تهی کردن انسانها از انسانیت در مکتب رجوی

تهی کردن انسانها از انسانیت در مکتب رجوی

عیسی آزاده - تهی کردن انسانها از انسانیت در مکتب رجویعیسی آزاده، وبلاگ بیان حقیقت، بیست و چهارم می 2021:… باز هم علیرغم اینکه تمام هستی و دارایی و عمرم را در این فرقه دادم باز شکر گزار و مدیون خانواده ها و خانواده عزیز خودم هستم که جوانه زندگی و حیات و آگاهی را در من ایجاد کردند که شهامت و جسارت خروج از این فرقه را پیدا کردم . و ننگ ابدی بودن با این فرقه را از خود بزدایم و البته بها سنگینی هم پرداخت کردم و فرقه رجوی با هر انچه در توان داشت بر علیه من بکار برد  اما  همانند صدها جدا شده با شرف دیگر که پشیزی به لجن پراکنی ها و تهمت وجعل اسناد و افترا پشیزی به این فرقه قائل نشدم و زمستان سیاه  تمام شد و باز هم روسیاهی برای فرقه سیاه رجوی ماند. تهی کردن انسانها از انسانیت در مکتب رجوی . 

اعتراف دردناک یکی از فرماندهان آقای رجویاعتراف دردناک یکی از فرماندهان آقای رجوی

تهی کردن انسانها از انسانیت در مکتب رجوی

بقلم عیسی آزاده از فرماندهان و مسئولین سابق فرقه رجوی

عیسی آزاده

آقای عیسی آزاده

هر حزب یا سازمانی و حتی فرقه ها برای جذب نیرو و پرورش انها خط و مشی و ایدوئولوژی و مناسبات خاص خودشان را دارند .

در این مبحث می خواهم اندکی ذره بین  را روی مناسبات رجوی و ایدئولوژی اش انداخته و شما  را به قلعه ها موازی فرقه مافیایی رجوی  در عراق ببرم. همسفرباشید ؛همسفر درد هاو رنج هاوناله و فریاد ها که هیچ فریاد رسی هم نداشتیم قلعه هایی که کرکس ها بر بالایش پرواز میکردند و کفتارها نگهبان …….

دربدو ورود به این تشکیلات ابتدا با نمایش فیلم های حماسی و شرح قهرمانی ها و یادواره افراد قدیمی ایجاد انگیزش می کنند  و همانند صیادان وقتی پرندگان با دیدن آب و دانه بی خبر از همه جا و همه چیز به سمت آب و دانه می روند دامها برسر و رویشان فرو می افتند و دیگر هر تلاش و تقلایی به ضد خودش تبدیل شده و باعث تلف شدن بیشترت میشود ولذا اسیر صیاد شده و تن به اسارت سپرده میشود. این تر دستی و مهارت البته ساده بدست نیامده است تشکیلاتی که تجربه دو نظام را در در تمام عرصه های اجتماعی و زندانها بدست آورده از بهترین روش ها برای شکار طعمه هایش استفاده می کند.و بهترین ابزار ها و تکنولوژی روز را بکار میگیرد.

عیسی آزاده - تهی کردن انسانها از انسانیت در مکتب رجوی

تهی کردن انسانها از انسانیت در مکتب رجوی

نخست می پردازیم به تعاریف پایه ای در تشکیلات فرقه رجوی :

برادری و رفاقت: .معمولا در سازمانهایی با نگرش ؛ پیشبرد خط شان از طریق جنگ مسلحانه به هر قیمت علی القاعده  باید افراد و بدنه ان بهترین مناسبات جمعی را داشته باشند چون مشخص نیست که هر کدام از انها فردا زنده باشند.یا نباشند لذا باید افراد در  رفاقت و صمیمیت و از خودگذشتگی  ازیکدیگر سبقت بگیرند.

اما اینطور نیست بر اساس تعاریف تشکیلاتی رفاقت و برادری و صمیمیت عبارت از :

تحت نظر داشتن یکدیگر و غافل نشدن از هم حتی برای لحظه ای ؛ تیغ کشیدن به سر و روی یکدیگر ( تیغ تبر و تباتنچه که در سه حرف شامل  “سه ت ” خلاصه شده است از ابداعات رجوی است که افراد بدون ملاحظه باید همواره دوربین هایشان روی نقاط ضعف و پنهانکاری یکدیگر در تشکیلات باشد بنابراین باید در نشست های شستشوی مغزی هرکسی لاجرم باید حداقل چند فاکت منفی از دور و بری هایش داشته باشد و در ان نشست بیان کند وای بحال کسانیکه دست شان خالی باشد خود سوژه میشوند و دیگران باید به ان شخص تهاجم کنند.)رفاقت وبرادری و دوستی در تشکیلات مرز سرخ و میوه ممنوعه است و تخطی از آن با مارک هایی مانند مزدور؛ دایر کردن شعبه وزارت اطلاعات ؛ خوره تشکیلات؛ تن لش و لجن ومفت خواروزالو  و…  روبرو است.این برچسب ها و جعل اسناد و دروغپردازی ها بر علیه اعضا جدا شده ؛ ریشه اش در خود تشکیلات است و همه افرادیکه حتی چند ماهی هم در این فرقه سپری کرده باشند بخوبی واقف اند که بدتر از این لجن پراکنی متداول فرقه بر علیه مخالفینش در مناسبات مستمرا بکار گرفته میشود. و اصلی ترین اهرم سرکوب افراد در فرقه  همین ابزار است.

