افشای شبکه مزدوران عراقی صدامی فرقه رجوی در اروپابا نام جعلی «خبرگزاری عراق»!!

افشای شبکه مزدوران عراقی صدامی فرقه رجوی در اروپابا نام جعلی «خبرگزاری عراق»!!

قربانعملی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، پاریس، دوم می 2014: … صافی الیاسری نویسندۀ عراقی مزدور فرقۀ رجوی که سال گذشته و نیز اخیرا طی هفتۀ اول ماه آوریل 2014 مقالات متعددی به زبان عربی علیه ما جدا شدگان از فرقه و مشخصا و بیشتر علیه اینجانب بویژه در سوز و گداز از نامۀ اخیر 50 عضو جداشده از سازمان به نخست وزیر عراق در مورد ضرورت انتقال افراد در بند فرقه در زندان رجوی ساختۀ لیبرتی به کشورهای ثالث …

Massoud Rajavi and Saddam HussainThe Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters


(Izzat Ebrahim and Massoud Rajavi still at large)

Open letter to Mrs. Jane Holl Lute

لینک به منبع

شبکۀ مزدوران عراقی و سایتهای عربی فرقۀ رجوی در اروپا

افشای شبکۀ مزدوران عراقی صدامی فرقۀ رجوی در اروپا

با نام جعلی «خبرگزاری عراق»!!

سوز و گدازهای رهبری فرقۀ رجوی از نامۀ 50 جدا شده به نخست وزیر عراق مبنی بر حفظ امنیت دوستان و عزیزانمان در کمپ لیبرتی و تلاش و همکاری بیشتر با سازمان ملل و کشورهای آزاد جهت انتقال سریع آنها به کشورهای ثالث، و از انعکاسات این نامه در مطبوعات حتی غیر دولتی و اپوزیسیون عراق

دو مقاله در یک هفته در سایتهای عراقی دستساز رهبری فرقهعلیه امضا کنندگان نامه و بیشتر علیه اینجانب. صافی الیاسری نویسندۀ عراقی مزدور رجوی کیست؟

به قلم: قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین خلق

20 فروردین 1393 – 11 آوریل 2014

صافی الیاسری نویسندۀ عراقی مزدور فرقۀ رجوی که سال گذشته و نیز اخیرا طی هفتۀ اول ماه آوریل 2014 مقالات متعددی به زبان عربی علیه ما جدا شدگان از فرقه و مشخصا و بیشتر علیه اینجانب بویژه در سوز و گداز از نامۀ اخیر 50 عضو جداشده از سازمان به نخست وزیر عراق در مورد ضرورت انتقال افراد در بند فرقه در زندان رجوی ساختۀ لیبرتی به کشورهای ثالث البته به دستور و دیکتۀ رهبران فرقه در سایتهای عربی عراقی دست ساز خودشان در خارجه نوشته و می نویسد در زمان سقوط صدام در سال 2003 خبرنگار و روزنامه نگار روزنامۀ عراقی المدی بود که با خبرنگاران عراقی و خارجی برای خبر گرفتن از نتایج مذاکرات رهبران سازمان با آمریکایی ها بر سر خلع سلاح به اشرف آمده بودند که افراد روابط و در رأس آنها حمید باطبی (رحیم روابط که در شهریور گذشته در اشرف کشته شد) که آن موقع همگی لباس نظامی داشتند مانع ورود آنها به محوطۀ گفتگوها و خبر گرفتن از نتایج مذاکرات می شدند. وقتی خبرنگاران بدون اطلاع از نتایج مذاکرات بازگشتند از جملۀ آنها صافی یاسری مقاله ای در روزنامۀ المدی که ضد رژیم ایران بود نوشت که در آن از رهبران سازمان و اشرف به این علت انتقاد کرد و نوشت که اینها با همان لباسهای نظامی ارتش صدام دیکتاتور همان دیکتاتوری و خفقان را ادامه می دهند و اکنون که صدام سقوط کرده ما خبرنگاران همه جا آزاد هستیم به غیر از اشرف و حتی آمریکاییها جلوی ما را نمی گیرند ولی مسئولین سازمان با لباسهای نظامی ارتش صدام جلوی ما را می گیرند. این مقاله را وقتی من ترجمه کردم و به دست مسئولین سازمان و در رأس آنها مسعود رجوی رسید خیلی دستپاچه شدند که در عراق آن هم در میان مطبوعات مستقل و غیر وابسته به رژیم ایران بی آبرو شده اند در حالیکه آن روزها همۀ تلاشهای رجوی و فرقه اش جذب مردم عراق بویژه عشایر و مطبوعات و شخصیتهای مستقل و غیر وابسته به رژیم بود. افرادی را مسئول برخورد با صافی یاسری کردند. هیأتی از روابط سازمان شامل رحیم (حمید باطبی) و حسن عنایت (صادق) و ابراهیم دوست رزمگاه (مترجم شفاهی آن موقع روابط که اکنون در لیبرتی است و جزء 42 نفر زنده مانده از درگیری اخیر اشرف می باشد – گویندۀ اخبار عربی سیمای آزادی) مأموریت یافتند که با یک اکیپ اسکورت آمریکایی ها به بغداد رفته و با صافی یاسری در روزنامۀ المدی صحبت کنند تا او را هر طور شده و با وعده و وعید و پول و رسیدگی مادی جذب کنند زیرا می دانستند که تازه از زندان صدام آزاد شده (از کمونیستهای عراق و ده سال در زندان صدام بود) و پولی ندارد و روزنامه المدی هم که تازه کار بود چندان پولی به او نمی دهد. آنها در این امر موفق شدند و بعد از برگشت این هیأت روابط از بغداد به اشرف صافی یاسری به ناگهان به طور کامل چرخیده و تماما مقالاتش را به نفع فرقۀ رجوی و در حمایت از موضع آنها مبنی بر باقی ماندن در عراق و علیه شورای حکومتی عراق که تنها نهاد عراقی موقت حاکم بر این کشور بود و خواستار اخراج فرقه از عراق شده بود نوشت و بعدها هم مقالاتی ادبی و نیز قصائد و اشعاری به عربی در مداحی از اشرف و اشرفیان و شخص مسعود و مریم منتشر کرد که تمام آنها را من به فارسی ترجمه می کردم و در نشریۀ مجاهد چاپ شده و در تلویزیون فرقه پخش می شد. وی هر وقت به خرج سازمان به پاریس اعزام می شد و به قلعۀ اور سور اواز رفته و با مریم رجوی دیدار می کرد مریم از مقالاتش و اشعارش تعریف می کرد و می گفت حیف که من قلم شما را ندارم و شاعر نیستم تا مثل شما به توصیف مسعود و اشرف و اشرفیان بپردازم (مریم این را در سخنرانی تلفنی خودش به افراد اشرف نیز گفت) صافی یاسری به من گفت که در جواب مریم گفتم شما این مقالات مرا نه به عربی که قلم من است بلکه به زبان فارسی می خوانید که آن ترجمه شده و به قلم غلام (اسم مستعار من در سازمان) می باشد و او فقط محتوا و ایده را از من گرفته ولی نویسندگی فارسی را غلام با ترجمۀ ادبی و شعرگونۀ فارسی و دشوار نوشته های ادبی و اشعار من انجام می دهد. این حرف را صافی یاسری به هر یک از افراد و مسئولین فرقه در اور نیز که از مقالات و اشعار او تعریف می کردند گفته بود.

یک سال بعد از آن یعنی در بهار سال 83 شمسی برابر با 2004 میلادی صافی یاسری با پول فرقه کتابی به نام «سازمان مجاهدین خلق و عراق» نوشته و منتشر ساخت که در آن با استفاده از تمام مطالب سازمان که ترجمۀ من به عربی در مورد روابط سازمان با دولت صدام و توجیه آن مبنی بر پناهنده جلوه دادن افراد فرقه در عراق و عدم ارتکاب جنایت از جمله در رد کرد کشی بود و در اختیار او گذاشتیم تلاش کرده که ورود و باقی ماندن سازمان در عراق را توجیه قانونی کرده و مشخصا جنایت کردکشی را بپوشاند و توجیه کند از جمله ادعا می کند که به کلار رفته و خودش شخصا از کردها تحقیق کرده و دلیلی بر کشتار مردم کلار توسط نیروهای رجوی نیافته است. در این کتاب اسنادی در رابطه با انکار کرد کشی که سازمان برای دادن به صافی یاسری جهت این کتاب تدوین کرده و من ترجمه کردم و یا اسنادی که قبلا ترجمه کرده بودم و در نشریۀ مجاهد عربی منتشر شده بود همراه با عکسهای قرارگاههای سازمان در کردستان عراق که تخلیه شده بود درج شده است. این کتاب با پول و اقدام فرقه در عراق به چاپ رسید و منتشر شد. این کتاب تنها کتابی است که از دهها کتاب عربی که به طور کامل یا بیشتر ترجمۀ اینجانب بود هنوز در سایت عربی مجاهد در لینگ اصدارات یعنی انتشارات باقی مانده است ولی بقیه را و حتی ترجمۀ سخنرانیهای مسعود و مریم رجوی را تماما بعد از بیرون آمدنم از لیبرتی و اعلام جدایی ام از فرقه و شروع افشاگری های من علیه رهبری فرقه از سایت مجاهد عربی حذف کرده اند در حالیکه تماما علیه رژیم بودند بویژه ترجمۀ سه کتاب خاطرات خواهران زندانی در زندانهای رژیم.

دومین کتاب صافی یاسری برای سازمان در مورد زنان مجاهد می باشد با عنوان «زنان ایران در جستجوی ساحل آزادی» که در اوایل سال 84 شمسی برابر با 2005 آن را با جمع آوری نوشته های سازمان در مورد زنان و سخنان مریم رجوی و منشور آزادی زنان که مریم رجوی داده بود و نیز خاطرات زنان مجاهد از زندانهای رژیم که همه را من ترجمه کرده و در اختیار او می گذاشتم و نیز چند مورد مصاحبه با زنان زندانی سابق رژیم در اشرف که خودش انجام داد و من و ابراهیم دوست رزمگاه برایش ترجمه می کردیم تألیف کرد که توسط سازمان چاپ و منتشر شد.

سومین کتابی که صافی یاسری برای فرقه نوشت کتاب «اسلام دموکراتیک» (الاسلام الدیمقراطی) بود که بزرگترین و ضخیم ترین کتابهایش بود. وی در عمرش همین سه کتاب را نوشته و هیچ اثری و کتابی در مورد وضعیت خود عراق ندارد و همیشه می گفت اگر رژیم ایران مرا بکشد به خاطر این سه کتابم برای سازمان مجاهدین است!!

این کتاب را وی تماما با استفاده از اصطلاحات خود سازمان مانند همین عنوان کتاب و نیز اصطلاح اسلام محمدی که خاص سازمان و فقط در ایران مصطلح است و عربها آن را بد و توهین می دانند (زیرا اسلام دین خدا است نه دین محمد و انگار اسلامی هم هست که مال محمد نیست!!) نوشته است.

برای نوشتن این کتاب او را در تابستان سال 84 شمسی برابر با سال 2005 میلادی به علت حجم زیاد آن بدون اطلاع همسر و فرزندانش به اشرف آوردند و به مدت یک ماه در هتل ایران اشرف ماند و مشغول نوشتن و جمع آوری مطالب از سازمان و از کتابهای کتابخانۀ اشرف شد و به خانواده اش که آن موقع در بغداد بودند گفته بود من رفته ام به کردستان عراق و یک ماه کار دارم برمی گردم. البته مواقعی هم قبل و بعد از این پروژه بویژه در مناسبتها با خانواده اش به اشرف آمده و در آنجا مدتی می ماندند.

در این مدت یک ماه من و خسرو امیری تمام وقت در واحد محل سکونت او در هتل ایران با او کار می کردیم یعنی من برایش مطالب فارسی برگزیده را از کتابهای سازمان و برخی کتابهای تاریخی مانند کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی تألیف شادروان دکتر شریعتی و برخی کتابهای علی میر فطروس از نویسندگان مارکسیست در مورد تاریخ شیعه در ایران و کتابهای چند نویسنده و مورخ دیگر ایرانی ترجمه می کردم و می دادم به صافی یاسری که همانجا آنها را در نوشته های خودش می گنجانید و تدوین می کرد می داد به خسرو امیری که آنها را تایپ می نمود که خود صافی یاسری تایپهای او را تصحیح می کرد و علت اینکه من دستخطی می نوشتم این بود که صافی یاسری نمی توانست آنها را در کامپیوتر تدوین و جمع آوری کند لذا با دستخط آنها را در نوشته های خودش جا می داد. از این رو بعد از اتمام کتاب در آخرین صفحۀ آن با اسم بردن از من به عنوان کمکار خودش با ترجمۀ مطالب آن از منابع ایرانی و از خسرو امیری به علت تایپ نوشته هایش بسیار تشکر کرده است که خودش این موضوع را در مقالۀ اخیرش که در سایت «العراق للجمیع» وابسته به مزدور دیگر فرقۀ رجوی یعنی سرمد عبد الکریم علیه من نوشته مورد تأکید قرار داده است.

این کتاب مثل ایدئولوژی خود سازمان التقاطی و آمیخته ای از مارکسیسم و اسلام است و صافی یاسری که مارکسیست می باشد بسیار از نوشته های علی میر فطروس که من برایش ترجمه می کردم خوشش می آمد و تمام آنها را عینا در کتابش درج می کرد زیرا او تفکر شیعه در ایران را برگرفته از آیین مزدک و زرتشت می داند و اسلام ایرانیان را رویه و ظاهر و پوششی برای عقاید ایرانی می شمارد و تنها اختلافی که صافی یاسری با میر فطروس ایرانی دارد و در آن کتاب آورده و به نویسندگان مارکسیست ایرانی حمله کرده است این است که آنها می گویند فرقه های اسلامی ایرانی عقاید خودشان را از مزدک گرفته اند ولی صافی یاسری می گوید که از علی گرفته اند.

همچنین در این کتاب به شدت به دولت عثمانی و خلافت عثمانی حمله شده و علمای سنی دربار خلافت عثمانی را به نقل از کتابهای دکتر شریعتی شدیدا مورد توهین و حمله قرار داده است و این موضوع موجب شد علمای سنی عراق بعد از انتشار کتابش در عراق علیه آن سخنرانی کنند که در نتیجه سازمان مجبور شد کتاب را از تمام یکانهای اشرف که برای دادن به شخصیتها و شیوخ عشایر و عراقیانی که به اشرف می آمدند بین آنها توزیع شده بود و از بخشهای تبلیغات و روابط و انتشارات جمع آوری کند و نیز گفتند که باید از سایت مجاهد عربی نیز حذف شود ولی من جلوی آن را گرفتم و گفتم برداشت علمای سنی نمی تواند ملاک ما باشد و آنچه در کتاب آمده تنها نقل قول است و علیه آخوندهای مرتجع شیعه هم مطالب دارد و حمله به آخوندهای مرتجع سنی چرا بد است ولی حمله به آخوندهای مرتجع شیعه خوب است؟ تا اینکه بعد از بیرون آمدن و جدایی من از فرقه آن را نیز مانند سایر کتابهای ترجمه شده توسط من از سایت مجاهد عربی حذف کردند.

در مدت یک ماهی که من و خسرو امیری با او در هتل ایران برای تألیف این کتاب کار می کردیم وی همیشه وقتی از کار خسته می شد با تلویزیون و رسیور ماهواره ها که خاص او داده بودند و با ریموت کنترل کانالهای سکسی را می گرفت و تماشا می کرد که وقتی دست شویی می رفت خسرو امیری کانال تلویزیون را عوض می کرد و روی سیمای آزادی می گذاشت که وقتی صافی یاسری بر می گشت عصبانی می شد و دوباره برمی گرداند روی فیلمهای سکسی!! ما هم ناچار بودیم که آنها را فاکت گزارش نشست غسلمان بکنیم ولی خیلی کلی و سرپوشیده بدون اسم صافی یاسری و بدون اشاره به هتل تا بچه های دیگر نفهمند و به مسئولین هم نمی گفتیم و فکر می کردند منظورمان صحنه های تلویزیونهای عراقی است که در اتاق مانیتورینگ گاهی می دیدیم.

یاسری همچنین در نشریات و روزنامه های عراقی و سایتهای عربی و ظاهرا عراقی دست ساز دستگاه روابط رجوی با مدیریت برخی نویسندگان مزدور خودشان در خارجه مانند سرمد عبد الکریم در دانمارک به نامهای خبرگزاری عراق و عراق ما و عراق برای همه و نور عراق و… مقالات به نفع رهبری فرقه و خطوط و مواضع آن نوشته و می نویسد. وی مقالات خود به نفع سازمان و رهبری و خطوط آن مخصوصا برای تبلیغ باقی ماندن در عراق را مدتی با نام مستعار عبد الکریم عبد الله در مطبوعات و سایتهای عربی عراقی منتشر می کرد و تنها مقالات اندکش در مورد مسائل خاص عراق را با اسم اصلی خودش یعنی صافی الیاسری می نوشت ولی بعدها و الآن نیز تمام مقالاتش را با اسم اصلی خودش می نویسد. در سالهای اخیر او را متعهد کرده بودند که هر هفته سه مقاله برای سازمان به عنوان تعهدش (اصطلاح خاص درون سازمانی که برای اجباری کردن و تحمیل کارها به افراد به کار می بردند) بنویسد که مجموعا در دوره ای ماهی هزار دلار به او می دادند یعنی حدود هفتاد هشتاد دلار یعنی هر مقاله پنجاه یورو همان پنجاه یورویی که برای هر عرب و افغانی که در پاریس به ویلپنت رفتند دادند و به شرکت کنندگان بی سر و پای سیاهی لشکرشان در تجمعهای دیگر خودشان در خارجه می دهند مثل اینکه این پنجاه یورو عیار و واحد یک کار مزدوری برایشان است!!. او مقاله را به ما می داد من آن را اول به فارسی ترجمه می کردم تا عباس داوری و رحیم باطبی یا حسین مدنی چک می کردند و رهنمود می دادند که فلان مطلب را هم اضافه کند یا کم کند یا اینطوری بنویسد که من دیکته ها وخط دادنهای آنها به این نویسندۀ مزدورشان را ترجمه می کردم و او مقاله را طبق نظر آنها در می آورد و خطوط و محورهای اصلی و موضوع مقالات را همیشه اول عباس داوری می داد برایش ترجمه می کردم می فرستادیم بعد که نهایی می شد برای شبکۀ سایتهای العراق للجمیع و نور العراق و العراق أولا و عراقنا که زیر مجموعۀ واع (مختصر نام تقلبی عربی خبرگزای عراق با جعل آرم و نام آن خبرگزاری در زمان صدام) قرار دارند با مدیریت مزدور دیگر عراقی صدامی شان یعنی سرمد عبد الکریم در دانمارک با انترنت ارسال می شد.

سازمان تمام زندگی صافی یاسری را از جمله هزینه های سنگین عملهای جراحی متعدد روی قلبش در بغداد و در فرانسه را تأمین می کرد و او را در زمان حفاظت آمریکاییها چندین بار از عراق برای عمل جراحی قلب به فرانسه فرستاد در حالیکه یک نمونه هم از اعزام افراد بیمار قرارگاه اشرف در آن موقع برای معالجه بویژه موارد قلب و سرطان که تماما منجر به فوت افراد شد (از جمله مرحوم مهدی افتخاری از مسئولین و فرماندهان قدیمی سازمان ولی مخالف رجوی) به خارج کشور خبری نبود زیرا رهبری فرقه از جدا شدن و افشاگری آنها بیمناک بود. سازمان خانۀ صافی یاسری در بغداد را به علت خطرات و تهدیداتی که علیه او می شد چند بار تغییر داد و او و خانواده اش را مدتی در خانه های امن دیگری در بغداد جا داد و بعد از مدتی او را به کردستان عراق منتقل کرد و گفته شد که بعدها رهبران فرقۀ رجوی او را برای همیشه به فرانسه فرستاده اند ولی خودش در مقالات اخیرش به صورت ضمنی گفته که در کردستان عراق است و این حرف را که او برای همیشه به فرانسه منتقل شده تکذیب کرده است.

سازمان یاسری را برای معالجۀ قلبش و دیدار با مریم و حضور در برنامه های او در اورسوراوایز بارها به پاریس فرستاده و به عراق بر می گرداندند. او مدعی بود که فرانسه به خوبی بلد است و فارغ التحصیل حقوق سیاسی از دانشگاه سوربون فرانسه می باشد که خود مسئولین سازمان در روابط حرفش را باور نمی کردند از جمله محسن نادی همیشه عرق خوریها و مست بودن و دروغگویی های صافی یاسری و لاف و گزافهایش در مورد خودش و تحصیلاتش و نیز سن و سالش را مورد تمسخر قرار می داد و با حسین مدنی همیشه در نزد دیگر افراد روابط حرفها و وضعیتش مخصوصا در حال مستی را به همدیگر تعریف کرده و همه می خندیدیم مثلا طی 7 سال که به اشرف می آمد هر سال ضمن صحبتهایش می گفت: «من پیرمرد شصت و یک ساله»!! و هیچ وقت از عدد 61 بالاتر نمی رفت!! به من می گفت: این مطالب را که به من می دهید خطش و چاپش کوچک هستند و من پیرمرد شصت و یک ساله نمی توانم بخوانم کمی بزرگتر تایپ و چاپ بگیرید و سالهای بعد هم در موارد دیگری از جمله نوع غذاهایش که در هتل اشرف به او می دادند باز می گفت: من پیرمرد 61 ساله این قدر چربی نمی توانم بخورم!!…

صافی یاسری اکنون فردی هفتاد ساله بدون اعتقادات مذهبی و به ادعای خودش که قبلا داشت مارکسیست می باشد ولی اخیرا خودش را شیعه مذهب با همان دید و بینش سازمان مجاهدین و اندیشه های مسعود رجوی!! ولی بدون التزام به شعائر مانند نماز و روزه!! معرفی می کند و انواع مداحی ها ومجیزگویی های تهوع آور را برای مسعود و مریم جهت بالابردن نرخش پیش آنها در نوشته هایش انجام می دهد.

صافی یاسری به شدت مشروب خوار است و تنها وقتی در اشرف بود مدت زیادی مشروبات الکلی به دستش نمی رسید ولی وقتی به عنوان مهمان از بغداد به اشرف می آمد و به بغداد بر می گشت اغلب مست بود بطوریکه محسن نادی همیشه به ما توصیه می کرد که مواظب باشید موقع خواندن و نوشتن مطالب ما مست نباشد!!.

صافی یاسری اکنون مقالاتش به نفع سازمان و مشخصا برای تبلیغ مواضع رجوی و لابیهایش مبنی بر باقی ماندن افراد در عراق و لیبرتی از جمله مقالات اخیرش علیه جدا شدگان و بیشتر از همه علیه شخص من را در سایتهای سرمد عبد الکریم و بیشتر در سایت العراق للجمیع (عراق برای همه) می نویسد. تا الآن در این دو سال که من جدا شده ام پنج مقاله فقط علیه من و مقالات و بیانیه ها و نامه ها و مصاحبه هایم نوشته و منتشر کرده که برایشان به عربی جواب نوشته و منتشر کرده ام. از جمله در دو هفتۀ اخیر به دنبال انتشار نامۀ 50 نفر از جدا شدگان از فرقه به نخست وزیر عراق در مطبوعات و سایتهای این کشور و حتی در مطبوعات و سایتهای مستقل و غیر دولتی و اپوزیسیون عراق که اطلاعیه ها و آگهی های خود فرقه را هم منتشر می کنند مانند روزنامۀ الصباح الجدید و با سوز و گداز و نشان دادن عصبانیت و افساره پاره کردن سران فرقه از این نامه و انعکاسات آن، دو مقالۀ مفصل علیه اینجانب در سایت العراق للجمیع (عراق برای همه) به دستور و دیکتۀ سران فرقه نوشته و منتشر کرده است که اولی علیه نامۀ 50 نفر از جدا شدگان سازمان به نخست وزیر عراق در مورد ضرورت کمک به انتقال افراد اسیر در زندان لیبرتی به کشورهای ثالث و با اسم بردن از برخی امضا کنندگان از جمله اینجانب همراه با انواع دشنامها و اتهامات واهی و دومی در جواب به مقالۀ جوابیۀ من به آن مقالۀ اولی اش می باشد که مفصل فیوز پرانده (بازتاب فیوز پراندن رهبران فرقه از نامۀ مذکور جدا شدگان با آن تعداد امضای زیاد) و تمام نوشته های من در رابطه با خودش و خاطراتم با او و سوابقش و گنجاندن ترجمه ها و نوشته های من در کتابهایش به اسم خودش و تشکرش از من در کتاب آخریش را ولی با زدن اتهامات و یاوه سرایی ها علیه اینجانب تأیید کرده است.

لینگ صفحۀ روزنامۀ اپوزیسیون عراقی الصباح الجدید که نامۀ 50 جدا شده از سازمان مجاهدین خلق به نخست وزیر عراق در آن منتشر شده است.

http://www.newsabah.com/content/%D9%85%D9%86%D8%B4%D9%82%D9%88%D9%86-%D8%B9%D9%86-%C2%AB%D8%AE%D9%84%D9%82%C2%BB-%D9%8A%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%88%D9%86-%D8%A8%D9%80%C2%BB%D9%81%D8%B5%D9%84%C2%BB-%D8%B3%D9%83%D8%A7%D9%86-%C2%AB%D9%84%D9%8A%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D9%8A%C2%BB-%D8%B9%D9%86-%D8%A7%D9%84%D9%82%D9%8A%D8%A7%D8%AF%D8%A9

برخی انعکاسات دیگر این نامه و نامۀ قبلی جدا شدگان به رئیس کمیساریا:

http://www.alrai-iq.com/2014/03/10/19058/

خبرگزاری بین المللی الرأی (عراقی) – نامۀ پنجاه جدا شده به مالکی

http://www.alzawraanews.com/index.php?option=com_content&view=article&id=438:2013-03-15-10-53-18&catid=6:2010-12-09-22-49-13&Itemid=5

الزوراء قدیمی ترین روزنامۀ عراقي و مستقل که علیه مالکی هم می نویسد نامۀ جدا شدگان به رئیس کمیساریا را چاپ کرده است. ارگان سندیکای روزنامه نگاران عراقی به ریاست مؤید اللامی رئیس خبرگزاری عراقی نینا.

http://www.afadak.com/index.php/images/gallery/?page=news&id=9706

سایت عراقی أفادک نامۀ جدا شدگان به رئیس کمیساریا را منتشر کرده است.

متن عربی مقالۀ صافی الیاسری در سایت العراق للجمیع علیه نامۀ جدا شدگان به نخست وزیر عراق از جمله علیه اینجانب با بردن اسم:

مقالات الوكالة

تحت عنوان منشقون عن «خلق» يطالبون بـ«فصل» سكان «ليبرتي» عن القيادة – صافي الياسري

أضيف بتاريخ : 22 آذار 2014 الموافق: 21/5/1435هـ الساعة 4:33:28 PM

العراق للجميع

تحت عنوان منشقون عن «خلق» يطالبون بـ«فصل» سكان «ليبرتي» عن القيادة

صافي الياسري

نشرت الصباح الجديد اعلانا مدفوع الثمن من قبل المخابرات الايرانية حشدت فيه مجموعة من الاكاذيب والتلفيقات التي تتقنها مختبرات اعلام المخابرات الايرانيه وتكرر فيها اسماء متساقطين من امثال علي حسين نجاد وخدابنده وزوجته ان سنجلتون التي لم تكن يوما عضوة في المنظمة وهي لا تحمل الجنسية الايرانية حتى وسبق لها ان هاجمت المنظمة باوامر من المخابرات الايرانية و كذلك فان بهزاد علي شاهي القت الحكومة الهولندية القبض عليه لانه من عناصر اطلاعات وهو احد الخمسين اسما التي ذكرت في بيان المخابرات الايرانيه الذي نشرته الصباح الجديد.

وياتي هذا الاعلان مدفوع الثمن في وقت تشن فيه اجهزة نظام ولاية الفقيه حملة اعلامية شرسة ضد المنظمه توظف فيها كل ما ارشفته من اكاذيب فالمطالبة بعزل سكان ليبرتي عن قيادتهم باطل لانه لا احد يجبر السكان على البقاء في المخيم وطالما خاطبهم زعيم المنظمة معسود رجوي قائلا ان بامكانهم المغادرة وقتما يشاءون ولدينا تسجيلات لتلك الخطابات ولا احد يمنع السكان من مقابلة المفوضية العامة للاجئين وعلى عكس ما يدعي هؤلاء المغلوبون على امرهم في اروقة المخابرات الايرانيه فان سكان ليبرتي محرومون بحكم اعتقالهم من قبل لجنة خاصة شكلتها الحكومة العراقية لاغلاق ملفهم في المخيم من مقابلة محاميهم وعوائلهم ومن اللقاء مع الاعلام ومع ان المنظمة تكفلت الانفاق عليهم لانتقالهم من العراق الى دول ثالثه الا ان الحكومة العراقية تعرقل هذا الانتقال وتدعهم هدفا للهجمات الصاروخية للعصابات الايراني المسلحة في العراق وتمارس حصارا غذائيا ودوائيا وطبيا شرسا ضدهم.

اما الحديث عن نشاط وزير

حقوق الانسان في الحكومة العراقية فهو لم ينشط الا لتبييض صفحة الحكومة من الجرائم التي ارتكبت بحق المجاهدين في المحافل الدولية والمحلية والا اين هو وما هو موقفه من مجزرة الاول من ايلول التي راح ضحيتها 52 لاجئا من سكان اشرف ؟؟ بل ماهو موقف الحكومة العراقية ومجلس الوزراء الذي يخاطبه هؤلاء الساقطون من مسيرة النضال للخلاص الوطني من نظام الكهنة الطائفي الاستبدادي؟؟

المقابلات التي اجريتها شخصيا مع عدد

كبير من المجاهدين في اشرف قبل ان ينقلوا الى معتقل ليبرتي اكدوا لي فيها انهم جاءوا الى العراق برغبتهم وارادتهم الحره وانهم باقون في التنظيم بنفس الارادة وباصرار وعزم اقوى لانهم يرون فيها مخلصا لشعوب ايران من طغمة الاستبداد الطائفي ومن ولاية الفقيه التي قمعت كل حرية وكتمت انفاس شعوب ايران .

وهذا التحريض البائس والمدسوس على العراقيين ضد سكان ليبرتي فهو باطل تماما لا يمكن اتهام السكان وهم معتقلون ومحاصرون وممنوعون من حرية التنقل والاتصال بانهم يتدخلون بشؤون العراق انها تهمة مفبركة وغير واقعية ولا منطقية فكيف يتدخل سجين وراء الاسوار بشؤون دولة تمنعه حتى من مقابلة ذويه ومحاميه؟؟

كنت اتمنى لو ان الاستاذ اسماعيل زاير قرأ هذا الاعلان بتمعن وتفحص الاكاذيب والادعاءات والتلفيقات التي وردت فيه وقرا اسماء الساقطين التي سبق ان تكررت في عشرات الادعاءات مثل خدابنده وان سنجلتون وقربان الذي يدعي انه مترجم مسعود رجوي وهو لم يره في حياته قبل النشر لانه يسيء للجريدة قبل ان يسيء لسكان ليبرتي .

ترجمۀ فارسی مقالۀ فوق:

نگاهی به آنچه «الصباح الجدید» تحت عنوان «جدا شدگان سازمان مجاهدین خواستار جداسازی ساکنان لیبرتی از رهبری شدند» منتشر کرده است

صافی الیاسری

22 مارس 2014

سایت «العراق للجميع» (عراق برای همه)

روزنامۀ عراقی الصباح الجدید یک اگهی پولی اطلاعات ایران را منتشر کرده که در آن یک سری دروغها و تهمتهای ساخته و پرداختۀ آزمایشگاههای اطلاعات ایران را گنجانده و اسامی بریدگانی امثال علی حسین نژاد و خدابنده و همسرش آن سینگلتون را تکرار کرده است در حالیکه آن سینگلتون یک روز هم عضو سازمان نبوده و اصلا تابعیت ایرانی ندارد و قبلا به دستور اطلاعات ایران سازمان را مورد حمله قرار داده است. در این آگهی همچنین اسم بهزاد علی شاهی برده شده که دولت هلند او را به علت اینکه از عوامل اطلاعات می باشد دستگیر کرده است. اسم او یکی از پنجاه اسمی است که در بیانیۀ اطلاعات ایران که توسط الصباح الجدید منتشر شده آوره شده است. این آگهی پولی در حالی منتشر می شود که ارگانهای رژیم ولایت فقیه بسیج تبلیغاتی گسترده ای را علیه سازمان مجاهدین خلق به راه انداخته اند که در آن از تمام آرشیو دروغهایشان استفاده می کنند. درخواست جداسازی ساکنان لیبرتی از رهبری شان یک درخواست یاوه ای است زیرا هیچکس ساکنان را برای باقی ماندن در کمپ مجبور نمی کند و رهبر سازمان مسعود رجوی همیشه خطاب به آنها گفته که هر وقت می خواهید می توانید بیرون بروید. ما نوارهای این سخنان ایشان را داریم. هیچکس هم جلوی مصاحبۀ ساکنان با کمیساریای عالی پناهندگان را نگرفته است، بلکه بر عکس ادعای این بیچارگان سرگردان در راهروهای اطلاعات ایران، ساکنان لیبرتی به علت اینکه توسط یک کمیتۀ تشکیل شده از سوی دولت عراق برای بستن پرونده شان در بازداشت هستند از دیدار با وکلا و خانواده هایشان و از دیدار با رسانه ها محروم می باشند و با آنکه سازمان هزینه های انتقال آنان از عراق به کشورهای ثالث را برعهده گرفته است ولی دولت عراق در این انتقال کارشکنی می کند و می گذارد که آنها هدف حملات موشکی باندهای مسلح ایرانی در عراق قرار بگیرند و علیه آنان یک محاصرۀ غذایی و دارویی و پزشکی رذیلانه ای را اعمال می کند.

اما در مورد فعالیت وزیر حقوق بشر در دولت عراق باید گفت که وی فقط برای سفیدسازی پروندۀ دولت از جنایاتش در حق مجاهدین در محافل بین المللی و داخلی فعالیت می کند و بس و الا او در کشتار اول سپتامبر که 52 پناهنده از ساکنان اشرف قربانی آن شدند کجا بود؟ و موضعش در قبال آن چیست؟؟ بلکه موضع دولت عراق و شورای وزیران که مخاطب این بریدگان راه مبارزه برای رهایی ملی از رژیم دیکتاتوری آخوندی فرقه ای هستند چیست؟؟.

در مصاحبه هایی که من خودم شخصا با تعداد زیادی از مجاهدین در اشرف قبل از انتقالشان به زندان لیبرتی انجام دادم آنها به من گفتند که طبق خواسته و میل و ارادۀ آزاد خودشان به عراق آمده اند و آنها در این تشکیلات با همان اراده و خواست و اصرار و عزم و تصمیم قوی تر می مانند زیرا سازمان را نجات دهندۀ مردم ایران از دست دار و دستۀ دیکتاتور فرقه ای و از ولایت فقیه که همۀ آزادیها را سرکوب کرده و نفس مردم ایران را گرفته است، می دانند.

این تحریک مفلوک و توطئه گرانۀ عراقیان علیه ساکنان لیبرتی به هیچوجه قابل قبول نیست. ساکنان زندانی و محاصره شده را که آزادی تحرک و تماس ندارند نمی توان متهم کرد که در امور عراق دخالت می کنند. این یک اتهام ساختگی و غیر واقعی و غیر منطقی است زیرا یک زندانی چگونه از پشت دیوارها در امور یک دولتی که از دیدار او با خانواده و وکلایش ممانعت به عمل می آورد دخالت می کند؟؟

کاش استاد اسماعیل زایر (مدیر روزنامۀ الصباح الجدید) قبل از منتشر کردن این آگهی آن را به دقت می خواند و در مورد دروغها و ادعاها و تهمتهای وارده در آن تحقیق می کرد و اسامی بریدگانی را که پیش از این در دهها ادعانامه تکرار شده مانند خدابنده و آن سینگلتون و قربانعلی حسین نژاد که ادعا می کند مترجم مسعود رجوی است در حالیکه وی او را در عمرش ندیده است می خواند زیرا این آگهی بیشتر به زیان این روزنامه می باشد تا ساکنان لیبرتی.

لینگ عربی مقاله فوق نوشتۀ صافی یاسری در سایت رجوی ساختۀ العراق للجمیع:

http://iraq4allnews.dk/ShowNews.php?id=65821

تیتر یک مقالۀ جدید مداحی و مجیزگویی مزدور دیگر عراقی صدامی فرقۀ رجوی و همکار سرمد عبد الکریم در سایت «العراق للجمیع» به نام «علی الکاش» برای مریم رجوی:

السيدة الرئيسة رجوي بقيادتك ينبلج فجر جديد – علي الكاش

خانم رئیس جمهور رجوی!! تحت رهبری تو صبح جدید طلوع می کند!!

. این مقاله را سایت رجوی ساختۀ کمیتۀ عربی اسلامی دفاع از اشرف هم در بالای صفحۀ اول خودش آورده است که در زیر تصویر صفحۀ اول این سایت را هم می بینید در حالیکه اکنون نه نشانی از تاک اشرف مانده و نه از تاک نشانش!!!

سرمد عبد الکریم در دانمارک با همان پرچم عراق و آرم زمان صدام از ده سال پیش یعنی یک سال بعد از سرنگونی صدام حسین سایتی را با نام و آرم فوق به هزینۀ فرقۀ رجوی تأسیس کرد که آرم سایت و عکس مدیر آن را در بالای این مقاله می بینید. لازم به یاد آوری است که پرچم رسمی امروز عراق که مجلس آن کشور سالها پیش تصویب کرده بدون سه ستاره می باشد. سرمد عبد الکریم که در دانمارک اقامت دارد با زرنگی تمام مثل تقلب در نام کالاهای معروف و تبلیغ شده که توسط شرکتهای غیر معروف و بدون تبلیغ برای آب کردن کالاهای بنجلشان با تغییرو جا بجایی یک یا دو حرف از اسم کالای معروف صورت می گیرد، نام خبرگزاری رسمی دولتی عراق در زمان صدام را که «وکالة الأنباء العراقیة» بود به «وکالة الأخبار العراقیة» تغییر داده و با همان آرم یعنی نام مختصر آن زمان «واع» روی یک سایت به اصطلاح شخصی خود و در واقع با تأمین کامل مالی آن توسط فرقۀ رجوی در اروپا گذاشته است زیرا الأنباء و الأخبار هر دو در زبان عربی به معنی اخبار می باشد و حروف مختصر هر دو جمله می شود: «واع» به معنی آگاه که نام معروف و رایج مختصر عربی خبرگزاری دولتی رسمی عراق در زمان صدام (و انگلیسی آن هم همان إینا INA یعنی IRAQ NEWS AGENCY) دهها سال در رسانه های جهان بود و مخصوصا به علت اخبار روزانه و ساعت به ساعت سه دوره جنگهای معروف در عراق (جنگ با ایران، جنگ کویت، جنگ آمریکا برای اشغال عراق و سرنگون کردن صدام) با گزارشهایش و بیان اخبار و موضعگیریهای دولت عراق و اظهارات سران رژیم سابق عراق بویژه پیامها و سخنرانیهای شخص صدام حسین و نقل قول از این خبرگزاری توسط خبرگزاریها و رسانه های معروف بین المللی بسیار معروف شده بود.

سرمد عبد الکریم که اغلب در جلسات و سخنرانیها و میتینگهای مریم قجر (رجوی) در پاریس از جمله در مقر مریم رجوی در اوسوراوایز شرکت می کند با پول فرقۀ رجوی به عربستان و قطر (از جمله برای مصاحبه با تلویزیون الجزیره) و دیگر کشورهای خلیج و کشورهای عربی دیگر بویژه مصر و اردن سفر می کند تا در میان دولتمردان و شخصیتهای سیاسی و مذهبی و رسانه های آنها برای فرقۀ رجوی لابی سازی کند. از جمله اقدامات او راه اندازی چندین انجمن و تشکل ساختگی و موهوم حقوقی و فرهنگی و مطبوعاتی و… هر کدام فقط با یک نفر استخدام شده توسط او در این کشورها برای تشکیل جلسات و انتشار نامه ها و بیانیه ها در جهت اهداف رهبری فرقۀ رجوی بویژه نگهداشتن اسرای لیبرتی در خاک عراق و قبلا نیز بازگرداندن همه به اشرف سابق یعنی دست داشتن در خون این افراد بوده و می باشد.

در همین راستا و بعد از قرارگرفتن موضوع بستن اشرف و پایان دادن به حضور کل فرقه در خاک عراق در روی میز دولت عراق و در نتیجه سازمان ملل و آمریکا و انتقال به کمپ لیبرتی در بغداد، سرمد عبد الکریم در سال 88 شمسی (2010 میلادی) چند ماه قبل از درگذشت رئیس سابق دانشگاه الأزهر مصر محمد سید الطنطاوی در اسفند آن سال، یعنی حدود مهر یا آبان همان سال با هزینۀ فرقۀ رجوی به قاهره سفر کرده و اعلام کرد که با رئیس وقت دانشگاه الازهر دیدار کرده و عکسی با او گرفته است که در رسانه های فرقۀ رجوی با آب و تاب و طبل و دهل منتشرو پخش شد وسپس تنها خود سرمد عبد الکریم در رسانه های خود (شبکۀ خبرگزاری عراق شامل سایتهایی که قبلا نامشان را ذکر کردم) اعلام کرد که شیخ الطنطاوی حمایت خودش از باقی ماندن اعضای سازمان مجاهدین در اشرف و عدم انتقال آنان از اشرف و عراق را به صورت یک فتوای شرعی اعلام کرده است!!. عجب فتوای الازهری که در هیچیک از سایتها و رسانه های متعدد دانشگاه الازهر و حتی هیچ رسانۀ مصری یا عربی یا اسلامی درج نشد و خبری از آن نبود، و این در حالیست که قرارگاه اشرف و اسم اشرف را در داخل خود ایران اکثرا نمی شناختند پس چگونه شیخ الازهر فتوای باقی ماندن اعضای یک سازمان ایرانی در قرارگاه اشرف و در خاک عراق را صادر می کند؟!!

لینگ سایت به اصطلاح «خبرگزاری عراق» وابسته به فرقۀ رجوی به مدیریت سرمد عبد الکریم:

http://irq4all.com/

سرمد عبد الکریم همچنین مصاحبه هایی با رسانه های عراقی صدامی در اروپا به نفع خطوط و سیاستهای رهبری فرقۀ رجوی با پرداختهایی به آن رسانه ها انجام داده و می دهد که خبر آن تنها در شبکۀ سایتهای رجوی ساختۀ مذکور به مدیریت سرمد عبد الکریم و رسانه های خود فرقه منتشر می شود، مانند مصاحبه با تلویزیون عراقی المستقله که در سایت عربی کمیسیون خارجۀ شورای دست ساز رجوی که عکس صفحۀ اول آن را در زیر می بینید درج شده است:

از جمله سایتهای شبکۀ عربی وابسته به فرقۀ رجوی در اروپا تحت نام جعلی «خبرگزاری عراق» سایتی به نام «العراق للجمیع» (عراق برای همه) می باشد که بیشتر مقالات لابیگرانۀ عربی فرقۀ رجوی از جمله مقالات صافی الیاسری و علی الکاش در آن منتشر می شود. عکس صفحۀ اول سایت مذکور که تیتر مقالۀ علی الکاش در مجیز گویی مریم رجوی با عنوان «خانم رئیس جمهور رجوی!! تحت رهبری تو صبح جدید طلوع می کند!!» به تاریخ 13 آوریل جاری (2014) در بالای آن در نوار تیترهای اخبار و مقالات سایت دیده می شود در بالا آمده است.

لینگ سایت «العراق للجمیع» از سایتهای شبکۀ فوق:

http://irq4all.com/writer.php?id_writer=25

مضحک تر از همه سایتهای عربی دست ساز رجوی در اروپا می باشد که هنوز هم به نام شهر اشرف!! و یا در دفاع از اشرف هفت ماه بعد از تخلیۀ کامل این قلعۀ مخوف رجوی و قرار گرفتن کامل آن در اختیار دولت و نیروهای عراقی با همان نام قبلی منتشر می شوند و این یعنی یا خودشان احمقند و یا مردم عراق و عرب زبانان را احمق تصور می کنند و یا چون مطمئن هستند هیچ عراقی و یا شخص عربی به رسانه های عربی آنها توجهی و حتی از آنها اطلاعی ندارند و نیز سیستم تشکیلاتی رجوی اکنون بهم ریخته می باشد و یا شاید باز هم با خام خیالی و توهمات مضحک و برای روحیه دادن به افراد و تشکیلات در هم ریخته شان حد اقل برای افراد تبلیغات و روابطی شان بعد از آنهمه شعر و شعارهای سالها و حساب روی اشرف مثل «چو اشرف نباشد تن من مباد»!! یا «کوه اگر بجنبد اشرف زجا نجنبد»!!، سردمداران فرقه همچنان در رؤیا و توهم مضحک بازگشت به اشرف به سر می برند!!!… عکس یکی از این سایتها را به نام کمیتۀ عربی اسلامی دفاع از اشرف!! که هنوز هم فعال است!! در بالا می بینید و اینک در زیر تصویر یک سایت اشرف نشان!! را هم به نام نصرة مدینة أشرف (همیاری شهر اشرف) می بینید در حالیکه تاک اشرف از ریشه کنده شده و نشانی از آن آنگونه که مورد نظر این اشرف نشانان! است از آن باقی نمانده و تاک نشانش هم که نشانی ازش نیست و از خلق و مبارزه و از ایران و ایرانی پنهان و جیم شده یا زده به چاک!!…

سایت «نصرة مدینة أشرف» (همیاری شهر اشرف):
http://www.nosratashraf.com/en

مهوش سپهری مجاهدین خلق فرقه رجویشهادتهای حسین نژاد در حاشیۀ مقالۀ افشاگرانۀ آقای سعید جمالی و …

همچنین:

بی حرمتی رجوی به خانواده ربطی به مبارزه ندارد

قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، پاریس، پنجم مارس 2014: … وقتی در اشرف بودیم به دستور رجوی افرادی دم در اشرف رفته و خطاب به پدران و مادران و خواهران و برادرانی که برای دیدارشان آمده بودند ضمن پرتاب سنگ به آنها شعار می دادند: «ننگ ما ننگ ما فامیل الدنگ ما»!! و در نشستهای رجوی و اکنون نیز در نامه ها یا بیانیه

نگاهی به پیام اخیر رجوی علیه جدا شدگان و افشاگریهای آنها

قربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، نوزدهم فوریه 2014: … بعد از ت ت ت (تیر و تیغ و تپانچه) در نشستهای شکنجۀ دیگ و جانبی و غسل!! و پ پ پ (پایداری پرشکوه برای پیروزی)!!! یعنی ریختن مفت و مجانی سالیان افراد به تنور دشمن ضد بشري حالا شروع کردی شعار چ چ چ می دهی یعنی خطاب به ما جدا شدگان که چه ها گرفتنت و

مونا حسین نژاد : نامه سرگشاده دیگری خطاب به خانم مریم رجوی

کمپین برای انتقال فوری ساکنان لیبرتی به کشورهای ثالث، بیست و نهم ژانویه 2014: …  من آذر(مونا) حسین نژاد، نوزاد ده روزۀ سی و یکسال پیش، که از آغوش و سینه مادر با گریه و شیون بی امان، جدا گشتم، دختر کوچک شهید “فریده کریم زاده” ( طیبه) و خواهر “زینب

جوابیه حسین نژاد به اطلاعیه مجاهدین در رابطه با نامه خانواده های ساکنان لیبرتی

وبلاگ امید آزادی (حسین نژاد)، هشتم ژانویه 2014: …  رهبری سازمان مجاهدین از نامۀ خانواده ها به ابتکار اینجانب به عنوان پدر یکی از ساکنان لیبرتی و دخترم در ایران به عنوان خواهرش که هرگز در عمرش خواهر بزرگترش را ندیده است و نامۀ خانم زهرا میر باقری خواهر سه نفر از ساكنان ليبرتي به کمیساریا و دیگر سازمانهای بین المللی

آقای ظافر العجمی! دوستان و فرزندان ما در عراق برگ بازی نیستند! (نامه سرگشاده)

قربانعلی حسین نژاد، ایران قلم، پاریس، بیست و هشتم دسامبر 2013: … این سازمان که شما در مقاله تان آنهمه روی آن به عنوان تأثیر گذار در تحولات آیندۀ ایران و لقمۀ چربی یا کاکتوسی به تعبیر خودتان برای استفاده از آن به عنوان برگ بازی در برابر رژیم ایران برای تأمین منافع کشورهای عربی خلیج و رام کردن یا به تعبیر واقعا