انتخابات ریاست جمهوری سال 96 و استیصال رهبران مجاهدین

انتخابات ریاست جمهوری سال 96 و استیصال رهبران مجاهدین

حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و یکم می 2017:… مجاهدین که با شعار تحریم انتخابات به میدان آمده بودند و تمام توان تبلیغاتی خود را صرف پیشبرد آن  کرده بودند خیلی از واقعیت ها را در مورد مجاهدین و رهبران آن برملا کرد، از جمله: 1. انتخابات ریاست جمهوری بنوعی زورآزمایی مجاهدین با نظام هم محسوب میشد. مردم بی اعتنا به انبوه و دیوانه وار تبلیغات ضدانتخاباتی و تحریم آن از سوی این گروه پای صندوق های رای رفته و رای دادند … 

انتخابات ریاست جمهوری ایران مجاهدین خلق فرقه رجویباز هم سرفصل انتخابات (نامه وارده، تیرانا، آلبانی)ا

لینک به منبع

انتخابات ریاست جمهوری سال 96 و استیصال رهبران مجاهدین 

انتخابات ریاست جمهوری 96 خیلی از واقعیت ها را در مورد مجاهدین به نیز نمایش گذاشت و آنان را بیش از پیش در نزد مردم ایران و ایرانیان خارج از کشور بی آبرو کرد.

حجت سیداسماعیلی عضو سابق شورای مرکزی مجاهدین و کارشناس علوم سیاسی

مجاهدین که با شعار تحریم انتخابات به میدان آمده بودند و تمام توان تبلیغاتی خود را صرف پیشبرد آن  کرده بودند خیلی از واقعیت ها را در مورد مجاهدین و رهبران آن برملا کرد، از جمله:

1. انتخابات ریاست جمهوری بنوعی زورآزمایی مجاهدین با نظام هم محسوب میشد. مردم بی اعتنا به انبوه و دیوانه وار تبلیغات ضدانتخاباتی و تحریم آن از سوی این گروه پای صندوق های رای رفته و رای دادند.

2. از نظر مجاهدین هر کسی در انتخابات شرکت کند یا مزدور نظام است و یا حداقل از وابستگان آن محسوب می شود. بنابراین 40 میلیون به حرف رهبران مجاهدین گوش نکردند. بنابراین براساس منطق مجاهدین آنان باید کشته شوند. یعنی مجاهدین باید 40 میلیون ایرانی را اعدام کنند.

3. مجاهدین بخوبی فهمیدند که چقدر در ایران پایگاه اجتماعی دارند. سوال اینجاست اگر هواداران این گروه بدلیل جو امنیتی و پلیسی نمی توانستند در خیابانها عرض اندام کنند آیا نمی توانستند رای سفید دهند؟ و یا اصلا رای ندهند و براساس خط آنان انتخابات را تحریم کرده و در خانه هایشان بمانند؟

4. ایرانیان خارج کشور هم با حضور در پای صندوق های رای در سفارتخانه ها و یا کنسولگری های ایران در خارج کشور رای خود را به صندوق ها ریختند که در اوج ناباوری با بدترین فحش و ناسزاهای اعضا و عناصر این گروه که تعداد آنها به چندین نفر می رسید در مقابله با این موج در مقابل سفارت خانه ها جمع شده بودند مواجه شدند. یعنی در منطق مجاهدین  صحبت از دموکراسی آزادی این است که فقط آنان یکطرفه حرفهایشان را بزنند اگر کسی برخلاق میل آنها عمل کند مزدور است؟!

آیا خود این عمل حاکی از این نیست که رهبران مجاهدین هرگز معتقد به آزادی و دموکراسی نیستند؟ یعنی مرگ خوب است برای همسایه.

در اینجا یک سوال دیگر نیز مطرح میشود و آن اینکه چرا از «ایرانیان آزاده»ای که به گفته مجاهدین با جمعیت های یکصد هزاری نفری در کنفرانس های ویلپنت و بورژه پاریس شرکت کرده بودند در این انتخابات و برای مقابله با رای دهندگان در جلو سفارتخانه های «رژیم» خبری نبود؟

*** 

مریم رجوی در حال مزخرف گوییزمین گیر شدن مریم رجوی در آلبانی و واکنشی از سر استیصال

Albania’s Anti-Trafficking Coordinator Elona Gjebrea praises Maryam Rajavi for keeping modern slaves in Tirana

Elona Gjebrea përgëzon Marjam Raxhavin për mbajtjen e skllevërve modernë në Tiranë

مریم رجوی مزدور صدامی در حال جن گیری در تیرانا آلبانیجشن نوروزی در تیرانا، در هیاهوی مریم مهر تابان

مک کین و مریم رجوی و لیست شهدای سازمان مجاهدین خلق ایرانشهید فروشی (اهدای کتاب شهدای مجاهد خلق به جان مک کین)ا

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28659

نگاهی به جایگاه زنان در تشکیلات مجاهدین – به بهانه روز جهانی زن 

 سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، اول مارس ۲۰۱۷:…  حال اگر فارغ از هر تعصبی و از دید یک ناظر بی طرف و البته منصف اگر بخواهیم وضعیت زنان در جمهوری اسلامی ایران و تشکیلات فرقه ای مجاهدین را مقایسه کنیم آیا غیر این است که بگوییم زنان در ایران هزار بار بهتر از زنان در بند مجاهدین زندگی می کنند؟ بدین ترتیب باید گفت مناسبت ۸ مارس و بزرگداشت … 

هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

مریم رجوی ملکهمصاحبه خانم مریم سنجابی با مسعود خدابنده. وضعیت روحی روانی مسعود و مریم رجوی

لینک به منبع

نگاهی به جایگاه زنان در تشکیلات مجاهدین

به بهانه روز جهانی زن:

مریم رجوی هر ساله تلاش میکند با دادن پیام های غرب پسندانه بمناسبت روز جهانی زن مناسبات بغایت ارتجاعی و فرقه ای درون مجاهدین را ماله کشی سیاسی کند.

سیدحجت سیداسماعیلی، عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین و کارشناس علوم سیاسی، 

۱۱ اسفند ۱۳۹۵

هشتم مارس، روز جهانی زن در بسیاری از کشورهای جهان گرامی داشته می شود. ۸ مارس روزی است که زنان جهان بدون توجه به گرایشات مختلف فکری، عقیدتی،نژادی و… به یادآوری موفقیت ها و دستاوردهایشان می پردازند.

شرایط کاری سخت و غیر انسانی با دستمزد کم کارگران زن در اوایل قرن بیستم آنان را وادار به مبارزه علیه این بی عدالتی به شکل سازمان یافته و منظم نمود تا چنین روزی خلق و گرامی داشته شود.

اگر در آن زمان تنها استثمار نیروی کار زنان عامل بی عدالتی و قیام آنان شناخته میشد، در قرن حاضر اما با ظهور فرقه های خطرناکی از جمله سازمان مجاهدین، داعش، بوکوحرام و… بیش از پیش زنان را در معرض انواع تجاوزات و فشارهای روحی و روانی و جنسی و مالی قرار داده است که بسا هولناک تر از گذشته شلاق بی رحمی رهبران فرقه گرا را بر تن زنان فرود می آورد.

در تاریخ معاصر ایران نیز تشکیلات فرقه ای مجاهدین، برگی تاریک و سیاه از رفتارهای جنون آمیز و جنایتکارانه آنان بر زنان در بند این گروه محسوب میشود.

مریم رجوی هر ساله تلاش میکند با دادن پیام های غرب پسندانه بمناسبت روز جهانی زن مناسبات بغایت ارتجاعی و فرقه ای درون مجاهدین را ماله کشی سیاسی کند.

امسال نیز همانند سالهای قبل وی تلاش کرد در تعریف و تمجید از جایگاه زنان در تشکیلات فرقه ای مجاهدین پیش از پیش فرافکنی کند.

در همین رابطه پیام مورخه ۱۰/۱۲/۹۵ مریم رجوی به شرکت کنندگان گردهمایی روز جهانی زن در پارلمان انگلستان از جمله عوام فریبی های کلیشه ای و تکرار مکررات هر ساله وی محسوب میشود.

ولی طنز تلخ تاریخ در این است، همان کسی که عامل اصلی این همه ظلم و جنایت بر علیه زنان اسیر در بند این فرقه است حال خود را یک فمنیست و پرچمدار آزادی زنان در ایران می داند.

در بخشی از پیام مریم رجوی آمده است: «… زنان به‌طور سیستماتیک (در ایران) سرکوب می‌شوند… به‌دلیل عدم رعایت حجاب اجباری دستگیر می‌شوند. بر اساس قانون، زنان باید تابع همسرشان باشند، از حق طلاق محروم‌اند …»

(آیت اله) خامنه‌ای، در شهریورماه امسال در بیانیه‌ای اعلام کرد که «نقش زنان مادری و خانه‌داری است و نقش مردان پدری و اقتصادی است. وی همچنین خواستار تقویت سیاستهای دولتی برای افزایش فرزندآوری مادران شد.»

وی سپس ادامه میدهد: « …در برابر این وضعیت ما برای برابری زنان با مردان به‌پا‌‌خاسته‌ایم… . ما برای آزادی و حق انتخاب آزادانه زنان در رابطه با پوشش، ازدواج و حق طلاق برخاسته‌ایم …»

در اینجا این سوال مطرح میشود؛

آیا تشکیلاتی که در آن حجاب اجباری وجود دارد، و حتی زنان غیر مذهبی هم باید حجاب داشته باشند، آیا در تشکیلاتی که طلاق اجباری بر زنان و مردان آن اعم از مذهبی و غیر مذهبی تحمیل میشود، آیا در تشکیلاتی که هیچگونه مزدی در قبال انجام کار دریافت نمی شود، در تشکیلاتی که خانواده هیچ مفهومی ندارد و ازدواج یک عمل زشت و قبیح شناخته میشود، آیا در تشکیلاتی که زنان بطور سیستماتیک مورد تجاوز جنسی رهبر فرقه قرار میگیرند، آیا در تشکیلاتی که مادر بودن جرم محسوب شده و حق دیدن فرزندان خود را ندارند، در تشکیلاتی که خانواده اعضای در بند این گروه مزدور و دشمن خطاب میشوند، جایی برای ادعاهای مریم رجوی وجود دارد؟

ضمن اینکه باید گفت؛ اگر در پیام مریم رجوی بیش از هر موضوع دیگری بر حق طلاق زنان از مردان تاکید شده است، باید علت آنرا در آموزه های ایدئولوژیکی این فرقه براساس «انقلاب ایدئولوژیک» که روی طلاق اجباری تاکید دارد، جستجو کرد.

حال اگر فارغ از هر تعصبی و از دید یک ناظر بی طرف و البته منصف اگر بخواهیم وضعیت زنان در جمهوری اسلامی ایران و تشکیلات فرقه ای مجاهدین را مقایسه کنیم آیا غیر این است که بگوییم زنان در ایران هزار بار بهتر از زنان در بند مجاهدین زندگی می کنند؟

بدین ترتیب باید گفت مناسبت ۸ مارس و بزرگداشت هر ساله آن از سوی مریم رجوی ، ابزاری برای پیش برد اهداف فرقه گرایانه و نقابی برای مخفی کردن جنایات این گروه بر علیه زنان اسیر در بند مجاهدین است.

نگاه ابزاری و لذت جویانه رهبر مجاهدین به زنان که از ایدئولوژی فرقه ای این گروه نشئت می گیرد به مراتب بدتر و هولناک تر از ظلمی است که در اوایل قرن بیستم در حق زنان کارگر اعمال میشد.

اگر در آن روزگار تنها نیروی کار زنان در مقابل پولی اندک مورد استثمار واقع میشد، در تشکیلات مجاهدین اما، علاوه بر نیروی کار، که هیچ مزدی در قبال آن دریافت نمی شود، جسمشان، عقایدشان ، احساسات و عواطفشان هم مورد استثمار قرار میگیرد.

به بیان بهتر، در ایدئولوژی فرقه ای مجاهدین؛ لذتگرایی از زنان از یک سو و نیروی کار، فکر، احساسات و عواطف آنان از سوی دیگر مورد استثمار تمام عیار رهبران مجاهدین قرار میگیرد که هولناک ترین نوع نگاه به موجوی بنام زن در تشکیلات مجاهدین است که می توان گفت در تاریخ ایران بی سابقه است.

رهبران فرقه مجاهدین به بهانه هویت بخشیدن به زن و برقراری تساوی حقوقی متناسب با جنس مرد، زیر نقاب «انقلاب ایدئولوژیک» و برای رسیدن به اهداف کثیف فرقه ای این گروه، عملا هویت انسانی را از زن گرفته اند. و از او ابزاری دوگانه ساخته اند تا به مانند یک کالای سرگرم کننده جنسی در قالب «شورای رهبری» برای مسعود رجوی و عاملی برای سرکوب در پائین هرم تشکیلاتی بکار گرفته شود. به گونه ای که زنان در تشکیلات مجاهدین دیگر نه آن جایگاه زن بودن را دارا هستند و نه حتی در خیلی از موارد، جایگاه یک انسان را. و این هم به دلیل لگد مال شدن ارزش‌های اخلاقی و انسانی در این گروه است.

این یعنی برده داری نوین از زن در قالب یک ایدئولوژی فرقه ای در قرن بیست و یکم که هنوز ابعاد هولناک آن زیاد برای مردم ما روشن نیست و به نظر میرسد حتی زنان جدا شده از «شورای رهبری» این فرقه هم بدلیل حجب و حیایی که در زنان جهان سومی بویژه از نوع ایرانی آن وجود دارد نتوانسته اند تمامی زشتی های انجام شده در حق زنان در بنده این گروه را به روشنی بیان کنند.

طلاق های اجباری، به بند کشیدن احساسات زنانه و حس مادری و دور ساختن مادران از فرزندانشان ، مجبور کردن آنان برای تن فروشی در دکان مکاره رهبری این گروه، درآورن رحم زنان برای رساندن آنان به آنچه که در مجاهدین «قله رهایی» خوانده میشود، مجبور ساختن آنان به پوشیدن لباس های یکدست، اجتناب از هرگونه آرایش و نظافت شخصی که به زیبایی آنان ختم میشود، جداسازی جنسیتی شدید از جمله؛ نگهداری زنان در قلاعی که اطراف آنها با سیم های خاردار پوشانده شده، ضابطه تردد دو نفره زنان، ورزش کاملا در مکان های سرپوشیده، اجباری بودن انجام کارهای سخت و یدی  زمخت و خشن بودن زنان بنحویکه باید از آنها چهره ای مردانه ساخته شود، اجبار برای داشتن برخوردهای خشن با مردان، داشتن محل جداگانه در سالن های غذاخوری، ممنوعیت سوار شدن زنان به خودروی مردان و بالعکس و نهایتا تلاش برای ملیتاریزه کردن زنان، از جمله قوانین سخت و طاقت فرسایی است که طی بیش از سه دهه گذشته به زنان در تشکیلات مجاهدین تحمیل شده است.

بدین ترتیب با عرض پوزش از مخاطبین این نوشتار، باید گفت یکی از عوارض جانبی این گونه محرومیت ها و محدویت ها، علاوه بر بیماریهای روحی و روانی و جسمی، از جمله سرطان، رواج نگهداری سگ و گربه در بین زنان فرقه جهت رفع مشکلات جنسی و یا رونق هم جنس گرایی و برخی روابط پنهانی با مردان طی سالهای برپایی قرارگاه اشرف در خاک عراق بوده است.

بنابراین همچنانکه قبلا هم گفته ام؛ هر چند سرطان اصلی ترین عامل مرگ و میر زنان و همچنین مردان طی سالهای اخیر در تشکیلات مجاهدین بوده است ولی باید گفت قبل از آن که آنان با این بیماری ها دست و پنجه نرم کنند براساس آموزه های ایدئولوژیکی رهبران فرقه گرای مجاهدین در مسیری قرار می گیرند که بطور سیستماتیک به کام آن فرستاده می شوند.

حال مریم رجوی هرچقدر دنبال صدور اطلاعیه های پر طمطراق در روز جهانی زن و قبل از آن باشد و تلاش کند با فرافکنی و دروغ به دفاع از حقوق زنان، نه تنها در ایران بلکه در جهان مشغول شود و بطور وارونه یک ترقی انحصارگرایانه از مکتب و فرقه این گروه را به جهانیان عرضه کند ولی در مقابل؛ آنقدر سند و مدرک ثبت شده و شاهدان زنده در این رابطه وجود دارند که هرگز اجازه نخواهند داد تا جنایات رهبران مجاهدین در حق زنان در بند این گروه به فراموشی سپرده شود.

بعنوان حسن ختام در رابطه با وضعیت فلاکت بار زنان در درون تشکیلات مجاهدین به یک سند که توسط پایگاه “ویکی لیکس” [Wikileaks] در سال ۲۰۰۸ افشاگری شده اشاره می کنم.

پایگاه “ویکی لیکس” [Wikileaks] که به افشاگری موارد محرمانه دنیای سیاست مشهور است ، در گزارشی به افشای مذاکرات دولتمردان آمریکایی پرداخته است که در آن اشارات زیادی به نقض فاحش حقوق بشر در مناسبات مجاهدین بویژه در ارتباط با زنان دارد که در خور توجه است.

در بخشی از این اسناد محرمانه تحت عنوان « ادامه ابقای سازمان مجاهدین در لیست گروههای تروریستی (FTO) از سوی آمریکا (۸ ژانویه ۲۰۰۸)» آورده شده است:

” …با اینکه سازمان خود را علنا جایگزین دموکراتیکی برای رژیم کنونی تهران معرفی میکند اما خصوصیات فرقه ای این سازمان در سؤ رفتار جسمی و روحی با اعضای خود، عکس این ادعا را نشان میدهد. سازمان ، تحت رهبری تیم زن و شوهری مسعود و مریم رجوی، سازمانی بشدت تحت مدیریت زنان است که از تساوی حقوق زن و مرد دم می زند ، اما در احترام به حداقل های حقوق انسانی اعضایش، چه زن و چه مرد، ناکام مانده است . طبق قوانین نظامی سازمان، اعضا به اجبار طلاق گرفته اند و داشتن دوستی های عادی زن و مرد و یا هرگونه دوستی شخصی برایشان ممنوع است در حالی که خود مسعود و مریم با هم ازدواج کرده اند. در اردوگاه اشرف هیچ کس زندگی نمی کند. اعضای فراری سازمان ، از جلسات منظم اعتراف، ارعاب، برداشتن اجباری رحم، شستشوی مغزی و جداسازی از اعضای خانواده، حکایت ها دارند …”

پایان

*** 

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقنامه سرگشاده به خانم ها سوزانا کلاین و کارولاین هاوارت، خیریه “زنان در جهان”

مریم رجوی روز زن مجاهدین خلقروز جعلی زن در ویترین مردانه مریم رجوی (از جعل تاریخ تا توهین به زنان ایرانی)

زهرا سادات میرباقریبمناسبت ۸ مارس (روز جهانی زن) و خشونت طلبی های مریم رجوی

فرانسه و آلبانی از برنامۀ روز زن فرقۀ رجوی در سالنهای عمومی جلوگیری کردند (۲۰۱۶)

Ashamed of your Leader? Silencing the victims of Mojahedin Khalq (MKO, MEK, Rajavi cult, PMOI, NCRI …) to promote Maryam Rajavi – March 2013

افشای دروغ بزرگ باندرجوی در باره لایحه دفاعی کنگره آمریکا

پارلمان بریتانیا علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجویتابلوی ورود ممنوع پارلمان انگلیس مقابل منافقین

لرد کارلایل سر لابی جدید مجاهدین خلق در پارلمان انگلستانبریتانیا مجددا تقاضای لرد لابی گر برای ویزای رجوی را رد کرد.
چرا مریم قجررجوی دروغگو ی شیاد و متخصص برگزاری کنفرانس های تقلبی را به انگلیس وامریکا راه نمی دهند؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=27176 

۳۰ مهر ۱۳۷۲ و داستان ریاست جمهوری مریم رجوی، سرپوشی برای ماهیت خشونت طلبی مجاهدین

Radicalised Mojahedin Khalq from Iraq to Albania

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم اکتبر ۲۰۱۵:… سازمان مجاهدین طی سالهای گذشته تلاش کرد با به اتمام رسیدن عمر سیاسی مسعود رجوی با هیاهو و جنجال های تبلیغاتی از مریم رجوی (قجر عضدانلو) با پست بی محتوای ریاست جمهوری اش که با تکرار طرح‌های کهنه دگماتیستی در قالب «شورای ملی مقاومت» و شعارهای بشدت ایدئولوژیک و سازمانی که باعث به حاشیه … 

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیMassoud and Anne Khodabandeh: Albanian citizens fearful of radicalised Mojahedin Khalq neighbours deserve more information

لینک به منبع

۳۰ مهر ۱۳۷۲ و داستان ریاست جمهوری مریم رجوی،

سرپوشی برای ماهیت خشونت طلبی مجاهدین

سیدحجت سیداسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

در ششم شهریور سال ۱۳۷۲ در اجلاس باصطلاح شورای ملی مقاومت که در عراق تشکیل شد ، مریم رجوی یا بعبارت دقیق تر مریم قجر عضدانلو به سمت آنچه که مجاهدین از آن تحت عنوان «رئیس جمهور آینده ایران» نام می بردند انتخاب و در ۳۰ مهر همان سال توسط مسعود رجوی اعلام بیرونی گردید.

طراح این سناریو شخص مسعود رجوی بود. او از ماهها قبل در تدارک پیشبرد چنین طرحی بود.

باید گفت مریم قجر در یک انتخاب آزاد به این پست نرسیده بود. چرا که اکثریت اعضای شورای باصطلاح ملی مقاومت از نفرات خود سازمان بودند و سازمان قبل از برگزاری اجلاس شورا که تنها یک نماینده و یک عضو در شورا داشت تعداد زیادی از اعضای قدیمی سازمان را تحت عنوان «گسترش شورا » وارد این شورا کرده بود. بقیه چند نفر اعضای غیر سازمانی هم که در شورا عضویت داشتند بدلیل وابستگی های مالی به سازمان هرگز نقشی در تحولات این شورا نداشتند و تنها کارکرد آنها اعلام موافقت با خواسته های سازمان بود.

البته تنها مخالفت جدی با این انتخاب از سوی آقا و خانم متین دفتری بود که پس از این واقعه و با پی بردن به ماهیت ارتجاعی مجاهدین و خودکامگی شخص رجوی از شورای دست ساز وی خارج شدند.

ضمن اینکه آقای هزارخانی هم گفته بود که این انتخاب (بدلیل شکلی بودن آن) میتواند یک خودکشی سیاسی باشد.

البته باید گفت خود مریم قجر هم زیاد از این سناریو چیزی سر در نمی آورد و صرفا بعنوان یک ابزار و یک نماد برای بزک کردن ماهیت خشونت طلبی سازمان بکار گرفته می شد. بعبارتی «رئیس جمهور مقاومت» یک پست تحمیلی و بی محتوا بیش نبود.

همچنانکه وی در اجلاس شورا در پاسخ مسعود رجوی مبنی بر اینکه «. . . ‌در مورد ابلاغ الزام‌آور مصّوبه ما (شورا) جوابتان چیست؟» گفته بود: «. . . چیز بیشتری نمی‌توانم بفهمم، . . . بگذارید باز هم تقاضا کنم مرا از این مسئولیت معاف کنید و چنین ابلاغ الزام‌آوری صادر نکنید».

پر واضح است که این نوع انتخاب نیز خارج از عرف و قوانین شناخته شده بین المللی و دموکراسی های تعریف شده در اکثر کشورهای جهان بود. چرا که نه مدت زمان مشخصی برای ریاست جمهوری وی تعیین شده بود و نه مردم ایران وی را انتخاب کرده بودند. حال سوال اینجاست ؟ کسانی که وی را به این ریاست انتخاب کردند آیا گزینه های دیگری نیز در اختیار داشتند؟ آیا وی در یک رقابت آزاد چند گزینه ای به این پست رسیده بود ؟ ضمن اینکه باید پرسید کسانی که آنروز وی را به این پست در شورای ساختگی مجاهدین انتخاب کردند حال کجایند ؟

بنابراین میتوان نتیجه گرفت که این کار مجاهدین تنها در کادر حکومت‌های دیکتاتوری و گروه های فرقه ای که همه رهبران آن مادام العمر هستند قابل تبیین و تفسیر است.

مسعود رجوی با انتخاب مریم قجر به پست ریاست جمهوری دو هدف را دنبال میکرد. او هم در پهنه تشکیلات نیاز به اینکار داشت و هم در پهنه سیاست، بویژه در صحنه بین المللی نیاز داشت که فعالیت جدیدی را آغاز و ضمن سرپوش گذاشتن بر شکست های استراژیک نظامی خود در خاک عراق، ماهیت فرقه ای و خشونت طلبی مجاهدین، بویژه همکاری با صدام حسین در سرکوب قیام اکراد شمال عراق در انتفاضه سال ۱۹۹۱ ، حمایت غرب، بویژه آمریکا را از این گروه بدست آورد.

در پهنه تشکیلات نیز موضوع ریاست جمهوری مریم قجر بعنوان یکی از بندهای انقلاب ایدئولوژیک مطرح گردید که تک تک اعضای مجاهدین مجبور بودند بمانند بندهای قبلی از آن عبور کنند تا به گفته رهبران مجاهدین بتوانند در دوران جدید بار و مسئولیت بیشتری را به دوش بکشند. ضمن اینکه این انتخاب کارکردهای دیگری هم داشت. هم وسیله سرکوب اعضای مخالف بود و هم بهانه ای بود تا هر سال با بزرگداشت هفته ۳۰ مهر و برگزاری جشن ها و راه اندازی مسابقات ورزشی و . . . نیروها را تا مدتی مشغول و روحیه آنها را بالا ببرند.

در پهنه سیاسی اما ، بدلیل اینکه سازمان در باتلاق عراق گیر کرده بود نیاز زیادی به حمایت های بین المللی به ویژه اروپا و آمریکا داشت تا بتواند در تعادل قوا دست پر در مقابل ایران داشته و خود را در صحنه بین المللی به عنوان تنها آلترناتیو که می بایستی روی او حساب باز کنند مطرح کند .
از سوی دیگر سازمان اعتقاد داشت حضور مریم در پاریس می‌تواند فضای پاسیو ایرانیان خارج کشور را از بین برده و پیروزیهای سیاسی زیادی را برای سازمان به ارمغان آورد ضمن اینکه تا حدودی خلاء نداشتن پایگاه اجتماعی در داخل کشور را نیز پر کند.

بنابراین در شهریور سال ۱۳۷۲ مریم رجوی برای بدست آوردن حمایت غرب به فرانسه رفت .