فحاشی اجباری علیه خانواده ، تهدید و تحقیر اسرا

در تشکیلاتی که یک زمان رکیک ترین فحاشی متدوال از اصطلاح ماست بخوری استفاده میشد و یا چرا مثل ماست شده ای؛این معادل یک فحش بود. اما دوستانی که جریان سرکوب عریان را از سال 1374 شمسی  رابخاطر دارند یادشان هست که مثل نقل و نبات فحاشی بسیار رکیک و ناموسی و اصطلاحا چاله میدانی در مناسبات گسترده و همه گیر شد. یادم هست  خودم شنیدم که زنی نام ن  . س  به یکی از مسئولین مرد که چندین مدار از خودش بالاتر بود اما در خیمه شب بازی دادن تمام مسئولیت ها به صورت با سمه ای به زنان ؛ همان خانم  ن  س به ان برادری که نزدیک به هفت سال هم در زندانهای شاه بوده است گفت مردکه کله پوک در کله ات مغز خر است یا پهن خر بی همه چیز انگل اینطوری مسئولیت پیش می برند. حالا کل ماجرا برای اجرا یک نشست با برادران بود که بصورت هفتگی برادر به اصطلاح مسئول برگزار میکرد ان روز این بدبخت در ماموریت بود دیر امده بود و تا خودش را اماده کرد دیر شد و نشست برگزار نشد.آن برادر مسئول سرش را پایین انداخت و لام تا کام نگفت من هم که مثل برق گرفته ها بودم. بعضی از زنان آنچنان از تشکیلات می ترسیدن که برای خود شیرینی و سفت کردن جایگاه شان در هر نشست نیم ساعته ای بیست دقیقه آن فحاشی و ایراد گیری بیخود و بیجهت از مردان تحت مسئولیتش بود. و باید روزانه به تشکیلات گزارش می دادند که امروز این تعداد نشست تیغ و تیغ کشی برگزار کرده و این بعنوان یک امتیاز مثبت در پرونده اش ثبت می شد و در سرفصل های تشکیلاتی معیار های سنجش و ارتقا افراد و مشخصا زنان از دهه هفتاد شمسی به بعد همین بعنوان ملاک قرار گرفت.

از دورانی که معیار های انسانیت در تشکیلات  جایگزین معیار هاو ارزش های رجوی ساخته قرار گرفت ماحصل تعلیم و تربیت و پرورش روح و روان در تشکیلات منحصر شد به تربیت میرغضب ؛ جاسوسی از یکدیگر  ؛فحاشی بی حد و حصر ؛ زیر آب زدن ؛ و پرونده سازی و …..

این وضعیت فجیع کماکان ادامه دارد وباید هر فرد یک دفتر جیبی همواره به همراه داشته باشد و هر انچه از اطرافیانش می بیند و می شنود ثبت کند  و در زمانهای نشست هر نفر ان دفتر جیبی را در می اورد و شروع می کند هر انچه دیده و شنیده را بیان کردن.

این مسئله  منجر به تضاد عمیقی در مناسبات مردان و بشدت بی اعتمادی شدت گرفت و افراد نسبت به هم کینه و حسادت و حتی دشمنی پیدا کردند. هر کس مترصد نقطه ضعفی می گشت که تلافی کند. این وضعیت  باعث تنش زیادی در مناسبات مردان ایجاد کردو از بالا تا پایین فرقه بوحشت افتادند که سیستم دارد از کنترل خارج می شود و باید چاره ای اندیشیده شود. در همین راستا جناب رئیس  برای حل این معضل مریم را مامور کنترل اوضاع نمود و او هم  سراسیمه نشست پشت نشست که شما چه تان شده چرا اینقدر نسبت به هم کینه ای شده اید  شما برادران چه مرگتان شده چرا گرد مرگ از سر و رویتان می بارد . نکند بخاطر کرسی ها و رده هایتان هست که در انقلاب از دست داده اید چرا مناسبات خود را به گند کشیده اید خوب انقلاب شده باید بتمرگید سرجایتان و تسلیم انقلاب شوید چرا افسارتان را به نون وحشی داده اید و نرینه وحشی در درونتان تنوره میکشد و حرف های طوطی واری که خودش هم نمی فهمید چه می گوید و مامور و معذور بود که خط رئیس اش را پیش ببرد . و بعد از احوالپرسی یعنی همان توهین ها و فحاشی  که فوقا اندکی از ان بیان شد  بر منبر نشست وشروع به وراجی ولی با      ز بانی نرم بیان کرد که باید عشق را در مناسباتتان جاری کنید باید همدیگر را دوست داشته باشید باید از خودگذشتگی داشته باشید البته یادتان باشد که همه عشق و عاطفه و خون و نفس شما مطلقا متعلق به مسعود است حواستان باشداین بحث چپ و راستش در اذهانتان مختوش نشود.  اما در تشکیلات نباید کینه ای باشید وووو

این سلسله نشست ها واین پانسمان تشکیلاتی هم نتوانست  غده چرکین ایجاد شده  رادرمان کند.

لذا مدتی به همه تکلیف شد که در نشست ها نقاط مثبت را بیان کنید. و برای گسترده تر کردن آن نشست های مطول و پر طول و تفصیلی تحت عنوان انتخاب شاخص در بین برادران برگزار شد که تعدادی هم در نشست های عمومی بعنوان شاخص معرفی شدند.

این شو هم غده چرکین را در تشکیلات مداوا نکرد و حسادت ها وکینه ها را افزایش داد .لذا دوباره تشکیلات در بازی مار و پله خودش ؛ افراد را در دهن مار قرار داد و همه امدن همان خانه اول و ته دم مار که اینوضعیت کماکان ادامه دارد.

زنان در سازمان مجاهدین خلق

آن روی  دیگر سکه در تشکیلات مناسبات مردان با زنان:

بعد از کودتای رجوی در سازمان برای تضمین حیات و ریاستش همه مناصب و مسئولیت ها  را حتی از سطح فرمانده دسته  (پایین سطح فرماندهی در سلسله مراتب نظامی و وهمی رجوی ساخته) به زنان و دختران آن دوران واگذار نمود  و فرمانده دسته های مرد را به درجه( ام اف دی ) یعنی معاون فرمانده دسته مفتخر کرد.

چند ماهی از این تغییر سازماندهی نگذشته بود که تعدادی زیادی از افراد ام اف دی ” بنگالی” شدن  بنگالی یعنی قرنطینه کردن در یک اتاقک کانکسی

گند قضیه تمام تشکیلات را متعفن کرد و خبرهای عجیب و غریبی سرزبانها افتاد   تعدادی از افراد را که می شناختم  که از ذکر اسامی شان معذروم را بعد از مدتی بنگالی شدن دیدم و گفتم جریان چه بود گفت لو رفت همه چی را خودش گفت هرچه هم من مقاومت کردم زیر تسمه های سوسن و رقیه و نسرین و فلانی و فلانی نتوانستم تحمل کنم و محبورم کردند بالا بیاورم من هم همه چیز را گزارش کردم. البته چند تایی هم بودن که مطلقا اعتراف نکردند و تشکیلات آنها را بعنوان بز گر  یا جذامی در تشکیلات نگه داشت.

بعد از این داستان رئیس دستور داد زنان از فرماندهی دسته کنار گذاشته شوند.

بغض و کین مردان نسبت به زنان بحدی شدید شده بود که هر کس برای خودش طرح و برنامه ای برای انتقام از فلان مسئول زن  به اصطلاح خواهد گرفت البته بیشتر حرف بود و برای تخلیه فشار های درونی این حرفها را میزدند . بارها و بارها اینرا خودم شنیده ام و دهها نفر را به اسم می دانم که در محفل های خصوصی شان دور از چشم تشکیلات از فرط فشار و عقده این ها را بیان میکردند.

کینه و نفرات سرتاپای فرقه را فراگرفت و تنها راه سرکرده فرقه افزایش فشار بود و نشست های را افزایش داد داغ و درفش را گسترش داد و عملا برای نفرات سرکش و به اصطلاح فرقه یاغی بپا یا مراقب مستمر گذاشته شد. که این وضعیت کماکان ادامه دارد. رئیس فرقه بارها میگفت و تکرار میکرد که تنها راه برای مقابله با محفل و رشد بورژوازی در مناسبات افزایش نشست هاست ( بخوانید سرکوب وحشتناک )

تصور کنید  مخصوصا خوانندگان این مطلب که در مناسبات فرقه نبوده اند. سرنوشت ما به کجا کشید و ما چه بودیم و چه شدیم. سازمانی که مدعی برقرای جامعه بی طبقه و بدون هر گونه تبعیض و عدالت اجتماعی و برابری و رفاقت  و از خودگذشتگی را از آن خودش می دانست و مدعی آن بود  به یک فرقه مافیایی مبدل شد که  افراد از هم می ترسیدن و جرات نمی کردن حتی در سر پست های نگهبانی یا در برنج پاک کنی و تمیز کردن سبزی و جارو زدن خیابان ها با هم درد دل کنند  هرکسی دیگری را متهم به جاسوسی میکرد هرکسی بفکر خودشه و حفظ خودش مانند اصل تنازع بقاء

تصور کنید سازمانی که افراد از جان گذشته خودش را به این روز سیاه دچار کرده است و کینه و حسادت و دشمنی و لمپنزیم تمام انرا فرا گرفته است مدعی آزادی و عدالت برای جامعه هم هست!!!

مجاهدین خلق از کمین سر کوچه علیه امریکایی ها تا امروز 

سازمانی که افراد را مجبور می کند که با فحاشی های رکیک به خانواده درجه یک خود با خانواده اش دشمن قسم خورده شود وهزار مارک و بد و بیرا به خانواده اش می گوید در کجا قرار داد سازمانی که هنرش تربیت میرغضب و وطنفروشی و برادر کشی و خانواده کشی است به چه بدختی و مصیبتی گرفتار شده . رجوی برای حفظ پایه های قدرتش همه چیز را از بین برد  وفا و صداقت که مدعی بود سرلوحه مکتب اش بزعم خودش بود.تبدیل به خیانت و خباثت شد

من البته هیچ عقده و کینه شخصی نسبت به هیچکدام از دوستان سابقم ندارم و همواره ارزو کرده و میکنم که لحظه ای بخود آیند و حداقل به وجدان و آگاهی خودشان خیانت نکنند. شیره جان و عصاره وجودشان را بیشتر از این صرف روشن نگه داشتن تشکیلات سیاه رجوی نکنند.

چگونه اینرا توجیه و هضم می کنید که افرادی با چند دهه رنج و خون و شکنج و با هزینه کردن تمام دار و ندارشان وقتی از این فرقه جدا میشوند یکشبه  جانی و جاسوس و مزدور  میشوند اگر هر کدام از این افراد ساعتی یک دلار هم دستمزد خودشان را مطالبه کنند ایا رقم سرسام آوری نیست ؟! در کجای دنیا یک عمر از انسان ها بهره کشی می کنند و شب و روز از انها بیگاری می کشند وبعد هم اجازه نمی دهند حتی با یک دست لباس پی زندگی خودش برود  اما این فرقه بی چشم و رو و جنایتکار طلبکار هم هست و پول های کمیساریا پناهندگی را هم بالا کشید و اندکی هم که به افراد داد ه است  دهها امضا از افراد میگیرد  و منت هم می گزارد  که باید مابازا این دریافت  ها کار جاسوسی کنید. و تا اخر عمر لب به سخن نگشایید.

سردسته این فرقه حتی به پسر خودش هم رحم نکرد و اورا مخیر کرد یا به هر انکس که فرقه مشخص می کند فحاشی کند و یا از نان و اب می افتد و پول بی پول و از کار هم اخراج می شود.

بر همین سیاق تعدادی از افراد جداشده و از همه جا رانده شده در خارج تشکیلات را هم اجیر خودش کرده و با اندکی پول انها را مجبور به جاسوسی از رفقای سابق خودکرده است و  با ساختن انواع و اقسام اکانت های فیک و جعلی در صدد جاسوسی است . حتی به این افراد هم بسنده نکرده و از کثیف ترین ادم های بدبخت و آلوده به مواد مخدر و بی خانمان ایرانی و فارسی زبان برای جاسوسی استفاده می کند که چند نمونه آن لو رفته است و این کار کثیف فرقه هم به اطلاع مسئولین ذیربط  با سند و مدرک  رسانده شده است.

این اندکی از سرنوشت رقت انگیز ما در تشکیلات مافیایی رجوی بود که امیدورم نصیب هیچکس نشود .

خطاب بخودم میگویم که  خودکرده را تدبیر نیست اما باز هم علیرغم اینکه تمام هستی و دارایی و عمرم را در این فرقه دادم باز شکر گزار و مدیون خانواده ها و خانواده عزیز خودم هستم که جوانه زندگی و حیات و آگاهی را در من ایجاد کردند که شهامت و جسارت خروج از این فرقه را پیدا کردم . و ننگ ابدی بودن با این فرقه را از خود بزدایم و البته بها سنگینی هم پرداخت کردم و فرقه رجوی با هر انچه در توان داشت بر علیه من بکار برد  اما  همانند صدها جدا شده با شرف دیگر که پشیزی به لجن پراکنی ها و تهمت وجعل اسناد و افترا پشیزی به این فرقه قائل نشدم و زمستان سیاه  تمام شد و باز هم روسیاهی برای فرقه سیاه رجوی ماند.

