انتخابات ایران و دودی که به چشم مجاهدین خلق رفت

انتخابات ایران و دودی که به چشم مجاهدین خلق رفت

میلاد آریایی، ایران قلم، ششم اوت 2013: …  پس از خلع سلاح مجاهدین درسال ۱۳۸۲ (ضربه نظامی ) و ترک اردوگاه اشرف در سال ۱۳۹۱( ضربه استراتژیک ) میتوان جدایی محمد رضا روحانی و کریم قصیم را در زمره جدی ترین ضربات سیاسی وارد آمده بر مجاهدین ارزیابی کرد ضرباتی که حاصل مشخصا ندانم کاری و اشتباهات جبران ناپذیر مسعود رجوی در سه دهه گذشته به عنوان مسئول این جریان تلقی میشود. اصلی ترین عامل این ضربه …

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters

لینک به منبع

دوازدهم مرداد ماه حسن روحانی کاندیدایی که پیروز انتخابات ریاست جمهوری ایران بود به عنوان یازدهمین رییس جمهور ایران در نهاد ریاست جمهوری در خیابان پاستور مستقر شد.

و جالب اینکه از رهگذر انتخابات ایران این مجاهدین بودند که یکی از جدی ترین ضربات تشکیلاتی را طی دهه گذشته دریافت کردند.

پس از خلع سلاح مجاهدین درسال ۱۳۸۲ (ضربه نظامی ) و ترک اردوگاه اشرف در سال ۱۳۹۱( ضربه استراتژیک ) میتوان جدایی محمد رضا روحانی و کریم قصیم را در زمره جدی ترین ضربات سیاسی وارد آمده بر مجاهدین ارزیابی کرد ضرباتی که حاصل مشخصا ندانم کاری و اشتباهات جبران ناپذیر مسعود رجوی در سه دهه گذشته به عنوان مسئول این جریان تلقی میشود.

اصلی ترین عامل این ضربه بنا به شهادت کریم قصیم در مصاحبه تلویزیونی اش همانا نامه نگاری مسعود رجوی با رهبران و اصلی ترین تصمیم گیرندگان حکومت اسلامی بود نامه نگاری هایی که اگر چه هیچ اعتنایی از طرف حکومت اسلامی به آن نشد و شایسته کمترین پاسخگویی نبود ولی باعث گردید حباب نارضایتی های اقایان محمدرضا روحانی و کریم قصیم ترکیده و تعارفات بیست سال گذشته را یکجا کنار بگذارند و و به این ترتیب ضربه ای جبران ناپذیر بربنیاد شورای پوشالی و دهان پر کن ملی ! مقاومت !! وارد آید وهمراه آن موجی از پاسیویسم و انفعال را در بدنه هواداران آن باعث گردد .

اینگونه به نظر میرسد نارضایتی اقایان محمد رضا روحانی و کریم قصیم از مدت ها قبل شروع شده و آنان منتظر فرصتی بودند تا آنرا جامعه عمل بپوشانند و این لحظه طلایی را خود رجوی با حرکت بسیار اشتباه و به لحاظ سیاسی خام و کودکانه در اختیار آنان قرار داده است و به این ترتیب ۲ تن از ۴ عضو غیر مجاهد شورا که پیوسته در شوهای تلویزیونی عملکرد مجاهدین را توجیه میکردند از این جریان اعلام جدایی و برائت کردند.

سالیان بوده و هست که جدا شدگان سابقا مجاهد گفته و تاکید میکردند که مسعود رجوی به طور اخص و مجاهدین خلق به طور اعم هرگز اپوزیسیون حکومت اسلامی نیستند و مسعود رجوی با عقب مانده ترین شیوه ها در سرکوب و نقض ابتدایی ترین حقوق اعضای خود سهیم است اکنون این موج عظیم از جدا شدگان به اصلی ترین و با سابقه ترین اعضای شورای مجاهدین رسیده است و اگر در حقانیت گفته های جداشدگان مجاهدین شائبه ای بود هرگز به این نتایج شگفت آور منجر نمی گردید .

به هر صورت در پی این ضربات واز سویی دیگرنتیجه انتخابات ایران حال رجوی بسیار وخیم و اوضاع و احوال فکری او بسا خطرناک توصیف میشود. انتخابات ایران همیشه برای مجاهدین و رهبری آن حامل شرایطی جدید و غیر قابل پیش بینی بوده است و این امر چیزی جز حاصل عدم شناخت مجاهدین ازشرایط روز ایران نیست و این ضربات نیز چیزی جز برآیند اشتباهات بزرگ در پهنه سیاست ایران نیست اشتباهاتی که ضربات اتودینامیکی آن اگر چه دیر برسد ولی حتما رسیده و خواهد رسید.

نام ( روحانی ) از این پس چه با نام “حسن روحانی” در پست ریاست جمهوری ایران و چه با نام “محمد رضا روحانی” در پست جدیدترین عضو مستعفی شورا که این اجازه را به رجوی نداد که با پیش دستی و مارک اخراج از شورا برای خود آبروی سیاسی بخرد پیوسته تلخ و رنج آور خواهد بود .

میلاد آریایی – پنجم آگوست ۲۰۱۳

همچنین:

شورای ملی مقاومت منسوب به مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

غیر دمکراتیک – وابسته – سرسپرده به بیگانگان

.

… طرح و برنامه بیگانگان برای شورای ملی مقاومت. اکنون پس از خروج برنامه‌ریزی شده مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا آنان خواستار این تغییر سه ویژگی غیر دمکراتیک – وابسته بودن و مناسبات قرون وسطایی که امری شناخته شده از نظر کارشناسان خارجی و بویژه آمریکایی شده و برای اجرای آن تلاش و هماهنگی هایی صورت میگیرد با این هدف که دیگر گروههای سیاسی اگر بشود با انان همراه کنند و تحت نام و مشخصات جدیدتر انرا به خورد مردم ایران بدهند و برای این منظور. اول : تغییر رهبری شورای و جابجایی مسئول این شورا که از بدو تاسیس شخص مسعود رجوی بوده و محصول بدست آمده حاصل افکار این فرد بوده وهست. دوم :تغییر مناسبات از حالت عقیدتی و ایدئولوژیک به امری ساده و قابل پذیرش برای غرب همراه با انتخاب و رأی گیری …

ورود به دوران فروپاشی و اضمحلال نهایی

فرقه سرگردان مجاهدین خلق

.

جامعه روشن‌ فکر ایران دمکراسی را در پناه آگاهی و سپس آزادی اجتماعی طلب میکند و هرگز به دنبال فرقه ها نبوده و نیست و بسیار آینده‌نگر تر از آن است که رجوی کوتوله را به عنوان آلترناتیو خود بشناسد . دانشجویان و فرهیخته گان ایرانی هر چیزی را میپذیرند الا مجاهدین را در هر قامت وهر رنگ و هر لباسی که درایند بسرعت تشخیص شان داده و جامعه رها شدگان از این جریان ضد ملی و خشونت طلب در صف اول این زورآزمایی است. زمان برای شرمساری های بیشتر و شکست های افزون تر برای رجوی در راه است ولی آنچه شکرش واجب است اینکه به هر تقدیر پروسه جابجایی قربانیان و گروگانهای رجوی بدون خونریزی به اتمام رسید و پادگان اشرف …

سماجت ها ، لجاجت ها و رجوی ها

.

از گذشته های دور رجوی تنها شعار میداد و با کلمات بازی میکرد و بخت برگشتگان سیاسی که اینک نام اعضای سازمان مجاهدین را یدک میکشند را فریب میداد و تنها به کمک بیگانگان و تکه استخوانی بود که برایش در کسوت حمایت سیاسی و مالی از تشکیلات مجاهدین در عراق داشتند دل خوش کرده بود و تا هم امروز هم از آن دل نکنده است. اما به نظر نگارننده رجوی خودش بیش از هر کس دیگری بر پوچی و سرانجام ناپذیری نظرگاهایش اشراف داشته و دارد ولی شهامت پذیرش شکست در وجود او نیست. او که اکنون بیش از یک دهه است که همچنان مخفی است و قادر نیست در انظار عمومی ظاهر گردد او سزافکنده ذوب شدن تشکیلات جهنمی اش را شاهد است و هیچ چیزی بالا تر از این برای وی سنگین و دردآور تر نیست …

The Life of Camp Ashraf,
Mojahedin-e Khalq Victims of Many Masters