مریم رجوی (قجر عضدانلو) علیرغم انبوه فعالیت های سیاسی در فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی پیروزی چندانی به دست نیاورد .

وی در سال ۱۳۷۵ پس از شکست در جلب حمایت غرب، دست از پا درازتر در حالیکه تنها یک لقب پرطمطراق و تحمیلی «رئیس جمهور برگزیده مقاومت برای دوران انتقال» را با خود یدک می کشید به عراق باز گشت.

مریم رجوی (قجر عضدانلو) با این لقب در تحولات و سرفصل های مهم بعدی سازمان نیز هرگز مسئله ای حل نکرد و تاثیر گذار نبود.

در اکتبر سال ۱۹۹۷ (۱۳۷۶) وزارت خارجه آمریکا براساس قانون ضدتروریسم مصوبه همان سال، مجدداً سازمان مجاهدین را یک گروه تروریستی اعلام کرد.

آمریکا در اواخر اسفند سال ۱۳۸۱ به عراق حمله و در فروردین ۸۲ صدام حسین را ساقط کرد. بدین ترتیب مجاهدین بیش از پیش در منجلابی که خود آنرا بوجود آورده بودند گرفتار آمدند. در این مقطع بحرانی نیز دستاورد «رئیس جمهور مریم رجوی» تنها مزدوری و جاسوسی بیشتر به نفع ارتش آمریکا در خاک عراق بود.

در سال ۱۳۹۱ دولت عراق تصمیم گرفت با همکاری سازمان ملل، مجاهدین را از خاک عراق اخراج کند. «رئیس جمهور مریم رجوی» علیرغم انواع فریب کاری و بهانه تراشی ها در مقابل این تصمیم نیز نتوانست کاری از پیش ببرد . بنحوی که تا پایان شهریور ۹۲ قرارگاه اشرف تخلیه و کلیه ساکنان آن به لیبرتی انتقال داده شدند و نهایتا در شهریور ۹۵ پروسه اخراج آنها به کشور آلبانی تکمیل گردید.

نشست سالانه سازمان مجاهدین، در شهر «بورژه» در حومه پاریس،نیز بیش از هر چیز دیگر متاثر از حضور و سخنان شاهزاده ترکی الفیصل، رئیس پیشین سازمان اطلاعات و امنیت عربستان سعودی (استخبارات) قرار گرفت و نه «رئیس جمهور خود ساخته مجاهدین ».

بنابراین توجه عربستان سعودی و ترکی الفیصل به مجاهدین نه بخاطر جایگاه و نقش مریم قجر بعنوان رئیس جمهور ، بلکه یکی از نتایج کشمکشها و صف آرایی عربستان سعودی در مقابل جمهوری اسلامی در منطقه بود.

اکنون که ۲۳ سال از عمر «ریاست جمهوری مریم رجوی» ؟ !! می گذرد. باید گفت وی قدیمی ترین رئیس جمهور متوهم خود خوانده جهان است که باید این رکورد در کتاب گینس ثبت گردد.

بدین ترتیب باید گفت: سازمان مجاهدین طی سالهای گذشته تلاش کرد با به اتمام رسیدن عمر سیاسی مسعود رجوی با هیاهو و جنجال های تبلیغاتی از مریم رجوی (قجر عضدانلو) با پست بی محتوای ریاست جمهوری اش که با تکرار طرح‌های کهنه دگماتیستی در قالب «شورای ملی مقاومت» و شعارهای بشدت ایدئولوژیک و سازمانی که باعث به حاشیه رانده شدنشان گردیده بود؛ یک گروه فرقه ای و تروریستی را بعنوان یک تشکیلات دموکراتیک و مردمی جازده و موفقیت‌هایی را بدست بیاورد. ولی پنجره ای که هرگز به جایی باز نشد و آنچه که در عمل اتفاق افتاد برملا شدن هرچه بیشتر چهره کریه و ضد مردمی و عقب مانده مجاهدین؛ همسویی علنی با داعش، اخراج کامل این گروه از خاک عراق و نهایتا پرده برداری از گرایش به ایدئولوژی وهابیت عربستان بعنوان سیاست اتخاذ شده مقطع کنونی مجاهدین در نشست ۱۹ تیر ۹۵ در بورژه پاریس بود.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24833

«رهبر» سازی مجدد، تلاش بی حاصل باند رجوی 

 سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و نهم آوریل ۲۰۱۶:… بنظر میرسد منفوریت شدید مجاهدین در میان مردم بویژه نسل جدید در ایران بواسطه افشاگریهای انجام شده از یک سو و عدم حضور طولانی مدت رهبر این گروه در انظار عمومی بواسطه ترس از دستگیری از سوی دیگر، مجموعا باعث شده است تا رهبران این گروه به این نوع از تبلیغات ناکارآمد در فضای مجازی متوسل شوند تا بتوانند پروژه «رهبر» سازی مجدد … 

مسعود رجوی و فروغ جاویدان فرقه رجوی ورشکسته در سیاست و استراتژی

لینک به منبع

«رهبر» سازی مجدد، تلاش بی حاصل باند رجوی

سیدحجت سیداسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

چند وقتی است که مجاهدین در سایت رسمی این گروه لینک باصطلاح آموزش های ایدئولوژیکی مسعود رجوی، رهبر کوتوله و خودخوانده مجاهدین در دانشگاه صنعتی شریف در سال ۱۳۵۸ را در معرض دید مخاطبین خود قرار داده است.

با دیدن این لینک آنچه که به ذهن هر خواننده ای خطور میکند اینکه بعد از سی و هفت سال چه ضرورتی برای اینکار است و مجاهدین با اینکار دنبال چه هدفی هستند. بویژه وقتی که شما مشاهده می کنید این گروه علاوه بر این، یک کانال در تلگرام نیز تحت عنوان «پیام آشنا» ایجاد کرده و مطالبی از روز آزادی رجوی از زندان قصر تا پیام های وی در مناسبت ها و سالهای مختلف با همان فرهنگ بزرگنمایی و خواص گرایی ، روی این کانال قرار داده اند. ضمن اینکه آنرا در شبکه های اجتماعی از جمله فیسبوک نیز تبلیغ می کنند.

برای پاسخ به این سوال باید کمی به عقب باز گردیم یعنی زمانیکه صدام حسین در اریکه قدرت بود و رجوی با حمایت های مالی – نظامی ِ این دیکتاتور منفور و با سؤاستفاده از مرقد مطهر ائمه طاهرین (ع) در خاک عراق ادعای پیامبری میکرد .

نه او و نه کسانی که تحت امر او بودند و نه کسانی که زخم هایی از وی بر تن داشتند هرگز تصور نمی کردند که به زودی حکومت صدام و بواسطه او «خداوند» دروغین «اشرف» سقوط کرده و چیزی از حاکمیت آنان باقی نخواهد ماند.

بدین ترتیب در دوران حاکمیت رجوی بر اشرف، هیچکس در دنیای بیرون از این قرارگاه از خیانت ها و جنایت های وی چه در حق مردم ایران و چه در حق اعضای نگون بخت این گروه و چه در حق مردم عراق خبری نداشت.

رجوی همچنان در لباس نعوذبالله نایب امام زمان یکطرفه موعظه میکرد و اهداف پلید و شیطانی خود را برای رسیدن به قدرت در ایران پیش میبرد.

بدین ترتیب سقوط صدام حسین در فروردین سال ۱۳۸۲ آن نقطه عطف تاریخی در فروپاشی تشکیلات مخوف فرقه رجوی در خاک عراق بود که خیانت ها و جنایات رهبر کوتوله و خود خوانده مجاهدین را برملا کرد.

فرار اعضای سازمان از این تشکیلات و حضور قدرتمند خانواده ها در مقابل درب قرارگاه اشرف و لیبرتی برای رهایی فرزندانشان از چنگال فرقه، به نتایجی منجر شد که افکار عمومی ایران و جهان را در بهت و حیرت فرو برد.

افشاگری شجاعانه اعضای جدا شده از مناسبات درون تشکیلاتی این فرقه، بویژه افشاگریهای زنان قهرمان از تجاوزات جنسی شخص رهبر، افشای وجود زندان و شکنجه در قرارگاه اشرف ، افشای دستگیریهای گسترده درون سازمان طی سالهای ۷۴ – ۷۳ که منجر به کشته شدن تعدادی از اعضای این سازمان گردید، افشای وابستگی مالی و مزدوری تمام عیار رهبران این گروه در تمامی زمینه ها از جمله نظامی و اطلاعاتی به دیکتاتور عراق ، افشای کشتار مردم کرد شمال عراق توسط مجاهدین به دنبال پایان جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ ، افشای دست داشتن مریم رجوی رهبر نصفه و نیمه و عجوزه مجاهدین در راه اندازی حرمسرا و فراهم کردن اسباب عیش و نوش رجوی و . . . توانست چهره واقعی رهبران این گروه را در معرض دید و قضاوت مردم جهان بویژه ایران قرار دهد تا بادکنک باد شده رهبر کوتوله و خود خوانده مجاهدین را بترکاند.

بنظر میرسد منفوریت شدید مجاهدین در میان مردم بویژه نسل جدید در ایران بواسطه افشاگریهای انجام شده از یک سو و عدم حضور طولانی مدت رهبر این گروه در انظار عمومی بواسطه ترس از دستگیری از سوی دیگر، مجموعا باعث شده است تا رهبران این گروه به این نوع از تبلیغات ناکارآمد در فضای مجازی متوسل شوند تا بتوانند پروژه «رهبر» سازی مجدد از شخص رجوی را پیش برده و نسلی دیگری را فریب دهند.

ولی باید گفت: دیگر «رهبر» سازی مجدد از این پیر فرتوت متصور نیست. اگر برای مردم عادی دنیا، عالم برزخ بعد از مرگ فراهم میشود، رجوی اما از زمان سقوط صدام حسین در حالیکه زنده است در دنیای برزخ بسر میبرد.

شاید خود این هم حکمت الهی باشد که او باید بواسطه بار سنگین گناهانش در همین دنیای خاکی نیز در تنهایی خویش روزگار گذرانده تا بمیرد.

*** 

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق بتول سلطانی: ۳۰ فروردین ۱۳۵۱، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=23577

یافتن بهانه برای اضمحلال تاریخی مجاهدین؛ چوب‌های زیر بغل رجوی چه می گویند؟ 

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، هشتم فوریه ۲۰۱۶:…  بدین ترتیب رجوی سعی کرد با پاک کردن صورت مسئله بر اشتباهات تاریخی اش سرپوش بگذارد.البته کار بدین جا ختم نشده، تازه به دوران رسیده‌هایی هستند که می خواهند بعنوان چوب زیر بغل رجوی عمل کنند و خطاهای دهه‌های گذشته … 

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003منت بر “آزادی” نگذارید. خون شما بخاطر “رجوی” ریخته می شود

لینک به منبع

یافتن بهانه برای اضمحلال تاریخی مجاهدین؛
چوب‌های زیر بغل رجوی چه می گویند؟

سیدحجت سیداسماعیلی
عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

در تاریخ ۱۵/۱۱/۹۴ در سایت آفتابکاران،از سایت‌های وابسته به مجاهدین، مقاله‌ای تحت عنوان «دموکراسی منجمد» به قلم اسماعیل محدت به چاپ رسید. در ارتباط با این مقاله ذکر چند نکته ضروری است:

در این مقاله غرب را به دلیل نزدیکی به جمهوری اسلامی ایران و یا آنچه که ایشان آنرا « . . . روحیاتِ کنونی کشورهای دمکراتیک غربی؛ همزیستی مطبوعات غربی با قدرتهای حاکم؛ زورگوئی رژیم دیکتاتوری ولایت فقیه به دولتهای غربی و اجابت آن از طرف این دولتها . . . » می خواند مورد انتقاد قرار داده است.

در جای دیگری نیز آقای محدث با شماتت غرب بدلیل بی وفایی در حق آنچه که ایشان آنرا «جنبش مقاومت» میخواند میگوید:

« . . . مطبوعات بزرگ غربی در مورد اپوزیسیون رژیم سرکوبگر حاکم تقریباً به اجماع سکوت می کنند. در مورد نقص حقوق بشر نیز هر از گاهی مطالبی می نویسند و نقض آن را با رندی به طرف خبیث رژیم نسبت می دهند و به این ترتیب طرف “خوب” را به دربرده و با آن تمامیت رژیم را به درمی برند. دولتهای دمکراتیک غربی جنبش مقاومت را در لیست گروه های تروریستی قرار داده بودند و مطبوعات غرب وجود مقاومت را انکار کرده و آن را نادیده می گیرند…»

بنظر میرسد نویسنده تلاش میکند هرم را با نوک آن و نه بر قاعده آن نگه دارند یعنی همان کاری که بیش از سه دهه رجوی تلاش کرد انجام دهد. ولی نشد. ایشان از این موضوع غفلت میکند که اگر این دولت های غربی بودند که به خاطر منافعشان به جمهوری اسلامی نزدیک شدند و باب تجارت با آن را گشودند، در آن سر طیف، این مجاهدین بودند که با زیر پا گذاشتن اصول اساسی مبارزه یعنی استقلال فکری ، سیاسی و حب به وطن و مردم و دوری از بیگانگان و تنها برای رسیدن به اهداف سیاسی، تحت پوشش «مبارزه» و «آزادی خلق» آن خطای استراتژیک و بی بازگشت را مرتکب شدند.

مجاهدین با چنین خطایی ابتدا با سر به دامن صدام حسین بعنوان ارباب دست چندم منطقه ای و سپس در فاز تکاملی به دامن آمریکا بعنوان یک ابر قدرت در غلتیدند و در این مسیر چه جنایات بی شماری را که در حق مردم ایران و اعضای تشکیلات خود مرتکب نشدند.

اسماعیل محدث در این مطلب در رابطه با علت و چرایی بی اثر بودن تبلیغات گسترده و سنگین و خرج پولهای کلان برای پیداکردن موقعیت اجتماعی شان در داخل کشور و موقعیت سیاسی شان در سطح بین الملی کاملا سکوت کرده و چیزی را بیان نمی‌کنند. مجاهدینی که روزی با اتکاء به صدام حسین، در بغداد شاخ و شانه می‌کشیدند، حال چگونه به وطن فروشی در تمامی ابعاد نظامی – سیاسی و اطلاعاتی آن روی آوردند.

من باب یادآوری به اسماعیل محدث، که بنظر میرسد از تاریخچه مجاهدین در دوران حضور این گروه در خاک عراق و خط و خطوط درون سازمانی مجاهدین بی خبر است باید گفت : در سی خرداد سال ۱۳۶۰ رجوی اعلام جنگ مسلحانه کرد و گفت: جمهوری اسلامی ایران را شش ماهه ساقط خواهد کرد! بعد هم به بهانه های دیگر و با کمک جُستن از ضرب المثل؛ از ستون به ستون فرجی است روزگار سپری کرد.

جنگ عراق علیه ایران بهترین بهانه را بدست رجوی داد تا بگوید: «. . . حیات رژیم بر دو پایه استوار است؛ سرکوب داخلی و جنگ. که هرکدام را از دست بدهد سرنگون خواهد شد . . . » . جنگ هم تمام شد ولی از سرنگونی خبری نشد.

بدین ترتیب رجوی سعی کرد با پاک کردن صورت مسئله بر اشتباهات تاریخی اش سرپوش بگذارد.البته کار بدین جا ختم نشده، تازه به دوران رسیده‌هایی هستند که می خواهند بعنوان چوب زیر بغل رجوی عمل کنند و خطاهای دهه‌های گذشته ایشان را توجیه کنند.

بنابراین باید گفت : تمامی مقدمه چینی های آقای محدث در ابتدای مقاله شان برای همین نتیجه گیری دو خط آخر مقاله شان باشد. ایشان میگوید: « . . . حیات این رژیم پوسیده و فاسد بر روی دو پایه سوار می باشد: سرکوب خشن و عریان در داخل ایران و سیاست لعنتی مماشات دولتهای غربی . . . »

حال باید از وی پرسید: آیا بهتر نیست متهم کردن کشورهای غربی، که اولویت دادن به منافع شان امری طبیعی است را کنار گذاشت و بجای توجیه شکست های مجاهدین روی به سوی تجزیه و تحلیل علل و چرایی شکست آنچه که شما آنرا «جنبش آزادیخواهی مردم ایران» می خوانید، پرداخت؟

نتیجه اینکه این نوع تفکر و دادن ایده و خط و استراتژی به خلق الله به سان گربه‌ای می‌ماند که بدنبال گرفتن دم خویش است، که هرگز موفق نمی شود.

***

پارلمان عراق در حمایت از خانواده های گروگانهای رجوی در کمپ لیبرتیIraqi Parliament take action to aid families of Liberty residents Iraq

رحوی اعضای مجاهدین خلقرهبری مجاهدین و اعضا- دشمنانش (خیانت همیشه در اوج اعتماد اتفاق می افتد؛)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=22511

روز دانشجو و وضعیت فلاکت بار مجاهدین

سید حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، نهم دسامبر ۲۰۱۵:…  و بالاخره روز ۱۶ آذر هم رسید و کسی به فریب کاریهای مجاهدین گوش فرا نداد و هیچ اتفاق خاصی هم که مجاهدین وعده آنرا می دادند نیفتاد و یک بار دیگر رهبری مجاهدین بور شد. وضعیت مجاهدین به مثابه آن کبکی است که سرش را زیر برف کرده و فکر میکند کسی او را نمی بیند. اگر به اطلاعیه های آتشینی که تحت نام دانشجویان طرفدار مجاهدین در دانشگاههای …

شهدای 16 آذرشانزده آذر نقطه ی سردرگمی مجاهدین

لینک به منبع

روز دانشجو و وضعیت فلاکت بار مجاهدین

بورشدگی فرقه رجوی در ۱۶ آذر

سیدحجت سیداسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

روزهایی مثل ۱۶ آذر – روز دانشجو و یا هر مناسبت دیگری در ایران فرصتی برای سنجش اعتبار و پایگاه اجتماعی نداشته گروه فرقه ای رجوی است. مجاهدین از همان اوایل آذر ماه با دهها اسم رسمی و غیر رسمی و جعلی و مستعار سعی کردند تا از روز ۱۶ آذر نهایت سواستفاده را در مسیر اهداف فرقه ای خود بکنند.

چه اطلاعیه هایی را که بنام دانشجویان دانشگاه این شهر و آن استان و . . . جعل نکردند چه شعر و شعرهایی را که نسرودند و چه اطلاعیه هایی را که صادر نکردند و چه صفحاتی را که در فیسبوک و . . . به دروغ های آنچنانی آراسته نکردندو چه لفاظی هایی را که به دروغ به این و آن نسبت ندادند.

در تلگرام کانال خبری ساختند تا مردم خبرهایشون را برای آنها بفرستد. «شلعه های آذر» راه انداختند تا دانشجویان را تحریک و تهیج کنند و خلاصه به هزار ترفند دست زدند تا شاید از این نمد کلاهی برای مجاهدین دوخته شود ولی نشد که نشد.

و بالاخره روز ۱۶ آذر هم رسید و کسی به فریب کاریهای مجاهدین گوش فرا نداد و هیچ اتفاق خاصی هم که مجاهدین وعده آنرا می دادند نیفتاد و یک بار دیگر رهبری مجاهدین بور شد.

وضعیت مجاهدین به مثابه آن کبکی است که سرش را زیر برف کرده و فکر میکند کسی او را نمی بیند.

اگر به اطلاعیه های آتشینی که تحت نام دانشجویان طرفدار مجاهدین در دانشگاههای سراسر کشور که توسط این گروه هر روز و شب صادر میشد نگاه کنیم تصور این بود که باید در روز دانشجو سیلی از طرفداران مجاهدین در دانشگاهها راه می افتاد ولی آنچه که از آن خبری نبود دانشجوی طرفدار این گروه فرقه ای بود.

واقعیت این است که اینگونه حرکات مشمئز کننده از سوی مجاهدین نوعی توهین به شعور دانشجو است. چرا که آنچه که دانشجو را از بقیه اقشار جامعه جدا میکند آگاهی و شعور سیاسی آنهاست که براحتی میتوانند گروههای سیاسی و میهن پرست را از گروههای فرقه ای و وطن فرروشی مثل مجاهدین تشخیص داده و از آنان تبری جویند.

ولی رهبران کوته بین مجاهدین همیشه تلاش میکنند با پاک کردن صورت مسئله از هر شرایطی برای پیشبرد اهداف شوم شان نهایت سواستفاده را بکنند.

امسال نیز مجاهدین بخت شان را در روز دانشجو به آزمایش گذاشتند و جز روسیاهی برای رهبران این گروه چیز دیگری نماند و باید گفت : هر سال دریغ از پارسال.

***

لاف پنجاه سالگی؛ در پی هویت نداشته

محمد حنیف نژادآیا کسی هنوز به رجوی چشم امید بسته است؟

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=21459

هیولایی که در مکتب مجاهدین پرورش یافت

سید حجت سید اسماعیلی، ایران اینترلینک، هجدهم اکتبر ۲۰۱۵:…  اگر آنچه را که مجاهدین در این اطلاعیه مدعی اند، رژیم بر سر خانواده مثنی آورده است باید دید خود مجاهدین چه بلایی بر سر تنها عضو حاضر از این خانواده در تشکیلات مجاهدین آورده اند.  البته ممکن است خانواده این فرد هنوز ندانند که رجوی با تنها عضو این خانواده که روزی با عنوان مبارزه به این تشکیلات پیوست چه کرده اند. و چگونه از این فرد …

شکنجه گران تحت تعقیب فرقه رجوی مجاهدین خلقتلاش برای بدر بردن افراد وانتد (تحت تعقیب) به جایی نخواهد رسید

https://iran-interlink.org

هیولایی که در مکتب مجاهدین پرورش یافت

در تاریخ ۲۴/۰۷/۹۴ سازمان مجاهدین اطلاعیه ای تحت عنوان «دستگیری خانواده‌های مجاهدین و ساکنان لیبرتی و زندانیان سیاسی آزاد شده» صادر نمود و اعلام کرد: ” . . . طی روزهای اخیر وزارت اطلاعات رژیم آخوندی شماری از خانواده‌های مجاهدین و ساکنان لیبرتی و زندانیان سیاسی آزاد شده را دستگیر کرده است . . . “.

ولی هرچه در متن اطلاعیه گشتیم هیچ نام و نشانی از دستگیر شدگان ساکنان لیبرتی در ایران یافت نکردیم که این هم یکی از شگردها و فریبکاریهای مجاهدین برای جلب مخاطب برای اطلاعیه های بی خاصیت این گروه است.

ولی آنچه مرا وا داشت تا چند کلمه ای در رابطه با این اطلاعیه بنویسم موضوع دیگری است. در بخشی از این طلاعیه آمده است:

” خانم فاطمه مثنی، مادر دو فرزند، در روز ۱۳مهر، توسط عوامل اطلاعاتی رژیم در منزل مسکونی‌اش در تهران بازداشت شد . . . مرتضی، علی و مصطفی مثنی سه برادر خانم مثنی در سالهای ۶۰ و ۶۱ توسط رژیم آخوندی به‌شهادت رسیدند. مرتضی مثنی در زمان شاه نیز زندانی سیاسی بود و تحت شکنجه قرار داشت. برادر دیگر خانم مثنی در زندان لیبرتی است.

ولی سوال این است که چرا مجاهدین در این اطلاعیه از نوشتن نام کوچک آقای مثنی – یعنی اسدالله امتناع کرده است.

باید گفت این کار تنها یک دلیل دارد و آن اینکه این فرد یکی از شقی ترین شکنجه گران و دست پرورده ایدئولوژی رجوی در تشکیلات مجاهدین است. هیولایی که در مکتب مجاهدین پرورش یافت. به این دلیل مجاهدین نمی خواهند زیاد نام این مزدور که وجهه خوبی در بین ایرانیان و اعضای جدا شده ندارد برجسته شود.

سازمان در چندین مرحله و به بهانه های مختلف سعی کرد با بزک کردن چهره کریه این شکنجه گر و آوردن وی به برنامه تلویزیونی این گروه در «سیمای آزادی» ، باصطلاح از وی اعاده حیثیت کرده و سابقه شکنجه گری او را ذهن مخاطبین خود پاک کند.

البته در رابطه با اسدالله مثنی حرف های زیادی توسط جداشدگان و کسانی که مستقیم و غیر مستقیم تحت شکنجه و بازجوییِ این فرد بوده اند گفته شده است ولی جای دارد برخی سوابق و اعمال کثیف این شکنجه گر مجددا یادآوری شود.

اسدالله مثنیاسدالله مثنی

اسدالله مثنی از دانشجویان دوران قبل از انقلاب است که مدتی در صفوف دانشجویان خط امام نیز فعالیت داشته و در اواخر سال۱۳۵۸توسط تعدادی از دوستانش با سازمان آشنا می گردد و بدلیل جو سیاسی خانواده و همچنین سر سپردگی مفرط و اطاعت کور کورانه اش از سازمان بسرعت مسیر رشد را طی میکند و بنا به گفته خودش با تعدادی از مسئولین امروزه از جمله ژیلا دیهیم و مهدی براعی موسوم به احمد وا قف و تعدادی دیگر در خانه های تیمی فعالیت مشترک داشته اند و مجددا بنا به گفته خود او در بسیاری از ملاقات های شخص رجوی در سمت پیش خدمت و یا گارد حفاظتی شرکت داشته است و در سال ۱۳۶۰ در تیم های عملیات شهری سازمان داده شده و در چند رشته عملیات نیز شرکت داشت و پس از ۳۰ خرداد ۶۰ به کردستان اعزام میگردد. در آنجا نیز مدتی نقش پشتیبانی و پس از آن در گردان های عملیاتی برای خرابکاری در داخل کشور و کشتار مردم بی گناه سازمان داده می شود نامبرده برای مدت کوتاهی نیز به فرانسه اعزام میشود و بعد از آن مجددا به عراق آمده و در بخش اطلاعات و افسر عملیات فعالیت داشته و همچنین با جلال منتظمی معروف به کاک جعفر و حسین ادیب تحت فرماندهی مهری حاجی نژاد با امرای ارتش عراق از جمله ژنرال ماهر عبدالرشید و لواء کریم محمد ناصر و فرمانده فیلق ۴ در جنوب و ۲فیلق در جلولا و فیلق ۵ در بصره ارتباط نزدیکی جهت هماهنگی برای جمع آوری اطلاعات و طراحی و اجرای عملیات که تماما توسط نیروهای مرزی ارتش بعث پشتیبانی میشدند ارتباطات نزدیکی داشتند.

نامبرده همچنین در سال ۱۳۷۳ که حدود ۴۰۰ تن از اعضای سازمان تحت اتهام دروغین نفوذی به زندان های مخوف سازمان برده شدند از سربازجوها و شکنجه گران اصلی این زندان ها بود که نام او در کنار نام سیدالسادات دربندی (عادل شکنجه گر) و مجید عالمیان و نقی اروانی – محمدرضا محدث در اذهان صدها عضو شکنجه شده در نقش کابوس عمل میکند و آن عده از زندانیان سال ۷۳ که موفق به رهایی از چنگال سازمان شده اند و هم اکنون در ایران و یا خارج کشور بسر میبرند شاکیان خصوصی اسدالله مثنی و سایر شکنجه گران می باشند مثنی که نقش آفرینی های فراوانی داشته مدتی نیز در موضع اطلاعات پذیرش و ورودی اعضای جدیدالورود را مجبور به اعتراف مینمود و از آنها کتبا و یا توسط فیلم اعتراف می گرفت که آنها نفوذی اطلاعات ایران و یا معتاد یا دزد و خرابکار بوده اند که این اعتراف نقطه ضعفی در پرونده آنها باقی بماند تا در فردای روزگار جرات عرض اندام در مقابل سازمان را نداشته باشند.

حال باید گفت: اگر آنچه را که مجاهدین در این اطلاعیه مدعی اند، رژیم بر سر خانواده مثنی آورده است باید دید خود مجاهدین چه بلایی بر سر تنها عضو حاضر از این خانواده در تشکیلات مجاهدین آورده اند.

البته ممکن است خانواده این فرد هنوز ندانند که رجوی با تنها عضو این خانواده که روزی با عنوان مبارزه به این تشکیلات پیوست چه کرده اند. و چگونه از این فرد مبارز یک جانی و شکنجه گر قهار و بی رحم ساخته اند که کارش در تشکیلات مجاهدین، زندانی و شکنجه کردن انسانهای بی گناهی بود که با خط و مشی رجوی مخالفت میکردند.

نتیجه اینکه: کارکرد ایدئولوژی رجوی که طی دههای گذشته نیز بخوبی اثبات شده همین است که میتواند انسانهای بیگناه را در راه اهداف فرقه ای و خشونت طلب خود که جز به قدرت به چیز دیگری فکر نمی کند تباه سازد. عده ای را تحت عنوان عملیات در جبهه های مرگ به کشتن دهد، عده ای را بعنوان مزدور و خائن به زندان و شکنجه گاه بفرستد. به عده ای تجاوز جنسی کند و عده ای را بعنوان شکنجه گر و بازجو تربیت کند و الباقی را در گورستانی به نام لیبرتی گرد هم آورد.

حجت سیداسماعیلی – ۲۶/۰۷/۹۴

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

حجت سید اسماعیلی: مجاهدین در گذر تاریخ، مروری بر سی سال استراتژی نبرد مسلحانه

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16779

افشاگری یا افتضاح جدید مجاهدین. رشته هایی که خیلی زود پنبه شد (دولت امریکا: هیچ مدرکی وجود ندارد)

سید حچت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و هشتم فوریه ۲۰۱۵:…  اولین واکنش به اظهارات سخنگوی مجاهدین ؛ موضعگیری سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بود. خانم جن ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز چهارشنبه ۰۶/۱۲/۹۳ ادعای مجاهدین درباره برنامه هسته‌ای ایران را رد کرد. خانم ساکی گفت آمریکا در حال حاضر هیچ اطلاعاتی برای تأیید گزارش روز گذشته این گروه درباره برنامه مخفیانه …

جعل رجوی اتمی مزدور مجاهدین خلقBREAKING: Amateur hour at the pro-war media, latest allegations by Mojahedin Khalq (Rajavi cult) FABRICATED.

لینک به منبع

افشاگری یا افتضاح جدید مجاهدین. رشته هایی که خیلی زود پنبه شد

پایگاه دیلی‌کاس در آخر گزارش خود می‌نویسد مشخص نیست چرا دری که قرار است در برابر تشعشعات هسته‌ای مقاوم باشد از فولاد ضد زنگ ساخته شده است. چنین درب هایی بایدس سرب باشند!

سیدحجت سیداسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

روز سه شنبه مورخه ۰۵/۱۲/۹۳ سازمان بد نام مجاهدین در پایان دور اخیر مذاکرات ژنو بار دیگر بخت خود را به آزمایش گذاشت تا باصطلاح با یک افشاگری اتمی جدید و همسو با تقلاهای نتانیاهو موضوع ایران هراسی را پیش برده و به زغم خود مانعی در مسیر پیشرفت مذاکرات ایران و ۱+۵ ایجاد کند.

در همین رابطه در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۵ روزنامه های واشنگتن پست، نیویورک تایمز، خبرگزاری فرانسه و تلویزیون الحره آنطور که در سایت مجاهدین انعکاس داده شده است افشاگری جدید اتمی این گروه را انعکاس داده اند.

بنا‌ به ادعای مجاهدین ، وجود این تاسیسات و اقدامات جمهوری اسلامی هرگز برای مقامات بین‌المللی فاش نشده است، این تأسیسات که “لویزان ۳″ نام دارد، برای تحقیقات و توسعه مخفیانه برنامه هسته‌ای و همچنین غنی‌سازی با دستگاههای پیشرفته سانتریفوژ IR-2m و IR-4 به‌کار گرفته شده است.

مجاهدین در این کنفرانس بریف متن تنظیم شده ای را در اختیار خبرنگاران دعوت شده قرار دادند که به ادعای آنان حاوی اطلاعات و تصاویر فوق سری از سایت لویزان ۳ میباشد.

در این کنغرانس تأکید شد افشاگری جدید، حاصل “ده سال گردآوری جزئی، پر خطر و پیچیده” اطلاعات توسط اعضای مجاهدین خلق بوده است ؟!

اما گرد و خاکی که مجاهدین راه انداخته بودند خیلی زود و بعد از تنها ۲۴ ساعت فرو نشست و دست مجاهدین رو و دروغگویی این جماعت مزدور و بی وطن بر همگان آشکار گشت.

اولین واکنش به اظهارات سخنگوی مجاهدین ؛ موضعگیری سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بود. خانم جن ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا روز چهارشنبه ۰۶/۱۲/۹۳ ادعای مجاهدین درباره برنامه هسته‌ای ایران را رد کرد.

خانم ساکی گفت آمریکا در حال حاضر هیچ اطلاعاتی برای تأیید گزارش روز گذشته این گروه درباره برنامه مخفیانه هسته‌ای ایران ندارد.

در این میان جالب تر از همه افشاگری وبگاه خبری «واشنگتن فری بیکن» بود.

این وبگاه گزارش داد: شورای ملی مقاومت (وابسته به مجاهدین) سه‌شنبه اعلام کرد مدارک مستندی را یافته که بر اساس آن مکان فوق سری هسته‌ای تحقیقاتی ایران با سانتریفیوژهای پیشرفته در آنجا قرار گرفته است.

سایت جدید کشف شده بنا به ادعای مجاهدین «لویزان ۳» نام دارد که در شمال شرقی تهران و در اطراف این شهر واقع است.

عکس زیر در صفحه ۱۰ گزارشی که مجاهدین منتشر کرده اند ادعا شده مربوط به درب‌های ضدانفجاری در سایت ادعایی «لویزان ۳» است.

شورای ملی مقاومت دورغ اتمی فوریه 2015

مجاهدین مدعی است این عکس درب یک سایت هسته‌ای تازه کشف‌شده است

اما پایگاه «دیلی‌کاس» می‌نویسد این عکس مربوط به یک شرکت تولیدکننده درب‌های نسوز در ایران است. بنا بر این گزارش، تصویر بالا دقیقاً همان عکسی است که در وب‌سایت شرکت «جی‌ام‌پی» ایران قرار گرفته است که ذیلا آنرا می بینید.

شورای ملی مقاومت دروغ هسته ای اتمی فوریه 2015

عکس مربوط به شرکت جی‌ام‌پی

دیلی‌کاس این گاف را «بسیار ناشیانه» خوانده چرا که تنها یک «جستجو با تصویر» در موتور جستجوی گوگل برای پیدا کردن اصل عکس کافی است.

پایگاه دیلی‌کاس در آخر گزارش خود می‌نویسد مشخص نیست چرا دری که قرار است در برابر تشعشعات هسته‌ای مقاوم باشد از فولاد ضد زنگ ساخته شده است. چنین درب هایی باید کاملاً از جنس سرب باشند.

بدین ترتیب باید گفت: این افتضاح و دروغگویی آشکار برگ دیگری بر پرونده قطور فریبکاری رهبران مجاهدین اضافه کرد و نشان داد که تا کجا دست رهبران این گروه حتی در وطن فروشی هم خالی است و حاضرند برای بقای ناپاک شان به هر عمل شنیع و ضد انسانی حتی اگر حمایت از بدترین گروههای تروریستی جهان از جمله داعش هم باشد دست بزنند.

 Massoud Khodabandeh Article first published online: 27 JAN 2015 DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164
Massoud Khodabandeh
Article first published online: 27 JAN 2015
DOI: ۱۰٫۱۱۱۱/aspp.12164

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=13807

مجاهدین، به گل مانده در باتلاق عراق

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1حجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم اکتبر ۲۰۱۴: … حال این رهبران بد نام مجاهدین هستندکه بازهم بدون پایبندی به هرگونه اخلاق سیاسی و فراموش کردن عملکرد اخیرشان در قبال مردم و دولت عراق تلاش میکنند از طریق حامیان استیجاریشان از جمله هیو شلتون آمریکائی پیامهایی را برای ایجاد رابطه با دولت جدید عراق یعنی آقای حیدر العبادی بفرستند؟!! تا شاید در افق تاریک و آینده مبهم این گروه …

العبادی روحانیحیدر العبادی: منافقین (فرقه رجوی) تروریست و جنایتکاراند. اقدام لازم را انجام میدهیم

لینک به منبع

مجاهدین، به گل مانده در باتلاق عراق

حجت سید اسماعیلی

عضو پیشین شورای مرکزی مجاهدین

بی شک هرج و مرج های اخیر و هجوم بی سابقه گروه تروریستی داعش به خاک عراق بویژه بعد از انتخابات پارلمانی این کشور مهمترین تحولی بود که مجاهدین تمام عیار به کمک گروه تروریستی داعش برای سرنگونی دولت مالکی شتافته و دستگاه تبلیغاتی وسیع خود را پشت این گروه تروریستی آورده و بطور همه جانبه عملیات داعش را در رسانه های خود تحت عناوین مختلفی همچون ” انقلابیون و عشایر انقلابی عراق ” پوشش دادند. بنحوی که این فعالیتها به خوبی در سیمای آزادی برنامه تلویزیونی مجاهدین، در فضای مجازی و از طریق انواع سایتهای رسمی و غیر رسمی و یا از طریق حامیان سیاسی و همچنین فعالیت برخی از اعضای شورای ملی مقاومت این گروه در قالب مصاحبه، مقاله نویسی و . . . قابل مشاهده بود.

به عبارت دقیق¬تر رهبران مجاهدین به امید سرنگونی دولت مالکی بهای سنگین سیاسی حمایت از گروه تروریستی داعش را به جان خریدند.

مجاهدین که در آرزوی بازگشت بعثیها به قدرت بودند وقتی داعش وارد خاک عراق گردید و تعدادی از شهرهای عراق را به تصرف خود درآورد نوشتند: «این است، داستان امروز عراق در مناطق سنی نشین و سقوط سریع یکی بعد از دیگری شهرها بدست عشایر انقلابی عراق. مردم از دیکتاتوری مالکی و دخالت های رژیم ولایت فقیه به ستوه آمده اند و خواهان یک نظام ضد دیکتاتوری هستند . . . راستی . . . چه کسی فکر می‌کرد که ۵۰ درصد خاک عراق ، ظرف ۳ تا ۴ روز از لوث وجود ارتش مالکی ، آزاد شود ؟»

بدین ترتیب مجاهدین ضمن شادمانی برای پیشروی “انقلابیون عراقی” (داعش) به سمت بغداد تا آخرین لحظه تلاش کردند منکر جنایات داعش علیرغم فیلم هایی که توسط خود آنان در شبکه های اجتماعی منتشر میشود بشوند.

ولی شروع مقاومت مردمی و ورود و پس راندن داعش و تثبیت نسبی اوضاع به نفع دولت و مردم عراق از یک سو و سربریدن یک خبرنگار آمریکایی توسط داعش و گذاشته شدن فیلم آن در اینترنت توسط این گروه و موضعگیری آمریکا در این رابطه از سوی دیگر باعث شد رهبران مجاهدین از ترس مقامات آمریکایی در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای از پشتیبانی تبلیغاتی داعش دست کشیده و با تغییر موضع، دیگر از آنچه که “انقلابیون و عشایر انقلابی و ارتشی‌های انقلابی و …” عراق نامیده میشد حرفی نزنند و حتی بتدریج در مخالفت با جنایات داعش اخباری را نیز در سایت¬های رسمی و غیر رسمی خود بیاورند ؟ !!

البته ناگفته نماند در راستای تحولات فوق الذکر مجاهدین برخی کارهای شیطنت آمیز دیگری را نیز در دستور کار خود قرار داده و تلاش کردند آنرا در فضای مجازی بویژه فیسبوک پیش ببرند. بعد از اینکه ایران رسما کمک به دولت عراق در مقابله با داعش را اعلام کرد مجاهدین نیز تلاش کردند با جمع آوری امضا در سایت کاخ سفید آقای نوری المالکی را بعنوان جنایت کار جنگی و نیروی قدس سپاه پاسداران را بعنوان یک گروه تروریستی که در خاک عراق فعالیت می¬کند وارد لیست گروههای تروریستی آمریکا بکنند.

بنابراین مجاهدین برای تحقق هریک از این دو خواسته، نیاز به جمع آوری یکصد هزار امضا داشتند . به همین دلیل کلیه کاربرانشان را در شبکه اجتماعی فیسبوک بسیج این کار کردند تا بتوانند موفقیتی را در این رابطه بدست آورند ولی قرائن و شواهد امر حاکی از شکست افتضاح آمیز مجاهدین در این عرصه نیز میباشد.

در وضعیت فعلی اما،به نظر می رسد سکوت رسانه¬ای یکی دو ماه اخیر و فروکش کردن آتش تهیه سیاسی مجاهدین در قبال تحولات عراق و بطور مشخص دولت این کشور ناشی از سرخوردگی و شکستی باشد که به همراه گروه تروریستی داعش و بقایای حزب بعث صدام نصیب مجاهدین هم شده است.

حال این رهبران بد نام مجاهدین هستندکه بازهم بدون پایبندی به هرگونه اخلاق سیاسی و فراموش کردن عملکرد اخیرشان در قبال مردم و دولت عراق تلاش میکنند از طریق حامیان استیجاریشان از جمله هیو شلتون آمریکائی پیامهایی را برای ایجاد رابطه با دولت جدید عراق یعنی آقای حیدر العبادی بفرستند؟!! تا شاید در افق تاریک و آینده مبهم این گروه روزنه ای برای خلاصی از باتلاقی که خود آنرا بوجود آورده اند پدیدار گشته و امتیازاتی را در راستای ماندن در خاک عراق بگیرند.

در همین رابطه این ژنرال آمریکایی که کلمه به کلمه خط مجاهدین را دنبال میکند در تاریخ ۱۷ مهر ۹۳ در بخشی از مصاحبه خود با خبرنگار تلویزیون «سی اسپن» می گوید ” . . . چیز بعدی که من انجام می‌دادم به نخست‌وزیر العبادی می‌گفتم که به سمت مجاهدین خلق ایران بچرخد مجاهدینی که اکنون در کمپ لیبرتی مستقر هستند. بگذارید با آنها انسانی برخورد کنیم. بگذارید با آنها به‌عنوان شهروندان رفتار کنیم و به آنها اجازه رفت و آمد و رسیدگیهای پزشکی ارائه دهیم . . . “

نتیجه اینکه وضع و حال مجاهدین بازهم به سان همان ضرب المثل ایرانی است که بدون هرگونه نیاز به شرح و توصیف میگوید : «از آنجا مانده، از اینجا رانده.»

***

همچنین:

ریشه تحلیل های آبکی رجوی کجاست

مسعود و مریم رجوی و جیش العدل ترویستهای اسرائیلیحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و پنجم اوت ۲۰۱۴: … وجود چنین شکاف عمیق برای رجوی آنقدر جدی و ملموس است که او را وادار کند تا با تولید بحران های مجازی و یادآوری آن ها، تشکیلات را همچنان در مواجه با پرسش های کلیدی به سکوت
 
 
ترورستهای داعش مجاهدین خلق فرقه رجوی عراقحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، چهارم اوت ۲۰۱۴: …  بدین ترتیب باید گفت این اطلاعیه بهترین سندی است که نشان میدهد مجاهدین تلاش میکنند جنایات گروه تروریستی داعش و بقایای حزب بعث را تحت عنوان جنگ فرقه یی و جنگ شیعه علیه اهل تسنن که همان
 
 
رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سید اسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و هفتم ژوئیه ۲۰۱۱۴: … اسنودن گفت سرویس‌های اطلاعاتی سه کشور، با استفاده از استراتژی که از آن با نام “لانه زنبور سرخ” یاد می‌شود، این سازمان تروریستی را تشکیل دادند تا قادر باشند تمامی‌افراط گرایان جهان را در یک جا جمع و ب
 
 
رجوی مجاهدین خلق اسرائیلحجت سیداسماعیلی، ایران دیدبان، بیست و دوم ژوئیه ۲۰۱۴: … بنظر میرسد علت این همه تاخیر در انتشار اطلاعیه فوق الذکر ، درگیر بودن شبانه روزی این اوباش و سایت ها و وبلاگهای رسمی و غیر رسمی و برنامه تلویزیونی آنان در انعکاس اخبار مربوط به فعالیت گروههای تروریستی د