انچه هم می نویسم و بیان می کنم شرح درد است و اشتیاق که این پرانتز سراسر از تباهی و خباثت که نسلی را به نیستی و نابود کشاند دیگر بار در تاریخ کشورمان تکرار نشود. و نوری باشد به دخمه تروریست ها که به دست عدالت گرفتار شوند. البته مطالبه اصلی ما از این فرقه بقوت خود باقی است و ارزو می کنم که روزی در یک دادگاه کیفری بین المللی رجوی تروریست  محاکمه و مجازات شود

و در آخر

می‌روی و در بیراهه خیانت گم می‌شوی

می‌روی و هر قدمت آفتی است و هر نگاهم شکایتیست

عیسی آزاده

22 می 2021

آلمان فرانکفورت

لینک به منبع

تهی کردن انسانها از انسانیت در مکتب رجوی 

***

عیسی آزاده پارلمان اروپاشرط بندی عربستان سعودی روی اسب بازنده 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/تناقضات-مشمئز-کننده-در-فرقۀ-رجوی،-سازم/

تناقضات مشمئز کننده در فرقۀ رجوی، سازمان مجاهدین یا دار التناقض

تناقضات مشمئز کننده در فرقۀ رجویعیسی آزاده، وبلاگ بیان حقیقت، سی و یکم اوت 2019:… الآن هم که با یک موز گرم و با یک غوره سرد می شود یک روز حرف های ترامپ و وزیرش را غیر مسئولانه می خواند یک روزهم به بولتون دل خوش می کند. جالب تر اینکه امروز تیتر زده از قول ترامپ و وزیر خارجه اش که امریکا خواهان تغییر مسیر حکومت ایران است در حالیکه همین چند روز پیش ترامپ در نشست جی 7 در پاریس گفت که هدف آمریکا تغییر رژیم ایران نیست بلکه آمریکا یک ایران قوی می خواهد. فکر کنم سران فرقۀ رجوی در اثر این تناقضات و پرت و پلا گویی ها دچار جنون گاوی شده اند. تناقضات مشمئز کننده در فرقۀ رجوی، سازمان مجاهدین یا دار التناقض 

تناقضات مشمئز کننده در فرقۀ رجویتحریم خواست مجاهدین خلق بود نه ملت ایران

تناقضات مشمئز کننده در فرقۀ رجوی، سازمان مجاهدین یا دار التناقض؟!

نوشتۀ عیسی آزاده از مسئولان و فرماندهان سابق سازمان مجاهدین

عیسی آزاده فرانسه

عیسی آزاده فرانسه

فرقۀ رجوی در تگنا و بن بست سیاسی با مغلطه گویی و با وارونه جلوه دادن مسائل و معضلاتش بقول معروف دست پیش می گیرد که پس نیفتد غافل از اینکه علیرغم همۀ خوش رقصی ها و اثبات مزدوری اش به بیگانه و ارباب، بجز دیکتاتور سابق عراق هیچ رهبر سیاسی و یا کشوری این جریان مافیایی را جدی نگرفته است و هر چه بیشتر در انزوای سیاسی قرار گرفته است.

.در آخرین نمایش خیایانی این جریان مافیایی در پاریس با آوردن تعدادی از عناصر بازنشسته اش از جاهای مختلف و اجارۀ تعدادی مهاجر برای این نمایش بازهم بی آبرو شد و ایرانیان مستقل و بیزار از این جریان مافیایی اجتماعشان را جدا کرده و اعتراضاتشان را به این فرقه آلوده نکردند. در داخل کشور هم که این فرقه دقیقا از رفتار و خصوصیات کفتارگونه استفاده می کند و هر حرکت اعتراضی از هر قشر جامعه را به کانونهای موهو م شورشی برچسب زده و مصادره می کند. کانون شورشی اصلا وجود خارجی ندارد و فقط یک اسم بی مسما است که همانند صدها اسم های بی مسمای دیگر که در گذشته توسط این جریان مافیایی اعلام شدند بعد از مدتی از فرط رسوایی و خالی بودن چنته شان آنها را هم از سایتهایشان پاک خواهند کرد چرا که سالهای اذهان اسرایشان را با کلمات پرطمطراقی مانند هسته های مقاومت، تیمهای ارتش ازادیبخش در داخل ایران و ستاد داخل کشور و فرماندهی ارتش ازادیبخش در داخل ایران، انجمن های به اصطلاح هوادار در داخل ایران، پایگاههای مقاومت در داخل ایران، ستاد مالی داخل کشور و دانشجویان و سندیکاهای کارگری هوادار در داخل کشور وووو…. مشغول کرده بودند که اکنون دیگر از این واژه ها در رسانه های فرقه خبری نیست. الان هم شب و روز کانون شورشی می خورند و کانون شورشی می پوشند و اخیرا به  چند شهر هم پسوند شورشی اضافه کرده اند!!! منتظر فیلهای بادی بعدی هستیم!!!

براساسا تجارب چند ده ساله و مشاهدات عینی و دست اندر کار بودن، یک دوره 6 ساله در عراق کار فرقه هزینه کردن سرسام آور برای جذب جوانان عراقی  و عشایر روستایی و تعیین مستمری برای آنها هیچ ثمره ای نداشت و آخرش مشخص شد که باد هوا بوده است و در همان دوران بیش از صد سازمان و حزب و انجمن جعلی توسط فرقه ایجاد شد و یک کار تبلیغاتی بسیار گسترده هم در کنارش انجام میشد از تهیه مهر و کارت و لوگو و سربرگ تا درست کردن کارت شناسایی برای افراد برای عبور از ایستگاههای کنترل امریکایی ها وو…. حتی کار به جایی رسید که چند صد جوان عراقی از روستاها و شهرهای اطراف اشرف مانند نای،  دوجمه،  مرفوع کبیر و صغیر و شهرستان خالص و مقدادیه و منصوریه و بعقوبه و…. را در اشرف پانسیون و شروع به آموزش تشکیلاتی و نظامی و ایدئولوژیک آنها کردند که در همان یک ماه اول آنهمه آموزش تشکیلاتی و نظامی و ایدئولوژیک برای افرادی فاقد سواد و غیر سیاسی با گرایش های شدید قبیله ای شکست خورد و هر جلسه به اصطلاح انتقادی برای افراد مسئول آنها در فرقه با کتکاری و داد و بیداد و فحاشی تمام میشد تا اینکه فرقه تحت فشار دولت وقت عراق و آمریکایی ها مجبور شد که پایگاه این عناصر را ببندد و با وعده و وعید و دادن پول های زیاد آنها را بعنوان نیروی ذخیره به خانه هایشان روانه کرد که متاسفانه بیش از نود درصد این جوانان که دیگر انگیزه ای برای کار و زندگی نداشتند بعدها جذب القاعده و بعد هم داعش شدند خدمتی که رجوی به القاعده و داعش در عراق کرد هیچ کدام از پشتیبانان این جریان های تروریستی نکرده اند.

این تناقض را فرقه به حساب خودش قورت داده اما بارها گلویش را گرفته است.

یک تناقض عجیب دیگر در دستگاه تئوریک فرقه تغییر آموزش های تشکیلاتی بود. بعد از سقوط دیکتاتور عراق و مسلط شدن آمریکایی ها در عراق رجوی قافیه را باخت و از ترس قالب تهی کرد که تاثیر متقابل آن روی روحیه تک تک ما هم بود و از بالا تا پایینمان انگار گرد مرگ به رویمان پاشیدند. به هر حال رجوی با ترفند اینکه ما خلع سلاح نشدیم بلکه داوطلبانه سلاحهایمان را تحویل دادیم سرهمه مارا شیره مالید و در آخر هم گفت من بین سلاح و شما  صاحب سلاح یعنی شما را انتخاب کردم.

با اعلام خبر عملیات تروریست ها و زدن برج های دوقلو در آمریکا فرقۀ رجوی جشن وشادی در قرارگاه باقر زاده (گوشه ای از پادگان طارق گارد جمهوری عراق) برگزار کرد و از همۀ بلندگوها سرود نبرد با آمریکا و نابود باد آمریکا پخش می شد و رجوی هم باد به غبغب می انداخت که «بنازم به اسلام که حتی در خوانش ارتجاعی اش ببین چه می کند وای به روزی که اسلام انقلابی خواهر مریم وارد شود».

یادم هست وقتی بعد از یک کش و قوس طولانی با سازمانهای اطلاعاتی آمریکایی در عراق و ارتش آمریکا که باید برای مصاحبه نزد آمریکایی ها می رفتیم و تک به تک اسکرین می شدیم همه افراد توجیه می شدند که یادتان نرود در رابطه با برادر مسعود بگویید او از دوران زندان در زمان شاه هیچ خصومتی با آمریکا نداشته و ما دشمن را ارتجاع و آخوند ها می دانستیم واقعا جالبه حتی در دوران شاه هم بگویید رجوی گفته دشمن ما همان زمان هم ارتجاع بوده است!!!

در تدوین آموزش های جدید تشکیلاتی و تاریخچۀ سازمان بخش مربوط به کشتن و ترور مستشاران آمریکایی و ضد امپریالیست بودن سازمان مجاهدین بطور کامل حذف شد اما در تمام کلاس ها هر روز خبر از تنش و بهم ریختگی گزارش می شد که سرود نبرد با امریکا چه شد؟ سرود سرکوچه کمینه مجاهد پر کینه آمریکایی بیرون شو خونت روی زمینه چه شد؟ سرود میلیشیا که «بریز بر جهانخواره آتش میلیشیا» چه شد؟ امپریالیسم جهانخوارچه شد؟  اصلی ترین دشمن خلق ها چه شد؟ وو… اینها متداول ترین سئوالانی بودند که افراد از مربیان می پرسیدند. مربیان بیچاره پاسخ جدی نداشتتند و آخر هم کلاس با انبوهی تناقض تمام میشد و این سیکل مرتب ادامه داشت.

در جریان دادگاه پوئک در انگلیس وکیل ها و نمایندگان فرقه رجوی به وضوح اعلام کردند که سازمان مجاهدین دیگر جنگ مسلحانه و خشونت را کنار گذاشته و خط مشی آن مبارزه سیاسی و متمدنانه است.

بعد از خروج از لیست دوباره رجوی شعار جنگ مسلحانه و ارتش موهوم ازادیبخش را علم کرد.

با روی کار آمدن ترامپ هم فرقه از حول حلیم در دیگ افتاده و هنوز هم در حال دست و پا زدن است و در سال 2018 هم اعلام کرد که رژیم تا تا پایان سال سرنگون خواهد شد.

الآن هم که با یک موز گرم و با یک غوره سرد می شود یک روز حرف های ترامپ و وزیرش را غیر مسئولانه می خواند یک روزهم به بولتون دل خوش می کند.

جالب تر اینکه امروز تیتر زده از قول ترامپ و وزیر خارجه اش که امریکا خواهان تغییر مسیر حکومت ایران است در حالیکه همین چند روز پیش ترامپ در نشست جی 7 در پاریس گفت که هدف آمریکا تغییر رژیم ایران نیست بلکه آمریکا یک ایران قوی می خواهد.

فکر کنم سران فرقۀ رجوی در اثر این تناقضات و پرت و پلا گویی ها دچار جنون گاوی شده اند.

اولا همه ایرانیان و مشخصا چهره های مطرح سیاسی در داخل ایران و جریان های ایرانی خارج کشور به اتفاق خواهان تغییر مسیر از جمله نگرش در قانون اساسی و پایان دهی به فرد محوری و ولایت فقیه و انتخابات شفاف و لغو ممیزی های شورای نگهبان و غیره هستند.

فرقۀ رجوی استاد جعل خبر و فتوشاپ و سند سازی قلابی و کشکی است اما دیگه جرات نمی کند که حرفهای ترامپ و وزیر خارجه اش را دستکاری کند  و وارونه نماید.

بهر روی هر قسمت و هرجا ی این فرقه تبهکار که متمرکز بشوید مملو از تناقض و فریبکاری است.

از عکس رهبر مرده اش که عکس 25 سال قبل اورا نشان می دهد و گاهی هم که مریم قجر یاد دوران چریکی اش می افتد عکس دوران جوانی همسر مرحوش را بنمایش می گذارد.

اما مهمترین و اصلی ترین تناقض در دستگاه این فرقه تناقض ایدئولوژیک است. اقای علامه حسینی در یکی از سخنرانی هایش مطرح کرد که مریم رجوی گفت من اعتقادی به حجاب و روسری ندارم ولی مجبورم این فرم را رعایت کنم چون ما اعلام کرده ایم یک سازمان مسلمان و شیعه هستیم.

درامور و مسائل شرعی و به غایت ارتجاعی مربوط به فقه شیعه رجوی هزار بار از مرتجع ترین آخوندهای شیعه هم مرتجع تر است.  از جزیی ترین مسائل شرعی تا کلی ترین آنها دست آخوند ها را از پشت بسته است. در داخل تشکیلات فرقه ای که اینهمه به دامان آمریکا چسبیده و خودش را در محافل اروپایی و آمریکایی به صورت مدرن و امروز و ضد ارتجاع و سکولار لانسه می کند ما حق نداشتیم پیراهن آستین کوتاه بپوشیم یا جوراب نپوشیم و حتی موکتها را در محوطۀ اشرف جوراب به پایمان می شستیم!! و کسی حق نداشت جلوی مسجد و یا در بیرون در دید خواهران وضو بگیرد!! یا جلوی خواهری حتی در اتوبوس بخوابد!! هیچ خواهری حق نداشت از برادری در بیمارستان حتی اگر نسبت خانوادگی داشته باشد مثلا دختری از پدر مریضش عیادت کند چون باید وارد اتاقهای بستری بشود که برادران در آنجا دراز کشیده اند!! و وقتی خواهران که با لباس و حجاب کامل اسلامی در خیابان می دویدند خیابان را می بستند و هیچ برادری نباید خواهری را در حال دویدن ببیند!! و خواهران نباید به تماشای مسابقات فوتبال برداران بروند!! وآن شدت جداسازی زن و مرد که در تشکیلات سراسری فرقه در خارج و عراق و آلبانی برقرار بوده و می باشد در هیچ رژیم ارتجاعی مذهبی وجود نداشته و ندارد. مثلا در کدام کشور اسلامی متعصب مرتجع پمپ بنزینها را زنانه و مردانه می کنند؟ که رجوی در اشرف برقرار کرده بود. اگر عکسهای زنان در قرارگاههای فرقۀ رجوی با آن حجاب محکم که یک تار مو هم نباید بیرون باشد و با آن لباسها در گرمای عراق را با عکسهای زنان در خیابانهای تهران زیر حاکمیت آخوندها مقایسه کنید به تناقضات دستگاه رجوی از مادون ارتجاعی  تا شعارهای مافوق مدرن مریم قجر در محافل اروپایی به خوبی پی می برید.

در همین حال و در اوج تناقض، خنده دار تر از همه این است که مریم قجر با روسری قرمز اسلامی استالینی اش! شعار لائیسیته و سکولاریسم می دهد. یادمان نرفته است وقتی دونفره به هم نان قرض می دادید رجوی می گفت انتخابات یعنی چه؟ مریم مهر تابان رئیس جمهور مادام العمر ایران  و مریم هم می گفت مسعود رهبری است که زمینه ساز ظهور حضرتش خواهد شد!!. حالا خود بخوانید حدیث مفصل از این مجمل فرقۀ سر تا پا دروغ ودغل و تناقض.

اما طنز داستان اینجاست که نفرات تشکیلات فرقۀ رجوی از بالا تا پایین نماز را برای رفع تکلیف  می خوانند و آنهم نه کامل بلکه برای دیده شدن و ترس از انتقاد نشدن و روزه راهم برای رژیم غذایی و یا جلب توجه می گیرند.

سخت گیری مربوط به پوشاک زنان و مردان و تفکیک شدید جنسیتی هم در تشکیلات بخاطر ترس از رابطه برقرار کردن زنان و مردان است زیرا زنان و مردانی که قریب سی سال با اجبار در تجرد قرار گرفته اند به شدت تحت فشار مسائل جنسی شان هستند وبه هر در و دیواری می زنند که رابطه برقرار کنند چرا که این خصوصیت هرانسان و حق طبیعی اش هست. در اینجا رجوی برای حفظ نیروها و استثمار فکر شان مسلمانی را کنار می گذارد چون به ضررش است زیرا رجوی و همسرش در اذهان تک تک افراد فرو کرده بودند که بین بین المرء شما و در قلب و ضمیر تان فقط باید دونفر باشد مریم و مسعود!! اگر شما زن بگیرید یا شوهر کنید دیگر عشقتان به رهبری کم می شود البته اینهم دروغ بزرگی است. آنها در تشکیلات انسانها را به ربات مبدل کرده اند و در قرن 21 بدترین نوع استثمار یعنی استقمار فکری را اعمال می کنند انهم با کنترل ذهن تک تک افراد در 24 ساعت روز و هفت روز هفته . این کار  به غایت ضد انسانی و خلاف قانون رجوی با سخت گیری های شدید تشکیلاتی و کنترل ذهن به اجرا در می آید.

از دیدگاه ایدئولوژیک مراسم های مذهبی از جمله سوگواری های مربوط به ماههای محرم و شب های قدر و نمازهای عید فطر و قربان هیچکدام جنبه اعتقادی ندارند اما برای قیاس کردن خودشان با مسلمانان شیعه و منزوی نشدن مجبور به نمایشهایی در این زمینه ها هستند.

سرتا پای سازمان مجاهدین (فرقۀ رجوی) که در حال حاضر بعنوان یک سازمان مافیایی ابزار دست قدرت ها و سازمانهای اطلاعاتی  است مملو از تناقض و تلاش بیهوده برای رفع ورجوع آنها است.

تلاش می کنیم که در فرصتی دیگر به جزییات این تناقضات بپردازیم.

عیسی آزاده

29 اوت 2019

تناقضات مشمئز کننده در فرقۀ رجوی، سازمان مجاهدین یا دار التناقض؟!

