اقدامات دولت ایران در چهارچوب برجام است

اقدامات دولت ایران در چهارچوب برجام است

اقدامات دولت ایران در چهارچوب برجام استصابر تبریزی، ایران اینترلینک، دهم دسامبر 2020:… اصلا اين مساله ارتباطی به غنی سازی اورانيوم و نيروگاه و آينده ندارد. مساله چيست؟ يک راکتور تحقيقاتی بسيار کوچک پنج مگاواتی از سوی آمريکا به ايران داده شده بود که در مرکز تحقيقات اتمی تهران فعال است . سوخت اين راکتور تمام شده است. يک بار هم نمی دانم برايش از کجا سوخت گرفته بودند. اين راکتور سوخت بيست درصد غنی شده می خواهد. ايران آمد اين را اعلام کرد. حالا سوال من اين است که چطور شده که می خواهند اين سوخت را تامين کنند. چطور در گذشته همان پنج درصد را نمی دادند، ولی الان بيست درصد را حاضر شده اند بدهند. اقدامات دولت ایران در چهارچوب برجام است 

اقدامات دولت ایران در چهارچوب برجام استشما رجویست ها ، برجام را جام زهر میدانستید !ا

اقدامات دولت ایران در چهارچوب برجام است 

19/09/1399

بیشتر کشوهای اروپایی که بعدد از جنگ دوم جهانی به زیر امر نهی های آمریکا رفتند ، در دوان اوباما – با توجه به زرنگی های خاصی که او دارد- درسراشیبی تند تری قرار گرفته و وتسلیم تر شدند.

این تسلیم شدن  آنقدرزبونانه بود که زمانی که آنکلا مرکل بعنوان صدر اعظم آلمان دریافت که مکالمات تلفنی او توسط آمریکا شنود میشود وحتی دراتاق خوابش سیستم شنود تعبیه شده ، اعتراض چندانی نکرد وسایر قضایا …

بعد ازآمن ترامپ که فرد بی پروا وصریح الهجه وغیر عادی بود، این فشار براروپا شکل خجالت آوری بخود گرفت .بر اقتدارمعنوی اروپا که پدرخوانده ی امریکا بود ، لطمات جبران ناپذیری زد والبته آمریکا را هم بخاطر این طمع ورزی هایش دچار انزوا نمود ونمونه ی بارز این انزوا، رای ندادن سازمان ملل متحد به تحریم تسلحاتی پیشنهادی آمریکا علیه ایران بود.

قاتلین دانشمندان هسته‌ای ایرانی

باند رجوی با پیش بینی غلط خود درمورد مصبوه ی پارلمان ایران چنین نوشته است :

” دوشنبه ۱۷ آذر۹۹، تروئیکای اروپایی طی بیانیهٔ مشترکی به مصوبه مجلس ارتجاع با عنوان «اقدام راهبردی برای لغو تحریم‌ها» و نصب سانتریفیوژهای پیشرفته جهت غنی‌سازی اورانیوم، واکنش نشان داد. فرانسه، انگلستان و آلمان در این بیانیه به رژیم آخوندی هشدار دادند: اگر می‌خواهید امکان گفتگو و مذاکره فراهم باشد، «نباید دست به این اقدامات بزنید». آنها مصوبهٔ مجلس ارتجاع را «بدون سازگاری با برجام و تعهدات هسته‌یی رژیم ایران» عنوان کردند “.

اقدامات ایران دراین خصوص موافق بندهای برجام بود وکسی حق اعتراض به این کارها را ندارد.

مقامات ذیصلاح ایران بارها تاکید کرده اند که درمورد برجام مذاکره ای نخواهند کرد واوپا بیجهت درمورد ناسازگاری اقدامات ایران سخن گفته است.

ازنظر دولت ایران، او حق دارد که متناسب با نقض اصول برجام، ازمیزان تعهداتش دراین خصوص بکاهد وخوشبختانه تاکید نموده که اگر این نقض کردن ها ازطرف طرف مقابل متوقف گردد، ایران بطور اتوماتیک کارهای خود را متوقف کرده وبه روز اولی که برجام امضاء شده بازخواهد کرد .

این واکنش کشورهای بزرگ اروپایی ، ازسرمستی حاصل ازقول کذائی ای که جو بایدن داده ( همکاری نزدیک و مجدد با اروپا) – قولی که بنا بر خصلت سلطه  گرانه ی آمریکا عملی نخواهد شد- انجام شده واعتبار قضیه درهمین سطح است.

