انتقاد از موضع ضعف یا اقتدار؟ «نقدی به مقاله اسماعیل وفایغمایی»

انتقاد از موضع ضعف یا اقتدار؟ «نقدی به مقاله اسماعیل وفایغمایی»

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، یازدهم ژانویه 2015:…  آقای یغمایی گرامی! باید بگویم که متأسفانه شما همچنان در اسارت ذهنی “تشکل مافیایی-تروریستی” رجوی قرار دارید. هرچند تصور می کنید از این فرقه رها گشته اید اما به شدیدترین وجه زنجیری نامرئی برپای خویشتن داشته و همچنان خود را اسیر “ابهت” رجوی می دانید. حکایت موضعگیری های ضعیف پی در پی شما جز این نیست که از او ترس دارید. اگر نقدی …

رجوی شورای ملی مقاومت ایرج مصداقی 1دست‌خط‌های ارائه شده از سوی مجاهدین خلق به ایرج مصداقی

لینک به منبع

انتقاد از موضع ضعف یا اقتدار؟ «نقدی به مقاله اسماعیل وفایغمایی»

چند روز پیش مقاله ای به قلم آقای اسماعیل وفایغمایی در حمایت از ایرج مصداقی مشاهده کردم که نقدهایی قابل توجه بر آن وارد می باشد. البته اصل مقاله به گفته ایشان مربوط به تیرماه سال جاری است که در روزهای اخیر انتشار یافته است. در این مدت فرصتی برای نوشتن نداشتم ولی بدلیل اهمیتی که محتوای اینگونه مقاله ها می تواند داشته باشد لازم دیدم حتماً چند کلامی در این زمینه بنویسم.

http://esmailvafa-yaddashtha.blogspot.fr/2015/01/blog-post.html

صرافپور یغمایی مصداقی

مقاله اسماعیل وفا یغمایی: مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی

در این مقاله طولانی، آقای وفایغمایی عمدتاً به “دفاع از خود” در برابر “حملات رجوی” برآمده و همزمان به تحلیل و تفسیر جملات و کلماتی پرداخته که برآمده از ادبیات سخیف و لمپنی رجوی و دیگر سران فرقه مجاهدین علیه منتقدان و به طور خاص ایشان (وفایغمایی) می باشد.

بی تردید دفاع از خود یک امر بدیهی و پایه ای برای هر انسان می باشد و اینجانب به خود اجازه نمی دهم که دخالتی در این امر شخصی داشته باشم و آقای وفایغمایی حق دارد به هرشکل که “صلاح” می داند، مقاله نوشته و به دفاع از خود بپردازد. اما آنچه مرا وادار به نوشتن این مطلب انتقادی نمود “نحوه ی” موضعگیری ایشان در برابر کسی است که خود را سرآمد روزگار دانسته و هیچ انتقادی را برنتافته و کوچکترین اعتراضی را به شدت سرکوب می کند. و در عین حال نقد به “شیوه ی” دفاع از آقای مصداقی است (که خود به بهترین شکل با تهاجم منطقی و مستدل خویش به مسعود رجوی، مدافع خویشتن است) و به نظرم “اینگونه دفاع”، شایسته نوشته های منتقدانه و ارزشمند ایشان نیست و بیشتر منافع رجوی ها را تأمین می کند. مهم است بدانیم که با این زوج تروریست، خشونت طلب و سرکوبگر تنها باید با قدرت برخورد کرد که متأسفانه در نوشته های آقای وفایغمایی چندان اثری از آن نیست و بهتر بگویم هیچ اثری یافت نمی شود. در تصویر زیر بخشی از نوشته های آقای یغمایی قابل مشاهده است:

صرافپور یغمایی مصداقی

پرسش من از آقای یغمایی این است که:

شما این نوشته ها را برای چه کسی می نویسید؟ آیا می خواهید صدای خود را به گوش رجوی برسانید؟ مگر شما مسعود را در این مدت نشناخته اید؟ مگر شکی دارید که ایشان تا منتقدان خود را به “تمکین” وادار نکند دست از توهین، تهمت و ترور بر نمی دارد؟ اگر این شناخت را داشته باشید چه نیازی به اینهمه “استعاره در خواهش” دارید که ایشان دست از تهمت برداشته و پاسخگوی انتقادات باشد؟

آقای یغمایی گرامی!

باید بگویم که متأسفانه شما همچنان در اسارت ذهنی “تشکل مافیایی-تروریستی” رجوی قرار دارید. هرچند تصور می کنید از این فرقه رها گشته اید اما به شدیدترین وجه زنجیری نامرئی برپای خویشتن داشته و همچنان خود را اسیر “ابهت” رجوی می دانید. حکایت موضعگیری های ضعیف پی در پی شما جز این نیست که از او ترس دارید. اگر نقدی می کنید، پای شما می لرزد که مبادا رجوی شما را مورد حمله قرار داده و “چهره” شما را در خارج کشور خراب کند و به ناچار هرگاه دست به قلم می برید از موضع ضعف است و نتیجه آن جز این نیست که دفاع شما از آقای مصداقی هم در خرواری “دفاع از خود” همراه می شود و ابتدا باید “قسم و آیه” بخورید که “مزدور رژیم” نیستید (و البته از جداشدگانی که خود می دانید!، ابراز برائت می کنید) و بعد انبوه آرزوهای برباد رفته خود را ذکر کرده و آنگاه به تفسیر و تعبیر جملات مشعشع رجوی در مورد خودتان می پردازید و اصل مسئله را در میان ده ها مطلب گم می کنید و عاقبت هم خواننده خسته از این همه مطالب جوراجور باید دلش به حال شاعری بسوزد که رجوی عمرش را به فنا داده و تمامی دفترهای شعر ایشان را بی محتوا ساخته و در فرنگ ناکام از دیدار هموطنان سرگردان به حال خود رها کرده است!…

شاید بگویید در این سه سال رجوی هرچه می توانسته به شما گفته و آب از سر گذشته است اما واقعیت این است که در نوشته های شما همچنان این مسئله احساس می شود. گر مرید راه “عشقی” فکر بدنامی مکن!.

آقای یغمایی عزیز،

به تصور من، ایرج مصداقی (یا هرمنتقد دیگر) نیازی به اینگونه دفاعیات ضعیف ندارد چرا که وی با نوشته ها و سوآلات “منطقی و مستدل” منتقدانه خود، رجوی را بگونه ای به چالش کشانیده که چاره ای جز ترور شخصیتی با انواع تهمت ها برایش باقی نمانده است. اگر مشاهده می کنید که سایت ها و چماقدارهای رجوی به وی حمله برده اند نه از موضع قدرت، که دقیقاً از شدت ضعف در برابر استدلال ایشان است. تحقیر و تهمت به مصداقی در واقع یک برخورد دفاعی رجوی است حال آنکه “دفاع از خود” شما و حتی نوشته های “منتقدانه” شما در برابر فرقه رجوی از موضع “ضعف” است.

اگر حقیقتاً نگرش خود را تغییر ندهید همچنان در اسارت باقی مانده و آنکس که ذوق می کند رجوی است. به جای اینکه مدام در برابر توهین های فرقه علیه خودتان “گارد” گرفته و به دفاع “از خود” مشغول شده و مستأصلانه درخواست کنید به شما “مزدور” نگویند، اتفاقاً رجوی از این نقطه ضعف شما سوء استفاده کرده و بر شدت حملات خود خواهد افزود. شما مدام در حال “پاسخ به افترائات رجوی علیه خود” هستید در حالی که حق این است که شما “شخص رجوی را به چالش گرفته و او را به پاسخگویی در برابر هزاران سوآل بی جواب” وادار کنید.

می بینید که چطور رجوی شما را به بازی گرفته و اصل ماجرا را به گوشه رانده و شما را درگیر “خود” نموده و وادار ساخته تا مدام در پی پاسخگویی به تهمت ها برآمده و برای این و آن “چماقدار-دست به قلم” ایشان مطلب انتشار دهید؟

آقای وفایغمایی،

علت ضعیف بودن خود را باید در “اسارت ذهنی” که همچنان درگیر آن هستید جستجو نمایید. شما در این چند سال هربار می خواستید کوچکترین نقدی به رجوی داشته باشید، ابتدا منتقدان را به سه دسته تقسیم کرده و تلاش می کردید خود را در یک تیم محدود گنجانیده و از دیگر جداشدگان برائت بجویید تا بلکه بهتر بتوانید حمله رجوی به خود را محدود و دفع کنید. اما دیدید که رجوی برایش مهم نیست منتقد چه کسی باشد، و تا طرف مقابل را زیر پا له نکند کوتاه نمی آید، الا اینکه حریف را مقتدر دیده و از موضع ضعف به فحاشی روی آورده و او را به مرگ تهدید نماید. با تجربه سه ساله ای که دارید متأسفانه همچنان “دربند” همان “هیبت پوشالی” رجوی اسیر مانده و کماکان بسیار ضعیف با وی برخورد می کنید.

سخن طولانی شد اما نیاز بود این نقد دوستانه را به شما داشته باشم چرا که چه بخواهید یا نخواهید ما همگی دردی مشترک داشته و قربانی قدرت طلبی، کینه توزی، خودپرستی، خیانت و استبداد مطلق رجوی شده ایم.

آقای یغمایی،

از گذشته گذر کنید و یکبار در اندیشه خود تحول بوجود آورید. جای تأسف است که شاعری توانمند چون شما اینگونه ضعیف و در اسارت گذشته باقی مانده و آنچنان بسراید و نقد کند که گویی تاجری ورشکسته است. بله می توان در گذشته و در تفکر فرقه ای اسیر ماند و ورشکسته بود، اما نگاه ما به هستی است که تعیین می کند آیا ورشکسته هستیم و یا پربار از تجاربی ذیقیمت که با آن می توان نسل هایی را از دام رهانید و آموزش داد تا به ورطه گرداب های متعفن “خشونت و تزویر” که رجوی و رجوی ها سمبل آن هستند گرفتار نشوند. نگاه کنید به انبوه جداشدگانی که دور و نزدیک شما با قدرت به نقد رجوی و دستگاه تزویر، ترور، خشونت و استبداد وی مشغول هستند و خود را تنها و ضعیف نینگارید. هرچه بیشتر در این دستگاه بنویسید، رجوی از درون مخفیگاه خود جری تر می شود. او تنها با اتکا به ثروت صدامی-صهیونیستی است که اینگونه هیاهو می کند وگرنه هیچ پشتوانه مردمی و اجتماعی ندارد که مثل سال های اول انقلاب و یا ابتدای تشکیل ارتش آزادیبخش “صدام” بتواند کارآیی داشته باشد. وی مبدل به یک شخصیت منفور و مافیایی شده و در توهم “پدرخوانده” شدن، رجزخوانی می کند. اگر دلار از وی گرفته شود هیچ هیاهویی هم نخواهد داشت. حمایت لابی های جنگ افروز از ایشان هم تنها بخاطر دلارهای صدامی است.

به جای پاسخ به یاوه های چند مواجب بگیر و مدافع حقیر که مبدل به فسیل شده اند، شخص رجوی را با قدرت تمام به چالش بگیرید و افشا کنید. افشای درونمایه “شورای! ملی! مقاومت”، بدون هیچ ملاحظه سیاسی، شما را از این اسارت بیرون می آورد. هرچقدر شما ملاحظه گری کنید، رجوی بیشتر به حیات ننگین سیاسی خود و در نتیجه به کشتار اسیران لیبرتی ادامه خواهد داد. از تهمت و افترا نهراسید و برای خود مرزبندی های “غیر اصولی” نداشته باشید. به یاد آورید که شهید حنیف نژاد، مرز بین حق و باطل را، مرز بین استثمارکننده و استثمارشونده نامید. امروز هرکسی (بخصوص در دنیای آزاد بیرون از مناسبات فرقه مجاهدین) با رجوی همدست مانده، در جبهه استثمارگران است و با آنهاست که باید مرزبندی داشته باشید نه کسانی که خود ده ها سال در کنارتان قربانی رجوی ها بوده اند.

مهدی سامع، منوچهر هزارخانی، اسکندر فیلابی و تنی چند از مواجب بگیران مشابه، همگی بخوبی می دانند (و اگر نمی دانستند طی چند سال گذشته متوجه شده اند) که در درون تشکل فرقه رجوی چه گذشته است. مهدی سامع و زینت میرهاشمی با آنهمه ادعای “ضدامپریالیستی-ضداستثماری”، کسانی نیستند که نفهمند چه برده داری ها و استثمارگری ها در مناسبات رجوی صورت گرفته و چه نوکری هایی در آستان “امپریالیست ها” توسط مریم رجوی انجام می گیرد، اما متأسفانه بخاطر حفظ موقعیت و بخاطر از دست ندادن کمک های مالی رجوی و از دست ندادن کرسی بی مسمای رهبری “چریک های فدایی پیروی هویت!”، همچنان دستبوس رجوی باقی مانده و به همکاری با کسانی مشغول اند که به طرز چندش آور و خیانتباری “علیه ملت ایران” در درگاه صهیونیست ها امور می گذرانند و هر “مرزی” را به لحاظ انسانی زیر پا گذاشته و هیچ پرنسیبی را رعایت نمی کنند. آقای یغمایی عزیز، چرا شما همچنان باید ملاحظه کسانی را داشته باشید که با رجوی و خونخوارترین جنگ افروزان جهان همسو و همراه هستند، و با آنان مرزبندی آشکار و قاطع ندارید؟ آیا تنها با عده ای خاص باید مرزبندی داشته باشید؟

آری، این اندیشه است که باید متحول شده و راه را برای برون رفت شما از اسارت فکری برجای مانده از فرقه رجوی هموار سازد.

حامد صرافپور

11 ژانویه 2015

21 دی 139

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15339

حمله مستأصلانه رجوی به منتقدان همزمان با درخواست سلاح

حامد صرافپور، صفحه فیسبوک، هشتم ژانویه ۲۰۱۵:…  آقای تقی پور از اعضای قدیمی و مسئول سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) می باشد که دو تن از اعضای نزدیک خانواده ایشان عضو “شورای رهبری” است. اما رجوی جرأت نکرده به این مسئله اشاره کند و در عوض تا توانسته برای وی سند و مدرک جعلی تولید نموده تا ایشان را تحقیر کرده و یک شخصیت بریده و ضعیف جلوه دهد. اما با توجه به شناختی که از  …

sarrafpour03012015برق موضعگیری سخنگوی مجاهدین!!!!! (اصرار رجوی بر مشروع کردن خون کهنسالان کمپ لیبرتی، چرا؟)

لینک به منبع

حمله مستأصلانه رجوی به منتقدان همزمان با درخواست سلاح

سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) در هفته های اخیر و بعد از سخنرانی خشونت بار مسعود رجوی در یازدهم آبان سال جاری علیه جداشدگان و معترضان و منتقدان، حملات شدیدی را به جداشدگان از فرقه آغاز نموده اند. این حملات شنیع که ناشی از درماندگی و استیصال رجوی است از یکسو چهره نقاب افتاده این زوج را به نمایش می گذارد و از سوی دیگر نشانگر موثر بودن افشاگری ها و تلاش های روشنگرانه منتقدان و جداشدگان از فرقه در راستای آگاهی بخشی به جوانان کشور می باشد که اجازه نداده اند نسل دیگری به قربانگاه رفته و اسیر سیاست های ضدایرانی مسعود رجوی شوند.

در آخرین حمله شاهد زیر ضرب رفتن آقای مهرداد تقی پور هستیم که سایت ایران افشاگر متعلق به مریم رجوی به نمایش گذاشته است.

سران فرقه مثل همیشه با شدیدترین لحن لمپنی این منتقد خود را مورد حمله قرار داده و از جملاتی همیشگی خصلت تروریستی و ادبیات چاله میدانی خود را نثار او کرده اند. نکته قابل توجه اینجاست که رجوی جرأت نکرده هیچ توضیحی در مورد سابقه ایشان در اختیار خوانندگان خویش بگذارد و شرح دهد که ایشان چه نسبتی با برخی از اعضای “شورای رهبری” مجاهدین داشته و دارند.

جعل مدرک توسط رجوی

هراس رجوی از نوشتن حقیقت بخوبی نشان می دهد که تا چه حد از خانواده ها در هراس هستند و تا چه حد می ترسند از اینکه یک عضو جداشده خود را به درستی معرفی کرده و از سوابق او در درون مناسبات گفته و اقوام و آشنایان ایشان را که همچنان در مناسبات هستند معرفی نمایند.

آقای تقی پور از اعضای قدیمی و مسئول سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) می باشد که دو تن از اعضای نزدیک خانواده ایشان عضو “شورای رهبری” است. اما رجوی جرأت نکرده به این مسئله اشاره کند و در عوض تا توانسته برای وی سند و مدرک جعلی تولید نموده تا ایشان را تحقیر کرده و یک شخصیت بریده و ضعیف جلوه دهد.

اما با توجه به شناختی که از ایشان دارم و با توجه به آشنایی خود نسبت به “آنچه رجوی بعنوان سند” علیه ایشان آورده دارم لازم است هموطنان را در جریان این بازی های رجوی قرار دهم.

دست نوشته هایی که رجوی علیه آقای تقی پور “افشا” کرده چیزی نیست جز یک گزارش “اجباری و همگانی” که در جریان نشست های مخوف “طعمه” در تابستان و پاییز سال ۱۳۸۰ در قرارگاه هراسناک باقرزاده از “تک به تک”‌ افراد گرفته شد تا سندی در دست رجوی برای آینده باشد.

این گزارش در همان روزهای پر تنش از همه افراد گرفته شد و همگان باید مثل یک انشاء آنرا نوشته و در میان “جمع”‌ خود می خواندند. تیتر و موضوع “انشاء” این بود که: “اگر ما از سازمان ببریم و به داخل برویم چکاره خواهیم شد؟”… بدین ترتیب همه افراد باید یک متن برای تیتر ذکر شده می نوشتند. البته شرح هم داده شد که باید بنویسید که چطور از مرز عبور می کنید و وقتی به داخل مرز ایران رفتید با چه کسی تماس می گیرید و بعد چگونه عضو “سپاه پاسداران یا وزارت اطلاعات! می شوید و بعد از عضویت دست به چه اقداماتی علیه مجاهدین و زندانیان خواهید زد و در نهایت “مردم”‌ با شما چه برخوردی خواهند داشت…

بعد از ذکر تیتر و توضیحات فوق، همه افراد موظف بودند با شدیدترین وجه خود را در یک انشاء‌ به نمایش گذاشته و داستانسرایی کرده و آنگاه آن داستان را در میان جمع بخوانند. در پایان هم این انشاء توسط مسئولین نشست جمع آوری شده و همگی به مسعود رجوی تحویل داده می شد.

آن زمان هیچکدام از ما به ذهنمان خطور نمی کرد که این انشاها برای پرونده سازی علیه خودمان باشد به همین خاطر همه افراد تلاش می کردند چهره ای منور از رجوی به نمایش گذاشته و خود را هرچه بیشتر زیر ضرب ببرند و بریدن از فرفه رجوی را “مصادف با شکنجه گر شدن و خونخوار شدن” جلوه دهند و ضمناً بگویند که بشدت “منفور مردم ایران” خواهند شد.

رجوی جنایتکار، همان زمان بخوبی می دانست که اگر درب اشرف گشوده شود کسی در کنار او نخواهد ماند و چهره کریه او را افشا خواهند کرد و با این ترفند که برخاسته از بی اعتمادی نسبت به اعضای فرقه بود، برای خود مشتی پرونده ایجاد نمود تا در چنین موقعیتی علیه جداشدگان بکار گیرد. البته کار به این نقطه ختم نشد. علاوه بر این انشای “امنیتی” یک انشای دیگر هم از همه افراد خواسته شد که ابعاد آن “جنسی”‌ بود. به این ترتیب که از همه افراد خواسته شد هرچه در مورد مسائل شخصی عاطفی، جنسی و عاشقانه دارند به بدترین شکل در یک گزارش نوشته و در جمع بخوانند. لذا همه افراد باید می نشستند و برای خود یک داستان جنسی هم نوشته و نهایتاً به مسئولین می سپردند. همه اینکارها با اعتماد مطلق به رجوی بود. اعتمادی که این روزها شاهد خیانت به آن از سوی رجوی ها هستیم. وی برای ضربه زدن به منتقدان خود، همان گزارش ها که عمدتاً خیالی و بزرگنمایی شده بود را علیه منتقدان بکار می گیرد و چهره زشت و پلید خود را هرچه بیشتر به نمایش می گذارد. کاری که در عرف اجتماعی بشدت نکوهیده و نشان از “بی معرفتی” و “بی وجدانی” دارد.

با اینحال ما جداشدگان منتقد بارها طی چند سال گذشته به رجوی های خیانت پیشه گفته ایم که هرچه در چنته داری علیه ما رو کن ولی ما دست از افشای شما برنخواهیم داشت. سند و مدرک سازی دیگر رنگی ندارد و ملت ایران بخوبی شما را شناخته اند. پس هرچه گزارش و قصه داری منتشر کن و به نمایش بگذار. همه اینها بیش از گذشته خودت را به محاکمه خواهد کشانید. ما با اقتدار در برابر شما ایستاده ایم و لعن و نفرین و تهدید شما جز افتخاری برای ما نیست. گذر زمان به زیان شماست و بخوبی می دانی که تشکل تو در حال فروپاشی است. هرچه می خواهی دست و پا بزن. روزهای محاکمه شما نزدیک و نزدیکتر می شود. شاید که مرگ در مخفیگاه به نجات شما بیاید اما از ننگ و نفرت تاریخ در امان نخواهید بود. مردم ایران قضاوت خود را در مورد شما خیانتکاران کرده اند و اینگونه پرونده رو کردن نشانگر ضعف و درمانگی شماست. نشانگر زبونی کسانی است که تا دیروز ادعای “سرنگونی” و “محوریت کل عالم”‌ را داشتند و امروز از افشاگری یک عضو سابق خود در هراس هستند و همه تلاش خود را در راستای کوبیدن آنان گذاشته اند.

حامد صرافپور

۱۸ دیماه ۱۳۹۳

۸ ژانویه ۲۰۱۵

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15327

پرده برداری از خوی تروریستی رجوی

مریم رجوی داعش صدام حسین تروریسمحامد صرافپور، صفحه فیسبوک، هفتم ژانویه ۲۰۱۵:…  شعار امروز سایت شما جز اینکه خوی تروریستی و هدف شوم شما برای قتل عام بازماندگان اشرف و لیبرتی را به نمایش می گذارد، چه معنایی دارد؟ به چه علت دیروز درخواست بازپسگیری سلاح می کردید و امروز شعار مسلح شدن سر می دهید؟ مگر در سی و چندسال گذشته با اینهمه جنگ افزار سنگین و سبک جز نابودی چند نسل پی در پی، و جز خیانت به میهن و …

مریم رجوی داعش تروریسم گروهک منافقین (مجاهدین خلق، فرقه رجوی) رسما از داعش حمایت کرد

گزارش کمپ لیبرتی 6مجاهد خلق. متقاضیان سلاح از امریکا. حقوق بازنشستگی این افراد را چه کسی پرداخت خواهد کرد؟ (بخشی از گزارش چهارم ایران اینترلینک)

لینک به منبع

پرده برداری از خوی تروریستی رجوی

طی ده سال اخیر و بویژه در چند سال اخیر که مسعود و مریم رجوی تلاش می کردند برای خروج از لیست تروریستی، خود را مدره و بدور از خشونت جلوه داده و مدعی شوند که روش های تروریستی و خشونت بار خویش را کنار گذاشته و به “راه حل سوم” روی آورده اند، جداشدگان و منتقدان این فرقه مافیایی-تروریستی صدها بار به کشورهای اروپایی و سازمان ملل متذکر شدند که رجوی غیرقابل تغییر بوده و بدون خونریزی و ترور قادر به ادامه حیات نیست و همه سازمان های حقوق بشری باید این پدیده را شناخته و ترفندهای او را با هوشیاری خنثی نمایند. بارها و بارها تذکر دادیم که رجوی غیرقابل اعتماد بوده و هرگز نباید به مانورهای سیاسی او دل خوش کرد. در این میان البته عده ای نابخردانه مدعی شدند که رجوی هم متوجه اشتباه خود شده و روش خود را تغییر داده است و باز هم اعلام کردیم که شما این شارلاتان سیاسی را نشناخته اید و در دام افتاده اید…

مسعود رجوی از امروز شعار جدیدی را تزئین بخش سایت اصلی خود نموده است که “مجاهدین را در لیبرتی در برابر حمله شبه نظامیان و پاسداران رژیم برای دفاع از خود مسلح کنید”. این شعار گویای واقعیت درونی اوست. نشانگر خصلت و خوی تروریستی و خشونت طلب کسی است که طی ده سال گذشته در جایی امن مخفی شده و هزاران نفر را در خطر مرگ قرار داده و آنان را به سوی کشتارگاه دعوت می کند و برای آنان صحرای کربلا و حماسه عاشورا ترسیم می کند. همان کسی که همسر سوم خود را در میان بمباران به فرانسه فراری داد تا در آنجا نقش جدید حقوق بشری بازی کند و جامعه جهانی را بفریبد و زمینه را برای گریز خود از عراق مهیا ساخته و همه شاهدان جنایت و سرکوب خود را در قتلگاه عراق به کشتن دهد تا در آینده هیچ خطری تهدیدش نکند.

مریم رجوی داعش صدام حسین تروریسم

امروز باید از مریم رجوی پرسید مگر تو نبودی که دم از راه حل دمکراتیک می زدی و مدعی بودی که در این سال ها برای نجات جان ساکنان اشرف و لیبرتی از عراق با سازمان ملل مشغول تجارت هستی؟مگر تو نبودی که ادعا می کردی تمام تلاش تو انتقال اعضای فرقه به خارج از عراق است ولی کشورهای غربی آنان را نمی پذیرند، پس چگونه امروز که مراحل انتقال آنان آغاز شده اینگونه به وحشت افتاده و مدام بر سر راه سازمان ملل و سایر کشورها سنگ اندازی می کنی و از اعضای نگون بخت فرقه ات می خواهی که مبادا “مجاهد بودن” خود را نفی کنند و به آمریکا بروند؟

شعار امروز سایت شما جز اینکه خوی تروریستی و هدف شوم شما برای قتل عام بازماندگان اشرف و لیبرتی را به نمایش می گذارد، چه معنایی دارد؟ به چه علت دیروز درخواست بازپسگیری سلاح می کردید و امروز شعار مسلح شدن سر می دهید؟

مگر در سی و چندسال گذشته با اینهمه جنگ افزار سنگین و سبک جز نابودی چند نسل پی در پی، و جز خیانت به میهن و همکاری با دشمنانی چون صدام حسین و موساد و سیا چه کاری کرده اید که امروز با چند کلاشینکوف می خواهید به انجام برسانید؟

آیا جز این است که تجربه انتقال چندصد تن از اسیران لیبرتی به آلبانی ناخوشایند بوده و متوجه همان “فاجعه ای” شده اید که سه سال قبل هشدار آنرا می دادید که “خروج از اشرف یک فاجعه بزرگ است”؟ امروز چه اتفاقی افتاده که دنبال تسلیح عده ای کهنسال و بیمار هستید و دعوت به جنگ می کنید؟ آن فاجعه که سه سال قبل مریم رجوی از آن دم می زد کدام است؟ آیا خروج این عده بیمار و کهنسال از عراق فاجعه است؟

آیا جز این است که همان گفته های ما رو به تحقق است که اگر درب های این فرقه خطرناک باز شود جز چند درصد افراد، کسی برای شما باقی نخواهد ماند؟ آیا جز این است که این افراد در خارج از تشکل مافیایی شما، مبدل به دشمنان بالفعل شما خواهند بود و جنایت های شما را افشا خواهند کرد؟

خانم مریم رجوی! به چه علت با آن نقاب دمکراتیک و مدرن خود در پی کشتار این عده افراد بی پناه هستید؟ تهدیدهای شوهر شما خطاب به ساکنان لیبرتی و منتقدان و جداشدگان چه ارتباطی با دعوت به تسلیح امروز شما دارد؟ چرا خود به عراق نمی روید و در کنار نیروهای خود سلاح به دست نمی گیرید؟ چرا شوهر شما در نقطه امن مخفی شده و هر دو می خواهید از راه دور برای نیروها “حماسه عاشورا” تولید کنید؟ چرا شما در این عاشورا! و در عاشورای! سال ۱۳۸۲ که نیروهایتان در زیر بمباران بودند حضور ندارید و نداشتید؟ چرا در آن یکی عاشورای! سی خرداد ۶۰ که هزاران نفر را به قتلگاه فرستادید حضور نداشتید؟ چرا در “عاشورای ۱۹ بهمن سال ۶۰!!!” که همسر و بهترین دوست شوهرتان کشته شدند حضور نداشتید؟ چرا در عاشورای! ۷ مرداد ۱۳۸۸ و ۱۹ فروردین ۱۳۹۰ هیچکدام از شما خراش برنداشتید؟ چرا فقط در حماسه هایی چون “عقد و ازدواج سی خرداد ۱۳۶۴″ حضور دارید؟ چرا هرچه جشن و شادی و ضیافت شام و ناهار با لابی های غربی است متعلق به شما و مسعود رجوی است اما هرچه خونریزی و کشتار است، رحمتی برای اعضای اسیر فرقه شماست؟

خانم رجوی، چگونه است که شما در اوج شارلاتانیزم و ریاکاری برای کشته شدن چند فرانسوی پیام تسلیت می فرستید اما برای قتل عام نیروهای خود در لیبرتی درخواست سلاح می کنید و چشم بر کشتار و رنج آنها بسته اید؟

خانم رجوی! شوهر شما در کدام قصر و کاخی مخفی شده و چرا ایشان در کنار نیروهای خود به مبارزه با این و آن دولت مشغول نیست و فقط در پی به کشتن دادن نیروهای معترض و اسیر در لیبرتی است؟

هموطنان عزیز، طی چند سال گذشته بارها و بارها هشدار دادیم که رجوی جز به کشتار این اسیران راضی نیست و بسیاری متوجه این هشدار نشدند. امروز مشاهده می کنید که رجوی ها چگونه گام به گام همه ارگان های حقوق بشری را فریب دادند تا برای خود زمان بخرند و خر خود را از پل بگذرانند. اجازه ندهید این زوج ضحاک منش بیش از این جامعه جهانی را به سخره گرفته و افراد نگونبخت بیشتری را به کشتن دهند. لطفاً به هرشکل که می توانید به سازمان های ذیربط جهانی نامه نگاری کرده و از آنان بخواهید مریم و مسعود رجوی را به چالش کشیده و آنان را در این رابطه مورد حسابرسی قرار دهند. به محاکه کشانیدن این زوج خیانتکار و جنایتکار باید در دستور قرار گرفته و نجات جان اسیران در اولویت قرار گیرد.

درج چنین شعاری بر سربرگ سایت اصلی فرقه مبین این واقعیت تلخ است که رجوی بوی فروپاشی خود را شنیده است و با قتل عام بازماندگان این کمپ می خواهد برای خود زمان بیشتری خریده و از رسوایی بیشتر فرقه اش جلوگیری کند. برماست که اجازه ندهیم رجوی صدها نفر دیگر را قربانی حیات ننگین خود نماید.

حامد صرافپور

۷ ژانویه ۲۰۱۵

۱۷دیماه ۱۳۹۳

Maryam Rajavi’s annual Rally in Villepinte. This year promoting ISIS, MEK, Saddamists – Everyone Loses

همچنین:

پیروزی! مریم رجوی در کارزار جهانی! و پایان اعتصاب غذا

حامد صرافپور، وبلاگ صرافپور، هجدهم دسامبر ۲۰۱۳: … همانطور که شرح داده شد این حکم هیچ ضمانت اجرائی ندارد و کلاً جز یک بیانیه چیز دیگری به همراه ندارد،‌ اما باید دید که مریم رجوی تا چه حد نیازمند چنین بیانیه و محکومیتی بوده که دست به دامان یک دادگاه بی اهمیت در گوشه ای از اروپا شده است. می دانیم که قتل عام اشرف

بیاد «گوهر»هایی که هیزم آتش قدرت طلبی شما شدند (سخنی با مریم رجوی و شوهرانش)

حامد صرافپور، وبلاگ شخصی، چهاردهم دسامبر ۲۰۱۳: …  ننگ بر شمایان باد که با یک نسل چه کردید! ای بی وجدانهایی که شرافت را فروختید، با شما هستم که همه عزیزانم را گرفتید و به دروغ خود را ضدامپریالیسم معرفی نمودید! آیا امروز که به منتقدین خود ناجوانمردانه حمله آورده اید می دانید ثروت نجومی امروزتان محصول همان رنج و خون

شانزدهم آذرماه «روز دانشجو» و حرکتهای ضد دانشجویی فرقه مجاهدین

حامد صرافپور، وبلاگ صرافپور، دوم دسامبر ۲۰۱۳: … آخرین پیام مریم رجوی در همین باب، خطاب به زندانیان مجهولی بود که مدعی است در ابعاد چند هزار نفری دست به اعتصاب غذا زده اند و لذا آنان را مورد ستایش قرار می دهد. بگذریم که نه تنها مجرمین عادی (که اساسا رجوی و مجاهدین را بکلی نمی شناسند) بلکه حتی زندانیان سیاسی هم برای

اسماعیل وفا یغمایی و نگاهی به مقاله «بیماران عقیدتی»

حامد صرافپور، وبلاگ شخصی، بیستم نوامبر ۲۰۱۳: … آقای یغمایی، دقیقاً آنچه را که شما از سر گذرانده اید ما (من و دیگر دوستان جداشده) نیز با آن مواجه بوده ایم، لذا بخوبی درک می کنیم که شما در چه نقطه ای ایستاده اید و البته جای شعف دارد که به این مرحله رسیدید. در عین حال به این بسنده نکنید و یقین کنید که به پایان راه نرسید