لینک به منبع

***

رجوی بازیگری خیالی در دنیای سیاست امروزیسازمان مجاهدین خلق ؛ از توهم تا واقعیت

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/فرقه-رجوی-و-استراتژی-در-گل-مانده/

فرقه رجوی و استراتژی در گل مانده

فرقه رجوی و استراتژی در گل ماندهعیسی آزاده، وبلاگ بیان حقایق، بیستم ژوئن 2019:… از فلاکت سیاسی دیگر این فرقه این است که اینبار  اطلاعیه جفنگیاتش را با نام کمیته در جستجوی عدالت صادر کرده که مطلقا وجود خارجی ندارد. این اسم را فرقه از فیلم در جستجوی عدالت (به انگلیسی Out for Justice) عنوان فیلمی رزمی و اکشن به کارگردانی جان فلین محصول کشور آمریکا و ساخته سال ۱۹۹۱ میلادی است. کمیته در جستجوی عدالت مطلقا وجود خارجی ندارد و فقط یک بلوف است که دهها بار توسط رسانه های فرقه بازنشخوار شده است. فرقه رجوی و استراتژی در گل مانده 

مریم رجوی گرامیداشت ترور خشونت و جنگ مجاهدین رجوی تظاهرات بروکسل و آغاز پایانی دیگر

فرقه رجوی و استراتژی در گل مانده

وطن فروشی و خیانت رجوی با ترفند هدف وسیله را توجیه می کند چنان این فرقه را در باتلاق افکار پوسیده و خط و خطوط بغایت ارتجاعی و ضد ایرانی  و متکی به بیگانه فرو برده است که نزدیکترین نیروهای این فرقه هم دیگر از وعده و عید های رهبر سابق رجوی مفقودالاثر و همسرش که فعلا سکان این کشتی در هم شکسته را بر عهده دارد بی باور هستند و قبول ندارند. از طرف دیگر بطور مستمر هم الباقی نیروهای این فرقه در آلبانی آب می روند و ازاین فرقه جدا می شوند.

طی چهار دهه فرقه رجوی فقط در شکاف های سیاسی به حیاتش ادامه داده و کماکان هم به همین سیاست حباب گونه ادامه می دهد. بعد از روی کار آمدن ترامپ رهبران فرقه شب و روز جشن گرفتند و مستمر برای الباقی اسیران در آلبانی قصه ها به هم بافتند که سال 1397 دیگر پایان ماجرا ست و عید 97 همه در خانه هستند و مریم قجر سوار بر قالیچه ترامپ در کشور فرود خواهد آمد.و بر تخت سلطنت جلوس خواهد کرد این توهمات بجایی رسید که سران فرقه همانند دوران اقتدار صدام حسین دیکتاتور سابق عراق روزشمار سرنگونی تنظیم کردند و حتی مسئولیت های لشکری و کشوری  را هم تعیین و مشخص کردند. اوج این فضاحت ابلهانه با روی کار امدن بولتون بوده است و دیگر کار را تمام شده تلقی کردند.

انچنان این فرقه دچار توهم شد که سایت اصلی و سایت های پوششی  اش روزانه مملو از باز نشخوار جنگ طلبان امریکایی و اسرائیلی شده است . رجوی در طی حیات سیاسی اش برای نمونه حتی یک بار هم به خطاها و اشتباهاتش اعتراف و انتقاد نکرده است و انچنان خودش را معصوم و عقل کل در اذهان جا زد که در تشکیلات فرقه هم کسی جرات نکند لام تا کام در رابطه با خطاهای رهبر لب به اعتراض بگشاید کسانی هم که خطر کردند و در مقابل این دیکتاتور کوتوله ایستادند به طرق مختلف و روش های استالینیستی حذف و از دور خارج شدند.

بایک مرور سریع به وقایع و رویدادهای چهار دهه گذشته خواهیم دید که چگونه بعد از شکست استراتژی جنگ مسلحانه در دهه 60 و سرنگونی شش ماهه رژیم کمر این فرقه شکست و خیلی سریع اعتبار سیاسی اش را از دست داد و عملا سازمانی که مدعی رهبری جامعه بود به یک فرقه مافیایی تبدیل گشت و عملا در طی این چهل سال گذشته بعنوان یک کارت دست منفور ترین دیکتاتور ها بوده است.

رجوی در چهار دهه گذشته هر وقت خودش را در محاصره سیاسی می دید اولین کارش ایجاد خفقان و سرکوب نیروها بوده و به زعم خودش با این روش صدای معترضین را در گلو خفه می کرد.

طی چهار دهه گذشته هزاران نفر از این فرقه جدا شده اند و چندین هزار نفر هم قربانی جاه طلبی ها رجوی شده و جانشان را از دست دادند.

رهبران این فرقه که جسارت پذیرش یک اشتباه را ندارند مدعی نیروی پیشتاز بودن هم هستند و طی دهها سال با پول های باد آورده و اهدایی صدام حسین و اخیرا هم با کمک های میلیونی سعودی و سایرین با خیمه شب بازی و علم کتل دنبال خودنمایی سیاسی می باشند که این حربه هم دیگر بی اثر شده و کوس رسوایی فرقه از سخنرانان اجاره ای تا جمع اوری سیاهی لشکر با پول هنگفت عالم گیر شده  و بوی گند آن همه جا به مشام می رسد.

فرقه تروریستی رجوی که امسال از طرف فرانسه و آلمان حسابی پس گردنی خورد و این کشورها اجازه ندادند که مریم قجر همانند سالیان قبل در سالن ویلپنت مثل  مانکنها روی سن خودنمایی کند، به ناچار کمتر ازسیصد نفر آدم را از سرتاسر اروپا و آمریکا در بروکسل جمع کرد که بنوعی با سیلی صورتش را سرخ نگهدارد.

اما همین کارهای ابلهانه هم در هیچ بازار مکاره ای مشتری ندارد. و فرقه رجوی بدترین نیروی بنجل سیاسی است که همه کاربران ایرانی در صحنه مجازی در بیو خودشان اولین چیزی که نوشته اند ورود ممنوع برای نفرات این فرقه است که هر کدام با چندین اکانت جعلی شبانه روز در حال گشت و گذار در فضای مجازی هستند.