دوباره :

” براساس طرح مجلس ایران  وپس ازدو ماه «لازم‌الاجرا شدن آن»، در صورتی که طرفهای برجامی رژیم به تعهدات خود جهت رفع تحریم‌ها عمل نکنند، دولت موظف است اجرای پروتکل الحاقی را متوقف و اجازهٔ بازرسی از سایتهای نظام توسط بازرسان آژانس را لغو کند “.

اقدامات دولت ایران در چهارچوب برجام است 

اقدامات دولت ایران در چهارچوب برجام است

من سخنان آقای اعتماد را از ماهواره شنیده وضمن اینکه نظری باین سفتی وقاطعیت ندارشته و برکم تنش کردن وتلطیف اوضاع بیشتر معتقدم، آرزو کردم که ای کاش رجوی مجاهد خلق؟! هم باندازه او که یک سلنت طلب است ، غیرت وتعصب شبیه او داشت :

” اکبر اعتماد: غرب دروغ می گويد، ايران بايد هسته ای شود- عنايت فانی-بی بی سی فارسی- ۱۰ آبان ۱۳۸۸ – ۱ نوامبر ۲۰۰۹

از اکبر اعتماد به عنوان پدر برنامه هسته ای ايران ياد می کنند. او نه تنها متخصص علوم هسته ای است، بلکه طراح و پايه گذار سازمان انرژی اتمی ايران است. هم او بود که طرح برنامه های اين سازمان را ريخت و با کشورهای غربی برای خريد راکتورهای اتمی و ساختمان نيروگاه های اتمی گفت و گو کرد. نظر او در باره برنامه های امروز اتمی ايران چيست؟

آقای اعتماد! رهبران انقلابی ايران در سال های اول انقلاب به اين نتيجه رسيده بودند که برنامه های اتمی ايران به درد نمی خورد و ايران نيازی به اين برنامه ها ندارد. حتی صحبت از آن بود که نيروگاه اتمی بوشهر به انبار گندم تبديل شود. بعضی از منتقدان برنامه های امروز ايران معتقدند که اگر اين اتفاقات افتاده بود، مشکلات امروز با غرب وجود نمی داشت. نظر شما چيست؟

اکبر اعتماد: خب درست است. بله اما اگر نمی خواستيم نان بخوريم، لازم نبود که برويم کشاورزی کنيم و گندم توليد کنيم

يعنی برنامه های اتمی به اندازه نان لازم است؟

نه منظورم اين است که از هر چيزی که صرف نظر کنيد راحت تر است. …مملکتی مثل ايران که ممکلتی پر امکاناتی است، امکانات انسانی، زيرزمينی خيلی قوی دارد. تاريخ و فرهنگ دارد. مملکتی استثنايی است. اين مملکت نمی تواند خود را از يکی از عوامل مهم زندگی امروز که مساله انرژی است، منفک کند و بگويد که من چون نفت دارم، مساله ای ندارم.

رد پای مجاهدین خلق در قتل دانشمند هسته ای ایران

مردم فراموش می کنند که مساله انرژی، مساله يک سال و پنج سال و ده سال نيست، بلکه مساله چند دهه است. شما نمی توانيد سی سال ديگر که نفت نداشتيد بگوييد حالا انرژی اتمی بياورم. انرژی اتمی يک شبه به دست نمی آيد.

بسياری از منتقدان ايرانی برنامه های هسته ای ايران می گويند که ايجاد برنامه هسته ای در ايران، زاييده فکر شخص شاه بود که خيلی هم علاقه به مشورت نداشت. او به اين نتيجه رسيد که داشتن برنامه هسته ای برای پرستيژ ايران خيلی خوب است و موقعيت ايران را بهتر می کند. به همين دليل بدون اينکه مسايل و منافع مملکت در نظر گرفته شود، اين برنامه راه اندازی شود و سرمايه عظيمی هم صرف آن شود. الان هم برنامه اتمی ايران با همين نگاه دنبال می شود.

شاه چند سال قبل از اينکه راجع به اتم صحبت کند، هميشه می گفت نفت نبايد برای توليد انرژی مصرف شود برای اينکه نفت چيز محدودی است و بايد آن را برای مصارف ديگر نگه داشت. هميشه هم می گفت. آن زمان نفت را برای توليد انرژی مصرف می کردند. شاه اولين کسی بود که اين موضوع را مطرح کرد و گفت بايد دنبال منابع ديگر انرژی رفت. اين منابع چه بودند؟ در آن زمان سد سازی بود، گاز بود و انرژی اتمی. الان از خورشيد و باد هم به عنوان منابع انرژی صحبت می کنند. و البته بايد در نظر داشت که هر کدام از اين منابع کاربرد مشخصی دارند.

به هر حال، فلسفه رفتن دنبال انرژی اتمی در زمان شاه مفهوم داشت و مفهومش هم اين بود که بايد انرژی اتمی بايد جايگزين انرژی حاصل از نفت شود. او به طور بلند مدت به اين موضوع فکر می کرد و نکته جالبی هم مطرح می کرد و می گفت که بخشی از پول ناشی از صادرات نفت بايد در بخش انرژی سرمايه گذاری شود و اين تداومی است برای نسل های آينده و به آنها اجازه می دهد که انرژی داشته باشند.

شاه می دانست که در عرض پنج سال يا ده سال نمی توان انرژی اتمی داشت. اين کار به چند دهه نياز داشت و آن زمان که کشور پول و امکانات داشت ما رفتيم به طرف انرژی اتمی و درست هم بود. در آن زمان همه کشورها به دنبال انرژی اتمی بودند، بعد که قيمت نفت کاهش پيدا کرد، مساله فرق کرد.

با اين توضيح شما، به اين نتيجه می توان رسيد که برنامه های هسته ای امروز ايران هم بر اين اساس درست است و بايد ادامه پيدا کند؟

من فکر می کنم موقعيت ايران عوض نشده است. جمعيت ايران در مقايسه با زمان شاه دو برابر شده است و مصرف سرانه هم نسبت به آن زمان چند برابر شده است، پس نياز به انرژی هم بيشتر شده است. ضمنا به هر دليلی که باشد، مصرف داخلی نفت هم بالا رفته و توليد نفت ما کاهش پيدا کرده، بنابراين ميزان صادرات نفت ما هم خيلی کاهش داشته و اين تا ده پانزده سال ديگر بيشتر نمی تواند ادامه پيدا کند، چون بيشتر نفت در داخل مصرف می شود. بنابراين بايد رفت دنبال انرژی های ديگر. انرژی هسته ای و انرژی های ديگر

خب پس چرا انرژی بادی يا خورشيدی نه؟

اولا هنوز در هيچ کجای دنيا، اين انرژی ها خيلی ارزان نيستند و قيمت رقابتی ندارد. در اين موارد بايد سرمايه گذاری کرد برای آينده، مثل اتم. مساله ديگر اين است باد و خورشيد پخش هستند و نمی توانند انرژی متمرکز ايجاد کنند، بعد اينها هميشگی نيستند. بنابراين شما بايد منابع ديگری که هميشگی و متمرکز داشته باشيد. همه اينها خوب هستند و بايد رفت دنبال آنها.

اتحاد علیه ایران هسته ای ، رجوی در جمع دلبران چهره برافروخته

پس شما قبول داريد که صرف هزينه ای که الان در ايران يا جاهای ديگر می شود برای توليد انرژی اتمی اصولا در کوتاه مدت به صرفه نيست، ولی در دراز مدت به صرفه است؟

بله شما بايد سرمايه گذاری کنيد و زيربناها را بسازيد.

بسيار خوب، بخشی از اين سرمايه گذاری در زمينه غنی سازی اورانيوم است. در زمانی که شما با کشورهای غربی مذاکره می کرديد، صحبت بر سر اين بود که ايران در کشورهای غربی برای غنی سازی اورانيوم سرمايه گذاری کند و درصدی از اين سرمايه گذاری به عنوان اورانيوم غنی شده به ايران برگردد. درست است؟ آيا شما چنين قراردادی با بعضی از کشورهای غربی امضا کرديد؟

صحبت بر سر اين نبود. ما بايد غنی سازی اورانيوم را برای ايران تامين می کرديم. در آن زمان بزرگ ترين کارخانه غنی سازی اورانيوم جهان را در فرانسه می ساختند. زمانی که ژاک شيراک به تهران آمد، من به او گفتم که ما هم می خواهيم شريک شويم. چون آن کارخانه کنسرسيومی بود بين ايتاليا، فرانسه، بلژيک و اسپانيا. چون بين المللی بود من هم گفتم که ما هم می خواهيم شريک شويم و بالاخره هم شريک شديم و صاحب ده درصد سهام کارخانه شديم. اسم اين کارخانه يوروليف است. قرارداد ما هم اين طور بود که ما حق برداشت ده درصد محصول کارخانه را داشتيم. بنابراين ده درصد محصول کارخانه، منابع غنی سازی ما را تا سی سال آينده تامين می کرد.

يعنی سوخت اتمی تامين می شد؟

بله. ضمن اينکه ما در آزمايشگاه های خود، کارهای تحقيقاتی در اين زمينه را ادامه می داديم.

در برنامه امروز غنی سازی ايران اين همه حساسيت و ابهام در مورد آن وجود دارد و نکات ناروشنی برای آژانس بين المللی انرژی اتمی وجود دارد که به آنها جواب داده نشده. چرا روش و شيوه شما در زمان شاه، اتخاذ نشده؟ چون بعضی از کشورهای غربی هم در پيشنهادهای خود می گويند که حاضرند اورانيوم غنی سازی شده را به ايران بفروشند

احزاب کرد بایکوت کردند . نشست اتحاد علیه ایران هسته ای و مجاهدین خلق

دروغ می گويند

چرا؟

صد در صد دروغ می گويند. دليلش هم روشن است. مثلا ايران تا همين سال گذشته عضو کارخانه يورليف بود. ولی وقتی فرانسوا ميتران بعد از انقلاب ايران رييس جمهوری فرانسه شد، اعلام کرد درست است که شما شريک اين کارخانه هستيد، ولی ما محصول اين کارخانه و اورانيوم غنی شده را به ايران نمی دهيم. تمام شد و رفت. يعنی غرب دروغ می گويد. ايران در آنجا سرمايه گذاری کرده بود و حق داشت برداشت کند، اما گفتند نمی دهيم.

آلمانی ها هم که داشتند نيروگاه اتمی بوشهر را می ساختند. ناگهان دولت آلمان اعلام کرد ما پروانه صدور تجهيزات به ايران را صادر نمی کنيم. بنابراين داستان نيروگاه بوشهر که تمامی شدنی هم نيست و حالا گير روس ها افتاده ايم، به ما تحميل شد.

چطور شده که حالا می گويند ما اورانيوم غنی شده و تکنولوژی می دهيم؟ دروغ می گويند. وقتی که بايد می دادند، ندادند. اين را می گويند تا ايران را در مسيری بيندازند تا دستش بسته شود. اين حرف چه اعتباری دارد. آن زمان گفتند می دهيم، شريک شديم، بعد ندادند. حالا هم اگر قرارداد بستيم و نيروگاه را هم ساختيم و پنج سال ديگر سوخت ندادند، ما چه می توانيم بکنيم؟ اين قرارداد چه اعتباری دارد؟

الان صحبت بر سر اين است که ايران بخشی از اورانيوم کم غنی سازی شده خود را به روسيه و فرانسه بدهد و سوخت هسته ای تحويل بگيرد

نخير. الان مساله اين شده که هر کشوری برای حفظ آبروی خود، به شکلی اين موضوع را مطرح می کند. اصلا اين مساله ارتباطی به غنی سازی اورانيوم و نيروگاه و آينده ندارد. مساله چيست؟ يک راکتور تحقيقاتی بسيار کوچک پنج مگاواتی از سوی آمريکا به ايران داده شده بود که در مرکز تحقيقات اتمی تهران فعال است . سوخت اين راکتور تمام شده است. يک بار هم نمی دانم برايش از کجا سوخت گرفته بودند. اين راکتور سوخت بيست درصد غنی شده می خواهد. ايران آمد اين را اعلام کرد. حالا سوال من اين است که چطور شده که می خواهند اين سوخت را تامين کنند. چطور در گذشته همان پنج درصد را نمی دادند، ولی الان بيست درصد را حاضر شده اند بدهند.

خب مواضع کشورها تغيير می کند و می تواند نتيجه مذاکرات باشد

نخير، مواضع به دليل قابليت ها تغيير می کند. چون می دانند ايران قابليت غنی سازی دارند، حاضر شده اند که يک روزه بپذيرند که اورانيوم بيست درصد غنی سازی شده بدهند. ولی آن وقت که ايران اين تکنولوژی را نداشت، حتی حاضر نبودند اورانيوم پنج درصد غنی شده را به ايران بدهند.

آقای اعتماد، ريشه بدبينی شما به اين مذاکرات و غرب فراتر از اين بحث است. شما سال پيش در گفت و گويی با يک نشريه آمريکايی گفتيد ايران نمی بايست در سال 1968 پيمان منع گسترش تسليحات هسته ای را امضا می کرد. چرا؟

بله. در آن زمان من سر کار نبودم، والا نمی گذاشتم. اين قرارداد دو مشکل اساسی دارد. يکی اينکه اصلا منصفانه نيست و دوم اينکه خارجی ها اصلا رعايتش نمی کنند. اين قرارداد، قراردادی است بين ضعيف ها و قوی ها. آن را قوی ها عليه ضعيف ها تنظيم کرده اند و خودشان هم آن را اجرا نمی کند.

بعد هم ديديم که از آن چگونه استفاده شد. آمدند يقه ايران را گرفتند که اين کار و آن کار را کرده ای که با قرارداد منافات دارد. اما خودشان نمی گويند که چهل سال پيش گفته بودند اقدام کنند برای خلع سلاح هسته ای، اما هيچ کاری نکرده اند.

نمی گويند که همان چهل سال پيش، تعهد کردند تمام تکنولوژی را در اختيار کشورهايی که آن را ندارند و تعهد داده اند سلاح هسته ای نسازند، بگذارند. ولی اين کار را نکردند. در عوض کشورهای صاحب تکنولوژی هسته ای در لندن تصميم گرفتند که تکنولوژی هسته ای را در اختيار ديگران قرار ندهند.

پس می بينيم که خودشان زير قرارداد منع گسترش تسليحات هسته ای زده اند و بعد به کشورهايی مثل ايران فشار می آورند.

شما معتقديد که همين الان هم ايران بايد از اين پيمان خارج شود؟

بله. اگر من بودم خارج می شدم. من نه تنها از اين پيمان، بلکه از آژانس بين المللی انرژی اتمی هم خارج می شدم. اين آژانس برای ما چه کرده و چه امتيازی داشته است؟

آقای اعتماد، شما ته دلتان بمب اتم می خواهيد؟

من؟ نه. من معتقدم که سياست هسته ای ربطی به بمب اتم ندارد.

شما تابستان گذشته در گفت و گويی با يک نشريه آمريکايی ديگر گفته ايد که آمريکا طوری افکار عمومی جهان را شکل داده که گويا ايران دارای سلاح هسته ای خطرناک است، در حالی که خطرناک نيست و اين فقط برای حفظ امنيت است.

خب اين دليل نمی شود که من بمب اتمی می خواهم.

در واقع توجيه می کنيد…

نه توجيه نمی کنم. الان 9 کشور دنيا بمب اتم دارند. ايران کشور خشنی نيست. 200 سال است که ايران به هيچ کشوری حمله نکرده، هرچند بارها مورد حمله واقع شده است. خب حالا چه شده که غرب ناگهان می گويد که اگر ايران سلاح هسته ای داشته باشد، امنيت آمريکا به خطر می افتد. دروغگويی چيست؟ رفتند لهستان و جمهوری چک طرح دفاع ضدهوايی راه بيندازند، گفتند برای دفاع در مقابل بمب اتمی ايران. ايران به لهستان و چک چه کار دارد؟ اينها دروغ می گويند. برای اجرای سياست های خود افسانه می سازند.

من طرفدار بمب اتم نيستم، ولی معتقدم که اگر بسازد هم طوری نمی شود. اسراييل ساخت طوری شد؟ پاکستان ساخت، طوری شد؟ پاکستان خيلی کشور با ثباتی است؟ خيلی دموکراتيک است؟ اسراييل با ثبات است؟ شصت سال است با تمام همسايه هايش می جنگد. پس اين بحث ها در باره ايران منصفانه نيست. بيخود می گويند. چرا آنها اين پيمان را امضا نکرده اند؟ خب ايران هم بايد برود هر کار دلش می خواهد بکند.

در مورد قضيه قم هم دروغگويی آنها معلوم شد. ايران خودش آن را اعلام کرد. اين حق ايران است که هرکجا که خواست کارخانه غنی سازی بسازد. بعد می بينيم در نشست سران گروه 20 که قرار بوده در مورد بحران اقتصادی و گرمايش زمين بحث کند، ناگهان رهبران انگليس و فرانسه می آيند به بحث قم می پردازند. خب چه ربطی بين اينها هست؟

آقای اعتماد شما در حال حاضر ارتباطی با برنامه های هسته ای ايران داريد؟

نه. من هيچ همکاری ندارم، ولی تعقيب می کنم.

شما دوبار در سال های 1985 و 1986 به ايران سفر کرديد و با برخی از مقامات سازمان انرژی اتمی ايران گفت و گو کرديد. گفت و گوهای شما در چه مورد بود؟

وقتی من رفتم ايران. مقامات انرژی اتمی فهميدند و خواستند مرا ببينند. اولش اظهار خوشحالی از سفر من به ايران بود. بعد از من نظرم را در باره مذاکراتشان با غربی ها پرسيدم. من از برنامه ايران دفاع کردم، ولی بايد بگويم که کار ايران هم يک اشکال دارد.

بسيار خب. الان مذاکره با ايران در جريان است. شما به عنوان کسی که موسس سازمان انرژی اتمی ايران بوده ايد و در اين زمينه هم نظر قاطع داريد، شما به طرف های درگير در اين پرونده چه توصيه ای داريد و فکر می کنيد مذاکره بايد به شکلی ادامه پيدا کند و به چه نتيجه ای برسد؟

من فکر می کنم اين اشتباه است که مذاکرات ايران و غرب را فقط در اطراف اتم بچييند. ايران و غرب و مخصوصا ايران و آمريکا مسايل مختلفی دارند…

صابر  تبریزی

اقدامات دولت ایران در چهارچوب برجام است 

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/خانم-مریم-رجوی-بالاخره-برجام-ثبات-است/

خانم مریم رجوی! بالاخره برجام “ثبات” است یا “جام زهر”؟

صابر از تبریز، امضاء محفوظ، ایران اینترلینک، تبریز، سیزدهم اوت 2017:… شما که مدت های  دراز این مطلب را که قبول برجام بمنزله ی جام زهری است که درحلقوم سران حکومت ریخته شده ، تبلیغ میکردید ، چگونه در یک تغییر مسیر 180 درجه ای اینگونه اظهار نظر میکنید ؟ آن موقع دروغ میگفتید یا حالا؟ حمله ی نظامی برعلیه ایران با برجام وبدون آن چنان سخت است که میتواند هزینه ای درحد … 

مزدور مریم رجوی و ترکی الفیصل اربابشبازخوانی “استراتژی تغار” ده سال بعد، نوشته آقای قاسم قزی، نروژ، سال ۲۰۰۷

https://iran-interlink.org

خانم مریم رجوی! بالاخره برجام “ثبات” است یا “جام زهر”؟

21/05/1396

زمانی که مذاکرات طولانی ونفس گیر اتمی بین ایران و6 قدرت جهانی درجریان بود ، باند رجوی درکنار صهیونیست ها ولابی های قدرتمند شان در کنگره وسنای آمریکا خود را به هر آب واتش زدند تا نگذارند توافقی بدست آید!

امابا تمامی این تبلیغات وتظاهرات ، این توافق بازحمت زیادی بدست آمد وبه تایید شورای امنیت سازمان ملل متحد هم رسید!

در روزهای اول ، تشکیلات رجوی بسان بادکنکی بود که سوزن در آن فرو کرده بودند ، اوضاعی درهم شکسته وکج ومعوج داشت!

به هر دری زدند تا بلکه شکست تلاش های چندین ساله ی خود را ماست مالی کنند وبعد از گلایه های متداول از ارباب بزرگ که مثلا مماشات کرده ، سرانجام بدین قرار آمدند که بنویسند وفریاد زنند که توافق برجام جام زهری بیش نیست واین جام زهر بقیمت فعالیت های مستمر مجاهدین خلق بوجود آمده و دولت ایران بدون سلاح هسته ای ، همین امروز وفرداست که سرنگون می شود و جای خود را به آنها میدهد وهمه چیز بخوبی وخوشی وبنفع سیستم فکری برده دارانه ی رجوی وارد فاز جدید میشود!

ازنتایج اولیه ی این توافق ، دریافت میلیارد ها دلار از دارائی های بلوکه شده ی ما بود ومخصوصا اجازه ی تردد به کشتی های نفتی ما وافزایش وصادرات میعانات که در موقعیت فعلی گریزی ازاین صادرات نیست!

ایران هراسی جای خود را به سفر مقامات اقتصادی وسیاسی به ایران داد ، ناوگان هوایی ما  وضعیتی آبرومندانه تر پیدا کرد ومخصوصا ما موفق شدیم که ائتلاف خطرناکی را که با مجوز شورای امنیت برعلیه مان تشکیل شده بود ، برهم زنیم که تکرار شبیه آن هرگز عملی نخواهد شد و….

خلاصه اینکه  دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا رسید واعلام نمود به هرقیمتی که تمام شود، عظمت وشکوه گذشته ی آمریکا را با فشار برروی اروپا ، روسیه ، ایران ، چین و … اعاده خواهد کرد ومجددا شروع به تحریم ایران وروسیه کرد و …

باند رجوی با استفاده از امضای شهرام احمدی نسب عمران، این بار با تحلیلی متفاوت وخوش خیالانه ی خود بمیدان آمده ونوشته است :

” خود روحانی هم شخصاً به دلیل عضویت در بسیج که در آن زمان زیر مجموعه سپاه بود مشمول تحریم‌های تازه است۰ از این رو، اجرای این قانون تحریم‌ها همه‌ی مرزبندی‌های رایج در خصوص دستگاه ولایت‌فقیه همچون تمایز میان دولت و بخش خصوصی یا تفکیک میان تندرو و میانه‌رو را کنارمی زند و همه بخش‌های این دستگاه اهریمنی را آماج مجازات ایالات‌متحده قرار می‌دهد “.

عجب!

آیا برای رئیس جمهور ایران فرقی میکند که دیگر ارگان های حکومتی مورد تحریم قرار گیرد وخودش نه؟!

آیا قبلا کسی نمی دانست که دکتر روحانی درجبهه های جنگ تحمیلی حضور داشته وچون افسر و … نبوده ، عنوان جبهه ای اش  را میتوان بسیجی نامید ؟!

ما میلیون ها نفر از این نیروهای داوطلب داشتیم که ” بسیجی ” نامیده میشوند وآیا قرار است آنها هم تحریم شوند؟!

البته وضع اینگونه تحریم ها ، بیشتر ازهمه ، مردم ایران را هدف قرار داده و ازاین بابت جواب سئوال بالا مثبت است !

اینکه این تحریم ها چقدر جدی وکارساز خواهند بود ، مسئله ایست که گذشت زمان آنرا روشن خواهد کرد.

مثلا با وارد شدن درگروه بندی های جهانی ، تبلیغ علیه مصرف زدگی در داخل کشور ودست زدن به اقدامات وسیع در راستای توسعه ی همه جانبه کشور- امکانی که ایران بطور بالقوه آنرا دارد- میتواند دامنه ی این تحریم ها را محدوتر کرده وضربات حتی متقابلی برطرف زورگو وارد نماید!

در ادامه :

” در واکنش به تحریم‌های اخیر آمریکا روحانی در مراسم تحلیف به پند و موعظه متوسل شد و خطاب به آمریکا گفت “امروز روزگار رونمایی از مادر تحریم‌ها نیست بیایید از مادر همکاری‌ها رونمایی کنیم۰” دولت آمریکا قانونی را تصویب کرده است که مطابق آن هر فرد یا مؤسسه‌ای که شکلی با سپاه و بخش‌های دولت که دست اندر کار برنامه موشکی، حمایت از تروریسم، جنگ‌افروزی در منطقه، و نقض حقوق بشر باشد مورد مجازات آمریکا قرار می‌گیرد آن وقت روحانی در پاسخ می‌گوید بیا همکاری کنیم “!

این کلام رئیس جمهور، دقیقا خلع سلاح سردمداران آمریکا درمسیری است که نتوانند این بار هم اجماع جهانی برعلیه ما درست کنند و نشان ازپختگی سیاسی ایشان دارد.

ما با توجه به تجربه های تلخی که دراین یا آن عرصه ی خاص داریم ، نباید دنبال خطر رفته وبه فتنه گری مانند ترامپ فرصت دهیم که متحدانی برعلیه ما جمع وجور کند !

اقدامات تدافعی ایران وبرنامه های موشکی اش مانند شیر مادر براو حلال است واین تقصیر دکتر روحانی نیست که به طرف قضیه میفهماند که بجای ایراد فشار و تلاش برای تسلیم کردن ما ، راه مذاکره را درپیش گیرد!

این سخن رئیس جمهور ، نمایاندن خط مشی او دررابطه با جهان وتعامل با آنست ودراصل مخاطبش افکار عمومی جهانی ، مردم امریکا و کشورهای دیگر جهان است تا حجت برهمگان تمام شده باشد!

وایضا :

“… بلافاصله پس از دست یابی به برجام، اقدام‌های بی‌ثبات کننده آخوندها در سوریه، یمن و عراق شدت گرفت۰ نیز از همین روست که سرکوب در داخل کشور پس از برجام افزایش یافت۰”.

اولا حضور جمهوری اسلامی دریمن ، درمقایسه با دخالت عربستان درآنجا ، بسیار ناچیز ودرحد صفر است!

ثانیا درعراق ، آمریکا حضوری قوی تر ازایران دارد واگر این حضور که با درخواست دولت آن کشورهمسایه صورت گرفته ، نامشروع است ، چگونه حضور امریکا که ازهزاران کیلومتر دورتر راه افتاده و درعراق مستقر تر شده ( مستقر تر ازاین بابت که قبلا هم مستقر بود) ، مشروعیت دارد؟!

سوریه اوضاعی متفاوت تر دارد و جزو معدود کشورهایی است که ازاول انقلاب با ایران بوده ودر جریان انتقال گاز قطر به اروپا – که حق ایران ضایل میشد – دولت این کشور مردانگی نشان داد وبه تعهدات دوجانبه ی خود دربرابر ایران وفادار ماند!

 درچنین شرایطی ، شرط انسانیت نبود که ایران سوریه را رها کند تا کفتارهای تکفیری واربابان امپریالیستی – صهیونیستی آنجا را تکه پاره کرد و ضربات عمده ای هم به منافع مشروع ایران درمنطقه بزنند.

درسوریه ، همه بخاطر منافع خود میجنگند والبته اشتراک منافع است که گروهی را دراین صف وگروه دیگری را در صف مقابل جمع میکند!!

با این وصف ، مسئله ی برجام و اشتراک یا افتراق منافع یاد شده ، ارتباطی بهم ندارند!

پس جام زهر اعلامی شما دروغ بوده :

” … نفس همین امر که رژیم ایران در مورد برنامه هسته‌ای با قدرت‌های جهانی به توافقی دست یافت، جدای از بالا بردن پرستیژ و اعتبار رژیم در منطقه و نا امید کردن اکثریت ناراضی در داخل، تضمین‌های امنیتی برای رژیم به ارمغان آورد۰ این بدان معناست که تا این توافق پا بر جاست احتمال اقدام نظامی علیه ایران تقریبأ صفر است۰ دلیل اصلی هول و هراس این روزهای ولایت مداران نیز بی‌تردید همین احتمال بر هم خوردن توافق است۰ حتی دیگر برای مصرف داخلی هم که شده از عربده‌جویی “تندروها” علیه آمریکا خبری نیست “.

شما که مدت های  دراز این مطلب را که قبول برجام بمنزله ی جام زهری است که درحلقوم سران حکومت ریخته شده ، تبلیغ میکردید ، چگونه در یک تغییر مسیر 180 درجه ای اینگونه اظهار نظر میکنید ؟

آن موقع دروغ میگفتید یا حالا؟

حمله ی نظامی برعلیه ایران با برجام وبدون آن چنان سخت است که میتواند هزینه ای درحد جنگ جهانی داشته باشد و دراین صورت ، کسی باقی نمیماند که رویاهای جنون آمیز خود را محقق سازد!

دیگر اینکه دلیل حرف های تند نزدن برعلیه آمریکا ، ندادن بهانه بدست زنگیان مستی است تا کار شکنی های آنها برعلیه برجام ، بنام ایران تمام نشود واین نشانگر دوراندیشی دیپلمات ها ومقامات کشور ماست!

 سخن پایانی :

” … مؤثرترین راه فشار بر دستگاه ولایت‌فقیه محروم کردن آن از سپر موجودیتی برجام است: توافقی که همه فایده‌اش یک جا به جیب حاکمان چپاول گر ایران سرازیر شده و نصیب مردم ایران از آن تنها خسارت‌های بیشتر ناشی از افزایش جنگ‌افروزی در منطقه بوده است “.

برجام تنها متعلق به آمریکا نیست ودیگرانی که پای ورقه ی این تفاهم نامه را امضاء کرده اند ، بسختی خواهند توانست زیر قول خود بزنند.

چرا که آنها هم تحت فشار آمریکا هستند تا کشورشان نا امن شده و سرمایه های تمامی جهان بطرف آمریکائی که بخیال خودش میخواهد خودش را به تنها کشور با امنیت جهان  تبدیل کند ، سرازیر گردد !

مشکل که این کشورها – علیرغم بی استخوانی سرانش- بخواهند باین سادگی تسلیم بلا قید وشرط آمریکا بشوند !

صابر

*** 

اگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بوداگر رجوی این انرژی را بجای مزدوری و دریوزگی، برای مردم گذاشته بود

غواصان شهید و جشن مجاهدین خلق فرقه رجویپایکوبی مجاهدین بخاطر شهادت غواصان ایرانی (رجوی: این کارناوال استخوان بود)

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

سیاست های جهانی و باند رجوی را بهتر بشناسیم!اسیاست های جهانی و باند رجوی را بهتر بشناسیم!ا

همچنین: