الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند. مصاحبه مسعود خدابنده با رادیو صدای امریکا یازدهم فوریه 2009

الموتمر عراق: اتحاديه اروپا منافقين را به خاك خود دعوت كند. مصاحبه مسعود خدابنده با رادیو صدای امریکا یازدهم فوریه 2009

.

خبرگزاری فارس، به نقل از الموتمر، بغداد، یازدهم فوریه 2009
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8711211565

خبرگزاري فارس: روزنامه الموتمر عراق در تحليل درباره حضور منافقين در عراق، حضور اين گروهك تروريستي در اين كشور را تهديدي خطرناك براي مردم عراق دانست و از كشورهاي اروپايي خواست كه در خاك خود ميزبان منافقين باشند.

به گزارش خبرگزاري فارس روزنامه الموتر عراق در تحليلي نوشته است: كارشناسان وزارت خارجه در بحث‌هاي خود رفتار و ذات سازمان منافقين خلق را مورد بررسي قرار داده و با انتشار گزارشي اعلام كردند با بررسي ايدئولوژي و سياست‌‌هاي اين سازمان مشخص شده است كه اين سازمان گروهي ويران‌گر و داراي خصوصياتي تروريستي مي‌باشد. علي‌رغم عدم داشتن سلاح و پادگان‌هاي نظامي اين صفات در داخل سازمان منافقين رخنه كرده است.

در روزنامه الموتمر آمده است، حضور اين سازمان در عراق تهديد خطرناكي براي مردم اين كشور مي‌باشد لذا كشورهاي اروپائي كه بخوبي با خطر اين سازمان آشنائي دارند مي‌بايست از اين سازمان در سرزمين خود استقبال كنند.

 

———–

خروج مجاهدین از لیست تروریستی

مسعود خدابنده در گفتگو با تلویزیون فارسی صدای آمریکا

———-

در همین رابطه:
https://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=5849

دوستان مستقر در “شهر اشرف”، آیا رجوی مرده یا خودش را به مردن زده؟

(نوار منتصب به رجوی، بازی دلخراش رهبران خوشگذران فرقه در پاریس با جان بیچارگان دربند دراسارتگاه اشرف عراق)

.

.

مسعود خدابنده، لیدز انگلستان، ششم فوریه 2009
www.khodabandeh.org

رجوی در نواری که از پخش صدای منتصب به وی در اشرف روی یوتیوب گذاشته شده (به نقل از سیمای فرقه رجوی) اذعان می کند که ماه دیگر ششمین سالگرد غیبتش بعد از سقوط صدام و بمباران و خلع سلاح مجاهدین توسط نیروهای امریکایی است.

رجوی نگفت در این شش سال که در مقایسه با انسانهای دیگر مثل من و شما تقریبا بیست در صد کل عمر شاغلمان می شود چه می کرده و الان و بعد از “حضور صوتی!!” اش چه می خواهد بکند.

به هر حال

دوستی لینک هایش را فرستاد که ببینم.

part1
http://www.youtube.com/watch?v=eY2FKqETi6c&feature=related

part2
part3

نوارش را دیدم و تعجبم از این بود که چرا و از سر چه استیصالی است که فرقه چنین نواری را روی یو تیوب گذاشته؟ (ببینیم فرقه نشینان مثل بقیه موارد بسرعت حذفش می کنند – که در این صورت طبعا تایید است – و یا این که نگهش میدارند – که در این صورت قابل دسترس و قضاوت عموم خواهد بود)

آیا خروج از لیست اروپا و تخته شدن دکان دجالیت تبلیغاتی رجوی و لیستش و ایضا بسته شدن قریب الوقوع کمپ اشرف چنین صحنه سازی ای را می طلبیده؟ و آیا این سرآغاز دستور تشکیلاتی به گرفتاران کمپ برای قبول تخلیه “قرارگاه اشرف” است؟ و یا می تواند حضوری مصنوعی و ساختگی برای تجویز “خود سوزی تشکیلاتی” و “آدم کشی ایدئولوژیک” در قبال بن بست نهایی باشد؟

نوار را دیدم و چهره های خسته و پیری را که هر از گاهی سعی در در آوردن ادای جوانان را داشتند و لحظاتی بعد غم بی کران بی کسی، بی آیندگی و بی هدفی در پشت چشمان خسته شان نمایان می شد.

نوار را دیدم و واقعیت بی پناهی سه هزار آواره ایرانی را که در سرآغاز سنین بازنشستگی در درون خود (و غالبا از سر ترس) چاره ای جز تظاهر به رد دستهایی که برای کمک به سویشان دراز شده نمی بینند و نوار را دیدم و دیدم که فتوشاپ و مونتاژ و عقب جلو کردن دوربین و هزار حیله دیگر نتوانسته حتی یک لحظه از این تصویر هولناک از مصیبت رجوی ساخته در قرارگاه اهدایی صدام معدوم را لاپوشانی کند.

و نوار را دیدم و پیرمردانی را که پس از چهل سال “مبارزه مسلحانه!!” به دستور رهبران عیاش فرقه در پاریس، درجلوی دوربین خلع لباس شده اند.

و پیر زنانی را دیدم که هنوز در نوبت خلع لباس شدن چهارقد قرمز و مانتوی سبز قدیمی خود را به تن دارند. زنانی که به توصیف خانم بتول سلطانی (عضو شورای رهبری فرقه رجوی) برخیشان در اسارت فرقه رحم های خود را نیز زیر تیغ جراح ایدئولوژیک تفکر منفور رجوی از دست داده اند و زنانی که باز به توصیف خانم نسرین ابراهیمی (از آخرین نجات یافتگانی که توانست به اروپا برسد) با خوردن داروهایی که فرقه به اجبار تجویز می کند اکنون ریش و سبیل در آورده اند.

بگذریم.

نوار را دیدم و بی ربطی تصویر به صدا را.

دیدم آنجایی را که صدای منتصب به رجوی پخش می شود ولی تصویر دست زدن به نمایش گذاشته شده، و آنجا که صدای سوت می آید ولی چهره گریه و شیون پیرمردی گرفتار را می بینیم.

و گریه و شیون پیرمرد را دیدم و به خاطر آوردم نجات یافته ای را که اخیرا به پاریس رسیده که می گفت این گریه ها به حال خودمان بود!!

بله. نوار را دیدم و دیدم که بعد از شش سال که از زمان سقوط ولینعمت رجوی می گذرد هنوز عکسی از رهبر فرقه در آن سالن گذاشته نشده و نوار را دیدم و به یاد آوردم که این صدای منتصب به مسعود رجوی نه تنها در طی ده سال گذشته پیر تر نشده!! که قطعه قطعه اش و برخی مواقع کلمه به کلمه اش ده سالی بلحاظ “سن و سال” عقب و جلو می شود و نوار را دیدم و حضور ناشیانه لحظه به لحظه تیغ مونتاژ را!! و نوار را دیدم و ادای ناشیانه تر صدای مسعود رجوی را!!

نوار را دیدم و بیاد آوردم که بیش از نود درصد آن مشابه و کپی!! (مزاح نمی کنم. کپی!! کپی به معنی فنی آن) سخنان مشعشع رهبر فرقه در فاصله زمانی بین ده الی بیست سال گذشته بود و بی اختیار لبخندی بر لبانم لغزید وقتی شنیدم که در همان اوایل نوار فردی با “نازک کردن صدا و تقلید” می گوید “کوهها جنبیدند ولی اشرف از جایش تکون نخورد”. بله. نوار را دیدم و دم خروس را در جابجای باصطلاح نمایشنامه روحوضی رجوی!!