فرقه تروریستی رجوی با خیانت رجوی و قلع و قمع نیروها توسط وی  در حال حاضر بک جریان کاملا ورشکسته و در هم کوبیده است و تعدادی افرادی پیر و درب و داغان و در هم شکسته در آلبانی بدون هیچ آینده ای  همانند رهبرفعلی شان مریم قجر چشم به قضا و قدر دوخته اند تا شاید از این ستون به آن ستون فرجی باشد.

اما واقعیت سرسخت تر از این چیزهاست و همه چیز قانونمند است. نوکری و مزدوری هیچ آینده ای برای فرقه باقی نگذاشته و بدون شک با ریزش مستمر نیرویی به زودی شاهد فروپاشی این فرقه خواهیم بود و این شغال مکار از صحنه سیاسی جارو خواهد شد. خط و نشان کشیدن برای منتقدین و مخالفان هم یک لاف در غربت است و النهایه تبدیل به تف سربالا خواهد شد. البته تمام این خط و نشان کشیدن ها برای نسق گیری ار نیروهای درمانده و باقیمانده در آلبانی است که این هم همانند چهار دهه گذشته دردی از فرقه درمان نمی کند.

از نظر مردم ایران فرقه رجوی شغالی است که نحوست آن باید از دامن حق جویان واقعی زدوده ش واین فرقه بعنوان خیانتکار ترین جریان در صد سال گذشته کوچکتر از ان است که در رابطه با مسائل داخلی ایران اظهار نظر کند .

دل مریم قجر فعلا به کانونهای توهمی (به اصطلاح شورشی ) و ارتش خیالی  و رژه دوسه نفره در زیر زمین خانه ها خوش است که با آب و تاب و انواع ترفند ها  یک عکس را با دهها مدل مونتاژ و منتشر می کنند. نکتۀ خنده دارتر این است که در تصویر اکسیونشان در بروکسل  اندک بودن جمعیت را با مونتاژ بادکنک در روی عکس ها ماست مالی کرده بودند.

از فلاکت سیاسی دیگر این فرقه این است که اینبار  اطلاعیه جفنگیاتش را با نام کمیته در جستجوی عدالت صادر کرده که مطلقا وجود خارجی ندارد. این اسم را فرقه از فیلم در جستجوی عدالت (به انگلیسی Out for Justice) عنوان فیلمی رزمی و اکشن به کارگردانی جان فلین محصول کشور آمریکا و ساخته سال ۱۹۹۱ میلادی است.

فرقه رجوی و استراتژی در گل مانده

کمیته در جستجوی عدالت مطلقا وجود خارجی ندارد و فقط یک بلوف است که دهها بار توسط رسانه های فرقه بازنشخوار شده است. ما که در تشکیلات این فرقه در عراق بودیم بعد از سقوط صدام شاهد بودیم که چگونه رهبران فرقه دست به ساختن انواع گروهها و انجمنها و شوراهای صنفی و اجتماعی تنها روی کاغذ با آرم و سربرگهای ساختگی ستادهای اجتماعی و روابط خارجی می زدند و به نام همانها بیانیه های قلابی ترجمه شده از فارسی با عناوین پنج میلیون عراقی و سه میلیون شیعه و تمام جمعیت استان دیالی و… «خواستار ماندن مجاهدین و نیروهای آمریکایی در عراق هستند»!! صادر می کردند!! که آنقدر رسوا و مشخص بود که دست نوشته های خود فرقه با فرهنگ و ادبیات خاص آن و کاملا بیگانه با فرهنگ و خواسته ها و ارزشهای عرب و عراقی می باشند که مسئولین دولت عراق دست به افشای آنها در تلویزیون عراق زده و نمایندگان پارلمان عراق آنها را طی یک جلسۀ ویژۀ پارلمان عراق توهین به مردم عراق بویژه شیعیان آن کشور و توهین به شعور آنان اعلام کرده و آنرا محکوم ساختند و خواستار اخراج فوری این فرقه از خاک عراق شدند.

اینبار چون در برابر افشا گری و انتشار کتاب خانم فرشته هدایتی کم آوردند با ترفند و با جعل یک اسم که اصلا وجود خارجی ندارد اطلاعیه صادر کردند و وی را تهدید نمودند. اینجانب بعنوان یکی از مسئولین سابق فرقه رجوی افشاگری های خانم فرشته هدایتی را تایید کرده و اتهامات سخفیف فرقه بر علیه ایشان را محکوم می کنم.

فرقه رجوی یک روز با اسم کمیسیون امنیت و ضد تروریسم که اصلا وجود خارجی ندارد و روز دیگر با اسم سخنگوی معلوم الحال و یک روز هم از زبان سران فرقه با اسمهای مستعار برای جداشدگان خط و نشان کشیده و انها را تهدید می کند که البته هیچیک این دروغ پردازیها ها و تهدید های تروریست های فرقه که دست آموز دستگاه امنیتی و فداییان صدام هستند از چشم نیروها و ارگانهای امنیتی اروپا پنهان نیست و دروغ های تکراری گوبلز دوران یعنی رجوی مفقودالاثر و همسر تبه کارش کسی را نمی فریبد. نمونه اش همین ویدئو با لینگ زیر می باشد که 5 سال قبل در یوتیوب بارگذاری شده و در طی این مدت تنها سه نفر آن را دیده اند!! که آنها هم حتما یکی خود بارگذار و یکی مسئول چک کنندۀ بالا دستش و یکی هم فرد تحت مسئولش بوده!! که یادشان رفته خودشان اقلا یک لایک مثبت برای آن بزنند! تا تعداد لایک مثبتشان چنانکه می بینید صفر نباشد و یک منفی هم خورده است. کلیه عملکردهای این فرقه مفتضح است و همواره مثل تف سر بالا به صورت نا مبارکشون فرود آمده است.

 https://www.youtube.com/watch?v=DBS7IBD4HCw

عیسی آزاده پاریس

20 ژوئن 2019

فرقه رجوی و استراتژی در گل مانده

لینک به منبع

*** 

گزارش اشپیگل آلمان از کمپ تروریستی مجاهدین خلق فرقه مریم رجوی در آلبانی و تمرین قتل و جنایت و ترورآشفته بازاری است بیا و ببین – پاسخ آقای غلامرضا شکری در رابطه با جعلیات فرقه رجوی در آلبانی

همچنین: