان مجاهدین خلق در انفجار حزب جمهوری اسلامی 

سی خرداد شصت مجاهدین خلق فرقه رجوی نقش مجاهدین در سی خرداد سال ۱۳۶۰ و درسهایی که آموخته نشد

فروغ جاویدان مجاهددین خلق مسعود رجوی مریم رجویفروغ خاموش جاویدان

فروغ جاویدان مرصاد رجوی مجاهدین خلقسالگرد عملیات “فروغ جاویدان”

ژرار دوپره لابی مریم رجوی در پارلمان اروپاMEP Gérard Deprez claims 265 parliamentarians support Rajavi’s MEK. Really?

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

همچنین:

  • Maryam_Rajavi_Misuse_Children_Paris_Rajavi_Cult_1جواد فیروزمند، آریا ایران، هفتم ژوئیه ۲۰۱۷:…  مریم رجوی در نمایش ویلپنت، کودکان خردسال را بعنوان ابزار سیاسی مورد سوءاستفاده قرار داد. اما سوءاستفاده از کودکان و نوجوانان در سازمان مجاهدین خلق ید طولایی دارد. سازماندهی هدفمند کودکان و نوجوانان در می

    Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_Terrorism_1980_Tehran_1جواد فیروزمند، آریا ایران، بیست و هشتم ژوئن ۲۰۱۷:… مریم رجوی در غیبت همسر خود که همچنان مسعود را راهبر می داند، با امپریالیست های مورد ذکر مسعود، آنچنان گرم گرفته است که هر روز خیرات و برکات  زیادی را نصیب مجاهدین می نماید. ای کاش موسی خیابانی در سالر

    20_June_Mojahedin_Khalq_Rajavi_Cult_MEK_terrors_3جواد فیروزمند، آریا ایران، بیست و یکم ژوئن ۲۰۱۷:…  محمود دلخواسته که از ابتدای شکل گیری تظاهرات حضور داشته می گوید که این تظاهرات فقط ۴۰ دقیقه طول کشیده و هسته مرکزی آن را که مجاهدین و فداییان اقلیت تشکیل می دادند فقط چند صد نفر بوده و بقیه جمعیت طرفدار دکت

    Iran-launches-missiles-into-eastern-Syria-targets-ISIS-pmoi-2محمد علوی، آریا ایران، پاریس، نوزدهم ژوئن ۲۰۱۷:… سازمان تروریستی مجاهدین خلق که در فرانسه مستقر می باشد، پس از انتشار خبر مربوطه در رسانه های بین المللی، در یک واکنش هراس آلود که از وب سایت رسمی مجاهدین منعکس گردیده، آن را بلوف موشکی رژیم

    Mojahedin_Khalq_Rajavi_cult_Self_immolationجواد فیروزمند، آریا ایران، هفدهم ژوئن ۲۰۱۷:…  برخلاف مجاهدین خلق که برای دستگیری مریم رجوی در روز ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳  داستان پلیسی ساخته و حکومت ایران را دخیل می دانست، تا آنموقع تصور می‌شد مریم رجوی کنار دیگر اعضای مجاهدین خلق و در پادگان اشرف مستقر است. اما بعد 

    جواد فیروزمند، آریا ایران، هشتم ژوئن ۲۰۱۷:… اما دریغ از سازمان موسوم به مجاهدین خلق و شورای رجوی که هیچ گونه حس انساندوستانه ای از آنان منعکس نگردید. نه گروه تروریستی داعش را محکوم کردند و نه ابراز همبستگی یا همدردی با بیش از ۴۶ مجروح و۱۲ کشته این واقعه از خود نشان دادند… همین نمونه نشان می دهد که 

    ۲۰۱۴/۱۰/۱۳ استعفای طبیعی و شرافتمندانه به زبان ساده!

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، سیزدهم اکتبر ۲۰۱۴: … گامی که در سال گذشته توسط آقایان قصیم و روحانی برداشته شد، تحولات شگفت انگیزی در شورای رجوی به ثبت رساند، که طبعا باب میل رهبران مجاهدین نبود. اولین گام این تاثیر گذاری، آگاهی بخشی بود. عرق ملی، نفی دیکتاتوری درون تشکیلاتی، میل به آزادی، عدم وابستگی به قدرت های خارجی و ا

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و نهم سپتامبر ۲۰۱۴: … اما مهم ترین بخش که مجاهدین با فعال شدن آن به شدت گزیده می شوند، روند اعتراض و جدایی اعضا و کادرهای اصلی از بدنه تشکیلات سازمان مجاهدین در عراق و اروپا است. افراد مهم و بسیار تاثیر گذاری در دهه گذشته از مجاهدین جداشده و پی زندگی خود رفته اند. از سال ۲۰۰۳ میلادی تا سال