کلمه “تکان” را نه به رسم “بچه طبس” که ” تکان” می گویند بلکه به رسم بچه های “تهرون”، “تکون” نامید. از دو حال خارج نیست. یا رهبر فرقه در شش سال اخیر مشغول تمرین لهجه بوده و یا هم این که این تکون را کسی دیگر ادا کرده است. هر چه هست قطعانه می گویم که این “تکون” از آن “تکان” های معمول مسعود رجوی نیست. این را به هرکس بفروشند به من یکی (که سالهای سال با این نابغه دهر!! در یک محل بوده ام) نمی توان فروخت. دم خروس که چه عرض کنم برج ایفل بود خانم رجوی!! هم شما این نابغه را می شناسی و هم من. همه شش سال گذشته را هم تمرین کرده باشد نمی تواند اینچنین ادای بچه های “تهرون” را در بیاورد. اثباتش هم ساده است ببین بعد از این همه سال بالاخره توانست دو کلمه انگلیسی یا عربی یاد بگیرد؟ (مثلا مثل خود شما که ماشاالله بعد از سی سال بالاخره موفق شدید و الان مثل بلبل یا حالا شتر مرغ یا هر مرغ دیگرعراقی فرانسه صحبت می کنید!؟)

آنچه مسلم است در طی شش سال اخیر چندین “اطلاعیه” منتصب به رجوی با انشاء تقریبا بدون رد خور “جابرزاده” منتشر شد و کسی هم در دوائری که کاری جدی را دنبال می کنند “به دل نگرفت” و بعنوان “مسئله ای درون فرقه ای” از کنارش گذشت.

اما این بار این نوار که طبعا “ضربات و اختلالات شتابنده و اجتناب ناپذیر درونی فرقه” را هدف قرار داده تا شاید بتواند طبعات درونی مسائل اصلی از جمله “شروع تحقیق در مورد نقض حقوق بشر در فرقه رجوی ” و “تعطیلی قریب الوقوع مرکز فساد اعطایی صدام به رجوی” را چند صباحی به تاخیر بیاندازد، مسئله ای دیگر را و سوالی دیگر را روی میز می گذارد. سوال یکی بیشتر نیست.

“آیا رجوی مرده، یا خودش را به مردن زده است؟”

جواب ممکن است برای مردم خارج از فرقه خیلی مهم نباشد که معمولا ارزش چنین “کالایی” به هنگام خرید و فروش در هر صورت “یک قیمت است”.

ولی طبعا برای کسانی که بدنبال آزادی جگرگوشگانشان از زیر یوغ این فرقه جنایتکار هستند مهم است و همین اهمیت است که سوال بعدی را بوجود می آورد تا از ساکنان خلع سلاح و خلع لباس شده “شهر اشرف بی یال و دم و اشکم” سوال شود که:

“آیا اکنون که بساط قرارگاه اشرف تعطیل شده و لباسهای نظامی هم جمع شده و رابط های فرقه با تلاویو هم مدعی هستند که خود مریم رجوی هم که هفته ای قبل از اسارتتان به همراه همسر اولش به پاریس نقل مکان نمود از طرف رهبر فرقه (حالا مفقود یا معدوم که الان دیگر تفاوتی هم نمی تواند بکند) از هرآنچه “مبارزه مسلحانه” است ابراز ندامت کرده و … ، آیا وقت آن نرسیده که شما نیز (در صورت یافتن فرصت مناسب) مروری بر مطالبی که از سران دریافت کرده اید بکنید و سر پیری ببینند کجای کارید؟”

و این هم شعری که از “کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی” برایتان عاریه گرفته ام:

تقدیم به اسرای اشرف

کانون وبلاگنویسان مستقل ایرانی
http://www.cibloggers.com/?p=1763

.

به بی کرانه ، به دریا ، به آسمان برگرد/
به آفتاب یقین از مِهِ گمان برگرد/

برو پرندهّ غمگین ِ من ، خداحافظ !/
به سایه سار درختان مهربان برگرد/

کنار من بجز این میله های زندان نیست/
از این قفس به افقهای بی کران برگرد/

به هر کجا که نشان صداقتی دیدی/
بمان ، و گرنه از آنجا به آشیان برگرد/

نگاه آخر و تیر خلاص از تو یکی ست/
برای کشتن این صید نیمه جان برگرد/

بدون نام تو این قصّه بی سرانجام است/
نمی شود تو نباشی ، به داستان برگرد/

ولی چه فایده ، وقتی بیایی از تن من/
نمانده هیچ بجز مشتی استخوان بر گرد…/

مسعود خدابنده،

لیدز انگلستان

ششم فوریه 2009

———-

در همین رابطه:
https://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=5680

سازمان مجاهدین خلق مسئله چه کسانی است؟

(این که در لیست اروپا و آمریکا بمانند یا نماند چندان فرقی نمی کند)

.

… اینکه نام سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی اتحادیه اروپا باقی بماند یا نماند و یا اینکه نیروهای آمریکایی به حضور خود در خارج از پادگان اشرف ادامه بدهند یا ندهند در کل فرق چندانی به حال کسی نمیکند و مسئله مبرم ما هم نیست. اما تا جایی که به بنیاد خانواده سحر بر میگردد و نظر ما به آن معطوف می گردد و بر آن تأکید داریم اینست که ساکنان پادگان اشرف می بایست از حق دیدار آزادانه و بدون حضور مسئولین سازمان در خارج از پادگان مربوطه با خانواده های خود به نحو مطلوبی برخوردار شوند …

تحریریه سحر، بنیاد خانواده سحر، بغداد، سیزدهم ژانویه 2009
http://saharngo.com/

سازمان مجاهدین خلق غیر ایرانی، از مقطع سقوط رژیم صدام حسین در عراق، بدنبال جایگزین دیگری در غرب می باشد. مجاهدین خلق در دوران دیکتاتوری صدام حسین تلاش داشتند تا به ” مجاهدین خلق عراقی ” تبدیل گردند و در حال حاضر نیز سعی میکنند تا به عنوان ” مجاهدین خلق اسرائیلی ” معرفی شوند!

از سال 1364 که مسئله انقلاب ایدئولوژیک و رهبری بلامنازع و خداگونه رجوی ها در سازمان مجاهدین خلق مطرح گردید و خصوصیات فرقه ای در این سازمان به کمال خود رسید، و همچنین از سال 1365 که رهبری این سازمان به عراق تحت دیکتاتوری صدام حسین نقل مکان نمود و در جنگ علیه ایران و حتی سرکوب مردم عراق به عنوان ارتش خصوصی صدام حسین وارد عمل شد، این سازمان نه تنها دیگر حضوری و جایی در داخل ایران نداشته بلکه در منظر مردم ایران بسیار منفور نیز گردیده است.

از آن زمان تا سقوط صدام حسین فعالیت های سازمان مجاهدین خلق علیه رژیم ایران، علاوه بر تبلیغات سیاسی در غرب، شامل تهاجم و فعالیت های خرابکارانه مرزی و اعزام تیم های تروریستی از عراق به داخل ایران با کمک نیروهای امنیتی صدام حسین میگردید. تهاجمات و فعالیتهای تروریستی البته با سرنگونی دیکتاتور سابق عراق و خلع سلاح شدن این سازمان توسط نیروهای آمریکایی در سال 1382 پایان پذیرفت و تلاش های سازمان مجاهدین خلق منحصر به همان تبلیغات سیاسی در غرب شد؛ تبلیغاتی که البته تلاش برای باز شدن مسیر ترور را دنبال می کند.

بنابراین از آن مقطع تاکنون سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن تکیه خود را نه بر مردم ایران بلکه بر یک قدرت خارجی برای کسب حاکمیت در ایران نهاده اند و در حال حاضر نیز که مجاهدین خلق به دنبال جایگزینی برای صدام حسین (و البته این بار در غرب) میگردند استراتژی خود را بر حمایت دشمنانی همچون آمریکا، اسرائیل و انگلستان به جای دشمن ساقط شده قبلی استوار نموده اند.

از این رو حضور سازمان مجاهدین خلق در حال حاضر صرفا در قالب پادگان اشرف (پادگان سازمان مجاهدین خلق در عراق) و پادگان مریم (پادگان اروپائی سازمان مجاهدین خلق در فرانسه) مطرح می باشد که این امر در واقع در وهله اول مسئله دولت نوپای عراق و سپس مسئله کشورهای غربی است و قطعا ارتباط چندانی با جمهوری اسلامی پیدا نمیکند.

تا جایی که به دولت عراق بر میگردد، این دولت سازمان مجاهدین خلق را یک سازمان تروریستی و از جمله مصائب به جا مانده از دوران دیکتاتوری صدام حسین و تهدیدی برای امنیت داخلی خود میداند و خواهان آنست تا پادگان اشرف برای همیشه برچیده شود و به حق انتظار دارد تا دولت های غربی که استفاده خود را از این سازمان علیه جمهوری اسلامی نموده اند پذیرای آنان در کشورهای خود در دوران بازنشستگی شان باشند.

مدتی است که در اروپا روندی سیاسی آغاز شده تا نام سازمان مجاهدین خلق از لیست های تروریستی حذف گردد. همانطور که انگلستان آغازگر وارد کردن نام سازمان (به هر دلیل) در این لیست بود این بار هم انگلستان آغازگر این مسئله برای خروج نام سازمان گردیده و محتمل است بزودی این امر در اتحادیه اروپا نیز محقق شود.

بودن یا نبودن نام سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی اتحادیه اروپا چه تأثیرات و چه مسائلی را به دنبال خواهد داشت؟

تا جایی که به ایران بر میگردد سازمان مجاهدین خلق مقوله ای مربوط به گذشته این کشور است و اینکه در غرب نامش در چه لیستی باشد کوچکترین تأثیری را به دنبال نخواهد داشت. نه زمانی که نام این سازمان وارد لیست های مربوطه شد امکاناتی برای ایران بوجود آمد و نه حال که میخواهد نام این سازمان از این لیست ها حذف گردد مشکلی بر سر راهش قرار خواهد گرفت. عکس همین موضوع در خصوص خود سازمان مجاهدین خلق هم صادق است.

تا جایی که به اتحادیه اروپا بر میگردد، مسئله مجاهدین خلق مربوط به خودشان می شود و کشورهای اروپایی خود میدانند که با حضور یک فرقه تروریستی در خاک خود از نقطه نظر امنیت ملی چه برخوردی بنمایند. اگر اروپا متقاعد شده است که این سازمان دیگر یک سازمان تروریستی نیست ما هم دعا میکنیم که این امر واقعیت داشته باشد و واقعا سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن دست از ترور کشیده باشند، اگرچه تا امروز هیچ دلیل و مدرکی برای واقعی بودن این فرض در اختیار نداریم.

از منظر دولت عراق که خواهان خروج نیروهای سازمان (که در کشتار مردم بی دفاع در همدستی با صدام حسین دست داشته اند) از عراق می باشد، خروج نام سازمان از لیست تروریستی اتحادیه اروپا جای بسی خوشوقتی است چرا که غرب دیگر بهانه ای برای نپذیرفتن آنان در کشورهای خود ندارد. در آخرین دیداری که با وزارت خارجه عراق داشتیم آنان متذکر شدند که وزارت خارجه تمامی سفرای کشورهای اروپایی را در نشستی در بغداد جمع کرده و خواهان پذیرفتن اعضای سازمان در کشورهای آنان به عنوان پناهنده سیاسی شد اما تمامی آنها به بهانه اینکه نام این سازمان در لیست تروریستی اتحادیه اروپاست از قبول این خواسته سر باز زدند. ولی در حال حاضر این مانع و بهانه از سر راه برداشته خواهد شد و عراق میتواند خواسته خود را مجددا مطرح نماید.

و اما تنها طرفی که از خارج شدن نام سازمان از لیست تروریستی اتحادیه اروپا واقعا زیان میکند همانا قربانیان مقدم یک فرقه مخرب یعنی اعضای آن هستند که این موضوع برایشان به عنوان یک پیروزی و دستاورد فرقه جا انداخته میشود و از این موضوع کمال استفاده میگردد تا به اسارت ذهنی آنان تداوم داده شود و این خانواده های چشم انتظار آنان هستند که باید بهای این موضوع را باز هم با دوری و بی خبری از عزیزان خود پرداخت نمایند.

در قضیه بستن و برچیدن پادگان اشرف در عراق، سازمان مجاهدین خلق تلاش میکند تا به هر نحو ممکن مسئله را تماما مربوط به ایران جلوه دهد. غرب هم همین روال را پیش گرفته است و سعی میکند در این راستا به نوعی قیمت سازمان را برای معامله با جمهوری اسلامی بالاتر ببرد و شاید تصمیم به خارج کردن نام آنان از لیست تروریستی اتحادیه اروپا که روند آن مدتی است آغاز شده در همین راستا باشد. سازمان مجاهدین خلق در تبلیغات خود سعی میکند وانمود نماید که این سازمان مشکل اصلی رژیم ایران است و جمهوری اسلامی تلاش میکند تا ساکنان پادگان اشرف به ایران تحویل داده شوند تا محاکمه و شکنجه و اعدام گردند. هر کس اندک شناختی از سازمان مجاهدین خلق داشته باشد عمیقا متوجه این موضوع می شود که ادعای سازمان پیروی کردن از استراتژی فرار به جلو است. مجاهدین خلق صرفا فضا سازی می کنند تا اصل داستان را مخدوش نمایند. مطمئنا جمهوری اسلامی خواهان گرفتن اجسادی نیست که روی دست صاحب عزا مانده اند. برعکس منطقا رژیم ایران سعی دارد از ناراضیان سازمان هوشمندانه علیه خود آن استفاده نماید (به نقل قول از یک دیپلمات اروپایی مقیم ایران درج شده در مقاله ای در روزنامه فرانسوی فیگارو به قلم ژرژ مالبرونو در 23 دسامبر 2008 مراجعه شود) و پـُر واضح است که از انتقال آنها به اروپا بیشتر استقبال خواهد نمود تا اسناد فرقه گرایی و تروریستی سازمان مجاهدین خلق در قالب انسانهایی که به ربات تبدیل شده اند به محیط اصلی خود بازگردند. همچنین لازم به ذکر است که در زمان دیکتاتوری صدام حسین، رهبری سازمان به هیچ قیمتی حاضر نبود جداشدگان سازمان را به اروپا بفرستد و ترجیح میداد آنها را تحویل رژیم ایران بدهد و صراحتا میگفت که رژیم با بریده مجاهدین که سلاح در دست ندارد کاری نخواهد داشت.

رهبران سازمان مجاهدین خلق میگویند که اگر نیروهای آمریکایی از پادگان اشرف بروند و امنیت ساکنان آن به نیروهای عراقی محول شود این نیروها در داخل عراق امنیت نخواهند داشت. این حرف میتواند صحیح باشد چرا که بسیاری از نیروهای کردی و شیعیان عراق این سازمان را دشمن خونی خود و همدست صدام حسین در سرکوب آنان میدانند و خواهان گرفتن انتقام از این فرقه هستند. راه حل البته این نیست که دولت ایالات متحده آمریکا بطور مستمر نیروهایی را برای حفظ امنیت آنان در عراق مستقر نماید. راه حل قطعی اینست که کشورهای اروپایی که درحال حذف نام سازمان از لیست تروریستی خود هستند آنان را به کشورهایشان ببرند تا امنیتشان بهتر حفظ شود. لازم به ذکر است که اتفاقا بسیاری از این افراد قبلا در کشورهای غربی پناهنده سیاسی بوده و در آنجا برای پیوستن به ارتش آزادیبخش ملی جذب و به عراق اعزام شده اند.

اینکه نام سازمان مجاهدین خلق در لیست تروریستی اتحادیه اروپا باقی بماند یا نماند و یا اینکه نیروهای آمریکایی به حضور خود در خارج از پادگان اشرف ادامه بدهند یا ندهند در کل فرق چندانی به حال کسی نمیکند و مسئله مبرم ما هم نیست. اما تا جایی که به بنیاد خانواده سحر بر میگردد و نظر ما به آن معطوف می گردد و بر آن تأکید داریم اینست که ساکنان پادگان اشرف می بایست از حق دیدار آزادانه و بدون حضور مسئولین سازمان در خارج از پادگان مربوطه با خانواده های خود به نحو مطلوبی برخوردار شوند و همچنین با دنیای خارج ارتباط داشته باشند و فشارها و کنترل های ذهنی و روانی از روی آنها برداشته شود، و ما تا انجام این مهم به فعالیت حقوق بشری خود در عراق ادامه میدهیم.

———-

در همین رابطه:
https://iran-interlink.org/fa/?mod=view&id=5673

آمريکا ماهيت تروريستي گروهک منافقين را تاييد کرد

.

… اما “کاندوليزا رايس” وزير خارجه آمريکا طي يادداشتي که روز دوشنبه در دفتر ثبت فدرال منتشر شد، اعلام کرد، پس از يک بازنگري به اين نتيجه رسيد که تروريستي بودن ماهيت اين گروه همچنان معتبر و درخور آنها است …

ایرنا، سیزدهم ژانویه 2009
http://www5.irna.ir/View/FullStory/?NewsId=301264

لینک به متن اصلی نامه خانم رایس
https://iran-interlink.org/?mod=view&id=5671

تهران – خبر گزاري آسوشيتدپرس شامگاه دوشنبه طي خبري از واشنگتن اعلام کرد، وزارت خارجه آمريکا ماهيت تروريستي گروهک مخالف ايران مستقر در پايگاهي در عراق (منافقين) را به عنوان يک تشکيلات تروريستي تاييد کرد.

حضور منافقين در عراق مدت ها است به عنوان عامل اصطکاک بين واشنگتن و بغداد بوده است.

منافقين دادخواستي را ارايه کرده اند و طي آن لغو نقش آنان را به عنوان يک تشکيلات تروريستي خواستار شده اند.

اما “کاندوليزا رايس” وزير خارجه آمريکا طي يادداشتي که روز دوشنبه در دفتر ثبت فدرال منتشر شد، اعلام کرد، پس از يک بازنگري به اين نتيجه رسيد که تروريستي بودن ماهيت اين گروه همچنان معتبر و درخور آنها است.

اين گزارش مي افزايد، دولت شيعي عراق مدت ها است در جستجوي راهي براي خلاص شدن از (شر) اين گروهک تروريستي است که در جريان جنگ ايران و عراق در زمان صدام حسين در سالهاي دهه 1980 ميلادي، در کنار وي عليه ايران مي جنگيد.

صدام حسين به منافقين اجازه داد، در سال 1986 در شمال بغداد به منظور تهاجم عليه ايران، پايگاه ايجاد کنند.
پس از تهاجم نيروهاي نظامي به عراق به رهبري آمريکا در سال 2003 ميلادي، نظاميان آمريکايي ، منافقين را خلع سلاح کردند و شبه نظاميان اين گروه را در پايگاه اشرف – که در فاصله حدودا 129 کيلومتري شمال بغداد است – محدود نمودند.

نوري المالکي نخست وزير شيعه عراق در روز اول ژانويه، گفت: “سازمان مجاهدين( منافقين) ديگر نمي توانند در عراق فعاليت داشته باشند” .

————-

لینک های دیگر:

 

مصاحبه خانم سلطانی با آقای محمد صائبی در کردستان عراق
مصاحبه با خانم سلطانی، عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین خلق (فرقه رجوی)
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با برادران احمدی

دادخواهی خانواده نوروزی علیه سازمان مجاهدین خلق در خصوص قتل مرموز مرحوم سعید نوروزی در قرارگاه اشرف به مقامات قضایی عراق
بیانیه شماره 3 ینیاد خانواده سحر (بغداد)
بخش دوم مصاحبه بنیاد خانواده سحر با خانم بتول سلطانی (رجوی بچه های من را گروگان گرفته است تا حرف نزنم)
جهت اطلاع هموطنان عزیز و پاسخ به اطلاعیه گشتاپوی اورسورواز (بانوی اور سورواز! از چه می ترسی؟)
استیصال باند رجوی و بیانیهای مستعمل
شکاف در شورا پس از مصاحبهی 7 جداشده و مقاله سیاست یك بام و دو هوا

کنفرانس خبری اعضاء جدا شده از مجاهدین در پاریس و سکوت مجاهدین

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با دو تن از نجات یافتگان از سازمان مجاهدین خلق در عراق که از TIPF خارج شده بودند

رشد روند فرار و جدایی از زندان بزرگ اشرف در عراق

بی بی سی:اولین گروه جداشدگان از مجاهدین خلق به فرانسه رسیدند

خلاصه گزارش کنفرانس خبری جدید ترین اعضاء جدا شده از سازمان مجاهدین در پاریس

 

 

———–

 

دیدار با آقای طارق الحرب رئیس کانون وکلای عراق

مراجعه خانواده ختار به قرارگاه اشرف برای تحویل گرفتن جسد فرزندشان زنده یاد سهیل ختار که به طرز مشکوکی در عراق به قتل رسیده است

دادخواهی آقایان اصغر فرزین، رضا صادقی، و علی بیگلری اعضای جداشده سازمان مجاهدین خلق، به مراجع قضایی عراق علیه این سازمان و درخواست رسیدگی م�

توطئه نفرات سازمان مجاهدین خلق مستقر در قرارگاه اشرف در عراق علیه آقای رضا صادقی در مراجعه به مقر TIPF و رسوا شدن آنان

سمیه در دادگاه به قاضی می گوید که زیر۱۸ سال بود ه است که به عراق آمده است

مصاحبه اسماعیل هوشیار و دو تن دیگر از اسرای کمپ امریکایی ها با روزنامه سوئیسی

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها

مشاهدات آقای اکبر مرادی در مراجعه به قرارگاه اشرف در عراق برای دیدار با برادرش آقای حسین مرادی

نامه آقای کیوان رادبین به بنیاد خانواده سحر

نامه آقای رضا اکبری نسب به بنیاد خانواده سحر

نامه آقای امیر صفائیان به بنیاد خانواده سحر در خصوص شرح ماجرای مراجعه ایشان و خانم بتول سلطانی و آقای اکبر مرادی به قرارگاه اشرف جهت دیدار با

بیانیه شماره دو هیئت مدیره بنیاد خانواده سحر

استمداد یک مادر دردمند از تمامی ایرانیان مقیم خارج از کشور خصوصا هواداران سازمان در سوئد و هلند (و ضمیمه دادخواهی)

(ضمیمه دادخواهی خانم بتول سلطانی – فارسی)

(ضمیمه دادخواهی خانم بتول سلطانی – انگلیسی)

ترجمه گزارش ویژه ایران اینترلینک از بغداد، قرارگاه اشرف و مجاهدین خلق (ایران اینترلینک، مسعود خدابنده، فوریه 2008)

اولین شماره نشریه خبری بنیاد خانواده سحر به زبان عربی منتشر و در سطحی گسترده پخش شد

گزارشي از سفر به عراق

————


(مسعود رجوی و مهدی ابریشمچی در خدمت استخبارات صدام حسین)


(رهبران فرقه تروریستی رجوی در حال تهدید اسرای بازداشتگاه اشرف)


(مریم رجوی اعلام کرد اکراد را زیر شنی تانک ها بگیرند تا گلوله هدر نشود!!)


(زن شریف!! رجوی با خاخام زوکر معلوم الحال در مقر تروریست ها)

(یکی از جلسات شستشوی مغزی در قرارگاه بدنام اشرف در عراق)


(کشتار مردم کردستان عراق)

 


(خودسوزی های نفرات فرقه به دستور مستقیم رجوی در سال 2003)

 

 

|