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، یازدهم سپتامبر ۲۰۱۴: …  مسعود رجوی می گفت؛ عاملان انتحاری گرچه حامل اندیشه عقب افتاده از اسلام هستند، اما در مسیر مبارزه با امپریالیسم خونخوار، کار انقلابی کردند. او با اشاره به عملیات های انتحاری اعضای مجاهدین در ایران مانند کاظم افجه ای، هادی علویان،مجید نیکو،ابراهیم زاده، گوهر ادب آوا

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، چهاردهم ژوئن ۲۰۱۴: … گروه رجوی و فرماندهانش در ده سال گذشته و در مخالفت با خروج از عراق، به هر کاری دست زدند، نشریه و تلویزیون عراقی راه انداختند، حزب و گروه عربی تاسیس نمودند، بازماندگان صدام را سازماندهی و علیه دولت وقت عراق بسیج نمودند تا هر چه می توانند انجام بدهند 

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، شانزدهم می ۲۰۱۴: … من راضیه کرمانشاهی،رویا درودی، حمید شاکری، محمد بابایی، بهروز رحمیان، محمد نجفی و بسیاری از قربانیان دیگر … را از نزدیک می شناختم. سالیان زیادی یا در کنار آنها بودم یا از وضعیت شان مطلع. همه این افراد که امروز رجوی تحت عنوان “محاصره ظالمانه کمپ لیبرتی” و سابقا ” پادگان 

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، اول می ۲۰۱۴: … این اطلاعیه که امسال نیز به نام “کمیسیون کار شورا – عباس داوری” منتشر گردیده، اگر بخواهد جدی گرفته شود، باید به چند سئوال کوتاه جواب بدهد. از آقای رئیس کمیسیون باید پرسید، با چهل و پنج سال عضویت در سازمان، چه کارنامه پر محصولی برای رفع مشکلات ک

    زوج مزدور مسعود و مریم رجویجواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و هفتم فوریه ۲۰۱۴: … مسعود رجوی در نشست های درونی می گفت؛ “صدای ما باید بصورت یک آهنگ انقلابی و کر هماهنگ شده به گوش برسد.ما به این دلیل از شورایی ها حمایت می کنیم که صدای ما را منعکس نمایند.پول

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیستم فوریه ۲۰۱۴: … وقتی متانت نشان می دهیم، این شائبه بوجود می آید که گویا مردم ایران آنقدر تشنه حضور “کبوتران آزادی” از جنس «بولتون» و «مریم و مسعود رجوی» هستند که برای رسیدن سربازان اشغالگر لحظه شماری می کنند.اما او خود نمی خواهد به این باور برسد که میان تفاله دست چندم ایرانیان و پس افتا

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، چهاردهم فوریه ۲۰۱۴: … چرا باید از کم شدن تعداد دانشجویان ایرانی در فرانسه نگران شد؟ چرا باید این همه توجه کرد، آن هم به یک قوم “فارس”؟! چه اهمیتی دارد که هشتاد میلیون ایرانی در مورد فرانسه چه فکر می کنند، مهم این است که همه چیز طبق خواسته ما دیده شود، با عینکی که مجاهدین سخاوتمندانه به چشم م

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، سوم فوریه ۲۰۱۴: …  یادمان هست که ما در سال ۱۹۷۹ جزو متحدان فعال و اسلحه رسان عراق متجاوز بودیم، و حتی مشترک المنافع، در حالی که نقض آشکار حقوق بین الملل می کردیم؟ و یک کشور تحت تجاوز را تحریم کردیم؟ این جنگ خونین برای ایران به اندازه جنگی که ما در سال های ۱۴-۱۸ داشتیم هزینه و تلفات داشت با این

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و پنجم ژانویه ۲۰۱۴: … مردم و دولت فرانسه گوشه ای از افکار ارتجاعی و تروریستی گروه مجاهدین خلق را در وقایع ۱۷ ژوئن و بیش از ۲۰ خودسوزی در فرانسه و اروپا به چشم دیدند.اما در تضاد و تعارض با دولت وقت ایران، چشم ها به روی واقعیت ها بسته شد و آرام آرام فعالیت این گروه تروریستی  که فرم نظامی خود

    جواد فیروزمند، آریا ایران، ششم ژانویه ۲۰۱۴: …  مرگ مشکوک محافظ شخصی مسعود رجوی،با بقیه قتل های درون سازمانی تفاوت دارد. به همین دلیل باید بازبینی نموده و در حد امکان  با استفاده از اسناد در دسترس،زوایای تاریک آن را شکافت.چرا که رجوی مدعی است؛”مسعود دلیلی مقر مخفی او را لو داده و اگر او نبود، مجاهدین حالا حالا در پادگان اشرف

    جواد فیروزمند، آریا ایران، بیست و هشتم دسامبر ۲۰۱۳: … وقتی رجوی نمی پذیرد، دیگران چه می توانند بکنند؟ رجوی فرصت های بسیار زیادی داشت تا جان اعضای سازمان در عراق را نجات دهد.او با اشراف و آگاهی کامل، به همه درخواست ها پاسخ منفی داد.حتی پیشنهاد های سازنده یونامی و دولت آمریکا را نپذیرفت.رجوی هنوز هم فرصت دارد.اما نه با شیوه ای ک

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۳: … مریم رجوی باید از زندان ها و شکنجه گاه های مجاهدین در پادگان اشرف سخن بگوید.در باره زنان ناراضی،مرگ ها،خودکشی ها و تاراج هست و نیست آنها سخن بگوید.مریم رجوی بجای سخنرانی در باره “رحم” و”مروت” و “حقوق بشر” پاسخ دهد که چرا برای اعضای ناراضی درون مجاهدین و آنهایی که خ

    جواد فیروزمند، سوم دسامبر ۲۰۱۳: … مهدی ابریشمچی اعتراف نماید چه کسانی را شخصا زندانی و شکنجه نموده،زیر برگه اعدام چه کسانی امضا زده ،چه کسانی را اعدام کرده، “آزادی” را از چه کسانی سلب نموده و بر علیه چه کسانی در عراق و اروپا به توطئه چینی و شیطان سازی مشغول می باشد!؟ آقای ابریشمچی،هنوز استخوان قفسه سینه ام را که با نوک پایت

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و هفتم نوامبر ۲۰۱۳: … با اینحال از نظر من بیشترین حجم قربانیان فرقه رجوی در ایران هستند.فرزندان خردسالی که در شبی تاریک غرش رگبار مسلسل مجاهدین یا  صدای انفجار بمبی در تهران و … را شنیده و پس از آن بدون مادر و پدر ماندند(رجوی می گفت؛ ما مردم را نکشته ایم بلکه آنها از سر انگشتان رژیم بوده اند.گی

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، دوازدهم نوامبر ۲۰۱۳: … نمونه های مشابه در درون تشکیلات مجاهدین نیز وجود داشت.مهدی افتخاری عضو متوفی و سابق دفتر سیاسی، که رجوی به او مدال تنها قهرمان زنده مجاهدین را داده بود، از سال ۱۳۶۷ به بعد در مخالفت با استراتژی و بعدها در مخالفت با انقلاب ایدئولوژیک چوب بسیار خورد.اگر به جداشدگان در ب

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، یازدهم نوامبر ۲۰۱۳: … عقل سلیم بنده گنجایش این همه شنیده های متضاد و متناقض را ندارد. آیا می شود خیال ما را راحت نموده و خیلی خلاصه با یک کلمه پاسخ دهید که آیا صحت داشته یا نه؟ من این نامه کوتاه را به آدرس اورسوراواز هم ارسال می کنم. اما از آنجا که برای پاسخ گیری مستقیم از شما دسترسی ندارم، موض

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، ششم نوامبر ۲۰۱۳: … پرویز احمدی و قربانعلی ترابی زیر شکنجه وحشیانه برادران  بسیار مسئول و ایدئولوژیک در سال ۱۳۷۳ کشته شدند. مهدی ابریشمچی، حسن نظام الملکی،مهوش سپهری،بتول رجایی،گیتی گیوه  چین یان زاده و فهیمه اروانی از زندانبانان و شکنجه گران من بودند.مهدی ابریشمچی و حسن نظام الملکی شخصا

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، سوم نوامبر ۲۰۱۳: … مواضع و اطلاعیه های شیطان سازی رجوی بر علیه جداشدگان و منتقدین که اکنون صفی تا تهران را تشکیل داده اند،آشنا و قابل درک است.چرا که چاره ای جز این ندارد.نه می تواند نقد های صورت گرفته را پاسخ دهد و نه اینکه جوابگوی تناقضات افراد مستاصل درون و بیرون خود می باشد.چونکه او خوب می 

    جواد فیروزمند، آریا ایران، پاریس، بیست و نهم اکتبر ۲۰۱۳: … به عقیده من پس از سرنگونی صدام حسین و خلع سلاح، مجاهدین تمام شدند.از آن روز ماهیت انتقام جوی رجوی به شکل عجیب و باور نکردنی با خون و خونریزی عجین گردیده که غیر قابل کنترل شده است. ماهیتی که سودایی جز خون و آتش ندارد.هر جا خونی از مردم ایران ریخته شود،تحریم های کمرشکن زن